مجله شماره 11



معرفي كتاب خارجي

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب خارجي

مرضيه سليماني

 Earthly Beauty, Heavenly Art:
 Art of Islam
Mikhail Piotrovsky
Lund Humphries: Publishers
زيبايي زميني، هنر آسماني: هنر اسلام

مي‌گويند هنر اسلامي هنري نيست كه فقط به آيين اسلام ارتباط داشته باشد. اصطلاح «اسلامي» نه تنها به مذهب، بلكه به فرهنگ غني و متنوع مردماني كه در سرزمين‌هايي كه آيين اسلام در آن رواج دارد نيز اشاره مي‌كند. هنر اسلامي غالباً عناصري سكولار را كه توسط برخي از علماي اسلامي حرام شمرده نشده نيز دربر مي‌گيرد. همچنين به آن دسته از مفاهيم و موارد هنري كه در درون جوامع اسلامي تحت تأثير عوامل منطقه‌اي و فرهنگ بومي به وجود آمده است، نيز هنر اسلامي مي‌گويند. ظهور هنر اسلامي از دل دين و دولت جديد به صورت تديجي و گام به گام نبود بلكه همچون ظهور خود دين اسلام و حكومت اسلامي، روندي پرشتاب و ناگهاني داشت. عمدة آنچه كه بر شكل‌گيري و تزيين بناهاي صدر اسلام تأثير گذاشت، ويژه مسلمانان بود و اين تأثير در خدمت اهدافي قرار گرفت كه پيش از اسلام به آن شكل و صورت وجود نداشت. در حقيقت، هنر اسلامي براي گسترش خود از منابع بسياري الهام گرفت: هنر رومي، هنر اولية مسيحي، و هنر بيزانس در هنر و معماري اسلامي اوليه مؤثر بودند. نفوذ هنر ساساني از ايران پيش از اسلام البته اهميت بيشتري داشت و بعدها روش‌ها و عناصر مختلفي از هنر آسياي مركزي و هنر چين طي تاخت و تازهاي چادرنشينان مغول اثر مهمي در نقاشي اسلامي، سفالگري و منسوجات برجاي گذاشت.
اين‌ها مطالبي هستند كه در كنار ديگر مباحث، مقدمة كتاب را تشكيل مي‌دهند. اين كتاب 312 صفحه را دربر مي‌گيرد و اثر ميخاييل پيوترووسكي است. نويسنده معتقد است، بخش اعظم اطلاعات غربي‌ها و غيرمسلمانان در خصوص جهان اسلامي برگرفته از رسانه‌هاست و اين يعني پنهان ماندن قسمت‌هاي بنيادين و اصلي فرهنگ اسلامي از جمله هنر و ادبيات.
پيوترووسكي كه در بريتيش ميوزيوم (لندن)، موزة دولتي هرميتاژ (سن‌پترزبورگ) و انستيتو دوموند عرب (پاريس) به فعاليت مشغول است، با بهره‌گيري از 300 منبع و بررسي موضوعات مختلفي همچون قصر، مسجد و باغ، عناصر اصلي تشكيل‌دهندة هنر اسلامي را وا مي‌كاود. كتاب از دو بخش اصلي و فصول فرعي ديگري تشكيل شده و مضامين زير را دربر مي‌گيرد: معماي هنر اسلامي، توحيد و تزيين شمايل‌شناسي، هنر در زندگي روزمره، قرآن به عنوان منبع الهام، زبان هنر اسلامي، بهشت: موضوع اصلي هنر اسلامي، مسجد، زيارت، عرفان اسلامي، قصر، بقعه و مرقد، باغ.
از ميان ديگر آثار نويسنده مي‌توان به سرسراها و گالري‌هاي هرميتاژ (2004)، فراتر از ديوارهاي قصر (2006)، نقره‌هاي شرق (2006)، گنجينه‌هاي كاترين كبير (2001)، فرهنگ و هنر ايراني (2007).

Beauty and Islam:Aesthetics in
 Islamis Art and Architecture
Valerié Gonzalez
I. B. Tauris
زيبايي و اسلام: زيبايي‌شناسي در هنر و معماري اسلامي

اين كتاب 260 صفحه است. والري گونزالز ـ نويسندة آن ـ عضو مؤسسة مطالعات پيشرفته در دانشگاه پرينستون و پژوهشگر ارشد در مدرسة معماري مارسي است. او در طي پنج گفتار، در پرتو تئوري‌هاي معاصر، جنبه‌هاي مختلف زيبايي‌شناسي در انديشة كلاسيك اسلامي را واكاويده و در مورد هنر و معماري اسلامي چشم‌اندازهاي تازه‌اي به دست مي‌دهد. نمونه‌هاي مورد بررسي وي از قرآن آغاز شده و به الحمراء و آثار هنرمندان و فيلسوفان جديد باز مي‌رسد. او ريشه‌هاي زيبايي‌شناسي اسلامي را به فيلسوفان قرون وسط همچون ابن‌سينا و ابن رشد بازگردانده و وجوه اخلاقي و متافيزيكي آن را در معرض ديد قرار مي‌دهد. زيبايي و تجربة زيبايي‌شناسانه در انديشه كلاسيك عربي، زيبايي‌شناسيِ حكايت‌هاي سليمان در قرآن، فهم زيبايي‌هاي الحمراء در پرتو پديدارشناسي، بين انتزاع، استعاره و هنر سينتيك (متحرك)، هندسة الحمراء، اهميت نظام زيباييِ‌شناسانة خوشنويسي در هنر اسلامي عناوين فصول پنجگانة كتاب هستند و برخي مضامين مندرج در آن عبارتند از: ظهور اسلام و شرايط هنري آن دوره، هنر اولية اسلامي، سرزمين‌هاي مركزي اسلام، معماري و دكوراسيون اسلامي، هنر كتاب‌آرايي، سرزمين‌هاي غربي اسلام، فاطميان و هنر مصر و فلسطين و سوريه، سلجوقيان و ايوبيان، تأثير هنر اسلامي بر غيرمسلمانان، تأثيرپذيري هنر اسلامي از غيرمسلمانان.

Aesthetic Principles of Islamic Mysticism:
Beauty and the Human form in the
writings of Ibn Arabi and Iraqi
Andrew Michael Huisjen
Pro Quest, UMI Dissertation Publishing

اصول زيبايي‌شناسانة عرفان اسلامي: زيبايي و شكل انساني در آثار ابن عربي و عراقي
شعر و نثر از وجوه برجستة هنري در فرهنگ اسلامي به شمار مي‌آيد كه در سه زبان عربي، فارسي و تركي به اوج رونق خود رسيده است. در حقيقت مضامين ديني گاه چنان با شعر و نثر فارسي و عربي درآميخته كه به سختي مي‌توان آن را از يكديگر متمايز ساخت. متون اسلامي سرشار از بيان‌هاي تمثيلي، استعاري، نمودگارانه و رمزي است. گويا در متون اسلامي دين و هنر واجد عناصر مشتركي هستند و هر دو به فهم و بيان جهان واقعيت مي‌پردازند. در اين كتاب نويسنده عنوان مي‌كند كه عناصر كليدي در فهم شعر و نثر صوفيانه، در اصول زيبايي‌شناسانه نهفته است. او با برگرفتن دو نمونه از شعر و نثر فارسي و عربي، رويكردهاي فخرالدين عراقي و محي‌الدين ابن عربي به زيبايي و ارزش‌هاي زيبايي‌شناسانة آثار آن‌ها را وا مي‌كاود. زبان به كار رفته در آثار اين دو صوفي، رمزي و تمثيلي است و زيبايي الوهي همچون يك واقعيت در نظر گرفته مي‌شود. آن‌گاه با بررسي و معرفي مكاتب عرفاني صحو و سكر، وجوه متفاوت زيبايي‌شناسانه در اين دو مكتب را پيش رو قرار داده و نقش عرفان و تصوف در زيبايي‌دوستي و زيبابيني عرفا را بر مي‌رسد. كل كتاب 84 صفحه است و از سه فصل اصلي و نُه بخش فرعي تشكيل شده است. قدرت اجرا، محرك‌ها، مراحل تكامل جسم و دنيا عناوين فصول سه‌گانة كتاب است و مضامين مندرج در بخش‌هاي نُه‌گانه بدين قرار است: مضامين اسلامي در شعر عرفاني، مفهوم اسلامي اخلاقي، شعر و موسيقي در زبان فارسي، منطق اجتماعي در شعر صوفيانة عربي، مضامين زيبايي‌شناسانه در اصطلاحات صوفيان عراقي، ترجمان الاشواق و عناصر زيبايي‌شناسانة اسلامي و...

