عکس: پديداري شاعرانه

چاپ
نوشته شده توسط Administrator سه شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۱۰

عکس: پديداري شاعرانه



اکنون که سومين دفتر «فلسفه عکاسي» منتشر شده است؛ شايد به اندازه کافي درباره اهميتِ انديشيدن به «عکس» و «عکاسي» سخن گفته‌ايم؛ هر چند باز هم نمي‌توانم از تأکيد بر اين نکته خودداري کنم که در هم تنيدگي شاخه‌هاي مختلف دانش، علم و هنر، ما را ناگزير مي‌کند با نگاهي بين رشته‌اي به سراغ پرسش‌ها و دغدغه‌هاي حرفه‌اي مان برويم. شايد کسي که به‌طور تخصصي به فلسفه و علوم انساني اشتغال دارد، لازم نباشد عملا دوربين به دست بگيرد و عکاسي کند، اما از آن جا که انديشه تاريخي است و تاريخ، محصولي از مواجه‌ حوزه‌هاي گوناگون است، قطعا به مسائلي‌بر مي‌خورد که او را وادار به سر کشيدن به مرزهاي دانش‌هاي همسايه‌اش خواهد کرد. عکاسي نيز با خود پرسش‌هايي را به همراه آورده است که از منظرهاي مختلف فلسفي، جامعه شناختي، تاريخي، نشانه شناختي  و انسان شناختي ما را به چالش مي‌کشد؛ اين جاست که نياز به شناخت ابعاد اين حوزه ضروري مي‌نمايد.
همان‌طور که پيشتر هم آمد، در سخنِ دبير شماره‌هاي فلسفه عکاسي 1 و 2، در حد بضاعت دلايلِ اهميتِ انديشيدن به عکاسي را طرح کرديم و کوشيديم در قالب گفت وگوها و متن‌هايي که تأليف يا ترجمه شدند، برخي از جنبه‌ها را برجسته کنيم؛ اما آنچه اکنون نيازمند تأکيد و مراقبت بيشتر است، بررسي و نقد سه شماره‌اي است که در قالب همکاري مشترک با استادان و دوستان متخصص در حوزه عکاسي منتشر کرديم. با توجه به اين که فلسفه عکاسي، موضوع جديدي است و هنوز آثار متعددي در اين حوزه منتشر نشده‌اند، نيازمند بررسي نقادانه اين سه شماره هستيم. روي اين سخن، به ويژه با دوستاني است که چه از حوزه عکاسي و چه از حوزه  فلسفه و فلسفه هنر، اين سه دفتر را مطالعه کرده‌اند و آن را مفيد و آغازگرِ اين حوزه يا ناقص و غيرمنسجم يافته‌اند. حوزه فلسفه عکاسي نيز مانند بسياري ديگر از فلسفه‌هاي مضاف، عمر بسيار کوتاهي دارد و در اين مرحله بيش از هر چيز نيازمند نگاهي سنجش‌گرانه است. البته ناگفته نماند که ما هيچ ادعايي مبني بر کامل و جامع بودن اين مجموعه نداريم و به تازگيِ اين موضوع و ابتدايي بودنِ تلاش‌هايمان کاملا آگاهيم؛ با اين حال، با فرض مفيد بودن چنين تلاش‌هايي، شناخت نقاط ضعف و قوتش مي‌تواند سبب شود گام‌هاي بعدي را درست تر برداريم. بنابراين اميدوارم استادان، همکاران و دوستان عزيز، ما را از نگاه نقادانه‌شان محروم نکنند.
اما نکته ديگري که فارغ از نظروزري‌هاي تخصصي مايلم به آن اشاره کنم ارتباط عکس و عکاسي با تجربه‌هاي زيسته، احساسات و عواطف شخصي‌مان است. عکس جزيي غيرقابل انکار از زندگي و جهان ما شده است؛ به راستي «ما در جهانِ عکس زندگي مي‌کنيم.» و با آنکه قرار نيست همه ما عکاس‌هاي قابلي شويم، اما شايد بتوانيم بهتر از قبل نحوه نگريستن به عکس‌ها را بياموزيم. عباس صفاري در شعر «دوربين قديمي» (کتابي با همين نام- مرواريد)، بسيار زيبا پيوستگي ما را با عکاسي به  تصوير مي‌کشد:
