مجله شماره 11

بهشت آجري

PDF چاپ نامه الکترونیک

بهشت آجري

گزارشي از وضعيت مدرسه خان شيراز

زهره همت

 

 

     اي لطافت برگزيده!

تو را به فراز و فرود معصوم خط مشرقي

تورا به نجابت نرگس

تو را به عاشقانه هاي بکر ايراني

تو را به فيروزه اي معنوي

ميهمان ميکنم

پاي بهار نارنج را به دلت باز ميکنم

گيسوي ارزو را با حوصله ميبافم

کاش روحت بلغزد

باشد که اينبار...

دلت سخت بريزد!

معماري با پيشينه?اي به درازاي تاريخ تجلي بخش بسيار مهمي از فرهنگ و انديشه و سبک معماري هر بنا همچون ادبيات ، فلسفه و....بازنمودي از تفکر حاکم بر هر دوره است. درربع اول قرن يازدهم هجري، شهر  شيراز شاهد بناي اخرين پديده معماري به سبک شيراز، يعني ششمين و اخرين سبک معماري بود.1 بناي مدرسه خان در واقع نمود تبديل انديشه به فضا و تقارن موجود در ان نشاندهنده ذهن متعادل شرقي و ايراني و دگرديسي تفکر توحيدي به شکل مکان است.هر چند اين يادگار شريف در طي زمان دستخوش وقايع ناگوار ، هجوم،  استيلاي بيگانگان ، طوفان ، زلزله ،فقر ،بيماري ، بي توجهي و.....قرار گرفت و انگونه که بايد از ان به عنوان مرکزي علمي و فرهنگي استفاده نشد و حتي براي دير زماني به اشغال نظامي در امد اما هيچگاه از اذهان فراموش نشد. ساخت اين پرديس مجسم به اين اميد انجام پذيرفت که به ملجايي براي دانش پژوهان و دانشمندان تبديل شود و مکاني براي داد و ستد دنيوي و يا دژي دفاعي در مقابل نبردهاي ناگهاني در نظر نيايد.از اينرو طراحي نو و فرازمان مدرسه به شيوه اي صورت پذيرفت که نشاندهنده سريان تشييع در تمامي ابعاد حيات اجتماعي اسلامي و گذار از دوره ماجراجويي و سلطه به دوران سکينه و ارامش فکري باشد. احداث بناي مدرسه در دوره صفويه و در زمان حکومت شاه عباس اول،به دست الله وردي خان والي شيراز صورت پذيرفت و پس از وي نيز کار او توسط فرزندش عباس قلي خان پي گرفته شد.ساخت  بناي مدرسه که از سال 1041 تا  1024 ه.ق به طول انجاميد در واقع به پيشنهاد ميرداماد فقيه و فيلسوف شهرتمند عصر جهت اختصاص به مکاني براي تدريس صدرالمتالهين که در ان برهه زماني مدتي را به دور از قيل و قال قشريون در کهک قم به تاليف کتب و تزکيه نفس مي گذرانيد صورت پذيرفت.با عملي شدن اين تصميم و مرکزيت يافتن مدرسه خان به عنوان مکاني براي تدريس کليه علوم عقلي و نقلي، در اندک زماني شهر شيراز به دارالعلم زمان تبديل شد. چنانچه از نزديک اين بناي اصيل و نجيب را بازديد کرده باشيد به سادگي در خواهيد يافت که ترکيب بندي فضا ، استفاده از رنگ ها ، نقوش ، طراحي سازه و حتي بکارگيري اعداد هندسي که همه و همه فلسفه اي شگرف را در پشت خود پنهان کرده است گوياي بي قراري و ميل همه اجزا به جاودانگي است . در بدو ورود چنين احساس مي کنيد که فضاي مدرسه شما را به ناگهان و با تفاوت تنها يک ديوار از فضاي بيروني جدا کرده و روحتان را در سراسيمگي نقش و رنگ و نگار با طراوتي روبرو مي نمايد که چون جنس وجودي ادمي اصيل و با قدمت است.شايد کمتر کسي از خوانندگان اين سطور مطلع باشند که در اين مدرسه، حجره حضرت صدر - المتالهين چون فلسفه اش گرم و استوار ،پابرجاست و طنين صداي اين اشناي ديرينه و نقش گام هاي نامرئي او بر پيکره اتاقش هنوز هويدا است.

تحت تاثير چنين فضايي است که همه کس به ارتباط مستقيم محيط اموزشي بر خلاقيت فرد تفطن يافته ،معترف ميشود. ويژگي هاي خاص معماري در اين مکان نظير نور، رنگ، ترکيب بندي فضا و همچنين دخيل کردن اموزه?هاي اصيل ديني و مذهبي در خشت خشت بنا نمودي از دغدغه هاي اصيل شرقي براي وجود منطق و استدلال حتي در پشت ناچيزترين اجزا مکاني است که اختصاص به يادگيري فلسفه دارد.گويي تلاش همه چيز بر اين است که تذکاري بر هويت ايراني و اسلامي باشد.از ديده فرود امده بر دل نشيند و تا عمق ضمير ناخوداگاه فرد براي خود جايي باز کند.اينگونه است که درخواهيد يافت گاه سنگ وشيشه وگل وچوب هم ميتوانند با ادمي ديگر گونه تا کنند و ادمي هم.روح کلي مدرسه تمناي مدامي است براي دل کندن از کثرت و اغوش واشده- اي است براي تن سپردن به وحدت.تفسير زيرکانه اي است بر امرقدسي و شاهد زنده ا ي است بر وحدت وجود!

