مجله شماره 6

معرفي كتاب‌هاي خارجي

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب‌هاي خارجي

مرضيه سليماني


The Elments of Moral Philosophy
James Rachels,Stuart Rachels
MC Graw-Hill
عناصر فلسفه اخلاق

جيمز راشل، فيلسوف اخلاق برجسته آمريكايي، دانش آموخته دانشگاه‌هاي ريچموند، نيويورك، ميامي، دوك و آلاباما و استاد ممتاز در دانشگاه بيرمنگام و متخصص اخلاق مرگ و ارزش زندگي است. او با همكاري استوارت راشل، استاديار فلسفه  دانشگاه آلاباما و نويسنده مسائل اخلاق (2009) كتاب درسي عناصر فلسفه اخلاق را در 224 صفحه و در سال 2011 تأليف كرده است. نويسندگان عنوان مي‌كنند كه فلسفه اخلاق شاخه‌اي است از فلسفه كه به استدلال درباره پرسش‌هاي بنيادين اخلاقيات مي‌پردازد. درستي و نادرسي امور، شناخت امور خير و شر و بازشناسي فضايل، مسائل بنيادين اخلاق را تشكيل مي‌دهند. پرسش از اين مسائل بنيادين منجر به شكل‌گيري دو حوزه نظري مي‌شود: فرا اخلاق و اخلاق هنجاري. فلسفه اخلاق اين دو حوزه را شامل مي‌شود. فلسفه اخلاق يكي از رويكردهاي علم اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نقش و اهميت آن و پيش كشيدن سؤالاتي كه اين حوزه از فلسفه مطرح مي‌كند، نمي‌توان فهم كاملي از اخلاق و اخلاقيات كسب كرد. در جايي ديگر از كتاب مي‌خوانيم: فلسفه اخلاق در شرايط بحراني يا فوري بيش از ديگر علوم انتزاعي به دادمان نخواهد رسيد اما مطمئناً اصول و مسائل اخلاقي كه توسط فلسفه اخلاق مورد بررسي قرار مي‌گيرند، مي‌توانند به صورت پيشيني بسياري از رخدادها را ممكن و يا غيرممكن سازند. كتاب از سيزده فصل كلي و بخش‌هاي متنوع فرعي تشكيل شده است كه عناوين و سرفصل‌هاي برخي از آن‌ها بدين قرار است: اخلاقيات چيست؟ مسأله تعريف، نمونه‌هايي از استدلال اخلاقي، استدلال و تجربه، مفاهيم كمينه در اخلاق، چالش نسبيت فرهنگي، فرهنگ‌هاي مختلف قوانين اخلاقي متفاوتي دارند، تفاوت‌هاي فرهنگي، نتايج جدي گرفتن نسبيت فرهنگي، عدم توافقات، همه فرهنگ‌ها داراي برخي ارزش‌هاي مشترك هستند، از نسبيت فرهنگي چه مي‌توان آموخت؟ عينيت در اخلاق، مفاهيم بنيادي عينيت اخلاقي، تكامل نظريه، آيا اخلاق وابسته به دين است؟ رابطه بين دين و اخلاق، نظريه فرمان‌هاي الهي، مسيحيت و مسأله سقط جنين، خودخواهي روان‌شناختي، آيا ديگر خواهي عملي ممكن است؟ استراتژي بازتفسير انگيزه‌ها، دو برهان در دفاع از خودخواهي روان‌شناختي، رفع ابهام، عميق‌ترين خطا در خودخواهي روان‌شناختي، خودخواهي اخلاقي، وظيفه، سه برهان در رد خودخواهي روان‌شناختي، رويكرد سودمندانه، انقلاب در اخلاق، مثال اول: اتانازي، مثال دوم: حيوانات، بحث و گفت‌وگو درباره سود انگاري، آيا شادكامي تنها موضع داراي اهميت است؟ آيا همه نتايج مهم‌اند؟ دفاع از سودانگاري، در سودانگاري  چه چيز صحيح است و چه چيز خطاست؟ آيا قوانين اخلاقي مطلق وجود دارند؟ كانت و مسئله اخلاق، وظيفه دروغ نگفتن، برخورد بين قوانين اخلاقي، نگاهي ديگر به ايده‌ بنيادين كانت، كانت و احترام به اشخاص، انسجام شخصيت، تئوري مجازات، هابز، دو راهي زنداني، تئوري اخلاقيات اجتماعي، مسئله نافرماني مدني و مسائل و مشكلات اين نظريه، اخلاق فضيلت، آيا بايد به اخلاق فضيلت بازگرديم؟ ارزش، برخي امتيازات اخلاق فضيلت، نارسايي اخلاق فضيلت، تئوري رضايت اخلاقي به چه مي‌ماند؟ جامعه اخلاقي، عدالت و آزادي و ...  منابعي براي مطالعه بيشتر، ياداشت‌ها و نمايه پايان بخش كتابند. در مورد نقاظ ضعف كتاب بايد گفت بخش مربوط به سودانگاري چندان كه بايد كامل نيست و آراي نتبام و جان استوارت ميل به اختصار مطرح شده است و در بخش مربوط به عينيت در اخلاق بيشتر به نمونه‌ها پرداخته شده تا به تعاريف. اما نكته مثبت آن روح نسبيت فرهنگي است كه بركل كتاب حاكم است. 

 Moral choices
An introduction to Ethics
 scott Rae
 zondervan
انتخاب‌هاي اخلاقي
 درآمدي بر اخلاق

درخصوص تاريخچه پيدايش فلسفه اخلاق گفته‌اند كه آدميان درمرحله‌اي از تاريخ پديداري خود، رفته‌رفته برخي چيزها را ارزشمند تصور كردند. تفكر ابتدايي انسان به اين صورت وارد مرحلة مفهوم‌سازي شد و مفهوم‌سازي موجب پديدار شدن مفهوم خوبي يا خير در ذهن انسان گشت و اين شروع تفكر اخلاقي انسان بود. در اين مرحله دو مفهوم عمده مشهود بود: يكي عرف و ديگري تابو. عرف مجموعه قواعدي بود كه جامعه به صورت سنتي آن را پذيرفته بود و موجبات انتظام اجتماعي را فراهم مي‌آورد و به مرور به مفهوم قانون تبديل شد. اما تابو مجموعه‌اي از رفتارها و گفتارهاي ناهنجار اجتماعي بود كه از سوي آيين و مذهب قوم ممنوع و نكوهيده بودند. مفهوم تابو نيز در سير تطور جوامع مدني به مرور زمان به مفهوم اخلاقيات بدل گشت. انتخاب‌هاي اخلاقي: درآمدي بر اخلاق با اين عبارات آغاز مي‌گردد و نويسنده عنوان مي‌كند كه همزمان با پيدايش و گسترش مفهوم خير در جوامع انساني، مفهوم شر نيز به وجود آمد و گسترش يافت. انسان‌ها بسته به نوع عملكردشان در چشم يكديگر به خوب و بد تقسيم شدند و اين جريان موجب آن شد كه افراد بشر گرايش به شر را تقبيح كنند چرا كه با وجود منفعت عمل شر براي افراد شرور، كليت اين عمل به ضرر تمام افراد جامعه تمام مي‌شد و مي‌توانست بنياد شهروندي را ريشه‌كن كند. از همين نقطه است كه نويسنده به ظهور معلمين اخلاق مي‌رسد. از نظر او اولين و مهم‌ترين معلمين اخلاق پيامبران بودند. همچنين او از افلاطون و ارسطو، اگوستين، توماس اكويناس، باروخ اسپينوزا، كانت، استوارت ميل و آرتورشوپنهاور به عنوان كساني ياد مي‌كند كه در ادوار مختلف به اخلاق و فلسفة آن پرداخته‌اند و تأثير فراواني بر ديگر متفكران داشته‌اند. چرا اخلاق مي‌خوانيم، اخلاق مسيحي، عناصر كليدي در تاريخ اخلاق، نظام‌هاي اخلاقي و شيوه‌هاي استدلال اخلاقي، تصميم‌گيري‌هاي اخلاقي، سقط جنين، بازتوليد تكنولوژي، ژنتيك و كلونينگ، خودكشي و اتانازي، اعدام، اخلاق جنسيتي، اخلاق جنگ و... از جملة بخش‌هاي مختلف اين كتاب هستند كه در 384 صفحه و به زبان انگليسي تأليف شده است.  نويسندة آن اسكات بي.‌رائه، استاد اخلاق مسيحي در دانشگاه كاليفرنياي جنوبي و مدرسه تكنولوژيِ دانشگاه بيولا است كه پيش از اين كتاب‌هاي متعددي را منتشر كرده است كه فراسوي صداقت: رويكرد يهودي ـ مسيحي به اخلاق تجارت (2004)، جسم و روح: سرشت انساني و بحران در اخلاق (2000)، بيوتكنولوژي و خيرانسان (2007)، ارزش‌هاي سرمايه‌داري: پرونده‌اي اخلاقي براي بازار آزاد (2010)، اخلاق زيست محيطي: رويكردي مسيحي در عصري تكثرگرايانه (1999)، اخلاقِ كتاب مقدس و بازتوليد تكنولوژي (1996) از جملة آن‌ها هستند.