Islamic Art and Architecture 650-1250
Richard Ettinghausen & Oleg
Graber & Marilyn Jenkins-Madina
Yale University Press
هنر و معماري اسلامي از 650 تا 1250

شايد يكي از مهم ترين نمودهاي هنر اسلامي معماري باشد. به ويژه مساجد چهار ايوانه و ستون‌دار كه معرف هنر معماري اسلامي است. اين عمارت‌هاي باشكوه مي‌تواند تأثير فرهنگ‌هاي متفاوت در درون تمدن اسلامي را نشان دهد. به عنوان مثال عناصر رومي ـ بيزانسي در معماري شمال افريقا و اسپانياي اسلامي، در كاخ الحمراء در گرانادا، يا در مسجد جامع قرطبه به خوبي قابل مشاهده است. نقش گنبد در معماري اسلامي بسيار قابل توجه بوده و طي قرن‌ها گنبد در معماري اسلامي مورد استفاده قرار گرفته است. اما بايد گفت كه در اواخر سدة نوزدهم ميلادي، گنبدهاي اسلامي با معماري غربي ادغام شد. همچنين هنرهاي وابسته به معماري مثل كاشيكاري و گچبري در دوره‌هاي مختلف و همزمان با معماري رشد كرده است. هنر و معماري اسلامي از 650 تا 1250، 360 صفحه است و نويسندگان ويژگي‌هاي مختلف هنر اسلامي ـ به ويژه معماري و هنرهاي وابسته - را در محدودة زماني مورد نظر مورد واكاوي قرار داده‌اند. اگرچه با اشاراتي كوتاه به دوره‌هاي پس و پيش از زمان مذكور، شرايط و بسترهاي شكل‌گيري، رشد و تحول هنر و معماري اسلامي را بررسيده‌اند. آن‌ها عنوان مي‌كنند مساجد اوليه مانند مساجد مدينه، كوفه و بصره بناهايي بسيار ساده بودند در محوطه‌اي مربع يا مستطيل‌شكل كه با ديواره‌هاي خشتي رو به قبله ساخته مي‌شدند. با مسدود كردن سه طرف آتشكده‌ها و چهارطاقي‌ها و ايجاد قبله‌گاه از آن‌ها براي برگزاري آيين‌هاي اسلامي استفاده مي‌كردند. گرچه در ايران از مساجد و بناهاي اولية اسلامي نمونه‌هاي زيادي به جا نمانده ولي طبق متون تاريخي در دو قرن اولية اسلام، سنت و شيوة معماري و نوع مصالح دورة ساساني رواج داشته است. خلفاي دورة اول اسلام به علت نداشتن مدير، مجبور شدند ادارة امور كشورهايي را كه فتح كرده بودند را به همان حال قبلي حفظ كنند و همچنين به علت نداشتن بنّا و معمار، ساختمان‌هاي موجود را مورد استفاده قرار دهند، كم‌كم ملل مغلوب بناهاي خود را با مقتضيات و احتياجات فاتحين وفق دادند و از آن وقت بود كه در هنر خاورميانه به مرور رنگ اسلامي پديدار شد. اُلك گرابر استاد ممتاز مدرسة مطالعات ديني در مؤسسة مطالعات پيشرفتة پرينستون است و ماريلين جنکينز مادينا پژوهشگر ارشد هنر اسلامي در موزة هنر متروپوليتن نيويورك بوده و هر دوي آن‌ها مدت‌هاي طولاني با ريچاد اتينگهاوزن همكاري داشته‌اند كه استاد هنرهاي اسلامي در انستيتو هنرهاي عالي دانشگاه نيويورك بود.

Islam Art and Visual Culture:
An Anthology of Sources
D. fairchild Ruggles (Editor)
Wiley-Blackwell
هنر اسلامي و فرهنگ بصري:
گلچيني از منابع

هنر اسلامي يک وجه يا جنبه خاص ندارد، و به سختي بتوان بر اساس اين عنوان کلي تصوير يا تصوري از هنر اسلامي داشت. لازم است در جزييات اين منشور رنگين دقيق شويم تا بتوانيم جنبه هاي متعددي از آن را دريافته و در شاخه هاي مختلف با آن آشنا شويم. علاوه بر اين، تقسيم بندي ها و شقوق مختلف اين هنر نيازمند تخصصهايي ويژه براي درک، تحليل و معرفي است. تاکنون آثار زيادي درباره هنر اسلامي نوشته شده است که بيشتر آنها را هنرشناسان و محققان غربي و مستشرقان تاليف کرده اند. نگاه آنها نيز مبنايي مستشرقانه داشته است. لازم است از اين ديدگاه فاصله بگيريم. کتابي که معرفي مي کنيم در مسير همين مسئله نگاشته شده است اين كتاب 200 صفحه است و حاوي مجموعه‌اي از منابعِ ترجمه شده در تاريخ فرهنگي و زيبايي‌شناسي اسلامي از جمله خوشنويسي، نقاشي، شعر، معماري و... نويسنده، استاد هنر و تاريخ معماري در دانشگاه ايلينويز است. نخستين كتاب او با عنوان باغ‌ها، جشم اندازها و بصيرت در قصرهاي اسپانياي اسلامي (2000) چندين جايزة معتبر علمي را از آن خود ساخت و آخرين كتاب او يعني باغ‌ها و چشم‌اندازهاي اسلامي (2008) برندة جايزة ويژه جي.بي‌جكسون شد. زنان و حمايت در جوامع اسلامي (2000)، ميراث فرهنگي و حقوق بشر (2007) از جملة ديگر آثار او هستند. كتاب از چند فصل اصلي و 63 بخش فرعي تشكيل شده كه عناوين برخي از آن‌ها بدين قرار است:
1ـ بنيادها: اسناد ديني، سياسي، حقوقي و اداري از اسلام اوليه شامل: قرآن و بهشت / قرآن و قبله / حديث و وقف / ابن عساكر و تأثير او بر هنر 2ـ هدايا، گنجينه‌ها و مجموعه‌ها شامل: كتاب الهديه و التحف / المقدسي و وصف كتابخانة شيراز / آيينة شهزادگان / گنجينه‌هاي فاطمي / غزالي / ابن خلدون / نامه‌ها / 3 ـ هنر شامل: اخوان‌الصفا: آموزش صنعتگران / تيموريان و چيني‌ها / خواندمير: شيشه‌گري / خوشنويسي / ابن قتيبه / ابن نديم: كتاب‌آرايي / دربارة قلم‌ها / دربارة كاغذ، رنگ و جوهر / ابوالفضل علامي: دربارة نقاشي چهرة انسان / جهانگير و نقاشي / بيهقي: دربارة كاغذ / نرشخي و پارچه‌بافي / ابن بطوطه / نور در مساجد / سكه‌ها / سراميك و شيشه / هندسه / ابن حزم / ابن هيثم / 4ـ فضا، معماري و شهرنشيني شامل: عبدالرحمن: رابطة اخلاق و معماري / تكنيك‌هاي معماري / ابوالفضل علامي: مواد و مصالح بنايي / بخاري / ابن خلدون: مقصوره‌ها / مقريزي: دارالعمارة مسجد ابن تولون / بديع‌الزمان همداني / حمام‌هاي بغداد / بازارها / 5 ـ جاي‌ها شامل: قرآن: بلقيس و زمين شيشه‌اي / ناصرخسرو: توصيف كعبه / ابن جبير: موزاييك‌هاي مسجد مدينه / يعقوبي / بلاذري / ابن شداد / بنيادگذاري كوفه / مسعودي / ابن ناجي التنوخي / ابن مرزوق / ساختمان مدرسه‌ها / كليساهاي متأثر از معماري اسلامي / حافظ حسين ايوان‌سرايي / تاورنيه: توصيف ديوان توپكاپي / و...

 

 

