مجله شماره 11

معرفي كتاب خارجي

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب خارجي

کيان رضوي


Sociology of Religion
Susanne C.Monahan, William A.Mirola,
Michael Emerson
Pub: Prentice Hall
جامعه‌شناسي دين

اين كتاب مجموعه مقالاتي است كه مي‌كوشد رابطه‌ ميان ساختار اديان و فرهنگ ديني را با وجوه گوناگون زندگي اجتماعي بازگويد. محور اصلي اين پژوهش البته جامعه‌ امريكايي است، امّا با نظر به مفاهيم كلي علم جامعه‌شناسي، و به ويژه جامعه‌شناسي دين، هم به پژوهش‌هاي كلاسيك توجه كرده و هم تحقيقات جديد را مدنظر قرار داده است. همچنين شيوه‌هاي مختلف زندگي، رويكردهاي نظري، ارزش‌هاي ديني، عقايد و اعمالي كه جهان بيرون از ديوارهاي كليسا، كنيسه يا مسجد را شكل بخشيده‌اند؛ در كنار عوامل غيرديني كه به صورت ارتجالي و ناخودآگاه در اين شكل‌گيري مؤثر بوده‌اند، از ديگر مباحث اين كتاب است. منابع كار نويسندگان، هم روزنامه‌ها و مجلات روز است و هم آثار سنّتي و قديمي‌تر؛ يعني آثار كلاسيك اديان و مذاهب. علاوه بر آن جوامعي مثل لهستان، انگلستان، السالوادر و نيكاراگوئه و ادياني مثل يهوديت، اديان جايگزين، اديان بومي، سنت‌هاي هندي و... مورد واكاوي نويسندگان قرار گرفته است. تعاريف سنتي جامعه‌شناسي دين، عقيده و آيين، تجربه‌ ديني، نژاد، دين و قوميت، دين و جنسيت، طبقه اجتماعي و دين، هويت جنسي و دين، گفتمان دنيوي يا سكولاريزاسيون، سازمان‌هاي ديني، نهادها و اقتدار، اديان جايگزين، فمينيسم و دين، دين و رسانه و... از جمله موضوعات مطروحه‌ اين كتاب است. كتاب در 400 صفحه و 14 فصل تنظيم شده و هر فصل از بخش‌هاي گوناگوني تركيب يافته است. عناوين برخي از فصول و بخش‌هاي كتاب بدين شرح است: فصل يكم ـ «تعاريف كلاسيك جامعه‌شناسي دين» دربردارنده مباحثي چون: درآمدي بر تعاريف كلاسيك (پاتريشاچانگ)؛ اشكال اساسي زندگي ديني (اميل دوركيم)، دين به مثابه يك نظام فرهنگي (كليفورد گيرتز)، سايبان مقدس (پيتر برگر)،
فصل دوم ـ «عقيده و آيين» كه از بخش‌هاي زير تشكيل شده است: درآمدي بر عقيده و آيين (سوزانه موناهون)، رستگاري بر كوه‌هاي شن (دنيس كاوينگتون)، دين مدني در امريكا (روبرت باله)، معركه‌ي عيد پسح يا فصح! (پاتريك جينيس). فصل سوم ـ «تجربه‌ ديني» كه دربرگيرنده‌ مطالب زير است: درآمدي بر تجربه‌ ديني. (ويليام مك دونالد)، فرشتگان (كِنِت وودوارد)، واقعيت ناديده (ويليام جيمز)، تجربه‌ ديني (وين پرودفورت)، راه‌هاي مشاهده‌ خلسه در جامعه‌ مدرن (ديويد يامانه و مگان پولرز). فصل چهارم ـ «نژاد، قوميت و دين» حاوي: درآمدي بر نژاد، قوميت و دين (مايكل امرسون)، امريكايي‌شدن يا هندوشدن (پرما كورين)، برخوردهاي فرهنگي و قوميت (ويد كلارك روف)، قرباني ثنا: احساس و شركت جمعي در خدمات مذهبي افريقايي ـ امريكايي (تيموتي نلسون)، چگونه بچه‌هاي ويتنامي زندگي در امريكا را پذيرفتند (مين ژو و كارل بركستون)، قوميت، منشاء قدرت؟ منشاء تنازع (ميلتون يينگر). فصل پنجم ـ «جنسيت و دين» با مطالبي از جمله: انقلاب روحي: آزادي زنان به مثابه بازآموزي كلامي (ماري دالي)، ايزد بانوهاي متمثل (ورزي گريفين)، زنان واعظ در آيين كاتوليك (روث والاس)، تصوير خداي مذكر و فرمانبرداري مؤنث: درس‌هايي از يك طبقه‌ تعميددهنده‌ مؤنث (كارولين پريوي، كريستين ويليامز و كريستوفر السيون). «طبقه‌ اجتماعي و دين» عنوان فصل ششم است با عناويني بدين قرار: پروتستانتيزم و نهضت كارگري امريكا (هربرت گوتمان)، فرهنگ انسجام (ريك فانتاسيا)، فرهنگ كاتوليك در انقلاب نيكاراگوئه (داناساوكوك). فصل هفتم به «هويت جنسي و دين» اختصاص يافته و از جمله عناوين مندرج در آن مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: حفظ ايمان (مبارك ظاهر و آلن فيليپن)، جنگ‌هاي فرهنگي (جيمز هانتر)، جرأت متفاوت‌بودن (اندرو ييپ). فصل هشتم با عنوان «گفتمان سكولاريزاسيون» مطالب زير را دربردارد: سكولاريزاسيون و پلوراليسم (پيتر برگر)، سكولاريزاسيون و ناخرسندي‌هاي آن (برايان ويلسون)، يك امريكاي غيرسكولار (راجر فرنيك)، مبحث «سازمان و نهادهاي ديني اقتدار» در فصل نهم مورد بررسي و كاوش قرار گرفته است: اقتدار و سياست‌هاي محافظه‌كارانه (جيمز وود)، برخي ويژگي‌هاي رهبري ديني (جك كارول) و پنج بخش ديگر، اين فصل را به خود اختصاص داده‌اند. در فصل دهم «اديان جايگزين» مورد واكاوي قرار گرفته است: آيا بايد از جادو استقبال كرد؟ (هانا روزين)، اديان جايگزين مدرن در غرب (گوردون ملتون)، كليساي واحد (ايلين باركر)، كليساي علم باوري (ماري فارل بدناروسكي)، مكاشفه در واكو (جيمز تابور). فصل يازده «رسانه و دين» و فصول بعدي به ترتيب «سياست و دين»، «علم و دين»، «نهضت‌هاي اجتماعي و دين» نام گرفته‌اند كه از ميان مباحث گوناگون اين فصول مي‌توان به عناوين زير اشاره كرد: انجيل باوران تلويزيوني (بابي الكساندر)، درام تلويزيوني به مثابه متن مقدس (كوئنتين شولز)، وجوه خصوصي و عمومي آيين كاتوليك در آمريكا (خوزه كازانو)، تجهيز سياسي پروتستان‌هاي انجيلي (كِنِت والد)، علم به مثابه‌ شمعي در تاريكي (كارل ساگان)، بنيادهاي ديني نهضت اتحاد در استان (ماريانه اوسا) و...

The Voice of the Prophets
Marilynn Hughes
Pub: Create Space
صداي پيامبران

اين كتاب با عنوان فرعي «خرد اعصار» در دوازده جلد و در زمره‌ مجموعه متون مقدس از سوي انتشارات كرييت اسپيس به چاپ رسيده و آن گونه كه در ديباچه‌ جلد نخست آن آمده، هدف از انتشار آن، قرار دادن متون معروف، متون كمتر شناخته شده، متون كهن و متون جديد، در دسترس عموم خوانندگان اين حوزه است. اين متن‌ها به سراسر جهان تعلق دارد و از آداب و آيين‌هاي تمامي اديان سخن مي‌گويد. خواننده پس از مطالعه‌ اين متون درمي‌يابد كه جوهره‌ تمام آنها يكسان است، همه به عرفان و دستيابي به معرفت احترام مي‌گذارند و همگي از تجربه‌هاي ديني سخن مي‌گويند. اما اين شباهت‌ها و وحدت‌ها ناشي از آن است كه همه از يك خداي راستين نشأت گرفته‌اند و در واقع همه، واسطه‌هاي او بر روي زمين بوده‌اند.
ناشر ادامه مي‌دهد: وظيفه ما است كه اين خط و اين شجره‌ حكمت و خرد را حفظ نماييم؛ سلسله‌اي كه در تمام زمانها و مكانها حركت كرده و صداي پيامبران نام دارد. خداوند به واسطه پيامبران با ما سخن مي‌گويد و در رفتار قديسين، زهاد و حكيمان متجلي مي‌گردد و اين انسانها، همچون ما، بر روي همين زمين زيسته‌اند. از اين دوازده جلد، هر كتاب با عنواني مجزا به چاپ رسيده و به يك دين اختصاص يافته است. هندوئيسم، آيين سيك و جاينيزم، يهوديت1، يهوديت2، اديان سريّ1، اديان سرّي2، دين زرتشت، بوديسم، آيين كنفوسيوسي، مسيحيت، اديان آفريقايي، دين‌هاي بومي و اديان بومي آمريكا، اسلام و ... از آن جمله است. اما آن گونه كه نويسنده مي‌گويد، اين كتاب را نبايد به عنوان يك دايرة‌المعارف شناخت و توضيح اديان قلمداد كرد، چرا كه به تاريخچه و سير تكويني اديان نمي‌پردازد بلكه حكمت مندرج در هر متن مقدس، پيامبران به مثابه حكما و خود متون مدنظر او بوده اند. نويسنده مريلين هيوز، در خبرنگاري و گزارشگري سابقه‌اي طولاني و درخشان دارد و پيش از آن كه به طور جدي و حرفه‌اي به نويسندگي بپردازد، كارگردان و تهيه‌كننده بوده است.  نخستين كتاب او در سال 1991 توسط انتشارات همپتون رودز به چاپ رسيد. از آن پس تمام وقت و توجه خود را به عرفان و تجربه‌ ديني متمركز كرد و سمت و سوي برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني خويش را نيز به همين سو تغيير داد. تقريباً تمام ناشران معتبر به انتشار آثار وي پرداخته‌اند و او جوايز معتبر بسياري را از آن خود كرده است. هيوز جلد اول كتاب خود را به هندوئيزم اختصاص داد. در اين مجلد كه 565 صفحه را دربر مي‌گيرد، مي‌خوانيم: خردكريشنا و هندوئيسم، بهگود گيتا، اوپانيشادها، كِنا، كاتا، پراسنا، قوانين مانو، يوگا، يوگا سوتراي پاتنجلي، ودانتا، وداها، خلاصه‌اي از يك متن ادبي ودايي براي دانشجويان، نمونه‌هايي از ريك ودا، كتاب‌شناسي. جلد دوم كه خود در بردارنده‌ دو بخش است، از مباحث زير تشكيل شده است: خرد نانك و آيين سيك، شري گورو صاحب، جاينيزم، خرد تيزتانكاراس، يك رساله پيرامون جاينيزم، پنج سوگند بزرگ، دوازده تأمل (بهاوناس)، نه تَتوَه، دوازده سوگند مردم عادي، كتاب‌شناسي. جلد سه، يهوديت1: خرد موسا، ده فرمان، ميصوَه (مثبت، منفي)، لشكركشي به سرزمين اسرائيل، تورات (تناخ)، كتاب‌شناسي. جلد چهارم، يهوديت2: بيست و هشت مزمور، درباره‌ پدران قوم يهود، گزيده‌هايي از تلمود، ترجمه‌هايي از ميدراشيم و قبالا، زوهر و عرفان يهودي، كتاب‌شناسي. جلد پنج، اديان سرّي1: خرد هرمس يا توث كه تناسخ همو قلمداد مي‌شود. خرد مصريان باستان، الواح زمردين هرمس، هرمسيون، تعاليم سري همه‌ اعصار، جوامع سري در روزگاران كهن، مراسم تشرف، ايزيس: باكره‌‌ جهان، لوح ايزيس، زندگي و فلسفه‌ فيثاغورث، رياضيات فيثاغورثي، مفهوم موسيقي و رنگ در نزد فيثاغورث، جسم انسان در نمادشناسي، كتاب‌شناسي. جلد شش، اديان سرّي2: خورشيد: خداي جهان، قبالا: آموزه‌ سرّي بني اسرائيل، كيهان‌شناسي، سنه سفيروم، انجمن اخوت صليب رز، پانزده نمودار آيين قبالا و صليب رز، نمادشناسي فراماسوني، عرفان مسيحي، صليب و تصليب، عرفان مكاشفه، سوفيا: يك انجيل گنوسي، كتاب‌شناسي. جلد هفت، آيين زرتشت: خرد زرتشت، بخش‌هايي از اوستا: ونديدا، متون پهلوي، سددار، كتاب‌شناسي. جلد هشتم، بوديسم:‌خرد بودا، سه پناهگاه، چهار حقيقت شريف، راه‌هاي هشت‌گانه، بوديسم تراوادا، دمّه‌پده، بوديسم ماهايانا و سَروَستي ويادا، بوديسم تبت، ذن و دائوئيسم، كتاب‌شناسي.

