مجله شماره 3

دين در فضاي سايبر

PDF چاپ نامه الکترونیک

دين در فضاي سايبر

عليرضا  رضايت


فن آوري هاي ارتباطي جديد اعم از سايت هاي اينترنتي، چت روم ها، گروه هاي مباحثه اي آنلاين و ... زندگي بشر امروز را دچار تحولات اساسي کرده اند. در اين ميان دين و دينداري نيز از اين قاعده مستثني نيست. قرن بيست و يکم قرني است که دين و آموزه هاي گوناگون ديني بسان ديگر پديده هاي فرهنگي به نحو روزافزون وارد ساحت ديجيتال مي شوند. وجود هزاران سايت و لينک هاي مذهبي مربوط به آن، خود گواه اين امر است.
در حال حاضر تقريبا هر فردي به آساني با اتصال به اينترنت و بدون مواجهه با مانع خاصي، با اديان، مؤلفه هاي مذهبي گوناگون، روحانيون مختلف، نهادهاي ديني مجازي، مؤسسات خيريه مجازي و ... آشنا مي شود. در اين ميان، شناخت کيفيتي که از دين در فضاي ديجيتال ارائه مي شود براي همگان خاصه روحانيون، دين داران، دانشگاهيان و ساير علاقمندان به دين ضروري است. تأثيري که دينداري اينترنتي در ميزان گرايش افراد به دين و آموزه هاي دين خود و البته اديان ديگر بر جاي مي نهد درخور بررسي است. امکاناتي که اينترنت و فضاي مجازي به طور کلي در عرضه دين از آنها بهره مي برد چه امکاناتي هستند و چه مزايايي نسبت به تسهيلات ارائه دين در محيط آفلاين(خارج از شبکه) دارند؟ نسل جوان امروز بخش قابل توجهي از زمان خود را در خانه، مدرسه، دانشگاه، کلوپ ها و ... صرف کار با کامپيوتر، اينترنت و ساير نرم افزارهاي ديجيتالي مي کند. افزون بر اين، اين فضاها برخلاف رسانه اي مانند تلويزيون، ايستا نيستند؛ به اين معنا که خود کاربر مي تواند به شبکه کمک کند، در آن دخل و تصرف کند، در پاره اي از فرايندهاي آن مشارکت کند، درباره موضوع يا مطلبي اظهار نظر کند و در حقيقت وارد نوعي ديالوگ مجازي و در عين حال آموزنده و کارآمد شود. شناخت اين فضا و اين گونه تعامل براي دست اندرکاران حوزه دين مزاياي بسياري در پي دارد: در اختيار داشتن و جلب مخاطب بيشتر در مقياس گسترده(گسترده در قياس با فضاي آفلاين)، انتقال سريع تفاسير و يافته هاي جديد ديني در سطحي گسترده به کاربران ديني، جلب مشارکت سريع دينداران در کارها و امور خيريه و عام المنفعه، مبارزه مجهزتر با آسيب هايي که از بيرون متوجه دين و دينداران است، کاهش خرافات، تعصب ها و افراط گري هاي مذهبي، ايجاد نوعي وحدت بين پيروان اديان.
باري، زماني که نام دين در فضاي مجازي را به زبان مي آوريم شايد اين تصور به ذهن متبادر شود که منظورمان صرفا ارائه مطالب و متون و رويدادهاي مذهبي در قالب صفحات وب است، حال آنکه قضيه فراتر از اينها است. به اين معني که دين آنلاين، با دين در محيط آنلاين متفاوت است؛ مسأله اين است که آيا مي توان از طريق وب ديندار بود بدون آن که خدشه اي به دين و ديندار وارد شود؟ يعني اينترنت مي تواند فضاي مسجد را خاصه در آنجا که به اقتضائات و علل مختلف به مکان مقدس دسترسي نداريم، دست کم به صورت مجازي برايمان ايجاد کند، آيا روحاني مجازي وجود دارد؟ البته اين به معناي ابزار کردن دين و مسجد و روحاني نيست. بلکه صرفا نگاه به پديده اي است که دير يا زود به دليل پيشرفته تر شدن زندگي، کمبود زمان، جهاني شدن، الکترونيکي شدن و ... با آن دست به گريبان خواهيم بود. آيا آمادگي اين دين يا اين نحوه دين ورزي جديد را داريم؟
فضاي مجازي به طور کلي در حکم چاقو عمل مي کند، آنچنان که هم خاصيت دارد و هم خسارت. بنابراين، در اينجا نقش آموزش، معنادار مي شود. از سوي ديگر، از دين نيز ممکن است برداشت هاي حقيقي و خرافي گردد، لذا در اينجا نيز آموزش درست نقشي کليدي ايفا مي کند. در يک معناي کلي مي توان گفت که دين دو وجه نظري و عملي دارد؛ وجه نظري را مي توان شامل باورها، عقايد، جهان بيني دانست و وجه عملي نيز شامل احکام، عبادات و شعائر و مناسک و حتي اخلاقيات است. فضاي مجازي با ايجاد زمينه تعامل کاربران و خاصه دينداران با يکديگر و نيز ايجاد بستري براي تبادل آراء و افکار و عقايد و باورهاي مؤمنان و پيروان اديان، ضمن پيشبرد اهداف تبليغي، امکان فهم و شناخت بيشتر اديان و آموزه هاي ديگر را در سطحي گسترده و با سرعتي به مراتب بيشتر از فضاي غيرمجازي فراهم مي کند. کاربران با به اشتراک گذاري داشته هاي ديني خود، تفسير متون ديني، اظهار نظر در باب عقايد ديگر اديان، مشارکت در بحث هاي مجازي و نقد و بررسي و مقايسه اديان و مکاتب و آراء سنت هاي مختلف ديني و ... راه را براي تعامل سازنده تر ميان پيروان اديان با سرعت بيشتر هموار مي کنند.
در عين حال، هم زمان با شناخت بيشتر اديان و آشنايي با زواياي وحدت بخش و تعالي دهنده سنت هاي آسماني، تا حد زيادي از تعصبات و خشونت ها، افراط گري ها و تندروي ها کاسته مي گردد. خسارتي که ممکن است حضور دين در فضاي مجازي به همراه داشته باشد، آن است که به مرور زمان و ناخواسته دين را به امري کاملاً شخصي، خصوصي و محرمانه فرو مي کاهد و آن را به اصطلاح درون صندوق(Inbox) کاربر قرار مي دهد. حال آنکه دين امري صرفاً شخصي و خصوصي نيست، هرچند که حالات روحاني شخص، صبغه خصوصي و محرمانه دارد اما دين به مثابه روش زندگي، امري جمعي و پديده اي انساني- الوهي است که هدف و غايتي مشخص را دنبال مي کند و مي خواهد جامعه اي پويا و متعالي و کامل بسازد لذا نمي تواند در درون نرم افزاري محدود، حبس شود.

 

ماهيت فضاي مجازي و جايگاه دين

PDF چاپ نامه الکترونیک

ماهيت فضاي مجازي و جايگاه دين

گفت و گو با سعيد رضا عاملي
مهدي دلواري



فضاي مجازي امروزه آنچنان گسترده شده که بخشي از زندگي ما انسان ها شده است، و چه بسا که در برخي موارد انجام امور روزمره بدون آن دشوار خواهد بود. بخش قابل توجهي از کابران اينترنت، مؤمنان و دين داران هستند، بالطبع ورود اين فضا و تکنولوژي بر جهان بيني و کنش دين دارانه آنها تأثيرگذار است. در عين حال، اين فضا به مثابه ابراز و مکانيسم مي تواند موارد استفاده خوب يا بد داشته باشد يعني مي توان از آن در جهت خير يا در جهت شر استفاده نمود. بنابراين، شناخت درست اين فضا و نوع استفاده از آن مي تواند اهداف مثبت و سازنده دين را سريع تر و در سطح گسترده تري تحقق بخشد. هر چند که استفاده از اين فن آوري نيز، مانند ساير فن آوري ها با چالش هايي براي مؤمنان و پيروان اديان همراه است.
***
آقاي دکتر، به عنوان نخستين سؤال، تلقي شما از فضاي مجازي چيست؟
فضاي مجازي يک معناي عام دارد که به هر چيزي که به اصطلاح وراي جهان عيني محسوب مي شود، فضاي مجازي مي گويند لذا فضاي ذهن نيز به نوعي فضاي مجازي است. مثلاً فضايي را که يک داستان يا ژانر سينمايي براي ما فراهم مي کند غير از آن عينيتي که به لحاظ مواجه  سينمايي با توليد داريم يک ذهنيت برخاسته از آن نيز ايجاد مي کند که بدان فضاي مجازي مي گوييم.
اما فضاي مجازي به معناي مصطلح امروز به معناي صنعت بازنمايي اي است که با اينترنت شروع شده و اگر بخواهيم تعريفي از اين فضا به دست دهيم بايد بگوييم که فضاي مجازي يک محيط عدديِ جهانيِ غيرمرکزيِ منعطف در مقابل تغيير است که امکان دسترسي هم زمان براي همه کاربران را فراهم مي کند. محيط عددي در مقابل محيط شيئي مطرح مي شود. فضاي مجازي فضاي عددي است و به همين دليل امکان تغيير در آن به آساني ممکن است. همانگونه که در جهان رياضيات، از راه جمع، تفريق و ضرب و تقسيم، تغيير ايجاد مي کنيم، معادلات شرطيه را تعريف مي کنيم، معادلات پيچيده چند مجهولي را مي توانيم حل کنيم و در آن مي توانيم محيط هاي تعاملي زيادي را در اين حوزه ايجاد کنيم، فضاي مجازي نيز قابليت و انعطاف پذيري لازم را در برابر تغيير دارد. غيرمرکزي به اين معنا که برخلاف محيط فيزيکي که شما همان جا که قرار داريد، هستيد، و جاي ديگري نيستيد، محيط مجازي محيطي غيرمرکزي و همه جا حاضراست. و لذا هرجا که امکان دسترسي به اينترنت هست در همان جا حضور دارد. جهاني به اين معنا که فضايي دارد که رشت  ارتباط با همه کاربران سه ميلياردي برايش فراهم مي شود. در عين حال، مرکزي نيز هست يعني مي توانيد، آپلودينگ مرکزي فراهم کنيد و در عين حال همين آپلودينگ را مي توانيد غيرمرکزي کنيد. و اين بستگي به منويي دارد که در اين فضا تعريف شده است. بنابراين، عمده ترين امتياز محيط مجازي آن است که اين محيط 100 درصد صنعتي است و محيط فيزيکي، محيط صنعتي-طبيعي است.

حال که محيط مجازي را محيطي صنعتي مي دانيد، پرسش من اين است که آيا ورود دين به اين فضا کار درستي است؟ و در واقع جايگاه دين دراين فضا کجا است؟
اگر رويکرد ما به فضاي مجازي رويکردي ابزاري باشد مي توان گفت که اين فضا نيز مانند تلويزيون و سينما آمده تا بخشي از بازنماييِ امر واقعي در مقابل امر مجازي را انجام دهد. ولي فضاي مجازي آن قدر بزرگ شده که الان فضاي دوم زندگي محسوب مي شود؛ يعني ما با دوفضايي شدن زندگي، شغل و حرفه مواجه شده ايم که به موازات امر فيزيکي، همه عرصه ها تبديل به امر مجازي شده است. به عنوان مثال، ما پزشکي مجازي داريم، جراحي مجازي(از راه دور) داريم، آموزش مجازي داريم، سرگرمي هاي مجازي داريم. تمام مقوله هاي مربوط به حرف و دانش در اين محيط بازتوليد شده است بنابراين، اين يک نوع فضاي زندگي است، حال پرسش اين است که آيا دين مي تواند در اين فضا قرار بگيرد؟ بايد گفت که دين آمده براي زندگي کردن، چه در فضاي واقعي و چه در فضاي مجازي. منتهاي مراتب، پيش شرط ها، محدوديت ها و قواعد خاص خودش را دارد. همه چيز قابل مجازي سازي نيست، شما نماز جماعت را نمي توانيد مجازي سازي کنيد. چرا که نماز يک تعيني دارد که حتماً بايد در عالم واقع انجام گيرد، اتوماسيون در آن راه ندارد. خداوند يک شرايط خاصي را براي نماز جماعت معين کرده و بايد طبق آن خوانده شود. لذا هم  امور ديني قابل مجازي سازي نيست.

در مقام مقايسه، در گذشته اتفاق مهم در حوزه فن آوري، پيدايي صنعت چاپ بود که با ترجمه و انتشار کتاب مقدس در سطح وسيع، تحول مهمي در مسيحيت و باور مسيحي رخ داد و به يک معنا فهم و تفسير کتاب مقدس را از انحصار کليسا خارج کرد، حال پرسش اين است که امروزه فضاي مجازي چه تحولي يا چه پيشرفتي در حوزه دين داري و باور ديني و به بيان کلي تر جهان بيني ديني ايجاد کرده است؟
ببينيد، فضاي مجازي و صنعت چاپ، نوعي تراکم خير و شر ايجاد مي کنند. صنعت چاپ سبب شد تا تکثير و توزيع گسترده اتفاق بيفتد حال اين تکثير و توزيع، براي دين خوب است يا بد؟ اگر امر ديني به معناي امر خير را توزيع و تکثير کند، خوب است يعني فرصتي براي تکثير امر خير فراهم کرده است. اما اگر بر عکس از اين ابزار براي توليد، توزيع و تکثير شر استفاده شود طبعاً بد است. فضاي مجازي، به مراتب قدرتمندتر از صنعت چاپ به مثاب  يک توليد به عنوان همه توليد و يک توزيع به عنوان هم  توليد، تراکم هم زمان خير و شر را فراهم کرده است. اگر ما از اين مسير براي اقامه عدالت، رفع تبعيض اجتماعي، رفع سختي هاي انجام کار، رفع رشوه و فساد اداري، استفاده کنيم، خوب امر بسيار ارزشمند، مفيد و مطابق با تعاليم الهي است. اما اگر اين وسيله ابزاري براي انتقال مثلاً پرنوگرافي و ترويج فساد باشد، بالطبع امر شري است. اين، به مانند دنيا است؛ يعني اين سؤال را مي توان راجع به دنيا پرسيد؛ يعني آيا دنيا خوب است يا بد؟ از منظر ديني، دنيا يک فرصت عمل صالح است. و لذا اگر کسي عمر بيشتري بکند، مجال عمل صالح بيشتري برايش فراهم شده است و لذا مي گويند که اهل جهنم آرزو مي کند که خدا آنها را به دنيا بازگرداند تا فرصت عمل صالح برايشان فراهم شود. و در روايت است که اگر مؤمني محاسنش در راه دين سفيد شود اين فرد از يک ارزش افزوده اي براي انجام عمل صالح برخوردار شده است. بنابراين، فضاي بازتوليد شده و نظاممند شده نيز از چنين ويژگي اي برخوردار است. در فضاي مجازي ما با سرعتي فزاينده مواجه ايم، مفهوم زمان عوض مي شود، مفهوم مکان تبديل به مفهوم فضا مي شود. در واقع گستر  عمل بيشتري فراهم مي شود. اگر من پولي را به يک نفر بدهم تا مشکلش حل شود يا اينکه به مسئول اداره اي سفارش کسي را بکنم تا مشکلش که حقش نيز هست حل شود، اين خود يک نتيج  ديني دارد که من از يک انسان مؤمن رفع کرب کرده ام. و در روايت است که کسي که رفع کرب کند، ثوابش از هزار بنده آزاد کردن يا از هزار بار حج کردن بيشتر است. حال فرض کنيد که ما يک سيستم درست کنيم که نظام شهرسازي کشور را کاملاً سيستماتيک کند به طوريکه فرد، ديگر گرفتار نظام اداري نباشد،مثلاً با دريافت کد مشخص و بر اساس ضوابط مشخص مجوز تراکم به شخص داده شود و تمام واسطه هاي فساد در سيستم اداري را برداريم و فرد، ديگر گرفتار تحقير نظام اداري و تحکم هاي ناشي از فساد اداري نشود. اينجا چقدر خير بالا مي رود؟! اينجا يک خير که همان ايجاد سيستم است، به مثاب هم  خير براي همه شهروندان است. لذا منظورم آن است که يک وسعت و فرصتي به وجود آمده هم براي خير و هم براي شر. حال اگر ما از اين فرصت براي توزيع خير استفاده نکنيم، با غلبه شر مواجه خواهيم شد.

