مجله شماره 11

معرفی کتاب

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفی کتاب



جنگ جهانی دوم به
روایت تصویر
ریچارد هلمز
یاسر عرب
اطلاعات
چاپ اول: 1396، 424 صفحه

«جنگ جهانی دوم خونین ترین نبرد تاریخ است. به طوری  که نمی توان در مورد تعداد تلفات آن اطمینان حاصل کرد. تلفات متفقین بسیار چشمگیر بود؛ ارتش بریتانیا 264 هزار نفر تلفات داشت (تقریبا برابر با تلفات ایالات متحده). در این نبرد بین حدود 30248 تاجر بریتانیایی و 60500 شهروند غیرنظامی بر اثر بمباران کشته شدند.» (ص23) کتاب جنگ جهانی دوم به روایت تصویر اثر ریچارد هلمز است و می کوشد روایتی مصور از گوشه های بعضا دیده‌نشدۀ این فاجعۀ جهانی ارائه کند. یاسر عرب مترجم کتاب در مقدمه اش چنین نوشته است: «کمتر کسی است که حاشیه ها و انگیزه های حقیقی شکل گیری جنگ دوم را به‌درستی نداند؛ نقش فاتحان جنگ اول؛ اقتصاد متلاشی‌شدۀ آلمان وایمار، سیاست های جاه طلبانۀ کمونیسم شرق که به تجزیۀ امپراتوری کهن آلمان به‌واسطۀ مفاد عهدنامه ورسای انجامید، هرکدام به‌نوعی در شکل‌گیری جنگ دوم مؤثر بوده اند.» (ص11) ریچارد هلمز، جنگ را جنگ عکاس ها توصیف کرده است؛ عکاسانی که برای حصول نتیجۀ بهتر و مطمئن تر به سوژه ها نزدیک تر می شدند و تصاویری از صحنۀ نبرد تهیه می کردند. تصاویر و مطالب این اثر در هفت فصل طبقه‌بندی شده اند که به‌ترتیب عبارت‌اند از:  آغاز جنگ (1939)، بریتانیای تنها (1940)، شکل گیری جنگ (1941)، نقطۀ عطف (1942)، خیزش متفقین (1943)، افول جنگ (1944)،  پایان تلخ (1945). ریچارد هلمز تهیه و تدوین این اثر را کار گروهی دانسته که حدود یک سال به طول انجامیده است. سعی او بیشتر بر آن بوده که تصاویر منتخب نشان دهندۀ صحنه های نبرد باشند. همچنین هدف هلمز و همکارانش این بوده است که کتابی تهیه کنند که برای نسل آیندۀ بریتانیایی-آمریکایی خیلی سنگین نباشد. این اثر نه‌تنها برای علاقه‌مندان به تاریخ جنگ بلکه برای عکاسان و به ویژه آن دسته از عکاسانی که موضوع جنگ علاقه دارند، خواندنی و دیدنی است. عکس های این اثر از موثق ترین منابع مربوط به جنگ جهانی دوم مانند آرشیو موزۀ سلطنتی جنگ لندن تهیه شده است.

نوسازی، تحریم و تأویل:
از شناخت علمی تا هراس از تکفیر
نصرحامد ابو زید
محسن آرمین
نشر نی
چاپ اول: 1396، 300 صفحه


کتاب نوسازی، تحریم و تأویل: از شناخت علمی تا هراس از تکفیر ، آخرین اثر منتشر شدۀ نصر حامد ابوزید است. ابوزید یکی از چهره های مطرح در حوزۀ نواندیشی دینی جهان عرب طی دهه های اخیر و همین طور از تربیت یافتگان مکتب نقد امین الخولی است. امین الخولی و شاگردانش به قرآن همچون متنی ادبی یا به عبارت بهتر اثر برتر ادبیات عرب می نگریستند. «او معتقد بود نواندیشی دینی از دورۀ نوزایی به این سو به‌رغم مساعی درخور تقدیرش نتوانست افق معرفتی جدیدی را پایه گذاری کند و نهایتا مقهور گفتمان دینی رسمی شد. وی علت این هزیمت را در نقص رویکرد نواندیشی دینی به قرآن به ‌مثابۀ مبنای تمدن و فرهنگ اسلامی می داند.» (ص15) کتاب نوسازی، تحریم و تأویل مجموعۀ چهار مقاله و سخنرانی از اوست که در زمان های مختلف به مناسبت های گوناگون نگاشته شده اند. این اثر از چهار بخش تشکیل شده است. ابوزید در بخش نخست با عنوان «ضرورت نوسازی گفتمان دینی» نوسازی را نیاز همیشگی روند اجتماعی، سیاسی و فرهنگی توصیف کرده است و بر این نظر است که نوسازی بدون شناخت تمدن جدید و پرچم‌دار آن یعنی غرب ممکن نیست. بخش دوم «هنر و گفتمان تحریم» نام دارد. او در این بخش به نقد گفتمان دینی حاکم بر جوامع عربی و به ویژه مصر از منظر هنر می پردازد. «از نظر ابوزید دنیای هنر دنیایی رها از هنجارها و محدودیت هاست و خلاقیت هنری در فضایی آزاد و به دور از قیدها و بندها و هنجارهای جاری شکل می گیرد.» (ص109) بخش سوم «دشوارۀ تأویل قرآن از گذشته تا کنون» نام دارد. مؤلف در این مقاله به بررسی «اصطلاح تأویل، نسبت آن با تفسیر و سیر تحول آن تا دورۀ معاصر می پردازد.» (ص164) بخش چهارم و پایانی این اثر «رویکردی نو به قرآن؛ از متن به گفتار: به‌سوی هرمنوتیکی انسان گرا» نام دارد و «به تبیین اهمیت تعامل با قرآن به‌مثابۀ گفتار و اثر آن در فهم قرآن و کشف معنای ناپیدای آن» (ص231) اختصاص دارد.

