مجله شماره 4

معرفي كتاب

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب

منيره پنج تني

اسرار عرفاني دعا
عبدالرضا مظاهري
انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مرکزي
چاپ اول: 1390، 434 صفحه

«عبادت در صورتي که به حال خوشي برسد، منجر به دعا مي گردد و با ذکر اسماء الهي و وجودي بودن آن است که اجابت حاصل مي شود و دعا از لقلقه زبان فراتر رفته و کارساز مي گردد.» کتاب «اسرار عرفاني دعا: تبيين فلسفي و عرفاني اسماء و صفات» حاصل دغدغه مولف درباره اين موضوع است که سخنان عاشانه پيامبر (ص) و ائمه (ع) در قالب دعا آمده است. مولف با بررسي شواهد گوناگون به اين نتيجه رسيده است که « عناصر اصلي و لطيف عرفان عاشقانه مانند سکر و مستي و محبت و عشق از خود قرآن کريم و احاديث و دعاهاي ائمه (ع) وارد عرفان شده و نيازي به وام گيري از حوزه هاي خارج از اسلام ندارد. ص 16»
مولف در اين اثر به بررسي «امهات اسماء» و «اسم اعظم» و «اسم مستأثره» پرداخته شده «تا ازطريق اين مفاتيح غيبي به اسرار عالم از پس پرده غيب رازي گشوده شود و چشم بصيرتي بينا گردد.ص 18» کتاب پس از مقدمه، پيشگفتار، دعا و رابطه علي و معلولي و زبان عبادي اسلام، از بيست و دو فصل تشکيل شده است. فصل نخست با نام «اسم و مسمّي» به تعريف اسم و صفت و دعا و موضوعاتي از قبيل رابطه ذات و اسماء با نسبت ها و مظاهر، هدف از تعليم اسماء به آدم (ع) و غيره مي پردازد. بيست و يک فصل ديگر کتاب به ترتيب عبارتند از:
اسم اعظم، اسم مستأثره، اسم قريب، اسم حبيب، محب العارفين، اسم ظاهر، اسم الله، ربّ، اسم رحمان و رحيم، اسم خير المسئولين، اسم مجيب، اسم غافر، اسم توّاب، ستّار، کريم، عفو، شافع، سميع، رحمت، هادي. مظاهري بر اين نظر است که « و اما اين که چرا دعاي برخي از ما به اجابت نمي رسد با اين که همين اسماء را مي خوانيم به دليل عدم قدرت ما براي گذار از اسم الاسم و لفظ به حقيقت اسم است. ص 17»

گوهر معنا
سيد حسن خميني
به کوشش سيد محمد مخبر- سيد محمود صادقي
ناشر: اطلاعات
چاپ اول: 1390، 299 صفحه

محمد مخبر و سيد محمود صادقي پيش از پرداختن به اهميت اين اثر چنين گفته اند که «علم اصول فقه را نه دانشي براي فهم صحيح دانش فقه، که بايد علم به اصول و قواعد فهم همه متون اسلامي دانست، چرا که معيارهاي موجود در اين علم، قواعد و معيارهايي براي فهم همه متون به دست مي دهد. ص 13» همچنين «علم تفسير که عهده دار شناساندن معارف برين منطوي در کتاب الهي است، به دليل ارجمندي موضوع بر ديگر علوم سيطره و سلطنت دارد.ص 13» اين اثر به قلم حجت الاسلام و المسلمين سيد حسن خميني قصد دارد با نگاهي جامع و رويکردي اصولي به بررسي و نقد يکي از قواعد کاربردي علم تفسير تحت عنوان «وضع الفاظ براي ارواح معاني» بپردازد. حجت الاسلام والمسلمين سيد حسن خميني پيدايش اين کتاب را مربوط به درس هاي اصول در سال 1389 در مدرسه دارالشفاء پيرامون مبحث ماهيت وضع و اقسام آن مي داند. «اين بحث که تا کنون حتي توسط صدارييان به طور منقح تبيين نشده و شايد کتاب حاضر نخستين گام در طرح مستقل و مفصل آن باشد.ص 11» مولف درباره اين اثر مي گويد: «نگاه ما به اين مسئله، اگر چه در آغاز از مباحث علم اصول ريشه گرفت؛ ولي سعي کرديم آن را توسعه دهيم و همگام با نظريه پردازان در حوزه عرفان اسلامي و فلسفه صدرايي موضوع را باز بشناسيم؛ ليکن ترديدي نيست که ابتداي راه است و قاعده «وضع الفاظ براي ارواح معاني» مي تواند به کرات از محک نقد و نظر انديشمندان بگذرد. ص 12» کتاب پس از پيشگفتاري مفصل درباره زبان دين و تفسير، از چهار فصل با نام هاي: زمينه هاي شکل گيري قاعده، تبيين و نقد، آثار نظريه وضع الفاظ براي ارواح معاني، بررسي تطبيقي آيات متشابه نزد معتقدان به قاعده وضع الفاظ براي ارواح معاني تشکيل شده است.

تاريخ فلسفه قرن هجدهم
اميل بريه
اسماعيل سعادت
ناشر: هرمس
چاپ اول:1390، 364 صفحه
تاريخ فلسفه به قلم اميل بريه در متن اصلي آن به زبان فرانسه و از هفت جلد تشکيل شده که در «نشر دانشگاهي فرانسه» به کوشش پيرماکسيم شول و آندره لويي لوروا در سه مجلد (دوره يونان و روم باستان، قرن هفدهم و هجدم، قرن نوزدهم و بيستم) چاپ شده است. عناوين جلدهاي هفت گانه آن به ترتيب عبارتند از: دوره يوناني، دوره انتشار فرهنگ يوناني و دوره رومي، قرون وسطي و دوره تجدد، قرن هفدهم، قرن هجدهم، قرن نوزدهم؛ دوره نظام ها. از اين مجموعه جلدهاي اول تا چهارم به فارسي ترجمه شده است. کتاب «تاريخ فلسفه قرن هجدهم» ترجمه جلد پنجم اين مجموعه به قلم اسماعيل سعادت است و شامل فلسفه هاي نيوتن، لاک، بارکلي، وولف، ويکو، مونتسکيو، کندياک، هيوم، وونارگ، اصحاب دايره المعارف، ولتر، ژان ژاک روسو و کانت است. اسماعيل سعادت درباره اين کتاب مي گويد: «موضوعات اين جلد بيش و کم همان موضوعات جلد ششم تاريخ فلسفه فردريک کاپلستون، با عنوان از وولف تا کانت است. با اين تفاوت که کاپلستون بخش بزرگي از اين جلد (بخش چهارم) را تماما به معرفي فلسفه کانت اختصاص داده است. ص  9» اسماعيل سعادت اين اثر را از متن فرانسوي ترجمه کرده و با ترجمه انگليسي آن در انتشارات شيکاگوي آمريکا مقابله کرده و در مواردي هم براي انتخاب برخي از معادل ها به ترجمه عربي سر زده است؛ البته به گفته خودش تا حد بسياري به ترجمه هاي فارسي متداول وفادار مانده در پايان اصطلاح نامه اي ارائه کرده است. کتاب دربردارنده پانزده فصل است و با نيوتن و لاک آغاز مي شود و در فصل پانزده به فلسفه نقدي کانت ختم مي شود. شيوه نويسنده در هر فصل به اين گونه است که ابتدا اطلاعاتي از زندگي و آثار فيلسوف در اختيار خواننده قرار مي دهد سپس علاوه بر معرفي و تحليل نظام فلسفي او به معرفي مهم ترين آثارش مي پردازد.

اسلام، علم، مسلمانان، فناوري
دکتر سيد حسن نصر در گفت و گو با دکتر مظفر اقبال
سيد امير حسين اصغري
ناشر: اطلاعات
چاپ اول:1390، 198صفحه

زندگي در زمانه اي لحظه ها سريع تر بر هم شتاب مي گيرند شايد بيشتر و عميق تر نياز به شناختي همه جانبه داشته باشد. سيد امير حسين اصغري بر اين نظر است که کتاب «اسلام، علم، مسلمانان و فناوري» تلاشي براي شناخت از خويش و زمانه است. «شبکه اي از فناوري ها و دانش هايي که ما را در ميانه خود محاصره کرده اند و مسلمات و مفروضات خود را هر روز و هر ساعت در قامتي نوين به ما عرضه مي کنند. ص 7» مترجم بر اين نظر است در اين شرايط بايد بيشتر و بهتر خود و زمانه مان را بشناسيم. اين اثر گفت و گوهايي است که مظفر اقبال با سيد حسين نصر انجام داده است. در اين کتاب دو متخصص که و هر دو نماينده دو کشور با سابقه تمدني و فرهنگي اسلامي اند در خارج از کشور يکديگر را يافته و در برابر هم مي نشينند تا به واکاوي علمي، فلسفي و ديني مواجهه اسلام و جوامع اسلامي با علم و فناوري مدرن بپردازند. کتاب از سه بخش با هم مرتبط تشکيل شده که به تبيين ابعاد ارتباط ميان اسلام، علم، مسلمانان و فناوري مي پردازد. فصل نخست به عنوان مقدمه اي است که امکان تحقق گفت و گوهاي بعدي را فراهم مي آورد؛ «مظفر اقبال در پيشينه بحث پيش زمينه هاي اين مباحثات را آشکار مي کند و آن ها در متن گفتمان گسترده تري از اسلام و علم قرار مي دهد. ص 11» فصل دوم شامل چهار مباحثه مصاحبه گونه ميان سيد حسين نصر و مظفر اقبال درباره ارتباط ميان اسلام و علم، گرايش مسلمانان به علم و فناوري مدن، تفاوت هاي دانش موجود در تمدن اسلام با علم در دوران مدرنيسم، نظرگاهي زيستي و تأثير علم و فناوري مدرن بر تفکر و تمدن اسلام است. فصل سوم با نام «جهان بيني اسلامي و علم مدرن» متن سخنراني سيد حسين نصر در همايش بين المللي «علم در نظام اسلامي در قرن بيست و يکم» است. مي توان گفت در نهايت در اين اثر راه حل و پيشنهادهاي سنت گرا (به مفهوم خاص آن) به اين بحران ها داده مي شود.

حکمت اشراق،
 تجلي گاه پيوند ايران و اسلام
شايسته شريعتمداري
ناشر: نويد شيراز
چاپ اول: 1389، 104 صفحه

کتاب «حکمت اشراق، تجلي گاه پيوند ايران و اسلام» حاصل تکليف درسي است که مولف در دوره دکترا در کلاس دکتر فتح الله مجتبايي گذرانده است. او درباره دکتر مجتبايي مي گويد: «ايشان بنا به مشي استادي خويش با دقت تمام آن را از نظر گذرانيده و اشتباهات شاگرد خويش را اصلاح نموده و حتي برخي نظريات تکميلي بدان افزوده است که نگارنده آن ها را با ذکر نام خود ايشان در داخل متن فعلي گجانيده است.» اين اثر را مي توان تحقيقي دو سويه دانست که در دو حوزه منابع اشراقي و منابع زرتشتي انجام شده است. در منابع اشراقي مولف بر مهم ترين تأليف شيخ اشراق و شرح شمس الدين محمد شهرزوري بر آن و همچنين ديگر آثار شيخ اشراق متمرکز است و همچنين از تفسير و تحليل انديشمنداني چون هانري کربن و توشيهيکو ايزوتسو درباره حکمت اشراق استفاده کرده است. در حوزه منابع زرتشتي از اوستاي قديم، گاتها و اوستاي جديد، يشتها و ادبيات پهلوي استفاده کرده است. او همچنين از تحليل و تفسير مستشرقاني دين شناس از دين زرتشت مانند زنر، نيبرگ، بويس و ديگران استفاده کرده است. شيوه بيان مطالب در اين اثر اين گونه است که «ابتدا يک موضوع، بسته به اين که در کدام سو، يعني حکمت اشراق يا دين زرتشتي بنيادي تر است طرح شده و سپس در سوي ديگر رديابي و تطبيق شده است. ص 11» اين اثر از هشت فصل تشکيل شده است که اين فصول عبارتند از: مباني حکمت اشراق، وجودشناسي نوري حکمت اشراق، جهان شناسي زرتشتي و اشراقي، فرشته شناسي اشراقي و زرتشتي، ارباب انواع يا فرشتگان موکل بر انواع، فرشته شناسي زرتشتي، خورنه، خرّه، فرّ، آيا ايرانيان قديم آتش پرست بوده اند؟ هر کدام از فصل هاي کتاب دربردارنده بخش هاي متعددي است که موضوع را مورد تحليل و واکاوي قرار مي دهد.

