مجله شماره 3

منظومه‌هاي خشم

PDF چاپ نامه الکترونیک

منظومه‌هاي خشم

درباره زندگي و شعرهاي ابوالقاسم لاهوتي
سيد مسعود رضوي
بازخواني

 

زندگي ابوالقاسم لاهوتي، تنها منحصر به ادبيات نبود. آلايش سياست نيز گريبان وي را گرفته و سرنوشتي متفاوت و پرحادثه را براي اين مرد رقم زده بود. يك دوران از عمر وي در ايران سپري شد (1264 تا 1300 هجري خورشيدي) و يك دوره را نيز در غربت به پايان رساند. او در دو كشور ايران و اتحاد جماهير شوروي كمونيستي ـ خاصه در جمهوري‌هاي تاجيكستان و ازبكستان كه فارسي‌زبانان فراواني در آنجا ساكن‌اند ـ شاعر و اديبي برجسته به حساب مي‌آيد. در تاريخ ادبيات اين سرزمين‌ها، نمي‌توان از ذكر او و آثارش غفلت كرد. در شعرهاي او نيز، ستايش زادگاه كهنسالش ايران، بسيار برجسته و متداوم است، اما تبليغ كمونيستي و مرامي براي دولت شوروي و حزب و تشكيلات بلشويكي نيز در سروده‌هايش كم نيست. در اينجا نگاهي كوتاه به زندگي و شعر او را به نظر خوانندگان علاقه‌مند مي‌رسانيم.

زندگي در ايران زمين

ابوالقاسم لاهوتي در سال 1264 خورشيدي ـ برابر با 1305 قمري در شهر كرمانشاه زاده شد. نام پدر او ميرزا احمد الهامي بود كه مردي دانشمند و اهل شعر و ادب شناخته مي‌شد. گويا اهل سلوك عرفاني و طريقت هم بوده، اما برخي نيز او را مردي متشرع و حتي مخالف صوفيه خوانده‌اند. او از آزاديخواهان عصر بيداري و مشروطه بود و اسماعيل رايين نوشته كه عضو مجمع آدميت نيز بوده است. ابوالقاسم لاهوتي با تربيت چنين پدري، و در اوج بحران‌هاي تحول‌خواهانه‌اي كه به مشروطيت و سقوط سلسله قاجاريه منتهي شد، دوران نوجواني و جواني خود را سپري كرد. مصحح ديوان لاهوتي كه شرح حال مفصل و دقيقي از وي در مقدمه ديوان آورده، مي‌نويسد: «زندگي او به گونه شگفت‌انگيزي تاريك و دور از دسترس است. كمتر كسي را مي‌توان جست كه درباره او آگاهي‌هاي خرسندكننده‌اي داشته باشد. از اين رو، راه‌هايي كه او پيموده است، آنچنان كه بايد براي ما روشن نيست.» يكي ديگر از محققان معاصر نيز نوشته است: «روح نا‌آرام و پرتلاطم او، هر از گاهي وي را به سويي كشانده و به جلوه‌اي درآورده است. روزي به كسوت دين پيشگان در آمده، در مصائب و مناقب اهل‌بيت حضرت رسول(ص) شعر سروده است، و روز ديگر خرقه خانقاهيان پوشيده، به صف صوفيان اهل حق پيوسته است و به گفته خود در كودكي به يمن پير مغان در مكتب وحدت به معلاي جان رسيده است. زماني لباس ژاندارمي بر تن كرده، درصدد كسب  قدرت سياسي از طريق كودتاي نظامي برآمده است و بالاخره روزگاري ديگر دل به حزب كمونيست شوروي (سابق) باخته و به عنوان سرسپرده استالين با شور و شوق شاعرانه به تبليغ تعاليم حزبي پرداخته است. و همه اينها در مدتي كمتر از بيست سال ـ از شانزده سالگي تا سي و پنج سالگي شاعر ـ رخ داده است. اين همه دگرگوني در مدتي چنين كوتاه گرچه از بي‌آرامي روح شاعر حكايت دارد كه فاصله شريعت و طريقت، و لاهوت و ناسوت را چنين شتابان درنورديده است. اما در عين حال تصويري از يك دوره پرتلاطم و تحول تاريخ معاصر را نيز در پيش قرار مي‌دهد كه همه سنت‌ها و ارزش‌هاي كهن، با وزش تندباد تجددطلبي و نوخواهي در معرض تزلزل تلاش و بحران قرار گرفته بود.»

لاهوتي پس از طي تحصيلات مقدماتي، به حوزه علميه مي‌رود و مدتي دروس ديني خوانده و حتي به كسوت روحانيت در مي‌آيد. اما درس شريعت راضيش نمي‌كند. به سوي اهل طريقت رو مي‌كند و به يكي از پيران تصوف در كرمانشاهان، به نام حيران عليشاه، دست ارادت مي‌دهد. مي‌دانيم كه فرد كنجكاوي بوده و مستعد علم و اطلاع، و بي‌قرار براي پيشرفت بوده است. به كمك يكي از آشنايان پدر، سرانجام از محدوده زادگاهش هجرت كرده و به تهران مي‌آيد تا ادامه تحصيل دهد، اما از كم و كيف تحصيلات وي در پايتخت اطلاعي نداريم. در اين زمان فرمان مشروطيت صادر شده و مملكت در واپسين سال‌هاي سلطنت مظفري، بوي سياست و هيجان و باروت مي‌دهد. براي جوان مستعدي چون ابوالقاسم كه طبع شعر و آزادي فكر و شادابي شباب دارد، چه بهتر و خوشايند‌تر از انقلاب! هنوز سن او به هجده نرسيده است كه نشريه ترقي‌خواه تربيت، قصيده‌اي از وي را به چاپ مي‌رساند و اندكي بعد، روزنامه پرآوازه حبل‌المتين، غزلي از اين جوان وطن‌پرست منتشر مي‌كند. مطلع اين قصيده چنين است:

كنون ببايد مي‌خورد در كرانه رود

ز دست ساقي گلچهره با ترانه رود

در اين قصيده 27 بيتي، به وضوح نوعي گرايش اجتماعي و سياسي قابل ملاحظه‌ است و ميل شديد شاعر در بيان مسائل عمومي، بر توصيفات غلبه كرده و آن را از مضامين غنايي به شعر سياسي كه خصيصه عصر مشروطه است نزديك مي‌كند. اما آنچه جالب است، تسلط شاعر بر قالب و لوازم شعر كلاسيك فارسي در ابتداي جوانسالي است و اين نشانه‌اي بر قدرت و تأثير سروده‌هاي او در دوره‌هاي مختلف است.

يحيي آرين نوشته است: «لاهوتي در سال 1323هـ.ق در تهران شبنامه و اوراق سياسي منتشر مي‌كرده و در انقلاب مشروطيت در صف فدائيان آزادي قرار داشته است. از يك شعر او به نام «نشان» برمي‌آيد كه در سال 1326هـ.ق در رشت با گروه مستبدان جنگيده و نشان ستارخان گرفته است.»

مرحوم استاد ملك‌الشعراي بهار نيز نوشته كه «او در بعد از افتتاحِ مجلس دوم و استخدام ژنرال يالمارسن به عنوان فرمانده ژاندارمري ايران، به عشق خدمت به وطن داخل ادارة ژاندارمري گرديد و تا پاية ياوري ترقي كرد.»

با درگرفتن جنگ جهاني اول، لاهوتي از نابساماني اوضاع ايران استفاده مي‌كند و به كرمانشاه كه در اشغال سربازان بيگانه بود بازمي‌گردد و به مبارزه با قواي اشغالگر مي‌پردازد. او «مدتي در كرمانشاه به انتشار روزنامه بيستون پرداخت. در اين هنگام، مخالفت او با حكومت موقت، كارش را به زندان كشاند. پس از آزادي به ميان ايل سنجابي رفت و چند سال در ميان ايلات آن سامان زيست و به همراه آنان عليه قواي متحدين و متفقين جنگيد. بعد از بمباران ايل سنجابي، بار ديگر به سرزمين‌هاي عثماني پناه برد و از طريق موصل به استانبول رفت. اقامت او در اين شهر چندان به طول نينجاميد. پس از مدتي درنگ در آن ديار و همكاري با حسن مقدم در انتشار مجلّه پارس، به آذربايجان بازگشت و از مخبرالسلطنه هدايت كه در اين زمان والي آذربايجان بود مساعدت طلبيد و با ياري و شفاعت او مجدداً با همان درجة ياوري وارد ژاندارمري شد و اين در سال 1300ش، مطابق با 1340ق بود.»

مخبرالسلطنه در اين زمان والي آذربايجان بود و به مساعدت وي، لاهوتي به رياست ژاندارمري تبريز مي‌رسد. پس از كودتاي اسفند 1299 خورشيدي، سيدضياءالدين و رضاخان تصميم به ايجاد تغييراتي مي‌گيرند. «رضاخان تصميم مي‌گيرد كه قزاق‌ها و ژاندارمري را درهم ادغام كرده و لباسشان را هم متحدالشكل كند. ژاندارم‌ها مي‌ترسيدند كه رضاخان آنها را زيردست قزاق‌ها بكند. لاهوتي به فكر كودتا مي‌افتد. برنامه مي‌ريزد كه ژاندارم‌هاي تحت فرماندهي‌اش را به بهانة گرفتن حقوق ماهانه‌شان كه چند ماه عقب افتاده بود، از شرفخانه به تبريز برده و كودتا را از آنجا آغاز كند. برنامه انجام مي‌شود...لاهوتي، شكست خورده به قفقاز مي‌گريزد، پس از چندي به نخجوان و از آنجا به تاجيكستان مي‌گريزد و ديگر هرگز به ايران برنمي‌گردد.»

زندگي در اتحاد جماهير شوروي

«لاهوتي با عده‌اي از افسران، اول شب به اتحاد جماهير شوروي گريخت و مدتي مسلحانه در آذربايجان قفقاز بود تا سرانجام اسلحه را تحويل داد و در شوروي متوطن شد.» اين جملات، استعاره‌اي بر تسليم اين مرد ماجراجو به وضعي اسف‌انگيز است. معهذا او هميشه شيفته و دل‌تنگ ايران باقي ماند. احسان طبري از قول لاهوتي نقل مي‌كند كه «او در آغاز در جمهوري تاجيكستان كار مي‌كرد ولي وقتي غفوراف، دبير اول حزب كمونيست تاجيكستان، به او گفت: اگر تو قبول كني كه تاجيك هستي ما مجسمة تو را با طلا خواهيم ريخت؛ لاهوتي از اين حرف خشمگين شد و گفت: بهتر است مجسمة مادرتان را كه او هم شاعر است از طلا بريزيد. روابط لاهوتي و غفوراف تيره شد...»

لاهوتي در مدت اقامت در شوروي، دست به كارهاي زيادي زده و مقامات و مشاغل متعددي را آزموده است. به نوشتة شمس لنگرودي: «مي‌گويند وي نخست در تاجيكستان آموزگار دبستان بود و پس از آن‌كه به عضويت حزب كمونيست شوروي درآمد، پله‌هاي پيشرفت را يكي پس از ديگري پيمود. سير كلّي زندگي لاهوتي در شوروي، عليرغم مناصبي كه برعهده گرفت، اوج و فرودهايي داشت. از يک شعر او «كه تقريباً در اوايل اقامت در اين كشور سروده شده است، چنين برمي‌آيد كه زندگي او در آغاز با عسرت مي‌گذشت، اما پس از پيوستن به حزب كمونيست، نه فقط گشايشي در زندگيش حاصل مي‌شود، بلكه مدارج ترقي را به سرعت طي مي‌كند. احتمالاً پس از عضويت در حزب كمونيست و بنا به صلاحديد اولياي حزب به تاجيكستان مي‌رود و مدت‌هاي متمادي در آن سرزمين سكونت اختيار مي‌كند...»

در اواخر دهة 1930 ميلادي كه تصفيه‌ها و قتل‌عام‌هاي سازمان‌ يافتة استاليني شدّت يافت، جمع زيادي از ايرانيان نيز به داس‌ مرگ شوروي سپرده شدند. بابك اميرخسروي نوشته است: «علي شميده در خاطراتش به نقل از نويسندة شوروي، باروزين، دربارة لاهوتي مي‌نويسد: اسم لاهوتي هم جزو ليست سياه بريا بود...» دربارة‌ رفتارهاي ضدونقيض لاهوتي در شوروي، اظهارات ضدونقيضي بيان شده و از وطن‌دوستي تا چاپلوسي در دربار استالين مطالبي گفته شده، اما شايد هر دو را مي‌بايد پذيرفت، زيرا زندگي او در ايران و در دوره‌هاي بحراني و مسئوليت‌هايي كه برعهده داشت، با طغيان احساساتش، سمت و سويي غيرمنطقي مي‌گرفت. احسان طبري نوشته كه پس از اقامت لاهوتي در مسكو، مدتي استالين به او محبت نشان داد و به مولوتف امر كرد آپارتمان بزرگي در اختيارش بگذارد. اما مسائلي پيش آمد كه او مغضوب مولوتف، سركميسر وقت شوروي شد. لاهوتي درسال 1336 خورشيدي در مسکو درگذشت.

شعر لاهوتي

لاهوتي، پس از اقامت در شوروي، عواطف متفاوتي در شعر خود بروز داده و حال و هواي اشعارش، هم به لحاظ شكل و محتوا،‌ دستخوش تغييراتي اساسي شده بود. شعر او در دوران مشروطيت، به لحاظ محتوا،‌هم‌سنگ شاعران بزرگ آزادي‌خواه ارزيابي شده است. ماشاء‌الله آجوداني معتقد است كه:«... بهار بزرگترين شاعر بلامنازع اين دوره است و گرچه بعد از او،‌اديب است كه در سخنوري بي‌همتاست، اما خلف‌ترين شاعران اين دوره، آناني هستند كه به مقتضيات سياسي و اجتماعي و ضرورت‌هاي تاريخي زمان خود پاسخي مناسب داده‌اند. شاعراني چون اشرف‌الدين حسيني،‌عشقي، عارف قزويني، فرخي‌ يزدي و لاهوتي از اين زمره‌اند.»

هيچ يك از تحليل‌گران برجسته و مورخان شعر پارسي در عهد مشروطه و پس از آن،‌نتوانسته اهميت لاهوتي را ناديده بگيرد. آجوداني در صفحات كتاب «يا مرگ يا تجدد»،‌مضمون شعر لاهوتي را در تقريب به مفاهيمي همچون «ميهن»،‌ «آزادي»، «تحول»، «مردم» و برخي مضامين سوسياليستي نظير «عدالت» و «برابري» و «كارگر» و امثالهم،‌مورد تحليل وسيع قرار داده و با شاعران همروزگارش تطبيق كرده است.

