مجله شماره 7

معرفي كتاب‌هاي خارجي

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب‌هاي خارجي

مرضيه سليماني

Ethics
The Fundamentals
 Julia driver
wiley Blackwell
بنيادهاي اخلاق

جوليا رابرتز استاد فلسفه در كالج دارتموت است كه پيش از اين كتاب‌هايي همچون فضيلت ناآسان (2007) و روان‌شناسي اخلاق (2006) را در كنار مقالات بي‌شماري به‌چاپ رسانده كه در نشريات معتبر علمي انتشار يافته‌اند. در اين كتاب او به مفاهيم و مباحث كليدي در نظرية اخلاق پرداخته و رويكردهاي فلسفي به اخلاق را مورد توجه قرار مي‌دهد. اخلاق فضيلت، اخلاق كانتي، نظرية اخلاق الاهي و اخلاق فمينيستي از جملة آن‌ها هستند. كتاب در زمرة مجموعه‌اي به‌چاپ رسيده كه «بنيادهاي جديد فلسفه» نام گرفته است. مثال‌هاي واقعي از ميان آثار فيلسوفان و اراية منابع مفصل در پايان هر بخش از ويژگي‌هاي خاص كتاب است كه 192 صفحه دارد و به متن درسي دانشگاهي تبديل شده است. شيوة كار نويسنده به اين صورت است كه با طرح سئوالات اساسي در حوزة اخلاق و با ارجاع به آثار تاريخي كهن و جديد، نمونه‌هاي درخشان و واقعي به‌دست داده و در پي يافتن پاسخ برمي‌آيد. چه چيز درست است و چه چيز غلط است؟ و مهم‌تر از آن چه عواملي باعث مي‌شوند كه يك چيز درست يا غلط باشد؟ آيا قوانيني هستند كه به‌صورت جهاني عمل مي‌كنند يا برخي اعمال در برخي جاها درستند و در جاي ديگر خطا قلمداد مي‌شوند. نويسنده بدين ترتيب به مباحثي همچون نسبيت اخلاقي و اخلاق فضيلت ورود مي‌كند و مفاهيم كليدي در فلسفة اخلاق را وامي‌كاود. كتاب از ده فصل، يك مقدمة و يك نمايه عام تشكيل شده و منابع مهمي در پايان هر فصل، مرتبط با موضوع به‌دست داده شده است. فصل اول با عنوان «چالش‌هاي يونيورساليزم اخلاقي» در حقيقت مفهوم جهاني اخلاق و فراگيري آن را به بحث مي‌گذارد. در فصل دوم «خدا و سرشت بشري» مورد توجه قرار گرفته و ارتباط دين و اخلاق در دستور كار قرار مي‌گيرد. «فايده باوري كلاسيك» عنوان فصل سوم كتاب است و فصول بعدي به ترتيب عبارتند از «نتيجه باوري جديد»، «اخلاق كانتي»، «نظرية قرارداد اجتماعي»، «احساس باوري»، «اخلاق فضيلت»، «اخلاق فمينيستي»، و «نيهيليسم اخلاقي».

An Introduction to Ethics
John Deigh
Cambridge University Press
درآمدي براخلاق

اين كتاب را انتشارات دانشگاه كمبريج در سال 2010 و در 254 صفحه به چاپ رسانده است. محور اصلي كتاب را آثار اخلاقي بزرگ در فلسفة غرب تشكيل مي‌دهد. نظريه‌‌هايي كه از زمان ارايه تاكنون همچنان اهميت خود را حفظ كرده‌اند و در محافل علمي مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرند. در واقع مي‌توان گفت در اراية نظريه‌هاي مهم اخلاقي در فلسفة غرب، اين كتاب مي‌تواند به‌عنوان يك منبع موثق مورد رجوع قرار گيرد. نويسنده استاد فلسفه و حقوق در دانشگاه تگزاس است و آثاري همچون منابع اضطرار اخلاقي (1996)، احساس، فضيلت و قانون (2008)، دستينة اكسفورد براي فلسفة حقوق جنايي (2011)، رسالات فلسفي (2013)، اخلاق و فرديت: رسالاتي در روان‌شناسي اخلاق (1992) از جمله تلاش‌هاي علمي او محسوب مي‌شوند. همچنين سردبيري نشرية بين‌المللي فلسفة اجتماعي، سياسي و حقوقي در شماره‌‌هاي متعدد آن و ويراستاري مجموعه آثاري در اخلاق، فلسفه و حقوق در كارنامة او ثبت شده است.
كتاب البته براي دانشجويان مقطع كارشناسي نوشته شده، اما متن آن به‌گونه‌اي است كه به كار ديگر علاقه‌مندان غيرمتخصص نيز خواهد آمد. آن گونه كه در پشت جلد كتاب آمده اساتيد و نشريات بسياري به تحسين آن پرداخته‌اند و دانشگاه‌هاي كاليفرنيا و ريچموند آن را به‌عنوان منبع درسي معرفي كرده‌اند. توسعة تاريخي نظريه‌هاي اخلاقي با تأكيد بر ديدگاه‌هاي مهم مثل كمال‌گرايي، لذت باوري، خودمداري، و فيلسوفان سنت غرب مثل افلاطون، ارسطو، اپيكور، هابز، جان استوارت ميل وكانت از ويژگي‌هاي بارز كتاب است. اما شايد بتوان يكي از نقايص آن را عدم توجه جدي به‌نظام اخلاقيِ پساكانتي عنوان كرد اگر چه در پايان كتاب اگزيستانسياليسم و اَبَر اخلاق تا حدي مورد واكاوي قرار گرفته است.
كتاب از هفت بخش اصلي تشكيل شده كه هر كدام بخش‌هاي فرعي‌تري را در بر مي‌گيرند. ضمايم چندگانه، منابع مورد استفاده، منابعي براي مطالعة بيشتر و نمايه پايان‌بخش كتابند و عناوين آن به ترتيب از اين قرار است: اخلاق چيست؟ خودمداري، سود باوري، قانون اخلاقي، اخلاق كلاسيك، تصميم‌گيري، دلايل عملي، اخلاق افلاطوني و ارسطويي، نظرية مدرنِ قانون طبيعي، نظرية اخلاقي كانت، روان‌شناسي اخلاقي، اخلاقِ اگزيستانسي.

Ethics
History, Theory, and
contemporary Issues
Steven M.Cahn & Peter Markie
University of Miami
اخلاق: تاريخ، نظريه و مسائل معاصر

سه كتاب در يك كتاب. اين اثر مجموعه‌اي است از 67 رساله كه در سه فصل تدوين شده و فلسفة اخلاق را در طي 2500 سال نظريه پردازي مورد بررسي قرار مي‌دهد. فصل اول با عنوان منابع تاريخي، محدودة زماني از يونان باستان تا قرن بيستم را در برمي‌گيرد. انديشة كلاسيك از افلاطون و ارسطو گرفته تا ديدگاه‌هاي متفكران قرون وسطا همچون اگوستين و اكويناس و نظريه‌پردازان مدرن همچون هابز، باتلر، هيوم، كانت، بنتام و جان استوارت ميل و حتي كساني همچون نيچه، آلبركامو و سارتر در همين بخش ارايه شده است. فصل دوم نظرية مدرن اخلاقي نام گرفته و بسياري از مهم‌ترين رسالات در قرن گذشته را در برمي‌گيرد. بحث در مورد فايده باوري، خودمداري، كانت گرايي و نسبيت‌گرايي با گزيده‌هايي از آثار فوت، برنت، ويليامر، وُلف، مور، راس، آير، استيونسن، باير، آنسكام، ماكي، گاتير و ديگران ادامه مي‌يابد. زبان اخلاقي، قضاوت اخلاقي، مفهوم عدالت (راولز)، حق (فينبرگ) و نسبيت فرهنگي (راشلر) و نيز اخلاق فمينيستي در اين بخش مطمح نظر قرار گرفته است. در فصل سوم كه مسائل جديد اخلاقي نام گرفته، موضوعاتي مثل سقط جنين، اُتانازي، آزادي زنان، حقوق حيوانات، محيط‌زيست باوري و شكنجه و نيز دو رسالة ‌دربارة مرگ و معناي زندگي به‌ دست داده شده. از جمله آثاري كه در اين كتاب مورد بحث و بررسي قرار گرفته يكي «تبارشناسي اخلاق» فردريش نيچه است، ديگري «لوياتان» اثر توماس هابز و «رساله در طبيعت بشر» اثر ديويد هيوم. همچنين نظرياتِ كساني همچون جان مك دول، كريستين كرسگارد، اليوت سوبر، هنري شو، دانيل هيل، توماس ناژل و ريچارد تايلور به تفصيل در دسترس قرار گرفته است. «اخلاق: تاريخ، نظريه و مسائل معاصر» كتابي است شگفت‌انگيز كه در موضوعات مختلف مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در حقيقت يك كتاب مرجع است كه با گزينش خوب آثار كلاسيك و جديد در حوزة فلسفة اخلاق، دانشجويان را از چندين كتاب مشابه بي‌نياز مي‌سازد. در عين حال، يك اثر تطبيقي محسوب مي‌شود كه رويكرد به اخلاق در سنت غرب را در يك مجموعة كامل و استاندارد در دسترس قرار داده است.
دربارة ويراستاران اثر بايد گفت كه استيون م.كاهن استاد فلسفه در دانشگاه نيويورك است و پيتر ماركي نيز در دانشگاه ميسوري به تدريس فلسفه اشتغال دارد. از ميان فصول متعدد اين كتاب، مي‌توان به ‌عناوين زير اشاره كرد: دفاع از سقراط، فايدون، جمهوري، اخلاق نيكوماخوس، اپيكوريان، اگوستين، اكويناس، توماس هابز و لوياتان، ژوزف باتلر و پنجاه موعظه، ديويد هيوم و رساله در سرشت بشري، كانت و متافيزيك اخلاق، جرمي بنتام و درآمدي براصول اخلاقي، جان استوارت ميل و لذت باوري، نيچه و تبارشناسي اخلاق، آلبركامو و اسطورة سيزيف، ژان پل سارتر: اگزيستانسياليسم، اومانيسم است، راس: خير و شر، آير: زبان، حقيقت و منطق، كورت باير: نقطه نظر اخلاقي، آنسكام: فلسفة مدرنِ اخلاقي، مور، پريچارد، استيونسن، سرشت و ارزش راستي، خودمداري روان شناختي، نظرية عدالت، نقد لذت باوري، قضاوت اخلاقي، شك‌انديشي دربارة دليل عملي، چالش‌هاي نسبيت‌‌گرايي فرهنگي، مارتانوسبام: رويكرد ارسطو به اخلاق، ويرجينيا هلد: اخلاق فمينيستي، سوزان ولف: قديسين اخلاق گرا، دفاع از سقط جنين: درست يا غلط؟، مرگ خود خواسته، پرونده‌اي براي حقوق حيوانات، مسائل فلسفي محيط‌زيست باوري، دانيل‌هيل: دفاع از خود و شكنجه و...

