نوشته شده توسط Administrator
سه شنبه ۰۷ دی ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۱۸
افق فرهنگ
گزارش سمينارها
مرضيه سليماني
1ـ كنفرانس بينالمللي تعليم و تربيت اسلاميكشور
مالزي، يكي از كشورهاي بسيار موفق در عرصههاي مختلف اجتماعي و اقتصادي در جهان اسلام است. با مديريت صحيح مسئولان اين كشور، اقليم كوچك مالزي از رشد و توسعة اقتصادي و فرهنگي مطلوبي برخوردار شده و به تدريج در شرق آسيا به قطب و محور جوامع اسلامي بدل شده است. در همين راستا، وزارت فرهنگ دولت مالزي، از 29 نوامبر تا يكم دسامبر سال 2010 ميلادي، سميناري دربارة آموزش و پرورش يا تعليم و تربيت اسلامي را برگزار كرد كه بسيار مورد توجه واقع شد و اين سمينار با توجه به نيازهاي نويني كه در جهان، خاصه در جهان اسلام به وجود آمده يا در حال جوانه زدن است در مورد مسائل متعددي به بحث و ارائة نظر پرداخت. در سمينار بينالمللي تعليم و تربيت، دو جريان رسمي وغيررسمي آموزش و پرورش در جوامع اسلامي مدنظر قرار گرفت و مورد بررسي و تحليل قرار گرفت. به دليل پيچيدگي و توسعة جوامع اسلامي و كل جهان، اين مسئله اهميتي مضاعف يافته و به يك معنا، سرنوشت آيندة جوامع اسلامي به اين موضوع بستگي دارد. جريانهاي رسمي آموزش و تربيت نظير شبكههاي عظيم و متعدد دانشگاهها و مدارس و كالجها و... عمدهترين بخش آموزشها را به مردمان در جوامع اسلامي عرضه ميكنند. در همين حال، جريان غيررسمي نيز آموزههاي خاص خود را به مردم منتقل ميكند كه از طريق خانوادهها و شبكههاي محلي و مساجد و محافل ديني و غيره ارائه ميشود. اين بخش نيز در جوامع اسلامي از اهميت بسياري برخوردار است. در حقيقت اينها شخصيت و ذهن و مهارتهاي جوانان و نوجوانان مسلمان را درگير موضوعات مهمي ميكنند كه هويت اسلامي اين افراد وابسته بدان است. خصوصاً همين شبكههاي تعليمي غيررسمي، ارزشهاي گذشته و سنتها را در ذهن مسلمانان تاكيد ميكنند و گسترش ميدهند. همين مسئله باعث ميشود تا در مواجهه با تغييرات پيدرپي در جهان معاصر و تحولاتي كه شاهد آن هستند از ثبات و امكان مواجهه به صورتي بهتر و پايدارتر برخوردار باشند. به نظر ميرسد، فلسفة اسلامي تعليم و تربيت هم از همين نقطه در عصر ما آغاز شده و حائز اهميت است. در كنفرانس آموزش و پرورش يا تعليم و تربيت در مالزي، تعداد زيادي از متفكران، پژوهشگران، استادان و نويسندگان سراسر جهان حضور يافتند و با تبادل آراء، دستاوردهاي زيادي عرضه كردند. هدف اصلي ايشان اين بود تا به راهكارهاي منسجمي در عرصة سياستهاي تعليم و تربيت در جوامع اسلامي دست يابند و بتوانند نظام معرفتي و فلسفة خاصي از تعليم و تربيت را براي جوامع اسلامي و متناسب با وضع خاص ايشان عرضه كنند. همچنين سيستمهاي آموزش و پرورش جايگزين را مورد توجه قرار داده و براساس شرايط و امكانات ملل و جوامع اسلامي، در اين سيستمهاي جايگزين، پيشنهادهاي سازنده و عملي ارائه كنند.
2ـ فلسفة فيلم
دانشگاه وارويكر، از پانزدهم تا هفدهم جولاي 2010، سمينار بزرگي دربارة فيلم و سينما برگزار كرد كه جهتگيري فكري و تئوريك آن، از عنوان همايش كاملاً هويدا بود. در متن بروشور سمينار آمده كه همه ساله تعداد زيادي جشن و مراسم اعطاي جوايز و جشنوارههاي عرضه و نمايش فيلم در سراسر جهان برگزار ميشود. اين امر، به همراه توليد تعداد زيادي فيلم سينمايي و سريال در سراسر جهان، نشاندهندة گسترة عظيم سينما در حيات معاصر بشر است. اما در همين زمينة مهم، لازم است بحثهاي عميق و جدي صورت گيرد تا فلسفه و نتايج و نظام معرفتي وابسته به تصويرها و داستانهاي سينمايي نيز مجالي براي تأمل و تفكر باقي گذارد.
در سمينار فلسفه فيلم، علاوه بر نشستهاي تخصصي، كارگاههاي آموزشي براي نقد و بررسي و تحليل فيلم نيز برگزار شده و فيلمهايي نيز نمايش داده ميشود. سخنرانيها و موضوعات متفاوت بوده و هر يك در زيرشاخهاي خاص ارائه ميشود. مثلاً موضوع كلي تئوري فيلم، يا اخلاق، يا لاكان، و نيز: هويت، ژيل دلوز و سينماي جهان، ايريگاري، سينماي ديجيتالي و... كه هر كدام در برگيرندة چندين سخنراني، ميزگرد، كارگاه آموزشي و نمايش فيلمهاي نمونه بوده است. از سخنرانيهاي مهم ميتوان به خطابة جيمز كونات اشاره كرد با عنوان:آنتولوژي تصاوير سينمايي. همچنين رابرت واتسون با عنوان: ريچارد رورتي و اخلاقي جهاني و سيريانا و بالاخره سخنراني شينين آيدينلي به اسم: فيلم به مثابه انديشيدن در بستر تفاسير فلسفي. ريچارد استمپ، گلن دوكروز، سيلوي ماژل اشتات، پاتريشيا ديريزيو و... نيز برخي ديگر از سخنرانان بودند كه در موضوعات متنوعي در نشستهاي اصلي و فرعي همايش صحبت كردند. از جمله در موضوعات زير:
اسطورههايهاليوودوبحرانهاي يدئولوژيك، سينما و بحران اخلاقي، هويت آفريني در سينما، مسئلة روح در سينما، مردمان فراموش شده و كشورهاي توسعه نيافته در سينما، محدوديتهاي فرماليسم، مرگ انيماتور و مرگِ مرگ، موسيقي و سينما، سينما به مثابه ابزار آموزش، سينما به عنوان هنر يا به مثابه صنعتي اقتصادي، آيندة سينما و... .