 

طراحي مدرسه

ساختمان مدرسه فارغ از تقليد از بناهاي ديگر تنها با الگوگيري از بناي مقدس کعبه ساخته شده که نمود آن در بناي ورودي مدرسه با ابعاد ده ، دوازده و شانزده متر هويداست.  اين معيار و يا به عبارتي اندازه طلايي در جاي جاي مدرسه رعايت شده ودر نتيجه بنا را به نحوي موزون ، متناسب و خوش ترکيب جلوه گر مي سازد.زير بناي مدرسه 7686 متر مربع و مساحت بنا 5003 مترمربع است. صحن 51 متر مربع طول و 45  متر عرض دارد.گرداگردحياط پيشتر صد حجره وجود داشته که اکنون از اين تعداد هفتاد حجره باقي است. حجره- هاي طبقه بالا به طلاب متاهل و حجره هاي طبقه پايين به طلاب مجرد اختصاص داشته اند.در گذشته مدرسه از يک صحن مشجر مرکزي در داخل و چهار باغ يا فضاي سبز برخوردار بود و حجره ها از دو جانب بيرون و درون به شيوه چشم نوازي بر اين منظره مشرف مي شد.در حال حاضر حوضي هشت گوشه در مرکز حياط وجود دارد و بلنداي درختان نارنج و نخل موجود در چهار باغچه صحن ،گوياي روزگار بلند سپري شده بر مدرسه است.

 

نماي ورودي بيروني

سر در بسيار بلند و عريض مدرسه با نسبتي نزديک به مربع داراي طاقنمايي واقع در ورودي درگاه است که خردي درگاه را در برابرعظمت سردر با کرشمه- اي دلنشين جذاب کرده است.اين نماي ورودي که در سمت غربي امارت واقع گرديده در نهايت ظرافت و زيبايي طراحي شده به بيننده ارامشي مطبوع مي دهد و او را به کمرکش سر در که مزين به ايات کريمه است مي کشاند.مقرنس کم نظير طاق، دقت و ارايش هندسي به وجود امده در انبوهي گل و بوته، نظم عالي طبيعت را در عين پيچيدگي نشان داده و خرد را به اسمان حقيقت ميهمان ميکند.                                

 

هشتي مدرسه    

عرقچين معرق هشتي که خود از شاهکارهاي معماري محسوب مي شود به صورتي يکپارچه و البته با چنان ظرافت منحصر به فردي طراحي و کار شده که مورد اقبال و حيرت صاحبنظران و معماران قرار گرفته است، به نحوي که در همان دوره طراحي داخلي گنبد مسجد شيخ لطف الله در اصفهان بر اساس ان صورت پذيرفت.اين ظرافت ترد واژگون که در ورودي مدرسه جلوه گري مي کند طرح صور مکاني و زماني کيهان را با ترنج فانوسي که نماد مشکات نور است در هم اميخته و بر  طنازي کاشيکاري هاي معرق نشانده است.اين نقوش بي پيشينه و بي تا حرکات خيال انگيز عالم افلاک را با شيوهاي چشم نواز به چنان تابلويي بدل کرده که چشم از مشاهده و روح از هم نوايي و دست افشاني با ان دلگير و ملول نمي شود. 

 

ايوان مدرسه

پس از عبور از دالان مدرسه که مزين به خط ثلث و کاشيکاري ابي لاجوردي است وارد صحن دلگشاي حياط مي شويم.در جانب  شرقي عمارت ايواني خودنمايي مي کند که پيشتر براي گاه شناسي مورد استفاده قرار گرفته و در سرمستي عطر بهار نارنج بارها و بارها محل درس و بحث بوده است.اين ايوان به شکل منشوري نيمه قائم بنا شده و با سه رديف  دريچه موازي از ساير قسمت هاي عمارت متمايز گرديده است.در قسمت بالايي ايوان نيمه عرقچيني که گنبد مرکزي ايوان به ان متکي است وجود دارد. کاشيکاري اجري اين قسمت در گذر زمان جلا و طراوت خود را از دست داده ولي با وجود بازسازي همچنان اصالت خود را حفظ کرده است.گويا گنبد در گذشته داراي روزنه هايي  بوده است که پس از فروريختن در اثر زلزله در بازسازي هاي بعدي منظور نشده است. سيستم تهويه گردش ملايم هوا که تازگي و مطبوعي دائم انرا به دنبال دارد از ويژگي هاي ديگر مدرسه است که در هيچ مکان ديگري مکرر نشده است.راهروهاي هر اشکوبه با سقف سراسري کمرپوش به دو طبقه جدا ازهم تقسيم شده تا هم سقف کمرپوش در برابر زلزله مقاوم شود و هم از طريق دريچه هايي که به هر حجره راه دارد کار تهويه هوا به راحتي انجام پذيرد.

 

مناره ها و کاشيکاري

تا عصر زنديه در جانب غربي مدرسه دو مناره با کاشيکاريهايي متفاوت از کاشيکاري هاي صفوي وجود داشته که گفته مي شود بعدها به خاطر تسلط بر ارگ کريمخاني و در روايتي ديگر به دليل بازنمود گرايشهاي شيعي تخريب شده اند.اين دو مناره داراي پله هاي مارپيچي بوده که يکي براي صعود و ديگري براي نزول در نظر گرفته شده بودند.استفاده از عناصري نظير گنبد و مناره در شباهت يافتن هرچه بيشتر اين محيط اموزشي به اماکن مقدسه اي همچون مسجد افزوده است و معنويت مستتر در فضاي عبادي را با تقدس فضاي اموزشي گره زده و ياد اور مي شود. تناسب هندسي و عددي مدرسه سنت شاعرانگي بنا با تدبير نمادين تمامي عناصر به اوج خود مي رسد. تناسب هندسي به کار رفته در مدرسه که ترکيبي از اندازه طلايي ، اعداد مقدس و جابري است القا کننده احساس نظم در عين وحدت بوده و همچنين بر تقدس بنا نيز مي افزايد.در بناي ورودي سر در مدرسه و بدون احتساب دهليزها اعداد ده ، دوازده و شانزده متر رعايت شده که اين اندازه ها با ابعاد کعبه برابري مي کند.تعداد پنجره ها نيز  نود و دو  پنجره است که با نام مبارک حضرت پيامبر(ص) همخواني دارد. همچنين از مجموع حجره- ها ، ايوان ها ، راهرو ها ، پلکان ها و مناره ها عدد نود و دو به شکل مکرر قابل احتساب است.با جمع تعداد غرفه ها ، مدر س ها ، ايوان ها ، راهرو ها و پلکان ها به عدد صد و ده مي رسيم که البته جلوه اي از مقام ولايت و  رمزي از نام امير المومنين علي (ع) است.مدرس صدرا با برخورداري از دو ارسي هفت در، تذکاري بر پيوند عاشقانه شيعيان با مقام چهارده معصوم است.به همين ترتيب هفتاد و دو غرفه ، دوازده راهرو ، پنج مدرس ، چهار ايوان و يک مسجد مدرسه هر کدام به نحوي بر ارزش هاي مکتب تشييع مهر ارادت مي کوبند.