هستي و زبان
 نظري به جايگاه سخن در مراتب وجود
محمد جعفر محمد زاده
ناشر: اطلاعات
چاپ اول: 1391، 124 صفحه

از زمان شکل گيري تفکر فلسفي، زبان به عنوان يکي از مهم ترين مقولات فلسفي مورد بررسي قرار گرفته است. هر انديشمند به فراخور بستر فکريش زبان را مورد بررسي و واکاوي قرار مي دهد. به گونه اي که هيچ انديشمندي نيست که سر و کارش با زبان و بررسي آن نيفتد.  «فهم فلسفي يا فکر علمي هميشه و همه جا در زبان اتفاق مي افتد و به همين اعتبار، زبان محل ظهور انديشه است. ص 15» کتاب «هستي و زبان: نظري به جايگاه سخن در مراتب وجود» به قلم محمد جعفر محمد زاده، عصاره آراء و افکار غلامحسين ابراهيمي ديناني در کتاب «فلسفه و ساحت سخن» است. ديناني در اين اثر به دنبال پاسخ اين پرسش مي گردد که زبان در چه مرتبه اي از مراتب وجود آدمي تحقق مي يابد و چه رابطه اي با هستي برقرار مي کند. «کتاب فلسفه و ساحت سخن علاوه بر آن که نظر و بلکه نظريه اي جديد در حوزه فلسفه زبان مطرح کرده است، در شناخت زبان به عنوان مرتبه اي از مراتب هستي انسان راهگشا و دانش افزاست. ص 14»
محمدزاده در اين اثر کوشيده است با گزينش و فشرده سازي اهم مطالب کتاب مذکور محورهاي مرتبط با نظريه هاي اختصاصي ديناني را استخراج کند. او همچنين کوشيده تا نظرات ديناني را با فصل بندي، عنوان بندي، تبويب متنوع به شيوه روشمند و برخي توضيحات سودمند در پاورقي ارائه کند. کتاب از يازده فصل تشکيل شده است که عبارتند از: عالم هستي کلام خداوند است، منطق و گفتار، واژه شناسي و علوم مرتبط، واژه شناسي و علوم مربوط به لغت، نقش عقل در پيدايش علم نحو، پيدايش فکر فلسفي، زبان و زمان، مصدر اصل کلام است، واضعان الفاظ- واضعان شرايع، معضل بزرگي به نام موضوع له، علم ومعرفت، نسبت علم با معلوم خود همانند نسبت وجود با ماهيت است.

از کجا به کجا
مجموعه مقالات با محوريت دين
يدالله قائم پناه
ناشر: پرسمان
چاپ اول: 1391، 500 صفحه

کتاب «از کجا به کجا» مجموعه اي از مقالات يدالله قائم پناه است که البته برخي از آن  ها در طي ساليان گذشته در مطبوعات داخلي منتشر شده است. مولف درباره کتابش مي گويد: مجموعه را «از کجا به کجا نامش نهاديم تا هم گوياي اختلاف نگارش مقالات باشد و هم بيانگر اختلاف موضوعات و ميزان ارزش علمي مجموعه نوشتار اين دفتر باشد چه اين که خود معترفم مقالات از کجا به کجا از هر حيث داراي غث و سمين است، اما در عين حال بر اين عقيده ام که کتاب حاضر در کل قادر است نظر و توجه مشتاقان و علاقمندان به مباحث ديني را به خود جلب کند. ص 5» اين اثر از سه بخش تشکيل شده است.
مقالات بخش اول اغلب رهيافت اسلامي دارد و از شانزده مقاله تشکيل شده است که مي توان به واژه آتش در قرآن، قرآن و ترانه هاي ايليايي، رنگ ذات، واقعه عاشورا در آيينه شعر وصال شيرازي، نقش دين در شعر نيما، غلات در آيينه روايات،  حادثه کربلا و قرائت عرفاني اقبال لاهوري، آفتاب برج عصمت، پرنده ها و پرهاي آسمان، تکسوار وادي عشق، انسان مثلث هستي، انسان مسافر قوسين اشاره کرد.
 بخش دوم به نقد و بررسي کتبي مي پردازد که به موضوع دين مربوط اند و سه مقاله اين بخش عبارتند از: نگاهي به پلوراليسم ديني، نقدي بر تاريخ خداباوري، نگاهي به هنر در قلمرو مکتب. بخش سوم کتاب مقالاتي است که به اديان ديگر غير از اسلام مرتبط اند. اين بخش نيز پنج مقاله و يک ضميمه تشکيل شده که عبارتند از: گفتارهايي مرتبط با دين هاي کنفوسيوس، زرتشت، يهود و مسيح، کنفوسيوس حکيم اخلاق و انديشه، ازدواج يا آيين پيوکاني در دين زرتشت، آشنايي با اعياد يهود، نگاهي به احوال و آثار و عقايد پولس رسول. ضميمه اين اثر سروده کامل وصال نام دارد.

الاهيات مسيحي در قرن بيستم
 خدا  وجهان در عصر گذار
استنلي گرنز، راجر اولسن
روبرت آسريان، ميشل آقاماليان
ناشر: ماهي
چاپ اول: 1390، 568 صفحه

به گفته استنلي گرنز و راجر اولسن کتاب «الاهيات مسيحي در قرن بيستم» را در معناي گسترده اش مي توان تأملي عقلاني در باب کنش و محتوا و استلزامات ايمان مسيحي دانست.
«الاهيات، ايمان را با توجه به زمينه ي تاريخي و فرهنگي خاصي توضيح مي دهد و از اين رو بي هيچ تعارف مي توان آن را دانشي زمينه مند دانست. به سبب همين ماهيت زمينه مندش، الاهيات فعاليتي مستمر است. ص 13» اين اثر در ابتدا مقدمه اي بر خاستگاه الاهيات قرن بيستم عرضه مي کند و به نقد وتحليل جريان هايي مي پردازد که زمينه ساز تحولات انديشه مسيحي در قرن بيستم شدند؛ سپس مکاتب عمده مسيحي در قرن گذشته را بررسي مي کند و از هر مکتب چند متأله برجسته و بنيانگذار آن را معرفي مي کند و پيش از طرح آرا و عقايد هر يک شرحي کوتاه و دقيق از زندگي و سابقه آکادميک او عرضه مي کند. ملاک انتخاب هر متأله ميزان عمق تأثيرگذاري وي بر انديشه مسيحي قرن گذشته بوده است. مترجمان درباره کتاب بر اين نظرند که «شايد اين کتاب در نوع خود يگانه باشد، چه هنوز کتابي را در زبان فارسي سراغ نداريم که شامل مباحثي چنين جامع، دقيق و نو در زمينه تحولات الاهيات مسيحي و مکاتب گوناگون و متألهان برجسته آن در قرن بيستم باشد. ص 12» کتاب از ده فصل و يک نتيجه گيري تشکيل شده و برخي از فصول آن عبارتند از: عصر روشنگري، بازسازي فرابودگي، طغيان در برابر درون بودگي، فرابودگي آينده، فرابودگي روح بشر، فرابودگي در بطن داستان. يکي از ويژگي هاي اين اثر که مترجمان نيز بر آن صحه گذاشته اند بي طرفي معقول نويسندگان آن در معرفي متألهان و اصول عقايد آنان است و اين امر در تحليل و نقد ارائه شده در پايان هر مبحث آشکار است.

نرگس عاشقان
هانري کربن
محمد علي اخوان
ناشر:اخوان خراساني
چاپ اول: 1386، 185 صفحه

هانري کربن شناخت کافي درباره تصوف را نيازمند آشنايي با آثار روزبهان بقلي مي داند. «کتاب روزبهان از ميان آثاري که درباره روحانيت ايراني آگاهي مستقيمي به ما مي دهد از بهترين هاست. اين کتاب به ما مي فهماند که چگونه روحانيت ايراني در مسير عروج به سمت درون نگري مذهبي نقش نخست را بر عهده داشته است. ص 14» کتاب نرگس عاشقان ترجمه مقدمه کتاب «عبهر العاشقين»هانري کربن است که مترجم آن را خلاصه و منتشر کرده است. اثر علاوه بر پيشگفتار مترجم دربردارنده فصل نخست کتاب اصلي است.
***
فرهنگ فلسفي و فلسفه سياسي
قيصر کللي
ناشر: پايان
چاپ دوم: 1391، 208 صفحه

به گفته مولف کتاب «فرهنگ فلسفي و فلسفه سياسي» که به سبک معمول نگاشته شده بيشتر پاسخگوي افراد آکادميک است و البته مي تواند براي افراد غير آکادميک هم مفيد باشد. نکته اي که درباره اين اثر بايد به آن اشاره کرد اين است که نقد و تحليل مکاتب و واژه ها در اين فرهنگ لحاظ شده و اين امر اثر را براي خواند سودمندتر مي کند. مولف در چاپ دوم کوشيده با ويرايشي دوباره و اندکي تغييرات کتاب را منتشر کند.

كتاب دفترماه
مرضيه سليماني
Beauty and Islam: Aesthetics in
 Islamic Art and Architecture
Valerie Gonzalez
I. B. Tauris
زيبايي و اسلام: زيبايي‌شناسي در هنر و معماري اسلامي

اين كتاب حاوي پنج رساله پيرامون جنبه‌هاي مختلف زيبايي‌شناسي در انديشة اسلامي است كه البته در پرتو تئوري‌هاي جديد به نمايش گذاشته شده است. در حقيقت، كتاب مبتني بر سلسله‌اي از سخنراني‌ها در مؤسسة مطالعات اسماعيلي است و نويسنده با تمركز بر حوزة پديدارشناسي، زيبايي‌شناسي و توليد هنري، به بررسي نظريه‌هاي زيبايي‌شناسي و كاربرد آن مي‌پردازد. اين كتاب كه از آن به عنوان «نمادي از عصري جديد در عرصة هنر اسلامي» ياد شده است، تناقض‌هاي اوليه را كه متدولوژي‌هاي غربي را از داده‌هاي اسلامي جدا مي‌كردند، از ميان برمي‌دارد و تفكر فيلسوفان مختلف از ابن‌سينا گرفته تا ابن‌حزم،‌ويتگنشتاين، هوسرل، دريدا و ديگران را با هم تلفيق مي‌كند. پيش از انتشار كتاب ويلچز، بسياري بر آن بودند كه زيبايي‌شناسي به عنوان شاخه‌اي از انديشة فلسفي، در اسلام وجود نداشته است. اما والري گونزالز با تكيه بر تحقيقاتي كه پيش از وي توسط ويلچز انجام شده بود، نشان مي‌دهد كه چگونه هنر اسلامي ـ كه به طور سنتي از منظرهاي تاريخي، جامعه‌شناختي و توصيفي بررسي مي‌شود، مي‌تواند با كاربرد نظرية زيبايي‌شناسي و گفتمان پديدارشناسانه غنا پيدا كند. نخستين فصل كتاب چندين جنبه از مفهوم زيبايي و متضاد قطبي آن، يعني زشتي را در انديشة كلاسيك عربي بررسي مي‌كند. نويسنده با كنار هم قرار دادن و تحليل نوشته‌هاي ابن‌حزم كه نمونة تفسير ظاهري يا تحت‌اللفظي از متن مقدس است، سخنان ابن‌سينا ـ يكي از مهم‌ترين شارحان مابعدالطبيعة افلاطوني در جهان اسلام ـ‌ و آراي دو فيلسوف خردگرا يعني ابن‌رشد و ابن‌هيثم،‌ ادعا مي‌كند كه زيبايي‌شناسي به عنوان شاخه‌اي از فلسفه ريشه در انديشة قرون مياني جهان اسلام دارد. فصل دوم با عنوان «زيبايي‌شناسي مثل سليماني در قرآن» در حقيقت خلاصه‌اي از يكي از كتاب‌هاي گونزالز با همين عنوان است كه به كاوش در سورة نمل آيات 15 تا 44 مي‌پردازد و توصيف آن از ديدار ملكة سبا از دربار حضرت سليمان را پيش رو قرار مي‌دهد. گونزالز در اين‌جا چالش هنري الگوبرداري و برگرفتن آن به منزلة يك نظام ارزشي و اثر چهارچوبي و پارادايمي آن بر هنر و معماري اسلامي را مطرح مي‌كند. دو مقالة بعدي ابعادي از مجموعة قصر نصيري الحمراء را بررسي مي‌كنند. اولي زيبايي‌شناسيِ تالار سفيران در پرتو پديدارشناسي و مخصوصاً مفاهيم بازنمايي و كاربرد تشبيه بصري را بررسي مي‌كند و دومي اختصاص دارد به هندسه به عنوان موضوع هنري در فرهنگ اسلامي به طور اعم و در الحمراء به طور اخص. فصل پنج به مطالعة كتيبه‌ها از منظر پرسش كلي زيبايي‌شناسي از معنا در آفرينش هنري تمدن اسلامي اختصاص دارد و فحواي كتيبه‌ها را به عنوان رسانه‌اي بصري تا خوشنويسي، تزيين نمادين و آموزش صرف بررسي مي‌كند. كتاب حاوي تصاوير رنگي ارزشمندي است، مقدمة آن را نعمان‌الحق نوشته و به همراه يادداشت‌ها، كتاب‌شناسي مفصل و نماية عام در 160 صفحه و به زبان انگليسي به چاپ رسيده. والري گونزالز عضو مؤسسة مطالعات پيشرفته در دانشگاه پرينستون و دستيار پژوهشگر در مدرسة معماريِ مارسي است.