Ethics: An introduction to
 philosophy and  Practice
Stepen J. Freeman
 Brooks Cole
اخلاق
 درآمدي بر فلسفه و عمل

اين كتاب را استفن جي. فريمن نوشته است. استاد مشاور و رئيس دپارتمان آموزش در دانشگاه دولتي كاليفرنيا. عمدة تمركز او بر فلسفة مرگ است و يكي از مهم‌ترين آثارش شكل دادن به آينده‌مان: چالش‌هاي كليسا در قرن بيست‌ويكم نام دارد. كتاب از 332 صفحه و چهارده فصل تشكيل شده است. مباحث اخلاقي و قوانين اخلاقي، مسائل اخلاق، جهت‌گيري نظري در علم اخلاق، درآمدي بر علم اخلاق، نسبيت‌گرايي اخلاقي، دانش و نظرگاه، نتيجه‌گرايي يا عدالت، كانت و هستي‌شناسي در اخلاق، قوانين طبيعي، توماس اكويناس، اخلاق فضيلت، توسعة اخلاق، اخلاق فمينيستي؛ صدايي متفاوت، اخلاق و قانون، حقوق انساني و... يك مؤخره، فهرست منابع، ضمايم و نماية عام پايان‌بخش كتابند. نويسنده در مقدمه عنوان مي‌كند كه فلسفة اخلاق مانند هر شاخة ديگري از فلسفه، براي پاسخ دادن به سؤالات پيش‌رو، به تبيين و توضيح پاره‌اي مسائل مي‌پردازد. اين مسائل مي‌توانند مخصوص اخلاق باشند و يا مي‌توانند مسائلي باشند كه هم در اخلاق و هم در علوم ديگر مورد بررسي است. اصولاً فلسفة اخلاق رابطة‌ نزديكي با فلسفة سياسي، فلسفة حقوق، جامعه‌شناسي و روان‌شناسي دارد. اما مبناي اخلاقيات بر اين عقيده استوار است كه آن‌چه براي انسا‌ن هاي به خصوصي خوب يا بد است، نه فقط از ديدگاه آنان بلكه از ديدگاه فراگيرتري خوب يا بد است. حكم كردن به اين‌كه چه چيزي في‌نفسه خوب است، به اين معناست كه آن چيز ارزشمند است. ذهن انسان با عمل ارزش‌گذاري امور خير و شر را پديد مي‌آورد و در نتيجه به تقبيح و تحسين اين امور مي‌پردازد. در جايي از كتاب مي‌خوانيم: نگارش اخلاق نيكوماخوس شروع تاريخ فلسفة اخلاق است. پس از ارسطو، اپيكوريان و رواقيون سردمداران نگرش فلسفي به اخلاق بودند و پس از تحول بزرگ مسيحيت، فلسفة اخلاق وارد مسيري جديد شد.  اگوستين يكي از تاثيرگذارترين فلاسفه اخلاق بود. و در قرون وسطا فلسفه اخلاق رشد روزافزوني داشت كه اوج آن را مي‌توان در آراي توماس اكويناس مشاهده كرد. در پايان دوره روشنگري، بارزترين چهره فلسفه اخلاق طول تاريخ يعني ايمانوئل كانت رخ مي‌نمايد. به گفته نويسنده كانت مفهوم امروزيِ فلسفه اخلاق را ساخته است و در قرن بيستم نيز فلاسفه بزرگي در دو شاخه فلسفه تحليلي و فلسفه قاره‌اي آثار مهمي از خود برجاي گذاشتند.

A manual of moral philosophy
Andrew p. Peabody
راهنماي فلسفه اخلاق

 اين كتاب 124 صفحه است و با اين جملات آغاز مي‌شود: هرچند كه نمي‌توان به قطعيت گفت هرآن چه درست است، خوب نيز هست اما به نظر مي‌رسد كه به لحاظ ارزشي اين دو با هم تساوي دارند. يعني ارزش درستي با ارزش خوبي برابري مي‌كند با اين تفاوت كه خوبي مفهوم بسيار نسبي‌تر و شناورتري از درستي دارد. درستي و نادرستي امور با آثار عمل بر روي فرد انجام دهنده و ديگران در معرض عمل سروكار دارد. فرد با ارتكاب عمل درست و يا نادرست در وهله اول خود را در موقعيت اخلاقي قرار داده و با اين فضا سنجيده مي‌شود. در مرحله بعدي آثار عمل فرد مي‌تواند بر احساسات ديگران كارگر افتد و همين‌طور مي‌تواند سود و زيان مادي به ديگران وارد كند. در نتيجه در اطلاق ارزش درست نا نادرست براي يك امر بايد به تاثيرات آن امر بر فردعامل و نيز تاثيرات آن بر ديگران توجه كرد.  آن گاه فصول پانزده گانه كتاب آغاز مي‌شود: عمل، سرچشمه‌هاي عمل، كنترل اصول عمل، حق، ابزارها و منابع دانش، درست و نادرست، حق و قانون، انگيزه و رفتار، فضايل، وظايف، عدالت، شرور، رنج‌ها، نظم، موعظه‌ اخلاقي، سفسطه، تاريخ كهن فلسفه اخلاق و تاريخ جديد فلسفه اخلاق.  در مورد خير و شر نويسنده معتقد است نظريات مختلف اخلاقي، خير و شر را به طرق گوناگون تعبير كرده‌اند. برخي خير را خير فرد مي‌دانند. عده‌اي معتقدند كه خير همان خير جمعي است و ديگراني معتقدند كه مفهوم خير نسبت به موقعيت تاريخي و فرهنگي يك جامعه تعريف مي‌شود. خير مي‌تواند به واسطه روابط علّي، هنجاري و مفهومي با درستي در ارتباط باشد. با اين حال، امكان عدم رابطه ميان اين دو مفهوم نيز وجود دارد. اما برخي اوقات مفهوم درست و نادرست با مفهوم مخالف و موافق قانون اشتباه گرفته مي‌شود. عده‌اي از متفكران فلسفه اخلاق معتقدند كه درستي و نادرستي امري نسبي است و بر تاثير زمان و مكان استناد مي‌كنند. اما اين استنتاج غلط است. ما بنياد محكمي براي اخلاق داريم كه بر آن ساختماني نسبي بنا شده است.

Doing Ethics: moral Reas oning and contemporary Issues
Lewis Vaughn
اخلاقي عمل كردن
استدلال اخلاقي و مباحث جديد

لويس وگن پژوهشگري مستقل در نيويورك است كه كتاب‌هاي معروفي همچون راهنماي نگارش رساله‌اي فلسفي (2006)، قدرت انديشه انتقادي(2007)، فلسفه: جستجوي حقيقت (2010)، اخلاق زيست محيطي: اصول، مسائل و موارد(2009)، زندگي اخلاقي: درآمدي بر اخلاق و ادبيات (2010)، كلاسيك‌هاي فلسفه (2010)، مباحث جديد اخلاقي (2009)، پرونده‌اي براي اومانيسم (2003)، براهين بزرگ فلسفي (2011) را پيش از اين منتشر كرده.
 كتاب فعلي او از چهار فصل اصلي و هجده بخش فرعي تشكيل شده و عناوين زير را در بر مي‌گيرد: بنيادها، اخلاق و زندگي ايده‌آل، عينيت، نسبيت و احساس‌گرايي، خوانش‌هاي اخلاقي، تكامل براهين اخلاقي، نظريه‌هاي اخلاق، قدرت نظريه‌هاي اخلاقي، وظيفه، اخلاق فضيلت، مباحث اخلاقي: اتانازي، سقط جنين، اعدام، هرزه‌نگاري، سانسور، ازدواج، اخلاق زيست محيطي، حقوق حيوانات، تروريسم و شكنجه و...

 

 

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک
افق فرهنگ

گزارش سمينارها

مرضيه سليماني

 

سمينار شعر و عرفان
دانشگاه ييل و دپارتمان هنر همين دانشگاه، اقدام به برگزاري همايشي درباره شعر و عرفان نموده و ضمناً چندين سمينار ديگر نيز به صورت مقطعي و يك روزه در اين دانشگاه برگزار شده و يا خواهد شد. سمينار شعر و عرفان با سخنراني‌هاي متعدد و طي روزهاي 26 تا 28 فوريه 2012 برگزار شد و بلافاصله پس از آن متن سخنراني‌ها نيز به صورت ويراسته در كتابي با همين عنوان يعني «شعر و عرفان» از سوي دانشگاه ييل انتشار يافت. عناوين سخنراني و سخنرانان اين همايش چنين بود: ـ ملاقات شرق و غرب، مايكل سلز از دانشگاه شيكاگو؛ ـ عرفان در شعر: در دوره‌هاي پيشا اسلامي، عربي و فارسي، ديويد شولمن از دانشگاه عبري؛ ـ خدا به مثابه محبوب: تفسير شعرهاي آناماكاريا ـ نامالاوار، اي‌.كالاهان؛ ـ كابالا [يا قباله]: شعر سياه و شعر عرفاني در زبان انگليسي، پيتر كول از دانشگاه ييل؛ ـ شعر كابالا، پروفسور جئوفري‌ هارتمن استاد ممتاز دانشگاه ييل؛ ـ ويليام بليك و اشعارش، آيا بليك يك عارف بود؟، ريچارد سيورت از دانشگاه نيويورك؛ ـ عرفان و شعر راديكال فرانسه، ماركس ژيكوب؛ ـ شعر معاصر و عرفان، فاني‌ هاو از دانشگاه جرج تاون؛ ـ عارفان و مرتاضان، لنگدان‌ هامر از دانشگاه ييل؛ ـ صداي جيمز مريل از جهاني ديگر، دكتر گورديمر پاركر از دانشگاه آمريكايي بيروت؛ ـ شعر عرفاني شرق و غرب، استيو تامپسون و اما كينگ از دانشگاه لندن. ديگر سمينارها و همايش‌هايي كه در دانشگاه ييل برگزار شده يا برگزار خواهد شد در سال جاري بدين قرار است. سمينار مردم، زهد و قدرت مقدس در شرق مديترانه / دوم مارس 2012 برگزار شده است. همايش سلسله‌هاي پادشاهي در بين‌النهرين / اول آوريل 2012. تاريخ بصري طراحي گرافيكي / 13 آوريل 2012. همايش بر ساختن تاريخ از سوي دپارتمان هنر دانشگاه ييل در 27 مه 2012 در سالن همايش‌هاي همان دانشكده. بازنمايي معماري (از 1967 تا 2012) / 4 مه 2012. آيين‌هاي روزانه / 24 مارس 2012.  سمينارها و سخنراني‌هايي درباره شكسپير (تاريخچه، سبك، ويرايش و اصالت آثار، نقد و تحليل، تطبيق و ترجمه‌ها و...) در روزهاي سوم ژوئن، 29 ژوئن، اول فوريه، 18 مه و 15 آگوست برگزار شده و خواهد شد.

