مطالعات اسلام‎شناسي و ايران شناسي در ژاپن

چاپ
نوشته شده توسط Administrator چهارشنبه ۰۳ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۳۱

مطالعات اسلام‎شناسي و ايران شناسي در ژاپن



قدمت مواجهه غربيان با تاريخ و فرهنگ ايران به قرن‎ها مي‎رسد. اما اين مواجهه طي يک صد سال اخير در حوزه ايرانشناسي تبلوري جدي يافته به طوري که طي اين سال‎ها شاهد رشد و گسترش مراکز ايرانشناسي در اغلب کشورهاي مهم جهان از آمريکا، آلمان، فرانسه گرفته  تا ژاپن و چين و روسيه هستيم. در اين مدت تحقيقات قابل‎توجهي در حوزه فرهنگ، تاريخ، آداب و رسوم، زبان و ادبيات و آثار باستاني و حتي آراء و عقايد اسلامي صورت گرفته است. اگرچه ما با سنت ديرينه‎اي در حوزه ايرانشناسي و اسلام‏شناسي مواجه هستيم و در اين ميان چهره‏هاي برجسته‎اي در سراسر دنيا ظهور يافتند که اغلب آن‎ها شهرتشان را به واسطه ايرانشناسي به دست آورده‎اند، اما به نظر مي‎رسد وضعيت ايرانشناسي و اسلام‌شناسي امروز در جهان بايد با دقت و بررسي بيشتري انجام شود.
يکي از کشورهايي که سنت ايرانشناسي و اسلام‌شناسي قابل توجهي دارد، کشور ژاپن است. ژاپن براي ايرانيان نامي آشناست. وجه اين آشنايي را بايد در فضاي اميد و نظم و قدرت اقتصادي و فرهنگ غني و ... دانست. اما چهره‌اي که ايرانيان از ژاپن در ذهن خود دارند طي سال‌هاي گذشته با اتفاقات و رويدادهاي مهمي دائما تغيير کرده است. ژاپن كه تا پايان سده نوزدهم براي ايرانيان منطقه‌اي ناشناخته بود، با پيشرفت حيرت‌انگيز صنعتي و سياسي پس از نهضت تجدد كه از سال 1868 به همت امپراتور ميجي و گروهي رجال دانا و خوش‌فكر و دلسوز نام و آوازه‌اي يافت، با شكست دادن چين در سال 1895 دنيا را به حيرت انداخت، و با پيروز آمدن بر روسيه تزاري در سال 1905 جاي خود را ميان قدرت‌هاي جهاني تثبيت كرد. ايرانيان هم مانند ديگر جهانيان شگفت‌زده شدند، و در آن سال‌هاي ادبار و نوميدي خود به تحسين اين ملت آسيايي كه قدرت‌هاي مسلط اروپايي و جهانگير آن روزگار، انگليس و روس، يكي با او كنار آمده و ديگري از او شكست خورده بود، زبان گشودند.
عروج ژاپن براي ايرانيان در سال‌هاي نزديك به جنبش مشروطه‌خواهي معني و اهميت خاص داشت، آن‌ها به خود اميد مي‌دادند كه پيروزي ژاپن راه آنان را براي رهايي از ستم همسايگان آزمند هموار كند. با همه اين مسائل، ژاپن با اينکه سرزمين نسبتا دوري از ايران تلقي مي‌شود اما طي يکي دو قرن گذشته مراوداتي جدي با ايران داشته و طي اين مدت کتاب‎ها و مقالات متعددي در حوزه ايرانشناسي و اسلام‌شناسي منتشر کرده است. در اين مدت چهره‌هاي نامداري در ژاپن به مسئله ايران توجه کرده‌اند و سعي داشته اند تحقيقات خود را از زواياي مختلفي در حوزه ايرانشناسي و اسلام‌شناسي انجام دهند. در اين دفتر ما نيز پس از انتشار ويژه‌نامه‌اي درباره ايزوتسو که از چهره‌هاي نامدار ژاپني است که جامعه ژاپن در حوزه ايرانشناسي و اسلام‌شناسي مديون وي است، سعي کرديم براي نخستين بار ويژه نامه‌اي را به وضعيت فعلي ايرانشناسي و اسلام‌شناسي در ژاپن افزون بر شناسايي تاريخ ايرانشناسي و اسلام‌شناسي در ژاپن مورد توجه قرار دهيم.