پدیدارشناسی تجربۀ زیبایی شناختی
گزارشات و ملاحظات
ميكل دوفرن
فاطمه بنويدي
نشر ورا
چاپ اول: 1396، 322 صفحه

یکی از برجسته ترین آثاری که در حوزۀ پدیدارشناسی نگاشته شده است کتاب پدیدارشناسی تجربۀ زیباشناختی به‌قلم میکل دوفرن است. این اثر از دو موضوع اصلی تشکیل شده است. دوفرن ابتدا ابژۀ زیبایی شناختی را بررسی می کند و سپس نظریه اش را دربارۀ تجربۀ زیبایی شناختی بیان می کند. او بر این نظر است که «تجربۀ زیبایی شناختی با احساس اولیه و بنیادی زیبایی شناختی تطابق کامل دارد. در احساسِ زیبایی شناختی آنچه به وسیلۀ حواس ادراک می شود، خودش را به شکل یک تجربۀ زیسته عرضه می کند. فلسفه باید بکوشد صورتی عقلانی به این تجربه ببخشد. رابطۀ سوژه با اثر هنری سرمنشأ پیدایش کل تجربۀ زیبایی شناختی است.» (ص14) دوفرن در این اثر بر تجربۀ تماشاگر اثر هنری و نه آفرینندۀ آن مترکز است. کتاب پدیدارشناسی تجربۀ زیباشناختی از سه فصل تشکیل شده است. فصل نخست دربارۀ «پدیدارشناسی ابژۀ زیبایی شناختی» است و ویژگی ها و جایگاه ابژۀ زیبایی شناختی در میان ابژه های دیگر و جهان ابژۀ زیبایی شناختی به‌تفصیل بیان شده است. فصل دوم «پدیدارشناسی ادراک زیبایی شناختی» نام دارد. دوفرن در این فصل مراحل ادراک را به سه مرحلۀ حضور، بازنمود و خیال، تأمل و احساس تقسیم می کند و برای صورت بندی اندیشه اش از آرای مرلوپونتی، سارتر، کانت و هیدگر استفاده می کند. فصل پایانی کتاب «تأسیس علم زیبایی شناسی» نام دارد.  چند نکتۀ کوتاه دربارۀ انتشار فارسی این اثر: کتاب با اینکه به طورکامل عنوان کتاب دوفرن را دارد اما در واقع گزارشی است که خانم بنویدی از کتاب اصلی ارائه کرده است. در فیپا نوشته شده است برگردان فاطمه بنویدی، اما ایشان در مقدمه شان نوشته اند که کارشان ارائۀ گزارشی از کتاب دوفرن بوده است. بنابراين ممکن است خواننده یا خریدار این اثر تصور کند اثر برجستۀ دوفرن ترجمه شده است، در حالی که مترجم کارش را ترجمه نمی داند.

 

معرفي كتاب هاي خارجي

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب هاي خارجي

مرضيه سليماني



Hafiz of Shiraz:
An Introduction to the Sufi Master
Peter Avery
Other Press,104 pages