يحيي آرين، ‌از همين موضع، يعني توجه به محتوا، شعر لاهوتي را تحليل و تجليل كرده و نمونه‌هايي از بهترين اشعار او را به عنوان شاهد مثال آورده است. از جمله شعر معروف و نوگرايانه لاهوتي به مطلع:

اردوي ستم خسته و عاجز شد و برگشت

برگشت نه با ميل خود، از حملة احرار

ره باز شد و گندم و آذوقه به خروار

هي وارد تبريز شد از هر درو هر دشت...  «نمونه بسيار جالبي از طرز بيان رئاليستي» دانسته و سپس مي‌افزايد: يكي ديگر از قوي‌ترين اشعار لاهوتي در اين دوره، قطعه «لالايي مادر» است كه در اواخر محرم 1328 ق در روزنامه ايران‌نو انتشار يافت. در اين شعر كه به سبك و شيوه صابر ساخته شده، شاعر با پرخاش‌جويي شديد ميهن‌پرستانه، از نسل جوان دعوت مي‌كند كه قواي خود را براي حفظ ميهن از تجاوزكاران بيگانه تجهيز كند، استعمارگران را از كشور براند و صاحب اختيار خانه و كاشانه خود گردد. قابل توجه است كه صفت اصلي اشعار بعدي او، يعني آنچه وي را بعد از دوران مهاجرت به خاك شوروي، نخستين شاعر فارسي زبان طبقة كارگر معرفي كرده، كمابيش در اشعار نخستين او هم به چشم مي‌خورد:

«آمد سحر و موسم كار است بالام لاي/ خواب تو دگر باعث عار است، بالام لاي / لاي لاي، بالا لاي لاي / لاي لاي، بالا لاي لاي / ننگ است كه مردم همه در كار و تو در خواب / اقبال وطن بسته به كار است، بالام لاي / برخيز و سوي مدرسه بشتاب / خاك تن آباء تو با خون شهيدان / برگرد تو از آن خاك حصار است، بالام لاي / گرديده غمين مادر ايران / برخيز سلحشور، تو در حفظ وطن كوش / اي تازه‌گل، ايران زچه خوار است؟ بالام لاي»

منتقدان و تحليل‌گران شعر  ايران، لاهوتي را در زمرة نوآوران يا اصلاح‌طلبان يا تحول‌خواهان شعر نو معرفي و در حلقة تحول زباني ماقبل نيمايي طبقه‌بندي كرده‌اند. ريشة تحول در زبان شعري لاهوتي را در كجا بايد جستجو كرد؟ در روح زمانه و تحولات بزرگ عصر مشروطيت، نبوغ و جستجوي شخصي او، پيروي از صابر، آشنايي با ادب اروپايي يا مسائل ديگر؟ هرچه هست، نبايد عوامل متعدد ديگر را در پرورش زبان خاص و پركشش و تجربه‌هاي موفق لاهوتي در اين دوران ناديده گرفت. شمس لنگرودي در اين باره نوشته است: «آيا لاهوتي به سبب شغلش و نزديكي با سوئدي‌ها، خود مستقيماً‌ از ادبيات اروپايي قافيه‌بندي نوين را آموخته بود؟ اين نكته بر من معلوم نيست. اما قطعي است كه نخستين شعر نو در ايران را، به تاريخ 1288 هـ .ش،‌ ابوالقاسم لاهوتي سروده است. شعري به نام وفاي عهد...»

دانشور برجسته ادبيات ايران، دكتر محمدرضا شفيعي كدكني نيز، نقش ابوالقاسم لاهوتي را در جريان تحول شعر پارسي از سنت به نو و از كلاسيك به نيمايي مهم قلمداد كرده و در موارد متعدد بدان اشاره كرده و حتي وي را در كنار نيما يوشيج، پيشگام تغييرات اساسي مي‌شمارد. استاد شفيعي كدكني معتقد است: «در تجارب ايرج ميرزا و عشقي، در شعر اين دوره و در برخي از اشعار بهار، در اواخر اين عصر، كوشش‌هايي براي دستيابي به بيان نو به روشني ديده مي‌شود، و اگر قلمرو نو و ابتكاري نيما يوشيج و ابوالقاسم لاهوتي را كه در پايان اين دوره قرار دارد، بخشي از شعر اين دوره به شمار آوريم، چشم‌انداز تازه‌اي در بيان شعري براي ما نمودار مي‌شود...»

وطنها و وطنيه هاي يک شاعر بي قرار

وطنيه‌هاي لاهوتي را مي‌توان به چند دوره تقسيم و براساس شكل و مضمون آن طبقه‌بندي كرد:

ـ دورة اول: در دوران مشروطه، اشعاري با محتواي دفاع از استقلال مملكت، نبرد با استبداد، نفي استعمار خارجي، تبليغ ميهن‌پرستي، وصف شجاعت ملّت و ستايش مردم، روح پيكارجويي و سرانجام تقبيح فقر و جهل و واپس‌ماندگي و ارادة غلبه بر مظالم را مي‌توان در كارنامة لاهوتي ديد. شعرهاي «بالام لاي»، «وطن ويرانه»، «به ملت ايران» و «كعبة ايران» از اين جمله است. اشعار اين دوران، نوعي پويش واقعي دارد و مستقيماً متأثر از حوادث واقعه و مبارزات جاري است. به اصطلاح رئاليستي و ترجمان خواست‌هاي روزگار اوست.

ـ دورة دوم: خروج اضطراري شاعر از ايران و حشر و نشر با روشنفكران تبعيدي در استانبول است. در اين دوره، نوعي باستان‌گرايي و تفاخر نژادي و ايران‌گرايي رمانتيك بر شعر او سايه مي‌افكند. اين دوران، سفر نخستين وي به استانبول است و هنوز لاهوتي ايراني و ايران‌گرا را مي‌توانيم بشناسيم و ببينيم. شعر «نوروزيه» او كه در جمادي‌الآخر سال 1337 هـ .ق سروده و در جشن سفارت ايران در استانبول به مناسبت عيد نوروز خوانده، بيانگر وضع تفكر و عقايد او در اين روزگار است. يك بند از اين شعر را كه در قالب مسدّس سروده شده مرور مي‌كنيم:

در آن دوري كه از بي‌‌دانشي تاريك بُد دوران

نه از عدل و تمدن بود آثاري، نه از ايمان

در آن دوران عدالت‌پرور و دين‌دار بود ايران

به كيش حضرت زرتشت، يكتا بندة يزدان

ببين آثار زرتشتي و عدل دورة ساسان

نباشد بي‌سبب كاينسان بنان حق‌نويسي‌تان

كند در حق استقلال ايران حكمت اندوزي

ـ دورة سوم: لاهوتي در زمان دومين دورة اقامتش در استانبول، گرايشي سوسياليستي و ماركسيستي يافت. صدري‌نيا معتقد است: «آنچه او را به سوي سوسياليسم و سرانجام ماركسيسم ـ لنينيسم سوق داد، دل‌بستگي او به طبقات فرودست جامعه، و ضديتش با استثمار و بهره‌كشي بود، نه مباني فلسفي آن. قطع نظر از سطح آگاهي‌هاي تئوريك او دربارة ماركسيسم، به گواهي شعرش، وي تا پايان عمر ماركسيست باقي ماند. در اين دوره، او از منظر آموزه‌هاي لنينيستي به وطن و مليّت مي‌نگرد. در دورة دوم حيات سياسي ـ ادبي لاهوتي، ايدئولوژي ماركسيستي از نوع لنيني و استاليني آن بر تلقي ميهني وي سايه مي‌افكند...»

ـ دورة چهارم: اين هنگامه، همان روزگاري است كه وي به سرزمين موعود كمونيستي پاي گذاشت. اجبار و تبليغات مرامي، كارش را به جايي رساند كه از بسياري ادبا و شاعران روس پيش افتاد و شايد به دليل مهاجر بودن، براي حفظ خود ناچار بود به چنين افراط‌كاري‌ها و مداحي‌هايي تن دهد. طبري در خاطراتش نقل كرده است:

«آن موقع، شاعران معروف مانند بسه‌نين، بلوك و ماياكوفسكي از مديحه‌سرايي به سود استالين خودداري مي‌كردند. لاهوتي به تعريف و توصيف نبوغ و عظمت شخصيت استالين پرداخت. اشعار لاهوتي به فارسي بود و همسرش كه يك شاعرة روس بود، غالباً اشعارش را ترجمه مي‌كرد و اين اشعار، به نظر استالين مي‌رسيد. از اين جهت لاهوتي مورد «تفقد» استالين واقع شد و دستور داد كه سمت معاونت گوركي را در «انجمن نويسندگان شوروي» به او بدهند. گوركي در آن موقع غالباً در كاپري (ايتاليا) به سر مي‌برد و مسئلة اداره كردن جلسات انجمن برعهدة لاهوتي بود.

دورة پنجم: اين دوران، واپسين روزگار حيات لاهوتي است و فشردن روحش به ياد ايران و فشردن قلبش در هواي ايران. مرحوم استاد سعيد نفيسي در شرح ديدارش با لاهوتي در سال 1324 خورشيدي، نوشته است: «... او به هتلي كه در آن اقامت كرده بودم آمد و همين كه در اتاق را بست، بي‌اختيار يكديگر را در آغوش كشيديم و او مدتي گريست. گرية او بيشتر به خاطر دوري از وطنش بود. چندين بار به صراحت به من گفت كه آرزو دارد بار ديگر به ايران بيايد و در همان‌جا بميرد...»

فاصلة لاهوتي از ايران، البته تا حدودي موجب تاريخ‌گرايي و نوعي شور حماسي رمانتيك در شعر او بود و يك ايران نيمه خيالي ـ نيمه واقعي در اشعار متأخرش ديده مي‌شود. حجم اشعاري كه وي در ميهن خود سروده است، گواه صادق اين شور ميهن‌پرستانة اوست. او از آغاز جواني شيفتة نجات ميهن خود بود و تا پايان عمر نيز همچنان در اين راه پايدار ماند.

جان دريغ از ره ايران نكند لاهوتي

او از اول سر خود بر سر اين خانه فروخت

كلام لاهوتي اگر به شعار هم آميخته شده باشد، رساتر از هر سخني، عواطف ميهني او را ترجمان مي‌كند...»68

اين نمونه‌اي از اشعار او با استناد به علاقه‌هاي ايراني و اسطوره‌هاي كهن است، در زماني كه او در شوروي مي‌زيست و عضو حزب حاكم بود، اين شعر را در سال 1950 ميلادي سرود. ما دو بند از آن را مي‌آوريم:

......مي‌رسد هر دم به گوش/ بانگ پرشور و خروش،/ روح از آن گيرد نشاط،/ دل از آن آيد به جوش،/ صلح از آن آيد به حرف،/ جنگ از آن گردد خموش،/ اين صدا خصم‌افكن است/ غرش خلق من است/ ....../ خلق من راهش نكوست،/ عاقل است او، صلح‌دوست،/ - مرده بادا جنگ و كين/ وانكه جنگ و كينه جوست/ زنده‌بادا صلح و كار! –/ بشنويد، اين بانگ اوست:/ بانگ ايران كهن،/ فخر من، اميد من...

در پايان اين مقال، بخشي از يک چکامة ديگر اين شاعر شوريدة ناکام را نقل مي کنم:

در غم آشيانه پير شدم/ باقي از هستيم همان نامي است / مردم از غصه، اين چه ايامي است / من كه از اين حيات سير شدم / گفتم ار چند نيست بال و پرم / نتوانم سوي چمن بپرم / چنگ و منقار و سينه هست و سرم / خز ـ خزان تا به باغ مي‌گذرم / چمن آمد ز دور در نظرم / قوت آمد به زانو و كمرم / لانه‌يي ديد چشم‌هاي ترم / چون رسيدم، كباب شد جگرم / ديدم اين نيست آشيان، دامي‌ست / آه... من بازهم اسير شدم.

منابع:

1ـ ديوان ابوالقاسم لاهوتي، به‌كوشش احمد بشيري، انتشارات اميركبير،‌ چاپ اول. 2ـ مفهوم مليت در شعر ابوالقاسم لاهوتي، باقر صدري‌نيا، مقالة مندرج در مجله ايران شناخت (نامه انجمن ايران‌شناسان كشورهاي مشترك‌المنافع و قفقاز، شمارة دوم، تابستان 1375. 3ـ از صبا تا نيما، يحيي آرين‌پور، جلد دوم، شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي، چاپ اول 1350. 4ـ تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران، محمدتقي بهار، جلد اول، انتشارات اميركبير، چاپ چهارم،1356. 5 ـ حسن مقدم و جعفرخان از فرنگ آمده، اسماعيل جمشيدي، تهران، انتشارات زرين، چاپ اول 1373. 6 ـ خاطرات و خطرات، مخبرالسلطنه هدايت، انتشارات زوار، چاپ دوم 1344. 7 ـ تاريخ تحليلي شعر نو، شمس لنگرودي، نشرمركز، چاپ سوم 1378. 8 ـ كژراهه ـ خاطراتي از تاريخ حزب توده، احسان طبري، اميركبير، چاپ چهارم 1373. 9ـ شرح زندگاني من ـ سندي از توطئه‌هاي كمونيسم، به قلم ابوالقاسم لاهوتي، بي‌نا، تهران 1357. 10ـ مهاجرت سوسياليستي و سرنوشت ايرانيان، بابك اميرخسروي و محسن حيدريان، نشر پيام امروز، چاپ دوم 1382. 11 ـ خاطرات سياسي، دكتر انورخامه‌اي، نشر گفتار، چاپ اول 1372. 12ـ گشتي بر گذشته ـ خاطراتي از سفير كبير ايران در شوروي، انتشارات كتاب سرا، چاپ اول 1368. 13ـ يا مرگ يا تجدد ـ دفتري در شعر و ادب مشروطه، ماشاءالله آجوداني، نشر اختران، چاپ دوم 1383. 14ـ ادبيات فارسي از عصر جامي تا روزگار ما، محمدرضا شفيعي كدكني، ترجمه حجت‌الله‌ اصيل، نشر ني، چاپ اول 1378.

 

 

معرفي كتاب

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب

مرضيه سليماني

 

ميراث

فريدريش ويلهلم نيچه

منوچهر اسدي

ناشر: پرسش

چاپ اول: 1390

2 جلد

از آثار نيچه كتاب هاي متعددي در ايران ترجمه شده است. ولي درباره ارزيابي و يكسان سازي اين ترجمه ها ميان اهالي فلسفه اتفاق چنداني رخ نداده است؛ اين مساله يكي از دغدغه هاي ناشر كتاب ميراث است. رايج بوده است. كتاب «ميراث» در واقع دو كتاب جداگانه است كه تحت عنوان «كتاب يكم» و «كتاب دوم» از سوي انتشارات پرسش منتشر شده است. «اين مجموعه نخستين كتاب از «مجموعه آثار نيچه» به تصحيح ماتسينو مونتيناري و فرانسيسكو كولي است. كتاب يكم «ميراث» آثار منتشر شده از 1870 تا 1873 را در بر مي‌گيرد. كتاب يكم پس از يادداشت ناشر از دو سخنراني منتشر شده در باب تراژدي يوناني با نام‌هاي 1) نمايش موسيقايي يونان 2) سقراط و تراژدي تشكيل شده است. ديگر عناوين كتاب يكم عبارتند از: جهان‌بيني ديونيزوسي، زايش انديشه تراژيك، سقراط و تراژدي يوناني، در باب حقيقت و دروغ در معناي برون اخلاقي. كتاب دوم «ميراث» به قلم نيچه و ترجمه منوچهر اسدي با شش سخنراني عمومي در باب آينده موسسات آموزشي آغاز مي‌شود. قسمت دوم «پيشگفتاري بهر خواندن پيش از سخنراني‌ها» نام دارد و 5 سخنراني را در بر مي‌گيرد. يكي از جالب‌ترين بخش‌هاي اين كتاب «پنج پيشگفتار بر پنج كتاب نانوشته» نام دارد. اين بخش از پنج قسمت با نام‌هاي: در باب فاجعه حقيقت، در باب آينده موسسات آموزشي ما، حكومت يوناني، نسبت فلسفه شوپنهاور با فرهنگ آلماني و سابقه هومر. محمد رنجبر ناشر اين اثر يادداشتي بر كتاب يكم «ميراث» نگاشته است و به تعبير خود در آن «شمه كوتاهي از وضع اسفبار روزگار فلسفه را در ديار ما» توصيف كرده است و چنين مي‌گويد: «اميد آن دارم كه دردمندي و خودآگاهي تاريخي به سراغ اين قوم بيايد و حداقل وضع تاريخي‌مان را برايمان ترسيم دارد، كه جز اين ره به بيراه است و حتي تمناي رسيدن به همان انگاره‌هاي روشنفكران نيز غيرممكن است. ص10»

 

سيره تربيتي پيامبر(ص) و اهل بيت(ع)

محمد داوودي ـ سيدعلي حسيني‌زاده

ناشر: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ـ سمت

چاپ اول: 1389

378 صفحه

اين اثر مهم‌ترين مباحث مطرح شده در مجموعه چهار جلدي كتاب سيره تربيتي پيامبر(ص) و اهل‌بيت(ع) را كه پيش از اين از سوي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تدوين و منتشر شده بود به طور خلاصه، در يك جلد و در قالب كتاب درسي براي طلاب علوم ديني و دانشجويان علاقمند تدوين و تنظيم نموده است. كتاب سيره تربيتي پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) از 6 فصل تشكيل شده است. فصل اول با عنوان كليات از 3 مبحث با عناوين مفهوم‌شناسي، ضرورت و اهميت سيره، منابع سيره و شيوه پژوهش در آن تشكيل شده است. فصل دوم به «آداب و روش‌هاي زمينه‌ساز در تربيت» اختصاص يافته است. مولفان در اين فصل طي سه مبحث آداب و روش‌هاي تربيتي‌ زمينه‌ساز پيش، آغاز و پس از تولد را بررسي مي‌كنند. «تربيت اعتقادي» عنوان فصل سوم است و مولفان كوشيده‌اند طي چهار مبحث ديگر به روش‌هاي پرورش شناخت و ايمان به خدا، ايمان به پيامبر(ص)، ايمان به امامت، ايمان به معاد در سيره معصومان(ع) بپردازند. مولفان فصل چهارم را «تربيت عبادي» ناميده‌اند و مباحث آن عبارتند از: آموزش قرآن كريم، آموزش ذكر و دعا و نماز در سيره معصومان(ع). مباحث فصل پنجم با نام «تربيت اخلاقي» به اصول تربيت اخلاقي در سيره پيامبر، روش‌هاي تربيت اخلاقي اختصاص دارد. آخرين فصل كتاب «تربيت علمي» نام دارد و از دو مبحثِ اصول آموزشي و روش‌هاي آموزشي در سيره تربيتي پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) تشكيل شده است. اين اثر همچنين دربردارنده راهنماي مطالعه به قلم طراحان آموزشي مي‌باشد. هر فصل اين اثر به بررسي مبحث هايي پيرامون موضوع آن فصل پرداخته است و بيش از شروع فصل اهداف مرحله اي و اهداف آموزشي آن فصل بيان شده است. همچنين در پايان هر فصل علاوه بر خلاصه مبحث پرسش هايي براي كسب اطمينان از رسيدن به اهداف مرحله اي و آموزشي فصول طرح شده است.