3ـ بوديسم، همچنان در معرض توجه:
از روز شش تا هشت ژوئن در شهر نيومكزيكو سميناري برگزار شد كه محور توجه آن بوديسم بود. برگزاركننده و سازماندهندة اين سمينار، دانشگاه نيومكزيكو بود كه با كمك مسئولين و استادان «مركز ذنِ بودي مندا» برگزار شد. اين مركزِ ذنِ بودي مندا، يك مركز آموزش طريقتهاي مراقبه در كوهستان كانيون در مكزيك است كه از سال 1973 آغاز به كار كرده و پيروان و شاگردان زيادي تربيت كرده است. نام اصلي اين سمينار چنين است: «آيين بودا ـ آيين خرد». موضوعات اصلي در سخنرانيها هم عمدتاً دربارة فلسفه ذن، ذاذن، روشهاي مراقبه، ابزارهاي مديتيشن و... است كه علاوه بر خطابه، با كارگاههاي عملي و مطالعههاي گروهي نيز همراه شده و شركتكنندگان رابه كار جمعي ترغيب ميكند.
برخي از سخنرانيهاي اين سمينار عبارت است از بنيادهاي بيداري ذهن، سرشت نفس، طبيعت متزلزل جهان، انسان پايدار و انسان ناپايدار، و چگونه تمركز كنيم؟ از جمله سخنرانان اين همايش ميتوان از پروفسور نوريتوشي آراماكي_ استاد و پروفسور دانشگاه كيوتو_ نام برد. همچنين از پروفسور هال راس از دانشگاه براون، پروفسور سارامك كلينتاك از دانشگاه عموري، پروفسور هلن باروني از دانشگاه هاوايي و استاد برجسته و ممتاز دانشگاه ميسوري در رشتة نورولوژي و اعصاب، پروفسور جيمز آستين. رياست اين سمينار برعهدة روشي (رئيس كاهنان) كيوزان جوشو بود كه خود براي افتتاحيه سخنراني كرد.
4ـ همايش كليساهاي مسيحي:
دانشگاه صليب مقدس در رم، سميناري يك هفتهاي مخصوص روزنامهنگاران برگزار كرد كه طي آن سخنراني، ديدار از كليساهاي معروف و نشستهاي چندگانهاي در بحث و بررسي كليساها برگزار شد. زمان اين سمينار ششم تا دوازدهم سپتامبر 2010 بود. در اين همايش، از كليساها، به عنوان نمادهاي ديني، مكانهاي قدسي و موثر در بصيرت مومنان، فضاهاي خاص، معماري و هنر خالص مسيحي و... نام برده شده و مدعوين به ديدار اين مكانها برده شدند تا با توضيحات و مشاهدات عيني، از ماهيت ديني آن بيشتر آگاه شوند: 1ـ ديدار از كليساي پطرس مقدس (كليساي بازيليك) 2ـ ديدار از شهر قديمي اسكاوي كه در زير بازيليك كنوني قرار گرفته است 3ـ ديدار از نمازخانه سيستين 4ـ ديدار از دفتر مطبوعاتي واتيكان 5ـ ديدار از مقر پاپي 6ـ بازديد از موزه واتيكان و نقاط ديگري همچون كليساهاي كهن در مناطق نزديك.
موضوع سخنرانيها و نشستهاي اين سمينار، در اين موضوعات تعريف شده است: فرهنگ و دين، گفتوگوي فرهنگي و ديني، علم و دين، مسائل اجتماعي و اخلاقي زيستمحيطي، كليسا و رسانه، سرشت و ساختار كليساي كاتوليك، برخي از سخنرانان و عنوان سخنرانيهاي آنان نيز بدين قرار بوده است: 1ـ الهيات مقدس از آنسلم تا رم/ چارلز براون، كشيش ساكن نيويورك، وي دانشآموخته تاريخ در دانشگاه نوتردام و فارغالتحصيل الهيات از تورنتوي كانادا است. 2ـ مسئله كليسا و بحران روابط در آن/ ياگولا دلاسيروا، رئيس دفتر ارتباطات روز جهاني جوان در مادريد در سال 2011 و رئيس مدرسه اقتصاد و روابط بينالملل در دانشگاه صليب مقدس. 3ـ فلسفه كتاب مقدس. اين عنوان سخنراني پروفسور برناردو استرادا است. وي استاد مطالعات عهد جديد از كلمبيا و متخصص زبان يوناني در مدرسه فلسفه و ادبيات همان دانشگاه است. استرادا دكتراي خود را در الهيات كتاب مقدس در سال 1981 از اسپانيا گرفته است. 4ـ درياي مقدس و وضعيت يك كشور خاص. پروفسور ديويد ماريا، كشيش سابق در كليساي كاتوليك سنتجان در تگزاس، وي اكنون عضو دپارتمان دانشگاه صليب مقدس است. در مورد ديويد ماريا جالب است بدانيم كه وي از پدر و مادري يهودي در تلآويو به دنيا آمده، اما تغيير كيش داده و هماكنون كشيشي كاتوليك است. 5ـ هنر در موزههاي واتيكان. اين موضوع سخنراني مورخ هنر آمريكايي، پروفسور اليزابتلو است. وي در دانشگاه شيكاگو تحصيل كرده و هماكنون مدرس تاريخ هنر در دانشگاههاي ايتاليا است. اين خطابه به صورت درسنامه، همزمان در تلويزيون ايتاليا در ده قسمت پخش ميشود. 6ـ تبليغ و تاثيرگذاري در كليسا. كشيش فردريكو لومباردي، مدير بخش مطبوعات دانشگاه صليب مقدس جناب پدرلومباردي است و در آلمان رياضيات خوانده ولي به سوي رسانه آمده و مدتها در نشريات قلم زده است. در سال 1984، در انتخابات استاني يسوعيان ايتاليا به عنوان نماينده برگزيده شد و هماينك مدير راديو واتيكان است. 7ـ جنبههاي تاريخي و هستي شناسانة مفاهيم علمي و رابطة علم و دين. موضوع سخنراني پدر، پروفسور رافائل مارتينز، رئيس مدرسه فلسفه و فلسفه علم در دانشگاههاي ايتاليا است. مارتينز، فارغالتحصيل دكتري در رشتههاي پزشكي و فلسفه است. 8ـ انسان شناسي و كليسا. پروفسور، پدر پائول اكالاگان، استاد الهيات و انسانشناسي در دانشگاههاي ايتاليا. وي مهندس برق و الكترونيك بوده و مدتي در دهه 1970 استاديار دانشگاه دوبلين بوده است. 9ـ الهيات و علوم ژئولوژيك. عنوان خطابه لوئيس رومرا، استاد ماوراءالطبيعه در دانشگاه اسپانيا است. رومرا عضو آكادمي قديس توماس آكويناس و مولف چندين كتاب دربارة علم و دين است. 10ـ الهيات جزم انديشانه. لوچيو رزي، دانشآموخته فلسفه در حوزه علميه متروپوليتن. متخصص در سيستمهاي مهندسي مايكروسافت و استاد روابط تجاري و بازرگاني است. وي در حال حاضر در سانتاكروز و دانشگاه كلمبيا تدريس ميكند. 11ـ اسلامي كه نميجنگد. ميشل زان زوچي، نويسنده دهها كتاب، از جمله عراق پس از جنگ و اوضاع خاورميانه است. وي استاد روزنامه نگاري و سردبير مجله Citta Nuova است كه به 24 زبان منتشر ميشود. 12ـ ديگر سخنرانان اين سمينار پاتريشيا توماس، كاردينال سراسقف جيمز فرانسيس استافورد (نايب رئيس شوراي گفتوگو ميان كاتوليك ها و لوتريها و عضو كنگره اسقفها و كليساهاي اسقفي)، پروفسور زاماگني از بولونيا، پروفسور وسكاوي استاد بيولوژي از دانشگاه ميلان، كاردينال پيترو كودو (نايب رئيس انجمن اسقفنشينها و نخستين رئيس كليساي اسقفي آفريقا)... بودند. اين همايش با پوشش وسيع رسانههاي مكتوب، راديو و تلويزيون و اينترنت انجام گرفت.
