مجله شماره 5

معرفي كتاب

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب

منيره پنج تني



آفرينش در قرآن
سعيد عدالت نژاد
نگاه معاصر
چاپ اول:1392
212 صفحه
پرسش اصلي سعيد عدالت نژاد در کتاب «آفرينش در قرآن: بررسي هرمنوتيکي تفاسير قديم و جديد» اين است که «با فرض وجود گزاره هاي علمي ناظر به پيدايش جهان طبيعت در قرآن، مفسران دوره قديم چگونه اين آيات را تفسير کرده اند؟ ديگر آن که ظهور داده ها و نظريه هاي جديدي که در سايه روش هاي نوين تحقيق در علوم تجربي به دست آمده، چه تأثيري بر نظر مفسران قرآن در دوره جديد داشته است؟ ص 8» مولف براي يافتن پاسخ اين پرسش، پژوهشش را به دو رويکرد محدود کرده است: «يکي آن که قلمرو تحقيق به آفرينش جهان به طور کلي و کيفيت خلق آسمان و زمين محدود شده و ديگر اين که از ميان مفسران قرآن با در نظر گرفتن ملاک يا ملاک هايي، که در جاي خود بيان مي شود، چهار مفسر انتخاب شده اند. ص 8» اين کتاب در پنج فصل نگاشته شده است. مولف در فصل نخست با عنوان «کليات» پس از اشاره اي کوتاه به چگونگي پيدايش سنت تفسير قرآن در فرهنگ و تمدن اسلامي به طور کلي، به چگونگي پيدايش رويکردهاي علمي در تفسير به طور خاص و به طور اخص به معرفي روش تفسير در نگاه مکتب ادبي پرداخته است. فصل دوم «آفرينش جهان از ديدگاه قرآن» نام دارد؛ مولف در اين فصل به اثبات اين فرض مي پردازد که در قرآن آياتي ناظر به چگونگي پيدايش جهان هستي و کيفيت خلق آسمان و زمين وجود دارد.
«تفسير قرآن در دوره قديم» و «تفسير آفرينش در دوره مدرن» به ترتيب عناوين فصول سوم و چهارم هستند. فصل پنجم با نام «داستان آفرينش در فرهنگ مردم پيش از قرآن» حاوي بررسي اجمالي درباره تصويري از آفرينش در فرهنگ مردم پيش از ظهور اسلام است. عدالت نژاد در آخرين فصل با عنوان «مطالعه هرمنوتيکي» با اتکا بر اين روش، تفسيري کم و بيش متفاوت و مرتبط با زمانه ما از آيات آفرينش ارائه مي کند.


جدال فيلسوفان
رابرت زارتسکي، جان تي. اسکات
هدي زماني
ققنوس
چاپ اول: 1391
پس از شش ماه از نخستين ملاقات دوستي ميان دو فيلسوف بزرگ قرن هجدهم، هيوم و روسو، جدالي آتشين بين آن ها  در دو طرف کانال مانش درگرفت. نامه هايي که ميان آن دو منتشر مي شد به سرعت به زبان انگليسي و فرانسه ترجمه و از جانب اشراف، روشنفکران و خوانندگان عادي با ولع خوانده شد. در اين جدال هر کس طرف يکي از اين دو فيلسوف را گرفت. رابرت زارتسکي و جان تي. اسکات در کتاب «جدال فيلسوفان:روسو، هيوم و حدود فهم انسان» به شرح و روايت اين نامه نگاري ها و البته برجسته ترين اتفاقات عصر روشنگري مي پردازند. آن ها مي گويند: «ما در اين کتاب بحث هاي تاريخي و مفهومي را به ميان مي کشيم، اما قصد پاسخ دادن به آن ها را نداريم، کتاب بيش از آن که درباره روشنگري باشد، درباره مجموعه پيچيده اتفاقاتي است که در عصر روشنگري رخ داده است. در اين جا داستان کوتاه و دراماتيک هيوم و روسو را نقل مي کنيم و احتمالا به تلويح به برداشت عصر روشنگري از عقل و فهم انسان اشاره مي کنيم.ص 18» مولفان براي تحقق اين هدف، افکار اين دو فيلسوف را در بستر زندگيشان و جهاني که در آن مي زيستند بررسي مي کنند. آراء اين دو فيلسوف در باب نقد عقل براي هر يک تبعات بسيار متفاوتي در پي داشت: هيوم مدافع پيشرفت علم و هنر بود و روسو اين پيشرفت را زير سوال مي برد و مي پرسيد که آيا اين نام ديگر فساد و يأس اخلاقي نيست؟ کتاب جدال فيلسوفان از سيزده فصل با نام هاي جدال بر سر روشنگري، فيلسوف ناآرام، اسکاتلندي بزرگ، ارباب فرنه، ديويد مهربان، سنگباراني از پاريس، اولين تأثيرات، نمايشي همگاني، ژست ها و حقه ها، هيوم، قاضي ديويد مهربان، تراژدي روشنگري، جنجال عظيم، فيلسوفان چگونه مي ميرند، تشکيل شده است.


مقالات کانتي
غلامعلي حداد عادل
هرمس
چاپ اول:1392
269 صفحه
غلامعلي حداد عادل بر اين نظر است که «اهل فلسفه، چه با نتايج به دست آمده در فلسفه کانت موافق باشند و چه مخالف، يک نکته را نمي توانند منکر شوند و آن تأثير مهم و گسترده اي است که اين فيلسوف آلماني بر فلسفه بر جا نهاده است. ص 1»  کتاب مقالات کانتي مجموعه چهارده مقاله ايست که حداد عادل در چهل سال گذشته در زمان تحصيل و تعليم فلسفه در دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران نگاشته است.  مقاله نخست، شرح حال مختصري از کانت است. مقاله دوم نظريه معرفت در فلسفه کانت  است. مقاله سوم با عنوان «علل گرايش به مطالعات کانتي» به انگيزه ها و زمينه هاي رونق و رواج مطالعات کانتي در ايران امروز مي پردازد. مقاله چهارم نظريه شناسايي در فلسفه کانت است. ده مقاله بعدي عبارتند از: نظر کانت درباره مابعدالطبيعه، شاکله سازي در فلسفه کانت، بحثي در باب عقل در فلسفه کانت، آيا معرفت شناسي بدون هستي شناسي ممکن است؟ توضيحي در باب اختيار در فلسفه کانت، زمان در فلسفه کانت: بازيگر نقش وجود، آن دوازده سال سکوت، تأثير کانت بر تفکر ديني مغرب زمين، فلسفه کانت:دستمايه اي براي فلسفه تطبيقي، انقلاب کوپرنيکي کانت و آثار فرهنگي آن. بخش اعظم اين مقالات پيش از اين چاپ شده اند، به غير از مقاله آخر اين اثر که اختصاصا براي درج در اين کتاب نگاشته شده است. موضوعات اين مقالات به مباحث کانت در «حسيات استعلايي» و بخش اول آموزه استعلايي عناصر يعني «تحليل استعلايي» در کتاب نقد عقل محض محدود است و شامل مباحث بخش دوم يعني «جدل استعلايي» نمي شود. حداد عادل در مقدمه اين اثر چنين نگاشته است: «نويسنده در اين سلسله مقالات، عمدا و آگاهانه به نقد افکار و استدلال هاي کانت نپرداخته است، هر چند چنين کاري را ضروري مي داند و اگر فرصتي دست دهد و مجالي بماند چنان کاري را پس از ترجمه کامل نقد عقل محض کانت وجهه همت خود خواهد ساخت. ص 8»

 