سمپوزيوم عرفان يهودي
اين سمينار و جلسات مربوط بدان در روز 26 اكتبر 2012 در دانشگاه رايس برگزار خواهد شد و مركز پژوهش‌هاي علوم انساني اين دانشگاه با عنوان اختصاري (HRC) متولي و مسئول برگزاري اين سمينار خواهد بود. در واقع سمينار عرفان يهودي با محوريت آثار اليوت وولفسن دانشمند برجسته و ممتازي كه مطالبات و پژوهش‌ها و تأليفات مهمي دربارة عرفان يهودي و كابالا و موضوعات مرتبط با آن دارد و لينت اس. ارتري، استاد مدعو در HRC كه خود مدرس اين عرفان و محقق معروفي در اين زمينه است سخنراني خواهد كرد. سخنراني وي دربارة موضوعات مهم در اين حوزه، يعني هرمنوتيك، زيباشناسي و شعر (بوطيقاي) عرفاني در اين قلمرو خاصِ دروني و اسرار و آموزه‌ها و تأثيرات آن بر مخاطبان است. بجز استاد ارتري، گروهي ديگر از استادان ممتاز و صاحبنظران اين حوزه نيز سخنراني خواهند كرد و موضوعات ديگر در اين سخنراني‌ها، زمان، زيبايي، اعمال آييني، حضور فرشتگان، بيان ادبي، روانشناسي يا روانكاوي و عرفان كابالا، تاريخچه و سرانجام بسط و آموزش آن در گذشته و زمان معاصر است. پروفسور اليوت وولفس سردبير ژورنال فكر و فلسفه در نيويورك و استاد دانشگاه نيويورك است كه در حال حاضر رياست چندين انجمن و گروه پژوهشي را نيز در دست دارد.

دومين كنفرانس آسيايي پيرامون اخلاق، دين و فلسفه
اين سمينار در مارس 2013 برگزار خواهد شد و محل آن در شهر اوزاكا در كشور ژاپن است. دانشگاه هوكايدوي ژاپن به همراه دپارتمان فلسفه و الهيات و چند مركز پژوهشي، متوليان و برگزاركنندگان اين سمينار هستند و قصد دارند دربارة آخرين دستاوردها و پژوهش‌ها و نظريات در اين عرصه‌ها بحث كرده و آن را در معرض داوري و انديشة مدعوين و مخاطبين سمينار قرار دهند. به همين دليل، سمينار به صورت آنلاين از طريق اينترنت در دانشگاه‌هاي ژاپن به دو زبان ژاپني و انگليسي در دسترس دانشجويان، استادان، پژوهشگران و علاقمنداني خواهد بود كه قبلاً ثبت‌نام كرده و تقاضاي استفاده از سمينار و سخنراني‌هاي آن را داشته باشند. موضوع اصلي سمينار عبارت است از ارتباط و بيگانگي: دوراهي قرن بيست و يكم. اين موضوع از جهات مختلف و با توجه به پيچيدگي‌هاي خاص زندگي در قرن حاضر مورد بحث قرار خواهد گرفت. در اين‌باره مي‌توان توجه داشت كه ما در جهاني زيست مي‌كنيم كه ما را شبكه‌هاي اجتماعي و ارتباطي و رسانه‌هاي بسيار احاطه كرده است. از موبايل و اينترنت و اسكايپ و ماهواره‌ها و كيفيت‌هاي ديگري از ارتباطات، سبب شده تا همة مردم به صور گوناگون با يكديگر در ارتباط قرار گيرند و دائماً بر زندگي و انديشه و شرايط و سرنوشت يكديگر تأثير گذارند. حال اين پرسش اساسي و مهم مطرح مي‌شود كه آيا اين ارتباطات افزونتر، موجب رابطة نزديكتر و نوعي همگانگي و قرابت انسان‌هاست يا بيشتر موجب غربت شده و اين كيفيات نوين از ارتباطات، بيشتر به انزواي آدم‌ها از يكديگر و از جامعه و فرهنگشان شده و في‌الذات موجب نوعي بيگانگي يا ازخودبيگانگي پيچيده مي‌شود؟ پروفسور استوارت دي. بي. پيكن رئيس جلسه و يكي از سخنرانان اصلي اين سمينار خواهد بود. وي در انجمن ژاپني‌هاي اسكاتلند كه انجمني فعال و نسبتاً با سابقه است به كار پژوهش مشغول مي‌باشد و به مناسبت همين سمينار مجله‌اي با عنوان اخلاق، دين و فلسفه به مديريت و سردبيري پروفسور پيكن تدارك ديده شده است. از جمله سخنرانان جلسات اين سمينار اين استادان هستند. سيمون بلكبرن از دانشگاه كمبريج؛ كريستين شريدر از دانشگاه نتردام؛ روك چادويك از مركز پژوهش‌هاي فلسفي دانشگاه كارديف؛ دكتر سوماس سپارو والترسينوت آرمسترانگ از دانشگاه دوك؛ شونرو ماجيما و تاكاشي ماسوبوچي از دانشگاه هوكايدو؛ و ... در اين سمينار يك جلد كتاب و چند شماره نشريه منتشر خواهد شد. نخستين شماره نشريه اخلاق، دين و فلسفه ، حاوي اخبار و مسائل و پرسش‌هاي مرتبط با سمينار در حال حاضر به زبان‌هاي انگليسي و ژاپني منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است. اين سمينار قرار است ادامه يابد و يك ماه پس از آن نيز سميناري با عنوان «روان‌شناسي و علوم رفتاري» با همكاري دانشكده روانشناسي و انجمن استادان روانپزشكي دانشگاه هوكايدو در ژاپن برگزار خواهد شد.

همايش حيوانات ، اخلاق و قانون
اهميت روزافزون مسائل زيست محيطي، مسائل متعددي را پيشاروي انسان معاصر نهاده است. از جمله بحث صيانت از حيات حيوانات و اخلاق و حقوق مرتبط با ساير جانداران يا حيات غيرانساني كه در سراسر كرة زمين پراكنده است و تاكنون صدمات بسيار زيادي از طريقت زندگي و شيوة حيات مدني و صنعتي انسان‌ها متحمل شده است. درحال حاضر مسئله حيوانات و حقوق و مسائل اخلاقي مرتبط با آنان به يك بحث گسترده و بسيار مهم درجهان بدل شده است. ورود حيوانات به خانه‌ها و حتي عضويت در خانواده‌هاي غربي و كيفيات نگهداري و برخورد و حفظ آنها و نيز مسائل مربوط به حيات وحش، جنگل‌هاي مصنوعي، باغ وحش‌ها، سيرك‌ها و صدها مسئله مرتبط با اين موضوع، ابعاد گسترده‌اي بدان بخشيده كه در سمينار حيوانات، اخلاق و قانون مورد بحث قرار گرفت. اين همايش در ماه مارس 2012 برگزار شد و برگزاركنندة آن، گروه فلسفه و دپارتمان روان‌شناسي دانشگاه تنسي در آمريكا بود. برخي از سخنرانان و موضوعات سخنراني ايشان در اين سمينار چنين بوده است: ـ پروفسور ميك رابينسون دربارة قانون و رابطة آن با اخلاق سخنراني كرد. وي استاد و پژوهشگر ارشد دپارتمان مطالعات زيست محيطي دانشگاه ميل است. بجز او ، دكتر كالين آلن از دپارتمان فلسفه دانشگاه اينديانا، تايمي بريانت از دانشكدة حقوق يو سي‌ال اي (UCLA) در آمريكا، دكتر ديويد دگزيريا استاد دپارتمان فلسفه از دانشگاه جرج واشنگتن، دكتر ديويدفيور از دانشگاه دولتي ميشيگان ، دكتر ربه‌كا هاس والپارايز و كلير پالمر از دانشگاه تگزاس.

