نقد و آسيب شناسي فلسفه براي کودکان

چاپ
نوشته شده توسط Administrator شنبه ۰۴ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۵۳

نقد و آسيب شناسي فلسفه براي کودکان

منيره پنج تني


بيش از يک دهه از ورود برنامه فلسفه براي کودکان (فبک)1 به ايران مي گذرد. در طول اين مدت، اجراي اين برنامه فراز و نشيب هاي گوناگوني داشته است. شايد تا چند سال پيش عبارت «فلسفه براي کودکان» آنقدرها رايج نشده بود، ولي اکنون افراد بيشتري از اين برنامه و اهداف آن مطلع هستند. در خرداد ماه سال 1389 به منظور معرفي برنامه فلسفه براي کودکان، شمارههاي از مجله اطلاعات حکمت و معرفت را به اين موضوع اختصاص داديم. در آن شماره (51)، بيشتر به تعريف فلسفه براي کودکان، چيستي آن، اهداف و شيوه هاي اجراي آن پرداختيم و کوشيديم تا نظرات برخي از مجريان و مروجان اين برنامه را جويا شويم و در قالب گفت و گو و مقاله آن را منتشر کنيم. دومين شماره فلسفه براي کودکان (شماره 68 مجله) در آذر ماه 1390 با هدف معرفي دقيق تر و تحليلي تر اين برنامه منتشر شد و به گونه اي مکمل شماره نخست بود. اکنون با گذشت بيش از سه سال از دومين شماره فلسفه براي کودکان و سپري شدن بيش از ده سال از عمر اين برنامه در کشورمان، بر آن شديم تا به نقد و آسيب شناسي آن بپردازيم. از آن جا که نقدِ سازنده و آسيب شناسي موشکافانه مي تواند اسباب پيشرفت و رشد کيفي هر برنامه اي را فراهم کند اميدواريم اين شماره نيز بتواند سهمي هر چند کم، در تحقق اين امر داشته باشد. 
هر برنامه جديدي با ورودش به يک سيستم، تغييرات بسيار مهمي را پديد مي آورد؛ صرفنظر از نگاه ارزشي به اين تغييرات، با گذر زمان و فاصله گرفتن از آن برنامه، مي توان تغييرات را ارزيابي کرد و با شناسايي نقاط ضعف و رفع آن ها درصدد تقويت بخش هاي مثبت آن تغييرات بر آمد. فلسفه براي کودکان يکي از برنامه هاي وارداتي به کشور است که واکنش هاي مختلفي را از سوي صاحب نظران برانگيخته است. برخي آن را مثبت و مفيد و برخي ديگر آن را منفي و مضر مي دانند. اما آشکار است تا زماني که به طور دقيق و صريح اين برنامه نقد و آسيب شناسي نشود نمي توان ارزيابي درستي از آن و نتايجش داشت. نکته مهمي که بايد به آن توجه کرد اين است که مي توان هر برنامه وارداتي را از دو جنبه مورد ارزيابي و آسيب شناسي قرار داد؛ در وهله نخست بايد به بررسي اين موضوع پرداخت که آيا برنامه اي که در کشور اجرا مي شود دقيقا همان برنامه اي است که در فرهنگ مبدأ طراحي و اجرا شده است يا آن که از اصل برنامه فقط نام آن بر جاي مانده و ما به کلي با برنامه ديگري مواجه هستيم؟ به عبارت ديگر اگر مقالات و کتاب هاي نظري که به تعريف مباني اين برنامه مي پردازند دقيق ترجمه نشوند، اگر داستان هايي متناسب با اهداف کلي و استانداردهاي برنامه اصلي فبک براي اجرا و استفاده در حلقه کندوکاو تأليف نشود، اگر معلمان براي اجراي اين برنامه درست آموزش نبينند، اگر تسهيگران حرفه اي نداشته باشيم، اگر خانواده ها به موازات آموزش کودکان آگاه نشوند، اگر نظام آموزش و پرورش با اين برنامه همسو و هم جهت نباشد، آن وقت نمي توان قضاوت درستي از مضرات و مزاياي برنامه فلسفه براي کودکان داشت. 
