مجله شماره 2

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک
افق فرهنگ

گزارش سمينارها

مرضيه سليماني


فصل تابستان و فراغت‌هاي دانشگاهي، فرصت مناسبي براي همايش‌ها و سمينارهاي علمي فراهم مي‌سازد و اغلب نشست‌ها و جلسه‌هاي آكادميك براي اين زمان برنامه‌ريزي مي‌شود. در اروپا و آمريكا كه به لحاظ آب و هوايي نيز وضع مناسبي در تابستان دارند، همايش‌هاي متعدد و بسيار متنوعي در موضوعات علمي برگزار مي‌شود. اين گزارش را با توصيف اين سمينارها آغاز مي‌كنيم كه در تابستان سال جاري قرار است برگزار شوند:
سمينارهاي هند در سال 2013
هندوستان دومين كشور بزرگ آسيايي و يكي از كشورهايي است كه در مسير توسعه اجتماعي و اقتصادي دستاوردهاي جالبي داشته و همواره مورد مطالعه متفكران و پژوهندگان بوده است. به دليل فضاي آزاد و ليبرال در عرصه سياسي اين كشور و وجود تعداد قابل توجهي دانشگاه در شهرهاي هند، اين كشور به مركز مهمي جهت برگزاري همايش‌هاي علمي و فكري بدل شده است. امسال نيز تعداد زيادي سخنراني و سمينار در هندوستان برگزار خواهد شد. اين همايش‌ها در موضوعات مختلف و در شهرها يا ايالت‌هاي گوناگون هند برگزار خواهد شد. در اينجا مروري بر تعدادي از سمينارهاي ماه آوريل هندوستان خواهيم افكند:
1ـ سمينار يك هفته‌اي درباره آب / هشتم آوريل.  //  2ـ مهندسي و تكنولوژي پيشرفته / در شهر راي‌پور، نهم آوريل .  //  3ـ تجارت اقتصاد و مديريت/ نهم آوريل. //  4ـ جريان‌ها يا گرايشات نوين در مديريت محيط زيست/ هشتم و نهم آوريل در شهر گوواليور.  //  5ـ مديريت شهري/ نهم آوريل در كاواراتپاي.  //  6ـ كنفرانس بين‌المللي آموزش زبان خارجي و گفتگوي بين فرهنگ‌ها/  در شهر درادون برگزار مي‌شود در روز دهم آوريل.  //  7ـ درباره ارتباطات و رسانه‌ها / يازدهم آوريل.  //  8ـ گفتگوي بين الاديان / لكنهو، يازدهم آوريل.  //  9ـ دومين كنفرانس ملي درباره مرزهاي علم كامپيوتر/ تومباتور، يازده آوريل.  //  10ـ درباره فيزيك و شيمي/ 12 آوريل.   //  11ـ تكنولوژي‌هاي موبايل / دهلي نو 12 آوريل.  //  12ـ الكترونيك و دانش‌هاي جديد/ بمبئي 13  آوريل.  //  13ـ درباره مديريت صنعتي / 14  آوريل.  //  14ـ درباره مديريت منابع انساني/ دهلي‌نو، 15 آوريل. //  15ـ بحث در موضوع برابري جنسيتي در هند/ دهلي‌نو، 17  آوريل. //  16ـ مديريت بازار/19 آوريل.  //  17ـ رياضيات كاربردي و محض/ بنگلور، 17  آوريل.  //  18ـ پزشكي خانواده/ دهلي‌نو، 20  آوريل. //  19ـ مديريت كامپيوتر و ارتباطات/ هميرپور، 20 آوريل.  //  20ـ درباره مكانيك/ تومباتور، 21 آوريل.  //  21ـ رابطه علوم اجتماعي و اقتصاد/ بمبئي 21  آوريل.  //  22ـ  بيوتكنولوژي و بيوانفورماتيك/ دهلي 22  آوريل.  //  23ـ طبقه‌بندي علوم در علوم اجتماعي/ تيروچيراپالي، 23 آوريل.  //  24 ـ  راجع به شهرهاي سبز: باغ ـ شهرها و مسائل زيست محيطي شهري/ بمبئي 25 آوريل.  //  25 ـ  كاركردهاي دروس ميان رشته‌اي / بمبئي، 26 آوريل. //  26ـ سيستم‌هاي اطلاع‌رساني در جغرافيا/ كلكته، 28 آوريل.
سمينار تابستاني كلرادو در فلسفه
اين سمينار توسط دانشگاه كلرادو و در محل همين دانشگاه در تابستان سال جاري ـ2013 ـ قرار است برگزار شود. تنوع فعاليت‌ها و برنامه‌هاي آن نيز بسيار جالب توجه است. قرار است ديدارهايي با اساتيد مختلف و فلسفه‌‌دانان برجسته در جلساتي دانشجويي صورت گيرد: نهادها و مؤسسات فعال در عرصه آموزش و پژوهش فلسفه نيز در اين همايش همكاري خواهند نمود. تعداد قابل توجهي مقالات و تحقيقات در موضوعات مختلف فلسفي نيز ارائه شده كه بخش اعظم آنها به صورت مقالات مكتوب در اختيار شركت‌كنندگان قرار خواهد گرفت. سمينار تابستاني فلسفه در دانشگاه كلرادو به صورت دوره‌اي و هر سال در تابستان برگزار مي‌شود و هر سال هم يك موضوع و محور اصلي دارد كه موضوع سال 2013، عدالت و فلسفه سياسي است و خطباي اصلي سمينار تابستان پانزده تا بيست نفراند. عدالت در آرا و آثار ارسطو، عدالت و اقتدارگرايي، عدالت و محيط زيست، عدالت و آينده، عدالت و دولت، عدالت جهاني، عدالت به مثابه مفهومي نظري و فلسفي، و ... موضوع تعدادي از سخنراني‌هاي همايش مزبور خواهد بود. برخي از سخنرانان اين سمينار عبارت‌اند از: ديويد گونين از دانشگاه پيترزبورك/ دكتر اريك شوانگ، استاد دانشگاه پرينستون/ پروفسور بنجامين هال، استاد ممتاز دانشگاه استوني بروك / آدام حسين، استاد ام. آي. تي در واشنگتن / دكتر مايكل هومر، استاد دانشگاه راتگرز/ دكتر متيزي لي، از استادان دانشگاه ‌هاروارد/ دكتر كلوديا ميلز از دانشگاه پرينستون و پروفسور آلسترنورك روث از دانشگاه سيراكيوز / دكتر رابرت پاسنائو، استاد دانشگاه كرنل/ و دكتر اجوم وينگو از استادان دانشگاه ويسكانسين...
همايش فلسفه دانشگاه جورج ميسون
اين همايش هم يكي از سمينارهاي تابستاني آكادميك است كه در تابستان آينده، يعني 2013  از سوي انستيتو مطالعات انساني در دانشگاه جورج ميسون برگزار خواهد شد. مؤسسات ديگري هم در برگزاري اين همايش همكاري داشته‌اند كه عبارت‌اند از: دانشگاه ويك فارست، كالج‌ برين ماور در فيلادلفيا، دانشگاه شيكاگو، و دانشگاه چپمن در اورنج كاونتي. در اين سمينار حدود بيست سخنراني اصلي ايراد مي‌شود كه موضوعات چند نشست چنين است: فلسفه حكومت و دولت و بازار، فلسفه اقتصاد و اجتماع، مسئله آزادي: حقوق فرد و حقوق دولت، انقلاب و ماهيت شورش‌هاي اجتماعي، اصلاحات و تغييرات اساسي، راديكاليسم و ...
