نزاع آشتی‌ناپذیر سنت و مدرنیسم

چاپ
نوشته شده توسط Administrator سه شنبه ۰۹ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۵:۵۰

نزاع آشتی‌ناپذیر سنت و مدرنیسم

هنر مدرن مصر و جنبه‌های اسلامی آن
شوین انگلس تاد
ترجمه سعید احمدی علیایی*
عابد تقوی**


هدف از این مقاله، بررسی شیوه  تاثیر و نفوذ اسلام در هنر معاصر مصر است. این مسئله، با نیم‏نگاهی به موارد متمایز و مشابه هنر مدرن مصر در تقابل با هنر مدرن غرب روشن تر خواهد شد و اگر برای این دوره از هنر مصری، در جستجوی نام مشخصی هستیم، اصطلاح پست مدرنیسم، کفایت می‎کند. البته به عنوان مدلی از تفکر و نه به عنوان یک سبک. چرا که رابطه  سلیقه ای و شخصی هنرمندان مصری با هنر غربی و همچنین انتخاب‌های گوناگون از شیوه‌های مختلف غربی، اجازه  نمی دهد آثار این هنرمندان را در چارچوب مکاتب غربی توصیف کنیم. با عنایت به این نکته که، «ایسم» در فرهنگ غرب به مفهومی در حوزه سبک اشاره دارد، که جریان‌های ایدئولوژیکی را نیز در برداشته باشد. [حال آنکه در هنر مصری این جریان‌ها در سطح شیوه ها و تکنیک ها باقی می ماند.] 
ایده‌ها، مفاهیم و پدیده‌های باختری، در هنر مصر، اشکال متمایزی نسبت به هنر غربی، به خود گرفته اند. برای مثال، ممنوعیت های مذهبی صورتگری در اسلام، احکامی مشابه در جهان مسیحیت  دارد [که مسیرهای متفاوتی را در عصر ظلمت اروپایی و قرون اول جهان اسلام، ایجاد کرده‌اند]. به هر حال هنر مدرن مصر، یک پدیده  قرن بیستمی است و در تقابل و تعامل با  فرهنگ اروپایی شکل گرفته است. البته شکی نیست که دوگانگی بین مدرنیسم و ارزش‌های سنتی همواره وجود دارد، اما در دوران مختلف، از اهمیت متفاوتی برخوردار بوده است. اساس هنر مدرن تصویری مصر را همین «نزاع آشتی ناپذیر سنت و مدرنیسم» پایه گذاری کرده است؛ هنرمندان مصری خود را میان بسیاری از منابع و ماخذ متناقض سرگردان می یابند.
***
زیباشناسی اسلامی یا زیباشناسی عربی؟
هیچ‌کس نمی تواند، زیبایی‌شناسی رایج در هنر تصویری اسلامی و هنر تصویری عربی را یکی بداند. با وجود برخی شباهت‌ها در هنر تصویری کشورهای مختلف عربی، تفاوت‌های قابل تاملی نیز دیده می شود که آن تمایزها ناشی از میراث باستانی کشورهایی مانند مصر، بابل و فلسطین است. اسلام تنها یکی از جنبه‌های مختلف یک جامعه  دینی است. شباهت‌هایی هم که در هنر مدرن کشورهای عربی وجود دارد، از این واقعیت ناشی می‌شود که اکثر کشورهای عربی، تا اواسط قرن بیستم تحت حکومت اروپاییان بودند. از این رو، سیستم های آموزش و پرورش براساس مدل های اروپایی طراحی شده اند.