وضعيت کنوني بناي مدرسه خان

دردناک ترين خبر  در پايان اين نوشتار کم توجهي مسئولين به اين خيال لطيف است.هر چند انتظار نمي- رود که هيچ بنايي پس از گذشت ساليان دراز اسيبي نخورده باشد اما  بي شک به تدبير همت انهاست که مي توان از تخريب بيشتر اين ارمغان عزيز جلوگيري کرد.ناگفته نماند که به تازگي سازمان هاي ذي ربط در شهر شيراز بودجه اي را براي بازسازي بنا در نظر گرفته اند، اما اگر ساختمان مدرسه را به تازگي بازديد کرده باشيد  البته ،دلنگران مکفي بودن بودجه خواهيد شد.بي گمان طپشي عاشقانه لازم است که نه از سر وظيفه بلکه به رسم دهندگي و عشق ورزي اين بناي خسته و ملول را دوباره احيا کند،دل شکستگي هايش را ترميم کرده ، بر اندوه  فرتوتش دست نوازش بکشد. چه ،انچه که اين بهشت متجسد را متمايز از هر بناي ديگري مي کند اجر و خاک و سنگ به کار رفته در ان نيست... عشقي است  که  در تار و پود  ان خرج شده و مهرباني است که اين شعر دلتنگ را هنوز سر پا نکه داشته است...!

در پايان از زحمات سرکار خانم شکوفه شهابي  و جناب اقاي امير لطيفي که تجارب خودشان را در زمينه معماري در اختيار من گذاشتند تشکر مي کنم.

 

پي نوشتها:

1. مکتبي که به نام مکتب شيراز معروف است در ابتدا با ايجاد رصد خانه مراغه به تدبير خواجه نصير طوسي در اذربايجان شکل گرفت و به نام خاستگاه ان ((شيوه اذري)) خوانده شد.با شروع حکومت تيمور و پايتختي سمرقند و حضور فضلايي همچون قوام الدين شيرازي ، زين العابدين شيرازي و غياث الدين شيرازي،مکتب شيراز اغاز شد که به واسطه ابتکارات جديد در خلق اثار گستره وسيعي از ايران را فرا گرفت و تاثيري شگرف در معماري ادوار بعد گذاشت.

 

 

افق فرهنگ

PDF چاپ نامه الکترونیک

افق فرهنگ

گزارش سمينارها

 

 

   همايش در فلسفة اخلاق

مسائل مربوط به فلسفه اخلاق، اخلاق عمومي و قواعد اخلاقي در چند دهة اخير بيش از پيش مورد توجه متفكران و مجامع دانشگاهي قرار گرفته است. برخلاف متافيزيك و فلسفه به معني اخص، كه به تحليل زبان و منطق تقليل يافته و يا در محافل تئولوژيك، درآميخته با كلام مورد توجه قرار مي‌گيرد، فلسفة اخلاق از زواياي مختلف و متفاوتي مورد تحليل و ارزيابي است.

دانشكدة فلسفة دانشگاه آكسفورد در ژانويه و فوريه سال جاري (2011 ميلادي) سلسله سخنراني‌هايي را در موضوعات مرتبط با فلسفة اخلاق برگزار مي‌كند. مهم‌ترين خطابه‌ها در اين زمينه، اينهاست:

6 ژانويه: كي‌اران سيتا از دانشگاه پيتسبورگ در موضوع اخلاق و قانون

13 ژانويه: دكتر پاملاهيروني از دانشگاه UCLA     و در روز 17 ژانويه: دكتر سيمون ريپون از آكسفورد دربارة فلسفة انتزاعي سخن مي‌گويد.

20 ژانويه: خوزه رونت از دانشگاه مونت‌ريال و در روز 24 ژانويه لوك راسل از دانشگاه سيدني دربارة مسأله شر و افراط‌گرايي سخنراني مي‌كند.

7 فوريه: دكتر مايكل اسميت از دانشگاه پرينستون، در موضوع ناتوراليسم يا طبيعت‌گرايي، مطلق‌انديشي و نسبيت‌گرايي

14 فوريه: پروفسور گراهام اودلي از كلرادو، سخنراني خود را با موضوع دربارة تمايلات به مثابة داده‌هاي ارزشي انجام مي‌دهد.

و سرانجام در روز 21 فوريه: دكتر وين سامنر از دانشگاه تورنتو، و دكتر تام پينك از دانشگاه Kcl     در موضوع آزادي، انتخاب و اقتدار سمينار خواهد داشت.