The Psychology of
Religious Fundamentalism
Ralph W.Hood, Peter C.Hill,
W.Paul Williamson
Pub: The Guol  ford Press
روان‌شناسي بنيادگرايي ديني

آن گونه كه جان دي.كپيوتو در كتاب «اينك دين: سرشت ايمان در عصر مدرن» مي‌گويد، جهان در عصر حاضر و هزاره‌ِ جديد از منظر ذهن يك بنيادگرا كاملاً جنون‌آميز به نظر مي‌رسد. براي روحي كه با تصاوير كتاب مقدس تغذيه شده و با مفاهيم آن پرورش يافته، دمكراسي‌هاي كاپيتاليست و مدرن امروزي، مظهر معاصي و فاجعه‌هاي بزرگ اند. آنچه كه ممكن است ديگران به عنوان يك پلورالسيم سودمند، حق انتخاب و حق متفاوت بودن مورد توجه قرار دهند، در ذهن يك بنيادگرا، همچون يك فروپاشي اخلاقي و يك هيچ‌انگاري همه‌ چيز مجاز است كه در آن هيچ چيز مقدس نيست و هيچ كس واقعاً به هيچ چيز اعتقاد ندارد. «روان‌شناسي بنيادگرايي ديني» با هدف روشن ساختن اين مفهوم نگاشته شده است. نويسندگان، نظام‌ فكري يك بنيادگرا را همچون يك نظام معنايي مورد نظر قرار داده‌اند كه در بستر كلامي، تاريخي و اجتماعي ـ فرهنگي جاي گرفته است. از اين منظر با رفتارشناسي اين نظام فكري مي‌توان به ريشه‌هاي شكل‌گيري انديشه بنيادگرايي پي برد و در صورت لزوم، در جهت رفع آن كوشيد. نويسندگان با تمركز بر گروه‌هاي مختلف، به ويژه فرقه‌هاي پروتستان در مسيحيت و از جمله اعضاي كليساي خدا (فرقه‌اي، پنتي كاستي)، به بررسي نقش كتب مقدس در شكل‌گيري انديشه‌هاي بنيادگرا پرداخته و تأثير رهبران اجتماعي بر آن‌ها را مورد واكاوي قرار مي‌دهند. كتاب در هشت فصل تنظيم شده است. فصول اول و دوم كتاب، يكسره‌ به شيوه‌اي اختصاص يافته كه نويسندگان به واسطه آن مفهوم بنيادگرايي را مورد تحليل قرار داده‌اند. فصل يك «دين بنيادگرا به مثابه گونه‌اي جست و جوي بينامتني معنا» نام دارد و فصل دو «بنيادگرايي به مثابه يك نظام معنايي» نام گرفته است. فصل سه با عنوان «تاريخ بنيادگرايي پروتستان» ريشه‌هاي واژه‌ بنيادگرايي ديني تا شاخه‌ پروتستان دين مسيحي پي‌جويي كرده و در اين خصوص اطلاعاتي تاريخي به دست مي‌دهد. فصول چهار تا هفت بر چهار گروه ديني خاص متمركز مي‌شود: كليساي خدا، فرقه‌هاي Serpent-Handling، فرقه‌ آميش و بنيادگراهاي اسلامي. در هر يك از اين موان، نمونه‌هاي ذكر شده در رفتارشناسي بنيادگراها ـ كه در فصول يك و دو بررسي شده‌اند ـ مورد تأكيد و يادآوري قرار گرفته و اين چهار مورد، در واقع تأييد و تصديق نظريه‌هاي قبلي نويسندگان است. فصل هشت، هم خلاصه‌ قسمت‌هاي قبلي است و هم مثال‌هاي ديگري از انديشه‌ي بنيادگرا به دست مي‌دهد. به طور كلي سبك نويسندگان در نگارش اين كتاب ساده است و براي فهم مطالب كتاب نياز چنداني به داشتن اطلاعات مقدماتي احساس نمي‌شود. از مباحث جالب كتاب ـ به جز فصل يك و دو كه بحثي تحليلي پيرامون نظام‌هاي معنايي و مسائل بينامتني را به خواننده ارائه كرده‌اند ـ مصاحبه‌هايي در نظر گرفته شده است كه نويسندگان با برخي بنيادگراها انجام داده‌اند. همچنين طرح‌ ديدگاه‌هاي كساني كه پيش‌تر بنيادگرا بوده و اكنون ديدگاه خود را تغيير داده‌اند، از ديگر بخش‌هاي كتاب است. نويسندگان عنوان مي‌كنند كه در بنيادگرايي گونه‌اي اشتياق و گرايش قوي براي محافظت از جوانان در مقابل تاثيرات مضر و فسادانگيز بيرون و احياي وفاداري به طرق سنتي و نيز اثبات عقايد ديني وجود دارد. برخي، همانند ماري پت فيشر در كتاب «دين در قرن بيست و يكم» معتقدند كه بنيادگراها نه علم ستيزاند و نه عقل‌ستيز (حداقل از ديدگاه خودشان). مطمئناً تكنولوژي ستيز هم نيستند؛ آن‌ها به لحاظ نفوذ  و تاثيرگذاري كم‌اهميت نيستند. نه هميشه ستيزه‌جويند و نه همواره فقير و بي‌سواد.
في‌الواقع آن‌ها كساني‌اند كه در مقابل جنبه‌هاي متعدد زندگي مدرن، مثلاً پلوراليسم، مصرف‌گرايي، ماترياليسم و تأكيد بر برابري زن و مرد واكنش نشان مي‌دهند. در خصوص بنيادگرايي مسيحي، نويسندگان معتقدند پروتستانتيزم، سنتاً با كاتوليسيزم در تخاصم بوده است. كاتوليك‌ها تصور مي‌كنند كه معنا و مفهوم عهد جديد، تاريخ و سنت آن است در حالي كه بنيادگراها مي‌انديشند كه كاتوليسيزم، تاريخي از ابداع بت‌هاي غيرپروتستان است و در مورد بنيادگرايي اسلامي، طالبان و تلاش‌هاي اواخر دهه‌ 1990 براي به دست گرفتن كنترل سياسي و نظامي افغانستان، و آنچه كه خود گونه‌اي بازگشت به سنت اسلامي‌ناميد مي شود، مورد تحليل قرار گرفته است. رفتار طالبان با زنان، خانواده‌ها و جوانان و مجازات‌هاي وحشتناكي كه با تحريف شريعت اسلامي به مرحله‌ عمل در مي‌آوردند، از ديگر مثال‌هاي بارز در اين مورد است.فصول پاياني كتاب از يك مؤخره، مجموعه يادداشت‌ها، ارجاعات و نمايه تشكيل شده است، و نويسندگان همگي از اساتيد دانشگاه و پژوهشگران و نويسندگان مطرح در حوزه‌ تخصص خود هستند. «روان‌شناسي بنيادگرايي ديني» 247 صفحه است .

