مجله شماره 8

معرفي كتاب

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب

منيره پنج تني


درآمدي به فلسفه زبان
ويليام جي. لايکن
ميثم محمداميني
هرمس
چاپ اول: 1392
404 صفحه

ويليام جي. لايکن تحول مهم چهل سال گذشته را توجه فلاسفه زبان به دستور يا نحو صوري مي داند، البته بدان گونه که زبان شناسان نظري آن را صورت بندي مي کنند. او مي گويد: «نظر شخصي من اين است که چنين توجهي براي موفقيت در فلسفه ورزي در باب زبان حياتي است». از حدود سال 1980 برخي فيلسوفان زبان به فلسفه ذهن هم توجه کرده اند و برخي ديگر جستاري متافيزيکي در باب وجود يا عدم وجود رابطه اي ميان زبان و حقيقت را مد نظر قرار داده اند و کتاب هايي هم تأليف کرده اند اما  ويليام جي. لايکن راهي ديگر برگزيده است، او بر اين نظر است که «از ديد من کتاب هاي اين چنيني، علي رغم محاسن بسيار، هيچ يک فهم کافي از ساز و کارهاي مختص زبان يا مسائل محوري در خود فلسفه زبان به دست نمي دهند. اما اين کتاب بر اين ساز و کارها و اين مسائل تمرکز دارد. ص2» کتاب «در آمدي به فلسفه زبان» از چهار بخش کلي و چهارده فصل تشکيل شده است: اين بخش ها عبارتند از: مرجع و ارجاع، نظريه هاي معنا، کاربردشناسي و کنش هاي گفتاري، نيمه تاريک. ويليام جي. لايکن در فصل نخست با عنوان «معنا و ارجاع» به معناي  فاهمه و نظريه ارجاعي مي پردازد. «وصف هاي خاص» عنوان فصل دوم است و عناويني چون: لفظ هاي مفرد، مسئله ارجاع ظاهري به ناموجودها، مسئله جملات وجودي منفي، معماي فرگه در مورد اينهماني، نظريه وصف هاي راسل، ارجاع ظاهري به ناموجودات را در بر مي گيرد. دوازده فصل ديگر اين اثر عبارتند از: اسامي خاص: نظريه وصف، اسامي خاص: ارجاع مستقيم و نظريه علّي و تاريخي، نظريات سنتي معنا، نظريات کاربرد، نظريات روان شناختي: برنامه گرايس، نظريات شرط صدق: برنامه ديويدسن، نظريات شرط صدق، کاربردشناسي معنايي، کنش هاي گفتاري و توان گفت- کنشي، روابط در-بر-داشتي، استعاره. همچنين هر فصل دربردارنده چکيده، پرسش ها و منابع تکميلي است.

ايده هاي بزرگ براي
بچه هاي کوچک
توماس وارتنبرگ
نسرين ابراهيمي لويه
ناشر: شهرتاش
چاپ اول: 1390، 159 صفحه

ناشر کتاب «ايده هاي بزرگ براي بچه هاي کوچک» در سال  1386 از طريق واحد درسي 280 کالج مونت هولي يوک ميشيگان با دکتر توماس وارتنبرگ آشنا شد. ناشر پس از آشنايي با آثار اين نويسنده و پژوهشگر، اجازه چاپ اين کتاب را به زبان فارسي از ناشر اصلي مي گيرد. توماس وارتنبرگ نه تنها در اين اثر آموزش فلسفه و ادبيات کودکان را تلفيق مي کند بلکه روش آموزش «فلسفه براي کودکان» در مدارس ابتدايي را به روشني توضيح مي دهد. «بهره گيري از کتاب هاي ادبيات کودکان در آموزش فلسفه به کودکان مقوله تازه اي نيست و اين کار توسط افراد ديگري چون گرت متيوز و فيليپ کم نيز توصيه شده بود ولي عملياتي کردن اين پيوند سه گانه  (کودک، فلسفه، ادبيات کودکان) و آن را در قالب يک واحد درسي دانشگاهي براي دانشجويان کارشناسي ارشد فلسفه بردن از ابتکارات ايشان است که براي آموزش فلسفه براي کودکان در کشور ما نيز مي تواند الگو قرار بگيرد. ص 5» کتاب ايده هاي بزرگ براي بچه هاي کوچک از چهار بخش تشيکل شده است. مولف در بخش نخست با عنوان «آموزش فلسفه در مدارس ابتدايي» به مباحثي چون فيلسوفان ذاتي، من چگونه معلم فلسفه کودکان شدم، آموزش يادگيرنده محور، بازي ِ فلسفه مي پردازد. «آماده شدن براي تدريس» عنوان بخش دوم است و مباحثي شامل درس آشنايي با فلسفه در مدارس ابتدايي، آماده کردن طرح درس، اداره بحث فلسفي را در بر مي گيرد. بخش سوم اين اثر شامل داستان ها است.  مولف از هر داستاني با هدف آموزشي خاصي بهره مي گيرد که عبارتند از: اژدها و غول: آموزش اخلاق، فردريک، آموزش فلسفه اجتماعي و سياسي، کتاب مهم آموزش متافيزيک، جادوگر شگفت انگيز آز: آموزش فلسفه ذهن، درخت بخشنده: آموزش فلسفه محيط زيست، موريس موسه: آموزش معرفت شناسي، نافل باني: آموزش فلسفه زبان، هنر اميلي: آموزش زيبا شناسي. بخش چهارم با عنوان «سرانجام» به فعاليت هاي تکميلي پيشنهادي بعد از بحث هاي فلسفي و نتيجه گيري مي پردازد.

ترکان، اسلام و علوي گري بکتاشي گري در آناتولي
محمدتقي امامي خوئي
پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي
چاپ اول: 1392
438 صفحه

يکي از بزرگ ترين و با سابقه ترين ملتها در تاريخ «ترک» ها بوده اند که از هزاران سال پيش در قاره?هاي آسيا، اروپا و آفريقا مستقر شده اند. «ولي با وجود اين پراکندگي و مهاجرت هاي مداوم، آن ها در سرزمين هاي اصلي خود يعني آسياي مرکزي، نقش درخور فعاليت شان را ايفا نکردند. علت اين امر به سبب پراکندگي در مناطق مختلف و گسترش دگرگوني ها آن ها با شرايط محيطي و هم چنين به سبب پراکنده شدن در اقليم هاي گسترده گوناگون و جديد و روي آوردن آنان به يکجانشيني بوده است.» ترکان به صورت دسته جمعي در صحرا زندگي مي کردند و کوچ نشين بودند. اساس اقتصاد آن ها را گله و گله داري تشکيل مي داد. البته به جز اين، آن دسته از ترک هايي که در مسير راه هاي ارتباطي شرق و غرب قرار داشتند با به دست گيري امنيت شبکه ارتباطي راه هاي تجاري و کسب آگاهي و آشنايي با تجارت و کالاهاي تجاري وارد گردونه تجارت نيز مي شدند. ترک ها در ادواري توانستند حکومت هاي مقتدر و منسجمي را بر سر کار آورند مانند توکيوها، خزرها، اويغورها، قرقيزها، قراخانيان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان و عثمانيان که به مدت ده قرن حاکميت جهان اسلام را در دست داشتند. مي توان گفت اساس پژوهش محمد تقي امامي خوئي در اين اثر تحقيق بر روي باورها و اعتقادات فکري دوران حاکميت سلجوقيان و عثمانيان است. اين اثر از بيست فصل تشکيل شده است برخي از فصول اين اثر عبارتند از: ترکان و آسياي مرکزي، باورهاي اوليه ترکان، فتح ترکستان به دست اعراب مسلمان، ورود ترکان به عالم اسلام، ترکان  اسلام، استيلاي سلجوقيان بر جهان اسلام، نگاهي به کوچ ومهاجرت هاي دراويش به آناطولي، نقش متقابل ترکان و اسلام، علويان آناطولي، علويان و بکتاشيان آناطولي، بکتاشي گري پس از حاج بکتاش، اعياد علوي- بکتاشي، نقش عاشق ها در گسترش ادبيات علوي – بکتاشي، زن در فرهنگ علوي – بکتاشي، رابطه مسيحيت باعلويان و بکتاشيان.

فلسفه دين ديويد هيوم
محمد فتحعلي خاني
پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
317 صفحه

ديويد هيوم يک فيلسوف تجربه گرا و منتقد دين بود، او مي خواست روشي شبيه به علوم تجربي در حوزه علوم انساني تأسيس کند. «از نظر هيوم، درباره عقايد ديني بايد تنها از روش استنتاج علّي تبعيت کرد، که تبيين علّي واقعيات جهان را ممکن مي کند و با آن مي توان به داوري هايي دقيق درباره جهان و عقايد ديني رسيد که اعتبارشان با حساب احتمالات ديني سنجيدني است.» بر اساس چنين خواست و روشي، نتيجه انديشه او در فلسفه دين طبيعت گرايي و تجربه باوري توآمان و در نهايت تبديل شدن به شکاکيتي معتدل است. کتاب «فلسفه دين ديويد هيوم» اثر محمد فتحعلي خاني از سه بخش تشکيل شده است. مولف در بخش نخست با عنوان «روش شناسي فلسفه دين هيوم»، مباحث کلي استنتاج علّي را مطرح، بررسي و نقد کرده و نشان داده است که چگونه کاستي هاي رويکرد تجربه باورانه هيوم به تمسک به محاسبات احتمالاتي و توسل به طبيعت باوري انجاميده است. بخش هاي دوم و سوم با عناوين: برهان هاي اثبات وجود خدا، معجزه و منشأ دين عمدتا به مباحث دليل شناسانه هيوم در قلمرو فلسفه دين اختصاص يافته و بحثي در معرفي و نقد مباحث علت شناسانه است. کتاب از پانزده فصل با نام هاي ساختار و روش فلسفه دين هيوم، عليت، روش و عقيده، چيستي روش استنتاج علّي، عليت به معنايي ديگر، احتمالات، طبيعت گرايي، بررسي و نقد، برهان هاي پيشين بر وجود خدا، برهان پسين، نتايج استدلال علي بر اثبات وجود خداوند،  برهان نظم و طبيعت گرايي، معجزه، بررسي علمي و تاريخي اخبار معجزه، و منشأ دين تشکيل شده است. فتحعلي خاني بر اين نظر است که «نحوه توسل هيوم به طبيعت گرايي هم نمي تواند مشکل او را چاره سازد؛ زيرا او التزام به نتايج استدلال هاي علّي را در نهايت بدان جهت مي پذيرد که آن نتايج را مويد به اجبار طبيعت مي داند. ص 10» 

فرمان کورش بزرگ
حسين بادامچي
نگاه معاصر
چاپ اول: 1391
71 صفحه

کتيبه کورش کبير دربردارنده فرماني است که او هنگام فتح بابل منتشر کرد. اين کتيبه در سال 1879 پيدا شده و درسال 1380 اولين ويرايش و ترجمه آن منتشر شد. «از لحاظ نوع ادبي استوانه کورش در زمره کتيبه هاي شاهي و يادبودي است. کتيبه هاي شاهي آثاري هستند که شاهان براي گرامي داشت واقعه اي خاص مانند پيروزي در جنگ يا ساخت معبدي براي خدايان مي نوشتند و يا در واقع روايت رسمي تاريخ هستند.ص8»  حسين بادامچي، استاديار تاريخ دانشگاه تهران، درباره پرسش اصلي تحقيقش مي گويد که «از ديدگاه تاريخ نگاري کتيبه شاهي روايت يک طرفه تاريخ و همراه با اغراق و زياده گويي است که بيشتر نشان دهنده ايدئولوژي رسمي است تا واقعيت هاي تاريخي. سوال اصلي تحقيق حاضر اين است که آيا اصطلاحات مندرج در کتيبه کورش صرفا تبليغات شاهي است يا سياست کشورداري بوده است؟ آيا در منابع همزمان يا نزديک به دوره مورد مطالعه اطلاعاتي در مورد سياست کشورداري کورش در دست است که بتوان با استناد به آن ها اجرايي شدن اصلاحات کورش اثبات کرد؟» حسين بادامچي در اين اثر ابتدا متن کتيبه را از اصل اکدي به طور کامل ترجمه مي کند و در ادامه با استناد به منابع تاريخي خط ميخي، روايت هاي عبري عهد عتيق و منابع يوناني درباره سياست ديني کورش تحقيق مي کند. بادامچي در اين پژوهش نشان مي دهد که بخش عمده ادعاهاي کورش، براي نمونه، ورود صلح آميز به بابل و حمايت از دين هاي رايج، در منابع آن دوره تأييد مي شود. بادامچي علاوه بر استوانه، دو کتيبه ديگر از کورش را كه به دست آمده است ويرايش كرده و ترجمه آن ها را نيز در اين اثر ارائه داده است. کتاب پس از درآمد و مقدمه، شش بخش با نام هاي تقسيم بندي و ترجمه کامل متن اکدي، دين و سياست ديني کورش، نبوباييد و روحانيون مردوک؛ حمايت بابلي ها از کورش، مسأله سياست ديني آشوريان، رابطه شهر و خدايان، مسأله حقوق بشر تشکيل شده است.