5 ـ كنفرانس بينالمللي تجارت و بازاريابي اسلامي:
باز هم مالزي و شهر مركزي و بزرگ آن، كوالالامپور. اين شهر در روزهاي 29 و 30 نوامبر 2010 ميلادي، ميزبان كنفرانسي در عرصه بازرگاني با محوريت بازهاي اسلامي بود. متولي و سازمان دهنده اين سمينار، دپارتمان بازرگاني در دانشگاه مالزي با همكاري كالج بازرگاني برونل در دانشگاه برونل واقع در بريتانيا، به همراه دانشكده بازرگاني در فرانسه ESSEC، كه همراه با هم به انجام اين همايش اقدام كرده بودند. در اين كنفرانس، كه نخستين سمينار بزرگ و بين المللي در زمينه بازاريابي و تجارت اقتصادي است، پژوهشگران و دانشمنداني كه در رشتههاي بازرگاني و اقتصاد و بازاريابي تخصص دارند، گردهم آمدند تا براساس انگارههاي علوم اقتصادي، براي تجارت جهان اسلام زمينههاي تازهاي يافته و براي مشكلات آن راهحلهاي تازهاي جستجو كنند. اين تجارتسراي عظيم يك و نيم ميلياردي يا به اصطلاح ماركتينگ عظيم، اخيراً و طي دو سه دهه اخير بسيار مورد توجه قرار گرفته و به دليل بكر بودن و جمعيت و ثروت فراواني كه دارد، طبعاً منافع سرشاري براي بنگاههاي اقتصادي خواهد داشت. به هر حال، ميدانيم كه جوامع اسلامي، بسيار ثروتمند، قدرتمند و در حال رشد هستند. مسلمانان نسبت به دو دهه قبل، جمعيت تحصيلكرده، قدرتمند و فعالتري دارند. اما نكته مهم اين است كه اين جامعه از ويژگيها و تلقيها و گرايشهاي ويژهاي برخوردار است. از جمله اينكه مسلمانان بسيار پايبند به مسائل ديني، از جمله حلال و حرام هستند. وجه ديني هميشه و در هر حال براي مسلمانان اهميت دارد. مثلاً غذاها و پوشكها و عطرها و اتومبيل ها و البسه و غيره، در جوامع اسلامي به نحو و باشكل و محتواي ديگري مصرف مي شود. بسياري از كمپانيهاي كوچك يا بزرگ، در حال حاضر عمدهترين بخش فعاليتهاي بازاريابي خود را بر روي جوامع اسلامي متمركز كردهاند. برخي شركتهاي بسيار معروف چند مليتي، نظير مك دونالد، نستله و KFC كوشيدهاند برطبق استانداردهاي جوامع اسلامي محصولات خود را توليد و بستهبندي كنند تا مشتريان مسلمان بيشتري داشته باشند. اين سمينار كه از اهميت اقتصادي زيادي برخوردار بود، با استقبال زيادي در سراسر جهان، از سوي مراكز دانشگاهي، اقتصادي و پژوهشگران برخوردار بود و شركتكنندگان معتبر و زيادي در آن شركت كردند. از جمله، پروفسور محمد نور عثمان، رئيس دپارتمان بازرگاني دانشگاه مالزي كه ضمناً رئيس سمينار بود.
نوشته شده توسط Administrator
سه شنبه ۰۷ دی ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۱۴
گزارش «اطلاعات حکمت و معرفت» از همايش بين المللي روز جهاني فلسفه
منوچهر دين پرست
درآمد: سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحده «يونسکو» از سال 2002 تصميم گرفته است دومين پنج شنبه از ماه نوامبر هر سال را به نام روز جهاني فلسفه نام گذاري و در تقويم يونسکو ثبت کند. از آن زمان تا سال 2005 هر ساله همايش اصلي اين روز در مقر يونسکو در پاريس برگزار شد و پس از آن در سال هاي 2005 در کشور شيلي، 2006 در کشور مراکش، 2007 در کشور ترکيه، 2008 در کشور ايتاليا با موضوع «حق و قدرت» و 2009 در کشور روسيه با موضوع «فلسفه در گفتگوي فرهنگ ها» همايش هايي همزمان برگزار شد. ايرانيان در سال 2008 آمادگي خود را به يونسکو براي برگزاري اين همايش در ايران اعلام کردند. بعد از موافقت رسمي يونسکو قرار شد اين همايش در سال 2010 در ايران برگزار شود. موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران به مديريت دکتر غلامرضا اعواني، چهره سرشناس بين المللي ايراني، اصلي ترين نهادي بود که مديريت اين برنامه را به عهده گرفت. بعد از جلسه هاي متعدد نيز، موضوع همايش «فلسفه: نظر و عمل» عنوان گرديد و به همين منظور پيش همايش ها و کنفرانس هاي متعددي در دانشگاه ها و موسسات با همکاري فرهنگستان علوم و وزارت آموزش عالي برگزار شد. اين همايش قرار بود با همکاري يونسکو برگزار شود اما روز سه شنبه 18 آبان ماه يعني کمتر از دو هفته مانده به برگزاري همايش(30 آبان) ايرينا بوکوا مدير کل يونسکو اعلام کرد که يونسکو از شرکت در مراسم روز جهاني فلسفه در تهران انصراف داده است و در ذکر دلايل خود تنها به اين جمله اشاره کرده است: «دبيرکل اکنون به اين نتيجه رسيده که شرايط لازم براي تضمين سازماندهي موثر يک کنفرانس بينالمللي در ايران وجود ندارد و بهتر است که اين برنامه لغو شود». طبعا اين اقدام گذشته از آشفته کردن ايرانيان موجب واکنش هاي مقتضي گشت. ايشان ضمن محکوم کردن اقدام يونسکو در لغو يک جانبه توافقنامه اي که پيش از اين ميان موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران و سازمان يونسکو به امضا رسيده بود، آن را اقدامي سياسي و تحت تاثير فشارهاي برخي ايرانيان خارج از کشور دانستند و به برگزاري همايش به رغم پاپس کشيدن يونسکو تاکيد کردند. اما علي