معرفي كتاب خارجي

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب خارجي

کيان رضوي



Psychology and the Perennial Philosophy: Studies in Comparative Religion
Samuel Bendeck Sotillos
Pub: World Wisdom
روان‌شناسي و فلسفه‌ جاويدان: آموزه‌هايي پيرامون اديان تطبيقي
روان‌شناسي مدرن، در يافتن درمان‌هايي جديد گرچه براي جلوگيري از افزايش بيماري‌هاي رواني درجوامع امروزي در مسير بن‌بست قرار گرفته است امّا همچنان مشتاقانه به سوي يافتن راه‌هاي نو و مؤثر در حركت است. كتاب «روان‌شناسي و فلسفه‌ي جاويدان...» گزيده‌اي است از آراي انديشمندان معتقد به آموزه‌ي فلسفه‌ي جاويدان، ازجمله هيوستن اسميت، سيدحسين نصر و فريتيوف شوان، كه بر محور مباحثات سنت‌گرايانه نگاشته و تأليف شده است. در اين اثر، مسائلي چون روان‌شناسي مدرن ـ رفتارگرايي، روان‌شناسي تحليلي، روان‌شناسي انسان‌مدارانه و فراشخصي ـ به ويژه دخالت دادن عوامل و تجربيات روحاني و معنوي در سلامت و بيماري‌هاي رواني مورد بررسي قرار گرفته است. هيوستن اسميت، مؤلف آثاري همچون «اديان جهان» و «چرا دين پديد مي‌آيد» درباره‌ي اين كتاب مي‌گويد: «تصور مي‌كنم اين كتاب بتواند فضاي غبارآلوده و آشفته‌ي موجود ميان انديشمندان سنت‌گرا و روان‌شناسان مدرن را شفاف كند.»
همچنين نويسندگان مشهور و معتبر ديگري از جمله پي‌يرو فروچي، نويسنده‌ي كتاب «زيبايي و روح» درباره‌ي «روان‌شناسي و فلسفه‌ي جاويدان...» مي‌گويد: «اين كتاب گزيده‌اي است از بهترين نوشته‌ها درحوزه‌ي موضوعي بسيار پيچيده و در عين حال مجذوب‌كننده: اين كه طبيعت و دال و بستر عيني روان انسان در چارچوب حكمت خالده چيست؟ در اين كتاب، پاسخ‌ها در عرصه‌هاي گونه‌گوني همچون اديان تطبيقي، فلسفه، روان‌شناسي فراشخصي و آموزه‌هايي درباره‌ي داروهاي مخدر يا روان‌گردان مورد كاوش قرار گرفته است. اين كتاب، اثري گيرا و بسيار مؤثر است.»
مؤلف كتاب مورد بحث، ساموئل بندك سوتيلوس، از اعضاي انجمن روان‌شناسي انسان‌مدارانه (AHP) است و در مؤسسه‌ي روان‌شناسي سنّتي به عنوان مشاور همكاري مي‌كند. او همچنين در مجلات مهم و شناخته‌شده‌اي از جمله «سوفيا»، «پارابولا» و «سكرد وب» آثاري از خود را منتشر كرده و تخصص وي در حوزه‌ي  اديان تطبيقي است.
كتاب « روان‌شناسي و فلسفه‌ي جاويدان...» در سه بخش اصلي، كه هر بخش شامل فصول و مقالاتي مجزا و متنوع است منتشر شده. عنوان اين سه فصل بدين قرار است: 1ـ نقد؛ مشتمل بر مقالاتي از فريتيوف شوان، رنه گنون، تيتوس بوركهارت، ويليام استودارت و فيليپ شرارد، 2ـ نظر؛ در برگيرنده‌ي آثاري از هري اولدميدو، ساموئل بندك سوتيلوس، هيوستن اسميت، خوزه سگورا، داناوان رابرت، جان هرلي، ويتال پري و چارلز آپتون و بخش سوم، كردار؛ كه حاوي مقالاتي از آناندا كومارا سوامي، لرد نورشبورن، سيدحسين نصر، ماركو پاليس، تيج ليندبام، هري اولدميدو، ناهيول سوگوبنو و جان‌هرلي است. كتاب مزبور در سال جاري ميلادي در 248 صفحه به زبان انگليسي توسط انتشارات ورلد ويزدم به چاپ رسيده است.
History and Philosophy of Psychology
Man Cheung Chung, Michael E.Hyland
Pub: Wiley – Blackwell
تاريخ و فلسفه روان‌شناسي
اين كتاب، مقدمه اي است بر رشد تاريخي دانش روان شناسي؛ تأليفي صريح از ايده هاي فلسفي شرق و غرب در باب اين دانش، كه از طرف بسياري از دانشگاه ها و استادان برجسته به دانشجويان و پژوهندگان توصيه شده است. اين اثر، پرسش هايي كليدي درباره ي بنيان گذاران و انديشه وران تأثيرگذار در تاريخ روان شناسي و همچنين نظريات و شيوه هاي ايشان مطرح مي كند؛ پرسش هايي مثل اين كه آيا فرويد حقيقتاً بيماران خويش را درمان مي كرد و يا آنان صرفاً موش هايي آزمايشگاهي براي آزمون و خطاي او بودند؟، روان درماني عريان چيست؟ و آيا روان شناسان قديم نژادپرست بودند؟ تاريخ و فلسفه روان شناسي ، چرايي و چگونگي دخالت فلسفه را در رشد تاريخي علم روان شناسي مورد كنكاش و بررسي قرار مي دهد و ايده هاي نظري كليدي و جزئيات تجربي اين دانش را از ابتدا تا امروز به خوانندگان ارائه مي دهد. شايان يادآوري است که روان¬شناسي نيز همچون فلسفه، دانشي است که در تاريخ تکوين خود خلاصه مي¬شود و شناخت آن، جز شناخت تاريخش نيست. "تاريخ و فلسفه روان شناسي، اين تاريخ را با جزئيات و مسائل تاثير گذار در آن، در قالب مطالبي شيرين و جالب به نگارش در آورده است که همين امر سبب شده تا اين کتاب نه تنها براي پژوهندگان و دانشجويان، بلکه براي خوانندگان عادي نيز کتابي بسيار مفيد و جذاب باشد. اين نويسندگان اين كتاب، من چيونگ چانگ و مايكل هايلند در واقع جشم اندازي تازه در زمينه ي ديدگاه هاي شرقيان و غربيان در فلسفه ي روان شناسي مقابل دانش پژوهان گشوده اند. كتاب مورد بحث در سال 2012 ميلادي در 406 صفحه توسط انتشارات ويلي‌ بلك ول، به زبان انگليسي چاپ و منتشر شده است.  «تاريخ و فسلفه‌ي روان‌شناسي» مشتمل بر شانزده فصل به شرح زير است: 1 ـ  مقدمه، 2 ـ  خداوند،سرچشمه‌هاي الهي و كشي كه ما هستيم، 3 ـ  روان‌شناسي و علم: نخستين شروع‌ها، 4 ـ فلسفه‌ذهن و فلسفه‌ي علم، 5 ـ  آغازهاي بسيار كهن روان‌شناسي : كاركردگرايي، سنجش و كاربرد روان‌شناسي، 6 ـ  مكتب ورزبورگ، جنبش گشتالت و نظريه‌ي مالكيت نوخاسته، 7 ـ  رفتارگرايي ، و زوال و بازتوليد متغيرها، 8 ـ رفتارگرايي و اراده‌ي آزاد، 9 ـ ذهن ناخودآگاه: فرويد، يونگ و گفتار  ـ  درماني، 10 ـ  نقدهاي فلسفي بر ايده‌هاي فرويدي، 11 ـ  بازگشت ذهن: روان‌شناسي وجودگرايانه و پديدارشناسانه ، و روان‌شناسي اضطراب‌هاي غايي، 12 ـ  فلسفه‌‌هاي پديدارشناسانه و وجودگرايانه ، 13 ـ  تاريخ روان‌شناسي باليني و فلسفه‌ي سلامت ذهن، 14 ـ  چگونگي محافظت از خويشتن: بخش نخست، 15 ـ  چگونگي محافظت از خويشتن: بخش دوم، 16 ـ  چشم‌انداز كيفي: ساختارگرايي اجتماعي، روان‌شناسي انتقادي، روان‌شناسي تاويلي و روان‌شناسي عقل سليم، به انضمام يادداشت نويسنده و منابع، پس‌ گفتارو نمايه‌ها.
Loneliness in Philosphy,
Psychology, and Literature
Ben Lazare Mijuskovic
Pub: iuniverse
تنهايي در فلسفه،‌روان‌شناسي و ادبياتكتاب حاضر، كه حوزه‌هاي مورد كاوش در آن از عنوان آن پيدا است، مشتمل بر مباحثي عميق و جالب درباره‌ي تنهايي انسان است از جمله اين كه تنهايي، دلمشغولي جهاني انسان بوده و هست؛ از داستان‌ها و اساطير يونان باستان، تا رسالات ارسطو و مكالمات افلاطون نويسنده‌ي اين كتاب، بن‌لازار ميو سكوويچ، در تاليف اين اثر از مطالعات نظري و نيز از تجربيات عملي خود بهره گرفته است تا مسائل و پرسش‌هايي اساسي را مورد تحقيق و واكاوي قرار دهد؛ همچون اين مسئله كه «تنهايي» بر مبناي انديشه‌ي غربي، از عصر هلينسي تا روزگار مدرن شكل گرفته است. ميوسكوويچ در اين كتاب آشكار مي‌سازد كه چگونه انسان همواره احساس تنهايي عميقي را با خود يدك كشيده،‌ و به اشكال و شيوه‌هاي گونه‌گون اين احساس دهشتناك را ابراز كرده است. نويسنده در كتاب مورد بحث، آثار بيش از صد تن از نويسندگاني را كه بر محور تنهايي انديشيده و آثار خود را خلق كرده‌اند مورد كنكاش قرار مي‌دهد؛ از آن جمله‌اند: اريك فروم، فريدا فروم  ـ  لاچمن، كلارك موستاكاس، رولو مي ‌و جيمز هاوارد در روان‌شناسي ، توماس هاردي، جوزف كنراد، جيمز جويس، توماس وولف و ويليام گلدينگ در ادبيات، و دكارت ، كانت، كي‌يركه‌گور، نيچه و سارتر در فلسفه . در «تنهايي در فلسفه...» جان كلام اين است كه تنهايي اساسي‌ترين بخش طبيعت انسان است و او در هر شرايطي ناگزير به رويارويي با اين طبعيت است.
بن‌لازار ميوسكوويچ، داراي كرسي استادي رشته‌ي فلسفه و كارشناس روان‌شناسي باليني است. او همچنين در دپارتمان فلسفه و علوم انساني دانشگاه ايالتي كاليفرنيا فلسفه تدريس مي‌كند. ميوسكوويچ آثار ديگري از جمله «پاشنه‌ي‌ آشيل مباحثات خردگرايانه» ، «مجردات ممكن» و بسياري مقالات دانشگاهي تاليف كرده كه به استواري و اعتبار كتابهاي او است. او كتاب « تنهايي در فلسفه...» را در دو بخش تاليف كرده كه بخش اول دربرگيرنده‌ هشت فصل به شرح زير است:
«تنهايي و نظريه‌ي خودآگاهي»، «تنهايي و خاصيت انعكاسي خودآگاهي»، تنهايي و آگاهي به زمان»، «انواع تنهايي»، «تنهايي و نارسيسيسم»، «تنهايي و پديدارشناسي»، ريان چيست؟ و آيا روان‌شناسان«تنهايي و قابليت زبان شخصي»، «تنهايي و خود منفصل». بخش دوم اين كتاب، در واقع نتيجه‌گيري از مباحث كتاب و مشتمل بر چهار تعليقه به قرار زير است: «روي كرد ميان رشته‌اي»، «تنهايي و هويت شخصي»، «جامعه‌شناسي و روان‌شناسي تنهايي»، «نقد كانت بر وحدت خودآگاهي، آگاهي‌ بر زمان و ناخودآگاه». كتاب ياد شده، در 306  صفحه به زبان انگليسي، توسط انتشارات آي يونيورس به چاپ رسيده و در سال 2012  ميلادي روانه بازار شده است.
Nietzsche, Psychology,
and First Philosophy
Robert B.Pippin
Pub: University of Chicago Press
نيچه، روان‌شناسي و فلسفه نخستين
فريدريش نيچه، يكي از سرشناس ترين نويسندگان و انديشمندان فلسفي در روزگار جديد است كه با ايده ها و افكار منحصر به فرد خود، جايگاهي ويژه در ميان انديشه وران ساختارشكن پيدا كرده است. رابرت بي. پيپين، نويسنده ي كتاب «نيچه، روان شناسي و فلسفه ي نخستين » ، در اين كتاب از چشم اندا زي نو آراء و آثار نيچه را مورد تحليل قرار ميدهد و به واژگاني كه از قلم اين فيلسوف جاري شده است، به عنوان متن هاي روان شناسانه مي نگرد. والبته آراي نيچه، از چنان ظرفيت تاويل پذيري بالايي برخوردار است که هر انديشمند قادر است از دريچه ي دانش خود به آن بنگرد. تاکنون کتاب هاي پرشماري درباره ي نيچه و ديدگاه هاي بديع وي نگاشته شده است که هرکدام از منظري متفاوت در افکار اين فيلسوف کاوش کرده و هر يک با ديدگاهي ويژه به تاويل آراي نيچه پرداخته است. براي اثبات اين امر کافي است تا کتاب مشهور فريدريش نيچه، "چنين گفت زرتشت" را تورقي کنيم تا بلافاصله متوجه اين وسعت موضوع و استعارات تو در تو و پيچيده شويم که هر يک مي تواند موضوع رساله اي مجزا باشد و هر سطر از آن، ساعت ها جاي بحث و فحص دارد. پيپين در کتاب خود "نيچه و فلسفه ي نخستين، بر اين باور است كه فريدريش نيچه مي كوشد تا روان شناسي را به عنوان ملكه ي علوم معرفي كرده و در ذهن مخاطبان خود تثبيت كند. هدف نيچه آن است كه مسيري براي يافتن پاسخ براي مسائل اساسي و بنيادين انسان بيابد تا از طريق اين مسير بتوان به تجاربي عميق و منحصر به فرد و در عين حال واقعي دست يافت. تجاربي که گاهي چون نسيم و گاهي تندباد، از سر همه ي انسان ها مي گذرد و فقط پاره اي اندک از مردمان اند که اين تجارب را مي شناسند و درباره ي آن مي انديشند. نويسنده، كتاب، ياد شده را بر مبناي چهار استعار هي مشهور نيچه تأليف كرده است: حقيقت زن است  ،  حكمت و دانش شاد است  ، خدا مرده است  و عامل همان قدر با عمل خود يكي است، كه نور با پرتو خود. در اين كتاب، به نيچه از دريچه اي تازه نگريسته ميشود و انديش ههاي او با رويكردي جديد مورد ارزيابي قرار مي گيرد. در واقع اين ارزيابي بر مبناي روان شناسي كهن و نيز اخلاق قرن نوزدهمي فرانسه(كه در آراي انديشمنداني هم چون پاسكال، استاندال و مونتني قابل مشاهده و بررسي است) انجام گرفته است. 
پروفسور رابرت بي.پيپين، داراي كرسي استادي در دانشگاه شيكاگو و نويسنده‌ي كتاب‌‌هاي مهمي مثل‌«فلسفه‌‌ عملي هگل: عامليت عقلاني به مثابه زندگي اخلاقي» است. او كتاب «نيچه، روان‌شناسي و فلسفه‌ي نخستين را در شش فصل بدين‌شرح نگاشته است: «روان‌شناسي به عنوان ملكه‌ي علوم»، «حكمت شاد چيست؟»، «تجدد به مثابه‌ي مسئله‌اي روان‌شناختي، «عمل همه چيز است»، «مسئله‌‌‌‌ي  روان‌شناختيِ خود فريبي» ، «چگونه بر خويشتن چيره شويم: تأمل در آراي نيچه» به انضمام منابع و مؤخره، كه مجموعاً در 160  صفحه گرد آمده است. كتاب ياد شده به زبان انگليسي، از سوي انتشارات دانشگاه شيكاگو به چاپ و انتشار رسيده است.