The Rise of Islamic Calligraphy
Alain George
Saqi Books
ظهور خوشنويسي اسلامي

آلن جورج، استاد هنرهاي اسلامي در دانشگاه ادينبورگ، كتاب خويش را با اين عبارت آغاز مي‌كند كه هنر خوشنويسي زبان هنريِ مشترك براي تمامي مسلمانان است. و به دليل محدوديت نسبي ساير هنرها همچون نقاشي، مجسمه‌سازي و موسيقي، هنر خوشنويسي يا خطاطي همواره و در كلية كشورهاي اسلامي به عنوان والاترين هنر مورد توجه بوده است. در غالب موارد، كلمه و نوشتار نوعي حس فخر و شكوه به اماكن مي‌دهد. به عنوان مثال مي‌توان به تأثير شكوهمند خوشنويسي در كتيبه‌هاي يك محراب يا خطوط نگاشته شده بر روي سكه‌ها توجه كرد. در حقيقت مي‌توان گفت از ويژگي‌هاي مهم هنر اسلامي، برتري يافتن خوشنويسي و جايگزيني نسبي آن با نقاشي و پيكره‌سازي است. در مورد تاريخچة خط و نگارش در جهان عرب، نويسنده عنوان مي‌كند كه عرب‌ها پيش از ظهور اسلام از شيوة معيني در نگارش پيروي نمي‌كردند و در صدر اسلام زيبانويسي امري ناشناخته بود. در قرون اولية هجري خطي به نام خط كوفي براي تحرير قرآن به وجود آمد كه متشكل از عناصر مدور، عمودي‌هاي كوتاه و افقي‌هاي كشيده بود. اين خط در جريان تحول تا سدة پنجم هجري، صورتي هندسي و تزئيني يافت و تا حدي ناخوانا شد و به روشي براي تزيين بدل گشت. قديمي‌ترين نسخه‌هاي قرآن هم به خط كوفي است. پس از قرن پنجم هجري، خط كوفي تقريباً جاي خود را به خط نسخ داد كه حروف آن برخلاف حروف زاويه‌دار كوفي، منحني و قوس‌دار است. از انواع خط در جهان عربي، از جمله خط نبطي، خط نسخ و خط سطرنجيلي بود كه ويژة كتابت تورات و انجيل بوده است. بعدها در دوران عباسيان البته خط‌هاي ديگري نيز رواج يافت كه از آن ميان قلم جليل، قلم سجلات، قلم ديباج، قلم اسطور مار بزرگ، ثلاثين، قلم زنبد، قلم مفتح، قلم حرم، قلم مدّمرات، قلم عمود، قلم قصص، قلم حرفاج و... بود. پس از به دست دادن تاريخچة خط و خطاطي در جهان عرب و ذكر اين نكته كه در زمان مأمون عباسي نويسندگي، ترجمه و امور ديواني اهميت پيدا كرد و بدين ترتيب كاتبان در نيكو ساختن خط به رقابت پرداختند، در فصلي جداگانه به خطوط شش‌گانه يا اقلام سته مي‌پردازد كه توسط ابن مقلةشيرازي به وجود آمد. اين خط‌ها كه به خطوط اصول مشهورند، ابتكار ابن مقله‌اند و عبارتند از: محقق، ريحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقيع. آن‌گاه نويسنده به طور مفصل به وجه تمايز آنها و اختلاف در شكل حروف و كلمات و سنت سطح و دور مي‌پردازد. قواعد و قوانين وضع شده در خوشنويسي فصلي ديگر را به خود اختصاص داده. اين قواعد به اصول دوازده‌گانه خوشنويسي اشتهار دارند و از اين قرارند: تركيب، كرسي، نسبت،‌ضعف،قوت، سطح، دور، صعود مجازي، نزول مجازي، اصول، صفا، شأن. تولد خط كوفي فصلي جداگانه را به خود اختصاص داده و پس از نگاهي  به خاستگاه‌ها آمده است. اما ذكر احوال و آثار خوشنويسان معروف در جهان اسلامي قسمتي ديگر از كتاب است كه با تصاوير و آثار بسيار زيبايي همراه شده‌است. كتاب- در صورت ترجمه به فارسي- براي خوانندگان ايراني بسيار جالب و سودمند خواهد بود اما شايد برخي لغات و اصطلاحات تخصصي براي خوانندگان غربي نامانوس و غريب باشد، به ويژه آن كه آوا نگاري آنها نيز در ابتداي كتاب نيامده است. اما ضميمه‌هايي دارد كه دست كم به لحاظ بصري براي همه مفيد است و ازجمله آنها به دست دادن نمونه‌ايي از هفده شيوه مختلف خط كوفي است. كتاب در 244صفحه، به زبان انگليسي و در آگوست 2010 به چاپ رسيده است.

Islamic Arts From Spain
Mariam Rosser-owen
V&A Poblishing
هنرهاي اسلامي از اسپانيا

ميراث هنري اسپانياي مسلمان چيست؟ اين سئوالي است كه ماريام رُزر- اُوِن قصد دارد بدان پاسخ گويد. او پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورميانه و خالق آثار متعددي از جمله هنر اسلامي درخاورميانه، هنر قرون وسطايي مديترانه، قصرها و مسجدها، آثار فلزي در فرهنگ اسلامي و غيره  است و در كتاب160 صفحه‌اي خود به بررسي هنرهاي اسلامي در اندلس يا اسپانياي مسلمان مي‌پردازد. كتاب از چهار فصل كلي بخش‌هاي فرعي ديگر تشكيل شده. عصر امپراطوري، پادشاهي گرانادا، سبك مراكشي، ارتباط با مسيحيان، معماري، گچبري و كاشي‌سازي از جملة اين فصول هستند. نويسنده در ابتداي كتاب و در مقدمه عنوان مي‌كند كه اندلس يا همان اسپانياي امروزي، حلقه مياني فرهنگ و هنراسلام و غرب است و حضور هشتصد ساله مسلمانان در اين سرزمين، اسپانيا را به پلي ميان دو تمدن بزرگ تبديل نمود. نخستين نمونه حضور هنر اسلامي در اسپانيا معماري بود كه ساخت مساجد ظهور و بروز يافت. نمونه آن مسجد جامع قرطبه است كه در سال 168 هجري بناي آن توسط عبدالرحمن داخل آغاز شد و به دست فرزندش در سال 177 به پايان رسيد.خلفا و واليان اسلامي نيز با مسيحيان به نرمي رفتار مي‌كردند و به آنها اجازه مي‌دادند پرستشگاه‌هاي خاص خود را بنا كنند و نتيجه اين ساختمان‌‌سازي‌ها البته تركيب معماري مسيحي بود به علاوه هنر عاميانه محلي و عناصر اسلامي. اين تاثير و تاثر از سدة دوازدهم ميلادي تا سدة پانزدهم ميلادي در اسپانيا و پرتغال رواج داشت. در فصلي جداگانه(فصل2)نويسنده به اميران مراكش گرانادا يا غرناطه كاخ مستحكم الحمرا مي‌پردازد. او با بررسي معماري اين كاخ در پايان به اين نتيجه مي‌رسد كه بناهاي الحمرا نمونة بارز رشد هنر اسلامي مغربي در اسپانياست. او همچنين از قول ابن‌خلدون مي‌گويد كه عبدالرحمن سوم(متوفاي961 ميلادي) ملقب به الناصر نقشي مهم در فرهنگ و هنر اندلس دارد. او با فرا خواندن معماران، هنرمندان، معبدسازان، خطاطان ونقاشان سراسر اندلس، بغداد، مصر و حتي  قسطنطنيه، شهري بسيار زيبا بنا كرد به نام الزهرا كه داراي كاخي بسيار زيبا با تالار پذيرايي با شكوه بود. از همين جا نويسنده به هنرهاي ديگر اسلامي همچون شهرسازي، پل‌سازي، ضرب‌سكه، خوشنويسي، زري‌دوزي، نساجي، بافندگي، حكاكي روي فلز و عاج، زركوبي روي مفرغ و فولاد، كاشي‌سازي، سفال‌گري و ساختن كلاه خودها و شمشيرهاي زيبا اشاره مي‌كند كه توسط اروپاييان مورد تقليد قرار مي‌گرفت.

Earthy Beauty , Heavenly Art: Art of Islam
Mikhail Piotrovsky
Lund Humphies Publishers
زيبايي زميني  ـ  هنر آسماني:
 هنر اسلام

اين كتاب 312 صفحه است و به زبان انگليسي توسط اسلام پژوه و متخصص حوزة هنر  ـ  ميخائيل پيتروفسكي  ـ  نوشته شده است. او البته صاحب آثار پرشماري است كه از جملة آنها مي‌توان به عناوين زير اشاره كرد: فراتر از ديوارهاي قصر: هنر اسلامي در موزة آرميتاژ ، چشم‌اندازهاي رومانتيك آلمان، ظروف نقره‌اي شرق، ايران: سيزده قرن هنر و فرهنگ ، گنجينه‌هاي كاترين كبير، آسمان بر روي زمين: هنر سرزمين‌هاي اسلامي، پنجاه سال كار بر روي كاغذ، شاهكار‌هاي هنري و مجموعه داران، امپراطوري گم‌ شده در جادة ابريشم: هنر بودايي. در اين كتاب او به هنرهاي اسلامي از دو وجه مادي و معنوي پرداخته و عنوان مي‌كند كه در يكايك آثار هنري اسلامي روح معناگرايي وجود دارد و هنرمندان كار هنري را عملي مقدس و گونه‌اي تقرب به درگاه خدا تلقي مي‌كردند. به گفتة او براي شناخت بهتراسلام ، بهتر است از رسانه‌ها و سياست روي برگردانيم و به موزه‌ها و محل حفظ و نگهداري آثار هنري برويم. براي اين منظور، او سيصد اثر هنري را با شرح و توضيحات در كتاب خود آورده كه هريك به موزه يا مجموعه‌اي مجزا تعلق دارد از جمله بريتيش ميوزيوم (لندن)، موزة دولتي هرميتاژ (سن پطرزبورگ) و انستيتو موند عرب (پاريس). محور اصلي كار او البته قصرها، مساجد و باغ‌هاست. اما سراميك‌ها، كار بر روي شيشه، جواهرات، قرآن‌هاي هنري و سجاده‌ها نيز از نظر دور نمانده است. كتاب از دو بخش كلي و هجده فصل جزئي‌تر تركيب شده كه عناوين برخي از آن‌ها بدين قرار است: معماي هنر اسلامي، جهان اسلام، يكتاباوري و تزئينات، شمايل نگاري، هنر براي زندگي روزمره، قرآن به عنوان منبع همة الهامات هنري، زبان هنر اسلامي، بهشت: موضوع اصلي هنراسلامي، مسجد، زايران، كلمه و كلام ، قرآن، عرفان و تصوف ، قصر، آرامگاه.

