درآمدي بر اسطوره زدايي

چاپ
نوشته شده توسط Administrator شنبه ۰۲ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۸

درآمدي بر اسطوره زدايي

وحيد صفري - زهره همت


اسطوره‌زدايي يکي از اثرگذارترين برنامه‌هاي الاهياتي در قرن بيستم بوده است. اين برنامه که پايه‌گذار آن کارل رودلف بولتمان (1884-1976) الاهيدان لوتري و برجسته آلماني بود، در زمان مطرح شدنش در بحبوحه جنگ جهاني دوم، مخالفت‌ها و موافقت‌هاي زيادي را درميان متکلمان و الاهيدانان مسيحي برانگيخت به طوري که مي‌توان آن را نقطه‌عطفي در الاهيات مسيحي در عصر حاضر دانست. اهميت ديدگاه‌هاي بولتمان تا حدي است که برخي الهيدانان، آن را حاکم بر اروپاي بعد از جنگ جهاني دوم مي‌دانند.
تا قبل از انتشار اثر جنجال‌برانگيز بولتمان با عنوان "عهدجديد و اساطير" در سال 1941، او بيشتر به عنوان يک مورخ عهدجديد شهرت داشت. تبحر زياد وي در زبان يوناني که زبان اصلي کتاب عهدجديد به شمار مي‌رود، باعث توفيق روزافزون او به عنوان يک مورخ عهدجديد شده بود. در سال‌هاي قبل از جنگ جهاني دوم، وي رابطه نزديکي با مارتين هايدگر، فيلسوف بزرگ آلماني داشت و از فلسفه او در الهيات استفاده مي‌کرد، ايده اصلي بولتمان در اسطوره‌زدايي اين بود که مي‌توان عهدجديد را به شکل اگزيستانسياليستي تفسير کرد، به طوري که پيام معنوي و اصلي آن محفوظ بماند و در عين حال زنگارهاي اسطوره‌اي از آن زدوده گردد تا براي انساني که ديگر اسطوره‌اي نمي‌انديشد، قابل قبول شود. بدين ترتيب بولتمان پروژه اسطوره‌زدايي خود را آغاز کرد. نخستين اثر وي چنان که گفته شد، رساله "عهدجديد و اساطير" بود، اما او بعدها رساله‌هاي ديگري را نيز در اين زمينه منتشر کرد که برخي از مهم‌ترين اين رساله‌ها عبارتند از: "عيسي مسيح و اساطير"، "اميد مسيحي و مساله اسطوره‌زدايي"، "درباره مساله اسطوره‌زدايي" و ....
تاکنون چندين پايان‌نامه و کتاب به موضوع اسطوره‌زدايي و يا بولتمان و افکار پرداخته‎‍‌‎اند که از جمله مهم‌ترين اين آثار مي‌توان به ترجمه مقاله‌اي از بولتمان با عنوان "مسيح و اساطير"اشاره کرد که به کوشش آقاي مسعود عليا صورت پذيرفته است، اما بي‌شک اين نخستين بار است که يکي از مجلات فارسي به طور اختصاصي به موضوع بولتمان و اسطوره‌زدايي مي‌پردازد.
دبيران پرونده «بولتمان و اسطوره‎زدايي» بر آن شدند در نخستين بخش اين پرونده و به منظور آشنايي بيشتر مخاطبان فرهيخته مجله اطلاعات حکمت و معرفت پيش از ورود به مباحث تخصصي‌ در قالب مقاله‌ کوتاهي با عنوان «زندگي و انديشه رودلف بولتمان»که به همت زهره همت ترجمه شده است، ابتدا ديدگاهي اجمالي در مورد بولتمان، زندگي، آثار، پروژه اسطوره‌زدايي و ماهيت آن و همين‌طور ميراث به جا مانده از وي براي علم الاهيات و ساير انديشمندان، به دست دهند تا در ادامه مباحث مرتبط با اين الاهيدان مسيحي به شکلي جدي‎تر پي‌گرفته شود.
