خطا
  • DB function failed with error number 1194
    Table 'jos_session' is marked as crashed and should be repaired SQL=SELECT guest, usertype, client_id FROM jos_session WHERE client_id = 0

مجله شماره 9

استاد همايي و غزالي نامه

PDF چاپ نامه الکترونیک

 استاد همايي و غزالي نامه

سيد مسعود رضوي

بازخواني

  فضل تقدم در توجه به غزالي را در ميان معاصران، مي‌بايد به استاد علامه محمد قزويني داد و سپس به مورخ و مصحح نامدار ـ استاد عباس اقبال آشتياني كه «مكاتيب فارسي» غزالي را به دقت تصحيح و منتشر كرد. همچنين «كيمياي سعادت»، ابتدا توسط استاد احمد آرام منتشر شد و بعداً استاد حسين خديوجم، تصحيح منقع و جالبي از آن را در دو جلد آماده كرده و به چاپ رساند. سپس ترجمه‌ي بي‌همتا و شيرين مويدالدين خوارزمي از «احياء علوم‌الدين» را به همان شيوه تصحيح و در چهار مجلد منتشر كرد. اين هر دو كتاب مفصل، بارها تجديد طبع شده و همين نكته نشانگر مقبوليت غزالي و آثارش در روزگار ماست. از آثار كوچكتر غزالي، ترجمه دو كتاب معروفش به نام‌هاي «مقاصد الفلاسفه» و «تهافت‌الفلاسفه» است كه توسط دكتر علي‌اصغر حلبي به فارسي گردانده و منتشر شده است. همچنين ترجمه «المنقذ من الضلال» و «مشكوةالانوار» توسط دكتر صادق آئينه‌وند كه دومي با افزوده‌هايي تحت عنوان «تحليلي انتقادي از رساله مشكوةالانوار» به قلم دكتر ابوالعلا عفيفي چاپ شده است. كتاب «جواهر القرآن» نيز به خامة فارسي شادروان استاد خديو جم منتشر گرديد و بر اين فهرست، آثار متعدد ديگري را نيز مي‌توان افزود. اما در عرصة غزالي پژوهي نيز سياهة دراز دامني از آثار معاصران قابل عرضه است. مهم‌ترين اثري كه اخيراً در ارتباط با غزالي پژوهي، به فارسي منتشر شده، چاپ تازه‌‌اي از كتاب «تهافت‌التهافت» اثر معروف ابوالوليد محمدبن رشد، فيلسوف معروف اندلسي است كه با افزونه‌هاي مشروح و چاپي پاكيزه از سوي انتشارات حكمت روانة بازار شده است. همين اثر قبلاً به زحمت و ترجمة دكتر علي‌اصغر حلبي از سوي نشر زوّار چاپ شده بود، اما مزاياي چاپ فتحي بيشتر و كيفيت صوري و محتوايي آن برتر است. اتفاقاً بيشتر مناقشات در مورد حجت‌الاسلام غزالي در باب همين كتاب «تهافت‌الفلاسفه» است. اثري كه قرن‌ها و بلكه حدود يك هزاره مأخذ مخالفان عقل محض و حكمت بوده و آن را دليل محكمي عليه فلسفه و فلاسفه مي‌پنداشتند. معهذا بزرگاني همچون ابن رشد و ديگران با قوّت استدلال و تنظيم احتجاجات فراوان و دقيق نشان دادند كه غزالي چندان هم در اين عرصه مؤيد نبوده و تحقيقش عميق و وثيق نيست. از معاصران، حكيم و متأله نامدار حضرت استاد جلال‌الدين آشتياني نيز در نقدي تند بر «تهافت الفلاسفه» غزالي، وي را آماج حملات خود قرار داده و از جمله در نقدي گزنده با زباني تند فرموده: «حقير نه در دوران طلبگي و نه در دوران نگارش آثار فلسفي و عرفاني، اين اثر غزالي را نديده بودم؛ ولي از اين كه خواجه و ميرداماد و ملاعبدالرزاق لاهيجي و قبل از آنها، حكما و محققان در حكمت اشراق و اتباع مشّاء، مطلقاً متعرض مطالب اين كتاب شده‌اند (و فقط صدرالمتألهين در امور عامة اسفار در يك مورد او را مورد مؤاخذه قرار داده) در شگفت بودم... بعد از مطالعة اجمالي در مطالب كتاب «تهافت» حيرت كردم و خنده‌آور آن كه ناشري كه ترجمة فارسي اين اثر منيف را معرفي كرده، نوشته است: اثر كوبندة تهافت‌الفلاسفه غزالي بر پيكر فلسفه چنان مؤثر واقع شد كه به كلي حكمت را از رواج انداخت. نگارنده بدون مراجعه به ردّ حكيم دانا، قاضي ابوالوليدابن رشد، مطالب اين كتاب را مورد دقت قرار داده و قسمتي را كه در الهيات نوشته، نقل و پيرامون تحقيقات رشيقة او بحث و اين تحفة نطنز را معرفي خواهم كرد... غزالي اين اثر را زماني نوشته است كه يك متكلم اشعري مسلك و مبتلا به تمويهات و تلبيسات ابوالحسن اشعري بوده، به اضافة اجتهادات ناشيانه و ناپختة خود وي در مباني اشاعره.»
ديگر اثر مهم در اين عرصه از خامة دانشور و مورخ و اديب معاصر مرحوم استاد زرين‌كوب نوشته شده كه تحريري بسيار زيبا و خواندني از احوال و سلوك و افكار امام غزالي است با عنوان «فرار از مدرسه». بجز آن، رسالة «جامة تهذيب برتن احياء» از دكتر عبدالكريم سروش است كه همراه با رسالة غزالي و مولوي در يكي از آثار نويسنده منتشر شد و مقارنه‌اي ميان غزالي و فيض كاشاني در آن مطرح شده است. بجز اين، مقالات در خور توجه ديگري نيز در اين عرصه منتشر شده است. بهترين مجموعه‌ها كه اختصاص به غزالي دارد، يك ويژه‌نامه «مجلة معارف» بوده است كه نشرية ديني و كلامي بسيار معتبر مركز نشر دانشگاهي است و طي بيست‌وپنج سال به همت دكتر نصرالله پورجوادي منتشر مي‌شد. پورجوادي، خود از زُبده‌ترين غزالي پژوهان عصر ماست و خصوصاً در رابطة غزالي و صوفيان مرجعيتي دارد. وي مجموعه‌اي از مقالات خود دربارة غزالي را در كتاب «دو مجدّد» منتشر ساخته است و اين كتاب يكي از بهترين منابع معاصر در اين زمينه است. كتاب ديگري كه به همت محقق جوان و دانشور، محمد كريمي زنجاني اصل، در دو مجلد منتشر شده، «درآمدي بر كشاكش غزالي و اسماعيليان» نام دارد و از صبغه‌اي تاريخي برخوردار است. اين اثر مجموعه مقالاتي است كه از نويسندگان و پژوهشگراني بسيار برجسته كه آثارشان اعتباري بي‌چون و چرا دارد و كريمي زنجاني ضمن نگارش مقاله و درآمدي مفيد، آنها را تدوين و در يك مجموعة خواندني منتشر كرده است. و سرانجام مي‌بايد به كتاب دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني كه سنجشي منطقي و معرفت‌شناسانه از افكار و آراي غزالي ارائه كرده است اشاره كنيم. ديناني استاد معاصر فلسفه است و تك‌نگاري‌هاي متعددي دربارة بزرگان فرهنگ و فلسفه نوشته است. اين اثر از كارهاي ارزشمند و پختة اوست.

جلال‌الدين همايي و «غزالي‌نامه»
«غزالي‌نامه» بي‌شك مهم‌ترين و ژرف‌ترين اثر معاصر به زبان فارسي درباره حجت‌الاسلام غزالي است. كتابي است پرمايه و واجد ارزش‌هاي تاريخي، كلامي، فلسفي و سرشار از اطلاعات درباره‌ي افراد، ملل و نحل، كتب و رسائل و موضوعات ديگر. استاد فقيد، علامه جلال‌الدين همايي، متخلص به «سنا» در روز 13 دي‌ماه 1278 در اصفهان متولد شد. او فرزند ميرزا ابوالقاسم، متخلص به «طرب» از خانواده هماي شيرازي، شاعر قرن سيزدهم هجري است. همايي، علوم مقدماتي را نزد پدر و خواندن قرآن و ادعيه‌ي مأثوره و گلستان و غزليات حافظ را نزد مادرش فرا گرفت. فنون شعري را نزد عموي خود «ميرزا محمد سُها» آموخت. سپس به مدرسه‌ي اقدسيه اصفهان رفت و تحصيلات جديد را در آن مدرسه به پايان رسانيد. همايي مدتي نسبتاً طولاني به مدرسه علميه نيماورد اصفهان رفت و علوم اسلامي را تحصيل و تدريس كرد. در سال 1300 شمسي، تدريس در مدارس جديد و دانشگاه‌ را آغاز كرد. ابتدا دروس دبيرستان را تدريس مي‌نمود. در سال 1307 به تهران آمد و در وزارت معارف استخدام و سپس به تبريز منتقل شد. در سال 1310 دوباره به تهران منتقل و در دبيرستان دارالفنون به تدريس پرداخت. استاد همايي از سال 1319، تدريس در دانشسراي عالي و دانشكده حقوق و ادبيات را برعهده گرفت. وي در دانشگاه، در دوره‌هاي ليسانس و فوق‌ليسانس و دكترا، دروسي چون صناعات ادبي و مطو‌ّل تفتازاني را تدريس مي‌كرد تا اين كه در سال 1345 از كار رسمي دانشگاهي كناره گرفت و بازنشسته شد. او در انجمن‌ها و سمينارهاي بسيار شركت و سخنراني كرد. در تدوين لغت‌نامه‌ي دهخدا مشاركت داشت و عضو فرهنگستان ايران بود. همايي شعر مي‌سرود و با موازين شعر سنتي، شاعر قابلي بود كه بيش از پانزده‌هزار بيت شعر از او به جاي مانده است. برخي آثار وي و تاريخ نخستين چاپ آن‌ها چنين است: تاريخ‌ادبيات ايران ـ 1308/ غزالي‌نامه ـ 1315/ فنون بلاغت و صناعات ادبي ـ 1318/ تصحيح مثنوي ولدنامه ـ 1315/مقدمه بر اخلاق ناصري ـ 1325/تصحيح معيارالعقول شيخ‌الرئيس ابوعلي‌سينا در فن اثقال ـ 1331/تصحيح مصباح‌الهدايه و مفتاح‌الكفايه عزالدين محمود كاشاني ـ 1330/ تصوف در اسلام ـ 1333/ مولوي‌نامه ـ 1336/ديوان سنا (مجموعه اشعار ـ؟/ و ...
استاد جلال‌الدين همايي در سال 1359 خورشيدي، جهان خاكي را ترك گفت و در تكيه‌ي لسان‌الارض اصفهان به خاك سپرده شد. اثر ارزشمند او به نام «غزالي‌نامه» تاكنون چندين بار منتشر شده و از نخستين چاپ در 1315 تا پايان عمر استاد همايي ـ ، مدام مورد حك و اصلاح و افزايش و پيرايش قرار مي‌گرفت. واپسين چاپ آن، از سوي «مؤسسه نشر هما» كه متولّي نشر آثار استاد علامه است و به همت دختر دانشمند استاد اداره مي‌شود، در سال 1387 منتشر شده و در حاشيه‌ي بسياري از صفحات آن، تصوير افست دست‌خط زيباي استاد همايي عيناً آمده كه توضيحات و اضافات و تصحيحاتي درباره‌ي مطالب داشته‌اند. اين شيوه‌ي پژوهش كه يادگاري از نسل اول و دوم محققان برجسته‌ي معاصر از قزويني به بعد است، مي‌تواند درسي فراروي محققان جوانتر باشد تا هيچگاه كار را تمام شده تلقي نكنند و هر مسئله‌ي فرهنگي و تاريخي را تا پايان عمر دنبال و تكميل نمايند. «غزالي‌نامه» بي‌اغراق يك دوره معارف كامل درباره غزالي، خاندانش، استادان، شاگردان، مدارس، كتب و معاصران وي شرحي دقيق ارائه مي‌نمايد. در هيچ يك از تحقيقات قديم و جديد چنين دقت و وسعتي از حيث منابع و موضوعات ديده نمي‌شود. حجم اطلاعاتي كه همايي به خواننده مي‌دهد، او را از اغلب منابع بي‌نياز مي‌كند. استاد همايي قبلاً كتاب «نصيحة الملوك» غزالي را تصحيح فرموده و چاپ كرده بود. قصد نگارش مقدمه‌اي جامع بر آن كتاب را داشت كه خوشبختانه با توسعه‌ي آن ديباچه، اثر يگانه‌اي كه همين «غزالي‌نامه» است متولد شد. استاد نوشته است: «تاكنون درباره غزالي، كتابي مستقل به فارسي نوشته و حق اين نابغه‌ي بزرگ ايراني چنان كه بايد و شايد گذارده نشده بود. نخستين بار است كه نگارنده شرح حالي بدين تفصيل براي آن بزرگ مرد مي‌نويسد...»
اين نكته‌ها اغراق نيست و حقيقتاً نخستين و جامع‌ترين كتاب درباره ابوحامد، كارِ دست و ذهن استاد فقيد بوده است. استاد همايي نه فقط در باب زندگي و زمانه و آثار و مؤثران و تأثيرات غزالي سخن گفته، بسياري نامه‌ها و پرسش و پاسخ‌ها [اسئله و اجوبه] و بسياري بحث‌هاي تطبيقي را نيز به ميان آورده است. از جمله «نامه غزالي به فخرالملك درباره شبّاك جرجاني» و «نامه‌ي غزالي به سعادت خازن» (ص 339) و «مصاحبه‌ي غزالي با خيام» و «ملاقات غزالي با سيدمرتضي» و «نامه‌ي غزالي به مجيرالدين» ... و نيز اشعار و نكات ادبي و فلسفي و عرفاني كه براساس بهترين مآخذ نوشته شده و با توضيحات مفصل و تطبيقي، تكميل و كامل شده است. بررسي روابط ميان احمد و محمد غزالي از مباحث جالب كتاب است، يكي از نكات مندرج در «غزالي‌نامه» تأثير غزالي بر فقه اسلامي است، در اين باب، نه مورخان و نه ديگر پژوهشگران ـ از حكما و عرفان‌پژوهان ـ چيز دندان‌گيري نگفته‌اند. فقهاي اماميه نيز علاقه‌اي به فقه شافعي نداشته و تنها در سنوات نزديك، نوعي فقه مقارن و تطبيقي مورد توجه قرار گرفته است. حال آنكه «تأليفات فقه غزالي، از قبيل «بسيط» و «وسيط» و «وجيز» و «خلاصه» از همان وقت كه تأليف شده بود از كتب مهم فقه شافعي بود؛ بعد از وي نيز همان كتب و ساير مؤلفات وي، داير مدار فقه شافعي گرديد؛ چندان كه ديگر مؤلفات فقهي را تحت‌الشعاع خود قرار داده و چندين قرن بعد از وي كه دنباله‌اش به عصر حاضر كشيده، كتب غزالي رايج‌ترين كتب درسي طلاب و فقهاي شافعي مذهب بوده است؛ و بالجمله همان تحولي را كه غزالي در تصوف و فلسفه اسلامي به وجود آورد در فقه نيز ايجاد كرد». در اين باره، متأسفانه استاد همايي هم توضيح دقيق و مستوفايي نداده و تنها به نقل از سيوطي در كتاب «الحاوي في الفتاوي» بر فقاهت او و اينكه «مدار فقه شافعي هم‌اكنون بر كتب» اوست (ص366) تأكيد مي‌كند. از نكات جالب در «غزالي‌نامه» توضيح اواخر كتاب با عنوان «سوزاندن تأليفات غزالي و كشتن پيروانش» است. اين كار به فتواي فقهاي مالكي در بلاد مغرب آغاز شد و استاد همايي نام برخي مفتيان مُتَقَشِّر را كه بدين عمل فتوا داده و كتب ابوحامد، خاصه احياءالعلوم را سوزانده و برخي طرفداران او را تكفير كرده و موجب قتل آنها شده بودند، ذكر مي‌كند. شگفت آنكه اگر حجت‌الاسلام غزالي مي‌دانست روزي چوب تكفير بر سر كتب و شاگردان و هواداران وي خواهد خورد، شايد چنان بسيط، خون فارابي و بوعلي و ارسطو را حلال و فكر و كتب ايشان را حرام نمي‌كرد!
در واپسين صفحات كتاب، همچنين نقدهاي مهم و ايرادها و اعتراض‌هايي بر غزالي ذكر شده كه بياني عالي از تاريخ نقد فكري و اعتقادي در فرهنگ و تمدن ايراني/ اسلامي است، فشرده‌ي كلام استاد همايي را شايد بتوان اين عبارات دانست كه مؤيد روش و منش ابوحامد است و كيفيت سلوك عملي و علمي و معنوي وي را نشان مي‌دهد: «آنان كه سير وسلوكشان به‌ترتيب طبيعي از نوع غزالي باشد، نه آنان كه با جذبه  و كششي در يك دم همه مراحل را مي‌پيمايند، طريق سيرشان اين است كه نخست به ظاهر شريعت متعبدند و سپس به مرتبه‌ي اجتهاد در مسائل شرعي مي‌رسند و اگر از آنجا گذشتند، به كلام و از كلام به فلسفه و از آنجا به عرفان و از عرفان به تصوف مي‌رسند و غالباً در عالم تصوف همان معتقدات اوليه‌ي خود را ملتزم مي‌شوند با اين تفاوت كه فهميده‌تر از مرحله‌ي اول‌اند. غزالي از اين گونه راه نوردان بود و از مقام فقه و جمود ظاهري به عالم تصوف و كشف حقايق رسيد...»
اين نوشتار را به بيتي زيبا از استاد علامه ختم و براي روح آن دانشور بزرگ فرهنگ ايران، از درگاه ايزد بي‌همتا، علو درجات را طلب ميکنم.
به غير عشق که آرامش دل بشر است
به هيچ جهان دل منه که درد سر است 

 

 