 

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک
افق فرهنگ

گزارش سمينارها

مرضيه سليماني

 

فلسفه اخلاق 2014
در سال 2014 ميلادي، چند سمينار فلسفه اخلاق مهم در چندين كشور و دانشگاه پيشرو و مهم در عرصه علوم انساني و فلسفه برگزار خواهد شد. ما در اين گزارش، تعدادي از اين سمينارها را همراه با خلاصه‌اي از مسائل و موضوعات و برنامه‌هاي آن گزارش خواهيم نمود. مركز فلسفه و علوم  انساني رادكليف، واقع در دانشگاه آكسفورد، هر هفته دوشنبه‌ها سخنراني‌هاي جالب و باارزشي درباره فلسفه اخلاق برگزار مي‌كند، سخنرانان سال 2014 ميلادي، اينها هستند: 20 ژانويه، الكس سيلك از دانشگاه بيرمنگهام  //  27 ژانويه، دكتر ناتانيل كولمن، استاد دانشگاه UCLA.  //  3 فوريه، جاستين كلارك دوآن، از دانشگاه بيرمنگهام.  //  10 فوريه، آنا آلكساندرا اسكندويچ.  //  17 فوريه، دكتر ويمالوب، عضو دپارتمان فلسفه دانشگاه ريژنسبورگ.  //  24 فوريه، ياييرلوي از آكسفورد.  //  3 مارس، ژوزف راو، استاد دانشگاه كلمبيا.  //   10 مارس، پروفسور اليزابت اَشفورد از دانشگاه سنت اندروز.  //  28 آوريل، دكتر هيلاري گريوز، استاد فلسفه آكسفورد.  //  5 مي، پروفسور اكسل هانت، استاد فلسفه دانشگاه فرانكفورت.  //  12 مي، مايكل اوتسوكا، از LSA.  //  19 مي، پل بلومفيلد، از دانشگاه كانكتيكال.  //   26 مي، پروفسور مارسيا بارون، از دانشگاه سنت اندروز.   //   2 ژوئن، دكتر كريستر بيگ بيست، از استادان دپارتمان فلسفه دانشگاه استكهلم.  //   9 ژوئن، پروفسور كي يران ستيا، از دانشگاه پيتزبورگ.  //  16 ژوئن، پروفسور ريچارد هولتون، استاد برجسته فلسفه و نويسنده آثار برجسته در تاريخ فلسفه، از دانشگاه كمبريج.

سمينار فلسفه اخلاق در سال 2013
متن سخنراني‌هاي سال 2013، روي سايت انتشارات دانشگاه آكسفورد، يا ثبت‌نام و پرداخت هزينه‌هاي مختصري قابل دسترسي است. در اينجا مهم‌ترين خطابه‌هاي فلسفه اخلاق، مربوط به سمينار مذكور، برگزار شده در سال 2013 را جهت علاقمنداني كه مايل به تهيه متن آن‌ها و يا ترجمه احتمالي آن‌ها به زبان پارسي هستند، مي‌آوريم:  14 اكتبر 2013، ست لازار، از دانشگاه ANU ، با عنوان: درباره اخلاق و انتظارات عمومي.  //  21 اكتبر، دكتر روبرت اُدي، استاد دانشگاه نبراسكا، با سخنراني: درباره خصوصيات اخلاقي.  //  28 اكتبر، پروفسور فيليپ استراتن ليك از دانشگاه ردنيگ: ادراك و نيّت.  //  14 نوامبر، دكتر جوليا آن ناس، استاد دانشگاه آريزونا، با سخنراني: ارزش‌هاي اخلاقي و عمل صحيح يا درستكاري.  //  11 نوامبر، چارلز پيگدن، از دانشگاه اوتاوو: هيوم، سرل، گودوين و دوكِ ولينگتون.  //  18 نوامبر، جِس پرنيس از CUNY: درباره خودِ اخلاقي.  //  25نوامبر، يوسي سويي كاني، از دانشگاه بيرمنگهام: تئوري‌هاي اخلاقي.  //  2 دسامبر، دكتر مكس بيكرهيچ، از دپارتمان فلسفة آكسفورد، با عنوان سخنراني: چالش‌هاي معرفت‌شناختي تكاملي در رئاليسم اخلاقي.

كنفرانس آسيايي درباره
ادبيات و كتابداري

اين سمينار در روزهاي 3 تا 6 آوريل در اوزاكا برگزار خواهد شد. بحث اصلي در اين همايش، بر كتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها و پژوهشگران تمركز شده و آن‌ها نظريات خود را درباره تنوع ادبيات و ژانرهاي ادبي، شيوه‌هاي گوناگون كتابداري، رابطه ادبيات با فرهنگ و امكانات ارتباطي نوين، ادبيات و دين و امثال اين مسائل مطرح شده است. شركت‌كنندگان در اين سمينار،‌ پيشينه‌هاي مختلفي از حيث نژادي و قوميتي و فرهنگي دارند تا ميراث خود و فرهنگ خود را با ديگران تقسيم كنند. اين، يك كنفرانس ميان رشته‌اي است و بحث‌هاي ميان فرهنگي در اين همايش در بالاترين سطح مطرح خواهد شد.  يك كنفرانس ديگر، در همان تاريخ، در اوزاكاي ژاپن برگزار خواهد شد كه بعداً به آن خواهيم پرداخت. عنوان اين سمينار عبارت است از: هنرها و علوم انساني.

فلسفه فيلم

نام اصلي اين كنفرانس، «جهان سينماها» است كه از دوم تا چهارم جولاي 2014  از سوي دو مركز علمي و دانشگاهي برگزار خواهد شد. اين مراكز عبارت‌اند از: دانشگاه گلاسكو (دانشكده هنرهاي زيبا) و مركز مطالعات فيلم و تلويزيون. اين هفتمين كنفرانسي است كه در اين زمينه به صورت سالانه برگزار مي‌شود و و اعضاي عمده شركت كننده در آن، روزنامه نگاران و دانشجويان دوره دكتري هستند كه       پايان‌نامه‌هاي خودشان را در اين موضوع يا موضوعات نزديك به آن ارائه مي‌دهند. اين هم يك كنفرانس يا مبحث ميان رشته‌اي است كه فلسفه و فيلم در آن به تبادل فرهنگي مي‌پردازند. نظرات فلاسفه‌اي چون ژيل دلوز، جان سرل، اسپيباك، اوروكا، سروش، كاراتاني و ... مورد بررسي قرار مي‌گيرد و در باب جهان سينماهاي هاليوود، باليوود و ناليود و ديگر عرصه‌هاي مهم سينمايي مورد بررسي قرار مي‌گيرد. از جمله سخنرانان اين سمينار، اين استادان هستند: پروفسور ويليام براون، استاد دانشگاه راوهمپتون.  //  دكتر لارا اُرمارك، از دانشگاه سيمون فريزر..  //  لوسيا نجيب، استاد دانشگاه ردينگ.  //   دكتر پاتريشيا پيتز، از دانشگاه آمستردام.  //  دكتر ديويد مارتين جونز، استاد ممتاز دانشگاه گلاسكو.

موسيقي و فلسفه
سمينار حاضر با عنوان «موسيقي و فلسفه» چهارمين كنفرانس سالانه‌اي است كه توسط دو دپارتمان فلسفه و موسيقي كالج كينگز لندن برگزار مي‌شود. اين سمينار در روزهاي 27 و 28  ژوئن 2014  ميلادي برگزار خواهد شد. بانيان و حمايت‌ كننده‌هاي اين سمينار، چند مركز معتبر هستند: انجمن بريتانيايي زيباشناسي ـ انجمن سلطنتي موسيقي بريتانياي كبير ـ و گروه مطالعات و پژوهش‌هاي فلسفي سخنراني‌هاي مهم اين سمينار در دو روز مذكور عبارت‌اند از: پروفسور فيليپ كيچر، استاد دانشگاه كلمبيا، و پروفسور ديميتري تيموشكو، استاد دانشگاه پرينستون. موضوعات مورد بحث در اين سينمار بسيار متنوع است و در هر موضوع بحث و بررسي‌هاي جداگانه‌اي برگزار مي‌شود:   رويكردهاي متفاوت به مطالعات موسيقايي.   //  موسيقي شناسي تاريخي.  //  تئوري موسيقي و موسيقي بومي (يا قومي).  //  موسيقي‌هاي متفاوت (يا مختلف) و تحليل آن‌‌‌ها.  //  زمان، ريتم (يا ضرباهنگ) و موسيقي.  //  مفهوم و تصنيف.  //  اجرا، زبان و معناي موسيقايي.   //   موسيقي و اخلاق.  //  موسيقي و آنتولوژي.  //   رويكردهاي تجربي به موسيقي.  //  شعر و موسيقي.  //  رسانه‌هاي ديجيتال و شكل‌هاي جديد ادبيات موسيقايي.  //  فلسفه و ضبط صدا.  //  تئوري‌هاي موسيقي و فرهنگ عمومي در قرن بيست و يكم.  //  فلسفه موسيقي و آينده جنگ فرهنگ‌‌ها.  //  موسيقي، تعالي و معنويت.  //   واگنريسم در فرهنگ قرن 21.  //  صدا و فيلم.  //  موسيقي متن فيلم‌‌ها و فلسفه.  //  مدل‌هاي هندسي در ضبط موسيقي.

سمينار زيبا‌شناسيدپارتمان فلسفه دانشگاه آمستردام، از تاريخ  29  تا 31 مي 2014 ميلادي در سالن بزرگ اين دانشگاه به نام «تالار اسپينوزا» برگزار خواهد شد. از جمله سخنران‌هاي برجسته‌اي كه در همايش زيبايي‌شناسي سخنراني مي‌كنند، عبارت‌اند از:
مارتن دورمان، استاد دانشگاه آمستردام.  //  بريس گوت، استاد دانشگاه سنت اندروز.  //  مارتين سيل،‌از دانشگاه گوته، واقع در فرانكفورت آلمان.  در سمينار استتيك، جنبه‌هاي فلسفي زيبايي شناسي، از تمام جنبه‌‌ها و در تمام حوزه‌هاي قابل تأمل در زندگي انسان مدرن مورد بررسي قرار مي‌گيرد. سنت‌هاي زيبايي‌شناسي به بحث نهاده شده و هم به لحاظ سيستماتيك، و هم از جنبه تاريخي، اين بررسي‌‌ها و پژوهش‌‌ها مطرح خواهد شد. نام و عنوان ثانوي، كه تمركز اصلي بحث‌‌ها بر آن متمركز شده، عنواني خاص است. يعني «عصر زيبايي‌شناسي».
اين عصرِ خاص، در واقع زمان ما بين 1750  ميلادي، يعني هنگام انتشار اثر كلاسيك باوم گارتن به نام «زيبايي شناسي» و 1831  ميلادي هم هنگام با مرگ فيلسوف بزرگ و نامدار آلماني، گئورك ويلهلم فردريش هگل است كه بزرگترين نظريه‌پرداز ايدئاليست در باب استتيك و فرهنگ محسوب مي‌شود. در اين سمينار بحث و پژوهش‌هايي مطرح مي‌شود كه چرا اين زمان خاص اهميت داشته و چرا آن را «عصر زيبايي‌شناسي» مي‌گويند. اين همايش به چند زبان برگزار خواهد شد و بعد از هر سخنراني،‌جلسه پرسش و پاسخ برگزار مي‌شود و برخي از خطابه‌‌ها به صورت ديجيتالي و مكتوب منتشر خواهد شد.