Ethics For the New Milennium
 Dalai Lama
River head Trade
اخلاق براي هزارة جديد

اين كتاب را تنزين گياتسو، چهاردهمين دالايي لاما، رهبر سياسي و معنوي تبت نوشته است. او به خاطر تلاش‌هاي بي‌وقفه در زمينة حقوق بشر و صلح جهاني، جايزة صلح نوبل، جايزة آلبرت شوايتزر و جايزة والنبرگ را از آن خود كرده و از شهرت و محبوبيت‌ جهاني برخوردار است. در اين كتاب او مي‌كوشد نشان دهد در جهان مدرن‌ما كه خشونت و بي‌توجهي به رنج ديگران از ويژگي‌هاي اصلي آن است، مي‌توان از گونه‌اي اخلاق سخن گفت كه با مقتضيات دوران مدرن سازگار است. اخلاق مورد نظر دالايي لاما البته بيشتر بر اصول جهاني متكي است تا قوانين منطقه‌اي يا قومي. او معتقد است بقاي ما نيز در گرو پاي بندي به همين اصول اخلاقي است و هدف اصلي اين اصول شادكامي همة افراد و احترام به‌همة عقايد ديني است. در جايي از كتاب، دالايي لاما مي‌گويد اگر همواره توجه داشته باشيم كه همة ما در زندگي به‌صورت متقابل به يكديگر وابسته‌ايم، شفقت، سخاوت و رواداري ما نيز بيشتر خواهد شد. او مي‌گويد: كتاب من يك اثر ديني نيست بلكه بيشتر مباحث اخلاقي و ارتباط آن با روابط اجتماعي را مدّ نظر قرار مي‌دهد. شادكامي انسان با اخلاقي رفتار كردن پيوند مستقيم دارد. او از تجربيات شخصي خود سخن مي‌گويد، بنيادهاي اخلاق را برمي‌شمارد و چگونگي تاثير‌گذاري آن بر افراد را وامي‌كاود. آن‌گاه به مباحث دنياي جديد مثل شبيه‌سازي و ثروت اندوزي پرداخته و مسائلي همچون عدم خشونت و مسئوليت‌پذيري را در دستور كار خود قرار داده است. دين، علم، آموزش و پرورش، محيط‌زيست، محدوده‌هاي تاريخي و قانون طلايي از جمله مسائل مطرح شده در اين كتاب هستند كه او در كنار مفاهيمي همچون ماترياليسم، سرمايه‌داري، خشونت، جنگ طلبي و تروريسم به توضيح آن‌ها مي‌پردازد.
نشرياتي همچون واشنگتن پست، لس آنجلس تايمز و سان فرانسيسكو كرونيكل با نقد و بررسي اين كتاب و ارائه بخش‌هاي كوتاهي از آن، به تحسين آن پرداخته‌اند و پيام نويسنده را تازه و شفقت‌آميز ناميده‌اند. دالايي لاما كتاب‌هاي زيادي نوشته كه هنر شادكامي (2009)، اخلاق جهاني (2011)، راهي به‌سوي زندگي معنادار (2003)، جهان در يك اتم: همگرايي علم و معنويت (2006) از جملة آنها به‌شمار مي‌روند. اخلاق براي هزارة جديد 237 صفحه است  و از فصول زير تشكيل شده: مقدمه، بنيادهاي اخلاق، جامعة مدرن و جست‌وجوي براي شادكامي انسان، نه جادو نه راز، سرشت واقعيت، بازتعريف هدف، احساس متعال، اخلاق و خرد، اخلاقِ خويشتن داري، اخلاق فضيلت، اخلاق شفقت، اخلاق و رنج، نياز به‌بصيرت، اخلاق و جامعه، مسئوليت جهاني، سطوح تعهد، اخلاق در جامعه، صلح و بصيرت، نقش دين در جامعة مدرن.

Ethics: The Essential writings
Gordon Marino
Modern Library
مكتوبات اصلي در اخلاق

اين كتاب در 640 صفحه به ويراستاري گوردن مارينو به چاپ رسيده. او فيلسوف و استاد دانشگاه است و پيش از اين كتاب‌هايي همچون نوشته‌جات اساسي اگزيستانسياليسم (2004)، راهنماي كمبريج كركگار (1997)، كركگار در عصر جديد (2001)، تخيل و اراده در ايمان كركگار (2005) را منتشر كرده است. كتاب به دو بخش اصلي تقسيم شده است. از افلاطون تا كركگار و انديشمندان مدرن. كل اثر شامل بيست و هشت فصل است و از آراي افلاطون تا نظريات سوزان وُلف و تام ريگن را در برمي‌گيرد.

Being Good
A short introduction to Ethics
 Simon Blackburn
oxford university press
خوب بودن: درآمدي كوتاه براخلاق

كتابي در 172 صفحه، اثر سميون بلك بورن استاد فلسفة دانشگاه كمبريج، نويسندة «واژه نامة فلسفه اكسفورد» و صاحب اثر پرفروش «انديشه». كتاب از سه بخش اصلي و بيست و يك قسمت فرعي تشكيل شده و مطالب زير را در برمي‌گيرد: 1- هفت تهديد براي اخلاق: تهديد مرگ خدا، تهديد نسبيت باوري، تهديد خودمداري، تهديه نظرية تكامل، تهديد عليت باوري و بي‌فايده‌گي، تهديد مطالبات بي‌دليل، تهديد آگاهي دروغين، 2- برخي مفاهيم اخلاقي: تولد، مرگ، آرزو و معناي زندگي، لذت، بزرگ‌ترين شادكامي، آزادي از بدي‌ها، آزادي و پدرسروري، حقوق و حقوق طبيعي. 3-  بنيادها: دلايل و بنيادها، ارادة زندگي و خوب رفتار كردن، قراردادها، نقطه نظرات مشترك، تنازعات.

 

 

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک
افق فرهنگ

گزارش سمينارها

مرضيه سليماني

كنگره بين‌المللي تاريخ علم،
تكنولوژي و پزشكي

اين كنگرة مهم و معتبر، سال آينده در روزهاي دوشنبه بيست و دوم تا يكشنبه بيست و هشتم ژوئن سال 2013 برگزار مي‌شود. اين بيست و چهارمين دورة برگزاري اين سمينار است كه به صورت بين‌المللي هر سال يك بار برگزار مي‌شود. چند دورة قبلي اين كنگره با استقبال بسيار روبه‌رو شده است. سال 2001 در مكزيكوسيتي، سال 2005 در پكن، و در سال 2009 در شهر بوداپست مجارستان برگزار شده و سمينار بعدي در سال 2013 در منچستر انگلستان برگزار خواهد شد. مسئول اين سمينار، دانشگاه منچستر در كشور انگلستان است. در اين كنگره، برنامة اهداي سومين جايزه به دانشمندان جوان برگزار مي‌شود. اين جوايز هر سال اهداء مي‌شود و به دانشمندان جواني كه اختراع يا نظريه يا تحقيقات يا مقالات خاص و داراي اعتباري عرضه كرده‌اند، داده مي‌شود. يكي از همكاران اين مراسم انجمن بريتانيايي تاريخ علم (با عنوان اختصاري BSHS است و كميته‌اي از داوران و بررسي‌كنندگان را گرد هم آورده و انتخاب نموده‌اند تا اين مقالات و آثار و فعاليت‌هاي علمي را بررسي نمايند و نظر نهايي را دربارة بهترين و معتبرترين كارها عرضه نمايند. كنگرة بين‌المللي تاريخ علم، تكنولوژي و پزشكي در منچستر، شامل سمپوزيوم‌هاي متنوع و مختلفي است كه هريك كميسيون‌هاي تخصصي‌اي برگزار مي‌كنند و كارگاه ها و ميزگردها و كلاس‌هاي جنبي نيز براي دانشجويان و مخاطبان جوان سمينار عرضه مي‌شود. سخنرانان اصلي در اين سمينار، از جمله برجسته‌ترين دانشمندان علوم، فناوري و طب در سراسر جهان هستند. برخي از آنها برندگان جوايز بزرگ علمي بوده و حتي دو تن از برگزيدگان جايزة نوبل فيزيك و پزشكي نيز در ميان اين دانشمندان حضور مي‌يابند و به ارائة سخنراني و تبادل نظر مي‌پردازند.