هنر و زيبايي اسلامي
در سال‌هاي اخير، كشورهاي عربي در زمينه فرهنگ و هنر به فعاليت‌هاي گسترده‌اي دست زده و مراكز و امكانات زيادي را در اين راه تأسيس كرده و به خدمت گرفته‌اند. در همين زمينه، چهارمين بي‌ينال مركز حمد بن خليفه آل نهيان در قطر، در عرصه هنرهاي اسلامي اقدام به برگزاري سمينار و نمايشگاهي نموده كه در روزهاي 29 تا 31 اكتبر ادامه يافت و حدود شش هزار نفر در آن شركت كرده و يا با آن در تماس بودند. مكان اين همايش و اجلاس‌هاي مرتبط با آن، موزه‌ هنرهاي اسلامي قطر بود كه ساختماني معظم و زيباست و در سنوات اخير به سفارش شيوخ و حاكمان اين كشور عربي ساخته شده تا علاوه بر برگزاري نمايشگاه‌ها و سمينارها، هويتي به اين كشورهاي تازه تأسيس بدهد و ضمناً مركزي براي جذب توريست‌ها و خارجي‌هاي فراواني باشد كه به اين قسمت از عالم سفر مي‌كنند. نام اين سمپوزيوم، از يك حديث قدسي زيبا و بسيار معروف اخذ شده و در پوستر و بروشور سمينار هم همين نام آمده است: الله جميل و يحب الجمال. در اين سمينار دوازده نفر سخنران حاضراند و سخنراني‌هايي در باب هنر در تاريخ اسلام، معماري و فلسفه هنر اسلامي، درك هنرمندانه از اشياء و هنر قدسي و چند موضوع ديگر به بحث خواهند پرداخت. يكي از معروف‌ترين سخنرانان در اين سمينار، پروفسور پاول گلدبرگر، نويسنده سرشناس و برنده جايزه پوليتزر است كه سال‌ها در مجله معروف نيويوركر قلم زده و آثارش بسيار پرخواننده و پرطرفدار است. گلدبرگر در سخنراني خود درباره ساختمان و معماري خاص همين موزه هنرهاي اسلامي قطر سخن خواهد گفت و ارزش‌هاي خاص زيبايي‌شناسانه را كه در ساخت آن لحاظ شده توضيح مي‌دهد.
 در واقع اين موزه به مثابه يك اثر هنري در نظر گرفته شده و موضوع سخنراني گلدبرگر قرار گرفته است. اين سمينار، پنجمين همايش در همين بي‌ينال است و از همين مجموعه سمينارها در سال آينده، يعني 2013 ميلادي، قرار است در شهر پالرمو در ايتاليا سميناري با عنوان زيبايي و هنر در اسلام برگزار شود و عنوان اصلي‌ آن نيز مجدداً از يك عبارت زيبا و معروف اسلامي، يعني آيه نخست سوره مباركه نور اخذ شده است: الله نور السموات و الارض. در حقيقت، نور نه فقط سمبل و معيار زيبايي و نماد روشني و درخشش و حتي خلقت است، بلكه نقش مهمي در نگارگري و معماري اسلامي داشته و فلسفه و اعتبار و نگرش‌ خاص هنرمندان مسلمان به نور، موجب خلق آثار بي‌مانندي در سراسر جهان اسلام شده است. در اين باره، كتاب‌هاي نفيسي نيز چاپ شده و باز هم قرار است منتشر شود كه نمونه‌ها و تصاوير متعددي از ابنيه و آثار و اشياء و نگاره‌هاي هنري در دوران تمدن اسلامي در آن چاپ و معرفي شده است. در سمينار پالرمو نيز پاول گلدبرگر سخنراني خواهد كرد و موضوع صحبت‌هايش نيز هنر اسلامي و ديني و تطوّر آن در عصر اخير خواهد بود. از ديگر سخنرانان اين همايش مي‌توان از اين افراد نام برد: دكترشيلا بلر، دكتر جاناتان بلوم، دكتر فرانسيس دروچه، جوليا گونّلا، و پروفسور آنتونيو والژو تريانو كه دربارة معماري اسلامي در دوران خلافت امويان در اندلس سخنراني خواهد كرد. سخنران ديگر اين نشست، دكتر اميلي ساويج اسميت است كه با عنوان ستارگان در آسمان درخشان: دربارة مستندترين و موثق‌ترين نسخة به جاي مانده از عبدالرحمان صوفي خطابه‌اي ايراد خواهد كرد. اين عبدالرحمن صوفي، در قرن دهم ميلادي كه برابر با حدود قرن سوم هجري قمري است، كتابچه راهنمايي ارائه كرده و نقشة راهي نوشته است كه هنوز ارزشمند است و نيازمند توضيحات علمي. ديگر سخنران اين سمينار، رابعه كنعان است كه دربارة زندگي اقتصادي و اجتماعي مردم موصل در آثار فلزي و عتيق برجاي مانده از اعصار قديم در اين منطقة تاريخي و به لحاظ باستان‌شناسي مهم، سخنراني خواهد كرد. دكتر كيلد فون بول ساخت  نيز درباره آثار و عتيقه‌هاي يك دوره ديگر، يعني آنچه از دوران مغولان و ايلخانان برجاي مانده سخن مي‌گويد و عنوان سخنراني‌اش: ارشمند همچون طلا است كه اشاره‌اي به اهميت آثار بازمانده و مواريث دوران كهن در آن نهفته است. يك سخنران ديگر، دكتر راشل وارت است. وي دربارة جنبة كم شناخته‌اي از هنر مسلمانان سخن مي‌گويد كه البته اهميت زيادي دارد، امّا كمتر بدان پرداخته  شده و منابع آن نيز به همين نسبت ناكافي و اندك است. اين موضوع، هنر شيشه‌گري و ويتراي در عالم اسلام است. دكتر ميشائيل فرانسيس، تحقيقات تازه‌اي دربارة نقش و نگار حيوانات و جانوران بر روي فر‌ش‌هاي آناتولي ارائه كرده و با توجه به آراي فقها دربارة نقش و نگاره‌هاي جانداران و ديدگاه‌هاي  بسته‌اي كه در اين باب وجود داشته، از حيث زيباشناسي خاص رنگ‌ها و پرسپكتيو اين نقش‌ها در روي فرش‌هاي خاص اين  منطقه، به سخنراني خواهد پرداخت. امّا مهمترين  هنر در تمام دوران اسلامي، البته خوش‌نويسي بوده كه در كنار معماري كم نظير و عالي مسلمانان، در سراسر جهان اسلام موجب خلق‌زيباترين آثار هنري و فرهنگي شده است. محمدزكريا، در اين زمينه، مقطعي خاصي از تاريخ خوشنويسي اسلامي در دورة عثمانيان را مورد بررسي و بحث قرار داده است. اِلِنور سيمز، با موضوع نقاشي‌هاي رنگ و روغن در دورة صفوي و تأثيرپذيري اين نقاشي‌ها از مكتب نقاشي شرق ايران در هرات سخنراني مي‌كند و سرانجام دكتر جان سِيلر، زيبايي و هنر در عهد حكومت تيموريان هند، موسوم به سلسلة بابري را در عهد جهانگير، پادشاه بزرگ اين سلسلة شاهنشاهي در هند، مورد بررسي قرار خواهد داد.

شناخت معماري هند
نشست پژوهشي معماري از سلسله نشست‌هاي هفته فرهنگي کشور هند در خانه هنرمندان برگزار شد. حسن بلخاري در اين نشست با يادآوري اين نکته که بناهاي معماري در هند براي بيان يک مفهوم متعالي ساخته شده‌اند، آشنايي با مکتوبات هندويي را لازمه شناخت معماري هند دانست. موضوع سخنراني بلخاري در اين نشست «حکمت معماري هند» بود. او در ابتدا ضمن اشاره به اين نکته که مقوله معماري با ساختمان تفاوت دارد،گفت: حکمت معماري سه ساحت و مرحله دارد؛ ماهيت سرپناه، ساختمان و معماري كه در ساحت معماري معنا مقدم بر کارکرد است. وي افزود: زماني‌که درباره معماري صحبت مي‌شود بايد دانست که مقوله مهم در اين ميان ابتدا معناست و سپس فرم و بناهاي معماري ساخته مي‌شوند تا يک مفهوم متعالي را به ذهن‌ها متبادر سازند. البته اين سخن به آن معنا نيست که مقوله کارکرد در معماري هند اهميت ندارد. عضو هيات علمي دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به اهميت مفاهيم قدسي در معماري هند گفت: در تفکر هندويي، مفاهيم قدسي به صورت فرم‌هاي متجسد معماري را شکل داده و آن را مي‌سازند، بر اين اساس براي شناخت معماري هندي آشنايي با منابع و مکتوبات هندويي لازم است. مولف کتاب «حکمت، هنر و زيبايي» در ادامه به منابع ديني هندويي اشاره کرد و گفت: دوره ودايي در هند با حضور آريايي‌ها آغاز مي‌شود. منابع اصلي حکمت هند وداها، عبارت از چهار کتاب است: «وداها»، «ريگ ودا» يا کتاب نيايش‌ها، «ياجور ودا» يا کتاب نيايش کنندگان، «ساما ودا» يا کتاب سرودها و «اثروا ودا». از ميان اين منابع ريگ‌ودا از اهميت بسياري برخوردار است. بلخاري گفت: ريگ‌ودا بر سه وجه تفسير شده است که سومين وجه آن «اوپانيشادها» است که منابع اصلي حکمت هندويي است و بخش فلسفي وداها به شمار مي‌رود. «برهمانا» نيز يکي از بخش‌هاي وداهاست که شامل دستورات قرباني کردن است. «وستو شاسترا» نيز زيرمجموعه اين بخش‌ها به شمار مي‌رود و اين دانشي است در گستره معماري که بين هشت تا ده هزار سال پيش، در«وداها» از طريق الهامات دريافت شده نگاشته شده است. وستو مباني اصلي حکمت معماري را به صورت‌ فرم‌هاي معماري در مي‌آورد. مولف کتاب «اسرار مکنون يک گل» در انتها با اشاره به اين‌که قواعد هندسي اندام بودا حاکم بر قواعد معماري بودايي، به خصوص استوپاها ست،گفت: فرم‌هاي مقدس در معماري به هيچ عنوان خلق يا ساخته نمي‌شوند، بلکه هر يك منبع الهامي داشته و توسط خدايان بر انسان ظاهر مي‌شوند. محمدرضا پورجعفر يکي ديگر از سخنرانان حاضر در اين نشست با موضوع سخنراني«اشتراکات معماري هند و ايران» بود. او در ابتدا به هنر و معماري دو تمدن پيش از آريايي هند يعني«هاراپا» و «موهنجودارو» اشاره کرد و سپس به بيان تاريخچه دين هندو و معماري معابد هند پرداخت و گفت: در دوره‌هاي مختلف هنر بودايي گل «لوتوس» در معابد هندو به عنوان يک نماد از اهميت بالايي برخوردار است و اين بسيار مشابهت دارد با گل لوتوسي که در تخت جمشيد مشاهده مي‌شود. وي افزود: در دره باميان افغانستان، که در زمره تمدن بودايي به شمار مي‌رفت، بسياري از نقشمايه‌هاي به کار رفته در آن با آثار هنر و معماري هخامنشي تشابه بسيار دارد. مولف کتاب «معماري کليسا» در ادامه گفت: معماري دوران هخامنشي در ايران تاثير زيادي بر معماري سلسله «موريايي» در هند گذاشته است که از جمله اين تاثيرات مي‌توان به سرستون چهارشير کاخ آشوکا اشاره کرد. آشوکا تحت تاثير سنگ نوشته‌هاي پادشاهان هخامنشي ايران و با الهام از آنها دستور مي‌داد تا دستورات و فرمان‌هايش را بر سنگها و ستون‌ها و درون غارها بنگارند. سنگ نبشته‌ها، ستون نوشته‌ها و غارنوشته‌هاي وي در بيش از سي جايگاه در هند، پاکستان و افغانستان باقي مانده است. عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس با اشاره به اين‌که در دوران‌هاي اشکاني و ساساني هم شباهت‌هايي ميان معماري ايراني و معماري هندي مشاهده مي‌شود گفت: بايد گفت که بيشترين تاثير را معماري دوره اسلامي بر معماري هند گذاشته است و در اين ميان بناهاي متعددي را مي‌شود مثال زد. مشهورترين اين بناها و ابنيه‌ها «مسجد دهلي» و بناي «تاج محل» است. مقبره همايون شاه در دهلي نيز بسيار شبيه به معماري گنبد و بناي «سلطانيه» در زنجان است. پورجعفر در ادامه گفت: براي مشابهت‌هاي موجود مابين معماري هند و معماري ايراني– اسلامي مي‌توان دلايل بيشماري را ذکر کرد که از نظر من مهمترين اين دلايل عبارتند از «حضور استادان معماري ايراني در هند»، «فرهنگ مشابه واژه‌هاي معماري ميان ايران و هند»، «وصلت پادشاهان و بزرگان هندي با ايرانيان و حضور عروس‌هاي برنامه‌ريز ايراني در هند»، «حضور هنرمندان ايراني، ادبا و شعرا در هند»، «حضور سياست مداران ايراني در هند» و «ارتباطات قبل از اسلام تمدن‌هاي ايراني با تمدن‌هاي هندي».  پورجعفر در ادامه با ارايه اسلايدهايي به بيان دوره‌هاي مختلف تاريخي هند همراه با مثال‌هايي از معماري هر دوره پرداخت و اين ابنيه‌ را با بناهايي از معماري ايراني مورد همسنجي قرار داد.