دموکراسي محلي
به کوشش محمد حسين بوچاني
قدياني
چاپ اول: 1391
344 صفحه

کتاب دموکراسي محلي از پانزده گفت و گو و دوازده ميزگرد تشکيل شده است. نويسندگان اين اثر عبارتند از: محمدباقر قاليباف، معصومه ابتکار، عماد افروغ، احمد مسجد جامعي، مرتضي طلايي، حسين بيادي و چهل و هفت متخصص، سياست گذار و برنامه ريز شهري ديگر. کتاب دموکراسي محلي مي کوشد در قالب گفت و گو روش هاي تحقيق الگوواره اي تمرکززدايي و دموکراسي محلي به مثابه توسعه را واکاوي کند. شواهد زيادي وجود دارند که نشان مي دهند براي رسيدن به توسعه پايدار و پيشرفت همه جانبه توجه به موضوعات جهاني شدن، تمرکززدايي، دمکراتيک سازي، محلي گرايي الزاماتي غير قابل انکار و بسيار مهم هستند. «سازمان و يا مديريت محلي به لحاظ مفهومي سازه اي سياسي – اداري است که در نتيجه فرايند توزيع فضايي قدرت سياسي به وسيله حکومت مرکزي پديد مي آيد. ص 12» مي توان چنين گفت که مديريت محلي يک واقعيت انکارناپذير در دوره کنوني است و دولت مرکزي ناگزير از به رسميت شناختن و ايجاد آن در سطح محلي به عنوان جزء ساختاري دولت ملي است. اين اثر همسو با دغدغه هاي تمرکززدايي در اداره امور کشور تهيه شده است. احمد مسجد جامعي در مقدمه اش بر اين اثر مي گويد: «رويکرد اين مباحث يافتن راه هاي بهتر براي اجراي اصول شوراها در قانون يا روشن ساختن وجوه پنهان آن است و پيش از آن که جوياي بيان اجزاي يک نگاه باشد در پي معرفي ديدگاه هاي مختلف پيرامون موضوعي واحد است. ص 9» کتاب «دموکراسي محلي» از 12 ميزگرد و 15 گفت و گو تشکيل شده است برخي از عناوين گفت و گوها و ميزگردها عبارتند از: مديريت واحد شهري، نهادينه کردن شوراها، عقلاني شدن توسعه، رويکرد طرح جامع تهران به مسائل اجتماعي، شهردار خوب در ترازوي انتخاب يا انتصاب، شوراها و رويکردي اجتماعي در برنامه ريزي، گام هاي لرزان شورا در مسير برنامه، نسبت شوراها با مسائل فرهنگي، آموزش شورا: برنامه ريزي و مديريت، جايگاه شوراها در حاکميت.

کيمياي خرد
جستارهايي در زمينه دين و اخلاق
انشاء الله رحمتي
سوفيا

چاپ اول: 1391، 464 صفحهاگر بخواهيم مختصر و صريح بگوييم موضوع کتاب « کيمياي خرد: جستارهايي در زمينه دين و اخلاق» توجه به «آسمان ستاره باران جهان، آسمان جان و آستان جان جهان» بدانيم. به عبارت ديگر مضمون مقالات کتاب «کيمياي خرد» که در طول يک دهه و به صورت متناوب منتشر شده اند، دين و اخلاق با نگاهي فلسفي است. اين مقالات نه تنها روحي واحد دارند بلکه از دغدغه اي يکسان و مشابه برخوردارند. مقالات با اينکه کاملا از يکديگر مستقل هستند اما به لحاظ محتوا يک خط فکري را پي مي گيرند. اين اثر مشتمل بر بيست و يک فصل است. انشاء الله رحمتي در فصول يک و دو ضرورت خردورزي و به طور کلي لزوم فلسفي انديشي براي بشر را در امر دنيا و آخرت تبيين مي کند. «چرا بايد فيلسوفي کرد» و «فلسفه: دعوت به ژرف انديشي» عناوين فصول اول و دوم اين اثر هستند. در فصل سوم با عنوان «دين و خردورزي»، مولف لزوم انديشه ورزي در حوزه فلسفه دين را پي مي گيرد و نشان مي دهد اگر چه در طول تاريخ انديشه تنش هاي فراواني ميان دين و فلسفه وجود داشته است، اما دين و فلسفه همواره به يکديگر نياز داشته و همراه هم بوده اند. به زعم مولف، در مواردي فلاسفه عرصه را براي اصحاب دين تنگ کرده اند، و از اين رو رحمتي در فصل چهارم به بحث تجربه ديني به عنوان دليلي براي کسب معرفت پرداخته است. او مي گويد: «اگر تجربه راه متقن و معتبري براي کسب معرفت است، دليلي براي مستثني ساختن تجربه ديني از اين قاعده وجود ندارد. اما همه بحث?هاي تأسيسي به اين عرصه محدود نشد و فيلسوفان مختلف بر راه هاي ديگر براي تبيين دين، يعني بر ايمان و عقل تأکيد ورزيدند و در اين ميان هم نسبت خود  ايمان و عقل که سابقه اي به قدمت تآملات ديني دارد احياء شد و هم قابليت هاي آن ها مورد استفاده قرار گرفت.» جالب اين جاست که مولف در فصول پنج، شش و هفت بر اين نکته اصرار مي روزد که بحث هاي تأسيسي که از سوي فلاسفه دين در دفاع از دين در برابر فلاسفه مطرح شده به تجربه ديني محدود نبوده است و براهين اثبات وجود خدا از جمله برهان وجودي احياء شده است و برخي فيلسوفان تقرير جديدي از آن ارائه کرده اند. احياء براهين سنتي به مباحث تحليلي فراوان درباره صفات خداوند و فهم عقلاني آن صفات نيز کشيده شده است. عناوين اين فصول عبارتند از:پاسکال: ايمان و عقلانيت، برهان وجودي با نگاهي به فلسفه اسلامي، قدرت مطلق و فهم عقلاني دين. رحمتي در فصل هشتم بيشتر بر فيلسوفاني تمرکز مي کند که اخلاق را بر دين مبتني نمي دانند بلکه حتي از ابتناء منطقي دين بر اخلاق حمايت مي کنند. رحمتي در فصل نهم به عنوان يک موضوع ملموس در حوزه اخلاق، مقاله «دين، اخلاق و محيط زيست» را نگاشته است. واقع گرايي يکي از مسائلي است که در نسبت ميان اخلاق و دين مطرح مي شود، به اين معنا که «چگونه مي توان در مقابل نيست انگاران اخلاقي که هر چيزي چون واقعيت يا ارزش اخلاقي را نفي مي کنند، از وجود اين ارزش ها دفاع کرد. ص 15» افلاطون از اين مساله تقرير کلاسيکي در رساله گرگياس اش ارائه کرده است و رحمتي همين موضوع را در فصل دهم با عنوان «سرود عدالت: تأملي در رساله گرگياس افلاطون» پي مي گيرد. مولف در فصول دوازده و سيزده به اين موضوع پرداخته که آيا فيلسوفان ما نيز مي توانند حضوري درخور در اين مباحث داشته باشند «و به علاوه تفکر ديني و اخلاقي را غنا ببخشند و پاره اي از کژي و کاستي هاي آن را جبران کنند».
يکي از نقاط قوت و شاخصه هاي فلسفه و حکمت اسلامي، درک عميق آن از قوه معرفتي «خيال» و ساحت «عالم مثال» است که در فصول چهارده تا هفده واکاوي شده است. «هانري کربن بر اين وجه از وجوه فلسفي و معنوي اسلام ايراني تأکيد بليغ ورزيده است. ص 15» عنوان فصل هجده «سنت گرايي و موانع فهم آن» است که به مکتب حکمت خالده يا سنت گرايي در دوران معاصر پرداخته است. «مکتب حکمت خالده يا سنت گرايي، در دوران معاصر، کمر به احياء حکمت خالده به عنوان يک حکمت ازلي و اصيل که ريشه در دين حنيف دارد، بسته است. از جمله مصاديق بارز اين حکمت خالده را حکمت و معنويت اسلامي ميداند که ريشه در قرآن کريم و سنت نبوي دارد.»  رحمتي در سه فصل پاياني کتاب «کيمياي خرد» به قابليت هاي سنت گرايي براي حضور در تأملات امروزين در دو عرصه هنر و علوم تجربي تمرکز کرده است. اين کتاب را انتشارات «سوفيا» در سال 1392 در 464 صفحه منتشر کرده است.

نيچه و آري گويي
تراژيک به زندگي
حميدرضا محبوبي آراني
مرکز
چاپ اول: 1392، 384 صفحه

حميدرضا محبوبي آراني در کتاب «نيچه و آري گويي تراژيک به زندگي» کوشيده است به تفسيري از نيچه نايل شود که مقصود نيچه از نيهيليسم و راه چيرگي بر آن را از زوايايي جديد روشن سازد؛ او درباره اين ابعاد جديد مي گويد: «زوايايي که دست کم راه دستاويز قرار دادن انديشه  نيچه در نقدهاي وطني از مدرنيته و فرهنگ غربي را تنگ مي سازند. ص 10» محبوبي چنين اهدافي را در قالب پنج فصل نگاشته است. «مسئله نيچه: نيهيليسم يا مسئله سقراط» عنوان فصل نخست است که مولف علاوه بر پرداختن به دو پرسش اساسي: «آيا زندگي معنايي دارد» و نيهيليسم از کجا مي آيد؟ به آري گويي تراژيک يا باز ارزشگذاري همه ارزش ها چونان راه رهايي از نيهيليسم مي پردازد. فصل دوم «بي ارزش سازي متا اخلاقي همه ارزش ها» نام دارد. او در اين فصل به نيچه فيلسوف طبيعت باور، نيچه فيلسوف ضد واقع باور، نقد روان شناسي اخلاقي کانتي، نقد واقع باوري افلاطوني مي پردازد. مولف فصل سوم را «مواجهه با سرگرداني نيهيليستي» ناميده است و بي ارزش سازي متااخلاقي و سرگرداني هنجارجويانه و  مواجهه با سرگرداني را بررسي کرده است. فصل چهارم کتاب «خواست قدرت چونان مبناي باز ارزشگذاري محتواي همه ارزش ها» نام دارد. مهم ترين مباحث مولف در اين فصل عبارتند از: خواست قدرت و مسئله تفسير آن، بدبيني شوپنهاوري، خواست قدرت و لذت باوري نو نيچه اي. آخرين فصل اين اثر «آري گويي تراژيک يا بازارزشگذاري محتوايي همه ارزش ها» نام دارد. پروفسور برنارد رجينستر، استاد و مدير دپارتمان فلسفه در دانشگاه براون در ايالت رودايلند آمريکا، بر اين اثر ديباچه اي نگاشته است. او در بخشي از ديباچه چنين نوشته است: «مايه افتخار است که حميدرضا محبوبي از من خواسته تا ديباچه اي بر اين کتاب بنويسم. ص 14» رجينستر به تقرير اصول فلسفي اساسي پژوهش محبوبي مي پردازد و برخي از لوازم اخلاقي و فرهنگي وسيع تر آن ها را روشن مي سازد.

کلام زرتشتي
محمد رضائيان حق
موسسه فرهنگي انتشاراتي فروهر
چاپ اول: 1392
216 صفحه

ايراني بودن يکي از مستحکم ترين دلايل براي بررسي و شناخت دين، فرهنگ و تاريخ کشوري است که در آن زندگي مي کنيم. «آيين مزديسنا» (زرتشتي) با قدمتي چند هزار ساله، يکي از اديان کهني است که در آن باور به يکتاپرستي وجود دارد و در واقع بدفهمي از متون مقدس زرتشتي در طول دوره هاي مختلف و سوء استفاده برخي از حاکمان و موبدان ديني از آموزه هاي عميق و فلسفي اين دين سبب شده که آيين زرتشتي بيشتر با ويژگي دوگانه پرستي شناخته شود. ص 26» مولف اين اثر بر اين نظر است که کتاب «گات ها» پاسخ گوي بسياري از پرسش ها و بدگماني هاي مطرح شده درباره اين دين است. او همچنين ارزش بخشي به جايگاه و وجود انسان در اين جهان، به عنوان تعيين کننده سرنوشت و پايان جهان، مهم ترين ويژگي اين دين نسبت به ساير اديان مي داند. محمد رضائيان حق در اين اثر کوشيده است تا با رويکردي بي طرفانه، تحولات کلامي دين زرتشتي را بررسي کند. اين اثر از هفت بخش عمده تشکيل شده است و پس از ديباچه به قلم اردشير خورشيديان و انشاءالله رحمتي، دربردارنده پيش درآمد و پيش گفتار است. بخش نخست «کليات» نام دارد که در آن مولف به تعريف واژگان، تعاريف علم کلام، تعريف دوآليسم مي پردازد. بخش دوم با عنوان تاريخچه به مباحثي همچون آيين زرتشت، دوران زرتشت و زرتشتي گري، معناي واژه زرتشت، خاستگاه آيين زرتشت، سير تحولات آيين زرتشتي در دوران هخامنشيان، اشکانيان، ساسانيان و پس از آن اختصاص دارد. مولف در بخش سوم دوگانه پرستي (ثنويت) را بررسي کرده است. «تقدس آتش» عنوان بخش چهارم است. محمد رضائيان حق در اين بخش به آتش، تاريخچه آتش، آتش پسر اهورامزدا، آتش در ديگر فرهنگ ها، آتشکده پرداخته است. سه بخش پاياني کتاب کلام زرتشتي عبارت از امشاسپندان، فرشکرد و نتيجه گيري است.