حافظ شیراز:
درآمدی بر شناختِ استادِ صوفی
پیترآوری
انتشاراتِ آدِر، 104 صفحه

به جرأت می‌توان گفت در میان پژوهشگران و حتی غيرمتخصصین ایرانی، کمتر کسی است که پیتر آوری را نشناسد و با نام، خدمات و آثار او و نیز علاقۀ فراوانش به فرهنگ و ادبیات ایران آشنا نباشد. او همان ایران شناسِ انگلیسی است که در جوانی در نیروی‌زمینی بریتانیا در هند خدمت کرد و در آنجا با زبان فارسی آشنا شد. سپس در شرکت ملی نفت ایران و انگلیس استخدام شد و در آبادان مسئولِ آموزش زبان فارسی به انگلیسی‌ها شد. اما بعد از ملی شدن صنعت نفت در ایران، در استخدام شرکت ملی نفت ایران باقی ماند و از این طریق با زبان و ادبیات فارسی بیشترآشنا شد. وی در طول عمر خود، آثار زیادی در حوزۀ ایران شناسی انتشار داده است.
اولین اثر او ترجمه مشترکی است از برخی رباعیات خیام وآخرین آن ترجمۀ کاملِ دیوان حافظ به زبان انگلیسی. کسی که سال‌ها به تحقیق و تدریس در کینگز کالج لندن اشتغال داشت و صاحبِ نشانِ امپراطوری بریتانیا نیز بود، بارها و صراحتا بر عشق وافر خویش به تاریخ و ادبیات ایرانی تأکید کرده وصیت کرده بود که پس از مرگ، مدال‌های افتخار، لوح تقدیر، و جایزۀ ویژۀ جشنوارۀ بین‌المللی فارابی را که از رئیس‌جمهور ایران به‌خاطر بهترین ترجمۀ دیوان حافظ به زبان انگلیسی دریافت کرده بود، از وی جدا نکرده و با او درتابوت بگذارند. بنا به وصیت، چنین شد. در پایان، مراسمِ تدفینِ باشکوهی که در دانشگاه کمبریج برگزار شد و گویی نَه یک آیینِ مألوف و مرسومِ ترحیم، که گردهماییِ بزرگِ ایران دوستان و ایران پژوهان بزرگ جهان بود.
عناوین زيرازجمله مهم‌ترین آثار آوری (یا ایوری) و البته معروف‌تر از بقیه‌اند:
-Modern Iran, Praeger // -The Cambridge History Of Iran, edited by P.Avery.G.R.G.Hambly and C.Melille, Cambridge Univsity Press // -The Collected Lyrics Of Hafiz Of Shiraz, Archetype,Cambridge // -The Speech Of The Birds, Cambridge.
تاریخ معاصر ایران، ترجمۀ محمد رفیعی مهرآبادی؛ - ویراستاری و سردبیری جلد هفتم کتاب تاریخ ایران کمبریج (دوران قاجار و پهلوی) به کمک چارلز ملویل و حامد الگار، انتشارات دانشگاه کمبریج.
اما آنچه به مطالب امروز ما مربوط می‌شود، کتابی است که آوری با عنوانِ درآمدی بر شناخت استاد صوفی و پیرامونِ حافظ و غزل‌هایش نگاشته است. به‌جز انتخابِ هوشمندانۀ مجموعه‌ای از غزل‌های حافظ شیراز، مقدمۀ اثر که بخش اعظم آن را تشکیل می‌دهد و جای آن دارد که در قالب کتابی مجزا چاپ و منتشر شود، به‌راستی کم‌نظیراست و پُر از نکاتِ فراموش‌شده یا مغفول‌مانده دربارۀ این شاعرِ رندِ صوفی. نکته‌های ادبی، مسائل تاریخی و اصطلاحات و آیینِ صوفیان وآدابِ صوفیانه ازجمله مطالب خواندنی و موثق کتاب هستند.  زحمات نويسنده و فرد ديگري كه نام او در کنار پیتر آوری بر جلد کتاب به‌چشم مي‌خورد، تقديركردني است. او كسي نيست جز جان هیث استابس؛ شاعر برجستۀ انگلیسی که در ترجمۀ اشعارِ دشوار یابِ شاعرِ پیچیده‌گوی و طنّازِ ما به‌یاری آوری شتافته است.
جان فرانسیس الکساندرهیث استابس، مترجم نامدار انگلیسی بود که مضمون اکثر اشعارش از بُن مایه‌های اسطوره‌ای الهام گرفته است. او تحصیل‌کردۀ کمبریج و آکسفورد، شاعری متعلق به سبکِ رمانتیک و کلاسیسیسم و صاحبِ آثار چاپ‌شدۀ فراوان که همواره با استقبال عموم مردم و نیز منتقدان و ادیبان روبه‌رو بوده است. برخی از آثار او عبارت‌اند از:
-Wounded Thammuz, Penguin // -The Forsaken Garden // -Cosmic Poem // -Artorius // -In The Shadows // -the Sound Of Light
و...
نویسنده در مقدمه متذکر می‌شود که حافظ هم پایۀ شکسپیر و گوته است، صوفی است، ادیب است، در زمانۀ دشواری می زیسته، در بحبوحۀ آشفتگی شهرها، دست‌اندازیِ قبایل به شهرنشین‌ها و بی‌ثباتیِ حکومتی از عشق، دوستی، آرامش و سرخوشی سخن گفته و در یک کلام، در عینِ خردمندی و صراحتِ کلام بر جهان وطنی تأکید کرده است.

Hafiz and the religion of Love in Classical Persian Poetry
Leonard Lewisohn
I.B.Tauris,360 pages
حافظ و مذهبِ عشق در شعر کلاسیک فارسی
لئونارد لویسون
انتشاراتِ آی. بی. تائوریس، 360 صفحه

«هنوز پس از گذشتِ سده‌ها، اشعارِ رمانتیکِ شاعر بزرگ ایرانی در سراسر جهان موضوع تحسین و استناد واقع می‌شود و پژوهش‌های جدید پیرامون این اشعار و آن شاعرمؤید همین ادعاست. این تحقیقات حاکی از آنند که حافظِ بزرگ، علاوه‌بر استفادۀ استادانه از ابزارهای ادبی و فنون شعر و بلاغت، عمیقا با فلسفه و از آن مهم‌تر، کاملا با نمادگراییِ عشقِ عرفانی- آن هم به سبکِ ایرانیِ آن- آشنا بوده. در آن تبحر داشته و باعلاقه بدان می‌پرداخته است.»
عباراتِ بالا، سطورِ آغازینِ مقدمۀ کتابی است که اکنون قصد معرفی آن را دارم. هدف اصلی نویسنده، تئوری‌های زیبایی‌شناختی و فلسفۀ عشق در اشعارِ عاشقانۀ فارسی است؛ همان که ما به زیبایی غزلش می‌نامیم. اما محدودۀ کار او مشخص است: دوران کلاسیک. و نقطۀ تأکید یا محور بحث هم به‌روشنی تعیین شده است: حافظ. البته نویسنده به‌حق عنوان می‌کند که انتخاب و ترسیم خطِّ تمایز بین حافظ، مولانا و سعدی کار دشواری است. اما او در‌نهایت مُهرِ تأیید و انگشتِ تأکیدِ خویش را برحافظ گذاشته و با شجاعتِ تمام اعلام می‌کند که مضمون، درون‌مایه، یا به‌قول فرنگی‌ها، تِمِ اصلیِ غزل‌های حافظ، در حقیقتِ امر، همان است که دانشمندانِ مدرن آن را «تئوریِ عشق» نام نهاده‌اند. این مضمون، کم‌وبیش در آثار شاعران عرب و ایرانی و در کل، ادبیات اسلامی حضور داشته اما در غزل حافظ به اوج رسیده و به درون مایۀ اصلی شعر او بدل شده است. اهمیتِ قضیه اما به مکان و زمانِ مطرح شدن یا غالب گشتنِ این مضمون مربوط می‌شود: ایران؛ دوران‌میانه. و این بدان معنی است که حوزۀ پژوهشیِ نویسندۀ کتاب، خاورمیانه، ادبیاتِ دوران میانۀ ایرانی، ادبیات دوران میانۀ اسلامی، تاریخ و فرهنگ ایران را دربر می‌گیرد. کتاب در نیویورک و به زبان انگلیسی منتشر شده و شامل یک مقدمه، یک پیشگفتار و چهار فصل اصلی است. برای توضیح بیشتر باید گفت که این کتاب، حاصل کنفرانسی است دربارۀ حافظ که در سال 2007 برگزار شده و به وسیلۀ لئونارد لویسون و جیمز موریس در انستیتوی تحقیقات اسلامی و عربی در دانشگاه اگزتر انگلستان ویرایش و آماده شده است. آن‌گونه که منتقدان و ادیبان در مقالات خویش نوشته‌اند، این اثر نه‌تنها اولین تحقیق دربارۀ مبانی فلسفی، الاهیاتی و عرفانی معنویت عشق حافظ است، بلکه جامع‌ترین مقدمه برای فلسفۀ رمانتیک شاعر، سنت ادبی، شعر و بیوگرافی اوست که تا‌به‌حال در هیچ زبان اروپایی وجود نداشته است. پس هم برای دانشجویان رشته‌های شعر فارسی، فلسفۀ اسلامی، تصوف و تحقیقات خاورمیانه سودمند است و هم برای علاقه‌مندان به مباحث ادبیات تطبیقی، ادبیات و معنویت شرق، ادبیات رمانتیک قرون‌وسطا و فلسفۀ عشق. مقالات کتاب البته به‌وسیلۀ تعدادی از متخصصین برجستۀ حافظ‌شناس و مطالعات ایرانی نوشته شده و ویراستاری آن را لویسون برعهده گرفته است. فصل اول-حافظ در فضای تاریخی- اجتماعی، ادبی و عرفانی فارسی میانه، فصل دوم-حافظ و مکتب عشق در شعر فارسی کلاسیک، فصل سوم- حافظ و سنت تصوف ایرانی، فصل چهارم- تصویرسازی رمانتیک حافظ و زبان عشق.
لئونارد لویسون استاد فارسی کلاسیک و ادبیات صوفیانه در دانشگاه اگزتر انگلستان و عضو بنیاد میراث ایران است.از میان دیگر آثار او عناوین زیر حائز اهمیت‌اند:-The Art of Spiritual Flight: farid al-din attar and the Persian sufi tradition,2006 // -the heritage of Sufism,1999.

