فلسفه هنر تركي ـ اسلامي

چاپ
نوشته شده توسط Administrator يكشنبه ۰۸ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۵:۰۶

فلسفه هنر تركي ـ اسلامي

بكيرتاتلي
ترجمه فخرالدين غلامرضايي ـ بخش اول

مسلمانان ترك، در طول قرنها در سرتاسر كره خاكي براي برپايي عدالت و اعتلاي نام و ياد و كلام خداوند – به عنوان ايده آلشان – اقدام به سفرهاي دور و درازي درسرزمين هاي مختلف كرده و به فتوحات زيادي دست يازيده اند به طوري كه در سرزمينهاي تحت لواي اين ملت كه عمردرازش را مصروف اين نبردهاي ظفرمندانه كرده، حضور و آرامشي فراگير و فضايي مملو از اطمينان و ايمني و صلح ديده مي شود. لازم به تذكر است كه تركها، به خاطر اين ايده آلشان كه همان جلب رضاي الهي بود فقط به نيت سرمست شدن از فتح سرزمينهاي ديگر، دست به كشور گشايي نزده‌اند و بالعكس براي اينكه اين سرزمينها را به سان وطن مادري خويش در بياورند تلاشهاي بي شائبه اي انجام داده و فعاليتهاي ماندگاري براي توسعه‌هاي عمراني آن انجام داده اند كه در راس همه اين فعاليتها توسعه مساجد، مدارس، عمارت ها، حمام ها، بيمارستانها، قنات، چشمه‌ها و مقابر مقدسه و متبركه (زيارتگاها) حتي سنگ هاي مزار ديده مي‌شود. اينها همگي فعاليتهاي گسترده‌اي است كه تمام صفحات زندگي را همانند بيان زيبا و فوق العاده " نجيب فاضل "در سروده" ساكاريا " در بر مي گرفته است:"پشت سرهاشان گنبدهايي شبيه نقوش زيباي خال كوبي مي پراكندند". تركها  با فتوحاتي كه از كويرهاي آسياي ميانه آغاز و تا جغرافياي آنادولي، اروپا، خاورميانه و آفريقا ادامه يافته است، بدون استثناء ، سرتاسر اين سرزمين ها را جبهه اين فعاليتهاي عمراني خويش كرده‌اند و اين فعاليتها چنان ثمرات پربركتي داشته است كه علي رغم گذشت سالها امروز نيز مي توان در منطقه آسياي صغير آنادولي، بسياري از ساختارهاي معماري را مشاهده كرد كه هنوز پس از پشت سر گذاشتن سالها در سلامت كامل به سربرده و سر پا ايستاده‌اند.1
تركها سازه هايي را كه بنا نهاده‌اند به صورت توده‌اي خالي از احساس رها نكرده‌اند، بلكه با يك فلسفه عميق فضاي داخلي بناها را همانند فضاي بيروني ( نمايشان ) با نقوش و طراحي هاي هنري به شاهكارهاي معماري تبديل كرده‌اند. براي مثال مي توان از مساجد جامع به عنوان نمونه اي زيبا ياد كرد. مساجد جامع به عنوان يكي از مهمترين اشكال معماري مذهبي مكانهايي هستند كه از نظم و انظباط موجود در طبيعت، پيروي مي‌كنند و عصاره و خلاصه‌اي از طبيعت به شمار مي روند. مساجد جامع در نقطه‌اي قرار داده شده‌اند كه هماهنگي و سكون و اتحادي كامل و تام را با طبيعت به نمايش در‌آورند. اين اماكن  كه در راس تمامي معماري‌هاي اسلامي قرار دارند هماهنگي، هارموني،  يگانگي و اتحاد را به محيط پيرامون منتشر مي‌كنند و آن را از محيط پيرامون دريافت مي دارند. به طور سنتي در جهان اسلام شهرها و روستاها با مساجد در يك امتداد طبيعي شكل يافته اند و به صورت عضوي ناگسستني با آن عجين شده اند.2 مساجد جامع از گنبد تا ستونها، از پنجره تا ديوارها و عناصر آن حاصل يك درك و تفاهم بسيار عميق و عالي‌اند. براي اينكه به محض ورود در حياط خلوت (حياط رو باز ميان ابنيه)، احساس آرامش و سعادت همچون قدم نهادن در باغهاي بهشت ايجاد شود ، همه چيز انديشيده و پيش بيني شده است. ديوارهاي حياط خلوت هر گونه ارتباط با دنياي خارج را قطع  كرده و در سايه سار اين ديوارهاي باشكوه و در درون مكاني روشن به سرو صدا و غوغاي زندگي روزمره پايان داده مي شود .
بر روي اين درها نوشته شده است:
" وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ.و كسانى كه تقواى الهى پيشه كردند گروه گروه به سوى بهشت برده مى‏شوند؛ هنگامى كه به آن مى‏رسند درهاى بهشت گشوده مى‏شود و نگهبانان به آنان مى‏گويند:«سلام بر شما! گوارايتان باد اين نعمتها! داخل بهشت شويد و جاودانه بمانيد!»  زمر/73  "
" الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ. همانها كه فرشتگان (مرگ) روحشان را مى‏گيرند در حالى كه پاك و پاكيزه‏اند؛ به آنها مى‏گويند: «سلام بر شما! وارد بهشت شويد به خاطر اعمالى كه انجام مى‏داديد!»  نحل/32 "
در زير اين آيات الهي امكان ورود به دنيايي پر از سكوت، آرامش و حضور فراهم مي شود. كه اين بيت تفسير اين مقال است.