همايش فلسفة عربي

تمايل غريبي در كشورهاي عربي وجود دارد كه فلسفه اسلامي را عربي بنامند. در واقع، يك موضوع فراگير را به يك موضوع منطقه‌اي و محدود بدل كنند. در حالي كه تمدن اسلامي شامل صدها قوميت و زبان است و زبان‌هاي پارسي و تركي و حتي اردو نقش زيادي در آفرينش‌هاي آن داشته‌اند، تكيه‌اي بر روي عربيت معارف صورت مي‌گيرد. البته نمي‌توان انكار كرد كه اغلب آثار مهم در فلسفة اسلامي، به زبان عربي نوشته شده و البته اغلب بزرگان فلسفه اسلامي نيز ايراني بوده‌اند و ايران مهد و مأمن و پرورش دهندة ايده‌ها و آثار فلسفي، طي بيش از يك هزار سال، در حوزه‌هاي مختلف فكري محسوب مي‌شده است.

سمينار فلسفه عرب كه از اواخر دسامبر 2010 تا نيمة ژانويه 2011 در دانشگاه KCL     يا كينگز كالج لندن، در انگلستان ادامه داشت، عمدتاً متمركز بود بر فلسفه از دوران الكندي در قرن نهم ميلادي تا ابن‌رشد در قرن دوازدهم ميلادي، كه البته مي‌توان و مي‌بايد اين دوره را عصر كلاسيك فلسفة عرب! (اسلامي) ناميد، ولي محدود به اين دوران نمانده و برخي بحث‌ها و سخنراني‌ها هم مربوط به دوران پس از ابن‌رشد است. هدف سمينار، ايجاد ارتباط و بستن پلي است بر روي انديشه‌هاي پساارسطويي و فلسفة قرون وسطايي.

موضوعات اصلي و عمده‌اي كه در اين سمينار مفصل مورد توجه قرار گرفته، اينهاست. فلسفة ذهن (تئوري روح و عقل)، رابطة بين فلسفه و دين، رويكرد فلاسفة مسلمان نسبت به فلاسفه و دانشمندان يوناني (علي‌الخصوص نسبت به ارسطو و آثارش)، مسأله صفات الهي، چشم‌انداز علت و معلول (اصل عليت و سرشت خداوند به مثابة علت اولي يا علت‌العلل، مسأله ارادة آزاد، مباحثي پيرامون تاريخ فلسفة اسلامي، اخذ و اقتباس فلسفة يوناني توسط فلسفة اسلامي، ترجمه‌هاي عربي الكندي از آثار يوناني، روانشناسي نزد كندي، متافيزيك فارابي، انديشه سياسي فارابي، متافيزيك ابن‌سينا، روان‌شناسي ابن‌سينا، منطق و اپيستمولوژي ابن‌سينا، نوافلاطوني‌گري يا گرايشات نوافلاطوني در ميان متفكران اسماعيلي و...

در فاصلة برگزاري سخنراني‌هاي اصلي در اين همايش، جلسات كتابخواني و نقد و بررسي كتاب هم برگزار شد. از جمله، دربارة دو كتاب معروف تاريخ فلسفه اسلامي، يعني تاريخ فلسفه اسلامي نوشته ماجد فخري و تاريخ فلسفه اسلامي ويراسته اليورليمن و سيدحسين نصر، جلسات بحث و گفت‌وگو در ضمن خوانش بعضي بخش‌ها برگزار شد. از ديگر جلسه‌هاي مشابه، مي‌توان به اينها اشاره كرد كه برخي دربارة كتاب‌ها و برخي در موضوعات مهم و كليدي مربوط به تاريخ فلسفه اسلامي بوده است: دربارة نهضت ترجمه در زمان خلفاي عباسي در قرون هشتم و نهم و بيت‌الحكمه و دارالترجمه سخن گفته شد و در ضمن آن راجع به فرهنگ اسلامي ـ عربي و پيوند آن با تفكر و انديشه يوناني بحث و گفت‌وگو صورت گرفت. كتاب معروف ديميتري گوتاس در همين موضوع مورد خوانش و نقد قرار داده شد. راجع به روايت‌هاي عربي از آثار نوافلاطوني بحث و جدل‌هايي صورت گرفت و همچنين دربارة آثاري كه اشتباهاً به ارسطو نسبت داده شد. در موضوع خدا به عنوان مطلق وجود و واجب‌الوجود در كتب فلسفه اسلامي، در موضوع دانش انساني و اولوهيت، دربارة سلسلة علت و   معلول‌ها كه خداوند سرمنشا آن محسوب مي‌شود، در پيرامون عقل، دربارة آثار فارابي و انديشة سياسي فارابي، چه در نوشته‌هاي خود او نظير آراء اهل مدينة فاضله و چه در آثاري نظير ترورث سخن گفته شده و اصل آثار هم مورد خوانش دسته جمعي قرار گرفته است. موضوع ديگر، تمايزات معروف ابن‌سينا موسوم به وجود و ماهيت است و نقش اين تمايز در برهان مهم ابن‌سينا براي اثبات خدا. و نيز مسأله انسان معلق يا انسان پرنده كه در علم‌النفس از ديدگاه ابن‌سينا، يك موضوع بسيار اساسي و مهم است و به تازگي تفسيرها و توضيحات زيادي بر آن نوشته شده است. نهايتاً اينكه در بخش مطالعات اسماعيلي هم، مجموعه‌اي از آثار فلسفي و كلامي مورد بررسي قرار گرفته و برخي از آثار مهم معاصران از دكتر نصر تا امين رضوي براي نقد و بررسي در محافل دانشجويي و جلسه‌هاي مختلف اين سمينار در نظر گرفته شده است.

 

سمينار محيط‌زيست

امروزه شايد هيچ موضوعي به اهميت محيط‌زيست و تخريب‌هاي عظيمي كه بر آن وارد آمده در صدر مسائل و معضلات جهان نباشد. فلسفه و دين و علوم تجريدي هم نمي‌توانند نسبت به آن بي‌تفاوت باشند. چرا چنين فاجعة عظيمي رخ داد و چه كساني يا چه نوع نگرش‌ها و تفكراتي بدان دامن زده است؟ اينها سؤالات مهمي است اما مسأله مهم‌تر اين است كه ما با اين واقعيت روبروييم و به ناچار مي‌بايد راه‌حل‌هاي عملي و جدي براي نجات از اين تلخ‌ترين مصيبت بشري بيابيم.