A Year With Hafiz:
Daily Contemplation
Daniel Ladinsky
Penguin Books,448 pages
یک سال با حافظ
دانیل لادینسکی
انتشارات پنگوئن، 448 صفحه

دانیل لادینسکی را ایرانیان بیشتر با ترجمه‌های خوش‌اقبالِ او از غزلیات حافظ می‌شناسند. معروف‌ترین آن‌ها هم The Gift نام دارد؛ اصطلاحی با معنای معادلِ «موهبت» یا «هدیه» که در سال 1999 منتشر شد و ناشرش باز هم گروه نشرپنگوئن بود (نیویورک، لندن، استرالیا، کانادا، نیوزلند).
کتابِ مذكور اما «یک سال با حافظ» نام دارد و در تیراژ وسیع، با استقبال غیرفارسی‌زبانان مواجه شده است. این کتاب شامل یک پیشگفتار، مقدمه‌ای نسبتا بلند و متنی مشتمل بر 25 بخش موضوعی است.
لادینسکی در مقدمه می گوید: «شعر حافظ طی قرن‌ها در سراسر جهان برای میلیون‌ها نفر، نه به‌عنوان اثری کلاسیک، بلکه برانگیزانندۀ حس موسیقی، عشق و تعقل بوده است. او حافظ را عارفِ قهرمانِ آزادی می‌نامد. قهرمانی که غرب برای شناخت کامل او هنوز راه زیادی در پیش دارد، اگرچه آثار و عوارض و علائم حضورش در ادبیات غربی به دویست سال پیش یا حتی کمی بیش از آن برمی‌گردد. در جایی دیگر، لادینسکی تعداد اشعار به‌جا‌مانده از حافظ را بین پانصد تا هفت‌صد غزل می‌داند و می‌گوید که منشیان و قانون‌گذارانی که محتوای اشعار حافظ را برنمي‌تافتند، آثار او را از بین برده‌اند.
از نظر لادینسکی، علت محبوبیت حافظ در نزد مردم این است که مردم همواره حافظ را همچون پیشگویی زنده در کنارشان می‌دیده‌اند. او قادر است ناگفتنی‌ها را با خوانندگانش در میان بگذارد. و شاید همین باور و احساس، دلیلِ تفأل زدن یا اصطلاحا استخاره کردنِ ملکه ویکتوریا با حافظ بوده است. زیباترین توصیفی که لادینسکی از این باور به‌دست می‌دهد در این عبارات کتاب متجلی شده است: «مردم با حافظ یکی می‌شوند چون او با جهان به وحدتی مقدس رسیده و تجربه‌هایش در اشعارش نمود پیدا کرده است. حافظ از معدود ارواح مقدسی است که خداوند با قدرت بی کرانش آن ها را خلق کرده... »
لادینسکی در خصوص ترجمه‌های موجود از غزلیات حافظ، معتقد است که ترجمۀ شاهکاری که درحقیقت ترجمه‌ناپذیراست، آن هم به زبانی که به‌لحاظ روحی جوان ودر حال گسترش است، خطرکردنی مهیب است. حافظ خداوند را با اسامی مختلفی وارد شعرش کرده و لحظه به لحظه او را می  خواند: «رفیق، محبوب، اقیانوس،آسمان، خورشید و ماه.»
اما صفت مشخصۀ اشعار حافظ را، لادینسکی سطوح مختلف شعر او می‌داند که هم‌زمان باهم ظاهر می‌شوند و همین مسئله، ترجمۀ غزل‌ها را دشوار و حتی غیرممکن می‌سازد. او عارف است اما عارفی طنّاز ومرموز؛ موسیقی می‌داند، از روان‌شناسی سررشته دارد. مردم‌شناس است و از اوضاع و احوال جامعه خبردارد. آیین‌های دینی را خوب بلد است. از قانون مسجد و مدرسه، ناقوس و معبد چیزی نیست که او نداند و گاه حتی نقبی هم به سیاست می‌زند. و این‌ها همه در لایه های مختلف شعرش نمودار است. چگونه ترجمه‌اش کنیم؟
دانیل لادینسکی شاعر معروف امریکایی و تفسیرگر اشعار عرفانی است و دست‌کم چهار اثر پیرامون شعر صوفیانۀ فارسی در قرن 14 نوشته که همگی با اقبال و استقبال مواجه شده‌اند.

