مجله شماره 4

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک
افق فرهنگ

گزارش سمينارها

مرضيه سليماني


سمينار ساليانة فلسفه و الهيات
سي‌وهشتمين سمينار ساليانة‌ فلسفه و الهيات، در آوريل 2013 از سوي دانشگاه والش و در سالن اصلي همين دانشگاه برگزار خواهد شد. سخنران اصلي اين همايش، كه در موضوع فلسفة مسيحي (و جنبه‌هاي تاريخي و تئولوژيكي آن) به بيان مطالبي خواهد پرداخت، ژان‌لوك‌ماليون، استاد دانشگاه پاريس و متخصص برجستة فلسفه و الهيات مسيحيت است. وي شاگرد اتين ژيلسون و از پويش‌گران ديدگاه‌هاي استادان برجسته‌اي همچون ماسينيون است و آثار مهمي در اين زمينه به صورت مقاله و كتاب منتشر كرده است.

مهم‌ترين سمينارهاي برگزار شده در دو ماهة اخير
مهمترين سمينارهاي علوم انساني كه در ماه‌هاي مي و ژوئن ـ دو ماهة اخير در سراسر جهان و در مركز علمي و فرهنگي دانشگاهي برگزار شده، چنين است:  1ـ دومين كنفرانس بين‌المللي اقتصاد و مديريت منابع انساني. اين همايش در روز 6 مي 2013 در كشور مالزي برگزار شد و اقتصاددانان و تحليل‌گراني از شانزده كشور در آن سخنراني و در آن مشاركت كردند. 2ـ مقاومت و آزادي. سميناري در باب مقاومت منفي و شيوه‌هاي اعتراض مدني، كه در روز هشتم مي 2013 در شهر ازمير تركيه برگزار شده است. 3ـ دربارة خشونت. يازدهمين كنفرانس جهاني دربارة خشونت در جمهوري چك، در روز 9 مي 2013 در دانشگاه پراگ برگزار شد. 4ـ دربارة حقوق شهروندي. اين سمپوزيوم بين‌المللي با برگزاري يك نشست و چند سخنراني در روز 13 مي 2013 در شهر تورنتو در كشور كانادا برگزار گرديد. 5ـ در روز 17 مي 2013، سمينار جالبي در ليتواني برگزار شد و سه سخنراني جالب داشت. اين جلسه با موضوع «علوم انساني در اروپا، مابين گذشته و آينده» منعقد شد و استقبال وسيعي از سوي دانشجويان و استادان علوم انساني از آن به عمل آمد. 6ـ بحران معنويت. در روز 17 مي 2013، دومين كنفرانس بين‌المللي در باب بحران معنويت و تزلزل اخلاقي در جوامع معاصر، برگزار شد. 7ـ اميد، خيانت و اعتماد. تورنتوي كانادا، در روز هفدهم مي سال جاري ميلادي و روز بعد از آن، سمپوزيوم جالبي با عنوان: اميد، خيانت و اعتماد برگزار كرد كه اين سه مفهوم اخلاقي در حوزة روابط و شرايط متفاوت انساني، با رويكردهاي مختلف فلسفي و اخلاقي و جامعه‌شناختي و ديني مورد بحث و بررسي قرار داده شد. 8ـ در روز 19 مي 2013، ژورناليست‌ها همايشي در شهر كپنهاگ برگزار كردند كه عنوان اعلام شدة آن از سوي دانشكدة ارتباطات دانشگاه اين شهر، همراه با حضور فعال برخي اصحاب مطبوعات چنين بود: كنفرانس تجمع روزنامه‌نگاران راجع به علوم اجتماعي، يا سمينار مطبوعات و علوم اجتماعي. 9ـ‌ فمينيسم و مسائل زنان. فنلاند در تاريخ 23 مي 2013، شاهد برگزاري كنفرانسي راجع به مطالعات فمينيستي بود. اين كنفرانس، دنبالة‌ مجموعه‌اي از همايش‌هاي سالانه و پنجمين كنفرانس مطالعات مزبور محسوب مي‌شود. 10ـ هنوز ساية كمونيسم و سياست‌هاي اتحاد جماهير شوروي و وقايع مربوط به بلوك شرق و دوران جنگ سرد، در برخي جوامع داراي اهميت است. يكي از كشورهاي اروپاي شرقي كه آسيب‌ها و زخم‌هاي بسياري از سلطة كمونيسم بر پيكرش وارد آمد، روماني است.
اينك كه به تدريج شرايط متفاوتي در نسل جديد اين كشور ملاحظه مي‌شود، تحليل‌ها و نگاه‌هاي تازه‌اي هم به اين جامعه مشاهده مي‌شود. در روز 24 و 25 مي 2013، همايشي با عنوان «مهاجرت در جوامع كمونيستي در عصر پساكمونيسم» در پايتخت روماني برگزار گرديد. 11ـ سمينار «زيارت، سفر و آيين». شهر تاريخي و زيباي دابلين در كشور ايرلند، شاهد برگزاري سميناري دربارة زيارت و سفرهاي آييني در تاريخ 24 مي 2013 بود. 12ـ بازاريابي اسلامي. مسأله اقتصاد تجاري يا ماركتينگ در جوامع اسلامي و ظرافت‌هاي ويژة آن در سرزمين‌هايي كه مسلمانان زندگي مي‌كنند، موضوع مباحثي بود كه در يك سمينار بين‌المللي در تاريخ 29 مي سال جاري ميلادي در كشور تركيه برگزار شد. 13ـ قصه‌گويي در آموزش و پرورش. دانشگاه رايتون انگليس، جلسات بحث و بررسي ادبي ـ آموزشي جالبي در تاريخ 29 مي 2013 برگزار كرد و طي آن به نقش افسانه‌ها و قصه‌گويي در اعتلاي كيفيات آموزش و پرورش پرداخته شد. 14ـ تساهل و ناسيوناليسم. مسائل مربوط به كينه‌هاي بومي و نژادي و افراط‌گرايي و خشونت‌هاي مليت‌ها و قوميت‌ها عليه يكديگر، هنوز از مسائل بسيار مهم جهان معاصر است. آيا مي‌توان روا داري و نگاه متساهل و بدور از خشونت را به ميهن‌پرستي و ناسيوناليسم تزريق كرد تا از افراط‌گرايي و فلاكت‌هاي مرتبط با آن كاسته شود؟ با توجه به چنين موضوعاتي، در تاريخ 30 مي 2013، سميناري با عنوان تساهل و ناسيوناليسم در فنلاند برگزار شد. 15ـ پادوواي ايتاليا كه از شهرهاي كهن و داراي سنت و تاريخ ديني و سياسي بسيار پيچيده‌ و ديرپايي است، در روز سوم ژوئن 2013 سمينار جالب و پرمحتوايي با عنوان دين و اخلاق زيست محيطي برگزار كرد. شبكه تلويزيوني Rai Education سخنراني اصلي و ديگر خطابه‌ها و مباحث مطرح شده در اين سمينار را براي عموم پخش كردند. 16ـ پژوهش‌هاي علوم اجتماعي. عنوان يك سمينار دانشگاهي در مالزي كه به تاريخ چهارم ژوئن 2013 برگزار گرديد، پژوهش‌ها و دستاوردهاي نوين در علوم اجتماعي بود كه مخاطبان آن دانشجويان و استادان علوم انساني، به ويژه رشته‌هاي جامعه‌شناسي، علوم اجتماعي، انسان‌شناسي، مردم‌شناسي، اقتصاد و فرهنگ‌ عمومي است. 17ـ دانشگاه كمبريج انگلستان، سميناري با موضوع شهرنشيني و رفاه، در روز 6 ژوئن 2013 برگزار كرده و چهار سخنراني، يك ميزگرد و طي آن يك جلسه پرسش و پاسخ و بحث آزاد در نظر گرفته شده است. 18ـ باز هم در كشور انگلستان، دانشگاه دولتي اين كشور، در روز 6 ژوئن 2013 همايشي دربارة‌ ماترياليسم و ماديگري را برگزار خواهد كرد و سخنراني‌هايي ارائه خواهد شد. 19ـ استراتژي‌هاي تبليغات. تحت اين عنوان، در روز دهم ژوئن 2013،‌ نشست علمي‌اي در يكي از دانشگاه‌هاي پايتخت هندوستان برگزار مي‌شود. 20ـ در كروواسي، سميناري با عنوان اصلاحات كاربردي، در روز 12 ژوئن 2013 برگزار شد و چند سخنران از كشور ميزبان، فرانسه،‌ آمريكا، انگلستان، چك و صربستان نيز به ارائه نظرات خود پرداختند. 21ـ دانشگاه برايتون در كشور انگلستان، يك كنفرانس بسيار مهم فلسفي با حضور چند تن از فلسفه‌دانان برجسته برگزار مي‌كند. اين كنفرانس با موضوع «پديدارشناسي» به يكي از مهمترين گرايشات و جريان‌هاي فلسفي قرون نوزدهم و بيستم ميلادي در جهان پرداخته است.