ممنوعیت تصویرپردازی در اسلام به گونه‎ای است که هیچ انسانی نمی‌تواند خود را [از طریق آفرینش تصاویر موجودات زنده] با خدا مقایسه کند. این ممنوعیت در قرآن به صراحت بیان نشده، بلکه به عنوان بخشی از احادیث نبوی است. پژوهشگران در مورد زمان و چگونگی آغاز این ممنوعیت اختلاف نظر دارند. آشکار است که این ممنوعیت در رابطه ای تنکاتنگ با هراس بازگشت به دوران بت‎پرستی، و همین‌طور گمراهی مومنان اعمال شده است. ولی با این حال ممنوعیت تصویرپردازی به آن شدت که در مساجد اجرا می شد، در مکان‌های غیردینی مورد توافق نبود و این منع مذهبی سبب ظهور و توسعه هنری متمایز از هنر غربی در جهان اسلام شد. در تاریخ اسلام، برخی از آثار هنری فیگوراتیو1، به صورت نقاشی‌های دیواری و دکوراسیون سقف در قصرها، یا به صورت نقاشی‌های مینیاتوری در نسخه‌های خطی دیده می‌شوند که این سنت غنی از نقاشی مینیاتوری در چارچوب هنر تصویری اسلامی شناخته می شود. محدودیت اصلی هنرمندان در تصویرپردازی مربوط به نسخه‌های خطی قرآن است. جایی که تحت هیچ شرایطی تصویرگر اجازه ترسیم تصاویری از انسان یا سایر موجودات زنده را ندارد. مینیاتور در نسخه‌های خطی، که عمدتا مربوط به آثار علمی، اشعار و یا داستان‌های قهرمانانه بود، وجود داشتند. حتی تصاویری از پیامبران سایر ادیان هم دیده می شود، اما هیچ کس این جسارت را در خود نمی‌بیند که تصویر [حضرت] محمد (ص) را روی کاغذ بیاورد.
در هنر معاصر مصر، تاثیر هنر اسلامی دوره‌های قبل، معماری و هنرهای کاربردی در میان بسیاری از هنرمندان بارز است و بیش از همه، سنت خوشنویسی. در حالی که به نظر می‌رسد نقاشی‌های مینیاتوری کم‌ترین تاثیر را داشته است، آن هم در آثاری که تلفیقی هستند از خطاطی و ترکیب بندی های فیگوراتیو. رویدادهایی از قصص قرآنی و زندگی پیامبر (ص) نیز تاثیرگذار بوده‌اند. در واقع موقعیت مصر در جهان اسلام منحصر به فرد است؛ تاریخی طولانی و غنی، از فراعنه و قبطی‌ها تا فرهنگ‌های مختلفی که در مسیر تاریخ بر سرزمین مصر نفوذ کرده‌اند [ایران، یونان، رم و اسلام]. این همه، درک یک فرهنگ یا مذهب به خصوص را به عنوان تنها منبع الهام‌بخش آثار هنری غیرممکن می‌کند و باید برای هر کدام حقی قائل شویم. ضرورت صحبت از جنبه‌های اسلامی هنر تصویری، درک تفاوت‌هایی است که در موتیف‎های هنرهای اسلامی و مسیحی وجود دارد. در فرهنگ غربی، کلیسا، اشراف و بورژوازی، بسترهای گسترده‌ای برای هنرهای مذهبی و سکولار پهن کرده‌اند. ولی این نزدیکی در میان مسلمانان دیده نمی شود. ممنوعیت‌ها در مراسم و اماکن مذهبی لازم‎الاجراست و جای خالی شمایل های مسیحی را نشان می دهد. گرچه ذهن انسان همیشه به دنبال بازنمایی است ولی این بازنمایی‌ها به ارتباطات مذهبی ختم نمی‌شود و در حد یک نماد باقی می‌ماند. مثلا خانه کعبه نمادی می‌شود از مرکز جهان.
هنر تصویری، از پدیده‌هایی است که در مصر مدرن ظهور کرد تا تعامل بین سنت ها و ایده های ملل غربی و مصری را سرعت ببخشد. موسسات دانشگاهی غربی، گالری‌ها و موزه ها هم در این بحث جا دارند. با وجود این مردم مصر از دو دیدگاه متفاوت قضایا را رصد می‌کنند؛ نگاه اول از همه  سوغات غربی استقبال می‌کند و در قبول گرایشات غربی وسواس به خرج نمی‌دهد. نگاه دوم، اکثر ایده‌های غربی را از منظر سیاسی، ملی و یا مذهبی رد می‌کند. این نگاه ها مستلزم دو نظر متضاد درباره  هنر است. نظر ابتدایی گرایش بین‌المللی دارد و جریان هنر را از لحاظ زیباشناختی، فراتر از همه  ایده‌های ملی، عقاید سیاسی و مذهبی، می بیند. نظر ثانوی گرایش ملی دارد و ادعا می‌کند هنر کارکردهای مهم سیاسی و تا حدی مذهبی دارد. البته بسیاری از هنرمندان را می توان ما بین افراط ها قرار داد.