سمپوزيوم رابطة ميان تاريخ و علم
اين سمپوزيوم در روزهاي هشتم و نهم ژوئن سال جاري برگزار شد. مؤسسة پژوهش‌هاي فلسفي دانشگاه ليدن با همكاري بنياد فلسفي تاريخ‌نگاري علمي جلسات اين سمپوزيوم را برگزار كرده و برنامه و مديريت آن را به عهده داشتند. موضوع اصلي در اين جلسات، رابطة ميان علم و دانش‌هاي علمي و تاريخ و تاريخنگاري در حوزه‌هاي گوناگون بود. در حقيقت تاريخ به معناي مصطلح كنار گذاشته و «تواريخ مضاف» مورد بحث بود. مورخان و دانشمندان برجسته‌اي در اين جلسه‌ها سخنراني كردند و دربارة علم و تاريخ آن سخن گفتند. محور و پاية اغلب مباحث در سمپوزيوم رابطة علم و تاريخ، بر پژوهش‌هاي تطبيقي استوار شده بود و هدف اين بود كه مقارنه و مقايسه‌اي صورت گيرد تا بحث‌ها از حالت خشك و غيرقابل نقد بيرون آيد. در واقع امكان بررسي بيشتر براي مخاطبان و سخنرانان فراهم شود. دربارة‌كريستين هيوژنز و چارلز داروين و آلبرت آينشتاين كه نماد علم جديد و تفكرات و دستاوردهاي اساسي علم مدرن هستند سخنراني شد و جايگاه ايشان در تاريخ علم مورد بحث و بررسي قرار گرفت. علاوه بر اين، رابطة ميان دانش علمي (به معناي مصطلح) و تاريخ (به معناي گذشتة هر علم و تغييرات در زمانيِ آن) در رشته‌هايي مثل اقتصاد، علوم اجتماعي و تاريخ بررسي شد.در اين سمپوزيوم به پرسش‌ها و مسائلي از اين قبيل پاسخ داده شد: براي يك تاريخنگاري خوب از علم، به چه نوع دانش يا دانش‌هايي نياز داريم؟ آيا مورخان، مباحث جاري و متعارف دربارة علم و تاريخ آن‌را تا چه حدّ مي‌توانند ناديده بگيرند يا كنار بگذارند؟ دانش علمي تا كجا و تا چه حدّ‌ مي‌تواند به يك زمان و يا مكان خاصّ تعلق داشته باشد؟ آيا دانش تاريخي قادر است به كار دانشمندان امروزي بيايد و آنها را ياري دهد؟ اين نوع پرسش‌ها و مسائل در سخنراني‌هاي با كيفيت و جالب سمپوزيوم رابطة‌ ميان علم و تاريخ مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت، برخي از سخنراني‌ها و موضوع آنها چنين بود:
ـ يك دانشمند و يك مورخ: آلبرت اينشتاين، دكتر اريك وِرلينده، متخصص و استاد برجستة فيزيك نظري از دانشگاه آمستردام. / ـ پلميرها؛ گذشته و حال: ارتباط تاريخِ يك رشتة علمي با وضعيت كنوني آن، پروفسور ماري پاليستر از دانشكدة تكنولوژي و فني دانشگاه آيندهوون. / ـ علوم تكميلي، دكتر ميتوپسكينز، استاد دانشگاه لندن. / ـ اهميت تواريخ حقوقي و قانون براي پژوهش‌هاي علمي حقوق معاصر، پروفسور جان هالبك از دانشگاه آمستردام. / ـ مورخين اقتصادي چه كساني هستند؟، دكتر فلوريس هوكلوم از دانشگاه نيجكمن هلند. / ـ چارلز داروين: يك دانشمند و يك مورخ، دكتر كارل تنكيت استاد دانشگاه ليدن و آنا سويلا از دانستيتو فلسفه دانشگاه ليدن. / ـ انگيزه‌هاي دانشمندان و محرك‌هاي تاريخي: حدّ ميانه‌اي بين تاريخ علم (به معناي علم تجربي و متعارف) و تاريخنگاري حرفه‌اي، دكتر يوري ويته‌وين استاد تاريخ و فلسفة علم از دانشگاه كمبريج. / ـ نظرگاه دانشمندان علوم اجتماعي دربارة تاريخ، دكتر رودآبما استاد رفتارشناسي اجتماعي از دانشگاه اوترخت. / ـ كريستين هيوژنس: يك دانشمند و يك مورخ، پروفسور وينسنت آيكه استاد نجوم دانشگاه ليدن و دكتر فلوريس كوهن استاد تاريخ تطبيقيِ علم از دانشگاه اوترخت. / ـ ابزارهاي قديمي و مدرن علمي چه پيامي براي يكديگر دارند (تاريخ در موزه)، دكتر دِرِك وَندِفت، استاد و پژوهشگر ارشد ميراث ماديِ علوم طبيعي در موزة بوئرهاف در شهر ليدن.

دو همايش تاريخ هنر
دو همايش تاريخ هنر در دانشگاه مريلند و بنياد هنري كلي‌فريك در پنسيلوانيا انجام شد. اولي در آوريل 2012 و دومي در ژوئن همين سال. همايش تاريخ هنر در دانشگاه مريلند در گالري ملّي هنر شهر مريلند برگزار شد و موضوع اصلي آن هنر آتلانتيك در عصر ميانه بود. موضوعي كه اطلاعات و منابع آن اندك، امّا اهميت آن بسيار است و در واقع فهم تاريخ و وقايع و فرهنگ و هنر آتلانتيك، به مثابه حلقة رابط ميان دو نقطه از تمدن‌هاي گذشته، اهميت بسيار زيادي دارد. همايش تاريخ هنر در بنياد هنري كلي فريك پنسيلوانيا نيز دربارة معماري و تاريخچه و تحولات اخير آن، و در عين حال مباحث مربوط به چشم‌اندازهاي آينده و تغيير ماهيت زيباشناسانه و نگاه بنيادي معماران به شهر و حيات انساني آن مطرح شد. اين بنياد هنري، سه مجله و دو كتاب از اين جلسات و سخنراني‌هايي كه در سال هاي 2009 تا 2012 انجام شده منتشر كرده كه در اختيار شركت‌كنندگان قرار داده مي‌شد.

كنفرانس پژوهش‌هاي جامعه‌شناسي
چهارمين كنفرانس سالانة دانشگاه بركلي دربارة پژوهش‌هاي جامعه‌شناسي در ماه جاري سال 2012 در حال برگزاري است. مقدمات اين سمينار از آوريل آغاز شد و كميته‌اي از دانشمندان علوم اجتماعي، بخشي از آن را به عهده دارند و كوشش شده از طريق اتصالات آنلاين اينترنتي، علاوه بر حاضران در سمينار، جمع كثيري از دانشجويان و اساتيد نقاط ديگر امريكا نيز در آن شركت داشته باشند. براي اين كار مي‌بايد قبلاً با بخش روابط عمومي و مديريت سمينار تماس گرفته و تقاضاي شركت كرده باشند. موضوع اصلي سمينار پژوهش‌هاي جامعه‌شناسي، هويت و ايدئولوژي و جامعه، به مثابه الگوهاي بنيادين گفتمان در مباحث جامعه‌شناسي نوين است. سخنران اصلي پروفسور راب ويلر است و چند تن ديگر از استادان جامعه‌شناسي امريكايي در هريك از موضوعات سه‌گانة فوق بحث‌هايي را مطرح خواهند كرد. انجمن انسان‌شناسي دانشگاه بركلي و انجمن جامعه‌شناسي همين دانشگاه، با همكاري دپارتمان جامعه‌شناسي دانشگاه كاليفرنيا، متوليان و برگزاركنندگان اصلي چهارمين كنفرانس سالانة پژوهش‌هاي جامعه‌شناسي در دانشگاه بركلي هستند.