دنباله سمينارهاي سالانه دانشگاه جئورجيا
در شماره قبل، برخي سمينارهاي آتي و بسيار جالب دانشگاه دولتي جئورجيا را كه غالباً به صورت بين‌المللي و با برنامه‌ريزي خوب و با حضور برجسته‌ترين انديشوران و نظريه‌پردازان در هر رشته برگزار مي‌شود، معرفي كرديم. با توجه به اهميت جهاني اين كنفرانس‌ها و اطلاع‌رساني به علاقه‌مندان شركت در آن‌ها، در اين شماره نيز تعدادي از مهم‌ترين سمينارهاي دانشگاه دولتي جئورجيا را به همراه برخي سخنرانان و موضوعات خطابه آنها معرفي مي‌نماييم.

1ـ تروريسم و عدالت
يك پرسش مهم و اساسي در جهان امروز مطرح است، علت گرايش تعداد زيادي از جوانان و مردمان جهان معاصر به تروريسم و تخريب چيست؟ آيا مردم بي‌دليل به كشتار همنوعان مي‌پردازند و آيا پيدايش گروه‌هاي متعدد‌ تروريستي، در جهاني با ويژگي‌هاي علمي و اطلاعاتي و فرهنگي معاصر، عجيب نيست؟ ريشه‌هاي اين مسأله و شناخت علت‌هاي پديدار شدن آن در سراسر جهان چه مي‌‌تواند باشد؟ بسياري به عدالت و بي‌عدالتي در جهان نامتوازن و تيره‌روزي اشاره مي‌كنند كه مردم كشورهاي توسعه‌يافته يا طبقات اجتماعي و اقتصادي برخوردار و ثروتمند، چشم خود را به روي تيره‌روزان و ستمبران مناطق دوردست بسته‌اند. سمينار تروريسم و عدالت، با سخنراني‌هاي زير، يك ماه و نيم ديگر برگزار خواهد شد:
ـ سي.اي.جي كودي از دانشگاه ملبورن. // ـ دكتر فرانسيس كام، استاد دانشگاه ادينبورگ. //  ـ دكتر اونورا اونيل، از دانشگاه كمبريج. //  ـ شائول اسميلانسكي، استاد دانشگاه حيفا. //  ـ دكتر ميشائيل استوكر، استاد دانشگاه سيراكيوز. //  ـ يائيل تامير، از صاحبنظران و پژوهشگران خاورميانه.  //  ـ دكتر جرمي والدردن، از دانشگاه كلمبيا. //  ـ دكتر نو‌آم زوهار، استاد دانشگاه بارلان. //  ـ اندرو آلتمان، استاد دانشگاه جئورجيا. // ـ دكتر سيسپلا بوك، استاد دانشگاه هاروارد. //  ـ دكتر ديويد كوپ، از دانشگاه دولتي بولين گرين. //  ـ دكتر جاناتان گلوور، پژوهشگر ارشد كالج كينگز لندن. //  ـ دكتر جف مك ماهان، استاد دانشگاه ايلينويز.
2ـ اخلاق زيست‌محيطي
اين سمينار شاخه?اي از سمينارهاي مربوط به فلسفه است، و متن كامل و ويراسته سخنراني‌هاي عرضه شده در آن، در سي و چهارمين شماره ژورنال فلسفه اجتماعي در ايالات‌متحده آمريكا به چاپ خواهد رسيد. مباحث نو، و شرايط بحراني محيط‌زيست در شرق و غرب و به اصطلاح در دو سويه اقتصاد سرمايه‌داري و كشورهاي پيشرفته صنعتي از يك سو، و جهان سوم يا كشورهاي توسعه‌نيافته و مقروض از طرف ديگر، مباني تحليل‌ها را شكل مي‌دهد. سخنران‌هاي اين همايش عيارت هستند از: ـ بيل لاوسون، استاد دانشگاه دولتي ميشيگان.  // ـ دكتر اونردو شاليت از دانشگاه بيت‌المقدس.  // ـ دكتر كلر پالمر از دانشگاه استيرلينگ. // ـ پروفسور برايان نورتون، استاد دانشگاه جئورجيا و پژوهنده و نويسنده معروف انستيتو تكنولوژي همين دانشگاه. // ـ دكتر اندرو لايت، استاد دانشگاه نيويورك. // ـ دكتر اسكات كرات از دانشگاه اوريگان. // ـ دكتر كارستن هرسيس، استاد برجسته دانشگاه ييل. // و سرانجام: دكتر دانيل ميشل فلدر، استاد دانشگاه يوتا.

3ـ انديشه‌هاي برنارد ويليامز
فكرها و نظريات برنارد ويليامز، در سال‌هاي اخير بيشتر مورد توجه اهل فلسفه بوده و آثارش به چاپ‌هاي مكرر رسيده است. ويليامز، از نسل فلاسفه محافظه‌كار دوران آيرو از ژرف‌انديش‌ترين فلسفه‌دانان دانشگاهي محسوب مي‌شود. اينك در دانشگاه جئورجيا، به همت دپارتمان فلسفه همين دانشگاه، همايش غني و بسيار جالبي با حضور بزرگترين استادان فلسفه در روزگار ما، پيرامون نظريات، آثار و انديشه‌هاي ويليامز قرار است برگزار شود. بي‌شك همه اهالي فلسفه و آشنايان با فكر و تئوري‌هاي فلسفي معاصر، پس از خواندن اسامي سخنرانان، به سطح و اهميت اين سمينار اذعان خواهند كرد. اما چالش‌هاي مرتبط با انديشه‌هاي ويليامز، مسأله مهمي است كه در همين جا توصيه مي‌كنم مترجمان آثار فلسفي توجه بيشتري به آثار و افكار اين فيلسوف نموده و براي آشنايي ايرانيان‌ با وي، به ترجمه كتب و مقالات وي، يا آثاري كه درباره‌اش نوشته شده است، خصوصاً مقاله جالبي كه پروفسور مارتانو سباوم نوشته و اغلب آثار اين بانوي فلسفه‌دان و ارسطو‌شناس داراي اهميت است. بيش از اين توضيح نمي‌دهم و تنها به سخنراناني‌ كه قرار است در سمينار به ارائه سخنراني بپردازند اشاره مي‌كنم:  ـ دكتر مايكل گرين استاد دانشگاه شيكاگو. //  ـ پروفسور جان.دي. استاد دانشگاه تگزاس. //  ـ پروفسور آدرين مور، از دانشگاه آكسفورد.// ـ پروفسور مارتانو سباوم، استاد دانشگاه شيكاگو. // ـ پروفسور مايكل استوكر، از سيراكيوز. در سمينار بررسي انديشه‌هاي برنارد ويليامز، يك ميزگرد يا نشست علمي و تخصصي منتشر مي‌شود كه اين استادان در آن حضور يافته و در جلسه‌اي طولاني سخنراني و مناظره كرده و سپس به پرسش‌هاي مخاطبان پاسخ مي‌دهند: ـ استاد جاناتان آدرل از سيتي‌يونيورسيتي نيويورك. // ـ دكتر سارا بوس، از دانشگاه آيووا. // ـ دكتر دانلد مويين، استاد دانشگاه دولتي اوهايو. // ـ پروفسور مارك جنكينز. استاد دپارتمان فلسفه در دانشگاه جان هاپكينز. // ـ دكتر كريستوفر هوتس، استاد دانشگاه كاليفرنيا. // ـ دكتر آنتوني لانگ، از همان دانشگاه. // ـ دكتر هنري ريچارد سون، از دانشگاه جورج تاون.