نوانديشي ديني در محضر مولانا

PDF چاپ نامه الکترونیک

  نوانديشي ديني در محضر مولانا

  نظري به کتاب معناي زندگي ازنگاه مولانا و اقبال
 عباس گودرزي 

  نکته ها از پير روم آموختم     
خويش را در حرف او واسوختم
پير رومي آن امام  راستان
آشناي هر مقام راستان
بر لب او سرّ پنهان  وجود
بندهاي حرف و صوت از خود گشود
درست است که مولانا جلال الدين بلخي در قرن هفتم هجري مي زيسته است اما هنوز حضور مؤثر و ردّپاي پررنگ خود را در کانون حيات فکري ما نگه داشته است و با همه غبار کهنگي که علم دنياي قديم بر رخسار انديشه اش نشانده، همچون متفکري زنده که انديشه مردمان هم عصر را به خود مشغول مي کند، در حوزه هاي گونه گونه علم انساني، شريک مجادلات اهل بحث و قيل و قال هاي مدرسيان است؛ چقدر اين مولانا در فرهنگ ما زنده است!
در ميان دانشمندان و فيلسوفان گذشته بسيار اند بزرگاني که حوزه معرفتي شان به تاريخ انديشه ها پيوسته است1 و غالب دستاوردهاي علمي آنان براي محقق امروزي ديگر موضوعي براي مطالعات تاريخي است اما اندک اند متفکراني2 که هنوز هم با افکار خويش خاطر ما را به خود مشغول مي دارند و نظام فکري ايشان منشأ چالش فکر امروزي و منبعي از مواد و مصالح علمي است. مولانا از اين دسته است؛ انديشه او اگر چه در دامن تصوف باليد با اين همه تنها براي اهل عرفان پير و مرشد نيست بلکه عناصر اساسي دستگاه فکري او مسائلي است عمومي در حوزه زندگي و انسان که ميان ما امروزيان و او مشترک است. ماحصل کوشش فکري مولانا مابعدالطبيعه اي عرفاني بود که با شيوه نگاهش به هستي آدمي را براي دريافت سوژه هاي جديد تفکر همواره به ديدار افق هاي نو و کشف جهان هاي تازه فرامي خواند. بنابراين صرف نظر از مباني و پاره اي نتايج فکري اش که شايد ديگر با ساختمان معرفت امروز ما ناسازگار باشد و گذشته از موادي که به درون منظومه هاي فکري عصر ما فرستاده است، گونه تلقي از زندگي و طرز نگاهش به جهان و انسان، او را براي ما متفکري متعلق به دنياي مدرن مي کند. عناصر صلح، امنيت3 و آزادي4 که در انديشه مولانا موج مي زند همه آن چيزي است که حيات اجتماعي و سياسي ما بدان محتاج است. نگاه کثرت گرايانه5 او به انديشه که در نظرش بنياد هستي6 است، مبناي اساسي تحقق هر جامعه دموکراتيک است. مولانا به بسياري از دغدغه هاي زندگي ما در حوزه معرفت شناسي، سياست و معناي حيات انديشيده، آنها را پروده و درباره شان سخن گفته است. به قول استاد زرّين کوب «تواضعي که او در حقّ ترسايان و جهودان شهر مي کرد نشان علوّ روح و تسامح فکري فوق العاده اش بود... اگر او در عصر ما مي زيست شايد در کسوت يک مهاتماگاندي مسلمان منادي يک حيات تازه براي تمام عالم مي شد... اين حيات تازه که او ممکن بود پيامبر و دعوتگر آن باشد انسان را از قلمرو حيواني تنازع براي بقا بيرون مي آورد.»7 همين است که مولانا را شاعر زمان ما کرده است؛ اينکه حافظ هنوز هم بنابر مقتضياتي تاريخي شاعر زمان ما است شايد تنها در محدوده قلمرو مليّت ايراني صادق باشد؛ انديشه انساني مولانا اما، چنان پا را از مرزهاي مليت فراتر نهاده است که همه اقوام و ملل دنياي فرامدرن امروز به ساحت انديشه اش روي نياز مي آورند. چنان که اقبال مي گويد:«جهان امروز محتاج به يک رومي است که اميد را در مردمان برانگيزد و آتش شوق براي زندگي را تيزتر کند.»8 اين واقعيت زماني که جنبش نوانديشي ديني را مريدان و پيروان او مي يابيم روشن تر جلوه مي کند. طرفه آن است که روشنفکران ديني ما در پي حل تعارض هاي فکري ناشي از گسست معرفتي با دنياي قديم، براي جستجوي چشم اندازي نو به جهان، مولانا را پيش گام خود يافته بودند.
کوشش فلسفي روشنفکران ديني و چاره جويي از فلسفه، براي رفع نواقص تئوريک زندگي جديد جهان اسلام، با اقبال لاهوري آغاز شد. اقبال کار خود را با نقادي فلسفه اسلامي بنياد نهاد. در نظر وي فلسفه مسلمين که آميزه اي از انديشه هاي يوناني، تأويل هاي اسلامي و نوآوري هاي ايراني بود به بازنگري محتاج بود. اين فلسفه نه تنها «بينش ايشان را نسبت به قرآن تاريک کرده بود»9 بلکه چشم اندازي هم که از جهان به مسلمين مي داد، به کلي در تعارض با يافته هاي بشر عصر جديد بود. براي همين وي مي کوشيد با بازسازي فلسفه ديني اسلام و در حقيقت پي ريزي فلسفه اي نو مبتني بر يافته هاي جديد علمي معاصر و عناصري که او خود از قرآن استخراج کرده بود، به فهم امروزين اسلام و امکان استفاده از آن به عنوان منبعي معرفتي کمک کند و خلأ فکري متفکران مسلمان را در نياز به روش هايي «متناسب تر با عقل و ذهن» کنوني ايشان پر کند. در اين مسير بود که اقبال طرح نظام فکري جديدي را درانداخت که همچون هر نظام مابعدالطبيعي تمام عيار، اجزاي آن کامل است؛ "فلسفه خودي" او حاوي نظريه اي معرف شناسي، تفسيري از جهان براي شناسايي سرشت واقعيت و وجود مطلق، انسان شناسي و گونه اي تلقي از معناي زندگي است.
اقبال نوانديشي بود که مي خواست با ارئه تفسيري نو از جهان و تعريفي جديد از انسان و زندگي اش، راه خلاقيت تمدن ساز را پيش روي "شرق از خود رميده" و مسلمان خودباخته بگشايد. در حقيقت او فيلسوفي است در فرهنگ ما که در دوره پس از مکتب "حکمت متعاليه" با تکيه بر ميراث پيشين و يافته هاي بشر معاصر بنياد يک مابعدالطبيعه جديد اسلامي را پي ريخته است و بدين گونه به فلسفه اسلامي پساصدرا ارج و اعتباري ويژه بخشيده است.
حرکتي که اقبال آغاز کرده بود و يک-دو نسلِ پس از او نيز آن را پي گرفتند به منظور دست يابي به مفاهيمي بود که مسلمان امروز براي زيستن در جهان مدرن در حوزه هاي فهم ديني، حقوق، سياست و اخلاق بدان ها محتاج بود. در اين سلوک، اقبال و کساني پس از وي مولانا را مرشدي دستگير يافتند براي رسيدن به "روح حقيقي اسلام"10 و منبعي براي برآوردن عناصر اصيل انديشه اسلامي و به کارگيري آنها در منظومه جديد معرفتي. اما اين عناصر چيست که حتي در باب سياست و اجتماع، نفوذ مولانا را در ميان نوانديشان ديني بيش از فيلسوفان سياست انديش و عالمان اجتماعي گذشته ما کرده است؟ شايد براي همه کساني -و بيش از همه، روشنفکران ديني- که به گونه اي به مولانا مي انديشيند، شناسايي تأثير وي بر معرفت و فلسفه ديني جديد ضروري باشد. گذشته از آنکه او هنوز براي ما منبع معرفت است و انديشه اش به تاريخ نپيوسته، اهميت مطالعه تطبيقي مولانا و نوانديشي ديني به ويژه در آنچه به اقبال مربوط مي شود، نگاه به مولانا است و تصوف از زاويه کوشش براي دست يابي به مابعدالطبيعه زمان خود؛ همان چيزي که زيستن ِ خلاق در دنياي مدرن ما را بدان الزام مي کند. وانگهي، پس از گذشت سال ها کوشش در راه بازسازي فرهنگ وتمدن اسلامي و مشاهده پاره اي نتايج برآمده از جنبش نوانديشي ديني در جهان اسلام و بروز معضلاتي که گريبان مسلمين را گرفته است، شايد روشنفکران ديني براي تحليل اين پيشامدها و چاره انديشي براي آنها، بيش از هر زمان ديگري محتاج بررسي ريشه هاي سنتي انديشه هاي خود باشند. 
به هر حال اگر از تفسيرهاي موضوعي روشنفکران ديني بر مثنوي که يکي از مراجع اين مطالعه تطبيقي است بگذريم اثري به زبان فارسي که تعيين کننده سهم مولانا در فکر نوانديشان ديني باشد در دست نداريم؛ آثاري که حاصل آنها شناخت مولانا از منظر نوانديشي ديني و شناسايي روشنفکري ديني در آينه جهانبيني قديم باشد تا هم قرائتي از پيوند اين جنبش به سنت عرفاني ارائه کند هم مولانا را در گفتمان روشنفکري امروز نظاره کند.
کتابي که در بهار امسال از پروفسور نذيرقيصر به ترجمه دکتربقايي ماکان منتشر شد تا حدودي مستعد برآوردن نيازهايي که گفتيم هست؛ "معناي زندگي از نگاه مولانا و اقبال". نذير قيصر که خود از مولوي پژوهان و اقبال شناسان به نام است در اين کتاب کوشيده است شرحي نظام مند از مابعدالطبيعه مولانا و اقبال به دست دهد. براي اين کار اصول اساسي دستگاه فکري اين دو را برگزيده است و به ترتيب برآمده از انديشه خود آنها گام به گام اجزاي دو منظومه فلسفي را به هم سنجيده است. مؤلف دو خط سير را پي مي گيرد و در آن نشان مي دهد که اين دو در کجاها به هم نزديک تر شده اند و در کجاها بر هم منطبق گشته اند و چه جاهايي از هم دور گرديده اند. نذيرقيصر که مي گويد با همه اشتراک اقبال و مولانا در جهانبيني چون وي تجربه قرن هايي را که مرشدش نديده با خود دارد و از اين حيث جامعيتش بيشتر مولانا است، کوشش کرده تا بر موارد اختلاف آن دو به خوبي انگشت نهد و بدين گونه نوآوري هاي اقبال و ارزش و اصالت کار او را و موارد جدايي فکر امروزي ما را از معرفت قديم نيز نشان دهد. از اين حيث چه او که با انديشه اقبال و مولانا کاملاً آشنا است و چه آنکه آگاهي اش در اين باب اندک است، مطالب بي آنکه رنگ تکرار مکررات بر آنها باشد حتي براي متخصصان نيز تازه است. به علاوه چون زبان اصلي کتاب انگليسي است و نويسنده در آن ريشه هاي افکار مولانا و اقبال را در سنت اسلامي به ويژه در آنچه به قرآن مربوط است بررسي مي کند از اين حيث براي انسان غربي گونه اي آشنايي با فرهنگ اسلامي نيز هست و همه اينها دايره مخاطبان آن را در سطح عامّ گسترش مي دهد.
نويسنده اين اثر را در شناخت اقبال نوشته است اما انديشه هاي مولانا را هم که در آثارش پراکنده است در صورتي انتظام يافته به خواننده مي شناساند و هر خواننده اي علاوه بر تحليلي از آراء اقبال شرحي بر مولانا نيز مي خواند. از همه مهمتر اينکه پيچيدگي نظام فکري اقبال به ويژ در آنچه که به علوم نوين مربوط است فهم انديشه او را براي بيشتر مخاطبانش دشوار کرده است و با آنکه همه آثار منظوم او را که افکارش در آنها پراکنده است شرح کرده اند اما آراء وي در صورتي منطقي و روش مند در مهمترين اثر فلسفي او يعني "بازسازي انديشه ديني در اسلام"، منعکس است؛ اين پيچيدگي، شرح متخصصي را بر آن کتاب الزام مي کند و خوشبختانه کتاب نذيرقيصر که تقريظ جاويداقبال را نيز به همراه دارد و به علت تسلط نويسنده آن به زبان فارسي و ارزش پژوهش هايش درباره اقبال، در رده آثار معتبر در اين باب است تا حد بسياري اين کمبود را جبران مي کند و مطالعه آن فهم افکار اين نوانديش ديني را آسان تر مي کند.
وانگهي، کتاب با اين همه، مشکلات موجود در تحقيق نذيرقيصر باب پژوهشي مشابه را براي جبران آن ضعف ها باز نگه مي دارد. مؤلف با آنکه خواننده را با انبوهي از استشهادها در منابع اصلي روبه رو مي کند و باب مواجهه مستقيم با اين دو شخصيت را مي گشايد اما در پاره اي بخش هاي کتاب در آنجا که رأيي را به مولانا نسبت داده است به ابياتي نامعتبر از مثنوي استناد کرده است11 و در برخي جاها هم که مشکل اعتبار ابيات در ميان نيست بياني روشن از آنها ارئه ننموده است و از اثبات انتساب رأيي که به مولانا نسبت مي دهد درمي گذرد و خواننده درنمي يابد که چگونه و به چه دليل فلان رأي منسوب به مولانا از سخنان وي برمي آيد.12 بدين گونه در برخي انتساب ها به مولانا جاي چون و چرا هست. از اين گذشته آنچه ممکن است خواننده اين کتاب را کاملاً راضي نکند اختصار توضيحات مؤلف است که گاه به ضعف تحليل هم منجر شده است.13 با اين حال، مترجم کتاب که شارح معروف آثار اقبال است به علت تسلطش بر انديشه او و تخصصش در فرهنگ و ادب ايراني مانند هميشه با نثري روان به استقبال خواننده آمده است و در بسياري موارد با درانداختن جملاتي تکميلي در لا به لاي متن بر غناي اثر افزوده است و با اين کار تا حدي خلاء کتاب را در رساندن مطالب پر کرده است. به عقيده نگارنده، اساساً بخشي از اعتبار کتاب به خاطر مترجم آن است؛ دوستي وي با مؤلف، تخصص و تجربه او در رابطه با موضوع بحث و بالاخره زبانداني اش، کتاب را در رده آثار اطمينان بخش براي خواننده قرار داده است.
به هر حال ممکن است تحليل هاي نذيرقيصر در نظر مولوي شناسان و استادان ادب پارسي يا کساني که به گونه اي در عرفان و تصوف غرق اند، نادرست باشد14 ولي مزيت هاي مذکور اين اثر را کتابي معتبر، مفيد و خواندني براي همه کرده است.

پي نوشت ها
1- شايد بهترين نمونه اين مورد طبيعيات و عمده مابعدالطبيعه گذشتگان باشد.  //  2- بهترين نمونه ابن خلدون و موسيقي کبير فارابي.  //  3- فيه ما فيه، به کوشش فروزانفر، اميرکبير1384، ص 98.  //  4- همان، ص 168.  //  5- نک: مثنوي معنوي، عبدالکريم سروش، دفتر سوم، ص 388.  // 
6-  چيست اصل و مايه هر پيشه اي     جز خيال و جز غرض و انديشه اي
اي برادر تو همان انديشه اي      مابقي تو استخوان و ريشه اي  //  همان، دفتر دوم، ص194 و 220.  //  7- زرّين کوب، پله پله تا ملاقات خدا، نشرعلمي 1380، صص 324 و 328.  //   8- اقبال، احياي فکر ديني در اسلام، احمدآرام، ص، 140.  //  9- همان، صص 2 و 6.  //  10-  نک: منبع پيشين، صص 7 و 84 و 127 و 140.  //  11-  مثلاً در صفحات 362، 369، 371، 376.  //  12- مثلاً درباره اينکه خدا برترين خود است، ص 306. درباره اينکه از نظر مولانا آدم نخستين انسان تاريخي نيست، ص 266 و اينکه در انديشه مولانا واقعيت روحاني است، ص 287.  //  13-  في المثل در پاسخ به انتقاد يکي از متفکران درباره اقبال، ص 354.  //  14-  مثلاً در آنجا که با قاطعيت وحدت وجود را در انديشه مولانا نفي مي کند، ص 320 و 321. 

 

 

معرفي كتاب

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب

مرضيه سليماني

  تاملاتي درباب تاملات دكارت
    سيد مصطفي شهرآييني
ناشر: ققنوس
چاپ اول: 1389
333 صفحه

    كتاب «تاملاتي درباب تاملات دكارت» متن بازنگري و ويرايش شده رساله دكتري نويسنده است كه زير نظر دكتر داوري اردكاني و با مشاوره دكتر روح‌الله عالمي و دكتر محمود خاتمي نوشته شده است. كتاب در ابتدا در بردارنده مقدمه‌اي به قلم دكتر داوري است. وي درباره اين اثر مي‌گويد: «دكتر شهرآييني با علاقه و امانت و دقت نظر تاملات دكارت را شرح داده است. پيداست كه همه اهل فلسفه با نظر ايشان در مورد كتاب دكارت موافق نيستند، اما به هر حال وجهه نظر آقاي دكتر شهرآييني وجهه نظر بعضي از مفسران نامدار دكارت است. اين اثر كتابي است كه با دقت و به زباني خوب و روان نوشته شده و اهل فلسفه و به خصوص دانشجويان فلسفه مي‌توانند از آن فوايد بسيار ببرند. ص13» سپس مولف در مقدمه‌اي كه نوشته است به زندگي، احوال و آثار دكارت مي‌پردازد و از آن جايي كه محور بحث «روش در فلسفه دكارت» آن هم با تمركز بركتاب تاملات است، مي‌كوشد تا حتي‌الامكان چشم‌اندازي از فضاي فكري حاكم بر سده هفدهم ترسيم كند و دكارت را از اين چشم‌انداز بررسي كند. پس از آن آييني به ساختار، سبك و گونه ادبي كتاب «تاملات» مي‌پردازد. «از جزئيات رهنمودها و هشدارهايي كه دكارت به خواننده تاملات مي‌دهد پيداست كه نسبت به سبك نگارش اين كتاب و گونه ادبي آن تا چه اندازه حساس است. او تنها دلمشغول مباحث مربوط به روش و كوشش براي صورت‌بندي قواعد ناظر بر مراحل پژوهش و برهان‌پردازي نيست، بلكه سخت ‌نگران نحوه بيان مطالب فلسفي نيز هست. ص55» عنوان بعدي «روش شك يا روش تحليل؟» نام دارد. اين عناوين عبارت از شش تامل هستند. از موضوعاتي كه در اين شش تامل به آنها پرداخته شده است مي‌توان به برهان كوژيتو، وحدت من انديشنده، اثبات وجود خدا، برهان وجودي تصورات فطري، احساس و تخيل، برهان بر تمايز حقيقي نفس و بدن و طرح دوباره مساله خط اشاره كرد.
    زبان قرآن و مسائل آن
    محمدباقر سعيدي روشن
ناشر: سمت، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
چاپ اول: 1389
376 صفحه

    شيوه پيام‌رساني الهي به مردم آيا همان زبان عرف عقلا است يا عرف ويژه؟ دين تنها داراي زبان ظاهري و يك بعدي است يا آنكه در عين برخورداري از زبان‌ ظاهري داراي زبان تأويل پذير و چند بعدي نيز هست؟ «اين پرسش‌ها نمونه پرسش‌هاي سنتي است كه بر حسب نياز تفسير متون ديني از ديرباز مطرح بوده است. اما برخي ديگر از اين مسائل كاملاً جديد است يا ديدگاه‌هايي نويافته است. ص 16» از آن جايي كه زبان دين به عنوان موضوعات مهم در فلسفه دين به حساب مي‌آيد، نياز به پژوهشي در حوزه‌هايي مانند: معنا?و‌معناداري گزاره‌ها و آموزه‌هاي دين، بررسي نقش و كاركرد زبان دين از منظر انگيزشي و واقع‌گرايي، حيرت آفريني يا فيصله بخشي زبان دين، تاثير‌‌پذيري يا تاثير ناپذيري زبان دين از فرهنگ و زبان عصر لازم و ضروري به نظر مي‌رسد. مولف تلاش كرده است در سيري منطقي نخست مفاهيم مربوط به پژوهش از جمله اصطلاحات زبان، زبان دين و زبان قرآن را توضيح دهد، سپس مسائل مطرح در زبان دين و نگرش‌هاي سنتي و ديدگاه‌هاي جديد غرب را بيان كند تا بدين وسيله بستر مناسبي براي ورود به زبان قرآن و ضرورت طرح آنها فراهم شود. كتاب «زبان قرآن و مسائل آن» از چهارده فصل تشكيل شده است. اين فصل ها به ترتيب عبارتند از: 1)كليات و مفاهيم زبان، زبان دين و زبان قرآن 2) زبان دين و ديدگاه‌هاي سنتي غرب 3) پوزيتيويسم و بي‌معنايي زبان دين 4) تحليل زباني و كاركردگرايي زبان ديني 5) نمادگرايي در زبان ديني 6) واقع‌گرايي و شناختاري بودن زبان دين 7) تمايز مباني و زمينه‌هاي فكري اسلام و آيين يهودي ـ مسيحي 8) زبان قرآن در ساحت مفردات 9) شيوه زبان قرآن 10) زبان قرآن و نقش معرفتي و انگيزشي 11) توجيه معرفت بخشي مفاهيم قرآن 12) زبان قرآن حيرت‌آفرين يا فيصله‌بخش؟ 13) زبان چند بعدي قرآن 14) قرآن نزول تاريخي، حضور فراتاريخي (زبان فراعصري قرآن). 
  هنر و زيبايي از ديدگاه
شهاب‌الدين سهروردي
    طاهره كمالي‌زاده
ناشر: فرهنگستان هنر، موسسه تاليف،
ترجمه و نشر آثار هنري
چاپ اول: 1389
212 صفحه