در هنر مدرن مصر آثار فیگوراتیو به ندرت دیده می شوند و این موضوع در نگاه اول ما را متعجب می کند. من همیشه تصور می کردم که هنرمندان اسلامی، در زمینه استفاده از نقوش انتزاعی، نسبت به همتایان غربی، از نقوش ساده تری استفاده می کنند. ولی واقعیت چیز دیگری است؛ سنت خوشنویسی و تذهیب های طلایی در حاشیه کتب قدیمی، کار خودشان را کرده اند. البته برخی از هنرمندان در خوشنویسی، به محتوای متنی که می نویسند، بیشتر اهمیت می‌دهند و یادآوری احادیث پیامبر (ص) و آیات وحی بیشتر راضی شان می‌کند. برخی هم از طریق خطوط هنر خوشنویسی به اکسپرسیونیسم انتزاعی نزدیک می شوند. و اما هستند کسانی که خوشنویسی را با تصاویر فیگوراتیو تلفیق می کنند. به همین دلیل منتقدان نمی توانند از تاثیر سنت تصویری مینیاتور چشم پوشی کنند. البته در کنار تاثیرات گذشته  دور، موارد مهمی از گذشته  نزدیک هم برای هنر مدرن مصر به یادگار مانده اند. بنای سیستم آموزشی غربی درآکادمی ها هنری بر هنر فیگوراتیو بود. با اینکه هنر تصویری مدرن با برخی از جنبه های فرهنگی، تاریخی و مذهبی کشورهای اسلامی متضاد است، ولی روند هنر مدرن مصر را مسلمانان بقیه کشورها هم تجربه کردند. پروفسور علی ویجدان کتابی دارد با عنوان بررسی هنر معاصر در جهان اسلام، که در آن به زمان و مکان تاسیس دانشکده‌ها و موسسات آموزشی هنری، در مصر، ایران و عراق اشاره می‎کند.
نکته  مهم دیگری هم هست که شاید خیلی جزئی به نظر برسد، ولی ارزش گفتن دارد. «شیوه  دیدن» آثار مصری با آثار غربی متفاوت است. تصاویر غربی عمدتا از چپ به راست تبیین می شوند، در حالی که تصاویر مصری از راست به چپ خوانده می‌شوند. این عادت دیداری از قواعد نوشتاری ناشی می شود. رمز و راز  نوشتن، محیط بصری جامعه را، [به عنوان نمونه تابلوهای تبلیغات] تحت تاثیر قرار می دهد.

جریان های اولیه (1980-1920)
در این سال ها، هنر مدرن مصری، مرحله  تاسیس را می گذراند. گرایش غالب، در جنبه  ملی، از میراث باستانی مصر الهام می گرفت. و این گرایش در این سال‎ها، از چند جنبه اهمیت داشته است. مجسمه سازهایی مثل محمود مختار و نقاش محمد نقی، از هنر فراعنه الهام گرفته‌اند، ولی در عین حال به سنت اروپایی هم توجه می کردند. طوری که خودشان را در قید و بند هیچ کدام آزار نمی‎دادند. هنر فیگوراتیو، هنر غالب این دوران است؛ کسی نمی‎تواند نقش هنر و ادبیات را در بیان هویت ملی، انکار کند. 
تنوع زیادی در هنر معاصر مصر دیده می‎شود. جریانی از اصلاحات سطحی در تکنیک‎ها با نگرش امپرسیونیستی نسبت به سبک‌های معناگرا احساس می‎شود. این تغییرات، راهی برای گرایش‌های دیگر در نقاشی مدرن مصری باز کرده‎اند. نقاشان مصری از آن زمان تا امروز، از عناصر غربی، که با عناصر مصری در قالب شیوه‎های شخصی ترکیب شده‌ بودند، استفاده کرده‌اند.
در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، هنر سیاسی، سوسیالیستی، با نمونه‎های مختلفی از ایده‌های پان عربی غالب شد. نگرش غرب نسبت به خاورمیانه پس از تاسیس اسرائیل، هر دسته از روشنفکران غرب‎گرای مصری را به راهی تازه برد و آن‌ها را به سمت کار برای وحدت عربی هدایت کرد. تمایل اتحاد با مردم فلسطین و قیام علیه اسرائیل در این سال‌ها قوی بود. نقاشانی مانند عبدالهادی القذار AbdolHadi al-Gazzar  تا حدی هم‌راستا با جهت‎گیری سیاسی پان عربییسم کار کردند، تا اینکه در دهه هفتاد، تغییراتی در هنر سیاسی، و به تدریج در جنبه‌های اسلامی و نیز در هنرهای تصویری نسبت به واقعیت اجتماع و سیاست پدید آمد.