Hafiz: The Oracle:
For Lovers, Seekers, Pilgrims and
the God-intoxicated
Paul Smith
CreateSpace Independent Publishing Platform, 502 pages
حافظ: سروشِ هاتف؛ برای عاشقان، جست‌وجوگران، زائران ومدهوشانِ خدا
پل اسمیت
انتشارات کری اِیت اِسپِیس، 502 صفحه

کاملا از عنوان کتاب پیداست که نویسنده در اثر پرحجم خود بر چه نکاتی تأکید کرده و از چه لطایفی سخن گفته است. اما آنچه از بقیۀ مطالب جالب‌تر است، نه فصل مربوط به معنویت اشعار حافظ است، نه ارائۀ زندگی‌نامۀ مفصلِ او، نه انتخاب اشعار و نه به‌دست دادنِ اسناد و مدارکی که دال بر اقبال غربیان به حافظ است. جالب‌ترین بخش کتاب، همان‌جاست که نویسنده تاریخچه‌ای از استفاده از دیوان حافظ- به‌عنوان سروش هاتف یا ندای غیبی یا الهام الاهی- به‌دست می‌دهد و عنوان می‌کند این‌گونه استفاده از دیوان حافظ به منطقه یا مردمان خاصی محدود نمی‌شود. بلکه در سراسر جهان، همه اشعار حافظ را همچون وحیِ مُنزَل به دیده و دل می‌گذارند.
پل اسمیت، شاعر و نویسنده و نیز مترجم بیش از 80 کتاب درزمینۀ تصوف، به‌ویژه شعر صوفیانۀ فارسی، عربی، اردو، ترکی، پشتو و دیگر زبان های این حوزۀ فرهنگی است. از حافظ و سعدی گرفته تا جهان ملک‌خاتون و شاه لطیف. از عطار و عبید زاکانی تا کبیر و نسیمی. از جامی و خیام تا مهستی گنجوی و یونس اِمرِه و بُلهه شاه.
کتاب اسمیت بسیار شور‌انگیز و درعین‌حال با دقت و ارائۀ اسناد تاریخی نوشته شده است. ادیبان و ایران‌شناسان غربی و نیز برخی از اساتید سخنِ ایرانی  هم اثر او را ستوده‌اند. اما شاید اسمیت هنگامی که مقدمۀ کتاب خویش را می‌نوشت، و باز شاید به‌واسطۀ عجین بودن با حفظ و بهره‌گیری از سروش غیبی او، از این اقبال و استقبال خبردار شده بود. چراکه مقدمۀ کتاب را با این عبارت به‌پایان برده که: «و این تنها جرعه‌ای آب از اقیانوس عظیم حافظ است...»

 