همايش يونان باستان
دپارتمان هنر رومي و يوناني موزة متروپليتن، سميناري را دربارة يونان باستان و هنر آن برگزار كرد. براساس نوشته‌هاي بروشور و نشرية موزة متروپليتن؛ اينجا مكاني است براي تبادل بيشتر اطلاعات و بيشتر از آن‌كه جنبة علمي داشته باشد، بر روح و وجوه فرهنگي يونان تأكيد مي‌نمايد. در حقيقت اين روح فرهنگي از دو قرن قبل از افلاتون آغاز مي‌شود و تا قرن ششم ميلادي به حيات خود ادامه مي‌دهد. هدف همايش يونان باستان، البته بيشتر بررسي شعر و موسيقي و هنر اين دوران است تا فلسفه و انديشه كه شكفتگي فراواني در آن عصر داشته و راهي شگرف را پيموده است. مسئله‌اي كه مطرح مي‌شود،‌ رابطة ميان نوعي تربيت و فرهنگ عمومي است كه به خلق انسان و هنرهايي بسيار مؤثر و قدرتمند منجر مي‌شد و پايه‌اي براي تمدن يونان و روم و تمدن‌هاي بعدي غربي ايجاد كرد كه بسيار مستحكم‌تر از ساير تمدن‌هاي بشري در طول تاريخ بود. يونان باستان براي پژوهش‌هاي غربي، اعم از تاريخ و فلسفه و علم و هنر، ارزش بنيادين دارد و مبداء و آغاز همة اين تحقيقات محسوب مي‌شود، به همين دليل توجه نگريك (نظري) به آن در دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي آكادميك از اهميت بسياري برخوردار است. دپارتمان هنر رومي و يوناني موزة متروپليتن كتاب‌ها و مجلّة نفيسي نيز در موضوع هنر يونان باستان منتشر كرده و در زمان برگزاري سمينار، اشياء و نمادها و نمونه‌هاي هنر را در موزه يا به صورت انتقال موقت از موزه‌هاي معتبر ديگر در معرض ديد علاقمندان قرار داده است. سخنرانان اين سمينار،‌ استادان برجستة تاريخ، تاريخ هنر، فلسفه و فرهنگ هستند و يادي از ورنريگر، دانشور برجستة يونان‌پژوه ازسوي شاگردان وي كه برخي از سخنرانان اين همايش و خود از استادان برجستة كنوني مي‌باشند مي‌شود. موضوعات سخنراني و پژوهش در سمينار موزة متروپليتن اينهاست: ـ لباس و پوشش در يونان باستان. / ـ خدايان يوناني و اعمال ديني در يونان كهن. / ـ موسيقي در يونان باستان. / ـ ظروف برنزي در يونان كهن. / ـ تجارت و بازرگاني و بهره‌گيري بين‌المللي ـ خاصه دريانوردي و كليناليسم ـ و تأثير آن بر هنر يونان باستان. / ـ هنر در عصر هلنيستي. / ـ سنت‌هاي هلنيستي. / ـ نقاشي‌هاي آتن. / ـ تكنيك‌هاي استفاده از رنگ سياه و قرمز در نقش هاي ظروف و ديوارنگاره‌هاي بازمانده از يونان و روم قديم. / ـ لباس‌هاي مدرن در يونان. / ـ يونان در قرون ميانه. / ـ كلاسيسيسم و يونان‌گرايي در جامعة مدرن. / ـ مرگ، خاك‌سپاري و زندگي پس از مرگ و ايده‌هاي جاودانگي در يونان باستان. / ـ هنر يوناني در ادوار آركائيك. / ـ حاكمان و فرمانروايان و نظريه‌هاي فرمانروايي در يونان باستان. / ـ نئوكلاسيسيسم به مثابه ادامة يونان باستان. / ـ مضامين سنّتي در هنر بيزانسي. / ـ كشف دوبارة مضامين باستاني يونان در عصر درخشان باستاني. / ـ مفهوم زندگي روزمره و روزمرگي در يونان كلاسيك. / ـ نقاشي‌هاي جنوب ايتاليا و ارتباط آن با يونان. / ـ جنگ در يونان باستان. / ـ زن و مسئلة هويت جنسي و جايگاه زنان و هويت زنان در يونان كهن...

سمينار جامعه‌شناسي دين
انجمن جامعه‌شناسي بريتا، دومين سمينار سالانة خود را در دسامبر سال جاري برگزار مي‌كند. موضوع اصلي سمينار سال 2012، آموزش و پژوهش در حوزه‌هاي مرتبط با دين است. در واقع، دين و اهميت رو به تزايد آن در قرن بيست و يكم، سبب شده است تا توجهات مجامع و دانشگاه‌هاي مختلف نسبت به اين موضوع، بيش از سالهاي قبل برانگيخته شود. در صدر بيان‌نامة سمينار، از سوي پروفسور كينزدام نوشته شده است: «برخلاف تصورات ساده و بسيطي كه در سده‌هاي نوزدهم و بيستم ميلادي نسبت به ماهيت و آيندة اديان ابراز مي‌شد، امروزه ما با پديده‌اي بسيار قدرتمند، ژرف و پيچيده روبروييم. دين، به مثابه امري كه اغلب انسان‌هاي روي كرة زمين بدان اعتقاد و علاقه و وفاداري ابراز مي‌دارند و شئون و زواياي مختلف حيات آدمي را تحت تأثير قرار داده است، نمي‌تواند و نبايد مورد غفلت قرار گيرد. دين در حوزة علوم و پژوهش‌هاي اجتماعي، همواره داراي اهميت بوده و در جامعه‌شناسي جديد،‌ يكي از سرفصل‌هاي اساسي و بنيادين تلقي مي‌شود. ما بايد بكوشيم، به دور از تعصبات فرقه‌اي يا مذهبي، و از موضعي آكادميك و آگاهانه، مسائل ديني، جوامع ديني، منابع ديني و مشكلات مربوط به آنها را طرح كرده و مورد بحث قرار دهيم. موضع ما، موضعي كلامي يا مدافعانه نيست، همچنان‌كه موضعي تهاجمي يا تبليغي نيز نمي‌تواند باشد. ما دانشمندان جامعه‌شناسي و علوم اجتماعي هستيم و فارغ از اعتقاداتي كه نسبت به مسيحيت، اسلام،‌ يهوديت، بوديسم، يا هر دين ديگري داريم، در اين عرصه به بحث مي‌پردازيم و نظرات و ديدگاه‌هايمان را آزادانه مرح مي‌كنيم. ممكن است ديدگاه سكولار يا لائيك داشته باشيم و يا عالمي مسيحي و مسلمان باشيم، اما براي جلوگيري از سوءتفاهم‌ها  و برخوردهايي كه نتيجة بدفهمي‌ها و ناداني‌هاي پيروان اديان مختلف است، ناگزير از طرح علمي و آزادانة مباحث در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي مي‌باشيم.»
برخي از موضوعات مطرح شده در سمينار جامعه‌شناسي دين عبارت است از: آموزش و پژوهش دين در عصر جديد، دين و شهروندي، بازانديشي در محدوده‌هاي دين در عصر سكولاريسم، در اين زمينه‌ها دكتر نازارنير استاد جامعه‌شناسي از دانشگاه نورتومبريا سخنراني خواهد كرد. موضوع ديگر دين در عرصه‌هاي مختلف زندگي است كه چند سخنران در آن باره به ارائة نظرات خود مي‌پردازند. در اين عرصه، مسئلة مورد بحث اينگونه طرح شده كه دين حضوري قاطع و گسترده و غيرقابل چشم‌پوشي در زندگي انسان در روزگار ما دارد. از محيط‌زيست و دموكراسي گرفته تا مخالفت و مبارزه با كاپيتاليسم و كمونيسم، و تعيين مرزبندي‌هاي اجتماعي و سياسي. بنابراين نه فقط در زمينة فرهنگ و مسائل اجتماعي ـ كه در عرصة سياست هم، مذاهب و اديان نقش مهمي ايفا مي‌كنند. اين اهميت تا آنجاست كه نظرية بازگشت دين به ساخت يا عرصة عمومي امروزه ازسوي اغلب جامعه‌شناسان پذيرفته شده است .

يادبود علامه شهيدي در زادگاهش
آيت‌الله مهدوي کني، سيدمحمد حسيني و حدادعادل از مرحوم علامه شهيدي سخن گفتند. همايش ملي و جايزه علامه شهيدي با سخنراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي و همچنين پيام رئيس مجلس خبرگان رهبري در حالي در بروجرد آغاز به کار کرد که از تنديس و تمبر آن استاد فقيد رونمايي شد.  آيت‌الله مهدوي‌کني در اين پيام گفت: علامه سيد جعفر شهيدي يکي از بزرگان و مفاخر علمي شهرستان بروجرد، ايران اسلامي و بلکه جهان اسلام است.  وي در اين پيام با بيان اينکه آنچه پيش و بيش از همه ويژگي‌هاي اين بزرگ مرد جلب نظر مي‌کند صداقت در رفتار و گفتار اوست، اظهار کرد: علامه شهيدي به آنچه مي‌گفت از صميم قلب باور داشت و همان‌گونه عمل مي‌کرد که سخن مي‌گفت. اين صفت بسيار والا و ارزشمند سبب شده که کلامش تاثير گذار و کارساز باشد. رئيس مجلس خبرگان رهبري افزود: علامه شهيدي با بازنگري اصول اعتقادي و باورهاي موروثي خود و نگاه نقادانه و ژرف به تاريخ اسلام و زندگي پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) آثار ماندگاري همچون تاريخ تحليلي اسلام را به جامعه عرضه داشت. وي خاطرنشان کرد: ارزش و اهميت اين آثار از چاپ‌هاي متعدد آن‌ها کاملا آشکار است طوري که تاريخ تحليلي اسلام پس از 50 سال بيش از 40 بار تجديد چاپ شد و اثر ارزشمند ديگرش زندگي حضرت فاطمه ‌(ص) نه تنها بيش از 50بار به چاپ رسيده که به عنوان متن درسي رسمي حوزه علميه خواهران برگزيده شده است. سيدمحمد حسيني، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در همايش ملي و جايزه ادبي علامه سيدجعفر شهيدي گفت: آنچه بيش از بعد علمي ايشان اهميت داشت و مورد توجه هر فردي قرار مي‌گرفت، سلوک و منش استاد است که يک عمر با کلام مولا محشور بود. وزير ارشاد ادامه داد: يک جنبه شخصيت علامه شهيدي، اشراف به زبان و ادب فارسي و عربي است که در اين زمينه علامه شهيدي منشأ خيرات و برکات بسياري بودند. حسيني تاکيد کرد: همايش علامه، نمايش جايگاه علامه شهيدي نيست، بلکه پيرايش ذهن ما براي پذيرش معارفي است که اگر در زندگي روزمره ما نباشند، زيستن بي‌رشد در انتظار ما خواهد بود. او با بيان اين‌که علامه شهيدي از سلاله اولياء‎النعم و الباب‎الايمان بوده است، افزود: او با حضور در نجف در حد اجتهاد از علماي نجف آموخت و پربار شد. حسيني خاطرنشان کرد: امروز همه هنرمندان در رشته‌هاي مختلف هنري، خوشنويسي، تجسمي، سينما و تئا‌تر بايد با انجام کارهاي تحقيقاتي در زمينه معرفي بزرگاني مانند علامه شهيدي گام بردارند و بنا به تاکيد مقام معظم رهبري، تنها نبايد آثار انديشمندان غربي را ترجمه کنيم. غلامعلي حدادعادل رئيس فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي نيز در اين همايش با تاکيد بر اين‌که تقدير از شهيدي هم حق است و هم تکليف، گفت: ما امروز خوشه‌چين خرمن دانش او هستيم. حدادعادل افزود: علامه شهيدي از مفاخر علمي ايران اسلامي بود که شخصيت او بايد به نسل‌هاي آينده شناسانده شود. رئيس فراکسيون اصولگرايان مجلس شوراي اسلامي خدمات علامه شهيدي را به سه بخش آموزشي، علمي و مديريتي تقسيم کرد و گفت: علامه شهيدي درس را جدي مي‌گرفت و به تشريفات اکتفا نمي‌کرد. وي با بيان اين‌که علامه شهيدي‌‌همان روش حوزوي را در دانشگاه اعمال مي‌کرد، ادامه داد: شاخص‌ترين اثر اين دانشمند بزرگ ترجمه نهج‌البلاغه است که بر تارک آثار او مي‌درخشد. در جريان اين کنگره از تنديس و تمبر يادبود علامه شهيدي رونمايي شد. تنديس دکتر شهيدي توسط هنرمندان هنرهاي حجمي استان لرستان به مناسبت برگزاري همايش ملي و جايزه ادبي علامه شهيدي ساخته شده است. همچنين همزمان با برپايي اين همايش در بروجرد پايگاه مرجع فرهنگي علامه سيدجعفر شهيدي در کتابخانه عمومي علامه شهيدي بروجرد ايجاد شد. در اين پايگاه تمامي آثار مکتوب و مقالات و تأليفات و آثار غيرمکتوب مانند عکس‌ها و فيلم‌هاي علامه سيدجعفر شهيدي در بخش ويژه‌اي از کتابخانه شهيدي بروجرد جمع‌آوري و نگهداري مي‌شود. قرار است با همکاري نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مسابقات کشوري کتابخواني نيز بر مبناي آثار مرحوم علامه جعفر شهيدي در سراسر کشور بزودي برگزار شود.