سمينار زبان كودك
سمينار زبان كودك در روزهاي 23  تا  25  ژوئن سال 2013  در دانشگاه منچستر برگزار خواهد شد. اين سمينار علمي در علوم تربيتي، روان‌شناسي كودك و زبان پژوهي است و در حقيقت سميناري ميان رشته‌اي محسوب مي‌شود كه سابقه‌اي طولاني دارد. چند دهه است كه اين سمينار برگزار مي‌شود و مخاطباني از رشته‌هاي زبان‌شناسي، روان‌شناسي، گفتاردرماني، علوم تربيتي، آموزش و پرورش و ... را به خود جذب مي‌كند. سمينار زبان كودك، مربوط به دانشگاه و كشور خاصي نيست و در حقيقت يكي از همايش‌هاي بين‌المللي سابقه‌دار است. اين سمينار، دانشگاه‌ها، مدارس، معلمان، آموزش و پرورش و روانشناسان و نهادهاي مرتبط با آنها را درگير ساخته و با مشاركت همه اين گروه‌ها و نهادها، دستاوردهاي آموزشي و پژوهشي نوين را در اختيار همه اين افراد و نهادها قرار مي‌دهد. تقريباً تمام نظريات و تأليفات جديد در اين موضوع و دستاورهاي علمي مرتبط با آن، هر ساله در اين سمينار مطرح، نقد و معرفي مي‌شود. توضيحات بيشتر در اين‌باره ضروري نيست و تعداد سخنراني‌ها هم صدها خطابه و ميزگرد در سالن‌ها و كلاس‌هاي متعدد است كه به صورت آنلاين هم سخنراني‌هاي مهم در دسترس علاقمندان است. مهم‌ترين و برجسته‌ترين صاحبنظران اين سمينار عبارت‌اند از: ـ پروفسور كاترين اسنو از هاروارد، پروفسور ماي توماسلّو از مؤسسه ماكس پلانگ براي انسان‌شناسي تكاملي در لايپزيك، پروفسور جولين پين استاد دانشگاه ليورپول، دكتر كورتنيا نوربري از كالج رويال هالوي در لندن. برنامه سخنراني‌ها و موضوعات تعدادي از آنها از اين قرار است: 1ـ در موضوع توسعه تعامل، گفتاردرماني و ساخت جمله در كودكان پيش دبستاني، كريستينا مك كين، دكتر سين پرت و دكتر كارول استو سخنراني مي‌كنند. //  2ـ سوزان ابلز، ناتاشا ماريك، آيوف مورفي و گيل تورنر، درباره كنترل زبان.  //   3ـ دكتر وندي بست، جكي مسترسون، مايكل توماس، لوسي‌يو، آنّا فدور، سيلويارون كلي و آنا.كي كاپي‌كيان در موضوع پروژه لغت يا واژه و مشكلات و راه‌حل‌هاي آن نشستي برگزار كرده و چند سخنراني ايراد مي‌كنند.  //  4ـ نشست يا جلسه بعدي را دكتر مرسي پراتاسالا و دكتر اولريك پان درباره ارتباط بين توليد و درك فعل‌هاي گروهي برگزار مي‌نمايند. //  5ـ جلسه ديگري درباره ادات پرسشي در زبان عبري و نظريه‌ها و مسائل مرتبط با آن برگزار مي‌شود. با حضور اوريت اشكنازي، استيون جيليس، جوريس جيليس، براكانيرو دوريت ري وي.  //  6ـ پروفسور سابينه‌لاها و دكتر استيون جيليس درجلسه‌اي با موضوع مطالعه واژه‌هاي مفرد در زبان‌هاي آلماني و هلندي سخنراني خواهند كرد.  //  7ـ دكتر مارينه لمنه، كامين دبراس، پائولين بوپويل، استفاني كت و آليا مورگنسترن در باب اين مسئله سخنراني و ميزگرد خواهند داشت: مكالمات عمومي در خانواده‌هاي فرانسوي. //  8ـ مسئله بعدي با حضور سارازادونسكي ارليچ و شوشانابلوم كولكا تحت اين عنوان مورد بررسي و بحث قرار مي‌گيرد: گفتمان يا شيوه ارتباط ميان معلم و شاگرد: يك رابطه يك سويه يا يك رابطه خلّاق و متقابل؟  //  9ـ در كتاب‌ها چه چيزي وجود دارد و چه به مخاطب مي‌دهند؟ رابطه ميان خواننده و كتاب چه ماهيتي دارد؟ اين موضوع نشست بعدي با حضور ته آكامرون والكلر، كلر نوبل و النا سيوون است.  //  10 ـ  امي بيدگود، بن امبريج، جولين پين، كارولين رولند و فرانكلين چنگ در جلسه‌اي با موضوع فعل شركت و سخنراني مي‌كنند.  //  11ـ ليزاهندرسون، آنّا وگال و گارت كاسكل هم درباره آموزش فرهنگ واژگان دركودكان و تأثير آن بر ذهن سخن مي‌گويند. //  12ـ مارينا كالاشينكوا و كارن ماتوك در موضوع پيش فرض‌هاي زباني سخنراني دارند.  //  13 ـ دكتر پاملا اسنو، پاتريشيا اُدي، جودي كانل، برندادالين، هيومك كاسرو جان مونرو درباره زبان شفاهي و ارتباط آن با ادبيات سخنراني دارند و ميزگردي با دانشجويان و مخاطبان برگزار خواهند نمود.  //  14ـ جسي ريكت، توني چرمن، جولي داك ول، جف ليندزي، اليمپيا پاريكالا و نيتاپاتل كه جملگي از متخصصان رشته زبان‌شناسي و آموزش و پرورش هستند درباره فوايد يا سودمندي‌هاي زبان آموزي سخن مي‌گويند.  //  15ـ در يك جلسه ديگر، دكتر آيلين رايت، سوزانه كووي، مايريت كرني، سيوبان ميشل و آنه اودونو در باب اين موضوع سخنراني دارند: درك تطبيقي زبان در دوره راهنمايي.  //  16ـ سخنرانان جلسه بعدي درباره آموزش آنلاين زبان به كودكان برگزار خواهد شد با حضور: لوزكورينگ، پيم مك واريك رولند.  //  17ـ دكتر كاميلا پولي سينسكا، شولاكيان و پني روي جلسه اي خواهند داشت با عنوان: يادآوري.  //  18ـ مايكل بيتر، ريان بيليتينگ، كارولين اف رولاند و فرانكلين چنگ در باب اين موضوع سخنراني‌ دارند و ميزگردي برگزار مي‌كنند: فعل در ساختار زبان‌ها؛ نمونه‌هايي از گفتار بزرگسالان و كودكان اينها برگزيده‌اي از جلسات، موضوعات و سخنراني‌هاي سمينار كودك و زبان يا زبان كودك است كه به زودي برگزار مي‌شود. فرصت خوبي بري متخصصان زبان، آموزش و پرورش كودكان، علوم تربيتي و گفتار درماني است كه با آخرين دستاوردهاي اين علوم از طريق سمينار مذكور آشنا شوند.
متافيزيك و ذهن
سمينار «متافيزيك و ذهن» از سوي دانشگاه واشينگتن برگزار مي‌شود. سازمان اوقاف ملّي براي علوم انساني نيز در برگزاري اين نشست علمي همكاري دارد. مباحث بنيادين فلسفي و متافيزيكي موضوعات اساسي اين همايش است و قرار است مهم‌ترين مباحث مربوط به متافيزيك و معرفت‌شناسي در دو نگره تاريخي و تئوريك مورد توجه قرار داده شود. در سمينار متافيزيك و ذهن، شانزده سخنران اصلي به ايراد سخنراني مي‌پردازند كه برخي از آن‌ها صاحب نظريات مهمّي در اپيستمولوژي و فلسفه هستند.  اين سمينار در روزهاي دهم ژوئن تا دوازدهم جولاي 2013  برگزار خواهد شد. از جمله سخنرانان اين همايش، اي جي لو از دانشگاه دورهام، گراهام اٍٍُدي از دانشگاه كلرادو، و آليس ني از روچستر را مي‌توان نام برد.