دوره معاصر 1980 – 2000
علاوه بر گرایشات ملی، جنبه‎های اسلامی نیز نقش بسیار مهمی دارد و دارای وجوه ملی و بین‌المللی است. در وجه بین‌المللی، حضور اسلام، فرهنگ مشترک عرب و اسلام، با اروپا به شیوه جدیدی برخورد کرد. جنبه اسلامی را در دو شکل کلی بروز دادند: 1- آثار خطاطی و خوشنویسی 2- اشکال تمثیلی که یادآور مذهب و فرهنگ و تاریخ هستند.
تمایل برای اجرای جنبه‌های اسلامی، جایگزین بخشی از نیازهای سیاسی هنر معاصر مصر و همینطور جایگزینی برای جنبش‌های دیگر غربی مثل سوررئالیسم شد. منشاء هنر سیاسی، رئالیسم اجتماعی غربی است و به عنوان یک گرایش، اهمیت حیاتی دارد. طوری که امروز هنرمندان کمی وجود دارند که روابط بین‌المللی، دلبستگی‌های غربی، را در هر دو نقاشی انتزاعی و فیگوراتیو، حفظ می‌کنند. برای هنرمند مصری اولویت اول با نقاشی‌های سنتی روی بوم است و بعد تکنیک‎های تجربی. همچنین تنوع زیاد در شیوه‎های بیان‌ هنری، که اکثرا الهام گرفته از منابع کهن هستند، سبب نفوذ هنر پست مدرن شده است. تلفیق عناصری از هنرهای معماری و خوشنویسی، شیوه‌ای نو برای خلق آثار هنری به ارمغان آورده‎اند.
عبدالوهاب مرسی (متولد 1931)، اهمیت خوشنویسی را در دین اسلام از سال 1975 در آثارش نشان داده است. [در یکی از آثار او] سه فرم عمودی در شکل مدالیون با خوشنویسی‌ها و اشکال هندسی داخلی با پس زمینه‎ای از نوارهای مورب زرد دیده می‎شود. شکل عمودی به رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز و سیاه و سفید، فرم ساده هندسی دارد. خوشنویسی‎ها رنگ‌های مشابهی دارند، چرا که هدف از این خوشنویسی خوانده شدن آن نیست، بلکه عنصر تزئینی تصویری بوده و به طور واضح به مدلول‎های تاریخی، مذهبی و فرهنگی دلالت می‎کند. (تصویر شماره1)
مرسی، که از جمله پیشگامان نقاشی امروز مصر است، با اینکه از فرهنگ زمان خودش الهام می‎گیرد ولی نمی‎تواند هنر تصویری زمان فراعنه را کنار بگذارد، وی برای چندین سال توسط مرکز آثار باستانی استخدام شده بود و شغل مادام‎العمر وی بازسازی و ترمیم هنر فراعنه است.
سبک شخصی او ترکیبی از هنر فیگوراتیو و انتزاعی است. کار او عمدتا دو بعدی بوده و تاثیر واضحی از هنر فراعنه گرفته است. افزون بر این، او از رنگ‌های ساده و روشن و بدون سایه، با تفاوت‌های ظریف، و در برخی موارد، از برگ طلا استفاده می‌کند. ایده‎های اصلی آثار وی، از تاریخ مصر باستان، جهان اساطیر و همچنین از زندگی روستایی اقتباس شده است.
در اثر «ماسک» (1989) پس‎زمینه فرهنگ‎های قبطی و اسلامی مشترکا دیده می‎شود. پس‎زمینه قرمز است، و یک ترکیب تقریبا مستطیل شکل هندسی، تمام تصویر را پر کرده است. در این بافت، مهم‌ترین بخش، چهره یک زن است.
در راس تصویر یک هلال کوچک و بالای سر زن دو ماهی دیده می شود. در پیشانی‎اش، یک تکه بزرگ از جواهرات نقره‌ای دارد، و در زیر صورتش یک هلال دیگر ماه که بسیار بزرگ‎تر و طلایی رنگ هست.