" اي سواد درگهت بر روي عالم خالدين
هذه جنات عدن فالدخلوها خالدين" 3  
تقريبا در تمام ساختمانهاي بنا شده درمعماري تركي– اسلامي پيامي مشترك كه مبين تاكيد بر الوهيت خداوند متعال و حاكميت بلامنارع اوست وجود دارد. مثلا مقارن حكومت امپراطوران عثماني، در مساجد، گنبد بزرگ مركزي نماد وحدت خداوند احد و واحد (توحيد) بوده است و يك بيان نمادين از جوهر ذات خداوندي . تمامي ستونها، گنبدها، پنجره ها، درب ها و كمربند قوسي شكل ساختمان و تمامي تزئين ها به خاطر گنبد بزرگ شكل يافته و موجوديت پيدا كرده‌اند و به نظر مي رسد اگر گنبد بزرگ نبود همگي بي معني و پوچ شمرده مي شدند. به عبارتي اين گنبدهاي بزرگند كه جايگاه و مقامشان حسي ابدي و ماندگار را ايجاد مي‌كند و نبود چنين سازه اي (گنبد بزرگ مياني) به كاري عبث  شباهت پيدا مي كند. همه چيز به واسطه گنبد بزرگ، هستي و وجود مي يابد و براي خدمت گذاري به اين گنبد بزرگ است كه آنها ساخته شده اند.
بر اساس چيزي كه مشاهده مي شود آثار معماري تركي- اسلامي يكي پس از ديگري تمثيل و نمونه اي مجسم از توحيد يعني اعتقاد به وجود خداوند و اصل يگانگي او هستند.
 يكي از ويژگيهاي مهم اين معماري درك كلامي است 4. در مقياسي بزرگتر به انسان انگاري (تشبيهي براي فهم الوهيت و درك انسان از خدا) كه متكي بر هنر قديمي يونانيست ، به هيچ وجه توجه نمي‌كند . بلكه  بر عكس، هنرمندان ترك در تمام آثار و افعالشان خداوند را به عنوان نقطه مركزي انتخاب و به هيچ عنوان آن را به عناصر شرك آميز نيآلوده اند و در همين راستاست كه مي توان آثار معماران ترك را محل ظهور و تجلي اسماء اعظم خداوند مثل ( الصانع ، المدبر ، المصور، المقدر، ...) ديد.
معماري تركي – اسلامي ، آثار فخيم منحصر به فردي را در تار و پود خويش تنيده است. ارؤل گؤنگؤر در اين مورد چنين مي گويد : همانطور كه غرب آثار فرهنگ مسيحي را نشر و بسط داده است ، تركها كه خود جزئي از فرهنگ و تمدن اسلامي‌اند آثاري خلق كرده اند كه در كرسي فرهنگ اسلامي جاي گرفته است، آثاري كه از قرن دهم توليد و خلق شده و به عنوان مثالهايي برگزيده از آن فرهنگ جايي براي خويش در فرهنگ اسلامي باز كرده اند.5
 اساسا، معماري ديني مختص به اسلام نبوده و در ساير اديان الهي- آسماني نيز مي توان موارد مشابه آن را مشاهده كرد. به عنوان مثال، يك معمار مسيحي، كليسا را به شيوه اي بنا مي نهد كه از بالا شبيه صليب، به عنوان نمادي از فلسفه معماري مسيحي، باشد حتي تزينات كليسا بر پايه  اين جوهر اصلي فلسفه مسيحي ساخته شده است. بدين سبب بسياري از اين  اصول به عنوان سمبل وارد معماري شده، و مي توان از آنها به عنوان استدلالي براي توجيه اتحاد فلسفه دين با معماري استفاده نمود.6
 بي شك مهمترين نامي كه در تاريخ معماري تركها مي‌توان به عنوان معمار از آن اسم برد سنان است كه در آثارش مي‌توان تاكيد بر حاكميت خداوند بزرگ را به وضوح مشاهده كرد و چشم انداز روشني از حاكميت خداوند ديد. به عقيده اين معمار، در بناي گنبد مركزي، نوشته ها كه تصوير متحد الشكل و يكپارچه اي را به دست مي دهند، نگاه ها را به خود جلب مي كنند . اين نوشته ها با دقت هرچه تمام تري انتخاب و در جايگاه اصلي خويش جاي مي گيرند. بيشترين نوشته هايي كه مربوط به گنبدها مي شوند عبارتند از سوره اخلاص، سوره فاتحه الكتاب، آيت الكرسي، آيه 35 سوره نور(آيه  نور)، آيه 41 سوره فاطر و امثالهم، آيات و سور زيادي كه همگي بر عظمت و جلال ، يگانگي و حاكميت مطلق خداوند اشاره مي كنند .