تصوير شهر در سيماي هنر
دکتر بهمن نامور مطلق، استاد دانشگاه شهيد بهشتي، در نشستي که در خانه هنرمندان برگزار شد درباره سيماي هنري شهر به ايراد سخن پرداخت. وي در آغاز سخن شهر را بزرگترين و پيچيده ترين متني دانست که انسان مي آفريند و کلان شهرها کلان ترين متني هستند که بدست بشر ساخته مي شوند. در حقيقت، شهر متن متنهاست، متني که گفتمانهاي گوناگون را در خود جاي مي دهد. هيچ متني به ميزان خانه و به ويژه شهر در خود پذيراي آثار و بافتهاي متنوع نيست. همين وضعيت موجب پيچيده شدن مطالعه شهر مي شود حال اگر موضوع مطالعه تصوير شهر در ادبيات و هنر باشد به مراتب دشوارتر خواهد بود. شهر در عين حال يک ابررسانه نه فقط براي هنرها بلکه براي انسان، زندگي انساني و تحولات بزرگ بشري است. خيابان يا ميدان فقط براي عبور و مرور نيست براي ملاقات و اجتماع کردن است به ياد بياوريم تاريخ و ريشه واژه «خيابان» را. خيابان هرات و خيابان قزوين و خيابان چهارباغ اصفهان. ميدان آزادي، ميدان تحرير و ميدان مرواريد را. وي در ادامه گفت: شهرسازي و معماري همانند هر ساخته و پرداخته انساني يک امر فرهنگي است. به همين دليل، هر فرهنگي داراي ويژگيهاي شهري خاص خود است. بنابر اين جاي تعجب ندارد که فرهنگها با توجه به خصوصيات فکري و ديني، تاريخي و اجتماعي همچنين اقليمي، شهرسازي خاص خود را دارند. به عبارت ديگر، زيبايي شناسي شهر و معماري هر جامعه اي برخاسته و برگرفته از باورها و تخيلات آن جامعه بوده است. دکتر نامور اظهار داشت: به طور مثال، انديشه غرب که بر پايه جدايي از طبيعت و غلبه بر آن استوار شده، سبک خاص خود را در خلق اثار ادبي، معماري، نقاشي يا مجسمه سازي دارد. نقاشي موناليزاي داوينچي يعني اين نماد نقاشي اروپا را به ياد بياوريم که چگونه طبيعت در پس-زمينه خفه و محو شده است. همچنين، نحوه برخورد عمارت با آسمان در غرب برخوردي چالشزا و خشم آلود بوده و اين نوع نگاه از گذشته و از معماري گوتيک و پيش از آن وجود داشته است. بر همين اساس در فرهنگ غرب واژه اي به نام آسمان خراش به وجود مي آيد. حال آنکه، در انديشه اصيل ايراني-اسلامي معماري هيچگاه آسمان را نخراشيده و به آن نشوريده و نخروشيده است.

نگاهي دوباره به تاريخ فلسفه راسل
كارشناس و پژوهشگر فلسفه غرب در نشست «تاريخ‌نگاري فلسفه»که در سراي اهل قلم برگزار شد گفت: تاريخ فلسفه راسل براي آشنايي با انديشه راسل مناسب است نه براي شناخت تاريخ انديشه‌ها. در اين نشست که مالك شجاعي‌جشوقاني دبير و مهدي غياثوند، پژوهشگر حوزه فلسفه سخنران بود، شجاعي به برنامه‌هاي جديد سراي اهل قلم در حوزه فلسفه اشاره كرد و گفت: اين برنامه‌ها را در چهار بخش تنظيم كرده‌ايم. نقد و بررسي آثار دوران‌ساز فلسفي، نشست‌هاي موضوعي مانند وضعيت آموزش فلسفه و همچنين نقد فلسفي در ايران، رابطه فلسفه با ساير حوزه‌هاي معرفتي و همچنين بررسي آراي دوازده فيلسوف اسلامي و بيست فيلسوف غرب موضوعات اين چهار محور را تشكيل مي‌دهند. كارگاه ترجمه نيز يكي ديگر از برنامه‌هاي ماست، بر اين اساس قصد داريم با حضور مترجمان خوب كشور مانند سياوش جمادي جلساتي را برگزار كنيم.  وي افزود: در اين جلسه «تاريخ‌نگاري فلسفه» را موضوع خود قرار داده‌ايم و قصد داريم درباره تاريخ فلسفه «راسل» كه يكي از از تاثيرگذاترين تاريخ فلسفه‌هاي معاصر است صحبت كنيم. پيش از آغاز اين بحث نكته‌اي را متذكر مي‌شوم و آن اين‌كه تاريخ فلسفه، فلسفه تاريخ و تاريخ‌نگاري فلسفه سه مفهوم متفاوتند. تاريخ‌نگاري فلسفه مشخص مي‌كند كه يك مورخ فلسفه در روايت آراي فلسفي چه بايدها و نبايدهايي را بايد رعايت كند و اين‌كه آيا بايد به زمينه‌هاي فرهنگي و اجتماعي دوره حيات هر فيلسوف نيز توجه كند يا خير.  اين پژوهشگر فلسفه ادامه داد: برخي از تاريخ‌نگاران فلسفه معتقدند تنها بايد روايت‌گر انديشه‌ها باشند و به همين دليل زمينه‌هاي شكل‌گيري يك تفكر را بررسي نمي‌كنند. راسل جزو آن دسته از تاريخ‌نگاران فلسفه است كه به وضعيت اجتماعي و فرهنگي هر فيلسوف در شكل‌گيري آراي او نيز توجه داشته است.  سپس غياثوند گفت: تاريخ فلسفه راسل را از دو منظر مثبت و منفي مي‌توان سنجيد. با نوشته شدن اين اثر در سال 1945 فضايي تازه براي فلسفه تحليلي باز شد. اين اثر كه نجف دريابندري آن را در دهه 40 شمسي به فارسي برگرداند، مجموعه‌اي از اظهارنظرهاي صريح و روشن راسل است، ‌اظهارنظرهايي كه به دليل صراحت و روشني نياز چنداني به تبيين دوباره ندارند و به همين دليل ترجيح مي‌دهم درباره روش او صحبت كنم.  وي با بيان اين‌كه هنگامي كه سراغ تاريخ فلسفه‌ها مي‌رويم دنبال پاسخي براي پرسش‌هاي فلسفي خودمان هستيم گفت: حال ما چگونه بايد با تاريخ فلسفه‌ها مواجه شويم و پاسخ‌مان را از آن دريابيم؟ راسل در مقدمه تاريخ فلسفه‌اش مي‌گويد ادعايي براي برتري كتابش بر ساير تاريخ فلسفه‌ها ندارد، اما بيان مي‌كند كه فرق تاريخ فلسفه او با ساير آثار مشابه در اين است كه او شرايط محيطي و به‌ويژه سياسي دوره زندگي هر فيلسوف را در نظر آورده است. به زعم او بسياري از تاريخ‌نويسان فلسفه، فلاسفه را در خلأ بررسي كرده‌اند، در حالي كه هر فيلسوف محصول محيط خود است. غياثوند سپس به طرح مسايلي درباره تاريخ فلسفه راسل پرداخت و گفت: راسل معقتد بود كه تنها در بخش‌هايي از فلسفه مي‌توان به دنبال تاثير شرايط محيطي گشت و در مواردي مانند منطق، اين جست‌وجو چندان معنايي ندارد. اما به اعتقاد من درباره مسايلي مانند منطق نيز مي‌توان به دنبال تاثير شرايط محيطي بود. اين پژوهشگر به ذكر مصداق‌هايي از تاريخ فلسفه راسل در تبيين تاثير شرايط محيطي بر ذهن فيلسوف پرداخت و گفت: راسل به زمينه‌هاي رشد سوبژكتيويته اشاره مي‌كند و مي‌گويد كه شعار مشهور لوتري «فقط متن» مقدمه‌اي براي رشد فرديت شد. اين فرديت تا جايي پيش رفت كه به فرديت معرفت‌شناختي كه به سوبژكتيويته معروف است انجاميد. وي افزود: از ديگر نكات درخشان تاريخ فلسفه راسل اين است كه او رابطه‌هاي دوگانه ميان فلسفه‌هاي خوش‌بين و بدبين و قدرت تاثيرگذاري آن‌ها را در جامعه و سياست بررسي مي‌كند. به نظر او، ارسطو آخرين فيلسوف خوش‌بين است و پس از وي به دليل سقوط دولت‌شهرها شرايط به‌گونه‌اي رقم مي‌خورد كه فيلسوف به كنج تنهايي مي‌رود. غياثوند در ادامه به ترجمه درخشان نجف دريابندري از اين اثر اشاره كرد و گفت‌: اين ترجمه لذت خواندن يك متن فارسي روان و گيرا را به مخاطب مي‌دهد، برخلاف ترجمه‌هاي بازاري امروز كه نمي‌توان با آن‌ها ارتباط برقرار كرد. البته ناگفته نماند كه راسل نيز قلمي گيرا و روان داشت كه همين امر به ارايه ترجمه‌اي قابل قبول از كتابش كمك مي‌كند.