اخيراً مركز سناتور جرج ميشل براي پژوهش‌هاي زيست‌محيطي در دانشگاه مين maine    ، همايش بسيار جالب و مهمي را با شركت بزرگترين كوشندگان، متفكران و پژوهشگران در مسائل زيست‌محيطي تدارك ديده كه در ژانويه و فوريه سال جاري برگزار شده و چند روز قبل خاتمه يافته است. مهم‌ترين سخنرانان و سخنراني‌هاي اين سمينار به اين قرار است:

روز 13 ژانويه، دكتر لويد ايرلاند از دانشگاه ييل دربارة سياست‌هاي جهاني آب و هوا و در روز 14 ژانويه، همين سخنران دربارة جنگل و چشم‌اندازهاي فراموش شده خطابه‌هايي ايراد كرده است.

14 ژانويه، دكتر ويليام ليوينگستون از دانشگاه مين سخنراني خود را ارائه كرد و عنوان آن چنين بود: تغيير آب و هوا و تغيير جنگل‌ها: بررسي بيست سال پاكتراشي و نابودي جنگل‌ها. 21 ژانويه، دكتر دان فلويد از دانشگاه نيوبرونسويك در موضوع آينده مديريت جنگل و دكتر ميشائيل دي از دانشگاه مين دربارة محدوده‌هاي افزايش يابنده در استراتژي‌هاي زندگي سخنراني كردند.

28 ژانويه، آنتوني دو آملتو از دانشگاه مينه‌سوتا با موضوع مديريت درياچه‌ها و دكتر مك هانتر از دانشگاه مين با عنوان: نقطه‌نظر و ديدگاه‌هاي بيولوژيست محافظه‌كار در واكنش به تغييرات ‌آب و هوايي، خطابه‌هايي ايراد كردند.

4 فوريه، دكتر كريس سادر از دانشگاه مين، سخنراني بسيار جالب و پرنكته‌اي با اين عنوان تأمل‌انگيز ايراد كرد: چه چيز طبيعي است؟ (يا طبيعي چيست؟): درباره جهان چشم‌اندازهاي هنري ـ افق‌هاي زيبايي در طبيعت.

در همين روز دكتر آندره آليوخين نيز از دانشگاه مين دربارة تغييرات جهاني در مقياس محلي سخنراني كرد.

سخنرانان روز 11 فوريه، روژه ويليامز استاد دانشگاه دولتي اوهايو و دكتر جاسمين ساروس از مؤسسه تغييرات آب و هوايي در دانشگاه مين بودند كه به ترتيب در موضوعات زير سخن گفتند: آيندة مديريت جنگل در آمريكاي جنوبي، و از دست رفتن كامل برخي از صخره‌ها در ده سال آينده: پيامدها و فرصت‌ها. روز ديگر اين سمينار، 18 فوريه بود كه پروفسور ديويد يوتيه استاد دانشگاه لاوال درباره جنگل‌هاي كانادا سخنراني كرد و پس از وي دكتر فرانك دروموند، يك سخنراني حساس و پرمسئله ايراد كرد با عنوان: گياه، حيوان و پويايي مالي در چشم‌اندازهاي ارگانيك: پيوندهاي اقتصادي با بيولوژي و مسائل زيستي.

واپسين خطابة اين سمينار در روز 21 فوريه توسط دكتر پيتر دوينكر از دانشگاه دالهويس ايراد شد كه وي پس از سفري طولاني و تحقيقاتي بسيار در سرزمين اسكوتيا، درباره حفاظت از جنگل‌هاي نووااسكوتيا و آسيب‌هايي كه بدان وارد شده يا در معرض آن است سخن گفت.

اين مجموعه سخنراني‌ها، با استقبال زياد دانشجوياني از رشته‌هاي مختلف ـ اعم از علوم انساني يا تجربي و حتي افرادي خارج از دانشگاه‌ها ـ روبه‌رو شده و نشانگر اهميت روزافزون مسائل زيست‌محيطي و نگراني‌هاي فزايندة تخريب طبيعي توسط انسان است. از سال گذشته تا امسال، سونامي‌هاي كوچك را جهان از سر گذرانده، بخشي از اروپا، نيمي از پاكستان، دوسوم بنگلادش، و بخش عظيمي از استراليا زير سيل رفته است. سرماي شديد و بارش برف‌هاي غيرطبيعي و غافلگيركننده در يك سو و آتش‌سوزي جنگل‌ها و مزارع و خشكسالي در سوي ديگر جهان، موازنة طبيعت را دستخوش دشواري‌هاي بسياري كرده است. دانشگاه مين يكي از  جدي‌ترين و مهم‌ترين مراكز مطالعات زيست‌محيطي است كه به‌طور منظم و در رشته‌هاي متعدد دربارة امهات مسائل طبيعي، رشته‌هاي دانشگاهي دارد و شاگردان فراواني تربيت مي‌كند. لازم است دانشگاه‌هاي ما نيز براي كنترل شرايط بومي، هرچه سريعتر به اين كار پرداخته و در همه دانشگاه‌هاي مهم و مادر در ايران مي‌بايد رشته محيط زيست، اعم از مديريت كويرها، درياچه‌ها، جنگل‌ها، كوهستان‌ها، درياها، سواحل، دشت و بيشه‌ها و... تأسيس و تدوين شود.