بدين وسيله گنبد اصلي و قبه آسمان كبود با همديگرتلاقي يافته و يكي مي شوند و سمبل رمز آلود هستي را در قبه اصلي متجلي مي نمايند. رمز هستي در طاق گنبد اصلي ( گنبد بزرگ مياني ) نمود سمبوليك اتحاد زمين و آسمان و شارح اتحاد موجود در هستي مي باشد.7 اين درايت در كارهاي معماران بعد از معمار سنان نيز ادامه يافته است. در گنبد مركزي مساجد آياتي در همين مضامين و معاني نوشته شده است.8 در متن آثار سنان و ساير معماران هم عصر او در مساجد تركيه عثماني، سمبلي  متاثر ازتفكرآفرينش (رمزهستي) وجود دارد كه به نظر مي رسد مشخصه مشترك همه آنها است .9
 در  حالت كلي، ارزشگذاري اي كه براي هنر و معماري اسلامي انجام مي‌گيرد، اساسا شامل هنر تركي– اسلامي نيز مي شود. اين يكي از مهمترين خصيصه هاي انساني است كه در زيباترين شكل ممكنش خلق مي شود، يعني حسي بديع كه اين هنر به تمامي معاني صاحب آن است، يعني درك نظم و تعادل موجود در هستي و حتي ما سواي آن براي انسان. هنر اسلامي به هيچ وجه نمي تواند پيوندش را با ماوراءالطبيعه و متافيزيك بگسلاند و به خاطر عدم امكان تلقي جدايي دين و دنيا در اسلام، هنرهاي اسلامي با همه ابعاد متافيزيكيشان در هر گوشه زندگي، درهر مكان و هر وسيله و ابزار آلاتي، در مقابل ديدگان حاضر شدده اند.10 بارزترين ويژگي هنر اسلامي، توسعه يافتگي اين هنر در روشناي دريچه هاي گشوده شده روح مي باشد، هنر معماري، در دنيايي كه فنا و زوال ويژه گي اصلي آن است، ابدي است. در اين دنياي پر از تكثر اين نوع از هنر معماري است كه در بحث و جستجوي از توحيد و يگانگي خداوند به آرامش و نورانيت و نيز به ترقي و پيشرفت مي رسد. در اين نوع هنر معماري، عقل و دل در روشناي دو نور الهي وحي و الهام به همديگر ختم مي‌شوند و در زيبايي فوق العاده‌اي آثار هنري را به وجود مي‌آورند. اين هنر متعالي به عنوان جزيي از زندگي، جداي از قشر و لايه خارجيش (فيزيكي) در تمامي اعصار محسوس مي باشد . به طور خلاصه هنر اسلامي عرصه ظهور و وصول متن زندگي به ماوراء الطبيعه و ماوراء الطبيعه به تمدن اجتماعي و بشري (زندگي) است.11
در تمامي هنرهاي اسلامي به نظر مي رسد كه تلاش و كوششي در جهت برآوردن نيازهاي ثابت، آشكار و نيز متغير، و البته  براي وصول و انعكاس طبيعت و ذات ، انجام مي‌گيرد. همچنين از سوي اين هنر براي تسلط و كنترل بر فرديت و غريزه، هدايتي اعمال مي شود. ولي به هر صورت، هنر سنتي هر چه قدر به صورت غير مستقيم، ضمني و انتزاعي  و اسلوب گرايانه مطرح شود ، اس و اساس آن  از ذاتش جدا نمي گردد و مي‌توان به راحتي ادعا كرد آسان ترين و روشن گرترين روش درك و تفهيم عميق منطقي و احساسي معنويت و عرفان اسلامي، هنر اسلامي است.
هنر اسلامي با نظرية شناخت وجود در اسلام رابطه‌اي ناگسستني دارد. در واقع مهارت هنر اسلامي گسترش سطح معرفتي معلوم و معقول است .
هنر اسلامي با قلمروها و مرزهاي گسترده اش وبه طور كلي، در مرزبندي واقعيتهاي معنوي اسلام در جهان، امكان توسعه و گسترش يافته است. اين هنر، چيزي جزء تصوير  وجودي اسلام، زبان، صوت، تصوير و خط به صورت متافيزيكي در شكل و قالب هاي مختلف شنيداري و احساسي، نيست . در اين معنا، هنر، به عنوان درون مايه رويدادهاي فرهنگي يكي از مهمترين و نزديكترين روش و بينشها را در هر زماني دارا بوده و اين جايگاه و درجه اهميت را حفظ كرده است. 12

رابطه بين هنر، اسلام، قرآن و سنت
دو منبع از منابع اصلي اسلام ، قرآن و سنت است. اين دو منبع در طول روزگاران براي تمام كشورهاي اسلامي به عنوان دو رويكرد و روش سياسي بوده‌اند و تقريبا بدون اين دو  درك هيچ اجتماعي ميان مسلمين  ممكن به نظر نمي آيد. به همين دليل درك رابطه قرآن و سنت براي موضوع مورد بحث مفيد فايده خواهد بود. در اسلام زيبايي و نظم الهي در عالم هستي به عنوان يك هنر محسوب مي شود . در این ادراك و بينش خداوند بزرگترین هنرمند است و او خودش را با صفت "جمالش" در هر لحظه آشکار  و متجلی مي كند.13 در اين منظر ، كائنات بمانند اقيانوسي سرشار از زيبايي و جمال اند و انسان در اين بحر عظيم هستي به عنوان درخشان ترين و زيباترين موجود مخلوق آفريده شده است. كساني كه به كائنات و انسان با اين ديد هنرمندانه مي نگرند، در اين دو (قرآن وسنت) پيامهاي زيبا و محتشمي خواهند يافت .
" لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ. ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم. 95/4  "
اما هنرمند مسلمان خودش را در ظاهر و پشت پيامها مخفي نمي كند و از وراي تمامي آنها زيبايي مطلق خفي را تفحص و جستجو مي نمايد.14  براي هنرمند اسلامي كه زيبايي، هنري متعالي، آسماني و داراي ارزشي مطلق است، صفت جمال الهي در تاروپود طبيعت و كائنات بسان نقش، صدا، آهنگ، شكل و حركت نمود يافته است . براي انسان اين پيامها و نشانه ها وسيله اي الهام بخش برای درك، احساس، تجربه و اخذ آنها محسوب می‌شود. هنرمند تنها فرد صاحب تحقيق و نظري است كه اين كار را به نحو احسن، درك و به فعليت مي رساند . جستجوي مؤثر در اثر، تفحص و كاوش زيبايي هاي مطلق در زيبايي هاي صوري از وظائف اوست ." الله جميل و يحب الجمال" هنرمند مسلماني كه اين كلام متبرك را فهم كرده و در جهان واقعي اين زيبايي را جستجو می‌کند ، می داند آن چيزي را كه او تفحص مي كند همان خداوند متعال است. به همين خاطر او از اين كه وابسته به قواعد و اصول موقت و نسبي باشد، خودش را رها كرده و  وقف زيبايي مطلق با افعال و اعمال مطلق و انتزاعي کرده و به جاي صور صوري و فاني به زيبايي‌هاي آسماني اشتياق نشان مي دهد .15
اين جهان بي پايان به خودي خود يك شاهكار خارق العاده است . در واقع، آیات بسیاری درقرآن كريم است که نشان عظمت هنر خداوندي است. خداوند چگونگي برافراشتن و پابرجا‌نگه‌داشتن آسمان را به انواع روشهاي مختلف به انسان ياد‌آوري کرده و از او به كرات خواسته و مي خواهد كه با نگاه جستجوگر و كنكاش در آسمان دقت كند كه آيا مي تواند حتي خلل و نقصي در اين نظام پيدا كند. در قرآن كريم در ارتباط با هنر خدا ، مطالب بسيار قابل توجه و مهمي وجود دارد .
"الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ. همان كسى كه هفت آسمان را بر فراز يكديگر آفريد؛ در آفرينش خداوند رحمان هيچ تضادّ و عيبى نمى‏بينى! بار ديگر نگاه كن، آيا هيچ شكاف و خللى مشاهده مى‏كنى؟!   ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ. بار ديگر (به عالم هستى) نگاه كن، سرانجام چشمانت (در جستجوى خلل و نقصان ناكام مانده) به سوى تو باز مى‏گردد در حالى كه خسته و ناتوان است!
 وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ. ما آسمان پايين (نزديك) را با چراغهاى فروزانى زينت بخشيديم، و آنها [= شهابها ] را تيرهايى براى شياطين قرار داديم، و براى آنان عذاب آتش فروزان فراهم ساختيم! 67/5 "
" فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ. در اين هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفريد، و در هر آسمانى كار آن (آسمان) را وحى (و مقرّر) فرمود، و آسمان پايين را با چراغهايى [= ستارگان‏] زينت بخشيديم، و (با شهابها از رخنه شياطين) حفظ كرديم، اين است تقدير خداوند توانا و دانا!  41/12 "
" اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ. خدا همان كسى است كه آسمانها را، بدون ستونهايى كه براى شما ديدنى باشد، برافراشت، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در كف قدرت گرفت)؛ و خورشيد و ماه را مسخّر ساخت، كه هر كدام تا زمان معينى حركت دارند! كارها را او تدبير مى‏كند؛ آيات را (براى شما) تشريح مى‏نمايد؛ شايد به لقاى پروردگارتان يقين پيدا كنيد!
  وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. و او كسى است كه زمين را گسترد؛ و در آن كوه‏ها و نهرهايى قرار داد؛ و در آن از تمام ميوه‏ها دو جفت آفريد؛ (پرده سياه) شب را بر روز مى‏پوشاند؛ در اينها آياتى است براى گروهى كه تفكر مى‏كنند!31/3  "
" خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ. (او) آسمانها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد، و در زمين كوه‏هايى افكند تا شما را نلرزاند (و جايگاه شما آرام باشد) و از هر گونه جنبنده‏اى روى آن منتشر ساخت؛ و از آسمان آبى نازل كرديم و بوسيله آن در روى زمين انواع گوناگونى از جفتهاى گياهان پر ارزش رويانديم.31/10  "
" إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ. ما آسمان نزديك [= پايين‏] را با ستارگان آراستيم.37/6
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ. خداوند كسى است كه زمين را براى شما جايگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفى (بالاى سرتان)؛ و شما را صورتگرى كرد، و صورتتان را نيكو آفريد؛ و از چيزهايى پاكيزه به شما روزى داد؛ اين است خداوند پروردگار شما! جاويد و پربركت است خداوندى كه پروردگار عالميان است!  64/40 "
" خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ. آسمانها و زمين را بحق آفريد؛ و شما را (در عالم جنين) تصوير كرد، تصويرى زيبا و دلپذير؛ و سرانجام (همه) بسوى اوست.  64/3 "
" وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ. ما در آسمان برجهايى قرار داديم؛ و آن را براى بينندگان آراستيم. 15/16 "
" الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍا. همان كسى است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد؛ و آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد؛ 32/7 "
" وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ. كوه‏ها را مى‏بينى، و آنها را ساكن و جامد مى‏پندارى، در حالى كه مانند ابر در حركتند؛ اين صنع و آفرينش خداوندى است كه همه چيز را متقن آفريده؛ او از كارهايى كه شما انجام مى‏دهيد مسلّماً آگاه است! 22/88 "
هر يك از آيات مذكور تاكيدي است بر فعليت هنر الهي در كائنات . به‌ويژه به عنوان حجت در آيه آخر، از هنر خداوند (صنع الله) بحث به ميان آمده که كاملا قابل توجه است و صد البته اين نمونه ها قابل  افزايش كمّي است و نيز در هر آيه از سور قرآن كريم كه بنگريم  بي همتايي هنر الهي درك مي شود و به طور محسوس قابل لمس و رؤيت خواهد بود. پس خداوندِ بزرگِ بي همتا  به عنوان حجت و دليلي بر وجود و هستي اش و نيز يگانگي و وحدانيتش، صفحات هنر بي نقص‌اش را همچون تابلويي براي بشريت عرضه داشته و از انسانها در اين آيات تفحص، مطالعه، فهم و دركشان را خواستار است.
اين هنر متعالي  خداوندي به عنوان شاهكاري بزرگ در مقابل ديدگان بشريت قرارگرفته و به تمامي انسانها اين پيام را مي‌رساند:
" فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. به آثار رحمت الهى بنگر كه چگونه زمين را بعد از مردنش زنده مى‏كند؛ چنين كسى (كه زمين مرده را زنده كرد) زنده‏كننده مردگان (در قيامت) است؛ و او بر همه چيز تواناست! 30/50 "
تا بدانجا كه از آيات مذكور به‌وضوح چنين برمي آيد خداوند متعال زمين و آسمان و هر آنچه را كه در  آن دو جاي مي گيرد ( مخلوقات )، بعد از خلق و آفرينش به طور جداگانه و برابر، نظم و ترتيب داده و به تجميل و تزيين آنها پرداخته و آرايش و پيرايششان کرده است. بدين سبب چگونگي و كيفيت تجميل و تزيين و خصوصيات آن ( مرغوبيت و وجه تمايزش با ساير موارد ) از صانع زيبايي آفرين به انسان ارث رسيده  و در فطرت و خميرمايه وجودي اش از ذات  هستي منعكس و تجلی یافته است. و باز بدين اعتبار در نهاد اين آرزو و اميد، و البته تلاش و سعي براي نيل به اين مقصود، يعني تجميل، يك راز الوهي بزرگ و نيز حكمتي مقدس و ازلي و ابدي نهفته است.16
حضرت رسول اكرم (ص) ، در طول زندگي پر بركت و شريفشان در بيان اين كه خداوند متعال در حاكميتش بر كائنات تا چه اندازه سترگ و بزرگ مي باشد، بسيار كوشيد و نيز بي همتايي اين هنر الهي را با آياتي كه در قرآن كريم آمده است با لذتي بي حد و حصر در مقابل ديدگان بشريت گستراند و بدون هيچگونه خستگي به تبيين، تفهيم و تعريف آن و نيز ترسيم و تصنيفش پرداخت. در ضمن، این مسئله به طور خلاصه لازم به ذکر است كه  در اسلام، اهميت به هنر خط به جای نقاشي و مجسمه سازي بسيار قابل ملاحظه است . در منابع اسلامي در مقابل واژه رسم، واژه‌هاي صورت، تصوير ، تمثيل استفاده مي شود. بخاری (متوفی 256)،در كتاب خود تحت عنوان الجامي الصحيح دربخش پوشش، در بابي به نام "تصاویر" و به عنوان اولین حديث ، یک حدیث به نقل و روايت از ابوطلحه انصاری  ثبت كرده است. به خانه اي كه در آن سگ و تصوير باشد فرشتگان پاي نگذاشته و گريزانند( صحيح بخاري: لباس 86 (شماره 5605). روايات ديگري كه نشان دهنده نگرش حضرت رسول الله (ص) نسبت به نقاشي و ترسيم است به شرح زیر است: در محكمه الهي روز قيامت شديدترين عذاب مختص نقاشان است( بخاری، لباس 87 (شماره 5606)).
روز قيامت كساني كه دچار شديدترين عذابها مي شوند كساني هستند كه در خلق آثار، خود را مثل خالق بدانند( بخاری، لباس 89 (شماره 5611)).
كساني كه اين تصاوير را ترسيم مي كنند در روز قيامت عذاب داده شده و به آنها گفته خواهد شد : زنده كنيد اين مخلوقاتتان را ، اگر مي توانيد(بخاری، لباس 87 (شماره 5607).
  پيامبر (ص) در خانه شان هيچ تصوير و اشارتي "علامت " را ترك نمي كردند مگر اينكه آن را از بين مي بردند . ( بخاری، لباس 88 (شماره 5608)).