دين به طور کلي دو سويه دارد سويه نظري(باورها و آموزه ها) و سوي  عملي(احکام و اخلاق). حال پرسش اين است که فضاي مجازي چه تأثيري بر جهان بيني مؤمنان مي گذارد؟
يک مشاجر  قديمي وجود دارد؛ مارکسيست ها به يک نوع استبداد تکنولوژي قائل بودند و معتقد بودند که تکنولوژي عامل اصلي تغييرات اجتماعي است و مي گفتند که اگر جامعه از دوره کمون اوليه به دوره سرواژي و از دوره سرواژي به دوره فئوداليته و از اين دوره به دور  بوژوازي و سرمايه داري منتقل شده به خاطر اين بود که فن آوري زندگي تغيير کرده است. فرانکفورتي ها نيز گفتند که صنعت فرهنگ وجود دارد. و همان طور که ماشين نساجي پارچه توليد مي کند، صنعت فرهنگ هم ارزش، رفتار و انسان توليد مي کند. اينها خلاف آن نگاهي است که اسلام به اراده انسان دارد. انسان موجودي واجد اراده است. که انتخابگر است. البته نمي شود منکر شد که انسان ها تحت تأثير هنجارهاي غالب قرار مي گيرند. و به همين دليل هم قرآن مي فرمايد مثلاً "اکثرهم غافلون، اکثرهم جاهلون، اکثرهم لايؤمنون، لايتفکرون و ..." بله،اين يک واقعيت است که اکثر مردم از سر اراده، آگاهي و عقل الهي به مسائل نمي نگرند. تحت تأثير فضا قرارمي گيرند. اين معنايش اين است که نه حرف مارکسيست ها درست است که آن قدر فن آوري را بزرگ مي کنند و انسان را کوچک، و نه اينکه اين فن آوري تأثير نداشته باشد. فن آوري تأثير دارد اما تأثيرش نسبي است. و به اين مسأله بستگي دارد که نوع مواجهه جهان اسلام با اين پديده چه باشد.
در حال حاضر شبکه هاي اجتماعي، عمدتاً بر مبناي فرهنگ غربي طراحي شده است، يعني همان فرهنگ دبيرستان هاي آمريکا تبديل به يک فضاي اجتماعي شده است. در دبيرستان هاي آمريکا دوستي دختر و پسر و ارتباطات اين دو، امري طبيعي است و تبديل به يک هنجار اجتماعي شده است. همين پديده از راه يک پلت فورم نرم افزاري وارد فضاي مجازي مثل فيس بوک مي شود. افراد، دوست مي شوند، لايک مي شوند، ارتباطات آزاد مي گذارند، عکس هاي شان را به مشارکت مي گذارند. اين فرهنگ آمريکايي است که با فرهنگ ما تغاير دارد. ما براي روابطمان قواعدي داريم. خداوند يک سري قوانين را براي تکوين، يعني طبيعت جسماني انسان و ساير پديده هاي طبيعي و حيواني وضع کرده است. و عدول ازاين قوانين مستلزم فساد است. فساد جسم، روح و ... يعني مثلاً وقتي شما قانون بدن را رعايت نکني فاسد مي شود، و نشانه اش درد جسماني، بيماري و سرطان است. رفتار نيز همين وضع را دارد و تابع چنين قواعدي است لذا شريعت نيز براي اصلاح رفتار آمده است. شريعت، در واقع يک سري قوانين و قواعد را براي رابطه انسان با خدا، انسان با انسان، و انسان با طبيعت قرار داده است که وقتي از اين قوانين عدول مي شود، گرفتار فساد و ناهنجاري اجتماعي مي گردد. حال، سخن اين است که ذات فضاي مجازي اشکالي ندارد، و بلکه اين فضا ذاتاً براي اين دوران يعني دوران تراکم جمعيت طراحي شده است. ذاتش طوري طراحي شده تا مشکلات فراگير اخلاقي بشر را حل کند. اما اين امر خوب، فن آوري صلاح و فساد توأمان است. بستگي به اين دارد که ما از آن چگونه بهره ببريم. لذا رويکرد آسيبي به اين فضا کاملاً غلط است، اينکه شما همه چيز را آسيبي ببينيد، تمام قابليت هايش تبديل به آسيب و گناه و معصيت مي شود. اما اگر رويکردي راهبردي به اين مسأله داشته باشيم، يعني هم ضعف ها و هم قوت ها را توأمان بررسي کرديم، هم فرصت ها و هم تهديدها را ديديدم، آنوقت برون دادي که از اين فضا مي گيريم، معطوف به ارزش هايي است که ما براي اين فضا تعريف کرده ايم. متأسفانه ما تصور مي کنيم که فضاي مجازي مجموعه اي از عکس، اطلاعات، داده ها و تبليغات است، فضاي مجازي اپليکيشن هايي دارد که مي تواند رفتار نظاممند جامعه را تأمين و تضمين کند، مي تواند اهداف توحيد را تأمين کند، بحث بنيادي در توحيد، "هو المتعالي" است. خداوند بر همه علو دارد، و انساني بر انسان ديگر علوي ندارد مگر به تقوا. يعني جنس عمل بايد از جنس خدايي باشد. اما رفتار برتري جويانه و طاغوتي بر هم زننده زندگي انساني است. فضاي مجازي اين ظرفيت نظام مند را براي عدم استيلا فراهم مي کند. شما مي توانيد اپليکيشني طراحي کنيد که ديگر دروغ نمي گويد تکبر ندارد، تبعيض اجتماعي ايجاد نمي کند.

بنابراين، کيفيت اين فضا بستگي به نوع استفاده کاربر دارد، اگر ما در استفاده از اين فضا صرفاً مصرف کننده نيستيم، مي توانيم تصور و جهان بيني افراد را نيز تغيير دهيم يا حداقل با کمک اين ابزارها در آن تأثيرگذار باشيم.
بله، وقتي نيازهاي اوليه انسان برطرف مي شود، راه براي رفتار اخلاقي هموارتر مي شود، وقتي افراد براي انجام کاري وارد سيستم اداري مي شوند، براي اينکه کارشان سريع تر انجام شود، دست به هر کاري مي زنند ولي اگر شما اين کار اداري را به گونه اي تسهيل کرديد که نياز به فساد نبود، اقتضاي فساد از بين مي رود و يک جامعه اخلاقي تري فراهم مي شود. انسان ها ديگر طمعي نسبت به چيزي ندارند که بخواهند تضييع حق کنند. عرض بنده اين است که اين محيط صفر و يک نيست که 100 درصد خوب يا 100 درصد بد باشد. بالاخره اين محيط قابليت و اقتضا خير و شر را دارد و ما به يک رويکرد دوفضايي نياز داريم؛ يعني متناسب با شرايط فيزيکي، فرهنگي و اجتماعي بايد فضاي دوم که مجازي است ساخته شود. متناسب با نظام ارزشي اسلام بايد فضاي دوم طراحي شود. فضاي دوم جامعه مسيحي با فضاي دوم جامعه اسلامي در همه وجوه يکسان نيست. به لحاظ فرهنگي، فضاي دوم جامع  اروپا و آمريکا با فضاي دوم جامعه ايران تفاوت دارد. برخي به غلط تصور مي کنند که اگر آن فضا را با همان سياق در ايران پياده کنند نتيجه خوبي مي گيرند. مدل لائيک جامعه غرب با مدل ارزشي اسلامي تغاير دارد.

آيا شما به مفهوم يا مقوله اي به نام دين آنلاين اعتقاد داريد؟
دين آنلاين به طور کلي، مفهوم مبهمي است، به اين معنا که چه وجهي از دين را مي خواهيد آنلاين کنيد؟ بخشي از دين قابليت آنلاين شدن دارد، متن قرآن، تفسير، قرائت هاي قرآن را در فضاي مجازي مي گذاريد. انواع دسترسي هاي متون و منابع ديني را فراهم مي کنيد. يا يک مؤسسه خيريه ديني براي دست گيري از مستمندان در اين فضا ايجاد مي کنيد. يا اهداف ديني را در فضاي مجازي دنبال مي کنيد به اين معنا دين آنلاين اشکالي ندارد.

به نظر مي رسد که از نگاه شما ورود دين به اين فضا شرط و شروطي دارد...
در اين رابطه بايد برخي وجوه دين را از برخي ديگر تفکيک کرد. ارتباط مذهبي و کنش مذهبي به يک معنا مي تواند تا حدي نيازهاي ديني را تأمين کند، کمااينکه پخش مراسم عزاداري از تلويزيون مي تواند تا حدي انسان را به آن فضا نزديک کند. اما مسلماً جماعت هاي فيزيکي واقعي مزيت هاي بيشتري بر جماعت هاي مجازي دارند. مجازي کردن، در مورد حج ميسر نيست، چه، حجِ خانه خدا احکام روشن و عملي دارد سعي صفا و مروه، تراشيدن، محرم شدن قرباني طواف خانه خدا و... دارد. در واقع يک فرايند عملي دارد که هيچ چيز جايگزين آن نمي شود. حال فرض کنيم که کسي خارج از تکليفي که بر بنده مسلمان فرض است، مي خواهد حظ معنوي ببرد، خب از طريق تلويزيون مي تواند استفاده کند و مستفيض شود. اين فضا نمي تواند تأمين کننده و جبران کنده عمل ديني باشد.

ظاهراً شما بيشتر بر وجه آفلاين دين تأکيد مي کنيد...
دين تنها شعائر نيست. برخي از احکام هست مثل پرداخت خمس و زکات، شما مي توانيد از طريق سايتي که اعتماد داريد آنها را پرداخت کنيد. امور ديني همه اش از جنس اعمال فيزيکي نيست. آن وجهي که عملش تکليف شده، قابليت مجازي شدن ندارد. اما آن وجهي که احرازش از راه عمل نيست، مي تواند وارد فضاي مجازي شود. مثلا اموري که با مفاهيم کلان تر مرتبط است. مثل توحيد، عدالت، معاد، برخي از ابعاد سيره پيامبر و معصومين. به عنوان مثال، يکي از آنها دست گيري از فقرا بوده، حال اگر بتوانيد سامانه اي ايجاد کنيد که از آن طريق به فقرا کمک کنيد خوب است.يا مثلاً فرض کنيد، سيره معصومين به اين صورت بوده که از فساد و رشوه جلوگيري کنند، اگر بتوانيد سامانه اي درست کنيد که اين امر را محقق کند، اين مي شود عمل به سيره معصومين(ع).

به نظر شما فضاي مجازي تا چه ميزان به وحدت اديان کمک مي کند؟
در حال حاضر فضاي مجازي به دليل پراکندگي اي که دارد بيش از آنکه انسجام و استحکام به وجود بياورد، پراکندگي ايجاد مي کند. به دليل اينکه هر کس هر مطلبي مي خواهد مي گذارد. و در اين فضا از آن حجيت و کاردينالي اي که در فضاي واقعي وجود دارد، خبري نيست. اين محيط مبتني بر فردگرايي است. لذا مسير اولش يک مسير پراکندگي و عدم انسجام است. ولي به مرور زمان فضاي مجازي به موازات فضاي فيزيکي معنا پيدا مي کند؛ يعني يک برگشتي دارد مثل مهندسي بافت، وقتي زخمي در دست انسان به وجود مي آيد بافت هاي سالم بافت هاي ناسالم را اصلاح و ترميم مي کنند. انسان يک جاذبه اي به سمت فطرت الهي دارد که حتي وقتي انسان به دلايلي وقتي به سمت فساد و انحراف رفت، اين جاذبه، مجدداً او را به سمت مسير مستقيم و صلاح مي کشاند. اين در منابع ديني ما نيز هست که وقتي ما از آخرالزمان حرف مي زنيم، علائمي از فساد و آشوب را مطرح مي کنيم، ولي در وجه ديگري، از انسان مؤمن تر و سالم تر سخن مي گوييم. لذا روايت است که مردمان دوران حضرت مهدي(ع) به مراتب نسبت به مردمان دوران پيغمبر شنواتر و آگاه تر هستند. يا مثلاً اگر علم و عقل 27 جزء داشته باشد، دو جزء آن تا زمان امام مهدي بروز پيدا کرده است، 25  جزء آن در زمان حضرت بروز پيدا مي کند و اين آن جاذبه اي است که انسان به سمت خير و حقيقت دارد. لذا ابتداي اين مسير به دليل هيجانات، توجه به امور عجيب و غريب، روحيه جستجوگري، نظاممند شدن شر قبل از نظاممند شدن خير، يک نوع پراکندگي دارد. کمااينکه وقتي نگاه مي کنيد، اينترنت سال هاي 2000 تا 2005 توليد و مصرف پرنوگرافيک تقريباً در رتبه دوم بود و مصرف محتواي ديني رتبه چهلم بود. ولي امروزه وقتي وارد فضا مي شويد، مصرف و توليد اول در اين فضا، کسب اطلاعات است. و پرنوگرافي به رتبه ده به بعد تنزل يافته است. بنابراين، اين پراکندگي که ممکن است نوعي تشويش در باورها ايجاد کند و يا حتي آنها تضعيف کند، در اين حد باقي نخواهد ماند و به مرور زمان به سمت انسجام اجتماعي، فرهنگي و ديني پيش خواهيم رفت.

 

دين و اينترنت

PDF چاپ نامه الکترونیک

دين و اينترنت

روزاليند آي. جي هکت
ترجمه ميترا سرحدي


دانش نوظهور درباره بنيادي ترين اختراع فن آوري عصر ما، آن چه را که بيشترِ ما از تجربيات بلا واسطه خود مي دانيم، تاييد مي کند - اين که اينترنت تصورات و دانسته ها همچنين حس ذهن گرايي، اشتراک و عمل  ما را به طور اساسي تغيير داده است(ن ک، به عنوان مثال، وريس، 2002: 19). " استفان او لري"، محقق آمريکايي دين و ارتباطات که يکي از اولين محققان بررسي نقش رسانه جديد در اجتماعات ديني است، ادعا مي کند که اختراع اينترنت براي رشد و گسترش ديني به اندازه انتشارات چاپي دگرگون کننده بوده است(او لري، 1996).
در مقاله حاضر، تغيير شکل دين، و به طور گسترده تر تحقيق درباره دين توسط ارتباط رايانه اي (computer- mediated communicatoinT CMC)، و اطلاعات، هردو در نظر گرفته مي شود. من يک قالب اوليه براي تجزيه و تحليل عملکرد چندگانه اينترنت با توجه به دين را عرضه، و به طور خلاصه چند رشته اي بودن لازم براي درک اين انقلاب تکنولوژي چند بعدي را ارائه مي نمايم. تمرکز اصلي بر کاربردهاي ديني است(لارنس، 2000)، اما منابعي هم براي برداشت هاي ديني از اين رسانه جديد تهيه شده است. من در تحقيقات گسترده ترم، به طور خاص به بعضي از اشکال جديد استفاده از اينترنت توسط افراد و سازمان هاي مذهبي و نتايج آنها بر ايجاد  تضاد يا هماهنگي بين اديان در آن چه "مانوئل کسل" جامعه شناس، "جامعه شبکه جهاني" مي نامد گرايش دارم (کسل، 1997؛ هکت، 2003، 2005).2 انقلاب فن آوري اطلاعات و سازمان تازه يافتن اقتصاد هاي کاپيتاليستي اخير اين شکل از جامعه را به وجود آورده است. اما راه بردن به اين که آيا اينترنت غالباَ آرماني يا پادآرماني است، سخت و ممکن است نتايج بر اساس علايق و نقطه نظر شخصي  تعيين شوند.
***
چند بعدي بودن
در ابتدا، ما بايد ماهيت مبهم، سيال و تقريباً متغير، همچنين خصوصيت ترکيبي اينترنت را مشخص نماييم. ترکيب تصاوير و متن ثابت و متحرک، همچنين اشکال ارتباطي شنيداري و بساوايي، به آن هاله اي از ابهام مي دهد. امکانات بي نهايتِ روابط متقابل و پيوستگي، هر دو جالب و نيروبخش هستند، اما نظر بسياري اين است که قابليت هاي اختيار دهنده ارتباط رايانه اي(CMC) رهايي بخش، و حتي رستگار کننده اند(ورتهايم، 1999؛ زالسکي، 1997). "مارک سي.  تيلور" از پيچيدگي در هم اينترنت به عنوان احتمالاً روحاني ياد کرده است(تيلور، 2001). حتي امروزه يک حامي مقدس کاتوليک رومي براي اينترنت وجود دارد، "سنت ايزيدورِ سويل"، که براي مقابله با هکرها، سوء استفاده گرها و بدکاري ها مداخله مي کند.3 کليساي ارتدوکس هم همين کار را انجام مي دهد.4
"لورن داوسون" و "داگلاس کوان" در کتاب سال 2004 شان درباره  "دين آنلاين": ايمان پيدا کردن در اينترنت، تمايزات ادراکي مفيدي فراهم کرده اند که پيچيدگي اينترنت را در تناسب با دين معنا مي کند. يکي از مهم ترين شان [تمايز] بين "آنلاين بودن ديني" (اطلاعات ديني در اينترنت) و دين" آنلاين" (تجربه يا عمل به شعائر ديني از طريق اينترنت) است (ن ک داوسون و کوان، 2004؛ يانگ، 2004). بسياري از فصول اين کار ارزشمند همچنين ارتباطات متقابل بين دين "آنلاين"  و دين "آفلاين"را بررسي مي کند، به عبارت ديگر، اين که دين اينترنتي چه تاثيري بر اشکال سنتي تر عمل به شعائر و تجربه ديني دارد.

عملکرد چندگانه
حتي تحقيقات ابتدايي درباره کاربردهاي متنوع اينترنت در ارتباط با دين، کثرت موارد استفاده را نشان مي دهند. تعدادي از محققين اکنون درگير مطالعات تجربي افراد و جوامع هستند تا مطمئن شوند که واقعاً چگونه اين اشکال الکترونيک جديد رسانه اي عمل به شعائر ديني را تحت تاثير قرار مي دهند(ن ک، به خصوص، داوسون و کوان، 2004). تحقيقات فوق العاده اي هم توسط انسان شناساني که جهان اسلام را مورد مطالعه قرار مي دهند انجام گرفته است(ن ک، براي مثال، آرمبراست، 2000؛ ايکلمن و اندرسون، 2003).5 متن حاضر محلي براي پيش بردن اين قالب کاري به طور دقيق نيست، اما، در حداقل ممکن، براي به چالش کشيدن  و گسترش اين مفهوم رايج که اينترنت اساساً وسيله ارتباط و اطلاعات است، کافي است.