4ـ سمينار جرم‌شناسي
مقالات سمينار جرم‌شناسي كه به همت دپارتمان‌هاي فلسفه و حقوق دانشگاه جئورجيا برگزار خواهد شد، با ويرايش و توضيحات و اضافات در شماره بيستم نشريه معروف و معتبر Law and philosophy در سال 2013 ميلادي منتشر مي‌شود.  برخي شركت‌كنندگان و سخنرانان اين سمينار و موضوع‌هاي بحث و خطابه آنان بدين قرار است:  ـ قانون‌گذاري، دموكراسي و قوانين مربوط به جرم: دلايل عمومي و فرايند سياسي.
اين عنوان سخنراني دكتر اندرو آلتمن، استاد برجسته حقوق در دانشگاه جرج تاون است. ـ پروفسور هايدي هارد، استاد فلسفه و حقوق دانشگاه پنسيلوانيا، سخنراني دومين روز سمينار را با اين عنوان برگزار مي‌نمايد: چرا ليبرال‌ها بايد با قوانين جرم‌شناسي مخالفت كنند؟ // ـ سخنران ديگر، خانم دكتر كلوديا كارد، حقوقدان دانشگاه ويسكانسين و استاد دانشگاه هاروارد است كه درباره «مجازات‌ها» و فلسفه و علل و شكل و مسائل ديگر در اين باره سخنراني مي‌كند. // ـ سه سخنراني نيز از سوي دكتر دان‌كاهان استاد دانشگاه ميل درباره مسائل حقوقي، مفهوم‌شناختي و اثرات اجتماعي جرم و مجازات برگزار مي‌شود. // ـ سخنران ديگر، دكتر مايكل بليك، استاد دانشگاه هاروارد آمريكاست و موضوع سخنراني‌اش چنين است: درباره يونانيان و قوانين مرتبط با جرم.

بررسي آناتومي فيلم
محمد شهبا، مترجم و استاد دانشگاه در جلسه نقد کتاب «آناتومي فيلم»، اثر شايسته تقدير جايزه کتاب فصل گفت که اين کتاب جامع و خواندني است و همين مساله سبب مي‌شود که مخاطب پس از اين کتاب به ديگر منابع بي‌نياز شود، ولي بخشي از واقعيت اين است که سينما آنقدر گسترده است که نمي‌توان کتاب جامعي درباره آن نوشت.- جلسه نقد کتاب «آناتومي فيلم» نوشته برنارد ديک و ترجمه حميدرضا احمدي لاري، با حضور محمد شهبا، عباس اکبري، مترجم کتاب حميد احمدي لاري و مهبود مهرنوش دبير علمي جلسه، در سراي اهل قلم برگزار شد.   محمد شهبا، مترجم حوزه سينما و عضو هيات علمي دانشکده سينما و تئاتر دانشگاه هنر در اين جلسه ضمن پرکار خواندن احمدي لاري، مترجم کتاب «آناتومي فيلم» گفت: کتاب «آناتومي فيلم» کتابي جامع و خواندني است. براساس شناخت من، آقاي احمدي لاري تنها به دليل کمبود منابع تئوريک در حوزه سينما در ايران سعي دارد متون سينمايي را ترجمه ‌کند.
 وي افزود: هدف نويسنده، نگارش کتابي جامع درباره سينما و براي مخاطبان عام و در سطح کارشناسي بوده است. يکي از نکات مهم و ويژگي مثبت اين کتاب در اين است که مخاطب پس از خواندن آن از ديگر منابع بي‌نياز مي‌شود.    شهبا در ادامه با اشاره به اين نکته که برنارد ديک، ناچار شده سطح کلي کتاب را پايين بياورد، گفت: نکته منفي نگارش کتاب جامع در حوزه سينما در اين است که گستردگي سينما اجازه نگارش کتابي جامع درباره آن را نمي‌دهد. اين مساله بر اين کتاب هم تاثير منفي خود را گذاشته و ديک ناچار شده تا سطح کلي کتاب را پايين بياورد؛ به عنوان مثال ما براي تحليل و نقد فيلم ناچاريم وارد حوزه علوم انساني و فلسفه شويم، اما در بخش «نقد فيلم» اين کتاب اين مساله به چشم نمي‌خورد.   اين مدرس دانشگاه در بخش ديگري از سخنان خود به به‌روز بودن کتاب «آناتومي فيلم» اشاره کرد و گفت: بخش زيبايي‌شناسي فيلم در اين کتاب جديد و نو است. نويسنده در اين بخش حتي لوگوي شرکت‌هاي فيلمسازي را نيز تحليل کرده و اين جزو معدود کتاب‌هايي است که قبل از رويارويي مخاطب با فيلم او را با کليت اثر آشنا مي‌کند.   عباس اکبري، مترجم و مدرس دانشگاه نيز در اين جلسه گفت: احمدي لاري، من و دکتر شهبا سابقه چند 10 ساله تدريس در دانشکده‌هاي سينمايي را داريم. بر اساس اين تجربه همه ما مي‌دانيم که کتاب‌هاي تئوريک براي دانشجويان اين رشته وجود ندارد و مهم‌ترين دليل ما براي ترجمه کتاب، همين مساله است.   وي افزود: کتاب «آناتومي فيلم» کتابي همه فهم است و براي خواندن آن نيازي به تخصص‌هاي ويژه نيست. اين کتاب برخورد درست با سينما و مقوله فيلم را به مخاطب آموزش مي‌دهد.
 اکبري در ادامه با اشاره به يک ويژگي مهم کتاب، گفت: در بخش‌ها و فصول مختلف کتاب، ارجاعات بسياري به منابع مختلف براي مطالعه بيشتر داده شده است. مترجم نيز با جست‌وجوي خود منابعي را که به فارسي ترجمه شده‌اند، در پانويس به مخاطب معرفي کرده است. اين يک ويژگي مثبت و مهم اين ترجمه است.   اين مترجم همچنين در بخش ديگري از سخنان خود به يکدست نبودن متن کتاب انتقاد کرد و گفت: برخي اصطلاحات خاص سينمايي در اين کتاب به نظر من برگردان درستي نبوده است؛ به عنوان مثال «فلش بک» به درستي به «ارجاع به گذشته» ترجمه شده است، اما مترجم براي «فلش فوروارد» واژه «ارجاع به آينده» را به کار برده که واژه درستي نيست. همچنين در کتاب در برخي صفحات از واژه «ديالوگ» استفاده شده و در برخي ديگر از «گفت‌وگو» که تقريبا همان معني را مي‌دهد. اين مساله باعث شده متن ترجمه يکدست نباشد.  احمدي لاري مترجم کتاب «آناتومي فيلم» نيز در اين جلسه گفت: من براي ترجمه اين کتاب حدود 6 ماه با روزي هشت ساعت کار، زمان گذاشتم. يکي از مشکلات من ترجمه عنوان فيلم‌ها بود که اين مشکل را از طريق استفاده از اينترنت حل کردم.
 وي افزود: نويسنده در اين کتاب براي شناساندن گام به گام و تدريجي سينما به مخاطب با مطالب پايه‌اي آغاز مي‌کند و به تدريج به مباحث پيچيده‌تري مثل ژانر، فرامتن، نظريه مولف، تحليل فيلم و سرانجام تئوري و نقد فيلم مي‌پردازد.«آناتومي فيلم» با ارايه نثري ساده و قابل فهم و با پرهيز از زبان تخصصي مخاطب عام و گسترده را هدف قرار داده است. احمدي لاري همچنين به انگيزه خود از ترجمه اين کتاب پرداخت و توضيح داد: ديک نويسنده اين کتاب سوابقي درخشان در حوزه ادبيات تطبيقي دارد. بر اين اساس به نظرم يکي از جذاب‌ترين فصول کتاب به توضيح «فرامتن فيلم» اختصاص دارد. او براي فيلم ماهيتي دوگانه قايل است. از نظر او يک ماهيت فيلم آن است که بر پرده نمايش داده مي‌شود و ماهيت ديگر آن چيزي است که از پرده بازگشته و يا در ذهن مخاطبان قرار مي‌گيرد. اين مسايل سبب جذابيت متن شده است.