 در اين روايت و رواياتي از اين دست، در مورد چگونگي فهم عباراتي مثل تصوير، تمثيل و ترسيم از گذشته تا به حال نظريات مختلفي ارائه شده است . برخي از صاحب نظران، براين باورند كه در اسلام نقاشي مطلقا حرام و ممنوع است و برخي ديگر نيز مدعي‌اند كه در اصل و بطن كلام صحبتي از ممنوعيت و حرام بودن نيست ، اما چيزي كه رسول الله با آن مخالفت نموده‌اند، اينست كه برخی از هنرمندان خود را به عنوان یک جایگزین براي خالق هستي بخش محسوب كرده و خداوند را به عنوان يك شريك مي‌نمايانند. بنابراین، با تصويرسازي و یا مجسمه سازي در ميان هنرهاي اسلامی، به خصوص به خاطر رعایت اصل توحيد، و به سبب ادله خاص ديگري با احتياط رفتار شده است. اسلام به دليل اهميت فوق العاده‌اي كه به  انديشه توحيد در مغز و دل انسانها مي دهد، براي آن دسته از هنرهاي زيبا مثل مجسمه سازي و نقاشي جواز نداده است. در مقابل، هنرهاي تذهيب، خط و نقاشي با نمايش و جلوه گری پرشكوه و جلالشان در هنرهاي قالي بافي و مينياتور هميشه وجود داشته و در اين عرصه ها  آثار خارق العاده زيبايي را به عرصه ظهور رسانده اند.17
و مخلص كلام اينكه در اسلام ممنوعيت ترسيم ونقاشي مربوط  به صوري مي باشد كه الوهيت الهي را بازنمايي مي كنند.18 اساسا حضرت رسول اكرم(ص) هيچ يك از هنرهاي تزييني را حرام و ممنوع ننموده اند، اما برای بعضی مزاق و علايق هنري، در ظاهر کردن بعضي از صور، مانع و يا حد و حدودي قائل شده اند و براي هر چه بهتر شدن و سلامت اين علايق و سلايق راهنمایی های لازم را ایراد نموده اند . از‌اين‌رو در هنر اسلامي ، علت عدم التفات و توجه به نقاشي احساس فرعونيت، خودخواهي و تكبري است كه انسان را بسان دملي چركين آلوده مي‌كند و اين وضعيت كه  به غرور و تكبر منتهي مي شود نتيجه‌اي جز آسيب رساني به اساس توحيد ندارد . به عنوان يك قاعده كلي اگر به ريشه و اساس تحريم يا حكم به مباح و يا حلال بودن يك چيز انديشيده شود، معلوم خواهد گشت كه آن به نتيجه و پيام بستگي دارد و اين احكام تنها به نقاشي نه ، بلكه در مورد شعر، رمان، قصه، حكايات و ساير عرصه هاي هنر نيز جاري است .  اين ممانعت‌ها كه محدوده ها را تعيين مي كند همواره  در دستور العمل موضوعات بوده و خواهد بود .19

ب. زبان نوشتاري و بيانهاي نمادين      
 خطاطي به عنوان يكي از روشهاي تزيين در معماري شناخته مي شود. با وجود دلايل متعددي كه براي استفاده از تزيين در معماري وجود دارد، مبحثي كه كلام ما را بيشتر تحت تاثير خود قرار مي دهد اينست كه تزيين  در برخي از آثار براي توضيح و شرح به كار مي رود20 ويكي از مهمترين واسطه هايي كه اين امكان را به وجود مي آورد، خطاطي و نوشتار است. در حقيقت اين  ويژگي‌ها فقط منوط به خوشنويسي نيست. شاخه‌هاي ديگر هنري نيز در شكلي واحد با اسلوبها و تركيبهاي خاصشان به قالبهاي متافيزيكي نزديكند.21 اما خوشنويسي، تزييني بسيار كارآمد است. زيرا هم به چشم آمده و آن را مي نوازد و هم خوانده شده و ذهن را تسكين مي دهد و نيز ايمان و باور را مخاطب قرار داده و دل و روح صفا مي بخشد. آنهايي كه مي گويند از هنر خطاطي مي توان به عنوان تنها بازوي هنر اسلامي نام برد شايد از اين ايده تاثیر گرفته باشند.22
متن، ادراك انساني و زبان انساني را به واسطه نشانه ها متاثر مي كند. در حدود قرن چهارم قبل ميلاد، آواها در نوشتار به صورت اشكال ( ابزار ارتباطي بصري) بوده است . بنابراين در طول سده هاي گذشته تراكم و تجمع تجربه و دانش حاصل شده به نسلهاي بعدي منتقل شده است.23البته اگر وارد حوضه دين شويم توضيح و تبيين حيرت انگيز بودن ماهيت خداوند، مراسم، سنن و عبادات مربوطه، با زباني خشك و ساده غير ممكن خواهد بود . در اين راستا  توجه ويژه و خاصي  به خداوند معطوف شده است.24 در اين موضوع، مسلمانان، حسشان را نسبت به خداوند، هم براي به زبان آوردن و ابراز احساسات، و هم براي