Painting in islam : A study of the Place of Pictorial Art in Muslim Culture
Thomas w. Arnold
Gorgias Pr Lic
نقاشي در اسلام : مطالعه‌اي در جايگاه هنر تصويرگري در فرهنگ اسلامي

مسئله ممنوعيت نقاشي و تصويرگري در اسلام همواره مورد بحث محققان و هنرمندان بوده است. بسياري از مستشرقين اين گونه مطرح نموده‌اند كه اسلام با هنر  ـ  بالاخص نقاشي و تصويرگري  ـ  مخالفت ورزيده و محدوديت‌هايي در اين رابطه به وجود آورده است. اما به نظر مي‌رسد اولاً اين موضوع بيشتر در صدر اسلام مطرح بوده و ما امروزه با آن مواجه نيستيم . ثانياً دليل آن ترس از بازگشت نومسلمانان به مظاهر شرك و بت‌پرستي بوده است. اينها و تاريخچة مفصلي از هنر نقاشي در دوره‌هاي خلافت اسلامي، آغازين گفتارهاي كتاب توماس و. جوزجياس است كه در 159 صفحه تاليف شده و حاوي عناوين زير است: رويكرد متكلمان به هنر ، مشكلات پيش‌رو، خاستگاه‌هاي نقاشي در جهان اسلام، نقاشان و شيوة كار كردن آنها، موضوع نقاشي‌ها، هنر ديني در اسلام و ... در اين كتاب همچنين مكتب‌هاي مختلف مينياتور، نقاشي در خلافت فاطمي در مصر و تيموريان در ايران، عثماني‌ها در تركيه و گوركانيان در هند و در دورة صفوي كه به اوج خود رسيد و نيز در دوران زند و قاجار آشنا مي‌شويم. از ميان آثار ديگر نويسنده عناوين زير حايز اهميتند: انتشار اسلام در جهان، ايمان اسلامي، خليفه‌گري، بقاي هنر ساسانيان و مانويان در نقاشي ايراني، ميراث اسلام، مينياتورهاي هنري، تمدن اسلامي در دوران خلفاي عباسي و ...

 

 

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک
افق فرهنگ

گزارش سمينارها

مرضيه سليماني

سمينارهاي فلسفه در دانشگاه كلرادو
دپارتمان فلسفه دانشگاه كلرادو در تابستان سال2012 مجموعه سمينارهايي را در فلسفه برگزار مي‌كند و همان‌گونه كه در شماره‌هاي پيشين اشاره كرديم عنوان كلي آن «محدوده‌هاي دانش» است. در اين شماره حوزه‌هاي مختلف بحث، برنامه سخنراني‌ها و نام سخنران مربوطه را پيش‌روي خوانندگان علاقمند قرار مي‌دهيم:
1 ـ «درباره كلي‌ها». اين سمينار طي سه هفته و با يازده سخنراني برگزار مي‌شود. درآمدي بر مفهوم كلي‌ها كه در حقيقت، درآمدي برخودِ سمينار هم هست توسط كريستوفر شيلد ارايه خواهد شد. بحث مربوط به افلاطون را گابريلاكارون و بخش مربوط به ارسطو را روبرت پاسنائو برگزار مي‌كنند. آراي ارسطو در برابر افلاطون نيز عنوان سخنرانيِ كريستوفر شيلد است كه با محوريتِ Peri Ideon يا On Ideas ارسطو صورت مي‌گيرد. هفته دوم سخنراني‌ها با ارايه مطلبي درباره اسكوتوس واوكام آغاز مي‌شود كه روبرت پاسنائو سخنران آن است. راسل توسط ميشل هومر بررسي مي‌شود و گراهام اودي به نوميناليسم و رئاليسم (نام‌گرايي و واقع‌گرايي) مي‌پردازد. در هفته سوم اما احياي افلاطوني‌گري با سخنراني جورح بلر و قوانين طبيعت با سخنان مايكل تولي ارايه مي‌گردد و نتيجه‌گيري كل مطالب را روبرت پاسنائو انجام مي‌دهد. متوليان برگزاري اين سمينار دو كتاب را معرفي كرده‌اند كه مطالعه آن براي شركت در جلسات، سودمند خواهد بود. يكي كتاب پل اسپيد با عنوان Five texts on universals   كه در سال 1994 توسط انتشارات هكت به چاپ رسيده و ديگري كتاب ديويد آرمسترانگ كه در سال 1989 از سوي وست‌ويو منتشر شده و Universals:An opinionated introduction نام دارد. سمينار دوم «روان‌شناسي اخلاقي» نام دارد و طي سه هفته در قالب 15 سخنراني به علاقه‌مندان و متخصصين ارايه مي‌گردد. همانند برنامه قبلي درآمدي بر روانشناسي اخلاقي عنوان اولين سخنراني و درآمد برنامه است كه باز هم كريستوفر شيلد مسئول اجراي آن است. سقراط و افلاطون، عنوان سخنراني گابريلا كارون است. ارسطو و اكويناس حوزه كاري و عنوان سخنراني روبرت پاسنائو را تشكيل مي‌دهد. هيوم توسط آلن كارتر بررسي مي‌شود و ديويد بونين درباره جان استوارت ميل و شادكامي سخن مي‌گويد.
آغازگر سخنراني‌هاي هفته دوم كلوديا ميلز است كه درباره خودمختاري ياد خودگرداني سخن مي‌گويد. روز بعد يعني شانزدهم جولاي باز هم كلوديا ميلز سخنراني خواهد كرد و عنوان سخنراني او تواضع و احترام به خود است. روزهاي هفدهم و هجدهم جولاي به الينور ميسون اختصاص يافته كه به ترتيب درباره اليناسيون و انگيزه سخن خواهد گفت و سرانجام در روز نوزدهم جولاي شهود باوري اخلاقي را مايكل هومر ارايه خواهد كرد. هفته سوم سمينارها براي چهار سخنراني و يك نتيجه‌گيري پاياني برنامه‌ريزي شده است كه عناوين سخنراني‌ها به ترتيب عبارتند از: شبكه تمايلات (گراهام اودي)،‌ جنسيت و اخلاق (آليسون جَگر)، انگيزش (مايكل هومر)، اپيستمولوژي اخلاقي (مايكل تولي). دوآليسم و ماترياليسم (ثنويت و مادي‌گرايي) در ده جلسه كاري مورد بررسي قرار مي‌گيرد كه البته برخي از اين جلسات دو يا سه روز به طول مي‌انجامد. ثنويت دكارتي(روبرت پاسنائو)، وقفه يا اختلال (گراهام اودي)، روابط علّي و معلولي (مايكل تولي)، ارسطو و كاركردگرايي (روبرت پاسنائو) عنوان سخنراني‌هايي است كه در هفته اول ارايه مي‌گردد. هفته دوم، در روزهاي شانزدهم و هفدهم جولاي مدل شمارش‌گرانه توسط كارول كليلند ارايه مي‌شود و هجدهم تا بيستم جولاي به روبرت هانا اختصاص دارد كه پيرامون شيوه‌هاي اول شخص، آگاهي پديدار شناسانه و براهين ضدماترياليستي سخن مي‌گويد. مايكل هومر، جورج بلر و روبرت پاسنائو سخنرانان هفته سوم هستند كه طي چهار سخنراني و يك نتيجه‌گيري به مباحث اين سمينار خاتمه مي‌دهند. مشكلات ماترياليسم و پرونده‌اي براي ثنويت از جمله عناوين اين سخنراني‌هاست. Meditation اثر دكارت، Conscious Mind اثر ديويد شالمر و درآمدي بر پديدارشناسي اثر روبرت سوكولوسكي كتاب‌هاي پيشنهادي براي شركت در جلسات هستند. در سميناري با عنوان «اراده و ميل»، احساس در‌آثار افلاطون (پروفسور لي)، ضعف اراده (دكتر آكراسيا)، رحم و شفقت در اگوستين (پاسنائو)، خاستگاه‌هاي قرون وسطايي اختيار باوري (پاسنائو) و سازگار باوري (كريستين دمتريو) در هفته اول پيش روي علاقمندان قرار مي‌گيرد و هفته دوم به اين مباحث اختصاص دارد: اختيارباوري و سازگارباوري (هومر)، ضعف اراده و انگيزش اخلاقي (هومر)، ميل و تظاهر به خوبي (اودي)، عمل دروني (كوفمان)، تئوري‌هاي دليل، لذت و رفاه بر مبناي ميل (هيث وود) و سرانجام در هفته سوم ميل و اراده آزاد (هانا) و اراده آزاد و مكانيك كوانتوم (مونتون) ارائه خواهد شد. «فلسفة كاربردي» شايد از جمله جالب‌ترين سمينارهايي باشد كه در زمرة اين مجموعه گنجانده شده است. هفده سخنراني، طي هفده روز در ماه‌هاي جولاي و آگوست از جمله برنامه‌هاي اين سمينار است كه با تعريف مرگ از سوي دكتر چوانگ آغاز مي‌شود و با سقط جنين، سخنراني دكتر هيث وود ادامه مي‌يابد. حيوانات (هانا) و كشتن در مقابل حفظ كردن باز هم توسط هانا در هفته اول سخنراني‌ها ارائه مي‌شوند. هفته دوم اما تئوري بازي و جامعه كه عنوان سخنراني هومر است، آغازگر برنامه‌هاست و عناوين بعدي به ترتيب عبارتند از: خردناپذيري انسان (هومر)، فلسفه محيط‌زيست (زيمر مان)، روز خلقت (تولي)، علم در عمل (لكيلند) و روز قيامت (مونتون). اخلاق زيست محيطي (هاله)، مسئله‌ بي‌هويتي (بونين)، واكنش‌هاي احساسي به تخيل (پروفسور كيم) در هفته سوم پيش روي علاقمندان قرار خواهد گرفت و نتيجه‌گيري به  عهده مونتون خواهد بود. در سميناري با عنوان «هويت»، تئوري‌هاي ارسطويي درباره هويت، اكويناس و مرگ (وان دايك)، هويت در لاك (كوفمان) در هفته اول و دوام و بقاي هويت (تولي)، هويت در مكانيك كوانتوم (مونتون)، هويت و سفر در زمان و مرگ (چوانگ) در هفته دوم بررسي خواهند شد و هفته سوم به اين عناوين اختصاص دارد: هويت و نژاد، هويت‌هاي گوناگون، هويت و جنسيت. عنوان سمينار بعدي كه آن هم همگي از يازدهم تا بيست و نهم جولاي برگزار خواهد شد، «خدا» است. هفته اول رويكردهاي الاهي مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت و عناوين سخنراني‌ها از اين قرار است: نظر اكويناس درباره سرشت خدا (پانسائو)، سادگي الوهي (كوفمان)، قدرت مطلق الاهي (كوفمان)، خدا و وجود (اسپاركز).
هفته دوم وجود خدا موضوع مورد پژوهش است و سخنراني‌ها عبارتند از: مسئله شر (تولي)، دفاع از اراده آزاد (موريستون)، برهان وجودي (هومر)، پلانتينگا در برابر ناتوراليسم (ويلنبرگ). و هفته سوم خدا و مخلوقات در برنامه كار قرار مي‌گيرد و كساني همچون ويلنبرگ (خدا و اخلاق)، هيث وود (پيشگويي و آزادي)، موريستون (معرفت ميانه) سخنراني خواهند كرد. اكنون به گزارش سمينارهاي ديگري بازمي‌گرديم كه در گوشه و كنار جهان پيرامون مسائل مختلف برگزار شده و ادامه مجموعه سمينارهاي فلسفه در دانشگاه كلرادو را به هفته‌هاي آينده موكول مي‌كنيم.