مدرنيته‌زايا و تفكر عقيم

مجيد اديب‌زاده

ناشر: ققنوس

چاپ اول: 1389

208 صفحه

مسأله اصلي مؤلف در كتاب «مدرنيته زايا و تفكر عقيم: چالش تاريخي دولت مدرن و باروري علوم انساني در ايران» اين است كه «چرا مدرنيته در غرب، همچون نيرويي زاينده به رويش علوم انساني پاسخگو به مسائل و مشكلات جامعه مدرن غربي انجاميد، اما در ايران همزمان با نوزايي و نوگرايي دولتي، مدرنيته چهره ديگري از خود به نمايش گذاشت و تفكر مدرن ايراني عقيم ماند و سنت‌هاي علمي خاصي كه پاسخگوي مسائل اجتماعي جامعه ايراني باشد به ظهور نرسيد.ص7» در واقع موضوع اصلي اين اثر شرايط تاريخي تفكر در حوزه علوم انساني همزمان با طلوع نوگرايي يا مدرنيسم دولتي در ايران است. كتاب از 5 فصل تشكيل شده است. در فصل اول با عنوان «ظهور مدرنيته و زايش علوم انساني در غرب» مؤلف به تشريح پديده مدرنيته در غرب و چگونگي زايش و رويش علوم انساني از دل آن مي‌پردازد. مؤلف در فصول دوم تا پنجم به مسأله اصلي كتاب يعني چالش تاريخي بين «دولت مدرن» و «باروري علوم انساني» در ايران مي‌پردازد. فصل دوم به موضوع چگونگي شكل‌گيري دولت مدرن همزمان با رواج و گسترش علوم انساني در ايران اختصاص دارد. مؤلف در فصل سوم با توجه به شرايط تاريخي‌اي كه نسل‌هاي اوليه دانشوران و متفكران جديد ايراني با آن‌ها روبرو بودند به اين مسأله مي‌پردازد كه «چرا فردگرايي شناخت‌شناسانه، يكي از زمينه‌هاي لازم در ظهور علوم انساني، در طلوع ايران مدرن پديدار نشد. ص10» در فصل چهارم شرايط تاريخي و چگونگي ظهور نمادهاي علمي ـ آموزشي جديد از درون دولت مدرن بررسي و كژكاركردهاي حوزه توليد و آموزش علوم انساني با نگرشي تاريخي و آسيب‌شناسانه مطالعه مي‌شود. تمركز مؤلف در فصل آخر بر اين موضوع است كه همزمان با نوزايي فرهنگي و اجرايي نوسازي در ايران چرا سنت‌هاي علمي ـ دانشگاهي محلي در حوزه علوم انساني ايران پديد نيامد.

 

دين و دولت در عصر مدرن

دولت اسلامي و توليدات فكر سياسي ـ جلد اول

داود فيرحي

ناشر: رخداد نو

چاپ اول: 1389

382 صفحه

بررسي رابطه ميان دين و دولت در دوران مدرن يكي از مهمترين دغدغه هاي انديشمندان حوزه هاي مختلف است. داود فيرحي در اين باره مي گويد: «اسلام و سياست در عصر مدرن، از جمله مهم‌ترين مسائلي است كه پيش روي جوامع مسلمان، اسلام‌شناسان و سياست‌پژوهان معاصر قرار دارد. موضوع چنان روشن است كه هيچ نيازي به موشكافي نيست. اما وجه نظري و توضيح بنياد فكري اين تحول البته دشوار است.ص7» كتاب «دين و دولت در عصر مدرن»، مجموعه مقالاتي است كه به تدريج و طي پانزده سال از سوي داود فيرحي فراهم آمده و به لحاظ تناسب و پيوندي كه دارند، كنار هم نهاده شده است. محور عمومي مقالات اين اثر رابطه نصوص ديني، سنت سياسي و سياست مدرن در جهان اسلام و ايران است. كتاب «دين و دولت در عصر مدرن» از پنج بخش تشكيل شده است. بخش نخست را فيرحي «دولت اسلامي و توليدات فكر ديني» ناميده است. اين بخش از دو فصل با نام‌هاي دولت و تفكر؛ چارچوب نظري همچنين نص، قدرت و توليدات فكر ديني تشكيل شده است. بخش دوم با نام «تمدن اسلامي و دانش سياسي 3 فصل را در بر مي‌گيرد كه عبارتند از: درآمدي بر روش‌ شناسي انديشه‌ سياسي در تمدن اسلامي، دين و سياست در فلسفه غرب تمدن اسلامي و درآمدي بر «فقه سياسي». «اسلام، فرد و دولت» عنوان بخش سوم اين اثر است و فصول آن اين موضوع را در قالب 3 مقاله با نام‌هاي فرد و دولت در فرهنگ سياسي اسلام، مشكلات نظري طرح آزادي در انديشه اسلامي، سنت و تجدد پي مي‌گيرند. دو بخش پاياني اين اثر عبارتند از: اجتهاد و سياست در عصر مدرن و دين و دانش سياسي مدرن. از مقالات و فصول دو بخش آخر مي‌توان به اجتهاد و سياست در دوره مشروطه، امام خميني و تجدد اسلامي، مفهوم انسان در انديشه امام خميني و حوزه علميه قم و علم سياست اشاره كرد.

 

جستارهايي در رسانه 1 و 2

دين و رسانه/ فناوري و رسانه

گردآورندگان: سيدحميدرضا قادري و

حسين عميد

ناشر: دانشگاه اديان و مذاهب

چاپ اول: 1388

2 جلد

رابطه ميان دين و رسانه پيشينه اي همسان تاريخ رسانه ها دارد. اولين كتاب چاپي جهان كه در سال 1453 از سوي گوتنبرگ منتشر شد، انجيل بود.همان طور كه مخترع راديو نيز از بنيان گذاران راديو واتيكان بود.تاريخ نشانگر ارتباط پيوسته و مستمر ميان رسانه ها و انگيزه ها و فعاليت هاي ديني است. «درباره رسانه مي‌توان از دو وجه علم سخن گفت: يكي از وجه ماهوي و جوهري آن، به عنوان يك پديده؛ و ديگري از وجه ارتباط و نسبت آن با ساير پديده‌ها. در وجه اول، سخن بر سر اين است كه رسانه، به عنوان پديده‌اي خاص و مصداقي از مصاديق فناوري و صنعت، بر اثر چه علل و عواملي پديد آمد، تطور و رشد و تكامل يافت و داراي نفوذ و تأثير هر چه گسترده‌تر و ژرف‌تر شد. او در وجه دوم سخن بر سر اين است كه رسانه با ظهور خود چه تأثيراتي بر ساير پديده‌هاي بشري گذاشته است و چه تأثيراتي از آن‌ها پذيرفته است. ص9». كتاب جستارهايي در رسانه به بعضي از مسائل مربوط به وجه اول و نيز پاره‌اي از مسائل مربوط به وجه دوم پرداخته است. عموم مقالات مجلد اول اين مجموعه با عنوان «فناوري و رسانه» به وجه اول يعني به ماهيت و جوهر خود رسانه به عنوان يك پديده فناورانه و صنعتي مي‌پردازد و ابعاد گوناگون اين پديده را بررسي مي‌كند. مجلد اول از 19 مقاله تشكيل شده است كه برخي از آن‌ها عبارتند از: پديدارشناسي تكنيك، قائم به ذات‌بودن پديده تكنولوژيك، رويكردي فلسفي ـ انسان شناختي بر تكنولوژي، چگونگي تصديق تكنولوژي نزد هايدگر، فراهايدگر، اطلاعات و واقعيت در پايان سده، سرعت و اطلاعات، هسته واقعي فضاي سايبر، پيشرفت فني و جهان زيست اجتماعي، تكنولوژي و اخلاقيات، در فضايي كاملاً ابهام برانگيز، اُمانيسم ديجيتال، كيركگور و گفت‌و‌گو، بهره‌گيري از فن دانش به منزله رسانه‌اي جديد، قدرت رسانه‌اي، از مؤلفان اين مقالات مي‌توان به دون آيدي، آرتور كروكر، يورگن هابرماس، ژان بودريار و از مترجمان آن مي‌توان به مراد فرهادپور، صالح نجفي، منوچهر صانعي دره‌بيدي، سياوش جمادي اشاره كرد. همچنين مهدي محسنيان‌راد بر اين مجلدات اين مجموعه مقدمه‌اي نگاشته است. «پكتا» پخش و توزيع اين كتاب را به عهده دارد. اما دومين كتاب از مجموعه «جستارهايي در رسانه» به موضوع «دين و رسانه» اختصاص دارد. دومين مجلد از مجموعه مقالاتي تشكيل شده كه به قصد در انداختن طرحي نو در حوزه مطالعات تئوريك رسانه منتشر مي‌شود. عمده مقالات اين مجموعه برگرفته از كتابي با همين نام است كه در سال 2001 توسط انتشارات دانشگاه استنفورد به همت آنت دووريس و ساموئل وبر در 650 صفحه منتشر شده است. نويسندگان اكثر مقالات اين مجموعه نويسندگان نام آشنا و صاحب‌نظر هستند. برخي از مقالات، نويسندگان و مترجمان آن‌ها عبارتند از: در باب رسانه‌ها: دين جهاني، ساحات عمومي و... آنت دووريس/ شهريار وقفي‌پور، رسانه ديني: تئودور آدورنو/ بهزاد بركت، دين، تكرار، رسانه: ساموئل وبر/ بهزاد بركت، مخصوصاً روزنامه‌نگارها نه! : ژاك دريدا/ ايرج قانوني، ساختارشكني مسيحيت، ژان لوك نانسي/ افسانه نجاتي، رسانه و دين: دانيل استوت/ مهدي منتظرقائم، رسانه همان توده است: آيين كاتوليك و... تامس كوپر/ شهريار وقفي‌پور و... مهدي محسنيان‌راد، دانشيار دانشكده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) درباره اين اثر مي‌گويد: «كتاب حاضر، مجموعه مقالاتي است كه ضمن برخورداري از تنوع محتوا، حاصل تلاش شماري از مترجمان است كه كوشيده‌اند ترجمه‌هايي شايسته ارائه دهند. انتشار اين اثر، از نظر آشناسازي خواننده با نقطه نظرات مربوط به دين و رسانه در جوامعي كه 240 سال زودتر از ما در كهكشان‌هاي رسانه‌اي زندگي كرده‌اند، گام سودمندي است. اين تلاش مي‌تواند مقدمه‌اي باشد براي كتب بعدي درباره واقعيت‌هايي درباره آنچه ما در 170 سال گذشته انجام داديم، به منظور مشخص‌شدن آنچه از اين پس نبايد انجام دهيم. ص23» مجلد سوم اين مجموعه هم به «دين و رسانه» و مجلد چهارم به «اخلاق و رسانه» اختصاص يافته است. پخش اين مجموعه و همچنين كتاب‌هاي «انتشارات دانشگاه اديان و مذاهب» را «پكتا» به عهده دارد.پديدآورندگان اين اثر درباره دليل مطالعه اين كتاب مي گويند: «در اين روزگار رسانه زده، رسانه ساز و رسانه دوست، در روزگاري كه از طليعه صبح تا تاريكي شب بي صدا و بي رنگ? يكي از رسانه هاي جديد و قديم نمي توان كار از پيش برد، آن ها كه اهل دغدغه هستند و آن ها كه در ادامه سنت اسلاف متفلسف يا فيلسوف خود به چون و چرا درباره همه ابعاد هستي مي پردازند، بايد پيش وبيش از هر چي نگاه عميق به اين زندگي مشحون از رسانه ها بيندازند. ص14»

زيباشناسي چيست؟

مارك ژيمنز

محمدرضا ابوالقاسمي

ناشر: ماهي

چاپ اول: 1390

392 صفحه

مارك ژيمنز در مقدمه‌اش بر ترجمه فارسي كتاب «زيباشناسي چيست؟» مي‌گويد: «ترجمه فارسي اين كتاب براي من ارزش ويژه‌اي دارد؛ زيرا به سه دهه فعاليت دانشگاهي و آشنايي‌ام با فرهنگ‌هاي مختلف جهان معناي كاملاً خاصي مي‌بخشد. شخصاً معتقدم بحث درباره هنر و حكم ذوقي به لحاظ نظري مي‌تواند به گشايش فضاي باز آزادي، داوري، پيوند و گفت‌وگو بينجامد و انتشار ترجمه فارسي اين كتاب نيز مؤيد همين واقعيت است. ص11» كتاب «زيباشناسي چيست؟» از 4 بخش با نام‌هاي خودمختاري زيباشناسي، وابستگي هنر و گسست‌ها، چرخش‌هاي زيباشناسي در قرن بيستم تشكيل شده است. «خودمختاري زيباشناسي» خود متشكل از 4 فصل با نام‌هاي به سوي رهايي، تكوين خودمختاري زيباشناسي، جدايش‌ها و خودمختاري، از نقد به رمانتيسم است. مؤلف در بخش «وابستگي هنر» در دو فصل وابستگي هنر و ابهامات آن، بين نوستالژي و مدرنيته موضوعاتي چون نقد تقليد، دفاع از تقليد و انديشه‌هاي افلاطون، ارسطو، ماركس،‌نيچه، شوپنهاور و فرويد را بررسي مي‌كند. همان‌طور كه آمد مارك ژيمنز بخش سوم را «گسست‌ها» ناميده است و در آن به زوال سنت، مدرنيته و آوانگاردها مي‌پردازد. در آخرين بخش يعني «چرخش‌هاي زيباشناسي در قرن بيستم» نويسنده چرخش سياسي و فرهنگي زيباشناسي را بررسي مي‌كند. هدف اين كتاب ورود به جزئيات معاني و كاربردهاي مختلف زيباشناسي نيست. و به گفته مؤلف اين امر نه تاريخ دقيق نظام‌هاي فلسفي ـ زيباشناختي از افلاطون تا آدورنو را بررسي مي‌كند و نه مي‌كوشد فهرست آموزه‌هاي مرتبط با هنر طي بيست و چهار قرن گذشته را تنظيم نمايد، بلكه مؤلف با روايتي ويژه و منحصربه‌فرد به سراغ چيستي زيباشناسي مي‌رود.