« اين دوربينِ سياه قديمي را نيز
براي همين خريده‌ام
بايد ببيني
چگونه در عکسي مات
ثابت کرده است
درخت‌هاي خاک آلوده‌اي را
که عمر من است
و از دو سوي خيابان مي‌گذرد.»
دفتر نخست فلسفه عکاسي در فروردين 1393 (شماره 96) و دفتر دوم در فروردين ماه 1395 (شماره 120) به ترتيب با هفت و شش نوشتار منتشر شدند. شش نوشتار شماره پيش، به ترتيب عبارت بودند از: «فلسفه و عکاسي» گفت وگو با فرشيد آذرنگ، «عکاس- مولف» گفت وگو با رهام شيراز‌(بخش نخست)، «تاريخ مختصري از نظريه‌هاي عکاسي» نوشته سابين تي. کريبل، ترجمه حسن خوبدل (بخش نخست)، «عکاسي مابين تاريخ هنر و فلسفه» ديرمويد کاستلو- مارگارت ايورسن، ترجمه عباس نوري، «ترجمه، عکاسي، بارت» به قلم سيامک حاجي محمد، «عکاسي، حقيقت، آگاهي» به قلم هادي آذري. سومين دفتر فلسفه عکاسي (شماره 121) مشتمل بر شش مطلب ديگر است. نخستين نوشتار با عنوان «ضربه چهارم» گفت‌و‌گويي است با دکتر محمد ضيمران. در اين گفت‌و‌گو ابتدا به يکي از مهم‌ترين پرسش‌هاي فلسفه عکاسي پرداختيم و آن اين که«فلسفه چگونه عکاسي را به موضوعي براي انديشيدن تبديل مي‌کند؟» همچنين از او درباره رابطه فلسفه و عکاسي، جايگاه عکاسي در زيباشناسي تحليلي و قاره‌اي، فرهنگ ديداري، رابطه تصوير با قدرت و ايدئولوژي، انتقادات والتر بنيامين به عکاسي پرسيدم. در بخش‌هاي پاياني اين گفت و گو تمرکز بيشتري بر انديشه راجر اسکراتن در باب عکاسي کرديم و به مسأله حقيقت، بازنمايي و نيت‌مندي نزد او پرداختيم. نوشتار بعدي بخش دوم گفت و گو با رهام شيراز و ادامه مباحث «عکاس- مولف» است؛ در انتهاي اين گفت و‌گو تلاش‌هاي رهام شيراز براي صورت بندي فرضيه عکاس – مولف در تأليف و نگارش و همچنين ترويج و شکل دادن آن در دانشگاه و تدريس را با نگاهي انتقادي بررسي کرديم. نوشتار سوم، بخشِ دوم مقاله «تاريخ مختصري از نظريه‌هاي عکاسي» به قلم سابين تي. کريبل با ترجمه حسن خوبدل است. در بخش نخست مقاله، مهم‌ترين آراء و نظريات انتقادي در زمينه عکاسي از نخستين روزهايش تا دهه 1980 بررسي شده بود و در بخش دوم مهم‌ترين آراء انتقادي در سال‌هاي پس از دهه 1980 تا امروز بررسي شده است. «پديدارشناسي عکس» چهارمين نوشتار به قلم ال. سباستين پرسل و ترجمه زانيار بلوري است. مولف در اين مقاله علاوه بر بررسي هشت خصيصه ذاتي عکاسي، مي‌کوشد بر اساس آراي چند فيلسوف موانع موجود بر سر راه تحليل پديدارشناختي عکس را بردارد. صياد نبوي در نوشتار پنجم با عنوان «عکاسيِ هنري و مسأله‌اي به نام عيني‌نگري» بر کارکردِ پارادُکس‌وارِ "عيني‌نگري" در"عکاسي هنري" متمرکز شده است. نوشتار پاياني با عنوان «موسيقي و عکاسي: فرآيند، محتوا و انتشار» مقاله‌اي‌است به قلم «شارلوت کاتن» با ترجمه داريوش عسگري و مريم عسگري. مولف در اين مقاله مي‌کوشد با بررسي تغييرات حاصل در شيوه توليد و ارائه آثار هنري و غرق شدنِ تايتانيک آنالوگ ـ عکاسي و موسيقي ـ به فلسفه پيدايش فن آوري‌هاي ديجيتال در اين حوزه بپردازد. در آخر اميدوارم با ياري استادان، دوستان و همکاران متخصص، دفترهاي بعدي فلسفه عکاسي پربارتر از پيش منتشر شوند.