فلسفه و راه زندگي
هفدهمين همايش بزرگداشت ملاصدرا تحت عنوان «فلسفه و راه زندگي» با حضور انديشمندان و اساتيد علم فلسفه از سوي بنياد حکمت اسلامي صدرا در مجتمع آدينه تهران برگزار شد. آيت‌الله سيد محمد خامنه‌اي رئيس بنياد حکمت اسلامي صدرا در ابتداي مراسم افتتاحيه در خصوص موضوع «فلسفه و راه زندگي» طي سخناني درباره تفاوت ميان حيات با نبات گفت: در تعريف فلسفي از حيات، مي‌گويند حي و زنده کسي است که دو خاصيت ادراک و قدرت عمل را شامل مي‌شود و اين مقوله در تمام موجودات وجود دارد. رئيس بنياد حکمت اسلامي صدرا با طرح اين سؤال که حياتي که اسلام به وسيله پيامبر (ص) مي‌خواهد به انسان‌ها ارائه دهد چيست، تصريح کرد: حيات و زندگي دو مسئله است؛ يکي مشترک با حيوانيت بوده که بستر اصلي حيات انساني را تشکيل مي‌دهد چرا که انسان به غذا، توليد مثل، حفظ امنيت و سلامت خود نياز دارد البته اين موضوع در حيوانات و نباتات نيز به صورت غريزي وجود دارد از اين رو ريشه هر درختي به طور طبيعي به سوي آب و غذا حرکت مي‌کند و اين حيات، حيات انساني است که درجه اول حيات براي يک فيلسوف و حکمت متعاليه نيز همين حيات است. وي تصريح کرد: بايد توجه داشت فلسفه و راهي که بشر به نام زندگي براي خود انتخاب مي‌کند، چه بود و مسئوليت و پيام آن چيست؟ اينجاست که ما بايد به اين نوع حيات بپردازيم.
حجت‌الاسلام احمد احمدي رييس سازمان انتشارات «سمت» با اشاره به جايگاه والاي صدرا در انديشه اسلامي گفت: متاسفانه در کشور ما فلسفه و فيلسوف جايگاه صحيحي ندارند، صدرا در يک جايگاهي در حد کفر بالا رفته است با وجود اينکه وي يک فيلسوف الهي و مفسر برجسته، متکلم، فقيه و شارح بود و تمام فلسفه‌هاي پيش از خود را خوانده بود. وي ادامه داد: جالب اينکه هانري کربن از علامه طباطبايي پرسيده بود که آيا فلان تفسير صدرا از قرآن کريم را خوانده‌اي؟ ايشان اظهار بي‌اطلاعي کرده بود. کربن تمام تفسيرهاي صدرا از قرآن کريم را مطالعه کرده بود. احمدي با اشاره به بعد ادبي صدرالمتألهين يادآور شد: کساني که اسفار را مطالعه کرده‌اند، مي‌دانند که چه عبارات اديبانه‌اي در آن وجود دارد. از آثار برجسته وي مي‌توان به مفاتيح الغيب، اصول کافي، الشواهد الربوبيه و اسفار اشاره کرد. اين استاد دانشگاه تأکيد کرد: نکته مهم اين است که بپردازيم آيا ملاصدرا حکمت عملي داشته يا خير؟ تقريبا تمام مباحث ملاصدرا هستي‌شناسي است، وي تلاش کرده تا نشان دهد هستي يک واقعيت واحد است که از هيولا آغاز و سپس به جسم و صورت جسمي مي‌پردازد و در نهايت به ذات الهي مي رسد. بنابراين همه چيز به ذات الهي قيام دارد و تمام موجودات به ذات پاک حق قيام دارند، اين اساس تفکر صدرا است، مرحوم سبزواري اشاره مي کند که مغز اصلي فلسفه صدرا همين توجه به ذات پاک حق است. وي در ادامه افزود: با اين ديدگاه، موجودي که از خاک برآمده و به تعبير او حرکت جوهري دارد، در همين مکان نيز حرکت کرده و بالا مي‌رود و در واقع با عمل صحيح خود را بالا مي‌برد. با توجه به اينکه فيلسوفان غربي هر يک حکمت نظري و عملي مشخصي دارند براي نمونه ارسطو و افلاطون هر يک کتاب اخلاق دارند، متاسفانه اين امر در شرق ديده نمي‌شود و حکمت عملي کمتر مورد توجه قرار گرفته است به طور مثال ميرداماد کتاب حکمت عملي ندارد و علت اين امر نيز اين است که فلاسفه اسلامي آنچه را مي‌خواهند بگويند در دين ديده‌اند و از همان بهره‌گرفته اند. منوچهر صانعي دره‌بيدي، استاد فلسفه دانشگاه شهيد بهشتي ضمن ارائه مقاله‌اي تحت عنوان «ذات انسان آزادي است» گفت: ذات انسان آزادي است مفاد اين عبارت غير از اين است که بگوييم انسان آزاد است بلکه او آزاد است به علاوه نکات ديگر. وي افزود: بنا به تحقيقات، حدفاصل ارسطو تا کانت با يک وقفه 1500 ساله قرون وسطي، مفهومي که از آزادي شکل گرفته و امروز در ذهن ماست اينطور خلاصه شده است که در جهاني که ما مي‌شناسيم، فقط يک موجود آزاد است و آن انسان است در واقع انسان مساوي آزادي است و حيوانات و نباتات آزادي به معناي آزادي انسان ندارند. وي در ادامه افزود: حد فاصل ارسطو و کانت نويسندگان انگليسي چون هابز، لاک، هيوم و يک نسل پيش از کانت افرادي چون ديدرو، منتسکيو، ولتر و روسو و نهايتاً خود کانت معناي آزادي را اينطور که ما امروز مي‌فهميم، تدوين کرده‌اند. درباره آزادي اول مفهوم آگاهي به ذهن مي رسد اما با آگاهي صرف، آزادي به معناي کامل تعريف نمي‌شود. دره‌بيدي با اشاره به اينکه علم فيزيولوژي جديد معتقد است که 50 ميليون سال پيش در مغز انسان اتفاقي افتاده که انسان توانسته مفهوم آينده را درک کند، يادآور شد: فرض اين است که بين موجودات فقط انسان مي‌فهمد و اين تصور بر عهده فيزيولوژيست‌هاست. حسين کلباسي، مديرگروه مرکز تدوين تاريخ فلسفه با طرح اين پرسش که فلسفه به چه کاري مي‌آيد، گفت: فلسفه علم است اما علمي که همه امور متداول، روزمره و جزئي زندگي مانند ساير فنون و علوم و مهارت‌ها حضوري در آن ندارد. وي افزود: اين پرسش که فلسفه به چه کار ما مي‌آيد، هميشه در دوران تحصيل در دبيرستان تا دانشگاه مکرراً بيان شده است، بر همين اساس براي فلسفه کاري تراشيدند به اين جهت که برخي نويسندگان به تکلف براي فلسفه چيزي را دست و پا مي‌کنند که از قافله کارايي علم جا نمانند! آري فلسفه نيز کاربرد دارد و بي‌فايده و بي‌ثمر نيست اما در عين حال پاسخ به اين پرسش دشوار است. وي علت سهل‌الوصول نبودن پاسخ کارايي فلسفه را ماهيت و حقيقت آن دانست و گفت: اگر علم و آگاهي صحيح به اجمال پيدا نشود در خصوص کاربرد فلسفه چيزي حاصل نمي‌شود و اين امر براي ما در ابهام باقي مي‌ماند. به تعبير برخي اهالي فلسفه از جمله «هگل» فلسفه کشف نامتناهي در متناهي است! فلسفه کمک مي‌کند که بگويد و نشان دهد در هر حدودي امر نامتناهي و نامحدود مستتر است اما همين امر خود را در متناهي ظاهر مي‌کند؛ کشف اين برمدار تفکرات صورت مي‌گيرد.
حسن بلخاري استاد فلسفه دانشگاه هنر در هفدهمين همايش بزرگداشت ملاصدرا تحت عنوان «فلسفه و راه زندگي» که به همت بنياد حکمت اسلامي صدرا در مجتمع آدينه تهران در حال برگزاري است، مقاله‌ا‌ي با عنوان «هنر، زيستن بر مدار عقل و زيبايي» ارائه کرد. وي پرداختن به انديشه‌هاي حکماي متأله يونان در زمينه هنر و صنعت به مفهوم تاريخي و استفاده از آن به عنوان عاملي براي نظارت جهان معقول را ضروري دانست و گفت: اين نکته در اينجا بيانش ضروري است که متاسفانه حکماي ما دغدغه پرداختن به بنيادهاي نظري هنر را نداشتند، گرچه در باب عنصر اصلي هنر و ادب که خيال است نکات علمي بازگو شده اما امروزه حقيقت درخشان‌ترين مباحث خيال و تخليل را بايد نزد حکماي مسلمان و در صدر آن افرادي چون ابن عربي و ملاصدرا يافت. اين استاد دانشگاه تأکيد کرد: بارها بيان کرده‌ام که اين‌ها در خدمت دستگاه الهيات اسلامي بودند و هيچگاه مکتب نظريه تمدن اسلامي در ساحت حکماي ما شکل نگرفته و ثانياً در اين قلمرو دستگاه هنري ايجاد نشده است. وي با اشاره به اهميت مباحث فلوطين در «تاسوعات» اظهار داشت: نگاه عارفانه و عاشقانه عرفا مبتني بر نظريات قرآني، زيباتر و عقل‌نوازتر است لکن دستگاه فلسفي در اين زمينه وجود ندارد، چرا که نظامي با موضوعيت هنر وجود ندارد آنچنانکه در فلسفه هنر يوناني موضوعيت يافته است در حال حاضر کار در اين قلمرو آغاز شده و اميدواريم در آينده شاهد تأسيس مکتب هنر اسلامي باشيم. اين استاد دانشگاه با تاکيد بر اينکه ملاصدرا در مشهد دوم شواهد الربوبيه به کمال، افلاطوني است، گفت: حتي در پايان اين اثر مي‌گويد که کاش ذوق و سليقه مخاطبان به گونه‌اي بود که من تمامي مطالب اين در شريف را مي‌آوردم تا با عمق انديشه صاحب آن ـ که ارسطو مي باشدـ آشنا بشويم. من در بين آثار ملاصدرا هيچ بابي را به اين اندازه اثولوجيايي (اصطلاحي يوناني به معني الهيات) نمي‌دانم! حتي در مواردي حضرت علي هم در تبيين نظر فلسفي کنار ارسطو قرار مي‌گيرد، به ويژه هنگامي که مي‌خواهد از جامعيت عقل سخن بگويد. قاسم پورحسن استاديار فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي ضمن ارائه مقاله خود تحت عنوان «فلسفه ملاصدرا، زندگي و معناي آن» گفت: معناي زندگي نسبت مهمي با بحث زندگي دارد. از اين رو مطرح مي‌شود که آيا مي‌توان بر اساس مابعدالطبيعه ملاصدرا سخني درباره زندگي و معناي زندگي گفت و آيا پرسش زندگي پرسش جديدي نيست که به خود جرأت مي‌دهيم با مطالعه آثار فيلسوفان، موضوع راه زندگي و سبک زندگي را از آن استخراج کنيم. وي عنوان کرد: عده‌اي معتقدند بر اساس متافيزيک نمي‌توان درباره زندگي سخن گفت و آن را پرسش جديدي مي‌پندارند اما تا زماني که به معناي دو گانه «معنا» توجه نکنيم، بعيد است که بتوان حق را به آنها داد و اين سه معنا عبارت است از: ارزش، فايده و غايت زندگي.  پورحسن ادامه داد: در رهيافتي که درباره زندگي داريم دو مسئله مطرح است؛ اينکه زندگي زيبا داشته باشيم يا زندگي را زيباتر کنيم و فرض اصلي اين است که ابتدا بايد بتوانيم نظريه امکان را درباره زندگي و معناي آن جستجو کنيم. بنابراين استدلال کساني که ادعا مي کنند بايد بيرون از ما بعدالطبيعه معناي زندگي را جستجو کرد اين است که زندگي بر اساس اقتضائات جديد شکل گرفته است.