 

عينيت ايدئولوژي

اسلاوي ژيژك

علي بهروزي

ناشر: طرح نو

چاپ اول: 1389

436 صفحه

اسلاوي ژيژك فيلسوف و نظريه‌پرداز سياسي اسلوونيايي است كه در چارچوب مكتب لاكاني قلم مي‌زند. ژيژك يكي از بنيانگذاران «مكتب لاكاني اسلووني» است كه ويژگي اصلي‌اش برجسته‌سازي گرايش‌هاي فلسفي ـ سياسي آثار لاكان مي‌باشد. او مانند ديگر اعضاي اين مكتب در سه جهت عمده فعال بوده است كه عبارتند از: 1)قرائت‌هاي لاكاني از فلسفه كلاسيك (به ويژه ايده‌آليست‌هاي آلماني) و فلسفه مدرن 2) تلاش براي ساخت و پرداخت نظريه‌هاي لاكاني در باب ايدئولوژي و قدرت 3) تحليل‌هاي لاكاني از فرهنگ و هنر و به ويژه سينما. كتاب «عينيت ايدئولوژي» نخستين و مهمترين كتابي است كه ژيژك در سال 1989 به زبان انگليسي منتشر كرده است. ارنستو لاكلو درباره اين چنين مي‌گويد: «كتاب حاضر مسلماً كتابي به معناي كلاسيك كلمه نيست. يعني ساختار منظمي نيست كه در آ‌ن‌جا يك احتجاج معين بر مبناي طرحي از پيش آماده به جلو برده شود. اين كتاب مجموعه مقالات هم نيست... اين كتاب دعوتي است صنفي بر گسستن از موانعي كه زبان‌هاي نظري را از زبان‌هاي روزمره جدا مي‌سازند. ص27» لاكلو همچنين بر اين نظر است كه متن ژيژك كه از فيلم به فلسفه و از ادبيات به سياست مي‌رود، غناي خاصي دارد. اين كتاب از 3 بخش عمده با نام‌هاي عارضه، كمبود در ديگري، سوژه تشكيل شده است. ژيژك در اين اثر 3 هدف عمده را پيش رو دارد كه عبارتند از: ارائه درآمدي به بعضي از مفاهيم بنيادين روانكاوي لاكاني، انجام نوعي بازگشت به هگل يعني فعال‌سازي مجدد ديالكتيك هگلي از طريق خوانشي جديد بر مبناي روانكاوي لاكاني، اداي سهمي به نظريه ايدئولوژي از طريق خوانش پاره‌اي مضامين كلاسيك و مشهور و برخي مفاهيم خطير لاكاني. كتاب «عينيت ايدئولوژي» نقش ماتريسي را دارد كه آثار ژيژك همگي به نحوي از آن ريشه گرفته‌اند.

 

نظريه‌ علمي چيست؟

كاوشي در ذات علم

موتي‌بن ـ آري

فريبرز مجيدي

ناشر: مازيار

چاپ اول: 1388

336 صفحه

واژگان و دعوي‌هاي علمي ما را احاطه كرده‌اند و بسياري از مبحث‌هاي سياسي مهم امروزي بر محور علم‌ دور مي‌زنند. «انفجار شناخت علمي در قرن بيستم همراه بود با ژرف‌انديشي و پژوهش دامنه‌دار در زمينه ماهيت علم، كه از ديرباز به فلسفه، تاريخ و جامعه‌شناسي علم تقسيم شده بود.ص8» فلسفه علم معطوف به شناخت‌شناسي است، يعني شاخه‌اي از فلسفه كه به بررسي مفهوم شناخت مي‌پردازد. يكي ديگر از جنبه‌هاي ماهيت علم عبارت است از جامعه‌شناسي علم. همان‌طور كه مي‌دانيم علم را افراد «انجام مي‌دهند» و اين يكي از ابعاد بسيار مهم علم است. با اين اوصاف به نظر مي‌رسد فرد نمي‌تواند عالم علوم انساني باشد و در حوزه‌هاي فلسفه و جامعه‌شناسي و سياست بينديشد و بي‌خبر از دنياي علم، مفاهيم علمي، ذات علم و ... باشد. هدف موتي‌بن ـ آري در اين اثر عبارت است از ترسيم نماي كلي تازه‌اي از ماهيت علم به طوري كه بتوانيد نتايج علمي و بحث‌هايي را كه هر روزه در معرض‌شان قرار داريد بفهميد و تحليل كنيد. مطالب مندرج در كتاب به شما كمك خواهند كرد كه دعوي‌هاي موقت و قابل بحث را از دعوي‌هايي متمايز كنيد كه چنان ريشه‌هاي تثبيت شده‌اي دارند كه رد كردنشان آدمي را به مرز جداكننده علم واقعي از شبه علم مي‌كشاند، و اين دعوي‌ها فعاليت‌هايي هستند كه خود را بناحق در كسوت علم مي‌پوشانند. كتاب «نظريه علمي چيست» از سيزده فصل تشكيل شده است. مؤلف با بحث فرايند علم يعني روش استقرايي ـ قياسي آغاز مي‌كند و سپس مفهوم نظريه علمي را مفصل توضيح مي‌دهد. در ادامه به ابطال‌گرايي، شبه علم، جامعه‌شناسي علم و نقدهاي پسامدرنيستي بر علم مي‌پردازد. كتاب با پژوهشي در زمينه ديدگاه‌هاي جديد درباره رابطه ميان علم و دين ادامه مي‌يابد. مؤلف در ادامه با زباني بسيار جذاب و دقيق به تقليل‌گرايي، آمار، منطق و رياضيات، زمين‌شناسي و آينده علم مي‌پردازد. اين اثر به خاطر زبان ساده‌اش مي‌تواند براي طيف وسيعي قابل مطالعه باشد.

 

تفسيرالقرآن‌الكريم

صدرالمتألهين محمد‌الشيرازي (ملاصدرا)

ناشر: بنياد حكمت اسلامي صدرا

چاپ اول: 1389

دوره 8 جلدي

دوره 8 جلدي تفسير قرآن كريم به قلم ملاصدرا نگاشته شده است. اين  دوره دربردارنده ويژگي‌هاي مختلفي است كه براي مثال مي‌توان به تصحيح انتقادي اشاره كرد كه از سوي بنياد صدرا بر تمام آثار ملاصدرا و اين تفسير اعمال شده است. برخي از امتيازهاي اين تصحيح انتقادي عبارتند از: استفاده از بهترين و معتبرترين نسخ خطي، هماهنگي روش تصحيح، علامتگذاري،‌ نوع و قلم حروف، كاغذ و قطع و جلد و صحافي تمام كتب،‌ ويرايش ادبي و علمي، فارسي بودن مقدمه و پاورقي‌ها. اين دوره 8 جلدي باشراف آيت‌الله سيد محمد خامنه‌اي رسيده است. او در مقدمه‌اش بر اين اثر نوشته است:«اگرچه بيشتر تفاسيري كه بر قرآن نوشته شده ـ به لحاظ اهميت موضوع و عظمت محور آن ـ يعني كلام و كتاب الهي ـ داراي اهميت و احترام مي‌باشد اما در اين ميان تفسير صدرالمتألهين حكيم ملاصدرا امتياز و ويژگي بيشتري دارد كه به سبب امتيازات كتاب و شخصيت والاي مولف آن است، وي همانگونه كه بر صدر مصطبه متألهين نشسته و صدرالمتألهين نام گرفته سزاوار است كه عنوان صدرالمفسرين نيز به وي داده شود. ص19» جلد نخست اين مجموعه پس از درآمد و پيشگفتار مشتمل بر سه دفتر است. دفتر اول قرآن‌شناسي نام دارد و از 5 فصل با نام‌هاي وحي،‌ اعجاز قرآن، تاريخ قرآن، ساختار و سيماي قرآن، كاركرد و نقش اجتماعي قرآن تشكيل شده است. دفتر دوم تفسير‌شناسي نام دارد و به موضوعاتي مانند معناشناسي تفسير، روش در تفسير،‌اقسام تفسير و ... مي‌پردازد. دفتر سوم با عنوان «تفسير كبير صدرالمتألهين» به موضوعاتي چون انگيزه تاليف ملاصدرا از اين كتاب و روش تفسيري مباني و منابع وي در تفسير صحبت شده است. پس از اين، جلد نخست اين دوره به تفسير سوره «فاتحه‌الكتاب» اختصاص دارد. صدرا پس از تفسير اين سوره در فصلي جداگانه از فضائل اين سوره و نظم و ترتيب موجود در آن سخن گفته است. جلد دوم به تفسير سوره بقره از آيه اول تا آيه بيست و دوم اين سوره اختصاص يافته است. «ملاصدرا در مقدمه‌اي كه خود براي اين سوره در نظر گرفته به ذكر كلياتي در باب سوره بقره و تفسير آن پرداخته است. از جمله اين اطلاعات تعداد آيات مكي و مدني بودن هر كدام از آيات و همچنين اسرار حروف قرآني مي‌باشد. جلد سوم تفسير سوره بقره از آيه 23 تا آيه 37 اختصاص يافته است.» از جمله مسائل مطروحه در اين جلد بحث از اعجاز قرآن و طعنه‌زنندگان بدان است كه ملاصدرا با آوردن شواهدي از ديگر آيات قرآن اين مباحث را تبيين نموده است. جلد چهارم به آيه 38 سوره بقره تا آيه 65 از اين سوره اختصاص يافته است. و ملاصدرا ذيل آيه 45 سوره بقره در باب معنا و مفهوم تناسخ و دلايل آن بحث نموده و سپس مراد آيه را تبيين و تشريح نموده است. جلد پنجم از اين مجموعه 8 جلدي به تفسير «آي?‌الكرسي» (بقره 257 ـ 255) و «آي?‌النور» (نور:35) اختصاص دارد. جلد ششم از اين مجموعه هشت جلدي به تفسير سوره مباركه «سجده» و «حديد» اختصاص دارد. معمولاً تفسير صدرالمتألهين بر هر آيه، با بحث زباني و نحوي مختصري آغاز مي شود سپس به بحث درباره اهميت آيه بر اساس سنت پيامبر و امامان شيعه مي پردازد. پس از آن مسائل فلسفي مندرج در آيه را مطرح مي نمايد و بعد از آن به توضيح راه حل خود براي آن مي پردازد. هفتمين جلد از مجموعه هشت جلدي تفسير القرآن الكريم صدرالمتألهين به تفسير سوره مباركه يس اختصاص دارد. . صدرالمتألهين در تفسير اين سوره، همان روشي را پيش گرفته كه در تفاسير ديگر سوره ها و آيات قرآن به كار برده است. وي در توضيح مفاد آيات، كوتاهترين بيانات را به جنبه هاي لفظي از قبيل لغت، ادب و قرائت اختصاص مي دهد و بيشترين گنجايش را جهت شرح نكات عرفاني و تربيتي و ايراد بعضي از مباحث كلامي و فلسفي متناسب با مقام در نظر مي گيرد. آخرين جلد از مجموعه هشت جلدي تفسير قرآن كريم نوشته صدرالمتألهين به تفسير  سوره  هاي واقعه، جمعه، طارق، اعلي و زلزله اختصاص دارد. در پايان تمام جلدهاي اين مجموعه فهرست كاملي از احاديث، اشعار عربي و فارسي،‌نام اشخاص، مكان‌ها و اصطلاحات براي سهولت در امر تحقيق آمده است. اين مجموعه مشتمل بر تفسير تمام سوره‌هاي قرآن نيست و به زبان عربي مي‌باشد. مصححين اين دوره 8 جلدي عبارت از: محمد خواجوي، ‌محسن بيدارفر، محسن پيشوايي، محمدهادي معرفت، سيدصدرالدين طاهري هستند.

فيزيك بي‌فيزيك

گفت‌وگو با دكتر رضا منصوري

خاطره حجازي

ناشر: نقش‌ و نگار ـ فلسفه

چاپ اول: 1390

184 صفحه

كتاب «فيزيك بي‌فيزيك» را در واقع بايد حاصل علاقه شخصي خاطره حجازي به فيزيك به عنوان دانشجوي فلسفه دانست. البته علاقه‌اي كه پس از دوران دانشجويي با ضرورت آشنايي با علوم جديد پيوند خورد و دليل اصلي يافتن استاد و يادگيري فيزيك شد. خاطره حجازي در اين اثر در گفت‌وگو با رضا منصوري كوشيده است تا علاقه‌مندان را بدون فرمول و با زبان ساده با مفاهيم فيزيك و نجوم آشنا كند. در اين كتاب براي خواننده مبتدي اطلاعات مفيدي درباره فيزيك، كيهان‌شناسي و نجوم وجود دارد.

 

نشر و انقلابي در راه

همراه با گفتاري چند در زمينه دانشنامه نگاري و ويرايش

عبدالحسين آذرنگ

ناشر: جهان كتاب

چاپ اول: 1389

280صفحه

اين اثر حاوي 27 جستار در 4 بخش، در زمينه‌هاي نشر و كتاب، دانشنامه‌نگاري و ويرايش است. مولف در اين اثر علاوه برطرح جنبه‌هاي نظري اين موضوع به جنبه‌هاي عملي و مشكلات و موانع نيز پرداخته است. اين اثر بسيار جامع است و مي‌تواند نياز طيف وسيعي از نشر پژوهان، ناشران، ويراستاران، دانشنامه‌نگاران، روزنامه‌نگاران، مولدان كتاب و نشر را برآورده سازد و همچنين براي دانشجويان رشته‌هاي نشر، ويرايش، ارتباطات و اطلاع‌رساني و كتابداري اثري سودمند باشد. علاوه بر آن اين اثر مي‌تواند به عنوان منبعي درسي سود جست.

عقلانيت در سپهر ديانت

جستارهايي در انديشه كلامي استاد مطهري

عباس بخشي

ناشر: سپيدرود

چاپ اول: 1389

190 صفحه

اين اثر شامل پنج مقاله است كه همگي در خلال سال‌هاي 1372 تا 86 در برخي مجلات و روزنامه‌ها منتشر شده‌اند و اينك با بازنگري و جرح و تعديل و تصحيح و تكميل كلي در اين مجموعه كنار هم نشسته‌اند. به گفته مولف آنچه مقالات پنج‌گانه را به هم پيوند مي‌دهد، تبيين رابطه عقلانيت و ديانت از منظر استاد مطهري است. اين گفتارها عبارت از: نگاهي به حيات تعقلي استاد مطهري، تأملات استاد مطهري در باب تعاملات دين و فلسفه، دينداري و نوگرايي، علم و دين در جهان‌بيني استاد مطهري، استاد مطهري و گفتمان ديني معاصر هستند.

 

بهترين‌هاي چهار شاعر بزرگ معاصر

علي حيات بخش

ناشر: نسل آفتاب

چاپ اول: 1389

584 صفحه

علي حيات بخش در اين كتاب كوشيده است بهترين شعرهاي چهار شاعر بزرگ يعني: نيمايوشيج، مهدي اخوان ثالث، سهراب سپهري و احمدشاملو را ساده فهم‌تر كند. دراين اثر بيشتر شعرهاي سبك جديد اين شاعران مورد توجه است اما مواردي هم وجود دارد كه برخي از شعرهاي كلاسيك اين بزرگان ذكر شده است. حيات‌بخش براي قابل فهم‌تر كردن اين اشعار كوشيده است عام‌ترين و در عين حال صحيح‌ترين معناي واژگان دشوار را در اختيار خواننده قرار دهد و تا حد امكان از نظر است شخصي پرهيز كند.

 

ميراث معنوي

گردآوري و ترجمه: سميه مهدوي‌نيا

ناشر: شورآفرين

چاپ اول: 1389

291 صفحه

كتاب «ميراث معنوي»، در دو بخش «ميراث معنوي جهاني» و «ميراث معنوي ايراني» تدوين شده است. در بخش اول كتاب، همه ميراث معنوي جهاني كه تا سال 2010 در فهرست يونسكو به ثبت رسيده است ديده مي‌شود و در بخش دوم، برخي از مهم‌ترين ميراث معنوي ايران مورد توجه قرار گرفته است. در اين كشور ميراث معنوي كشورهايي چون آسيا، آفريقا، آمريكا، اروپا و اقيانوسيه وجود دارد و به طور مفصل به ايران و آيين‌هاي ايراني پرداخته شده است.