رغم همه اين ها همايش روز جهاني فلسفه، بدون حضور يونسکو و در روز 30 آبان با سخنراني محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران در سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران افتتاح شد. در ادامه گزارش تلاش مي کنيم گزارش مختصري از اين همايش ارائه كنيم: در افتتاحيه مراسم که با ضرب آهنگ زورخانه اي اشعاري از حکيم ابوالقاسم فردوسي همراه بود، محمود احمدي نژاد -رئيس جمهور- طي سخناني، اجلاس فلسفه را بسيار مغتنم دانست و سخناني درباره خلقت و انسان از نگاه حکمي گفت. به نظر رئيس جمهور انسان به ميزان شناخت از خالق و جهان و همچنين باور آن بزرگ مي شود و کمال مي يابد ، انسان از هر پديده اي که او را مي شناسد بزرگتر است. اگر کسي خدا و انسان را بشناسد به طور طبيعي بر ساير موجودات اشراف پيدا مي کند، مهمترين مسئله انسان شناخت خود و شناخت خالق است. وي در پايان گفت: با دستيابي بشريت به انسان کامل و با ظهور انسان کامل تمام استعدادهاي عالم به فعليت خواهد رسيد و اسماء و صفات الهي به طور کامل در زمين متجلي خواهد شد آنگاه است که بشريت طعم واقعي وصل به حقايق، عدل، عزت، پاکي و رحمت الهي را خواهد چشيد. آن روز دير نخواهد بود. بياييد در تحقق اين وعده الهي و آرزوي شيرين سهم مناسبي داشته باشيم. غلامعلي حداد عادل که با حکم رئيس جمهور به سمت رياست همايش روز جهاني فلسفه منصوب شده بود، ديگر سخنران افتتاحيه بود. وي با اشاره به اينکه چراغ فلسفه هرگز در ايران خاموش نشده است، فلسفه را ميدان تعقل و تفکر دانست و گفت: اگر مسائل امروز با بحث و استدلال حل نشود، به طور حتم در ميدان هاي جنگ و در مجامع سياسي بينالمللي نيز حل نخواهند شد. وي گفت: ملت ايران تاريخ خود را با جوهر عقلانيت و معنويت و خداپرستي و دينداري و عدالتخواهي و صلحطلبي نگاشته است. شما ميهمان ملتي هستيد که در دامن خود دانشمندان و حکيمان و عارفان و فيلسوفان و شاعران بزرگي پرورش داده است. وي خطاب به حاضران گفت: شما به کشور ابن سينا سفر کردهايد و او همان کسي است که بزرگترين فيلسوف قرون وسطاي اروپا يعني توماس اکويناس در کتاب الهيات خود بيش از چهارصد بار با ارجاع به آثار او از وي ياد ميکند. حداد عادل در ادامه به اهميت فلسفه در بهبود مناسبات بين الملل تاکيد کرد. البته حداد عادل در مراسم اختتاميه نيز سخنراني کرد و در آن جا بيشتر به اعلام انصراف يونسکو از همايش پرداخت و گفت: چهل روز پيش معاون علوم انساني و اجتماعي يونسکو به ايران آمد و ما او را قانع کرديم که ايران شرايط لازم براي برگزاري اين همايش را دارد. پس از آن موافقتنامهاي نيز ميان ايران و يونسکو به امضا رسيد اما ده روز قبل از برگزاري اين همايش، يونسکو بدون هيچ مقدمهاي از همکاري در برگزاري اين همايش انصراف داد. ما اين اعلام انصراف را تأسفآور ميدانيم و آن را به معني تسليم يونسکو در برابر قدرت هاي سلطهگر دنيا ميدانيم. آنچه درباره اين همايش اتفاق افتاد ما را نگران ميکند. ما در موجه بودن حقوقي اين تصميم بنا بر ضوابط حقوقي خود يونسکو ترديد جدي داريم و حق پيگيري اين امر را براي خود محفوظ ميدانيم و تصور ميکنيم آنکه ضرر کرده است ما نبوديم بلکه يونسکو بود.
جهاني بودن و پرسش دو خصلت
اما نخستين سخنران تخصصي و مهم همايش را غلامحسين ابراهيمي ديناني_ استاد برجسته فلسفه دانشگاه تهران_ بر عهده گرفت که عنوان سخنراني اش «فلسفه؛ بهترين راه براي گفتگو» بود. دکتر ديناني گفت فلسفه از ايران آغاز شد چرا که افلاطون تحت تأثير حکمت ايران بوده است، اسلام تفکر را تقويت کرد و قرآن برجستهترين کتاب آسماني انسان را به تفکر و تدبر فرا ميخواند. ديناني با اشاره به وجه پوشاننده زبان بر اهميت گفتگو تاکيد کرد و گفت: اديان به اين دليل که پيش داوري دارند گفتگوهايشان به جايي نمي رسد و به جدال مي انجامد حتي فرقه هاي يک دين هم با هم کنار نمي آيند.اما فيلسوفان به اين جهت که نبايد پيش داوري داشته باشند بهترين گزينه براي گفتگو هستند؛ البته يک فيلسوف مي تواند معتقد باشد اما بايد اعتقادات خود را کنار بگذارد و بعد وارد بحث شود چرا که با پيش داوري نمي توان فيلسوف بود. وي پرسش و جهاني بودن را دو ويژگي برجسته فلسفه خواند و گفت: از بهترين خصلت هاي ذاتي فلسفه پرسش است. کسي که سئوال ندارد فيلسوف نيست اگرچه تمام کتاب هاي فلسفي را نيز خوانده باشد. ديناني در ادامه به خاستگاه هاي ايراني فلسفه اشاره کرد و هم زمان بر جهاني بودن فکر و انديشه تاکيد کرد. ديناني در بخشي از سخنانش، حواشي به وجود آمده در مورد روز جهاني فلسفه در ايران را آلوده به اغراض سياسي دانست و گفت: جاي اين کنگره در ايران است چرا که ايران مهد حکمت بوده است نه در برخي کشورها که اصلا نمي دانند فلسفه چيست. دکتر رضا داوري اردکاني، رئيس فرهنگستان علوم و استاد فلسفه دانشگاه تهران نيز در مراسم افتتاحيه همايش