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک
افق فرهنگ

گزارش سمينارها

مرضيه سليماني

كنفرانس‌هاي سال 2013
دهمين همايش ساليانة فلسفه، يكشنبه ششم آوريل 2013 در دانشگاه دولتي جورجيا برگزار مي‌شود. سخنران اصلي اين همايش يك‌روزه آليستر نوركراس از دانشگاه كلرادو خواهد بود. همچنين عناوين ديگر سمينارهاي يك‌روزه در ماه‌هاي مختلف سال 2013 بدين قرار است: ـ هفدهم ژانويه: قدرت، زمان و ضرورت؛ بررسي نقش زمانمندي در زندگي بشريت / منچستر. ـ نوزدهم ژانويه: دومين كنفرانس بين‌المللي پيرامون حكومت، قانون و فرهنگ / امارات متحدة عربي ـ 25 ژانويه: تعصب و الغاي دموكراسي: تئوري انتقادي درباره جوئل اولسون فلاگستاف / امريكا ـ سي‌ام ژانويه: نخستين سمينار جهاني سفر / سيدني، نخستين سمينار جهاني دربارة غذا / سيدني، سمينار جهاني سلامتي و زمان / استراليا ـ چهارم فوريه: شهروندي در قرن بيست و يكم / استراليا، هنرهاي ديجيتال / استراليا ـ هفتم فوريه: بحران و فرصت / استراليا، مجازات: فرصت‌ها و مسائل / استراليا ـ‌ هشتم فوريه: فجايع، جابه‌جايي و حقوق بشر / امريكا ـ 23 فوريه: پيري چيست؟ چشم‌اندازهاي جديد در علوم انساني / انگلستان ـ 26 فوريه: اخلاق زيست‌محيطي در اروپا / هلند ـ اول مارس: بحران، مقاومت و انتظارها: انقلاب‌هاي عربي و فراتر / كانادا ـ ششم مارس: جامعه، فرهنگ و زبان: مطالعات انگليسي معاصر / هند ـ هفتم مارس: سومين كنفرانس جهاني دربارة معنويت در قرن بيست و يكم / پرتغال ـ هشتم مارس: زندگي با كدها: كاوشي در اخلاق و اصول اخلاقي / هند، سومين كنفرانس بين‌المللي دربارة دين و معنويت در جامعه / امريكا ـ نهم مارس: هفتمين كنفرانس بين‌المللي دربارة مديريت و علوم رفتاري / هند ـ دهم مارس: چهاردهمين كنفرانس بين‌المللي پيرامون چشم‌انداز دين در نشر و ضعف نشري / پرتغال؛ پانزدهمين كنفرانس جهاني دربارة اميد / پرتغال ـ سيزدهم مارس: دومين كنفرانس جهاني دربارة گناه، فساد و ارزش / پرتغال ـ پانزدهم مارس: طغيان، تجزيه و بازگشت سركوب / هلسينكي ـ شانزدهم مارس: سومين كنفرانس جهاني دربارة بيماري / پرتغال ـ هفدهم مارس: دومين كنفرانس بين‌المللي دربارة زبان، و رسانه / چين ـ 21 مارس: فلسفه، نسل جديد، مسئلة توجيه و راه‌هاي استدلال / اوكراين ـ 23 مارس: سمپوزيوم سالانه دربارة زندگي / مالتا ـ 28 مارس: سومين كنفرانس آسيايي دربارة اخلاق، دين و فلسفه / ژاپن ـ چهارم آوريل: چهارمين كنفرانس آسيايي دربارة هنرها و علوم انساني / ژاپن ـ پنجم آوريل: ارتش هاي جديد / انگليس ـ دهم آوريل: زندگي شهري و هنرهاي معاصر / تركيه ـ پانزدهم آوريل: چهارمين كنفرانس بين‌المللي پيرامون ايران و مسائل معاصر / قزوين، ايران ـ هجدهم آوريل: در تعقيب عدالت: فهم نفرت، مواجهه با عدم تساهل و نابرابري / امريكا ـ 24 آوريل: تاريخ معماري / تركيه ـ 26 آويل: آزادي ادعايي / انجمن ايرلندي براي مطالعات امريكايي / ايرلند ـ سوم مي: مطالعاتي دربارة مورمون‌ها / امريكا ـ 8 مي: حبس، مقاومت، آزادي / تركيه
 ـ 9 مي: يازدهمين كنفرانس جهاني دربارة خشونت / جمهوري چك؛ چهارمين كنفرانس جهاني دربارة مفهوم رنج / جمهوري چك ـ 12 مي: محدوده‌هاي بازتوليد / جمهوري چك ـ 16 مي: دومين كنفرانس بين‌المللي دربارة اقتصاد، علوم انساني و جغرافي / ايتاليا ـ 23 مي: مطالعات جنسيتي، انديشه‌هاي فمينيستي و سياست برابري / فنلاند ـ 24 مي: زيارت، سفر، آيين / ايرلند؛ سومين كنفرانس آسيايي پيرامون مطالعات فرهنگي / ژاپن ـ 30 ـ 27 مي: هشتمين كنفرانس بين‌المللي فلسفه / يونان ـ 29 مي: داستان‌هاي تعليمي / انگليس ـ 30 مي: مهاجرت، تساهل و ناسيوناليسم / فنلاند.
 
 همايش سالانه انجمن تاريخ شفاهي انگلستان
 همايش سالانه انجمن تاريخ شفاهي انگلستان به همراه مركز تحقيقات تاريخ زندگي و نگارش زندگي در دانشگاه ساسكس برگزار مي‌شود. در اين همايش دوروزه كه در روزهاي جمعه 5 و شنبه 6 مارس 2013 برگزار مي‌شود، عبدالعزيز عزّالعرب، رييس مركز تحقيقات تاريخ تجاري و علوم اقتصاد دانشگاه امريكايي قاهره به سخنراني خواهد پرداخت. كاركنان اين مركز با اشخاص سرشناسي كه در زمينة تجارت،‌ صنعت، بازرگاني فعال هستند، مصاحبه‌هايي را از اواسط قرن بيستم به اين طرف انجام داده‌اند. عزّالعرب يك آرشيو تاريخي منحصر به فرد در مصر را به حضار معرفي خواهد نمود. اين همايش توجه شركت‌كنندگان را به جامعه و زندگي خانوادگي معطوف مي‌كند تا به تاريخچة پنهان شركت‌ها و بنگاه‌هاي خصوصي، نهادهاي عمومي، بيمارستان‌ها، دانشگاه‌ها، موزه‌ها، مؤسسات خدمات رفاه عمومي، تشكل‌هاي دولتي ملي و محلي و مبارز و مؤسسات خيريه پي ببرند.
اين همايش مورخان تجاري، آموزشي و بهداشتي را در كنار كارشناسان تاريخ شفاهي كه مي‌خواهند با نهادها براي خلق و مستندكردن تاريخ شفاهي خود همكاري كنند، براي گفت‌وگو گر دهم مي‌آورد. علاوه بر اين‌ها،‌ اين همايش بحث دربارة نحوة ارتباط دادن اين تجربيات با رسانه‌ها و مردم را كه غالباً بخشي از تاريخ شفاهي نهادي‌شده هستند، آموزش مي‌دهند. مديران همايش در خصوص كارهاي انجام شده در زمينة تاريخ شفاهي از جمله مقالات، ميزگردها، سخنراني‌ها، كارگاه‌هاي آموزشي،‌ پوسترها و نمايشگاه‌ها دربارة موضوعات زير استقبال مي‌كنند: 1ـ صداهاي افراد شامل چهره‌هاي كار تجاري مثل مديرعامل‌ها، كارمندان نمونه، كارمندان ناراضي، اقليت‌ها و اكثريت‌ها / ديدگاه‌هاي مشتري يا كاربر خدماتي / ديدگاه‌هاي مصاحبه‌شونده: كارمندان فعلي، بازنشسته‌ها يا كساني كه كار خود را ترك كرده‌اند، زندگي كردن يا بزرگ شدن با كارمند يك شركت در خانه. 2ـ صداهاي سازماني شامل بخش‌هاي دولتي، خصوصي و داوطلبانه / نهادهاي بين‌المللي و جهاني / موزه‌هاي شركت‌ها و تاريخ شفاهي. 3ـ خاطرة سازماني و تاريخ شفاهي شامل خاطرات جمعي و داستان‌هاي مربوط به ارث و ميراث / افسانه ـ روايت در محل كار / روز تولد بزرگ ـ يادبودها، سالگردها و تاريخ شفاهي / شركت‌هاي خانوادگي و گرد هم آمدن مجدد دوستان. 4ـ جامعة سازماني و تحول شامل انتقال از يك سازمان عمومي به شركت خصوصي / تأثير سقوط و يا رشد سريع / مكان، فضا و هويت اجتماعي 5 ـ نقش و كاربرد تاريخ شفاهي در مناسبات تجاري شامل بازاريابي و برندينگ / پرداختن به چشم‌اندازهاي حساس سازمان‌ها يا شركت‌ها / تاريخ نهادي به عنوان تاريخ عمومي. 6ـ راه‌اندازي تاريخ شفاهي شامل تأمين هزينه و اصول اخلاقي / مذاكره بر سر كنترل طرح‌هايي كه حامي مالي آن‌ها شركت‌ها و مصاحبه‌شوندگان نخبه هستند / امتياز تجاري تاريخ شفاهي. 7ـ آرشيوكردن شامل چشم‌اندازهاي آرشيوي / ايجاد آرشيو تاريخ شفاهي يك سازمان يا شركت تجاري / حيات آينده مجموعه تاريخ شفاهي يك سازمان / سوابق تجاري و تاريخ شفاهي.

بخوان، فرياد كن
حدود يك ماه پيش انجمن تاريخ شفاهي امريكا همايش سالانة خود در سال 2012 را با عنوان «بخوان، فرياد كن، بلند بگو: صدا بخشيدن با تاريخ شفاهي» در كليولند اوهايو برگزار كرد. موضوعي كه هم در برنامه‌هاي رسمي و هم در گفت‌وگوهاي خودماني حاشيه همايش مطرح شد، استفاده از آخرين فناوري‌ها در تاريخ شفاهي بود.