ارتباط
احتمالاً اينترنت بيشتر به اين قابليتش که به مردم اجازه ارتباط و اتصال در قالب شبکه هايي هرچه وسيع تر و احتمالاً هرچه متمرکز تر از گرايشات دو طرفه را مي دهد، مربوط است. جالب است که گروه هاي غير سنتي و حتي مورد آزار قرار گرفته، مانند "ويکان" ها و "نئو پاگان"ها در آمريکا، در ميان گروه هاي اوليه اي بودند که خود از اينترنت سود جستند(آرتور، 2002).6 بعضي از اعضا اتصال از طريق فضاي مجازي را متفاوت با اتصال از طريق انرژي "طبيعت" - در باطن سنت هاي "پاگان"، توصيف مي کنند. تحقيق اخير توسط "هايدي کمپبل" بر روي سازمان هاي منتخب مسيحي آشکار کرد که مردم براي اخوت و به منظور فهم "کالبد مسيح"، به جوامع اينترنتي مي پيوندند نه فقط براي اطلاعات(کمپبل، 2003). براي ميليون ها نفر که وارد اتاق هاي گفتگو مي شوند و به گروه هاي بحث تعلق دارند، آيا "ياهو" تبديل به يک بيان جديد از "يهوه" نشده است؟
اما تعدادي از محققان پرسش هاي مهمي را درباره ماهيت ارتباط واقعي پيش کشيده اند: آيا اين فقط يک "توهم معاشرت" است يا مدرکي دال بر روابط اجتماعي ناب آنلاين وجود دارد که مي تواند منجر به ايجاد يا بهبود جوامع بشري در جهان "آفلاين" شود (داوسون و کوان، 2004: 4) ؟ با توجه به اين که مفهوم اجتماع براي بسياري از سنن ديني اهميت دارد، اين موضوع عنوان جاري بحث را بنا مي کند.

دعوت به دين خود
ممکن است به نظر برسد که اين زيرشاخه اي از ارتباط است، اما چنين اهميتي آن قدر در رشد و تاثير تشکل هاي ديني خاصي مفروض است که سزاوار تاکيد جداگانه اي مي باشد. به طور کلي تر، اين موضوع قابل توجه است که امروزه دعوت به دين خود، يا آزادي منتشر کردن دين شخص، به طور قابل بحثي مناقشه آميز ترين جنبه حق آزادي دين و عقيده است.7 بخشي از اين امر به دليل تاثير رسانه مدرن، به خصوص اينترنت است(هکت،1999). مشکل فقط اين نيست که امروزه جهشي به سمت ايجاد دگرگوني در بازار رقابتي دين وجود دارد، بلکه به نظر مي رسد که اين کار از طرقي هر چه خشن تر در حال رخ دادن است(کوان، 2004).
دانشجويان گزارشاتي به من مي دهند از مسيحيان مشتاقي که بعضي ممکن است آنها را "مبلغان دوره گرد مجازي" بنامند، در حالي که به اتاق هاي گفتگوي مسلمانان حمله مي کنند تا با خشونت، باورها و اعمال آنها را به چالش بکشند. از آنجايي که هويت شرکت کنندگان با نام هاي اينترنتيشان مبدل شده، سخنان تنفر آميز نامعمول نيست. همچنين پديده جديدي به نام "زبان خاص اينترنتي(bot)" وجود دارد که يک پيام متني متغير، مرموز و از قبل برنامه ريزي شده است(چيزي مشابه يک "pop- up") که مي تواند به داخل اتاق هاي گفت و گو فرستاده شود و آيات انجيل و احکام ديني را- مانند يک مامور تبليغ دين- برساند. طبيعتاً اين سوال مسلم فرض مي شود که چگونه با به کار گيري هاي غير متمدنانه و غير اجتماعي ارتباط رايانه اي در درون متن آزادي هاي اساسيِ بيان، دين و عقيده، و الزامات حفظ حريم شخصي مقابله کرد. در حال حاضر، نگراني ها دربارة پورنو گرافي، خودکشي هاي دسته جمعي و البته تروريسم، مباحث غالب درباره  نظارت کردن بر اينترنت هستند.

اطلاع رساني
حتي سازمان هاي مذهبي اصلي که به اين امر بي ميل هستند، وادار شده اند که قابليت شکوفا کننده ارتباط اينترنتي را براي خدمت به اجتماعات خود درک کنند و اطلاعات کليدي را براي هم اعضا و هم افراد غير عضو فراهم نمايند. پاپ قبلي حمايت خود را از اينترنت بيان کرد، و اکنون واتيکان داراي يک شبکه اينترنتي گسترده و چند زبانه است.8  کار به جايي رسيده است که يک سازمان ديني بدون حضور در شبکه اينترنتي فاقد اعتبار و حتي هويت است. يک بعد جديد و مهم در شهرت ارتباط اينترنتي، فراهم کردن اطلاعات ديني براي اعضا و افراد غير عضو، خودي ها و غير خودي ها، "بلاگرها" يا آنهايي هستند که اخبار و نظرات ديني را از طريق الکترونيک يا "وبلاگ ها" در اختيار مي گذارند.9 جاذبه اين نظرات شخصي جديد در وقايع جهان در خودزايي و منظرهاي ديد متنوعشان نهفته است. موارد ديگري که به طور سريعي رواج مي يابند "پادکست ها" هستند، که برنامه هايي صوتي(مانند سخنراني) مي باشند که از يک شبکه اينترنتي به يک پخش کننده MP3 (مانند يک "آي- پاد") بار گذاري شده اند.10

آموزش
متون مقدس و مطالب فرعي که قبلاَ غيرقابل دسترسي بودند اکنون نه فقط از اقبال عمومي برخوردارند، بلکه در دسترس کساني که مي دانند از کجا آنها را پيدا و بارگذاري کنند- به طور بالقوه با ناديده گرفتن محدوديت هايي مانند قيمت يا سانسور-  قرار دارند. شبکه هاي اينترنتي وجود دارند که براي در اختيار قرار دادن يک پوشش کامل از حقايق، لينک ها و منابع براي ذهن ديني جستجوگر به طور موفقيت آميزي قابل بهره برداري شده اند. بسياري اين را به منزله گرفتن دانش آييني از دست نخبگان صاحب جاه، يا دموکراتيزه کردن دانش- که مدتي طولاني مهياي آن بوده اند- در نظر مي گيرند(گونتر و و ديگران، 2000).

تجربه
"فضاي بينابين" اينترنت امکانات جديدي براي تجارب معنوي يا ديني (جذبه، پارسايي، واقعيت گريزي، يگانگي، جامعه آشفته) فراهم مي کند. همچنين اجازه متناسب کردن اين تجارب با روش زندگي فعال، مدرن و پاي بند به کار را مي دهد.11 صوفي هاي مدرن روش ارتباط پيشرفته بين مرشد و مريد از طريق اينترنت را مي دانند، همان طور که مسلمانان مي توانند از اين طريق به معناي گسترده تري از امت يا اجتماع خود دست يابند.12 جستجو در شبکه و سفر به ساير قلمروها را مي توان به سادگي به عنوان يک تجربه شمني توصيف نمود. با امکانات فن آوري جديدي که اينترنت به وجود آورده، مانند پخش مستقيم راديوي اينترنتي، شنوندگان توسط يک سايت شمني عصر جديد خاص به سفرهاي "هدايت ذهني" دعوت مي شوند، که در آن موسيقي پخش شده "براي القاي حالات خلسه و حالات ناشي از مراتب بالاي خودآگاهي در شنونده طراحي شده اند".13

عمل به شعائر ديني
عمل به شعائر ديني توسط ارتباط اينترنتي تسهيل شده است، تا جايي که فضاي مجازي حتي مي تواند تبديل به يک مکان آييني مهم و علاوه بر آن وسيله يا منبعي براي ايجاد انگيزه براي تدين هاي برون خطي، درست مانند اجتماعات پاگان و ويکان شود(برگرو ازي، 2004). همچنين براي طبقات اجتماعي خاص مانند بسياري از زنان و جوانان، معنويت مجازي جذابيت هاي بيشتري دارد و کمتر نشان هايي مانند حضور در يک مکان رسمي براي عبادت را داراست. در واقع، بعضي مطالعات نشان مي دهند که گرايش افراد، به خصوص جوانان در آينده بدين سو است(کلارک، 2003). اما، نظر عده اي اين است که اينترنت نمي تواند با قدرت گويا و احساسي سخنراني هاي زنده يا حتي پخش شده از برنامه هاي تلويزيوني رقابت کند(گتلاس، 2003). اجتماع ديني اينترنتي، به عنوان نمونه اجتماع جديد "مسلمانان پيشرو"، مي تواند جايگاه مهمي باشد براي بحث درباره اين که در جهاني که با سرعت در حال تغيير و تحول است، چه چيز موجب عمل درست ديني - "راه راست" - مي شود.14
به صورت کلي، فضاي مجازي قابليت فراتر رفتن از محدوديت هاي زمان و مکان را افزايش مي دهد. اين مي تواند براي آنها که تحت فشارهاي مالي يا ناتواني هاي جسمي هستند، اما با اين حال دوست دارند که توصيه هاي آييني خاص سنت خود را محترم بدارند، جنبه مهمي باشد. به عنوان مثال، شخص مي تواند با زيارت مجازي به "سانتياگو دکمپوستلا" برود،15 يا در سايت هاي مقدس در هند عبادت به جا بياورد.16 در مورد هزاره سلطنت مسيح، مسيحيان هزاره اي منتظر، با استفاده از قطعه فيلم زنده دوربين رايانه اي، مي توانند بازگشت مسيح به "ديوار ندبه" در اورشليم را تماشا کنند.17 امروزه، از طريق اينترنت، شخص مي تواند توسط دانشجويان يهود يادداشتي بر روي ديوار بگذارد.18 سيک ها مي توانند هر روز به کتاب مقدسشان، سيري گورو گرند صاحب، که از "معبد طلايي" در آمريستار هند در حال خواندن است، گوش دهند.19 مارک مک ويليامز مدعي است که "زيارت همان اندازه که عملي جسمي است عملي ذهني نيز مي باشد"، و همانند سازي اينترنتي هم مي تواند اثرات مفيدي براي انسان حاجت مند داشته باشد(مک ويليامز، 2004: 224).

طلب
هميشه افراد طالب معنويت وجود داشته اند اما موقعيت هاي بي انتهاي ارائه شده توسط ارتباط رايانه اي باعث مي شود اينترنت مانند دروازه اي به بهشت يا راه ميان بري به سوي نيروانا به نظر برسد. "استوارت هوور"، يکي از دانشمندان پيشرو اشتراک مذاهب، رسانه و فرهنگ، معتقد است که مهم ترين روند در دين امروزي "استقلال فردي" در مسائل مربوط به ايمان است (هوور، 2003:11). ساختار ابرمتني شبکه جهاني با پيوندهايي که مي تواند با صرفه جويي در وقت و مکان شما را به کاوش هاي معنوي ببرد، سرچشمه طلب است. زيباشناسي شبکه مي تواند مرز بين جذبه و اعتياد را از بين ببرد.

به صورت کالا در آمدن
خريد و فروش امور مقدس تبديل به تجارت اينترنتي بزرگي شده است. هر چيز قابل تصوري که مي تواند به نياز هاي ديني و معنوي پاسخ دهد را مي توان خريد.21 اين شامل دانش هم مي شود. پس، در بعضي موارد، براي مثال در حالي که در جهان واقعي ممکن است سال هاي زيادي براي کسب مهارت هاي غيبگويي لازم باشد، ورود به بعضي از سايت ها مشروط به افشاي شماره کارت اعتباري است.22

حمايت
کاوش هاي ديني براي تغييرشکل هاي اجتماعي، ديني و فرهنگي، چه به شکل حقوق بشر، طرفداري از محيط زيست و مبارزه با تجارت جنسي يا حقوق حيوانات،24 با استفاده از ارتباط اينترنتي با موفقيتي تصاعدي روبرو شده است. براي مثال، شخص مي تواند براي ارتقاي عدالت اجتماعي در نيويورک به يک گروه بين الادياني بپيوندد،25 يا طالب پايان دادن به توليد سلاح هاي هسته اي باشد.26 مفهوم شبکه، که اين قدر براي عمل گرايي موثر مهم است، در فضاي مجازي اصل است. کمپين تبت آزاد از طريق استفاده مؤثرش از رسانه، حمايتي جهاني کسب کرده است(مک لاگان، 2002)27 در خواست هاي حمايت اينترنتي از زنان مسلمان در نيجريه که محکوم به مرگ توسط سنگسار شده بودند چندين بار در سراسرجهان انتشار يافت(تا اين که گروه هاي محلي زنان اعلام يک توقف موقت کردند، و به آنها گفتند که به فعاليتشان خاتمه دهند). در حالي که هنوز نابرابري هاي واقعي در دسترسي به ارتباط اينترنتي در سراسر جهان وجود دارد، مدارک فراواني از اقليت هاي ديني و مردم بومي(عقب مانده) وجود دارد، که براي مثال از طريق اينترنت بسيج مي شوند.28 اين به آنها اجازه مي دهد که اشکال ملي يا محلي محروميت سياسي، فرهنگي يا ديني را ناديده بگيرند و از فوايد نه هميشه بي چون و چراي گفتگوها و سازوکارهاي حقوق بشري بهره ببرند.

شفا و حل مسئله
درمان بيماري و راه حل مشکلات به نظر مي رسد که در محيط ارتباط اينترنتي در حال گسترش باشد. شخص مي تواند يک درخواست دعا براي مبلغان، مشاوران، صاحبان قدرت ماورا طبيعي و گوروها بفرستد، با رنج کشيدگان ديگر صميمانه گفتگو کند يا براي مسائل معنوي يا عملي خود به دنبال پاسخ بگردد.29 بعضي از گروه هاي مذهبي حتي اين مسائل و اعترافات را در وبسايت خود مي گذارند، تا امکان مقايسه و انسجام، همچنين تحقيقات آکادميک  به وجود بيايد.30 ناشناس بودن براي بسياري جذاب است، به علاوه اين پيش بيني که مشکلات شخصي فرد به يک سازمان قوي يا رهبري معنوي برسد. بعضي از فعالان ديني حتي تاکيد مي کنند که از طريق اينترنت به طور موثر تري مي توانند شفا دهند."ويم فن بينسبرگن"، انسان شناس هلندي که همچنين يک شفاگر سنتي معتبر و تعليم ديده در "بتسوانا" است، در وبسايت عالي خود31 و آخرين کتابش، به نام برخوردهاي ميان فرهنگي در اين باره مطالبي مي نويسد(ون بينسبرگنف 2003: فصل7).

چند وجهي بودن
همان طور که اشاره شد، متن حاضر اجازه بحث طولاني درباره مسائل روش شناسانه به ميزاني که براي آنهايي که به دنبال درک اينترنت و کاربرانش هستند، چالش برانگيز و جالب باشد را نمي دهد.32 اما همان گونه که محققان برجسته به طور اقناع کننده اي نشان داده اند، مطالعات درباره مشترکات اديان و اينترنت نه فقط مستلزم انواع نقطه نظرات چند وجهي است، بلکه بايد به طور خاص در درون حوزه مطالعات رو به پيدايش دين و رسانه قرار گيرد(داوسون، 2000؛ هوور، 2003). اين نوع تحقيق اهميت بيشتري به استفاده و عملکرد شنونده/ بيننده مي دهد، تا تجزيه و تحليل سازماني و محتوايي.
"هو اربن"، مورخ  دين(2000)، در مقاله اي دربارة جنبش ديني با فن آوري بالا به نام "دروازه بهشت"، که منجر به خودکشي آشکار 39 نفر از رهبران و اعضا آن شد، رويکرد عصر روشنگري به مطالعه جهان اشباع از رسانه ما را زير سوال مي برد. او اشکال جديدي از تفسير آن چه او "فرهنگ شبيه سازي" مصرف گرايي کاپيتاليست مدرن مي نامد، با دگرگوني مدام واقعيت و تخيل، نظم و بي نظمي، اصلي و کپي را ضروري مي داند. او معتقد است که ما بايد "مهارت هاي شديداً اساسي بسيار بيشتري در رسيدگي دقيق، تجزيه و تحليل و مورد سوال قرار دادن "اين حجم از اطلاعات و تصاوير را وسعت بخشيم. جنبش هاي ديني جديد، مانند "دروازه بهشت"، "ديدگاه محکمي دربارة بعضي از ژرف ترين تضاد هاي دين در عصر فضاي مجازي به ما مي دهد"، و سوالاتي ضروري دربارة اجتماع، عقلانيت، هويت، واقعيت و زوال برايمان به وجود مي آورد.