اورنگ

مجموعه مقالات درباره مباني نظري هنر

حسن بلخاري قهي

ناشر: سوره مهر

چاپ اول: 1388

292 صفحه

كتاب اورنگ در بردارنده سه قسمت و نوزده مقاله درباره هنر، انديشه و عرفان است. بخش نخست «مباني هنر اسلامي» نام دارد و با نُه مقاله مباحث مهمي را در فلسفه هنر اسلامي مطرح مي‌كند. بخش دوم با عنوان «هنر و نظر» با چهار مقاله به هنر و موضوعاتي و افرادي چون هويت و جهاني شدن، زن، ارتباط مسيحيت، نيچه و برگمان پرداخته شده است. آخرين بخش «حكمت، نظر و عرفان» دارد. مؤلف در اين بخش به نسبت ميان مفاهيم عرفاني چون «بي‌عملي» در عرفان تائويي با مقاماتي چون توكل و رضا در عرفان و حكمت اسلامي مي‌پردازد.

عقل و عرفان

و سيري در زندگي شيخ محمد بهاري و

شيخ محمد باقر بهاري

سيدمحمد اصغري

ناشر: اطلاعات

چاپ اول: 1389

484 صفحه

اين اثر از دو بخش با نام‌هاي: در وادي عقل و عرفان و همچنين بهار در بهار تشكيل شده است. بخش نخست دربردارنده چهار فصل با نام‌هاي تعاريف و كليات، عقل و عرفان، طريقت و شريعت و شحطيات عرفاني، عرفان و مسئوليت اجتماعي مي‌باشد. بخش دوم نيز با نام «بهار در بهار» مشتمل بر 4 فصل است. فصل اول سيري در زندگي عارف نامي حضرت شيخ محمد بهاري است. او فصول ديگر را چنين ناميده است: عارف بهاري در نگاه ديگران، گشت‌وگذاري در تذكرةالمتقين، بهار و نگاهي به زندگي ساير فقيهان و سخنوران.

جيمز جويس

فرزانه قوجلو

ناشر: كتاب نشرنيكا

چاپ اول: 1389

221 صفحه

اين اثر از آغاز تا واپسين روزهاي زندگي جويس را پاريس شامل مي‌شود و به معاصران او. ديگر نويسندگان، طرح رمانش و سرانجام پايان زندگي‌اش مي‌پردازد. اين اثر مزين به تصاوير متعددي از زندگي جويس است كه سبب مي‌شود خواننده تصويري ملموس‌تر و حقيقي‌تر از زندگي اين هنرمند پرمخاطب به دست آورد. اين اثر از 7 بخش با نام‌هاي پيشگفتار به قلم سيمون دوبوار، سال شمار زندگي و آثار جيمز جويس، گيزل فروند و جيمز جويس، چرا جويس؟، عكاسي از جويس، جيمز جويس در پاريس: آخرين سال‌ها، جيمز جويس، پير بزرگ ادبيات اروپا تشكيل شده است.

 

هنر تحقيق علمي

و.ا.ب. بوريج

محمدتقي فرامرزي

ناشر: مازيار

چاپ اول: 1388

208 صفحه

مؤلف در اين اثر رشد ادراك شهودي را در شخصيت و پژوهش‌هاي دانشمندان بررسي مي‌كند و تصويري دقيق از چگونگي آغاز و انجام تحقيق علمي ارائه مي‌دهد. هدف بوريج اين است كه نشان دهد ذهن انسان را چگونه مي‌توان به بهترين نحو ممكن براي انجام فرايندهاي كشف علمي به كار گرفت. به همين دليل اين كتاب بر «عامل انسان» يعني شخص دانشمند تمركز مي‌كند. نويسنده تمام مراحل كشف علمي و استدلال، تصادف، شهود و راهبردها، را موشكافانه بررسي مي‌كند. اين اثر از يازده فصل تشكيل شده است.

تاريخ ادبيات ايران(2)

گروه نويسندگان

ناشر: سمت

چاپ اول: 1389

561 صفحه

اين اثر دوره زماني طولاني از سال 432 هـ كه مقارن با آغاز دوران سلجوقي است تا پايان دوره تيموريان را در برمي‌گيرد. مباحث كتاب در سه بخش مقدمه، ‌نثر و شعر تنظيم شده است. در پايان هرفصل علاوه بر منابع براي مطالعه بيشتر شماري عكس و نقشه و نمودار نيز بر مطالب كتاب افزوده شده تا دانشجويان و علاقمندان با سهولت بيشتر ادوار تاريخي و ادبي را بازشناسند. اين اثر از 3 فصل تشكيل شده و برخي از اين فصول عبارت از «آغاز دوره سلجوقي تا حمله مغول، دوره ايلخاني، دوره تيموري هستند.»

 

مسلمانان و نگارش تاريخ

عبدالعليم عبدالرحمن خضر

صادق عبادي

ناشر: سمت

چاپ اول: 1389

335 صفحه

اين اثر در سال 1993م از سوي «موسسه جهاني انديشه اسلامي» در آمريكا منتشر شده و براساس روش تحقيق تاريخي و كتابخانه‌اي با تكيه بر منابع ميراث كهن اسلامي و همچنين پژوهش‌هاي معاصر نويسندگان غربي و اسلامي تاليف شده است. مولف در اين پژوهش كوشيده با استفاده از روش مقايسه، تطبيق و نقد منابع قديم و نوين پژوهش‌هاي تاريخي به استنباط «روش‌هاي علمي» مناسب در حوزه تاريخ‌نگاري اسلامي نگاشته است و مترجم نيز پاورقي‌هاي مناسبي به اثر افزوده است. اين اثر در 7 فصل و بخش‌هاي متعدد نگاشته شده است.

دولت، فساد و فرصت‌هاي اجتماعي

گروه نويسندگان

حسين راغفر

ناشر: نقش و نگار

چاپ دوم: 1388

400 صفحه

اين اثر را بايد تعامل انديشه‌ها در اقتصاد سياسي توسعه دانست. در اين كتاب گروهي از برجسته‌ترين نظريه‌پردازان علوم اجتماعي از نحله‌هاي چپ و راست و ميانه درصددند تا پاسخ‌هايي جديد به پرسش‌هاي قديمي فراروي جوامع پرتحول عرضه دارند. وجه اشتراك نگارندگان مقالات اين اثر رعايت اعتدال و پرهيز از هرگونه افراط و تفريط در سياست‌هاي اقتصادي ـ اجتماعي است. برخي از عناوين اين مقالات عبارتند از: استبداد، مردم‌سالاري و توسعه، اقتصاد سياسي و نظم جهاني، فساد و دولت، فرصت‌هاي اجتماعي.

 

در ستايش گفت‌وگو

ديداري با ديگري در عرصه فرهنگ، ادبيات و جامعه

خسرو ناقد

ناشر: جهان كتاب

چاپ اول: 1388

294صفحه

گفتارهايي را كه خسرو ناقد دراين اثر فراهم آورده است، حاصل ديدار سال‌هاي دور و نزديك او با «ديگري» است. مردماني كه او سال‌هاي بسياري را در ميان‌شان گذرانده و با فرهنگ و ادبيات‌شان آشناست. كتاب «در ستايش گفت‌وگو» از 3 بخش عمده با نام‌هاي فرهنگ، ادبيات و جامعه تشكيل شده است. برخي از عناوين اين اثر عبارتند از: از سعدي تا سيمين، قرآن و مسيحيان، جهان و جهان‌بيني جمال‌زاده، گهواره اسلام مدرن، از بحران هويت تا هويت كاذب، فرهنگ گفت‌وگو، پادزهر خشونت گرايي.

 

اسپينوزا

كارل ياسپرس

محمدحسن لطفي

ناشر: طرح نو

چاپ چهارم: 1389

159 صفحه

كتاب «اسپينوزا» ترجمه فصلي از كتاب فيلسوفان بزرگ به قلم ياسپرس است. اين كتاب از 8موضوع تشكيل شده است: پس از زندگي و آثار اين بخش‌ها عبارتند از فلسفه و زندگي علمي، ديد مابعدالطبيعي، نظريه ‌شناسايي، انسان، آزادي از قيد غايت و ارزش، زندگي و آزادي روح، دين و دولت. آخرين بخش با عنوان دين و دولت يكي از مبسوط‌ترين بخش‌هاي اين كتاب است و مولف در قسمت‌هاي جداگانه‌اي مانند انديشه اسپينوزا درباره جامعه و دولت، دين و جامعه، تشريح  ويژگي‌ انديشه ديني و سياسي اسپينوزا با نظر انتقادي، اين موضوعات را تشريح و تحليل مي‌كند.

تاريخ طبيعي دين

ديويد هيوم

حميد عنايت

ناشر: خوارزمي

چاپ چهارم: 1388

159 صفحه

حميد عنايت كتاب «تاريخ طبيعي دين» به قلم ديويد هيوم را همراه با اثر ديگر او يعني «همپرسه‌هايي درباره دين طبيعي» سرآغاز مبحثي در علوم اجتماعي دانسته است كه اكنون به نام «فلسفه دين» شناخته مي‌شود. كتاب پس از پيش‌گفتار مترجم و نويسنده از 15 بخش تشكيل شده است. برخي از اين بخش‌ها عبارتند از: بنياد شرك، انواع شرك، پيدايي خداپرستي از شركت، تأييد اين آيين، فرود و فراز شرك و خداشناسي، از لحاظ خردي، از لحاظ شك يا يقين، اثر بددين‌هاي عاميانه بر اخلاق و درنهايت تكمله كلي. پخش كتاب تاريخ طبيعي دين را «پكتا» به عهده دارد.

 

ايده‌پردازي براي فرهنگ‌سازي

حسن بنيانيان

ناشر: سوره مهر

چاپ سوم: 1388

208 صفحه

توليد آثار هنري فاخر كه مي‌تواند موفقيت سينماي ايران را به همراه داشته باشد، مستلزم ايجاد محيطي مناسب براي ورود و پرورش نسل تازه‌اي از هنرمندان جوان است. حسن بنيانيان محدود بودن ايده‌هاي اوليه فيلم‌سازان جوان، نمايشنامه‌نويسان و قصه‌پردازان در عرصه توليد آثار هنري ديني را دليل اصلي تأليف اين اثر مي‌داند. او در اين اثر به موضوعاتي چون نقش هنر و هنرمند در اصلاح فرهنگ عمومي، جايگاه هنرمندان در پيشبرد و توسعه كشور و ... پرداخته است.

 

دكترين شوك

ظهور سرمايه‌داري فاجعه

نائومي كلاين

مهرداد شهابي ـ ميرمحمود نبوي

ناشر: كتاب آمه

چاپ دوم: زمستان 1389

734 صفحه

«بحراني فرامي‌رسد، هول و هراس جامعه را در برمي‌گيرد و نظريه‌پردازان راست‌گرا، با رخنه كردن در خلأ اجتماعي ناشي از بحران و جو ترس و نگراني، دست به كار مي‌شوند و به نفع شركت‌هاي بزرگ، به مهندسي جوامع بحران‌زده مي‌پردازند. اين شگردي است كه خانم نائومي كلدين آن را «سرمايه‌داري فاجعه‌» مي‌نامد ص9» دكترين شوك اين گونه عمل مي‌كند كه در اثر فاجعه اصلي مانند يك كودتا،‌حمله‌اي تروريستي، فروپاشي بازار،‌جنگ، سونامي يا توفان، يك حالت شوك همگاني بر تمام جمعيت مستولي مي‌شود. «درست مثل زنداني وحشت‌زده‌اي كه نام رفقايش را لو مي‌دهد و از باورهايش رويگردان مي‌شود، جوامع شوكه شده نيز غالباً‌ از چيزهايي كه در حالت عادي سرسختانه از آن‌ها محافظت مي‌كردند، دست برمي‌دارند ص10»

كتاب «دكترين شوك: ظهور سرمايه‌داري فاجعه» را بايد چالشي در مقابل اين ادعاي نو ليبرالي دانست كه گويا دموكراسي‌ها و بازارهاي آزاد رها از قيد و شرط جدانشدني‌اند. مولف در اين اثر اين مساله را به چالش مي‌كشد و با ارائه مثال‌هايي نشان مي‌دهد كه در حالي كه مدل اقتصادي «مكتب شيكاگو» را تحت شرايط دموكراتيك فقط به صورت نيم‌بند مي‌‌توان تحميل كرد، پياده كردن آن به طور كامل نيازمند شرايط استبدادي است. نويسنده در اين اثر نشان مي‌دهد كه «سرمايه‌داري بنيادگرانه فقط با دموكراسي عجين نيست بلكه نوزادي است كه قابله‌اش بي‌رحمانه‌ترين شكل‌هاي قهر و اجبار بوده است. قهر و اجباري كه ضرباتش هم بر پيكر جامعه سياسي و نيز بر بدن‌هاي رنجور تعداد بي‌شماري از افراد جامعه وارد آمده است.ص14» اين اثر متشكل از هفت پاره با نام‌هاي: دو استاد شوك درماني، نخستين آزمايش، ماندگاري قوانيني مخرب چون بمب در حاكميت دموكراسي،‌بيراهه رفتن در مسير گذار، زمانه هولناك، عراق، تكرار داستاني قديمي،‌منطقه سبز منقول مي‌باشد.

 

معناي زندگي

فلسفه به زبان زندگي

فرناندو ساواتر

مينا اعظامي

ناشر: نقش و نگار

چاپ چهارم: 1390

328 صفحه

فرناندو ساواتر جزو آن دسته از متفكراني است كه عقيده دارد كه فلسفه ارتباط وثيقي با زندگي و جريانات آن دارد. بدين معنا كه فلسفه را نبايد صرفاً مربوط به كتاب‌ها، محافل فلسفي و ... دانست بلكه فلسفه كاملاً در نفس زندگي جاري و ساري است. كتاب «معماي زندگي: فلسفه به زبان زندگي» به همين قصد از سوي مولف نگاشته شده است. مينا اعظامي درباره اين اثر مي‌گويد: «در كتاب معماي زندگي، مباحث فلسفي به زبان ساده و بدون هرگونه آرايش تخصصي مطرح مي‌شوند، به شيوه‌اي كه هر خواننده عادي و غيرمتخصص در باب فلسفه نيز مي‌تواند از آن‌ها دريافت‌هايي داشته باشد، ضمن آن كه نويسنده با طرح پرسش‌هايي در انتهاي هر فصل، در واقع دقت خواننده را به نوعي مورد آزمون قرار مي‌دهد تا در درك مطالب، با او به تفاهم برسد.» اين اثر از10فصل با نام‌هاي، بياييد با مرگ آغاز كنيم، درستي دلايل، منِ درون، من بيرون، حيوان نمادين، جهان و پيرامونش، آزادي در عمل، مصنوع طبيعت، باهم زيستن، لرزش زيبايي، گمشده در زمان تشكيل شده است. اين اثر همچنين دربردارنده يك خاتمه با عنوان «زندگي بي‌معنا» مي‌باشد. فرناندو ساواتر ملقب به ژان پل سارتر اسپانيا است. او بالغ بر 45 كتاب تحقيقي، رمان، كتاب‌هايي براي كودكان و ... نگاشته است. او درباره كتابش مي‌گويد: «آنچه در اين اثر است، بايد به منزله دعوتي به فلسفه تلقي شود و نه درس‌هايي درباره فلسفه است. شايد بسيار جسورانه است كه تصور كنيم اين كتاب نه تنها براي قشر جوان و همه كساني كه اهل مطالعه‌اند، قابل فهم است، بلكه براي‌شان قابل استفاده نيز هست. ص15» كتاب «معماي زندگي» براي كساني نوشته شده است كه اطلاعات آكادميكي در حوزه فلسفه ندارند و با مطالعه اين اثر مي توانند به ارتباط ميان مفاهيم فلسفي و زندگي روزمره پي ببرند.