قدرت، پداگوژي و فلسفه در مسئلة زن
اين جلسات، از هشتم تا دهم مي 2014 ميلادي، از سوي مدرسة جديد پژوهش‌هاي اجتماعي در شهر نيويورك برگزار خواهد شد. مباحثي كه در اين سمينار مطرح خواهد شد، عمدتاً در حول و حوش اين موضوعات است: تاريخ فلسفة غرب و زنان.  //  سنت‌هاي فلسفي و زنان.  //  فلسفة علوم اجتماعي و زنان.  //  اخلاق و زن.  //   فلسفة جنسيت و نژاد.  //   فلسفة سياسي.  برگزاركننده‌هاي اين سمينار بر اين باور‌اند كه مي‌بايد از بُعد فلسفي، مشكلات و مسائل جنسيتي، خاصه مسائل زنان، مطرح شود. از اين زاويه اگر به فلسفه بنگريم، اين پرسش‌ها و پرسمان‌ها، ناگزير مطرح خواهد شد: 1ـ فلسفه تا چه حدّ به زنان مرتبط است و زن‌ها تا چه اندازه در جريان انديشة فلسفي، مؤثر و فعال‌اند؟  //  2ـ آيا اساساً جنسيّت در پداگوژي و روش‌شناسي (متدولوژي) فلسفه جايي دارد؟  //  3ـ چرا برخي از انديشمندان فلسفه بر اين باورند كه فلسفه رشته‌اي زنانه نيست؟  //  4ـ قدرت به عنون يك مفهوم پراگماتيك و مؤثر در فرهنگ، تا چه حدّ در مردانه و مذكّرشدن فلسفه و برخي علوم ديگر اثر داشته و تحقيقات جنسيتي تا چه اندازه تعامل و تأثير قدرت را موردتوجه قرار مي‌دهد؟  //  5 ـ آيا با حل مسئلة قدرت و قانون مي‌توان راهي براي نقد گفتمان فلسفي معاصر يافت و مسيرهاي متفاوتي براي تشريك مساعي زنان در فلسفه ايجاد كرد؟  //  6ـ قدرت ـ اعم از قدرت سياسي و نفوذ اجتماعي و اقتصادي ـ مي‌بايد مورد واكاوي و نقد قرار داده شود. اين نقد از طريق ـ يا در چارچوب‌هاي ـ مختلفي بايد صورت گيرد تا وجوه مشترك ميان فلسفه و فمينيسم جستجو و يافته شود. در اين سمينار كارگاه‌هايي هم برگزار شده و يك روز هم به مقالات و پژوهش‌هاي دانشجويان اختصاص داده شده است. موضوعاتي كه در سخنراني‌ها موردبحث قرار گرفته، اينها است:
مشكل زنان در فلسفه چيست؟ و آيا اصلاً مشكلي تحت اين عنوان وجود دارد؟  //  آيا فلسفه رشته‌اي مرتبط با جنسيّت است؟  //  پداگوژي فمينيستي.  //  تئوري فمينيستي در مقابل فلسفة فمينيستي.  //  قدرت در دانشگاه: فمينيسم و فلسفه.  //  آيا ما مدلي عملي براي پارادايم فمينيستي قدرت در دست داريم؟  //   قدرت مثبت چيست؟ قدرت تأثيرگذار يا پيش رونده!؟!  //  قدرت و توانايي‌هاي زنانه.  //  فيلسوفان زن و فلسفة زنان.  //  كانون‌هاي فلسفي غرب و زنان.  //  فمينيسم و روانكاوي.  //  آثار فلسفي زنان.  //  فمينيسم و اخلاق.  مهم‌ترين سخنرانان اين سمينار، اين استادان برجسته هستند كه جملگي از بانوان سرشناس و تئوري‌پرداز در باب فلسفه و مسائل زنان بوده و مقالات و كتب معتبري در اين موضوع تحرير و تأليف كرده‌اند: 1ـ دكتر جناگودمن 2ـ دكتر جوني پرآلگورن 3ـ دكتر تئود رابين 4ـ پروفسور آنّاگاتمن و 5 ـ پروفسور دانيلاّ پولياك.

مجموعه كنفرانس‌هاي هنر،
ذهن و اخلاقيات

اين همايش، در روزهاي هفدهم و هجدهم مارس سال 2014 از سوي دانشگاه مورسيا در كشور اسپانيا برگزار خواهد شد. نه تنها سخنراني‌هاي جالب و مهمي برگزار خواهد شد، بلكه كارگاه‌هايي دارد، جلسات خودكاوي و خودشناسي ـ يا به اصطلاح شرقي‌ها: مراقبه و مدي‌تيشن برگزار خواهد شد. معروف‌ترين سخنرانان اين سمينار عبارت‌اند از: پروفسور ديويد فينكل اشتاين، استاد برجستة دانشگاه شيكاگو.  //  دكتر ساراسوير، استاد معروف فلسفه و اخلاق در دانشگاه ساسكس.

كنفرانس آسيايي دربارة اخلاق ـ دين ـ فلسفه
اين كنفرانس در شهر اوزاكاي ژاپن برگزار مي‌شود و از 27مارس تا 30 مارس سال 2014 ميلادي ادامه خواهد يافت. اين سمينار، يك همايش آموزشي و تحقيقاتي است و عمدتاً بر جنبه‌هاي ديني و اخلاقي تكيه خواهد داشت تا فلسفه. درباره فلسفه و تكنولوژي‌ و رابطه آن‌ها با يكديگر، فلسفه و مطالعات صلح، اخلاق در آموزش، اخلاق، قانون و عدالت، فلسفه تطبيقي، دين تطبيقي، دين و مطالعات صلح، اخلاق و دين و فلسفه و ارتباط تمام آن‌ها با آموزش، و سرانجام فلسفه و فرهنگ و زبان و دين به عنوان امكانات تعميق فرهنگ انساني و بهبود روابط ميان انسان‌ها. بجز اين سمينار، اوزاكاي ژاپن، سمينار مفيد ديگري نيز برگزار خواهد كرد.