نقش آزادي خواهان مازندران در جنبش مشروطه و فتح تهران
سالار فاتح (علي ديوسالار)
نامک
چاپ اول:1391، 224 صفحه

کتاب « نقش آزادي خواهان مازندران  در جنبش مشروطه و فتح تهران» شرح مبارزات آزادي خواهانه ميرزا علي خان سرتيپ (سالار فاتح)، سردار دلير مازندراني و ياران او در راه تحقق حکومت مشروطه است. ميرزا علي خان در دوران استبداد صغير ميان مجاهدان و مبارزان چهره اي شناخته شده بود. برجسته ترين نقش او به جنگ هايي باز مي گردد که به همراه پيرم خان و معزّالسلطان از رشت آغاز و به فتح قزوين، بادامک و سرانجام تهران منتهي شد، او «پس از پناهنده شدن محمدعلي شاه به سفارت روس، لقب "سالار فاتح" گرفت.» در نهايت علي ديوسالار در دوره رضاشاه مغضوب و راهي زندان شد. پس از شهريور 1320 زندگي عادي را از سر گرفت و در 23 آبان 1326 در تهران درگذشت. نزهت ديوسالار دختر علي ديوسالار درباره پدرش مي گويد: «پدرم وصيت کرده بودند که کتب موجود ايشان را تحت نظر جناب آقاي دکتر غلامحسين صديقي، استاد محترم دانشگاه که به لحاظ قرابت و مقام علمي، مورد علاقه خاص و اعتماد و احترام او بودند و وجود ايشان را مايه افتخار کشور ما مي دانستند، به طبع برسانم. ص 9» اين اثر به کوشش منوچهر خواجه نوري، نوه اين مبارز، گردآوري شده است. او درباره اين نوشتار مي گويد: «اين اثر شرح مبارزات آزادي خواهانه و خستگي ناپذير او و يارانش در راه رسيدن به حکومت مشروطه مي باشد که سرانجام به فتح قزوين و بادامک و بالاخره تهران انجاميد و بلاترديد دستاورد گران قيمتي در تاريخ معاصر اين سرزمين به شمار مي رود. ص8» اين اثر پس از مقدمه مشتمل بر سه عنوان: فتح تهران و اردوي برق، يادداشت هاي تاريخي راجع به فتح تهران و اردوي برق است. اين اثر همچنين دربردارنده تصاوير و اسناد و نمايه عمومي است. با اين که ميرزا علي خان در صحنه حساس و سرنوشت ساز ايران نقش مهمي ايفا کرده است، اما هنوز براي برخي از پژوهشگران و بسياري از علاقمندان ناشناخته است.
طرح باشکوه استيون هاوکينگ
لئونارد ملودينو
جميل بصام
افکار
چاپ اول: 1391، 184 صفحه

هاوکينگ کتاب «طرح باشکوه» را که به اختصار درباره نظم در حرکت اجسام نجومي و آفرينش جهان است در هشت فصل با نام هاي راز هستي، حکومت قانون، حقيقت چيست؟ سرگذشت هاي جايگزين، نظريه همه چيز، انتخاب جهان ما، معجزه آشکار و طرح باشکوه نگاشته است. هاوکينگ در اين اثر ادعا مي کند که «فلسفه مرده است، فلسفه نتوانست همپاي پيشرفت هاي نوين علم به ويژه فيزيک قدم بردارد.» اين اثر پيش از اين با عنوان "طرح بزرگ" با ترجمه علي هاديان، سارا ايزدنيا از سوي انتشارات مازيار در سال 1389 منتشر شده است.

گرد آوري اطلاعات
ريچارد مپلر
سيد ضياء الدين تاج الدين
قدياني، 98 صفحه

يک مدل از گردآوري اطلاعات نيازمند سرعت و دقت است و کتاب «گردآوري اطلاعات» بر اساس توجه به دو معيار سرعت و دقت در فرايند پژوهش نگاشته شده است. اين اثر متعلق به مجموعه تفکر سريع مدير است که در اين عين حال که به خواننده مي آموزد سريع و دقيق عمل کند او را از خطرهاي چنين پژوهشي آگاه مي کند. کتاب با زباني ساده راهکارهايي عملي را در اختيار خواننده قرار مي دهد تا بر اساس پيش فرض مهم به روز بودن اطلاعات، بتواند داده هاي مورد نيازش را جمع آوري کند.




 

معرفي كتاب خارجي

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب خارجي

کيان رضوي



The Philosophy of Language
A.P.Martinich, David Sosa
Pub: Oxford University Press
فلسفه زبان

مفهوم فلسفه‌ زبان چيست؟ آيا اساساً زبان مي‌تواند حكمت و كليت و غايتي داشته باشد؟ اجتماعات زباني چگونه پديد مي‌آيند؟ طبيعت زبان چه مي‌تواند باشد؟ رابطه ميان زبان و جهان چيست؟ استعاره‌ها چگونه عمل مي‌كند و چه نقشي در ارائه مفاهيم موازي دارد؟ «فلسفه زبان» اثر مشترك اي.پي.مارتينيخ و ديويد سوسا، از بهترين منابعي است كه به پرسش‌هايي از اين دست پاسخ داده و موضوعات مرتبط را مورد كاوش و بررسي قرار مي‌دهد. كتاب نام برده، شامل چهل و هشت مقاله جديد در حوزه فلسفه زبان است و يكي از جديدترين و روزآمدترين اين حوزه به شمار مي‌آيد. در «فلسفه زبان»، ابتداي هر فصل، مقدمه‌اي عمومي درباره موضوع فصل نگاشته شده است كه به خوانندگان اين كتاب دركي كلي از محتواي مطالب داده و ارتباط بين مقالات را روشن مي‌سازد. از ديدگاه بسياري از استادان رشته‌هاي فلسفه زبان و زبان‌شناسي، اين كتاب بهترين منبع براي مطالعه دانشجويان و شناخت آنها از ماهيت زبان است. اما تنها اين نيست، زيرا كيفيت مباحث و پرسش‌هاي نوين و آكادميك و آخرين دستاوردهاي اين حيطه از علوم زباني در آن مطرح شده و به همين دليل، هم‌اكنون در معتبرترين دانشگاه‌هاي جهان  تدريس مي‌شود.
پروفسور مارتينيخ، يكي از نويسندگان كتاب مورد بحث، استاد فلسفه در دانشگاه تگزاس و نويسنده آثار مهمي در باب فلسفه زبان و ذهن است. نظرات وي هم نزد فلاسفه تحليل زبان، هم زبانشناسان و هم معني‌شناسان و منتقدان ادبي مطرح و داراي اهميت است. ديويد سوسا، نويسنده ديگر «فلسفه زبان»، استاد و صاحب كرسي فلسفه علوم انساني در دانشگاه تگزاس است. «فلسفه زبان» در 752 صفحه و به زبان انگليسي، در سال 2012 توسط انتشارات آكسفورد چاپ و منتشر شده است. فهرست مطالب اين كتاب، دربردارنده سرفصل‌هاي زير است: 1ـ نام‌ها (با مقالاتي از جان استيورات ميل، هيلاري پوتنام، گرت اوانس و ...)، 2ـ تعاريف (شامل مقالاتي از برتراند راسل، كيت دونلان و ...)، 3ـ تصديقات (دربرگيرنده مقالاتي به قلم اشتفن شيفر، ديويد سوسا، ديويد كاپلان و نويسندگان)، 4ـ ارتباط (با آثاري از جان آر.ميبرل، كنت باخ، دونالد ديويدسون و ديگران)، 5ـ حقيقت (مقالاتي به نگارش گوتلوب فرگه، آلفرد تارسكي، هاتري فيلد و ...)، 6ـ تحليل (مقالاتي از دبيلو.وي.كواين، هيلاري پوتنام و پروفسور استراوسن)، 7ـ عدم تعيّن (مشتمل بر آثاري از ديويد كاپلان، جان پري و نويسندگان ديگر)، 8ـ زبان (دربردارنده مقالاتي از جان لاك، لودويگ يوزف يوهان ويتگنشتاين ، ديويد لويس، نوآم چامسكي و ...).

Philosophy of Language: The Key Thinkers
Barry Lee
Pub: Bloomsbury Academic
فلسفه زبان:  انديشه‌وران كليدي

بيش از دو هزار سال است كه فلاسفه درباره زبان و ارتباط آن با ذهن و اجتماعات بشري پرسش‌هايي كليدي را مطرح كرده و درباره آن بحث و تبادل نظر مي‌كنند. «فلسفه زبان: انديشه‌وران كليدي» در نگاهي تاريخي، بر موضوع فلسفه زبان و نظريات فلاسفه اين حوزه درنگي داشته و سيزده گفتار از مهم‌ترين نظريات فلسفي در حوزه مذكور را در خود گردآورده است. اين كتاب در واقع، نوعي نگرش زماني و تاريخي به موضوع فوق است و برجسته‌ترين چهره‌ها و نظرگاه‌ها در حوزه تفكر عمومي يا كلي درباره زبان، يا به اصطلاح «فلسفه زبان» را معرفي كرده و وجه بارز فكر و ابداعاتشان را معرفي نموده است.
اين كتاب، بر توسعه و پيشرفت نظريات فلسفي زبان در 130سال اخير تمركز دارد و در واقع، از گوتلوب فرگه (اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيستم) آغاز و با نظريات جديدتر ادامه مي‌يابد و در عين حال، بررسي نظريات و ديدگاه‌هاي كلاسيك فلاسفه زبان همچون راسل، ويتگنشتاين، آوستين، كوآين، نوآم چامسكي، ديويدسون و ... را نيز شامل مي‌شود. اثر مزبور، كتابي بسيار سودمند براي دانشجويان و پژوهندگان فلسفه زبان و زبان‌شناسي و گراماتولوژي است كه خوانندگان را در درك نظريات تاريخي و مهم فلسفه زبان ياري كرده، و زمينه‌اي روشن از چرايي پديداري زبان و ارتباط آن با افكار و اعمال اجتماعات انساني به دست مي‌دهد. به گفته شمار زيادي از استادان و صاحب‌نظران اين حوزه، كتاب نام برده يكي از بهترين منابع براي دانشجويان زبان‌شناسي و فلسفه زبان  است و مي‌تواند به عنوان منبعي پژوهشي يا حتي كتابي درسي در دانشگاه‌ها مورد استفاده قرار گيرد. «فلسفه‌ زبان: انديشه‌وران كليدي» در سيزده بخش گردآوري شده كه هر بخش درباره‌ چند انديشمند و نظريات آنها درباره‌ فلسفه‌ زبان است. شرح فهرست كتاب چنين است: بخش اول: گاتلوب فرگه، به قلم مايك بيني/ بخش دوم: برتراند راسل، نوشته‌ كنت تيلور/ بخش سوم: لودويگ ويتگنشتاين؛ دوران ابتدايي عارف احمد/ بخش چهارم: رودولف كارناپ، نوشته‌ي پي‌ير واگنر/ بخش پنجم: جي.ال. آوستين/ بخش ششم: لودويگ ويتگنشتاين؛ دوره‌ متأخر عارف احمد/ بخش هفتم: كوآين، به نگارش گري كمپ/ بخش هشتم: نوآم چامسكي،‌ به قلم جان كالينز/ بخش نهم: پل گرايس، اثر كِنت باخ/ بخش دهم: دونالد ديويدسون، به قلم كرك لودويگ/ بخش يازدهم: مايكل دومت، نوشته برنارد ويس/ بخش دوازدهم: ساول كريپ‌كه، اثر برايان فرانسيس/ بخش سيزدهم: ژاك دريدا، به نگارش تام بالدوين. در پايان هر بخش منابعي براي مطالعه‌ بيشتر پيشنهاد شده است. ويراستار و گردآورنده‌ اين كتاب، پروفسور بري‌لي، مقدمه‌اي مفصل و بسيار مفيد بر اين كتاب نوشته است. مجموعه‌ يادشده، در 320 صفحه و به زبان انگليسي، توسط انتشارات بلومزبري چاپ و روانه‌ بازار شده است.