 

Philosophy of Science: A Contemporary Introduction

Alex Rosenberg

Routledge (2011)

درآمدي معاصر بر فلسفة علم

الكس روزنبرگ، دانش‌آموختة دانشگاه‌هاي نيويورك و جانز هاپكينز و استاد دانشگاه دوك، دو بار در سال‌هاي 1993 و 2006 موفق به دريافت جايزه‌هاي علميِ معتبري شده است. قوانين اقتصاد خرد: يك تحليل فلسفي (1976)، بيولوژي اجتماعي و حق‌تقدم علوم اجتماعي (1980)، ساختار علوم بيولوژيكي (1985)، فلسفة علوم اجتماعي (1995)، هيوم و مسئلة عليت (1981)، داروينيسم در فلسفه، علم اجتماعي و سياست (2000)، تقليل‌گرايي دارويني (2006)، فلسفة زيست‌شناسي (2007)، راهنماي ملحدين براي واقعيت (2011) و... از جمله آثار او هستند. اما تازه‌ترين اثر او با عنوانِ درآمدي معاصر بر فلسفة علم در سال 2011 توسط انتشارات راتلج به چاپ رسيده است. اين كتاب در طي 320 صفحه و هفت فصل اصلي، مهم‌ترين مسائل فلسفة علم را مورد واكاوي قرار داده است. فصل اول با عنوان «چرا فلسفة علم؟» بر اهميتِ فهمِ سرشتِ دانش علمي تأكيد كرده و از تأثير علم بر پيدا كردن پاسخ پرسش‌هاي فلسفي سخن گفته است. فصل دوم «تبيين، عليت و قوانين» نام دارد، نويسنده در اين فصل و فصل سوم كه «تبيين علمي و ناخرسندي‌هاي آن» نام گرفته ابتدا به تعريف اين اصطلاح پرداخته و سپس مشكلات و تناقض‌هاي فراروي آن را برمي‌شمارد. در جايي روزنبرگ با معرفي مدلِ D-N، سرفصل‌هاي مهم تبيين علمي را در چهار مقوله طبقه‌بندي كرده است. آن‌گاه در فصل چهارم «ساختار و متافيزيك تئوري‌هاي علمي» را بررسيده و نظريه‌هاي جديد و كهن در اين‌باره را باز مي‌گويد. «شناخت‌شناسيِ نظريه‌پردازي علمي» در فصل پنجم به دست داده شده و نويسنده رابطة بين داده‌هاي عيني و انتخاب نظريه را مورد موشكافي قرار مي‌دهد. فصل شش به بازتعريف نظريات كوهن و كويين اختصاص دارد و «چالش تاريخ و پساپوزيتيويسم» نام گرفته و سرانجام در فصل هفت، نويسنده به پرسش فصل اول بازمي‌گردد: «ويژگي پرسش‌برانگيز علم و پرسش‌هاي بنيادين فلسفه». ارائة فهرست مفصلي از منابع و مآخذ و نماية عام پايان‌بخش كتاب است. هر فصل از يك طرح كلي و يك خلاصة مطالب برخوردار است و با مجموعه‌اي از پرسش‌هاي احتمالي پايان مي‌يابد. در اين خصوص، نويسنده با ابتكارعمل، مباحث كليدي هر فصل را مورد پرسش قرار داده و بسياري از پرسش‌ها بازخوانيِ دوبارة مطالب فصل را در پي دارد. همچنين در پايان كتاب، يك واژه‌نامة تخصصي آماده شده كه در واقع واژه‌هاي خاص و فني را توضيح داده است. از ديگر ويژگي‌هاي اين اثر مي‌توان به ارائة تاريخچة مختصر فلسفه و علم اشاره كرد.

Philosophy of Science: An Historical Antology

Timothy McGrew, Marc Alspector – Kelly, Fritz Allhoff

Wiley-Blackwell (2009)

فلسفة علم

منتخب تاريخي

فلسفة علم چيست؟ فلسفة علم شاخه‌اي است از فلسفه كه به مطالعة تاريخ، ماهيت، اصول و مباني، شيوه‌ها، ابزارها و طبيعت نتايج به‌دست آمده در علوم گوناگون مي‌پردازد. اين فلسفه، از لحاظ علمِ مورد بررسي به زيرشاخه‌هاي متعددي تقسيم مي‌شود كه ازجملة آن‌ها مي‌توان به فلسفة فيزيك، فلسفة شيمي، فلسفة رياضيات، فلسفة زيست‌شناسي، فلسفة علوم اجتماعي، فلسفة مكانيك كوانتومي و فلسفة نسبيّت اشاره كرد. اين‌ها آغازين جملات كتابي است كه با عنوان فلسفة علم: منتخب تاريخي در سال 2009 از سوي انتشارات ويلي ـ بلك‌ول به چاپ رسيده. ويراستاري اين اثر را سه تن از اساتيد برجسته دانشگاه به عهده داشته‌اند: تيموتي مك‌گرو، استاد و رئيس دپارتمان فلسفه در دانشگاه ميشيگان. مارك السپكتور كلي، استاديار فلسفه در همان دانشگاه. و فريتز آلوف، استاديار فلسفه، استاديار مدعو در مؤسسه مطالعات علمي و رئيس كارگروه تاريخ و فلسفه علم در دانشگاه ميشيگان. كتاب در 680 صفحه، دو بخش اصلي و نه فصل مباحث متعددي را به بحث گذاشته. در واقع، ويراستاران نقطه نظرات علمي دانشمندان و فيلسوفان بزرگ را طي فصول مختلف مورد واكاوي قرار داده و در پايان نظرات خويش را نيز بدان افزوده‌اند. بخش اول، حاوي چهار فصل است و از جمله مطالب مندرج در آن مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: فصل يك ـ «دوران باستان و قرون ميانه» شامل اتم‌ها و فضاهاي خالي، بررسي نامه اپيكوروس به هرودوت، پارادوكس حركت (بررسي نظريه زنون)، كيهان‌شناسي افلاطون، ساختار و حركت سپهرهاي آسماني از نظر ارسطو؛ تغيير، طبيعت و عليت از نظر ارسطو، استنتاج علمي و دانش طبيعي؛ كيهان، شكل و اندازه زمين، تقسيمات طبيعت و تقسيمات دانش، درباره روش‌هاي استنتاج، قدرت تبيين، ضعف نظريه، سقوط آزاد، در برابر واقعيت، امكان‌مندي يك زمين در حال گردش. فصل دو ـ «انقلاب علمي» حاوي سرشت و زمينه نظام كوپرنيكي، نامه امضا نشده، حركت زمين از نظر كوپرنيك، ستاره جديد (تيكوبراهه)، مردي فرا سوي زمانه خويش (كپلر)، بحث درباره زمين چرخنده، سنت و تجربه (گاليله)، زميني كه مي‌چرخد بسيار محتمل‌تر از هر گزينه ديگري است، تمثيل كشتي و برج، روش‌شناسي استقرايي (نيوتن)، فضا، زمان و عناصر فيزيك، چهار قانون عليت، نظام جهاني و ...

فصل سه ـ «دوران مدرن» كه مطالب زير را در بر مي‌گيرد: روش استقرايي فرانسيس بيكن، قوانين كشف حقيقت علمي (دكارت)، عقل‌گرايي و روش علمي، دانش انساني و محدوديت‌هاي آن (جان لاك)، اصل عمل حداقلي (لايب نيتس)؛ فضا، زمان و تناسب، مسئله استقراء (هيوم)، سرشت علت و معلول، بنيادهاي متافيزيكي علوم طبيعي (كانت). فصل چهار ـ «قرن نوزده و اوايل قرن بيست» نام گرفته و حاوي مباحث زير است: سرشت تبيين علمي (لاوازيه)، عليت باوري، جهل و امكان‌مندي، يك شرح تجربي درباره كشف علمي (جان استوارت ميل)، در برابر تجربه‌گرايي محض، علت‌هاي پشت پديده (جورج كاويه)، زمين‌شناسي يكنواخت انگار (چارلز لايل)، فضاي تبييني نظريه‌هاي تكاملي (داروين)، استقراء به مثابه فرايند تصحيح خود، سرشت قياس مشكوك، نقش نظريه‌ها در تئوري فيزيكي، درباره روش فيزيك نظري (انيشتين). بخش دوم اما با پنج فصل مجزا مباحث جديد‌تري را به بحث گذاشته است: فصل پنج ـ «پوزيتيويسم و ديدگاه‌هاي پذيرفته شده»: نظريه و مشاهده (رودلف كارناپ)، تبيين علمي (كارل همپل)، تجربه‌گرايي، معناشناسي و معرفت‌شناسي (كارناپ)، اثبات پراگماتيك استقراء، حل مسئله استقراء (پيتر استراوسون)، فصل شش ـ «تأييد و مشاهده: پس از ديدگاه‌هاي پذيرفته شده». در اين بخش مطالب زير مورد بحث قرار گرفته: باورهاي جزم انديشانه در تجربه‌گرايي، معماي جديد استقراء (نلسون گودمن)، نظريه‌ها چه نيستند (هيلاري پوتنام)، درباره مشاهده (هانسن) و ...  فصل هفت با عنوان «متدلوژي» حاوي مضامين زير است: علم، گمانه‌ها و ابطال‌ها (كارل پوپر)، ساختار انقلاب‌هاي علمي (توماس كوهن)، علم و شبه علم (لاكاتوس). فصل هشت «تبيين» نام گرفته و چهار مضمون اصلي را واكاويده است: بررسي مدل D-N و I-S (وسلي سالمون)، مدل ايستاي تبيين، چرا مي‌پرسيم چرا؟، وحدت تبيين (فيليپ كيچر). و سرانجام فصل نه «بحث و گفت‌وگو پيرامون رئاليسم» را مطمح نظر قرار داد و طي چهار بخش فرعي بدان پرداخته است: وضعيت رئاليسم علمي در حال حاضر (ريچارد بويد)، ابطال رئاليسم هم‌گرا، تجربه‌گراييِ سازنده و رويكرد هستي‌شناسانه طبيعي (آرتور فاين).

The soul of science: christian Faith and Natural philosophy

Nancy Pearcey

Crossway Books

روح علم

ايمان مسيحي و فلسفه طبيعي

از نظر كانت علم به دو شاخه تقسيم مي‌شود: فنومن و نومن. فنومن آن چيزي است كه از راه تجربه و حس قابل ادراك است و نومن همان چيزي كه از راه تجربه قابل درك نيست. اما آن گونه كه نانسي پيرسي در روح علم مي‌گويد، فيمابين علم، ايمان و فلسفه رابطه‌اي بنيادين برقرار است و به عقيده او دليل پيشرفت علم هم همين است. او طي 304 صفحه ابتدا به «تاريخ علم» مي‌پردازد و عنوان مي‌كند كه در مباحث علم‌شناسيِ قرون اخير مي‌توان به چهار موج اصلي علم‌شناسي يا فلسفه علم اشاره كرد: علم‌شناسي ارسطويي، پوزيتيويسم يا استقراگرايي، نگاتيويسم يا ابطال‌گرايي و تاريخ‌گرايي. در همين بخش دو عنوانِ اساسي ديگر در ذيل دو سرفصل مورد بررسي قرار گرفته: 1ـ مسيحيت و انقلاب علمي 2ـ تاريخ علم و علم تاريخ كه رويكردهاي جديد و خاستگاه‌هاي علمي آن‌ها را برمي‌رسد.

در همين قسمت مي‌خوانيم: فلسفه علم قلمروي است كه به خوبي تعريف نشده اما مسائل مشتركي هست كه در ذيل اين عنوان عام مطرح مي‌شود و از جمله آن‌ها عبارتند از: 1ـ مسائل ادراك حسي 2ـ تاريخ انديشه‌ها يا مفاهيم علمي 3ـ پيامدهاي اخلاقي و ديني علم 4ـ پيامدهاي متافيزيكي علم 5ـ كوشش براي ايجاد يك زبان مشترك در تمام علوم 6ـ نظريه‌ها 7ـ ارتباط علوم طبيعي و علوم اجتماعي و ...

بخش دوم كتاب «نخستين انقلاب علمي» نام دارد و سه سرفصل را موضوع پژوهش قرار داده است: 1ـ يك تفكر جديد، چگونگي رشد علوم كوچك 2ـ‌جهان نيوتني، ارتباط خدا با جهان 3ـ انقلاب بيولوژيكي: برگرفتن بيولوژي از متافيزيك. مسئله و پژوهش اصلي اين بخش عبارت است از علم چگونه پيشرفت مي‌كند؟ خواننده در اين قسمت درمي‌يابد كه در خصوص فلسفه علم دو رويكرد متفاوت وجود دارد: رويكرد نظري و رويكرد تحليلي. همچنين نويسنده مي‌گويد كه در فلسفه علم سه مفهوم از اهميت بنيادين برخوردار است: زمان، مكان و عليت. «ظهور و سقوط رياضيات» عنوان بخش سوم كتاب است كه دو مبحث را در دستور كار خود قرار داده: 1ـ رياضيات در گذشته: كشف ساختار خلقت 2ـ بت‌ها فرو مي‌افتند: هندسه غيراقليدسي و انقلاب در رياضيات. و سرانجام بخش چهارم با عنوانِ «دومين انقلاب علمي» در سه سرفصل تنظيم شده است: 1ـ آيا همه چيز نسبي است؟ انقلاب در فيزيك 2ـ رازهاي كوانتوم: احساس جديد درباره فيزيك جديد 3ـ قوانين شيمي: حل مجادله‌هاي تاريخي. در اين بخش نويسنده ادعا مي‌كند كه فيزيك دربرگيرنده گروهي از علوم طبيعي است كه مفاهيم خود را بر پايه سنجش و اندازه‌گيري استوار مي‌سازند و قضاياي آن در قالب فرمول‌هاي رياضي تبيين مي‌شوند يعني فيزيك را مي‌توان به زبان رياضيات بيان كرد.

در مورد دومين انقلاب علمي، ما با موج چهارم علم‌شناسي مواجه مي‌شويم: توماس كوهن و انتشار رساله ساختار انقلاب‌هاي علمي. پس از او افرادي مانند كواين، هنسون و كوايره در پي او رفتند. اما در عين حال نويسنده از بحث درباره نظريه كوانتوم و DNA نيز غافل نمي‌شود. آخرين فصل كتاب به مبحث DNA اختصاص دارد و در واقع با اين فصلِ پاياني، سير تاريخي علم نيز به نقطه امروزين خود مي‌رسد. بخش اول كتاب، سير تاريخ علم و عقلانيت اروپاي غربي از قرون وسطا تا آغاز عصر روشنگري را دربر مي‌گيرد. نويسنده معتقد است كه وجوه متافيزيكي مسيحيت در اين دوره در خدمت علم بوده و همچون بنيادي براي مشاهدات علمي و پديده‌اي طبيعي به كار آمده است. نانسي پيرسي دانشمند علوم طبيعي و استاد مطالعات كتاب مقدس در دانشگاه فيلادلفياست. او علاوه بر آموزش در دانشگاه‌هاي آمريكا و سوئيس، در حوزه‌هاي علمية مسيحي نيز تلمذ كرده و در مؤسسة مطالعات مسيحي در تورنتو تاريخ  فلسفه خوانده است. از ميان ديگر آثار او عناوين زير حايز اهميتند: حقيقت كلي: رهاسازي مسيحيت از اسارت فرهنگي (2006)، مقاومت در برابر ذهن، اخلاق و معنا (2010)، حال چگونه زندگي خواهيم كرد؟ (2004)، پرسش‌هاي راستين: حقيقت، معنا و مجادله‌هاي عمومي (2004)، مسيحيت در فرهنگ امروز (2001)، مسئلة شر (2001)، علم و تكامل (2001)، چپ دارويني (2005) و...