در جست و جوي فضا هاي گمشده

کتاب جديدي از دکتر شايگان به تازگي منتشر شده که مورد توجه اهالي فرهنگ قرار گرفته است. رونمايي از کتاب “در جست‎ و جوي فضا هاي گمشده” تازه ‎ترين اثر ايشان عنوان صد و چهل و ششمين شب از شب هاي مجله بخارا بود که با همکاري مؤسسه فرهنگي اجتماعي ملت و نشر فرزان روز عصر يکشنبه ه دي ماه در تالار اجتماعات فرزان روز در شمال تهران برگزار شد. اين نشست با حضور برخي از چهره هاي فرهنگي معاصر همچون بهاء الدين خرمشاهي، حافظ پژوه، کامران فاني، مترجم و ويراستار، محمد منصور هاشمي، عضو هيات علمي دانشنامه جهان اسلام، مصطفي ملکيان، پژوهشگر حوزه ديني و فلسفي، عباس کيارستمي، فيلمساز و ايرج کلانتري، نقاش، همراه بود. آثار دکتر شايگان از سوي بسياري از محافل علمي و فرهنگي مورد توجه قرار گرفته به طوري که بيش از نيم قرن است که دکتر شايگان با نگاه تاريخي ـ فلسفي و گاه عرفاني خود واقعيت هاي پيچيده و گاه متناقض دوران معاصر و جامعه ايران را با تجربياتي که از زندگي و تحقيق در کشور هاي گوناگون آموخته، نمايانده است. چهل و پنج سال پيش کتاب “آسيا در برابر غرب” را دکتر شايگان منتشر کرد و اکنون به “نگاه شکسته” و “افسون ‎زدگي” رسيده است. سرانجام بخشي از ايده هاي شايگان در زمينه مسائل هنري اعم از نقاشي، عکاسي و معماري و فلسفه هنر در کتابي که شب گذشته با عنوان “در جست و جوي فضا هاي گمشده” ناميده مي شود رونمايي شد.
آثار دکتر شايگان در يک حوزه پژوهشي معين نبوده است ولي در هر زمينه اي که کار کرده، آثار درخشاني خلق کرده است. اگر به معماري پرداخته، بهترين ها را براي معماري ايران و فاجعه ‎اي را که براي آن پيش آمده نوشته است. شهرت دکتر شايگان در داخل ايران شکل ديگري از آثار او را مي ‎نماياند، ولي در خارج از ايران در درجه اول ناشي از شناختي است که وي بسيار موشکافانه در مفهوم‎ سازي هايي براي درک والاتر از وضعيت انسان در جهان کنوني به دست مي‎دهد و در وهله دوم تبيين مسئله ايران و کشاکش سنت و مدرنيته است. بهاءالدين خرمشاهي حافظ شناس معاصر ايران در بخشي از سخنانش با اشاره به نزديکي شخصيت شايگان با حافظ گفت : “ايشان وارثِ جام جم‎ اند. جامي که حافظ هم وارثش بود. و از سه هزار سال اساطير ايراني گرفته بود و زنده کرده بود و خودش هم اين جامِ جهان بين را داشت. کل ديوان حافظ يک نگرش جهان نگرانه اسطوره اي، تاريخي، فراتاريخي، حِکمي و همه گونه است. و با آن که استاد شايگان کتابي درباره حافظ ننوشته‎اند، ولي مقالات و حتي اشاراتي بسيار بسيار ارزشمند درباره حافظ دارند، اگر چه شايد پنجاه کلمه باشد”. وي در ادامه سخنش اين پرسش را طرح کرد “آيا آقاي دکتر شايگان فيلسوف هستند؟ بدون شک. اما حوزه شان فلسفه محض نيست. حوزه مورد نظر ايشان بيشتر فلسفه هاي مضاف و بينا رشته اي است که حوزه مطالعات و پژوهشهاي وي است. داريوش شايگان را بسياري به عنوان فيلسوف معاصر ايراني قلمداد کرده اند. غالب آثار شايگان به زبان فرانسه و در حوزه فلسفه تطبيقي است. غير از آن او رماني با عنوان “سرزمين سراب ‌ها” به زبان فرانسه منتشر کرد که برنده جايزه انجمن نويسندگان فرانسوي در سال هههه شد و تاکنون به فارسي ترجمه نشده است. در ادامه اين جلسه رونمايي نوبت به مصطفي ملکيان رسيد. وي درباره داريوش شايگان و انديشه‎ هايش به ايراد سخن پرداخت و با اشاره به اين نکته که در آثار دکتر شايگان تا آن جايي که من مطالعه کرده‎ام، ما توصيف از وجوه فرهنگي جامعه جهاني و جامعه ايراني مي بينيم، گفت: “توصيف هاي فراواني از هر دو فرهنگ، چه فرهنگ ايراني و چه فرهنگ جهاني، چه فرهنگ شرق و چه فرهنگ غرب در اين آثار هست. بدين لحاظ مي ‎شود از دکتر شايگان به عنوان يک فيلسوف فرهنگ نام برد”.
دکتر ملکيان در بخشي ديگر از سخنان خود چنين ادامه داد: “به نظر من دکتر شايگان يک “نسبي ‎انگار” و در عين حال يک “مطلق گراست”. يعني به لحاظ انديشگي و به لحاظ معرفتي همه چيز را در يک نسبيتي غوطه ‎ور مي ‎بيند اما به لحاظ عاطفي و حسي و هيجاني از اين نسبيت خوشش نمي آيد و دنبال نوعي مطلق است. به تعبير ديگري در عين حال که شديدا خواستار اين است که در جايي مطلقي وجود داشته باشد که بشود دستاويز من و تو باشد اما در عين حال به لحاظ معرفتي يک چنين مطلقي نمي بيند و همه چيز را دستخوش نوعي تتبع، تنوع، سيلان و دگرگوني و بي‎ ثباتي و بي‎ قراري مي‎بيند. ولي آرزوي چنين مطلقي را در آثار ايشان مي‎ توانيد ببينيد” . سخنران بعدي اين رو نمايي کامران فاني بود که از تفاوت ميان جستار نويس و مقاله‎ نويس سخن گفت و کتاب “در جست ‎و جوي فضا هاي گمشده” را مجموعه جستار هايي توصيف کرد که به نوعي درباره يک موضوع خاص از ديدگاه شخصي و روايت فردي و تجربه زيستي مولف است.
شايگان با طرح مسئله‌هايي نطير “شرق و غرب”، “تجدد و خاطره ازلي”، “گفتگوي فرهنگ‌ها”، “مواجهه سنت‌ها با شرايط مدرن”، “هويت‌هاي فرهنگي پيراموني و جهاني شدن”، “افسون‌زدايي و افسون زدگي” و با خلق مفاهيمي مانند “موتاسيون تاريخي- فرهنگي”، “توهم مضاعف”، تعطيلات در تاريخ”، “اسکيزوفرني فرهنگي”، “هويت چهل‌تکه” و “تفکر سيار” بخشي از تاريخ انديشه ما را رقم زده ‌است. محمد منصورهاشمي سخنران بعدي اين مراسم بود. وي طي سخناني در توصيف اين کتاب اظهار داشت: “کتاب اخير استاد داريوش شايگان اثري است درباره هنر يا به عبارت دقيقتر اثري است تکوين يافته در حال و هواي هنر و آثار هنري. شايگان متفکر است و نگاه متفکر با امور و اوضاع و اشياء به گفتگو مي‎ نشيند و به آنها بُعد مي ‎دهد. در اين کتاب آنچه مجال اين گفتگو و ژرف نگري را فراهم آورده نه سياست و اجتماعيات که هنر بوده است و اين تناسب تام دارد با نحوه نگاه شايگان و شيوه نگارش او و بخش قابل توجهي از دغدغه هاي فرهنگي اش”. عنوان کتاب که برگرفته از يکي از مقالات مشهور آن است در اصل تلميحي دارد به رمان بزرگ مارسل پروست: در جستجوي زمان از دست رفته يا گمشده. کتاب شايگان در جستجوي مکانهاي از دست رفته و گمشده است و البته مکانها و اشياء ظرفي است براي رها شدن زمانهاي پنهان در آنها. در پايان اين نشست دکتر شايگان درباره نگارش اين کتاب سخن گفت. وي با اشاره به اين نکته که بيشتر مقالاتي که در اين کتاب گردآوري شده‎ اند، در اصل به زبان فرانسه به نگارش درآمده و طي دهه ‎هاي اخير در مجلات و مجموعه‎ هاي مختلف فرانسه زبان به چاپ رسيده‎اند، گفت: “برخي ديگر مستقيماً به زبان فارسي به رشته تحرير درآمده ‎اند. از جمله مقاله “هاله بازيافته” که درباره زنده ياد بهمن جلالي است و مقاله آيدين آغداشلو که به دو زبان فارسي و فرانسه نوشته شده. شماري از مقالات را شخصا از زبان فرانسه به فارسي برگردانده ‎ام، که مقالات پاريس ، شهر جهاني، و ابوالقاسم سعيدي از آن جمله‎ اند”. دکتر شايگان با اشاره به اين نکته که خيلي به دومنتين علاقمندم اظهار داشت: ” اين مقالات با کس ديگري هم مرتبط است، با بودلر. من شاعر نبودم اما شاعران را خيلي دوست دارم. البته شاعران ايران که معلوم است، خيام و حافظ و مولوي و اخيرا هم خيلي به سعدي علاقمند شده ‎ام که يکي از بزرگان ماست و من معتقدم به او بي ‎انصافي شده و تحت الشعاع ديگران قرار گرفته است”.
در پايان اين مراسم، سيد آرش شهرياري، آهنگساز و نوازنده تنبور و علي گرامي، نوازنده سازهاي کوبه‎اي به اجراي قطعات و غزلي از حافظ پرداختند.