شبي با علامه طباطبايي
نخستين شب از مجموعه نشست هاي "شب هاي ايرانشهر" با عنوان "شبي با علامه طباطبايي" در خانه هنرمندان ايران برگزار شد. اين مراسم که با حضور دکتر "مجيد سرسنگي" مدير عامل خانه هنرمندان ايران، دکتر "حسن بلخاري" استاد دانشگاه، دکتر "انشاالله رحمتي"، "ساعد باقري" اديب و شاعر و هم چنين خانواده علامه طباطبايي در تالار استاد شهناز خانه ي هنرمندان ايران برگزار شد، در ابتدا "سهيل محمودي" که اجراي اين مراسم را به عهده داشت، به نشست هاي "شب هاي ايرانشهر" در خانه هنرمندان ايران اشاره کرد و گفت: "در خانه هنرمندان ايران سلسله برنامه هايي با عنوان "شب هاي ايرانشهر" به صورت ماهانه برگزار خواهد شد، که هريک از اين برنامه ها قرار است به بزرگان و مفاخر ايران زمين بپردازد و سويه هاي درخشان حيات آن ها را براي ما بيان کند و ما را از داشتن آن ها خرسند سازد." در ادامه مراسم دکتر "مجيد سرسنگي" مدير عامل خانه ي هنرمندان ايران، ضمن خيرمقدم گويي به همه استادان و علاقه مندان و هم چنين خانواده مرحوم علامه طباطبايي براي شرکت و حضور در اين برنامه، سلسله برنامه هاي "شب هاي ايرانشهر" را برنامه هايي متنوع در حوزه فرهنگ و هنر دانست و بيان کرد: "سعي کرده ايم که در برگزاري برنامه هاي "شب هاي ايرانشهر" به بزرگان حوزه انديشه، فرهنگ و هنر بپردازيم، تا نسل جوان و امروز را با مفاخر و بزرگان اين سرزمين آشنا سازيم، به همين منظور قصد داريم با ضبط و در اختيار گذاشتن اين برنامه به دانشجويان و علاقه مندان، بتوانيم ارتباط موثر و خوبي، با محيط هاي آموزشي و فرهنگي ديگر برقرار سازيم." وي در ادامه صحبت هاي خود افزود: "ما در کشور خود، آن چنان که شايسته است نتوانسته ايم در حوزه فرهنگ و هنر به آرمان ها و خواست هاي خود دست پيدا کنيم؛ اين در حالي است که؛ براي رسيدن به يک توسعه مشخص، توجه به حوزه فرهنگ و هنر در کنار ساير حوزه ها از اهميت بيشتري برخوردار است، و تلاش ما براي ساخت بستر هاي فرهنگي بايد به گونه اي باشد که فرصت براي انجام فعاليت هاي متنوع فرهنگي و هنري محيا و آمده باشد." "مجيد سرسنگي" در بخشي ديگر از صحبت هاي خود با ابراز خشنودي از برگزاري و اختصاص نخستين شب از "شب هاي ايرانشهر" به مرحوم علامه طباطبايي گفت: "علامه طباطبايي بي شک يکي از بزرگان حوزه انديشه و فرهنگ و هم چنين گنجينه اي ارزشمند در تاريخ کشور ما است که مي تواند براي نسل امروز و جوانان ما، درس ها و نکته هاي بسيار ارزشمنده فکري و معنوي به ارمغان آورد." مدير عامل خانه ي هنرمندان ايران در بخش پاياني صحبت هاي خود، فرا رسيدن ايام ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي، حضرت امام خميني (ره) را تسليت گفت و افزود: " اين روز ها در آستانه ارتحال حضرت امام خميني (ره) معمار و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران به سر مي بريم؛ فردي که بي شک شخصيت و بزرگ منشي او به قدري عظيم بود که تاريخ بشريت از جنس او کمتر به خود ديده بود." در ادامه برنامه گزارش تصويري از ديدار اعضاء معاونت پژوهشي و آموزشي خانه ي هنرمندان ايران با آيت الله جوادي آملي که در قم صورت گرفته بود، پخش شد. آيت الله جوادي آملي، مرحوم علامه طباطبايي را از بزرگاني دانست که توانست اجزاء و عناصر سه گانه هنر يعني هنر داني، هنر داري و هنر آرايي را دريابد، و در کنار جهان داني، جهان داري و جهان آرايي حفظ کند.  آيت الله جوادي آملي در ادامه سخنان خود افزود: "اگر کسي بخواهد در حوزه هنر حرکت کند و قدم بردارد، بايد ابتدا دستگاه معرفت شناسي خود را مشخص و تعيين کند. مرحوم علامه طباطبايي در کنار دستگاه معرفت شناسي حس و تجربه و تجريد عقلي، از دستگاه شهود و مشاهده نيز برخوردار بود." در بخش ديگري از اين مراسم، "ساعد باقري" به قرائت قصيده "کيش مهر" علامه طباطبايي پرداخت و گفت: "علامه طباطبايي در شعر گويي خود اگرچه سبک متفاوتي داشت ولي وي را مي توان پيرو حافظ شيرازي دانست." در ادامه مراسم، دکتر "حسن بلخاري" استاد دانشگاه، تفسير علامه طباطبايي را يکي از تفاسير بزرگ و ارزشمند در تاريخ اسلام دانست و افزود: " مرحوم علامه طباطبايي نام تفسير خود را تفسير الميزان نام گذاري کرد، يعني تفسيري که معيار است. علامه طباطبايي اين کار را نه از رو اعتماد به نفس بلکه از رو اعتماد به حق انجام داد. مرحوم علامه طباطبايي از بزرگاني بود که در تفسير خود، مرز بين تفسير قرآن به قرآن و تفسير فلسفي و روايي را جدا ساخت و اين امر را در نحوه تفسير خود اجرا ساخت و اين دو را با يکديگر يکي نساخت." در بخش پاياني مراسم، دکتر "انشاالله رحمتي" به آثار هانري کربن و ملاقات هاي وي با مرحوم علامه طباطبايي اشاره کرد و گفت: " تاثير علامه طباطبايي در انتقال انديشه ديني و فلسفي اسلامي به حوزه انديشه غرب و فيلسوفان غربي بسيار جدي و پر اهميت بود، به طوري که هانري کربن مفاهيم و نکاتي را که در بحث هاي خود با علامه طباطبايي داشت، در آثار خود بيان و تقرير كرده است."