اينكه به عبادتهايي در فضايي كاملا معنوي نائل شوند، عبادتگاه هايشان را با نقوش عريان و طرحهايي كه درك و فهمش ثقيل است تزيين ننموده اند. هنرنمايي هايي كه بر روي ديوار و گچ (گچكاري) انجام مي شود ، مانند نوشتار و هنر خط ،از جمله هنرهاي تزييني معماري اند . با گذشت زمان اين نوشته ها به فنون هنري تبديل مي‌شوند و در نهايت هنر نوشتاري (خطاطي) با  شكوهی كه در هيچ جاي ديگري در عرصه هنر خطاطي به ظهور نرسيده است، مشاهده می شود. استادان مسلمان به طور كلي با گريز و اجتناب از مجسمه سازي و نقاشي در معابدشان، تلاش خود را در ميدان و عرصه اي جديد مصروف كرده اند.25 هنرمندان اسلامي براي معرفي و شناساندن خدايي كه در ذهن و ادراك خويش دارند، از سمبل، تركيب بندي  و روش تفهيمي نوشتار به عنوان مؤثرترين ابزار استفاده مي كنند نه از نقش و نگارهاي ناتوراليستي، طبيعت گرايانه و غريزه گرا، زيرا هنرمندان اسلامي در يك اثر هنري  هر چه قدر از طبيعت دور و مجرد شوند به همان اندازه توفيقشان در يادآوري مفاهيم فراطبيعي بيشتر خواهد بود.26 مؤثرترين راه براي توضيح وتبيين باورها و خط مشي اين هنرمندان استفاده هر چه مفيد و مؤثرتر از زبان است. زبان در اين معني به عنوان وسيله و هدف، خود را نشان مي دهد . در برخي از موارد خصوصيات و چگونگي اين هدف و وسيله به طرزي منسجم و آميخته (آميزه اي از هدف و وسيله ) خود را نشان مي دهد. به عنوان مثال : زبان وسيله اي است براي حفظ ادامه حيات. در فرمتي ديگر وسيله و ابزاري است براي شكل‌گيري و شكل دهي به فرهنگ كه به عنوان هدف و وسيله مطرح است. زبان در هنر خطاطي نيز خود را به عنوان غايت نشان مي دهد. زبان چه به عنوان هدف و غايت نهايي و چه به عنوان وسيله و ابزار به صورت ساده يا شلوغ و پر حاشيه، شفاهي و يا غير شفاهي و منسوخ ، مي تواند خود را بروز دهد. به عنوان نمونه در معماري ، در هنرهاي نقاشي و مجسمه سازي زبان صامت و ايستاست.  با تقرب به هر هنري ماهيت انتزاعي آن هنر فهميده مي‌شود . اثر هنري به عنوان یک سمبل و نشانه موظف است از ابتدا تا به انتها به تكوين اين نشانه ها بپردازد. ايجاد سمبل به عنوان نشانه‌اي قابل شناسايي و تمايز، نيازي انتزاعي است .
ارتباطات به زبان نمادگرايانه متكي است که آگاهانه يا ناخود آگاه از طريق سمبلها و به واسطه آنها عمل مي نمايد . به طور كلي همه اشاره‌ها، علامات، نشانه‌ها و آثاري كه به قصد خاص از نمادها گرفته مي شود در يك معناي گسترده و وسيع، پاسخي است به تضاد با آن چيزي كه خارج از مفاهيم وجود دارد . يعني اگر يك شئ حقيقي خارج از خود را تمثيل نمايد و يا به جاي آن قرارگيرد به عنوان سمبل معرفي مي گردد . یعنی با ساختن سمبل و با به حصار کشیدن آن و نیز با يافتن ارتباط سمبل با حقيقت ماهويش، مي توان به حقيقتي كه از آن منشاء گرفته است دست يافت.27 اين مسئله بعضي از متفكران و متكلمان را به اين نتيجه رسانده است كه صحبت در مورد خداوند مي بايست در چهارچوب ماهيت سمبليك و نمادين انجام شود. بر اين اساس امكان صحبت از خداوند با توضيحات و اشارات مستقيم و بي پرده كه قوه حواس و تخيل را تحت تاثير قرار بدهد در بياني غير مستقيم ممكن نمي باشد. وقتي موضوع  صحبت زبان مذهبي و ديني است اگر با توضيحات غير مستقيم و با واسطه (زبان سمبلك) مناسب و در جايگاه واقعي خودش استفاده شود، مانند شعر نقاشي و موسيقي است و براي ما، امكان بيان غير منتظره و جديدي را فراهم مي كند و دريچه درك و ادراك فراخ تري را به رويمان مي گشايد .28
زبان مناسب براي شرح  و بسط بخش بزرگي از حقايق ديني زبان هنري است. در زمينه دين، هنر و يا اخلاق شباهتهاي بسيار نزديكي وجود دارد. زبان به همراه هنر و حس زيباشناختي ابزار غير قابل انكاري براي بيان دين است.29 ما حصل مشترك همه مسائلي كه در هنر اسلامي حائز اهميت مي باشند اينست كه "واقعيت ، حق است و حق زيباست".