    «فلسفه اشراق، حكمتي شهودي و انكشافي، بر پايه اشراقات انوار قدسي و مبتني بر اصل مشرقي «نور و ظلمت» است. نور در اين وجهه نظر، رمز «آگاهي» و «خودآگاهي» است، لذا مدار فلسفه سهروردي «علم» است و دغدغه حكيم اشراقي نيز چيزي نيست جز تحقق علم اشراقي. ص8» «ميان هنر و حكمت پيوندي ازلي برقرار است، چرا كه هر دو از يك سرچشمه واحد الوهي الهام مي‌پذيرند و هردو به زبان رمز بيان مي‌شوند. يك اثر هنري ثمره و سير و سلوك هنرمند است در عالم معنا و شهود حقايق در آن عالم. ص9» اين اثر براساس مباني كه به آن اشاره شد به رشته تحرير درآمده است. مولف آن را در سه بخش و متشكل از چهارده فصل تنظيم نموده است. بخش اول در دو فصل «سهروردي و حكمت اشراق» نام دارد. نخستين فصل به معرفي سهروردي و حكمت بحثي ـ ذوقي وي مي‌پردازد و فصل دوم قاعده مشرقيه «نور و ظلمت» را بررسي مي‌كند. مولف بخش دوم را با عنوان «معرفت‌شناسي اشراقي» در هفت فصل نوشته است. وي نورشناسي اشراقي را در خدمت معرفت‌شناسي اشراقي معرفي مي‌كند و تحقق «علم اشراقي» را غايت قصواي حكيم اشراقي برمي‌شمرد و نشان مي‌دهد كه علم اشراقي پشتوانه حكمي هنر اشراقي واقع مي‌شود. بخش سوم كتاب «مباني حكمي هنر اشراقي» ناميده شده و پنج فصل را شامل مي‌شود. مولف در فصل نخست اين بخش به بررسي تعريف و جايگاه هنر در حكمت اشراق مي‌پردازد و ارتباط هنر با حكمت را بررسي مي‌كند. در فصول دوم و سوم مفهوم زيبايي و عشق در حكمت اشراق مورد تحليل قرار مي‌گيرد. فصل چهارم بر مفهوم لذت و ارتباط آن با معرفت‌شناسي اشراقي تمركز دارد و بالاخره آخرين فصل اين بخش رمز و نماد را در هنر (هنر ديني و سنتي) بررسي مي‌كند و سپس به رمزپردازي در انديشه اشراقي مي‌پردازد. مولف در اين اثر كوشيده است كه همه آثار در دسترس سهروردي و همچنين معدود مشروح اشراقي آن متون را بررسي كند.
    سنت‌گرايي: دين در پرتو فلسفه جاويدان
    كِنِت الدمدو
رضا كورنگ‌بهشتي
ناشر: حكمت
چاپ اول: 1389
478 صفحه
    اين كتاب از سه بخش با نام‌هاي سنت‌گرايان، سنت‌ و سنت‌ها، سنت‌گرايي و تجددگرايي تشكيل شده است. مؤلف در بخش نخست اين اثر مي‌كوشد تصويري روشن و نسبتاً كامل از زندگي و آثار برجسته نمايندگان سنت‌گرايي ارائه ‌كند. «وي علاوه بر تأكيد بر رسالت مشترك و فرامرزي اين چهره‌ها در احياي مجدد مباني سنتي و اصول حكمت خالده، مي‌كوشد تا جايگاه و نقش خاص هر يك از اين چهره‌ها را در انجام رسالت مذكور روشن سازد. ص14»
عناوين بخش اول عبارتند از: رويكرد سنت‌گرايانه به زندگي‌نامه‌نويسي،‌رنه‌گنون، آناندا كوماراسرامي، فريتيوف شوان، ساير سنت‌گرايان و ميعاد‌گاه‌هاي تفكر سنت‌گرايي. عنوان بخش دوم  سنت و سنت‌ها است. «به تبيين و تشريح مولفه‌هاي اصلي چشم‌انداز سنت‌گرايي هم در بعد اثباتي و هم در بعد سلبي ـ انتقادي آن مي‌پردازد. ص14» كنت اُلدِمدو در اين بخش به سنت: به سوي تعريف يك اصل، وحدت متعالي اديان، مابعدالطبيعه، الهيات و فلسفه، سمبوليسم و هنر مقدس مي‌پردازد. مؤلف در بخش سوم با عنوان «سنت‌گرايي و تجددگرايي»، «انتقادهايي را كه متوجه ديدگاه‌هاي سنت‌گرايان است طرح مي‌كند و مي‌كوشد تا با تكيه بر آراي خود سنت‌گرايان به آن‌ها پاسخ دهد. ص15» فصل‌هاي اين بخش عبارتند از: نقد تجددگرايي، معنويت جعلي، انتقاد از سنت‌گرايي، پديدارشناسي دين، كثرت‌گرايي ديني و مطالعه اديان. مؤلف در دو فصل آخر بر اهميت نگرش سنت‌گرايان تأكيد مي‌ورزد. به عقيده مؤلف «تنها با تكيه بر اين چشم‌انداز و به عبارت ديگر، تنها با تمسك به مباني حكمت خالده مي‌توان دين‌پژوهي معاصر را در مسيري روشن هدايت كرد و گفت‌وگويي ميان اديان را نتيجه‌بخش و پرثمر ساخت.ص15» مترجم اين اثر را از معدود آثار توصيفي ـ تحقيقي مفيدي مي‌داند كه به بررسي اصول انديشه سنت‌گرايان در دوران ما مي‌پردازد.
    مقدمه‌اي بر فلسفه ذهن
    جاناتان لو
امير غلامي
ناشر: مركز
چاپ اول: 1389
358 صفحه

    فلسفه ذهن چيست؟ «فلسفه ذهن مطالعه پرسش‌هاي فلسفي مربوط به ذهن و ويژگي‌هاي آن است. اما اين پاسخ به طور ضمني چيزي را فرض مي‌گيرد كه خود محل مناقشه فلسفي است و آن اين كه آيا «ذهن‌ها» قسمي از اشياء هستند كه يا به طريقي علّي يا به دليل اين هماني، با ديگر اشيا مثل بدن‌ها و مغزها ارتباط دارند. خلاصه، چنين پاسخي به طور ضمني مستلزم شيء نمودن اذهان است يعني بدل كردن ذهن به يك «چيز». ص5» جاناتان لو استاد فلسفه در دانشگاه دورهام مي‌كوشد در اين اثر معرفي روشن و گسترده‌اي از فلسفه ذهن به دست دهد. او رويكرد مسأله محور را به كار مي‌گيرد. اين اثر از ده فصل تشكيل شده است. مؤلف ابتدا با بررسي عام مسأله ذهن ـ بدن آغاز مي‌كند و بعد به طرح مسائل فلسفي خاص‌تر مربوط به احساسات، ادراكات، انديشه و زبان، عقلانيت، هوش مصنوعي، عمل، اين هماني شخصي و معرفت به خود مي‌پردازد. فصول اين اثر كه از بخش‌هاي مختلفي تشكيل شده است عبارتند از مقدمه؛ ذهن‌ها، بدن‌ها و انسان‌ها؛ حالات ذهني؛ محتواي ذهني؛ احساس و نمود؛ ادراك، انديشه و زبان؛ عقلانيت انسان و هوش مصنوعي؛ عمل، قصد و اراده، هويت شخصي و معرفت به خود. مي‌توان يكي از امتيازات اين اثر را در عين توجه به مسائل عميق متافيزيكي درباره ذهن، يافته‌ها و نظريه‌هاي روان‌شناسي علمي مدرن دانست. تمام خوانندگاني كه پيش‌زمينه‌ مقدماتي در فلسفه مدرن دارند، مي‌توانند از اين اثر بهره‌مند شوند. از ديگر آثار جاناتان لو مي‌توان به اقسام بودن، نظر لاك در باب فهم بشر، سوژه‌هاي تجربه، امكان‌پذيري متافيزيك اشاره كرد. مؤلف درباره اثرش مي‌گويد: «اين كتاب جانب‌دارانه نوشته نشده، يعني مدافع يك رويكرد خاص به پرسش‌هاي عام درباره ذهن ـ مثلاً فيزيكاليسم يا دوآليسم ـ نيست. اما در عين حال در باب موضوعات خاص‌تر چندان هم بي‌طرف نمي‌ماند. ص4» بنا به گفته مؤلف كتاب ساده و غيرفني نگاشته شده است تا براي طيف وسيعي از خوانندگان آسان‌ياب باشد.
    انسان‌شناسي اجتماعي و فرهنگي
    جان ماناگن و پيترجاست
احمدرضا تقاء
ناشر: ماهي
چاپ اول: 1388
211 صفحه

    مولفان اين اثر بيش از بيست سال است كه با يكديگر همكاري مي‌كنند، به گفته خودشان دغدغه اصلي اين همكاري درباره اين است كه انسان‌شناسي چيست؟ راه و رسمش كدام است؟ چگونه مي‌توانيم دانسته‌هايمان را در اين زمينه به بهترين نحو به ديگران منتقل كنيم؟ «تجربه شناساندن انسان‌شناسي به هزاران دانشجو در طول اين همه سال ما را به اين نتيجه رسانده كه بهترين راه براي انجام اين كار پيش از تاكيد بر كشفيات انسان‌شناسان، تاكيد بر نوع نگاه انسان‌شناسان به آموخته‌هايشان، و به عبارتي مقدم شمردن مفاهيم بر داده‌هاست. ص7» بنابراين مولفان اين اثر بيش از پرداختن به جديدترين جريان‌هاي اين حوزه به مسائل ماندگار پژوهش‌هاي انسان‌شناختي مي‌پردازند.‌كتاب‌«انسان‌شناسي اجتماعي و فرهنگي» از هشت بخش تشكيل شده است كه عبارتند از: 1) مناقشه در دونگو: كار‌ميداني و قوم‌نگاري 2) لارو زنبور و سوپ پياز، فرهنگ، 3) برخوردي كوتاه: جامعه 4) فرناندو پي همسر مي‌گردد: روابط جنسي و روابط خوني 5) بوزه مي‌شود بكر: كاست، طبقه، قبيله، ملت 6) يك روز عيد در نويوئو: مردم و اموالشان 7) خشكسالي در بيما: مردم و خدايانشان 8) يانيوئوماريا را صاعقه مي‌زند: مردم و «خود»هايشان. همچنين اين كتاب دربردارنده موخره‌اي است كه طي آن مولفان به برخي از نكات مهم كتاب مي‌پردازند. همان‌طور كه ذكر شد محور اين اثر پرسش‌هاي بزرگي است كه از ابتداي پيدايش اين رشته ذهن انسان‌شناسان را به خود مشغول كرده است؛ مانند: ويژگي‌هاي منحصر به فرد انسان چيست؟ گروه‌هاي مردم چگونه شكل مي‌گيرند و عامل انسجام‌شان كدام است؟ ماهيت باور، مبادله اقتصادي و «خود» چيست؟ اين‌ها را چگونه بايد بررسي و درك كنيم. فصل اول خواننده را با انسان‌شناسي آشنا مي‌كند و اينكه انسان‌شناسان چه كار مي‌كنند. دو فصل بعد به بررسي فرهنگ و جامعه اختصاص دارد. سرفصل آخر نيز به مسائلي مانند اقتصاد، دين و هويت پرداخته است.
    مقدمات روان‌شناسي فرويد
    كالوين اس‌هال
شهريار شهيدي
ناشر: آينده درخشان
چاپ اول: 1389
168 صفحه
    كالوين اس‌هال مي‌كوشد در اين اثر نظريه‌هاي روان‌شناختي فرويد را به گونه‌اي روشن، موجز و نظام يافته ارائه كند. زيرا به زعم وي كار فرويد به عنوان يك نظريه‌پرداز روان‌شناختي در حيطه روان‌شناسي عمومي، هنوز به طور نظام يافته و جامع ارائه نشده است. وي در اين‌باره مي‌گويد: «نقش متمايزكننده فرويد را در تاريخ ذهني و علمي جهان، بايد به عنوان يك نظريه پرداز روان‌شناختي جست‌وجو كرد. خود فرويد نيز روانكاوي را عمدتاً به عنوان نظامي در روان‌شناسي قلمداد مي‌كرد و نه صرفاً شاخه‌اي از روان‌شناسي نابهنجار يا روان‌پزشكي. ص9» مولف در اين اثر مي‌كوشد علاوه بر ارائه خلاصه‌اي از روان‌شناسي فرويد او را از قلمرو اختلالات رواني رها كند و او را در روان‌شناسي به هنجار ابقا كند. نكته مهم اين است كه وي در كتاب مقدماتي روان‌شناسي فرويد بيشتر به روايت نظريه‌هاي فرويد مي‌پردازد تا ارزيابي و انتقاد آنها؛ زيرا تشريح و تفسير از آثار فرويد را كار آساني نمي‌داند.
كتاب از چهار فصل تشكيل شده است كه عبارتند از: زيگموند فرويد (1856ـ1939)، سازمان شخصيت، پويش‌هاي شخصيت، رشد و تكامل شخصيت، استواري شخصيت.‌ هال براي تاليف اين اثر تنها از منابع اصلي يعني نوشته‌هاي منتشر شده فرويد استفاده كرده است. اين اثر به گفته مولف آن براي استفاده عموم نوشته شده است ولي دانشجويان روان‌شناسي نيز مي‌توانند به خوبي از آن استفاده كنند. افرادي نيز كه پيشينه تحصيلات دانشگاهي در روان‌شناسي ندارند مي‌توانند از مباحث كتاب به خوبي استفاده كنند.‌ هال در دانشگاه‌هاي واشنگتن و بركلي تحصيل كرده است. شايان ذكر است كه مركز پخش اين اثر، انتشارات و فروشگاه جيحون است. از ديگر آثار كالوين اس هال مي توان به«راهنماي روانشناسي تجربي» و «تحليل محتواي رويا» اشاره كرد. 
  كلام جديد
    حسن يوسفيان
ناشر: سمت، موسسه پژوهشي امام خميني(ره)
چاپ اول: 1389
440 صفحه

    «آنچه در ميان مسلمانان، دست كم از قرن دوم هجري به «علم كلام» شهرت يافته،  دانشي است كه به تبيين و اثبات عقايد اسلامي و دفاع از آنها مي‌پردازد. اين علم به دليل آنكه مباني عقيدتي و اصول دين را بررسي مي‌كند، به نام‌هاي ديگري چون «فقه اكبر»، «علم توحيد و صفات» و «علم اصول دين» نيز خوانده شده است. ص 13» هدف مولف از نگارش اين اثر نه تنها پديد آوردن متني آموزشي در موضوع، بلكه سهيم شدن در پژوهش‌هاي اين حوزه و به ويژه بومي‌سازي مباحثي كه رنگ و بوي غربي دارند، بوده است. كتاب «كلام جديد»، درس نامه‌اي پژوهش‌محور در موضوع كلام جديد و فلسفه دين است. كتاب از دوازده فصل تشكيل شده است. فصل نخست: دين و مطالعات ديني نام دارد كه طي آن علاوه بر تعريف كليد واژه‌ها به موضوعاتي چون فلسفه دين، دين‌پژوهي نيز پرداخته است. فصل دوم تحت عنوان «خاستگاه دين»، ديدگاه‌هاي گوناگون درباره منشأ دين، وحي، عقل و فطرت را تحليل مي‌كند. فصل سوم به موضوع اثبات وجود خدا اختصاص دارد و طي آن براي اين موضوع برهان‌هاي وجودي، صديقين، جهان شناختي، نظم، فطرت و... بررسي مي‌شوند. «صفات خداوند» موضوع فصل چهارم است. يوسفيان در فصل پنجم جايگاه شرور در نظام آفرينش را بررسي مي‌كند از جمله: عدمي بودن شر، نسبي بودن شر، شرور لازمه تحقق خيرات، شر، ابزاري براي تكامل انسان. فصل ششم به مساله «نياز به دين وحياني» مورد بررسي نويسنده قرار مي‌گيرد. فصول هفت تا دوازده نيز به ترتيب عبارت از : زبان ديني، عقل و وحي، تجربه ديني، دين در عرصه جامعه، دين و اخلاق هستند. «فصل‌هاي مختلف اين نوشتار، در عين رعايت اختصار، از جامعيتي نسبي برخوردارند؛ به گونه‌اي كه گاه در ذيل يك موضوع نكاتي مي‌توان يافت كه در آثار مستقلي كه به همان موضوع پرداخته‌اند، به چشم نمي‌خورد. ص 3» كتاب با هدف جلب مشاركت دانشجويان و فعال‌سازي آنها طراحي شده است.
    نامه‌هايي از تهران    غلامحسين ميرزا صالح
ناشر: نگاه معاصر
چاپ اول: 1388
576 صفحه
    خاطرات سفير كبير انگلستان در ايران
در جنگ جهاني دوم

    كتاب «نامه‌هايي از تهران» دربردارنده خاطرات «سر ريدر ويليام بولارد» سفير كبير انگلستان در ايران است. اين نامه‌ها به هيچ روي مكاتبات رسمي نيست، بلكه نامه‌هاي مفصل خانوادگي است كه او هرگاه فرصت مي‌كرده در طول شش اقامتش در تهران در زمان جنگ براي همسر و فرزندانش كه به ميهن بازگشته بودند، نوشته است. غلامحسين ميرزا صالح مترجم اثر، اين نامه‌ها را جذاب، خواندني و داراي نثر موجز و درخشان توصيف مي‌كند و بر اين نظر است كه نگارش مراسلات ارزنده ديپلماتيك، كار هنري است و ريدر ويليام بولارد  در هر دو زمينه مهارت داشته است. وزارت خارجه كه به خوبي از توانايي‌هاي فوق‌العاده بولارد آگاه بود همواره او را به كانون تحولات مهم اعزام مي‌كرد و به همين دليل بود كه در پاييز سرنوشت‌ساز 1939 به ايران اعزام شد. «نامه‌هاي بولارد، اكنون پس از پنجاه سال، نظريات خصوصي و غيررسمي او درباره وقايع و شرح روزانه‌اش در مقام رئيس هيئت ديپلماتيك و همچنين تمام همكاران و ملازمانش؛ چه انگليسي و چه غيرانگليسي را عيناً مانند مسائل سياسي در اختيارما مي‌گذارد. ص9» نامه‌هاي بولارد او را به عنوان يك ناظر زيرك صحنه‌هاي سياسي كه از ذهني درخشان و همچنين انصاف و دورانديشي برخوردار است، توصيف مي‌كند. اين اثر همچنين دربردارنده مقدمه‌اي به قلم «جايلز بولارد» پسر ويليام بولارد است. وي درباره پدرش مي‌گويد: «اعطاي نشان شواليه باث به يك مقام وزارت خارجه غيرعادي است، اما از اين غيرعادي‌تر در مورد پدرم اين‌كه او به خانواده‌اي از طبقه كارگر تعلق داشت. پدرش كارگر بارانداز بود و خودش به هر بدبختي كه بود با كوشش و ذكاوتي ذاتي از نردبان شكسته تحصيلات آن زمان بالا رفت. ص7» جايلز بولارد در اين مقدمه از ويژگي‌هاي شخصي پدرش و همچنين خاطرات او از دوران مأموريتش در ايران و تصور و برداشت او از مردم و دولت‌مردان و همچنين دستگاه اداري ايران در آن زمان سخن مي‌گويد.
    پَختستان    ادوين ا.ابوت
منوچهر آذر
ناشر: كارنامه
چاپ اول: 1388
172 صفحه