پژوهش‌هاي اجتماعي، اخلاق و فرهنگ در سال 2013
در ادامة كنفرانس‌هاي مربوط به سال 2013، در روز چهارم ژوئن نخستين كنفرانس بين‌المللي پژوهش‌هاي علوم اجتماعي در مالزي برگزار خواهد شد. در همين ارتباط در روز ششم ژوئن، چهارمين كنفرانس آسيايي دربارة علوم اجتماعي در اوزاكاي ژاپن و سمپوزيوم بين‌المللي شهرنشيني، معنويت و رفاه در كمبريج برگزار مي‌شود. دهم همان ماه همايش بين‌المللي نظريه‌ها در علم سياست در سنت اندروز و دوازدهم ژوئن نيز كنفرانس يك‌روزة اخلاق كاربردي در زاگرب (كرواسي) برگزار مي‌شود. سري‌لانكا در روز پانزدهم ماه ژوئن كنفرانس علوم انساني، فرهنگ و جامعه‌شناسي را برگزار خواهد كرد. وجوه جديد در علوم انساني، عنوان يازدهمين كنفرانس بين‌المللي است كه در مجارستان و در نوزدهم همان ماه برگزار مي‌شود و ميلواكي (امريكا) در روز 24 ژوئن ميزبان همايشي است با عنوان ارزش، احساس و دليل عملي در ارسطو و سنت ارسطويي. پل ريكور و آيندة علوم انساني در روز 27 ژوئن در هلند ارائه خواهد شد و دهمين كنفرانس بين‌المللي پژوهش‌ها و مطالعاتي در يونان‌شناسي در همان روز در آدلايد استراليا برگزار مي‌شود. همچنين در همان روز همايش تجارت و علوم اجتماعي در كرواسي برپا خواهد شد. اما عناوين كنفرانس‌ها و همايش‌هاي جولاي 2013 به ترتيب بدين قرار است:
ـ اول جولاي: اخلاق كامپيوتر، تحقيق فلسفي / پرتغال ـ دوم جولاي: تفاوت‌هاي فرهنگي و انسجام اجتماعي / قبرس ـ ششم جولاي: ششمين كنفرانس جهاني دربارة بخشايش / اكسفورد ـ چهاردهم جولاي: فرهنگ ويديوگيم‌ها و آيندة سرگرمي‌هاي متقابل / اكسفورد ـ 18 جولاي: كنفرانس اروپايي پيرامون هنرها و علوم انساني / انگليس، سومين كنفرانس جهاني پيرامون كودكي / اكسفورد ـ 22 جولاي: مفهوم بازي / اكسفورد ـ اول اگوست: مطالعات ميان‌رشته‌اي / پاسادنا، امريكا ـ چهارم اگوست: بيست و سومين كنگرة جهاني فلسفه / يونان ـ هفتم اگوست: كنفرانس بين‌المللي پيرامون بوديسم / استراليا ـ اول سپتامبر: سومين همايش جهاني دربارة ارزش كار / اكسفورد، هفتمين كنفرانس جهاني دربارة تكثر فرهنگي، تضارب آراء و تعلق / اكسفورد، كنفرانسي يك‌روزه دربارة مجازات و بدن / اكسفورد ـ پنجم سپتامبر: بيگانه‌ها / اكسفورد

خاطره و فرهنگ در تركيه
همايش بين‌المللي خاطره و فرهنگ مشتركاً توسط انجمن مطالعات فرهنگي تركيه و دانشگاه بيلكنت سازماندهي مي‌شود. اين هفتمين سمپوزيوم در حوزة مطالعات فرهنگي است كه از پنجم تا هفتم سپتامبر 2013 در شهر آنكارا پايتخت تركيه برگزار خواهد شد. سمپوزيوم بين‌المللي مطالعات فرهنگي كه هر دو سال يكبار برگزار مي‌شود، به مطالعات فرهنگي كمك مي‌كند و محققيني را كه در اين زمينه فعاليت مي‌كنند، گرد هم مي‌آورد. اين سمپوزيوم از زمان برگزاري اولين جلسة آن در کمر آنتاليا (2001) مشتركاً در وان با دانشگاه يوزونچوييل (2003)، در استانبول با دانشگاه كوچ (2005)، در شيله با دانشگاه ايسيك (2007)، و در استانبول با دانشگاه كاديرهاس (2011) سازماندهي شده است. هدف از اين سمپوزيوم زير سؤال بردن الگوهاي موجود در موضوعاتي است كه مفاهيم خاطره و فرهنگ را كنار هم قرار مي‌دهد. اين سمپوزيوم قصد دارد رويكردهاي انتقادي و تحليلي ارائه و الگوهاي تئوريك و روش‌شناسانه جديدي را مورد بررسي و تحقيق قرار مي‌دهد. اين سمپوزيوم يك ديدگاه ميان‌رشته‌اي و چندرشته‌اي اتخاذ كرده كه شامل رشته‌هايي همچون جامعه‌شناسي، مردم‌شناسي، روان‌شناسي، علوم سياسي، مطالعات شهري، معماري، طراحي و ادبيات مي‌شود.

تجربه هايي از جنس ايمان
نشست نقد و بررسي کتاب «تجربه‌ ديني و چرخش هرمنوتيکي» تاليف دکتر بابک عباسي با حضور مولف و دکتر محسن جوادي و دکتر مسعود صادقي در مرکز فرهنگي شهر کتاب برگزار شد. دکتر بابک عباسي، مولف کتاب «تجربه ديني و چرخش هرمنوتيکي»، در باب اصطلاح‌شناسي کتاب خود گفت: در تمام اديان به‌ويژه اديان توحيدي، بسياري از مومنان در شرح احوال خود از تجربه‌هايي سخن مي‌گويند که در مواقع خاص براي آن‌ها پيش آمده است؛ اين تجربه‌ها براي آن‌ها معنا و اهميت ديني داشته است. احوال و تجربه‌هايي دروني مانند، خوف، اميد، احساس استجابت دعا، احساس گناه و اتفاقات بيروني نظير شنيدن خطاب الهي، ديدن تجلي خدا و يا کسب هدايت الهي. اين تعاريف، شرح معناي عام تجربه‌ي ديني‌ هستند. براي درک مفهوم تجربه‌ ديني، لازم است تمايز ميان فکر کردن به يک اتفاق و وقوع آن‌را به روشني دريافت، به اين معنا که تنها فکر کردن درباره‌ي خدا و صفات او باعث ايجاد تجربه‌ي ديني نمي‌شود، بلکه براي کسب آن تجربه مي‌بايست آن را از سر گذراند.  وي براي انتقال بهتر مفهوم تجربه ديني، از نمونه مشهور آن در مسيحيت مثال آورد: تجربه‌ «آگوستين قديس»، نمونه‌ بازر اين دست تجربه‌هاست. آگوستين درباره‌ تجربه‌ خود مي‌گويد: «من در احوال ناخوش‌آيندي بودم که به‌يک‌باره صداي کودکانه‌اي شنيدم. اين صدا خطاب به هم‌بازي کودک‌اش مي‌گفت: بردار و بخوان. من احساس کردم که گويي اين خطاب به من است. نگاه کردم و کتاب مقدس را کنار خود ديدم؛ پس برداشتم و آياتي را خواندم. اين آيات سبب تحول من شد، به گونه‌اي که وقتي کتاب را بستم احساس کردم زندگي ديگري را شروع کرده‌ام.»  مولف هم‌چنين در خصوص معناي خاص تجربه‌ي ديني گفت: فلسفه‌ دين، اغلب با معناي خاص اين تجربه سر و کار دارد و آن معنا عبارت‌ است از: آگاهي تجربي از خدا، تجربه‌اي که شخص در آن حضور خدا و برخي صفات و افعال او را تجربه و درک مي‌کند. در اين حالت احساس و ادراک حضور خدا با باور داشتن بعضي صفات او تفاوت دارد، يعني اين‌که باور رحمانيت خداوند متفاوت است از حس بخشودگي گناه، که پاره‌اي اوقات انسان قادر به درک آن مي‌شود. دکتر عباسي، سخن خود را در باب مقدمه‌ي تاريخي تجربه‌ي ديني و چگو‌نگي طرح و اهميت يافتن آن، ادامه داد: پيدايش پديده‌ي تجربه‌ي ديني به وقوع بحراني که پس از دوره‌ي روشن‌گري در الهيات و دين مسيحي پيش آمد، باز مي‌گردد. دين در دوره‌ي روشن‌گري دچار يک بحران شده است. با پديد آمدن علم تجربي و تعارضات پيش آمده ميان کشفيات و يافته‌هاي دانشمندان علوم طبيعي و آيات کتاب مقدس، حجيت و وثاقت تاريخي اين آيات و نيز خداباوري ديني، از سوي آن دانشمندان مورد نقد قرار گرفت. در نتيجه‌ي اين انتقادات، مکتب يا نظريه‌ «دئيسم» به وجود آمد. اگر «تئيسم»، خدا باوري ديني تلقي شود، با نقد آن «دئيسم» به وجود آمده است. «دئيسم»، نوعي خدا باوري فلسفي‌ست که به فرستاده شدن پيامبر و کتاب از سوي خداوند اعتقادي نداشته است و تنها بر اساس اصول عقلي و برهان نظم شکل گرفته است. بعد‌ها فيسوفاني مانند «کانت» اين نظريه را هم نقد کردند و به يک معنا هم الهيات نقلي و هم الهيات عقلي دچار بحران و بي‌مبنا شدند. دکتر جوادي برخي از مزايا و نکات مثبت کتاب «تجربه‌ي ديني و چرخش هرمنوتيکي» را چنين برشمرد: مولف در اين کتاب، پيشينه‌ي بحث را به خوبي طرح کرده است و در برخورد با آرا و عقايد مختلف، از انصاف علمي برخوردار بوده است. در اين کتاب، از پرگويي و بي‌ربط‌گويي اجتناب و مباحث به وضوح و روشني بيان شده است. مولف در مبحث چرخش هرمنوتيکي، دست به ابتکار و نوآوري جالب توجهي زده‌ است و در مجموع کتاب خوش‌خوان و جامعي‌ را فراروي مخاطب قرار داده‌ است. جوادي، انتقادهايي را نيز بر کتاب وارد دانست. وي در همين خصوص ادامه داد: نام کتاب، گوياي محتواي آن نيست. در نگاه اول گمان مي‌رود محتواي کتاب تنها درباره‌ي نسبت ميان تجربه‌ي ديني و چرخش هرمنوتيکي است؛ درحالي‌که بيشتر فصل‌هاي آن درباره‌ي آرا و عقايد «آلستون» است. اين در عنوان فرعي کتاب آورده شده است، اما با توجه به اينکه عقايد «آلستون»، براي بسياري شناخته شده نيست، بهتر بود عنوان جامع‌تري براي کتاب برگزيده مي‌شد. اين منتقد، در ادامه‌ي نقد خود افزود: در جايي از کتاب آمده است، برخي از متفکران مسلمان با سياق جديد و مدرن مبحث تجربه‌ي ديني مخالفت کرده‌اند. اين نظر صحيح است؛ اما مولف در بيان دلايل اين مخالفت به نکاتي سطحي اشاره کرده است. اين دلايل، عميق‌تر و سابقه‌دار‌تر به نظر مي‌رسند. در پيشينه‌ مخالفت فيلسوفان و متکلمان اسلامي با تجربه‌ ديني، هم‌واره مخالفت با برهان نظم ديده مي‌شود، چراکه اين برهان داراي خصلتي تجربي‌ست، درحالي‌که الگوي متفکران اسلامي در الهيات، قياس و رياضيات بوده است. بنابراين مخالفت‌ ايشان تنها با افراد نبوده است، بلکه ريشه‌ي عميق‌تري‌ داشته است. وي در باب تاکيد نويسنده بر تفاوت ميان تجربه‌ ديني و شهود گفت: مولف در اين زمينه به نکات خوبي اشاره کرده است، اما اين تفاوت بيش از اندازه درشت‌نمايي شده است. نويسنده، مفهوم تجربه‌ ديني قديم و جديد را به طور کلي متفاوت دانسته است. اين تفاوت کلي را شايد بتوان در آراي «آلستون» قايل شد، اما نمي‌توان تفاوتي همه‌گير در نظر گرفت. تفکيک کلي متافيزيک سنتي از تجربه‌ي ديني، صحيح به نظر نمي‌رسد. هم‌چنين نويسنده در خصوص توجيه باور ديني بر اساس تجربه‌، نکته‌اي ابتکاري مطرح کرده است. او دو استدلال «آلستون» در اين باب را از يکديگر تفکيک کرده است، که به دليل نو بودن ايده، جاي کار و پروراندن بيشتري دارد.  دکتر صادقي کتاب «تجربه‌ي ديني و چرخش هرمنوتيکي» را از جدي‌ترين و عميق‌ترين آثار تاليفي در اين حوزه برشمرد و گفت: بايد توجه داشت در حوزه‌ ي فلسفه‌ي دين، غير از انتشار درس‌گفتارهايي اندک و ترجمه‌هايي در اين خصوص، تا کنون کار تحليلي و پژوهشي‌ که به غني شدن زبان فلسفي مخاطب فارسي زبان کمک کند، صورت نگرفته است. کتاب دکتر عباسي، نمونه‌ي خوبي از يک گزارش فلسفي و يک فعاليت فلسفي‌ست که در دو بخش سنت تحليلي و سنت قاره‌اي و اروپايي ارايه شده است. وي در خصوص محتواي کتاب گفت: دين‌شناسان در برشمردن ابعاد دين و ساحت‌هاي آن به‌رغم اختلاف نظرهاي موجود، بر اهميت بعد تجربي و بعد عقيدتي يا باوري دين، اتفاق نظر دارند. البته نزد برخي از دين‌شناسان، در تاريخ تقدم اين دو نيز اختلاف نظر وجود دارد. در قرن بيستم، فلسفه‌ي دين به‌عنوان يکي از مهم‌ترين شاخه‌هاي فلسفه، استقلال و اهميت يافته است. هم‌چنين يکي از اساسي‌ترين حوزه‌هاي فلسفه‌ي دين، معرفت‌شناسي دين است. معرفت‌شناسي دين داراي دو شاخه‌ي عمده است: ابتدا معرفت‌شناسي تجربه‌ي ديني و ديگر معرفت‌شناسي باور ديني؛ اين دو شاخه از هم منفک‌ هستند. در مبحث معرفت‌شناسي تجربه‌ي ديني، مساله‌ي مهم اين است که آيا تجربه‌ي ديني، تجربه‌اي ادراکي و واقع نما است يا معرفت بخش. اما در معرفت‌شناسي باور ديني، بحث بر سر آن است که آيا باورهاي ديني معقول و موجه‌اند يا خير. نزاع تاريخي ميان عقل و دين نيز از نسبت و رابطه‌ي موجود ميان اين دو معرفت‌شناسي به‌وجود آمده است. صادقي افزود: مولف، مبحث نزاع ميان عقل و دين را اين‌گونه آغاز کرده است: آيا تجربه‌ي ديني، باورهاي ديني را توليد و ايجاد مي‌کند، يا عکس آن صادق است؟ بحث اصلي کتاب، بر سر دو بعد اصلي دين، يعني نسبت وجودي و معرفتي است. «آلستون» در يک بيان، تجربه‌ي ديني را تجربه‌اي ادراکي دانسته است و در بياني ديگر آن‌را يک روال باورساز تثبيت شده مي‌داند؛ بنابراين او معتقد است که تجربه‌ي ديني، باور ديني را ايجاد مي‌کند. مولف، اين دو تلقي از آراي «آلستون» را گزارش و نقد کرده است، سپس از طريق چرخش هرمنوتيکي خواسته است، طرفين نسبت را عکس و بر ايجاد تجربه‌ي ديني به مدد باورهاي ديني، تاکيد کند.