 

Science Fiction and Philosophy: From Time Travel to Superintel ligence

Susan Schneider

Blackwell (2009)

داستان علمي و فلسفه

از سفر در زمان تا ابر هوش

مديريت ميان فرهنگي (2002)، زبان انديشه (2011) و بسياري از عناوين ديگر در زمرة آثار سوزان اشنايدر قرار دارند. او استاديار فلسفه در دانشگاه پنسيلوانياست و در مؤسسه‌هايي مثل اخلاق و تكنولوژي و علوم عصبي عضويت دارد. محدودة پژوهش و تاليف اشنايدر گسترده است. از فلسفة ذهن گرفته تا ارتباط اخلاق و علم اعصاب و متافيزيك. اكنون او در سال 2009 كتابي جذاب را با عنوان داستان علمي و فلسفه از سوي انتشارات معتبر بلك ول منتشر كرده است. كتاب داراي 368 صفحه، پنج فصل و بيست و هفت عنوان يا بخش فرعي است و همان گونه كه از نامش پيداست ارتباط بين داستان‌هاي علمي و فلسفة مندرج در آن‌ها را برمي‌رسد. او معتقد است كه داستان‌هاي علمي چيزي بيش از يك سرگرمي‌اند و به قول اچ. بروس – مورخ – نوعي ادبيات است كه همگام با علم و تكنولوژي رشد مي‌يابد. او مقدمة اثر را يكسره به اين مبحث اختصاص داده و در آن جا داستان علمي را پنجره‌اي رو به يك پازل فلسفي مي‌نامد. فصل اول، «آيا من مي‌توانم در يك ماتريكس يا شبيه‌سازي كامپيوتري حضور داشته باشم»؟ نام گرفته. طي اين فصل نويسنده با بررسي شش داستان علمي كامپيوتر محور، مباحث فلسفي نهفته در پسِ پشت آن‌ها را وامي‌كاود. تمركز فلسفي، ماتريكس به مثابه متافيزيك، مغز و ارتباط آن با جهان‌بيني انسان‌ها از جمله مباحثي هستند كه در اين فصل مطمح نظر قرار داشته‌اند. فصل دو با عنوان «من چه هستم»؟ مبحث ارادة آزاد و سرشت دروني اشخاص را مورد بررسي قرار مي‌دهد. در اين فصل نيز نويسنده با اتكاء بر هفت داستان علمي زمان و مكان وجود آدمي را به عنوان محور اصلي انتخاب كرده و هويت يا چيستي او را برمي‌رسد.

 

 

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک

افق فرهنگ

گزارش سمينارها

مرضيه سليماني

سمينار فلسفه

دانشگاه كلرادو، و دپارتمان فلسفة اين دانشگاه در عرصة سمينارهاي فلسفي و برخي رشته‌هاي ديگر علوم انساني، بسيار فعال است. خاصه دربارة موضوعات معاصر و حساس در فلسفه كه سال‌هاي متمادي جلسات و همايش‌هاي مهمي برگزار كرده است. اين سمينارها اعتبار جهاني دارند و ماحصل آنها به صورت كتاب‌هايي عرضه مي‌شوند. برخي موضوعات سال‌هاي قبل را به ترتيب سنوات ذكر مي‌كنم تا پيشينة اين سمينارها در ذهن خوانندگان گرامي متصوّر شود:

سال 2001 ذهن و ماده؛ دواليسم و ماترياليسم/ سال 2002 روانشناسي و اخلاق/ سال 2003 از فرضيه تا مفهوم/ سال 2004 دلايل و اشخاص/ سال 2005 خدا/ سال 2006 ارزش/ سال 2007 علم/ سال 2008 مفاهيم بزرگ از تاريخ فلسفه/ سال 2009 هويت/ سال 2010 فلسفة كاربردي.

در سالِ جاريِ ميلادي، موضوع «اراده و تمايل» براي سمينار فلسفة دانشگاه كلرادو برگزيده شده و در پنج محور برگزار خواهد شد. اين پنج محور عبارت‌اند از: 1ـ ارادة آزاد 2ـ عملِ تعمدي و براساسِ قصدِ قبلي 3ـ ضعفِ اراده 4ـ زمينه‌هاي انگيزة اخلاقي 5 ـ احساس.

سخنراني‌ها و ميزگردها و برخي برنامه‌هاي ديگر نظير ردّ و بدل كردن اطلاعات و منبع‌شناسي دربارة پيشينه هر بحث و مهم‌ترين نظرياتي كه تاكنون ارائه شده، بخش ديگر فعاليت‌هاي اين سمينار است. دو تن از سخنرانان اين سمينار دكتر جوليا بورستن از دانشگاه رايلز و دكتر مت يو يوگلس استاد دانشگاه هاملين هستند كه به ارائة نظرات بديع و به يك معنا نوگرا و تهوّرآميز در ميان دانشجويان اشتهار دارند. سمينار در محوطة دانشگاه كلرادو برگزار مي‌شود و از محيط و فضاي طبيعي بسيار زيباي اين دانشگاه استفاده شده تا خشكي مباحث تعديل شود.

برخي سخنرانان مهم‌تر در اين همايش اينها هستند: دكتر روبرت هانا از دانشگاه ييل/ پروفسور كريس هِت‌وود از دانشگاه يوماس/ پروفسور مايكل هيومر از دانشگاه راتگرز/ دكتر دان كاوفمن از دانشگاه يوماس/ پروفسور ميتزي لي از دانشگاه هاروارد/ پروفسور برادلي مونتون از دانشگاه پرينستون/ دكتر گراهام اُدي از دانشگاه لندن/ و دكتر روبرت پاسناو از مركز كُرنل.

 

سمينارهاي دانشگاه بردفورد و انجمن سلطنتي فلسفه

دانشگاه بردفورد با همكاري انجمن سلطنتي فلسفه طي سال قبل و امسال، جلسات و همايش‌هاي بسيار مهمي دربارة مسائل مختلف فكري و فلسفي و موضوعات حساس در زندگي بشر معاصر برگزار كرده و اين سمينارها و جلسات، بازخورد و واكنش بسياري در ميان مخاطبان حاضر يا كساني كه به طرقي ديگر از مباحث آن بهره گرفته‌اند داشته است. اين ارتباط قوي، به دليل گزينش موضوعات مهم و حياتي از يك سو، و طرح دقيق و كارآمد و علمي موضوعات توسط متخصصان بسيار برجسته در هر رشته و هر موضوع بوده است. در اينجا چند سمينار و موضوع را جداگانه و با تفصيل بيشتر معرفي و در موضوعات آن توضيح مي‌دهيم.

 

زندانِ موقت

سخنران اصلي و برگزيده براي موضوع زندان موقت، پروفسور لي‌پويند وين از دانشگاه ليدز انگلستان است. او مسائل مهمي را در ارتباط با اين موضوع مطرح كرده كه تنها جنبة حقوقي ندارد، بلكه وجه روانشناختي و فلسفي آن قدرتمندتر است. لي‌پويند وين از مفهوم آزادي سخن مي‌گويد و كيفيت‌هاي پيچيدة سلبِ آن. وقتي كسي به صورت موقت حبس مي‌شود، موقتاً آزادي و ارادة او سلب شده و ساختار تصميمات در مورد او، خارج از وجود و اختيار و خواسته‌اش انجام مي‌گيرد. بنابراين مفاهيم اراده و تصميم‌گيري، و نيز مفهوم بسيار مهم آينده در منظر و مرعاي انساني مورد بحث است. در پي اين مسائل بايد توجه داشت كه در ذهن يك زنداني موقت مسائل زيادي وجود دارد كه ماهيت روانشناسانه دارد، اما اگر تعميق شود به پرسش‌ها و پرسمان‌هايي فلسفي مبدل خواهد شد. اينكه من چه مي‌توانم بكنم؟ آيا اساساً ديگر امكان انجام كاري از من ميسّر است؟ من در سرنوشت خود چه تأثيري دارم؟ تا چه زماني در اينجا خواهم بود؟ آيندة من را چه تصميمي و چه كسي رقم مي‌زند؟ اينها چند پرسش‌اند كه اگر تجزيه و تعميق شوند به پرسش‌ها و مسئله‌هاي فهم فلسفي و انسان‌شناسانه مي‌رسند: مفهوم زمان، آگاهي و هشياري، نقشِ فرد در روي دادن اتفاقات مختلف و مسئلة حل مشكلات، امكان و نقشِ ما در امكان‌پذيري وقايع و...

اندوه

پروفسور پيتر گُلدي استاد دانشگاه منچستر دربارة اندوه سخن مي‌گويد و سپس پاسخگوي پرسش‌هاي حاضران و دانشجويان و نهايتاً كساني خواهد بود كه از طريق اينترنت و طريقه‌هاي ديگر پرسش‌هايي دارند. پيتر گلدي معتقد است كه اندوه، گونه‌اي احساس است كه شايد ما بتوانيم آن را نوعي قضاوت و داوري دربارة يك رويداد بناميم. همچنين ما مي‌توانيم اندوه را يك مفهوم يا يك حالت رواني قلمداد كنيم كه هويت ما را در يك لحظه از زمان مشخص مي‌كند. اما شايد بهتر از همه اين باشد كه بگوييم اندوه يك فرايند يا يك پروسه است. يك الگوي پيچيدة رفتاري است كه هم حالت‌هاي دروني ما را مشخص مي‌كند و هم بازتاب عيني و بيروني در رفتار و جسم ما دارد.

پيتر گلدي براي بررسي دقيق‌تر موضوع، به برخي مثال‌ها و مسائل عيني‌تر هم پرداخته است. مثلاً الگوي اندوه در سوگواري يا الگوي اندوه در داستان‌هاي غم‌انگيز با ماهيت تراژيك! بررسي اين نوع موارد و نمونه‌ها، نشان مي‌دهد كه لزوماً انسان در هنگام اندوهگين شدن، دنبال علت آن نيست و مثلاً اگر رمان يا داستان غم‌انگيزي را مي‌خواند، در پي علت اندوه نيست، بلكه فقط غمگين و محزون مي‌شود. يك مسأله ديگر نيز كه نبايد از نظر دور داشته شود اين است كه ما مي‌توانيم اندوه را به مثابه يك احساس مشترك و عمومي تلقي كنيم. سوگواري‌ها و اندوه جمعي يا حتي ملي را هم بايد مورد توجه و تامل قرار دهيم. لذا مي‌توان در موضوع اندوه به جستجوي تعاريف و الگوهاي مشتركي بود، ‌از اين نظر كه يك حالت روحي است. اين كليت و اشتراك به ما اجازه مي‌دهد كه از منظري فلسفي به تعريف و تحليل موضوع «اندوه» بپردازيم.

 

معناي طبيعت

در اين سخنراني دكتر سيمون جيمز از دانشگاه دورهام شركت دارد و بخش جنبي آن با نمايش اسلايدها و امكانات ديگر، براي پربار شدن جلسه در نظر گرفته شده است. سيمون جيمز در اين خطابه، از مبحث گفت‌وگو با طبيعت و مفهوم فلسفي و تعريف طبيعت سخن مي‌گويد. براي درك اهميت اين مسأله، يك بار بايد اين پرسش را با خود مطرح كنيم كه: طبيعت چيست و ما به چه چيزي طبيعت مي‌گوييم؟ وقتي شروع به جستجو و يافتن پاسخ كنيم، به ناگاه پيچيدگي موضوع و دشواري سؤال و جواب براي ما آشكار خواهد شد.

پروفسور جيمز از مسائل مهم ديگري سخن مي‌گويد كه ظاهراً بديهي هستند اما وقتي مورد بازانديشي قرار مي‌گيرند وضع دشواري براي ذهن ما پيدا مي‌كنند. از جمله، مسأله شكار و انسان به مثابه شكارچي و قاتل برخي موجودات و كيفيت‌هايي نظير شكار با دام‌هاي فلزي كه بسيار دردناك و بي‌رحمانه است و قبل از مرگ موجب شكنجه بسيار شديد حيوان مي‌شود. مسأله ديگر، محيط‌زيست‌هاي طبيعي و بكر و نيز پارك‌هاي طبيعي دست‌ساز بشر است و نقش اين دو در محيط طبيعي و شرايط زيستي ما و كل سياره‌مان. مسأله انديشيدن، سخن گفتن و نوشتن درباره طبيعت و اينكه خود اين مسائل، موضوعاتي براي تفكر و حدبندي فلسفي و پديدار شناسانه باشند نيز بسيار اهميت دارد. موضوع ديگر، اخلاق زيست‌محيطي است كه امروزه به موضوعي محور در تفكر سبزها و هرگونه انديشه‌اي پيرامون محيط‌زيست و طبيعت بدل شده است. اما طبيعت فراتر از محيط زيست است زيرا هنگامي كه ما از محيط‌زيست سخن مي‌گوييم محيط زندگي انسان‌ها يا محيط زيست جانداران را در نظر داريم، اما طبيعت شامل همه محيط‌هايي است كه زندگي در آن هست يا نيست، تفاوتي نمي‌كند.

سيمون جيمز در باب يك موضوع ديگر هم بحث مي‌كند، زيرا او متخصص برجسته‌اي در ادبيات نيز هست و آن، درباره نويسندگان بزرگي است كه در ارتباط با طبيعت و محيط‌زيست قلم زده‌اند. از جمله نوشته‌هاي جان اونيل و گلين دلي. او بر اساس نوشته‌هاي اين نويسندگان به طرح اين مبحث مي‌پردازد كه چگونه مفهوم طبيعت در هنر و ادبيات تغيير مي‌كند. مباحث ديگر در ضمن و ذيل اين بحث به تدريج مطرح مي‌شود كه هر يك سرفصل موضوعي مهم هستند. از جمله: مفهوم طبيعت در جهان انساني، تلاش براي حفظ محيط‌زيست و موجودات و باشنده‌هاي طبيعي در درون اين محيط مناسب و سازگاري كه طي فرايند و زماني طولاني براي آن‌ها مهيا شده و همچون ظرفي حيرت‌انگيز آن‌ها را در برگرفته‌ است. طبيعت در معناشناسي و زبان‌شناسي و سرانجام رويكردهاي انسان شناسانه به طبيعت ...

 

 

در باب شك‌انديشي

پروفسور آنتوني اوهير، سخنراني خود را در يكي از همايش‌هاي اخير دانشگاه بردفورد با موضوع «شك» يا «شك‌انديشي» برگزار كرد و البته جلسات و فعاليت‌هاي ديگري هم بود كه هيچ يك اهميت سخنراني اوهير را نداشت.

وي با نگاهي تاريخي به موضوع، مفهوم شك‌انديشي را از روزگار ارسطو تا زمان حال مورد بحث و بررسي قرار داد. سپس گونه‌هاي مختلف شك‌ورزي را مطرح كرد و ضمن طبقه‌بندي آن‌ها، درباره هر يك تعريف و توضيحي بديع عرضه كرد. تسلط او بر موضوع در دوره‌هاي تاريخي متفاوت، سبب شد تا مثال‌هاي بسياري مربوط به دوران باستان، قرون وسطا، عصر روشنگري و روزگار پس از آن يا عصر مدرن بزند. اما شك‌انديشي تنها در متون فلسفي قابل خوانش و ره‌گيري نيست. نمونه‌ها و دنباله‌هاي مهم آن را مي‌توان در متون ديني و كلامي و حتي ادبي نيز يافت. آنتوني اوهير مثال‌هاي متعددي از اين نوع شك‌گرايي و طرح مسائل در پرتو پرسمان‌هاي شك‌ورزانه را نيز مطرح كرده است.

 

مفهوم شهروندي جهاني

مسأله شهروندي و ماهيت بومي، مدني و بين‌المللي آن، همچنين دست‌يابي به تعريف دقيقي درباره آن، به موضوع مهمي در ميان جامعه‌شناسان، فلاسفه سياسي، سياستمداران و حتي مديران بدل شده است. معهذا وجه فلسفي اين مسأله، همچنان جذاب و مهم است. دكتر ديويد ميلر، استاد و نظريه‌پرداز فلسفه و فلسفه سياسي از دانشگاه آكسفورد در سمينار «شهروندي جهاني»، سخنراني جالبي ايراد كرد و اين مفهوم را مورد بحث و بررسي قرار داد. ماحصل سخنان او چنين بود: اين مفهوم، امروزه بسيار  رايج و متعارف شده و بخصوص به گفتمان‌ها و ادبيات سياسي هم راه پيدا كرده و مرتباً تكرار مي‌شود. لذا مي‌بايد با دقت آن را تعريف و محدوده‌هاي بحث در پيرامون آن را روشن كرد. ميلر محورهاي اصلي بحث و خطابه خود را براساس نوشته‌ها و نظرات ‌‌‌هاناآرنت و نقد بخش‌هايي از آن استوار ساخته است. ‌هاناآرنت معتقد بود كه شهروند جهاني اصلاً معني ندارد، اما ديويد ميلر ضمن رد اين سخن، دلايلي خلاف آن را ذكر مي‌كند. معهذا وي با بخش ديگري از ديدگاه‌ها و نظرات آرنت موافق است كه مي‌گويد شهروند جهاني از منظر فلسفي امكان‌پذير و شدني است. امري كه در عالم سياسي و از نظر علوم سياسي بي‌معناست. ديويد ميلر در بخش ديگري از خطابه‌اش مي‌گويد كه در جوامع باستاني، شهروندي يا مفهوم اخلاقي داشت و يا مفهوم متافيزيكي. مردم باستان هم اساساً به روابط سياسي فكر نمي‌كردند. لذا تنها در حيطه فلسفه و فكر فلسفي اين مسائل گاهي مطرح مي‌شد. اما در دوران جديد، مهم‌ترين متفكر و فيلسوفي كه در اين‌باره سخن گفته، ايمانوئل كانت آلماني است. به نظر ميلر، ديدگاه‌هاي كانت هم در اين مورد با شكست مواجه شده و تحقق يا قبول عام نداشته است. نهايتاً و در پايان سمينار، اين بحث در سه محور ادامه مي‌يابد:

1ـ قوانين بين‌المللي. 2ـ جامعه مدني جهاني. و 3ـ شهروند متعارف و روزمره كه در حال گذران زندگي عادي در جامعه يا شهر يا كشور خاص خود است.