بخش دوم اين پرونده به مصاحبه آقاي وحيد صفري با خانم آنگلا اشتاندهارتينگراختصاص دارد. در اين مصاحبه سوالاتي در زمينه خاستگاه اسطوره‌زدايي، ارتباط بولتمان با بعضي از معاصرينش نظير کارل بارت و تاثير اين افراد در نظريه‎پردازي او مطرح شده و همچنين موضوعاتي همچون تاثير جنگ جهاني بر شکل‎گيري نظريات بولتمان و وضعيت کنوني مطالعه و پژوهش در باب آثار وي، وضعيت ديدگاه‎هاي اين متفکر در دانشگاه‎ها و مدارس آلمان در حال حاضر و امکان انجام اسطوره‌زدايي در مورد قرآن مورد بررسي قرار گرفته‌ است.
مقاله سوم اين مجلد، ترجمه‌اي است از آقاي مجتبي نماينده که به قلم اف.اف.بروس به نگارش درآمده و «اسطوره و عهدجديد» نام دارد. نگارنده مقاله کوشيده است تا در قالب اين اثر به بررسي معاني متفاوت اسطوره در عهدقديم و جديد و شکل تغيير يافته آن نزد بولتمان بپردازد، وي همچنين در اين مقاله بر آن است که روش، اهداف و نتايج اسطوره‌زدايي را مورد بحث و بررسي قرار دهد، او در ادامه تاثير انجام اسطوره‌زدايي در مسيحيت توسط بولتمان را مطمح نظر قرار داده است.
در بخش چهارم اين شماره، آقاي وحيد صفري مقاله‎اي از رودلف بولتمان الاهيدان معاصر آلماني را به فارسي ترجمه کرده‌اند که به موضوع تفسير و امکان وجود پيش‌فرض در آن اختصاص دارد. اين مقاله که «آيا تفسير بدون پيش‌فرض امکان دارد» عنوان گرفته، به تفسير، لوازم و بايسته‌هاي آن پرداخته است. مولف اين مقاله بر اين باور است که اگر مفسر بخواهد بي‌هيچ پيش‌فرضي تفسير کند بايد همچون لوح سفيدي قبل از تفسير در نظر گرفته شود که چنين وضعيتي قابل تصور نيست و از سوي ديگر تفسير بدون پيش‌داوري و تعصب تنها تفسير بايسته است. بولتمان در قالب اين مقاله، ديدگاه خود را به طور مبسوط در اين باب شرح مي‌دهد و به بررسي امکان انجام تفسير بدون پيش‌فرض مي‌پردازد.
جِي. اف. تانِر نويسنده مقاله «اسطوره‌سازي مجدد به مثابه جايگزيني هرمنوتيکي براي اسطوره‌زدايي» که به کوشش آقاي محمد صبايي به فارسي برگردانده شده است، مي‌کوشد تا در پنجمين مقاله اين پرونده برنامه اسطوره‌زدايي و نقاط قوت و ضعف آن را تعريف کند و باز تعريفي از ماهيت حقيقي اسطوره ارائه دهد چرا که باور دارد  بولتمان در اين راه به خطا رفته است.
جوآن ميانگ چو، نويسنده مقاله «انتقاد کارل ياسپرس از رودلف بولتمان» که به کوشش خانم مريم رحيمي ندوشن ترجمه شده است، مي‎کوشد تا در قالب اين اثر طي دو مرحله، ابتدا رد ياسپرس بر ايده بولتمان در مورد اسطوره‌زدايي و ضدسامي‌گرايي را تحليل کند و سپس در بخش دوم مقاله انتقاد ياسپرس از بولتمان در پرتو دانش کلامي و تاريخي را مورد ارزيابي قرار دهد. وي معتقد است انتقاد ياسپرس از اسطوره‌زدايي و ضدسامي‌گرايي بولتمان از سوي تعدادي از محققان حمايت شد اما ايده‌هايش در مورد رمز و تعالي جدالي‌تر تلقي گشت و در حالي که بعضي از عدم تعهد بولتمان و ياسپرز به سنت انتقاد کردند، بعضي ديگر آزادي و حساسيت تاريخي را مورد تقدير قرار دادند. اين مقاله چرايي متقاعد کننده‌تر بودن تفسيرهاي آزادي و حساسيت تاريخي را ارزيابي مي‌کند.
در پايان، دبيران دفترماه بر خود فرض مي‌دانند که از همکاري و مساعدت کليه بزرگواراني که در به نتيجه رسيدن اين پروژه سهيم بوده‌اند، تقدير و تشکر کنند.