    پختستان معادلي است كه براي عنوان انگليسي Flat land ساخته شده. تركيب نامعمولي از صفت «پَخت» به معناي پخ، سطح، پهي و پخش و پسوند «ستان» به معناي جا، محل و مكان. داستان پختستان در ديار «پختستان» مي‌گذرد. منتقدان و مفسران از جنبه‌هاي بي‌شماري ميان طنز تند ادوين اَبوت و جاناتان سويفت صاحب اثر سفرهاي گاليور تشابه هايي ذكر كرده اند. عده‌اي بر اين نظر هستند كه ابوت نه تنها سفرهاي گاليور را خوانده بلكه به شدت از آن تأثير گرفته و از اين رهگذر به فكر ابداع تمثيل نغز و تازه پختستان افتاده است. به گفته مترجم تعريف‌ها در اثر سويفت از محدوده يك اجتماع در مي‌گذرد و در مجموع نوع بشر را دربرمي‌گيرد. «مي‌بينيم كه آدميزاد در نقاب خرد، هميشه بي‌خرد بوده و به دست خود عرصه تاريخ را تبديل كرده به يك زباله‌دان فراخ، انباشته از فريب و ستمكاري. ص14» اما مي‌توان همين نقطه را فصل جدايي اين دو مؤلف دانست جايي كه ابوت از سويفت جدا مي‌شود و راه ديگري برمي‌گزيند. «اينجاست كه سفر تلخ و بي‌اميد سويفت در مناطق حيوان‌نشين وجود بشر به سر مي‌رسد و سير ابوت در نواحي فرشته‌خيز جان انسان آغاز مي‌شود. ص15» مؤلف چنين هدفي را در منطق رياضي‌وار مخصوص به خود عرضه مي‌كند. در واقع وي مي‌كوشد مطالب ناملموسي مانند جهل و خرد، بيم و اميد را با الگوي رياضيات تعريف كند و در پي آن احوال و عوالمي را كه بيرون از حوزه ادراكات ذهني ماست به زير ذره‌بين رياضي مي‌كشد. هدف پختستان شرح روشني از اين ماجرا است كه «ما آدم‌ها حقيقت را چطور لوث مي‌كنيم و كوتاه‌انديشي‌هامان را چه راحت به پاس علم مي‌نويسيم و به حساب قوانين ازلي مي‌گذاريم. ص16» اين كتاب پس از مقدمه تامسن اف بانچاف، به مواردي چون هجو و طنز در پختستان، سوابق و علايق ابوت، سبك پختستان، زمينه تاريخي آن، زمان و بعد چهارم مي‌پردازد؛ اما خود اثر از دو قسمت با نام‌هاي جهان ما و دنياهاي ديگر تشكيل شده است.  
  نيمرخ شخصيتي حافظ
    رضا شاپوريان
ناشر: جوانه رشد
چاپ اول: 1389
208 صفحه

  رضا شاپوريان در كتاب «نيمرخ شخصيتي حافظ» به ارائه برداشت مستقيم و بدون دخل و تصرفش از آنچه حافظ در چهارصد و نود و پنج غزل خود براي ما به يادگار نهاده است، مي‌پردازد. مساله اصلي مولف در اين اثر تاكيد بر دين است كه حافظ در حافظه فرهنگ ايراني يك «گشتالت» ناتمام است. وي در اين‌باره مي‌گويد: «نوشتار حاضر حاصل كنجكاوي‌هاي شخصي و گستاخانه در زندگي انساني است كه سوخته‌دلان عالم را در برابر روح سركش و ذوق سرشار و عظمت فكر خود به تعظيم و كرنش واداشته است. حافظ در حافظه فرهنگ ايراني يك «گشتالت» ناتمام است و همين مهمترين راز ماندگاري او است. هدف نوشتار حاضر نشان دادن چرايي اين ناتمام بودن است، نه تمام ساختن آن. ص 9» دكتر رضا شاپوريان اين اثر را به كمك دانش ‌روان شناسي به ويژه روان‌شناسي شخصيت نوشته است. «روشي كه تظاهرات شخصيت را در واكنش‌هاي عيني فرد به جستجو مي‌نشيند و رفتار كلامي را ـ در كسوت قول و غزل ـ عمده‌ترين دستمايه طرح نيمرخ شخصيتي مرد مي‌داند».اين اثر از سيزده فصل تشكيل شده است كه به ترتيب عبارتند از: حافظ درون‌گرا، تست‌هاي فرافكن، حيات حافظ، تعارضات دروني حافظ، حرمت نفس، مكانيسم‌هاي دفاعي، جدال با مدعيان، حافظ و ممدوحانش، هنر حافظ، ‌كم‌كاري، نياز قدرت‌طلبي حافظ، نيمرخ شخصيتي حافظ و آخرين سخن. در  فصل «حافظ درون‌گرا» دليل اصلي انجام پژوهش‌هاي بي‌شمار درباره حافظ را مبهم بودن زندگي و شعر وي ارزيابي مي‌كند. مولف در فصل «تعارضات دروني حافظ» بحث درباره كشمكش‌هاي حافظ براساس سروده‌هايش را كاري دشوار مي‌داند زيرا به زعم وي اشعار حافظ همگي با رمز و راز آميخته‌اند و همين امر تشخيص چهره واقعي او را با ابهام رو به رو كرده است. در فصل «مكانيسم‌هاي دفاعي» مولف به ارائه مكانيسم‌هايي مي‌پردازد كه حافظ در برخورد با مشكلات دروني و ناخودآگاه از آنها استفاده كرده است. 
  الهيات از كتاب شفا 
  الشيخ‌الرئيس ابن‌سينا
ابراهيم دادجو
ناشر: اميركبير
چاپ اول: 1388
362 صفحه

    كتاب «الشفا» از چهار قسمت اصلي منطق، طبيعيات، رياضيات و الهيات تشكيل شده است. «الهيات» مشتمل بر بخش سيزدهم اين اثر است. هدف اصلي كتاب «الهيات» فلسفه اولي است كه نظرات شيخ‌الرئيس در آن كاملاً بر مباحث ارسطو و بر متافيزيك تكيه دارد. «ولي ابن‌سينا به آراء ارسطو اكتفا نكرده و در پاره‌اي موارد آرايي كاملاً مخالف با آراء او آورده است. ابن‌سينا علاوه براين‌ها به مباحثي ديني مثل نبوت و امامت و به سياست و اخلاق پرداخته است. ص2» الهيات در ده مقاله تدوين شده است كه ما در اينجا به اختصار به معرفي اين مقالات كه در واقع بخش‌هاي اين اثر را تشكيل مي‌دهند، مي‌پردازيم. مقاله اول، از موضوع و فايده و مباحث علم ‌‌الهيات و همچنين از واجب‌الوجود و ممكن‌الوجود و همچنين حقيقت و صدق سخن مي‌گويد. موضوع مقاله دوم جوهر و اقسام آن و خصائص هر يك از آنها و ارتباط بين ماده و صورت است. مقولات (واحد، كثير، كم، كيف...) موضوع مقاله سوم است. كلي، جزئي، جنس، نوع، فصل مباحث مقاله پنجم را تشكيل مي‌دهند و چنانكه آشكار است بخش اعظم اين مباحث تا بدين‌جا منطقي هستند. مباحث مربوط به علل و بالاخص علل صوري و غايي در مقاله شش بررسي شده‌اند. شيخ‌الرئيس در مقاله هفتم به بررسي آراي افلاطونيان و فيثاغوريان مي پردازد كه در واقع با آراي ارسطو مخالف ‌هستند. در مقاله هشتم مبدأ اول و صفات او مطرح شده است و در مقاله نهم رابطه خدا با جهان و همچنين نظريه حدود كه نظريه‌اي فلوطيني و برخلاف آراي ارسطو است تجليل مي‌شود. عمده مباحث مقاله دهم مباحث ديني است كه مي‌توان به وحي، الهام، اوليا، انبيا، عبادت‌ها، شرايط خليفه و امام اشاره كرد. يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين كتاب وجود ترجمه فارسي روبروي متن عربي است كه بدين وسيله كار تطبيق و مطالعه براي مراجعه‌كننده آسان‌تر مي‌شود.
    زندگي‌نامه آيزايا برلين
    مايكل ايگناتيف
عبدالله كوثري
ناشر: ماهي
چاپ اول: 1389
568 صفحه

    «آيزايا زاده نخست نبود. مادرش در سال 1907 كودكي مرده به دنيا آورده بود و با خبر شده بود كه ديگر قادر به زايمان نخواهد بود. پدر و مادر آنچنان از تولد او حيرت كردند كه انگار شاهد معجزه‌اي هستند. اين چند نكته ـ خواهر سقط شده‌اش ، برآورده شدن آرزوي ديرين پدر و مادر،‌آسيب وقت تولد، و يكي‌يك‌دانه بودن او ـ اهميت اساسي دارد. خودش اصلاً دل به تفسير به آن‌ها نمي‌دهد. اما در كتاب مقدس داستاني هست كه مي‌توانيم حكايت حال او در آن روزهاي نخست بدانيمش. ص32» زندگي‌نامه آيزايا برلين يكي از مشهورترين آثار ايگناتيف است. ايگناتيف در دانشگاه تورنتو در رشته تاريخ تحصيل كرد و دكتراي خود را از دانشگاه هاروارد ايالات‌متحده گرفت. او همكاري مستمر و پرثمري با راديو و تلويزيون داشته و نويسنده و مجري برنامه‌هاي گوناگون بوده است. از آثار او مي‌توان آلبوم روسي،‌ شرف سرباز، جنگ مجازي، اخلاقيات سياسي در عصر وحشت نام برد. نويسنده بر اين نظر است كه كم‌تر كسي به اندازه ايگناتيف شايستگي داشته باشد كه به ديدگاه‌هاي فلسفي آيزايا برلين بپردازد. «زيرا مساله ابهامات پلوراليسم و ماهيت متناقض هويت از مسائل كنوني نوشته‌هاي ايگناتيف بوده است. ص 14» ايگناتيف و برلين در دهه آخر زندگي برلين گفت‌وگويي طولاني را آغاز كردند كه در طي آن برلين از زندگي و آثار خود سخن ‌گفت. حاصل آن گفت‌وگو و تحقيقات فراوان ايگناتيف زندگي‌نامه‌اي هوشمندانه و خواندني شده است. اين مصاحبه‌ها از دسامبر 1988 آغاز شد و تا اواخر اكتبر 1977 به درازا كشيد. «برخي از اين مصاحبه‌ها در فرصت‌هايي غيررسمي مثلاً در آنتراكت كنسرت‌ها يا بر سر ميز شام يا وقت پياده‌روي پيش مي‌آيد. ص515» منبع ديگر ايگناتيف، مكاتبات برلين، موجود در آرشيو برلين در وولفسون كالج است. از عناوين كتاب مي‌توان به آلبِني، لندن، اخِوان، جنگ آيزايا، مسكو، قبيله، جنگ سرد، شهرت نگاه به گذشته اشاره كرد.
    رهيافت‌هايي به قرآن
    جرالد هاوتينگ/عبدالقادر شريف
به كوشش و ويرايش: مهرداد عباسي
ناشر: حكمت
چاپ اول: 1389
488 صفحه

    در حدود سه دهه اخير «مطالعات قرآني» به رشته‌اي علمي و حوزه‌اي مستقل در برنامه پژوهشي محافل علمي و دانشگاهي غرب تبديل شده است. برخي از فعاليت‌ها در اين حوزه عبارتند از: «تدوين و انتشار دايرة‌المعارف پنج جلدي قرآن در ليدن هلند، چاپ كتاب‌هاي راهنماي تك‌جلدي براي مطالعات قرآني از سوي انتشارات كمبريج و بلك‌ول ... ص10» كتاب «رهيافت‌هايي به قرآن» از سيزده مقاله با موضوعات متنوع به قلم محققان مسلمان و غيرمسلمان در حوزه مطالعات قرآني و اسلامي تشكيل شده است. كتاب از سه بخش تشكيل شده است. بخش اول «جنبه‌هايي از سبك و محتواي قرآن» نام دارد و سه مقاله را در اين موضوع در بر مي‌گيرد. اين مقالات عبارتند از: تصوير و استعاره در بخش‌هاي آغازين سوره‌هاي مكي، نمايش داستان‌ يوسف در قرآن، زبان عادي يا كليشه‌اي، بافت و مناسبات دروني: راه‌گشاي تفسير قرآن. بخش دوم: جنبه‌هايي از تفسير سنتي و جديد قرآن نام دارد و افرادي چون نورمن كالدر، اُري رُبين، عبدالقادر طبيب، تد لاوسن، مستنصر مير، در اين بخش صاحب اثر هستند. «قرآن و تفسير در بافتي گسترده‌تر» عنوان بخش آخر اين كتاب است. برخي از مقالات آن عبارتند از: تفسير كتاب مقدس با استفاده از قرآن، دو استناد قرآني در منابع تاريخي درباره وقايع صدر اسلام، نقش فقه و تفسير در تعيين مجازات زن در اسلام. «رويكرد همه مقاله‌هاي اين كتاب انتقادي است و نويسندگان كوشيده‌اند تا با بهره‌مندي از بينش‌هاي حاصل از مطالعه ادبيات، تاريخ، نقد ادبي و عهدين دامنه و قلمرو مطالعات قرآني را گسترش دهند و رهيافت‌هايي جديد را پيش روي خوانندگان و علاقه‌مندان قرار دهند. ص12» ابوالفضل حري، مرتضي كريمي‌نيا، سيدعلي آقايي، مرتضي شوشتري، فرهنگ مهروش از مترجمان مقالات اين اثر هستند. اصل انگليسي كتاب «رهيافت‌هايي بر قرآن» حاصل كنفرانسي با نام «چهارده قرن قرآن» است كه در 1990 ميلادي به همت مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي در لندن برگزار شد.
    سبك‌شناخت كتاب‌هاي حديثي
    مهدي غلامعلي
ناشر: سمت، دانشكده علوم حديث
چاپ اول: 1389
352 صفحه

    كتاب سبك‌شناخت كتاب‌هاي حديثي با هدف ياري و همراهي علاقه‌مندان و پژوهشگران در نخستين گام‌هاي پژوهش در حوزه شناخت شيوه نگارش‌هاي حديثي به رشته تحرير درآمده است و زمينه آشنايي با ده‌ها منبع حديث را نيز فراهم مي‌كند. «در اين كتاب نه تنها به بررسي شيوه‌هاي كتاب‌هاي حديثي پرداخته شده، بلكه سعي شده است با ارائه روشي منطقي، چگونگي سبك‌شناسي هر كتاب نيز آموزش داده شود تا دانشجويان گرامي با استفاده از همين روش، به بررسي كتاب‌هايي كه در اين مجموعه بررسي نشده‌اند، بپردازند. ص 2» كتاب در ابتدا با كليات و روش‌هاي بررسي سبك‌ها آغاز مي‌شود. اين عنوان تعريف و موضوع و همچنين اهداف، تاريخچه را در برمي‌گيرد.
بخش اول با عنوان «كتاب‌هاي حديثي شيعيان» از سه مرحله «نخستين گام‌ها و عصر شكوفايي و قرون سوم تا پنجم»، «شيعه در دوران فترت» تشكيل شده است. غلامعلي در اين بخش خواننده را با سبك اصل نويسي سبك‌هاي مسائل، رساله و نوادر، همچنين سبك‌هاي تك‌نگاري و تفسير روايي آشنا مي‌كند. مرحله دوم آشنايي با فقه مأثور و جوامع، آشنايي با سبك‌هاي اساسي، آشنايي با سبك ادعيه و اعمال، آشنايي با سبك‌هاي مزار نويسي، سيره‌نگاري و تاريخ نويسي را در بر مي‌گيرد. بخش دوم اين اثر «سبك‌هاي كتاب‌هاي حديثي سنيان» نام دارد و مساله را طي پنج مرحله بررسي مي‌كند. مرحله اول دوره تدوين‌هاي ابتدايي و مرحله دوم دوره نظم‌دهي نام دارد. مولف در مرحله سوم به دوره ارزش‌گذاري و گزينش احاديث مي‌پردازد و خواننده را با سبك‌هاي صحيح‌نگاري ، سنن نويسي و جوامع آشنا مي‌كند. عناوين دو مرحله آخر اين اثر عبارت از دوره پردازش‌هاي تكميلي و دوره معاصر است و در علوم حديث مراحل آغازين خود را طي مي‌كند و تا پيش از اين اثر هيچ پژوهش مستقل و كاملي در اين زمينه در ميان شيعه تدوين نشده است.
    خوشبختي يعني چه؟
    اسكار برني فيه
آرزو نير احمدي
ناشر: شهر تاش
چاپ اول: 1388
100 صفحه

    كتاب «خوشبختي يعني چه» يكي ديگر از كتاب‌هاي مجموعه «كودكان فيلسوف» انتشارات شهر تاش است. كودكان فيلسوف مجموعه‌اي است« براي آشنايي و نوآوري در رويارويي با سوال‌هاي مهمي كه كودكان درباره خود، زندگي و جهان هستي از خودشان مي‌پرسند. اين كتاب‌ها همچنين مي‌تواند مورد استفاده بزرگسالاني قرار گيرد كه بيشتر دوست دارند به جاي بيان پاسخ‌هاي هميشگي به كودكان، ‌با آن‌ها به گفت‌وگو و تبادل نظر بپردازند.» يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي آثار اسكار برني‌فيه نقاشي‌هاي متعدد و بسيار جذابي است كه در سرتاسر كتاب با كودك همراه مي‌شود و بدين سان يادگيري را براي او شيرين‌تر و ساده‌تر مي‌كند. همچنين اين اثر علاوه بر استفاده در كلاس درس، كاربرد عمومي نيز دارد. كتاب «خوشبختي يعني چه؟» از شش پرسش اساسي تشكيل شده است كه عبارتند از: از كجا مي‌داني خوشبخت‌ هستي؟ آيا خوشبخت بودن آسان است؟ آيا بايد به هر قيمتي به دنبال خوشبخت شدن باشيم؟ آيا پول خوشبختي مي‌آورد؟ آيا براي خوشبخت بودن به ديگران نياز داريم؟‌چرا گاهي احساس بدبختي مي‌‌كنيم؟ در واقع هر عنوان از مجموعه كودكان فيلسوف شامل شش سؤال اساسي است كه صفحات دوتايي و روبروي هم قرار دارند و به وسيله يك نوار رنگي مشخص شده‌اند. اسكاربرني فيه درباره سوال‌هاي اين مجموعه چنين مي‌گويد: «اگر چه سؤال‌هاي اين مجموعه براساس موضوعات عيني از زندگي روزمره كودكان پرسيده شده است ولي اطمينان دارم به يك اندازه براي كودكان و والدينشان مفيد است. تصويرگران خوش ذوق نيز در پديد آوردن جنبه‌هاي پراحساس، سرگرم‌كننده، شاعرانه يا گستاخانه سؤال‌ها به كودكان كمك كرده‌اند. چون فكر كردن بازي كودك است.» از ديگر كتاب‌هاي مجموعه كودكان فيلسوف مي‌توان به زندگي يعني چه؟ خوب و بد يعني چه؟ شناخت يعني چه؟ من يعني چه؟ با هم زندگي كردن يعني چه؟ آزادي يعني چه؟ زيبايي و هنر يعني چه؟ احساسات يعني چه اشاره كرد.
    طبيعت و آلودگي
    بريژيت لابه
مهناز رهنمايان
ناشر: رهنما
چاپ اول: 1388
37 صفحه