گزارش سمينارها

PDF چاپ نامه الکترونیک
افق فرهنگ

گزارش سمينارها

كيان رضوي


جريان‌هاي بنيادي در پديدارشناسي
پديدارشناسي، معادل واژۀ لاتين Phenomenology است و مركب از دو واژۀ  فنومن به‌معناي «پديده» و «لوژي» به‌معناي شناخت. هنگامي كه ادموند هوسرل اين مكتب را، جهت تأكيد بر وجوه التفاتي ذهن و با هدف منظم ساختن فلسفه، به‌ويژه فلسفۀ شناخت، پايه‌گذاري كرد، قصد آن داشت تا «آگاهي» انسان را بررسي كند، اما آن بخش از آگاهي كه مربوط به پديدارهاي ذهني است و بدون واسطه در ذهن وي ظاهر مي‌شود.
به‌عقيدۀ هوسرل، هر فعاليت ذهني «وجه التفاتي» خاصي دارد كه ممكن است حتي موجودي عيني هم نباشد و در جاي ديگر با بياني ساده‌تر مي‌گويد: «موضوع فلسفه، همين موضوعات مورد آگاهي است؛ هر چيزي است كه ما تجربه مي‌كنيم؛ چه موجوديتي داشته باشد و چه رخت وجود بر تن نكرده باشد. بر پايۀ اين اعتقاد اوليه، بعدها اسامي‌ انديشمندان و فيلسوفاني همانند مارتين هايدگر، ژان پل سارتر و موريس مرلوپونتي نيز با فلسفه پديدارشناسي گره خورد اما آراء و عقايد تازه چنان تغييرات و تفاوت‌هايي را پشتِ‌سر گذاشت كه به‌لحاظ مفهومي مي‌توان فلسفه پديدارشناسي را به دو دورۀ پيشاهوسرل و پساهوسرل تقسيم كرد. در همين رابطه، اگرچه جنبش فلسفي پديدارشناسي را در ابتداي سده بيستم ميلادي ادموند هوسرل پايه‌گذاري كرد و سپس حلقه‌اي از متأثرين وي در دانشگاه گوتينگن و دانشگاه لودويگ ماكسيميليان مونيخ آن را گسترش دادند، ورود آن به فرانسه، آمريكا و ديگر نقاط جهان، به پديدار شدن انشعابات گوناگون با تفاوت‌هاي چشمگير انجاميد و از چنان اهميتي برخوردار شد كه جرياني از نقدها و نظرها در قالب كتاب، مقاله، فيلم، كنفرانس، سمينار، رشته‌هاي مستقل يا وابسته دانشگاهي و حوزه‌هاي فكري تشكيل شد. اكنون و در اكتبر 2017، مركز مطالعات پديدارشناسان در دانشگاه پونديچري (Pondi cherry) هند، سلسله سمينارهايي را به جريان‌هاي بنيادي پديدارشناسي اختصاص داده كه با كنفرانس‌ها، كارگاه‌ها، كلاس‌هاي آموزشي و نمايشگاه‌هاي مرتبط حدود يك ماه به‌طول خواهد انجاميد.
محدودۀ سخنراني‌ها، موضوع كنفرانس‌ها و سر فصل كارگاه‌ها و كلاس‌هاي آموزشي نسبتاً گسترده است. از هوسرل و آراء او گرفته تا اگزسيتانسياليسم، نظريه‌هاي انتقادي،‌ پسامدرنيسم و پديدارشناسي، آگاهي و خودآگاهي، فلسفه ذهن و ديگر مكاتب يا انديشه‌هاي مرتبط با موضوع، ازجمله الاهيات و پديدارشناسي دين. اما كل برنامه بر پايه هفت محور برنامه‌ريزي شده است كه عبارت‌اند از:
1ـ روان‌شناسي 2ـ پديدارشناسي متعال 3ـ آگاهي و خردكاهي آن 4ـ ساختار جهان 5ـ وجوه پديدارشناسانۀ متن و موضوع 6ـ زندگي و جهان 7ـ زمان
مركز پژوهش‌هاي پيشرفتۀ شري اروبنيدو(SACAR) و مؤسسۀ تحقيقاتي فلسفه اروپايي در دهلي نو از ياري‌دهندگان دانشگاه پونديچري در برگزاري اين همايش هستند و شركت در آن مستلزم دارابودن شرايط و سطح خاصي از تحصيلات و تخصص است و دكتر وي.دي.توماس (پروفسور در فلسفه و استاد دانشگاه پونديچري)، دكتر جيمز كوريان (استاد فلسفه ذهن و علوم شناختي در دانشگاه چناي مدرس) و دكتر اي.پي.ميتو (از كالج لويولا) مديريت همايش را برعهده خواهند داشت.
نسبت پديدارشناسي و «جهان عيني» در انديشه‌هاي ژان پل ‌ساتر؛ مرلوپونتي و طرح نظريۀ «اولويت ادراك» در پديده‌شناسي ادراك با هايدگر و پرسش از معناي «هستي و زمان»؛ يوهان هنريش لامبرت و «تئوري پندار» و بررسي كتاب Never organon (1764) او در همين پيوند؛ حوزه‌هاي «نمودي» پديده‌ها؛ پديده‌هاي «صوري»، وابستگي معنايي بين پديدارشناسي و زيباي‌شناسي در آراء هردر؛ تبديل «پديده» به «تجربه» با نگاهي به انديشه‌هاي امانوئل كانت، تكامل پديدارشناسي كانت به دست «فيشته»؛ پديدارشناسي روح؛ «هرمنونيك» به‌عنوان اساس كار پديدارشناسي؛ و پديدارشناسي در معماري ازجمله موضوعات سخنراني‌هاي اين همايش هستند.

خواندن و نوشتن در منطق
اعتبار يك استدلال به چه معناست؟ مراد از استنتاج يك گزاره از گزاره ديگر چيست؟ صدق منطقي يك گزاره چه معنايي مي‌دهد؟ چگونه مي‌‌توان يك استدلال معتبر يا يك صدق منطقي را شناخت؟ كدام نظام‌هاي صوري، منطق محسوب مي‌شوند و چرا؟ اين‌ها و پرسش‌هايي از اين دست كه بررسي مسائل فلسفي ناشي از منطق را دربرمي‌گيرد، عمدتاً در شاخه‌اي از فلسفه به نام «فلسفه منطق» مطرح مي‌شوند. رشته‌اي كه با منطق، فلسفه زبان و معرفت‌شناسي نيز پيوندي تامّ و تمام دارد. اما بهتر آن است كه بگوييم «فلسفۀ منطق» علمي پسيني است كه مباني فلسفي منطق و درعين‌حال، مسائل فلسفي ناشي از مباحث منطقي را بررسي مي‌ كند. از متفكران برجستۀ اين حوزه هم مي‌توان به فرگه،‌ راسل، كواين، تارسكي، ديويدسون، استراوسرن و كريپكي اشاره كرد.
در سياق خواندن متون ديگر، به‌ويژه در فلسفه ذهن، زبان‌شناسي و متافيزيك، هر دم با منطق مواجه مي‌شويم. چرا؟ زيرا منطق، دربارۀ ساختار نسبت‌هايي است كه مي‌توانند ميان جمله‌ها، مفاهيم، ايده‌ها يا امور عمل كنند. در پيچيده‌ترين و انتزاعي‌ترين استدلال‌ها نيز ابزاري به نام منطق وجود دارد كه دست‌كم شكل آن استدلال‌ها را بر ما روشن مي‌سازد اما استفاده از اين ابزار در جهان مدرن و در فلسفه معاصر، مستلزم دارابودن قدرتي ويژه است: قدرت خواندن و نوشتن.
طُرفه آنكه همان‌گونه كه در ورزش و پرورش آدم، آدمي با به‌كارگيري وزنه‌هاي مختلف و در طي زمان، بر قدرت جسم خويش افزوده و عضلات خود را رشد مي‌دهد؛ خواندن و نوشتن نيز در طي زمان قدرت استدلال را افزايش مي‌دهد و توانايي مغز در پردازش اطلاعات را بالا مي‌برد: خواندن زياد، نوشتن را تقويت مي‌كند و نوشتن بيشتر، به خواندن‌هاي باكيفيت‌تر و نيز طولاني‌تر منجر خواهد شد. با تكيه بر همين اصل، در آموزش و پرورش جديد، همواره تأكيد بر اين بوده كه آموختن فلسفه بايد با فراگيري «نوشتن» همراه باشد. مگر غير از اين است كه فلاسفه با خوانش آثار يكديگر، با آراء و نظرگاه‌هاي مختلف آشنا مي‌شوند؟
شايد همين دلايل، مباحث و چالش‌ها، انگيزه تشكيل سمينار «خواندن و نوشتن در منطق» باشد كه دانشگاه Clermant Auvergne فرانسه در ماه ژوئن عهده‌دار برگزاري آن است. در اين سمينار وُلكر پيك‌هاوس (از دانشگاه پادربورن)؛ درك اشليم (از دانشگاه مگ‌گيل كانادا)، ماتياس ويله (از پادربورن آلمان) مديريت گروهي از سخنرانان، فيلسوفان و منطقيون را برعهده مي‌گيرند تا مقوله‌هاي «خواندن» و «نوشتن» و نقش بنيادين آن‌ها در فلسفه و منطق را روي ميز كار قرار دهند. از عناوين موضوعات مطروحه در سخنراني‌ها، مطالب زير حائز اهميت‌اند:
ملزومات نوشتن مقالۀ فلسفي؛ سطوح مختلف «التفات» در متون منطقي، چيستي آنچه بايد موضوع دفاع يا اثبات قرار گيرد؛ نظام‌مندي نوشتار؛ شناخت مخاطب متن در منطق و فلسفه؛ نوشتن و خواندن منطقي (مهارت يا قريحه؟)؛ شگردهاي نگارش تحليلي؛ مبحث «ذوحدين» در متن منطقي؛ مثال نقض، برهان خلف و استدلال و يا تكنيكي در نوشتارهاي فلسفي ـ منطقي؛ آموزش خواندن/ آموزش نوشتن؛ اكتساب يا ممارست در خوانش متون، موادّ خام؛ پيوند ميان عقل و منطق و فكر و زبان؛ مسئله «مفاهيم» و «سبك ادبي»؛ مبحث «ترجمه»؛ مقاله‌ها و نقد و نظرها؛ كتاب‌هاي منطقي و فلسفي؛ مجله‌ها و نشريات مرتبط؛ آموزش خواندن و نوشتن منطقي در كتابخانه‌ها، ابزارهاي آموزشي، نظريه‌هاي حقيقي.