رنگ‎آمیزی آن روشن و سرشار از تفاوت‌های ظریف است، ولی رنگ‌های قرمز و قهوه‌ای در آن غالب شده‎اند. ماهی نماد مسیحیت قبطی در کلیساهای ابتدایی دوران باستان است. هلال احمر هم یکی از گسترده‌ترین نمادهای اسلامی است. این نقاشی با وجود نمادهایی که از دو مذهب متفاوت انتخاب شده اند، در چارچوب فرهنگ مصر باقی مانده است.(تصویر شماره2)
نقاشی «میراث فرهنگی» (1974) میراثی از ادیان مختلف و فرهنگ‌های مصر است. در قسمت میانی، ترکیبی ابر مانند در برابر پس زمینه زرد دیده می‎شود. منطقه تیره پایین تصویر، با رنگ‌های قرمز، سیاه و سفید و با علائم اولیه و ارقام هندسی تزئین شده است. شکل کروی، در واقع هسته مرکزی نقاشی با خط عربی و با رنگ‌های قهوه‌ای و سیاه و سفید هست، در اطراف این هسته روبان‌های قهوه‌ای با دکوراسیون هندسی و قبطی، و مذاهب یهودی، فراعنه و نمادهای مذهبی اسلامی خودشان را نشان می‎دهند. همه این نمادها، نشان دهنده مراحل مختلف مهم در مصر و فرهنگ مصر است. تنوع فرهنگی و مذهبی در مصر موضوع اصلی آثار مرسی است.(تصویر شماره3)

برای آثار خطاطی طاها حسین (متولد 1929) به ندرت می توان اهمیت ویژه‌ای قائل شد، آن‌ها بیشتر شبیه مطالعاتی در مورد جنبه‌های تزئینی خوشنویسی هستند. در اثر «الله» (1985) که جنبه  تزئینی دارد، الله، به وضوح با حروف سفید و سبز در یک چارچوب مربع با حاشیه سبز به کار برده شده است. رنگ سبز در اسلام مقدس است. پس زمینه تصویر هم کاملا سفید بوده و با خطوط نازک مورب تزیین شده است. در قسمت پایین‌تر، پس زمینه تا حدی به رنگ قهوه‌ای و سیاه و سفید متمایل شده که در آن خوشنویسی در دو تا سه ردیف با حروف سفید و قهوه‌ای به کار رفته است. به گفته حسین، هدف این نیست که آنچه نوشته شده، خوانده شود، حروف مختلف به صورت تصادفی از متون گوناگون انتخاب شده و تا حدی بر روی یکدیگر نوشته شده‌اند. این اثر، نمایش گر تلفیق منابع الهام گوناگون است. این شیوه کاربردی دارای سنت طولانی در مصر است. تاثیر خوشنویسی کلاسیک دیوارهای مساجد و نسخ خطی به وضوح در آثار طاها حسین احساس می‌شود. در نهایت، جوهره آثار وی، آن چیزی است که در خانه‌ همه مومنان مشترک است، قابی که نام خدا با خطی زیبا در میان آن نوشته شده است. (تصویر شماره4)
وی در شیوه ای مدرن‌تر، و در اثر «خوشنویسی سیاه» (1986) روش اکسپرسیونیست‎ها را در نقاشی به کار گرفته است. یک نقاشی با رنگ‎های سیاه و سفید. خوشنویسی، از لبه‌های تصویر با یک مارپیچی (شبيه ستاره های کهکشان) به مرکز پر نور تصویر کشیده می‎شوند. حروف بزرگ در لبه‌ها، به حروف کوچک‌تر در مرکز تبدیل می‌شوند. به هیچ وجه هدف، بیان یک پیام نوشته شده نیست، و تصویر باید به عنوان یک ترکیب انتزاعی تلقی شود. این حروف اغلب بر روی یکدیگر نوشته می‌شوند و این باعث می‌شود که دیدن بیشتر بخش‌هایی از کلمات نوشته شده، غیر ممکن شود. (تصویر شماره 5)
حسین الجبالی (متولد ۱۹۳۴) علاوه بر فرهنگ فراعنه از خوشنویسی عربی و معماری اسلامی هم الهام گرفت. تصاویر او اغلب حاوی نمادهایی از مصر باستان مانند اهرام و خطوط تصویری مصر باستان (هیروگلیف) هستند و همان طور که انتظار می‌رود، دارای یک پیام مذهبی نیز، [گسترده‎تر از یک مذهب خاص] هستند. خوشنویسی او با روش‌های سنتی اجرا نشده، اما قطعات تزئینی آثارش عمیقا ریشه در خوشنویسی کلاسیک عرب دارد، از این رو، هیچ نوشته‏ای در دست خط وی قابل خواندن نیست.