زبان و نقش فلسفه‌ تحليلي
کتاب درآمدي به فلسفه‌ زبان، نوشته‌ لايکن، به همت ميثم محمد اميني به فارسي برگردانده شده است، اين اثر را نشر هرمس چاپ و منتشر کرده است. از آن‌جا که مطالعه و پژوهش در حوزه‌ فلسفه‌ زبان مغفول مانده است، بررسي و خوانش متون مرجع در اين حوزه ضروري مي‌نمايد. کتاب درآمدي به فلسفه‌ زبان، با رويکردي آموزش محور مي‌تواند در دسته‌کتب مرجع در حوزه‌ يادشده قرار گيرد؛ از اين روي مطالعه و بررسي اين اثر مي‌تواند درگاه مناسبي براي ورود علاقه‌مندان و پژوهش‌گران به حوزه‌ فلسفه‌ زبان باشد. درآمدي به فلسفه‌ زبان، در چهار بخش، با عناوين «مرجع و ارجاع»، «نظريه‌هاي معنا»، «کاربرد‌شناسي و کنش‌هاي گفتاري» و «نيمه‌ تاريک» سامان يافته است.  نشستي به منظور نقد و بررسي اين اثر، با حضور ضيا موحد، حسن شيخ‌رضايي، فرزان سجودي و مترجم در مرکز فرهنگي شهر کتاب برگزار شد.  محمداميني، وجوه کاربردي اين کتاب در فراگيري فلسفه‌ زبان و نيز اهميت پرداختن به اين نوع فلسفه در عصر حاضر، را تشريح کرد. وي گفت: مباحث فلسفه‌ زبان به اجمال در اين اثر معرفي شده‌اند. کتاب درآمدي به فلسفه‌ زبان، مي‌تواند به عنوان درس‌نامه‌اي مقدماتي براي پايان دوره‌ي کار‌شناسي مفيد باشد. زبان به عنوان مفهومي پيچيده، و توانايي سخن گفتن به عنوان يک ويژگي منحصر به فرد براي انسان، جذاب هستند، از همين‌روي زبان موضوعي‌ست براي کنجکاوي بشر. در اين ميان فلاسفه کلي‌ترين و پايه‌اي‌ترين جنبه‌هاي زبان را به مدد جستارهاي عقلاني مدنظر قرار داده‌اند. اين روند را مي‌توان از دوران باستان تا با امروز پي گرفت. امروز وقتي از فلسفه‌ي زبان سخن به ميان مي‌آيد، بدون قيد واژه‌ي معاصر، پژوهش‌هاي فلسفي صد سال اخير مراد است، که به‌طور عمده در گستره‌ فلسفه‌ تحليلي صورت يافته‌اند. ضيا موحد همچنين برخي محاسن اين اثر را برشمرد. وي گفت: ‌اين کتاب نمونه‌اي مطلوب در گستره‌ فلسفه‌ تحليلي است؛ ‌ به اين معنا که در آن، وجوه تفاوت بين فلسفه‌ تحليلي با انواع ديگر فلسفه که بيشتر به لفاظي و انشا مي‌مانند، به خوبي بازنمايي شده است. مخاطب اين اثر با شکل و صورت استدلال‌هايي که در فلسفه تحليلي صورت مي‌گيرد به خوبي آشنا خواهد شد. از اين منظر کتاب درآمدي به فلسفه‌ زبان به واقع نوعي سرمشق است. ترجمه امين است و اين بسيار اهميت دارد؛ من تحقق اين امر را مشکل مي‌پنداشتم.  سجودي، به جاي خالي «فلسفه‌ تحليلي» در عنوان فرعي کتاب اشاره و مباحث خود را با تاکيد بر همين مساله آغاز کرد. وي تصريح کرد: بخش عمده‌اي از فلسفه‌ي زبان قاره‌اي در کتاب موجود نيست. آن‌چه در خصوص مباحث کاربرد‌شناسي مطرح شده است، يک‌سره از آراي فلاسفه‌ تحليلي برگرفته شده است. به نظر مي‌رسد براي قضاوت در اين‌باره بايد چارچوب کلي را عوض کرد؛ حال آن‌که بحث ساختگرايي که نظريه‌اي است در باب معنا و در آغاز مطالعات زباني اروپا شکل گرفته است، در کار مولف لحاظ نشده است. نظريه معنا در ساختگرايي بر اساس معرفي مفهوم نظام، شکل گرفته و از حوزه مطالعات زباني فرا‌تر رفته است، اين رويکرد به حوزه‌ گستره‌تر علوم انساني از جمله مردم‌شناسي و غيره منتهي و به عبارتي به رويکردي فلسفي در باب فهم ما از جهان بدل شده است. اين بحث و روش‌شناسي آن به کلي در اين اثر ناديده انگاشته شده است. به تبع اتخاذ اين رويکرد، مباحث حوزه‌ي پساساختگرايي نيز جايي در اين اثر ندارند. وي به رويکرد‌ها و روش‌هاي موثر در بستر فلسفه‌ تحليلي اشاره کرد و افزود: در سراسر کتاب ضمن اشاره به حوزه‌هايي غير از منطق صوري، بر اخذ معنا از وراي اجزاي جمله تاکيد شده است؛ بايد در نظر داشت که اين روش به مدد جملات مثال و معماهايي که مولف خود ساخته است محقق مي‌شود؛ از آن‌جا که اين جملات و مثال‌ها موارد کاربردي در عمليات مستقيم ارتباطي و زندگي اجتماعي ندارند، مي‌توان اين رويکرد را به مثابه يک آسيب در اين حوزه تلقي کرد. در نتيجه مطالعه‌ي معنا در سطح متن و بينامتنيت و گفتمان محقق نمي‌شود. مهم‌تر اين‌که اين گفتمان داراي ابعاد تاريخي و درزماني است و در اين جنس برخورد فلسفي با زبان جاي مهمي را اشغال نمي‌کند. شيخ رضايي، ضمن اشاره به مراحل آزمايشي که به همت گروهي‌ شناختي در دانشگاه استنفورد صورت گرفته است، بر اهميت مساله‌ استعاره تاکيد و تصريح کرد: از وراي ديدي سنتي ممکن است تصور کنيم استعاره خاص آرايه‌هاي کلامي و بلاغي است؛ ولي زمان زبادي نمي‌گذرد از وقتي که فلاسفه‌ دريافتند که زبان آکنده از استعارات است؛ بر خلاف تصور ما بسياري از قسمت‌هاي زبان استعاري هستند، حتا آن‌چه تصور مي‌کنيم به اين‌گونه نيستند، مثل زبان علم و رياضيات. بر خلاف تاکيد فلسفه‌ تحليلي بر ايزوله بودن زبان، زبان به مدد استعاره‌ها مدام در حرکت است.  شيخ رضايي در انتها برخي مولفه‌هاي مثبت کتاب را برشمرد و گفت: در کتاب درآمدي به فلسفه‌ زبان، چگونگي تاثير زبان در کنش‌هاي اجتماعي لحاظ شده است و اندکي به ارتباط جهان اجتماعي با زبان پرداخته شده است. جنبه‌هاي ديگر زبان در اين اثر لحاظ نشده است که البته مولف نيز ادعاي بر اين اساس طرح نکرده است.