سمينار يك روزه مدي‌تيشن

مركز بودايي تبت در روز 27 فوريه 2011، سمينار يك روزه،  اما بسيار جذابي در موضوع مدي‌تيشن و مراقبه برگزار كرد. در توضيحات جزوه‌اي كه مركز بودايي تبت منتشر كرده، چنين نوشته است: «هدف از مدي‌تيشن، تنها آرام كردن ذهن نيست. در طي فرايند مدي‌تيشن، شخص سعي مي‌كند ذهن خود را از حالتي به حالتي ديگر درآورد يا از جايي به جاي ديگر منتقل نمايد. مدي‌تيشن در جهان مدرن و دنياي صنعتي اهميت بيشتري يافته، زيرا فرايند از خود برون شدگي يا به اصطلاح ازخودبيگانگي (اليناسيون) بسيار گسترش يافته و اشكال پيچيده‌اي به خود گرفته است. حال مي‌بايد انسان به خود بازگردد و مدي‌تيشن نه يك روش تكميلي، بلكه يك روش درماني و اساسي براي درك عميق نفس و تجربه‌هاي تحول دروني است.»

در اين سمينار، تكنيك‌هاي مختلف مدي‌تيشن معرفي شده است. از جمله تكنيك‌هاي معروف غلبه بر استرس و ناخرسندي، بهبود روابط با ديگران، ارتقاي كيفيت زندگي، آرام كردن ذهن و جسم، ازجمله مسائل مهمي است كه در اين همايش يك روزه مورد بحث و توجه قرار مي‌گيرد. همچنين مسئله توازن ميان جسم و ذهن و عواطف و روح، و تكنيك سكوت و احترام به خود و تأثير سلامت و تعادل جسمي و مادي بر روان انسان. يك مسئله ديگر، آموزش يك تكنيك جالب براي يك مراقبة روزمره كه هر روز مي‌توان آن را انجام داد و اين يكي از روش‌هاي مورد توجه در سراسر جهان است كه اساس آن بر تنفس صحيح و برخي ورزش‌هاي كششي مبتني بر توازن و نظم جسمي و روحي و بازيابي قواي انساني است. بالاخره اينكه بحث‌هايي هم درباره مقابله با استرس‌ها و مسائل دنياي جديد، پايان‌بخش اين سمينار بوده است.

 

انديشه و زبان

PDF چاپ نامه الکترونیک

انديشه و زبان

  

   نشست نقد و بررسي جلد اول ترجمه" فرهنگنامه تاريخي مفاهيم فلسفه" با عنوان" فلسفه هنر" با حضور دکتر غلامرضا اعواني، دکتر ميرشمس‌الدين اديب سلطاني، دکتر پرويز ضياء شهابي و دکتر محمدرضا بهشتي در مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران برگزار شد. در ابتداي اين نشست دکتر غلامرضا اعواني چاپ اين کتاب را دستاوردي در فرهنگنامه‌نويسي و کمکي در مطالعات فلسفي خواند و گفت: "فرهنگنامه تاريخي مفاهيم فلسفه" را شايد بتوان مفصل‌ترين فرهنگنامه در تاريخ فلسفه برشمرد. رئيس مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران افزود: اين فرهنگنامه از سال 1971 تا 2004 با همکاري بيش 1500 نفر در مدت 35 سال درباره بيش از 3700 واژه کليدي در فلسفه نوشته شد که مؤسس اين فرهنگنامه فيلسوف برجسته يوآخيم ريتر بود که بعد از فوت او، گارلفريد گروندر و گتفريد گابريل نوشتن آن را بر عهده گرفتند. وي تأکيد کرد: به طور کلي فرهنگنامه‌نويسي در زبان آلماني بيش از زبانهاي ديگر رواج داشته است البته در فرانسه نيز بهترين فرهنگي که نوشته شده براي لالاند است که چندين بار تجديد چاپ شده است. دکتر اعواني بر اهميت واژه‌نامه نويسي فلسفه تأکيد کرد و افزود: در طول تاريخ واژه‌ها و مفاهيم فلسفي دستخوش تغييرات زيادي شده است.براي همين تا کنون دايرة المعارف بسيار مختلفي بر اساس ديدگاههاي خاصي نوشته شده است؛ اما اين فرهنگنامه مورد نظر نه تنها از جهت کلامي بلکه از ديدگاه مفهومي نيز واژه‌ها را بررسي کرده است. در ادامه دکتر ميرشمس الدين اديب سلطاني در سخناني با تشکر از برگزاري اين نشست بر اين مسئله تأکيد کرد که مطلقاً در نقد کتاب تجربه ندارد و اين اولين جلسه‌اي است که به صورت فعال در نقد کتاب شرکت کرده است. وي تصريح کرد: ترجمه و چاپ بخشهايي از درايه هاي" فرهنگنامه تاريخي مفاهيم فلسفه" در زمينه فلسفه زيبايي و هنر يک رخداد فرخنده فرهنگي است که در روند دقيق تر ساختن و ژرفابخشيدن به پويشهاي فلسفي در ايران زمين در سالهاي آينده ياري خواهد رساند. اين مترجم و پژوهشگر برجسته تأکيد کرد: بر کاربران است که در روند پژوهشها هم از اين اثر بهره گيرند و هم نگره‌هاي خود را درباره نارسايي‌هاي احتمالي با ويراستاران در ميان گذارند تا در چابهاي آينده، اين اثر باز هم دقيق ترو سودمندتر شود و اميد است که ديگر درايه‌هاي(مدخل) اين اثر سترگ اندک اندک و با شتابي بخردانه به دست پژوهشگران فارسي‌زبان برسد. در ادامه دکتر اديب سلطاني به تشريح واژه "زيبايي" و"امر زيبا" و مشتقات آن از لحاظ دستوري و مفهومي در زبان يوناني، انگليسي، فرانسه و آلماني پرداخت و با بيان مصاديقي بر پيوند عميق زبان و انديشه تأکيد کرد. دکتر پرويز ضياء شهابي نيز در ادامه اين نشست با اشاره به بحث "زيبا" در کلام و انديشه افلاطون، ترجمه اين عبارت از افلاطون را به زبانهاي ديگر بسيار دشوار خواند و گفت: اگر عبارت افلاطوني درست ترجمه نشود تغييري در معنا ايجاد مي‌شود و استاد اديب سلطاني نيز به‌درستي اشاره کردند که ترجمه واژه "زيبا"به زبان آلماني نسبت به ديگر زبانهاي اروپايي بسيار آسان‌تر است. اين مترجم و پژوهشگر، "تاريخي بودن" را يکي ديگر از ويژگي‌هاي اين فرهنگنامه خواند و افزود: معناي واژه‌ها و اصطلاحات رايج در فلسفه در تمام قرون و يا حتي گاه در آثار مختلف يک فيلسوف دستخوش تحول شده و درک درست آثار فلاسفه بسته به دانستن معناي لفظ و اصطلاح در آن متن است که توجه بسيار مي‌طلبد. وي به طور نمونه، ترجمه نادرست واژه "پولتيا" و "رئاليتت" را موجب عدم درک درست از مفاهيم خواند و گفت: لفظ "پولتيا" که اسم کتاب افلاطون است در فارسي به جمهور، جمهوري و جمهوريت ترجمه شده که البته به گواهي همين کتاب"فرهنگنامه تاريخي مفاهيم فلسفه" اين واژه از روي الفاظ انگليسي، آلماني و فرانسوي به "جمهور" در فارسي ترجمه شده است در حاليکه آب افلاطون اصلاً با جمهوري به يک جو نمي رود و ترجمه"پولتيا" افلاطون به "جمهوري" باعث سوء تفاهم مي‌شود. دکتر ضياء شهابي در پايان اظهار اميدواري کرد که روزي تمام 12 جلد کتاب"فرهنگنامه تاريخي مفاهيم فلسفه" ترجمه شود. در پايان اين نشست دکتر محمدرضا بهشتي به‌عنوان يکي از سر ويراستاران "فرهنگنامه تاريخي مفاهيم فلسفه"، ضمن پاسخ به برخي نقدهاي جزئي مورد اشاره در اين جلسه، بر تلاش سه ساله گروه مترجمان و پژوهشگران اين فرهنگنامه فلسفي با همکاري مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران تأکيد کرد. وي ترجمه "فرهنگنامه تاريخي مفاهيم فلسفه" را کاري بسيار طاقت فرسا و طولاني خواند و گفت: انتشار اين فرهنگنامه بيشتر گزيده‌اي از مداخل بر حسب نيازهاي آموزشي بود. جلد اول در زيباشناسي و فلسفه هنر منتشر شده است، و جلد دوم براي ويرايش نهايي آماده شده که در مورد خدا و مفاهيم پيرامون آن است، و جلد سوم که حجيم‌تر است گزيده‌اي از فلسفه اخلاق است.