    كتاب «طبيعت و آلودگي» يكي ديگر از كتاب‌هاي مجموعه خودياري براي كودكان و نوجوانان است كه انتشارات رهنما چاپ و منتشر كرده است. هدف اين مجموعه ياري كردن كودكان براي انديشيدن به سؤالات مهمي است كه در ذهن دارند. اين اثر نيز با داستان‌هايي ساده و قابل فهم كودكان را در انديشيدن به دو موضوع به هم پيوسته طبيعت و آلودگي ياري مي‌كند. از برخي عناوين كتاب مي‌توان به كارخانه‌هاي پس‌مانده‌ها، يك سياه و كشورهاي زياد، حق تصميم‌گيري و با طبيعت متمدن شويم اشاره كرد.
    انسان و حيوان
    بريژيت لابه
مهناز رهنمايان
ناشر: رهنما
چاپ اول: 1389
35 صفحه

    ميان انسان و حيوان از جنبه‌هاي مختلف شباهت‌هاي متعددي وجود دارد مثل اين كه  آنها تكان مي‌خورند، احساس سرما و گرما مي‌كنند، گرسنه مي‌شوند. آنها همچنين شادي و غم را نيز درك مي‌‌كنند. اما آيا انسان مي‌تواند بفهمد كه موش كور بودن يعني چه؟ اين اثر براي كودكان بالاي هشت سال تاليف شده است. از برخي عناوين كتاب مي‌توان به آزادي، حقوق حيوانات و احترام گذاشتن اشاره كرد. اين اثر علاوه بر داشتن زباني ساده همچنين دربردارنده تصاويري زيبا و متناسب با محتوا مي‌باشد.
    فريدريش نيچه
    مارتين جي . نيوهاس
خشايار ديهيمي
ناشر: ماهي
چاپ اول: 1389
127 صفحه

    «لودويگ نيچه مردي با فرهنگ بود كه پيش از آن كه كشيش شود معلم سرخانه دختران دوك ساكس ـ آلتنبورگ بود. در اتاق مطالعه پدر بود كه نيچه تا دو سال و نيمگي زبان باز نكرد، نخست بار با جادوي كتاب‌ها آشنا شد، هرچند طبق معمول او بيشتر مجذوب تصاوير مي‌شد تا كلمات. ص9» كتاب «فريدريش نيچه» يكي ديگر از كتاب‌هاي مجموعه نسل قلم انتشارات ماهي به سرپرستي خشايار ديهيمي است. اين اثر همچنين در انتها دربردارنده كتاب نامه فارسي نيچه است كه طي آن، مجموعه آثار نيچه و آنچه درباره او منتشر شده است در اختيار خوانندگان قرار مي‌گيرد.
    آندره ژيد
    وينيو روستي
خشايار ديهيمي
ناشر: ماهي
چاپ اول: 1389
88 صفحه
    اين اثر يكي از كتاب‌هاي مجموعه نسل قلم انتشارات ماهي است كه در آن هر شماره به معرفي يك انديشمند و متفكر پرداخته مي‌شود. «آندره ژيد در تمامي زندگي و آثارش در جست‌وجوي سرشاري و كمالي بود كه بتواند نيازهاي برجسته از جنبه‌هاي گوناگون شخصيتش را متعادل و ارضا كند. ص7» يكي ديگر از مهمترين ويژگي‌هاي اين اثر كتاب‌نامه فارسي است كه در آن آثار ترجمه شده ژيد و همچنين آثاري كه درباره ژيد به فارسي ترجمه شده است در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد. 
  كتابخانه حكمت اسلامي
    مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي
مؤسسه خدمات كامپيوتري نور

    نرم‌افزار «كتابخانه حكمت اسلامي» در بردارنده متن كامل 210 عنوان كتاب در 259 جلد از متون حكمت به دو زبان فارسي و عربي است. اين كتاب‌ها كه به لحاظ تاريخي تا زمان ملاهادي سبزواري را دربرمي‌گيرد به موضوعاتي چون منطق، تاريخ فلسفه، حكمت افلاطوني و نو افلاطوني، حكمت مشاء، حكمت اشراق و حكمت متعاليه تعلق دارد. در اين اثر از آثار مؤلفاني چون ارسطو، افلوطين، ابن‌رشد، فخر رازي،‌ صدرالمتألهين ... استفاده شده است. 
  جامع تفاسير نور
   دائر‌‌المعارف چند رساله‌اي قرآن كريم
مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي
موسسه خدمات كامپيوتري نور

    اين اثر دربردارنده متن كامل 302 عنوان كتاب در 1419 جلد در زمينه: تفسير، ترجمه، آوانگاري، لغت و فرهنگ نامه قرآني است. همچنين شامل متن كامل قرآن كريم، 183 عنوان تفسير عربي و فارسي در 1224 جلد، 55 ترجمه فارسي، 47 ترجمه به 25 زبان خارجي و 4 عنوان تفسير انگليسي، 5 فرهنگ‌نامه معتبر قرآني‌ـ 4 لغت‌نامه و 3 آوانگاري انگليسي قرآن كريم مي باشد. مراجعه كننده اين نرم‌افزار علاوه بر امكان جستجوي پيشرفته در متن و فهرست كتب، تجزيه و تركيب تمامي آيات قرآن،‌ مقايسه متن تفاسير عربي با ترجمه‌هاي فارسي آنها مي‌توانند از امكانات صوتي بهره‌مند شود.
    امپراتوري جهاني ايراني
    فيليپ براند جورج
وحيد عسگراني
ناشر: اميركبير
چاپ اول: 1388
243 صفحه

    كتاب «امپراتوري جهاني ايران» از چهار فصل تشكيل شده است كه عبارتند از: چگونه سرزمين ايزدان (عيلام) به سرزمين پارسيان تبديل شد، كوروش پادشاه جهان، نيزه داريوش به سرزمين‌هاي دوردست رسيد، ظهور و فروپاشي امپراتوري‌هاي بزرگ. مترجم انگليسي به آلماني اين اثر يواخيم پترس است و وحيد عسگراني آن را از آلماني به فارسي برگردانده است. اين اثر مصور بوده و در قسمت‌هاي مختلف، تصاوير متعدد خواننده را در ارتباط بيشتر با متن و درك و دريافت دقيق‌تر از آن ياري مي‌كند.
    تاريخ و فرهنگ ارمنستان
    احمد نوري‌زاده
ناشر: چشمه
چاپ سوم: 1389
648 صفحه

    مؤلف در اين اثر به برخي جنبه‌هاي حيات فرهنگي و معنوي ملت ارمني در طول تاريخ مي‌پردازد. منابع عمده و اصلي وي براي تأليف اين اثر متون تاريخي، فرهنگي، ادبي، پژوهشي، زبان‌شناسي، تاريخ ادبيات و ... به زبان ارمني بوده است. عناوين اصلي كتاب عبارتند از: نگاهي به تاريخ ارمنستان، باورهاي كهن در ارمنستان، اساطير ارمنستان، افسانه‌هاي ارمني،‌ مسيحيت در ارمنستان و پيدايش زبان نوشتاري ارمني، نامداران فرهنگ ارمني، تاريخ ادبيات ارمني. مؤلف در نگارش فصل‌هاي مربوط به باورهاي كهن، اساطير ارمنستان و افسانه‌هاي ارمني از منابع و متون غيرارمني نيز بهره جسته است.
    دگرگوني ساختاريِ حوزه عمومي
    كاوشي در باب جامعه بورژوايي
يورگن هابرماس
جمال محمدي
ناشر: افكار
چاپ سوم: 1388
467 صفحه

    كتاب «دگرگوني ساختاري حوزه عمومي» يكي از پرنفوذترين آثار يورگن‌هابرماس است كه به چندين زبان ترجمه شده است. اين اثر تحليل تاريخي ـ جامعه‌شناختي پيدايش دگرگوني و فروپاشي حوزه عمومي بورژوايي است. مولف در اين اثر كوشيده با استفاده از موضوعات  و روش‌هاي موجود در جامعه‌شناسي، اقتصاد، حقوق، علوم سياسي و تاريخ اجتماعي و فرهنگي به تحليل پيش شرط‌ها، ساختارها، كاركردها و تنش‌هاي دروني اين حوزه مركزي جامعه مدرن بپردازد. مولف در اين اثر به بررسي رشد همزمانِ خودآگاهي سياسي و ادبي جامعه بورژوايي مي‌پردازد. «او در اين مطالعه چگونگي پيدايش رمان، ژورناليسم سياسي و ادبي، گسترش محافل آموزشي، سالن‌ها و قهوه‌خانه‌ها را تحليل مي‌كند و آنها را در بستر اين فرزند قرن هجدهم مورد بررسي قرار  مي‌‌دهد. ص2» تامس مك‌كارتي در مقدمه‌اش بر اين اثر آن را در گردآوري زمينه‌ها و خطوط متفاوت يگانه و بي‌رقيب ارزيابي و قلمداد مي‌كند.هابرماس در اين اثر موضوع را از به طور همزمان از جنبه جامعه‌شناختي و تاريخي بررسي مي‌كند؛ البته او پژوهش را به تحليل ساختار،‌كاركرد، پيدايش و دگرگوني الگويي ليبرال حوزه عمومي بورژوايي محدود مي‌كند. هابرماس مي‌گويد:«پژوهش حاضر تصوير زيبايي از مولفه‌هاي ليبرال حوزه عمومي بورژوايي و دگرگوني آنها در دولت رفاه اجتماعي به دست مي‌‌دهد. ص11» كتاب از 7 فصل تشكيل شده است كه عبارتند از: درآمد: تفكيك مقدماتي گونه‌اي حوزه عمومي بورژوايي، ساختارهاي اجتماعي حوزه عمومي، كاركردهاي سياسي حوزه عمومي، حوزه عمومي بورژوايي: ايده و ايدئولوژي، دگرگوني ساختاري ـ اجتماعي حوزه عمومي، تغيير در كاركرد سياسي حوزه عمومي، در باب مفهوم افكار عمومي. اين اثر همچنين در بردارنده مقدمه‌اي به قلم تامس مك كارتي در باب اهميت اين اثر است.
    Liberation Theology After the
 end of history
Daniel M.Bell
Routledge
     الهيات آزادي بخش پس از پايان تاريخ
    همان گونه كه از نام اين كتاب پيداست، دانيل م.بل ـ استاديار الهيات اخلاق در حوزة علميه لوتري و نويسندة ثابت نشرياتي مثل الهيات مدرن، مجلة صلح و عدالت، مجلة دين و جامعه و communio ـ با بهره‌گيري از نظرية متفكران پست مدرني مثل ژيل دلوز و ميشل فوكو به نقد سرمايه‌داري پرداخته و ويژگي‌هاي سياسي مسيحيت را برمي‌شمارد. او براي طرح نظريات خويش از اگوستين و برنار كلرويي آغاز كرده و به ميشل فوكو مي‌رسد. در مقدمه، به طور مفصل نظرية «پايان تاريخ» فرانسيس فوكوياما را شرح مي‌دهد كه در سال 1989 از آغاز آن خبرداد و منظور او از اين اصطلاح، پيروزي ليبراليسم سياسي و اقتصادي برمرحله‌اي از تاريخ جهان بود، پيروزي فرهنگ مصرف گراي غرب و اتمام كامل جايگزين‌هاي نظام مند ممكن و عملي براي ليبراليسم غربي. به طور خلاصه فوكوياما گفت كه تاريخ ناگزير به سوي يك دموكراسي ليبرال پيش مي‌رود. فصل اول يكسره به سرمايه‌داري، ظهور آن، استلزامات آن و دولت‌هاي متكي به آن مي‌پردازد. اين فصل از 15 بخش فرعي تشكيل شده است. فصل دوم كليساي فقرا و الهيات آزادي بخش در آمريكاي لاتين را مورد بررسي قرار مي‌دهد. بحران در انديشة آزادي بخش آمريكاي لاتين، مسيحيت جديد در آمريكاي لاتين، ريشه‌هاي اين آيين، تمايز بين دنيوي و روحاني، سياست و دولت، از اصلاح تا انقلاب، رستگاري و سياست و كليساي فقرا پس از پايان تاريخ از جمله مباحث 15گانة اين فصل است. مسيحيت، خواسته و ترور عدالت عنوان فصل سوم است و در آن ده موضوع به بحث گذاشته شده. اين فصل عمدتاً آثار كلاسيك آباي كليسا پيرامون بي‌عدالتي، ظلم و حقيقت عدالت را در دستور كار قرار مي‌دهد. فصل چهار اما 61 صفحه است و 21 عنوان يا سرفصل را در خود جاي داده. فراتر از عدالت، موهبت بخشش، خدا، رحمت و كليسا، رنج در مقابل رنج و... از جملة اين سرفصل‌ها است، هر فصل، مجموعه‌اي از يادداشت‌هاي غني و مستند را دربرمي‌گيرد و افرادي مثل استنلي‌هاورواس (دانشگاه دوك)، گريگوري جونز (استاد كلام و الهيات)، لوئيس آيرز‌(دانشگاه اموري) و ويليام گاواناف‌(دانشگاه سن توماس) به معرفي، نقد و تحليل اين كتاب 208 صفحه‌اي پرداخته‌اند.
*** 
  City of man: Religion and
 politics in a new Era
Michael Gerson, peter wehner, Timothy J. keller
Moody publisher
 دين و سياست در عصري جديد
    شهر انسان    مايگل گرسُن، نويسنده، سخنگو و مشاور سابق جورج بوش در امور سياسي و پيتر ونر دستيار، عضو هيئت نمايندگي مجلس و رئيس اداره تحقيقات استراتژيك كاخ سفيد؛ پيش از انتشار اين كتاب نيز در عرصة سياست و رابطة آن با دين فعاليت داشته‌اند. گرسُن ستون‌نويس روزنامة واشنگتن پست و صاحب اثر معروف محافظه كاري قهرمانانه است. ونر هم علاوه بر تدريس اخلاق و سياست عمومي، پيرامون امور ديني، فرهنگي و سياسي مطالب بسياري را در استاندارد هفتگي، واشنگتن پست، فايننشيال تايمز، وال استريت ژورنال و ديگر نشريات به چاپ رسانده. اكنون اين دو سياست‌مرد و نويسندة برجسته با الهام از شهرخداي اگوستين، شهر انسان را نوشته‌اند تا مسيحيان آمريكا را به آغاز عصر جديدي از درهم تنيدگي دين و سياست رهنمون شوند. به عقيدة آن‌ها اين اختلاط و امتزاج هم براي كليسا بهتر است و هم كشور؛ در عين حال هيچ حزب سياسي قادر به اعمال نفوذ يا از هم گسستن آن نيست و از همه مهم‌تر آن كه از اشتباهات تاريخي احزاب متعلق به راست ديني و چپ ديني نيز اجتناب مي‌ورزد. نويسندگان مي‌گويند اكنون در جامعة آمريكا راست‌ديني از توازن خارج شده و سكولاريسم معناي خود را از دست داده است. آن‌ها با شجاعت اعلام مي‌كنند كه در سياست خارجي، دولت آمريكا بيشترين تاكيد خود را بر حقوق بشر و اجراي اعلامية جهاني حقوق بشر قرار داده و عنوان مي‌كند كه برجسته‌ترين اصل اخلاقيِ مسيحي همين تاكيد بر حقوقِ يكسان بشريت است، اما اشكال از آن جا آغاز مي‌شود كه اين كشور، اجراي اين حقوق را تنها مختص به خود مي‌داند. سپس نويسندگان با طرح پرسش‌هايي در خصوص بنياد بيل و مليندا گيتس، يا پزشكان بدون مرز يادآور مي‌شوند كه كار اجراي حقوق برابر براي انسان‌ها را عمدتاً نهادهاي مستقلي برعهده دارند كه به هيچ حزب يا كشور خاصي وابسته نيستند. پس اين اصل برجستة مسيحي، كه آموزه‌اي ديني است، در سطح جهاني به خدمت سياست درآمده است. سپس با ارائه شواهدي تاريخي نشان مي‌دهند كه در طول تاريخ، هرگاه كليسا به گونه‌اي افراطي در دام سياست درغلتيده، نه تنها هواداران خود را از دست داده بلكه به جاي حمايت از طبقات ستم ديده به عامل سركوب آن‌ها بدل شده است. در واقع، صميميت بين كليسا و دولت، براي حكومت خوب است و براي كليسا بد. از سوي ديگر، اگر كليسا يكسره گوشة انزوا برگزيند و در امور سياسي شركت نجويد، به خلأ اخلاقي دچار مي‌شود. تاريخ نيم قرن گذشته و استفادة هيتلر از كليسا براي اهداف خويش شاهد اين مدعا است. پس براي رسيدن به توازن چه بايد كرد؟ چگونه بايد در مسائل جهاني مداخله كرد و به دام سياست درنيفتاد؟ اين‌ها همان پرسش‌هاي بنياديني هستند كه گرسن و ونر، با جستجو در تاريخ، كتب مقدس، دستور جلسه‌هاي سياسي و مسائل فرهنگي، به دنبال پاسخ آن‌ها هستند. شهر انسان 144 صفحه است و هفت فصل دارد. به جز مقدمه، پيشگفتار، قدرداني، نمايه و كتاب‌شناسي؛ عناوين فصول هفتگانة كتاب بدين قرار است: 1- دين و سياست: دوستان يا دشمنان؟ 2- حق ديني 3- يك رويكرد جديد 4- اخلاق حقوق بشر 5- نقش و هدف دولت 6- دين، آيين و حوزة عمومي 7- در مقابل سياست و براي سياست. كتاب به زبان انگليسي و در سال 2010 به چاپ رسيده و اولين كتاب از مجموعه‌اي است كه انتشارات مودي با عنوانِ «احياي فرهنگي» در دستور كار خود قرار داده است.
    Political Theology
Four chapter on
 the concept of sovereignty
Carl Schmitt
University of Chicago Press
    الهيات سياسي

 چهار فصل در مفهوم شهرياري
    رابطه ميان رهبري سياسي، هنجارهاي نظم قانوني و حالت فوريت سياسي عمدة مباحث اين كتاب را تشكيل مي‌دهد. نويسنده كتاب، كارل اشميت صراحتاً عنوان مي‌كند كه نظم قانوني، نهايتاً به قضاوت‌هاي گوناگون پيرامون اقتدار متكي است. همان گونه كه به خوبي از عنوان اين كتاب پيداست، اشميت طي چهار فصل مفهوم شهرياري، فرمانروايي و به طور كلي اقتدار را مورد واكاوي قرار داده و درنهايت ليبراليسم و تلاش آن براي غيرسياسي كردن انديشة سياسي را به نقد مي‌كشد.
پيشگفتار كتاب را دكتر تريسي ب. استرانگ نگاشته است، مقدمه به جورج شواب، عضو كميتة ملي سياست خارجي آمريكا و استاد دانشگاه نيويورك، تعلق دارد و همو ويرايش اين اثر مهم را نيز برعهده داشته است.
اما عناوين چهارفصل موردنظر به ترتيب بدين قرار است: 1- تعريف اقتدار 2- مسألة اقتدار، مسأله شكل قانوني و قضاوت 3- الهيات سياسي 4- در پيرامون  فلسفة ضدانقلابي دولت (مايستر، بونالد، دونوسوكارته).
كارل اشميت، فيلسوف سياسي، نظريه‌پرداز حقوقي و نويسندة كتاب‌هايي همچون مشروعيت و حقانيت، دربارة سه‌گونه انديشة حقوقي، رومانتيسيسم سياسي، هنجارهاي زمين، كاتوليسيسم رومي و شكل سياسي، بحران دموكراسي پارلماني و آثار مهم ديگري است.
او اين كتاب خود را در 116 صفحه و به دو زبان انگليسي و آلماني نگاشته است. اما قسمت‌هاي آلماني آن توسط مايكل هوزل و گراهام وارد به انگليسي ترجمه شده است. اين كتاب در مجموعة فلسفة اجتماعي و علوم سياسي انتشارات دانشگاه شيكاگو به چاپ رسيده است. 
  Hegel's Political Theology
Andrew Shanks
Cambridge University Press
    الهيات سياسي هگل