معاني و تاملات واپسين
اينترنت به عنوان واسطه اي براي ميانجيگري بين باور ديني و اعمال آييني و اخلاقي، و براي ساختن اجتماع و هويت فردي ديني، نه تنها سعي در براندازي و دوباره چيني اين طبقات، بلکه امور ديگري مانند"دين جهاني"، و "گروه اقليت ديني" دارد. به عبارت ديگر، شما اکنون لازم نيست براي اين که به جهان دسترسي داشته باشيد(يا ديگران به شما دسترسي داشته باشند) اداره يا سازمان بزرگي باشيد. يک خاخام به يک روزنامه نگار گفت: براي اولين بار بعد از 2000 سال، به خاطر اينترنت، عقايد و باورهاي يهودي در سطحي مساوي با ديگر اديان قرار مي گيرد. . . و يک دموکراتيزه شدن دين به وجود آمده است.33
به همين ترتيب، امکان سوال دربارة تمايزات موجود بين عمومي و خصوصي، ارتدوکس و هترودوکس، و مذهبي و بي دين هم به وجود آمده است. تعجب انگيز است که، يک متن راهنما به نام اديان عمومي  در دنياي مدرن نوشته "خوزه کازانوا"(1994)، به بعد واسطه اي  ادعايي دسکولاريزاسيون دين توجهي نمي کند. در پرداختن به زمان و مکان، ارتباط اينترنتي حس ما از مکان را دربارة آن چه محلي و آن چه جهاني است، يا آن چه مرکزي و آن چه حاشيه اي است، دوباره شکل مي دهد. به طور اخص، اجتماعات ديني آواره، که اغلب شامل متخصصين جوان مهاجر هستند، با دانش جديد فني خود، تبديل به عاملي شده اند که بايد با زير سوال بردن اشکال سنتي صاحبان قدرت، با آنها  روبرو شد.
مسائلي مانند اجرا، قابل اعتماد بودن و فريب هم چالش برانگيزند. ما به عنوان استادان دانشگاه قرار است به دانشجويانمان دربارة محتواي سطحي، اگر نگوييم مزورانه، بسياري از سايت ها هشدار بدهيم. در دنياي رو به تغيير مجاز و ابَرمتن، مشخصه هاي واقعي/غير واقعي/ فوق واقعي/ فراسوي واقعي نامعين هستند. هويت ها مي توانند از همه انواع راه هاي خلاقانه و مخرب وانمود و دستکاري شوند.34 آيا ما هم نبايد مفاهيم "قدرت"- که هنوز براي تجزيه و تحليل بيان ديني مهم است- را مورد بررسي مجدد قرار دهيم؟ در اينجاست که من خود را به درک غيرغربي از قدرت مانند مانا يا آشه (در يوروبا) که بخش ناپذيري و پيچيدگي اين کيفيت جديد را به طور مناسب تري بيان مي کنند، متمايل مي بينم.
همان گونه که در بالا بيان شد، محقققان دين هنوز با اين که آيا اينترنت آرماني يا پادآرماني، مبتني بر اقتدار يا چندآوايي، فراتجربي يا فقط فراملي است، دست و پنجه نرم مي کنند. آيا ديالوگ بر شيطان پرستي غلبه مي کند؟ آيا دين اينترنتي در حال جايگزين شدن با دين برون خطي، تغيير شکل يا بهبود آن است؟ آيا تاثيري که بسياري از اجتماعات ديني مجازي به عنوان يک "جاي مناسب" يا "منطقه بسته" دارند، مردم را از جريانات اجتماعي ضروري جدا مي کند؟ يا آنها در حال کشف اشکال جديد عمل و خلاقيت هستند که به آنها به عنوان افراد، در يک جهان پيچيده و با سرعت در حال تغيير قدرت مي بخشد؟ آيا احتمالاَ مطالعات در مورد دين الکترونيک به طرق مشخصي فقط چند گانگي پديده دين را به شکل عمومي تري تاييد مي کنند؟ در "عصر نوين اطلاعاتي" چالش و مذاکره  دقيقاَ همان قدر مبرم است که هر قابليتي در يک "نظم نوين جهاني".
اجازه دهيد با يک يادداشت شخصي مطلب را پايان دهم. وسعت اينترنت در زندگي من - به عبارت ديگر، زندگي من به عنوان يک شهروند اينترنتي- که در تمام طول عمر يک محقق دين بوده ام، به من احساسات متنوعي از شعف، علم، و توانمندي مي دهد.  اين ها براي هميشه در مقابل احساسات تحقير، عصبانيت، حتي بي تاثير بودن قرار دارند. من همچنين بايد با اين واقعيت شکننده، در عين حال هيجان انگيز که دانشجويانم درباره اين رسانه جديد فهم بيشتري از من دارند، دست و پنجه نرم کنم. تصور من اين است که اين تجربيات، با تجربيات همکارانم در ديگر زمينه ها  و ديگر سرزمين ها خيلي متفاوت نباشد.

پي نوشت ها
1. به عنوان مثال، مطالعات اخير به پيشرفت "جنگ هاي فرقه اي" رو به رشد در اينترنت اشاره دارد(هدن و کوان، 2000) .
2. http://www.scborromeo.org/saints/isidores.htm (accessed 5 February 2005).  //  3. http://news.bbc.co.uk/1/hi/world/europe/4088611.stm (accessed 5 February 2005).
4. به وبسايت بسيار مفيد  گري بانت رجوع کنيد:
http://www.virtuallyislamic.com/ (accessed 13 March 2005).
5. در اين رابطه همچنين ن ک "تکنولوژيسم" و "تکنولوژي ها" نوشته اريک ديويس و در پرستش الهه(گريفين، 2004).
6. See http://www.proselytism.info/ (accessed 30 January 2005).  //  7. http://www.vatican.va.  //  8. See http://www.blogsearchengine.com/religious_blogs.html (accessed 30 January 2005.
9. ن ک " يافتن خدا بر آي پادتان" از کاتلين مورفي در:
http://www.thestate.com/mld/thestate/entertainment/11042977.htm (accessed  16 March 2005).  //  10. http://www.sacredspace.ie/ (accessed 5 February 2005).  //  11. http://www.haqq.com.au/~salam/sufilinks/, http://www.uga.edu/islam/Sufism.html (accessed 5 February 2005).  //  12. http://www.live365.com/stations/shamanism (accessed 5 February 2005).  //  13. http://www.progressivemuslims.org/ http://muslimwakeup.com/ (accessed 30 January 2005).  //  14. http://www.pilgrimsprogress.org.uk (accessed 5 February 2005).  //  15. http://www.cyberastro.com/ceremonies (accessed 5 February 2005).  //  16. http://www.aish.com/wallcam/Window_on_the_Wall.asp (accessed 13 March 2005).  //  17. http://www.aish.com/wallcam/Place_a_Note_in_the_Wall.asp (accessed 5 February 2005).  //  18. http://www.sikhnet.com/hukam (accessed 5 February 2005).  //  19. http://www.godfirststore.com/ (accessed 31 January 2005).  //  20. http://www.paralumun.com/divination.htm, http://www.shamanism.org (accessed 31 January 2005).  //  21. http://www.all-creatures.org/index.html (accessed 31 January 2005).  //  22. http://www.interfaithvoices.net (accessed 31 January 2005).  //  23. http://www.korrnet.org/fgs/orepa/ (accessed 31 January 2005).  //  24. http://www.freetibet.org/ (accessed 5 February 2005).  //  25. http://www.treatycouncil.org/ (accessed 31 January 2005).  //  26. See, e.g., http://www.cbn.com/spirituallife/PrayerAndCounseling/index.asp, http://onlineprayerchain.com/ (accessed 31 January 2005).
27. براي مثال:
http://angelscribe.com/atiraresults.html (accessed 31 January 2005).  //  28. http://www.shikanda.net/african_religion/standard.htm ((accessed 31 January 2005).  //  29. Especially recommended for this purpose is (Stolow, 2005).  //  30. Gene J. Koprowski, ‘Logging On to Find God’ http://www.insightmag.com/news/2004/06/11/
Features/Logging.On.To.Find.God-689158.shtml (accessed 5 February 2005).
31. در مورد " خودهاي متعدد" ، با امکان ناشناس بودن در اينترنت ن ک :
Dawson(2000).
منابع
Anderson, Jon W. (2003) New Media, New Publics: Reconfiguring the Public Sphere of Islam.  Social Research 70(3): 887–906.  //  Armbrust, Walter, ed. (2000) Mass Mediations: New Approaches to Popular Culture in the Middle East and Beyond. Los Angeles and Berkeley: University of California Press.  //  Arthur, Shawn (2002) Technophilia and Nature Religion: The Growth of a Paradox. Religion 32: 1–12.  //  Berger, Helen A. and Ezzy, Douglas (2004) ‘The Internet as Virtual Spiritual Community: Teen Witches in the United States and Australia’, in L. L. Dawson and D. E. Cowan (eds), Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //  Blank, Jonah (2001) Mullahs on the Mainframe: Islam and Modernity among the Daudi Bohras. Chicago: University of Chicago Press.   //  Brasher, Brenda E (2004) Give Me That Online Religion. New Brunswick, NJ: Rutgers University Press.  //  Bunt, Gary R. (2003) Islam in the Digital Age: E-Jihad, Online Fatwas and Cyber Islamic Environments, Critical Studies in Islam. London: Pluto Press.  //  Campbell, Heidi (2003) ‘Approaches to Religious Research in Computer-Mediated Communication’ in J.  //  Mitchell and S. Marriage (eds), Mediating Religion: Studies of Media, Religion and Culture. Edinburgh: T & T Clark.  //  Casanova, Jose (1994) Public Religions in the Modern World. Chicago: University of Chicago Press.  //  Castells, Manuel (1997) The Information Age: Economy, Society and Culture. Vol. I: The Rise of the Network Clark, Lyn Schofield (2003) From Angels to Aliens: Teenagers, the Media, and the Supernatural. New York: Oxford University Press.   //  Cowan, Douglas E. (2004) ‘Contested Spaces: Movement, Countermovement, and E-Space Propaganda’, in L. L. Dawson and D. E. Cowan (eds),  Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //  Davis, Erik (1998) Techgnosis. New York: Random House.  //  Dawson, Lorne L. (2000) ‘Researching Religion in Cyberspace: Issues and Strategies’, in J. K. Hadden and D. Cowan (eds), Religion and the Internet: Research Prospects and Promises. Greenwich, CT: Elsevier.  //  Dawson, Lorne L. and Cowan, Douglas E., eds (2004) Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //   Eickelman, Dale F., and Anderson, Jon W., eds (2003) New Media in the Muslim World: The Emerging Public Sphere, 2nd edn. Bloomington, IN: Indiana University Press.  //  Goethals, Gregor (2003) ‘Myth and Ritual in Cyberspace’, in J. Mitchell and S. Marriage (eds), Mediating Religion: Studies in Media, Religion and Culture. Edinburgh: T & T Clark.  //  Griffin, Wendy (2004) ‘The Goddess Net’, in L. L. Dawson and D. Cowan (eds), Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //  Gunther, Richard, Mughan, Anthony, Bennett, W. Lance, and Entman, Robert M., eds (2000) Democracy and the Media: A Comparative Perspective. New York: Cambridge University Press.  //  Hackett, Rosalind I. J. (1999) ‘Radical Christian Revivalism in Nigeria and Ghana: Recent Patterns of Conflict and Intolerance’ in A. A. An-Na’im (ed.), Proselytization and Communal Self-Determination in Africa. Maryknoll, NY: Orbis.  //  Hackett, Rosalind I. J. (2003) ‘Managing or Manipulating Religious Conflict in the Nigerian Media’ in J.  //  Mitchell and S. Marriage (eds), Mediating Religion: Studies in Media, Religion, and Culture. Edinburgh: T & T Clark.  //  Hackett, Rosalind I. J. (2005) ‘Mediated Religion in South Africa: Balancing Air-time and Rights Claims’, in B. Meyer and A. Moors (eds), Media, Religion and the Public Sphere. Bloomington, IN: Indiana University Press.  //  Hadden, Jeffrey K., and Cowan, Douglas E., eds (2000)  Religion on the Internet: Research Prospects and Promises. Greenwich, CT: JAI Press.  //  Helland, C. (2000) ‘Online Religion/Religion Online and Virtual Communitas’, in J. K. Hadden and D. E.  //  Cowan (eds),  Religion on the Internet: Research Prospects and Promises. London: JAIPress/Elsevier Science.  //  Hoover, Stewart M. (2003) ‘Religion, Media and Identity: Theory and Method in Audience Research on Religion and Media’, in J. Mitchell and S. Marriage (eds), Mediating Religion: Studies in Media, Religion and Culture. Edinburgh: T & T Clark.  //  Lawrence, Bruce B. (2000) The Complete Idiot’s Guide to Religions Online. Indianapolis, IN: Alpha Books.   //  MacWilliams, Mark (2004) ‘Virtual Pilgrimage to Ireland’s Croagh Patrick’, in L. L. Dawson and D. E.  //  Cowan (eds), Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //  McLagan, Meg (2002) ‘Spectacles of Difference: Cultural Activism and the Mass Mediation of Tibet’, in F.  //  Ginsberg, L. Abu-Lughod and B. Larkin (eds), Media Worlds: Anthropology on New Terrain. Los Angeles and Berkeley: University of California Press.  //  O’Leary, Stephen D. (1996) ‘Cyberspace as Sacred Space: Communicating Religion on Computer Networks’, Journal of the American Academy of Religion 64(4): 781–808.  //  Stolow, Jeremy (2005) ‘Religion and/as Media’, Theory, Culture & Society 22(4): 119–45.  //   Taylor, Mark C. (2001)  The Moment of Complexity: Emerging Network Culture. Chicago: University of Chicago Press.  //   Urban, Hugh (2000) ‘The Devil at Heaven’s Gate: Rethinking the Study of Religion in an Age of Cyber-Space’, Nova Religio 3: 268–302.  //  Van Binsbergen, Wim (2003)  Intercultural Encounters: African and Anthropological Lessons towards a Philosophy of Interculturality. Berlin/Muenster: LIT.  //  Vries, Hent de (2002) Religion and Violence: Philosophical Perspectives from Kant to Derrida. Stanford, CA: Stanford University Press.  //   Wertheim, Margaret (1999) The Pearly Gates of Cyberspace: A History of Space from Dante to the Internet. New York: W. W. Norton.  //  Young, Glenn (2004) ‘Reading and Praying Online: The Continuity of Religion Online and Online Religion in Internet Christianity’, in L. L. Dawson and D. Cowan (eds), Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //  Zaleski, J. (1997) The Soul of Cyberspace: How New Technology Is Changing Our Spiritual Lives. San Francisco: Harper Collins.


 