سيري در اشعار عارفانه
سي‌ويکمين مجموعه درس‌گفتارهايي درباره ‌عطار به بررسي سيري در غزل‌شناختي سعدي و عطار اختصاص داشت که با سخنراني دکتر فرح نيازکار در مرکز فرهنگي شهرکتاب برگزار شد. يازکار در ابتداي سخنش به ادب حماسي اشاره کرد و گفت: شعر فارسي در خراسان بزرگ‌زاده شد و در قالب ادب حماسي شروع به کار کرد. بعد‌ها قالب‌هاي ديگري براي شعر خلق شد که يکي از آن قالب‌ها، غزل بود. در تاريخ ادبيات ما غزل چهار تعريف کلاسيک دارد: در ابتدا به ابياتي که به آواز مي‌خواندند، غزل گفته مي‌شد. بعد‌ها هر شعري که مضموني عاشقانه داشت، غزل ناميده شد. آنگاه که قصايد رواج گرفت، به بيت‌هاي آغازين قصيده‌ها که تغزلي بود، غزل گفتند. چون قصايد زباني استوار و فاخر داشتند، ابيات تغزليِ ابتداي قصايد هم استوار و با صلابت بودند. پيداست که لطافتي را که بعد‌ها در غزل مي‌بينيم، در آن تغزلات نمي‌شد سراغ گرفت. اين قصايد اغلب در مدح پادشاهان، به ويژه پادشاهان تُرک غزنوي، سروده مي‌شدند. غلامان اين پادشاهان، ترکان زيبارويي بودند که به کار سپاهي‌گري مي‌پرداختند. ناگزير شاعران در وصف آن‌ها از تشبيهاتي استفاده مي‌کردند که کاملا نظامي بود. مثلا چشم به تيغ، مژگان به خنجر، و ابرو‌ها به کمان و کمند تشبيه مي‌شد. در اين تعزل‌ها، معشوق جايگاه اصلي خود را ندارد. ضمن آنکه به دور از رويکرد لطيفي هستند که از غزل انتظار داريم.  اما نوع چهارمي از غزل، که معيار امروز ما در شناخت اين نوع از قالب شعري است، در ? تا ?? بيت سروده مي‌شد و ديالوگي لطيفي ميان عاشق و معشوق بود. اين نوع غزل با سنايي شکل گرفت، هرچند نخستين غزل را به شهيد بلخي، در نيمه دوم قرن سوم، نسبت مي‌دهند. اما با حضور سنايي، تحولاتي در عرصه‌ي زبان و محتواي غزل ايجاد شد. زبان سنايي حد فاصل ميان تغزل قديم و غزل جديد است. سنايي سپس به غزل‌هاي عارفانه‌اي مي‌پردازد که بيشتر توصيفي است. اين را هم بايد گفت که هنگامي که زبان از خراسان به مرکز ايران مي‌آيد، از نظر لطافت واژگان و سبک، دچار تغييراتي مي‌شود. ديگر از واژگان ترکي و لغات فراوان عربي خبري نيست و زبان به سوي سهولت و سادگي پيش مي‌رود.

ضرورت احياي جاده ابريشم فرهنگي
در نشست گفتگوي ديني ميان چين و ايران، شرکت کنندگان به تبيين شرايط ، فوايد و موانع گفتگوي اديان و تمدنها پرداختند و با تأکيد بر ضرورت هدايت مسائل ديني توسط دينداران عقل‌‌گرا، جايگزين کردن تمدني به جاي تمدن ديگر با ابزارهاي اقتصادي و نظامي احمقانه توصيف شد. نشست «نقش گفتگوهاي ديني در جهان معاصر» با حضور «وانگ زو آن» رئيس سازمان امور اديان چين وهيأت همراه به ميزباني مرکز گفتگوي اديانِ معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار شد. دکتر محمدباقر خرمشاد رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در اين نشست که با حضور «يو هونگ يانگ» سفير چين در تهران، «ما لي» رئيس سازمان اديان منطقه خودمختار «نينگ شيا» و «ترکان پيدا» رئيس سازمان اديان منطقه خودمختار «سين کيانگ»، همراه بود، طي سخناني بر نقش گفتگوي اديان در دنياي امروز تأکيد کرد و گفت: امروز بدون گفتگوي اديان و فرهنگها و تمدنها، جهاني پر خطر خواهيم داشت؛ پس به نام عقل، صلح، عدالت و بشريت بايد اين گفتگوها ادامه پيدا کند. وي افزود: دو کشور چين و ايران صاحبان دو تمدن کهن در آسيا هستند و بالاتر از اين، ايران و چين امروز هر دو قصد دارند که دو تمدن جديد مبتني بر سنتهاي کهن ايجاد کنند. به همين دليل اين دو تمدن آسيايي بايد بتوانند با گفتگو و همکاري پديدآور صلح، دوستي و عدالت باشند. چرا که ارزشهاي مشترک دو کشور مي تواند هم براي آسيا و هم براي جهان تأثيرگذار باشد. رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي با تأکيد بر تأثير انقلاب اسلامي ايران در ايجاد فضاي گفتگو، تصريح کرد: انقلاب اسلامي ايران باعث تغيير نگاه به دين شد. ميشل فوکو فيلسوف فرانسوي معتقد است که انقلاب ايران، معنويت گرايي سياسي بوده است. معناي اين سخن اين است که انقلاب ايران هم دين معناگرا را در جهان ماده‌گرا معرفي کرد و هم ديني را معرفي نمود که تنها فردي نيست بلکه سياسي و اجتماعي نيز هست و امروز ارزشهاي اين انقلاب چون نيازهاي انسان را همراهي مي کند مي تواند مبناي خوبي براي گفتگوي بين المللي باشد. دکتر خرمشاد با اشاره به رعايت حقوق اقليتهاي ديني در ايران، نسبت به رشد تندروي در بين همه پيروان اديان اظهار تأسف کرد و گفت: در حوزه همه اديان شاهد رشد تندروي هستيم از جمله در حوزه دين اسلام؛ افراط گرايي ديني خطر بزرگي براي دنياي امروز است و افراط ‌گرايي اسلامي نيز خطري است که بايد در آسيا با کمک يکديگر به راه حل ميانه اي بينديشيم که به جاي افراط ‌گرايان، دينداران عقل‌گرا هدايت مسائل ديني را به عهده بگيرند، و اين با همکاري هم ممکن خواهد بود. در ادامه اين نشست «وانگ زو آن» رئيس سازمان امور اديان چين طي سخناني با اشاره به وجود تمدنهاي مختلف در جهان گفت: در اين شرايط دو صدا در جهان وجود دارد يک صدا مي گويد برخورد تمدنها اجتناب ناپذير است، و صداي ديگر مي گويد مي توان از طريق گفتگوي ميان فرهنگها و تمدنها زندگي هماهنگي را ايجاد کرد. وي افزود: در تاريخ بشريت برخورد ميان تمدنهاي مختلف وجود داشته و خواهد داشت اما ما به عنوان ميراث داران اين تمدن مسئوليت داريم که اين فضاي گفتگو را حفظ کنيم. از آنجا که چين و ايران دو تمدن باستاني هستند فرهنگ اين دو کشور به مانند دو گل در جهان مي درخشد. اجداد ما با ساخت جاده ابريشم نه تنها ارتباط شرق و غرب آسيا را ممکن ساختند بلکه نمونه درخشان بين فرهنگها و تمدنهاي مختلف در جهان شدند که امروز به عنوان افتخاري براي ما باقي مانده است. رئيس سازمان امور اديان چين با اشاره به پرچمداري ايران در گفتگوي ميان اديان و فرهنگها و تمدنها، يادآور شد: در سالهاي اخير حمايت ايران در ميان گفتگوي تمدن هاي مختلف مورد تأکيد بسياري از کشورها قرار گرفت  و توجه سازمان ملل را جلب کرد به گونه اي که برگزاري گفتگوي تمدنها و فرهنگهاي آسيايي در ايران در سال گذشته باعث افزايش درک متقابل همه کشورها و ارتقاء صلح جهاني شد. وي با تأکيد بر تنوع تمدن بشري، افزود: در 2 هزار سال پيش مکتب کنفوسيوس مي گويد همه کشورها بدون آسيب به يکديگر رشد مي کنند و بدون برخورد با يکديگر راه موازي مي روند. با زور و تکيه به قدرت نمي توان همه تمدنها و فرهنگها را يکسو کرد بلکه مي توان بدون برخورد با هم و با احترام به اختلاف تمدنها به همزيستي مشترک رسيد.   «وانگ زو آن» يادآور شد: هزاران سال پيش مکاتب مختلف تمدنهاي مختلف را ايجاد کردند که از برخورد تمدنها و فرهنگها پيشرفت تمدن بشري امکان پذير شد. مثلا تمدن چيني تنها از اقوام داخلي ايجاد نشد بلکه از بسياري از فرهنگها نظير بوديسم، اسلام و مسيحيت ايجاد گرديد و باعث غني شدن تمدن چيني شد. رئيس سازمان امور اديان چين افزود: ارتباط بين تمدنها بايد فراگير شود، چون تنوع تمدنها را داريم پس نياز به تشکيل گروه همکاري بين فرهنگها و تمدن هاي مختلف داريم. تمدنها  فرهنگهاي مختلف با داشتن نقاط قوت و ضعف خود، خوب و بد ندارد و جستجوي حقيقت روشهاي مختلفي دارد اما تلاش از طريق ابزارهاي اقتصادي و نظامي براي جايگزين کردن تمدني به جاي تمدن ديگر مخالف معيارهاي ارتباط ميان تمدنهاو بسيار احمقانه و محکوم به شکست است. وي گفتگوي ميان ديني و تمدني در دنياي معاصر را موجب توسعه تمدن دانست و گفت: فعاليت در يک محيط بسته در دنياي ارتباطات و رقابتهاي اقتصادي که امروز وجود دارد، غير ممکن است و جلوگيري از برخورد تمدنها و هماهنگي بين تمدنها امروز يک چالش جدي محسوب مي شود. «وانگ زو آن» در پايان تأکيد کرد: ما موافق گفتگوي ميان اديان و تمدنها و مخالف هرگونه اعمال تحريک آميز هستيم و ما تمايل داريم با همه کشورها از جمله ايران اين فضاي گفتگو را براي حل و فصل همه اختلافات و هماهنگي اجتماعي و صلح جهاني ادامه دهيم. در ادامه اين نشست دکتر محمدرضا دهشيري معاون آموزشي و پژوهشي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي تأکيد کرد: در اين جلسه در مورد فوايد، موانع و شرايط گفتگو صحبت شد و سه مسئله تندروي، سلطه گري و يکجانبه گرايي و جنگها و اقدامات تحريک آميز از موانع اصلي گفتگوهاي بين ديني و تمدني برشمرده شد. وي در ادامه به شرايط گفتگو که در اين نشست بر آن تأکيد شد، اشاره کرد و گفت: سه مسئله احترام متقابل، تحمل متقابل و پذيرش روشهاي مختلف براي جستجوي حقيقت از فوايد گفتگوهاي بين ديني و تمدني عنوان شد و در مورد فوايد گفتگو نيز بر افزايش درک و يادگيري متقابل، رسيدن به راه حل ميانه و عقلاني و نيز کمک به پيشرفت تمدن بشري تأکيد شد.وي در پايان تأکيد کرد: همه رهبران ديني و نخبگان دانشگاهي در تحقق اهداف گفتگوي اديان و تمدنها سهيم هستند و اميدواريم در اين گفتگوها که قرار است هر ساله ميان چين و ايران برگزار شود، نويدبخش صلح، دوستي و همکاري بين تمدني ميان چين و ايران باشد.