اینک آخرالزمان
برخی از باورها- دست‌کم برای برخی از انسان ها- در زندگی نقشی بنیادین بازی می  کنند. به‌گونه ای که تمام وجوه و جوانب زندگی فرد باورمند را دربرگرفته ومحورهای اصلی  رفتار، گفتار، تنظیم روابط، تحصیلات، شغل و علایق فردی و اجتماعی وی را تعیین می‌کنند. بی‌گمان، رستاخیز، آخرالزمان، معاد و روز داوری ازجملۀ این باورهاست. البته این واژه‌ها تا حد زیادی مفاهیمی دینی به‌شمار می‌روند و عمدتا به‌معنی زنده شدن مردگان در پایان جهان و رویدادهای پس از آن هستند. باور اغلب معادشناسان و مؤمنان به رستاخیز این است که در پایان جهان، یک رستاخیز جهانی روی خواهد داد که طی آن، تمام مردم متعلق به تمام قرون و اعصار تاریخ زنده می‌شوند. این مفهوم، درحقیقت، بنیان اعتقادی ادیان ابراهیمی را تشکیل می‌دهد اگرچه در بیشتر ادیان-کهنه و نو، باستانی ،قدیم، مدرن، شرقی و غربی، طبیعی و کشاورزی، توحیدی یا ثنوی به اشکال گوناگون وجود دارد.
در همین رابطه، دست‌نوشته های مصری و کنعانی از مرگ و برخاستن خدایانی همچون ایزیریس و بعل سخن گفته‌اند. در یونان باستان، باور بر این بود که شماری از مردان و زنان جسمی جاودانه دارند. پس بعد از مردن زنده می‌شوند. نمونۀ بارز آن، اسکالپیوس است که به دست زئوس کشته شد تنها به این خاطر که دوباره زنده شده و به خدای بزرگ تری تبدیل شود. آشیل نیز بعد از کشته شدن، طی ماجراهایی به زندگی بازگردانده شد. ممنون، آلکمینی،کستور، هرکول و ملیسرت هم، دیده شده که گاه در غالب جسمانی زنده شده و جاویدان به زندگی ادامه داده‌اند.
در یهودیت، سه نمونۀ واضح از زنده شدن افراد پس از مرگ وجود دارد. اول-پسر جوانی که با دعای الیاس نبی زنده می‌شود. دوم-پسر زنی به نام شونامیت که به دست الیسع زنده می شود. و سوم- مرده‌ای که بر قبر الیاس نبی پرت می‌شود و بر اثر تماس با استخوان  های الیاس زنده می‌شود. اما شاید بتوان گفت بحث‌انگیزترین رستاخیز در دین مسیحیت یافت می‌شود و آن رستاخیز عیسی مسیح است. بنیاد این اعتقاد مسیحی نظر پولس رسول است. به‌گفتۀ پولس، ایمان مسیحی بر محوریت رستاخیز عیسی مسیح و امید به زندگی پس از مرگ قرار دارد. تقریبا تمام مسیحیان کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان و پیروان کلیسای آشوری شرق رستاخیز  جسمانی عیسی مسیح را به‌عنوان یک رویداد واقعی تاریخی قبول دارند و انکار واقعیت فیزیکی رستاخیز او را به عنوان یک ارتداد محکوم می کنند.
در اسلام، رستاخیز یا یوم‌القیامه از اهمیت فراوانی برخوردار است. مسلمانان معتقدند که زمان قیامت را خداوند از پیش تعیین كرده اما برای انسان ناشناخته است. رستاخیز جسمانی نیز در قرآن محل تأکید قرار گرفته و شیعیان باور دارند که پیش از قیامت و به‌هنگام ظهور امام دوازدهم، خداوند گروهی از مردگان را به‌همان صورتی که قبلا در دنیا بودند به دنیا برمی‌گرداند.گروهی را عزیز و گروهی را ذلیل می‌کند. اهل حق را بر اهل باطل غلبه می‌دهد و داد مظلومان را از ستمگران می‌گیرد.
همین مقدمۀ کوتاه در ذکر اهمیت مفهوم رستاخیز یا آخرالزمان برای برگزاری سمینارها، همایش‌ها و سخنرانی‌های متعدد در سراسر جهان کافی است. اگرچه پیرامون این مفاهیم دنیایی مجزا توسط دانشمندان و عوام مردم، دین‌داران و کافران، نویسندگان، فیلمسازان، جادوگران و سیاستمداران بنا شده است که بحث و بررسی آن مجالی دیگر می‌طلبد و فرصتی مستوفا. یکی از آن پرشمار سمینارها را درتاریخ 25 ماه اکتبر آکادمی بریتانیایی الاهیات آخرالزمانی برگزار مي‌كند که مقر اصلی آن در رم و در همسایگی پاپ اعظم است. عنوان کامل سمینار «رستاخیزشناسی و آخر‌الزمان‌گرایی از سال 1500 تا کنون» است و دانشگاه‌های مترو پولیتن در منچستر و شورای پاپی واتیکان نیز بخشی از کار را به‌عهده گرفته‌اند. سخنرانان، طیف متنوعی از فیلسوفان و متألهان را در بر می‌گیرند و موضوعات مطرح‌شده- همان‌گونه که انتظار می‌رود- بسیار گسترده است. از مرگ و زندگی پس از آن گرفته تا مفهوم آپوکالیپس، هزاره‌گرایی، تجسد، معاد و نقش یا حضور پر رنگ آن در اندیشۀ دینی؛ ادبیات، سیاست، روابط اجتماعی و هنر. اما برگزار‌کنندگان سمینار با هوشمندی محدودۀ زمانی را تنگ‌تر کرده‌اند: «از 1500 تا روزگار معاصر یا به‌بیانی دیگر، از اوایل دوران مدرن تا کنون. ازسوی دیگر، حوزه‌های معنایی و کاربردی نیز مشخص شده است: بررسی توسعه مفهوم رستاخیز در حوزه‌های تاریخی، فلسفی و فرهنگی. (البته که این حوزه‌ها از چنان دامنه وسیعی برخوردارند که تعیین حدود و ثغور برای سخنرانی ها و پژوهش‌های ارائه‌شده کاری است تقریبا ناممکن).
عمده سخنرانی‌ها پیرامون چهار موضوع ارائه شده است: apocalypse,resurrection,purgatory,heaven&hell اندرو کروم از دانشگاه مترو پولیتن، لوید استریکلند از دانشگاه رم، کین کالت روان‌شناس آلمانی، روبرتز باتو نویسنده کتاب داوود و صهیون، اسمیت نیل متخصص و مشاور داستان‌های آخرالزمانی، ازجمله سخنرانان این سمینار هستند. و مطابق معمول، با معرفی جذاب‌ترین موضوعات ارائه شده از نظر نگارنده، این بخش را به‌پایان می  بریم. «مسئله ناپدید شدن» که پدیده‌ای مجزا از زنده شدن دوباره است. و «زامبی ها».