الجبالی، در مقام استاد گرافیک، یکی از چهره‌های برجسته هنر مدرن مصر است. او عمدتا از بریده‎های چوب و تکنیک‎هایی که به جهت این ابزار الزامی می‎شود، بهره می‎گیرد. کاغذهای سیاه و سفید باعث می‎شود رنگ طلایی ملایم برای زمینه به دست آید. «هرم با خوشنویسی» (1990) نمونه‌ای تکراری از اصل هرم است. اهرام ثلاثه برای گرایش مختلف هنری در مصر الهام بخش بوده است. قسمت بالای هرم به رنگ قرمز بوده و در زمینه هرم رنگ آبی غالب شده است. در زیر هرم، رنگ آبی جلوه پررنگ‎تری به خود گرفته تا نمایش ظریفی باشد از رود نیل. طرحی از فرم‌های خوشنویسی با نکات دقیق و ظریف به رنگ برنز، می‌تواند به بسیاری از گیاهان در حال رشد در امتداد نیل مرتبط باشد، که همواره سهم مهمی در زندگی مردم داشته‏اند.(تصویر شماره6)

اثر «خوشنویسی» (1989) که در آن عناصر دکوراسیون و معماری الهام بخش بوده‎اند، اهرام مصر و گنبد مساجد اسلامی را در کنار یکدیگر دارد. هر دوی این بناها با خطوط خوشنویسی احاطه شده‎اند. در زیر این فرم، چندین ردیف از عناصر تزئینی معماری اسلامی وجود دارد. سطح اثر دو بعدی است و اثری از عمق نمایی در آن دیده نمی‎شود. در معماری اسلامی اغلب خوشنویسی در داخل دیوارهای خارجی مساجد و بناهای دیگر یافت می‌شود. گنبد اغلب با فلزاتی مانند طلا یا کاشی لعابدار، و یا گاهی اوقات با طرح‌های هندسی و یا تسلیمی پوشش داده می‌شود. (تصویر شماره 7) در «اشکال قهوه‎ای» (1992) معماری همچنان به عنوان منبع الهام باقی می‎ماند. دو مناره و یک گنبد با رنگ قهوه‌ای تند در برابر یک پس زمینه ملایم‎تر. این بناها را حاشیه‎هایی از خوشنویسی عربی در میانه، به چند بخش تقسیم کرده‎اند.(تصویر شماره8)
احمد عادل کریم (1954) از موتیف‎ها و شیوه‏هایی استفاده می کند که به وضوح تأثیر او را از جریان و سبک های هنری نشان می‎دهد. سبک شخصی وی از میان نقاشانی برخاسته که  محصول جریان‎های انتزاعی، اکسپرسیونیستی و سورئالیستی هستند. او به طور جدی در زمینه خوشنویسی فعالیت نمی‏کند، اما حرف «الف»، که اولین حرف از حروف الفبای عربی است، در بسیاری از تصاویر او دیده می‌شود. «الف» نیز نمایش‏گر اصل توحید به نمایندگی الله است. «الف طلایی» (1993) در سمت چپ به دنبال حرف الف رنگ‎های طلایی دیده می‎شود. این حرف که به سمت چپ متمایل شده است، همچنین می‌تواند نشانه  باستانی مار الهی مصری باشد. پس زمینه سرشار از تفاوت‌های ظریف رنگ خاکستری است و سطح آن دارای بافت غنی از الیاف گوناگون است که پیش از نقاشی به بوم وصل شده است. در سمت راست یک بخش طلایی برای ایجاد تعادل میان حرف «الف» و کلیت اثر وجود دارد. «الف» در آثار وی مانند ستونی است که زیر فشار سنگین کمر خم کرده است. طوری که حرف S در زبان انگلیسی را به خاطر می آورد. (تصویر شماره9)
این شکل نیمه S، ترکیبی است که وی در موارد بسیاری از آن استفاده می‌کند. ما می‌توانیم این فرم را در حالت‌های گوناگون در اثر «اشکال سرخ» (1993) ببینیم. این فرم در موارد متعدد، به سر اسب‎هایی می‎ماند که در بازی شطرنج می‎بینیم. سه لایه از ترکیبات تصویری تو در توی یکدیگر دیده می‏شوند، که عمدتا بلند و باریک هستند، به جز اسب‌های کوچک، دو پرنده هم وجود دارد، که همگی دارای شکل S در سر و گردن هستند. اشکال، تناوب‌هایی مانند نور در مقابل پس زمینه تاریک، نور و روشنایی است، و طیف مقیاس رنگ از رنگ قرمز زنگ زده به سیاه و سفید، با برخی از رنگ‌های خاکستری و سبز را نمایش داده است.(تصویر شماره10)
ماریام عبدالعالم (1929) چندین سال از طریق کرسی استادی رشته گرافیک در فرهنگستان هنرهای زیبای اسکندریه، برای بسیاری از نقاشان معاصر و جوانان هنرمند گرافیست اهمیت والایی داشت. در حال حاضر به کامل کردن شیوه  شخصی خود مشغول است؛ شیوه‏ای انتزاعی، اکسپرسیونیستی، با برخورداری از برخی عناصر نقاشی سورئال. تصاویر او اغلب مملو از نمادهاست همراه با اشاراتی به تاریخ باستانی مصر و اسلام. او از خوشنویسی در آثارش بهره‏مند می‏شود، اما اجازه نمی‌دهد که به عنصر غالب تصاویرش تبدیل شود. اشکال بزرگ و تاریک اغلب در برابر یکدیگر قرار داده شده و [از جهت حفظ تعادل و تناسب اثر] در تضاد با اشکل هرمی و خوشنویس مانند هستند.