    اين كتاب مي‌كوشد مناسبت و ارتباط متداوم الهيات سياسي هگل را با زندگي بشر امروز تبيين نمايد. نويسنده، دكتر اندرو شنكس، الهيات‌ سياسي هگل را با انديشه‌هاي ميلان‌كوندرا و به ويژه مفهوم «Kitsch» در نزد او متصل ساخته و نشان مي‌دهد كه فلسفة هگل از استلزام‌ها و معاني ضمني مهمي برخوردار است تا جايي كه در روزگار جديد نيز همچنان به عنوان يك منبع و يك سرچشمة الهام مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين كتاب، با عنوان بحث‌ برانگيز آن، ظهور صدايي جديد در تفسير هگلي است و آغازگر آن، بررسي مفهوم «Kitsch» در نزد كوندرا كه در رمان معروف خود بار هستي بدان پرداخته است. نويسنده مدعي است كه هگل يك اصلاح‌گر ديني است كه با اين مفهوم، در عميق‌ترين سطوح آن در افتاده است.
تبيين فلسفي اين درآميختگي البته در قلمرو مسيح‌شناسي و توضيح معناي تجسد جاي مي‌گيرد. نويسنده در مقدمه هدف از تأليف اين كتاب را توسعه و تبيين «رابطة ميان انديشة فلسفي و عقايد ديني، به‌طور كل» (ص16) دانسته و در عين حال احياء سنت مسيحي كه «به واسطة ايدئولوژي، به لحاظ ظاهري تغيير شكل داده» (ص3) نيز از دغدغه‌هاي او بوده است. او نخستين كسي است كه پا را از مسيح‌شناسي فلسفي آنسلم فراتر گذاشت (ص17) چرا كه آن نوع مسيح‌شناسي، مي‌كوشيد تجسد را ضرورتي عقلاني قلمداد نمايد كه براي سازش و آشتي خدا با انسان رخ داده است. (ص17)
او كتاب خويش را در 252 صفحه، يك مقدمه، پنج فصل، يك كتاب‌شناسي و يك نمايه تنظيم كرده است. عناوين فصول پنج‌گانة اين كتاب عبارتند از: 1ـ مسيح‌شناسي هگل 2ـ فلسفه و انديشه‌هاي جزم‌ انديشانه 3ـ مسيح‌شناسي و تاريخ 4ـ الهيات سياسي هگل و 5ـ نتيجه‌گيري.
    Islamic Liberation Theology

Hamid Dabashi
Routledge  

  الهياتِ آزادي‌بخش اسلامي
    حميد دباشي ـ استاد مطالعات ايراني و ادبيات تطبيقي در دانشگاه كلمبياي نيويورك ـ در اين اثر خود، از الهيات آزادي‌بخش اسلامي سخن مي‌گويد. دباشي خالق آثاري همچون اقتدار در اسلام: از ظهور محمد(ص) تا تأسيس حكومت امويان، رؤياي يك ملت: در پيرامون سينماي فلسطين، بنيادهاي ايدئولوژيك انقلاب اسلامي در ايران و ... كتاب خود را در 320 صفحه، يك مقدمه، يك نتيجه‌گيري و هفت فصل تنظيم كرده است. كتاب در حقيقت، با بهره‌گيري از نظريه برخورد تمدن‌ها (ساموئل هانتينگتون) و رويدادهاي پس از حادثه يازدهم سپتامبر، ابتدا روابط اسلام و غرب در دنياي جديد را مورد بازنگري قرار داده و سپس از ظهور الهيات آزادي‌بخش اسلامي خبر مي‌دهد. پايداري در برابر امپراطوري، پايانِ ايدئولوژي، نابينايي و بصيرت، اسلام و جهاني شدن، تعزيه و تشيع، داد باوريِ آزادي‌بخش، مالكوم ايكس به مثابه يك انقلابيِ مسلمان عناوين فصول مختلف اين كتاب هستند كه به طور كلي از نبرد ميان فرمانرواييِ جهانيِ نامقدس و تمام قربانيان آن سخن مي‌گويد.
نقطه آغاز او الهياتِ آزادي‌بخش سياه (جيمزكان)، الهيات آزادي‌بخش گوستاو گوئيترز و آراي يوآن سگوندو در آمريكاي لاتين است. پس از آن، دباشي به بحث در مورد جهان اسلام و تلاش مسلمانان براي تعريف و تحديد ويژگي‌هاي خاص جامعه خويش در جهان مدرن ورود مي‌كند. از نظر او انگيزه ايجاد اين نهضت در ميان مسيحيان جهان سوم و مسلمانان يكي بوده است: پيام اديان سنتي براي مبارزه با ظلم و بي‌عدالتي. يكي از بخش‌هاي جالب اما كوتاه كتاب بررسيِ ادبياتِ ديني ـ سياسي در ايران و پس از آن، واكاوي نهضت‌ سلفي‌ها است كه سابقه آن به 150 سال قبل برمي‌گردد. 

 

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک
افق فرهنگ

گزارش سمينارها

مرضيه سليماني

 1ـ كنفرانس بين‌المللي تعليم و تربيت   اسلامي‌كشور
 مالزي، يكي از كشورهاي بسيار موفق در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي در جهان اسلام است. با مديريت صحيح مسئولان اين كشور، اقليم كوچك مالزي از رشد و توسعة اقتصادي و فرهنگي مطلوبي برخوردار شده و به تدريج در شرق آسيا به قطب و محور جوامع اسلامي بدل شده است. در همين راستا، وزارت فرهنگ دولت مالزي، از 29 نوامبر تا يكم دسامبر سال 2010 ميلادي، سميناري دربارة آموزش و پرورش يا تعليم و تربيت اسلامي را برگزار كرد كه بسيار مورد توجه واقع شد و اين سمينار با توجه به نيازهاي نويني كه در جهان، خاصه در جهان اسلام به وجود آمده يا در حال جوانه زدن است در مورد مسائل متعددي به بحث و ارائة نظر پرداخت. در سمينار بين‌المللي تعليم و تربيت، دو جريان رسمي وغير‌رسمي آموزش و پرورش در جوامع اسلامي مدنظر قرار گرفت و مورد بررسي و تحليل قرار گرفت. به دليل پيچيدگي و توسعة جوامع اسلامي و كل جهان، اين مسئله اهميتي مضاعف يافته و به يك معنا، سرنوشت آيندة جوامع اسلامي به اين موضوع بستگي دارد. جريان‌هاي رسمي آموزش و تربيت نظير شبكه‌هاي عظيم و متعدد دانشگاه‌ها و مدارس و كالج‌ها و... عمده‌ترين بخش آموزش‌ها را به مردمان در جوامع اسلامي عرضه مي‌كنند. در همين حال، جريان غيررسمي نيز آموزه‌هاي خاص خود را به مردم منتقل مي‌كند كه از طريق خانواده‌ها و شبكه‌هاي محلي و مساجد و محافل ديني و غيره ارائه مي‌شود. اين بخش نيز در جوامع اسلامي از اهميت بسياري برخوردار است. در حقيقت اينها شخصيت و ذهن و مهارت‌هاي جوانان و نوجوانان مسلمان را درگير موضوعات مهمي مي‌كنند كه هويت اسلامي اين افراد وابسته بدان است. خصوصاً همين شبكه‌هاي تعليمي غيررسمي، ارزش‌هاي گذشته و سنت‌ها را در ذهن مسلمانان  تاكيد مي‌كنند و گسترش مي‌دهند. همين مسئله باعث مي‌شود تا در مواجهه با تغييرات پي‌درپي در جهان معاصر و تحولاتي كه شاهد آن هستند از ثبات و امكان مواجهه به صورتي بهتر و پايدارتر برخوردار باشند. به نظر مي‌رسد، فلسفة اسلامي تعليم و تربيت هم از همين نقطه در عصر ما آغاز شده و حائز اهميت است. در كنفرانس آموزش و پرورش يا تعليم و تربيت در مالزي، تعداد زيادي از متفكران، پژوهشگران، استادان و نويسندگان سراسر جهان حضور يافتند و با تبادل آراء، دستاوردهاي زيادي عرضه كردند. هدف اصلي ايشان اين بود تا به راهكارهاي منسجمي در عرصة سياست‌هاي تعليم و تربيت در جوامع اسلامي دست يابند و بتوانند نظام معرفتي و فلسفة خاصي از تعليم و تربيت را براي جوامع اسلامي و متناسب با وضع خاص ايشان عرضه كنند. همچنين سيستم‌هاي آموزش و پرورش جايگزين را مورد توجه قرار داده و براساس شرايط و امكانات ملل و جوامع اسلامي، در اين سيستم‌هاي جايگزين، پيشنهادهاي سازنده و عملي ارائه كنند.
2ـ فلسفة فيلم
دانشگاه وارويكر، از پانزدهم تا هفدهم جولاي 2010، سمينار بزرگي دربارة فيلم و سينما برگزار كرد كه جهت‌گيري فكري و تئوريك آن، از عنوان همايش كاملاً هويدا بود. در متن بروشور سمينار آمده كه همه ساله تعداد زيادي جشن و مراسم اعطاي جوايز و جشنواره‌هاي عرضه و نمايش فيلم در سراسر جهان برگزار مي‌شود. اين امر، به همراه توليد تعداد زيادي فيلم سينمايي و سريال در سراسر جهان، نشان‌دهندة گسترة عظيم سينما در حيات معاصر بشر است. اما در همين زمينة مهم، لازم است بحث‌هاي عميق و جدي صورت گيرد تا فلسفه و نتايج و نظام معرفتي وابسته به تصويرها و داستان‌هاي سينمايي نيز مجالي براي تأمل و تفكر باقي گذارد.
در سمينار فلسفه فيلم، علاوه بر نشست‌هاي تخصصي، كارگاه‌هاي آموزشي براي نقد و بررسي و تحليل فيلم نيز برگزار شده و فيلم‌هايي نيز نمايش داده مي‌شود. سخنراني‌ها و موضوعات متفاوت بوده و هر يك در زيرشاخه‌اي خاص ارائه مي‌شود. مثلاً موضوع كلي تئوري فيلم، يا اخلاق، يا لاكان، و نيز: هويت، ژيل دلوز و سينماي جهان، ايري‌گاري، سينماي ديجيتالي و... كه هر كدام در برگيرندة چندين سخنراني، ميزگرد، كارگاه آموزشي و نمايش فيلم‌هاي نمونه بوده است. از سخنراني‌هاي مهم مي‌توان به خطابة جيمز كونات اشاره كرد با عنوان:آنتولوژي تصاوير سينمايي. همچنين رابرت واتسون با عنوان: ريچارد رورتي و اخلاقي جهاني و سيريانا و بالاخره سخنراني شينين آيدين‌لي به اسم: فيلم به مثابه انديشيدن در بستر تفاسير فلسفي. ريچارد استمپ، گلن دوكروز، سيلوي ماژل اشتات، پاتريشيا ديريزيو و... نيز برخي ديگر از سخنرانان بودند كه در موضوعات متنوعي در نشست‌هاي اصلي و فرعي‌ همايش صحبت كردند. از جمله در موضوعات زير:
اسطوره‌هاي‌هاليوود‌و‌بحرا‌ن‌هاي يدئولوژيك، سينما و بحران‌ اخلاقي، هويت آفريني در سينما،‌ مسئلة روح در سينما، مردمان فراموش شده و كشورهاي توسعه نيافته در سينما، محدوديت‌هاي فرماليسم، مرگ انيماتور و مرگِ مرگ، موسيقي و سينما، سينما به مثابه ابزار آموزش، سينما به عنوان هنر يا به مثابه صنعتي اقتصادي، آيندة سينما و... .
3ـ بوديسم، همچنان در معرض توجه:
از روز شش تا هشت ژوئن در شهر نيومكزيكو سميناري برگزار شد كه محور توجه آن بوديسم بود. برگزاركننده و سازمان‌دهندة اين سمينار، دانشگاه نيومكزيكو بود كه با كمك مسئولين و استادان «مركز ذنِ بودي مندا» برگزار شد. اين مركزِ ذنِ بودي مندا، يك مركز آموزش طريقت‌هاي مراقبه در كوهستان كانيون در مكزيك است كه از سال 1973 آغاز به كار كرده و پيروان و شاگردان زيادي تربيت كرده است. نام اصلي اين سمينار چنين است: «آيين بودا ـ آيين خرد». موضوعات اصلي در سخنراني‌ها هم عمدتاً دربارة فلسفه ذن، ذاذن،  روش‌هاي مراقبه، ابزارهاي مديتيشن و... است كه علاوه بر خطابه، با كارگاه‌هاي عملي و مطالعه‌هاي گروهي نيز همراه شده و شركت‌كنندگان رابه كار جمعي ترغيب مي‌كند.
برخي از سخنراني‌هاي اين سمينار عبارت است از بنيادهاي بيداري ذهن، سرشت نفس، طبيعت متزلزل جهان، انسان پايدار و انسان ناپايدار، و چگونه تمركز كنيم؟ از جمله سخنرانان اين همايش مي‌توان از پروفسور نوريتوشي آراماكي_ استاد و پروفسور دانشگاه كيوتو_ نام برد. همچنين از پروفسور هال راس از دانشگاه براون، پروفسور سارامك كلينتاك از دانشگاه عموري، پروفسور هلن باروني از دانشگاه هاوايي و استاد برجسته و ممتاز دانشگاه ميسوري در رشتة نورولوژي و اعصاب، پروفسور جيمز آستين. رياست اين سمينار برعهدة روشي (رئيس كاهنان) كيوزان جوشو بود كه خود براي افتتاحيه سخنراني كرد.
4ـ همايش كليساهاي مسيحي:
دانشگاه صليب مقدس در رم، سميناري يك هفته‌اي مخصوص روزنامه‌نگاران برگزار كرد كه طي آن سخنراني، ديدار از كليساهاي معروف و نشست‌هاي چندگانه‌اي در بحث و بررسي كليساها برگزار شد. زمان اين سمينار ششم تا دوازدهم سپتامبر 2010 بود. در اين همايش، از كليساها، به عنوان نمادهاي ديني، مكان‌هاي قدسي و موثر در بصيرت مومنان، فضاهاي خاص، معماري و هنر خالص مسيحي و... نام برده شده و مدعوين به ديدار اين مكان‌ها برده شدند تا با توضيحات و مشاهدات عيني، از ماهيت ديني آن بيشتر آگاه شوند: 1ـ ديدار از كليساي پطرس مقدس (كليساي بازيليك) 2ـ ديدار از شهر قديمي اسكاوي كه در زير بازيليك كنوني قرار گرفته است 3ـ ديدار از نمازخانه سيستين 4ـ ديدار از دفتر مطبوعاتي واتيكان 5ـ ديدار از مقر پاپي 6ـ بازديد از موزه واتيكان و نقاط ديگري همچون كليساهاي كهن در مناطق نزديك.
موضوع سخنراني‌ها و نشست‌هاي اين سمينار، در اين موضوعات تعريف شده است: فرهنگ و دين، گفت‌وگوي فرهنگي و ديني، علم و دين، مسائل اجتماعي و اخلاقي زيست‌محيطي، كليسا و رسانه، سرشت و ساختار كليساي كاتوليك، برخي از سخنرانان و عنوان سخنراني‌هاي آنان نيز بدين‌ قرار بوده است: 1ـ الهيات مقدس از آنسلم تا رم/ چارلز براون، كشيش‌ ساكن نيويورك، وي دانش‌آموخته تاريخ در دانشگاه نوتردام و فارغ‌التحصيل الهيات از تورنتوي كانادا است. 2ـ مسئله كليسا و بحران روابط در آن/ ياگولا دلاسيروا، رئيس دفتر ارتباطات روز جهاني جوان در مادريد در سال 2011 و رئيس مدرسه اقتصاد و روابط بين‌الملل در دانشگاه صليب مقدس. 3ـ فلسفه كتاب مقدس. اين عنوان سخنراني پروفسور برناردو استرادا است. وي استاد مطالعات عهد جديد از كلمبيا و متخصص زبان يوناني در مدرسه فلسفه و ادبيات همان دانشگاه است. استرادا دكتراي خود را در الهيات كتاب مقدس در سال 1981 از اسپانيا گرفته است. 4ـ درياي مقدس و وضعيت يك كشور خاص. پروفسور ديويد ماريا، كشيش سابق در كليساي كاتوليك سنت‌جان در تگزاس، وي اكنون عضو دپارتمان دانشگاه صليب مقدس است. در مورد ديويد ماريا جالب است بدانيم كه وي از پدر و مادري يهودي در تل‌آويو به دنيا آمده، اما تغيير كيش داده و هم‌اكنون كشيشي كاتوليك است. 5ـ هنر در موزه‌هاي واتيكان. اين موضوع سخنراني مورخ هنر آمريكايي، پروفسور اليزابت‌لو است. وي در دانشگاه شيكاگو تحصيل كرده و هم‌اكنون مدرس تاريخ هنر در دانشگاه‌هاي ايتاليا است. اين خطابه به صورت درس‌نامه، همزمان در تلويزيون ايتاليا در ده قسمت پخش مي‌شود. 6ـ تبليغ و تاثيرگذاري در كليسا. كشيش فردريكو لومباردي، مدير بخش مطبوعات دانشگاه صليب مقدس جناب پدرلومباردي است و در آلمان رياضيات خوانده ولي به سوي رسانه‌ آمده و مدت‌ها در نشريات قلم ‌زده است. در سال 1984، در انتخابات استاني يسوعيان ايتاليا به عنوان نماينده برگزيده شد و هم‌اينك مدير راديو واتيكان است. 7ـ جنبه‌هاي تاريخي و هستي شناسانة مفاهيم علمي و رابطة علم و دين. موضوع سخنراني پدر، پروفسور رافائل مارتينز، رئيس مدرسه فلسفه و فلسفه علم در دانشگاه‌هاي ايتاليا است. مارتينز، فارغ‌التحصيل دكتري در رشته‌‌هاي پزشكي و فلسفه است. 8ـ انسان شناسي و كليسا. پروفسور، پدر پائول اكالاگان، استاد الهيات و انسان‌شناسي در دانشگاه‌هاي ايتاليا. وي مهندس برق و الكترونيك بوده و مدتي در دهه 1970 استاديار دانشگاه دوبلين بوده است. 9ـ الهيات و علوم ژئولوژيك. عنوان خطابه لوئيس رومرا، استاد ماوراءالطبيعه در دانشگاه اسپانيا است. رومرا عضو آكادمي قديس توماس آكويناس و مولف چندين كتاب دربارة علم و دين است. 10ـ الهيات جزم انديشانه. لوچيو رزي، دانش‌آموخته فلسفه در حوزه علميه متروپوليتن. متخصص در سيستم‌هاي مهندسي مايكروسافت و استاد روابط تجاري و بازرگاني است. وي در حال حاضر در سانتاكروز و دانشگاه كلمبيا تدريس مي‌كند. 11ـ اسلامي كه نمي‌جنگد. ميشل زان زوچي، نويسنده ده‌ها كتاب، از جمله عراق پس از جنگ و اوضاع خاورميانه است. وي استاد روزنامه نگاري و سردبير مجله Citta Nuova است كه به 24 زبان منتشر مي‌شود. 12ـ ديگر سخنرانان اين سمينار پاتريشيا توماس، كاردينال سراسقف جيمز فرانسيس استافورد (نايب رئيس شوراي گفت‌وگو ميان كاتوليك ها و لوتري‌ها و عضو كنگره اسقف‌ها و كليسا‌هاي اسقفي)، پروفسور زاماگني از بولونيا، پروفسور وسكاوي استاد بيولوژي از دانشگاه ميلان، كاردينال پيترو كودو (نايب رئيس انجمن اسقف‌نشين‌ها و نخستين رئيس كليساي اسقفي آفريقا)... بودند. اين همايش با پوشش وسيع رسانه‌هاي مكتوب، راديو و تلويزيون و اينترنت انجام گرفت.
5 ـ كنفرانس‌ بين‌المللي تجارت و بازاريابي اسلامي:
باز هم مالزي و شهر مركزي و بزرگ  آن، كوالالامپور. اين شهر در روزهاي 29 و 30 نوامبر 2010 ميلادي، ميزبان كنفرانسي در عرصه بازرگاني با محوريت بازهاي اسلامي بود. متولي و سازمان دهنده اين سمينار، دپارتمان بازرگاني در دانشگاه مالزي با همكاري كالج بازرگاني برونل در دانشگاه برونل واقع در بريتانيا، به همراه دانشكده بازرگاني در فرانسه ESSEC، كه همراه با هم به انجام اين همايش اقدام كرده بودند. در اين كنفرانس، كه نخستين سمينار بزرگ و بين المللي در زمينه بازاريابي و تجارت اقتصادي است، پژوهشگران و دانشمنداني كه در رشته‌هاي بازرگاني و اقتصاد و بازاريابي تخصص دارند، گردهم آمدند تا براساس انگاره‌هاي علوم اقتصادي، براي تجارت جهان اسلام زمينه‌هاي تازه‌اي يافته و براي مشكلات آن راه‌حل‌هاي تازه‌اي جستجو كنند. اين تجارت‌سراي عظيم  يك و نيم ميلياردي يا به اصطلاح ماركتينگ عظيم، اخيراً و طي دو سه دهه اخير بسيار مورد توجه قرار گرفته و به دليل بكر بودن و جمعيت و ثروت فراواني كه دارد، طبعاً منافع سرشاري براي بنگاه‌هاي اقتصادي خواهد داشت. به هر حال، مي‌دانيم كه جوامع اسلامي، بسيار ثروتمند، قدرتمند و در حال رشد هستند. مسلمانان نسبت به دو دهه قبل،  جمعيت تحصيل‌كرده، قدرتمند و فعال‌تري دارند. اما نكته مهم اين است كه اين جامعه از ويژگي‌ها و تلقي‌ها و گرايش‌هاي ويژه‌اي برخوردار است. از جمله اينكه مسلمانان بسيار پاي‌بند به مسائل ديني، از جمله حلال و حرام هستند. وجه ديني هميشه و در هر حال براي مسلمانان اهميت دارد. مثلاً غذاها و پوشك‌ها و عطرها و اتومبيل ها و البسه و غيره، در جوامع اسلامي به نحو و باشكل و محتواي ديگري مصرف مي شود. بسياري از كمپاني‌هاي كوچك يا بزرگ، در حال حاضر عمده‌ترين بخش فعاليت‌هاي بازاريابي خود را بر روي جوامع اسلامي متمركز كرده‌اند. برخي شركت‌هاي بسيار معروف چند مليتي، نظير مك دونالد، نستله و KFC كوشيده‌اند برطبق استانداردهاي جوامع اسلامي محصولات خود را توليد و بسته‌بندي كنند تا مشتريان مسلمان بيشتري داشته باشند. اين سمينار كه از اهميت اقتصادي زيادي برخوردار بود، با استقبال زيادي در سراسر جهان، از سوي مراكز دانشگاهي، اقتصادي و پژوهشگران برخوردار بود و شركت‌كنندگان معتبر و زيادي در آن شركت كردند. از جمله، پروفسور محمد نور عثمان، رئيس دپارتمان بازرگاني دانشگاه مالزي كه ضمناً رئيس سمينار بود.