 

گزارش

PDF چاپ نامه الکترونیک

افق فرهنگ

گزارش سمينارها
مرضيه سليماني

 

سمينار فلسفه و مسائل معاصر انديشه
در ميانة تابستان 2013 ميلادي (سال جاري) دپارتمان فلسفة دانشگاه ماين جنوبي، سمينار دو روزه‌اي دربارة فلسفه برگزار خواهد كرد كه بخشي از آن به فلسفه معاصر و انديشه‌هاي نو اختصاص دارد و بخشي نيز به آموزش آكادميك فلسفه و سرشت فعاليت فلسفه‌هاي معاصر و اهميتي كه در علم و فرهنگ مي‌تواند داشته باشد. در اين سمينار هشت سخنراني و يك ميزگرد دانشجويي برگزار خواهد شد. يك كارگاه آموزشي و يك نمايشگاه كتاب‌هاي 2012 و 2013 فلسفه نيز در كنار همايش برقرار خواهد بود.
سمينارهاي علوم انساني دانشگاه لندن
دانشگاه لندن با همياري مدرسة مطالعات پيشرفته و انستيتو پژوهش‌هاي تاريخي، مجموعه‌اي از همايش‌ها و جلسه‌هاي علمي را برگزار كرده و مي‌كند كه عمدتاً‌ موضوعات آكادميك دارد و خاص دانشجويان فلسفه، علوم اجتماعي، روانكاوي، تاريخ و... است. اين سمينارها با نظم و برنامه‌ريزي دقيقي انجام شده و حاصل جلسه‌هاي علمي آن پس از اديت و بازبيني محققان، در ژورنال دانشگاه كه شامل مجلات ماهانه و فصلنامه‌هاي تخصصي است منتشر مي‌شود. بخشي از مهم‌ترين اين سمينارها كه برگزار شده يا مي‌شود بدين شرح است:
سمينار آرشيو و جامعه
در اين سمينار به دو مسئلة بايگاني فرهنگ و كيفيات دستيابي پژوهشي يا آكادميك به اين آرشيوها پرداخته شده و شيوه‌هاي قديمي‌تر استفاده يا دسترسي بدان نقد و بررسي مي‌شود. اين سخنرانها در جلسات سمينار آرشيو و جامعه به ايراد سخن مي‌پردازند: ـ دكتر جني هون از دانشگاه لندن //  ـ آلن كروكهام از مركز گالري ملي لندن.  //  ـ دكتر والري جانسون از مؤسسة آرشيو ملي انگلستان.  //   ـ دكتر جني هاينس، پژوهشگر مؤسسة ولكام تراست. //  تاريخ برگزاري اين سمينار كه در سالن اصلي‌ همايش‌هاي كتابخانة دانشگاه لندن برگزار شد، روزهاي 14 و 28 مي بوده است.
مأموريت مسيحي در تاريخ جهان
اين عنوان همايشي بود كه روزهاي 15 و 29 مي و 12 ژوئن گذشته در دانشگاه لندن و انستيتو پژوهش‌هاي تاريخي برگزار شد. يك موضوع خاص در اين سمينار عبارت بود از: مسيحيت و پديدة تبليغ در جوامع نامسيحي كه به مسائل پر تعداد مربوط به ميسيونرهاي مسيحي در شرق و افريقا و جوامع لاتين‌تبار اختصاص يافته و با بحث‌هاي تند و چالش‌برانگيزي روبه رو شد. پديدة رابطة مسيحيت تبليغ‌گران يا ميسيونرها و استعمار، به همراه موفقيت يا عدم موفقيت آنها در تغيير فرهنگي نيز از جمله بحث‌هاي ديگر اين سمينار بود. چند موضوع ديگر نيز در اين همايش مطرح شد، از جمله:
ـ جامعه يا جماعت هندي ـ آلماني در ساحل مالابار. //  ـ جنسيت (امور و پديده‌هاي جنسي و عقايد مربوط به آن)، كار و آزادي در هندوستان.  //  وـ تصوير ژاپن در دوران پس از جنگ جهاني دوم.  //  ديگر سخنرانان اين همايش كه دربارة مسيحيت و تاريخ تبليغ‌گري و ميسيونري وابسته به كليساهاي رسمي سخن مي‌رانند بدين قرار است:  //  ـ دكتر رزماري فيتز جرالد، از دانشگاه SOAS.  //  ـ دبوراگيت اسكل و دتر جوان ايكيمورا از دانشگاه SOAS.  //  ـ دكتر اميلي منكتلو، استاد الاهيات و تاريخ دانشگاه كنت.  //  ـ دكتر رزماري استون، از SOAS.  //  ـ پروفسور جان استوارت، از دانشگاه كينگ استون.  //  ـ دكتر سيلك استريك روت، استاد و محقق مركز .German Historical Institute  //  ـ جوديويس، از دانشگاه دولتي افريقاي جنوبي.  //  ـ دكتر هيلاري اينگرام، استاد دانشگاه لندن.  //  ـ دكتر استيون موگان، از كالج آيداهو در آمريكا.  //  ـ دكتر سوئيل امريت و دكتر نائو كوشيمازو، از دانشگاه بيرك برك  //  ـ دكتر تيلور شرمن، از مركز دانشگاهي .LSE  //  ـ دكتر آندره آجانكو و دكتر اوون ميلر، از SOAS.  //  ـ دكتر آنجاناسينگ، از مركز دانشگاهي .LSE  //  ـ دكتر روهيت دي، از دانشگاه كمبريج.  //  ـ پروفسور پاول موريس و دكتر كريستين هان، پژوهشگران انستيتو ملي تعليم و تربيت.  //  ـ پروفسور كارولين رز، از دانشگاه ليدز.تاريخ اجتماعي و اقتصادي پيشامدرن از سال 1500 تا 1800 ميلادي
اين همايش در روزهاي 24 مي و 7 ژوئن برگزار شده و سخنرانهاي آن عبارت‌اند از: ـ دكتر جولين هاپيت و پروفسور نگلي هارت، از يوسي ال اي.  //  ـ نوالا زاهدي، از دانشگاه ادينبورو. در اين همايش چند موضوع فرعي هم مطرح شده و مورد بحث قرار داده مي‌شود. از جمله: تجارت خصوصي و ساختارهاي چندگانه: كمپاني‌هاي هند شرقي و تجارت در اروپاي قرن هجدهم. در اين باره دكتر تيم ديويس از دانشگاه‌ دان واريك و دكتر فيل ويتينگتون استاد دانشگاه شفلد سخنراني خواهند كرد.
تاريخ مفاهيم سياسي
مفاهيم سياسي و تاريخ آن، عنوان سخنراني‌هاي همايشي است كه در روزهاي 22 و 29 مي و 5 ژوئن برقرار و برگزار شده است. در اين سمينار جمعي از برجسته‌ترين اساتيد تاريخ و سياست و انديشة سياسي سخن گفته‌اند. از جمله دانشور و نويسندة صاحب‌نام پروفسور كوئنتين اسكينر، استاد كالج كوئين ماري دانشگاه لندن و صاحب آثار مهمي در تاريخ انديشة سياسي و ماكياولي‌پژوهي. چند كتاب وي به زبان فارسي منتشر شده، از جمله ماكياولي كه توسط دكتر عزت‌الله فولادوند به فارسي برگردانده شده است. ديگر خطابه‌هاي اين سمينار را اين افراد برگزار كرده‌اند: ـ پروفسور ريچارد بورك، از كالج كوئين ماري دانشگاه لندن. //  ـ پروفسور گرگوري كلايس، از مركز رويال‌ هالووي دانشگاه لندن. //  ـ دكتر آنگوس گولند از دانشگاه لندن. //  ـ پروفسور جرمي جنينگز، استاد كالج كويين ماري از دانشگاه لندن. //  ـ پروفسور ميشائيل لوين، استاد ممتاز كالج گلداسميت دانشگاه لندن. //  ـ دكتر آوي ليف شيتز از دانشگاه لندن. //  ـ دكتر جيور جيوس وار و كساكيس و پروفسور گارت استيدمن جونز از دانشگاه لندن. //  ـ پروفسور ژانت كلمن، استاد مدرسة اقتصاد و علوم سياسي لندن برخي موضوعات جنبي نيز در سمينار مذكور مورد بحث و موضوع سخنراني خواهد بود. از جمله سخنراني و پرسش و پاسخ بعد از آن با عنوان: داوري و رأي‌گيري در آتن عصر كلاسيك، كه پروفسور مليسا شوارتزبرگ از دانشگاه كلمبيا. همچنين مبحثي با عنوان: هرمنوتيك ويرانگر يا مرگبار لينكلن، كه موضوع سخنراني پروفسور ترنس بال از دانشگاه دولتي آريزونا خواهد بود. و سرانجام سخنراني‌اي با عنوان: ميلتون، ‌عيسي و آگوستين، كه پروفسور جان كافي استاد دانشگاه ليس استر دربارة اين موضوع سخن خواهد راند.
تاريخ يهود
موضوع تاريخ يهود، در روزهاي 14 و 21 مي اخير و نيز روز 18 ژوئن با سخنراني پروفسور مايكل بركوويتز، استاد دانشگاه يوسي ال‌اي‌  آغاز مي‌شود و سپس دكتر فرانسيس گسنت از همان دانشگاه به بخش مؤخر تاريخ يهود مي‌پردازد و پروفسور آدا آلبرت ازيوسي ال‌اي در باب منابع تاريخ يهود و نقد آن سخنراني خواهد كرد. دو سخنران ديگر عبارت‌اند از: ـ پروفسور ديويد فلدمن، از دانشگاه بيرك برك و دكتر آندره آشاتز از دانشگاه KCL به تاريخ كلاسيك و كهن يهوديت مي‌پردازند.
سه موضوع و سخنراني ديگر در اين سمينار عبارت است از: ـ خاخام‌ها، فلاسفه و اصلاحگران: روابط متقابل يهوديان و مسيحيان در اواخر قرون وسطاي مسيحي، دكتر ميلان زونكا، استاد كالج كوئين ماري از دانشگاه لندن در اين موضوع سخنراني مي‌كند. //  ـ دكتر ليدا بارنز و دكتر ويولاكس، به ترتيب از يوسي‌ال و مركز رويال هالوي در موضوعي با عنوان: شرقي و نغمه‌ها(يا آوازهاي) بومي مهاجران به زبان ييديش سخنراني مي‌كنند. //  زبان ييديش، همان زبان خاص يهوديان لهستاني است كه نوعي لهجه در ميان عبري‌زبان‌ها محسوب مي‌شود و فرم خاصي از زبان اقليت‌هاي يهودي است. // ـ و بالاخره دكتر شرلي هيلبرت از دانشگاه ساوت همپتون در موضوع يهوديان در عصر ناسيونال سوسياليزم يا فاشيزم به ايراد آخرين سخنراني پرداخته است.