«سرزمین تمدن 1» (1991) نمونه ای است از نقش مایه  مشخص و موکد برای نشان دادن اهمیت تنوع فرهنگی مصر. وی به هر دوی فرهنگ های اسلامی و باستانی توجه کرده؛ هرم‎های کوچک و بزرگ در سراسر تصویر، همراه با نام عربی الله در سمت چپ نقاشی. افزون بر این، حضور پرندگان متعدد و سیاه که از نوع چلچله و بیشتر پرندگان اساطیری هستند، گویای این مطلب است. از پرندگان به عنوان نماد جاودانگی در مصر باستان یاد می‎شد. رنگ‌ها، با تکنیک گواش بر روی پاپیروس، چشم‏اندازی را نشان می دهند که در آن ماسه ها و بخشی از رنگ آبی، رود نیل را تداعی می‏کنند.(تصویر شماره11)
«سرزمین تمدن 2» (۱۹۹۱) نمونه دیگری از ترکیب فرهنگ فراعنه و اسلامی در توصیف او از مصر است. می‌توانیم همان عناصر را ببینیم: اهرام، و بخش‌هایی از خانه‌ها و پرندگان سیاه. اردک و لک‎لک گرمسیری هر دو سابقه باستانی در هنر مصری دارند. [نقاشی هایی که به امور روزمره در مصر پرداخته اند] همینطور عناصر خوشنویسی با نمایش آزادانه ای که در سمت راست و پایین دیده می‎شود و هم حضوری محدود شده بر برگه  طلایی. وی همچنین از این برگ ها برای پوشش برخی از اهرام استفاده کرده است. اینبار هم رنگ‎های روشن و غلیظ به صورت ضمنی طبیعت آبی مصر را تداعی می کنند.(تصویر شماره12)

آتیا مصطفی (1934) تا حد زیادی با خوشنویسی در نقاشی‌هایش کار کرده است. منتقدان مصری، آثار او را به عنوان هنر اسلامی در نظر می‌گیرند. او از خوشنویسی به عنوان یک عنصر تزئینی استفاده می‌کند، در حالی که فقط جنبه تزئینی ندارد. و چون اسلام برای او اهمیت بسیاری دارد، مایل است از هنر خود برای کمک به گسترش اسلام استفاده کند، و تصاویری در این زمینه را به مردم بازتاب دهد. کعبه برای مدت طولانی به عنوان یک مکان مقدس بوده و هست. همچنین قبل از اسلام، برای مدتی معبدی زیارتی بوده است. با توجه به سنت اسلامی، ابراهیم، پدر ادیان وحدانی است، و پسرش اسماعیل، کعبه را بازسازی کرده و آن را معبد و پرستشگاهی پس از سیل و تندآب قرار داده است.