بزرگداشت فردوسي و خيام در مسکو
مصادف با روز بزرگداشت فردوسي و در آستانه روز بزرگداشت خيام نيشابوري ، سالن اجتماعات رايزني فرهنگي ج.ا.ايران در مسکو ميزبان شمار کثيري از علاقمندان فرهنگ و ادبيات ايران بود که براي بزرگداشت اين دو شاعر گرانقدر ايراني گردهم آمده بودند .
پخش کليپي از دکلمه شعر آغازين شاهنامه" به نام خداوند جان و خرد" همراه با زيرنويس روسي و سرودي از اين شعر ماندگار ، آغاز گر شب به يادماندني فردوسي و خيام در مسکو بود .سپس دکتر ابوذر ابراهيمي ترکمان رايزن فرهنگي کشورمان در روسيه ، پس از خوشامدگويي به ميهمانان علاقمند حاضر در جلسه ، سخنراني خود را با موضوع فردوسي در روسيه ارائه نمود . رايزن فرهنگي ج.ا.ايران در مسکو در توضيح خدماتي که در روسيه به فردوسي و فردوسي پژوهي شده است ، به انتشار ترجمه هاي روسي ، گرجي ، ارمني و آذي شاهنامه در سال 1934 و همزمان با هزاره فردوسي در اتحاد جماهير شوروي اشاره نمود دو ايران شناس شهير و بزرگ اتحاد جماهير شوروي ( رستم علي اف آذري و باباجان غفوراف تاجيک ) را به عنوان دو شخصيت برجسته که سهم به سزايي در معرفي فردوسي و شاهنامه در آن دوره زماني داشته اند را از چهره هاي ماندگار در اين عرصه از پژوهشهاي ايران شناسي خواند . دکتر ابراهيمي ترکمان با ذکر اين مهم که تا کنون شاهنامه به بيش از سي و شش زبان ترجمه شده است ، ترجمه روسي اين شاهکار ادبيات ايران و جهان را از آثار فاخر و ارزشمند در زمسنه معرفي ادبيات فاخر ايران به روس زبان ها دانست.
رايزن فرهنگي ج.ا.ايران در روسيه با ذکر تاريخچه تدوين شاهنامه چاپ مسکو ، اين اثر را يکي از نمادهاي مهم و ماندگار در زمينه خدمات پژوهشگران روس به ادبيات فارسي دانست و پاسخي شايسته به انديشه ، حکمت و معارف ارائه شده از سوي شاهنامه به جهان روس از سوي روسها و نمونه اي از خدمات متقابل روس ها و حکيم ابوالقاسم فردوسي خواند . پس از سخنراني رايزن فرهنگي ج ا ايران در روسيه ، بخشي از باله داستان سياووش شاهنامه ساخته طالب شهيدي که در سال 2009 توسط ارکستر دولتي فدراسيون روسيه اجرا شده است پخش گرديد که مورد توجه حضار قرار گرفت. دکتر مهدي محبتي استاد اعزامي ادبيات فارسي دانشگاه هاي مسکو ، سخنران بعدي نشست گراميداشت فردوسي و خيام بود که سخنان خود را در موضوع لايه ها و ابعاد شاهنامه و خصوصيات منحصر بفرد حکيم ابوالقاسم فردوسي که در عصر حاکميت پول ، لذت ، مقام و توجه مردم ، همت خود را مصروف تدوين شاهکار ماندگار ادبيات ايران و جهان نمود ايراد کرد . وي با طرح اين پرسش که آيا داستان هاي شاهنامه را بايد مجزا و جدا از هم در نظر گرفت يا اين شاهکار کل منسجمي با روح ، چارچوب و طرح واحدي است ، حاضران را به تعمق در چند مساله علاوه بر سوال فوق ، پيرامون فردوسي دعوت کرد . يکي اين که صرف سي و سه سال براي سرودن شاهنامه 60 هزار بيتي به معناي روزانه سرودن 4 تا 5 بيت است . پرسش مهم اين است که فردوسي در اين مدت که روزانه 4 تا 5 بيت بيشتر نمي سروده است و به گواهي تاريخ پست و مقام و کار دولتي اي هم نداشته است به چه مشغول بوده است ؟
پرسش ديگر اين که همه انسان ها در جستجوي مال ، مقام و موقعيت اند ولي فردوسي همه اين ها را در راه هدف بزرگ و متعالي خود از دست مي دهد . چه عنصري در جان روشن اين شاعر بزرگ بوده که وي را به اين حد از گذشت و فداکاري رهنمون شده است. دکتر محبتي سخن خود را با ذکر اين مهم که ادبيات متعالي و ماندگار محصول دو عنصر عشق و ايمان است حاضران را به تامل در اين امر که چرا عصر ما داراي فردوسي ها ، داستايوسکي ها و پوشکين ها نيست فراخواند و افزود به گمان من آن کس که واجد اين دو گوهر نيست توان خلق اين شاهکارها را ندارد دکتر محسن حيدرنيا سخنران بعدي نشست بزرگداشت فردوسي و خيام ، سخنان خود را در موضوع شان و شخصيت علمي حکيم عمرخيام نيشابوري ارائه داد . وي با تاکيد بر اين مهم که بي ترديد خيام بزرگترين دانشمند قرن 12 و 13 ميلادي است ، عظمت شخصيت علمي وي را در حدي دانست که جرج سارتون مورخ معروف علم ، قرن 12 ميلادي را قرن خيام نامگذاري نموده است. دکتر حيدرنيا ، آثار رياضي خيام به ويژه در حوزه هندسه و مثلثات را برجسته و در سطح جهاني شناخته شده دانست و نبوغ علمي اين دانشمند و حکيم فرزانه عالم اسلام را به حدي دانست که در بيست سالگي کتاب معروف خود در جبر و مقابله را مي نويسد و در چهل سالگي ، تقويم جلالي را در اصفهان ابداع مي نمايد که صدها سال بعد ، در دوران قاجار ، به عنوان مبدا تاريخ شمسي شناخته مي شود.

