خانه
شماره جاری
آرشیو
صورت حيات و عمق نفوذ
صفحه 81
دومين نشست از سلسله درسگفتارهايي در فلسفه دين، "مدلي در تبيين معناداري و شناختاري بودن زبان دين" از سوي گروه فلسفه دين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي با ارائه سخنراني توسط دكتر سيد حسن حسيني و با موضوع "مروري بر مهم ترين نظريه هاي زبان دين و نظريه زبان طبيعي دين" و دكتر قاسم پورحسن با موضوع "نظريه صورت حيات و عمق نفوذ" برگزار شد. دکتر حسيني به عنوان اولين سخنران درباره نظريه طبيعي دين گفت : مهمترين ويژگي اين نظربه سازگاري و انطباق آن با منطق دورن ديني اديان است، برخي عناصر اين نظريه مشتمل بر برخي اصول نظريههاي پيشين ميباشد، اما ادعاي اصلي من بيشتر مبتني بر ارائه طرحي نو در خصوص مسئله زبان دين است، ارائه ديدگاهي نوين با تأكيد بر رويكرد زبان طبيعي است. به عبارت ديگر، پيش فرض اين ديدگاه، طبيعي بودن زبان است. استاد دانشگاه صنعتي شريف سپس به تبيين ويژگيهاي زبان طبيعي دين كه از اصل زبان طبيعي (با رويکرد خاص) نشأت گرفته است پرداخت. مباحث مطروحه زبان طبيعي دين بدين ترتيب است: 1- معناداري مفردات در زبان طبيعي متکثر و چند سويه است؛ 2- معناداري و تحقيق پذيري از يکديگر جدا است؛ تحقيق پذيري در انحصار صدق و يا کذب گزاره ها نيست؛ 3- تحقيق پذيري صدق و کذب از منابع معرفتي متعددي نشأت مي گيرد؛ 4- معناداري سيّال و متحول است؛ 5- زبان طبيعي صورت زبانهاي غير طبيعي است؛ 6- زبان طبيعي ترکيبي از کاربردهاي مختلف زباني است. در ادامه اين نشست دكتر قاسم پورحسن، استاديار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي، به بحث درباره نظريه صورت حيات و عمق نفوذ پرداخت. وي در آغاز سخن با اشاره به اين نکته که سرچشمه نخستين نظريه صورت حيات و عمق نفوذ به گزاره هفتم تراکتاتوس ويتگنشتاين يعني گزاره پاياني باز مي گردد: آنچه درباره اش نمي توان سخن گفت، مي بايد درباره اش خاموش ماند، گفت : آراء ويتگنشتاين درباره ديني بسيار پراکنده است و بحثي منسجم ندارد او اگرچه خود را متدين نمي داند (در گفتگو با دِرُوري Drury) اما مي گويد نمي توانم از اينکه هر مساله اي را از ديدگاه ديني ببينم اجتناب ورزم. وي بيش از هر چيز به رستاخيز مسيح مي انديشد که به نجات از جانب او اميد دارد لذا در کتاب «فرهنگ و ارزش» مي نويسد: به رستاخيز باور دارم و زندگي بدون رستاخيز و منجي به جهنم مي ماند که انسان را از بهشت دور مي کند. او در نامه اي به راسل در 1912 از تأثير زياد کتاب «انواع تجربه ديني» ويليام جيمز بر خود ياد کرد، و در يادداشت هايش از مجذوب شدن اثر تولستوي يعني «خلاصه اناجيل اربعه» ياد مي کند. وي در ادامه سخنانش با اشاره به اين موضوع که آثار ويتگنشتاين درباره دين و زبان دين دو مرحله دارد گفت : مرحله اول: تراکتاتوس، يادداشت ها، درس گفتاري درباره اخلاق؛ مرحله دوم: درس گفتارهايي درباره باور ديني، فرهنگ و ارزش، ملاحظاتي بر شاخه زرين فريزر. ويتگنشتاين در درس گفتاري درباره دين مي گويد دين در نهايت راه زندگي است. گزاره ها و کلمات فقط و فقط اگر به «جريان زندگي» بازگردند، داراي معنا خواهد بود. زبان همچون زندگي متنوع است. همانطور که تنها يک نوع بازي وجود ندارد واژه ها هم يک نوع کاربرد ندارند. پس کلمات که فقط در بافت اين بازي هاي مختلف معنا دارند، معنا داري شان مبتني بر کاربردشان است. کلمات و زبان در متن زندگي و صور حيات Forms of Life معنا دارند. صورت حيات همان کل زمينه ها، کنش ها و اعمال و فرهنگ است. تا فرد در صور خاصي از حيات شرکت نکند يا تا اندازه اي با آن همدلي نداشته باشد، معناي زبان و کلمات براي او صورت خاصي نداشته و نمي تواند آن را درک کند. پس نمي توانيم خارج از صورت حيات دين درباره آن زبان داوري کنم يا قانوني براي داوري آن وضع کنيم. هرچه شرکت در يک حيات عميق تر و بيشتر باشد، فرد صاحب صورت نيرومندتر شده و درباره آن حيات واجد باور عميق مي گردد که همان عمق نفوذ است لذا معناداري نيز مي تواند بر اساس تصوير حيات، داراي مراتب باشد.دکتر پورحسن با اشاره به کتاب تراکتاتوس و اينکه ويتگنشتاين معنا را همان ساختار و گزاره مي داند اظهار داشت: ويتگنشتاين معتقد است که زبان تصويري از جهان است لذا آنچه تصوير باز مي نمايد، معنا آن است. پس از طريق زبان جهان را مي دانيم. بنابراين: زبان من، جهان من است. او مهمترين ويژگي گزاره را تصويري بودن آن مي داند. گزاره هايي که جهان را به تصوير مي کشند، معنا دارند. از اين رو هر گزاره هم درباره جهان چيزي مي گويند (sayable) و هم نشان مي دهند (showable). حوزه زبان حوزه جهان است و اگر از اين محدوده خارج شود بي معناست. در پايان اين نشست دکتر جوادي نيز به نقد و بررسي سخنراني هاي ارائه شده پرداخت.
ارسال مطلب بوسیله ایمیل
چاپ خبر