همايش دين و صلح
هفتم فوريه سال 2013، حوزه علميه الهيات نيويورك كه يك نهاد كاتوليكي است، سميناري در موضوع دين و صلح برگزار خواهد نمود كه عنوان كامل آن چنين است: دين و صلح ليبرال؛ چالش‌ها و امكانمندي‌ها. اين سمينار، يكي از سلسله سمينارهاي ماهانه‌اي است كه در اين  مركز برگزار مي‌شود و هر سال در يك موضوع خاص، اين سمينارها به صورت ماهانه برگزار مي‌شود. موضوعات اصلي همايش امسال، برپايي صلح در جهاني سرشار از خشونت و جنگ و فقر است. در حقيقت زمينه‌ها و شرايط برقراري صلح از طريق منش و ديدگاه‌هاي اديان بزرگ مدّنظر است. برجسته‌ترين سخنران اين سمينار پروفسور ديويد ليتل، استاد ممتاز دين، قوميت و تنازع بين‌المللي است كه در مدرسه الهيات دانشگاه هاروارد مشغول به تدريس و پژوهش است.
سمينار دين و زندگي عمومي
اين سمينار در تابستان سال جاري برگزار خواهد شد و دكتر ريچاردمن، دكتر يوهانز و دكتر ولفارد مسئولين آن هستند. در اين سمينار از متفكران برجسته تقدير خواهد شد و آخرين دستاوردها و مطالعات در موضوع و موضع دين نسبت به زندگي مطرح خواهد شد. قرار است پروفسور نوئل سالموند در اين همايش در موضوع دين در طبيعت سخنراني نمايد. سخنران ديگر دكتر زباكروگر است و نيز دكتر محمدرستم كه درباره آموزه‌هاي اسلامي در زندگي عمومي سخن مي‌گويد. وي درباره رابطه يا موضع دين اسلام با محيط زيست، آموزش و سرانجام رابطه دين و سكولاريسم نيز سخن خواهد گفت. سخنران ديگر دكتر شاونا دولانسكي است كه موضوع خطابه و كنفرانس وي عبارت است از: عبارات و آموزه‌هاي كتاب مقدس درباره سقط جنين و چالش‌ها و مسائل مرتبط با آن. علاوه بر اينها برخي مسائل معاصر ديگر كه بسيار حساسيّت‌زا بوده است. نظير هم‌جنس‌گرايي، اعدام، مسائل هويتي و جنسيتي نيز مطرح است كه دكتر دولانسكي و چند تن ديگر قرار است به بحث و تبادل نظر درباره آن بپردازند. مباحث اصلي در اين سمينار ديني بر عبارات و تفاسير كتاب مقدسي استوار است و نيز اين مسئله كه كاربرد آنها در جهان سياسي و اجتماعي مدرن با مناسبات خاصي كه بر آن حاكم است چگونه خواهد بود و تحت چه شرايط و عواملي وضع و شرايط دينداري در جهان جديد قابل فهم و قابل بررسي خواهد بود. مسئله جامعه مدني و ربط آن به دين و برخي آموزه‌هاي ديني كه در تلائم يا تلاقي با مسائل عصري و مدرن هستند هم يكي ديگر از موضوعات مطرح و مهمي    است كه قرار است به تفصيل درباره آن سخنراني صورت گيرد.
تجليل از مترجم شاهنامه

شب « ژول مول» صد و سيزدهمين شب از شب‎هاي مجله بخارا بود که با همکاري مؤسسه فرهنگي هنري ملت، بخش فرهنگي سفارت فرانسه در ايران، بنياد موقوفات دکتر محمود افشار، مرکز دايره‎العمارف بزرگ اسلامي و گنجينه پژوهشي ايرج افشار در محل ساختمان کانون زبان پارسي برگزار شد. پس از گذشت نزديک به دويست سال براي اولين بار در ايران از ژول مول، مترجم شاهنامه به زبان فرانسه تجليل به عمل آمد. اين نشست با سخنراني برونو فوشه، سفير فرانسه در تهران آغاز شد. وي در آغاز سخنانش گفت : در حقيقت ژول مول کاري استادانه را به انجام رسانده است. او سفارش رسمي اين کار را در 1826دريافت کرد و نزديک 50سال براي انجامش وقت گذاشت. اولين مجلد شاهنامه در1836منتشر شد و هفتمين و آخرين مجلد آن در 1878 پس از در گذشت وي او توسط ... شاگرد پيشين و جانشينش بر کرسي زبان فارسي در کولژ دوفرانس منتشر شد. اما ترجمه او بدون کار جمع آوري متن شاهنامه امکان پذير نمي شود و او به عنوان متن شناس نسخ مختلف موجود در کتابخانه سلطنتي پاريس، کتابخانه کمپاني هند شرقي، موزه بريتانيا و کتابخانه آکسفورد را بررسي و مقايسه کرد. چاپخانه سلطنتي فرانسه هم مجلد هاي شاهنامه را به طرز نفيسي به صورت دوزبانه منتشر کرد که متن فارسي فردوسي و متن فرانسه مول را در برابر ديدگان خوانندگان قرار مي دهد. سپس نوبت به هانري لوبرتون، رايزن فرهنگي سفارت فرانسه در تهران رسيد که به ژول مول و دشواري‎هاي ترجمه شاهنامه پرداخت. وي در بخشي از سخنانش گفت : در مورد کار بزرگ ژول مول يعني ترجمه شاهنامه، نمي‎توانيم آن را فقط در زمينه متن‎شناسي مورد بررسي قرار دهيم، بلکه بايد آن را در زمره ادبيات هم گذاشت اگر در هر مترجم يک نويسنده وجود دارد و نهفته است مي‎توانيم اين تصور را داشته باشيم که ژول مول با آغاز اين کار شايد يک طرح ناخودآگاه را پي‎ريزي مي‎کرد. اين که در کنار نويسندگان درخشاني قرار مي‎گيرد که خود با آنها برخورد مي‎کند و رفت و آمد مي‎کند و تبديل بشود به يک مؤلف اثر استثنايي به زبان فرانسه. دکتر ژاله آموزگار سخنران بعدي اين نشست بود که از ايران‎شناسي، ژول مول و فردوسي سخن گفت: ژول مول يکي از بزرگان برجسته شرق‎شناسي آن دوران است. او در اوايل قرن نوزدهم در آلمان به دنيا آمد، تحصيلات اوليه شرق‎شناسي را در اين کشور آغاز کرد و سپس به پاريس رفت و تحصيلات عاليه خود را در فرانسه و انگلستان ادامه داد. به مقامات علمي مهمي دست يافت و به استادي زبان فارسي در کولژ دوفرانس نيز منصوب شد. در 1826 از طرف دولت فرانسه به او مأموريت داده شد که نسخه منقحي از شاهنامه را فراهم کند و با ترجمه فرانسه به چاپ برساند. از اين پس ژول مول بخش اعظم زندگي را هم چون خود فردوسي صرف اين کار سترگ کرد. در اين که ژول مول دانشمند و محقق بزرگي است شکي نيست، ولي براي ما ايرانيان که شاهنامه فردوسي را بخشي از هويت و موجوديت فرهنگي خود به شمار مي‎آوريم و در حافظه احساسي و تاريخي ما، فردوسي و اثر جاودانش جاي خاصي دارند، به اين دانشمند که بيشترين سالهاي عمر خود را براي بهتر به جلوه درآوردن شاهکار فرهنگي ما صرف کرده است، به چشم يک قهرمان مي‎نگريم. و اين يکي از نمونه‎ها در شکسته شدن حصارها در قلمرو فرهنگ‎هاست. اينجاست که مي‎بينيم ايراني، فرانسوي،آلماني و ديگر مليت‎ها چگونه مي‎توانند در کنار هم و با هم براي شناسايي بهتر و معرفي يک شاهکار جهاني تلاش کنند. اما ارتباط با شاهنامه چگونه است؟ ما چرا اين چنين عاشقانه به اين اثر و گزارنده آن مي‎نگريم. مگر فردوسي چه کرده است؟ سر آن ندارم که آنچه را که دانشمندان و پژوهشگران ارزنده درباره شاهنامه، سبک ادبي و ديگر مشخصات آن گفته‎ان و خوب هم گفته‎اند تکرار کنم. اما پرسش کوچکي را مطرح مي‎کنم: چرا شاهنامه در ميان آثار همانندش اين چنين خوش درخشيده است و ماه مجلس شده است و آثار ديگري از اين قبيل وشعرهاي شعراي نامدار ديگر، چنين پايگاهي نيافته‎اند؟ در تاريخ ادبيات جهان و ايران، فهرست بلند بالايي از نويسندگان و سرايندگان نامدار مي‎توان يافت . ولي از ميان آنها، تعداد معدودي هستند که از استقبال بيشتري برخوردار مي‎شوند، در حالي که بن مايه گفتار در بيشتر اين آثار همانند است.  در زمينه شاهنامه‎سرايي، نگارش تاريخ اساطيري و حماسي هم از ديرباز طبع‎آزمايي بسياري  شده است. هم به نظم و هم به نثر. ولي هيچ‎کدام در ميان مردم مقبوليت شاهنامه فردوسي را نيافته‎اند. سخن سنجان بر اين باورند که در يک اثر ادبي و هنر، نحوه گفتن بيش از محتواي آن نقش بازي مي‎کند و بيش از آن چه به آن چه گفته مي‎شود، توجه شود ، چگونه گفتن مدّ نظر قرار مي‎گيرد.  فردوسي نيز، با زبان سهل و ممتنعي که ما هنوز پس از گذشته ده قرن با آن بيگانه نيستيم، اين مهارت را به بهترين صورت به نمايش درآورده است.  اما به نظر من دليل ديگري نيز مي‎تواند وجود داشته باشد و آن « آني» است که شاهنامه را آن چنان‎تر کرده است و مقبول همگان. به جز نحوه گفتار، صحنه‏‌آرايي‎هاي ماهرانه، ايجاز و اطناب بجا و ديگر ظرايف، فکر مي‎کنم سايه عشق و ايمان و صميميت او به فرهنگ ايراني و طنين فرياد خويش کاري دروني و ناخودآگاه او که بايد کاري کرد که اين فرهنگ از دست نرود و ماندگار شود، اين مقبوليت را بدو بخشيده است. گويي فردوسي احساس کرده است که فره ايراني را بايد در لابلاي ابيات شاهنامه جاي دهد تا ديوان آن را نربايند. و شايد اين فره ايراني است که به اثر او نور جاودان مي‎بخشد.
 از اين روست که به عنوان مثال آثار دقيقي، کسائي مروزي، ابوالمؤيد بلخي و تاريخ‎هاي طبري، بلعمي، مسعودي، ثعالبي و غيره که در نوع خود از اهميت و ارزش فراوان برخوردارند چون نتوانسته‎اند فره ايراني را از آن خود کنند به چنين مقامي نرسيده‎اند و شايد هم براي اين که به اندازه فردوسي عاشق آن نبوده‎اند. با اين توضيحات، من فردوسي را تنها پيکرتراشي نمي‎بينم که پتکي بر سنگي بکوبد تا پيکري بيجان بسازد. او براي من آرشي است که همه هستي، عمر و جان و روانش را در اين اثر نهاد و هم چون آرش که خود تير شد تا گستره ايران گسترده‎تر شود، فردوسي نيز خود شاهنامه شد تا فرهنگ ايراني زنده بماند. او پير شد. پيمان‎شکني از فرمانروايان ديد، مرگ غريبانه‎اي به سراغش آمد اما موفق شد سايه‎باني بسازد که نام و فرهنگ ايران، در سايه آن، از گزند زمان، در امان بماند و فره ايراني او چنان گسترده شد که دانشمند صاحب‎نامي چون ژول مول، در سرزميني با فرسنگ‎ها فاصله از ايران زمين ، هم چون خود او، سالهاي عمرش را هزينه کند، آنجا دولتمردان فرهنگ پرورش ياريش دهند، تا اين اثر گرانبها را در دسترس فرهنگ دوستان جهان قرار دهد.
جان سرل و علامه طباطبايي


 نشست بررسي کتاب «واقعيت اجتماعي و اعتباريات از ديدگاه علامه طباطبايي و جان سرل» نوشته منصوره اوليايي در انجمن جامعه‌شناسي ايران برگزار شد. منصوره اوليايي به عنوان نخستين سخنران درباره کتابش گفت: از نظر علامه طباطبايي فرآيند توليد اعتبار اجتماعي تابع اجتماع است و اعتباريات اجتماعي متناسب با اهداف اجتماعي توليد مي‌شوند. در واقع از نظر علامه اين اعتباريات لازمه پيشرفت بشري است، زيرا توليد انگيزش و قدرت مي‌کنند. وي سپس به مقايسه اجمالي علامه طباطبايي و جان سرل پرداخت و گفت: سرل رويکرد طبيعت‌گرايي و زبان‌شناسي دارد اما علامه طباطبايي از مساله جوهري در فلسفه اسلامي متاثر است. اين نويسنده  سيطره نگاه رئاليستي و دفاع از رئاليسم را نقطه مشترک ميان سرل و علامه طباطبايي دانست و گفت: به زعم علامه نخستين پله در ساخت واقعيت اجتماعي زبان است. او بسيار به جنبه اجتماعي زبان توجه دارد البته قاعده اعتبار، زباني نيست بلکه ادراک ذهني است اما به اين دليل که در اجتماع ادراک مي‌کنيم و در اين ادراک نياز به تفهيم و تفهم داريم زبان وارد گود مي‌شود. اوليايي ادامه داد: هر دوي اين انديشمندان حيوانات را داراي واقعيت اجتماعي و موجوداتي اعتبارساز مي‌دانند. علامه در سير توليد واقعيت اجتماعي معتقد به سلسله مراتب است بر اين اساس که معاني و مفاهيم اجتماعي مانند آجرهايي هستند که روي هم گذاشته شده و ساخته شده‌اند. اما سرل چنين سلسله مراتبي را قايل نيست. وي يادآوري کرد: علامه يک قاعده کلي تحت عنوان