تاريخ زنان
اين همايش در روزهاي 7 و 21 ژوئن برگزار مي‌شود و سخنراني‌هاي آن عبارت‌اند از: ـ دكتر كلي بويد از مركز دانشگاهي IHR. //  ـ دكتر آناديوين و دكتر امي اريكسون از همان مركز.  //  ـ دكتر لوراگوينگ از مركز دانشگاهي KCL. //  ـ پروفسور كاترين‌ هال از دانشگاه UCL. //  ـ‌پروفسور كلر ميتگلي از دانشگاه شفرد. // ـ پروفسور ژانت نلسون از KCL. // ـ دكتر كريستينا روبرت و پروفسور كورنلي آزبورن، از دانشگاه روهمپتون. //  و ـ پروفسور پت تين از KCL. //  در كنار سمينار مذكور، دو همايش فرعي مرتبط با آن، بدين ترتيب برگزار مي‌شود:ـ سازمان‌هاي ديني زنان در لندن، ‌از سال 1860 تا 1914 ميلادي با سخنراني سارافلو از پژوهشگران دانشگاه لندن.// و ـ تأثير تجارت بر وضعيت زنان در لندن قرن هجدهم كه سخنران آن دكتر شلي تيكل از دانشگاه هرد فورد شاير انگلستان است.
تاريخ ديني بريتانيا (1500 تا 1800م)
تفاوت مسيحيت و كليساي انگلستان كه در انشعاب از دستگاه سلطنت ديني واتيكان پديد آمد و به كليساي انگليكن معروف شد، همواره موضوع بحث‌هاي پر آب و تاب و جدل‌هاي كلامي و تاريخي و آييني بوده است. در اين سمينار كه در روزهاي تا 18 ژوئن اخير، به تناوب برگزار شد، عده‌اي از صاحبنظران تاريخ و الهيات مسيحي و نيز مورخان متخصص در تاريخ بريتانيا و تحولات آيين عيسوي به سخنراني پرداختند. از جمله مهم‌ترين خطابه‌هاي اين همايش، توسط استادان زير ايراد شد: ـ دكتر ديويد كرانگ شاو، از دانشگاه KCL.  //  ـ دكتر ليزا اِندون، از دانشگاه برونل. //  ـ استاد كنت فينچام و دكتر اندرو فوستر، از دانشگاه كنت. //  ـ پروفسور تام فريمن از دانشگاه شفلد. //  ـ دكتر سوران هاردمن مور، از دانشگاه ادينبورو. // ـ دكتر آرنولد هانت، از مركز بريتيش لايبرري. // ـ دكتر نيكلاس تيك، از UCL. //  و ـ پدر برت آشر از دانشگاه ردينگ. موضوعات فرعي مهمي كه در اين همايش قرار است مورد بحث و توجه باشد عبارت است از: مردمان و پروتستانتيسم؛ اصلاحات اوليه از سال 1520 الي 1560 ميلادي، با سخنراني دكتر ريچارد هولدر، از مدرسه لاتيز آپر. //  ـ كليساي كرامولي، با خطابة پروفسور ربكا وارن استاد دانشگاه كنت.  //  ـ احياي اسقف‌ها و سه قلمرو سياسي، با سخنراني‌هاي دكتر امي گانت از دانشگاه وندر ويلت، و دكتر گرانت تاپسل استاد برجستة دانشگاه آكسفورد.
روانكاوي و تاريخ
در اين سمينار كه از 15 تا 22 مي برگزار شد، سالي الكساندر از كالج گلداسميت، باربارا تيلور از كالج كوئين ماري، كيت هادكين از UEL و جمع ديگري از استادان و صاحبنظران سخنراني كردند. اما مهم‌ترين خبر سمينار اين بود كه قرار شد يك موزة روانكاوي به نام «موزة فرويد» در لندن افتتاح شود و اين موزه، يكي از مراكز گردآوري و حفظ دستاوردهاي روانكاوي براي دانش‌هاي علوم انساني و در جهت بهبود حيات انساني است. برخي موضوعات جالب و مهم در جلسات اين سمينار مطرح شد. از جمله: تاريخ و روان: نگاهي به فرهنگ، روانكاوي و گذشته، كه اين جلسه به صورت ميزگرد برگزار شده و با حضور استاد جان فورستر از دانشگاه كمبريج، لوئيزا پاسريني استاد دانشگاه كلمبيا، دكتر باربارا تيلور از كالج كوئين ماري و دكتر ليندا زوپر از دانشگاه آكسفورد، موضوعات مختلف مطرح و به سؤالات دانشجويان پاسخ داده شد.
فلسفة تاريخ
اين همايش كه نوترين مباحث، سرفصل‌ها، پيشنهادات و كتاب‌ها و نظريات فلسفة تاريخ از دهة 1990 تا دهة دوم قرن 21 ميلادي را در مركز توجه قرار داده بود، در روز 16 مي گذشته برگزار شد. يك موضوع جالب در اين سمينار، تاريخ و تخيّل نام داشت و پروفسور روبرت بورنز از دانشگاه گلداسميت يكي از سخنرانان اين سمينار دانشگاهي بود.
دنبالة سمينارهاي دانشگاه جئورجيا
سمينارهاي پرتعداد دانشگاه جئورجيا را در شماره قبل دنبال كرديم، در اين قسمت هم اخبار كلي سه سمينار مهم‌تر را باز مي‌گوييم.
1ـ اخلاق پزشكي در عصر اطلاعات
اين جلسه يا همايش، در واقع پرداختن و نقد و بازخواني و تحليل يك كتاب مهم و تازه و بحث‌انگيز در حوزة اخلاق پزشكي است به نام: Biomedical Ethica Reviews: Privacy and Health Care.
اثر جيمز. ام. هامبرت، روبرت.اف.آلمدر، و توتووا.ان.جي هيومانا. چاپ دانشگاه جئورجيا 2012. نخستين سخنران اين همايش پروفسور چريتي اسكات است و بجز او اين سخنرانان به بيان ديدگاه‌ها و نقدهايشان دربارة كتاب مذكور خواهند پرداخت: ـ مارك.اي. ميني، از مركز مطالعات اخلاقي، واقع در پژوهشگاه بهداشتي سن ژوزف، درباره پزشكي و اطلاعات خصوصي سخن مي‌گويد. //  ـ ديويد كُم از مركز پژوهشي علوم بهداشت بيومديكال، // ـ ري موسلي از دانشگاه فلوريدا،  //  ـ دكتر مارگو.پي.گلدمن، از دانشگاه جئورجيا، درباره حقوق بيماران سخنراني خواهد كرد.
فيلسوف فرهنگ روزگار ما
مراسم جشن هشتاد سالگي دکتر رضا داوري اردکاني فيلسوف فرهنگ به همت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي با پيام دکتر حسين نصر و حضور چهره هاي علمي و فرهنگي کشور در فرهنگسراي ابن سينا برگزار شد. دکتر نصر که جايش در مراسم خالي بود در پيامي که براي دکتر داوري فرستاده بود اظهار داشت: در سال 1337 که تدريس در گروه فلسفه را در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران آغاز کردم با جواني مواجه شدم که دانشجوي دکتري در رشته فلسفه بود و مدير گروه محترم دکتر يحيي مهدوي از او تعريف مي کرد. آن جوان دکتر رضا داوري بود که اکنون بيش از پنجاه سال از آشنايي بنده با اين دانشمند و متفکر پر ارج مي گذرد. در طي اين نيم قرن دکتر داوري خدمات فراواني در رشته فلسفه و سوق دادن جوانان متفکر کشور عزيزمان به راه درست انديشيدن انجام داده است و پيشتاز ميدان بحث جدي فلسفي و طرح سوالات واقعي در امور گوناگون بوده است. از درگاه پروردگار متعال براي اين متفکر پر ارج ايران معاصر طلب سلامتي کرده و اميدوارم ساليان دراز افاضه علمي ايشان استمرار يابد.
سيد محمد خاتمي، رييس جمهوري پيشين کشور، در مراسم جشن 80 سالگي دکتر رضا داوري اردکاني گفت: استاد رضا داوري کسي است که نحوه حرمت به کلمه و کلام را به ما آموخت و زمينه تفکيک تکلم را از وراجي فراهم آورد. سيد محمد خاتمي در اين مراسم گفت: اگر تفکر جوهر آدمي است و اگر تفکر با پرسش آغاز مي شود استاد داوري اردکاني از کساني است که هم پرسشهاي زمانه را مطرح کرده و هم افقي به روي ذهن گشوده که چگونه بپرسيم. وي در ادامه افزود:  اگر حرمت انسان و حتي وجود انسان در سخن و کلام تجلي پيدا مي کند، حرمت نهادن به انسان حرمت نهادن به کلام است، استاد داوري کسي است که نحوه حرمت به کلمه و کلام را به ما آموخت و زمينه تفکيک تکلم را از وراجي فراهم آورد. خاتمي تصريح کرد: اگر وقتي سياست از تفکر دور شد و همچون سياهچالي همه ارزشهاي انساني را در خود مي بلعد و دين وفرهنگ را به تسخير خود در مي آورد استاد داوري به ما اين تذکر را مي دهد که مرز ميان تفکر و سياست زدگي را تشخيص دهيم. وي يادآور شد: اين همه بزرگي و علم و دانش وفرهنگ توام بوده و هست با تواضع استاد داوري که هر چه عمر پر برکت ايشان افزوده شد اين تواضع بيشتر شد.
علمي از جنس عاشقي