 

ابن‌سينا و جهان هاي ممکن

PDF چاپ نامه الکترونیک

ابن‌سينا و جهان هاي ممکن

 

    در ادامه مجموعه نشستهاي گروه مطالعات علم مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران، نشست "ابن‌سينا و جهانهاي ممکن"‌ با سخنراني دکتر ضياء موحد، عضو هيئت علمي مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران در محل اين مؤسسه برگزار شد. موحد با اشاره به اينکه برخي اعتقاد دارند سابقه بحث از جهانهاي ممکن به لايب‌نيتس بازمي‌گردد، گفت: اين در حالي است که غزالي بطور رسمي از جهانهاي ممکن با عنوان جائزات سخن گفته است. بنابراين مسئله جهانهاي ممکن موضوعي است که در تاريخ فلسفه ما نيز مورد بحث قرار گرفته و اينکه گفته مي‌شود بحث از جهانهاي ممکن نزد مسلمانان وجود نداشته، شايد به اين معنا باشد که به شکل امروز طرح نشده است. عضو هيئت علمي مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران در ادامه از سه تعبير متفاوت و رايج در بحث از جهانهاي ممکن سخن گفت و افزود: نخستين تعبير، زباني است به اين معنا که هر جهان ممکن، در واقع مجموعه جملاتي است که در آن جهان صادق هستند و آن جهان را مي‌سازند. وي افزود: تعبير دوم، متافيزيکي است به اين معنا که به واقع جهانهاي ممکن وجود دارند. در اين نگاه گفته مي‌شود در کنار جهان موجود، جهانهايي هستند که به همين ميزان واقعي هستند. تعبير سوم اما کمي متعادلتر از دو رويکرد ديگر است و بر اين نکته تأکيد دارد که ما مي‌توانيم جهانهاي ممکن را تصور کنيم . بعنوان مثال در اين تعبير مي‌توان جهاني را تصور کرد که در آن آدمها تغيير نکرده‌اند و فردوسي در آن وجود دارد اما شاهنامه هم در آن سروده نشده است. هر چند برخي در بحث از جهانهاي ممکن چيزهايي را تصور مي‌کنند که به نظر بسيار نامعقول هستند. مؤلف کتاب "درآمدي به منطق جديد" تصريح کرد: مي‌توان تصاوير ملموستري از جهانهاي ممکن ارائه داد و بعنوان مثال از جهانهاي ممکني سخن گفت که همه چيزهايي که در جهان واقعي و موجود وجود دارند، در آن جهانهاي ممکن نيز وجود داشته باشند يا مي‌توان جهان ممکني را در نظر گرفت که چيزهايي که در جهان واقعي وجود دارند در آنها نباشند يا بالعکس، همچنين مي‌توان فرض کرد برخي از اين جهانهاي ممکن به يکديگر دسترسي داشته باشند.

