خانه
شماره جاری
آرشیو
الهيات محيط زيست
صفحه 78
آيت ا... دکتر سيد مصطفي محقق داماد در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعاتي فرهنگي در مورد "الهيات محيط زيست" به سخنراني پرداخت. وي در سخنانش با اشاره به اني نکته که بر اساس گزارش قرآن از روز نخستين آفرينش آدم، خداي خالق جهان دغدغه فساد عقل را توسط انسان داشته است و لذا ملائکه به او اعتراض کردند اما واقعيت اين است که اوج اين دغدغه در همين دهه هاي اخير اتفاق افتاده گفت: علت ديرهنگام بروز نگراني از تخريب محيط زيست ناشي از پيشرفت تکنولوژي و تحول صنعتي و بحرانهاي برخاسته از مصرف بي رويه و اسراف منابع است و اين مسئله را به ذهن بشر آورد که آينده بسيار بسيار خطرناکي در پيش دارد. وي پس از قرائت گزارشي از پرفسور هاپس استاد علوم فضايي دانشگاه سياتل که از ميزان تخريب محيط زيست ناشي از جنگ دوم خليج فارس خبر مي دهد، تصريح کرد: اول آسيب ناشي از جنگ، منهاي تخريبهاي منابع انساني، تخريبهاي زيست محيطي است. وي در پاسخ به اين سؤال که چه چاره اي بايد انديشيد؟ تأکيد کرد: به نظرم راه حلهاي تکنولوژيک از سوي علماي تجربي در مواجه با آلودگي محيط زيست به جاي حل مسئله، صورت مسئله را پاک مي کند چون به علت اصلي توجه نمي کنيم و به همين دليل تاکنون مشکل باقي است. دکتر محقق داماد مسئله محيط زيست را يک مسئله الهياتي خواند و گفت: بحران محيط زيست در دل دانش الهيات بايد مطرح شود نه در علوم تجربي چراکه بحران زيست محيطي يک بحران اخلاقي و يک بحران الهياتي (به معناي فلسفه سنتي) است. وي ريشه گستاخي بشر در تخريب محيط زيست را ناشي از جهان بيني خواند و افزود: محيط طبيعي بشر و تمام جهان را يک موجود بي جان نگاه کردن و خود را عزيز دردانه اين آفرينش محسوب کردن و خود را به جاي خدا در جهان نشاندن و جهان را ستايشگر بشر نشان دادن، نتيجه اش چنين بحراني مي شود. متأسفانه در اين مسئله امروز علم و فلسفه با يکديگر هماهنگ هستند؛ فلسفه مي گويد اصالت انسان در جهان و علم هم مي گويد يک جهان بي جان. اين بشر در درون اين جهان گويي يک عزيز دردانه اي است که تمام اين جهان فدايي او شود. آيت ا... محقق داماد تصريح کرد: عده زيادي از نويسندگان غربي که در زمينه محيط زيست قلم زده اند، اين گناه را به گردن اديان مي اندازند. اديان را متهم کرده اند و مي گويند از آنجايي که اديان بشر را عزيز بي جهت معرفي کرده و تمام موجودات به بشر سجده کرده اند و لذا خداوند اين جهان را براي بشر آفريده و بشر بي محابا هرچه به چنگالش مي رسد از اين طبيعت استفاده مي کند. ممکن است در اين قضيه متون مسيحيت (کليسايي) مقصر باشد اما اين اتهام به دامن اسلام هرگز نخواهد نشست. وي جريان گستاخي بشر را متوجه علم دانست و گفت: راز قضيه اين است که علم چنين کوتاهي کرده و گفته جهان يک موجود بي جان و ابزار براي بشر است و بشر امروز را به جاي خداي اديان معرفي کرده است. اگر قرار بود که اين اتهام متوجه اديان باشد چرا در سالهاي قديم چنين نبوده؟ چرا در يک قرن اخير و بعد از پيشرفت تکنولوژي و تحولي که در علم و صنعت پيش آمد بحران محيط زيست مطرح شد؟ عضو فرهنگستان علوم با تأکيد بر نگاه الهياتي به جهان، افزود: شايد در طول تاريخ اديان تنها در قرآن اين مسئله پيدا مي شود که اول جايي که به طبيعت قسم خورده شده و مظاهر طبيعت مورد سوگند خداوند قرار مي گيرد در قرآن است. به نظر مي رسد قرآن کاملا متوجه اين نکته بوده که زياده طلبي و مسرف بودن بشر روزي اين خطر را دارد که محيط خود را فاسد کند لذا در قرآن آمده که در روز اول آفرينش از بشر تعهد گرفته که محيط ريست خود را آلوده نکند. وي با بيان اينکه در قرآن در کنار سوگندهاي طبيعي به بعد تربيتي بشر نيز توجه شده است، افزود: در سوره والشمس پس از اينکه خداوند به اجرام آسماني و آيات الهي در زمين قسم ياد مي کند، به نفس بشر قسم مي خورد "... والنفس و ما سواها فالحمها فجورها و تقواها..." فجور و تقوا که در درون نفس بشر به صورت الهام گونه گذاشته شده در کنار سوگندهايي که به طبيعت خورده شده نشان مي دهد که اين طبيعت اگر بخواهد سالم بماند و به فساد و تباهي نکشد بشر بايد از فجور اجتناب کند و حالت تقوا داشته باشد. وي با بيان اينکه حفظ طبيعت در کنار اخلاق قرار دارد، يادآور شد: در قرآن آيه صريح داريم که اين عهد که بر آن خدا سوگند ياد کرده به خاطر اين است که به موجب اين تعهد بايد بشر زمين را آباد کند. موضوع تعهد، آبادي زمين است و به هيچ وجه اجازه مصرف بي رويه و آلودگي زمين به بشر داده نشده است.
ارسال مطلب بوسیله ایمیل
چاپ خبر