بينالمللي روز جهاني فلسفه گفت: آينده، روشنترين و در عين حال مبهمترين مفهوم است اما اکنون به مفهوم آينده نبايد کاري نداشته باشيم زيرا زمان مفهوم نيست بلکه جلوه وجود است و بيشتر به يک راز ميماند چنانکه هر وقت و هر جا که بهعنوان مسئله مطرح شده است، متفکران دچار مشکل شده و راه به جايي نبردهاند اما آنچه معلوم است اينکه آينده با تفکر در نظر ميآيد و به آينده بدون فلسفه و يا به تعبير دقيقتر، بيتفکر نميتوان رسيد. اگر اينجا به اعتباري نسبت فلسفه با آينده در برنامهريزي ظاهر ميشود در بعضي حوزههاي فلسفي، عمل و اگزيستانس بر نظر تقدم دارد و آينده با آزادي ساخته ميشود. وي افزود: سي سال پيش در انتخابات فرانسه، که ميان فرانسوا ميتران و ژيسکاردستن رقابت بود همه منتظر بودند که ژان پل سارتر حرفي بزند و موضعي بگيرد. سارتر در آن زمان همچنان به سياست چپ متمايل بود و احزاب جناح چپ فرانسه متحد شده بودند که به فرانسوا ميتران رأي بدهند. روز قبل از انتخابات يک روزنامه فرانسوي (فيگارو) با حروف درشت از قول سارتر نوشت که: «من به بيقانوني رأي ميدهم». اين سخن در نظر بسياري از افرادعجيب ميآمد. مگر ميتوان بدون قانون زندگي کرد؛ ولي اقتضاي اگزيستانسياليسم همين بود يعني ژان پل سارتر از موضع خود درست گفته بود چگونه ميتوان به بيقانوني رأي داد؟ در فلسفه سارتر هر کس بايد راه زندگي و آينده خود را خود اختيار کند. دكتر داوري تاكيد كرد: فلسفه اگزيستانس جاي فضائل عقلي و فکري ارسطو و فارابي را گرفته است. فضائل فکري و اگزيستانس هر دو به آينده نظر دارند و تفاوتشان در اين است که اولي به آينده نظم ميدهد و دومي همواره بايد در حال انتخاب باشد. بيآنکه چيزي يا کسي بتواند او را در اين انتخاب ياري کند. ميبينيم که در آغاز تاريخ فلسفه فيلسوف قوام آينده را متوقف بر فلسفه دانسته و در زمان ما فيلسوفي که مابعدالطبيعه را در اگزيستانسياليسم منحل کرده است، آينده در نظرش تاريک و غيرقابل پيشبيني است. اينکه جامعه کنوني جهان با قانون و با اگزيستانسياليسم چه نسبتي دارد، مسئله مهمي است که نميتوان در اين مجال به آن پرداخت. دكتر داوري گفت: من هماکنون به اگزيستانسياليسم ژان پل سارتر هم کاري ندارم و نميخواهم درباره آن چيزي بگويم اما گاهي بهياد گفته فيلسوف اگزيستانسياليست ميافتم و اين فکر در نظرم ميآيد که چه ميشد اگر يک روز صبح از خواب بيدار ميشديم و ميديديم که همه قوانين و مقررات و بخش نامهها ملغي شده است؟ اگر اين قوانين و مقررات مناسب و بجا بودند و سازمانها از عقل و درايت بهره داشتند نياز به آنها بلافاصله آشکار ميشد اما اگر بد بودند و بهکار نميآمدند شايد حتي نبود آنها احساس نميشد ولي آيا ممكن است جامعهاي قانون نداشته باشد و به قانون نيازمند نباشد؟ جامعه به قانون و عقل و تدبير نياز دارد اما پژمرده شدن و از ميان رفتن نظام عقل و تدبير بعيد و حتي محال نيست.
حافظ معماهاي حکمت
نشست تخصصي فلسفه و ادبيات يکي از نخستين نشست هاي تخصصي همايش بود که عصر يکشنبه به مديريت ضياء موحد و با حضور اميرعلي نجوميان، محمد شهبا و رويا صدر برگزار شد. در اين جلسه لئونارد لوئيسون از کشور انگلستان گفت: فيلسوفان بزرگ شما ايرانيها اشعار حافظ را به کار ميبرند تا بتوانند سخنان پيچيده و مشکل فلسفي را به بيان شاعرانه معرفي کنند. فيلسوفان ايراني به خوبي فهميده بودند که شعر حافظ خارج از علم تصوف نيست. به نظر من بحث بر سر صوفي بودن يا نبودن حافظ معني ندارد موضوع مهم اين است که حافظ با اشعارش علم تصوف را بيان کرده است. وي افزود: حافظ معماهاي حکمت را با زباني زيبا بيان کرده است و فيلسوفان ايراني نيز از اين بيان شيوا بهره بردهاند. امروز در علم حافظ شناسي شاهد پيشرفتهاي زيادي هستيم. اما اين علم هنوز از رحم مادر بيرون نيامده است. در ادامه اين برنامه اميرعلي نجوميان با محوريت جنسيت و تجربه خوانش گفت: يکي از سئوالات مهمي که در طول تاريخ، اديبان از خود مي پرسيدند اين بوده است که سرشت ادبيات چيست. بايد به اين موضوع توجه داشت که نام شاعر تاثير عجيبي بر تلقي ما از شعر دارد يعني اگر نام شاعري را بدانيم قطعاً شيوه خوانش ما از شعر متفاوت خواهد بود. نميتوان شعر را چيزي دانست که سروده ميشود و شاعر در آن را ميبندد بلکه شعر در يک فرآيند ديناميک با مخاطبش ارتباط برقرار ميکند و سرودن آن تازه باعث شروع ارتباط مخاطب با شعر ميشود. سپس محمد شهبا با محوريت موضوع فلسفه ادبيات و نظريه فيلم سخنراني کرد و گفت: بحث فلسفه ادبيات يک موضوع بسيار قديمي است ولي موضوع فلسفه فيلم بحثي جديد است که روي آن کمتر کار شده است. هر دوي اين موضوعات زيرمجموعه بحث زيبايي شناسي هستند و پرسش هستي در زيبايي شناسي اين است که هنر چيست که البته تا به حال کسي جواب کامل و جامعي به اين سئوال نداده است رويا صدر نيز به بيان مسائلي در مورد فلسفه و طنز پرداخت.