 

 

پانزدهمين همايش بزرگداشت حكيم ملا صدرا

PDF چاپ نامه الکترونیک

 

پانزدهمين همايش بزرگداشت حكيم ملا صدرا

 

پانزدهمين همايش بزرگداشت ملاصدرا از سوي بنياد حکمت اسلامي صدرا در تالار تلاش با حضور استادان وفهريختگان فلسفه آغاز به کار کرد. در ابتداي اين همايش آيت‌الله سيدمحمد خامنه‌اي رييس بنياد حكمت اسلامي صدرا در پانزدهمين همايش بزرگداشت ملاصدرا با موضوع اخلاق متعاليه سخنراني كرد. وي در ابتداي سخنان خود گفت: «فضيلت» محور و اساس اخلاق است چرا كه در اخلاق اهتمام بر آن است كه انسان به فضايل متعالي دست يابد، حال در فلسفه اخلاق در مورد «كيستي» فضيلت بحث مي‌شود. رئيس بنياد حكمت اسلامي صدرا با بيان اينكه انسان بايد فضيلت را براي خود ايجاد كند، اظهار داشت: فضيلت چيزي جز اعتدال در قواي سه‌گانه همچون قوه غضبيه، شهويه و عاقله نيست و در حكمت متعاليه از فضايل و راه‌هاي دستيابي به آن سخن گفته است. وي خاطرنشان كرد: فضيلت در اخلاق اسلامي «ارزش است» البته اين ارزش‌گذاري كه در «حكمت متعاليه» بررسي مي‌شود با ارزش‌گذاري كه در حكمت يوناني بررسي شده، متفاوت است. ارزش‌گذاري در فلسفه يونان همچون ارزش پيروزي يك فرد در يك مسابقه است، ولي ارزش‌گذاري در اخلاق اسلامي، متعالي و متافيزيكي است. سيدمحمد خامنه‌اي بيان داشت: فضايل انساني منجر به اين مي‌شود كه قواي سه‌گانه به انحراف نروند و در حد اعتدال حركت كنند. يعني فضايل اخلاقي منجر به اين مي‌شود كه انسان صراط مستقيم را پيدا كند. در عين حالي كه توان استفاده از تمام قواي حيواني را نيز دارد. وي در پا ان در ترويج اخلاق رؤيت كرد؛ يعني دولتمردان بايد بدانند كه اخلاقي كردن جامعه مهمترين وظيفه‌اي است كه بر دوش آنهاست. دکتر رضا داوري اردكاني به عنوان دومين سخنران در پانزدهمين همايش بزرگداشت صدرالمتألهين با موضوع «اخلاق و فصلي از علم الهي» سخنراني كرد. وي با بيان اينكه پيوند نظر و عمل از مهمترين مسايل فلسفه اخلاق است، ابراز داشت: از ارسطو تا فيلسوفان اخلاق عصر حاضر به مسئله «پيوند نظر و عمل» پرداخته‌اند. ارسطو نخستين فيلسوفي است كه كتابي درباره حكمت عملي نگاشت در حالي كه استادش افلاطون اين طريق را طي نكرده بود و افلاطون در كتاب نواميس تحت تاثير شاگردش يعني ارسطو بوده است. وي در ادامه خاطرنشان كرد: در نظريه افلاطون علم و عمل جدا نيست و اين از جمله معروفش «كساني كه علم به خوبي‌ها دارند؛ بدي مرتكب نمي‌شوند» فهميده مي‌شود. ولي اين نظريه با دستاوردهايي كه از جامعه داريم تناسبي ندارد چرا كه بسيارند افرادي كه مي‌دانند كه فلان فعل بد است اما آن را انجام مي‌دهند. دکتر داوري با بيان اينكه ارسطو در كتاب «ما بعد الطبيعه» عملاً علم نظري را از علم عملي جدا كرده است، خاطرنشان كرد: ارسطو و افلاطون به دو گروه فضايل قائل بودند. اول؛ فضايل اصلي و دوم؛ فضايل دست دوم و يا فرعي. ولي حكماي جهان اسلام فضايل را به چهار دسته تقسيم كرده‌اند كه عبارتند از: فضايل نظري، عقلي، اخلاقي و عملي. عضو هيئت علمي دانشگاه تهران افزود: ملاصدرا بحث تقدم و تأخر در نظر و عمل را بسيار دقيق بررسي كرده است و نه ميان اين دو جدايي زيادي قائل است و نه آن دو را يكي و واحد معرفي كرده است. ملاصدرا مبحث نفس را از طبيعيات خارج و به الهيات وارد مي‌كند تا اخلاق را ملحق به مباحث نفس‌شناسي كند چرا كه نفس سيري دارد و اين سير يا به سوي متعالي است و يا به سمت ضعيف شدن و نزول. داوري اردكاني در پايان سخنان خود خاطرنشان كرد: آنان كه به جدايي حكمت عملي از نظري قدم برداشته‌اند بدان جهت است كه «علم» را امري صرفاً «مفهومي» و در مقابل «اخلاق» را امري صرفاً «عملي» معرفي كرده‌اند. در اين صورت ميان و نظر و عمل، اخلاق و علم، فلسفه و دين، جدا انگاري يقيني خواهد بود در حالي كه تلاش ملاصدرا در يكسان‌سازي و نزديك‌سازي نظر و عمل اخلاق و علم در راستاي نشان دادن پيوند مبارك دين و فلسفه است.

دکتر غلامرضا اعواني همچنين با موضوع فضائل قرآني در حكمت متعاليه سخنراني كرد. رييس انجمن حكمت و فلسفه ايران، «اخلاق» را ركن اساسي همه اديان دانست و گفت: اخلاق قاعده مثلث اديان است پس نبايد شريعت بدون اخلاق را در نظر گرفت؛ يعني نبايد شريعت و ساير اركان دين همچون فقه را بدون اخلاق در نظر گرفت. وي در ادامه افزود: اخلاق در قالب الهي منجر به معرفتي مي‌شود كه نجات و صلاح انسان را در پي خواهد داشت. در حكمت متعاليه، عمل و نظر پيوند قوي و مباركي با هم دارند. در حالي كه از اين پيوند در ساير حكمت‌ها همچون مشائيان بحثي ديده نمي‌شود. اعواني با بيان اينكه علم به مبدأ و معاد لازمه دينداري است؛ تصريح كرد: گرچه پيوند با مبدأ و معاد در اخلاق امري ضروري نيست يعني امكان دارد فردي ملحد اخلاق‌مدار باشد اما پيوند با مبدأ و معاد اخلاق را متعالي مي‌كند و همين وجه تمايز اخلاق ديني از اخلاق سكولار خواهد بود. اين پژوهشگر فلسفه اسلامي خاطرنشان كرد: يكي از تفاوت‌هاي اخلاق ديني از اخلاق فلسفي در اين است كه اخلاق ديني حداكثري است، يعني فقه براي عوام و چه براي خواص برنامه‌هاي مدوني دارد ولي گرچه اخلاق فلسفي لازم است اما در برگيرندگي كمتري دارد. اعواني با بيان اينكه اخلاق بايد مبناي متافيزيكي و الهي داشته باشد، خاطرنشان كرد: اگر اخلاقي بازگشت به يك مبدأ متافيزيكي نداشته باشد آن اخلاق دچار مشكل‌ها و تزلزل‌هاي متعددي خواهد شد. دکتر حجت‌الاسلام سيد مصطفي محقق داماد، عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي، در پانزدهمين همايش بزرگداشت حكيم صدرالمتأهلين شيرازي با موضوع «نظام اخلاقي قرآن از ديدگاه علامه طباطبايي» سخنراني كرد. وي در ابتداي سخنان خود به بررسي ارتباط دين و اخلاق پرداخت و گفت: گرچه اخلاق بايد از منبع بزرگ دين استفاده كند ولي بايد ميان اخلاق و دين تفاوت قائل شد. حكماي سابق جهان اسلام همچون ابن مسكويه و خواجه نصيرالدين طوسي كه در مبحث اخلاق آثار نوشتاري دارند في‌الواقع نظريات جديد و ابتكاري ارائه ندادند بلكه آثار آنها را مي‌توان شرحي بر اخلاق نيكو ماخوس ارسطو ناميد. استاد حقوق دانشگاه شهيد بهشتي با بيان اينكه اولين كسي كه نظام اخلاقي مدوني را در جهان اسلام طراحي كرد، غزالي است، ابراز داشت: به نظر مي‌رسد امام محمد غزالي نخستين متفكر جهان اسلام است كه نظام اخلاقي مبتكرانه‌اي را ارائه داده است در كتاب «احياء العلوم» غزالي مي‌توان وجه تمايزات خود را با ارسطو به وضوح مشاهده كرد اما نظام اخلاقي غزالي يك خلأ بزرگ دارد و اين خلأ بزرگ ناشي از غفلت غزالي از بزرگترين نظام اخلاقي جهان اسلام است و اين منبع اخلاقي اهل بيت است به عبارت ديگر نقش نظام اخلاقي غزالي غفلت انگاري از منبع وحياني اهل بيت است. وي در ادامه خاطرنشان كرد: اما بعد از غزالي، عبدالرزاق لاهيجي در كتاب «مهجةالبيضاء» با تاييد منظومه اخلاقي غزالي، خلأو غفلت غزالي را با استفاده از منبع اخلاقي اهل بيت عليهم السلام جبران كرد.

 

 

پيشرفت در علم در جهت نوآوري

PDF چاپ نامه الکترونیک

پيشرفت در علم در جهت نوآوري

 

استاد فيزيک دانشگاه شريف در ششمين دوره همايش فکري جوان ايراني، پرسش‌هاي امروزي بعد از مقايسه جريان‌شناسي پيشرفت علم در جهان اسلام غرب وضعيت علمي جهان اسلام در عصر حاضر و گذشته را نيز مقايسه کرد و گفت: ما در اسلام شاهد سلطه 600 ساله مسلمانان در توليد علم بوده‌ايم و اين به دليل تشويق قرآن و سنت به مطالعه طبعيت بوده و اين امر در احاديث مختلف تاکيد شده است. مثلا در حديث گفته شده علم گمشده مومن است که بايد آن را پيدا کند ولو اينکه در دست مشرکان باشد. بنابراين مسلمانان براي کسب علم به هر کجا سفر کرده‌اند از طرفي ما شاهد حاکميت روح تسامح در آن دوره بوده‌ايم. در دوره شکوفايي مسلمانان در حوزه علم تبادل افکار بين مسلمانان وجود داشته و آنها نظرات يگديگر را تحمل و نقد عالمانه کرده‌اند. در آن دوره سوال مطرح مي‌شده و سيستم باز بوده و مهمترين نکته اي که در آن دوره وجود داشته سخت‌کوشي و پرهيز از تقليد کورکورانه بوده. اما حالا اين طور نيست و ما اين سخت کوشي را در غرب مي‌بينيم اما در مسلمانان خير. از طرفي ما الان جامعيت علم اسلامي را نداريم و شاهد باريک بيني متخصصان شده‌ايم، اين معنا که اصلا به علوم ديگر اعتنا ندارند در صورتي که اين نگرش وسيع باعث تمدن اسلامي شد. وي ادامه گفت: بعداز حمله مغول، ظهور تصوف، جنگل‌هاي داخلي مسلمانان، ظهور متکلمين اشعري و... اين تمدن درخشان دچار انحطاط شد و جامعه ايران به خوابي فرو رفت که تا زمان فتحعلي شاه‌ ادامه داشت. در آن زمان بود که روس‌ها به ايران حمله کردند و ايراني‌ها متوجه شدند که سلاح ندارند و از کشورهاي ديگر و بسيار عقب هستند. بنابراين از آن زمان به بعد علم با تمام ضمائم به جهان اسلام راه پيدا کرد. در آن زمان حس‌گرايي و تجربه‌گرايي ديدگاه‌هاي مطرح بودند و عينا هم به ما منتقل شد، اما متاسفانه حالا با وجود اين که اين ديدگاه‌ها در اروپا و امريکا مورد سوال است، هنوز ما شاهديم که بر محيط علمي دانشگاه‌هاي ما چنين ديدگاهي حاکم است. وي در ادامه گفت: ما در آن زمان در عرصه علم تنها به تقليد پرداختيم و اصلاً به فکر توليد نبوديم، حتي حالا هم بيشتر مدرک‌گرا هستيم و به آمار و ارقام مربوط به تعداد مقالات و فارغ‌التحصيلان تاکيد داريم و مقوله‌اي به نام کيفيت را کاملاً از ياد برده‌ايم. اين گونه است که کشور کره که سي‌سال پيش از اين از ما عقب مانده‌تر بود، حالا پيشرفت بسيار بيشتري نسبت به ما دارد. وي وضعيت علمي امروز کشور را اين گونه تعريف کرد: در نگرشي به علم سه ديدگاه حاکم است: توجه به طبيعت به جهت لذت بردن واين که فطرت انسان به دنبال کشف جهان است، دوم اينکه ديدگاهي توصيه‌ي ما را به کسب علم براي ساختن خود انسان و جامعه انساني تشويق مي‌کند، سوم ديدگاهي است که حالا حاکم است و علاوه بر فرم طبيعتي به دنبال کسب قدرت و ثروت هم هست و اين ديدگاه الان در جهان غرب حاکميت دارد. اما الان ديدگاه علمي حاکم در کشور ما براي لذت حاصل از علم است و نه متاسفانه در جهت کسب قدرت و ثروت است. آيا واقعاً تعداد مقالات واقعاً گوياي سطح علمي کشور ما است؟ خير... آن هم مقالاتي که در مجله‌هاي درجه دو و سه چاپ مي‌شوند و در جهت توليد علم و رفع نيازهاي کشور و دنيا نيستند.  برنده جايزه علم و دين تمپلتون در ادامه گفت: ما در حال‌حاضر بايد در دو جهت گام برداريم: 1- نوآوري در علم 2- توليد علم در جهت رفع نيازهاي کشور. واقعاً کدام نظريه از کشور ما به دنيا عرضه شده که سرمشق باشد، ما تبديل به مشق‌نويس شده‌ايم و اصلاً در جهت رفع نياز نيستيم و من حاضرم ثابت کنم که فعاليت‌هاي ما عمدتاً در اين دو جهت نيست. وي راهکارهايش را اين‌گونه بيان کرد: ما بايد به نخبگان اجازه نوآوري در عرصه علم را بدهيم. در حال‌حاضر ما نخبگان را به راحتي از دست مي‌دهيم و تمام اينها به دليل عدم ايجاد جاذبه براي فعاليت اين نخبگان است، ولي رفع نيازهاي کشور، نقدپذير بودن و رعايت ادب اسلامي در نقد، توجه به کيفيت، گوش سپردن به حرف‌هاي متخصصان، توجه خود کارشناسان به مشکلات، داشتن بينش وسيع بر علم و فناوري، فعاليت بيشتر در زمينه علوم انساني و خارج شدن از اين انزوايي که الان دچار آن هستيم را از نکاتي است که بايد براي پيشرفت بيشتر به آن‌ها توجه کنيم. وي در نهايت گفت: ما نياز به يک تفکر سالم داريم و بايد تلقي درستي از جهان و وضعيت خود داشته باشيم تا بتوانيم ادعاي ساختن يک تمدن درخشان را داشته باشيم.

 


صفحه 3 از 4