نگاهي به رويکردها و روش مطالعه دين در اينترنت

PDF چاپ نامه الکترونیک

نگاهي به رويکردها و روش مطالعه دين در اينترنت

ليسبت فان زونن و اوليور کروگر
ترجمه علي اخلاقي


طي سي سال گذشته پژوهش‎هاي چشم گيري در زمينه رسانه و دين صورت گرفته است. اگرچه مطالعات مربوط به دين و فيلم، تاريخي به مراتب طولاني‎تر دارد اما ظهور پديده‎هايي مانند تلوَنجليسم سبب شده تا گرايش به ارتباط بين رسانه و دين از نو احيا گردد. مقاله حاضر توامان مي کوشد تا علاوه بر بررسي رويکردهاي کليدي مطالعه رسانه و دين به صورت مختصر، اجمالاً به نظريات و روش‎هاي مطالعه دين در اينترنت به قلم محققان اين حوزه اشاره کند.
***
به طور کلي در حوزه پژوهش در باب رسانه و دين چهار رويکرد عمده که بعضاً نوعي همپوشاني نيز دارند وجود دارد.
1. رويکرد تشابهي: رسانه و دين متضمن فرآيندهاي مشابه واسطه‎گري(نوعي کانال و وسيله ارتباطي) بين خود و امر قدسي هستند. به يک معنا، دين را مي توان في نفسه ابزار و وسيله‎اي براي ارتباط با امر قدسي دانست؛ دين بعضاً مجرايي را ايجاد مي کند که اين مجرا، ارتباط انسان با خدا را تسهيل مي نمايد و خود شامل مجموعه‎اي از نهادها، مرجعيت، اعمال، کليسا و اماکن مقدس، متون مقدس و واعظان و روحانيون و کشيشان است. دين نيز همانند رسانه واجد نمادها، نشانه‎ها، و داستان‎هايي است که جهان را معنا مي‎کنند. در اين رابطه، يکي از فيلسوفان برجسته هلندي  به نام هنت د وريس مدعي است که دين بدون اين کنش‎ها و گفتمان‎هاي واسطه‎گرانه نمي تواند خود را متجلي کند. افزون بر اين، برخي نويسندگان بر ابزارها و دست‎ساخته هاي فرهنگي تاکيد کرده اند که دين از طريق آن‎ها خود را تحقق مي بخشد.
از سوي ديگر، رسانه‎ها خود اغلب به مثابه "دين" يا "ديني" بيان مي‎شوند. اين برابري يا يکسان انگاري در مجموعه رو به رشدِ رسانه‎هاي مذهبي  و سايت‎هاي اينترنتي مشهود است. دانشگاهيان، روزنامه‎نگاران و علاقمندان، استاديوم هاي فوتبال را  زمين هاي مقدس مي دانند. گافنري(2008) استاديوم را "معبد خدايان زميني" ناميده است. علاوه بر فوتبال، موسيقي‎هاي محلي و بومي نيز بعضاً درونمايه مذهبي دارند. دين را هم در شعر و ترانه و هم در ساختار موسيقي خرده فرهنگ‎هاي محلي مي توان مشاهده نمود. گروه راک ايرلنديِ U2 عمدتاً به شکل و قالب ديني و معنوي ظاهر مي‎شود، يک جهتش اين است که اعضاي اين گروه پيشينه کاتوليک دارند و جهت ديگرش، برنامه‎ها و تبليغات سياسي و اجتماعي اين گروه، شمايل‎نگاري‎ها و نوع ارتباطش با طرفداران است. به طور کلي، نظريه‎هاي رسانه و ارتباطات نيز ريشه و صبغه ديني و مذهبي دارند. به لحاظ روش‎شناسي نيز عمده تحليل‎ها در اين زمينه از سنخ نقدهاي فرهنگي و مبتني بر ترکيب نظريه‎هاي مختلف و منابع درجه دوم است و تقريباً پژوهش تجربي قابل توجهي(از حيث آزمون نظريه يا طرح نظريه) در اين ميان صورت نگرفته است.
2. رويکرد تمايز: بر اساس اين رويکرد، رسانه و دين دو حوزه مجزا و متمايز هستند که يکي بر ديگري تاثير مي‎گذارد. افراد مذهبي و نهادهاي ديني به شدت از پيدايش رسانه هاي گروهي مدرن دل آزرده شدند و آنها را اغلب ابزار شر در نظر مي گرفتند. در ابتدا اين ترديدها و ظن‎ها عمدتاً در قالب سانسور خود را نشان داد. به عنوان مثال، در ايالات متحده رمان‎هاي قرن نوزدهم وسايل و ابزارهاي شيطان خوانده شدند و يکي از منتقدان پيوريتن به نام آنتوني کامستاک موفق به تصويب قانوني عليه توزيع و انتشار آن‎ها از طريق اداره پست ايالات متحده گرديد.
بعدها، همزمان با قدرتمندتر شدن رسانه‎ها، هشدارها و دستورالعمل هاي مقامات و مراجع مذهبي در خصوص خطرات رسانه‎ها بيشتر شد. در سال 1954 در هلند اسقف‎هاي کاتوليک بيانيه‎اي صادر کردند که بر اساس آن کاتوليک‎هاي هلندي  نبايد به راديوي غير کاتوليک گوش دهند يا تلويزيون غيرکاتوليک تماشا کنند. در زمان‎هاي اخير، مسيحيان ارتدوکس از نويسنده هري پاتر خواسته اند تا کتاب هايش را به دليل محتواي جادوگرانه و نامتعارف شان، از کتابخانه هاي مدارس جمع آوري کند. اين کتاب‎ها در کشورهاي اسلامي نيز مساله ساز شده است. فهرست درگيري هاي بين دين و رسانه‎ها بسيار طولاني است و از تضادي عميق بين اين دو مقوله حکايت دارد. باوجود اين، نهادهاي ديني، نخستين نهادهايي بودند که از رسانه‎ها براي ابلاغ پيام خود استفاده کردند. جنبش تلوَنجليکال در ايالات متحده نمونه بارزي در اين زمينه است اما دين در عين حال، در اينترنت نيز حضوري پر رنگ دارد و مردم روز به روز براي دستيابي به اطلاعات ديني و مذهبي وارد اين فضا مي‎شوند. مومنان و نهادهاي ديني چنانچه باور نداشتند که رسانه‎ها مرجعيت ديني و نهادهاي ديني را تضعيف مي کنند، چندان با آن‎ها مخالفت نمي کردند. نظريه‎ها و پژوهش‎هاي اجتماعي به حضور روزافزون رسانه‎ها در زندگي روزمره افراد به مثابه يکي از عوامل مدرنيته اشاره مي کنند که تجربه ديني را متحول ساخته است. نِل پُست مَن، در سخنراني تند خود عليه فرهنگ سرگرمي جديد، زبان به شکايت مي‎گشايد که آمريکايي‎ها در دادگاه‎ها، کلاس‎هاي درس، اتاق‎هاي عمل، دفاتر شرکت‎ها، کليساها و حتي شرکت‎هاي هواپيمايي ديگر با يکديگر صحبت نمي‎کنند، آن‎ها سرشان به کار خودشان است. نويسندگان ديگر پا را فراترگذاشته ومي گويند تلويزيون به تضعيف دين کمک کرده و سبب پيدايش سکولاريزاسيون در جوامع مدرن شده است. موج اخير سريال هاي تلويزيوني با موضوعات نابهنجار و غيرمتعارف و مافوق طبيعي تصوير دين در ميان مخاطبان جوان را تغيير داده و منحرف ساخته است. گفتني است از حيث روش‎شناختي، تمام استدلال‎هاي مربوط به اين مبحث ناظر به اين مساله هستند که رسانه‎ها توامان به صورت مثبت و منفي بر دين تاثير مي گذارند. در اين پارادايم، پژوهش‎هاي روانشناختي و تجربي قابل توجهي در زمينه رسانه انجام گرفته است اما بسياري از نويسندگان از روش‎هاي توصيفي استفاده مي کنند، روش‎هايي که مبتني بر نظريه‎ها و منابع دست دوم است.
3. رويکرد واسطه‎گرانه:حضور روزافزون رسانه‎ها در زندگي روزمره ما و نيز در ساحت‎هاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي مختلف منجر به پيدايش مفهومي جديد به نام واسطه‎گري در علوم اجتماعي و علوم انساني شده است. اين مفهوم را اول بار دانشمندي اسکانديناوي به نام استيگ جاوارد وارد مطالعات دين و رسانه کرد، او در مقاله‎اي با عنوان رسانه‎‎ها به مثابه عوامل تحول ديني(2008) اين مفهوم را مورد بررسي قرار داد. او در اين مقاله معتقد است که به چهار دليل نمي توان دين را از مطالعات مربوط به رسانه کنار گذاشت: 1)رسانه‎ها براي اغلب  مردمان جوامع غربي مدرن، نخستين منبع دسترسي به مفاهيم ديني(خود و ديگر اديان) هستند. 2)رسانه‎ها همچنين نخستين منبع تصويرسازي ديني هستند. 3)بسياري از کارکردهاي اجتماعي دين(خاصه آنجا که ناظر به انجام مناسک و ايجاد اجتماعات مي شود) را رسانه ها بر عهده دارند. و 4)نهادهاي ديني خود جزو منطق رسانه‎اي هستند، يعني کنش‎ها و فعاليت‎هاي خود را در قالب‎هايي عرضه مي‎کنند که متناسب با رسانه‎ها و مخاطبان است.
به نظر مي رسد که واسطه‎گري عمدتاً در خصوص حضور و کنش‎هاي ديني در اينترنت مشهودتر است. کريستفر هيلند در سال 2002 گفت که اين کنش‎ها شکل دين آنلاين به خود مي گيرد يعني، نهادهاي سنتي ديني يک حضور آنلاين دوسويه ايجاد مي کنند و دين آنلاين يک فضاي تعامل ديني ايجاد مي کند که در آن تجارب فردي از دين و شناخت افراد از دين مي تواند مبادله شود. به لحاظ روش‎شناختي، نظريه واسطه گرانه في نفسه تا حدي جزم گرايانه است و فرضش آن است که رسانه‎ها به مثابه عوامل تغيير دين عمل مي کنند. بنابراين مطالعات اين حوزه اغلب در قالب يک چشم انداز رسانه‎اي فعال انجام مي‎گيرند و بيش از آنکه روانشناسانه باشند، فرهنگي-اجتماعي اند. محتواي کمي و کيفي، تحليل‎هاي متني و تصويري اغلب با هدف جمع آوري شواهد و مدارک به سود واسطه‎گري انجام مي‎شوند. در خصوص اينترنت بايد گفت که پيدايش روش‎هاي سايبرمتريک(مجازي سنجي) در علوم اجتماعي نويدبخش يک جهت گيري جديد در خصوص جمع آوري نظام‎مند اطلاعات و تحليل انبوهي از داده‎هاي آنلاين است.
4. رويکرد ارتباطي: اصطلاح ارتباطي در اينجا اصطلاحي عام است که به فرآيندهاي اتصال و انفصال و نيز به شيوه‎اي اشاره دارد که افراد اشکال فرهنگي را متناسب با مقاصد خاص خودشان بر مي گزينند(يا به تعبيري، تخصيص مي دهند). در بافت دين و رسانه، اين اصطلاح ناظر به رويکردي است که استوارت هوور آن را در کتابش با عنوان دين در عصر رسانه مطرح مي کند؛ اين رويکرد،تحليل دين و رسانه را دقيقاً در بطن حيات معنوي و ديني زنده تحقق مي‎بخشد. مفهوم ارتباط، حاکي از آن است که نقطه شروع هر پژوهش بايد خود افراد باشند و اينکه چگونه رسانه هاي خاصي را به عنوان جزو مکمل تجربه ديني خود و يا عنصري مجزا از آن تجربه مي کنند. اين رويکرد با رويکردهاي پيشين تفاوت فاحشي دارد اما با اين حال، امکان عيني و تجربي تشابه بين رسانه و تجربه ديني، تمايز دين و رسانه، و يا واسطه‎گري تام دين را تصديق مي کند. به دليل طبيعت مشخص و تعريف شده مفهوم ارتباط، مطالعاتي که ذيل اين مبحث انجام گرفته است بسيار متنوع هستند. يکي از حوزه‎هاي مهم پژوهش دراين زمينه، تجارب روزمره را در کانون پژوهش قرار مي دهد، حوزه ديگر، به تعاملات مختلف بين رسانه، دين و ساحت عمومي مي‎پردازد. به لحاظ روش‎شناختي، فرض اصلي تحقيقات اين حوزه آن است که مخاطبان ضمن تعاملي که با يکديگر دارند، فعالانه معنا توليد مي کنند. روش تحقيق در اين زمينه، استقرايي و اغلب مبتني بر نظريه زمينه‎اي است و در آن از مصاحبه‎هاي مفصل و مشاهده و گروه‎هاي ثابت استفاده مي شود.

نظريه و روش مطالعه دين در اينترنت
وقتي موضوع دين در اينترنت در دهه 1990 مطرح شد، لورن داوسون چند پرسش اساسي در خصوص پژوهش‎هاي آينده دراين زمينه مطرح نمود: نخست اينکه، ما بايد بدانيم چه چيزي دراينترنت وجود دارد، چه کسي آن را در اين فضا قرار داده است، و هدف و مقصدش از اين کار چه بوده است؟،دوم آنکه ما بايد بدانيم چه تعداد از افراد ازاين منابع استفاده مي‎کنند، چند وقت به چند وقت اين منابع را به کار مي‎برند؟ به چه صورتي آن‎ها را به کار مي‎برند؟ ما بايد يک پروفايل اجتماعي ايجاد کنيم که از اينترنت براي مقاصد ديني استفاده مي‎کند. سوم اينکه، ما بايد بدانيم که اين فعاليت ها چه تاثيري بر اديان و کاربران ديني و مذهبي مي‎گذارد؟
پژوهش در خصوص دين در اينترنت در آغاز راه است و برخي از اين گونه پرسش‎ها مستلزم پاسخ‎هايي عاجل هستند، اما اغلب آن‎ها موضوعات جديدتري را به وجود مي‎آورند که ناظر به نيازهاي اساسيِ روش‎شناختي در اين زمينه است. ابعاد و پيامدهاي اجتماعي کاربرد دين در اينترنت هنوز نيازمند پژوهش‎هاي بيشتر و گسترده‎تري است. پژوهش دين در اينترنت چشم اندازهاي نويني را در خصوص مطالعات ديني پيش روي مي‎نهد. رسانه‎هاي سنتي مثل کتاب، مجله، و تلويزيون به ما امکان مي‎دهند تا تنها "عرضه کننده" و "محصولات" را در بازار دين بنگريم، اما اينترنت به مثابه ابزاري تعاملي، اين امکان را فراهم مي کند تا از چشم انداز و ديدگاه مشتري نيز آگاه شويم. ما با بررسي چت روم‎هاي اينترنتي، صفحه مهمانان، پرسش‎هاي متداول، و ميزگردهاي اينترنتي که قابليت آرشيو شدن در صفحات مرتبط با دين را نيز دارند، مي توانيم ملاحظه کنيم که چگونه معرفت و دانش ديني در اجتماعي آنلاين به تفصيل گسترده شده است. مي‎توان مشاهده کرد که اين فرآيندهاي جديد ارتباطي سلسله مراتبي جديد را در ميان کاربران در اين گونه ميزگردها ايجاد مي‎کنند. اين نحوه جديد توزيع دانش شعائري که امروزه در دسترس همه کاربران اينترنت هست، نشانگر تغييراتي در ساختار سنتي اجتماعات ديني است. اما اطلاعات ما در خصوص اينکه افراد با دانش ديني اي که از راه استفاده از اينترنت به دست مي آورند، چه مي‎کنند، هنوز بسيار ناچيز است.  بنابراين، از يک سو، ما بايد در مورد رويکردهاي نظري و روش‎شناختي در مطالعه اينترنت بحث کنيم و در عين حال، بايد به ناکارآمدي رويکردهاي پيشين نيز نظر داشته باشيم. به عنوان مثال، برخي از پژوهشگران اينترنت از جمله کلر هيوسون و ديگران در پژهش‎هاي آنلاين محض، هيچگونه مساله روش‎شناختي را در نظر نمي‎گيرند و بر اين باور اند که کاربران اينترنت براي دانشمندان علوم رفتاري و اجتماعي کاملاً شناخته شده هستند. ارتباط ديني در اينترنت به ما امکان مي دهد تا نمونه‎هاي بيشماري از دين نامرئي را دنبال کنيم، اما در عين حال، عدم وجود يک فضاي عيني و تجربي براي پژوهش، چالش‎هاي روش‎شناختي جديدي را به وجود آورده است که نبايد از آن‎ها غافل بود. پرداختن به ابعاد و جوانب تجربي و نظري ارتباط کامپيوتري به ما کمک مي کند تا نتايج پژوهش آنلاين را ارزيابي کنيم و استراتژي‎هاي پژوهشي مطمئن تري براي پروژه‎هاي آينده در خصوص دين در اينترنت طراحي کنيم.
کريستوفر هيلند يکي از محققان برجسته در حوزه دين و اينترنت، در مقاله اش تحت عنوان دين آنلاين، دين زنده: مسائل روش‎شناختي در مطالعه مشارکت ديني در اينترنت، چارچوبي جامع براي تمايز نظري دين آنلاين و دين در محيط آنلاين ارائه مي دهد. زماني که او در سال 1999 اين تيپولوژي را مطرح کرد، در حقيقت، تمايزي اساسي بين وب سايت‎هاي ديني که مردم در آن‎ها مي توانند با آزادي تمام عمل کنند و سطح بالايي از تعامل را تجربه کنند(يعني دين آنلاين) و عمده اي از وب سايت هاي ديني که صرفاً داده‎هاي ديني را ارائه مي کنند و در آن‎ها از تعامل خبري نيست(دين در محيط آنلاين) قائل شد. او چنين نتيجه گيري مي‎کند که بسياري از وب سايت‎هاي ديني امروزه علاوه بر اينکه اطلاعات عرضه مي کنند، محملي هستند براي اينکه اين اطلاعات و داده ها را بتوان احيا کرد و مورد تبادل قرار داد. اين مساله در اينترنتي اتفاق مي افتد که در آن وب سايت‎ها مي‎کوشند در يک مکان واحد، توامان منطقه اطلاعاتي و منطقه  تعاملي را يکجا جمع کنند يا به بيان عام تر، جايي است که در آن وب سايت‎هاي غير رسمي مردمي فضايي براي دين آنلاين به وجود مي آورند، در حالي که وب سايت‎هاي ديني رسمي دين در محيط آنلاين را عرضه مي‎کنند. او معتقد است در مواردي که در آن سازمان‎هاي ديني، دين آنلاين را حمايت نمي کنند، اين امر ناشي از تلقي آن‎ها از اينترنت به مثابه ابزاري براي برقراري ارتباط است تا گسترش جهان اجتماعي ما.
هيداي کمپل  به جنبه مهم ديگري از "دين زنده" و اينترنت مي‎پردازد. او در کتاب خود با عنوان معنوي‎سازي اينترنت، به اين مساله توجه مي کند که چگونه جهانبيني‎هاي ديني يا معنوي استفاده و مطالعه اينترنت را شکل مي‎دهد. افراد و گروه‎ها نوعاً يکي از انواع  مدل‎هاي مفهومي(نظير اينترنت به مثابه ابزاري اطلاعاتي، کارگروه هويتي، جغرافياي ذهني عام، شبکه اجتماعي يا فضاي معنوي) را براي تحديد فهم و شناخت خود از فناوري اينترنتي و نحوه بکار گيري آن، استخدام مي‎کنند. داستان‎هاي مربوط به ماهيت اين فناوري اغلب در اين گفتمان‎ها تجلي يافته است. موضوع خاص مورد علاقه کمپل شناسايي داستان هايي است که براي شکل‎دهي به استفاده ديني يا معنوي از اينترنت به کار مي‎رود. برخي از اين ها را مي توان داستان هايي دانست که هويت ديني ارائه مي‎دهند، و فضاي معنوي يا عبادي شبکه اي را تقويت مي کنند. به گفته کمپل، داستان‎هاي ديني انگيزه گروه‎هاي ديني و باورهاي مربوط به کاربرد فناوري  در حوزه معنويت را توصيف مي‎کنند. آن‎ها همچنين فرآيند گفتگوي چارچوب بندي شده اي را نشان مي‎دهند که اغلب به منظور توجيه کاربرد ديني اينترنت انجام مي گيرد.
محقق ديگري به نام گوران لارسون در مقاله اش تحت عنوان موضوع و روش در تحليل دين در اينترنت، روش مباحث اسلامي گروهي آنلاين را در اينترت تحليل مي کند. او در اين مقاله به پرسش‎هاي متعدد مربوط به مباحث نظري و روش‎شناختي در اين زمينه پاسخ مي‎دهد. نويسنده در اين مقاله همچنين تمام رويکردهاي پيشنهادي در زمينه  گروه‎هاي مباحثه اي اسلامي در سوئد را آزموده است؛ گفتني است که در زمان نگارش اين مقاله، گروه مسلمان سوئد، بزرگ‎ترين گروه مباحثه اي آنلاين بوده است که با عنوان Sveriges Forenade CyberMuslimer)SFCM) شناخته مي‎شده است. لارسون معتقد است بايد رويکردهاي جديدي ايجاد گردد و پژوهش‎هاي آنلاين با پژوهش‎هاي ميداني ترکيب گردد تا بتوان از داده‎هاي اينترنتي استفاده لازم را برد. افزون بر اين، او نشان مي‎دهد که تحليل يک گروه مباحثه‎اي مسلمان آنلاين مستلزم شناخت جامعه مسلمانان در سطح جهان است که با زبان‎هاي مختلف سخن مي گويند و بالطبع موضوعات مختلفي را به چالش مي‎کشند.
در 1995 شري ترکل معتقد بود که تجارب مجازي تجاربي پيش برنده هستند. به طور خلاصه، "زندگي روي پرده" در واقع، "فضايي براي رشد" در نظر گرفته مي‎شود. نتايجي که ترکل از تحقيقات خود مي گيرد، همانند بسياري از تحقيقات جديد، به شدت تحت تاثير ايده‎هاي اتوپيايي گفتمان عمومي و دانشگاهي اينترنت در اواسط دهه 1990 است. يک دهه بعد، ميا لووهم اين پرسش را مطرح مي کند که ما در مورد امکان ارتباط کامپيوتري که چنين مجالي برايمان فراهم مي کند، چه مي دانيم؟ چه زماني، کجا، چگونه و براي چه کساني اين امر يک واقعيت محسوب مي شود؟ او خود در مقاله‎اي تحت عنوان جوانان و کاربرد اينترنت به مثابه فضايي انتقالي به اين پرسش‎ها مي‎پردازد و نقطه آغاز بحث او در اين مورد نيز بحث دين و جوانان در روند ايجاد هويت شخصي از کودکي به بزرگسالي است. مطالعات مربوط به دين در جامعه پسامدرن نشان داده است که کارکرد باورهاي ديني ،اعمال ديني،  و نهادهاي ديني در ايجاد فضايي انتقالي براي چنين فرآيندهايي در حال تغيير است. لووهم مطالعه اخير خود را به اين مساله اختصاص داده که جوانان و زنان از شبکه  وب سوئد براي بحث در مورد گفتمان هاي بديل و نهادينه شده و نيز براي( به تعبير نانسي آمرمان)اتوبيوگرافي هاي ديني استفاده مي‎کنند.
گرنات ماير در مقاله‎اي با عنوان بررسي دين ورزي فردي در بافت اينترنت، به برخي مسائل و مشکلات روش‎شناختي پرداخته است. ماير مشکلات تجربي و نظري ما را در خصوص تعريف يک جامعه ديني در اينترنت توضيح مي دهد. و در پايان نيز چشم اندازي از سيستم‎هاي پژوهشي جديد براي پژوهشگران اينترنت ارائه مي دهد.
تحليل گروه‎هاي مباحثه‎اي آنلاين نشان مي دهد که ساختارهاي اجتماعي و سلسله مراتبي جديد در درون جامعه آنلاين شکل گرفته اند. با وجود اين، تنها مصاحبه‎هاي جديدي که با کاربران در اين اجتماعات و گردهمايي‎هاي مباحثه‎اي انجام شده است، مي‎تواند برخي ابعاد ارتباط آنلاين و ابعاد اجتماعي آن را برنمايد. اين مساله پرسش‎هاي مهمي را در اين زمينه پديد آورده است که از آن جمله مي توان به اين موارد اشاره کرد: ما چقدر مي‎توانيم در مورد سايت‎هاي ديني حرف بزنيم؟ در تحليل سايت‎ها با چه موانع و محدوديت‎هايي مواجه هستيم؟ در مورد ساختارهاي اجتماعي درون اجتاعات آنلاين و سلايق کاربران در گفتمان مجازي چه مي‎توانيم بگوييم؟ چگونه مي‎توانيم به مساله هويت کاربران اينترنت بپردازيم؟ چه چيز به لحاظ تجربي در اين فضا براي ما ناپيداست؟ در پايان اميد مي‎رود  موضوعات و مباحثي که در اين مقال کوتاه مطرح شد، مقدمه‎اي براي تامل و تفحص بيشتر در خصوص رويکردها و روش‎هاي مختلف و مفيد به کيفيت مطالعه دين در اينترنت و فضاي مجازي باشد.