تصویر او با عنوان «کعبه» در سال ۱۹۸۴ سابقه متفاوتی از این مکان مقدس را به تصویر می‌کشد. داستان در مورد «ابرهه»، کافر حاکم بر یمن است، در مبارزه خود علیه مکه سعی کرده بود برای از بین بردن و حذف کعبه از فیل استفاده کند. این داستانی است که به وضوح در سوره صد و پنجم قرآن ارائه شده است. خدا پس از آن، خشم کرد و گله‌ای از پرندگان غول پیکر را فرستاد که منجر به کشته شدن فیل‌ها شد و تلاش آن‌ها را برای از بین بردن این مکان مقدس، متوقف کرد. عقاب غول پیکر حاکم بر کل تصویر است، در حالی که پنج فیل که در مقایسه با عقاب بیشتر شبیه موش هستند، به دنبال راه فرار هستند. در زیر عقاب، بخش‌هایی از مسجد و کعبه وجود دارد. کعبه، نقش مایه  مشترک در هنر معاصر جهان اسلام است و همینطور در مساجد، مدارس و خانه‌ها دیده می‎شود. (تصویر شماره 13)
در تصاویر دیگر، او از خوشنویسی به عنوان راهی برای طراحی و ساختن یک سری از تصاویر شهرهای اسلامی استفاده می‌کند. نمونه  خوب از سبک خوشنویسی او می‌تواند در «ترکیب I» (۱۹۸۵) دیده  شود. این عکسی از یک شهر است که کاملا تحت سلطه گنبد و مناره مساجد است. در داخل و در بین ساختمان‌ها، ۹۹ نام شناخته شده از خدا و نقل قول‌هایی از قرآن کریم با خطوط زیبا نوشته شده است. در عین حال از خوشنویسی برای تاکید بر فرم‌های معماری بهره برده است. رنگ‌ها دارای روشنایی‌های مختلف و ظرافت‌های نور آبی و قرمز هستند. رنگ آمیزی دراماتیک را همین طور می‌توان در «ترکیب II» (۱۹۸۷) دید. این طرح نسبتا سوررئالیستی، طرحی کاملا تیره از یک مسجد است.
نقش مایه  اصلی منبر آراسته شده است، منبر دارای خوشنویسی عجیب و غریب طولانی بوده، و در اطراف آن عنوان حاشیه زینتی جریان دارد. در پایین و سمت چپ، نه تنها بعضی از جزئیات ساختمان‌، بلکه همچنین یک مسجد، و چندین خط با خوشنویسی دیده می شود. (تصاویر شماره 14 و 15)

نتیجه گیری
در این مقاله، آثار تعدادی از هنرمندان معاصر مصری، که عناصر فرهنگ اسلامی نقش مهمی در آثار ایشان ایفا کرده‌، معرفی شده است. من نیز سعی کردم توضیح دهم که چرا منابع تاریخی هنر معاصر در مصر به مراتب رایج‌تر از این ریشه ها در غرب هستند. آن هنر انتزاعی که در غرب معاصر یا در آثار کهن هنر اسلامی موجود است، در نقاشی معاصر مصر، شاید فقدانش به دلیل برتری جنبه های ملی باشد. (انتزاع در نقاشی معاصر مصر بیشتر براساس نمادها و نشانه های ملی ـ مذهبی است، تا اینکه تقلیدی از انتزاع اسلامی و غربی باشد).
در واقع جنبه های ملی و تاریخی (تاریخ باستان و تاریخ اسلامی) نقش مهم‌تری نسبت به هنر غرب دارند. هنرمندان گاهی اوقات از بخش‌های خاصی از تاریخ باستان یا معاصر مصر، و در موارد دیگر نیز از فرهنگ اسلامی الهام می‌گیرند.
جنبه های اسلامی در هنر معاصر مصر، دارای دو بعد مهم است: بعد محدود و مستقل که صرفا جنبه ملی داشته (آمیخته با فرهنگ مصری بوده) و در محدوده  مرزهای مصر شناخته شده است. بعد دوم، بعد بین‌المللی است (و به دلیل بهره مندی از نشانه های عام اسلامی) به شکل کامل فهم و درک می‌شود.

* دانشجوی کارشناسی ارشد رشته پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران
** استادیار باستان‌شناسی (دوره اسلامی)، دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران

این مقاله ترجمه ای است از:
Svein Engelstad, Islamic aspects in Modern Egyptian Art, Lecture given at Georg Brandes Skolen, Københavns Universitet, 10th February 2005.
پي نوشت
1. هنر فیگوراتیو به آن دسته از آثار هنرهای تجسمی، اغلب نقاشی و تندیس، اطلاق می‌شود که در آن نمودی از دنیای واقعی وجود داشته باشد. این اصطلاح عموما در مقابل هنر انتزاعی به‌کار می‌رود. م