از ديگر سخنرانان اين مراسم مي توان به دبير کل کميسيون ملي يونسکوي ايران دکتر محمد رضا سعيدآبادي اشاره کرد. او در اين مراسم گفت: علمي که بر دل زند علم عاشقي است و علمي که بر تن زند علم غافلي است، يکي هفتاد سال علم آموخت، چراغي نيفروخت؛ يکي در همه عمر يک حرف شنيد، همه را از آن بسوخت. دبير کل کميسيون ملي يونسکوي ايران در ادامه يادآور شد: جناب استاد داوري قدر اين پنج روزه عاشقي را به خوبي ادراک کرده است. تلاش هاي مستمر و پيگير ايشان در طول چند دهه، ميراثي سترگ و پرارج براي اصحاب علم و دانش ايران زمين به ارمغان آورده است. آنچه که موجب افتخار و احتشام اينجانب به عنوان دبير کل کميسيون ملي يونسکو است؛ آن است که استاد داوري در طول تاريخ درازآهنگ حيات علمي و فرهنگي خويش؛ از بنيان گذاران کميسيون ملي يونسکوي ايران در بعد از انقلاب اسلامي ايران نيز به شمار مي روند.
سخن از دل آگاهي
دکتر محمد رجبي رييس کتابخانه، موزه، و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي و از شاگردان قديمي دکتر داوري اردکاني در اين مراسم گفت: دکتر داوري متفکر به معناي عميق کلمه است. وي افزود: اگر به معناي فکر از منظري ارسطويي بپردازيم که کاشف از مجهول است بايد هر شخصي را متفکر ندانست. کمتر کسي را داريم که مجهولات را براي ما معلوم کرده باشد. وي افزود: فکري که کاشف مجهولات باشد متاسفانه در تاريخ کم داريم و مشکل بزرگ بشري نيز همين بوده است. وي تصريح کرد: اگر تفکر را به معناي عرفاني بگيريم که رفتن از باطل به سوي حق باشد متفکر کسي است که راه حق از باطل را به ما نشان مي دهد. بايد توجه داشت که در اين زمينه کساني را داشته و داريم. رييس کتابخانه، موزه، و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي يادآور شد: دکتر داوري با دل و از روي دل آگاهي سخن مي گويد و آنچه را که يافته بدون هيچ تکلفي بر قلم مي آورد. نوشتار ايشان مثل گفتار ايشان است و گفتار ايشان مثل احوال ايشان است.
دفاع از هويت ايراني و اسلامي
دکتر علي اکبر ولايتي عضو فرهنگستان علوم پزشکي و مشاور مقام معظم رهبري در امور بين الملل در اين مراسم گفت: داوري به عنوان يک مدافع فرهنگ و هويت اسلامي و ايراني تلاش کرده در برابر هجوم فرهنگي سينه سپر کند.وي تصريح کرد: نظري هست که معتقد است مسلمانان و ايرانيان کاري که کردند اين بود که علم را از يوناني ها گرفتند و نگه داشتند و اين را به صورت امانت به اروپايي ها بازگرداندند. البته اين يک بي انصافي است. وي تصريح کرد: سهم مسلمانان در انتقال تمدن و علوم از سه راه به بار نشست. اول ترجمه آثار ديگران به زبان عربي، دوم توسعه علوم در جهان اسلام و سوم انتقال اين علوم و تمدن به اروپا و غرب. ولايتي افزود: يک متفکر غربي مي گويد ما مي توانيم تاريخ علم را در سه مقطع در نظر بگيريم. يکي مقطع يونان، دوم ترجمه وانتقال علم به بيزانس و کشورهاي اسلامي و سوم رنسانس. وي تأکيد کرد: عصري به نام عصر ترجمه را در ابتداي تاريخ اسلام داريم که حدود 1200 کتاب به زبان عربي ترجمه شد. مدت هزار سال اين آثار در گهواره تمدن اسلامي و ايراني تقويت شد و به اروپا تحويل داده شد. عضو فرهنگستان علوم پزشکي يادآور شد: ما در جريان تحولات علمي در جهان اسلام بزرگترين نهضت ترجمه دو سويه را داشته ايم که بي سابقه است. 1200 کتاب از زبان سرياني و يوناني به زبان عربي ترجمه شد و 5000 هزار کتاب از عربي به صورت عکس ترجمه و در اختيار غرب قرار گرفت. وي افزود: ويل دورانت معتقد است آنچه در رنسانس اتفاق افتاد نتيجه اش انتقال علم از جهان اسلام به اندلس و از آنجا به اروپاست. ولايتي در پايان تأکيد کرد: دکتر داوري تلاش کرده تا جوانهاي ما را به هويت ديني و ملي ما برگرداند. اين يک مبناي علمي قابل دفاع دارد چرا که اگر ما به خودمان برگرديم مي توانيم به جايي برسيم که گذشتگان ما رسيده بودند.
داوري اهل عافيت طلبي نيست
احمد مسجدجامعي، يکي ديگر از سخنرانان مراسم سالروز هشتاد سالگي داوري اردکاني بود که با حضور در جايگاه، به تجربيات و شناخت شخصي خود از داوري و بارزه هاي فرهنگي ايشان در ساليان گذشته اشاره کرد.مسجد جامعي با اشاره به سابقه­‌ي آشنايي با داوري اردکاني گفت: آشنايي من با جناب داوري اردکاني، به حدود چهل سال قبل برمي­‌گردد. آن زماني که به عنوان نماينده‌­ي دانشجويان دانشگاه تهران، براي انتشار نشري‌اي پيش ايشان رفتم و از ايشان درخواست ياري کردم. زيرا ايشان خود سوابق مطبوعاتي داشت و به لحاظ فکري و طرز نگاه، به موضوعات و مسائل مختلف جامعيت داشت.وي ادامه داد: ايشان نه تنها اهل فلسفه هستند و شعر و آثار ادبا و حکيمان قديم را مي­‌شناسند، بلکه به شعر شاعران جديد، مثل فروغ، سهراب، قيصر امين­‌پور، اخوان و... نيز اشراف دارند. آثاري را نيز در اين رابطه به رشته­‌ي تحرير درآورده­‌اند. مثل کتاب «شاعران در زمان عسرت».وزير اسبق فرهنگ و ارشاد و عضو شوراي اسلامي شهر تهران در تشريح شخصيت علمي و فرهنگي داوري اردکاني اظهار داشت: داوري حساب خود را از مسائل جاري فرهنگي جدا نمي­‌کرد. هرگز اهل عافيت طلبي نبوده و يکي از وجوه ايشان همين بود که فيلسوف زمانه­‌ي خود بوده است.وي اضافه کرد: زماني که ايشان مسووليت نشريه‌­ي «نامه فرهنگ» را به عهده گرفت، که انصافا يکي از کم‌نظيرترين نشريات در حوزه‌­ي انديشه و تفکر بود، با ايشان همکاري داشتم. اين نشريه يک ظرفيت جديد در فضاي ذهني ايشان باز کرد و نتيجه‌اش گسترش فضاي گفتگو بود. به گونه­‌اي که 60 الي 70 ميزگرد در اين نشريه برگزار شد.
هويت فکر داوري با حقيقت جويي
دکتر سيدمحمدصادق خرازي، سفير اسبق ايران در سازمان ملل متحد، شب گذشته 16 تيرماه در مراسم جشن هشتاد سالگي دکتر رضا داوري اردکاني که در فرهنگسراي ابن سينا برگزار شد، طي سخناني ضمن بيان خاطراتي از آشنايي با دکتر داوري در ايران و ادامه دوستي در آمريکا گفت: در جاي جاي ايران فرهنگي چه گوهرهايي زاده شده اند و سرشت و سرنوشت نه تنها ملت ايران که سرشت و سرنوشت ملتهاي ديگر را رقم زدند. وي افزود: امروز پاسداشت شخصيت مهربان و با فضيلتي است که آفاق انديشه و حکمت و دانش ايشان وراي جدول‌بندي هاي سياسي و جغرافيايي است و حکيم و فيلسوف متفکر نامدار آقاي دکتر داوري اردکاني از جمله مردان نيکونهادي است که براي استقلال، آزادي و اعتلاي دين و فرهنگ با آثار فکري، علمي و کلامي خود توانستند از گوهر دين و ديانت در دوره محجور مشتاقانه حمايت و پاسداري کنند. وي با اشاره به اينکه وقتي به کارنامه علمي و تلاشهاي و کارهاي بزرگ ايشان مي نگريم در پس اين چهره آرام و متين يک جهان جوش و خروش مسئوليت و آگاهي را مي توانيم مشاهده کنيم، اظهار داشت: پرسش بزرگي در پيش روي ماست که فيلسوف کيست، مسئوليت و رسالت جهاني او چيست؟ کسي که طراح مکتب مستقل و نظريه مستقل باشد فيلسوف شناخته شده يا فيلسوف کسي است که بر يک يا چند مکتب فلسفي به نحوي مسلط بوده يا از آن مکتب يا نظريه فلسفي به صورت قابل قبول  دفاع کند و به بهترين نحو ممکن به ديگران بفهماند؛ کساني چون حکماي اربعه مکتب تهران، علامه طباطبايي، شهيد مطهري، جلال‌الدين آشتياني، مرحوم علامه شعراني و آيت الله جوادي آملي، بوده و در مسير خرد و انديشه گام برداشته اند. وي تأکيد کرد: حاملان فلسفه امروز و متفکران امروز همه با هم تلاش کردند که از تاريخ علم حمايت و پشتيباني کنند، حکمت و انديشه اين حکماي خردمند، چون داوري و ديناني و اعواني در دوران معاصر در تحقق حکمت متعالي و تشيع جدا مردانه بوده و قابل ستايش و تکريم است.
استقلال فرهنگستان علوم از بين رفت