شهزادة طبيبان:
ميراث ابن سينا در جوامع اسلامي مدرن

شانزدهم ژانويه زمان برگزاري اين كنفرانس است كه در دانشگاه ليدن و با همكاري مؤسسه اسكاليگر در محل كتابخانه دانشگاه برگزار مي‌شود. ابن‌سينا كه بود؟ فيلسوفي بزرگ، طبيبي پرآوازه، دانشمندي زبردست يا عارفي گوشه‌گير و دائماً در حال فرار؟ آثار بزرگي كه وي از خود برجاي گذاشته وامدار چه كسي بود و بر چه گروه يا اشخاصي تأثير گذاشت؟ و ما اكنون از او چه درس‌هايي گرفته‌ايم؟ درباره ابن سينا البته سخن بسيار است اما اين سمينار با محوريت مباحث پزشكي به ويژه كتاب قانون و ساير مطالب در آثار مختلف ابن سينا پيش روي علاقمندان قرار مي‌گيرد. يكي از وجوه جالب اين كنفرانس ارائه مدخل‌هايي راجع به ابن‌سيناست كه در دايرة‌المعارف‌هاي معتبر جهاني ثبت شده و در اين جا همگي به صورت يك جا منتشر شده و در اختيار شركت‌كنندگان قرار مي‌گيرد. «قانون، دايرة‌المعارفي در دانش پزشكي»، عنوان يكي از سخنراني‌هاي اين كنفرانس است كه همان‌گونه كه از عنوان آن برمي‌آيد به قانون و محتويات آن مي‌پردازد. در اين جا سخنران عنوان مي‌كند كه در قانون، ابن‌سينا از آراء و انديشه‌هاي بقراط و گالن استفاده كرده اما نتيجه‌گيري‌ها به خود او تعلق دارد. «ميراث پزشكي پيش از ابن سينا» به پزشكي ايراني، هندي و يوناني مي‌پردازد كه از طريق ترجمه‌هاي گوناگون به جهان عرب و از آن جا به دست ابن سينا رسيده بود. «بررسي وضعيت تدريس پزشكي در جندي شاپور»، از جمله جالب‌ترين سخنراني‌هاي اين كنفرانس است كه به حنين‌بن‌اسحاق و ترجمه‌هاي پزشكي وي مربوط مي‌شود. در اين جا نيز با كتاب‌هايي مثل الفصول بقراط، شروح گالن بر بقراط، ادوية مفرده اثر ديوسكورديس والمختصر اوريباسيوس آشنا مي‌شويم و درمي‌يابيم كه خود حنين نيز به جز ترجمه، كتاب‌هايي را در پزشكي شخصاً تاليف كرده است. «رازي» عنوان يكي ديگر از سخنراني‌‌هاست كه يكسره به رازي و يك صد اثر او در پزشكي اختصاص دارد. و پس از آن «ميراث به جاي مانده از ابن‌سينا در جوامع اسلامي» موردبررسي قرار مي‌گيرد.

در گفت‌وگو با آگوستين
دانشگاه ويلانوا ماه گذشته سمينار سه روزه‌اي را با عنوان «در گفت‌وگو با آگوستين» برگزار كرد كه عناوين سخنراني‌ها از اين قرار است: آگوستين و فرهنگ، درآمدي بر زندگي و آثار آگوستين، نظر آگوستين دربارة ايمان، اميد و عشق؛ زمينه‌هاي فكري آگوستين، آگوستين وپلاگيوس پيرامون آزادي انساني،گناه و شفقت؛ آگوستين و پاكي كليسا، آگوستين و نظام كشيشي، آگوستين و تثليث، آگوستين و خودكشي، آگوستين و دروغ. همچنين دانشگاه‌ والش در سي‌وششمين سمپوزيوم سالانة خود سميناري يك روزه با عنوان «بازخواني اعترافات آگوستين» برگزار كرده است. زمان آن ماه مارس گذشته بود و سخنرانان لويس آيرز (رئيس دپارتمان الاهيات كاتوليك در دانشگاه دورهام)، ديويد مكوني، ريان تاپينگ و اسقف جورج وي.موري.

همايش بين‌المللي
روان‌شناسي كاربردي نظامي

اين همايش سال‌هاست كه توسط مؤسسة IAMPS در برن برگزار مي‌شود و هر ساله ميزبان نيروهاي مسلح و گروه‌هاي نظامي، پزشكان، روان‌شناسان و پژوهشگران يك كشور خاص خواهد بود. در اين همايش همان‌گونه كه از عنوان آن پيداست، مسئلة روان‌شناسي كاربردي در گروه‌هاي نظامي و سربازها موردبررسي قرار مي‌گيرد و هدف اصلي آن ايجاد فضاي گفت‌وگو بين روان‌شناسان متخصص در حوزة نظامي براي تقسيم اطلاعات و پژوهش‌هاست. سال 2011 اين همايش ميزبان نظاميان و روان‌شناسان وين بود و در سال 2013 گروه‌هايي از سوئيس بدانجا خواهند رفت. از سال 1990 بدين سو كشورهايي مثل استراليا، سوئد، آلمان، انگليس، پرتغال، بلژيك، اتريش، فرانسه، ايتاليا، كرواسي، جمهوري چك، هلند، قرقيزستان، ليتواني، مالتا و امريكا در اين همايش شركت كرده‌اند. سال شروع اين همايش‌ها 1963 بوده و ادارة نيروي دريايي در برن با همكاري مركز پژوهش‌هاي روان‌شناختي پس از جنگ جهاني دوم از بنيانگذاران آن در برن هستند كه البته شعبه‌اي هم در لندن داير كرده است.

اسلام ميانه‌رو چيست؟
اين سمپوزيوم يك روزه به همت روزنامة وال‌استريت ژورنال در سپتامبر سال گذشته برگزار شد و سخنرانان آن عبارت بودند از انوار ابراهيم كه تحت عنوان «توپ در زمين ماست» سخن گفت. برنارد لوييس كه «تاريخچة تساهل و تسامح» را ارائه داد. اِد حسين «مرا ميانه نخوانيد، مرا معمولي بخوانيد» را پيش رو نهاد. رئول مارك گرشت «معرفي ما به عنوان كافر» را موضوع سخنراني خويش قرار داده بود و توفيق حميد و اكبر احمد به ترتيب دربارة «متون خشونت‌آميز» و «عرفان و مدرنيته» سخن گفتند.
***
يهوديان شرق
در اين كنفرانس كه در ماه مه گذشته، به همت مؤسسة يهوديان مراكشي در تورنتو برگزار شد، پيرامون يهوديان و تاريخچة حضور آن‌ها در شرق و غرب، سبك‌هاي هنري مربوط به دين يهود، معماري و شرق‌شناسي، اديان سامي، يهوديان آلمان، هنر و انديشة يهودي در دورة رنسانس، اصلاح‌طلبي در يهوديت، «يهوديان شريف» در قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم، رنسانس يهودي، كنيسه‌هاي يهودي و ديگر مباحث مربوط به اين حوزه سخنراني دين ارايه شد. ايوان ديويدسن كالمار و دِرِك جي پنسلار نيز از جمله سخنرانان آن بودند كه بيشتر پيرامون رابطة يهوديت با شرق‌شناسي، با محوريت كتاب ادوارد سعيد سخن گفتند.

عرفان ناب در "سر الصلاة" امام(ره)
همايش بررسي انديشه هاي فلسفي و عرفاني امام خميني (ره) در مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران با حضور دکتر غلامحسين ابراهيمي ديناني، آيت الله سيد حسن مصطفوي و آيت الله محقق داماد برگزار ‌شد. دکتر غلامحسين ابراهيمي ديناني طي سخناني در همايش «بررسي انديشه هاي فلسفي و عرفاني امام خميني(ره)» به تشريح وجوه علمي و عرفاني امام خميني(ره) پرداخت و گفت: امام خميني(ره) مرد جامعي بود به ويژه در چهار رشته فقه، اصول، فلسفه و عرفان. وي افزود: بنده 11 سال افتخار شاگردي درس خارج فقه و اصول امام(ره) را داشتم و در آن زمان به خاطر فضايي که در حوزه حاکم بود، ايشان جز فقه و اصول چيز ديگري تدريس نمي کردند نه خصوصي و نه عمومي، و حتي اگر يک سؤال فلسفي و يا عرفاني از ايشان پرسيده مي شد ابداً پاسخ نمي دادند. اين کتب عرفاني و فلسفي که از ايشان به جاي مانده در واقع مربوط به دوران جواني امام است که به دلايل سياسي اجتماعي در آن دوره که افتخار شاگردي ايشان را داشتم بحث عرفان و فلسفه را کنار گذاشته بودند.  اين استاد فلسفه تصريح کرد: در زماني که ما به دنبال مباحث عرفاني و فلسفي امام بوديم حدود 45 سال پيش حتي يک برگ از کتابهاي ايشان وجود نداشت و من براي به دست آوردن کتاب «سر الصلاة يا معراج السالکين و صلاة العارفين» امام خيلي تلاش کردم و نهايتاً توانستم کپي آن را در خانه يک مرد تاجر عارف مسلکي به مدت چند ساعت مطالعه کنم.  وي با تأکيد بر بيان قوي امام خميني(ره) تصريح کرد: امام وقتي انقلاب شد کم کم بيانشان آرام تر شد اما در تدريس با حماسه و با بلاغت و جذاب سخن مي گفتند. من درس غنا را با ايشان خواندم.
دکتر ابراهيمي ديناني در ادامه با تشريح اسرار نماز با توجه به کتاب سر الصلاة حضرت امام(ره) تأکيد کرد: با اينکه کتابهاي عرفاني امام چاپ شده اما امام در اين کتاب حرفهايي مي زند که من جرأت بيان آن را ندارم. کساني که خود را پيرو خط امام مي دانيد و مخالف عرفان هستيد برويد همين کتاب را بخوانيد! آيت الله سيدحسن سادات مصطفوي استاد حوزه و دانشگاه نيز به تبيين کاربرد فلسفه اسلامي پرداخت و گفت: علم به ماهو علم شايد مطلوب باشد اما عمده در هر علمي هدفي است که دنبال مي کند و کاربرد هر علمي را بايد از هدف آن علم گرفت. وي با بيان اينکه ما در فلسفه اسلامي مي خواهيم حقايق عالمي که در مسيري که به سوي خدا دارد را بررسي کنيم، به تفاوت فلسفه اسلامي و غرب اشاره کرد و افزود: فلسفه اسلامي با فلسفه غرب دو مقوله است لذا اهدافش نيز متفاوت است. کساني که با فلسفه اسلامي مبارزه مي کنند در واقع با عقايد ديني و فهم دقيق آموزه هاي ديني مبارزه مي کنند. اين استاد برجسته فلسفه اسلامي تصريح کرد: در زمان ما شبهات زيادي درباره خدا، صفات خدا، دين، معاد و... است که براي روشن شدن اين مسائل چاره اي جز فلسفه خواندن نداريم.  آيت الله مصطفوي با اشاره به انديشه هاي فلسفي امام خميني(ره) تصريح کرد: امام خميني مفاهيم ديني را با فلسفه تشريح کرد. خاصيت عرفان و فلسفه اسلامي به گونه اي است که روح را چنان وسيع مي کند و انقطاعي از خلق به سوي خدا ايجاد مي کند که در بيان نمي گنجد. وي با اشاره به شرح دعاي کميل و دعاي سحر از امام خميني(ره) يادآور شد: امام فلسفه را با قرآن، دعا و اصل ولايت پيوند مي زند. وي با اشاره به انديشه هاي عرفاني حضرت امام(ره) تصريح کرد: امام دو جهت عرفاني دارد يکي عرفان نظري و ديگر عرفان عملي. عارفي که عرفان عملي دارد شايد به جايي برسد اما نمي تواند استدلال کند اما چون امام خوب فلسفه را خوانده بود و استادي برجسته چون آيت الله شاه آبادي داشت در درجه اعلاي عرفان نظري قرار دارد. آنچه عرفا رسيدند امام در درجه عالي برهان مي آورد.  آيت الله مصطفوي در پايان با اشاره به اينکه امام در شرح دعاي سحر دنيايي از معارف را بيان مي کند، گفت: کسي تا فلسفه نخواند، عرفان نظري نمي فهمد. شايد در عرفان عملي به توفيقاتي برسد اما عرفان نظري به فراگيري فلسفه بستگي دارد. آيت الله سيد مصطفي محقق داماد، در نشست «بررسي انديشه هاي فلسفي و عرفاني امام خميني(ره)» به تبيين اهداف دين در اصول فقه پرداخت و گفت: يکي از افرادي که در دوره معاصر به مسئله اهداف دين در علم اصول پرداخت، امام خميني (ره) است. وي افزود: ما يک دانشي در بستر تاريخ اسلام داريم به نام «اصول فقه» که در نسبت سنجي با آنچه که در غرب به نام «فلسفه حقوق» يا «فلسفه حقوقي» وجود دارد، به نظرم «عموم و خصوص من وجه» است. بسياري از مباحث ابداعي در علم اصول است که در فلسفه غرب مطرح نشده است و نيز مسائلي در فلسفه حقوق معاصر وجود دارد که مي توان در اصول آن را مطرح کرد. عضو هيئت علمي مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران يادآور شد: يکي از مباحثي که در اصول فقه مطرح مي شود اين است که دين اهدافي دارد. برخلاف اشاعره، معتزله معتقدند- شيعه نيز پيرو اين تفکر است- که کليه احکام اسلامي تابع مصالح و مفاسد واقع است و هر حکم شرعي مصلحتي دارد. وي با اشاره به سير پيدايش «کتب الحيل» تصريح کرد: در قرون اوليه تاريخ اسلام بحث «علم الحيل» مطرح شد. براي روشن شدن معني علم الحيل مثالي مي زنم؛  خداوند روزه را واجب کرده است اما از طرفي در قرآن مي فرمايد اگر کسي مسافر و يا مريض و ... بود روزه نگيرد. برخي مي گويند خب قبل از ظهر چهار فرسخ از شهر خارج مي شويم و غذا مي خوريم بدون اينکه کار حرامي انجام داده باشيم. آيت الله محقق داماد افزود: تا اينجا مشکلي نيست اما ناگهان در مکتبهاي عقلاني رساله هايي پيدا شد به نام رسالة الحيل، راههاي چاره براي دور زدن قوانين شرعي. اين مسئله يک معضلي را در جهان اسلام ايجاد کرد به اين معني که اگر بخواهيم حيله را مشروع بدانيم پس اهداف دين چه مي شود. در قرن 8 فردي به نام ابواسحاق شاطبي که فقيهي اندلسي است کتاب «الموافقات» را نوشته و «مقاصد الشريعه» را مطرح کرد.  وي يادآور شد: يکي از افرادي که در دوره معاصر به مسئله اهداف دين پرداخت حضرت امام(ره) است.امام در کتاب البيع با تبيين آيه حرمت ربا تأکيد مي کند که هدف احکام ديني ظلم نکردن، عدالت، مهرباني و... است. ايشان معتقد است که ربا از مصاديق ظلم است. خداوند با حرام خواندن ربا مصداق ظلم را براي ما بيان کرده است. آيت الله محقق داماد گفت: امام با استناد به آيه حرمت ربا تأکيد مي کند که هدف دين اين است که ظلم اتفاق نيفتد و معيار براي ما در احکام شرعي اهداف دين است. ما بايد به اهداف دين برسيم تا ظلم در جامعه نباشد. هدف دين رحم، عدالت، مهرباني و... است. احکام، اهداف دين هستند و اصل عدالت، اصل مهرباني، اصل يسر و... اصول پيش فقهي دين است و فلسفه شريعت در قضيه ربا «عدالت» است.