What is this
Thing called Philosophy of Language
Gary Kemp
Pub: Routledge
آن‌چه فلسفه‌ زبان
خوانده مي‌شود چيست؟

اين كتاب، به مسائل و پرسش‌هايي در فلسفه‌ زبان كه از ديرباز تا امروز مهم و بنيادين هستند، مي‌پردازد. اموري كه هنگام بحث از فلسفه‌ زبان، همواره پرسش‌برانگيز و قابل تأمل است و جاي بحث و بررسي بسيار دارد. «آن‌چه فلسفه‌ زبان...» اثري كارآمد است كه در موضوعات محوري و مهمي از جمله: طبيعت بنيادين فلسفه‌ زبان و رشد تاريخي آن، راسل و نظريه‌ تعريفات قطعي، نظريات جديد فلسفه‌ زبان و... تأليف شده است. اين كتاب، مقدمه‌اي بر مهم‌ترين نظريات فلسفي و زبان‌شناسي است كه مي‌تواند شروعي بسيار غني و سودمند براي دانشجويان و محققان در اين رشته باشد. شمار زيادي از استادان و صاحب‌نظران فلسفه‌ زبان اين كتاب را بهترين منبع براي دانشجويان و خوانندگاني كه براي نخستين بار وارد حوزه‌ مطالعاتي مذكور مي‌شوند دانسته و از آن به عنوان يكي از سودمندترين منابع درسي ياد كرده‌اند. از جمله، استاداني همچون استفانو پردلي از دانشگاه ناتينگهام كه درباره‌ آن گفته است: «به نظر من اين كتاب بهترين مقدمه در نظريات فلسفه‌ زبان، به ويژه براي دانشجويان تازه‌وارد است كه ديدگاهي جامع و وسيع درباره‌ تئوري‌هاي يادشده را به اين دانشجويان ارائه مي‌دهد. گري كمپ، تماميِ موضوعات مهم اين حوزه را در يك اثر گردآوري كرده و تاريخچه‌‌اي جامع و در عين حال سودآور را براي عموم خوانندگان عادي فلسفه زبان پديد آورده است.»
فرانسوا ريكاناتي از انستيتو ژان نيكود فرانسه نيز در تقريظي كه بر اين كتاب نگاشته، يادآور شده است: «رساله‌اي مختصر، چون سياحتي گام به گام در ميان زمينه‌هاي كلاسيك فلسفه زبان در قرن بيستم.» مايكل لوزونسكي از دانشگاه ايالتي كلورادو يكي ديگر از نويسندگان معرفي و تحليل اين كتاب است. وي معتقد است: «گري كمپ با تمركز بر زبان طبيعي، اثري قابل درك و ملموس را براي دانشجويان فلسفه‌ زبان فراهم كرده كه آنان به راحتي با اين اثر ارتباط برقرار مي‌كنند. او به سادگي و ظرافت، توضيحاتي دقيق و جزئي از موضوع را به خوانندگان ارائه كرده است.»
كتاب «آن‌چه فلسفه‌ زبان خوانده مي‌شود چيست؟» در 224 صفحه، به زبان انگليسي در سال جاري ميلادي توسط انتشارات راتلج چاپ و منتشر شده است. كتاب مزبور در ده فصل به عناوين ذيل تأليف و گردآوري شده است: 1ـ معناشناسي ابتدايي، 2ـ معناشناسي فرگه‌اي، 3ـ معناشناسي راسلي، 4ـ نظريات كريپكه و پوتنام درباره‌ نام‌گذاري، ضرورت و ماهيت، 5 ـ معناشناسي عالم ممكنات، درون ـ متن و نشانه‌شناسي، 6ـ عمل‌گرايي، 7ـ رويكردهاي پيشنهادي، 8 ـ فلسفه‌ زبان ديويدسون، 9ـ فلسفه‌ زبان كوآين، 10ـ چاره‌ ويتگنشتاين. به انضمام نمايه‌ انجيل‌شناختي گلوساري. اين كتاب، با تحسين انجمن معناشناسي و جامعة استادان زبان‌شناسي مواجه شده و بررسي‌هاي ستايش‌انگيزي در مطبوعات از سوي نويسندگان و متخصصان برجسته نسبت به آن نوشته شده است.

Doing Philosophy: An Introduction
Through Thought Experiments
Theodor Schick, Lewis Vaughn
Pub: McGraw-Hill Humanities
فلسفيدن: مقدمه‌اي بر تجربيات فكري

كتاب مورد بحث تأليف شده است تا دانشجويان را در بهتر انديشيدن ياري نمايد؛ به آنان توضيح دهد كه مسائل فلسفي چيست و چگونه پديد مي‌آيد، چگونه بايد درباره آنها انديشيد و از چه راهي براي آن پاسخ پيدا كرد و چرا جستن پاسخ براي اين مسائل امري مهم است. اين متنِ پويا، به دانشجويان كمك مي‌كند كه دركي عميق‌تر و روشن‌تر از مسائل فلسفي و انديشه‌هاي بنيادي داشته باشند و ماهيت اين مسائل را بشناسند.
اين كتاب در هفت بخش تأليف شده كه هر بخش در برگيرنده فصولي مستقل درباره‌ موضوع بخش است. عناوين بخش‌هاي كتاب چنين است:
بخش اول: عينيات شجاعانه‌ فلسفي، بخش دوم: تجربه‌ ذهنيِ دچار آشفتگي ذهني ـ جسماني، بخش سوم: اراده‌ آزاد و جبرگرايي، بخش چهارم: مسئله‌ هويت شخصي، بخش پنجم: مسئله‌ نسبي‌گرايي و عينيات اخلاقي، بخش ششم: مسئله‌ شيطان و وجود خدا، بخش هفتم: مسئله‌ شكاكيت و عينيات آگاهانه. كتاب «فلسفيدن...» در 688 صفحه به زبان انگليسي، در سال 2009 توسط بخش علوم انساني انتشارات مك‌گراوهيل چاپ و منتشر شده است. نويسندگان اين كتاب، فلسفه را مستقيماً دستماية تفكرات وسيعي كه انسان ناگزير از ورود بدان است قرار داده و از اين مسير، به خروج از دايرة تاريخي فلسفه كه از يونانيان آغاز مي‌شود اقدام كرده‌اند.
اما توجه خاص آنان به تجربه، عينيت و شكاكيت، باز هم نشانگر توجه ايشان به همان مباني كلاسيك است كه از ارسطو تا كانت مورد توجه فلاسفه بوده است.

Thought and Language
Lev.S. Vygotsky, Alex Kozulin
Pub: The MIT Press
تفكر و زبان

اين اثر، كه آخرين ويراست آن در سال 2012 چاپ و منتشر شده است، «تفكر و زبان» اثري كلاسيك در زمينه‌ فلسفه‌ ذهن و زبان است كه طي سال‌هاي متمادي، كتابي شناخته شده و كارآمد در ميان دانشجويان و محققان بوده است.
نويسنده‌ اين كتاب، لف ويگوتسكي در اثر مورد بحث به بررسي رشد ذهني انسان و كشف ارتباطات ميان واژگان و زيست اجتماعي، هوشمندي و نطق و تحليل ابعاد تكامل ذهن بشر پرداخته است. لف ويگوتسكي، از دانشگاه مسكو در رشته روان‌شناسي فارغ التحصيل شده و در زماني كوتاه، نظريه‌ مشهور خود، تكامل كنش‌هاي فراذهني انسان، را پرداخته و ارائه داده است. «تفكر و زبان» بي‌ترديد يكي از مهم‌ترين كتابهايي است كه توسط انتشارات ام‌آي‌تي در حوزة علوم فلسفي، زبان‌شناسي و به طور خاص فلسفة زبان منتشر شده است. ويراستار و گردآورنده‌ اين كتاب، الكس كزولين، كار بر روي تئوري ويگوتسكي را در انستيتو روان‌شناسي مسكو آغاز و در بوستون و اورشليم ادامه داده است.
او نويسنده‌ كتابهاي مهمي همچون «روان‌شناسي در آرمان‌شهر: از منظر تاريخ اجتماعي روان‌شناسيِ جمعي» و «روان‌شناسي ويگوتسكي: معرفي‌نامه‌اي براي ايده‌ها» است. «تفكر و زبان» در 392 صفحه و به زبان انگليسي منتشر شده است. اثر ويگوتسكي و كزولين از اهميت زيادي ميان زبان‌شناسان و حتي منتقدان و صاحب‌نظران ادبيات برخوردار شده و از سنت زبانشناسي و نقد روسي تاثير پذيرفته است، اين كتاب به زبانهاي ديگر نيز ترجمه شده و در بسياري از كشورهاي جهان انتشار يافته است.

 

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک
افق فرهنگ

گزارش سمينارها

مرضيه سليماني

 

سمينار فلسفه دانشگاه اوتاگو
اين سمينار، چند سالي است كه به همّت دپارتمان فلسفه دانشگاه اوتاگو در استراليا برگزار شده و مورد توجه بسياري از علاقمندان اين رشته در سراسر جهان بوده، زيرا مطالب و مباحث ارائه شده از كيفيت خوبي برخوردار بوده و سخنرانان معتبري داشته است. سال 2012، موفقيت زيادي داشت و مباحث آن امسال به صورت دو كتاب منتشر شد. در اينجا بخشي از برنامه‌ها و مباحث آن را معرفي مي‌كنيم، ضمن آن كه بايد اين نكته را افزود كه سمينار فلسفي اوتاگو در طي چند ماه و به صورت خطابه‌ها و جلسات متعدد سازماندهي شده و با اعلام قبلي و برنامه‌ريزي خوبي انجام مي‌شود. امهات جلسات مذكور چنين بود: ـ 29 فوريه، منطق و هنجار، سخنراني دكتر چارلز پتيگن و دكتر اليزابت اولسن  //  ـ 21 مارس، ارسطو و ضرورت عقل و استدلال، كنفرانس دكتر آدريانه‌ريني  از دانشگاه ماسي و استاد مدعو دانشگاه سيدني و اتاگو.  //  ـ 8 آوريل، بيكن و قوانين رامسس، دكتر پيتر آنستي از دانشگاه اتاگو.  //  ـ 2 مي، اخلاق زيست محيطي و مفاهيم آن، پروفسور گرنت ژيلت از اتاگو.  //  ـ 9 مي، حقوق كودكان ـ زندگي كودكان ـ خداي كودكان، پروفسور سام برنان از دانشگاه اونتاريوي غربي  //  ـ 16 مي، بازانديشي در اهميت اخلاق، سخنراني مجدد پروفسور سام برنان.  //  ـ 11 جولاي، نيوتون، بررسي تحليلي از برخي آراي فلسفي‌ـ فيزيكي نيوتون در سخنراني دكتر ويليام هارپر از دانشگاه اونتاريوي غربي.  //  ـ 18 جولاي، رئاليسم علمي بين افلاطون‌گرايي و نوميناليسم، خطابة دكتر استاتيس سيلوس، استاد ممتاز دانشگاه آتن.  //  ـ 15آگوست، تجربه‌گرايي از اخلاق، سخنراني دكتر جيليان كروزيه، استاد دانشگاه لورنتيان.   //  ـ 5 سپتامبر، مباحثي در باب فرمان‌هاي اخلاقي اديان، سخنراني دكتر جرالد هريسون از دانشگاه ماسي.

سمينار فلسفه 2013
اما تعدادي از مهم‌ترين جلسات امسال سمنيار دانشگاه اوتاگو كه برخي برگزار شده، تعدادي در حال برگزاري است و برخي نيز در دو سه ماه باقي مانده برگزار خواهد شد، روز 27 فوريه با سخنراني پروفسور گارت كيلتي از دانشگاه آدلايد، با موضوع اخذ و اقتباس‌هاي هنجاري آغاز شد و بعد به اين ترتيب ادامه دارد:
ـ 6 مارس، منطق در علوم انساني، دكتر رامي ماجد از دانشگاه اوتاگو  //  ـ 13 مارس، رويكردها يا ديدگاه‌هايي دربارة امتزاج، سخنراني پروفسور ديويد ريپلي، استاد دانشگاه ملبورن استراليا.  //  ـ 20 و 27 مارس، كنفرانس و ميزگرد دانشجويي با عنوان چشم‌اندازهاي عربي دربارة خلود يا جاودانگي كه با سخنراني دكتر پانكي كوكونن از دپارتمان اويان اوتاگو همراه است.  //  ـ 10 آوريل، اهميت فلسفي حركت، سخنراني پروفسور آلن چالمرز از دانشگاه سيدني.  //  ـ 17 آوريل، تئوري‌هاي منطقي در باب جمله و معنا، دكتر آليسترنات از دانشگاه اوتاگو.  //  ـ 24 آوريل، مرزهاي بين منطق و علوم اعصاب و روان، دكتر گرگ داس از اوتاگو.  //  ـ 15 مي، دربارة آراء و نظريات راسل و آير، سخنراني پروفسور چارلز پيتگن از اوتاگو.  //  ـ 22 مي، اشتراكات اخلاقي، موضوع سخنراني دو استاد دانشگاه سيدني، دكتر اندرومور و دكتر اندرو دانلّي كه هر دو از استادان اخلاق دپارتمان فلسفه دانشگاه سيدني هستند و كتابي دربارة تطور نظريه‌هاي اخلاقي دارند.  //  ـ 29 مي، دفاع خدا ناباورانه از علم مسيحي، سخنراني دكتر بردلي مونتون از دانشگاه كلرادو.  //  ـ 7 آگوست، آناتومي ذهن و دين اخلاقي، دكتر خوان مانوئل گومز.  //  ـ 14 آگوست، عقل در احساس و زيست‌شناسي، موضوع سخنراني دكتر يوستين سيتس‌ما از دانشگاه ويكتوريا در استراليا.  //  ـ 11 سپتامبر، اخلاق و تكامل، دكتر سِت لازار، استاد فلسفه و اخلاق دانشگاه ANU.  //  ـ 18 سپتامبر، انقلاب‌هاي پزشكي و فلسفه اخلاق، دكتر جان متيوسان از دانشگاه ماسي.  //  ـ 25 سپتامبر، سخنراني دكتر مايكل جان تورپ از دانشگاه كانتربوري، با عنوان: تكامل در عقايد  باورها.  //  بقيه سخنراني‌ها طبق زمان‌بندي و اعلام در هر ماه از سوي سايت دانشگاه اعلام خواهد شد كه شامل پنج سخنراني ديگر تا آخر سال جاري ميلادي است و در حوزه‌هاي فلسفه، اخلاق و علوم جديد با اولويت‌ خاص محيط زيست خواهد بود.