رونمايي از ترجمه روسي مثنوي معنوي
مرکز ادبيات شرق کتابخانه دولتي لنين مسکو ، با نام و ياد مولانا جلال الدين رومي، محفلي گرم و پرشور را پشت سرگذاشت. در اين برنامه، ترجمه روسي شش دفتر مثنوي معنوي، شاهکار ماندگار مولانا ، که به همت رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و با مشارکت شماري از برجسته ترين شرق شناسان و متخصصان ادبيات فارسي و عرفان اسلامي طي شش سال انجام پذيرفته است به جامعه علمي و ادبي روسيه معرفي شد . نويسندگان، اساتيد دانشگاه هاي مسکو، ايران شناسان و چهره هاي فرهنگي و هنري روس با حضور در اين برنامه ، ضمن آشنايي با زندگي و انديشه هاي عارف بزرگ جهان اسلام، در جريان روند ترجمه اين اثر سترگ قرار گرفتند . دکتر ابوذر ابراهيمي ترکمان رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در مسکو، به تفصيل به شرح زندگي ، انديشه و افکار مولانا جلال الدين محمد مولوي پرداخت و با توصيف جايگاه انديشه هاي عرفاني در عالم اسلام، مولوي را يکي از سرآمدان انديشه هاي ناب عرفاني در جهان اسلام خواند. رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران از مهدي ايماني پور رايزن پيشين فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در مسکو که آغازگر ترجمه مثنوي به زبان روسي بود و دفتر اول اين کتاب شريف در زمان مسئوليت وي در کسوت رايزن فرهنگي ج ا ايران در روسيه صورت گرفته است به نيکي ياد کرد و اين کار سترگ را حاصل تلاش و همکاري شمار زيادي از مترجمين، محققين و ايران شناسان روس دانست که در اشکال مختلف، در اين امر مبارک و ميمون مشارکت داشته اند. محققان و پژوهشگران برجسته اي چون آکيموشکين، پريگارينا، نوري محمد عثمانوف، چاليسووا، خسماتولين، ليلا لاهوتي و شماري ديگر از مترجمين روس که در تحقق اين امر ماندگار، رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در روسيه را ياري رسانده اند. وي برگزيده شدن دو جلد از دفاتر شش گانه ترجمه مثنوي به روسي در جايزه جهاني کتاب سال جمهوري اسلامي ايران و يکي از دفاتر شش گانه آن رد روسيه به عنوان بهترين ترجمه ادبيات کلاسيک شرق را يکي از نشانه هاي ارزشمند بودن اين کار و مورد توجه قرار گرفتن آن از سوي محافل علمي و پژوهشي دانست . دکتر ابراهيمي ترکمان با نويد انتشار عن قريب اين مجموعه در دو جلد که با مشارکت رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در روسيه و موسسه فرهنگي اکو انجام شده است ، ترجمه مثنوي را هديه اي از سوي فرهنگ و تمدن ايران بزرگ اسلامي به مردم فهيم و با فرهنگ روسيه خواند و ابراز اميدواري نمود با تداوم برنامه ها و کوشش هايي از اين دست، سطح مناسبات و روابط دو کشور بزرگ ايران و روسيه بيش از پيش گسترش يابد. پروفسور ناتاليا پريگارينا، شرق شناس برجسته و يکي از مترجمين و سرويراستاران ترجمه مثنوي مولوي به زبان روسي در آغاز سخنان خود با تشکر از مهدي ايماني پور و ابوذر ابراهيمي ترکمان رايزنان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران که در تحقق انتشار ترجمه روسي شش دفتر مثنوي مولوي تلاش هاي بسياري داشته اند، مثنوي را يکي از بزرگ ترين آثار در فرهنگ، تمدن و معارف اسلامي در جهان دانست و ترجمه شش دفتر اين منظومه جاودان عرفاني را، تحفه اي ماندگار و ارزشمند از سوي فرهنگ و ادبيات فخيم فارسي به جهان روس زبان قلمداد کرد. پرووفسور پريگارينا با نام بردن از همکاراني که در تدوين اين ترجمه نقش آفريني داشته اند به تفصيل در خصوص مسائل و ظرافت هاي ترجمه متوني ارزشمند چون مثنوي که علاوه بر ارزش محتوايي و معنايي ، در قالب منظوم مي باشند سخن گفته و مهم ترين تاکيد و دقت خود و همکارانش را ترجمه اي روان، سليس و قابل فهم از معاني بلند عرفان اسلامي مندرج در شاهکار مولانا جلال الدين دانست. پريگارينا در ترجمه هر اثر فخيم ادبي ، دو کار عمده و اصلي را انتقال محتوا و مفاهيم از يک سو و معرفي و حفظ سبک و شيوه ادبي اثر از سوي ديگر دانست و با توجه به اولويت محتوا و مفاهيم در مثنوي مولوي، و دشواري و حتي ناممکن بودن ترجمه شعري آن، اهتمام خود و همکارانش در ترجمه اين اثر سترگ را تاکيد بر حفظ و انتقال درست و دقيق محتواي مثنوي قلمداد کرد و اظهار اميدواري نمود تلاش مجموعه مترجمان اين اثر بزرگ در راستاي تحقق اين امر مهم صورت گرفته باشد. در ادامه اين جلسه دو تن از محققان انستيتو آسيا و آفريقاي دانشگاه دولتي مسکو، در سخناني به تشريح احوال و آثار مولانا و تاثير وي بر اديبان، شعرا و متفکران پس از خود پرداختند. قرائت ني نامه مولانا به همرا نواي ني يکي از هنرمندان ايراني پايان بخش برنامه رونمايي از ترجمه شش دفتر مثنوي مولوي بود که مورد استقبال ويژه حضار قرار گرفت.

