خانه
شماره جاری
آرشیو
ادبيات کلاسيک ايران در اسپانيا
صفحه 81
نشست هفتگي شهر کتاب به بررسي مشترکات فرهنگي بين ايران و اسپانيا در حوزه فلسفه، ادبيات و موسيقي اختصاص داشت که با حضور دکتر ميرجلالالدين کزازي در مرکز فرهنگي شهر کتاب برگزار شد. ميرجلالالدين کزازي سخنانش را اينگونه آغاز کرد: نميتوان گفت اسپانيا يکي از کانونهاي فرهنگ و ادب ايران شمرده ميشده است، مانند پارهاي ديگر از کشورهاي اروپايي، اگر بخواهيم به چرايي پديدهها بپردازيم و به اين پرسش پاسخ دهيم ميبينيم که پيوند اسپانيا با تاريخ و فرهنگ ايراني در جهان باستان و روزگار نو با ميانجي و پايمردي انجام گرفته است. وي افزود: يکي از برترين و شناختهترين ويژگيهاي اسپانيا پديده فرهنگي گاو اوژني است، اسپانيا سرزمين گاو اوژنان است، نميخواهم از واژه گاوکش بهره ببرم. اين پديده توسط ماتادورهاي اسپانيا روايي يافته و خاستگاه کهني را به تصوير کشيده است. اين شاهنامهپژوه خاطرنشان کرد: ميتوان انگاشت که پديده نامدار گاو اوژني در اسپانيا نمود، نشان و يادگاري باشد که يکي از آيينهاي کهن ايراني در اين سرزمين هنوز برجاي مانده است. آن آيين مهرپرستي و ميترائيسم ناميده ميشود. اين آيين در ايران زمين در پي تنگبيني و خشکانديشي موبدان زرتشتي از ميان رفت و در باختر زمين گسترش و روايي بسيار يافت و پيش از آيين ترسايي برترين آيين جهاني در جهان شاهي روم، آيين مهر بود. وي افزود: در آيين مهرپرستي يکي از نگارههاي بسيار شناخته شده که بهويژه نمونههاي فراوان از آن را در روم باستان و اروپا ميتوان يافت نگاه مهر است، جوان برومند و رخشانروي که بر پشت پاي ژنده نشسته و خنجري بر آن کشيده است و ميخواهد گاو را پي کند. نويسنده «نامه باستان» يادآور شد: گاو اوژني يکي از ويژگيهاي بنيادي مهر ايراني است و گاو در نمادشناسي، کهنترين نشانه آفرينش آب و خاک، جهان گيتي و پيکرينه است زيرا گاو، مام زمين محسوب ميشود و در افسانه کهن هم ميبينيم که زمين با شاخ گاوي نهاده شده و در برابر شير، نماد آفرينش برين و آتشين است. وي افزود: در گاهشماري نمادين و ايراني دومين ماه سال که ماه شگفتي و پروردگي جهان آب و خاک است رستاخيزي در گيتي روي ميدهد. ارديبشهت، ماه گاو است و در برابر دومين ماه تابستان که در آن خورشيد در بيشترين پرتوفشاني خود قرار ميگيرد، ماه شير است و بيهوده نيست که يکي از آشناترين نگارههاي تخت جمشيد نگاره شيري است که چنگ بر کپل گاوي زده و گرم درشکستن و فروافکندن آن است. اين استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در اين پديده آسمان بر زمين و گيتي بر مينو و مينو بر گيتي چيره ميشود، اين ورزش و پديده فرهنگي که در اسپانيا روايي يافته، بخش سرشتي و ساختاري آن ناگزير از فرهنگ اسپانياست. مهر با پي کردن گاو ميکوشد آفرينش را از بند برهاند و جانها را رهايي ببخشد و زمين را به آسمان بپيوندد و بازگرداند. پيوندهاي اسپانياييها با ايرانيان به روزگاران بسيار کهن نيز بازميگردد. وي افزود: در هر دو آشناييها و پيوندهايي که اسپانياييها با ايرانيان داشتهاند در روزگار کهنتر و نوتر اين آشنايي يکباره و بيميانجي نبوده است و فرهنگ ايراني به ياري اسلام به اسپانيا ميرود و اسپانيا دروازهاي ميشود که باختر زمينيان بتوانند با فرهنگ ايرانزمين آشنايي بجويند ولي همه آنچه را که فرزند برومند و بالابلند ايران پديد آوردند از سر ناداني و تيرهدلي به ديگران باز ميخوانند و خواهش من اين است زماني که دانشورانه سخن ميگوييم مرزها را پاس بداريم و بگوييم ايرانيان چنين کردهاند. کزازي يادآور شد: ما در روزگاراني هستيم که بخواهند يکي از دانشمندان فرهنگ و تاريخ ايران را بربايند و از آن خود کنند، آيا اين ايرانيان بودهاند که اين همه دانش را همراه خود به اسپانيا بردهاند يا باختر زمينيان؟ من بارها گفتهام که اگر آيين گرامي اسلام به ايران زمين نميآمد چيزي به نام فرهنگ اسلامي پديدار نميشد آن فرهنگ نيز مانند فرهنگ کهن ازآن ماست. وي افزود: ما نميخواهيم مانند ديگران آنچه ازآن ما نيست به نيرنگ و ترفند به خود بازبنديم و آنچه ازآن ماست به آساني از دست بدهيم. فرهنگ ايراني به ياري دين اسلام به اسپانيا برده شد و بزرگاني در آن سرزمين پديد آمدند که مايه نازش بودند و قلمرو گوناگون دانش، ادب و هنر را پايهريزي کردند اما اسپانياييها از آن روي که با زبان پارسي کمتر آشنايي داشتند فرهنگ ايراني را به ياري زبان تازي ميشناختند و بخت آن را نيافتند که با زبان شکرين ايراني آشنا شوند. اين استاد دانشگاه يادآور شد: يکي از گراميترين و گرانمايهترين داستانهايي که تا کنون نوشته شده دن کيشوت از سروانتس نويسنده اسپانيايي است. دو ويژگي برجسته دن کيشوت که با شيوه داستاننويسي ايراني ميبينيم روش داستان در داستان است که از کهنترين شيوههاي داستاننويسي محسوب ميشود. ادبشناسان باخترينه برآن باورند که اين ويژگي از ادب خاورانه ستانده شده است. وي افزود: اين داستانها از درون داستانهاي هزار و يکشب برآمده و شيوهاي در داستاننويسي پديد آورده است. اسپانياييها با زبان و ادب پارسي در روزگار کهنتر به ياري ديگر زبانهاي اروپايي آمدند و ما ايرانيان با اسپانياييها بيش از ديگر اروپاييها پيوند داريم.
ارسال مطلب بوسیله ایمیل
چاپ خبر