دوم، پس از اطمينان از اين موضوع که اصل برنامه در حال اجرا است، آنگاه مي توان به آسيب شناسي تأثيرات اين برنامه روي سيستم آموزشي و گروه هاي هدف يعني آموزگاران، دانش آموزان و کودکان پرداخت.
از اين رو با توجه به دو جنبه مذکور، مجله اطلاعات حکمت و معرفت، در اين شماره به نقد و آسيب شناسي فلسفه براي کودکان در ايران پرداخته است؛ هر چند نگارنده و ديگر افرادي که زحمت نگارش مقالات دفتر ماه را عهده دار بوده اند، به هيچ وجه مدعي ارائه آسيب شناسي و نقدي همه جانبه نيستند.
اين دفتر از هفت مطلب تشکيل شده است. نخستين مطلب گفت و گوي نگارنده با سعيد ناجي است که شامل بخش هاي مختلفي است که عبارتند از نقدهاي مختلف به فلسفه براي کودکان، مسائل مربوط به اجراي اين برنامه در کشور، بررسي توليدات داخلي در اين حوزه، ضرورت تعاملِ ميانِ بنيانگذاران و مروجان اين برنامه در ايران، نحوه مواجهه آموزش و پرورش با فبک. مطلب دوم گفت و گويي است با دکتر حسين شيخ رضايي که نقطه عزيمتش توصيف نظام رسمي آموزش و پرورش و مشکلات آن است. ايشان براي برون رفت از اين وضعيت به فبک به عنوان يکي از راهکارهاي موجود مي نگرد و در عين حال مسئله آموزش علوم را با محوريت اين برنامه بررسي مي کند. سومين مطلب مقاله اي است به قلم روح الله کريمي با عنوان «نقدي بر آموزش تفکر محور در نظام رسمي آموزش در ايران» که بر روي کتاب «تفکر و پژوهش» پايه ششم ابتدايي متمرکز است. مولف در اين مقاله در پي يافتن پاسخ اين پرسش است که آيا برنامه درسي «تفکر و پژوهش» شاخصه‌هاي يک آموزش تفکرمحور را دارد و مي‌تواند به اهداف مدّ نظر دست يابد يا خير؟ چهارمين مقاله با عنوان «ظرايف محذوف» به قلم سيد محسن اسلامي به بررسي بخش هايي از ترجمه دو کتاب در حوزه  غيرداستاني فلسفه براي کودکان مي پردازد. در پنجمين مقاله ليلا مجيدحبيبي نگاهي به چند داستانِ تأليفي فکري در ايران داشته و متناسب با اهداف فبک کوشيده است تا برخي از داستان هاي تأليف شده را نقد و بررسي کند. ششمين مقاله به قلم  فاطمه پازوکي و فاطمه وزيري نقد و بررسي بخش هايي از ترجمه داستان هاي ويژه فلسفه براي کودکان است. در آخرين مطلب زينب دوست محمديان به نقد مقاله اي مي پردازد که به مقايسه سبک هاي متيو ليپمن و اسکار برني فيه در  فلسفه براي کودکان اختصاص دارد.
همان طور که پيشتر اشاره شد، ما به هيچ وجه مدعي نيستيم که در اين شماره حق مطلب را ادا کرده ايم؛ بلکه اين کوشش گام کوچکي است در اين حوزه و نيک مي دانيم که افراد و گروه هاي متعدد ديگري نيز در ايران مشغول به آموزش و ترويج فلسفه براي کودکان هستند و ممکن است نقطه نظرات آن ها با نظرات گردآمده در اين پرونده همسو نباشد، از اين رو اين شماره، ادعاي همه جانبه بودن و انعکاس همه نظرات را ندارد و از نقدهاي جديد استقبال مي کند.

پي نوشت
1- Philosophy for children (p4c).