نسبت تکنولوژي و دين
عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي جايگزيني تکنولوژي به جاي دين را رهاورد رويکرد فلسفي انسان معاصر خواند و گفت: دين اسلام با تغيير و تحول در بنياد هاي مباني فلسفي نگاه انسان به جهان مي تواند تحول تدريجي در علوم را به ارمغان بياورد. حجت الاسلام دکتر سيد حسين حسيني عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي در همايش فلسفه دين معاصر طي سخناني گفت: ماهيت تکنولوژي در نگاه فلسفي هايدگر نوعي انکشاف دانسته شده که حقيقت را آشکار مي سازد، چارچوبي که در آن همه چيز به عنوان منبع ذخيره مورد تعرض قرار گرفته و همراه با تقديري پرخطر است. وي افزود: هايدگر راه رهايي از اين تقدير را پس از ارائه درمان پديدارشناختي در توسل به هنر مي داند که هم نوعي انکشاف است و هم حقيقت را روشن مي سازد. اين راه حل گرچه امکان دارد نقش تسکيني داشته باشد، اما هرگز بنياد تکنولوژي را دگرگون نخواهد کرد چراکه تقدير محتوم تکنولوژي زاييده ماهيت حقيقي آن است که از نوع نگاه انسان جديد به طبيعت و انسان نشأت گرفته است. دکتر حسيني با اشاره به نگاه هايدگر در تکنولوژي که تکنولوژي را به مثابه دين مصنوع بشر معاصر مي‌داند، به بازتعريف مولفه هاي اصلي مفهوم دين در تعيين نسبت هاي ضروري انسان با جهان، خدا و خود در قلمروي بينشي، ارزشي و کنشي پرداخت و گفت: هنر نمي تواند بشر کنوني را از چنبره تقدير پرخطر تکنولوژي رها سازد چراکه تکنولوژي اصل جديد توانسته در بسياري از عرصه هاي فوق به تعيين نوع تعامل انسان با دنياي پيرامونش مبادرت ورزد و بدين سان خود را به عنوان جايگزين اديان جلوه دهد. اين پژوهشگر افزود: هدف توجه به دين جامع اسلام به عنوان نقطه آغازين ايجاد تحول بنيادين در عرصه علم، تکنولوژي و فلسفه است. دکتر حسيني در ادامه تاکيد کرد: مي توان به ارتباط منطقي بين محصولات تکنولوژي با دستاوردهاي علمي و آنگاه با رويکردهاي کلي فلسفي استدلال کرد و در اين صورت با تغيير و تحول در بنيادهاي مباني فلسفي، نگاه انسان به جهان، اين امکان فراهم مي شود که از تحولي تدريجي در علوم و سپس به بار نشستن زمان مند تکنولوژي متناسب در حلقه هاي پسيني ياد کنيم.

ادبيات فلسفي
اصغر دادبه، استاد و پژوهشگر فلسفه و عرفان در نشست نقد و بررسي کتاب «دوستي» گفت: متون ادبي ما بيش از متون فلسفي‌مان حاوي مباحث فلسفي‌اند و از اسلاميت و ايرانيت بيشتري نيز نسبت به متون فلسفه برخوردارند.- به گزارش ايبنا، نشست بررسي کتاب «دوستي، چند رويکرد به يک مفهوم» آذر در مرکز فرهنگي شهر کتاب با سخنراني اصغر دادبه، استاد فلسفه و عرفان و حسين محمودي ديگر مدرس و پژوهشگر اين حوزه برگزار شد. دادبه با تمجيد از مالک حسيني، نويسنده اين اثر، گفت: اين نويسنده از دو جهت کار ارزشمندي انجام داده است؛ نخست آن‌که به موضوع مهمي توجه کرده که هر روز در زندگي با آن مواجهيم و دوم اين‌که کتاب را به اختصار نوشته، زيرا دريافت که امروز حرف حساب دو کلمه است و فراغت مردم به اندازه‌اي نيست که کتاب‌هاي قطور بخوانند. وي با مهم دانستن مفهوم دوستي در متون ادبي فارسي گفت: سعدي ششصد و هفت بار واژه «دوست» را غير از واژه رفيق و يار در غزلياتش به کار برد. در غزليات حافظ نيز اين واژه 142 بار تکرار شده است که نشان‌دهنده مهم بودن مفهوم دوستي نزد سعدي است. دادبه، کم‌آزاري را مفهوم محوري حکمت ايراني اسلامي دانست و گفت: عده‌اي تصور مي‌کنند که ما حکمت اصيل نداريم و همه را از يونانيان گرفته‌ايم در حالي که متون ادبي ما که مشحون مسايل حکمي‌اند نشان مي‌دهند که کم‌آزاري محوري‌ترين بحث در حکمت ايراني اسلامي است و به اين مفهوم بسيار کم در متون فلسفي اشاره شده يا اصلا اشاره‌اي به آن نشده است. وي تاکيد کرد: بخش عمده مسايل فلسفي ما در متون ادبمان وجود دارد و اگر بخواهيم تحقيق جامعي را درباره اين مباحث انجام دهيم نه تنها بي‌نياز از اين متون ادبي نخواهيم بود، بلکه نود درصد منابع ما همين متون خواهند بود. حکمت عملي ما بيشتر متاثر از «اخلاق ناصري» است بيشترين تاثير را از يونانيت گرفته است. هرچند فلاسفه ما انديشه يوناني را با مفاهيم اسلامي و ايراني درآميختند اما با وجود اين متون ادبي ما اسلاميت و اصالت بيشتري دارند. دادبه به جايگاه مفهوم دوستي در حکمت و فلسفه ايران اشاره کرد و گفت: دوستي در فلسفه و حکمت ما ذيل حکمت منزل يا سياست مدن مطرح شده اما در هيچ يک از اين حوزه‌ها بحث کاملي درباره آن وجود ندارد، در حالي که متون ادبي ما مشحون از مفهوم دوستي است، به گونه‌اي که يک فصل کامل از قابوسنامه به دوستي مي‌پردازد. وي افزود: در واقع ادباي ما به نوعي در برابر غربزدگي آن دوران که سيطره يونانيت بود واکنش نشان دادند، اما نه از سر بي‌خردي و بي‌دانشي نسبت به تفکر يوناني، بلکه اين واکنش نوعي رويکرد ملي و حتي ديني داشت و از اين جهت کار آنان اصالت دارد. آنان قصد نبرد با فکر يوناني را نداشتند بلکه مي‌خواستند انديشه‌اي ملي را طرح کنند. دادبه تاکيد کرد: ادبيات ما حتي به جزئيات دوستي مانند ضرورت آن، طبقه‌بندي دوستي، نحوه انتخاب دوست و افزودن به دوستان به حفظ دوستي‌هاي قديمي نيز پرداخته است. محمودي، سخنران بعدي نشست بود. وي در ابتدا نکاتي را درباره کتاب متذکر شد و گفت: مخاطبان اين اثر متخصصان فلسفه‌اند، زيرا نويسنده مطالب مهم را به اختصار توضيح داده که فهم آن براي علاقه‌مند مبتدي به فلسفه دشوار است. همچنين بهتر بود نويسنده کتاب مانند کتاب قبلي‌اش يک جمع‌بندي را به پايان اثر اضافه مي‌کرد. وي افزود: اين اثر با همه اختصاري که دارد موضوعاتي را به ذهن مي‌آورد که مي‌توانند دست‌مايه نگارش کتاب و مقاله قرار بگيرند. براي نمونه به چند مورد از موضوعات اشاره مي‌کنم. بسياري از فلاسفه کوشيدند به اين سوال پاسخ دهند که آيا مي‌توان بدون هيچ چشم‌داشت و منفعتي کسي را دوست داشت؟ از جمله اين فلاسفه غزالي است که به اعتقاد وي هر چيز زيبا از  به اين دليل که زيباست دوست‌ داشتني است. محمودي افزود: مقايسه دوستي نزد آگوستين و غزالي نيز از ديگر موضوعاتي است که نويسنده اين اثر به آن توجه کرده است. آگوستين دوستي را موهبت الهي مي‌داند، اما غزالي با وجودي که يک متفکر اشعري است، دوستي را ذاتي و عقلي مي‌داند. در واقع او در مبحث دوستي مانند يک معتزلي تمام عيار فکر مي‌کند. اين محقق ادامه داد: شاعران و عارفان ما تنها به خدا يا معشوق زميني در بحث دوستي نظر نداشته‌اند، بلکه دوست انساني را نيز مد نظر داشته‌اند. از مولانا که مواردي مانند دادن هديه بي‌بهانه به دوست، باز شدن نطق هنگام مواجهه با دوست و مکدر نکردن خاطر دوست هنگام ناراحتي را نشانه دوستي انساني با يک فرد مي‌داند.