انسان و جهان در حکمت متعاليه
هر سال در روز اول خردادماه به همت بنياد حکمت اسلامي صدرا برگزار مي گردد. امسال موضوع اين همايش «انسان و جهان در انديشه صدرا» بود که با حضور محققان و انديشمندان ايراني و خارجي برگزار شد. آيت‌الله سيدمحمد خامنه‌اي، رييس بنياد حكمت اسلامي صدرا، نخستين سخنران اين همايش بود. وي سخنش را با اشاره به رابطه انسان و طبيعت در نظر اين فيلسوف آغاز کرد و گفت: آفريده شدن انسان، جهان را كامل كرد و در واقع، انسان موجودي كريم است كه طبيعت به او ختم مي‌شود. انسان در طول تاريخ، به فكر تصرف طبيعت افتاد و به تدريج آن را تخريب كرد. در معارف اسلامي مي‌خوانيم كه انسان در ذات خود، نيروي بالقوه‌اي دارد كه به واسطه آن مي‌تواند در طبيعت نفوذ كند. اين نيرو، گاهي در عرفا و حتي انسان‌هاي معمولي ديده مي‌شود. ملاصدرا در يكي از كتاب‌هايش بيان مي‌كند كه اگر انسان بتواند با تمام معيارهاي الهي و قواعد ضروري جهان هماهنگ باشد، كتابي خواهد بود كه جامع همه كتاب‌هاست. عالم كبير قلمداد مي‌شود كه درون او، كتاب مكنون و قرآن است. انسان، همه جهان است، البته نبايد به اين معنا نيز براي انسان اكتفا كنيم، زيرا عرفا مي‌گويند كه انسان نه تنها جهان است، بلكه تمام جهان درون او جاي مي‌گيرد. رضا داوري‌اردكاني، رييس فرهنگستان علوم، ديگر سخنران اين همايش بود که درباره «انسان در تاريخ فلسفه» سخنراني کرد. وي در ابتدا گفت: مساله انسان به قدري دشوار است كه بهتر است از آن به معما تعبير كنيم. در كل تاريخ فلسفه و حتي يونان نيز تعريف انسان يك معما و جزو مسايل پيچيده بود. افلاطون انسان را حيوان ناطق مي‌داند، اما ارسطو جز مطالبي مختصر، بحث خاصي درباره انسان ندارد. وي انسان، مدينه و عالم را يك امر واحد دانست و گفت: مي‌توان اين سه را محتويات كتابي دانست كه با خطوط ريز، متوسط و درشت نوشته شده‌اند. چنين برداشت و نگاهي را در انديشه‌هاي ارسطو نمي‌توان يافت. اگر افلاطون، انسان را حيوان ناطق مي‌دانست، نطق در نظر او معنايي خاص داشت، اگر اين تعريف از سوي ارسطو ارايه مي‌شد، نطق مفهوم ديگري مي‌داشت. داوري‌اردكاني اظهار كرد: در تعريف انسان نبايد اين‌گونه در نظر گرفت كه انسان موجودي است كه در گوشه‌اي از جهان، جا و مكان محدودي دارد. تعريف انسان بسيار دشوارتر از چنين برداشت‌هايي است. اگر حيوان را ماده و نطق را صورت در نظر بگيريم و ملاصدرايي فكر كنيم، اين تعريف كه «انسان، حيوان ناطق است» تركيبي انضمامي خواهد بود، اين در حالي است كه اگر اين تعريف را تركيبي اتحادي بدانيم، انسان را با عقل، واحد گرفته‌ايم و اين برداشت، پذيرفتني‌تر است. وي به تفاوت نظرات مردم عادي و فلاسفه درباره عقل اشاره كرد و گفت: در فلسفه بيشتر از وجود انسان بحث مي‌شود و حتي فلاسفه معاصر نيز مباحث زيادي را درباره وجود انسان مطرح كرده‌اند و از ذات و ماهيت انسان بحثي به ميان نمي‌آورند. اكنون نيز تمام مدعيان فلسفه وقتي ما از ذات سخن مي‌گوييم، ما را به ذات‌گرايي متهم مي‌كنند. آيت‌الله مصطفي محقق‌داماد، استاد حقوق دانشگاه شهيد بهشتي، ديگر سخنران اين همايش بود که درباره تجلي کلام الهي در طبيعت سخنراني کرد. وي گفت: به اعتقاد ملاصدرا، همه جهان از طريق انسان مجرد مي‌شود. هر چه در اين جهان است، در انسان تبديل به فكر مي‌شود و تجرد مي‌يابد. تا مدت‌ها در حوزه علم كلام، تنها درباره دو محور بحث مي‌شد؛ نخست اين‌كه آيا صفت تكلم مانند صفت علم و قدرت و امثال اين‌ها، صفت ذات است يا اين كه مانند صفات زنده كردن، ميراندن و روزي دادن، از صفات فعل به حساب مي‌آيد. حادث يا قديم بودن صفت تكلم نيز دومين محور بحث در حوزه كلام بود. وي افزود: ماتريديه و اشاعره، كلام را به دو گونه لفظي و نفسي تفسير كردند و قرآن و ساير كتاب‌هاي آسماني را كلام لفظي و حادث دانستند. آنان بر اين باور بودند كه كلام لفظي،حقيقت كلام خداوند نيست. رئيس بخش علوم اسلامي فرهنگستان علوم گفت: اين مفهوم كه كلام تنها در دل جا دارد و زبان تنها يك راهنما براي نشان دادن كلام است، در كتاب‌هاي بسياري از كلاميان به چشم مي‌خورد. وي درباره نظرات ملاصدرا درباره كلام گفت: صدرالمتالهين در كتاب «شواهد الربوبيه» و «اسفار اربعه» دو بيان متفاوت در اين باره دارد. او در «شواهد الربوبيه» قرآن، فرقان و كتاب را كلام لفظي مي‌داند كه مي‌توان اسمش را كلام عيني يا فعلي گذاشت. ملاصدرا در «اسفار اربعه» مبحث كلام را به گونه‌اي ديگر مطرح مي‌كند و از بحث كلام عيني سخن مي‌گويد. به زعم صدرا، كلام براي الفاظي وضع مي‌شود كه بر مباني خاصي دلالت مي‌شوند. اگر چنين در نظر بگيريم كه غرض از وضع كلام لفظي دلالت است، اشكال پيش مي‌آيد، زيرا گاهي با اشاره و بدون به كار بردن الفاظ نيز مي‌توان معنا و مقصود را به ديگران تفهيم كرد. دکتر غلامحسين ابراهيمي ديناني، سخنران اختتاميه اين همايش بود که پيرامون حرکت جوهري به مثابه زيرساخت يکپارچگي هستي انسان سخن گفت. دکتر ديناني سخنش را با شعر آغاز کرد و گفت: کشتي به درياي روان مي‌گذرد/ مي پندارد که نيستان مي‌گذرد. ما مي گذريم بر جهان گذران/ مي پندارم کاين جهان مي‌گذرد. الحق که ملاصدرا فيلسوف بزرگي است. چرا ملاصدرا شخص بزرگي در عالم است، اگر از انبياء و اولياء بگذريم، کسي نمي تواند شخص بزرگي در عالم باشد اما فيلسوف نباشد. ديناني در ادامه سخنانش با طرح اين پرسش که فيلسوف کيست؟ اظهار داشت: فيلسوف کسي است که وقت حرفي مي زند براساس جهان بيني منسجمي است که در يک نظام هماهنگ با جهان است و در آن تناقضي وجود ندارد. بنابراين افراد کمي را در عالم مي توان پيدا کرد که داراي اين ويژگي باشند. وي تصريح کرد: افراد زيادي سخنراني مي کنند اما ممکن است حرف هايشان با هم متناقض باشد، اما فيلسوف متناقض صحبت نمي کند اگرچه ممکن است بعضي وقت ها اشتباه کند، اما سعي مي کند که حرف هاي متناقض نزند. استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه تهران با بيان اينکه انسان وقتي متناقض صحبت نمي کند که داراي جهان بيني درستي باشد، بيان کرد: انسان زماني مي تواند در يک نظام هماهنگ بينديشد که از خودش فاصله بگيرد، انسان چه زماني مي تواند از خودش فاصله بگيرد؟، وقتي که تولد ثاني پيدا کند. ارسطو 2500 سال پيش گفته است که فيلسوف کسي است که تولد ثاني داشته باشد. وي با اشاره به اينکه حديثي هم هست که مي فرمايد: "کسي که دو بار متولد نشود راه به جايي نمي برد"، تأکيد کرد: تولد اول، تولدي است که همه انسان ها و موجودات در آن مشترک هستند اما در تولد دوم، انسان بايد خودش، خود را متولد کند؛ يعني خود ظاهري انسان، خود ناسوتي(عقلاني و ملکوتي) را بزايد و و اين تولد دوم خيلي سخت و دردناک است. دکتر ديناني با بيان اينکه ملاصدرا از جمله افرادي است که دوبار متولد شده است، پس به اين معنا فيلسوف است، اظهار داشت: حرکت جوهري يکي از مهم ترين مسائلي است که ملاصدرا بيان کرده، اما دنياي شگفت انگيز امروز و علم جديد و تکنيک، نمي تواند جوهر را بفهمد.