پي نوشتها
1. از امپراطوری عثمانی، رومانی، مجارستان، یوگسلاوی، بلغارستان، یونان و آلبانی، به عنوان فعالیت های ساخت و ساز گسترده مربوط به کشورهای بالکان، برای کار دقیق را ببینید. Ayverdi ,Hakki Ekremt آثار معماری عثمانی در اروپا، I-IV، لیگ بهار فتح استانبول، استانبول 2000. هنوز بالکان، خاور میانه و کشورهای آفریقایی برای ارزیابی در مورد آثار الگوهای هنری و نوشتن را ببینید. آثار معماری عثمانی در خارج از ترکیه، Yenisehirlioglu (Calislar), Filiz، وزارت امور خارجه، آنکارا، 1989 ، Bekir.Tatli، " پیامهایی ازسخنان حضرت رسول ا... (ص) در مورد معماری دینی  Edirne - balkanlar- مقایسه عمومی" جغرافیای فرهنگی بین المللی حضرت رسول الله (ص) سمپوزیوم مرکزی آسیا و قفقاز و بالکان-O7-08 مارس 2009 - Sakarya.  //  2.Koç, Turan,، زیبایی شناسی اسلامی، ص.151-152، استانبول،2008.  //  3. Amasya bayezid Paşa درب های چوبی دو طاق را مشاهده کنید. Bkz. Yardım, Ali، سنگ کتیبه آماسيا، ص.60، آنکارا 2004.   // //  4. Koç, Turan, ،زيبا شناسي اسلام ص 20.  //  5. Güngör مسايل روز اسلام ، ص . 117-118 استانبول 1993.  //  6. Ramazanoğlu, Gözde, مفهوم تزيين كاري در آثار معمار سنان ، ص.1 وزارت فرهنگ ، آنكارا 1995.  //  7. Özsayıner, Zübeyde Cihan, سبك نوشتار و معني در آثار معمار سنان ، مساجد و مقابر ، I، 281، پایان نامه ي دكترا، دانشگاه استانبول. SBE.تاریخ هنر، استانبول، 1993؛ Ögel، Semra، "سنان، دکوراسیون و معماری، " VI.  //  8. برای اطلاعات دقیق در مورد استفاده از آثار خوشنویسی معمار سنان نگاه كنيد به. Derman, M. Uğur، هنرخوشنویسی در آثار معمار سنان" VI. ، و عصر" سمپوزیوم-5 تا 8 دسامبر 1988، صفحات 287-300، استانبول، .1989.  //  9. مشاهده کنید به Ögel، " ، دکوراسیون و معماری در آثار معمار سنان ،" ص. 350.  //  10. Koç, Turan, ،زيبا شناسي اسلام ، ص.14-15،18.  //  11. Areas دیالکتیک و زیبایی شناسی، ص. 118)، (استانبول، 2006, Koç, Turan زیبایی شناسی اسلامی، ص. 19.  //  12. Koç, Turan زیبایی شناسی اسلامی ص. 25،31،46،131،132،193 . Burckhardt, Titu هنر اسلامي ، زبان و مفهوم .   ص 1 . (سخنرانی سید حسین نصر)،. Koç, Turan ، استانبول، 2005.  //  13. Koç, Turan  ص138.  //  14. Arvasi ، دیالکتیک و زیبایی شناسی، ص. 122.  //  15. Arvasi ، دیالکتیک و زیبایی شناسی، ص 82.  //  16. Özdağ, Musa,، دامها و هشدارها، ص. 203-204 (روشهاي تزيين كاري به عنوان يك هنر)، Kastamonu، 2007.  // 17. Burckhardt، هنر اسلامی، ص. 33 Koç, Turan  ، زیبایی شناسی اسلامی، ص. 183، 184، 185؛ Arvasi، دیالکتیک و زیبایی شناسی، ص. 119.  //  18. Burckhardt، هنر اسلامی، ص 33 ، 37.  //  19. Koç, Turan زیبایی شناسی اسلامی ص.185 ، Areas دیالکتیک و زیبایی شناسی، ص 108،117 ، 123.  //  20. Çam, Nusret هنر نقاشي و معماری در اسلام، ص. 17-73-74 -75. ، آنکارا، 1994.  //  21. Roth, M. Leland تاریخچه معماری – عناصر آن داستان و مفهوم ، ص. 129،Ergün Akça. استانبول، 2006.  //  22. Dewey, John "چالش فلسفه»، فلسفه هنر فلسفه هنر، ص. 77 آنکارا 2004 haz. MehmetYılmaz.  //  23. Kuban, Doğan مقالات هنری ترکی و اسلامی، ص. 13، استانبول، 1995.  //  24. Taşkıran, Hüseyin İlter متن و معماری، ص. ساختمان های اعتباری 77، بهار، استانبول، 1997.  //  25. Koç, Turan زبان ديني ، ص. 89 Kayseri 1995.  //  26. Çam, Nusret هنر نقاشي و معماری در اسلام، ص.81. // 27. Erinç, Sıtkı M  جنبه های هنر.ص،98.  //  28. Langer, Katherina Susanne تجرد در علم و هنر انتزاعی.ص 232 ، 240.  //  29. Koç, Turan زبان ديني ، ص.96-100-107.  //30. Koç, Turan زیبایی شناسی اسلامی، ص .29-31-32.  // 31. Koç, Turan زیبایی شناسی اسلامی.

منبع:
www.feyizlersofrasi.com