مولانا در گذر زمان
توفيق سبحاني در نشست مولانا در گذر زمان گفت: سعي کنيم به وصيت مولانا عمل کنيم و همه باهم وحدت داشته باشيم. مولانا ايراني يا ترک نيست بلکه يک مرد جهاني است. نشست «مولانا در گذر زمان» با حضورعدنان کارا اسماعيل اوغلو استاد زبان و ادبيات فارسي و مولوي‌شناس ترک، توفيق سبحاني استاد زبان و ادبيات فارسي و مولوي‌شناس ايراني، علي اصغر محمدخاني و ديگر مولوي‌شناسان ايراني و ترک با مشارکت بنياد يونس امره در محل موسسه فرهنگي شهر کتاب برگزار شد.سبحاني در اين مراسم گفت: زماني بود که با مثنوي معنوي بدرفتاري مي‌کردند و مي‌گفتند اگر آن را بفشاري، کفر از آن مي‌چکد، اما چند سال است که در ايران و همچنين در ترکيه نسبت به مولوي و اشعارش اقبال نشان داده مي‌شود. زماني هم گفته مي‌شد که مثنوي 7 دفتر است در حالي که اين کتاب 6 دفتر است و دفتر هفتمش جعل شده بود.اين مولوي‌شناس گفت: يک پزشک ترک در ترکيه حدود 700 تا 800 بيت از مثنوي را به همان وزن مثنوي به زبان ترکي سروده است. مولانا شعر عربي و فارسي دارد. مصرع ترکي هم دارد ولي بيت ترکي ندارد و فکر مي‌کنم که اگر خود مولانا هم مي‌خواست به ترکي شعر بگويد، نمي‌توانست به اين زيبايي بسرايد چون کلمات شاعر، عين کلمات مولاناست و شعر عين شعر اوست. مولوي قصه‌گو نيست ولي اين شاعر در جاهايي که سخن مولوي پيچيده مي‌‌شود، شعر را به خوبي به ترکي برگردانده است. در صحبتي که با اين دکتر داشتم، گفت من از طبابت دست کشيده و در يک مزرعه به کشاورزي مشغولم. وي در بخشي از سخنانش درباره يونس امره گفت: من او را با باباطاهر خودمان مقايسه مي‌کنم. همان‌طور که باباطاهر فارسي را با آن لهجه همداني به گونه شکسته بسته به کار برده، يونس امره هم زبان خاصي دارد که قابل ترجمه نيست. ولي آقاي محمدخاني کار کرد که من به دنبال ترجمه اشعار يونس امره بروم. معتقدم که ترجمه اشعار او کار من نيست ولي آقاي محمدخاني ترجمه ضعيفي از آثار امره به من نشان داد که باعث شد از امره معذرت بخواهم و نيت کنم که آن را ترجمه کنم. اصلي‌ترين نسخه ديوان يونس امره در موزه کاخ سلطان محمد فاتح است که ترجمه آن را به همت بنياد يونس امره و آقاي محمدخاني معرفي خواهم کرد. سبحاني درباره ترجمه آثار ايراني در ترکيه گفت: شاهنامه تا به حال 12 بار به صورت کامل و ناقص در ترکيه ترجمه شده است. يکي از اين ترجمه‌ها توسط شريفي دياربکلي انجام شده است. او به دربار سلطان عثماني خوانده مي‌شود و پادشاه به او مي‌گويد از عجم کاري دارم که مي‌خواهم بدانم چيست؟ شريفي بعد از ديدن شاهنامه گفت ترجمه اين کتاب، کار من نيست چون فردوسي مرد بزرگي بوده و کلامش بزرگتر از حد دهان من است.  اما در نهايت با اصرار سلطان، شريفي ناچار به ترجمه اين کتاب شد. محققان به اين نتيجه رسيده‌اند که در اين ترجمه، 24 درصد لغات فارسي هستند. در ترکيه بسياري از کلماتي که به کار مي‌روند فارسي هستند در حالي که ما امروز معادل خارجي آن‌ها را به کار مي‌بريم. مولف کتاب «نگاهي به تاريخ ادب فارسي در هند» در ادامه گفت: مولانا به زبان‌هاي مختلف چيزهاي زيادي گفته است. به تازگي کارهاي زيادي درباره پژوهش درباره او به عهده‌ام گذاشته شده است. من مولوي‌شناس نيستم و تنها گناهم اين است که مولانا را دوست دارم. جالب است که به تازگي ديده‌ام که مطالبي که انيشتن و ديگر دانشمندان کيهان‌شناس گفته‌اند، در مثنوي هم هست. به همين دليل تصميم گرفتم به دنبال اين ماجرا بروم. در کل سعي کنيم به وصيت مولانا عمل کنيم و همه با هم وحدت داشته باشيم. مولانا ايراني يا ترک نيست بلکه يک مرد جهاني است.در ادامه عدنان کارا اسماعيل اوغلو گفت: در ترکيه بررسي‌هاي دقيقي در افکار و مفاهيم مولوي به ويژه در کتاب مثنوي انجام مي‌‌شود. مثلا درباره نظريه مولانا در توضيحات الهي راجع به اراده کل و جز يا رمز نور يا تنزيه و تشريح. افکار مولوي نسبت به انسان و جامعه هم از اهميت زيادي در تحقيقات و مولوي‌پژوهي‌هاي ما دارد. اين استاد ادبيات گفت: به تازگي عرصه ديگري در مولوي‌پژوهي در ترکيه به وجود آمده و آن هم اين است که برخي از اساتيد پزشکي به علل و دلايل روحي از افکار مولانا استفاده مي‌کنند. کتاب‌هايي هم در اين زمينه چاپ شده است. ما بيشتر راجع به شرح حال مولانا و آثاري که راجع به آن نوشته شده، پژوهش مي‌کنيم. اميد است مانند انديشمندان ايراني راجع به مسائل دروني مثنوي و ديوان کبير هم کار کنيم.