مواجهه ما با علم جديد
يک عضو هيئت علمي دانشگاه تهران، در همايش درباره علم ديني با بيان اينکه دنياي مدرن دنياي پلشتي است، گفت: دنياي مدرن نيازمند نقادي بسيار شديدي است. واقعيت دنياي مدرن دچار تناقض است. اين ورطه اي است در آن افتاده ايم و نتوانستيم از آن بيرون بيائيم. دکتر يوسف اباذري، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران، در مورد جامعه شناسي مواجهه با علم در ايران به ارائه سخن پرداخت. وي در ابتداي سخنانش به ورود علم جديد در ايران پرداخت و گفت: جنگ ايران و روس احساس نياز براي داشتن جنگ افزار نظامي را در ارتش ايران به وجود آورد و اين مقدمه اي براي احساس نياز به علم جديد بود. در ابتدا ارتش با اعزام نيرو استخدام مستشار خارجي سعي در ارضاي اين نياز داشت و بعدها هم با تأسيس دارالفنون و ساير موضوعات اين امر پي گيري شد. وي با بيان اينکه بحث مدرنيته از حدود 30، 40 سال پيش در ايران آغاز شده است، افزود: حرف جديدي در اين باره باقي نمانده است و معتقدم ظرف 10 سال آينده اين موضوع ديگر از دستور کار محققان و انديشمندان خارج مي شود. نبايد سرنوشت خودمان را با بحث هاي جهاني گره بزنيم. اباذري در ادامه سخنانش با تأکيد بر اينکه مسائلي داريم که بايد به آنها بپردازيم، تصريح کرد: رضاخان مي خواست دولت و مدرن را در کشور بنا کند، اما همان اشتباه اميرکبير را کرد و دست علوم تجربي را باز گذاشت و علوم انساني در انزوا قرار داشت. علوم تجربي مود سؤال قرار نمي گرفت و با حدث و شدت به کار خود ادامه مي داد اما علوم انساني همواره با سؤال مواجه بود. وي با بيان اينکه رضاخان براي اينکه براي پادشاهي خودش هويت درست کند دست به تاريخ سازي زد و گفت: در دهه 20 افکار چپ در ايران رسوخ پيدا کرد و دست به تأسيس دانشگاه زد که سعي داشت انديشه هاي جامعه شناسان بزرگ در ايران تدريس شود. اين محقق و استاد دانشگاه با بيان اينکه در دوران رضا شاه 2 جنبش به فعاليت مي پرداختند که هدف هر دو بازگشت به خويشتن بود، اظهار داشت: يک گروه در صدر حکومتي بودند مانند نصر و نراقي و گروه ديگر در جامعه حضور داشتند مانند آل احمد و شريعتي. وي تصريح کرد: آل احمد دستگاه فکري ساخت که با اتکا به فرهنگ سنتي بتواند جلوي قدرت بايستد. شريعتي هم توانست از الهيات شيعي کمک بگيرد و با افکار چپ سازگاري ايجاد کند تا بتواند در برابر قدرت بايستد. اين دو جريان کاکلا معارض بودند که اصلا مورد کاوش قرار نگرفت. اباذري با بيان اينکه کساني مانند آيزايا برلين در غرب به تاريخ نگاري پرداختند تاريخ نگاري ساده انگارانه اي نوشتند که اين ساده سازي به ضرر ماست، بيان کرد: کساني که در قرن نوزدهم به نقد مدرنيته پرداختند بيشتر رمان نويس بودند تا فيلسوف. تنها فيلسوف منتقد مدرنيته کيرکگارد بود. مثلا داستان هاي داستايوفسکي پاسخي به ديدگاه هاي کانت است.وي با بيان اينکه واژه علم ديني واژه درستي است، گفت: غزالي هم کتابي بنام احياء علوم الدين دارد. دانش جديد، دانشي است که نظام بزرگ فلسفي قادر به پاسخگويي آن نيست. بايد دستگاه منظم نظر به واقعيت هم معطوف شود. دنياي مدرن دنياي پلشتي است. هيچ کس نيست که معتقد نباشد اين دنيا و زندگي سخت نيست. دنياي مدرن نيازمند نقادي بسيار شديدي است. اباذري در پايان سخنانش بيان کرد: واقعيت دنياي مدرن دچار تناقض است. اين اصلاح با تصحيح دستگاه معرفتي شناختي حل نمي شود، کاري که پوپر مي خواست انجام دهد. اين ورطه اي است در آن افتاده ايم و نتوانستيم از آن بيرون بيائيم.  حجت الاسلام والمسلمين دکتر داوود فيرحي، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران و حجت الاسلام والمسلمين دکتر حميد پارسانيا عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز در مورد نسبت علم و تمدن در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران به ارائه سخن پرداختند. در ابتدا پارسانيا  گفت: بايد بين دو مفهوم معرفت و علم فرق گذاشت. اينکه در مورد اين دو مفهوم چه تعريف و چه جهتي داريم مورد توافق همگان نيست. فلسفه علم نيست، انسانيات است. تنها علوم تجربي آزمون پذير است. وي با بيان اينکه وقتي دانش به معناي عام و علم به معناي خاص بخواهد تعين تاريخي و اجتماعي پيدا کند و وارد فرهنگ شود قطعا رابطه وثيقي با تمدن دارد، اظهار داشت: هر تمدني با سطح، نوع و تعريفي از علم، دانش و معرفت ارتباط دارد و در مقابل غير آن مي ايستد. پارسانيا در ادامه سخنانش بيان کرد: اما اين گفته الزاما به اين معناست که حقيقت علم، معرفت و دانش در سطح فرهنگ و تمدن رقم مي خورد. حکم مطلق کردن به اين همه ساحت هاي دانش، الزاماتي دارد. علم و دانش در فرصت هاي تاريخي و تمدني متناسب با حوزه هاي تمدني بروز و ظهور مي يابند. عضو هيئت علمي دانشگاه تهران با بيان اينکه ما يک علم اسطوره اي نمي توانيم داشته باشيم، گفت: عالم اسطوره اي نظام معرفتي اسطوره اي را مي طلبد. مطالعات اساطيري ما را انسان اساطيري نخواهد کرد. بر اين اساس نظام معرفتي ديني، نظام معرفتي خود را مي طلبد. در ادامه دکتر فيرحي به ارائه سخن پرداخت و گفت: بنده تحقيقي داشتم که فقط تمدن اسلامي را مورد مطالعه قرار دادم و در اين تحقيق هم برداشتم از علم يا دانش، همه دانش ها نيستند با دانش هاي تجربي کاري نداشتم. وي افزود: تمدن ها را دولت ها ساختند و با يک خردمندي طراحي کردند. اگر اين خردمندي منسجم بود تمدن هاي باقي ماندند و علم و دانشي که هم در اين تمدن وجود داشت باقي ماند اما اگر خردمندي منسجمي نداشتند از بين رفتند.
وي در ادامه سخنانش تمدن اسلامي را به چند دوره تقسيم کرد و اظهار داشت: دوره اول عصر پيدايي و تکوين است. دوره دوم عصر طلايي مسلمان ها يا عصر تدوين آثار عيني است. دوره سوم عصر زوال است. البته اين دوره جديد هم شروع شده است که به کمي قبل از مشروطه بر مي گردد. اين محقق و نويسنده کشورمان با بيان اينکه تمدن اسلامي داراي سه ضلع است که مي توان آنها را عقل، طبيعت و نص دانست و تصريح کرد: از هر يکي از اضلاع اين مثلث مي توان به ديگري رسيد. جهان خرد و نص در يک نظريه نمي گنجد. فيرحي با بيان اينکه دو آيه سياسي در قرآن وجود دارد که براي تعيين نوع حکومت مهم است، اظهار داشت: آيه شورا و آيه اولي الامر. حال اين سؤال مطرح مي شود که آيا شورا تابع اراده حاکم است و يا اراده حاکم تابع شوراست. چطور شد که در دوره هايي از تمدن اسلامي حکومت هاي اقتدارگرا وجود داشتند. به هر کدام از اين سؤال که پاسخ بدهيم، در کل اسلام و در نص و ... تغييري ايجاد نمي شود. وي با بيان اينکه از دوره مشروطه چرخشي در آرا و افکار و نگاه ها به وجود آمد که سعي داشت منظور از آيه را حاکميت شورا بر اراده حاکم معرفي کند، افزود: چون دسترسي به معصوم نداريم دانشي که نص را تبيين کند مشخص کننده اين برداشت است. اين نص نبود که به ما حکم مي کرد نظام سياسي اقتدارگرا باشد بلکه نوع نگاه ما و برداشت ما اين کار را مي کرد. نگاه ما بخشي از آيه را براي ما برجسته تر مي کند.