منبع:
Online Heidelberg Journal  of Religions on Internet, No. 1, 2005.

 

مرجعيت ديني و اخلاق در عصر اينترنت

PDF چاپ نامه الکترونیک

مرجعيت ديني و اخلاق در عصر اينترنت

پل امرسون توسنر و هري گونارتو
ترجمه محمد حسين ناظمي


اينترنت نحوه تعامل ما با يکديگر را تغيير داده است، در عين حال، با ايجاد مواضع قدرت، کاهش سلسله مراتب سنتي، و ايجاد تريبون هاي جديدي که به بي صداها صدا مي بخشند، فهم و شناخت ما را از مرجعيت دست خوش تغيير کرده است. حال، بايد ديد که رهبري و مرجعيت مسيحي در اين فضا چگونه از نو شکل مي گيرد. نويسندگان در مقاله حاضر به دو مسأله مي پردازند يکي اينکه که چگونه اينترنت فهم و تلقي ما را از مرجعيت ديني تغيير مي دهد و در اين راستا به طور خاص به اجتماعات مسيحي و خاصه کليسا و چالش هاي پيش روي اين نهاد ديرپاي ديني توجه دارد. و دوم آنکه آنچه ما از خوب و بد در اينترنت مراد مي کنيم و در قالب اخلاق کامپيوتر از آن ياد مي کنيم چه ابعاد و زوايايي دارد و به طور کلي چگونه بايد در مورد تأثيرات اجتماعي و فرهنگي فن آوري اطلاعات سخن بگوييم.
***
اينترنت از زماني که سروکله اش در زندگي ما پيدا شد اغلب به عنوان ابزاري معرفي شد که انقلابي در حيات بشر به راه انداخته و جامعه را به انحاء مختلف دچار تحول کرده است: از شيوه تجارت و آموزش جوانان گرفته تا انجام کارهاي روزمره و حتي انجام امور ديني و مذهبي. اينترنت نه تنها به ابزاري براي تسهيل اشکال جديد تعامل هاي شبکه اي تبديل شده بلکه فضايي است که دائماً نحوه درک و دريافت ما از يکديگر و نيز نوع تعامل ما با يکديگر را تغيير مي دهد. اينترنت با ايجاد مواضع جديد قدرت، فهم و تلقي ما را از مرجعيت و حجيت نيز تغيير داده است. توانايي اينترنت براي به چالش کشيدن مرجعيت هاي سياسي، اجتماعي و حتي ديني سنتي به فرضي مسلم بدل شده است. هر روز به موازات تنوع و گستردگي کاربران اينترنت، افراد بيشتري به مخاطبان جهاني براي ايده هاي خود دسترسي پيدا مي کنند و منابع جديد مرجعيت را به وجود مي آورند. باري، بحث را با تاريخ مختصر تلقي هاي مسيحي و رويکردهاي مسيحي به اينترنت به مثابه يک فن آوري و کاربردهاي آن توسط افراد و اجتماعات آغاز مي کنيم. سپس مدلي ارائه مي دهيم که براي بررسي تأثير متقابل بين رسانه ها الگوهاي متغير مرجعيت مناسب است، هدف از اين کار روشن کردن پرسش هاي کليدي و چالش هايي است که استفاده از اينترنت براي ساختارها و نهادهاي مرجعيت در مسيحيت جديد(مدرن) به همراه داشته است.

تلقي هاي مسيحي از اينترنت
مسلماً شيفتگان مسيحي کامپيوتر بخشي از نخستين مبتکران و اقتباس کنندگان ديني اينترنت بوده اند. در دهه 1980 متخصصان کامپيوتر به طور آزمايشي از اين فن آوري جديد براي تسهيل گفتگوي ديني و تعامل مذهبي از طريق ايميل و سيستم هاي بي بي اس مثل يوزنت استفاده کردند. اين جلسات مباحثه اي مجازي فضايي براي افراد بود تا بر سر مسائل معنوي بحث و تبادل نظر کنند و مطالبات ديني خود را با يکديگر به اشتراک بگذارند. در دهه 1990 با ورود شبکه جهاني وب(World Wide Web) گروه ها و فرقه هاي مسيحي وب سايت ها و منابعي به وجود آوردند که به جويندگان  ديني آنلاين فرصت هاي جديدي عرضه مي کرد تا در مورد دين شان بيشتر بدانند. فهرست هاي ايميل مسيحي و حتي فرقه ها و جماعت هاي مجازي و کليساهاي سايبري آنلاين شدند. برخي از اين فضاهاي آنلاين به صورت الکترونيکي به گروه هاي آفلاين متصل شدند و هدف شان بازتوليد برخي ابعاد حيات کليسايي معمول بود. در عين حال، کليساهاي آنلاين ديگري نيز وجود داشتند که بدون اينکه مشابه آفلاين داشته باشند، صرفاً شکل مجازي داشتند.
افزون براين، اينترنت به افراد فرصت هاي جديدي مي دهد تا دين خود را از طريق آنچه اندرو کارگا "e-vangelism" مي نامد، گسترش دهند. کارگا در کتاب خود با عنوان اي- ونجليسم: توزيع انجيل در فضاي مجازي، دستورالعمل هايي براي ايجاد وب سايت هاي شهادت محور و انجام مناسک مروبط به اي ونجليسم در چت روم هاي آنلاين ارائه مي کند. با پيدايي وب، مسيحيان به ارائه دين شان از طريق رسانه هاي جديد اجتماعي ادامه دادند و صفحات مجازي دين محوري در فيس بوک و سايت هايي مانند God-Tube.com ايجاد کردند. اين سايت اخير، نسخه اي مسيحي از سايت ويدئوييِ YouTube است.
اينترنت راه هاي جديد تحقيق و پژوهش در باب باورها و تجارب ديني را در اختيار مسيحيان قرار مي دهد اين راه ها عبارت اند از: وب سايت ها، چت روم ها، و گروه هاي مباحثه اي آنلاين که به طيفي گسترده اي از موضوعات و مسائل مذهبي و ديني مي پردازد. گفتني است که برخي از اين فرصت هاي جديد استقبال مي کنند و برخي ديگر نيز با ترديد بدان ها مي نگرند. علماي مسيحي طيفي از تفاسيري را که فن آوري اينترنت ايجاد کرده، پيش نهاده اند. آنها دو دسته انتقاد از اينترنت مي کنند: يکي هشدارهاي مربوط به فريبندگي ها و جذابيت هاي کاذب فن آوري اينترنت و عوالم مجازي اي که اين وسيله به وجود مي آورد، و دوم، هشدار در مورد اينکه برخي اينترنت را ابزار اصلي تبليغات مسيحي قلمداد مي کنند. در اين ميانه اما رويکردهاي وجود دارد که دغدغه هاي الهياتي را مطرح مي کند و در عين حال، به مزاياي اينترنت براي جامعه ديني نيز توجه دارد.
به عنوان مثال، يکي از انتقادهاي برجسته، ناظر به ماهيت فريب کارانه بالقوه واقعيت هاي مجازي است که از طريق تعامل مجسم در اينترنت ايجاد مي شود. وقتي ما با هم از طريق شبيه سازيِ برگرفته از تصاوير صفحه کامپيوتر تعامل مي کنيم، تماس با ايمان را از دست مي دهيم، چه، واقعيت و ارزش انسان ها ريشه در خلقت آنها بر اساس تصوير خداوند دارد. کوانتين شولتس در کتاب خود با عنوان Habits of the High-Tech Heart اين مسأله را مطرح مي کند که شکل و نوع تعامل هاي اينترنتي مي تواند جامعه مسيحي اصيل، ارتباط مسيحيان با يکديگر، و نيز رابطه متقابل مؤمنان مسيحي با يکديگر را تهديد کند.
باوجود اين، برخي از الهيادانان مسيحي و متخصصان کامپيوتر چنين استدلال مي کنند که اينترنت از طريق فراهم کردن فرصت براي مؤمنان سبب مي شود که از نو با باورهاي ديني خود در فضايي گسترده و جديد در جامعه پسامدرن ارتباط برقرار کنند. اينترنت از برخي جهات، تجربه زيارت را از طريق سرزمين هاي ناشناخته و تجربه امر قدسي مدل سازي مي کند. بسياري با اين گفته پدر پير بابن و مادر آنجلا آنه زوکفسکي موافق اند که چالش هايي که اينترنت براي کليسا پديد مي آورد، نبايد سبب شود مؤمنان از مزاياي بالقوه ناشي از ارائه مؤلفه هاي ديني سنتي به وسيله فن آوري هاي نوين غافل بمانند.
تأمل در مورد مباحث مربوط به تأثير بالقوه اينترنت بر باور و عمل مسيحي حائز اهميت، اما درعين حال، بررسي پژوهش هايي که دانشمندان در خصوص کنش هاي آنلاين مسيحي انجام داده اند نيز درخور توجه است. در دهه گذشته، تعداد روزافزوني از مطالعات تجربي به تأثير اينترنت بر مسيحيت پرداخته اند. به عنوان مثال، گلن يانگ نشان مي دهد که تعابير مختلفي از مسيحيت اينترنتي وجود دارد که به صورت آنلاين قابل دسترسي است: از ارائه آنلاين اطلاعات ديني سنتي و اشکال عمل مسيحي گرفته تا ارائه خدمات دعا و عبادت مجازي؛ همه اينها البته بي ارتباط با وجه آفلاين مسيحيت نيست. يکي از الهيدانان به نام دبي هرين يک نيوزگروپِ مسيحي آنلاين را مي توان يک جامعه مسيحي دانست که آموزه ها، کنش ها و روش هاي الهياتي خاصِ آن کاملاً با منابع و فرايندهاي الهيات سنتي مرتبط است.
اينترنت فضاي جديد براي مسيحيان به وجود مي آورد تا اجتماع و يک الهيات ارگانيک بسازند، در عين حال، اين جامعه همچنان با دين آفلاين ارتباطش را حفظ مي کند. مايکل لاني مطالعه اي در خصوص کاربران وب سايت مسيحي انجام داده است او در اين تحقيق نشان مي دهد که آنها در ابتدا اينترنت را براي کسب اطلاعات و ايجاد روابطي به کار مي گيرند که باورهاي شخصي شان را تقويت و تثبيت مي کند. بنابراين، عامل ايمان به مثابه انگيزه اوليه در سطح قرارمي گيرد و خود عامل جستجوي اطلاعات ديني به صورت آنلاين مي شود. آنچه در تمامي مباحث مذکور محوريت دارد آن است که اينترنت يک فن آوري بي طرف به لحاظ ارزشي نيست. اينترنت با نويد تسهيل بيان آزاد و دسترسي آزاد به اطلاعات وارد جامعه شد. برخي مسيحيان اين نويد را با اميد به رونق پيام انجيل و تقويت عدالت و برابري به فال نيک گرفتند. برخي ديگر از گسترش پيام هاي نادرست و زيان بار در هراس افتادند، چه ممکن بود اين پيام هاي نادرست و نيز رفتارهاي غلط و گمراه کننده که به نام مسيحيت ترويج مي شد، در نهايت حتي سبب انزواي مسيحيت گردد.