علم ديني در سنت اسلامي
دکتر مهدي گلشني از استادان برجسته فيزيک در دنيا طي نشستي در دانشگاه اصفهان به بحث در خصوص «علم ديني» پرداخت. دکتر گلشني عضو هيئت علمي و موسس گروه فلسفه  علم دانشگاه صنعتي شريف و از استادان برجسته فيزيک در دنيا طي نشستي با موضوع «علم ديني» در دانشگاه اصفهان به بحث در خصوص مقايسه نگاه به علم در دوران قديم و جديد و ديدگاه خود در خصوص علم ديني پرداخت.مقصود از علم ديني چيست؟ در جامعه ما موضوع علم ديني بد فهميده شده است، به طوري که در برخي  مجالس رسمي به  دليل بد فهمي آن، عدّه اي از عنوان کردن آن پرهيز مي کنند. موضوع علم ديني به گونه اي که اکنون بيان مي شود، در قديم مطرح نبوده است. يعني اين عنوان در دوران تمدن اسلامي و يا دوران شروع علم جديد مطرح نبوده است. در قرآن و احاديث ائمه مکررا از علم و مطالعه علمي طبيعت صحبت مي شود: «قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» و «أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَيْفَ خُلِقَتْ وَإِلَى السَّمَاء کَيْفَ ‏رُفِعَتْ وَإِلَى الْجِبَالِ کَيْفَ نُصِبَتْ» و گفته مي شود که «اطلب العلم ولو بالصين». مسلما منظورشان اين نيست که احکام ديني را در چين فرا بگيريد. همچنين  روايتي از امير المو منين از طريق  اهل سنت هست: “خذوالعلم ولو من المشرکين” در برخي جاها نظير اين روايت در مورد حکمت آمده است .برداشت علما از علم ، در جهان اسلام بسيار وسيع بوده است. البته افرادي نظير غزالي، در احياء العلوم علم را به مقوله شرعي و غير شرعي تقسيم کردند و شرعي را نيز به مباح و مکروه ومستحب تقسيم نمودند ، و در جواهر القرآن، قرآن را شامل همه علوم اولين و آخرين دانستند. غزالي در مقابل نسبت به رياضيات ديد منفي دارد، به اين دليل که قائل است وقتي افراد  استدلالات قوي در رياضيات را مي بينند تصور مي کنند که همه استدلالهاي فلاسفه، از جمله سخنان ضد دينشان، همين اتقان را دارد. بنابراين او رياضيات را توصيه نمي کند و طبيعيات را چون صواب و خطاي آن با هم مخلوط است، طرد مي کند.ابن تيميه، معتقد بود علم آن چيزي است که از پيغمبر به ما رسيده است . اما اگر اين استثناها را کنار بگذاريم، علما درجهان اسلام مطالعه طبيعت را عبادت محسوب مي کردند. ابوريحان چه در زمينه جغرافيا و چه در زمينه جواهرشناسي و نجوم، تماما هدفش فهم آيات الهي در طبيعت  بود.

فروغي و اسكات اريژن
كريم مجتهدي در سخنراني خود درباره فلسفه عرفاني ژان اسکات اريژن گفت: اريژن، نخستين‌بار توسط محمدعلي فروغي در كتاب «سير حكمت در اروپا» معرفي شد. همين امر نشان مي‌دهد كه فروغي با منابع معتبري آشنا بود و در كتابش كوشيد جنبه‌هاي ناشناخته فرهنگ غربي را به ايرانيان معرفي كند. كريم مجتهدي، استاد فلسفه دانشگاه تهران درباره فلسفه عرفاني ژان اسکات اريژن، فيلسوف ايرلندي در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي سخنراني كرد. مجتهدي در ابتداي سخنانش درباره دليل انتخاب ژان اسكات اريژن براي بررسي در اين سخنراني گفت: اريژن در اوايل قرن نهم هجري يعني بيش از هزار سال پيش از ابن سينا و شايد در دوره فارابي مي‌زيست. او با ابويعقوب سجستاني و نويسندگان دايره‌المعارف معروف مانند اخوان الصفا هم‌دوره بود. وي متفكران مسلمان ايراني را به طور غيرمستقيم داراي نسبت با اريژن دانست و گفت: همه آن‌ها كم و بيش از يك سرچشمه الهام مي‌گرفتند. هر يك از اين انديشمندان شرقي و غربي با وام گرفتن از فلسفه افلاطون و افلطوين، موضوعات مشخصي را بررسي كردند. مي‌توان اين‌گونه تصور كرد كه اين افراد متعلق به يك خانواده معنوي هستند. بنابراين مطالعه انديشه فردي مانند اريژن كه انديشه‌هايش ريشه‌هاي يكساني با متفكران ما دارد، حايز اهميت است. اين استاد دانشگاه افزود: موضوع ديگري كه مطالعه آراي اين فرد را جالب مي‌كند اين است كه وي مورد قبول كليسا نبود. به‌طور كلي كليسا با اشراقيون و عرفا موافق نبود و بسياري از كتاب‌هاي اين افراد را از ميان برد. در اين ميان ما چهره شجاعي مانند اريژن را مي‌بينيم كه با سلامت ذهني كه از آن برخوردار بود، نحله مهمي را بنيان گذاشت كه آينده‌ساز بود و حتي براي امروز نيز كاربرد دارد. نويسنده كتاب «افكار كانت» ادامه داد: در قرن دوازدهم ميلادي مترجمان آثار ابن‌سينا به لاتيني، برخي از متون اريژن را نيز در كنار متون ابن‌سينا قرار دادند. به اين ترتيب بخش‌هايي از برخي از رساله‌هايي كه با نام ابن سينا در غرب ترجمه شدند، معرف انديشه اريژن نيز هستند.مجتهدي با بيان اين‌كه نام اريژن براي نخستين بار توسط محمدعلي فروغي در كتاب «سير حكمت در اروپا» ذكر شد، گفت: فروغي در دو بخش كتاب و در مجموع سيزده خط از اريژن سخن گفته است. همين امر نشان مي‌دهد كه فروغي با منابع معتبري آشنا بوده است و در كتابش كوشيد جنبه‌هاي ناشناخته فرهنگ غربي را به ايرانيان معرفي كند. وي افزود: اريژن ايرلندي بود و يكي از مشخصات ايرلندي بودن اين است كه يوناني مي‌دانست، در حالي‌كه انديشمندان ساير كشورهاي اروپايي يوناني نمي‌دانستند. اين امر نشان مي‌دهد كه صومعه‌هاي ايرلند برخلاف صومعه‌هاي ساير كشورهاي اروپايي، از استقلال فرهنگي برخوردار بودند كه نشان‌دهنده ثبات فكري آنان بود. داشتن استدلال ذهن بسيار برايم مهم است و بر اين عقيده‌ام كه تنها فيلسوفي ارزش دارد كه استقلال ذهني داشته باشد. اين نويسنده در ادامه زندگينامه مختصري از اريژن ذكر كرد و گفت: او حوالي سال 810 ميلادي متولد شد و در صومعه‌هاي ايرلند تحصيل كرد. حدود سي سالگي به فرانسه رفت و هنگامي كه بيش از 50 سال داشت، مهم‌ترين كتابش را با عنوان «درباره تقسيمات طبيعت» نوشت و در حدود 65 سالگي نيز فوت كرد. از زندگي اريژن اطلاعات دقيقي در دست نيست، و ما تنها كتاب‌هاي او را در اختيار داريم. علاوه بر كتاب «درباره تقسيمات طبيعت» ترجمه‌هايي از آثار يونانيان به ويژه ديونيسوس و تفسير انجيل يوحنا نيز از وي باقي مانده است. مجتهدي درباره دليل ترجمه انجيل يوحنا توسط اريژن گفت: او از ميان انجيل‌ها، انجيل يوحنا را براي ترجمه انتخاب كرد، زيرا طبق سنت مسيحيان، اين انجيل آخرين روايت از زندگي مسيح(ع) به حساب مي‌آيد و از معقوليت و استدلال بيشتري نسبت به ساير روايت‌ها برخوردار است. وي افزود: اريژن چهار عنصر خاك، آب، هوا و آتش را در تفسير انجيل يوحنا مبنا قرار مي‌دهد. براي او، آب و خاك مربوط به علم تاريخ و خلقيات است. هوا نيز مربوط به طبيعيات مي‌شود. آتش نيز با الهيات مرتبط است. مجتهدي با اهميت اتحاد عقل و وحي در انديشه اريژن اشاره كرد و گفت: طبق عقيده اريژن، وحي در فهم دين اهميت بسيار دارد، اما اين وحي نيز بايد به عقل منجر شود و عقل و وحي بايد با يكديگر همكار شوند. هنگامي كه درجه انسان در خداشناسي بالا مي‌رود، عقل و وحي به اوج همكاري مي‌رسند. عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي در بخش ديگري از سخنانش گفت: اريژن نيز مانند افلاطون و ارسطو، شناختن و علم را سعادت مي‌داند. منظور اريژن از شناخت، شناخت عقلي است. عقل واقعي جست‌وجوگر و پژوهشگر است كه در مراحل پيشرفته‌تر دست به ابداع مي‌زند. براي او حكمت واقعي با علم تحصلي امروزي ما فرق دارد. او در برابر اين علم كاربردي، حكمتي را قرار مي‌دهد كه از آن با عنوان «حكمت واقعي» ياد مي‌كند و معتقد است همين حكمت ما را به خدا مي‌رساند.