فلسفه به دنبال آرامش
نشست "فلسفه و زندگي روزمره" ديگر پانل تخصصي از مجموعه نشست هاي عصر روز نخست بود. در ابتداي اين نشست دکتر رضا اکبري استاد دانشگاه امام صادق(ع) به موضوع "ضرورت فلسفه به مثابه تبيين و زندگي روزمره" پرداخت و گفت: فلسفه تعاريف مختلفي دارد . کلمه تبيين در اين بحث به معناي اين است که چه عواملي در پيدايش يک حادثه نقش دارند و هرکدام از اين عوامل چگونه عمل مي کنند. تبيين انواع گوناگوني دارد که مي تواند عقلاني، تجربي و يا شهودي باشد به عبارت ديگر تبيين مي تواند متفاوت باشد. فلسفه براي زندگي روزمره ضرورت دارد. در زندگي روزمره همواره در حال تصميم گيري بوده و نيازمند به يک عقلانيت عملي هستيم، از طرف ديگر عقلانيت عملي هم مبتني بر عقلانيت نظري است. تبيين مي تواند به اين فعليت رساني کمک کند بنابراين فلسفه يک نوع حرکت در مسير طرح و نقشه الهي است. انسان بايستي در اين طرح و نقشه به صورت شبکه اي عمل کند. يعني براي مثال توجه به حس زيبايي دوستي بايد همزمان با حقيقت جويي و حق پرستي باشد و نبايد توجه به يک مؤلفه باعث غفلت از ديگري باشد. در ادامه اين نشست دکتر عباس گوهري به بررسي موضوع "فلسفه و آرامش در زندگي روزمره" پرداخت و گفت: بسياري از فلسفه ها به دنبال آرامش هستند. آرامش يک عامل نفساني است و تا اين موضوع حاصل نشود جسم به آرامش نمي رسد. سخنران بعدي اين نشست خانم دکتر مايجا کوله از دانشگاه ريکا کشور لاتويا بود که به بررسي موضوع "شکل زندگي بر سطح به مثابه پديده اي جهاني" پرداخت. وي گفت: زندگي يک مفهوم فراگير است و براي زندگي در يک جامعه بايد به برخي قوانين عامل و پايبند بود. اشکال مختلفي از زندگي وجود دارند و تعريف شده اند و با رويکردهاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته اند. يکي از اين رويکردها، انسان شناسي فرهنگي است. انسان شناسي فرهنگي سعي مي کند تاريخ زندگي اجتماعي انسان ها را بيان کند.
هستي شناسي هايدگر
در ديگر نشست تخصصي همايش که به ارتباط نظر و عمل در تاريخ فلسفه اختصاص داشت، حجت الاسلام احمد احمدي، هه خيرونگ از چين، حسن معلمي، ژاکوب هانس ژوزف اشنايدر از برزيل، جاناتان هُپ از آلمان و فرحات الدريسي از تونس سخنراني کردند. در ابتداي اين نشست حجت الاسلام دکتر احمد احمدي با عنوان" خواجه طوسي در نظر و عمل" به سخنراني پرداخت و پس از اشاره به زندگينامه پر فراز و نشيب خواجه نصيرالدين طوسي در زمان حمله و حاکميت مغول بر ايران، اهم انديشه هاي او در زمينه فلسفه اخلاق را معرفي کرد. دکتر احمدي در پايان به سؤال خود از علامه طباطبايي در مورد اخلاق عملي فيلسوفان اشاره کرد و گفت: از علامه سؤال کردم که چرا فيلسوفان مسلمان به مانند مغرب زمين در کنار حکمت نظري خود حکمت عملي ننوشتند؟ ايشان فرمودند که چون در اسلام بحث اخلاق به صورت گسترده و جامع بيان شده است فلاسفه مسلمان خود را بي نياز مي دانستند که حکمت عملي بر حکمت نظري خويش بنويسند و به آن اکتفا مي کردند. خانم دکتر هه خيرونگ از چين ديگر سخنران اين نشست بود که به ارائه مقاله خود با عنوان "شيوه هاي گوناگون در خصوص [مسئله] هويت فرد از ديدگاه مقايسه ميان فلسفه چيني و غرب" پرداخت و گفت: مسئله هويت از تازه ترين مباحث مطرح شده است. اين مسئله در سال هاي اخير نه تنها در فلسفه بلکه در روانشناسي، انسان شناسي، جامعه شناسي و غيره به شکلي جدي تر مورد بحث قرار گرفته است.
در اين نشست همچنين جاناتان هپ از دانشگاه کبک کانادا به ارائه مقاله خود با عنوان" حال اصيل؟ هستي شناسي در برابر سوژه" پرداخت و گفت: مارتين هايدگر در هستي و زمان سعي دارد به طرزي قاطع هستي شناسي را به منزله فلسفه اي مشتق از معنا تدوين کند. هستي شناسي مورد نظر بايد پيش از هر چيز، فلسفه مدرن (يعني دکارتي) را پشت سر بگذارد که در آن هستي معنادار تنها به شکلي فرعي راهنماي راه بوده و سوژه متفکر و سخنگو در جايگاه آن نشسته است.
هپ هستي شناسي هايدگر را مبتني بر لحظه اصيل دانست و افزود: با اين وجود، اين لحظه حقيقت از لحظه غيراصيل قابل تميز نيست. بدين خاطر مي توان استدلال کرد که نقطه کوري در قلب هستي شناسي هايدگر وجود دارد که چيزي به جز همان شک دکارتي نيست. در اين نشست، ژاکوب هانس ژوزف اشنايدر نيز به موضوع مقاله خود با عنوان " کتاب احصاءالعلوم فارابي اشاره کرد و گفت: اين کتاب در قرن دوازدهم ميلادي توسط "دومينيکوس گانديسالينوس" به لاتين ترجمه شده است . ترجمه ديگري نيز به لاتيني از گرهارد اهل کريمونا در دست است، ليکن ترجمه گانديسالينوس در قرون وسطي تأثيرگذارتر بوده و در تقسيمات فلسفه اثر گانديسالينوس نيز جاي داده شده است. وي با بيان اينکه در جهان عرب بعد از ارسطو که "معلم اول" لقب گرفته است، فارابي "معلم ثاني" خوانده مي شود، تأکيد کرد: فارابي تمام آثار افلاطون و ارسطو را تشريح و تلاش کرد بين اين دو فلسفه اتحاد ايجاد کند .