آيت الله دکتر سيدمصطفي محقق داماد، در مراسم جشن هشتاد سالگي دکتر رضا داوري اردکاني که در فرهنگسراي ابن سينا برگزار شد، طي سخناني گفت: از حکمت داوري و فلسفه و شعر و شعر فهمي و ذوق او سخن گفته شد و گفته خواهد شد و شايد من به علت تخصص در فلسفه غرب، در اين زمينه چيزي نگويم بهتر باشد. وي افزود: آنچه که براي من از داوري جالب است اين است که من عالم زياد ديده ام، فيلسوف زياد ديده ام، فقيه زياد ديده ام، اصولي زياد ديده ام، اديب زياد ديده ام اما کسي که بين اين دانشها با اخلاق و ادب جمع کند، به شدت کم ديدم و گزاف نمي گويم آنچه که براي من در مورد داوري جالب بود قرين ساختن دانش و علم و حکمت با اخلاق وادب است. به قول حافظ اين که مي‌گويند آن خوشتر ز حسن/ يار ما اين دارد و آن نيز هم. محقق داماد با اشاره به اينکه من در مورد دکتر داوري بحث مستوفايي در مؤسسه حکمت و فلسفه کرده ام و لذا در اينجا در مورد ايشان کمتر صحبت مي کنم، اظهارداشت: من مايلم در حضور علما و دانشمندان مطلبي را به صراحت بيان کنم و داوري را به وجدان پاک سروران عزيز بگذارم. دکتر داوري دومين رئيس فرهنگستان علوم است. من پس از چند سال از تأسيس فرهنگستان به عنوان عضو آکادمي و فرهنگستان علوم انتخاب شدم، فرهنگستان براي من محيط بسيا زيبايي جلوه کرد. عده اي عالمان زبده افراد فرهيخته، گزيده شده همه با هم دوست و مأنوس در محيط علم و تحقيق و گفت و گو بسيار برايم جالب بود که گمشده اي را پيدا کردم. وي تصريح کرد: مي خواهم از آقاي دکتر داوري تشکر کنم و دست ايشان را در اين زمينه ببوسم اين است که ايشان تمام تلاشش را گذاشت که اين مسأله در فرهنگستان علوم اجرا نشود و افرادي به وسيله يک ابلاغ به‌عنوان رئيس فرهنگستان علوم منصوب نشوند. اين بزرگوار تا امروز هم موفق شد و توانست هويت استقلالي فرهنگستان را حفظ کرد. من آمدم بابت اين کار از دکتر داوري تشکر کنم.
شصت و دو سال معلمي کردم
دکتر رضا داوري اردکاني، رئيس فرهنگستان علوم، در مراسم جشن هشتاد سالگي خود که در فرهنگسراي ابن سينا گفت: کسي که هشتاد سال زندگي کرده و شصت و دو سال آن معلمي بوده است، طبيعي است که ديگران به علم و معلم احترام کنند و قدر شصت و دو سال معلمي را بدانند. من خودم هم افتخار مي کنم، افتخار مي کنم که شصت و دو سال معلم بودم و اگر قرار بود باز جواني را از سر بگيرم همچنان شغل معلمي را انتخاب مي کردم. وي افزود: اين مجلسي که امروز تشکيل شده، قدري از اين تجليل بيشتر است، بسيارند معلماني که شصت و دو سال معلمي کردند و مورد چنين لطف و احساسي قرار نگرفتند ونمي گيرند که البته بايد بگيرند. چنانچه که دکتر اقبال گفتند، من هوش زياد ندارم من اصرار زياد دارم. اگر مي بينيد که من در 10 سال اخير بيست و پنچ جلد کتاب منتشر کردم، اگر بگويم من اين نوشته‌ها را 10 بار مي‌نويسم اغراق نمي‌گويم. من زحمت کشيدم. اينکه حاصلش چه شد من نمي دانم و نمي توانم در مورد اين حرفي بزنم. حضور شما تأييد و يا نقدي بر حرفهاي من نيست. حضور شما در اين مراسم به اين خاطر است که براي کسي که حرمت علم گذاشته و به قول خودش مي گويد من چاره اي جز اين نداشتم و راهم اين بوده است آمديد. برخي مي گويند براي تقرب به قدرت اين کار را کرده است!، اينجا آقاي خاتمي حضور دارند که رابطه ما با ايشان هفتاد ساله است. من هفتاد سال است که ايشان را مي شناسم و هشت سال هم ايشان رئيس جمهوري کشور بودند. من نه در دوراني که ايشان رئيس جمهور بودند و نه در دورانهاي ديگر تقريبا با ايشان ارتباطي نداشتم و هيچ فرقي برايم نداشت. کسي که به معلمي و نوشتن اکتفا مي کند نيازي به تقرب ندارد. اين را گفتم تا بدانيد کسي که به خودشان و خانواده شان ارادت داشتم در حضورشان دارم عرض مي کنم تقرب نجستم و لازم نبود تقرب بجويم، چون ارادت چنان بود که قرب حاصل بود اما ربطي به مقام ايشان در سياست نداشت.
توسعه و فضاي فرهنگي
دكتر محمود سريع القلم به دعوت موسسه تحقيق و توسعه صنعت احداث درباره «كارآمدي و فرهنگ» سخنراني كرد و بار ديگر با بر شمردن ويژگي هاي فرهنگي ايرانيان،‌ پيش شرط هاي فرهنگي توسعه را بر شمرد. دكتر سريع القلم با اشاره به اصول ثابت توسعه گفت:‌ در متون رشد و توسعه اصول ثابتي به عنوان اصول توسعه معرفي شده اند. همچنان كه در ساير علوم و فنون چارچوب ها و قالب هاي ثابتي براي توسعه در آن رشته وجود دارد. به اين اصول ثابت توسعه در سطح جهاني دست يافته اند و كاملا روشن هستند. به همين خاطر است كه معتقدم نيازي به اين همه همايش درباره توسعه نيست زيرا مثل اين است كه متخصصان دندانپزشكي جهان گرد هم آيند و درباره مسائل اوليه و ساده دندانپزشكي بحث كنند. نكته سوم بحث من اين است كه رشد و توسعه يك كشور تابع فكر كردن و عقلانيت است. من به عنوان دانشجوي علم سياست فرصت مقايسه در سي كشور دنيا را داشته ام و متوجه شده ام كه در ميان اين سي كشو ما در زمينه مديريت پايين ترين سطح را داريم،‌ زيرا از تخصص بهره نمي گيريم. اميدوارم در 4 سال آينده اولين كار دولت اين باشد كه تصميم ها را بر اساس فكر و تخصص اتخاذ كند،‌ امري كه در هشت سال گذشته تعطيل بود. به همين خاطر معتقدم كه وضع فعلي ما ايرانيان بسيار طبيعي است،‌ زيرا نتيجه همين بي فكري و عدم استفاده از نيروهاي متخصص است. نويسنده كتاب «عقلانيت و توسعه يافتگي» در ادامه به بحث از فرهنگ و نظام باورها پرداخت و گفت:‌فرهنگ در مسائل توسعه علاوه بر باورها به معناي كارجمعي است،‌ يعني چقدر مردم جامعه آموخته اند كه با هم فكر كنند،‌ تصميم بگيرند،‌ اجرا كنند،‌ خطا كنند و خطاهاي خود را جبران كنند. وقتي حدود 25 سال گذشته سرمايه داري وارد چين شد،‌ چيني ها از يك سرمايه اجتماعي بسيار ارزشمند بهره مي بردند و آن فرهنگ جمعي بود. اين امر به واسطه فرهنگ كنفوسيوسي بود كه در به طور کلي در آسياي شرقي حضور دارد و مردم به شدت با هم هارموني و هماهنگي دارند. در حالي كه ما ايراني ها قدري از هم گريزانيم و با هم ستيز داريم. به همين دليل نمي توانيم با هم كار كنيم. يکي از ضعف هاي فرهنگ عمومي و سرمايه هاي اجتماعي ما ايرانيان فقدان يا ضعف در اعتماد است. وي «علاقه به يادگيري» و «توجه به علم و روش علمي» را از ديگر ويژگي هاي کارآمدي خواند و گفت: براي انجام هر کاري مي توان از روش هاي علمي استفاده کرد. ما جهان را مجموعه منسجمي پر از توطئه و نگاه امپرياليستي مي بينيم. من به اين منظور با حدود نه نفر روحاني صحبت کردم و از ايشان پرسيدم که اين ضديت با جهان تا چه ميزان پايه هاي ديني دارد؟ جالب است که عموما مي گفتند،‌ اين گونه نيست. در واقع مي خواستم دريابم که مباني ضديت با جهان ناشي از چيست؟ از اين روحانيون پرسيدم که آيا دليل اين امر مي تواند تفکر چپ و فرهنگ کمونيستي باشد؟ بسياري از ايشان اين موضوع را قبول کردند. يعني اين ضديت با جهان از مباني فکري ديني ما بر نيامده است. از ديد ديني جهان پر از زيبايي و مرکز يادگيري است. تاريخ ما ايرانيان تاريخ جهان مداري است. از آن جا که ما هميشه امپراتوري داشته ايم،‌ ذهني سينه رامايي داريم و با کل جهان سر و کار داريم و در نتيجه نمي توانيم خودمان را محدود کنيم. در نتيجه آن چه بر ما گذشته از نظر جهاني استثناست و در نتيجه ستيز با ديگران از فرهنگ خودمان برنخاسته است.  وي «انحصار طلبي در بهره برداري از امکانات» را ديگر ويژگي فرهنگي ايراني خواند و گفت:‌ ما اين قدر به اين شيوه عمل کرده ايم که خيلي زحمت لازم است تا از آن فاصله بگيريم. در تجربه زندگي ام ايراني جدي بسيار کم ديده ام. به طور کلي «جديت و اهميت دادن به مسائل» يک شاخص فرهنگي ما نيست. ويژگي بعدي «کم توجهي به حقوق ديگران» است.  دكتر سريع القلم در پايان تاكيد كرد:‌ ما بايد مسئوليت پذير باشيم. رئيس يك كشور شدن مسئوليت است و قواعدي دارد. مساله بعدي تعامل بين المللي است. محك ارزيابي هر سازمان و فردي در سطح بين المللي است. در چند سال گذشته ما به جهان توجه نكرديم و فكر كرديم كه جهان يك مجموعه بي فايده امپرياليستي است و نتيجه اش را با تحريم ها و وضعيت اقتصادي و سياسي مان ديديم. امروز كسي كه زبان انگليسي ندارد،‌ در جهان فعلي نمي تواند منطقي فكر كند. زيرا معقول زندگي كردن يعني جهاني زندگي كردن و با دنيا سر و كار داشتن و كساني مي توانند بهتر از اين جهان بهره برداري كنند كه زبان انگليسي را بدانند. زبان مسلط بر جهان،‌ زبان انگليسي است. فكر كردن به زبان انگليسي انسان را منطقي بار مي آورد. در پايان لازم است به جمله اي از كنفوسيوس اشاره كنم. او مي گويد اگر براي يك سال آينده مي خواهيد كاري كنيد، بهتر است برنج بكاريد، اگر براي ده سال آينده مي خواهيد كاري كنيد، بهتر است درخت بكاريد،‌ اما تربيت انسان از همه اين ها دشوارتر است و زمان بيشتري مي طلبد. در دنياي مجازي امروز تربيت انسان ها بسيار راحت تر است.