هويت و ريشه‌هاي فرهنگي
نشست تخصصي کتاب ماه تاريخ و جغرافيا به «تاريخ مرزهاي ايران» در سراي اهل قلم خانه کتاب برگزار شد. در اين نشست بهرام اميراحمديان، عضو هيات علمي دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و حسن باستاني‌راد، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي در اين باره به گفت‌وگو نشستند.  اميراحمديان در اين نشست، با اشاره به اين که درباره مرز از ديدگاه‌هاي مختلفي مي‌توان صحبت کرد، گفت: مرزهاي سياسي، خط‌کشي‌هايي است که واحدهاي سياسي (کشورها) را از هم جدا مي‌کند. در زمان تشکيل دولت‌هاي جديد، به جاي واژه مرز، از واژه «سرحد» استفاده مي‌شد و سخن از مرزهاي خط‌کشي شده بين کشورها نبود.  وي با اشاره به ايجاد تحول در مرزهاي کشورها، با توجه به توسعه تکنولوژي افزود: تا پيش از توسعه تکنولوژي‌هاي ارتباطي (IT) بسياري از دولت‌ها مي‌توانستند در داخل مرزهاي سياسي قلمرو کشورشان اعمال حاکميت کنند اما با توسعه دانش اطلاعات و گسترش شبکه اينترنت، مرزها معناي خود را از دست دادند‌ و تحول عظيمي را پشت سر گذاشتند.  اين استاد دانشگاه افزود: بعد از تشکيل دولت‌هاي مدرن، مرز تحول يافت و به صورت خط درآمد. امروزه نيز با ايجاد شاهراه‌هاي اطلاعاتي به وجود آمده، مرزها سياسي‌تر شده‌اند و خط تعريف شده به عنوان مرز، ديگر معناي کنترلي قبلي را ندارد زيرا فضاي مجازي مرزها را در هم مي‌شکند و اين شگفت‌انگيزترين پديده است که حاکميت دولت‌ها در قلمرو سياسي خودشان متزلزل شده است.  در ادامه اين نشست، باستاني‌ راد گفت: گاه که از مرزهاي فعلي ايران فراتر مي‌رويم، نوعي انسجام فرهنگي با ايران را مشاهده مي‌کنيم. به عنوان مثال مي‌بينيم که پيوند قلمرو فرهنگي کشمير با ايران بسيار بيشتر از ديگر همسايگان است. اين ارتباط فرهنگي نشان مي‌دهد که خط‌کشي مرزي نمي‌تواند مطلق باشد.  وي با اشاره به تعريف ارايه شده از مرزهاي گسترده ايران در ادبيات و کتاب‌هاي باستان، به گونه‌اي که بخش‌هايي از مصر و هند را جزو قلمرو ايران مي‌دانسته‌اند، گفت: در تاريخ با يک مفهوم بسيار کلان از قلمرو فرهنگي و تاريخي ايران مواجهيم. از نظر جغرافيايي نيز مرزهاي ايران در طول تاريخ مرتب تغييرات و فراز و فرودهايي داشته‌اند. بنابراين بايد فراتر از يک خط‌کشي ساده به موضوع مرز نگريست يعني مرز يک مساله تاريخي دراز مدت است که از ابعاد سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... قابل بررسي است.

هنر از سنخ حضور است
نصرالله حکمت استاد فلسفه دانشگاه شهيد بهشتي در هفتمين نشست ملکوت کلمات در خانه هنرمندان درباره وجوه مختلف هنر بحث کرد و گفت: «بر خلاف نظر بسياري که اعلام مي‌کنند در عرفان و فلسفه اسلامي درباره هنر به معناي اخص کلمه بحث نشده، ابن‌عربي در کتاب فتوحات خود درباره هنر بحث کرده است.»  دکتر حکمت در اين نشست که از سلسله نشست‌هاي ملکوت کلمات در خانه هنرمندان عصر يکشنبه پانزده مرداد برگزار شد در ابتدا گفت: ابن‌عربي در کتاب عظيم «فتوحات مکيه» خود بحثي درباره هنر دارد که من در کتاب «حکمت و هنر در عرفان ابن‌عربي» به آن اشاره کرده‌ام. وي افزود: بر اساس نظر ابن‌عربي هنر در وجود انسان در دو عرصه خود را عيان مي‌کند و انسان در اين دو عرصه مي‌تواند اثر هنري خلق کند. اين دو عرصه عبارتند از «هنر بيروني» يعني چيزي که ما به عنوان آثار هنري مي‌شناسيم و «هنر دروني» يعني آثاري که در دورن انسان خلق مي‌شود. نويسنده کتاب «متافيزيک حيرت» در ادامه با طرح پرسشي گفت: آيا «هنر دروني» يک تعبير پارادوکسيکال نيست؟ چگونه مي‌شود هنر دروني باشد؟ به اين پرسش پاسخ خواهم داد، اما لازم است بدانيد که بر خلاف بسياري از کساني که معتقدند در حوزه فلسفه و عرفان اسلامي بحث مستقلي درباره هنر نبوده، من اعتقاد دارم که ابن‌عربي در کتاب «فتوحات مکيه» بحث اختصاصي درباره هنر داشته است، البته کليد واژه اين بحث «صنعت» است. بنابراين مباحثي که ابن‌عربي در فتوحات خود زير عنوان صنعت بحث کرده، همه درباره هنر به معناي خاص کلمه است. در اين‌جا صنعت به مانند واژه «تخنه» در يونان باستان است. نصرالله حکمت در ادامه به مبحث ظهور و تجلي در کلام ابن‌عربي پرداخت و گفت: حقيقت هستي يک چيز است، اما کثرات عالم نتيجه ظهور و تجلي «امر واحد» است. در اين بين تفاوت بين ظهور و حضور نيز نکته مهمي است که براي نخستين بار توسط من مطرح شده است. بدون توجه به اين تفاوت در برخي اوقات غلط انداز است؛ به عنوان مثال دين و ايمان از سنخ حضور است و نه ظهور، چرا که ايمان يک امر دروني است. وي افزود: اگر در جامعه‌اي اصرار بر ظهور ايمان کنيم، جامعه‌اي متظاهر به ايمان خواهيم داشت که بسيار خطرناک است. هنر بر خلاف ايمان از سنخ ظهور است. به عنوان مثال ملاک مشخص شدن هنر يک هنرمند آشکار شدن هنر اوست. اين استاد دانشگاه شهيد بهشتي در ادامه به تفسير هنر دروني از منظر ابن‌عربي پرداخت و گفت: در عرفان ابن‌عربي مطرح مي‌شود که انسان عکس خداست و اساسا آفرينش «عکس» است. عالم عکس حقيقت هستي است که در آينه عدم افتاده است، بنابراين انسان هم به عنوان يکي از موجودات عالم مشمول اين قاعده است. تمام موجودات اين عالم عکس کمالات خداوند هستند و انسان يکپارچه تمام کمالات حق‌تعالي را در وجود خود دارد. نصرالله حکمت گفت: عکس خداوند بودن احکامي دارد. تصوير ما در آينه عکس است و به عنوان مثال دست راست ما دست چپ تصوير در آينه است. مساله عکس خدا بودنِ انسان نيز به همين گونه است. خداوند در ذات خود واحد و ثابت است، اما ظهورات و تجليات خداوند که اين عالم است، متغير، ناآرام و بي‌قرار است. در تجلي و ظهور خداوند تغيير و غوغا است. انسان عکس خداست، يعني آدمي در درون خودش غوغايي دارد اما ظاهرش آرام و ثابت است. حکمت در ادامه با اشاره به اين نکته که به بيان ابن‌عربي خداوند با هنرنمايي در پهنه هستي آشکار شده است، گفت: هنر الهي ظهور است و عالم عرصه خلاقيت الهي و هنرنمايي حق است. «هنر بيروني» در انسان که از سنخ ظهور است، جنبه خليفةالهي انسان را مشخص مي‌کند. يعني همان‌گونه که خداوند در عالم دست به هنرنمايي زده و با صناعت موجودات را خلق کرده، انسان نيز با اثر هنري آشکار شده و ظهور مي‌کند، اما همه وجود انسان با اثر هنري آشکار نشده و برخي از وجوه آن در عين ظهور و آشکارگي پنهان مي‌شود. وي افزود: مخاطب هيچگاه غوغاي درون هنرمند را در اثر هنري نمي‌تواند ببيند. اثر هنري بيش از آن‌که مظهر هنرمند براي ديگران باشد، مظهر هنرمند براي خودش است. بر اين اساس همان‌گونه که خداوند در پهنه هستي خودش را مشاهده مي‌کند، هنرمند نيز در اثر هنري خود را مي‌بيند. حکمت در پايان گفت: هنر دروني از منظر ابن‌عربي که در کتاب فتوحات بيان شده اين است که انسان با دميدن روح عبادت در عمل عبادي بتواند زمينه پذيرش خودش در جامعه را ايجاد کند. اثر هنري مي‌تواند زيبابيني را در جامعه به وجود بياورد و نه زيبايي‌شناسي.