اعتبار براي عمل انساني مي‌دهد که سرل آن را واقعيت اجتماعي مي‌نامد. علامه طباطبايي سلسله مراتب شکل‌گيري واقعيت اجتماعي را بهتر از سرل بيان کرده است. سپس محمدامين قانعي‌راد رييس انجمن جامعه‌شناسي ايران نيز در اين نشست گفت: سرل يکي از پيشگامان فلسفه جامعه است. اين فلسفه با فلسفه جامعه‌شناسي متفاوت است و به دنبال اصل بنياديني است که جامعه را تشکيل مي‌دهد و آن را حفظ مي‌کند. در واقع فلسفه جامعه به دنبال مکانيزم واحدي است که جامعه بر مبناي آن شکل مي‌گيرد. اين مکانيزم را مي‌توان در ساير موارد نيز يافت. براي مثال در علم شيمي به دنبال واحدي مي‌گردند که مواد را تشکيل مي‌دهد. وي افزود: بر اساس همين فلسفه جامعه، سرل تنها يک اصل بنيادين براي جامعه قايل مي‌شود و اين با روش علامه متفاوت است. علامه مفهومي با عنوان «اعتباريات شرعي» مطرح مي‌کند و جامعه را تنها بر مبناي اعتباريات اجتماعي مي‌داند. قانعي‌راد ادامه داد: علامه مجموعه‌اي از اعتباريات اجتماعي مانند خوب و بد را برمي‌شمارد که پيش از اجتماع بوده‌اند و زبان را نيز از اعتباريات بعد از جامعه مي‌داند. همين تفکيک‌ها مانع از رسيدن به فلسفه جامعه مي‌شود. وي با اشاره به اعتباريات غيراجتماعي از منظر علامه طباطبايي گفت: اين اعتباريات غيراجتماعي که علامه برمي‌شمارد از کجا مي‌آيند؟ وي مجموعه‌اي از اعتباريات را برمي‌شمارد که فرازميني و فرازباني هستند. آيا علامه در اينجا از فلسفه جامعه فاصله نمي‌گيرد؟ اساسا چگونه مي‌توان گفت که خوبي و بدي هيچ نوع اعتبار اجتماعي نيستند؟ تعريف‌هاي علامه از اعتباريات مي‌تواند بر فقه و شرع ما تاثير داشته باشد. رييس انجمن جامعه‌شناسي ايران با بيان اين‌که علامه طباطبايي شرعيات را يک امر حقيقي مي‌داند که ارتباطي با جامعه ندارد، گفت: هر چيز مقدسي آيا توسط يک برساخت، مقدس مي‌شود يا تقدس آن حقيقي است؟‌ آيا بنا بر اعتبار مذهبي اين تقدس وجود دارد يا اين تقدس در ذات آن‌هاست؟
وي افزود: خداوند در قرآن به پيامبران مي‌فرمايد که با زبان هر قوم با آن قوم سخن بگو و اين زبان قطعا فرهنگي و متناسب با جامعه آن زمان است. با اين اوصاف مي‌توان گفت که پيامبر اکرم(ص) موارد زکات را بر اساس جامعه آن دوره عربستان تعيين کردند و اگر اسلام در سرزمين‌هاي اسکانديناوي ظهور مي‌کرد بر ماهي زکات گذاشته مي‌شد. با تفاسيري که علامه از اعتبار اجتماعي ارايه مي‌دهد و اعتباريات شرعي را از آن جدا مي‌داند، مواردي مانند اين‌که زکات چگونه اعتبار اجتماعي پرسش‌هايي را به ذهن مي‌آورند و مي‌يابند قابليت بررسي پيدا مي‌کنند. سپس حجت‌الاسلام عليرضا قائمي‌نيا گفت: علامه طباطبايي نظريات اعتبارات را در مواجهه با دو جريان مهم فلسفه غرب به عنوان يک نظريه معرفت‌شناسي مطرح کرد. او اعتباريات را يک نوع ادراک مي‌داند و معتقد است ما يک نوع از اعتباريات داريم که عقل‌گراها در غرب و دنياي اسلام به آن توجه نکرده‌اند. اين نويسنده با بيان اين‌که علامه طباطبايي اعتباريات را در نقد تجربه‌گرايي مطرح کرد، گفت: او در مقام نقد اين جريان اين نظريه معرفت‌شناختي را مطرح کرد که ادراکات ما دو دسته‌اند؛ برخي حقيقي و برخي اعتباري هستند، ايده‌اي که مي‌تواند فلسفه را متحول کند.   وي يادآوري کرد: اعتباريات معاني گوناگون دارند و آن اعتباريات مد نظر علامه از نوع ادراکات حقيقي نيستند. او اعتباريات را به قبل و بعد از اجتماع تقسيم مي‌کند و مقصودش اين است که مواردي مانند وجوب و حسن و قبح مجموعه‌اي از واقعيت‌ها هستند که ما از حيث اين‌که اجتماعي هستيم آن‌ها را درک نمي‌کنيم. يعني هرچند در جامعه درک مي‌شوند اما عقل اجتماعي آن‌ها را درک نمي‌کند.  قائمي‌نيا افزود: سرل فيلسوف تحليلي است و به همين دليل مساله اصلي او در بحث واقعيت اجتماعي، زبان است. او با توجه به سنت تحليلي مثلثي را ارايه مي‌دهد که يک ضلع آن زبان، ضلع ديگر آن مساله واقعيت اجتماعي و ضلع سوم آن مساله ذهن است که وارد نقد علم شناختي مي‌شود.  وي با اشاره به تناسب نظريات سرل با جامعه معاصرش گفت: زمينه اجتماعي که سرل عقايدش را در آن بيان مي‌کند واقعيت اجتماعي همان زمان است. در آن دوران ديدگاه ساختي‌گرايي رايج بود.
قائمي‌نيا با بيان اين‌که سرل با اتکا به سنت تحليلي مي‌کوشد از نوعي رئاليسم دفاع کند، گفت: تفاوت مهم سرل و علامه اين است که سرل سرشت زباني به واقعيت اجتماعي مي‌دهد اما علامه سرشت ادراکي را براي آن در نظر مي‌گيرد. سرل اعتباريات را معلول زبان مي‌داند و با توجه به سرشت زباني واقعيت اجتماعي مي‌خواهد به نحوي از واقعيت اجتماعي دفاع کند.  وي افزود: به زعم علامه اعتباريات ريشه در واقعيات و حقيقت دارد بنابراين اعتباريات نيز به نحوي به حقيقيات برمي‌گردند. دغدغه هر دو فيلسوف رئايسم و دفاع مجدد از آن بود، زيرا جريان‌هاي رايج در قرن بيستم رئاليسم را تضعيف کردند و به يک معنا هر دوي آن‌ها مشغول بازسازي مجدد رئاليسم شدند.  اين پژوهشگر به اعتبار زکات در جوامع مختلف از نظر علامه اشاره کرد و گفت: از نظر علامه خداوند امر به پرداخت زکات مي‌کند و اين اعتبار به يک حقيقت بازمي‌گردد. علامه با خود حکم زکات کار دارد و حکم را يک نوع اعتباريات مي‌داند که به يک حقيقت برمي‌گردد. علامه نظري درباره اجتماعي بودن اين اعتباريات ندارد اما شهيد صدر بحث اجتماعي بودن فقه را مطرح کرد.