ابتداي اين دفتر را با دو مصاحبه اختصاصي آغاز کرديم. در نخستين گفتگو، کازوئو موريموتو دانشيار تاريخ اسلام و ايران در موسسه مطالعات پيشرفته آسيا دانشگاه توکيو، که مدتي نيز در ايران به سر برده و به زبان فارسي نيز مسلط است درباره وضعيت فعلي ايرانشناسي و اسلام‌شناسي ديدگاه‌هاي خود را بيان کرده است. همچنين پروفسور فوجي موريو، استاد دانشگاه مطالعات زبان‌هاي خارجي توکيو، درباره عرفان و آشنايي ژاپني‌ها با عرفان اسلامي سخن گفته است. وي در اين گفتگو تصريح مي‌کند که تمايل ژاپني‌ها بيشتر به عرفان ابن‌عربي است. همچنين از کساني ياد مي‌کند که در عرفان‌پژوهي در ژاپن تلاش‌هاي جدي کرده‌ و آثار قابل توجهي را منتشر ساخته‌اند. مقاله «ايران‌پژوهي ژاپني‌ها» تاليف دکتر هاشم رجب‌زاده، استاد پيشين دانشگاه مطالعات خارجي اوساکا، که خود سال‌ها در ژاپن به سر برده و سهمي جدي در شناسايي و شناساندن ژاپني‌ها و فعاليت آن‎ها به ايرانيان داشته در اين دفتر آمده است. اين مقاله را مي‌توان تصويري درست و دقيق از وضعيت فعلي ايران‌شناسي و اسلام‎شناسي در ژاپن برشمرد که به صورت اختصاصي براي مجله حکمت و معرفت نوشته شده است. لازم به ذکر است که در اينجا مي‌توان از مقاله شيگيرو کامادا، استاد دانشگاه توکيو ياد کرد که مقاله‌اي اختصاصي درباره وضعيت فعلي اسلام‌شناسي در ژاپن تاليف کرده است. در ادامه اين دفتر سه مقاله ديگر نيز منتشر شده است، که هر کدام وجهه‌اي از ايرانشناسي و اسلام‌شناسي در ژاپن را ترسيم کرده‌اند. مقاله «مطالعات اسلامي در ژاپن زمان جنگ» تاليف، تانادا هيروفومي، به بررسي دقيقي از مجموعه مطالب ذخيره شده توسط انجمن اسلامي ژاپن بزرگ، که به اختصار DNKK "يا کتابخانه اسلامي" ناميده مي‎شود، اختصاص دارد. همچنين مقاله «مسلمانان در ژاپن در مقايسه با مسلمانان اروپا» نيز به بررسي اولين مواجهه بين جهان اسلام و ژاپن مي‌پردازد. اين مواجهه از زماني آغاز مي‌شود که ترک‌هاي عثماني يک ناو دريايي در سال 1980 به ژاپن اعزام مي‌کنند. واپسين مقاله به سيماي مطالعات خاورميانه و اسلامي در ژاپن دوران جنگ با تاکيد بر هاجيمه کوباياشي اختصاص دارد. هاجيمه کوباياشي در مطالعات خاورميانه و اسلامي در ژاپن نقشي جدي ايفا کرده است. کوباياشي يکي از کساني بود که براي تاسيس نخستين موسسه‌ تحقيقاتي دانشگاهي مطالعات اسلامي در 1938 در ژاپن به خدمت گرفته شد.
در پايان نيز بايد بر اين نکته تاکيد کرد که تمامي مطالب اين دفتر توسط ژاپني‌ها و کساني که با ژاپن ارتباطي مستقيم داشته و به عبارتي سال‌ها در اين کشور حضور داشته‌اند و با بطن زندگي و ديدگاه ژاپني‌ها آشنا بوده‌اند، تدوين و گردآوري شده است.
منوچهر دين پرست