عارفي در قامت مجاهد
نخستين همايش شيخ صفي الدين اردبيلي 16 دي ماه با سخنراني کوتاه رئيس، سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، دكتر اسحاق صلاحي، آغاز شد. وي با اشاره به اين نکته که هدف ما از اين همايش پاسداري از تفكر اصيل شيعه است،  اشاره اي به زندگي شيخ صفي الدين اردبيلي کرد و گفت: اين عارف در 650 هجري قمري در روستا به دنيا آمد و به تعبير مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ايشان عارف مجاهدات 700 تا 735 هجري قمري در ميدان مبارزه در ايران بود. وي افزود: در عرصه تاريخ ابهاماتي است كه از بركات اين جلسه اين است كه با نقد و نظرات پژوهشگران با ميراث كهن آشنا مي شويم و نقاط تاريك روشن مي شود. وي با اشاره به نقش شيخ صفي الدين اردبيلي در عصري كه انديشه سياسي و مكتب ديني پاسخ گو نبود گفت: وي تفكري را كه در گوشه عزلت داشت، در حكومت وارد مي كند و حكومت شيعي پشتوانه حكومت مي شود. دكتر صلاحي ادامه داد: تعبير رهبر معظم انقلاب از شيخ صفي الدين اردبيلي در اين خصوص كه وي يك عالم، يك عارف، يك مفسر و يك محدث بود، اين است كه وي نه به چله نشيني صرف و ذكر كه سيره عملي است، پرداخت و نه عرفان نظري را جستجو كرد، بلكه هر دو را جمع كرد.
در ادامه اين همايش دکتر غلامرضا اعواني رئيس انجمن بين المللي فلسفه اسلامي، به ايراد سخن پرداخت. وي برگزاري چنين همايشي را هر چند قدري ديرهنگام، ولي مهم توصيف کرد و افزود: در زمينه احياء فرهنگ تشيع کسي مانند شيخ صفي الدين اردبيلي تأثير خود را برجاي نگذاشت و ما در زمانه حاضر نيازمند شناخت مسير حرکت وي هستيم. رئيس انجمن بين المللي فلسفه اسلامي در ادامه با طرح سوألي در زمينه چرايي عظمت شيخ صفي الدين اظهار داشت: شيخ صفي الدين و خاندان صفويه وعده هاي خداوند را به ظهور رساندند و آنچه که رسول خدا (ص) بر آن تأکيد کرده بود که همانا محبت اهل بيت بود، احياء کردند. در جايي که پيامبر فرمودند که من اجري از شما نمي خواهم جز محبت اهل بيت. دکتر اعواني در ادامه در معرفي خدمات شيخ صفي الدين اردبيلي و خاندان صفويه اظهار داشت: اين خاندان و سلسله صفويه چند اقدام مهم صورت دادند که احياء مذهب جعفري و شيعه اثني عشري، جمع بين ولايت و عرفان، توجه به علوم مختلف و احياء علوم و فنون که در اسلام بر آن تأکيد شده است. دکتر اعواني در پايان بر اهميت داشتن ايرانيان در کلام پيامبر تأکيد کرد و بيان داشت: پيامبر بارها فرمودند که سلمان از اهل بيت من است. وقتي که مي بينيم ما از فرزندان سلمان هستيم به اين جمله مي باليم و در جايي ديگر حديث معروف "علم اگر در ثريا باشد مرداني از ايران به آن دست مي يابند" بيان کردند که نشانگر اهميت اين سرزمين و مردمان آن و نقش بسيار مهمشان در ادوار آينده است.
سردار سرلشگر يحيي رحيم صفوي، دستيار و مشاور عالي نظامي مقام معظم رهبري، در اين سخنراني که در قالب يک پژوهش علمي با عنوان "تحليل تطبيقي دو رخداد فرهنگي ايران و تأثير آن بر ساخت قدرت سياسي و ساخت تمدن نوين ايراني و اسلامي" ارائه شد، بيان داشت: مطالعه تاريخ به ما مي گويد که انديشه عارفان واصل به اهل بيت (ع) به دليل توفيقات الهي، از گستره شعاع و بردي بي نظير برخوردار بوده و منشاء بروز و ظهور قدرت سياسي و فرهنگي و تمدن سازي مهمي در طول تاريخ ايران بوده است و از اين جهت حضرت امام خميني (ره) و شيخ صفي الدين اردبيلي به عنوان دو عارف نامي، داراي اين شاخصه بوده اند. دستيار و مشاور عالي نظامي مقام معظم رهبري در ادامه سخنان خود تصريح کرد: بروز و ظهور شيخ صفي الدين اردبيلي، با بروز و ظهور حکومت شيعي و تشکيل حکومت جمهوري اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني (ره)، قابليت تطبيق دارد و اين انطباق نکات مهمي را براي ما بازگو مي کند. وي ادامه داد: از جمله موارد مشابه در دو دوره صفويه و انقلاب اسلامي ايران، ايجاد حکومتي يکپارچه، داراي وحدت ملي و از نظر ايدئولوژي، بر اساس فرامين و دستورات اهل بيت (ع) و ولايت علوي، است. همچنين شکل گيري و ساخت هسته هويتي، که به توليد مدنيت و تمدن سازي نوين ايراني و اسلامي منتج شد و فضاهاي عمراني و معماري را توسعه بخشيد و باعث تبلور هنر ايراني شد نيز از جمله پيامدهاي ديگر اين دو حکومت بود. از سوي ديگر توسعه فرهنگ ژئوپلتيک و به اصطلاح توسعه نرم افزاري مکتب تشيع از منطقه خاورميانه به شمال آفريقا و تا هند و چين، از جمله دستاوردهاي مهم دو حکومت شيعي صفويه و جمهوري اسلامي ايران است.
دكتر سيد سلمان صفوي رئيس مركز مطالعات و تحقيقات شيخ صفي الدين اردبيلي و دبير علمي "نخستين همايش بين المللي شيخ صفي الدين اردبيلي" به ارائه گزارشي از اين همايش پرداخت. وي در بخشي ديگر از سخنان خود با اشاره به هدف اين همايش آن را پيوند نسل قديم و جديد پژوهشگران عرفان و تصوف اسلامي معرفي كرد و افزود: آشنايي نسل جديد با ميراث افتخار اسلامي و تعاليم هدايت بخش مكتب ثقلين از اهداف اين همايش است.  صفوي با اشاره به تحليل ديدگاه مقام معظم رهبري درباره شيخ صفي الدين اردبيلي، بيان داشت: به تعبير مقام معظم رهبري دوران صفويه دوران طلايي ايران بعد از اسلام است. بحث شيخ صفي الدين بحث دارالارشاد است و كار صوفي گري نيست، بحث معنويت دين و معنويت شيعه و خاندان اهل بيت است.
دكتر بلخاري استاد داتشگاه تهران از ديگر سخنرانان اين همايش بود. دكتر بلخاري با اشاره به اين نکته که اميدوارم اين همايش طليعه اي باشد براي شيخ صفي الدين اردبيلي پژوهشي با اين نظر كه چگونه او توانست عرفان را از فرديت خارج كند و به عرصه جمعيت و دولت صفوي برساند، گفت : حقيقت عرفان خزيدن در پستوها و خانقاه ها و تصوف خانه ها نيست، بلكه حقيقت عرفان آن است كه فرد خود را فاني كند تا جمعيتي به رستگاري رسند كه جنبش و نهضت صفويه اين گونه بود. بلخاري با اشاره به فقدان نگره تحليل تاريخي به تحولات در ايران گفت: از جمله مسائل تمدن ايران اسلامي اين است كه در عين فربهي و بلند پروازي و ژرفايي عمق، فاقد نگره تحليل تاريخي است و چرايي هاي زيادي در تاريخ فلسفه و علم وجود دارد. اگر تمدني دانش هاي خود را در قلمرو فلسفه تاريخي و تحليل به تعمق و ارزيابي ننشيند، لاجرم ركود دستاوردهاي آن است. وي ادامه داد: ركودي كه 200 تا 300 سال در ايران وجود داشت، بر فلسفه ملاصدرا و شرح و حاشيه نويسي برآن گذشت تا ظهور فلسفه ديگر. مي توانيم متناسب با اين همايش از عرصه عرفان يك گزارش گونه با اين نگره تحليلي ارائه دهيم.
اين استاد دانشگاه تهران حكومت صفويه را اولين حكومت پس از ايران باستان دانست كه تمدن اسلامي و ايراني را با هم تجميع كرد و افزود: شيخ صفي الدين از دل تصوفي كه جمعيت گريز است، يك جمعيت را ساماندهي كرد. بلخاري در بخش ديگري از سخنان خود به ويژگي هاي شيخ صفي الدين در زندگي و تعاليمش اشاره كرد و افزود: وي حكومت را مبناي صلاح جامعه معرفي مي كند و از دل عرفان جمعي، حكومت شيعي و سياسي قدرتمند تاسيس مي شود. وي با اشاره به شباهت بين نهضت شيخ صفي الدين اردبيلي و نهضت امام خميني (ره) ادامه داد: صفويه اولين دولتي است كه تمركز در ايران را به وجود آورد و با نگاهي به نهضت امام خميني پي مي بريم كه عرفان حضرت امام نيز از ايشان جدانشدني نبود و توانست حكومتي شيعي مقتدري را در عصر حاضر به سرانجام برساند. وي جمع عرفان و سياستي را كه در تمدن هاي ديگر شايعه است، در اين تمدن اصل قرار داد. دكتر بلخاري در پايان گفت: عرفان جريانات اجتماعي ايران را تلطيف كرد و از دلش صفويه بيرون آمد كه البته پايانش به مانند آغازش شفاف و روشن نبود.

الهيات مسيحي به روايت مك‌گراث

انتشارات دانشگاه اديان و مذاهب اخيراً كتابي از آليستر مك‌گراث با عنوان «الهيات مسيحي» روانه بازار نشر كرده كه به همت بهروز حدادي روي پارسي به خود گرفته‌ است. نويسنده اين اثر، استاد الهيات تاريخي دانشگاه آكسفورد است كه در كنار جان هيك و نينيان اسمارت از پژوهشگران صاحبنام انگليسي در حوزه دين‌پژوهي به‌شمار مي‌رود. او صاحب بيش از 40 اثر در زمينه‌هايي چون الهيات، تاريخ و علم و دين است. كتاب‌هاي الهيات علمي، الهيات تاريخي، مقدمه‌اي بر تفكر اصلاح ديني از جمله تأليفات پرمخاطب اوست.
كتاب «درسنامه الهيات مسيحي» مك‌گراث به عنوان كتاب درسي شهرتي جهاني دارد و تاكنون به ويرايش پنجم رسيده است. جالب است كه بدانيد او در دوره‌اي از زندگي‌ خود تجربه الحاد را داشته از اين رو وقتي به دين گرايش پيدا كرد، قلمش ويژگي صحبت با ملحدان و هدايت آنان به دين را يافت و به اين اعتبار به عنوان چهره‌اي منحصر به فرد در دين‌پژوهي معاصر غرب شناسانده شد و از همين رو منتقدان بسياري پيدا كرد. منتقدان مك‌گراث بر عدم تسلط‌ او به تاريخ فلسفه غرب به عنوان نقطه ضعف‌ آثارش تأكيد مي‌گذارند و از قضا كتاب «الهيات مسيحي» گواه خوبي بر اين مدعاي ناقدان است. اين كتاب با وجود اين كه اثري است تخصصي اما مؤلف فرض را بر اين گذاشته كه مخاطبش حداقل آشنايي را با بحث دارد و از اين رو با مباني و مقدمات آغاز كرده و كوشيده در چارچوب معيارهاي علمي و تعليمي، از مهم‌ترين مسائل الهيات مسيحي تبييني منصفانه و عالمانه به‌دست دهد. اين كتاب ماحصل بيش از دو هزار تقرير از آموزه‌هاي دين مسيحيت توسط جمعي از الهي‌دانان و موحدان مسيحي است و به معرفي متفکراني مي‌پردازد که الهيات مسيحي را در طي قرن‌ها شکل دادند. مركز فرهنگي شهر كتاب، نشست اخير خود را به نقد و بررسي اين اثر با حضور مترجم و منتقداني چون دكتر شهرام پازوكي و دكتر همايون همتي اختصاص داد. دکتر پازوکي، استاد فلسفه و عرفان و عضو مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران، کتاب و «الهيات مسيحي» را مناسب‌ترين کتاب در زمينه مباحث الهيات مسيحي در کشور دانست و از آن رو که کتاب با تاريخچه‌اي از مسيحيت آغاز مي‌شود، او هم مقدمه بحث خود را به ارائه تاريخچه‌اي از ادوار مسيحي اختصاص داد و گفت: «مسيحيت ذاتاً ديني عرفاني يا به عبارت اسلامي، ديني طريقتي است و اگر ثلاثي مشهور عرفا شريعت، حقيقت و طريقت را در نظر بگيريم، مي‌توان يهود را شريعتهمحور، مسيحيت را طريقت محور و به يک معنا اسلام را حقيقت محور دانست، چرا که عرفان محوري مسيحيت، کاملاً درتاريخ الهيات مسيحي مشهود است.» با کم‌رنگ شدن ابعاد عرفاني و طريقتي مسيحيت به تدريج بعد نظري آن قوي‌تر شده و به عبارتي بعد روحاني آن به بعدي کلامي نزديك مي‌شود. دكتر پازوكي در اين زمينه به اين نكته اشاره كرد كه هيچ ديني چون مسيحيت در مباحث کلامي و عقيدتي بحث نکرده و اينجاست که الهيات مسيحي از بعد عملي به بعد نظري حرکت مي‌کند. آن زمان که مباحث عرفاني را با اصول کلامي طرح مي‌کنيم، ابهاماتي همچون تثليث به وجود مي‌آيد. به تعبيري تئولوژي مسيحيت را مي‌توان تاريخ تبديل يک سنت ديني قوي عرفاني، به يک سنت کلامي دانست. پافشاري بر «نظر» تا آنجا پيش مي‌رود كه باعث انتقاد خود مؤلف هم مي‌شود و او هم بر اتمام مباحثي همچون تثليث تأکيد مي‌گذارد و مي‌گويد بايد به بعد عملي پرداخت كه به اعتقاد پازوکي، اين در واقع نوعي واكنش «عمل» در برابر «نظر» است. اما در دوره اصلاح ديني که در واقع مي‌توان دغدغه خود مک‌گراث را هم در اين مقوله جاي داد، مسأله اين که در کنار حفظ عقايد ديني مسيحيت، چه بر سر واقعيت‌هاي دنياي مدرن مي‌آيد؟ موضوعي قابل طرح است. پازوکي در ادامه علي‌رغم ادعاي کتاب که در مقدمه بيان شده بود و کتاب را براي افرادي که الهيات مسيحي نمي‌دانند، مفيد معرفي کرده بود، گفت: «اتفاقاً اين کتاب براي کسي که الهيات مسيحي مي‌داند و مسيحي است، مناسب است، چراکه ذهنيتي از مسائل مسيحيت دارد اما براي مخاطبان مسلمان، به اعتقاد من خيلي هم تخصصي است. با اين حال اين کتاب در دوره‌اي فروش بالايي در جهان داشته و همين نشان مي‌دهد افرادي که مي‌خواهند پيرامون الهيات مسيحي آگاهي داشته باشند، زيادند.» وي درباره ترجمه کتاب هم افزود: «کماکان جلد اول را مي‌پسندم و به اعتقاد من، جلد دوم هنوز پختگي کامل را ندارد و به يکسري ويرايش ها نياز دارد.» در ادامه اين جلسه، دکتر همتي هم ضمن تأکيد بر نگاه تاريخي حاکم بر جلد اول، آن را از مهم‌ترين آثار مگ‌گراث دانست و درباره محتواي جلد دوم گفت: «جلد دوم از خداي شخص‌وار حرف مي‌زند و از آنجا يکباره به الهيات فمنيستي وارد مي‌شود، علي‌رغم اين که الهيات فمنيستي گستره مفهومي وسيعي دارد، به اشاراتي گذرا اکتفا کرده و حتي پيرامون آراي انديشمندان برجسته اين حوزه هم بحثي ارائه نمي‌کند.» وي تأکيد بر تفسيرهاي مفصل از مباحث آموزه‌هاي مسيحي و آيين‌هاي مقدس، از جمله بحث تثليث را بيهوده تلقي کرد. اين در حالي است که به اعتقاد او مک‌گراث به مباحث معاصري که الهيات مسيحي با آن دست به گريبان است ازجمله الهيات زيستهمحيطي اصلاً نپرداخته‌ است. مترجم کتاب هم در پايان نشست ضمن پذيرش انتقادهاي وارد شده از تلاش براي چاپ کتاب با ملاحظات گفته شده آن هم در يک مجلد که راحت‌تر در اختيار مخاطبان قرار گيرد، خبر داد.