شباهت در بي‌شباهتي
دکتر ضياء موحد، استاد فلسفه و منطق موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران، ضمن شرکت در همايش سعدي و پوشکين در مسکو، به ايراد سخن پرداخت. وي درباب شعر گفت : آنچه شعر هر ملت را از هنرهاي ديگر آن متمايز مي‌کند پيوندي است که با زبان آن ملت دارد. مصالحي که با آن مجسمه مي‌سازند، رنگ‌هايي که با آن نقاشي پديد مي‌آورند و يا امواجي که با آن موسيقي مي‌آفرينند در فرهنگ‌ها و زبان‌ها تفاوت اساسي با هم ندارند. اما مصالح شعر يعني کلمه‌ها از زباني به زبان ديگر تفاوت مي‌کنند و به قول والري «شعر را با کلمه‌ها مي‌سازند نه با ايده‌ها». وي در ادامه گفت : شاعران بزرگي چون سعدي و پوشکين براي هم‌زبانان خود با شعرهاي متعالي خود شناخته شده‌اند. اگر اين شعر‌ها ترجمه‌ناپذير باشند چگونه مي‌توان از مقايسه‌ي آن دو با هم يا تأثير يکي بر ديگري يا فرهنگ ديگري سخن گفت؟ آيا در تأثير شاعران يک زبان بر شاعران زبان ديگر، مثلاً حافظ بر گوته، سعدي بر لويي آراگون و شاعران شرق و غرب بر پوشکين يا بر شعر نو ايران اغراق نشده است؟ موحد با تاکيد بر اين نکته که سعدي و پوشکين هر دو همه‌ ظرفيّت‌هاي زبان خود را آزمودند، گسترش دادند، و ميراثي غني و عظيم از خود برجا گذاشتند اظهار داشت: زبان فارسي پيش از سعدي گرفتار انواع تعقيد‌ها و بازيهاي سطحي و حشو و زوائد شده بود. حمله‌ مغول و سوزاندن و نابود کردن ميراث مکتوب ايران نيز فاجعه‌ي تازه‌اي به‌بار آورده بود. در چنين زماني سعدي به پالودن زبان و آن را در نثر و نظم به فصاحت و شيريني به سخن گفتن همت گماشت. سعدي در شعر در همه‌ي قالبهاي شعري از غزل گرفته تا قصيده، مثنوي، و قطعه شاهکار آفريد. در واقع هنر کلامي ظرفيّتي نداشت که سعدي آن را غني نکرده باشد. اين مهم‌ترين وظيفه‌اي است که در همه‌ي زبان‌ها به عهده‌ي هنرمندان کلام به‌ويژه شاعران گذاشته شده است. من متأسفانه زبان روسي نمي‌دانم، اما از آنچه از پوشکين به فارسي و انگليسي و يا درباره‌ي پوشکين در تاريخهاي نقد ادبي و ادبيات روس خوانده‌ام همتاي سعدي در ادبيات و زبان روس پوشکين است و البته با اين تفاوت که با توجه به حدود ? قرن فاصله ميان اين دو شاعر دامنه‌ي هنر کلامي پوشکين از سعدي هم گسترده‌تر بوده است. جالب توجه اينکه اين پديده نيز تقريباً در همه‌ي زبان‌ها نمونه‌هاي بارز با ويژگيهاي مشترکي دارد. مانند شکسپير در زبان انگليسي و گوته در زبان آلماني. وي در ادامه تاکيد کرد: وجه مشترک ديگر که به نسبت قبلي جزئي اما جالب توجه است به نوعي شعر مربوط مي‌شود با نمونه‌هاي فراوان به-خصوص در شعر سعدي. اهميت اين نوع شعر در سهل و ممتنع بودن آن است. اگر شاعر انديشه‌اي ناب يا تسلطي عذرخواه برکلام نداشته باشد چنين شعري تفاوتي با نثر نخواهد داشت. جالب توجه اين‌که تا آنجا که مي‌دانم چند شعر بسيار مشهور و محبوب پوشکين نيز از شعرهاي بي‌تصوير اوست. نمونه‌ي آن اين شعر است: «شما را دوست مي‌داشتم». از اين شعر ترجمه‌هاي انگليسي متفاوتي ديده‌ام که در بند پاياني تفاوتهاي بارزي با هم دارند. اغلب اين مترجمان خواسته‌اند شعر پوشکين را به شعر انگليسي با وزن و قافيه برگردانند. دليل تفاوت ترجمه‌ها هم همين است.
***
«شاهنامه» نبض زبان فارسي است
دکتر محمدجعفر ياحقي در نشست «شاهنامه و زبان فارسي» از «شاهنامه» به عنوان نبض زبان فارسي ياد کرد که حس فرهنگي ويژه‌اي را با خود منعکس مي‌کند و گفت: تنوع پيشوندها، مفردات، ترکيبات، سازه‌ها و واژه‌سازي زباني در «شاهنامه» بيش از هر اثر ديگري است. ياحقي در ادامه گفت: در زبان فارسي شاعري جامع چون فردوسي وجود ندارد، البته شاعران بزرگي چون حافظ و مولانا در زبان فارسي ظهور کرده‌اند، اما جايگاه فردوسي با هيچ‌يک از اين شاعران قابل مقايسه نيست.  وي افزود: اگر بر عظمت و حجم اثر سترگ فردوسي يعني «شاهنامه» قدمت و ديرينگي آن‌را نيز بيافزاييم، اهميت «شاهنامه» تثبيت مي‌شود.  ياحقي از «شاهنامه» به عنوان کهن‌ترين اثر منظوم فارسي نام برد و اظهار داشت: فردوسي «شاهنامه» را حدود سال‌هاي 370 تا 400 هجري سروده و اين در حالي است که در آن تاريخ زبان فارسي تازه شکل گرفته است.  وي به آثار منظوم پيش از «شاهنامه» اشاره و تشريح کرد: از ميان حجم بالاي اشعار و منظومه‌هايي که به رودکي نسبت مي‌دهند، متاسفانه چيزي به دست ما نرسيده است. هرچند اين شاعر بزرگ نيز در قالب‌هاي متنوع سروده‌هايي داشته است، اما تنها حدود هزار بيت از اشعار اين شاعر را کم و بيش در اختيار داريم.  اين استاد دانشگاه ادامه داد: همچنين اگر مجموع اشعار شاعران پيش از فردوسي و از زمان رودکي را نيز در نظر بگيريم، تعداد آن‌ها به بيش از سه هزار بيت نخواهد رسيد و اين موضوع در مقايسه با کار فردوسي و شاهکاري چون «شاهنامه» که حدود 60هزار بيت دارد، بسيار ناچيز است.  وي با تاکيد بر اين موضوع که «شاهنامه» کامل‌ترين اثر منظوم زبان فارسي در آغاز شکل‌گيري اين زبان است، توضيح داد: در خون و تبار ايراني همواره شعر وجود داشته و هرچند پيشينه شعر فارسي به پيش از اسلام باز مي‌گردد، اما از صدر اسلام نيز شعر فارسي در جريان بوده است. از سوي ديگر زبان فارسي زباني چند هزار ساله است.  ياحقي بار ديگر از «شاهنامه» به عنوان کهن‌ترين اثر منظوم فارسي ياد کرد و گفت: در حوزه نثر پيش از «شاهنامه» چند اثر کامل وجود داشته است، اما «شاهنامه» نبض زبان فارسي است و حس فرهنگي ويژه‌اي را با خود منعکس مي‌کند و تماميت ويژه فرهنگي را در خود دارد.
وي ادامه داد: دايره زباني فردوسي بسيار وسيع و گسترده است و حتي شاعراني بزرگ پس از او چون نظامي نيز در اين حوزه به پاي فردوسي نمي‌رسند.  عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي درباره ديگر ويژگي‌هاي «شاهنامه» اظهار داشت: تنوع پيشوندها، مفردات، ترکيبات، سازه‌ها و واژه‌سازي زباني در «شاهنامه» بيش از هر اثر ديگري است. همچنين دايره واژگان اين اثر از ديگر آثار بسيار افزون‌تر است. در جايي خوانده‌ام «شاهنامه» بيش از 10 هزار واژه غير مکرر دارد.  وي توضيح داد: تنوع زباني در «شاهنامه» بسيار است و برهمين اساس سازه نخستين زبان فارسي را در «شاهنامه» مي‌يابيم. از سوي ديگر عظمت «شاهنامه» به لحاظ واژگان و امکانات واژه‌سازي که سبب زايش و گسترش زبان فارسي است، نسبت به ديگر آثار برتري دارد.

نودسالگي دکتر محمدعلي موحد
جشن تولد نودسالگي محمدعلي موحد با حضور اصحاب فرهنگ، ادبيات و انديشه برگزار شد.  در ابتداي مراسم كه در شهر كتاب برگزار شد، مهدي فيروزان ـ مديرعامل شهر كتاب ـ با تبريك به محمدعلي موحد به مناسبت نودسالگي‌اش، در سخناني گفت: ايام از شما محمدعلي موحد مبارك است و خواندن آثار شما و ديدن شما مبارك است. محمدعلي موحد ما را مبارك گردانده است. اين مبارك گرداندن هم در انديشه‌ي ما تأثير گذاشته است و هم در سايه‌ي ديدن شما، اخلاق و معاشرت شما بر اخلاق ما تأثير گذاشته است و هر كدام از ما قابليت و استعداد بخشي از اين نور خورشيدي وجودي شما را دريافت كرده‌ايم و اميدواريم آن را به گونه‌اي منعكس كنيم. در ادامه‌ي اين مراسم، احمد سميعي گيلاني ـ عضو پيوسته‌ي فرهنگستان زبان و ادب فارسي ـ با تبريك نودسالگي محمدعلي موحد گفت: زماني كه خبر برگزاري اين مراسم را شنيدم، مشتاقانه منتظر اين روز بودم. وقتي به من خبر دادند كه بايد در اين مراسم سخنراني كنم، با خود فكر كردم كه من خيلي آشنايي نزديكي با استاد موحد ندارم؛ ولي به يك اعتبار ديگر فكر كردم كه سخن گفتن راجع به استاد موحد نبايد كار مشكلي باشد؛ چرا كه در مواقعي با بعضي افراد سال‌ها حشر و نشر داريد؛ ولي آن‌ها را نمي‌پسنديد؛ ولي در مقابل، كساني هستند كه فقط يك بار فرصت ديدن آن‌ها را پيدا مي‌كنيد؛ اما با آن‌ها انس و الفت پيدا مي‌كنيد. موحد از اين‌گونه افراد است. او افزود: موحد كسي است كه بي‌رياست، تزوير و دورنگي ندارد و افكار و انديشه‌هايش پيچيده نيست و آدم حقيقت‌جويي است. اين‌گونه افراد در برابر حقيقت حساس هستند و هرگونه انحرافي از حقيقت، آن‌ها را برمي‌انگيزاند. در ادامه، محمدرضا شفيعي كدكني ـ شاعر و استاد زبان و ادبيات فارسي ـ براي لحظه‌اي پشت تريبون قرار گرفت و گفت: بهترين سخني كه مي‌توانم به عرض ايشان برسانم، اين شعر است: خود ثنا گفتن ز من ترك ثناست. سپس هوشنگ مرادي كرماني كه با محمدعلي موحد در فرهنگستان زبان و ادب فارسي همكار است، نوشته‌اي را در توصيف موحد در هنگام نشستن در كنار او در فرهنگستان خواند. اين داستان‌نويس همچنين گفت: محمدعلي موحد در كار بسيار جدي است؛ ولي در دلش مانند پروانه‌ است و ما در فرهنگستان در خدمت او هستيم. در ادامه، دکتر غلامعلي حداد عادل به سخنراني درباره‌ي شخصيت علمي ـ فرهنگي محمدعلي موحد پرداخت و گفت: آشنايي من با محمدعلي موحد در دهه‌ 1340 و با كتاب «ابن بطوطه» است. پس از خواندن كتاب، دلم مي‌خواست كه نويسنده‌ي اين كتاب را ببينم تا اين‌كه در اوايل دهه‌ي 50 كه در خدمت استاد مطهري در منزل منوچهر بزرگمهر جلسات هفتگي تشكيل مي‌شد و ما در آن‌جا حضور پيدا مي‌كرديم، محمدعلي موحد هم آمد و من آن‌جا با ايشان آشنا شدم. موحد در حلقه‌ي درس و بحث شركت مي‌كرد و همان سكوت و اندك كلام او باعث شد كه شيفته‌ي خلقياتش شوم تا اين‌كه انقلاب پيروز شد. قبل از آن، «مقالات شمس» او به دست من رسيد و سپس فرهنگستان زبان و ادب فارسي تأسيس شد. در پايان اين مراسم، محمدعلي موحد با تشكر از تمام كساني كه در اين مجلس حضور پيدا كردند گفت: پيش شما خجولانه اما صادقانه اعتراف مي‌كنم كه در عين حال مالامال مسرت و شادماني‌ام. در باران كرم و نوازش بي‌دريغي كه در سر و روي من ريخته، چندان احساس خرمي مي‌كنم كه در پوست نمي‌گنجم و مباهات مي‌كنم و چرا مباهات نكنم كه مولانا نيز در اشعارش بسيار به مدح‌جويي اشاره كرده و مدح‌جويي را بد ندانسته است. موحد سپس با اشاره به شعرهايي از مولانا، به بررسي مدح‌جويي در شعرهاي اين شاعر پرداخت و گفت: مولانا قبول ندارد كه مدح‌جويي ضعف بشري است. اين يك نگرش روانشناسانه دارد، او مي‌گويد ستايش چنان است كه در خيك خالي بدمد؛ اگر خيك سالم و درست باشد، آن دميدن درش تأثير خوب دارد، باد مي‌كند و شكل و هيبت دلپذيرتري به خود مي‌گيرد؛ اما اگر خيك ناسالم و فرسوده و پاره پوره باشد، دميدن در او سودي نمي‌دهد. اي كاش من لايق همه‌ي حسن ظن و محبت و نواخت دوستان بودم، كه اگر چنين بودمي، سر خود را به آسمان سودمي. او در ادامه يكي از مثنوي‌هاي مولانا را خواند و گفت: خدا را شاكرم كه در آستانه‌ي نودسالگي قرار گرفتم و اين‌گونه مشمول لطف و بزرگواري‌هاي دوستان شده‌ام و حالا كه شما اين همه مرحمت فرموده‌ايد، دعا كنيد، من هم دعا مي‌كنم كه حق تعالي همه‌ي حضار مجلس را به افتخار دريافت عنوان «اسيرالله» كه در صدسالگي نصيب انسان مي‌شود، برخوردار گرداند.

 

 


صفحه 4 از 4