سمينار هنر
دپارتمان هنرهاي دانشگاه اسِكس در سه ماة آتي نوامبر، دسامبر و ژانوية 2013، همايشي با عنوان سمينار هنر برگزار خواهد كرد و اين سمينار با سخنراني دكتر آدرين كوك از آكادمي سلطنتي هنرها رسماً افتتاح خواهد شد. ديگر سخنرانان و موضوع بحث آنها چنين خواهد بود:
ـ پروفسور خوان پابلوسرا از دانشگاه فرانسيسكو دِويتوريا، در موضوع: تجربه، دانش و عمل، يا فلسفة اخلاقي پراگي تيسم سخنراني مي‌كند.  //  ـ دكتر يورگ شاو، استاد فلسفه هنر در دانشگاه اسكس، با موضوع: كما‌ل‌گرايي در هنر.  //  ـ دكتر كاترين كاوون، از دانشگاه نانتينگهام در مبحث: نظريه‌هاي عكاسي.  //  ـ دكتر كاتلين استوك از اسكس: چگونه مي‌توان يك باور را تصوير يا ترسيم كرد؟  //  ـ پروفسور دانلدكوپر، استاد برجستة دانشگاه كمبريج دربارة: هنرمندان دورة رنسانس سخنراني خواهد كرد.  //  ـ دكتر بت‌لود، استاد دانشگاه ابردين، درموضوع: موزه‌ها و فلسفة اوايل دوران مدرن، سخنراني مي‌كند.  //  ـ دكتر جوليا پيترز، استاد معروف فلسفه دانشگاه توبينگن در اين موضوع خطابه‌اي ايراد خواهد كرد: عادات و سرشت ثانوي، در نظرية اخلاقي هگل.  //  ـ دكتر مت لودر از دانشگاه اسكس، واپسين سخنراني را در يك موضوع خاص مربوط به قرن نوزدهم در اروپا مطرح مي‌كند: خالكوبي به مثابه هنر اواخر قرن نوزدهم.  //  ـ سخنران بعدي، پروفسور توماس پوگ از دانشگاه ييل است كه دربارة: جرّاحي‌هاي تغييردهندة چهره و اندام يا به اصطلاح رايج: جراحي‌هايي زيبايي سخن مي‌گويد و در اين موضوع بحث مي‌كند آيا فهم ما از زيبايي انساني را تغيير مي‌دهد و يا اين كه  نسبت آن به هنر و زيبايي‌شناسي فلسفي چيست و چه اندازه است؟   //  ـ پروفسور ميشله‌گرت، استاد دانشگاه جرج ميسون دربارة هنرمندان امريكاي لاتين خطابه‌اي خواهد داشت.  //  و سرانجام ـ پروفسور مارك راتال، از دانشگاه كاليفرنيا، درباب نظرية هيدگرو كي يركه‌گور درباب «فرديت» سخن خواهد راند.

سمينارهاي نشنال جئوگرافي
مؤسسة معروف طبيعت‌‌ياب و طبيعت‌گراي نشنال جئوگرافي در سراسر جهان از شهرت و اعتبار زيادي برخوردار است. نه تنها نشرية اين مؤسسه و مطالب و بخصوص عكس‌هاي آن بسيار ارزشمند و مهم بوده و موجب اعتبار جهاني آن مي‌شد، بلكه بعدها مركز آموزشي و فيلم‌هاي مستند و حتي شبكه تلويزيون ماهواره‌اي آن نيز مخاطبان و علاقمندان زيادي داشت. مؤسسة نشنال جئوگرافي، اخيراً سمينارهاي متعددي را در باب آموزش جنبه‌هاي گوناگون هنر عكاسي آغاز كرده كه شامل سخنراني‌ها و كارگاه‌هاي آموزشي متعددي خواهد بود. در اين كلاس‌ها به حاضران آموخته خواهد شد كه چگونه نور را كنترل كنند، چگونه كمپوزيسيون درست را انتخاب نمايند. چه وقت بهتر است كه از فلش استفاده شود؟ امكانات دوربين‌هاي ديجيتال را مي‌بايد چگونه شناسايي كرد و چگونه مورد بهره‌برداري قرار داد؟ تفاوت‌هاي عكاسي از طبيعت و چشم‌اندازها با عكاسي از پرتره و مردم و عكاسي صنعتي چيست؟ و چند مسئلة اساسي ديگر. اين سمينارها در اغلب شهرهاي بزرگ آمريكا برگزار مي‌شود. در ضمن اين كه به طور همزمان روي سايت نشنال جئوگرافي هم همانها منتشر خواهد شد و در دسترس كاربران سايت قرار خواهد گرفت. يكي از اين كلاس‌ها، اسمش «خلاقيت و بازي با نور» است.در اين كلاس، به آموزش‌طلبان و كارآموزان مي‌آموزند كه نور، همچون يك عنصر پنهان و بسيار مهم در عكاسي است و مي‌تواند اگر به درستي مورد توجه قرار گيرد، يك سوژة عادي را بدل به يك عكس كلاسيك و جادويي نمايد. استادان برجستة عكاسي طبيعي، جي ديكمن و نواداواير، كار با طيف‌هاي مختلف نور را به كاربران ياد مي‌دهند و در اين زمينه سخنراني هم خواهند كرد. موضوع صحبت آنها، استراتژي‌هاي استفاده از رنگ، و توازن بين عكس‌هاي سياه و سفيد و غير آن است. اين كارگاه آموزشي و سخنراني در كتابخانه عمومي سياتل برگزار مي‌شود.
موضوع بعدي، عكاسي سفر است كه از پرتره‌هاي كلوز‌آپ را در بر مي‌گيرد تا عكس‌هاي خياباني از فستيوال‌ها و جشنواره‌ها، از معماري بناها و پل‌ها و مجسمه‌هاي يادبود تا نماهاي شهري و نمادهاي محلي و منطقه‌اي، سرانجام چشم‌اندازهاي خاص و طبيعت را نيز در بر مي‌گيرد. در  اين سمينار و آموزشگاه نيز رالف لي‌هاپكينز و باب كريست به شركت‌كنندگان مي‌آموزند كه چگونه در مكان درست و زمان درست به عكاسي بپردازند. محل برگزاري اين نشست، شهر نيويورك است و در Lighthouse  Interntional واقع است. هر شركت‌كننده البته بايد ثبت‌نام كرده و مبلغ مورد نظر براي شركت مستقيم در سخنراني و كارگاه را به عهده بگيرد.
عكاسي و چشم‌انداز، مردم و مكان‌ها
اين هم يكي از موضوعات سمينار نشنال جئوگرافي، دربارة رازهاي طبيعت، چالش‌هايي كه در عكاسي از طبيعت پيش‌روي عكاس و علاقمندان به ثبت روايت‌هاي تصويري از طبيعت مطرح است، چگونگي و كيفيت ثبت پويايي طبيعت و سادگي پديده‌هاي طبيعي و... مي‌باشد. سخنرانان و آموزگاران كارگاهي و آموزشي در اين همايش كه در دانشگاه ايالتي وين در شهر ديترويت برگزار مي‌شود، عبارت‌اند از: مايكل ملفورد و ادي سالووي. همزمان، انجمن نشنال جئوگرافي واقع در پايتخت ايالات متحده، يعني واشنگتن دي‌سي، با حضور كاترين كارنو و جيم ريچاردسون، جلسه سخنراني و آموزش عكاسي از مردم و مكان‌هاي جمعيت‌دار را اداره مي‌كنند. آنها به مخاطبان و هنر آموزان ياد مي‌دهند كه چگونه با سوژه ارتباط برقرار كنند و روح يك مكان را به همراه مردمان و حضور زندة آنها به تصوير بكشند. مسئله ديگر، تصوير برداري از فاصله‌ها و مكان‌هاي وسيع، تعدد انسان‌ها، جمعيت‌هاي فشرده، زمان در عكاسي و مسائل ديگر، برخي مسائل اين كارگاه آموزشي در زير مجموعه سمينارهاي فوق است.

سمينار دانشگاه آيداهو
چند سخنراني در روزهاي مختلف سپتامبر، اكتبر و نوامبر 2013، يعني ماه جاري و بعدي ميلادي در دانشگاه آيداهو دربارة هنر، فلسفة هنر و مسائل ديگر برگزار مي‌شود. برخي از تخصصي‌ترين سخنراني‌هاي اين همايش عبارت است از: 1- دربارة سراميك و ارزش هنري بي‌همتاي آن، سخنراني دكتر برنت نايتينگ.  //  2- دربارة انيميشن و هنر كارتون‌سازي، دكتر كريس گريم.  //  3- نقش آب در هنر، پروفسور استفن مك مولان. //  4- راجع به افق‌هاي هنرعكاسي، دكتر پاهومن.
فهرست سمينارهاي فرهنگ و علوم انساني
11 اكتبر 2013 – دربارة عقل و استدلال – امريكا. //  14 اكتبر 2013 – ارزش‌هاي تنوع جنسيتي – بلژيك.//  15 اكتبر 2013 – از خود بيگانگي – اتريش. // 17 اكتبر 2013 – ادبيات و علوم انساني – اسلوواكي. // 18 اكتبر 2013 – هويت  - روماني. // 19 اكتبر 2013 – سومين كنفرانس بين‌المللي علوم انساني و فرهنگ – كرة جنوبي. // 23 اكتبر 2013 – كنفرانس آسيايي دربارة آموزش و تكنولوژي – ژاپن. // 25 اكتبر 2013 – نمادهاي تاريخ فرهنگ – تركيه، و نيز كنفرانس‌ دربارة ذهن و مديريت – هند. // 28 اكتبر 2013 – هويت و سياست؛ چند فرهنگي‌ها – مكزيك. // 31 اكتبر 2013 – دربارة علوم سياسي – تركيه // 1 نوامبر 2013 – دربارة چند رگه‌اي‌ها و مسئلة هويت – يونان؛ و نيز: دومين كنفرانس جهاني دربارة ورزش – يونان. // 3 نوامبر 2013 – انسان، زمين و آب – بنين. // 4 نوامبر 2013 – دربارة خودكشي و اتانازي – يونان. // 5 نوامبر 2013 – مفهوم عضويت و تعلق – مكزيك. // 7 نوامبر 2013- شهروندي در قرن بيست و يكم – يونان؛ و نيز: دهمين كنفرانس جهاني دربارة مرگ – يونان؛ ونيز: تاريخ فلسفه – تركيه. // 8 نوامبر 2013 – معنابخشي در موسيقي – مكزيك. // 10 نوامبر 2013 – چهارمين كنفرانس جهاني دربارة رنج – يونان؛ ونيز: سومين كنفرانس‌ جهاني دربارة نوشتن – يونان؛ و نيز: هاليوود و جهان – يونان. // 11 نوامبر 2013 – كنفرانس بين‌المللي دربارة علوم اجتماعي – كانادا. // 17 نوامبر 2013 – دومين كنگرة بين‌المللي دربارة علوم انساني اسلامي – تهران. // 18 نوامبر 2013 – ادبيات و فضاي شهري – تركيه. // 21 نوامبر 2013 – ادبيات تخيلي – تركيه. // 23 نوامبر 2013 – دربارة تجارت، مهندسي و علوم كاربردي – كانادا. // 25 نوامبر 2013 – دربارة زيبايي و زشتي – تركيه. // 26 نوامبر 2013 – پژوهش‌‌هايي در آموزش عالي: كنفرانس آسيايي – فيليپين. // 28 نوامبر 2013 – دربارة فرهنگ‌هاي شرق: صدا، زبان، كتاب – لهستان؛ ونيز: تاريخ هنر و ارتباط آن با سياست، ايدئولوژي و هويت – تركيه؛ و نيز: شهروند جهاني، استفاده و سوء استفاده از نظريات توماس پين – انگليس. // 29 نوامبر 2013 – اپيستمولوژي (معرفت‌شناسي) اجتماعي – كانادا.
دربارة برخي از اين سمينارها كه عمده‌ترين و مهم‌ترين همايش‌ها و سخنراني‌ها و نشست‌ها تا پايان ماه نوامبر است، در گزارش‌هاي بعدي مطالب و توضيحاتي خواهيم نوشت. ازين پس، به صورت كلي و با عنوان فهرست عمومي سمينارهاي هر ماه يا دو ماه يا يشتر، به معرفي عنوان و كشور سمينار‌ها مي‌پردازيم تا علاقه‌مندان بتوانند از طريق رايانه‌ و اينترنت جهت شركت در سمينار يا اخذ اطلاعات يا مطالب مختلف و متن سخنراني‌ها اقدام كنند. برخي از همايش‌ها كه مهم‌تر است و اطلاعات دقيق‌تر دربارة آن موجود باشد، پس از برگزاري يا در حين برگزاري معرفي خواهد شد.