چالش هاي پيش روي مرجعيت ديني
يکي از دغدغه هاي اصلي گروه هاي ديني در ارتباط با اينترنت آن است که چگونه کار با فضاي آنلاين فهم ما را از مرجعيت ديني تغيير مي دهد. مباحث در اينجا بسيار پيچيده است، بخشي ازاين پيچيدگي به اين دليل است که محققان موضوع مرجعيت ديني را به انحاء مختلف مطرح مي کنند. آيا مي توان اين مسأله را مطرح کرد که چگونه اينترنت مي تواند بر سلسله مراتب ديني سنتي(يعني ساختارهاي فرقه اي يا سيستم هاي آموزشي الهيات) تأثير بگذارد؟ آيا اينترنت رهبران جديدي به وجود مي آورد که به عنوان مفسر ديني و ايده هاي الهياتي خدمت کنند يا راهنماي معنوي براي گروه ها باشند؟ آيا متون آنلاين متون ديني و نظام هاي تفسيري را انعکاس مي دهند و از نو چهارچوب بندي مي کنند؟ چگونه گفتمان ديني آنلاين فهم افراد را از تعاليم معمول مسيحي يا يک هويت ديني يک گروه خاص تغيير مي دهد؟
برخي دانشمندان تصور مي کنند که ماهيت غيرسلسله مراتبي اينترنت چالش بزرگي براي ساختارهاي ديني سنتي است. در کل، پتانسيل اينترنت براي توانمند ساختن کاربران جهت فراتر رفتن از زمان، جغرافيا، و کانال هاي سنتي ديني مي تواند کنش ها و گفتمان هايي راتشويق و تقويت کند که مرجعيت ساختارهاي ديني را دست خوش تغيير مي کند يا از آنها فراتر مي رود.
برخي نگران اند که اينترنت مرجعيت هاي جديد را ايجاد کند، مثل رئيس يک گروه آنلاين که اعضاي يک جامعه ديني آنلاين، او را به عنوان مرجع معنوي و روحاني مشروع مي شناسند. اما پژوهش هاي ديگر اين فرضيات را زير سؤال برده اند و گفته اند که اينترنت مي تواند مرجعيت هاي ديني سنتي را تقويت و قدرتمندتر کند. الين بارکر خاطر نشان مي کند که برخي سازمان هاي ديني يعني، فرقه ها و آيين هاي ديني داراي سلسله مراتب مذهبي به  گروه هاي آنلاين نفوذ مي کنند تا اطلاعاتي را که به صورت آنلاين به اشتراک گذاشته مي شود کنترل کنند يا گروه هاي مباحثه اي آنلاين ديگري ايجاد مي کنند تا ساختارهاي تثبيت شده خود را تقويت کنند.
کارن بازيلاي ناهون و گادي بازيلاي در مطالعاتي که روي اجتماعات يهودي انجام داده اند دريافتند که نخبگان از اينترنت براي کنترل جريان و دسترسي به اطلاعات استفاده مي کنند. رهبران ديني مي توانند افکار عمومي را عليه آنهايي که اطلاعاتي را به صورت آنلاين مي گذارند که سبب چالش و احياناً خصومت ميان مؤمنان مي شود، بسيج کنند و با اين کار دسترسي اين افراد به اين قبيل فن آوري ها را محدود کنند.
برخي از ويژگي هاي اينترنت که به عنوان چالش براي مرجعيت ديني شناخته شده اند، در واقع خاص اين فن آوري نيستند. انتقادات مربوط به تأثير بالقوه اينترنت بر کليسا به شدت دغدغه ها و نگراني هايي را به مدت چندين دهه در خصوص تأثير تلويزيون و خاصه تلونجليسم انعکاس داده است. برخي مسيحيان از تلويزيون به عنوان وسيله اي که مي تواند تبليغات مسيحي را به طور بالقوه سرعت بخشد و در آينده کليساي الکترونيک بتواند افراد و مخاطبان بيشتري را جذب مسيحيت کند، استقبال کردند. اما عده اي ديگر نگران اند که مخاطبان از کليساي آفلاين روگردان شوند. پژوهش ها نشان داده است که هيچ يک از اين موارد صحيح نيست. مخاطبان تلونجليسم اغلب متشکل از محافظه کاران ديني هستند که در جامعه ديني محلي خود به حاشيه رفته اند. رسانه هاي ديني مناسکي به آنها عرضه مي کند که آنها از طريق آن بتوانند هدف و حس تعلق خود را به دين و مذهب بازيابند. بنابراين، اين بيننده ها عموماً جزو بي دينان نيستند، بلکه اغلب به يک فرقه يا جامعه ديني خاص تعلق دارند. بنابراين، رسانه هاي گروهي را مي توان براي مقاصد ديني به کار گرفت، اما در خصوص مدعيات مربوط به خيرات و برکات بالقوه و ضرر و زيان هايي که متوجه نهادهاي ديني سنتي است عمدتاً اغراق شده است.  ويژگي هاي ديگر اينترنت تهديدها و فرصت هاي ويژه ديگري براي نهادهاي ديني ايجاد مي کند. ماهيت تعاملي فن آوري هاي شبکه اي نه تنها به افراد امکان مي دهد به منابع ديگر اطلاعاتي دسترسي داشته باشند، بلکه اين امکان را به ايشان مي دهد تا  مطالب خاص خود را از طريق طيفي از رسانه هاي اجتماعي مثل وبلاگ ها و توييتر تهيه کنند.
کاربران مي توانند ارتباطات اجتماعي ايجاد کنند و روابط خود را به گونه اي فراتر از محدوديت هاي زماني و مکاني سني گسترش دهند. فن آوري هاي شبکه اي همچنين به افراد امکان مي دهند تا به انحاء مختلف در گردهم آيي هاي محلي حضور يابند، به عنوان مثال، اعضاي کليسا مي توانند بااستفاده از آي فون خود گفته هاي سخنران را در طول جلسه وعظ چک کنند. اين ويژگي هاي جديد رسانه هاي اجتماعي مي تواند چالشي براي مرجعيت سنتي باشد. اينترنت به کاربران امکان دسترسي آسان به اطالعات را مي دهد؛ آنها مي توانند بدون ورود يا گذر از موانع سنتي يا اجازه از مفسران اطلاعات، به دنبال پاسخ پرسش هاي خود بروند. اين وسيله ارتباطي فضاهاي ديگري براي بحث و گفتگو درباره آنچه راهبران ديني در کليسا گفته اند، فراهم مي کند: اعضا مي توانند از وبلاگ براي گزاش، نقد و يا بازتفسير مدعيات و گفته هاي رهبران از طريق دريچه هاي الهياتي خود استفاده کنند. سرانجام اينکه، در اينترنت اعضا مي توانند براي بيان باورهاي خود مناسک آنلاين جديد و کنش هاي اجتماعي ايجاد کنند: در مطالعات آنلاين کتاب مقدس، گروه هاي نيايشي، و حتي کليساهاي مجازي آنها مي توانند نظام معنوي اعمال کليسا را بازسازي کنند.
اما اين چالش هاي مربوط به مرجعيت ديني را بايد در بافت بزرگ تر الگوهاي تحول اجتماعي قرارداد؛ الگوها و طرز تلقي هايي که در جامعه غرب نسبت به نهادهاي ديني وجود دارد. سبک زندگي مردم حتي پيش از ورود اينترنت روز به روز تغييرپذيرتر مي شد و آنها تمايل کمتري به اجتماعات و فرقه هاي کوچک و محلي مسيحي از خود نشان مي دادند. هويت هاي ديني آنها روز به روز با شبکه هاي دوست يابي شخصي که از طريق فن آوري هاي ارتباطي(و نه اجتماعات ديني محلي که از طريق پيوندهاي فاميلي يا جغرافيايي شکل مي گيرد) تقويت مي شد، پيوند مي خورد.
اجتماعات، نهادها و فرقه هاي ديني با يکديگر براي جذب عضو و اعضاي جديد يا رساندن صداي خود به عموم مردم در سطحي وسيع تر رقابت مي کنند. از آنجا که رسانه هاي گروهي نقشي محوري در اين فضا ايجاد مي کنند، مرجعيت هاي ديني مي بايست به تلويزيون، و نيز ژورناليست هايي که آنها را به بينندگان و شنوندگان معرفي مي کنند پاسخ مي دادند و از اين طريق پيام و مرجعيت آنها تبليغ مي شد، مورد انتقاد قرار مي گرفت و در برخي موارد نيز به چالش کشيده مي شد.
اينترنت را مي توان وسيله اي دانست که اين الگوي تغيير و تحول را تسهيل مي کند، در عين حال، از بسياري جهات مي تواند جديدترين مؤلفه عرصه رسانه باشد که کنش ها و الگوهايي که پيش تر در فضاي دين و دين داري پديدآمده اند، شکل دهد. بنابراين، وقتي بررسي مي کنيم که اينترنت چه تأثيري بر مرجعيت افراد و ساختارها درنهادهاي ديني سنتي گذاشته است، بايد در اين مورد بينديشيم که چرا افراد به دنبال اطلاعات از منابعي خارج از کليساهاي خود هستند. به علاوه، ما بايد آنچه را که افراد را به سوي اينترنت به مثابه فضايي براي کسب اطلاعات و ارتباط با ديگران جذب مي کند نيز مورد بررسي قراردهيم و نيز بدانيم که چرا آنها منابع آنلاين را بر منابع ديگر ترجيح مي دهند.

تأثير اينترنت
در اينجا به سه طريقي اشاره مي کنيم که اينترنت، مرجعيت رهبران ديني و نهادهاي ديني مسيحي را تغيير مي دهد. اينترنت نوع فهم ما را از جامعه مسيحي تغيير داده و متعاقباً نوع کسب هويت ديني و حفظ آن را نيز دست خوش تغيير کرده است. زماني که افراد به صورت آنلاين ارتباط برقرار کردند و شبکه هاي ارتباطي اي تشکيل دادند که فراتر از روابطشان در درون اجتماعات مسيحي بود، تأثير ساختارهاي سازماني فرقه هاي انجمن هاي مذهبي سنتي در هويت سازي ديني کمتر شد. به عنوان نمونه به اين مثال توجه کنيد:
کاسي اخيراً به منطقه اي مهاجرت کرده و به دنبال فرقه يا اجتماعي مسيحي مي گردد که بدان بپيوندد. او پيش تر در يک شهر ديگري عضو يک فرقه باپتيست بوده اما زمان زيادي را صرف صحبت با افراد کليساهاي ديگر در Churchoffools.com کرده است. يکي از دوستان آنلاين او به او در مورد کليساي انگليکان در نزديکي محل سکونتش مي گويد. او در آنجا برخي کشيش نشين ها را مي بيند که از او در مورد سرگذشتش مي پرسند. يکي از آنها از او مي پرسد که چرا در مورد کليساي باپتيست نزديک خود يا حتي کليساي متديست تحقيق نکرده است، و کاسي پاسخ مي دهد که "اين حرف ها بي معني است".
اينترنت چالش تلقي سلسله مراتبي و خانداني سنتي را دوچندان مي کند. کاسي که با زمينه هاي مسيحي مختلف به صورت آنلاين و آفلاين پيوند برقرارکرده، تعلق خود را بيش از آنکه محدود و محصور فضا و تاريخ خاصي بداند، شناور و سيال مي انگارد. گفتار و اعمال رهبران ديني مسيحي روز به روز بيشتر زير ذره بين منتقدان آنلاين قرارمي گيرد. اين مسأله بر مرجعيت رهبران کليساي آفلاين نيز تأثيرگذار است. مسلماً براي شخصي که در کليساي آفلاين ايستاده، دشواراست که مرجعيت آفلاين را در بسياري از فضاهاي آنلاين نيز گردن نهد. اينترنت برخي کنش هاي سمبليک و پراکنده را که در مسيحيت جديد بيگانه هستند، مطلوب مي داند. بسياري از رسانه هاي اجتماعي و گروهي مثل فيس بوک و يوتيوب درگير گفتمان  هاي الهياتي رسمي که در برخي وعظ ها و سخنراني ها است، مي شوند. فقرات کوچکي از متون مذهبي، ويدئوها، و لينک هاي ديگر منابع آنلاين به فضاي تعامل رايج در اين سايت ها شده اند. دراينجا به نمونه مهمي اشاره مي کنيم:
افسردگي و عصبانيت رئيس کليساي سنت پاتريک ملبورن در يک بعد از ظهر در سال 2006 بهبود يافت. او باتمام قدرت، دست و پازنان و فريادکنان از کليسا بيرون آمد و گروهي از بچه ها را که در محوطه کليسا بازي مي کردند با خشونت متفرق کرد. بچه ها نيز متقابلاً با ريشخند جوابش را دادند، گواينکه با ازکوره دررفتن پيرمرد سرگرم مي شوند. اگر اين اتفاق را يکي از بچه ها با موبايلش ثبت نکرده بود، خب قضيه ابهام داشت و مي شد جزو يکي از هزاران اتفاق و دعوايي که کودکان اغلب در شهرهاي استراليا تجربه اش مي کنند. اما در جولاي 2007 اين اتفاق توسط ژورناليست هاي خود استراليا و نيز روزنامه نگاران ديگر نقاط دنيا در يوتيوب به اشتراک گذاشته شد. رفتار رئيس کليسا انتقاد عموم مردم را درپي داشت و با وجود حمايت همکارانش در همان دوک نشين، مجبور شد که از سمت خود از کليساي جامع استعفا دهد.
اين داستان نشان مي دهد که چگونه رسانه هاي آنلاين مکاني براي کاربران جهت بررسي مرجعيت شخصيت هاي ديني از چشم اندازي متفاوت مي شوند. در عصر تلويزيون،بسياري از رهبران ديني زير ذره  بين روزنامه نگاران بودند. در عصر رسانه هاي آنلاين هر کسي که يک دوربين دارد و مي تواند به يوتيوب دسترسي پيداکند، قدرت اين را دارد که از شخصيت هاي مختلف در سطح عموم انتقاد کند.
فرهنگ اينترنتي ساختارهاي مسيحيت سنتي، خاصه آنهايي که دانش الهياتي را اصلاح مي کنند، به چالش مي کشد. درست همانطور که کلمات و اعمال رهبران ديني در معرض بررسي دقيق منابع آنلاين قرار دارد، اينترنت مي تواند فضايي براي افراد ايجاد کند که آموزه ها، سمبل ها، و اعمال سنت هاي ديني را از نو بررسي کنند.

تأملاتي بر مرجعيت آنلاين
موضوعات مربوط به مرجعيت ديني آنلاين، پيچيده اند. بايد گفت که مسأله صرفاً حضور اينترنت به مثابه يک فن آوري جديد و چالش هايي نيست که اين فن آوري براي جامعه ديني به وجود مي آورد. بلکه مسأله نحوه استفاده مسيحيان از فن آوري هاي جديد همراه با تحولات فرهنگي عميق تر در نوع عمل به دين در جامعه غربي نيز هست که رهبران ديني سنتي، نهادها، و الگوهاي حيات ديني را نيز به چالش مي کشد. اينترنت همانند راديو، تلويزيون و روزنامه رسانه ديگري براي نقد عمومي به رهبران و انتقاد از آموزه و عمل مسيحي در خارج از کنترل کليسا است. اينترنت همچنين يک الگوي جامعه پذيري متغير را در ميان کاربران تقويت مي کند، الگويي که در آن روابط آدم ها شناور، متغير و فراتر از زمان و مکان است.
باوجود اين، چالش اصلي اي که اينترنت براي ساختارهاي سنتي مرجعيت ديني ايجاد مي کند، دمکراتيزه کردن دانش آنلاين است. اينترنت نه تنها دسترسي به منابع جاي گزين اطلاعات ديني را افزايش مي دهد بلکه افراد را قادر مي سازد تا خود نيز در تغذيه و فربه کردن اطلاعات کمک کنند. اين بدان معنا است که مسيحيان بايد مهارت هاي جديد در زمينه کار با فن آوري ها را بياموزند. افزون براين، آنها به مهارت هاي يادگيري و آموزشي نيازدارند تا بفهمند که اينترنت فضاي اجتماعي جديدي را فراهم کرده که تعاملات معنوي را تسهيل مي کند.

اخلاق در فضاي سايبر
اخلاق يکي از شاخه هاي فلسفه است که به آنچه خوب يا بد است مي پردازد. از آنجا که اطلاعات در فضاي سايبر را مي توان در سطح جهاني مورد ارزيابي قرار داد، حوزه پژوهشي "اخلاق کامپيوتر" بايد آنچه انجام آن براي کاربران اينترنت خوب يا بد است(يا آنچه در مجموع از آنها به تأثير اجتماعي فن آوري اطلاعات تعبير مي کنيم)، را مورد بررسي قرار دهد. چنين پژوهشي اساس و زيربناي عملي خواهد بود که بايد نه تنها توان فن آوري اطلاعات را في نفسه مهار کند، بلکه از انقلاب آن نيز جان سالم به در برد. آشنايي با بحث امنيت، حريم خصوصي، و تأثيرات منفي و مخرب فن آوري اطلاعات در فضاي مجازي از اهميت بسزايي برخوردار است. گرچه برخي رويکردهاي فني و تخصصي مانند کدگذاري، ID ديجيتالي و روش هاي ديوار آتشين براي غلبه بر برخي مسائل ايجاد شده است، اما اقدامات قانوني را نيز بايد در سطح جهان تقويت کرد، اقداماتي که به رشد روزافزون مسائل و مشکلات اخلاقي ناشي از تأثيرات منفي فن آوري اطلاعات در جامعه جهاني ما مي پردازند.
همانطور که داده ها، اطلاعات، و شبکه هاي کامپيوتري مي توانند از جانب بسياري از خطرات داخلي و خارجي در سطح بين المللي تهديد شوند، اخلاق کامپيوتري نيز بايد مورد توجه همگان قرار گيرد. حکومت ها در هر کشور، دست اندرکاران سياست هاي کلي و عمومي، متخصصان کامپيوتر، سازمان ها و شهروندان بايد در اين راستا همکاري کنند، چه، اين اطلاعات جهاني براي منافع آينده و ابزارهايي که بعدها ساخته خواهد شد، به لحاظ اجتماعي و اخلاقي بسيار سودمند و موثر خواهند بود. باري، گفته شد که اخلاق به طور کلي شاخه اي از فلسفه است که به خوب و بد مي پردازد. تعاريف متعددي از اخلاق مطرح شده است که از جمله آنها مي توان به اين موارد اشاره کرد: آيين نامه اخلاقي يک شغل خاص؛ توافق و قرارداد ميان افراد براي انجام کار خوب و پرهيز از کار بد؛ معيارهايي براي رفتار در يک شغل و حرفه خاص. فرهنگ لغت دانشگاهي وبستر، اخلاق را نظامي مي داند که وظيفه اش پرداختن به امور خوب و بد مطابق با وظيفه و تکليف است. به عبارت ساده تر، اخلاق را مي توان مطالعه انجام کار خوب در يک وضعيت معين و انجام کار بايسته دانست.
لازم به ذکر است که آنچه نااخلاقي است، لزوماً غيرقانوني نيست. در زندگي روزمره ما، بسياري از افراد و سازمان ها با مشکلات و مسائل اخلاقي روبه رو هستند. به عنوان مثال، موضوع شرکتي که به طور غيرقانوني ايميل کارمندانش را کنترل مي کند، از جمله موضوعات بسيار مناقشه برانگيز است. بر طبق اتحاديه کتابخانه هاي ملي آمريکا، کارمندان، ده ها ميليون کاربر کامپيوتر را بدون اطلاع آنها، کنترل کرده اند. اگرچه چالش هاي قانوني بسياري پيش رو است، اما قانون ظاهراً حق کارمندان در کنترل ايميل ها و ساير اسناد الکترونيکي کاربران را محفوظ دانسته است.
در اين باره اما، تعاريف خوب و بد مشخص نيست. به علاوه، تمايز بين غيرقانوني و غيراخلاقي همواره نامعلوم است. در مورد فن آوري کامپيوتري پيشرفته بايد با اخلاق کامپيوتري يعني مسائل مربوط به امنيت سايبري، موضوعات مروبوط به حريم خصوصي و تأثيرات منفي فن آوري اطلاعات آشنا بود. استراتژي هايي بايد ارائه شود که به پرسش هاي اخلاقي روزافزون در سطح جهاني که ناشي از تأثيرات مخرب و منفي فن آوري اطلاعات هستند، پاسخ دهد. در اينجا به برخي پرسش ها اشاره مي کنيم که بايد بدانها توجه نمود:
• کدام يک از اطلاعات شخص بايد براي ديگران فاش شود؟
• کدام يک از اطلاعات شخص بايد به صورت داتابيس نگهداري شود، و چگونه اين اطلاعات را بايد در سيستم هاي کامپيوتري ايمن سازي کرد؟
• چگونه بايد سرقت داده ها روي شبکه هاي کامپيوتري را کنترل کرد؟
• چه شخص يا اشخاصي مجاز هستند به اطلاعات دسترسي داشته باشند؟
• چه حفاظ هايي بايد ايجاد شود تا مطمئن باشيم اطلاعات تنها در دسترس افراد و يا سازمان هاي  ذي صلاح قرارخواهد بود؟

مسائل و موضوعات اخلاقي در کامپيوتر

فن آوري اطلاعات نقشي محوري در تجارت، صنعت، دولت، پزشکي، آموزش، سرگرمي و کل جامعه دارد. مزاياي اقتصادي و اجتماعي آن چندان نياز به توضيح ندارد. اما فن آوري اطلاعات بسان ديگر فن آوري ها، برآيندهاي دشوار و پيچيده اي دارد و تأثيرات منفي متعددي بر جامعه خواهد گذاشت. فن آوري اطلاعات مسائل و مشکلاتي ايجاد مي کند که ناظر به اخلاق اند و در مجموع شامل سه نوع مشکل مي شوند: حريم خصوصي، حق دسترسي، و اقدامات زيان بار. اجازه دهيد نگاهي دقيق تر به اين موضعات بيندازيم و ببينيم که هر يک از آنها چگونه بر واکنش هاي عمومي به اين نوع فن آوري ها تأثير مي گذارند.  از حيث حريم خصوصي، بايد گفت که فن آوري اطلاعات امکان تبادل داده ها در سطح گسترده بين اشخاص در تمام نقاط دنيا در هر زمان را فراهم مي کند. در اين وضعيت، پتانسيل زيادي براي افشاي اطلاعات و نقض حريم خصوصي افراد و گروه ها درنتيجه انتشار و اشاعه گسترده آن در سطح جهان وجود دارد. حفظ حريم خصوصي و انسجام داده هاي مربوط به افراد جزو چالش ها و مسئوليت هاي مهم ما است. به علاوه، اين مسأله شامل رعايت احتياط هايي به منظور تضمين دقت و صحت داده ها ونيز حفاظت از آنها در برابر افشاي ناخواسته براي افراد غيرمجاز نيز مي شود.
دومين جنبه موضوعات اخلاقي در سيستم هاي کامپيوتري حق دسترسي به اطلاعات است. موضوع امنيت کامپيوتري و حق دسترسي به اطلاعات به واسطه معروفيت حال حاضرِ تجارت بين المللي در اينترنت، از اولويت بالايي در ميان دولت ها و شرکت ها و سازمان ها برخوردار شده است. اين مسأله به واسطه سرقت هاي کامپيوتري که در نقاطي مثل آزمايشگاه هاي Los Alamos و ناسا اتفاق افتاده، اهميت زيادي پيدا کرده است. گزارش هاي فراواني در رابطه با اين دسترسي غيرقانوني به اطلاعات منتشر شد. بدون انجام سياست ها و روش هاي مناسب مربوط به امنيت کامپيوتري، نمي توان جلوي دسترسي غيرقانوني به اطلاعات محرمانه و شخصي را گرفت.
در اخلاق کامپيوتر، عمل زيان بار يعني پيامد منفي يا خسارت بار، مثل از بين رفتن اطلاعات، از بين رفتن مالکيت، خسارت به اموال و يا تأثيرات ناخواسته زيست محيطي. اين اصل، مانع از استفاده از فن آوري کامپيوتري مي شود به گونه اي که منجر به زيان به هر يک از کاربران، عموم مردم، کارمندان و کارفرمايان گردد.
اقدامات زيان بار شامل تخريب و يا تغيير عامدانه فايل ها و برنامه ها مي شود که منجر به از ميان رفتن منابع يا تحميل هزينه هاي غيرضروري به منابع انساني(از جمله زمان، و کار) مي شود. اين زيان ها شامل ويروس هاي کامپيوتري نيز مي شود. در جداول زير، بررسي فعاليت هاي مختلف در اينترنت نشان مي دهد که اطلاعات غيرقانوني امروزه به کرات گزارش مي شوند. اين داده ها نشان مي دهد که به عنوان نمونه، درصدِ پاسخ از جانب سازمان ها و شرکت هاي ژاپني بسيار حائز اهميت است.