جايزه دکتر کاردان به دکتر داوري رسيد
آيين اهداي چهارمين جايزه علمي استاد دکتر علي‌محمد کاردان و بزرگداشت فيلسوف معاصر دکتر رضا داوري اردکاني، صبح روز دوشنبه هه دي ماه، در تالار کوثر دانشکده روان‌شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران برگزار شد.  در اين مراسم که با حضور علي جنتي وزير ارشاد اسلامي، دکتر علي اصغر فاني، وزير آموزش و پرورش، دکتر علي اکبرصالحي، رنيس سازمان انرژي اتمي، دکتر علي شريعتمداري، عضو شوراي انفلاب فرهنگي، خانواده استاد فقيد و جمع کثيري از اساتيد و دانشجويان دانشگاه و دست اندرکاران عرصه روان‌شناسي و علوم تربيتي برگزار شد، تنديس ويژه جايزه دکتر کاردان به پاس تقدير از بيش از نيم قرن خدمات علمي به دکتر رضا داوري اردکاني اهدا گرديد.  در اين مراسم دکتر محمدرضا عارف، رئيس گروه مهندسي فرهنگستان علوم، آيت الله سيد مصطفي محقق داماد، رئيس گروه معارف اسلامي فرهنگستان علوم، دکتر هادي بهرامي احسان، رئيس دانشکده روان‌شناسي و علوم تربيتي، دکتر مجيد صفاري نيا، رئيس انجمن روان‌شناسي اجتماعي و مهندس محمد کاردان، فرزند زنده ياد دکتر کاردان سخناني پيرامون شخصيت علمي و فرهنگي دکتر عليمحمد کاردان و دکتر رضا داوري اردکاني ايراد نمودند.  در بخش جايزه براساس اعلام هيئت داوران، دکر مسعود کبيري، حائز رتبه اول و تنديس طلايي جايزه علمي دکتر کاردان شد. «کاربرد سنجش‌شناختي تشخيصي به منظورتعيين مهارت‌هاي کسب شده علوم تجربي در دانش آموزان پايه تحصيلي هشتم ايران بر اساس داده‌هاي تيمز هههه» عنوان رساله دکتري اين دانش آموخته دانشگاه تهران است. هيئت داوران همچنين رساله دکتر عذرا شالباف از دانشگاه پيام نور را با عنوان «مطالعه وتحليل مبناي انسان‌شناسي و ارزش‌شناسي آموزش از دور» حائز رتبه دوم و تنديس طلايي جايزه دکتر کاردان اعلام کرد. علاوه بر اين لوح تقدير چهارمين جايزه علمي دکتر کاردان به دکتر زهره رافضي از دانشگاه علامه طباطبايي و دکتر اکبر فرجي ارمکي از دانشگاه شهيد بهشتي تعلق گرفت.  موسسه روان‌شناسي و علوم تربيتي دکتر کاردان (دانشگاه تهران) با همکاري سازمان نظام روان‌شناسي و مشاوره جمهوري اسلامي ايران و انجمن روان‌شناسي اجتماعي، هر ساله مراسم اعطاي جايزه علمي دکتر کاردان را در حمايت از پژوهش‌هاي نوآورانه در حوزه‌هاي روان‌شناسي و علوم تربيتي برگزار مي‌کند.


مناسك و شعائر ديني
نشستِ رونمايي از تازه‌ترين اثر علي طهماسبي، پژوهش‌گر عرصه دين، با عنوان «حج؛ از مناسك نوزايي تا فرايند فرديت»، هفدهم دي‌ماه به همّت انتشارات يادآوران و همكاري خانه فرهنگ سيمرغ برگزار شد. كتابِ «حجّ» علي طهماسبي كه حاصل بازگويي تجربه وي از سفري به گفته او ناخواسته است، در سه بخشِ "زائر، نوزايي و فرايند فرديت" نگارش يافته است. در ابتداي اين نشست، دكتر حسن محدّثي به عنوان نخستين ميهمان مراسم، فهم خود از اين اثر "تأويل‌گرايانه"‌ را حركت از امر واقع و تجربه زيسته‌ي نويسنده به دنياهاي ممكن معاني خواند و طرح حاكم بر كليت كتاب را، تلقي حج به عنوان فرصتي براي يك «تولّد دوباره» يا «فرديت» توصيف كرد، كه در مجموع اثري ديني- ادبي را پديد آورده است. امير يوسفي ديگر ميهمان اين نشست نيز، پروژه علي طهماسبي را «ايمان» و كتاب حج وي را تلاشي در جهت «نو‌كردن ايمان» ارزيابي كرد كه با نگاهي اگزيستانسياليستي عرضه شده است. وي با اشاره به  «متن‌گرا» بودنِ اين روايت وجودي در كتاب «حج»، كشف پويايي و استمرار متن مقدّس را از نكات مورد نظر نويسنده دانست. سخنران اصلي اين مراسم امّا، «مصطفي ملكيان» بود كه طبع و نشر اثر را واجد آموزندگي‌هاي بسيار دانست. ايشان با ذكر آنكه كتاب «حجّ» علي طهماسبي، ادامه‌ گونه‌ ادبي رايج (حج‌نامه نويسي) در نواحي مختلف جهان اسلام به شمار مي‌رود، از "خسي در ميقات" جلال آل‌احمد و  "حج" علي شريعتي به عنوان نمونه‌هاي خوب اين‌گونه‌ سفرنامه‌ها ياد كرد كه صبغه‌ خاصِ «شخصيت و منش» نويسنده را بر خود دارد.  با اين مقدمه، استاد ملكيان به طرح پرسشي پرداختند كه به اعتقاد ايشان، روشنگر مواجهه‌هايي از اين دست خواهد بود؛ اينكه: « مناسك و شعائر ديني اساساً چه كاركردهايي دارند؟»، براي فرد و اجتماع چه مي‌كنند؟ و سبب استمرار آنها تا به امروز چيست؟ چرا كه استمرار آنها ظاهراً رهين اين كاركردها بوده است.ملکيان بحث خود را به جنبه‌هاي فردي يا به تعبير بهتر كاركردهايِ فردي نيايش و به جا‌آوردن و گزاردن مناسك و شعائر منحصر کرد و گفت : شخصيت و منش هر انساني از 5ساحت تشكيل شده است، سه ساحت اول را "ساحت‌هاي دروني"، و دو ساحت آخر را "ساحت‌هاي بيروني" مي‌ناميم. اينكه هريك از ما جنبه‌‌اي بي‌همتا و جانشين‌ناپذير داريم به واسطه آن است كه ما در اين 5ساحت با يكديگر فرق داريم. سه ساحت دروني عبارتند از: 1) ساحت عقايد و باورها: يقين ها، ظن‌ها، شك‌ها، حدس‌ها، تخمين‌ها، برآوردها، استدلال‌ها و ... همه ساحت اول انسان را نشان مي‌دهند. 2) ساحت احساسات و عواطف و هيجانات: عشق‌ها، نفرت‌ها، دوستي‌ها، دشمني‌ها، آرامش، تشويش، دل‌نگراني ‌و دغدغه‌ها، اميدها، نااميدي‌ها، شادي‌ها، اندوه‌ها، خشم‌ها، خشنودي‌ها، ترس‌ها، وحشت‌ها و خلاصه هرچيز كه در وجود ما با آمال سروكار پيدا مي‌كند با «لذّت و ألم»، يعني رامش از سويي و درد و رنج از سوي ديگر... جنبه‌هاي احساسي، عاطفي، هيجاني‌ انسان در ساحت دوم او را نشان مي‌دهند.‌ 3) ساحت اراده و خواست‌ها: اهداف، آرمان‌ها، انگيزه‌ها، مقاصد و مطلوب‌هاي انسان، ساحت سوم دروني انسان را نشان مي‌دهند. علاوه بر اين سه، انسان واجد دو ساحت بيروني نيز هست: 1) ساحت گفتار 2) ساحت كردار اين پنج ساحت، شخصيت و منش منحصر به فرد "تو، او و من" را مي‌سازند. از سوي ديگر، هر انساني در «لحظات به هنجار يا متعارف آگاهي» خود (به تعبير روانشناسان) در حال يكي از اين چهار ارتباط است: يا در حال ارتباط با "خدا"، يا در حال ارتباط با "خود"، يا در حال ارتباط با "انسان‌هاي"ديگر، و يا در حال ارتباط با "طبيعتِ" پيراموني خود است. ملکيان با اشاره به اين نکته که اين ارتباطات «مانعه الخُلُو» هستند ولي «مانعه الجمع» نيستند گفت: يعني ممكن است كه در يك لحظه دچار دو، سه يا چهار مورد از اين ارتباطات باشيم اما اينكه لحظه‌اي باشد كه دچار هيچ يك از اين 4ارتباط نباشيم امكان پذير نيست. البته اينكه ما لااقل در حال يكي از اين چهار ارتباط باشيم، به شرايط «به‌هنجار آگاهي» انسان بستگي دارد. (حالتي كه در آن يكي از اين چهار ويژگي را دارا باشيم: اولاً، زنده باشيم و نه مرده، ثانياً، بيدار باشيم و نه خفته، ثالثاً، هوشيار باشيم و نه در حالت إغما،كما يا بيهوشي و رابعاً، مست لايعقل نباشيم.)علاوه بر اين يك حالِ «به‌هنجارِ آگاهي» نيز وجود دارد. روانشناسان گاه به 18، گاه به 19، گاه به20 و گاه به 21 حال «نابه‌هنجارِ آگاهي» نيز اشاره كرده‌اند. مثلاً وقتي كه در خوابيم، در حال رويا ديدنيم، در حال هيپنوتيزم شدنيم، مبتلا به صرعيم، در حال كشف و شهوديم‌ و ...، همه‌ي اين‌ها حالات نابه‌هنجار آگاهي آدمي هستند. و در اينجا نابه‌هنجار تنها يعني «نامتعارف»، و غير از اين، ارزش‌داوري منفي به همراه ندارند.انسان در شرايط به‌هنجار آگاهي، با «پنج ساحت» خود در مواجهه با اين «چهار» طرف مي‌تواند 20قسم ارتباط داشته باشد. يعني با "خدا" 5قسم، با  "خود"5قسم، با "انسان‌هاي" ديگر 5قسم و با "طبيعت" پيراموني خود نيز 5قسم رابطه را ترتيب دهد. در بحث ما امّا، صرف‌نظر از سه طرف ارتباط ديگر، تنها از ارتباط با "خدا" سخن مي‌رود. چرا كه در اينجا سخن از نيايش و مناسك و شعائر است كه در آن ما با "خدا" رابطه برقرار مي‌كنيم؛ گاه رابطه‌اي عقيدتي، گاه رابطه‌اي احساسي، عاطفي، هيجاني، گاه رابطه‌اي از مقوله خواست، گاه رابطه گفتاري و گاه رابطه‌اي كرداري.
وي در ادامه گفت : روانشناسان امروز، گاه از سه ساحت دروني آدمي به «ذهن»  و از دو ساحت بيروني به «رفتار» تعبير مي‌كنند. از اين رو ديده مي‌شود كه در كتاب‌هاي درسي، "روان‌شناسي" را به عنوان «علم مطالعه و تحقيق در باب "ذهن" و "رفتار"» تعريف مي‌كنند. كه ذهن و رفتار در اينجا به آن 3ساحت دروني و 2ساحت بيروني اشاره دارد. من نيز در اينجا براي رعايت اختصار در بيان از اين تعابير استفاده مي‌كنم و مي‌گويم: پس ما در مناسك و شعائر، و در حالت نيايش با خدا، گاه ارتباط ذهني (عقيدتي يا احساسي- عاطفي- هيجاني، يا ارادي) داريم و گاه ارتباط رفتاري (گفتاري يا كرداري).  با اين توضيحات، اكنون براي بررسي كاركردهاي نيايش بايد گفت كه مخاطب نيايش آدمي را به هرنامي (چه خدا، چه هستي، چه جانِ جهان) بخوانيم در ناحيه "ذهني" چهار كاركرد، و در ناحيه "رفتاري" پنج كاركرد دارد. چنان‌كه اين سنجه، بنا به رأي پژوهشگران روانشناسي‌دين درست باشد در اين بررسي مي‌توانيم دريابيم كه نيايش‌هاي ما تا چه حد معنادار يا بي‌معناست. هر چه اين 9كاركرد كمتر در نيايش من حضور داشته باشند، نيايش من بي‌معناتر، بي‌وجه‌تر، عبث‌تر و به‌گزاف‌تر است و هرچه اين 9كاركرد حضور قوي‌تر، شديدتر و عميق‌تري داشته باشد نيايش من يا اساساً مناسك و شعائري كه به جا آورده مي‌شود، معنادارتر خواهد بود.