«اخلاق» را بر صدر نشانيم
استاد مصطفي ملکيان در سومين همايش مهر «مولانا» به ايراد سخن پرداخت. وي در آغاز سخن با اشاره به اين نکته که امروز در باب يكي از بندهاي طرح اجمالي نظام اخلاقي مولانا سخن خواهم گفت اظهار داشت: سخن را از حالات بهنجار رواني انسان آغاز مي‌كنيم. بايد گفت كه هيچ انساني نيست كه در حالت بهنجار آگاهي خود دست به كاري بزند الاّ آنكه قبل از اقدام به اين كار در درون، ذهن وضمير، و باطنش، يك «بايد» تحقق پيدا كند. اين نكته محتاج توضيح است. اولاً وقتي كه گفته مي‌شود حالات بهنجار آگاهي، حالتي مراد است كه همه ما نيز كه در اينجا نشسته‌ايم از آن برخورداريم. در واقع اگر انساني از چهار ويژگي در يك لحظه برخوردار باشد، گفته مي‌شود كه در حالت بهنجار آگاهي به سر مي‌برد. اينكه اولاً، زنده باشد و نه مرده؛ ثانياً بيدار باشد و نه خفته؛ ثالثاً به هوش باشد و نه در حالت اغما يا كُما؛ و رابعاً، مستِ «لايعقلِ» بي توجه به اطراف نباشد. روانشناسان چنين شرايطي را، شرايط «بهنجارِ آگاهي» مي‌دانند. البته به جز اين شرايط، انسان‌ها از حالات «نابهنجار آگاهي» نيز برخوردارند كه روانشناسي تا به اينجا 21مورد از آن را استخراج كرده است. ولي معمولاً انسان‌ها بيشتر عمر خود را در همين حالت اول يعني حالت بهنجار آگاهي به سر مي‌برند و نه در آن حالات 21گانة نابهنجار. حال سخن بر سر آن است كه در حالت بهنجار آگاهي، هيچ انساني دست به كاري نمي‌زند مگر اينكه قبل از دست زدن به آن كار يك «بايد» در درونش منعقد شده باشد. امري كه ولو در يك ‌ميلياردم ثانيه پيش از يك عمل (مثل برداشتن يك ليوان آب) يا بسيار متأخرتر از وقوع يك عملِ شخص(مانند وانهادن يك ارتباط انساني)، در وي جوانه زده است تا وي به آن عمل دست بزند. اين قاعده دربارة همة اعمال «ارادي» انسان‌ها در حالت بهنجارِ آگاهي صدق مي‌كند. حال اين سوال پيش مي‌آيد كه خودِ اين «بايد» از كجا در ذهن من پديد آمده است؟ منشأ آن كجاست؟ در پاسخ به اين سوال ما به بحثي مي‌رسيم كه از آن به عنوان «منابع هنجارگذار» تعبير مي‌شود؛ يعني همان منابعي كه از دلشان، اين «بايد»ها سر بر مي‌آورند.
وي در ادامه با تاکيد بر اين نکته که درباره «تعداد» منابع هنجارگذار، شمار متفاوتي در ديدگاه‌هاي مختلف ديده شده است گفت: اما به رأي شخصي من، 6نوع منبع هنجارگذار را مي‌توان برشمرد. يكم: اخلاق، دوم: حقوق، سوم: آداب و رسوم و عرف و عادات؛ چهارم: دين و مذهب، پنجم: مصلحت‌انديشي، و ششم: زيبايي‌شناسي. و معناي سخن اين است كه اگر در هريك از «بايد»هايي كه براي انجام كاري پديد مي‌آيد دقت كنيم، مي‌بينيم كه آن «بايد»، از يكي از اين «6 منبع» ناشي شده است. مثلاً وقتي قصد حضور در مجلسي را داريم، «بايد»ي در ما منعقد مي‌شود؛ اينكه: در اين مجلس «بايد» متواضعانه رفتار كنم. وقتي قصد سخن گفتن داريم، «بايد»ي در ما منعقد مي‌شود؛ اينكه: «بايد» راست بگويم. اما اين «بايد» متواضعانه رفتار كنم و «بايد» راست بگويم، از كجا به ما القا شده است؟ پاسخ اينجاست كه اين باور، خاستگاه «اخلاقي» دارد؛ اين «بايد» از قلمرو «اخلاق» به درون ما راه يافته است. به عبارتي، اگر نبود «اخلاقي زيستن»، و اگر نبود «اخلاقي بودن»، و اگر نبود «اخلاقي ماندن»، اين نوع باورها در ما پديد نمي‌آمد.
پس خاستگاه اينگونه باورها، «اخلاق» است كه اولين منبع هنجارگذار به شمار مي‌آيد.
منبع دوم، «حقوق» است. همة «بايد»هايي كه درون ما پديد مي‌آيند به جهت اينكه در يك كشور خاص زندگي مي‌كنيم و مي‌خواهيم خود را تابع نظام حقوقي- قانوني آن جامعه قرار دهيم و به مقتضاي آن رفتار كنيم، «بايدِ» حقوقي هستند. بديهي است كه قانون، مُبَيِّن «حقوق» است و نه مُبَيِّن اخلاقيات.از منبع هنجارگذار سوم، به «دين و مذهب» تعبير مي‌كنيم. اگر به خود گفتيد كه بايد نماز بگذارم، عشاء رباني به جا آورم يا پاي ديوار ندبه، ندبه كنم، معلوم مي‌شود كه شما مسلمان، مسيحي يا يهودي هستيد و چنين مي‌كنيد چون دين اسلام، دين مسيح يا دين يهود به شما فرمان انجام اين اعمال را داده است. هرچه از اين «بايد»ها در انسان منعقد شد، «بايد»هاي اخلاقي يا وظيفه حقوقي-قانوني ما نيست، بلكه اين «بايد»ها از دين و مذهب برخاسته است كه به آن آدابِ مناسكي شعائري گفته مي‌شود. اين «بايد»ها معمولاً در «فقهِ» يك دين و مذهب خود را نشان مي‌دهند. منبع چهارم هنجارگذار، «منبع آداب و رسوم و عرف و عادات» است. اينكه «بايد» سيزدهم فروردين را در خانه نماند و يا بايد اين روز را در دامان طبيعت گذراند، يا در شب چهارشنبه سوري «بايد» از روي آتش پريد يا بايد آواز خاصي را بخوانم، اين «بايد»ها نه «بايدِ» اخلاقي هستند، نه حقوقي-قانوني و نه ديني و مذهبي. بلكه از دل «آداب و رسوم و عرف و عاداتِ» جامعه‌ من به عنوان  يك جامعه‌ «ايراني» برمي‌خيزند. كما اينكه اگر ژاپني بوديم، آداب و رسوم آن جامعه التزام به «بايد»هاي ديگري را از ما طلب مي‌كرد. منبع پنجم هنجارگذار، «زيبا‌شناسي» است كه منشأ «بايد»هاي زيبا‌شناسانه‌ به شمار مي‌رود. اين «بايد»ها از حسِّ زيبا‌دوستي و زيبا‌پرستي ما آدميان برمي‌خيزد. به ياد داريم كه افلاطون مي‌گفت ما در ژرف‌ترين لايه‌ «روانِ» خود، فقط عاشق سه چيز هستيم؛ يكي، عاشق حقيقت (=راستي)؛ دوم، عاشق خير(=خوبي يا نيكي)؛ و سوم، عاشق جمال(=زيبايي). هرآنچه جز اين سه چيز را در طول زندگي طلب كنيم، آن را نردباني براي رسيدن به يكي از آن سه عشق خواهيم كرد. اين سه، مطلوب «ذاتي‌« آدمي هستند و بقيه مطلوب‌ها «غيري»‌اند كه با يك واسطه يا چند واسطه ما را به سه مطلوب «بالذّات» مي‌رسانند. به اين ترتيب، بر اثر «زيبايي دوستي» كه جزء لاينفك روح آدمي است، سلسله «بايد»هايي در درون ما شكل مي‌يابد. توجه به پاكيزگي (فراتر از جنبه‌ اخلاقيِ آن در لزوم نيازردن ديگران با ناپاكي و آلودگي) و يا آراستگي ظاهري (مانند مرتب كردن يا آرايش موي سر، اتوكردن لباس‌ها يا رعايت تناسب رنگ آنها) از حسِّ زيبا‌شناسي ما نشأت مي‌گيرد. حسي كه به ما مي‌گويد جهان را بايد زيباتر از آنچه هست كرد يا به تعبير بدبينانه، جهان را نبايد زشت تر از آنچه هست، كرد. چه خوشبين باشيم و چه بدبين، مُود?اي آن در مقام عمل يك چيز است.
ششمين و آخرين منبع هنجارگذار اجتماعي، «مصلحت‌انديشي» است. سلسله‌اي از باورهايي كه در ما پديد مي‌آيد به حكم آن است كه ما مصلحت انديش، عاقبت‌انديش يا به تعبير مولانا «عاقبت‌بين» يا آخرت‌بين هستيم. صورت استدلاليِ «مصلحت انديشي» چنين است كه: هر هدفي- خرد يا كلان، كم‌اهميت يا پر‌اهميت، سرنوشت‌ساز يا مقطعي- را در زندگي انتخاب كنيد، يك «بايد» بر سر همه‌ وسايلي كه شما را به آن هدف مي‌رساند، قرار مي‌گيرد: «بايد»هاي مصلحت‌انديشانه. فرض كنيد كه هدف يك دانشجو، قبولي در آزمون دكتراي فلسفه است. پس «بايد»هايي متوجه او مي‌شود. بايد كتاب‌هايي درباره دكارت، كانت، ابن‌سينا و... را بخواند. اما اگر دست از هدف خود بردارد همه‌ آن «بايد»هايي كه بر سر وسايلِ حصول آن هدف آمده بود فرو مي‌ريزد. وي خاطر نشان کرد: بنا بر آنچه گفته شد به نظر مي‌رسد به حصر استقرايي، هر «بايد»كه در آدمي منعقد مي‌شود در يكي از 6منبع هنجارگذار اجتماعي فوق (اخلاق، حقوق، دين و مذهب، آداب و رسوم، زيبا‌شناسي و مصلحت‌انديشي) منشأ دارد. حال شما در خود بنگريد كه آيا «بايد»ي هست كه از منشأ هفتم يا هشتمي برخيزد؟ بديهي است كه در آن صورت بايد بر اين فهرست افزود.