در ادامه اين نشست حجت الاسلام حسن معلمي نيز با عنوان "ضرورت بالقياس و بالغير، حلقه وصل بين مباني عقلي و بايد و نبايد هاي اخلاقي" به سخنراني پرداخت. نشست تخصصي "فلسفه و تقارن اديان"ديگر نشست تخصصي عصر روز نخست بود. در اين نشست فرهاد افراميان عضو کميته فرهنگي انجمن کليميان درباره "ظرفيتهاي همگرايي اديان در ايران" سخن گفت. وي در سخنراني خود کوشيد با تکيه بر دو محور تقارن بين مذاهب و تعامل اصحاب اديان و رابطه دو سويه آنها در قلمرو جغرافيايي ايران، ظرفيتهاي همگرايي اديان و همزيستي اصحاب اديان در ايران را نشان دهد. در ادامه آندرانيک سيموني عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي تهران مرکز درباره "نظريه دکتر گقباتسي در رد فرق انحرافي" سخنراني کرد. احمدرضا مفتاح ديگر سخنران اين نشست بود که به موضوع "مقايسه مفهوم ايمان شيعي و ايمان کاتوليکي" پرداخت و گفت: اغلب متکمان شيعه همچون شيخ مفيد، سيد مرتضي، شيخ طوسي، خواجه نصيرالدين طوسي، صدرالمتألهين تصديق و معرفت را مهمترين رکن ايمان ميدانند و از اين رو ايمان مورد نظر آنان صبغه معرفتشناختي دارد. سيلوا الهورديان از دانشگاه دولتي ايروان ارمنستان ديگر سخنراني بود که با موضوع "انعکاسات عرفان مسيحي در آثار گريگور نارگاتسي" سخن گفت. وي در سخنراني خود کوشيد نقش و عملکرد بسزاي گريگور نارگاتسي در شکلگيري و ايجاد ادبيات عرفان ارمني را مورد بحث قرار دهد. به زعم وي نارگاتسي نه تنها اولين و بزرگترين چهره ادبيات رنسانس ارمني است بلکه بهواسطه اشعارش و بهويژه شاهکار ادبياش "فغاننامه گريگوري" بزرگترين شاعر عارف ارمني و پرچمدار "ادبيات عرفان" بهشمار ميرود. آخرين سخنران نشست تخصصي فلسفه و تقارن اديان، محمدرضا وصفي بود که درباره "کنش و واکنش خرد مسيحيت قرون وسطي و خرد ايراني" سخن گفت و کوشيد گفتگوهاي الهياتي – فلسفي پايان قرن شانزدهم و آغاز قرن هفدهم را مورد بررسي قرار دهد.
حق دانستن مانند حق حيات ارزش دارد
در دومين روز همايش دکتر کريم مجتهدي، استاد بازنشسته دانشگاه تهران به همراه آندره اسميرونف از روسيه، ويلفرد هاجز از انگلستان و فرهاد الدريسي از تونس سخنراني کردند. مجتهدي با اشاره به نظر کانت، تنها وظيفه فيلسوف را برخلاف حقوقدان "خواهش و دعوت" دانست و به ارتباط نظر و عمل در طول تاريخ تفکر پرداخت و انديشه هاي فيلسوفاني چون دکارت و کانت را در اين زمينه مورد بررسي قرار داد. وي در بخش پاياني سخنش گفت: حق دانستن مانند حق حيات ارزش دارد و ما نبايد خوشحال باشيم که فرزندانمان مرفه هستند يا ميشوند، بلکه بايد موقعي خوشحال شويم که فرزندانمان دانا شوند و اين فلسفه است.
آينده بشر در دست حکيمان است
نشست "فلسفه و فرهنگ صلح" نيز با مديرت مصطفي محقق داماد و ساموئل لي برگزار شد. در اين جلسه لارنس اوگبو اوگوواني از کشور نيجريه گفت: صلح از حقوق اساسي بشر است و دانشي که توليد مي شود بايد مطابق با حقوق اوليه بشر باشد. دانشي که توليد ميکنيم بايد موجب تقويت ديدگاه و جهان بيني مشترک ميان انسان ها شود. اين مساله بايد باعث ايجاد ظرفيت هاي مثبت شود و بايد توجه داشت که هرچه دانش مادي تر بشود براي بشر خطر بيشتري خواهد داشت. در ادامه برنامه حجت الاسلام مصطفي بروجردي طي سخناني با محوريت صلح و فلسفه گفت: از آنجا که فهم موضوع صلح بدون توجه به پديده جنگ ناقص خواهد بود بايد به جنگ به عنوان خشونت سازمان يافته در طول زندگي بشر نگاه ويژه اي داشته باشيم. در قسمت دوم اين نشست ياسين محمد از کشور آفريقاي جنوبي در مورد مسئله عشق و دوستي در فلسفه يوناني، مسيحي و اسلامي به بيان سخناني پرداخت. وي گفت: بالاترين عشق،يعني عشق به خدا و کاري که بدون قصد تلافي و چشم داشت انجام شود مقدمه اي براي عشق معنوي خواهد بود. عشقي که بر اساس لذت و مسائل گذرا پايه گذاري شود محکوم به گذرا بودن است. ارسطو در مقوله عشق معتقد است عشق واقعي تبديل حب ذات به حب ديگران است. در ادامه اين نشست راين هارد برانت از کشور آلمان گفت: در جهاني زندگي مي کنيم که از مسائل و اصول اخلاقي فاصله گرفته است. ساموئل لي از کره جنوبي نيز در سخنان خود با محوريت فلسفه صلح و شهروندي جهاني گفت: تعاريفي که برخي از فلاسفه در مورد جنگ و صلح ارائه داده اند در جهان امروز پذيرفته نيست. کانت تاکيد دارد که مقامات سياسي بايد به نصايح فلاسفه در مورد شرايط صلح عمومي توجه داشته باشند. کانت ميان نقش فلسفه ، حقوق و سياست تفاوت هايي قائل است. در انتهاي اين نشست مصطفي محقق داماد مدير جلسه درباره دغدغه حکيمان نسبت به صلح جهاني گفت: فاجعه جنگ هاي جهاني چنان بشر را بيدار کرد که پنداشت با تشکيل سازمان ملل متحد دوران کودکي را پشت سر گذاشته و به بلوغ رسيده است. اما بعد از آن با آغاز جنگ سرد و پس از آن وقايعي که در ويتنام و ديگر کشورها رخ داد اين اميد مبدل به ياس شد. ما شاهد ايجاد شکاف عميقي ميان دولت و ملت ها هستيم. امروز در سخنراني ها تعبير دهکده جهاني بارها مورد استفاده قرار مي گيرد اما کدام دهکده اي اين ميزان شکاف و اختلاف را تحمل ميکند؟آيا ممکن نيست جهاني داشته باشيم که حکومت ها در آن يکديگر را تحمل کنند؟ آيا بشر هنوز به اين نتيجه نرسيده است که منفعت همگان در صلح همگاني است؟ براي جمع بندي بحث بايد بگويم آينده بشر در دست حکيمان است. هر چند راهي طولاني پيش روي ماست.