ملاحظات سياسي دست تاريخ‌نگار را مي‌بندد
نشست «نقد کارنامه تاريخ‌نگاري دکتر منصوره اتحاديه» از سلسله نشست‌هاي گروه روش‌شناسي و تاريخ‌نگاري پژوهشکده تاريخ اسلام با حضور منصوره اتحاديه، تاريخ‌نگار دوره قاجاريه، سيمين فصيحي، تاريخ‌پژوه، زهرا قنبري، پژوهشگر تاريخ و داريوش رحمانيان، استاد تاريخ، در محل اين پژوهشکده برگزار شد. منصوره اتحاديه در اين نشست با بيان تجربياتي درباره زندگي و فعاليت‌هايش اظهار کرد: خانواده‌ام تاثير بسياري در علاقه‌مند شدنم به تاريخ ايفا کردند. در آن دوران با مطالعه رمان‌هاي تاريخي به‌ويژه کتاب‌هاي «الکساندر دوما» علاقه بيشتري به اين حوزه در ذهنم شکل گرفت. تاريخ درباره زندگي انسان‌هاي واقعي است اما رمان‌هاي تاريخي تخيلي هستند با اين حال بخشي از نوشته‌ها درباره ناصرالدين‌شاه نيز از تخيل نويسنده آن‌ها سرچشمه گرفته‌اند. سيمين فصيحي نيز در اين نشست با اشاره به کثيرالانتشار بودن منصوره اتحاديه،‌ اظهار کرد: اتحاديه علاوه‌بر نسبت با قاجار، از خاندان اتحاديه، تاجر بزرگ طرفدار مشروطه است و آثار تاريخي وي با اين نسبت‌هاي خانوادگي پيوند خورده‌اند. فردي که خود ريشه تاريخي دارد، موضوع‌هاي مجهول دوره معاصر را بررسي مي‌کند. شخصيت تاريخ‌نگار را پيش از مطالعه اثر بايد شناخت و اتحاديه از دل تاريخ درآمده است. اتحاديه مي‌گويد تابع هيچ مکتبي نيست و تاريخ را تکرارناپذير مي‌داند. تاريخ را سرگذشت انسان‌ها و علم معرفي مي‌کند. به همين دليل کار مورخ را کشف حقيقت بيان کرده و معتقد است تاريخ‌نگار معلم اخلاق نيست. اين استاد دانشگاه با بيان اين‌که اتحاديه در دو دوره زماني پهلوي و جمهوري اسلامي تاريخ‌نگاري کرده، ‌گفت: به نظر مي‌رسد اتحاديه در سنت «رانکه» تاريخ‌نگاري کرده و پا را فراتر از ويژگي‌هاي آن گذاشته است. در رويکرد پوزيتيويستي، توجه به سند، بي‌طرفي و کار سياسي ارزشمند شمرده مي‌شود و قضاوت ارزشي مردود است. واقعيت از ذهن مورخ مي‌گذرد اما اين‌که واقعيت چيست و چه حقيقتي پشت آن نهفته است، کمتر بررسي مي‌شود. آگاهي تاريخ‌نگار از محدوديت‌ها و امکانات کارش بر کيفيت آثار وي تاثير مي‌گذارد. کثيرالتاليف بودن اتحاديه در انتشار سند و زندگينامه‌نويسي دو بخش ارزشمند آثار وي به‌شمار مي‌رود. حجم کار و تنوع آثار اين پژوهشگر، فردي را که مي‌خواهد درباره وي تحقيق کند، دچار سردرگمي در ميان فعاليت‌هايش خواهد کرد. وي در ادامه افزود: نخستين گام مورخ، تهيه مواد اوليه تاريخي است و شناخت و انتشار آن‌ها کار ساده‌اي نيست که اتحاديه در نشر تاريخ ايران به اين کار همت گماشته است. توجه به تاريخ سياسي، تاريخ اجتماعي و تاريخ زنان از مهم‌ترين زمينه‌هاي فعاليت اين پژوهشگر تاريخ به‌شمار مي‌رود. نگارش تاريخ‌نگاري‌هايي درباره نجم‌السلطنه، عزت‌الدوله و تاج‌السلطنه مربوط به زنان نخبه دوره قاجار هستند که تدوين زندگينامه آن‌ها بر پايه منابع مردانه صورت گرفته است. زهرا قنبري در اين نشست با اشاره به بُعد اخلاقي منصوره اتحاديه گفت: اتحاديه، فردي خوش اخلاق، خوش سيرت و خوش زبان به‌شمار مي‌رود که حجم آثار وي در ميان مورخان زن بسيار بالاست. وي در تمام حوزه‌هاي تاريخ سياسي، اجتماعي، تاريخ محلي و حوزه تاريخ زنان آثاري را به رشته تحرير درآورده که با توجه ويژه به سند و سندخواني تدوين شده‌اند. امروز که بيش از 30 سال از تاسيس نشر تاريخ ايران از سوي اين پژوهشگر ارزشمند تاريخ مي‌گذرد، اسناد بااهميتي را منتشر کرده که خلأ سندي ايران را پر مي‌کند. اين پژوهشگر تاريخ به شاخصه آثار منصوره اتحاديه اشاره و اظهار کرد: در آثار سياسي، وي از اسناد خارجي و داخلي استفاده کرده که شامل اسناد وزارت امور خارجه، مجلس شوراي ملي و اسناد مربوط به انگليس مي‌شود. در تدوين بيوگرافي‌ها نيز از اسناد داخلي بهره برده است. در حوزه تاريخ اجتماعي، نگاهي بر اساس اسناد دارد و به مساله معيشت، طبقات اجتماعي و روزمرگي مردم اشاره‌هاي بسياري مي‌کند. رويکرد تاريخ سياسي وي که تز دکترايش نيز به‌شمار مي‌رود، درباره احزاب سياسي ايران در دوران مشروطه نوشته شده است. توجه به تاريخ محلي در کتاب «مناسبات تهران» اطلاعات ارزشمندي درباره اقتصاد آن دوران به‌دست مي‌دهد.

 


صفحه 4 از 4