 

ماده در فلسفه و فيزيک

PDF چاپ نامه الکترونیک

ماده در فلسفه و فيزيک

  

   نشست علمي "ماده در فلسفه و فيزيک" به همت مجمع عالي حکمت اسلامي برگزار شد. در اين نشست  آيت الله فياضي  و دکتر مهدي گلشني به ايراد ديدگاه هاي خود پرداختند. در اين نشست آيت الله فياضي به تشريح تاريخچه و انگاره هاي موجود درباره ماده در فلسفه، به ويژه فلسفه اسلامي، پرداخت و گفت: «همواره يکي از مسائل اساسي در فلسفه، بحث در مورد تغير و تبدل بوده است؛ به اين معنا که ما انسان ها، همواره با تغير و تبدل، مواجه هستيم؛ و اما اين که اين تبدلات را چگونه تفسير کنيم، مسأله اي است که درباره آن، سخن ها گفته شده و تا کنون نظريه هاي گوناگوني، ارائه گرديده است. ريشه تمام آنچه تا کنون درباره ماده و اجسام، هم در فلسفه و هم در فيزيک طرح گرديده، در همين نکته، نهفته است.»

وي افزود: «وقتي از فلاسفه، سخن مي گوييم، مراد ما تمام فلاسفه، به شمول طبيعيدان ها، هستند؛ چون که در قديم، فلسفه شامل علم طبيعي هم مي شد. به همين خاطر، پرسش اصلي هم نزد فلاسفه و هم نزد طبيعيدان ها اين بوده است که عناصر اوليه اجسام و به عبارتي، مادة المواد اجسام چيست؟ در پاسخ به اين پرسش، ارسطو مي گفت: "اجسام داراي کثرات است و عقل به ما مي گويد که اين کثرات، در يک چيز، يعني جسميت، با هم مشترکند. اما علي رغم اين اشتراک، تفاوت هايي با هم دارند." حال اين سؤال مطرح مي شود که اين کثرات و اشتراک اجسام، چگونه قابل توجيه هستند؟»

استاد فلسفه حوزه علميه قم در پاسخ به اين پرسش گفت: «يکي از نظريه ها، اين بوده است که اصلاً در عالم خارج، تبدل و تغييري وجود ندارد؛ آنچه ما به عنوان تغيير در اشيا و اجسام مي بينيم، در واقع، زوال و حدوث است که فلاسفه از آن، به عنوان "تجدد امثال" ياد مي کردند. به عنوان مثال، وقتي تخم مرغ به مرغ تبديل مي شود، در نگاه ابتدايي، تغيير و تبديل به وجود مي آيد؛ ولي در نگاه علمي و حقيقي، يک موجود نابود مي شود و موجود ديگري، به وجود مي آيد. به عبارت ديگر، در اين جا به دليل سريع بودن اين نابود شدن يک موجود و ايجاد شدن موجود ديگر، خطاي باصره صورت مي گيرد و چشم ما نمي تواند اين فنا و هستي را ببيند.»

در ادامه نشست، سخنران ديگر جلسه، آقاي دکتر مهدي گلشني، به ايراد سخن پرداخت و گفت: «يکي از خسارت هايي که در جهان اسلام پديد آمد، اين بود که بعد از خواجه نصيرالدين طوسي، فلسفه اسلامي و دانش هاي اسلامي، به کلي مسير خود را از طبيعيات، جدا کرد و هيچگاه جايي براي آن، قائل نشد. در حالي که در فلسفه کلاسيک و سنتي، طبيعيات جزئي از فلسفه بود. اين مسأله هم به ضرر طبيعيات بود و هم به ضرر فلسفه. به همين خاطر، مرحوم علامه طباطبايي، تأکيد مي کرد که بايد به طبيعيات جديد، مراجعه کنيم و مباحث فلسفي خويش را بر طبيعيات جديد، مبتني کنيم.»

وي ادامه داد: «در فيزيک جديد، در بحث مورد نظر، با مفاهيمي همچون ماده، جرم، انرژي، ذره، موج، نيرو، ميدان و ... مواجه هستيم که هر کدام بر اساس نظريه اي، ابراز گرديده است. از جمله نظريه هايي که در طول تاريخ مطرح شده است، نظريه افلاطون بود. افلاطون، بن مايه جهان را غير مادي و عالم مثل، تلقي مي کرد.»

دکتر گلشني گفت: «نظرات افلاطون از اين جهت قابل توجه هستند که برخي در فيزيک جديد، حل شده و پذيرفته شده، مي نمايند؛ در حالي که برخي ديگر، همچنان در کانون بحث هاي علمي و فلسفي قرار دارند. اين روند ادامه در دنياي جديد در قامت نظام نيوتني، که همه چيز را جرم و جسم مي داند تا انديشه هاي دکارت، که بقاي ماده را مطرح مي کند، ادامه مي يابد. در سال 1810، دالتون، قدم اساسي را در راستاي پيشرفت فيزيک، برداشت و گفت: "هر جسمي، از عناصر متکثر تشکيل گرديده است که خود اين عناصر، از اجزاي لايتجزا تشکيل گرديده است." همين نظريه، باعث به وجود آمدن جدول مندليف مي شود. اين روند با کشف الکترون و پروتون در سال 1897، به وسيله تامسون انگليسي، کامل تر مي شود. در سال 1905، آزمايشي صورت گرفت که بر اساس آن، حرکت اشيا را به لحاظ فيزيکي، تأييد مي کرد. انيشتين نيز بر آن بود که اين مسأله، در صورتي صحت دارد که اتم ها از آب، تشکيل شده باشند.»

وي ادامه داد: «در دهه 1930 نيز نوترون، کشف شد؛ و مسأله واقعيت فيزيکي به مثابه امري خاتمه يافته تلقي گرديد. بر اساس يافته هاي جديد، اتم ها از عناصري تشکيل يافته بودند و عناصر نيز از اجزاي لايتجزاي ديگر، مرکب بودند. همين مسأله، باعث گرديد تا بعدها ضد الکترون کشف شود. بنابراين، انسان ها کشف کردند که وقتي الکترون ها با ضد الکترون ها، ترکيب شوند، نور به وجود مي آيد.»

 


صفحه 4 از 5