اخلاق بخشي از دين است
«فلسفه و اخلاق» موضوع يکي از غني ترين پانل هاي همايش بود. سروش دباغ سخنران روز نخست اين همايش به "بررسي تطبيقي آموزههاي اخلاقي فضيلت گرا" پرداخت. محمد لگنهاوزن نيز در روز دوم به بررسي اخلاق هگل پرداخت وي در بخشي از سخنانش تصريح کرد: دين قابل فروکاست به اخلاق نيست، بسياري از افراد سعي مي کنند دين را به اخلاق فرو بکاهند در حاليکه اخلاق بخشي از دين است. فيلسوفان غربي چون کانت نيز به اين مسئله اذعان داشته اند، کانت مي گويد ايمان داشتن به خدا ريشه در ارزش هاي اخلاقي دارد انسان ها براساس انديشه هگل آزادند و علت اين آزادي اين است که خدا آنها را خلق کرده است بنابراين نبايد ديگران را براي رسيدن به آزادي مورد سوء استفاده قرار داد. در ادامه اين نشست حجت الاسلام مسعود آذربايجاني عضو هيئت علمي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به بررسي موضوع معناي زندگي در حکمت متعاليه ملاصدراي شيرازي پرداخت. دکتر محسن جوادي استاد فلسفه دانشگاه قم نيز در اين نشست به بررسي موضوع نظريه اعتباريات علامه طباطبايي و مسئله بايد و هست، پرداخت و گفت: علامه نمي خواهد نظريه اخلاق و معيار اخلاق را مشخص کند در واقع او ريشه اخلاق را در چيزهاي واقعي چون کمال و سعادت مي داند. علامه ماهيت جمله اخلاقي را اعتباري مي داند و اين به معناي آن نيست که هر چيز اعتباري اخلاقي است. در ادامه اين نشست دکتر ماجده عمر از کشور اردن به بررسي موضوع نظر و عمل در اخلاق پرداخت و گفت: در فلسفه غرب و در انديشه سقراط به رابطه نظر و عمل پرداخته شده است. به گمان او فضيلت از اساس هايي بوده که در فلسفه مورد سؤال قرار گرفته است. ارسطو نيز معتقد است دلايل و مستندات در وراي اعمال ما وجود دارد که سازنده زندگي ما هستند. ارسطو نيز در مورد فضيلت شخصيت صحبت کرده و دانشمندان علوم و فلاسفه نيز به اين نکته پرداخته اند.
فلسفه مادر علوم است
در نشست فلسفه و دين همايش چهره هاي مهمي سخنراني کردند. دکتر محسن جهانگيري در اين نشست به بررسي موضوع پيوند فلسفه و دين پرداخت. وي گفت: تمام عارف و علوم انساني با فلسفه رابطه دارد. براي اينکه فلسفه مادر همه علوم است. خاستگاه همه علوم و معارف بشري فلسفه است ولي ارتباط فلسفه با دين مطلبي ديگر و بسيار مهم است تا آن حد که آن کساني که تاکيد ميکردند به جدايي فلسفه و دين همانها خودشان به ناچار درباره فلسفه دين صحبت کردنداما دکتر محمود يوسف ثاني به بررسي موضوع اختلاف عقايد و اديان از ديدگاه قونوي پرداخت و گفت: مسئله اختلاف اديان براي علماي اسلامي به طور کلي براي متکلمين فلاسفه و عرفا مطرح بوده است. سئوال اين است که چه ميشود که انسانها و عرفا در اتخاذ مواضع ديني مواضع مختلفي ميگيرند و لذا مسئله اين است که چطور انسان ها به سمت عقايد گوناگون متمايل ميشوند. از طرف ديگر افراد نسبت به تحمل عقايد هم سعه صدر داشته باشند و از طرفي کثرت اعتقادات مورد پذيرش قرار گيرد و امر سوم يک مسئله انساني است و آن اين که عارف يک تعلق خاطري به اين مسئله دارد.
در اين نشست دکتر مقصود فراست خواه عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و برنامه ريزي آموزش عالي به بررسي موضوع تاملي در امکان فلسفي براي حاشيه زدايي از وحي الهي در دنياي مدرن پرداخت و گفت: نقد عقل مدرن از نهادهاي ديني و سنت هاي ديني آزادي بخش بوده است اما انسان مدرن را در معرض سهلانگاري هايي قرار داد. عقل مدرن چندان درگير آزادي از نهادهاي ديني و سنت هاي ديني بود که به امر الهي بي توجه ماند. اگر فرض کنيم که امر الهي داراي ظرفيت هاي مهمي براي بشر بوده باشد در اين صورت عقل مدرن درمورد امر الهي ممکن است به خطاي تراژيک دچار شود. در نشست تخصصي "فلسفه، علم و تکنولوژي" مهدي گلشني، عضو هيئت علمي گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتي شريف که درباره "متافيزيک، چونان پلي ميان علم و دين" سخن ميگفت، با اشاره به اين نکته که بسياري از اصول علمي از حوزه دين گرفته شدهاند، تصريح کرد: علوم مملو از مفروضات متافيزيکي ديني هستند و بنابراين متافيزيک ميتواند پل خوبي ميان علم و دين باشد. حسين معصومي همداني ديگر سخنران نشست "فلسفه، علم و تکنولوژي" بود که با موضوع "پيامدهاي گسست ميان علم و فلسفه" سخنراني کرد. وي با اشاره به جدال ميان فلسفه قارهاي و فلسفه تحليلي گفت: نمايندگان فلسفه قارهاي چيز زيادي از علوم رياضي نميدانند. برخي از شاخههاي فلسفه تحليلي با علوم سر و کار دارند و علايق ديني آنها محتواي کار آنها را تعيين نميکند.
پايان همايش فلسفه
مراسم اختتاميه هشتمين همايش بينالمللي روز جهاني فلسفه، با سخنراني «راما كريشنا رائو» رئيس كنگره بينالمللي فلسفه در سال آينده، «غلامعلي حدادعادل» رئيس همايش بينالمللي روز جهاني فلسفه و آيتالله صادق آملي لاريجاني، رئيس قوه قضاييه، برگزار شد.
رائو با تاکيد بر پيوند فلسفه شرقي و فلسفه اسلامي و ايراني گفت: من ميتوانستم انتخاب كنم كه در روز جهاني فلسفه به پاريس بروم يا به تهران بيايم اما تصميم گرفتم به تهران سفر كنم و كساني كه از شركت در اين همايش انصراف دادهاند دچار اشتباه و خسران شدهاند. پيش از اين به سخنان حداد عادل که ضمن ارائه گزارشي از کليت همايش بيان گرديد در مراسم اختتاميه اشاره کرديم. اما سومين سخنران مراسم اختتاميه روز جهاني فلسفه، آيتالله صادق آملي لاريجاني، رئيس قوه قضاييه بود كه به بيان سخناني در مورد اهميت توليد علوم انساني بومي در كشور پرداخت. وي با انتقاد از اقدام يونسکو انساني بحث مطرح شده در ايران پيرامون علوم انساني را غيرسياسي خواند و گفت: اگر چه ممكن است هر بحث علمي به مسيري سياسي كشيده شود اما موضوع بازنگري و تحقيق در زمينه علوم انساني، كاري علمي، دقيق و لازم است. وي خطاب به حاضران جلسه گفت: كشورهاي غربي از ما توقع دارند مثل آنها فكر كنيم و اگر اندكي به آنها فرصت دهيم، از ما توقع خواهند داشت كه مغز خودشان را هم در سر ما قرار بدهند. همه حرف ما اين است كه بايد علوم انساني در جامعه ما بر اساس فرهنگ ديني و مذهبي ما بازنگري شود.