 

 

گزارش «اطلاعات حکمت و معرفت» از همايش بين المللي روز جهاني فلسفه

PDF چاپ نامه الکترونیک

  گزارش «اطلاعات حکمت و معرفت» از همايش بين المللي روز جهاني فلسفه

  منوچهر دين پرست 

  درآمد: سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحده «يونسکو» از سال 2002 تصميم گرفته است دومين پنج شنبه از ماه نوامبر هر سال را به نام روز جهاني فلسفه نام گذاري و در تقويم يونسکو ثبت کند. از آن زمان تا سال 2005 هر ساله همايش اصلي اين روز در مقر يونسکو در پاريس برگزار شد و پس از آن در سال هاي 2005 در کشور شيلي، 2006 در کشور مراکش، 2007 در کشور ترکيه، 2008 در کشور ايتاليا با موضوع «حق و قدرت» و 2009 در کشور روسيه با موضوع «فلسفه در گفتگوي فرهنگ ها» همايش هايي همزمان برگزار شد. ايرانيان در سال 2008 آمادگي خود را به يونسکو براي برگزاري اين همايش در ايران اعلام کردند. بعد از موافقت رسمي يونسکو قرار شد اين همايش در سال 2010 در ايران برگزار شود. موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران به مديريت دکتر غلامرضا اعواني، چهره سرشناس بين المللي ايراني، اصلي ترين نهادي بود که مديريت اين برنامه را به عهده گرفت. بعد از جلسه هاي متعدد نيز، موضوع همايش «فلسفه: نظر و عمل» عنوان گرديد و به همين منظور پيش همايش ها و کنفرانس هاي متعددي در دانشگاه ها و موسسات با همکاري فرهنگستان علوم و وزارت آموزش عالي برگزار شد. اين همايش قرار بود با همکاري يونسکو برگزار شود اما روز سه شنبه 18 آبان ماه يعني کمتر از دو هفته مانده به برگزاري همايش(30 آبان) ايرينا بوکوا مدير کل يونسکو اعلام کرد که يونسکو از شرکت در مراسم روز جهاني فلسفه در تهران انصراف داده است و در ذکر دلايل خود تنها به اين جمله اشاره کرده است: «دبيرکل اکنون به اين نتيجه رسيده که شرايط لازم براي تضمين سازمان‌دهي موثر يک کنفرانس بين‌المللي در ايران وجود ندارد و بهتر است که اين برنامه لغو شود». طبعا اين اقدام گذشته از آشفته کردن ايرانيان موجب واکنش هاي مقتضي گشت. ايشان ضمن محکوم کردن اقدام يونسکو در لغو يک جانبه توافقنامه اي که پيش از اين ميان موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران و سازمان يونسکو به امضا رسيده بود، آن را اقدامي سياسي و تحت تاثير فشارهاي برخي ايرانيان خارج از کشور دانستند و به برگزاري همايش به رغم پاپس کشيدن يونسکو تاکيد کردند. اما علي رغم همه اين ها همايش روز جهاني فلسفه، بدون حضور يونسکو و در روز 30 آبان با سخنراني محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران در سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران افتتاح شد. در ادامه گزارش تلاش مي کنيم گزارش مختصري از اين همايش ارائه كنيم: در افتتاحيه مراسم که با ضرب آهنگ زورخانه اي اشعاري از حکيم ابوالقاسم فردوسي همراه بود، محمود احمدي نژاد -رئيس جمهور- طي سخناني، اجلاس فلسفه را بسيار مغتنم دانست و سخناني درباره خلقت و انسان از نگاه حکمي گفت. به نظر رئيس جمهور انسان به ميزان شناخت از خالق و جهان و همچنين باور آن بزرگ مي شود و کمال مي يابد ، انسان از هر پديده اي که او را مي شناسد بزرگتر است. اگر کسي خدا و انسان را بشناسد به طور طبيعي بر ساير موجودات اشراف پيدا مي کند، مهمترين مسئله انسان شناخت خود و شناخت خالق است. وي در پايان گفت: با دستيابي بشريت به انسان کامل و با ظهور انسان کامل تمام استعدادهاي عالم به فعليت خواهد رسيد و اسماء و صفات الهي به طور کامل در زمين متجلي خواهد شد آنگاه است که بشريت طعم واقعي وصل به حقايق، عدل، عزت، پاکي و رحمت الهي را خواهد چشيد. آن روز دير نخواهد بود. بياييد در تحقق اين وعده الهي و آرزوي شيرين سهم مناسبي داشته باشيم. غلامعلي حداد عادل که با حکم رئيس جمهور به سمت رياست همايش روز جهاني فلسفه منصوب شده بود، ديگر سخنران افتتاحيه بود. وي با اشاره به اينکه چراغ فلسفه هرگز در ايران خاموش نشده است، فلسفه را ميدان تعقل و تفکر دانست و گفت: اگر مسائل امروز با بحث و استدلال حل نشود، به طور حتم در ميدان هاي جنگ و در مجامع سياسي بين‌المللي نيز حل نخواهند شد. وي گفت: ملت ايران تاريخ خود را با جوهر عقلانيت و معنويت و خداپرستي و دين‌داري و عدالت‌خواهي و صلح‌طلبي نگاشته است. شما ميهمان ملتي هستيد که در دامن خود دانشمندان و حکيمان و عارفان و فيلسوفان و شاعران بزرگي پرورش داده است. وي خطاب به حاضران گفت: شما به کشور ابن سينا سفر کرده‌ايد و او همان کسي است که بزرگترين فيلسوف قرون وسطاي اروپا يعني توماس اکويناس در کتاب الهيات خود بيش از چهارصد بار با ارجاع به آثار او از وي ياد مي‌کند. حداد عادل در ادامه به اهميت فلسفه در بهبود مناسبات بين الملل تاکيد کرد. البته حداد عادل در مراسم اختتاميه نيز سخنراني کرد و در آن جا بيشتر به اعلام انصراف يونسکو از همايش پرداخت و گفت: چهل روز پيش معاون علوم انساني و اجتماعي يونسکو به ايران آمد و ما او را قانع کرديم که ايران شرايط لازم براي برگزاري اين همايش را دارد. پس از آن موافقت‌نامه‌اي نيز ميان ايران و يونسکو به امضا رسيد اما ده روز قبل از برگزاري اين همايش، يونسکو بدون هيچ مقدمه‌اي از همکاري در برگزاري اين همايش انصراف داد. ما اين اعلام انصراف را تأسف‌آور مي‌دانيم و آن را به معني تسليم يونسکو در برابر قدرت هاي سلطه‌گر دنيا مي‌دانيم. آنچه درباره اين همايش اتفاق افتاد ما را نگران مي‌کند. ما در موجه بودن حقوقي اين تصميم بنا بر ضوابط حقوقي خود يونسکو ترديد جدي داريم و حق پيگيري اين امر را براي خود محفوظ مي‌دانيم و تصور مي‌کنيم آنکه ضرر کرده است ما نبوديم بلکه يونسکو بود.

جهاني بودن و پرسش دو خصلت
اما نخستين سخنران تخصصي و مهم  همايش را غلامحسين ابراهيمي ديناني_ استاد برجسته فلسفه دانشگاه تهران_ بر عهده گرفت که عنوان سخنراني اش «فلسفه؛ بهترين راه براي گفتگو» بود. دکتر ديناني گفت فلسفه از ايران آغاز شد چرا که افلاطون تحت تأثير حکمت ايران بوده است، اسلام تفکر را تقويت کرد و قرآن برجسته‌ترين کتاب آسماني انسان را به تفکر و تدبر  فرا مي‌خواند. ديناني با اشاره به وجه پوشاننده زبان بر اهميت گفتگو تاکيد کرد و گفت: اديان به اين دليل که پيش داوري دارند گفتگوهايشان به جايي نمي رسد و به جدال مي انجامد حتي فرقه هاي يک دين هم با هم کنار نمي آيند.اما فيلسوفان به اين جهت که نبايد پيش داوري داشته باشند بهترين گزينه براي گفتگو هستند؛ البته يک فيلسوف مي تواند معتقد باشد اما بايد اعتقادات خود را کنار بگذارد و بعد وارد بحث شود چرا که با پيش داوري نمي توان فيلسوف بود. وي پرسش و جهاني بودن را دو ويژگي برجسته فلسفه خواند و گفت: از بهترين خصلت هاي ذاتي فلسفه پرسش است. کسي که سئوال ندارد فيلسوف نيست اگرچه تمام کتاب هاي فلسفي را نيز خوانده باشد. ديناني در ادامه به خاستگاه هاي ايراني فلسفه اشاره کرد و هم زمان بر جهاني بودن فکر و انديشه تاکيد کرد. ديناني در بخشي از سخنانش، حواشي به وجود آمده در مورد روز جهاني فلسفه در ايران را آلوده به اغراض سياسي دانست و گفت: جاي اين کنگره در ايران است چرا که ايران مهد حکمت بوده است نه در برخي کشورها که اصلا نمي دانند فلسفه چيست. دکتر رضا داوري اردکاني، رئيس فرهنگستان علوم و استاد فلسفه دانشگاه تهران نيز در مراسم افتتاحيه همايش بين‌المللي روز جهاني فلسفه گفت: آينده، روشن‌ترين و در عين حال مبهم‌ترين مفهوم است اما اکنون به مفهوم آينده نبايد کاري نداشته باشيم زيرا زمان مفهوم نيست بلکه جلوه وجود است و بيشتر به يک راز مي‌ماند چنان‌که هر وقت و هر جا که به‌عنوان مسئله مطرح شده است، متفکران دچار مشکل شده و راه به جايي نبرده‌اند اما آنچه معلوم است اينکه آينده با تفکر در نظر مي‌آيد و به آينده بدون فلسفه و يا به تعبير دقيق‌تر، بي‌تفکر نمي‌توان رسيد. اگر اينجا به اعتباري نسبت فلسفه با آينده در برنامه‌ريزي ظاهر مي‌شود در بعضي حوزه‌هاي فلسفي، عمل و اگزيستانس بر نظر تقدم دارد و آينده با آزادي ساخته مي‌شود. وي افزود: سي سال پيش در انتخابات فرانسه، که ميان فرانسوا ميتران و ژيسکاردستن رقابت بود همه منتظر بودند که ژان پل سارتر حرفي بزند و موضعي بگيرد. سارتر در آن زمان همچنان به سياست چپ متمايل بود و احزاب جناح چپ فرانسه متحد شده بودند که به فرانسوا ميتران رأي بدهند. روز قبل از انتخابات يک روزنامه فرانسوي (فيگارو) با حروف درشت از قول سارتر نوشت که: «من به بي‌قانوني رأي مي‌دهم». اين سخن در نظر بسياري از افرادعجيب مي‌آمد. مگر مي‌توان بدون قانون زندگي کرد؛ ولي اقتضاي اگزيستانسياليسم همين بود يعني ژان پل سارتر از موضع خود درست گفته بود چگونه مي‌توان به بي‌قانوني رأي داد؟ در فلسفه سارتر هر کس بايد راه زندگي و آينده خود را خود اختيار کند. دكتر داوري تاكيد كرد: فلسفه اگزيستانس جاي فضائل عقلي و فکري ارسطو و فارابي را گرفته است. فضائل فکري و اگزيستانس هر دو به آينده نظر دارند و تفاوتشان در اين است که اولي به آينده نظم مي‌دهد و دومي همواره بايد در حال انتخاب باشد. بي‌آنکه چيزي يا کسي بتواند او را در اين انتخاب ياري کند. مي‌بينيم که در آغاز تاريخ فلسفه فيلسوف قوام آينده را متوقف بر فلسفه دانسته و در زمان ما فيلسوفي که مابعدالطبيعه را در اگزيستانسياليسم منحل کرده است، آينده در نظرش تاريک و غيرقابل پيش‌بيني است. اينکه جامعه کنوني جهان با قانون و با اگزيستانسياليسم چه نسبتي دارد، مسئله مهمي است که نمي‌توان در اين مجال به آن پرداخت. دكتر داوري گفت: من هم‌اکنون به اگزيستانسياليسم ژان پل سارتر هم کاري ندارم و نمي‌خواهم درباره آن چيزي بگويم اما گاهي به‌ياد گفته فيلسوف اگزيستانسياليست مي‌افتم و اين فکر در نظرم مي‌آيد که چه مي‌شد اگر يک روز صبح از خواب بيدار مي‌شديم و مي‌ديديم که همه قوانين و مقررات و بخش نامه‌ها ملغي شده است؟ اگر اين قوانين و مقررات مناسب و بجا بودند و سازمان‌ها از عقل و درايت بهره داشتند نياز به آنها بلافاصله آشکار مي‌شد اما اگر بد بودند و به‌کار نمي‌آمدند شايد حتي نبود آنها احساس نمي‌شد ولي آيا ممكن است جامعه‌اي قانون نداشته باشد و به قانون نيازمند نباشد؟ جامعه به قانون و عقل و تدبير نياز دارد اما پژمرده شدن و از ميان رفتن نظام عقل و تدبير بعيد و حتي محال نيست.

حافظ معماهاي حکمت
نشست تخصصي فلسفه و ادبيات يکي از نخستين نشست هاي تخصصي همايش بود که عصر يکشنبه به مديريت ضياء موحد و با حضور اميرعلي نجوميان، محمد شهبا و رويا صدر برگزار شد. در اين جلسه لئونارد لوئيسون از کشور انگلستان گفت: فيلسوفان بزرگ شما ايراني‌ها اشعار حافظ را به کار مي‌برند تا بتوانند سخنان پيچيده و مشکل فلسفي را به بيان شاعرانه معرفي کنند. فيلسوفان ايراني به خوبي فهميده بودند که شعر حافظ خارج از علم تصوف نيست. به نظر من بحث بر سر صوفي بودن يا نبودن حافظ معني ندارد موضوع مهم اين است که حافظ با اشعارش علم تصوف را بيان کرده است. وي افزود: حافظ معماهاي حکمت را با زباني زيبا بيان کرده است و فيلسوفان ايراني نيز از اين بيان شيوا بهره برده‌اند. امروز در علم حافظ شناسي شاهد پيشرفت‌هاي زيادي هستيم. اما اين علم هنوز از رحم مادر بيرون نيامده است. در ادامه اين برنامه اميرعلي نجوميان با محوريت جنسيت و تجربه خوانش گفت: يکي از سئوالات مهمي که در طول تاريخ، اديبان از خود مي پرسيدند اين بوده است که سرشت ادبيات چيست. بايد به اين موضوع توجه داشت که نام شاعر تاثير عجيبي بر تلقي ما از شعر دارد يعني اگر نام شاعري را بدانيم قطعاً شيوه خوانش ما از شعر متفاوت خواهد بود. نمي‌توان شعر را چيزي دانست که سروده مي‌شود و شاعر در آن را مي‌بندد بلکه شعر در يک فرآيند ديناميک با مخاطبش ارتباط برقرار مي‌کند و سرودن آن تازه باعث شروع ارتباط مخاطب با شعر مي‌شود. سپس محمد شهبا با محوريت موضوع فلسفه ادبيات و نظريه فيلم سخنراني کرد و گفت: بحث فلسفه ادبيات يک موضوع بسيار قديمي است ولي موضوع فلسفه فيلم بحثي جديد است که روي آن کمتر کار شده است. هر دوي اين موضوعات زيرمجموعه بحث زيبايي شناسي هستند و پرسش هستي در زيبايي شناسي اين است که هنر چيست که البته تا به حال کسي جواب کامل و جامعي به اين سئوال نداده است رويا صدر نيز به بيان مسائلي در مورد فلسفه و طنز پرداخت.