روح شعر لهستاني
دکتر ضياء موحد، در نشست «عصري با شيمبورسکا» که در شهر کتاب برگزار شد درباره اين شاعر گفت : اميدوارم اغراق نکرده باشم اگر بگويم شعر ويسواوا شيمبورسکا (2012- 1931) در اين سطر خلاصه مي‌شود: «من آدم‌ها را بيشتر از بشريّت دوست دارم.» اين سطر برگرفته‌اي کوتاه شده از شعر «امکانات» شاعر است. هر شاعر اصيلي معيارهاي شعر خود را خود مي‌آفريند. شيمبورسکا چنين شاعري است. شعرش را در ترجمه هم که مي‌خواني، بر خلاف بسياري شعر‌ها، شعر بودنش را حفظ مي‌کند و حيرت مي‌کني که مگر مي‌شود با چنين تصوير‌ها و حرف‌هاي معمولي شعر گفت. اما به آخر شعر که مي‌رسي حس مي‌کني که واقعاً شعر خوانده‌اي. گسستي آشکار از آنچه معمولاً شعر مي‌دانند. وي در ادامه گفت: در اغلب شعرهاي شيمبورسکا بندهاي شعر با ارتباط معنايي دنبال هم مي‌آيند. گاهي از خود مي‌پرسم: آيا نمي‌شود بعضي را حذف کرد؟ آيا نمي‌شود بندهايي را اضافه کرد؟ جوابي ندارم. اما شعر را که مي‌خوانم مي‌بينم انگار شعري است کامل و هر سطرش لازم. به‌ويژه که استاد پايان‌بندي است. نمونه، پايان‌بندي شعر بالا. پيش از رسيدن به پايان شعر نمي‌توان حدس زد چگونه پايان مي‌يابد. اما وقتي اتفاق افتاد تکانت مي‌دهد. در شعر «گربه‌اي در خانه‌ي خالي» خود را به‌جاي گربه‌اي مي‌نهد که مرگ صاحبش خانه را خالي گذاشته. بسياري از شاعران براي خلق فضاي شاعرانه چه کار‌ها که نمي‌کنند: به آن سوي دريا‌ها مي‌روند، خواب فرشتگان را مي‌آشوبند، به افق‌هاي دور خيره مي‌شوند، از درخت نور بالا مي‌روند. در به در دنبال معجزه. دکتر موحد با اشاره به اين نکته که در شعر شيمبورسکا عاطفه و انديشه‌ فلسفي در هم تنيده شده‌اند گفت: در شعر «هيچ چيز دوبار اتفاق نمي‌‌افتد» اين حکم معروف کتاب جامعه را که: هيچ چيز در زير آفتاب تازه نيست، شاعرانه نفي مي‌کند. چه مثال نقضي بالا‌تر از اينکه شيمبورسکا نه پيش از خود وجود داشته، نه پس از خود وجود خواهد داشت. وجود اين شاعر تنها يکبار اتفاق افتاده است.  شيمبورسکا فلسفه‌پيشه نيست، اما شعرش عميقاً فلسفي است. سياست پيشه نيست، اما شعرش عميقاً سياسي است. جنگ و استبداد و ترور را خوب مي‌شناسد. در لهستان سالياني با فاشيسم و کمونيسم زندگي کرده است. شعرش ساده مي‌نمايد اما از کنار آن ساده نمي‌توان گذشت.  دکتر موحد با اشاره به اين نکته که من متأسفانه زبان لهستاني نمي‌دانم. اما حدس مي‌زدم زبان شعرش زبان طبيعي روزمره باشد گفت: خالي از فضل‌فروشي‌هاي اديبانه و صنايع بديع متداول و خلاصه خالي از حشو و زوائد مرسوم. حدس مي‌زدم از قافيه، جز در مواردي که از متن شعر طبيعي برويد بهره نگيرد. حالا خوشبختانه دريافته‌ام که اين حدس‌ها درست بوده‌اند. اگر جز اين بود از شعر شيمبورسکا در ترجمه چيزي باقي نمي‌ماند. گمان نمي‌کنم شيمبورسکا با اين درک عميق از شعر، با اين تعادل انديشه و عاطفه، طنز و تصوير و وسعت تخيل، نيازي به قافيه‌سازي و اوزان سنتي داشته باشد. شعرهايي که با اين شگردهايي که برشمردم سروده مي‌شوند و خوشبختانه هر چه پيش‌تر مي‌رويم بي‌اهميّت‌تر مي‌شوند، در ترجمه چيزي از آن‌ها باقي نمي‌ماند. اما شعر اين شاعر در ترجمه نيز مي‌درخشد. در ايران، کشور شعر، کتاب آدم‌ها روي پل به چاپ چهارم رسيده است. اين تنها به دليل جايزه‌ي نوبل نيست. اين ترجمه هم ترجمه‌ي همه شعرهاي شاعر نيست. بيشتر شعر‌ها از مجموعه‌ي ماقبل آخر شاعر انتخاب شده است. برخي از شعرهاي مشهور او هم در اين مجموعه نيامده است. منظور اينکه استقبال خوانندگان از اين دفتر خاسته از جوهر شعري جاري در اين شعرهاست. شيمبورسکا در قياس با شاعراني در تراز خود شعر کمي دارد، چيزي حدود 250 شعر چاپ شده. اما اگر يک‌دهم اين شعر‌ها هم ماندگار باشد، مقام او در شعر، به‌خصوص شعر لهستان تثبيت شده است. شيمبورسکا گفته است از 5 سالگي شعر سروده و پدرش براي هر شعر پولي به او مي‌داده. گاهي هم يک شعر را دو بار به او مي‌فروخته. کلاهي کودکانه سر پدر. با سابقه‌اي چنين طولاني در شاعري و جايزه‌ي نوبل، ناچار حرف و خاطره درباره‌ي او زياد است. اما قصد من در اين مختصر شرح حال نويسي نيست. تنها به چند نکته‌ي نسبتاً مهم اشاره مي‌کنم.  چسلاو ميوش، شاعر لهستاني ديگر و برنده‌ي جايزه‌ي نوبل او را شاعري وصف کرده ضدّ شاعران اعترافي. گفته‌اند شعرش سهولت آفرينندگي موتزارت و خشم بتهوون را نشان مي‌دهد. خود شاعر مي‌گويد «کلمه‌هاي تأثرانگيزي را برمي‌گزينم اما کوشش مي‌کنم از شدت آن‌ها بکاهم.»