روح انديشيدن ايراني
دكتر سيد جواد طباطبايي طي سخناني در «خانه انديشمندان علوم انساني» به  «وضعيت تفكر در ايران امروز» پرداخت. وي در آغاز سخن با اشاره به اين نکته که کل آثار من از اول تا همين حالا که اين حرف ها را مي زنم،‌ اشتباه بوده است. البته اين شوخي است،‌ اما تقريبا همه آثار من يعني چند هزار صفحه در دست بازنويسي است گفت: از برخي چون «زوال انديشه سياسي» و «درآمدي بر تاريخ انديشه سياسي در ايران» ويراست سومي در دست تهيه است. وقتي اثري تا سه بار مورد بازنگري قرار مي گيرد،‌ نشان گر آن است که خود مولف معتقد است برخي اشكالات اساسي در آثار هست که مفروض واقع شده است. ضمن آن که برخي از ايراد و انتقادهاي ديگران را نيز مد نظر قرار داده است. مثلا حدود ده سال است که به بازنويسي کتاب «ابن خلدون و علوم اجتماعي» که به آن علاقه دارم، مشغولم و قصد دارم آن را از نو بنويسم. يعني ايرادهاي اساسي وجود دارد، البته هر کسي که به کتاب ها نگاه کند، به زودي به اين مشکلات پي نخواهد برد. تجديد چاپ مکرر کتابي چون «درآمدي...» نشان گر آن است که مباحث آن در حوزه عمومي ما وجود دارد، اگرچه من نمي توانم همه زواياي آن را باز بکنم،‌ اما تا جايي پيش رفته ام که مي توانم با فاصله اي که از اين موضوع پيدا کرده ام، اشکالات راه را بيابم. وي در ادامه خاطر نشان ساخت: مباحث من در حوزه روشنفکري يا فعاليت سياسي جاي نمي گيرد. پرسش مبنايي مباحث من،‌ پرسشي است که يک ايراني در تاريخ و فرهنگ ايراني بايد طرح مي کرده است. اين که ملتي در آغاز دهه 1390 خورشيدي از خودش مي پرسد «کجا ايستاده ايم؟»، سوالي اساسي است. اما‌ از خلاف آمد عادت است که براي اولين بار اين سوال نه در ايران که در خارج از ايران پرسيده شده است. اين که از زوال انديشه سخن مي گويم به همين معناست. بعدا به خاطر طرح اين سوال به اين نتيجه رسيدم که بايد نظريه اي براي پاسخ به آن داد. اما اين سوال نخستين بار در کتاب «نامه هاي پارسي يا ايراني» نوشته مونتسکيو طرح شده است. اين کتاب نامه نگاري دو ايراني در حدود سه قرن پيش است که در حدود 1740 به پاريس رفته اند و گزارش مي دهند که مردم اينجا چگونه فکر مي کنند. در يکي از نامه ها اشاره مي شود که در يک کافه يک فرانسوي از يکي از اين ايراني ها مي پرسد: «چگونه مي شود ايراني بود؟»(البته آن زمان «ايران» نمي گفتند و پرشيا يا پرسان به کار مي رفت). اين پرسش عمقي دارد که حتما آن ايراني متوجه آن نشده است،‌ اما ثقل و سنگيني اين پرسش که براي اولين بار از بيرون مطرح شده، همچنان حضور دارد. ايرانيان از کنار اين پرسش به راحتي گذشتند و بعيد مي دانم ما ايراني ها اين کتاب را به خاطر اين جمله که گره اصلي آن است،‌ خوانده باشيم. در حالي که اين جمله در فرانسه امروز هم نقل مي شود و در ابتدايي ترين فرهنگ فرانسه وقتي به کلمه «پرسان» مي رسد،‌ شاهد مثال اين جمله است.
دکتر طباطبايي با اشاره به اين نکته که مي گويند بحث من هگلي است گفت : اين طور نيست. حتما هگل در پروردن برخي مفاهيم نقش دارد. اما من نوعي مي نويسم که هم همه چيز را نگفته باشم و هم همه چيز را گفته باشم. به همان طريق که لئو اشتراوس در کتاب «خفقان و هنر نوشتن» مي گويد. او اشاره مي کند که بعضي از نويسندگان قديم،‌ مطلبي را بيان مي کردند که نمي شد در آن زمان گفت. يعني اين نويسندگان آن چه را که نبايد گفته مي شد،‌ گفته اند،‌ بي آن که مميزي متوجه شود و بي آن که مورد آزار و اذيت واقع شوند، اگرچه برخي مورد آزار و اذيت واقع شدند. از سال هاي دهه 1360، برخي از طريق پوپر به هگل اتهام فاشيسم زدند و انتقاد از هگل را به عنوان تثبيت نقطه مقابل مي دانستند. بنابراين هر چيزي را که نمي پسنديدند،‌ هگلي مي خواندند. همين را به دکتر داوري گفته اند، به من هم گفته اند. در حالي که اولا ايشان اصلا هگل نخوانده اند که بفهمند، ثانيا مگر قرار است من همه کارت هايم را رو کنم؟! يکي از متفکرين اروپايي که من بيشترين تاثير را از او گرفته ام،‌ زيرا فکر مي کردم که مسائل ايران از ديدگاه او احتمالا ديده مي شود، کسي است که اسمش هم در ده دوازده کتاب من نيامده است!‌ اين کار براي آن است که خواننده داراي غرض را با هگل گمراه کنم. بنابراين کمترين تاثير من به مناسبت هايي از هگل است و بيشترين تاثير از کسي است که فعلا نامش را نمي شود گفت. البته نه آن که مهم باشد، بلکه به درد نمي خورد که اسمش را بگويم. نه اين که آدم خطرناکي باشد. اصلا آن آدم ربطي به ما ندارد. منتها من از او استفاده اي مي کنم که اگر در جاهايي دقيق آثارم را خوانده باشيد(از جمله در «انحطاط») مي توانيد رد پاي او را پيدا کنيد. تحليل من هگلي-ديالکتيکي نيست،‌ بلکه استراتژيک است و به اين سوال ربط دارد که ما کجا ايستاده ايم؟ يعني مسائل اساسي بنيادين را مي خواهد مطرح کند و نشان دهد که بزنگاه جايي که ما ايستاده ايم کجاست؟
دکتر طباطبايي همچنين افزود: به نظر من نه تنها انديشه ايرانشهري وجود دارد، بلکه ابعاد مسئله خيلي اساسي تر و بنيادي تر از آن است که ما تا الان توانسته ايم توضيح داده باشيم. در نسخه دوم و سومي که از برخي کتاب ها منتشر مي کنم، به اين مسئله مي پردازم که تداوم ايران که به آن اشاره کردم،‌ در واقع تداوم يک انديشه است. غرب شناسان با اعجاب از اين موضوع ياد کرده اند که ايران چسبيده به عربستان است. در حالي که اسلام، شمال آفريقا و مصر را عربي زبان کرد، اما ايران را نتوانست عربي زبان کند. از سوي ديگر ترکان، روم شرقي را ترک کرده اند، اما نتوانستند ايران را ترک زبان کنند. چه چيز مقاومت مي کند؟ مستشرقين که روي زبان فارسي کار کرده اند، مي گويند فارسي يک زبان اساسي و مهم است و نمي شود به راحتي آن را از بين برد. زبان فارسي به رغم بحث هاي امروز،‌ يک زبان معمولي مثل ساير زبان هاي ايران است. زبان فارسي به معناي پشتو در افغانستان يا اردو در پاکستان نيست. زبان فارسي جان و روح يک ملتي است که از وراي دو هزار و پانصد سال ايستاده است. همه ايرانيان از هر جا و هر زبان و خرده فرهنگ و قوميتي، جان شان در اين زبان است. اين زبان تداوم ملي و تاريخي ماست. زبان فارسي با خودش نوعي انديشيدن را آورده  است که من آن را براي اولين بار انديشه ايرانشهري خوانده ام. هر چه متن ها را بيش تر خوانده ام، متوجه شده ام که مسئله اساسي تر است. بايد يک نظريه اساسي تر و جامع تري ساخت.
نوع انديشيدن ايراني ماست که با زبان فارسي انتقال پيدا کرده است و زبان فارسي اگر مانده، به خاطر قوي بودن زبان نيست،‌ بلکه به اين خاطر است که چيزي که در آن بيان مي شد، اساسي بوده است. آن انديشه ايران شهري است. ايراني که همسايه عربستان است،‌ نه تنها مي تواند زبانش را حفظ کند،‌ بلکه خلافت به عنوان نظريه سياسي آغاز دوره اسلامي را نمي پذيرد و خودش را بيرون از جاذبه خلافت مي فهمد. ايراني ها در دو قرن اول که گفته مي شود، دو قرن سکوت بوده است، کاري اساسي انجام دادند. زيرا آن چه از دوران باستان مانده بود را به صورت زيرزميني منتقل کردند و ورز دادند و به دوره اسلامي منتقل کردند. متاسفانه درباره اين دوره از ديدگاه تاريخ انديشه کار اساسي اي صورت نگرفته است. ايراني ها در اين دوره نوعي از انديشيدن ايراني که آيينه هويت ايراني بود و روح ايراني درآن دميده شده بود را در فارسي جديد بيان و به نسل هاي پس از خود منتقل کردند. فارسي امروز از ميان زبان هاي قديم تنها زباني است كه بيش از هزار سال سابقه تاريخي دارد. اين زبان با خودش روح انديشيدن ايراني را به دوره اسلامي منتقل کرده است.

مباني معرفتي عرفان اسلامي
عصر روز چهارشنبه سوم مهرماه 1392، اتاق ايران دانشگاه دولتي علوم انساني مسکو ميزبان دکتر شهرام پازوکي صاحبنظر فلسفه و عرفان اسلامي و مدير گروه عرفان و تصوف انجمن حکمت و فلسفه بود که در جمع شماري از اساتيد و دانشجويان زبان فارسي اين دانشگاه در موضوع مباني معرفتي عرفان اسلامي به بحث و تبادل نظر با محققان جوان روس پرداخت .در اين نشست که به ابتکار رايزني?فرهنگي جمهوري?اسلامي?ايران انجام پذيرفت، سيد حسين طباطبايي وابسته فرهنگي و سرپرست رايزني نيز حضور داشت. پس از معرفي اساتيد و دانشجويان حاضر در نشست و آثار و تحقيقات آن ها، دکتر پازوکي پس از معرفي اجمالي انجمن حکمت و گروه عرفان و تصوف اين انجمن، با ذکر اين نکته مهم که در پژوهش هاي صورت گرفته در مورد عرفاي مسلمان، بسشتر وجه ادبي آثار آن ها مد نظر بوده است افزود : عرفان اسلامي از منظر انديشه و تفکر واجد معاني بلندي است که متاسفانه مغفول واقع شده است و من معتقدم افکار و انديشه هاي عرفاي مسلمان بايد بيشتر از ارزش ادبي آثار آن ها مد نظر قرار گيرد. استاد فلسفه و عرفان اسلامي دانشگاه هاي تهران با فراخواندن محققين و دانشجويان جوان روس به بررسي عميق تر آموزه هاي عرفاني و عدم اکتفا به ارزش ادبي صرف آن ها، شاهنامه فردوسي را از منظر انديشه هاي عرفاني داراي مطالب و آموزه هاي عميقي دانست و آثار نظامي گنجوي، شاعر بزرگ پارسي گوي را شرح عرفاني افکار فردوسي خواند و افزود: در ادبيات عرفاني ما، اساطير ايران باستان احياء شده است و شاهنامه فردوسي، به عنوان شاهکار ادبيات حماسي ايران، در بردارنده معاني عميق و لايه هاي زيرين عرفاني/ معرفتي است که نياز به پژوهش و بررسي شايسته دارد. دکتر پازوکي با اشاره به موضوعات مورد تحقيق توسط شماري از اساتيد و دانشجويان اين دانشگاه که در آغاز نشست ذکر شد اظهار داشت: متون عرفاني براي شما نامانوس خواهند بود اگر با عالم عرفان اسلامي به صورت فکري و نظري آشنا نشويد .به عنوان مثال عبهر العاشقين که به نوعي اولين نثر عاشقانه در ادبيات فارسي محسوب مي شود، جداي از ارزش ادبي، در بردارنده مفهوم و تعريفي از زيبايي است که در عالم تفکر اسلامي بي نظير است و در مباحث فلسفه هنر قابل طرح و بحث مي باشد. در ادامه جلسه که بخش اعظم آن را نيز در بر گرفت، سوالاتي از سوي حضار طرح شد و به طرح موضوعات و مباحث جالب و جديدي براي محققان جوان روس منجر گرديد. دکتر پازوکي در پاسخ به سوال و طرح موضوع يکي از دانشجويان روس که به تفکيک خرد و تصوف در فرهنگ اسلامي اشاره داشت اظهار داشت:  نکته اي که بسيار مهم و شايان توجه است ارزش و جايگاه خرد در عرفان اسلامي است. نگاه تفکيکي بين عقل و عرفان که ميراث مستشرقين غربي است به سبب اين مساله مهم است که در عرفان مسيحي، اساسا عقل فاقد جايگاه درخور است و ايمان در عرفان مسيحي اساسا عقلاني نيست در حالي که در عرفان اسلامي و آموزه هاي عرفاي بزرگ مسلمان، «خرد » جايگاهي ويژه دارد. مولانا بيش از سيصد بار در مثنوي از عقل ياد کرده است و در ادبيات فارسي، هيچ کتاب با مثنوي از نظر تعداد صفاتي که براي عقل به کار برده است قابل مقايسه نيست. از اين روست که تا قرن دوازدهم، مثنوي يکي از منابع اصلي تمام فيلسوفان مسلمان بوده است. دکتر شهرام پازوکي در پاسخ به سوال يکي از استادان جوان روس که ترجمه تذکره الاولياء عطار را به عنوان طرح پژوهشي خود در دست انجام دارد، به تفصيل توضيحاتي در خصوص مراتب ايمان و عرفان از نگاه عطار و ريشه اين ترتب در آموزه هاي شيعي و به ويژه حضرت امام صادق (ع) ارائه داد. وي انديشه شيعي را به عنوان يکي از منابع مهم الهام عارفان بزرگ جهان اسلام دانسته و تاثير اين انديشه را در آموزه هاي بزرگاني چون مولوي، عطار و... مشهود و ملموس خواند.  شايان ذکر است دکتر شهرام پازوکي به دعوت بنياد مطالعات اسلامي مسکو براي شرکت در کنفرانس بين المللي اسلام شناسي که با همکاري بنياد مطالعات اسلامي مسکو و انستيتو فلسفه آکادمي علوم روسيه در مسکو برگزار مي گردد به روسيه سفر کرده است.

تبيين مرزهاي اخلاق
جلسه نقد و بررسي کتاب «مرزهاي اخلاق» نوشته دکتر شيرزاد پيک حرفه سوم مهرماه در سراي اهل قلم برگزار شد.در اين گردهمايي آقايان دکتر بخشعلي قنبري و دکتر افراسياب پور به عنوان ناقد کتاب حضور يافتند.در ابتداي اين جلسه دکتر قنبري با ضروري خواندن طرح مسائل اخلاقي، اين مولفه را از عوامل ثبات و پايايي هر جامعه خواند و افزود تجربه تاريخي نشان داده حيات هر جامعه وابسطه به رعايت حداقل هاي اخلاقي است. وي همچنين دستيابي به لايه هاي دروني اخلاق و گذار از لايه هاي ظاهري و قشري اين علم را تنها از طريق معرفت امکانپذير دانست و علم اخلاق را از اسباب دستيابي به اين قسم از معرفت معرفي کرد. دکتر قنبري طرح دغدغه هاي اخلاقي علم اخلاق و درگير ساختن ذهن مخاطبان اين علم را از ديگر علل اين تعمق بيان کرد و ادامه داد آشنايي با اين دغدغه ها جز از راه مطالعه آثار علماي فلسفه اخلاق اتفاق نخواهد افتاد. دکتر قنبري نکات قوت کتاب مرزهاي اخلاق را نخست نگاشته شدن آن با قلمي روان و عالمانه و در درجه دوم قرار گرفتن آن در حوزه تاليف و پايبندي نويسنده به عنوان و موضوع و همچنين استفاده از منابع به روز و افزودن تحليل هاي نويسنده به متن بيان کرد. دکتر پيک حرفه نيز با بيان اين مطلب که دغدغه وي در تاليف کتاب مرزهاي اخلاق بيشتر بوجود آوردن عطش فلسفي و طرح پاره اي از پرسش ها بوده است او به بيان ده پرسش بنيادين که در کتاب مورد توجه قرار گرفته پرداخت و در مقام تبيين مفهومي اين پرسش ها از ده مثال مدد جست.
وي بيان کرد در پاسخ به پرسش هاي اخلاقي مطروحه سه نحله  اخلاقي جديد وجود دارد که تناظر يگانه يک به يکي با تقسيم بندي کلاسيک اخلاق ندارد يعني حداقل گرايان،اعتدال گرايان و حداکثرگرايان.دکتر پيک حرفه در ادامه به بررسي نقاط اشتراک و تفاوت اين سه نحله اخلاقي پرداخت و بيان کرد در فصل دوم کتاب خود بيشتر کوشيده تا از اخلاق اعتدال گرايانه دفاع کند. دکتر افراسياب پور نيز اشراف نويسنده بر مطالب و کم غلط بودن کتاب را از محاسن کتاب مرزهاي اخلاق برشمرد و در ادامه نيز بعضي انتقادات را بر کتاب وارد کرد و دکتر پيک حرفه نيز به ايرادات وارد شده پاسخ گفت.اين جلسه با  پاسخگويي به سوالات حضار پايان يافت. 