عکس و تاريخ
در نشستي که به ميزباني گروه تاريخ و همکاري‌هاي ميان ‌رشته‌اي پژوهشکده تاريخ اسلام، در محل اين پژوهشکده برگزار شد و چند چهره آکادميک فعال در حوزه هنر، سياست و تاريخ در باب «عکس و تاريخ» در آن سخن گفتند. دکتر حسينعلي نوذري، پژوهشگر تاريخ و نظريه‌پرداز علوم سياسي به بررسي نقش‌آفريني آثار هنري در خدمت تاريخ‌نگاري پرداخت. او با بيان اينکه مخاطبش پژوهشگران و کارورزاني هستند که در حوزه تاريخ کار مي‌کنند، گفت: «ما مي‌خواهيم از هنر عکاسي به عنوان ابزاري براي ثبت و ضبط پاره‌هايي از وقايع تاريخي يا گشتاور‌ها و لحظه‌هايي در تاريخ استفاده کنيم. آيا اساسا چنين امکاني وجود دارد؟ و اين عکس به عنوان يک ابزار ثبت و ضبط و ابزاري که پس از ثبت و ضبط، کارويژه بازنمايي را انجام مي‌دهد، آيا مي‌شود در اختيار و خدمت مورخان قرار بگيرد؟ همچنان که مي‌دانيم در گذشته يکي از کارهاي اساسي که در کتب آموزش تاريخ صورت مي‌گرفت، استفاده از تصاوير به خصوص نقاشي‌ها بوده، آيا از عکس هم مي‌توان چنين کاربردهايي را انتظار داشت؟ اگر آري، تا چه پايه؟» او با اشاره به مناقشاتي که پيرامون پديده عکس و عکاسي از نيمه‌هاي قرن بيستم به وجود آمده بود، افزود: «يک مناقشه خيلي طولاني بين خود هنرمندان وجود داشت در خصوص اينکه آيا اساسا مي‌توان عکاسي را به عنوان يک هنر تلقي کرد؟ يعني يک پارادوکسي وجود داشت که برخي عکاسي را به دلايل گوناگون هنر تلقي نمي‌کردند. به دليل اينکه بحث هنر را ساخته تخيل، ذوق و خلاقيت هنرمند مي‌دانستند. يعني چند ويژگي اساسي را براي هنرمند مطرح مي‌کردند و وقتي اين چند موضوع احصا مي‌شد در آن صورت کاربستي که به اين موضوعات مي‌پرداخت را شايسته اطلاق عنوان «هنر» احراز مي‌کردند، اما عکاسي اين ويژگي‌ها و ارکان را به زعم منتقدان فاقد بود.» دکتر افسانه نجم‌آبادي، استاد دانشگاه هاروارد سخنران بعدي اين مراسم بود که سخنانش را زير عنوان «اگر تاريخ‌نگاري نوشته‌مدار نباشد»، ارائه کرد. او گفت: «آنچنان که مي‌دانيم تاريخ‌نگاري ما همواره به صورت سنتي نوشته‌مدار بوده، يعني پايه اصلي استناد روايات تاريخي اسناد مکتوب است. ولي همان‌طور که اشاره هم شد، در چند دهه گذشته از زواياي مختلف اين نوشته‌مداري تاريخ مورد نقد و بازبيني واقع شده است. شايد اولين جايي که اين رويکرد مورد نقد قرار گرفت، زمان پيدايش تاريخ شفاهي بود. به خصوص در جوامعي مثل آمريکاي لاتين و آفريقا که تاريخ اجتماعيشان نوشته‌مدار نبود و حافظه تاريخي آن‌ها در ميان اقشار حاشيه‌نشين همچون بردگان در آمريکاي لاتين به صورت سينه به سينه نقل شده است. وجود چنين تجربه‌هايي باعث شد نوشته‌مداري تاريخ در دنياي امروز به تدريج مورد سوال قرار بگيرد. فايده‌اي که اين بازبيني‌ها داشته اين است که ديگر اين مساله که در گذشته گفته مي‌شد «اسناد خود سخن مي‌گويند» خيلي مورد قبول نيست. چرا که در آن صورت اساسا نيازي به تاريخ‌نگار احساس نمي‌شد. در دو دهه گذشته اين رويکرد تازه منجر به اين شده که همه آن چيزهايي که به عنوان «منابع ملموس فرهنگي» شناخته مي‌شود، مثلا ابزار کار و اشياي زندگي روزمره و منابع تصويري چه نقاشي، چه عکس و چه فيلم در تاريخ‌نگاري مبنا قرار گرفته و به همه اين‌ها به عنوان منابع تاريخ‌نگاري، نگريسته مي‌شود. اين موضوع باعث شده در کنار تاريخ سياسي که قالب اصلي تاريخ‌نگاري گذشته ما بوده است، به تاريخ‌نگاري فرهنگي و اجتماعي نيز نگاهي تازه‌تر افکنده شود و اين رويکرد جديد خصوصا به تاريخ‌نگاري فرهنگي ما کمک بيشتري کرده است.» دکتر داريوش رحمانيان، پژوهشگر و استاد تاريخ دانشگاه تهران نيز در اين نشست گفت: «متاسفانه در گروه‌ها و محفل‌هاي تاريخي تاکنون و به طور مستقل به شکلي که بايد و شايد به اين موضوع بين‌رشته‌اي توجه نشده و اين نشست‌ها مقدمه‌اي براي پيگيري چنين بحث‌هايي است که مغفول مانده‌اند.»
او با بيان اينکه «وقتي ما از عکس و تاريخ سخن مي‌گوييم بايد به اين پرسش پاسخ دهيم که عکس و کدام تاريخ؟»، ادامه داد: «تاريخ عنواني است معطوف به دو معنا. ‌گاه وقتي مي‌گوييم تاريخ منظورمان معرفت تاريخ است و گاه منظورمان خود تاريخ به مثابه هستي است يعني در واقع جريان تاريخ و رويدادهاي تاريخي. بدون شک عکس و اختراع دوربين عکاسي و بعد فيلم در هر دو حوزه تاثيرات شگرف و بزرگي گذاشته است. اگر بخواهم خيلي مختصر بگويم عکس و عکاسي، جهان اجتماعي، جهان تاريخي و جهان انساني را به شدت تحت تاثير قرار داد تا آنجا که «سوزان سونتاگ» منتقد مشهور عکس مي‌گويد عکس باعث يک انقلاب رواني و روحي در بشريت شده است. در واقع اگر ما بخواهيم به لحاظ اپيستولوژيک هم از مساله پيوند عکس و تاريخ سخن بگوييم بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که پيدايش و گسترش عکس و عکاسي در علم و در فرآيند پژوهش علمي چه تاثيراتي برجاي گذاشته است. اينجا مساله مهمي که مطرح مي‌شود اين است که دوربين عکاسي جهان را دسترس‌پذير‌تر کرده و امکان نوعي ديدن بيشتر و ژرف را براي بشر به ارمغان آورده است. بشر پس از اختراع دوربين عکاسي جهان را دقيق‌تر مي‌تواند ببيند. آن چيزي را مي‌تواند ببيند که پيش از آن بدون ابزاري به عنوان دوربين، قابل ديدن نبود يا اگر قابل ديدن بود، به آن شدت، حدت و ژرفايي که اکنون ديدني شده است، قابل ديدن نبود.»
يکصدمين سالگرد تولد
دکتر منوچهر ستوده
مراسم گراميداشت يکصدمين زاد روز استاد منوچهر ستوده، ايرانشناس و جغرافيدان پيشکسوت به همراه نمايشگاهي از عکس ها و آثار ايشان، روز چهارشنبه 12 تير در ساختمان کانون گسترش زبان پارسي برگزار شد. در اين مراسم که به همت بنياد موقوفات دکتر محمود افشار يزدي برگزار شد، با استقبال پرشوري از سوي اساتيد مرکز بزرگ دايره المعارف اسلامي، فرهنگستان زبان و ادب فارسي، مرکز پژوهشي ميراث مکتوب و نيز علاقمندان علم و ادب و دوستداران استاد منوچهر ستوده روبرو شد.  