ورود واژگان بيگانه به نظام آموزشي
نخستين «نشست علمي گروه آموزش زبان و ادبيات فارسي با مولفان کتاب‌هاي درسي» دوشنبه (12 تير) با حضور حدود 100 نفر از برنامه‌ريزان و مولفان کتاب‌هاي درسي وزارت آموزش ‌و پرورش در فرهنگستان زبان و ادب فارسي برگزار شد. دکتر احمد  سميعي گيلاني که به پدر علم ويرايش در ايران، شهرت دارد، در نخستين «نشست علمي گروه آموزش زبان و ادبيات فارسي با مولفان کتاب‌هاي درسي» بر استفاده از تجربيات صاحب‌نظران قديمي به عنوان الگو در تدوين محتواي کتاب‌هاي درسي تاکيد کرد. وي ادامه داد: معلومات به روز، نه تنها با پيشرفت فناوري بلکه با تحولات طبيعت نيز تازه مي‌شوند. اين انديشه قرون وسطايي که جهان يک بار براي هميشه آفريده شده است، مدت‌هاست که اعتبار ندارد. در طبيعت همه چيز در حرکت است. انگار نيرويي خلاق در درون هر ذره‌اي از ذرات وجود، جا خوش کرده است. سميعي‌گيلاني افزود: انواع جانوان، امروز همان نيستند که در کشتي نوح جا گرفتند بلکه انوع تازه‌اي به وجود آمده‌اند و دانش نيز در تبادل با طبيعت در حرکت است. ما دانش ايستا نداريم. پويايي از خصوصيات ذاتي دانش است و دانشي که پويا نباشد نمي‌تواند در راستاي تحولات طبيعت حرکت کند و به عرصه‌هاي تازه و گسترده تر دست يابد. اين پژوهشگر با بيان اين‌که «فکر پويا است و عالي‌ترين جلوه اين پويايي را در درس رياضيات مي‌توان ديد»، عنوان کرد: اگر فکرمان مطابق با معلومات روز نباشد، بيهوده راه پيموده‌ايم. از طرفي اگر تنها به اندوخته روز اکتفا کنيم، کاروان دانش را يک گام به پيش نبرده‌ايم و در واقع سهمي در امدادرساني دانش نداشتيم. وقتي ما فکر مي‌کنيم اما نمي‌توانيم بيان کنيم به اين معنا است که اصولا آن فکر معنايي در ذهنمان ندارد و تنها يک سلسه معلومات عاريتي و هضم نشده‌اي هستند که در ذهن انباشته‌ايم. اگر ما براي بيان معلومات عاريتي و روشن مشکل داريم به اين دليل است که فکر، از آن خودمان نيست و برگرفته از فرهنگ‌هاي غربي است. سميعي‌گيلاني افزود: متاسفانه تحقيقات دانشگاهي در مسير نزولي از نظر محتوا در حرکت‌اند و پيداست که معناي تازه‌اي را بيان نمي‌کنند بلکه مطالب را از سايت‌ها و منابع مختلف به هم مي‌پيوندند و آن را در قالب مقاله ارايه مي‌دهند .

گل نبشته‌هاي باروي تخت جمشيد
سراي اهل قلم موسسه خانه کتاب ميزبان نقد و بررسي کتاب «گل نبشته‌هاي باروي تخت جمشيد» نوشته دکتر عبدالمجيد ارفعي بود. ارفعي گفت: گل‌نبشته‌هاي تخت جمشيد منبع عظيم و شگرفي براي نام‌هاي پارسي بابلي و ايلامي است. در اين مراسم تولد هفتاد و سه سالگي استاد ارفعي نيز به پاس سال‌ها فعاليت وي در حوزه مطالعات باستان‌شناسي و ايلام‌شناسي برگزار شد.- نشست نقد و بررسي کتاب «گل‌نبشته‌هاي باروي تخت جمشيد» با حضور دکتر عبدالمجيد ارفعي، نويسنده کتاب، دکتر کتايون مزداپور، زبان‌شناس و عضو هيأت علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، اميرکاووس بالازده به عنوان دبير نشست و برخي از استادان و دانشجويان وي در سراي اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد. در ابتداي جلسه ابتدا فيلمي درباره فعاليت‌هاي دکتر ارفعي به کارگرداني «ارد زند» پخش شد. سپس دبير نشست، با بيان اين‌که چاپ اين کتاب که داراي متن و تصاوير ويژه‌اي بوده در شرايط بسيار سختي منتشر شد، عنوان کرد: فهم زبان اين سنگ‌نبشته‌ها نياز به دانش بالايي دارد و ترجمه هر يک از کلمات اين زبان هم احتياج به زمان و هم نياز به تحقيق دارد. در ادامه ارفعي گفت: من چندين سال مسوول ساماندهي گل نوشته‌ها و سنگ نوشته‌هاي تخت جمشيد در موزه ملي بودم. اين کتاب، پژوهشي روي 150 گل نبشته باروي تخت جمشيد است که موسسه شرقي دانشگاه شيکاگو در سال 1327 خورشيدي به ايران بازپس فرستاد، همچنين تعدادي از گل نبشته‌هايي که در بخش تاريخي موزه ملي ايران نگاهداري مي‌شوند و گل نبشته منفرد ديگري از باروي تخت جمشيد است که همگي براي نخستين‌بار بازخواني و به همراه تصاويرشان منتشر شده‌اند. حاصل کار من در موزه، ترجمه اين کتيبه‌ها بوده که البته بسياري از دوستان در گردآوري واژه‌نامه به من ياري رساندند. وي افزود: همچنين عکس‌برداري اين مجموعه توسط بهمن پارسا به کمک چندي از شاگردانشان و به صورت نگاتيو صورت گرفت و کار ديجيتالي نبوده است؛ البته در زمان تصحيح کتاب به مشکلات زيادي برخورديم. ارفعي عنوان کرد: سال 1383 من کتاب را براي چاپ به وزارت ارشاد سپردم. به دليل جدا شدن سازمان ميراث فرهنگي از وزارت ارشاد و مشکلاتي که به اين سبب به وجود آمد مدتي طول کشيد تا بعد از چهار سال کتاب از ميراث خريداري و چاپ شد. بالازاده با طرح اين سوال که آيا قصد چاپ ادامه اين گل نوشته‌ها را داريد؟ از ارفعي خواست در اين‌باره توضيح دهد، وي در پاسخ گفت: استاد من مرحوم هلک تا زمان مرگش در سال 1379 بيش از 2586 گل نوشته را خوانده بود. وي موفق به چاپ 33 گل نوشته شد و ما از آن زمان تا کنون مشغول ترجمه و چاپ اين آثاريم. من با اجازه‌اي که از دانشگاه شيکاگو دارم با عکس‌برداري از نوشته‌ها مشغول ترجمه آن‌ها به انگليسي و فارسي هستم تا به مرور چاپ شوند.  ارفعي درباره اهميت تاريخي اين گل‌نبشته‌ها اظهار کرد: اين گل نوشته‌ها سندهاي اداري مربوط به ايالت فارس هستند که از يک سو به يزد مي‌رسند و از سوي ديگر به کرانه‌هاي رود مارون که مرز طبيعي فارس و خوزستان است مرتبط‌اند. اين گل نبشته‌ها همچنين شامل اسناد اداري مالي است که از جابه‌جايي کالا، واريزهاي کالا، پرداختي‌ها اعم از دستمزدهاي ماهيانه يا روزانه تشکيل شده است.وي تاکيد کرد: اين گل نوشته‌ها منبع عظيم و شگرفي براي نام‌هاي پارسي بابلي و ايلامي همچنين نام‌هاي جغرافيايي‌اند و حدود 700 مکان باستاني و تاريخي در اين گل نوشته‌ها نام برده شده‌است. بسياري واژگان ايراني که براي کالا و يا شغلي به کار مي‌رفته در اين نوشته‌ها وجود دارد. سيستم پرداخت مواجب از پايين‌ترين رده تا بالاترين رده نيز بيان شده است. اين ايلامي‌شناس و زبان‌شناس پيشکسوت گفت: بسياري از مراسم و آيين‌هاي ايراني در اين گل نبشته‌ها توضيح داده شده‌اند. اسامي بسياري از حيوان‌ها را از طريق اين نبشته‌ها به دست آورديم که حتي برخي از آن‌ها امروز هم استفاده مي‌شوند. در مجموع اين گل نوشته‌ها اطلاعات بسياري درباره هخامنشيان به ما داده‌اند البته اطلاعات بسياري مانده که بايد به دست بياوريم. در ادامه مراسم دکتر مزداپور درباره زبان ميانجي و ارتباط الواح بارو و خزانه تخت جمشيد توضيحاتي ارايه کرد و گفت: يک وجه از شناخت الواح بارو و خزانه مربوط به ضرورت وجود زبان رسمي و اداري براي نگارش رسمي و دولتي در حکومت هخامنشيان است. همچنين زبان فارسي باستان بعد از زبان ايلامي و زبان بابلي در سنگ نبشته‌هاي فارسي باستان ديده مي‌شود. «گل‌نبشته‌هاي باروي تخت جمشيد» به همت انتشارات مرکز دايره‌المعارف بزرگ اسلامي(مرکز پژوهش‌هاي ايراني و اسلامي) منتشر شده است.

 

 


صفحه 4 از 4