تبلور حماسه در بستر اسطوره
کتاب «اساطير جهان»، به تازگي در 1500نسخه و با قيمت پنجاه هزار تومان چاپ و منتشر شده است. اين اثر به همت گروهي از مولفان و به ويراستاري ويليام داتي فراهم آورده است. اساطير جهان را ابوالقاسم اسماعيل پور به فارسي برگردانده است. دوشنبه، هشتم مهرماه، مراسم رونمايي اين اثر در مرکز فرهنگي شهرکتاب، با حضور ابوالقاسم اسماعيل پور، فتح الله مجتبايي و ‌مجتبي منشي‌زاده برگزار شد.
اسماعيل‌پور، ويژگي‌هاي اين اثر را در گزينش آن براي ترجمه‌ موثر دانست و در ذکر آن‌ها گفت: کتاب «دانشنامه‌ اساطير جهان» که پيش‌تر ترجمه کردم، به واقع دانشنامه است، به روايت اسطوره‌ها در جزئيات و در قالبي داستاني پرداخته است؛ اما اين کتاب، علاوه بر روايت داستان اسطوره‌ها، حاوي تحليل‌هايي مردم‌شناختي از اساطير است. اين رويکرد در کار اسطوره‌پژوهي در ايران، مغفول مانده است. به نظر مي‌رسد اگر بخواهيم راجع به اساطير ايران پژوهشي آکادميک و ماندگار صورت بدهيم، بايد جوانب مختلف را در نظر بگيريم؛ ابتدا بايد روايات و تصاوير اساطيري را به صورت منسجم گرد آوريم، چرا که تا به امروز اثري با اين ويژگي‌ها از روايات اساطير ايران نداريم. کتاب اساطير زنده‌ياد بهار، تنها آن‌چه را مربوط است به دوره‌هاي ميانه، در بردارد. بايد اين امر را از اساطير هند و ايراني بياغازيم و در دوره‌ اسلامي پي بگيريم.
چنين پيکره‌اي در اسطوره‌پژوهي ايران وجود ندارد. وي در شرح اجمالي تاريخ اسطوره‌پژوهي در ايران تصريح کرد: مي‌توان نقطه‌ آغاز اين دست پژوهش‌ها را به زنده‌ياد پورداوود در ترجمه و تصحيح اوستا نسبت داد. توضيحات او در مقدمه‌ هر بخش از اوستا، از اين حيث حائز اهميت است. پورداوود اسطوره‌شناس نبوده است، اما تحقيقات و تلاش‌هاي او را مي‌توان آغاز رويکردهاي اسطوره‌شناسي در ايران دانست. از آن مقطع تا دهه‌ چهل فعاليت‌هايي از اين دست ادامه داشته است. اما در اين دهه‌ کاري جدي و اساسي در اين حوزه صورت نگرفته است. تنها مي‌توان به برگردان کتاب اساطير يونان و رم به همت بهمنش اشاره کرد. در آن دوره به دنبال برگردان کتاب‌هايي از ادبيات يونان و رم،‌ و نياز به شرح برخي توضيحات اسطوره‌اي در خصوص آن‌ها، براي اولين ‌بار واژه‌ اساطير باب شد. پيش از آن به اين امور واژه افسانه اطلاق مي‌شد. تاسيس رشته‌ فرهنگ و زبان‌هاي باستاني در دانشگاه تهران در آن مقطع، از ديگر اقدامات در اين حوزه بود که در پيگري فعاليت‌هاي پژوهشي دانشگاهي، حول اسطوره‌شناسي موثر بوده است.
اسماعيل‌پور افزود: در دهه‌ پنجاه، پژوهشي در اساطير ايران، به همت مهرداد بهار تاليف شد که مي‌توان آن را سرآغاز اسطوره‌شناسي به عنوان يک دانش در جامعه‌ علمي ايران دانست. اين دهه‌ نقطه‌ تحول پژوهش‌هاي اسطوره‌شناسي در ايران است. در دهه‌ شصت نيز جلال ستاري با برگردان‌هايي که از مکاتب اسطوره‌شناسي صورت داد، اين روند را به اوج خود رساند. پژوهش‌ها و رويکردهاي ژاله آموزگار نيز در آن مقطع بسيار حائز اهميت و موثر هستند. اين روند تا به امروز ادامه دارد؛ ولي مي‌توان گفت هنوز پيکره‌ پژوهش‌هاي اسطوره شناسي جوان است. مجتبايي نيز بر تفکيک اسطوره از افسانه تاکيد و خاطرنشان کرد: جامعه به طور کلي اسطوره را با افسانه خلط مي‌کند، حال آن‌ که اين دو، مقوله‌هايي کاملا جدا از هم هستند. بايد چگونگي موجوديت اسطوره، اختلاف آن با تاريخ و اختلاف آن با هنر را دريافت.
تحقيق و اشتغال ذهني جامعه درباره‌ اسطوره در يونان آغاز شده است، به عبارتي تا قرن ششم پيش از ميلاد، اسطوره‌هاي المپي و هومري، براي آن جامعه به مثابه دين و هم فرهنگ بوده است. همان‌طور که هر اسطوره بايد وضعيت انسان در جهان را توجيه کند، اسطوره‌هاي هومري اين امر را صورت مي‌دهند. البته هومر خالق اسطوره نيست؛ اسطوره را انسان و شخصي معين خلق نمي‌کند. اسطوره در وجدان مقفوله‌ جامعه ساخته مي‌شود و از اين‌روي غير از تاريخ و داستان است. همواره سازندگاني خيالي براي آن‌ها تصور مي‌شود، اما هيچ معلوم نيست آن‌ها را چه کساني ساخته‌اند. جامعه آن‌ها را مي‌سازد و هم‌چنان به اين امر اشتغال دارد. منشي زاده در ابتداي مباحث خود برخي از ويژگي هاي کتاب اساطير جهان را تشريح کرد. وي گفت: اين اثر مجموعه‌اي است از اسطوره‌هاي جهان، در شکل و صورتي موجز و مختصر، براي کساني که در پي آشنايي با جهان هستند. در اين کتاب، نوعي تببين اسطوره‌ها پس از بيان آن‌ها صورت گرفته است که مطلوب مي‌نمايد. ديگر اين‌که در بخش‌هاي مختلف آن تصاويري که مفهوم کل اسطوره‌ها را به صورتي نمادين بازگو مي‌کنند، درج شده است؛ به ديگر معنا، اين تصاوير به متوني مي مانند که از زواياي مختلف قابل خوانش هستند. ويژگي ديگر کتاب اساطير جهان، طرح خاستگاه جغرافيايي اسطوره‌ها است. اين رويکرد در درک بهتر اسطوره‌ها و نمادها موثر است.
تنوع مباحث در اين اثر را مي‌توان به مثابه يکي از دشواري‌هاي آن در امر ترجمه برشمرد، چرا که اين رويکرد نوعي گسستگي در متن پديد آورده است. به دنبال اين رويکرد، هريک از اسطوره‌ها و داستان‌ها مدخلي جداگانه با فرهنگي جداگانه محسوب مي‌شوند. با وجود اين دشواري، مترجم به خوبي از عهده‌ آن بر آمده است. نثر خوب و روان مترجم نيز يکي ديگر از ويژگي‌هاي اين کتاب است.
وي در ادامه، تعريف مفهوم اسطوره را ضروري دانست و ادامه داد: به گمان من اسطوره نوعي آفرينش و خلق است. جامعه در ادوار خاص که در آن از عهده‌ تبيين حوادث و رويدادهاي پيراموني بر نمي‌آيد، به خلق اسطوره ها مي پردازد. به بيان ديگر، اسطوره در پي ايجاد جهاني محتمل و ممکن پديد مي‌آيد. اسطوره جهاني است که در آن کيهان‌شناسي، انسان، روابط و مناسبات او تصوير مي‌شود. به عبارت ديگر، اسطوره‌ها به دوره‌اي تعلق دارند که انسان از عهده‌ قهر طبيعت بر نيامده است. نمونه‌هاي فراواني از اين نوع اسطوره‌ها وجود دارد. بيشترين نمونه‌ها از اين دست را در آثار ماني مي‌توان ديد. ذهن پيچيده‌ او جهاني را خلق کرده است، که جهان ممکن از سوي او است.

رونمايي از کتاب لهوف
قائم مقام سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در آيين رونمايي از ترجمه کتاب «لهوف» به چهار زبان زنده دنيا گفت: ترويج گسترده کتاب‌هاي بزرگ ديني مانند لهوف را بايد به اندازه صادرات نفت مهم دانست،  زيرا کار ما در عالم، ترويج فرهنگ و محتواي لهوف است. مراسم رونمايي از ترجمه‌هاي روسي، فرانسوي، انگليسي و ترکي استانبولي کتاب لهوف در سالن کنفرانس ساختمان شهيد رحيمي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي با حضور محمدحسين رجبي دواني، مولف کتاب «طواف عشق» (گزيده و بازنويسي لهوف سيدبن طاووس)، رييس و قائم مقام سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و برخي مترجمان اين اثر و اصحاب رسانه برگزار شد. در ابتداي اين نشست دکتر محمدحسين رجبي دواني، مولف کتاب «طواف عشق» (گزيده و بازنويسي لهوف سيدبن طاووس) اظهار کرد: لهوف را سيد بن طاووس، از علماي شيعي با هدف مختصر و مفيد شدن مقتل‌ امام حسين(ع) براي زايران آن حضرت(ع) به رشته تحرير درآورد. وي ادامه داد: با توجه به ترجمه اين اثر به چهار زبان زنده دنيا به نظر مي‌رسد هدف بعدي اين سازمان بايد انتشار و توزيع بهتر کتاب لهوف در مجامع غيرشيعي جهان باشد، زيرا ضرورت دارد ساکنان کشورهاي ديگر و اهل سنت مقتل امام حسين(ع) را از ديدگاه شيعيان بشناسند. البته مدخل‌ها و منابع نگارش لهوف از آثار مرجع اهل سنت است. متاسفانه وهابيون تکفيري جلوه بدي از مسلمانان و شيعيان را به جهانيان ارايه کرده‌اند. آنان جنايات خود را به عنوان شهادت در راه خدا و اسلام معرفي مي‌کنند. مولف کتاب «طواف عشق» (گزيده و بازنويسي لهوف سيدبن طاووس) گفت: در پس اين جريان‌ها دستان آمريکا و صهيونيسم ديده مي‌شود و آنان درصددند از مسلمانان چهره‌اي خشن و خونريز ارايه دهند تا اسلام‌ستيزي و اسلام‌هراسي را در غرب گسترش دهند. در نقطه مقابل، ما نيز با انتشار و توزيع آثار متنوع مي‌توانيم چهره‌ معصوم و واقعي شيعيان را به عالم معرفي کنيم، نقاب از صورت زشت وهابيون تکفيري و سلفي‌ها برداريم و اقدامات آنان را خنثي کنيم.  در ادامه اين نشست، دکتر عزيز مهدي، مترجم انگليسي کتاب لهوف و از خاندان شيعيان مشهور کشور هند، اظهار کرد: ترجمه انگليسي مقتل لهوف افتخار بزرگي است. هنگام ترجمه اين اثر به مطالب مربوط به شخصيت و زندگاني امام حسين(ع) رسيدم و از جدم امام رضا(ع) ياري خواستم و اکنون از ترجمه خودم احساس رضايت دارم. همچنين در اين مراسم دکتر مازيار کمالي، مترجم روسي کتاب لهوف، اظهار کرد: با اين‌که تاکنون ترجمه‌هاي زيادي را انجام داده‌ام، در ترجمه اين اثر قدري ترسيدم، زيرا موضوع اصلي ارادت عالميان به يک امام است، امامي که ما در لحظات زندگي نام ايشان را حتما آورده‌ايم. ترجمه روسي کتاب لهوف کاري سخت بود، زيرا حدود 20 سال است که واژ‌نامه‌هاي(ديکشنري) روسي بازچاپ نمي‌شوند و از سوي ديگر، در جامعه مکتوب و فرهنگي ايران از داشتن واژه‌نامه تخصصي ديني به زبان روسي بي‌بهره‌ايم.
وي با بيان اين‌که برخي پايگاه‌هاي اينترنتي در ترجمه روسي لهوف موثر بوده‌اند، ادامه داد: ما در اشاعه جهاني تفکر برحق شيعه با دنيايي مواجهيم که در مرزهاي شمالي آن روسيه‌اي با دستگاه‌هاي تبليغاتي گسترده‌ قرار دارد. به نظرم منسجم‌ترين و مستحکم‌ترين مسلمانان در روسيه تزاري، روسيه سفيد و آذري‌ها هستند. در حقيقت، ترجمه اين اثر در پيوند ما با گذشته موثر بوده است و تا 30 سال آينده روابط و معادلات ما را با کشور روسيه و منطقه قفقاز بسط خواهد داد. دکتر کمالي يادآور شد: با کتاب لهوف آرمان‌هاي امام حسين(ع) را به جهانيان معرفي مي‌کنيم. آرامش در شهادت تنها در 1400 سال پيش رخ نداد، بلکه 30 سال پيش نيز ما ايراني‌ها براي باري ديگر آن‌ را تجربه کرديم. انگار اين آرامش، بخشي از تاريخ ما شده است که بايد همواره آن را دوست بداريم. در بخش پاياني آيين رونمايي از ترجمه کتاب «لهوف» به چهار زبان زنده دنيا، دکتر محمدباقر خرمشاد، رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، با بيان اين‌که با رونمايي کتاب لهوف به چهار زبان زنده دنيا، ماه محرم امسال را زودتر تجربه کرديم، اظهار کرد: يکي از وظايف اين سازمان، معرفي مذهب تشيع است. تشيع مانند هر ديني شاخص‌ها و نشان‌هايي دارد که براي معرفي دين بايد آن شاخص‌ها و نشان‌ها را برفراز مرزها برافراشت.

 


صفحه 4 از 4