سيد مصطفي محقق داماد، رئيس شوراي توليت بنياد موقوفات دکتر محمود افشار، ضمن خوشامدگويي به حاضران گفت: « اين جلسه درباره مردي بزرگ است که در آستانه صدمين سالش است. من اطمينان دارم که فرزندان اين مرز و بوم از اوراق زرين زندگي نامه اين بزرگوار، که هر ورق آن براي نسل آينده ما دفتري براي درس گيري است، سرمشق خواهند گرفت. انشاالله که ما هم براي اين سرزمين مأيوس نباشيم و در آينده چنين بزرگاني بيشتر داشته باشيم» پس از محقق داماد، احمد اقتداري سخنران ديگر مراسم بود. او که از دوستان قديمي و همراهان استاد ستوده در بسياري از سفرها بوده است، گفت: «دوستان، ياران، همفکران و هم قدمان استاد ستوده، استدعا مي کنم لحظه اي در خود فرود رويد و بي ريب و ريا خدا را شکرگزاري کنيد که دوست نازنين و مهربان ما، ستوده، صد ساله شده است و به مرحله کمال و جمال فکري رسيده و از خوب و بد ايام روزگار ناپايدار به نسبت رَسته و در کنج عزلت و خلوصي عارفانه مي انديشد و مي نويسد و لبخند شکر مي زند. ستوده مرد قلم و اهل عمل است. هم آبادگر و گردشگر و کوهنورد و پرهمت است و هم انديشمند و محقق و فرهنگ پژوه و بسيار دان در باب ادب و فرهنگ و تاريخ.» پس از اتمام سخن راني ها، بيانيه بنياد موقوفات از سوي رياست شوراي توليت خوانده شد. در بخشي از اين خطابه آمده است: «براي بنياد موقوفات دکتر محمود افشار يزدي مايه سرافرازي و شادماني است که امروز مراسم گرامي داشت يک صدمين سال تولد دانشمند نامور، دکتر منوچهر ستوده را که عمر پربار خود را يکسره صرف تدريس، پژوهش، نگارش و تصحيح و تأليف متون فارسي، خصوصاً در حوزه جغرافياي تاريخي ايران و جهان اسلام و نيز تواريخ محلي ايران کرد و از اين رهگذر، خدمات ارزشمندي به فرهنگ و ادب ايران اسلامي نموده است، در ساختمان کانون زبان فارسي، که يکي از انگيزه هاي احداث آن تجليل و تکريم مقام علم و عالم است، برگزار مي نمايد... با شادباش اين روز خجسته به استاد عالي قدر جناب آقاي دکتر منوچهر ستوده از درگاه حضرت احديّت مسألت دارد که ايشان را همواره در کنف حمايت و عنايت خود از آلام و اسقام روزگار مصون و جامعه فرهنگي ايران را سال هاي سال از فيوضات علمي اين وجود ذيجود بهره مند فرمايد.» بخش پاياني مراسم، سخنراني دکتر ستوده بود که پيرامون اهميت نگهداري و ماندگار کردن زبان فارسي چند دقيقه با حاضران سخن گفت. استاد ستوده با يادکرد نام استادش، فاطمه سيّاح، و با ذکر خاطره اي از دوران تحصيل خود، به انتقاد از افراد و مؤسساتي پرداخت که ناآگاهانه با ساختن واژه هاي جعلي و قوانين ناسازگار با زبان و قواعد فارسي سبب آسيب رسيدن به اين زبان مي شوند. ستوده گفت: «ادبيات ايران مانند کوه دماوند است و ادبيات ساير نقاط جهانْ تپه هاي اطراف آن. حفاظت اين قلعه ادبي با ماست که در آن بنشيم و پاسداري از آن ادب کنيم. اما سياست جهان خلاف ميل ما قدم برمي دارد. ملا فيروز نامي را مي سازد تا کتاب دروغين دساتير را بسازد؛ ناظم الاطباء را مي سازد تا کتاب فرنودسار را بسازد و واژه هاي جعلي را ثبت و ضبط کند؛ محمدحسين خلف تبريزي را به هند مي برد تا واژه هاي جعلي را به کار گيرد.» دکتر ستوده همچنين به انتقاد از فرهنگستان زبان و ادب فارسي پرداخت و گفت: «خود ما تيشه به دست گرفته و ريشه خود را مي کَنيم. فرهنگستان دستور داده (ط) مؤلَف را به (ت) منقوط بدل کنيم. مؤسسه هاي انتشاراتي مشغول انجام اين عمل هستند و غافلند از اين که پدران ما براي (ت) منقوط اوستايي که با شدت زياد تلفظ مي شود (ط)، و براي (ت) منقوط بدون شدت (ت) را انتخاب کردند. ما اجازه نداريم بي علت و سببي (ط) را به (ت) بدل کنيم. بر ماست که چشم و گوش خود را باز کرده و از اين مهلکه ها دوري کرده و با چنگ و دندان زبان فارسي را حفظ و به نسل بعد منتقل کنيم.» اهداء لوح بنياد موقوفات دکتر محمود افشار و تقسيم کيک تولد استاد ستوده پايان بخش مراسم صدمين سال روز تولد استاد ستوده بود.
خواب آشفته نفت
نشست نقد و بررسي کتاب «خواب آشفته نفت (دکتر مصدق و نهضت ملي ايران)» از سوي انجمن علمي دانشجويان تاريخ دانشگاه تهران در تالار باستاني پاريزي اين دانشگاه برگزار شد. حميد احمدي نيز در اين نشست گفت: «خواب آشفته نفت» از آن جهت که موحد از همان روزهاي نخست در خرمشهر و آبادان درگير بحث‌هاي مطبوعاتي و حقوقي نفت بوده، از منابع بسيار بااهميت در حوزه تاريخ نفت ايران به‌شمار مي‌رود. کتاب جديد و به‌روز و جامع است و نکته‌هاي تازه‌اي به دست مي‌دهد. به لحاظ نگرش، توازني ميان نظرهاي موافق و مخالف ايجاد کرده و تحليلي انتقادي براساس مدارک و مستندات است.  وي افزود: سازماندهي چنين برنامه‌اي مانند کودتا کاملا سازماندهي شده بود و در منابع مختلف از تقسيم پول‌هايي صحبت مي‌شود که از سوي برادران رشيديان در ميان افرادي توزيع شده که به خيابان‌ها ريخته‌اند و در ايجاد اغتشاش و دادن شعار بر ضد مصدق روي آورده‌اند. اين‌که گفته مي‌شود چرا مصدق مقاومت نکرد؟ يا سوال‌هايي مانند دليل مشارکت نکردن حزب توده، به اين دليل است که مصدق مي‌دانست مقاومت بي‌فايده است و جبهه ملي نيز از هم پاشيده شده بود. از سوي ديگر مصدق در شهرباني و ارتش نيز نفوذي نداشت تا بتواند کاري از پيش ببرد. همچنين حزب توده در آن دوران قدرتي براي مقابله نداشت.  دانشيار دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در پايان سخنانش گفت: انتقاد از هر کتابي اجتناب‌ناپذير است اما تحليل متوازن همان چيزي به‌شمار مي‌رود که نسل جديد چشم به آن دوخته تا سوال‌هايش را پاسخ دهد. به هر حال به‌نظر مي‌رسد نداشتن کتابنامه و فهرست منابع در کتاب از ايرادهايي است که اميدوارم در چاپ‌هاي بعدي به آن افزوده شود. محمدعلي موحد در آغاز اين نشست با اشاره به روز نهم ارديبهشت‌ماه که سالروز تصويب قانون اجرايي ملي شدن صنعت نفت به شمار مي‌رود، گفت: نهضت ملي نفت از دو نظر براي ايرانيان بااهميت است. از يک‌سو به‌عنوان صنعتي جديد، پنج سال پس از نخستين اکتشاف نفت در سال 1859 در پنسيلوانياي آمريکا، در ايران نيز نخستين امتيازها به غربيان داده شد. تا اوايل قرن بيستم هنوز خبري از اثر و نفوذ نفت در جامعه جهاني خبري نبود. پس از جنگ جهاني اول درگيري بشر بر سر نفت آغاز شد و تاکنون ادامه دارد.  نويسنده کتاب «خواب آشفته نفت» ادامه داد: از سال 1901 که امتياز دارسي امضا شد تا قرارداد 1919، کودتا، آمدن و رفتن رضاشاه، نهضت ملي صنعت نفت ايران، کودتاي 28 مردادماه 1332 و بسياري وقايع که در ايران رخ مي‌دهد همگي تاثير گرفته از نفت است. ايران علاوه‌بر گرفتاري‌هاي داخلي مانند گستردگي بسيار دستگاه‌هاي دولتي و اقتصاد دولتي، همچنين نفوذي که در دستگاه‌هاي ديگر دارد باعث آشفتگي بسيار مي‌شود. نفت در خارج از ايران و ديگر کشورهاي نفت‌خيز نيز در تمام ساحت‌هاي زندگي مردم نفوذ کرده و مشکلاتي به‌وجود آورده است.  موحد بيان کرد: کتاب «خواب آشفته نفت» به‌دليل اين‌که روايت يکي از حساس‌ترين مقاطع تاريخ ايران است با نظرهاي مخالف و موافق بسياري روبه‌رو شد. از سوي ديگر روايت تاريخ و تحليل آن در نظر هر فرد با ديگري متفاوت است. من در اين کتاب ديدگاهم را تشريح کردم. در ايران ملي شدن صنعت نفت تنها راهي بود که کشور را از چنبره قراردادي که دولت، مجلس و شاه امضا کرده بودند و به استناد آن دست خارجيان بر تمام عرصه‌هاي مملکت دراز بود، نجات مي‌داد.  اين پژوهشگر تاريخ اظهار کرد: در سال‌هاي اخير شبهه‌هايي به بحث کودتاي 1332 وارد کرده‌اند که با انتشار اسناد سازمان جاسوسي آمريکا (سيا) و خاطرات دو مامور اطلاعاتي درباره اين کودتا برطرف شده‌اند. از سوي ديگر شاه در کتاب‌هاي «ماموريت براي وطنم» و «در پاسخ به تاريخ» درباره جريان اين کودتا به‌گونه‌اي مي‌نويسد که براندازي دولت مصدق جز با اعمال قدرت راه ديگري ندارد. در پايان اين نشست، مجيد تفرشي، تاريخ‌نگار و سندپژوه به بيان سخناني پرداخت و گفت: امسال در شصتمين سالگرد کودتاي 28 مردادماه کتابي از «يرواند آبراهاميان» منتشر شده که در تقابل با نوشته‌هاي موحد است. در هر حال دولت مصدق خواه‌ ناخواه، سقوط مي‌کرد چرا که قدرت‌هاي غربي درصدد براندازي وي بودند.

 

آخرین به روز رسانی در شنبه ۰۹ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۰۷:۳۵
 


صفحه 4 از 4