نگاهي به مطالعات قرآني
مطالعات قرآني در جهان امروز، موضوعي بود که در مرکز فرهنگي شهر کتاب، در نشستي بررسي شد. مباحث مطروح شده در اين نشست، با استناد به مجموعه مقالاتي که در کتاب «زبان قرآن، تفسير قرآن» به همت مرتضي کريمي‌نيا گرد آمده‌اند، طرح و تبيين شدند. در اين نشست، کريمي‌نيا صورتي کلي از ساختار فراهم آمده در کتاب مذکور و هم‌چنين، طرحي از مباني کلي مطالعات قرآني ارائه کرد. ادامه‌ي مباحث در ساختاري مبتني بر پرسش و پاسخ پي‌گيري شد. تفکيک بين قرآن پژوهي عام و شکل خاص آن، ضرورتي‌ست که کريمي نيا بر آن تاکيد کرد: در حوزه‌ي قرآن پژوهي، بايستي بين آن‌چه در عرصه‌ي عمومي و براي مخاطب عام در رسانه‌ها مطرح مي‌شود و آن‌چه بايد در جامعه‌ي آکادميک مطرح بشود، تفاوت‌هايي قائل شد. به نظر مي‌رسد مطالعات قرآني بايد در بستري روش‌مند و با توجه به جنبه‌هاي علمي و به دور از تبليغ و ترويج معارف قرآني صورت گيرد. تبليغ و ترويج در حوزه‌ي عمومي قرار مي‌گيرد، صرف نظر از اين که امري‌ست مهم، در ساحت علمي قرآن پژوهي جايگاه ندارد. لذا، منظور از مطالعات قرآني، آن دست مطالعاتي هستند که با روش‌هاي علمي، در محيط علمي توليد مي‌شوند. کريمي نيا شرح مختصري از پيشينه‌ي مطالعات قرآني در غرب ارائه کرد: اين دست مطالعات در غرب سابقه‌اي  طولاني دارد. عناويني چون استشراق و خاورشناسي به آن اطلاق شده است و از نخستين سده‌هايي که غربي‌ها و مسيحي‌ها با اسلام آشنا شدند، مورد توجه ايشان واقع شده است. در تاريخ مذکور کتب متعددي در رد قرآن و يا اسلام نوشته شده‌اند؛ اين روند، بعدها، با پديد آمدن دانشگاه‌ها، شکل و صورتي آکادميک يافته است. مي‌توان پيشينه‌اي به درازاي هفت يا هشت قرن، بر اين امر متصور شد. اما بخش عمده‌ي اين تاريخ، بر جهت‌گيري‌هايي غرض ورزانه، متکلمانه و جدلي در دفاع از مسيحيت، در مقابل اسلام، دلالت دارد.

تنوع تجربه ديني
مترجم و مدرس حوزه فلسفه در نشست بررسي كتاب «تنوع تجربه ديني» اين كتاب را واكنشي در برابر پوزيتيويست‌ها دانست و گفت: پوزيتيويست‌ها مفاهيمي را مي‌پذيرند كه قابل تجربه باشند. جيمز نيز در كتابش نشان مي‌دهد كه دين را مي‌توان تجربه كرد. به اعتقاد او احوال ديني و آن احوالي كه در عالم حس تجربه مي‌كنيم، هر دو از يك سنخ‌اند.- نشست بررسي كتاب «تنوع تجربه ديني» نوشته ويليام جيمز در مركز فرهنگي شهر كتاب برگزار شد. حسين كياني مترجم كتاب، انشاءالله رحمتي مترجم و مدرس حوزه فلسفه و همچنين مسعود صادقي، ويراستار كتاب در اين نشست سخنراني كردند.
كياني در ابتدا به بخش‌هايي از گفته‌هاي جيمز در اين اثر اشاره كرد و گفت: به باور جيمز، اعتقاد به خدا سرمايه خوبي است، زيرا ما را به نيرويي شگفت مجهز مي‌كند. زندگي هنگامي ارزش دارد كه در راه خدا گام برداريم. همه ما نيرويي را در خود ذخيره داريم كه هيچگاه از آن استفاده نمي‌كنيم، از آن استفاده كن تا از قدرت آن در حل مسايل شگفت‌زده شوي! حقيقت يك امر مطلق نيست، بلكه نسبي است و براي اشخاص و در زمان و مكان‌هاي مختلف، متفاوت است.
هر نگرنده‌اي به تناسب زاويه ديد خود به حقايق جزيي دست مي‌يابد، حقايقي كه ديگران از آن محرومند. جيمز بر پايه همين باور مي‌كوشد فلسفه عمل را تقويت كند و از آن در بهبود جهان بكوشد. وي به ديگر آثار مهم جيمز اشاره كرد و گفت: معناي حقيقت، برخي از مسايل فلسفه، اصول روانشناسي، جهان متكثر و پراگماتيسم از جمله آثار مهم او هستند.
كياني كتاب «تنوع تجربه ديني» را شامل مجموعه درسگفتارهاي جيمز دانست كه در سال 1902 انتشار يافت و تا سال 1935 سي‌وهشت بار منتشر شد. جيمز خود را نه عالم الهيات مي‌داند و نه محققي فرهيخته در تاريخ اديان. او خود را روانشناسي مي‌داند كه موضوع دين را از دريچه روانشناسي مي‌بيند. او دين را به عنوان پديده‌اي در نظر مي‌گيرد كه بر احساسات انسان تاثير مي‌گذارد. وي يادآوري كرد: جيمز داوري‌هاي انسان را بر دو قسم وجودي و ارزشي تقسيم مي‌كند. او در اين كتاب دين را از منظر ارزشي بررسي مي‌كند و در واقع به نوع اصيل دينداري نظر دارد، نوعي از دينداري كه تنها خود فرد آن را حس مي‌كند. از نظر او دين، رابطه‌اي است كه فرد در خلوت خود با امر قدسي دارد، حال اين امر قدسي براي افراد ممكن است متفاوت باشد. به اعتقاد جيمز، اين مرحله نخست دينداري است و ساير مسايل دين مانند نهادهاي ديني در مرحله دوم قرار دارند.
ابتدا تجربه شخصي ديني برقرار مي‌شود و سپس نهادهاي ديني، بحث‌هاي كلامي و مناسك شكل مي‌گيرند. اصل دينداري، همان ارتباط فرد با عالم غيب است. اين مترجم ادامه داد: جيمز درباره واقعيت داشتن يا نداشتن عالم غيب معتقد است، ويژگي زندگي ديني اعتقاد به وجود نظامي غيبي است و خير مطلق ما هماهنگي با اين عالم غيب است. جيمز همچنين دو نوع دينداري را مشخص مي‌كند كه يكي سالم‌انديش و ديگري، بيمارانديش است. ديندار سالم‌انديش تنها به جنبه‌هاي خير و بركت زندگي مي‌انديشد و ديندار بيمارانديش تنها به جنبه‌هاي رنج و اندوه دين و زندگي فكر مي‌كند.
يك ديندار بيمارانديش همواره در حال استغاثه و خواندن دعا و مناجات‌هاي آن‌چناني است. سپس رحمتي گفت: كتاب «تنوع تجربه ديني» واكنشي به ديدگاه‌هاي رايج در آن زمان است. اين كتاب را مي‌توان واكنشي در برابر ديدگاه كانت دانست. كانت بر اساس عقل نظري، متافيزيك را ناممكن مي‌دانست و معتقد بود كه نمي‌توان نسبت به آن شناخت عقلي داشت.
اما او در نهايت در كتاب‌هايش مانند «نقد عقل عملي» تلاش مي‌كند كه مبنايي براي فهم دين از عالم تاسيس و به نحوي مبدا و معاد را اثبات كند. كانت مي‌گويد آن‌چه اثبات مي‌شود تنها وجه عملي دارد نه نظري، اما به لحاظ اخلاقي بايد بپذيريم كه خدا وجود دارد و نفس ما از ميان نمي‌رود. وي افزود: در مقابل اين ديدگاه، جيمز ساحت‌هاي روان بشر را تفكيك مي‌كند، برخلاف كانت كه دو ساحت عاطفي و اراده را در نظر مي‌گيرد. جيمز ساحت وحي را كشف مي‌كند و خاستگاه دين را در عاطفه مي‌بيند.
در اين صورت دين وابسته به اخلاق نيست و خودش معناي مستقلي دارد. اين مدرس دانشگاه يادآوري كرد: كتاب «تنوع تجربه ديني» را همچنين مي‌توان واكنشي در برابر پوزيتيويست‌ها دانست. آنان مفاهيمي را مي‌پذيرفتند كه قابل تجربه باشند. جيمز نيز از همين رو در اين كتاب نشان مي‌دهد كه دين را نيز مي‌توان تجربه كرد. به اعتقاد جيمز احوال ديني و آن احوالي كه در عالم حس تجربه مي‌كنيم، هر دو از يك سنخ هستند. رحمتي در پايان سخنانش گفت: كتاب ديگري كه مشابه با اين اثر است، «تنوع دين در روزگار ما» نام دارد كه نوشته چارلز تيلور است و مصطفي ملكيان آن را ترجمه كرده است.
 سپس مسعود صادقي گفت: نثر جيمز در اين اثر تا اندازه‌اي ادبي و دشوار است. او مجموعه‌اي از نقل قول‌ها و شرح احوال‌ها را در كتابش ذكر مي‌كند كه همين امر بر دشواري آن افزوده است. جيمز با اين كتاب در قرن نوزده و اوايل قرن بيستم الهيات تجربي يا تجربه‌گرايي الهياتي را تقويت كرد. به اعتقاد او، ساحت تجربي دين بر ساير ساحت‌ها ارجحيت دارد. جيمز را نمي‌توان الهي‌دان دانست. اين كتاب را بيشتر مي‌توان در حوزه روانشناسي و فلسفه دين جاي داد.
وي افزود: تجربه‌گرايي جيمز، يك تجربه‌گرايي خاص است كه آن را تجربه‌گرايي ريشه‌اي مي‌نامد. اين تجربه‌گرايي، مكملي براي پراگماتيسم اوست. از نظر او، پراگماتيسم، معناداري چيزها را مي‌سنجد. جيمز به دنبال تجربه‌اي است كه نوعي مفيد بودن را نصيب شخص مي‌كند. سپس رحمتي درباره دليل بي‌توجهي جيمز در اين كتاب به اسلام گفت:
اين بي‌توجهي تنها درباره جيمز صدق نمي‌كند، بلكه ساير دين‌پژوهان غربي نيز اين‌گونه‌اند. به نظر من اين بي‌توجهي به دليل حب و بغض نيست. به‌ويژه ويليام جيمز فرد بي‌طرفي است. دليل اصلي بي‌توجهي دين‌پژوهان ديني اين است كه آنان اسلام را ذيل اديان ابراهيمي مي‌دانند. آنان به هر حال يهوديت يا مسيحيت را دين حق مي‌دانند. در واقع اسلام در كليت تفاوتي با اين دو دين ندارد.