سنگ زيربناي فرهنگ ايران
 نشست «مباني نظري پژوهش در تاريخ ادبيات ايران» با سخنراني دکتر محمود اميدسالار ، استاد ادبيات تطبيقي و کتابدار کتابخانه دانشگاه ايالتي کاليفرنيا به کوشش انجمن علمي دانشجويان تاريخ دانشگاه تهران در تالار باستاني پاريزي دانشکده تاريخ دانشگاه تهران برگزار شد. دکتر اميدسالار در اين نشست با اشاره به شکل گيري مراحل مختلف تاريخ ادبيات فارسي و راه يافتن فرهنگ اسلامي به اين ادبيات گفت: طبيعتاً روابط اجتماعي بر اساس نظام به خصوصي تبيين يافته است و ادبيات، هنرهاي تجسمي و نظريات فقهي و اجتماعي در نگهداري اين نظام از هيچ کوششي دريغ نمي کرد. پشتباني مذهبي و سياسي تمدن هاي باستاني از اين نظام خاص، باعث به وجود آمدن تثبيت فرمانفرمايي طبقه حاکمه بر ساير طبقات اجتماعي شده بود که فقط در جزئيات با هم متفاوت بودند. وي ادامه داد: انديشه «السلطان ظل الله في الارض» از ديرباز در کشور ما شايع بود، چنانکه برخي نظريه پردازان از ايرانيان بودند. البته اين ساختار حکومتي متعلق به مشرق زمين و ايران نيست در غرب هم از قديم الايام نقش فرمانرواي الهي مؤثر بوده است. مطلبي که به عنوان تغييرات اجتماعي بايد در نظر گرفت اين است که علي رغم نظريه نظريه پردازان چپ گرا قانون يا قاعده خاصي بر سير تاريخ حکومت ندارد و اينکه الزامي در تکامل يا پيشرفتي براي جوامع بشري در کار باشد، قابل قبول نيست. تمدن هاي مصر، بين النهرين، يونان باستان و اسلام که روزي بر جهان سيادت داشتند اکنون در دشواري به سر مي برند و به جاي آن تمدن هاي اروپايي که در قرون وسطي از اوحش جوامع انساني بودند فعال و مايشاء شده اند.  دکتر اميدسالار در ادامه به ادبيات کلاسيک فارسي تحت سلطه نظام طبقاتي اشاره کرد و افزود: آنچه مورد بحث ما هست اين است ادبيات کلاسيک فارسي تحت تأثير نظام طبقاتي و باستاني بوده است. نکوهش اين شاعر و آن نويسنده به جرم مديحه سرايي نظام حاکمه، که در بخش هايي از ادبيات فارسي ديده مي شود، راه به جايي نمي برد. شرايط زندگي آن دوران _ به قدري با ناامني همراه بود _ که اگر کسي اندک امنيتي براي مردم حاصل مي کرد مردم خود را رحيم منت او مي دانستند.  اين پژوهشگر بيان کرد: تحقيق در تاريخ ادبي ايران، به صورتي که امروزه به عنوان تاريخ ادبيات صورت مي گيرد برخلاف علوم ادبي معروف مانند عروض، قافيه، نثر و شعر از علوم جديده است. تحقيقات سنتي قديم از نمونه اي از شعر و نثر قدما که در واقع همان تذکره نويسي است فراتر نمي رود. کتب قديمه معمولاً پس از ذکر نام شاعر و رديف کردن جملات مسجع بسنده مي کند.  هيچ کدام از اين مطالب نقد و تحليل دندانگيري از شعر رودکي به دست نمي دهد و به ندرت در آن چيزي که بتوان تاريخ يا تحليل ادبي خواند يافت مي شود. نوع دوم تحقيقات سنتي آن است که در نوشته هاي علامه فروزانفر و مرحوم همايي و امثال آنها ديده مي شود و فضلايي مانند ملک الشعراي بهار و مرحوم قزويني که يا در فرنگ زندگي کرده اند و يا به دليل دانستن زبان فرنگي تحت تآثير مکاتب نقد غرب بودند نمي توان در گروه دانشمنداني مانند فروزانفر و همايي داخل کرد. وي تصريح کرد: با اينکه دانشمنداني چون همايونفر و همايي نمودار دوام سنت نقد ادبي ايراني و اسلامي به شمار مي روند، اينها از اسلاف خود فراتر رفتند و قضاوت هايشان با معيارهاي امروزه قابل استناد و استفاده است.
اين نوع نقد ادبي، نقدي کاملاً ايراني و اسلامي است و ملهم از آن نوع نقد ادبي که از مدرنيته تغذيه نشده است.  دکتر اميد سالار با توجه به ديگر اقسام نقد و تحقيق درباره ادبيات فارسي گفت: قسم دوم تحقيقات در باب تاريخ ادبيات فارسي توسط متخصصاني نوشته شده که از آرا و عقايد غربي متأثرند. اين فرقه نيز به دو نوع چپ گرا و پيروان نظريات نژادي تقسيم مي شوند. محققاني که تحت تأثير مکاتب چپ گرا قرار گرفتند يا در جواني به اين مکاتب تعلق خاطر داشتند اما بعد به دلايلي از آن راه بازگشتند و يا اگر خود مستقيماً در اين تقسيمات وارد نبودند کساني بودند به حذب توده وابستگي داشتند. يکي از مضرترين پيش فرض ها تقسيم ادبا و شعرا به مديحه سرا و خوب يعني خلقي است. اما پيروان نظريه نژادي از عقايد نژاد پرستانه غربي تأثير پذيرفتند. اين گروه ادبيات را زاده نژاد آريايي دانستند که به زعم ايشان بر ادب ترکان و عربان برتري دارد.
جايگاه و اهميت سفرنامه‌نگاري در ايرانشناسي
 هشتاد و نهمين نشست مرکز پژوهشي ميراث مکتوب با عنوان «جايگاه و اهميت سفرنامه‌نگاري در ايرانشناسي» با همکاري کتابخانه و موزه ملي ملك به مناسبت دومين سالگرد درگذشت زنده‌ياد استاد ايرج افشار در محل کتابخانه ملك برگزار شد. دکتر اکبر ايراني، مديرعامل مرکز پژوهشي ميراث مکتوب با اشاره به علت برگزاري نشست «جايگاه و اهميت سفرنامه نگاري در ايران شناسي» گفت: بنده اخيراً در يادداشتي نوشته ام که جامعه ما، مع الاسف دچار آسيب اسطوره سازي شده و حال آن که نسل امروز نيازمند شناخت الگوهايي است که بتواند آنها را سرمشق خود قرار دهد.کساني که از لحظات عمر خود بهره ها گرفته و در زندگي امن و آرام خويش، نه تنها وقت را تلف نکرده اند، که فرصتهاي زيادي را بارور و خلق نموده، حتي موجب شگفتي اقران خود شده اند. گاه اين سؤال مطرح مي شود: که کي و چگونه درخت وجودي استاد افشار توانست اين همه بار دهد و شجره اي ثمربخش باشد و نيز چشمه اي که تشنگان کتاب را سيراب سازد. بنابراين معرفي فضايل علمي و سجاياي اخلاقي استاد افشار به عنوان يک الگو و نمونه موفق، وظيفه اي است همگاني، نه اين که صرفاً به برگزاري امثال اين نشستها و ساخت تنديس و نامگذاري خيابان و کارهايي از اين دست بسنده شود. دکتر ايراني ادامه داد: استاد ايرج افشار به تعبير زيباي مقام معظم رهبري «ايران شناسي برجسته» بود. يکي از مميزه هاي آن زنده ياد، عشق او به ايران و ايران گردي بود. شايد تاکنون تاريخ ايران کسي به مثل او به خود نديده که تا اين حد، نقاط ناشناخته و گمنام ميهن خود را، در اطراف و اکناف و حدود و ثغور کشورش بگردد، يادداشت بردارد و با مردمان هر ديار گرم گيرد و شيفته بسيار پيدا کند.  