ابن‌سيناپژوهي در ترازوي نقد
‌نشست «ابن‌سيناپژوهي در ترازوي نقد» در موسسه حکمت و فلسفه برگزار شد. در اين نشست علاوه بر بررسي روند ابن‌سيناپژوهي در کشور و جهان معاصر، دو کتاب «سخن ابن‌سينا و بيان بهمنيار» تاليف دکتر غلامحسين ابراهيمي‌ديناني و «التعليقات ابن‌سينا» به تحقيق و تصحيح دکتر سيدحسين موسويان نقد و بررسي شدند. در اين نشست دکتر غلامحسين ابراهيمي‌ديناني با بيان اين‌که فلسفه در جهان اسلام ماجراي غم‌انگيزي دارد، ‌گفت: «دقيقا به همين دليل است که بعد از گذشت‌ هزار سال از وفات بوعلي، برخي کتاب‌هاي او اصلا چاپ نشده‌اند يا اغلاط بسيار در آن‌ها وجود دارد و اين امر نشان مي‌دهد در اين‌ هزار سال آثار ديگر او کمتر خوانده شده‌اند.» استاد بازنشسته دانشگاه تهران گفت:
«فلسفه در جهان اسلام در دادگاه شريعت محکوم بوده است، درست نقطه متقابل مسيحيت که در آن دين در راه فلسفه محاکمه شد. در واقع، فلسفه به‌عنوان يک چيز جنبي و قاچاقي در جهان اسلام وجود داشته و بر همين اساس است که غالب فلاسفه جهان اسلام يا تبعيد شدند يا محکوم به مرگ. مثلا همين ابن‌سينا که تکفير شد و اگر در زمان غزالي مي‌زيست، به يقين غزالي حکم به اعدام او مي‌داد.»
ديناني ادامه داد: «معجزه ابن‌سينا آن بود که با وجود محجوريت فلسفه در آن برهه از جهان اسلام، فلسفه‌اش چنان اثري داشت که تاثير آن در تمامي علوم اسلامي قابل مشاهده و رگه‌هاي فکر فلسفي بوعلي در همه علوم اسلامي مشهود است. اگر ابن‌سينا در فرهنگ اسلامي نبود، آنچه باقي مي‌ماند، فرهنگ عربستان سعودي و بن‌لادن و ملاعمر بود.» اين محقق در ادامه با اشاره به نظرات فيلسوفان جهان اسلام درباره بوعلي گفت: «حتي ملاصدرا هم نسبت‌هايي را به ابن‌سينا داده که نارواست؛ با وجود آن‌که بسياري از مطالب صدرا متاثر از ابن‌سيناست.
ضمن آن‌که «ابن‌رشد» هم در بعضي موارد به بوعلي توهين مي‌کند و مي‌گويد او اصلا فيلسوف نبوده است بلکه يک متکلم صرف بوده است.» ابراهيمي‌ديناني با اشاره به وجهه‌هاي زندگاني بوعلي گفت: «ابن‌سينا در 58 سال زندگي خود تماما گرفتار عين‌الدوله‌ها، شمس‌الدوله‌ها و... بود و مدام سر او دعوا بود، زيرا طبابت او را در دربار شاهان مي‌خواستند و بوعلي مجبور بود براي مرتفع كردن درد قولنج فلان پادشاه يا والي مشغول باشد. بنابراين، کمتر مي‌خوابيد و شب‌ها بيدار مي‌ماند و يکي از عواملي که عمرش کم بود، از همين بي‌خوابي‌ها بود.» ديناني با بيان اين‌که من در کتاب ابن‌سينا و بيان بهمنيار سعي کردم چهره بوعلي را آن‌گونه که واقعا بود، نشان دهم، گفت: «در واقع، در اين اثر گفت‌وگو کردم. ضمن آن‌که مي‌دانيم بهمنيار، ابن‌سينا را شبه‌معجزه مي‌داند و او را در اين عالم انساني عادي نمي‌داند. ‌به‌هرحال، تا بهمنيار را نخوانيم، سخن ابن‌سينا را نمي‌فهميم، زيرا کتاب، سخن ابن‌سينا و بيان بهمنيار است.» او در پايان گفت: «ابن‌سينا در حوزه‌هاي مختلفي تاليف داشته است و در عرفان هم حرف داشت. در واقع، او به همان اندازه که فيلسوفي بزرگ بود، عارفي سترگ است.» در ادامه اين نشست و بعد از سخنراني دکتر غلامحسين ابراهيمي‌ديناني، سيدحسين موسويان، مصحح «التعليقات ابن‌سينا» در سخناني گفت:
«25 سال قبل شاگرد استاد ابراهيمي‌ديناني بودم. ‌روزي در حالي‌که براي تدريس به‌سمت دبيرستان مي‌رفتم، استاد را ملاقات کردم. ايشان از من و کارم پرسيدند و من پاسخ دادم که منطق و فلسفه را تدريس مي‌کنم که استاد در پاسخ گفتند: در اين کار پول نيست. امروز بعد از گذشت سال‌ها به همان نکته رسيدم که حقيقتا در اين کار پولي نيست و علاقه است که سبب مي‌شود انسان کارش را ادامه دهد.» او در ادامه پيشنهاد تاسيس رشته يا گرايشي را براي تصحيح متون خاص و فلسفي ارائه کرد.

 

 


صفحه 4 از 4