فلسفه به دنبال آرامش
نشست "فلسفه و زندگي روزمره" ديگر پانل تخصصي از مجموعه نشست هاي عصر  روز نخست بود. در ابتداي اين نشست دکتر رضا اکبري استاد دانشگاه امام صادق(ع) به موضوع "ضرورت فلسفه به مثابه تبيين و زندگي روزمره" پرداخت و گفت: فلسفه تعاريف مختلفي دارد . کلمه تبيين در اين بحث به معناي اين است که چه عواملي در پيدايش يک حادثه نقش دارند و هرکدام از اين عوامل چگونه عمل مي کنند. تبيين انواع گوناگوني دارد که مي تواند عقلاني، تجربي و يا شهودي باشد به عبارت ديگر  تبيين مي تواند متفاوت باشد. فلسفه براي زندگي روزمره ضرورت دارد. در زندگي روزمره همواره در حال تصميم گيري بوده و نيازمند به يک عقلانيت عملي هستيم، از طرف ديگر عقلانيت عملي هم مبتني بر عقلانيت نظري است. تبيين مي تواند به اين فعليت رساني کمک کند بنابراين فلسفه يک نوع حرکت در مسير طرح و نقشه الهي است. انسان بايستي در اين طرح و نقشه به صورت شبکه اي عمل کند. يعني براي مثال توجه به حس زيبايي دوستي بايد همزمان با حقيقت جويي و حق پرستي باشد و نبايد توجه به يک مؤلفه باعث غفلت از ديگري باشد. در ادامه اين نشست دکتر عباس گوهري به بررسي موضوع "فلسفه و آرامش در زندگي روزمره" پرداخت و گفت: بسياري از فلسفه ها به دنبال آرامش هستند. آرامش يک عامل نفساني است و تا اين موضوع حاصل نشود جسم به آرامش نمي رسد. سخنران بعدي اين نشست خانم دکتر مايجا کوله از دانشگاه ريکا کشور لاتويا بود که به بررسي موضوع "شکل زندگي بر سطح به مثابه پديده اي جهاني" پرداخت. وي گفت: زندگي يک مفهوم فراگير است و براي زندگي در يک جامعه بايد به برخي قوانين عامل و پايبند بود. اشکال مختلفي از زندگي وجود دارند و تعريف شده اند و با رويکردهاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته اند. يکي از اين رويکردها، انسان شناسي فرهنگي است. انسان شناسي فرهنگي سعي مي کند تاريخ زندگي اجتماعي انسان ها را بيان کند.

هستي شناسي هايدگر
در ديگر  نشست تخصصي همايش که به ارتباط نظر و عمل در تاريخ فلسفه اختصاص داشت، حجت الاسلام احمد احمدي، هه خيرونگ از چين، حسن معلمي، ژاکوب هانس ژوزف اشنايدر از برزيل، جاناتان هُپ از آلمان و فرحات الدريسي از تونس سخنراني کردند. در ابتداي اين نشست حجت الاسلام دکتر احمد احمدي با عنوان" خواجه طوسي در نظر و عمل" به سخنراني پرداخت و پس از اشاره به زندگينامه پر فراز و نشيب خواجه نصيرالدين طوسي در زمان حمله و حاکميت مغول بر ايران، اهم انديشه هاي او در زمينه فلسفه اخلاق را معرفي کرد. دکتر احمدي در پايان به سؤال خود از علامه طباطبايي در مورد اخلاق عملي فيلسوفان اشاره کرد و گفت: از علامه سؤال کردم که چرا فيلسوفان مسلمان به مانند مغرب زمين در کنار حکمت نظري خود حکمت عملي ننوشتند؟ ايشان فرمودند که چون در اسلام بحث اخلاق به صورت گسترده و جامع بيان شده است فلاسفه مسلمان خود را بي نياز مي دانستند که حکمت عملي بر حکمت نظري خويش بنويسند و به آن اکتفا مي کردند. خانم دکتر هه خيرونگ از چين ديگر سخنران اين نشست بود که به ارائه مقاله خود با عنوان "شيوه هاي گوناگون در خصوص [مسئله] هويت فرد از ديدگاه مقايسه ميان فلسفه چيني و غرب" پرداخت و گفت: مسئله هويت از تازه ترين مباحث مطرح شده است. اين مسئله در سال هاي اخير نه تنها در فلسفه بلکه در روانشناسي، انسان شناسي، جامعه شناسي و غيره به شکلي جدي تر مورد بحث قرار گرفته است.
در اين نشست همچنين جاناتان هپ از دانشگاه کبک کانادا به ارائه مقاله خود با عنوان" حال اصيل؟ هستي شناسي در برابر سوژه" پرداخت و گفت: مارتين هايدگر در هستي و زمان سعي دارد به طرزي قاطع هستي شناسي را به منزله فلسفه اي مشتق از معنا تدوين کند. هستي شناسي مورد نظر بايد پيش از هر چيز، فلسفه مدرن (يعني دکارتي) را پشت سر بگذارد که در آن هستي معنادار تنها به شکلي فرعي راهنماي راه بوده و سوژه متفکر و سخنگو در جايگاه آن نشسته است.
هپ هستي شناسي هايدگر را مبتني بر لحظه اصيل دانست و افزود: با اين وجود، اين لحظه حقيقت از لحظه غيراصيل قابل تميز نيست. بدين خاطر مي توان استدلال کرد که نقطه کوري در قلب هستي شناسي هايدگر وجود دارد که چيزي به جز همان شک دکارتي نيست.  در اين نشست، ژاکوب هانس ژوزف اشنايدر نيز به موضوع مقاله خود با عنوان " کتاب احصاءالعلوم فارابي اشاره کرد و گفت: اين کتاب در قرن دوازدهم ميلادي توسط "دومينيکوس گانديسالينوس" به لاتين ترجمه شده است . ترجمه ديگري نيز به لاتيني از گرهارد اهل کريمونا در دست است، ليکن ترجمه گانديسالينوس در قرون وسطي تأثيرگذارتر بوده و در تقسيمات فلسفه اثر گانديسالينوس نيز جاي داده شده است. وي با بيان اينکه در جهان عرب بعد از ارسطو که "معلم اول" لقب گرفته است، فارابي "معلم ثاني" خوانده مي شود، تأکيد کرد: فارابي تمام آثار افلاطون و ارسطو را تشريح و تلاش کرد بين اين دو فلسفه اتحاد ايجاد کند .
در ادامه اين نشست حجت الاسلام حسن معلمي نيز با عنوان "ضرورت بالقياس و بالغير، حلقه وصل بين مباني عقلي و بايد و نبايد هاي اخلاقي" به سخنراني پرداخت. نشست تخصصي "فلسفه و تقارن اديان"ديگر نشست تخصصي عصر روز نخست بود. در اين نشست فرهاد افراميان عضو کميته فرهنگي انجمن کليميان درباره "ظرفيتهاي همگرايي اديان در ايران" سخن گفت. وي در سخنراني خود کوشيد با تکيه بر دو محور تقارن بين مذاهب و تعامل اصحاب اديان و رابطه دو سويه آنها در قلمرو جغرافيايي ايران، ظرفيت‌هاي همگرايي اديان و همزيستي اصحاب اديان در ايران را نشان دهد. در ادامه آندرانيک سيموني عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي تهران مرکز درباره "نظريه دکتر گقباتسي در رد فرق انحرافي" سخنراني کرد. احمدرضا مفتاح ديگر سخنران اين نشست بود که به موضوع "مقايسه مفهوم ايمان شيعي و ايمان کاتوليکي" پرداخت و گفت: اغلب متکمان شيعه همچون شيخ مفيد، سيد مرتضي، شيخ طوسي، خواجه نصيرالدين طوسي، صدرالمتألهين تصديق و معرفت را مهمترين رکن ايمان مي‌دانند و از اين رو ايمان مورد نظر آنان صبغه معرفت‌شناختي دارد. سيلوا اله‌ورديان از دانشگاه دولتي ايروان ارمنستان ديگر سخنراني بود که با موضوع "انعکاسات عرفان مسيحي در آثار گريگور نارگاتسي" سخن گفت. وي در سخنراني خود کوشيد نقش و عملکرد بسزاي گريگور نارگاتسي در شکل‌گيري و ايجاد ادبيات عرفان ارمني را مورد بحث قرار دهد. به زعم وي نارگاتسي نه تنها اولين و بزرگترين چهره ادبيات رنسانس ارمني است بلکه به‌واسطه اشعارش و به‌ويژه شاهکار ادبي‌اش "فغان‌نامه گريگوري" بزرگترين شاعر عارف ارمني و پرچمدار "ادبيات عرفان" به‌شمار مي‌رود. آخرين سخنران نشست تخصصي فلسفه و تقارن اديان، محمدرضا وصفي بود که درباره "کنش و واکنش خرد مسيحيت قرون وسطي و خرد ايراني" سخن گفت و کوشيد گفتگوهاي الهياتي – فلسفي پايان قرن شانزدهم و آغاز قرن هفدهم را مورد بررسي قرار دهد.

حق دانستن مانند حق حيات ارزش دارد
در دومين روز همايش دکتر کريم مجتهدي، استاد بازنشسته دانشگاه تهران به همراه آندره اسميرونف از روسيه، ويلفرد هاجز از انگلستان و فرهاد الدريسي از تونس سخنراني کردند. مجتهدي با اشاره به نظر کانت، تنها وظيفه فيلسوف را برخلاف حقوقدان "خواهش و دعوت" دانست و به ارتباط نظر و عمل در طول تاريخ تفکر پرداخت و انديشه هاي فيلسوفاني چون دکارت و کانت را در اين زمينه مورد بررسي قرار داد. وي در بخش پاياني سخنش گفت: حق دانستن مانند حق حيات ارزش دارد و ما نبايد خوشحال باشيم که فرزندانمان مرفه هستند يا مي‌شوند، بلکه بايد موقعي خوشحال شويم که فرزندانمان دانا شوند و اين فلسفه است.

آينده بشر در دست حکيمان است
 نشست "فلسفه و فرهنگ صلح" نيز با مديرت مصطفي محقق داماد و ساموئل لي  برگزار شد. در اين جلسه لارنس اوگبو اوگوواني از کشور نيجريه گفت: صلح از حقوق اساسي بشر است و دانشي که توليد مي شود بايد مطابق با حقوق اوليه بشر باشد. دانشي که توليد مي‌کنيم بايد موجب تقويت ديدگاه و جهان بيني مشترک ميان انسان ها شود. اين مساله بايد باعث ايجاد ظرفيت هاي مثبت شود و بايد توجه داشت که هرچه دانش مادي تر بشود براي بشر خطر بيشتري خواهد داشت. در ادامه برنامه حجت الاسلام مصطفي بروجردي طي سخناني با محوريت صلح و فلسفه گفت: از آنجا که فهم موضوع صلح بدون توجه به پديده جنگ ناقص خواهد بود بايد به جنگ به عنوان خشونت سازمان يافته در طول زندگي بشر نگاه ويژه اي داشته باشيم. در قسمت دوم اين نشست ياسين محمد از کشور آفريقاي جنوبي در مورد مسئله عشق و دوستي در فلسفه يوناني، مسيحي و اسلامي به بيان سخناني پرداخت. وي گفت: بالاترين عشق،يعني عشق به خدا و کاري که بدون قصد تلافي و چشم داشت انجام شود مقدمه اي براي عشق معنوي   خواهد بود. عشقي که بر اساس لذت و مسائل گذرا پايه گذاري شود محکوم به گذرا بودن است. ارسطو در مقوله عشق معتقد است عشق واقعي تبديل حب ذات به حب ديگران است. در ادامه اين نشست راين هارد برانت از کشور آلمان گفت: در جهاني زندگي مي کنيم که از مسائل و اصول اخلاقي فاصله گرفته است. ساموئل لي از کره جنوبي نيز در سخنان خود با محوريت فلسفه صلح و شهروندي جهاني گفت: تعاريفي که برخي از فلاسفه در مورد جنگ و صلح ارائه داده اند در جهان امروز پذيرفته نيست. کانت تاکيد دارد که مقامات سياسي بايد به نصايح فلاسفه در مورد شرايط صلح عمومي توجه داشته باشند. کانت ميان نقش فلسفه ، حقوق و سياست تفاوت هايي قائل است. در انتهاي اين نشست مصطفي محقق داماد مدير جلسه درباره دغدغه حکيمان نسبت به صلح جهاني گفت: فاجعه جنگ هاي جهاني چنان بشر را بيدار کرد که پنداشت با تشکيل سازمان ملل متحد دوران کودکي را پشت سر گذاشته و به بلوغ رسيده است. اما بعد از آن با آغاز جنگ سرد و پس از آن وقايعي که در ويتنام و ديگر کشورها رخ داد اين اميد مبدل به ياس شد. ما شاهد ايجاد شکاف عميقي ميان دولت و ملت ها هستيم. امروز در سخنراني ها تعبير دهکده جهاني بارها مورد استفاده قرار مي گيرد اما کدام دهکده اي اين ميزان شکاف و اختلاف را تحمل مي‌کند؟آيا ممکن نيست جهاني داشته باشيم که حکومت ها در آن يکديگر را تحمل کنند؟ آيا بشر هنوز به اين نتيجه نرسيده است که منفعت همگان در صلح همگاني است؟ براي جمع بندي بحث بايد بگويم آينده بشر در دست حکيمان است. هر چند راهي طولاني پيش روي ماست.

اخلاق بخشي از دين است
«فلسفه و اخلاق» موضوع يکي از غني ترين پانل هاي همايش بود. سروش دباغ سخنران روز نخست اين همايش به "بررسي تطبيقي آموزه‌هاي اخلاقي فضيلت گرا" پرداخت. محمد لگنهاوزن نيز در روز دوم به بررسي اخلاق هگل پرداخت وي در بخشي از سخنانش تصريح کرد: دين قابل فروکاست به اخلاق نيست، بسياري از افراد سعي مي کنند دين را به اخلاق فرو بکاهند در حاليکه اخلاق بخشي از دين است. فيلسوفان غربي چون کانت نيز به اين مسئله اذعان داشته اند، کانت مي گويد ايمان داشتن به خدا ريشه در ارزش هاي اخلاقي دارد انسان ها براساس انديشه هگل آزادند و علت اين آزادي اين است که خدا آنها را خلق کرده است بنابراين نبايد ديگران را براي رسيدن به آزادي مورد سوء استفاده قرار داد. در ادامه اين نشست حجت الاسلام مسعود آذربايجاني عضو هيئت علمي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به بررسي موضوع معناي زندگي در حکمت متعاليه ملاصدراي شيرازي پرداخت. دکتر محسن جوادي استاد فلسفه دانشگاه قم نيز در اين نشست به بررسي موضوع نظريه اعتباريات علامه طباطبايي و مسئله بايد و هست، پرداخت و گفت: علامه نمي خواهد نظريه اخلاق و معيار اخلاق را مشخص کند در واقع او ريشه اخلاق را در چيزهاي واقعي چون کمال و سعادت مي داند. علامه ماهيت جمله اخلاقي را اعتباري مي داند و اين به معناي آن نيست که هر چيز اعتباري اخلاقي است. در ادامه اين نشست دکتر ماجده عمر از کشور اردن به بررسي موضوع نظر و عمل در اخلاق پرداخت و گفت: در فلسفه غرب و در انديشه سقراط به رابطه نظر و عمل پرداخته شده است. به گمان او فضيلت از اساس هايي بوده که در فلسفه مورد سؤال قرار گرفته است. ارسطو نيز معتقد است دلايل و مستندات در وراي اعمال ما وجود دارد که سازنده زندگي ما هستند. ارسطو نيز در مورد فضيلت شخصيت صحبت کرده و دانشمندان علوم و فلاسفه نيز به اين نکته پرداخته اند.

فلسفه مادر علوم است
در نشست فلسفه و دين همايش چهره هاي مهمي سخنراني کردند. دکتر محسن جهانگيري در اين نشست به بررسي موضوع پيوند فلسفه و دين پرداخت. وي گفت: تمام عارف و علوم انساني با فلسفه رابطه دارد. براي اينکه فلسفه مادر همه علوم است. خاستگاه همه علوم و معارف بشري فلسفه است ولي ارتباط فلسفه با دين مطلبي ديگر و بسيار مهم است تا آن حد که آن کساني که تاکيد مي‌کردند به جدايي فلسفه و دين همانها خودشان به ناچار درباره فلسفه دين صحبت کردنداما دکتر محمود يوسف ثاني به بررسي موضوع اختلاف عقايد و اديان از ديدگاه قونوي پرداخت و گفت: مسئله اختلاف اديان براي علماي اسلامي به طور کلي براي متکلمين فلاسفه و عرفا مطرح بوده است. سئوال اين است که چه مي‌شود که انسان‌ها و عرفا در اتخاذ مواضع ديني مواضع مختلفي مي‌گيرند و لذا مسئله اين است که چطور انسان ها به سمت عقايد گوناگون متمايل مي‌شوند. از طرف ديگر افراد نسبت به تحمل عقايد هم سعه صدر داشته باشند و از طرفي کثرت اعتقادات مورد پذيرش قرار گيرد و امر سوم يک مسئله انساني است و آن اين که عارف يک تعلق خاطري به اين مسئله دارد.
در اين نشست دکتر مقصود فراست خواه عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و برنامه ريزي آموزش عالي به بررسي موضوع تاملي در امکان فلسفي براي حاشيه زدايي از وحي الهي  در دنياي مدرن پرداخت و گفت: نقد عقل مدرن از نهادهاي ديني و سنت هاي ديني آزادي بخش بوده است اما انسان مدرن را در معرض سهل‌انگاري هايي قرار داد. عقل مدرن چندان درگير آزادي از نهادهاي ديني و سنت هاي ديني بود که به امر الهي بي توجه ماند. اگر فرض کنيم که امر الهي داراي ظرفيت هاي مهمي براي بشر بوده باشد در اين صورت عقل مدرن درمورد امر الهي ممکن است به خطاي تراژيک دچار شود. در نشست تخصصي "فلسفه، علم و تکنولوژي" مهدي گلشني، عضو هيئت علمي گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتي شريف که درباره "متافيزيک، چونان پلي ميان علم و دين" سخن مي‌گفت، با اشاره به اين نکته که بسياري از اصول علمي از حوزه دين گرفته شده‌اند، تصريح کرد: علوم مملو از مفروضات متافيزيکي ديني هستند و بنابراين متافيزيک مي‌تواند پل خوبي ميان علم و دين باشد. حسين معصومي همداني ديگر سخنران نشست "فلسفه، علم و تکنولوژي" بود که با موضوع "پيامدهاي گسست ميان علم و فلسفه" سخنراني کرد. وي با اشاره به جدال ميان فلسفه قاره‌اي و فلسفه تحليلي گفت: نمايندگان فلسفه قاره‌اي چيز زيادي از علوم رياضي نمي‌دانند. برخي از شاخه‌هاي فلسفه تحليلي با علوم سر و کار دارند و علايق ديني آنها محتواي کار آنها را تعيين نمي‌کند.

پايان همايش فلسفه
مراسم اختتاميه هشتمين همايش بين‌المللي روز جهاني فلسفه، با سخنراني «راما كريشنا رائو» رئيس كنگره بين‌المللي فلسفه در سال آينده، «غلامعلي حدادعادل» رئيس همايش بين‌المللي روز جهاني فلسفه و آيت‌الله صادق آملي لاريجاني، رئيس قوه قضاييه، برگزار شد.
رائو با تاکيد بر پيوند فلسفه شرقي و فلسفه اسلامي و ايراني گفت: من مي‌توانستم انتخاب كنم كه در روز جهاني فلسفه به پاريس بروم يا به تهران بيايم اما تصميم گرفتم به تهران سفر كنم و كساني كه از شركت در اين همايش انصراف داده‌اند دچار اشتباه و خسران شده‌اند. پيش از اين به سخنان حداد عادل که ضمن ارائه گزارشي از کليت همايش بيان گرديد در مراسم اختتاميه اشاره کرديم. اما سومين سخنران مراسم اختتاميه روز جهاني فلسفه، آيت‌الله صادق آملي لاريجاني، رئيس قوه قضاييه بود كه به بيان سخناني در مورد اهميت توليد علوم انساني بومي در كشور پرداخت. وي با انتقاد از اقدام يونسکو انساني بحث مطرح شده در ايران پيرامون علوم انساني را غيرسياسي خواند و گفت: اگر چه ممكن است هر بحث علمي به مسيري سياسي كشيده شود اما موضوع بازنگري و تحقيق در زمينه علوم انساني، كاري علمي، دقيق و لازم است. وي خطاب به حاضران جلسه گفت: كشورهاي غربي از ما توقع دارند مثل آنها فكر كنيم و اگر اندكي به آنها فرصت دهيم، از ما توقع خواهند داشت كه مغز خودشان را هم در سر ما قرار بدهند. همه حرف ما اين است كه بايد علوم انساني در جامعه ما بر اساس فرهنگ ديني و مذهبي ما بازنگري شود.  


 

 


صفحه 4 از 4