در ابتداي بخش نخست سخنراني ها، سيد علي آل داود، پژوهشگر و مصحح با موضوع «نگاهي به گلگشت وطن ايرج افشار» با اشاره به پيشينه سفرنامه نويسي گفت: هرچند سفرنامه نويسي در ايران و در زبان فارسي پيشينه اي دراز دارد و از عصر ناصرخسرو که بايد او را نخستين سفرنامه نويس فارسي به شمار آورد بيش از هزارسال مي گذرد، اما تعداد سفرنامه هاي نوشته شده به فارسي تا دوره قاجار اندک شمار است. البته بخش هايي از کتب جغرافيا و راه نامه ها متضمن خاطرات سفر يا گوشه اي از يادداشت هاي نويسندگان اين کتاب ها است که برخي از مناطق معرفي شده در آثار خود را ديده بودند. وي ادامه داد: اما از عصر قاجار به سبب آشنايي ايرانيان با تمدن و فرهنگ غرب و مشاهده تعداد کثيري از سفرنامه هايي که غربي ها راجع به ايران و بلاد شرق و کشورهاي اسلامي نوشته شده بودند شوق سفرنامه نويسي در ايران نيز پديد آمد. نثر سفرنامه هاي اخير بي عيب تر و کش دارتر است و خود او هم در مقدمه کتاب به اين نکته اشاره کرده و به اين سبب سفرنامه ها را به طور معکوس از آخرين به اولين در اين کتاب مرتب کرده است. آل داود بيان کرد: سفرنامه هاي ايران را کلاً مي توان در سه رديف و د سته جاي داد: نخست سفرنامه هاي مکه و مدينه و عتبات عاليات که اتفاقاً تعداد آنها زياد است و در سال هاي اخير اغلب اين آثار که به صورت خطي باقي مانده بود به اقدام و کوشش آقاي دکتر رسول جعفريان به طبع رسيد و بقيه نيز در دست تصحيح و آماده کردن است. دوم، سفرنامه هايي که متعاقب ديدار دسته اي از ايرانيان روشنفکر از غرب يا شبه قاره هند يا ژاپن نگاشته شده و البته تعداد آنها در مقايسه با گروه اول اندک است ولي برخي چون مرآت الاحوال و تحفة العالم شوشتري متضمن مطالب مفيد و اطلاعات دست اول است و براي شناسايي شبه قاره شبه قاره هند در آن عصر اثرهايي ارزنده به شمار مي روند. بخش سوم سفرنامه هايي است که نگارندگان آن سفر به داخل کشور داشته اند. تعدادي از آن را نظامياني نوشته اند که به مأموريتي خاص اعزام شده بودند، برخي ديگر را مأمورين دولتي يا افراد محلي نوشته اند. در ادامه دکتر رسول جعفريان استاد دانشگاه تهران و رئيس سابق کتابخانه مجلس شوراي اسلامي با موضوع اهميت سفرنامه حج ايراني در شناخت سلسله محلي آل رشيد در شمال غرب عربستان گفت: سفرنامه حج فارسي يکي از سرمايه هاي مهم ادبي، تاريخي و جغرافيايي و سياسي ما هستند. علاوه بر اين سفرنامه هاي حج منبع مهمي براي شناخت تاريخ و فرهنگ بخش هايي از کشور سعودي نيز هستند. اين سفرنامه ها که هر کدام توسط حاجيان فرهيخته از قشر اداري، روحاني، بازاري و از درباريان نوشته شده حاوي گزارش دقيقي است از چگونگي انجام سفر حج، اعراب بدوي، آداب و رسوم شهرهاي مکه و مدينه، و نيز اقتصاد حج. وي افزود: تعدادي از اين سفرنامه ها مربوط به سفرهايي است که از راه عراق به حجاز صورت گرفته است. اين راه که از بيابان هاي واقع بين عراق و عربستان سعودي تا مکه و مدينه مي گذشت، يکي از مخوف ترين راه ها به شمار مي آمد. اين مسير عمدتا شامل عبور از دو منطقه هم مي شد. يکي نجد که در شمال شرقي جزيره العرب بود و ديگري منطقه جبل که در شمال غربي جزيره العرب قرار داشت. در قرن سيزدهم حجاج ايراني از طريق نجف و با عبور از منطقه نجد يا جبل به حج مشرف مي شدند. آنان اين راه را سي و چند روز طي مي کردند هرچند به خاطر برخي از دشواري ها گاه تا 45 روز هم طول مي کشيد. در اين سفرنامه ها اطلاعات زيادي در باره منطقه جبل هست که به لحاظ اقتصادي و سياسي حائز اهميت مي باشد. دکتر موحد در اين نشست گفت: وقتي در ارتباط با ايران شناسي و سفرنامه صحبت مي کنيم، ابن بطوطه جزو اولين ايرانشناسان است و سفرنامه ابن بطوطه همانگونه که گفته شد، اولين مسائل ايران شناسي را بيان کرده است. ابن بطوطه از غرب اقسا تا شرق اقسا رفته است و دنياي تازه اي ديده است و در تمام اوراقش نقش فرهنگ ايراني مي بيند.
وي افزود: چشم هاي ابن بطوطه مانند يک دوربين عکاسي هرچه را مي ديده ثبت و ضبط کرده است. ابن بطوطه زبان حالش گفته مولاناست: «چشم از پي آن بايد تا چيز عجب بيند ... جان از پي آن بايد تا عيش و طرب بيند» ابن ‌بطوطه در سفرهاي خود آن‌چه را که مي‌ديد به دقت ثبت و ضبط مي‌کرد و به زوايايي مي ‌پرداخت که از نظر ديگران مغفول مي‌ماند.  دکتر موحد سپس به دوران تاريخي زندگي ابن بطوطه اشاره کرد و گفت: در زمان ابن بطوطه شش کشور به مقياس جهاني وجود داشتند که چهار حکومت آن را ايلخانان تشکيل مي دادند که بخشي از آن در عراق و قسمت اعظم آن در آسياي صغير بود. در دوره هلاکوخان، حکومت اسماعيليه از ميان برداشته شد. در زمان ابن بطوطه چهار دولت مهم در هند، مصر و ايران حکومت مي کردند.  موحد ادامه داد: ابن ‌بطوطه دو سفرنامه مهم تاليف کرده است. نخست، سفري که از مکه به ايران داشت و دوم، سفري که با ابوسعيد بهادرخان از بغداد تا تبريز داشته است. يکي از ويژگي هاي ابن بطوطه، شخصيت اوست. ابن‌ بطوطه سفرنامه ‌هاي زيادي درباره زندگي مردم، آداب و رسوم، مراسم تعزيه، مدارس و خانقاه‌ها دارد که اميدوارم مطالعه کنيد و به جذابيت آن‌ها پي ببريد. دکتر محمدابراهيم باستاني‌پاريزي، نويسنده، مورخ و پژوهشگر سخنراني خود را به عنوان «يک شمعک کوهي بر مزار ايرج افشار» .ارائه کرد. وي در ابتداي سخنانش با اشاره به کتاب تاريخ کرمان گفت: در تاليف اين کتاب از نسخه اصلي آن در کتابخانه ملک که مرحوم وزيري براي اعتمادالسلطنه نوشته بود، استفاده کردم و مرحوم احمد سهيلي ‌خوانساري اين کتاب را در اختيار من گذاشت. من تاريخ کرمان را در سال 1343 چاپ کردم و سرمايه کار من در دانشگاه تهران بود.  اين مورخ همچنين به کتاب کرمان در اسناد امين‌السلطنه اشاره کرد و افزود: خانم مهدوي زيرنظر مرحوم علي ‌اصغر مهدوي و با هدايت ايرج افشار اين اسناد را خوانده، خلاصه کرده و در نهايت در قالب يک کتاب 500 صفحه‌اي منتشر کرده است.  دکتر باستاي پاريزي سپس به همراهي استاد ايرج افشار در سفرهايش اشاره کرد و گفت: يادي مي‌کنم از ايرج افشار که دوستي همراه و همکار براي من بود. علاوه بر آن با کرمان ارتباط تنگاتنگي داشت. وي در کتاب هايش از کالاهايي که در کرمان بود بسيار ياد مي کند يکي از محصولاتي که در کرمان خوب به عمل مي آيد روناس است. و يکي از محصولات صادراتي گون است يک لوله 12 سانتي وقتي بريده مي شود مثل يک شمع مي سوزد و به همين دليل نام آن را شمعک کوهي گذاشته اند.  دکتر باستاني ‌پاريزي توضيح داد: در اين کتاب از کالاهايي که در کرمان است و بايد خريداري، شوند، سخن به ميان آمده است. عنوان اين کتاب را «يک شمعک کوهي بر مزار ايرج افشار» ناميده‌اند. به همين دليل وقتي ايرج افشار يادي از گون و محصولات کوهي مي کند ما نيز در اين مراسم يک شمعک کوهي را روشن مي کنيم و بر مزار او مي گذاريم. پروفسور «يوشيفوسا سه کي»، محقق و پژوهشگر ژاپني در اين نشست خاطره‌اي از آخرين ديدار خود با استاد ايرج افشار ارايه کرد و افزود: عصر روز 22 بهمن 1389، روزي که به تهران رسيدم به همراه دوست فاضلم آقاي مطلبي کاشاني به منزل استاد ايرج افشار رفتيم. شنيده بودم که استاد از بيماري رنج مي برد. وقتي خدمت استاد رسيديم ميدانستم که حال وي وخيم است. پس از رفتن خدمت استاد، ايشان از کارهاي تحقيقاتي من جويا شدند. او افزود: حقيقت‌طلبي و پايبند نبودن ايرج افشار به يک روش در سفرنامه‌نويسي از ويژگي‌هاي بارز وي به شمار مي‌آيد که براي من درس بزرگي است.