تفکر اشعري‌گري عامل رخ‌داد عاشورا
نشست «ريشه‌هاي تفکر اشعري در فاجعه عاشورا» با حضور دکتر آيت‌الله سيدمصطفي محقق‌ داماد، عضو انجمن حکمت و فلسفه ايران، در محل اين مؤسسه برگزار شد. محقق داماد در ابتداي اين نشست تخصصي به تبيين برخي از نهادهاي کلامي مورد سوء استفاده در واقعه کربلا پرداخت و گفت: گروهي علت به وجود آمدن مکاتب کلامي را در انگيزه‌هاي سياسي و کلام را بستر قدرت سياسي مي‌دانند، اما آنچه براي من مسلم شده اين است که بي‌شک قدرت‌هاي ديني در طول تاريخ اديان از مکاتب کلامي بهره‌هاي سياسي بسياري به نفع خود برده‌اند.وي در بيان نمونه‌اي از اين سوء استفاده‌ها به ماجراي «محنة» اشاره و عنوان کرد: اين ماجرا از ننگ‌هاي معتزليان و خلافت عباسي است و در آن مأمون با تفتيش عقايد علما در صدد تضعيف نيروي محدثان و مفسران آن زمان بود تا قدرتي در مقابل قدرت سياسي وي اظهار وجود نکند. استاد دانشگاه شهيد بهشتي با اشاره به تأثيرات گسترده تفکر اشعري در تاريخ سياسي اسلام ادامه داد: در تاريخ اسلام، جرقه‌هاي فکر اشعري همواره در کنار و به نفع قدرت‌هاي سياسي و به زيان آزادي امت اسلام به کار رفته و حتي برخي از مفسران غلبه اشعري‌گري بر عقل‌گرايي را مهمترين عامل انحطاط تمدن اسلامي دانسته‌اند. وي دينداري بدون تعقل را مهمترين شعار مکتب اشعري دانست و يادآور شد: ريشه تفکر تعطيل عقل را در سِفر پيدايش تورات بايد جست‌وجو کرد و از شجره خبيثه دينداري جاهلانه ثمره‌هاي بسياري به بار نشست که هر يک از آنها در طول تاريخ تمدن اسلامي بلاي جان مسلمانان بود. عضو هيئت علمي مؤسسه علمي و پژوهشي حکمت و فلسفه ايران در ادامه سخنان خود پس از برشمردن مختصات فکري اشاعره و معتزله گفت: يکي از اصول سياست بني‌اميه ترويج و حمايت از انديشه‌هايي بود که کارها و فعاليت‌هاي نارواي آنها را توجيه کند که از جمله اين انديشه‌ها مي‌توان به جبرگرايي و مسئله قضا و قدر اشاره کرد. وي ادامه داد: معاويه در گماشتن يزيد به خلافت و جانشيني خود با اعتراضات گسترده‌اي از سوي بزرگان آن روزگار از جمله عبدالله ابن عمر و حتي عايشه مواجه شد، اما او اين اقدام خود را با چماق تفکر جبرگرايي و قضا و قدر توجيه کرد. «بلاذري» معاويه را مجدد انديشه جبر در صدر اسلام مي‌داند و قاضي عبدالجبار همداني فراتر از آن، او را پايه‌گذار مجبره مي‌داند.استاد دانشگاه شهيد بهشتي با بيان اينکه امويان در رواج جبرگرايي بسيار کوشيدند، افزود: معاويه در سخنان خود مسئله خلافت يزيد را يکي از قضاهاي الهي مي‌داند که از اختيار انسان بيرون است. حتي زماني که به عمر سعد درباره فجايعي که مرتکب شده بود، اعتراض کردند، گفته بود که اين کار از جانب خدا مقدر شده بود. وي تصريح کرد: ابوالحسن اشعري در قرون بعد اين انديشه را جزء اصول اشاعره برمي‌شمارد و خروج بر حاکم جائر را بر مسلمانان نهي مي‌کند. بر اين اساس، مسلمانان تنها اجازه دارند تا با نرم‌گويي حاکم جائر را دعوت به اصلاح کنند و حق شورش و خروج عليه او را ندارند؛ اينجاست که اشعري به توجيه‌گر و مؤيد علل‌الاطلاق حاکمان تبديل مي‌شود. به عقيده محقق داماد، تفکر کلامي اشعري و حکومت‌هاي ظالم زمانه خدمات متقابل به همديگر ارائه داده‌اند؛ از آراي اشعري چنين بر مي‌آيد که او با شيطنت امامت يزيد بر مسلمين را تأييد و درباره اقدامات خلفاي راشدين نيز چنين مواجهه‌اي داشته است. وي گفت: با اين اوصاف ما از اشعري چندان توقعي نمي‌توانيم داشته باشيم، اما شگفت آن است که بزرگ‌مردي چون غزالي که ملاصدرا او را درياي مواج مي‌خواند، دانش خود را به نفع خلافت و دستگاه ظلم عباسيان قرباني مي‌کند و حاکمان ظالم زمان را مصداق اولي‌الامر قرآني معرفي مي‌کند. محقق داماد در ادامه سخنان خود با استناد به شواهد تاريخي و آيات قرآني به تشريح مواردي مانند توجيه قدرت، جبرگرايي، عزت و ذلت و نظريه «کسب» در انديشه اشعري پرداخت و گفت: در واقعه عاشورا جرقه‌هاي نظريات اشعري به چشم مي‌خورد که قرن‌ها بعد جزء اصول کلامي اشاعره مي‌شوند.

راه‌حل مسئله شرور در اسلام
دکتر علي افضلي؛ عضو هيات علمي موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران،در نشست «راه حل مسئله شرور در آموزه‌هاي وحياني» که در مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران برگزار شد، با اشاره به اين نکته که براساس آيات قرآن انسان در زمان گرفتاري‌ها و سختي‌ها آزمون مي‌شود تا درجه‌ايمان و خلوصش مشخص گردد، افزود: يکي از اين امتحان‌ها در دوران زندگي اتفاقات ناگوار، بلايا، بيماري‌ها و مشکلات اقتصادي است. بنابراين خلق شرور يکي از حکمت‌هاي آفرينش انسان محسوب مي‌شود و نشان مي‌دهد که خداوند دنيا را براي رشد و کمال انسان و به تعبير ديني براي بندگي و پرورش انسان صالح خلق کرده است، خداوند در اين دنيا و عالم ديگر بالاترين رشد و کمال را براي انسان درنظر گرفته است همان‌گونه که اولياي الهي مراحل و درجات کمال را طي و از آزمون بلايا به خوبي گذر کردند. دکتر افضلي با اشاره به اين‌که مسئله شرور يکي از مهمترين مباحث در طول تاريخ کلام و فلسفه به شمار مي‌رود، گفت: اين بحث پيش از اين‌که در آموزه‌هاي ديني اسلامي مطرح شود، در ساير اديان و مکاتب بشري بررسي شده است. مسئله‌اي که امروز به عنوان «شر» خوانده مي‌شود، هميشه در طول تاريخ ذهن متفکران را به خود جلب کرده، آن‌گونه که غرب آن را به عنوان يکي از بحث‌هاي فلسفه دين به شمار مي‌آورد و درباره آن هزاران کتاب و مقاله نگاشته شده، اما در اسلام در دوره‌اي و به دلايلي فيلسوفان و متکلمان کمتر بدان توجه نشان داده‌اند. وي با اشاره به سخنراني‌هاي پيشين که درباره مسئله شر و نقش آن در آموزه‌هاي ديني و پاسخ فيلسوفان مسلمان صورت گرفته، گفت: به‌طور خلاصه در جلسات پيش بيان کرديم که انسان در دنيا با يک مجموعه ناملايمات و آلامي روبه رو است، بنابراين اين سؤال پيش مي‌آيد که اگر جهان داراي خالقي با کمال و عادل مطلق است چرا اين دنيا را پررنج و درد آفريده است و آيا اين بلايا با کمال مطلق خداوند ناسازگار نيست، عده‌اي از غربيان معتقدند که خالقي در عالم وجود ندارد بنابراين به لذت مي‌پردازند و عده‌اي ديگر مي‌گويند که خالق وجود دارد اما عادل و قادر مطلق نيست. برخي فيلسوفان مسلمان بيان داشتند که شر عدمي است و امور عدمي خالقي ندارند بنابراين شرور ارتباطي به خداوند ندارد، درصورتي که اين نظر قابل رد است چرا که شرور عدمي نيستند و اگر هم تعدادي از آنها عدمي باشند، از آن جهت شر خوانده مي‌شوند که منجر به الم و درد مي‌شوند. دکتر افضلي يکي از پرسش‌ها در مبحث شر را اين امر مطرح کرد که چرا خداوند عالم را سراسر خير نيافريده؟ و گفت: برخي فيلسوفان مسلمان در اين رابطه پاسخ دادند که اين شرور در عالم ربطي به خداوند ندارد چرا که لازمه ذاتي عالم ماده است و عالم ماده در پائين‌ترين سطح وجود است، بنابراين فيلسوفان مسلمان با تبرئه کردن خداوند از اتهام خلق شر به اين پرسش پاسخ دادند. چرا که اين پاسخ که شرور لازمه عالم ماده است، قانع کننده نيست و نقدپذير است. نخستين نقد آشکار به اين جواب اين است که چنين پاسخي با قدرت اراده مطلق خداوند منافات دارد چرا که خداوند با قدرت نامتناهي مي‌تواند هرچه که مي‌خواهد خلق کند اعم از خير يا شر. اما خداوند از روي حکمت شرور را نيز خلق کرده است. وي در ادامه افزود: رنج و درد و الم را خداوند تعمداً در اين دنيا آفريده و مهمترين علت آن نيز به مسئله حکمت آفرينش بازمي گردد، چرا که هدف خلقت، رفاه، لذت و خوشگذراني دنيا نيست بلکه مطابق آموزه‌هاي ديني و عقلي خداوند عالم را ناقص نيافريده و هدف از خلقت، رسيدن انسان به درجات نامتناهي رشد و کمال اختياري است. نخستين نکته قابل تأمل اين است که خلق يک موجود مختار خود عين کمال است و خود اختيار وسيله‌اي براي رسيدن به سير کمالات است. وجود شرور در عالم براي تحقق اين هدف است که انسان براساس مختار بودن گاهي از اين ويژگي سوءاستفاده کند و به خود يا ديگران ضرر بزند، اين همان شري است که غرب از آن به «شر اخلاقي» تعبير مي‌کند. وي شرور را داراي دو بعد اخلاقي و طبيعي دانست و گفت: شر اخلاقي بدين معناست که ما مشکلي را با انتخاب نادرست خود ايجاد مي‌کنيم و شر طبيعي نيز به معناي بلاياي طبيعي نظير زلزله مي‌باشد، بنابراين مشخص است که اين شر اخلاقي در دنيا گريبانگير انسان است و خداوند در آن دخالتي ندارد. خداوند در آيه‌اي از قرآن بيان مي‌دارد که تمام ظلم‌ها و فسادها به‌خاطر اعمال انسان رخ مي‌دهد، بنابراين در همين آيه پاسخ بسياري از شبهات شرور داده شده است، زماني که هدف خلقت «شر» کمال اختياري انسان است لازمه آن نيز ايجاد بساطي براي نشان دادن انسان‌ها با فراهم شدن ابزار سنجش و آزمون است.

 

 


صفحه 4 از 4