جامعه ديني بدون هنر قابل تصور نيست
دکتر غلامرضا اعواني در دومين جلسه از سلسله نشست‌هاي «ملکوت کلمات» در خانه هنرمندان ايران گفت: بر اساس کتاب خدا پيامبر اسلام پيامبر کتاب و حکمت است. هنر ديني هم با حکمت سروکار دارد که ماخوذ از کتاب خداست؛ بنابراين جامعه ديني بدون هنر محقق نمي‌شود و گرايش‌هايي در اسلام که مخالف هنر هستند، با کلام خدا و قرآن مخالفند.- اين برنامه در خانه هنرمندان درباره «ضرورت هنر در جامعه ديني» اختصاص داشت. او در اين سخنراني گفت: من در اين جلسه مي‌خواهم از ضرورت هنر در جامعه ديني دفاع کنم. جامعه ديني بدون هنر امکان ندارد و البته با هر هنري هم کنار نمي‌آيد. وي افزود: مخالفت با هنر و زيبايي مخالفت با سرشت و کمال انساني است. جامعه فاقد هنر فاقد ارزش است. برخي از گرايش‌هاي مذهبي ضدهنرند و اين بسيار خطرناک است و البته با کتاب خدا و کلام الهي منافات دارد؛ چرا که اسلام حکمت هنر دارد و اين فرقه‌ها با رد اين حکمت با اسلام مخالفت کرده‌اند. بر اساس کتاب خدا، پيامبر اسلام، پيامبر کتاب و حکمت است و هنر ديني هم با حکمت سروکار دارد و مبادي خود را از کتاب خدا گرفته است. اين استاد حکمت و فلسفه در ادامه با اشاره به تمايزهاي ميان انسان و حيوان، گفت: انسان با سه صفت از حيوانات متمايز مي‌شود؛ عقل الهي، اختيار و قوه آفرينش و ابداع، که خاص انسان است و انسان مي‌تواند هرگونه که بخواهد خلق کند. اعواني گفت: غايت عقل حقيقت است، غايت اختيار عمل خير و غايت قوه ابداع جمال و زيبايي است. اين سه از هم جدا نيستند. هنر نبايد از خير و خير نبايد از حقيقت جدا و منفک باشد. در هنرهاي صناعي ما، حکمت از صناعت جدا نبوده و هنرمندان مسلمان به اندازه خودشان از حکمت برخوردار بوده‌اند. اين مطلب با مراجعه به تمام کتاب‌هاي تاريخي هنر و همچنين سرگذشت‌ها و زندگينامه‌ها قابل اثبات است. نويسنده کتاب «حکمت و هنر معنوي» در ادامه با اشاره به اين نکته که صناعت امروز از حکمت جدا است، گفت: در قديم هر کس به اندازه خود از حکمت بهره داشت اما در زمان حاضر با توجه به پيشرفت علوم اين مساله کاملا عکس است و صنعت امروز هيچ ربطي به حکمت ندارد و اين يک فاجعه بشري است كه در زمان حاضر علم  نقش مطلق و خدا را بازي مي‌‌کند! استاد ممتاز دانشگاه شهيد بهشتي در ادامه با اشاره به اين نکته که هنر مي‌تواند برتر از فلسفه باشد، گفت: هنر مي‌تواند زبان گوياي حقيقت و معرفت باشد و اين مساله جايگاه هنر را برتر و بالاتر از فلسفه قرار مي‌دهد. مي‌توان حکمت را در انواع کتاب‌ها نوشت، اما کتاب مخاطب محدودي دارد و در مقابل مخاطبان هنر بسيارند. وي افزود: مي‌توان حکمت را در قالب هنر به مخاطبان بسياري ارايه کرد و بر اين اساس جايگاه هنر بالاتر و برتر از فلسفه است. همچنين با توجه به اين مطلب مي‌توان گفت که ميزان تاثيرگذاري هنر نيز از ميزان تاثيرگذاري فلسفه بر اشخاص بسيار بيشتر است. بنابراين اگر حکمت را در قالب هنر معرفي کنيم مخاطبانش بسيار بيشتر از کتاب و فلسفه خواهد بود. اعواني در ادامه با اشاره به کلامي بسيار مهم از تيتوس بورکهارت، متفکر سنت‌گرا که آن‌را در عموم کتاب‌هاي خود بيان کرده، گفت: تيتوس بورکهارت مي‌گويد: «بهترين، ساده‌ترين و مهم‌ترين راه براي شناخت اسلام، شناختن هنر اسلامي است.» بر اين اساس هنر مي‌تواند بهترين بيانگر حکمت ديني باشد. هنر از مقومات دين است و کساني که هنر را پس مي‌زنند، به دين ضربه وارد مي‌کنند. مترجم جلد چهارم «تاريخ فلسفه کاپلستون» در ادامه با اشاره به تعريف خود از هنر ديني، گفت: با تمام اين اوصاف حال بايد هنر ديني را تعريف کنم؛ هنر ديني هنري است که مبادي خود را مستقيما از وحي گرفته باشد و نحوه بيانش نيز حکمي باشد. بايد دانست که صرف موضوع، هنري را ديني نمي‌کند. هنر، هنر است و دين، هنر را هنر نمي‌کند، بلکه صرفا آن‌را هدايت مي‌کند. کار دين راهنمايي و هدايت هنر به سمت حقيقت و معرفت است. اعواني با بيان اين نکته که هنرمند بايد حق را بيان کند، گفت: کتاب خدا انسان را خليفةالله در زمين مي‌داند. بر اساس اين بيان هنرمند، خالق اصلي هنر را خداوند مي‌داند. هنرمندان مسلمان عالي‌ترين صناعات هنري را خلق کرده‌اند اما نامي از خود مطرح نکرده‌اند، چرا که خالق اصلي هنر را خداوند مي‌دانستند. اعواني در پايان با انتقاد از کساني که ضدهنر هستند و با هنر مخالفت مي‌کنند، گفت: بهترين راه براي معرفي دين هنر است و مخالفت با هنر اشتباهي بسيار بزرگ و خطرناک است.

 

 


صفحه 4 از 4