اداي دين به بيهقي
«محمود دولت‌آبادي» که اين روز‌ها مشغول نگارش «وزيري امير حسنک» پيرامون داستان «حسنک وزير» اثر «ابوالفضل بيهقي» است، مي‌گويد اين اثر اداي ديني است به «ابوالفضل بيهقي» و خدمتي است به جوانان ترسانده شده از ادبيات کلاسيک ايران. او همچنين معتقد است سير جريان زبان و ادبيات توسط شخص يا اشخاصي به وجود نيامده که با اراده‌ي شخص و اشخاصي بسته شود. دولت‌آبادي پرداختنش به ادبيات بيهقي را مربوط به ديروز و امروز ندانست و گفت: پرداختن من به بيهقي به طور اخص و ادبيات کلاسيک به شکل اهم چيز جديدي نيست. از‌‌ همان اوائلي که با ادبيات آشنا شدم، به دنبال گذشته‌ي زبان و ادبيات فارسي بوده‌ام و همچنان هستم. عرصه‌‌ي ادبيات ما به قدري وسيع و طولاني است که گاهي وقت‌ها فکر مي‌کنم ممکن است در آن، گير کنم.  او با اشاره به بيهقي هم گفت: پرداختن من به اين استاد، در واقع نوعي اداي دين است. سال پيش اداي ديني نسبت به شاهنامه‌ي فردوسي و موضوع «رستم و سهراب» داشتم که ده سالي است با آن اثر بي‌همتا (شاهنامه) زندگي مي‌کنم و امسال هم تصميم گرفتم اداي ديني نسبت به «ابوالفضل بيهقي» داشته باشم؛ زيرا اين کتاب هم يکي از آثاري است که من در دوره‌هاي مختلف زندگي همواره به آن رجوع کرده‌ام. او به ذکر سابقه‌اي از ارتباطش با «تاريخ بيهقي» پرداخت و گفت: وقتي پايان سال 1355 از زندان بيرون آمدم، زندگي و کتاب‌هايم در هم ريخته بود. در اولين فرصتي که از خانه بيرون رفتم، ه کتاب خريدم؛ يکي شاهنامه‌ي ويرايش مسکو، ديگري «مقالات شمس» و کتاب سوم هم «تاريخ بيهقي» بود. نويسنده‌ي رمان کليدر ادامه داد: خاطرم هست کتاب «تاريخ بيهقي» را در‌‌ همان زمان به جايي بردم تا جلد کنند، البته قبلآ يک نسخه‌ي ديگر هم از اين کتاب داشتم که از بين رفته بود. به اين ترتيب جستجو در زبان و ادبيات قرن سوم تا هفتم-هشتم ايران؛ به عنوان يکي از دوره‌هاي درخشان ادبيات ايران که پيش از رودکي شروع مي‌شود و تا حافظ ادامه مي‌يابد، جزء کارهاي آموزشي من بوده است. در اين دوره‌ها از جمله ادبيات عرفاني و حکمي مثل «ابوسعيد ابوالخير»، «عطار»، «خيام»، «خواجه نظام‌الملک» و بسياري ديگر از کساني بودند که به آن‌ها پرداخته‌ام و همچنان مي‌پردازم.
 دکتر محمود عباديان درگذشت
دکتر محمود عباديان، مترجم آثار فلسفي و استاد پيشکسوت دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاه مفيد قم، 11 فروردين‌ ماه به‌ علت کهولت سن در منزلش درگذشت. دکتر عباديان در قطعه 316 بهشت‌زهرا(س) در رديف 128 شماره 43 به خاک سپرده شد.   قرار بود پيکر وي در قطعه نام‌آوران به خاک سپرده شود، اما به دليل حضور نداشتن مسؤولان مربوطه به علت تعطيلات نوروز و نيز جلوگيري از وقفه در خاکسپاري، خانواده او تصميم گرفت پيکر مرحوم عباديان را در قطعه عادي بهشت‌زهرا(س) به خاک بسپارند.  زنده‌ياد محمود عباديان متولد 1307 اروميه، استاد بازنشسته‌ گروه فلسفه‌ دانشگاه علامه طباطبايي، عضو هيأت علمي دانشگاه مفيد قم و عضو گروه فلسفه فرهنگستان هنر ايران بود.  او مدرک دکتراي «تاريخ فلسفه عمومي» از دانشگاه چارلز پراگ (1961) و دکتراي «فلسفه کلاسيک آلمان» را از دانشگاه هامبورگ آلمان (1978) داشت.  عباديان بيش از 30 عنوان کتاب فلسفي و ادبي ترجمه يا تأليف کرد. رساله‌ منطقي فلسفي «ويتگنشتاين» نخستين‌بار توسط او به زبان فارسي ترجمه شد.  برخي ديگر از آثار تاليفي و ترجمه‌اي او عبارتند از: «سقراط» گوتفريد مارتين (نشر هرمس 1390)، «توليد ناب: با تکيه بر اصول چهارده گانه تويوتا»، (با همکاري کامران رضايي، مسعود رباني و ندا معنوي زاده (نشر آتنا 1385)، «سقراط: آگاهي از جهل»، يان پاتوچکا (نشر هرمس 1389)، «درآمدي بر ادبيات معاصر ايران» (نشر مرواريد 1387)، «تکوين غزل و نقش سعدي: مقدمه‌اي بر مباني جامعه شناختي و زيباشناختي غزل فارسي و غزليات سعدي» (نشر اختران 1384)، «فردوسي، سنت و نوآوري در حماسه سرايي (مباحثي از ادبيات تطبيقي)» (نشر مرواريد 1387)، «گزيده زيباشناسي هگل» (انتشارات فرهنگستان هنر 1386)، «آزادي و دولت فرزانگي: نامه‌هايي در تربيت زيباشناختي انسان» يوهان کريستف فريدريش فون شيلر (نشر اختران 1385)، »«زيبايي شناسي به زبان ساده» (موسسه فرهنگي گسترش هنر 1381)، «ديالکتيک انضمامي بودن: بررسي در مسئله انسان و جهان» کارل کوسيک (نشر قطره 1386) و «نقد فلسفه حق هگل» کارل مارکس (ترجمه با همکاري حسن قاضي‌مرادي) (نشر اختران).

 

 


صفحه 4 از 4