جدول شماره 1: اطلاعات غير قانوني در اينترنت
جدول شماره 2: اطلاعات زيان بار
تا اينجا تا اندازه اي به موضوعات مربوط به حريم خصوصي و امنيت شبکه تا آنجا که به اخلاقيات فضاي سايبر و فن آوري اطلاعات مرتبط است، پرداختيم. افزون بر اطلاعات غلط و گمراه کننده در اينترنت، بسياري از افراد مي کوشند تا به اطلاعاتي دسترسي داشته باشند که حق دسترسي به آنها را ندارند. به همين دليل، دست اندرکاران حوزه کامپيوتر سيستم هايي را شناسايي کرده اند که ورود بدون اجازه به سيستم را شناسايي مي کند که في نفسه نوعي سيستم امنيتي است که از حريم خصوصي حفاظت مي کند. اين گونه سيستم ها نوعاً تعين مي کنند که کدام کاربر مجاز به ورود است و کدام کاربر حق ورود ندارد و اين کار بر اساس پروفايل هاي از پيش تعيين شده انجام مي گيرد.

تلاش هاي بين المللي در خصوص وضع قوانين

تهديد روزافزوني که افراد با آن مواجه اند، به تدريج تبديل به تهديدي ملي و حتي بين المللي مي گردد. در بسياري از کشورهاي جهان، قوانين موجود را نمي توان براي چنين جرائمي اعمال کرد. اين فقدان مصونيت و حفاظت قانوني به اين معنا است که تاجران و دولت مردان تنها بايد روي سنجه هاي فني براي حفاظت از خود در برابر کساني که اطلاعات غلط انتشار مي دهند و قصد سرقت اطلاعات، دسترسي غيرمجاز به داده ها، و حتي از بين بردن اطلاعات ارزشمند را دارند، تکيه کنند.
حفاظت از خود براي تبديل فضاي مجازي به محيطي امن جهت انجام فعاليت هاي تجاري کفايت نمي کند. قانون نيز بايد وجود داشته باشد و ضمانت اجرايي داشته باشد. کشورهايي که در آنها حفاظت هاي قانوني کافي نيست، روز به روز کمتر قادر به رقابت در اقتصاد و بازرگاني جديد هستند. از آنجا که جرائم مجازي و سايبري روز به روز مرزهاي کشورها را درمي نوردد، ملت ها بايد راه کارهاي دقيق تر و اجرايي تري براي حفاظت از دادوستد خود تعريف کنند. حکومت هاي محلي و منطقه اي بايد به منظور اينکه آيا آمادگي لازم را براي مبارزه با اين نوع از جرائم جديد و گسترده دارند، وضعيت قانوني و قضايي موجود خود را بازخواني و بررسي کنند.
تا کنون، تعداد معدودي از کشورها قوانين خود را به منظور پوشش دادن جرائم کامپيوتري تغيير داده و اصلاح کرده اند، اين وضعيت را جدول شماره 3 به خوبي نشان مي دهد. البته کشورهاي ديگر نيز دست به ابتکارات و اقدامات اوليه زده اند و ناگفته پيدا است که بخش اعظمي از تلاش ها و اقدامات بايد توسط سازمان ها و افراد حقيق و حقوقي انجام گيرد تا آنها بتوانند اطمينان حاصل کنند که مجرمان سايبري کمترين خطر و تهديد را براي اطلاعات و سيستم هاي کامپيوتري دارند.

جدول شماره 3: قوانين فن آوري اطلاعات در برخي کشورها
کشورهايي که به تازگي به اين مجموعه مي پيوندند، اصولي را ابداع مي کنند که افراد را از تهاجم بالقوه به حريم خصوصي که مجموعه داده هاي شخصي در آن است، حفاظت مي کند. اين کشورها دستورالعمل هايي را به عنوان قانون مصوب اتخاذ کرده اند که کمابيش اجرا مي کنند. سازمان ويژه همکاري هاي اقتصادي با عنوان اختصاريِ OECD در ايالات متحده دستورالعمل هاي خاصي براي حفاظت از داده ها و اطلاعات شخصي دارد که به طور مستقيم شامل کساني که به داده هاي اينترنتي دسترسي دارند يا کساني که از داده هاي شخصي استفاده مي کنند نيز تأثير مي گذارد.
فن آوري رمزگذاري ويژه کاهش رفتارهاي زيان بار اينترنتي
در جنگ جهاني دوم، پيام هاي سري و محرمانه که با استفاده از کدي رمزي نوشته مي شد، براي جلوگيري از آگاهي دشمن از نقشه عمليات رايج گرديد. امروزه، در اينترنت اين پيام هاي محرمانه بسيار رواج يافته و ما از شماره کارت اعتباري و اطلاعات شخصي خود در برابر سارقان کامپيوتري حفاظت مي کنيم. يک روش رياضي به نام encryption (رمزگذاري)وجود دارد که براي کدگذاري کردن و رمزي کردن پيام در قالبي که غيرقابل خواندن باشد، به کار مي رود. دريافت کننده پيام آن را رمزگشايي مي کند، در اين مورد، از داده هايي استفاده مي شود که همچون کليد، پيام را قابل خواندن مي کنند. اين روش رمزگذاري به نحو گسترده اي در نقل انتقالات و معاملات بانکي، خريد و فروش سهام، خريد اينترنتي آنلاين، دستگاه هاي خودپرداز، دستگاه هاي فروشنده، و معاملات تجاري الکترونيکي به کار مي رود. داده ها را مي توان به چند صورت رمزگذاري کرد: انتقال اطلاعات از راه اينترنت، ايميل، فايل ها و معاملات.
در انتقال داده ها، سيستم رمزگذاري عموماً به منظور حفاظت از داده ها اجرا مي شود که به سيستم(Secure Sockets Layer SSL) مشهور است. اين رمزگذاري را مي توان به آساني با تارنماي آن شناسايي کرد که معمولاً با علامت: https آغاز مي گردد.
اغلب الگوريتم هاي معروف که فايل ها و ايميل ها را رمزگذاري مي کنند، DES (داراي استاندارد کدگذاري داده ها) هستند. هر کاربر روشي کليدي را براي رمزگذاري کردن داده هاي خود استفاده مي کند که مستلزم استفاده از دو کليد است: کليد عمومي و کليد خصوصي. براي رمزگذاري کردن ايميل ها فرستنده، ايميل را با استفاده از کليد عمومي دريافت کننده(که براي همه آشنا است و مي توان آن را از يک شرکت يا سرورِ اينترنتيِ کليد عمومي دريافت کرد) رمزگذاري مي کند. سپس، ايميل با فرمتِ غيرقابل خواندن و قفل شده ارسال مي گردد. دريافت کننده از کليد خصوصي خود استفاده مي کند تا ايميل را رمزگشايي کند.
اخيراً استاندارد جديد اين نرم افزار با عنوان اختصاري AES توسط دولت ايالات متحده اقتباس شده است. اين نرم افزار را دو بلژيکي طراحي کرده اند که قابليت بهتري براي حفاظت بيشتر از داده ها و اطلاعات دولتي در قياس با مدل پيشين آن دارد و مي تواند روي چند پلت فورم نرم افزاري و سخت افزاري اجرا شود.
اين روش رمزگذاري حافظه کوچکي دارد و مي تواند در برابر حملات اطلاعاتي مقاومت کند. اين روش رمزگذاري به طور خاص زماني اهميت پيدا مي کند که داده ها از طريق سيستم هاي مشترک يا شبکه هاي ناايمن که در آنها چند فرد به اطلاعات دسترسي دارند، منتقل مي گردند. دراين وضعيت، داده هاي حساس مانند کلمه يا رمز عبور را بايد به منظور حفاظت از آن از تغيير يا افشاي ناخواسته، رمزگذاري کرد.
سيستم حفاظت اطلاعات ديگر که مخصوص ايميل است ID ديجيتال نام دارد. از آنجا که روز به روز افراد بيشتري از طريق ايميل پيام مي فرستند، از اينکه اسناد ايميل شده سرقت نمي شوند بايد اطمينان حاصل کرد. ارسال کننده ها با استفاده از اين ID هاي ديجيتال مي توانند هويت خود را در انتقالات الکترونيکي به گونه اي نشان دهند که گويي يک راننده گواهينامه خود به هنگام رانندگي را در ايست بازرسي پليس نشان مي دهد.
اين ID ديجيتال همانند روش رمزگذاري از يک کليد عمومي تشکيل شده است و يک امضاي ديجيتالي. وقتي که شخصي به صورت ديجيتالي پيامي را امضا مي کند، در واقع يک امضاي ديجيتالي و يک کليد عمومي براي دست يابي به پيام در اختيار دارد. ترکيب يک امضاي ديجيتالي و يک کليد عمومي اصطلاحاً سند و يا شناسنامه ناميده مي شود. ارسال کنندگان پيام مي توانند سندي را براي ارسال پيام هاي خاص خود به ديگران به طور اختصاصي به کار برند. براي انتقال امن پيام ها و اطلاعات در اينترنت دو روش SSL  و ID ديجيتال از جمله روش هاي پرکاربرد است. هر دو روش به افراد امکان مي دهد تا داده ها را در نهايت امنيت و حريم خصوصي دريافت و ارسال کنند، آنچنان که هيچ کس در اينترنت نمي تواند استراق سمع کند. افزون براين، از اين روش ها مي توان براي جلوگيري از هر گونه دخل و تصرف در پيام ها و اطلاعات در شبکه هاي کامپيوتري استفاده کرد.
از ديگر روش هاي حفاظت در برابر جرائم کامپيوتري، روش ديوار آتشين است. ديوار آتشين اينترنتي اساساً يک يا چند سيستمي است که دسترسي به اطلاعات را در بين شبکه هاي کامپيوتري کنترل مي کند. در اين رابطه، اينترنت چيزي بيش از مجموعه اي از شبکه هاي کامپيوتري خيلي بزرگ که بايد از يکديگر جدا گردند، نيست. ديوار آتشين دو هدف عمده را دنبال مي کند: يکي اينکه دسترسي کاربران خارجي را به شبکه کنترل مي کند و ديگر اينکه، انتقال اطلاعات از داخل شبکه به جهان خارج را کنترل مي کند. مهم ترين چيزي که بايد در مورد ديوار آتشين به خاطر داشته باشيم آن است که اين نرم افزار يک سياست کنترل دسترسي به اطلاعات براي سازمان ها است.
به علاوه، يکي از مسائل و دغدغه هاي مطرح در حوزه فن آوري اطلاعات متخصصان کامپيوتر است که سيستم هاي اطلاعاتي و ابزراهاي مربوط به آن را طراحي و توليد مي کنند. اخيراً، سازمان هاي ملي و بين المللي مانند فدراسيون بين المللي پردازش اطلاعات، انجمن حسابرسي مکانيزه، مؤسسه مهندسي الکترونيک، انجمن کامپيوتر بريتانيا، و مؤسسه مديريت داده پردازي نياز به آيين نامه هاي جديد اخلاقي براي آگاهي و اطلاع رساني به اعضاي خود در مورد موضوعات اجتماعي و اخلاقي مربوط به حوزه فن آوري اطلاعات و ارتباطات را ضروري دانسته اند.
در ايالات متحده، در سال 1992 انجمن حساب رسي مکانيزه سياست جديدي در خصوص اخلاق حرفه اي ايجاد کرد. مؤسساتي مانند انجمن علوم کامپيوتر و انجمن مهندسي فن آوري در حال حاضر بر اين نکته تأکيد مي کنند که بايد در دانشگاه ها برنامه اي درسي تدوين گردد که در آن دستورالعمل هاي اخلاقي و اجتماعي مربوط به استفاده از فن آوري ها و شبکه هاي کامپيوتري و اينترنتي لحاظ شود. همانگونه که در فهرست جدول شماره 4 اين مقاله آمده، تعهد به اخلاق رفتار حرفه اي در قالب مواردي آمده که رعايت هر يک از آنها براي بسياري از مؤسسات فن آوري و کاربران فن آوري هاي فضاي مجازي توصيه مي شود. گفتني است که اين موارد از انجمن حسابرسي مکانيزه برگرفته شده است.

جدول شماره 4: تعهدات اخلاقي حوزه فن آوري
از اين جهت، شناسايي، فهم و حل و فصل مسائل اخلاقي در حوزه فن آوري بسيار حائز اهميت است و اين امر صرفاً مختص يک کشور و چند کشور نيست بلکه عزمي جهاني را مي طلبد، چه، فن آوري کامپيوتر و اينترنت دير يا زود تمام زندگي روزمره ما را دست خوش تحول کرده و مي کند. محل و نحوه کار ما، آموزش، خريد، سرگرمي، زندگي روزانه همه و همه تحت تأثير اين پديده فراگير و البته چالش برانگيز از حيث اخلاقي است. از آنجا که بسياري از دولت ها و سازمان ها استراتژي هاي جديدي را اتخاذ کرده اند، اين مسأله نيز مهم است که برخي پرسش هايي که مستقيم و غيرمستقيم ناظر به موضوعات اخلاقي به طور کلي هستند را در نظر بگيريم. اينها برخي از اين پرسش ها هستند:
• چگونه جامعه بايد با بحث بي کاري و نيمه بي کاري مبارزه کند؟
• چگونه دولت ها و تجار بايد بهره کشي کشورهاي ثروتمند از کشورهاي فقير مقابله کند؟
• چگونه جامعه مي تواند براي افراد مشاغلي ايجاد کند که جالب و مؤثر باشند؟
• چگونه آموزش در فضاي مجازي طراحي و اجرا مي شود؟
• چگونه مي توان ابزارهاي حفاظتي اي ايجاد کرد که مطمئن شويم فقرا فرصت هاي کاري و شغلي، آموزش، خريد، سرگرمي و بسياري از چيزهايي که از طريق اينترنت رفع و رجوع مي شود، را از دست نمي دهند؟
جهان جديد اطلاعاتي با شبکه هاي جهاني و فضاي مجازي به طرز اجتناب ناپذيري طيف وسيعي از مسائل و مشکلات اخلاقي، اجتماعي و سياسي را پديدآورده است. بسياري از مشکلات و مسائل، مربوط به روابط انساني و اجتماعي است چه، اغلب فعاليت هاي انساني در فضاي مجازي انجام مي گيرد. برخي موضوعات اخلاقي در خصوص استفاده از فن آوري اطلاعات در شبکه هاي جهاني عبارت اند از: حريم خصوصي، حق دسترسي به اطلاعات و اقدامات زيان بار در اينترنت. اين موضوعات اساسي تا اندازه اي از طريق اتخاذ رويکردهاي تکنولوژيکي برطرف شده است از جمله اين رويکردها  ID هاي ديجيتالي، روش کدگذاري، ديوار آتشين و ... است. افزون بر اين، اين فن آوري هاي حفاظتي و قوانين مربوط به فضاي مجازي نيز بايد به صدها کشوري رسيدگي کنند که به يک شبکه جهاني گسترده پيوسته اند. دستورالعمل ها و استراتژي ها را بايد به گونه اي به کار گرفت که اطلاعات در سطح شبکه جهاني با ملاحظات اخلاقي و اجتماعي اشاعه و انتشار يابند تا منافع آتي آنها پايدارگردد. دولت ها و مقامات حکومتي نيز بايد به مسائل اخلاقي در اينترنت که در زمينه آموزش، تجارت، سياست و ... اتفاق مي افتد اهتمام داشته باشند و بر آن نظارت کنند.

منبع
www. Religion Online,Edu/authority/Ethics.

 


صفحه 1 از 4