تجلیل از دکتر محقق داماد
مراسم تجلیل از مقام علمی دکتر سید مصطفی محقق داماد در فرهنگستان علوم و با ارائه پیام رئیس جمهور برگزار شد. رئیس جمهوری در پیامی به مناسبت مراسم بزرگداشت و تجلیل از مقام علمی آیت الله دکتر سید مصطفی محقق داماد که با حضور جمع زیادی از استادان، دانشجویان و علاقمندان در فرهنگستان علوم برگزار شد، گفت: دکتر محقق داماد نمونه روشنی از خردورزی و اعتدال است. بی‌تردید خدمات گسترده علمی، آموزشی و پژوهشی، از ایشان چهره‌ای برجسته و به یادماندنی ساخته است که می‌تواند نمونه روشنی از خردورزی و اعتدال، و نیز آرمان بلند همکاری حوزه و دانشگاه شمرده شود.
حجت‌الاسلام رسول جعفریان در این مراسم در سخنانی کوتاه درباره شخصیت دکتر محقق داماد گفت: عقل و درایتی که از مجموع فرهنگ و شیعه می‌شناسیم، محصول حوزه و دانشگاه است و این نسل از زمان مطهری و بهشتی آغاز شده و تا به امروز که زمان افرادی چون محقق داماد و دینانی است، ادامه یافته است. یکی از ویژگی‌های آیت الله محقق داماد این است که وقتی انحرافی ببیند یا جمله نادرستی بشنود، ساکت نمی‌ماند و در کنار پرداختن به علم و دانش به جنبه‌های اصلاحی نیز می‌پردازد.
علی اکبر صالحی معاون رئیس جمهور نیز از دیگر سخنرانان این جلسه بود. وی که سابقه دوستی با دکتر محقق داماد را دارد گفت: به نظر من مهم‌ترین ویژگی ایشان مصمم بودن در راهی است که پیش می‌گیرد. محقق داماد در راهی که طی می‌کند شک نمی‌کند و متحیر نیست. او می‌داند مقصدش کجاست و هدفش چیست. شیوه بیان و تبیین مسائل از دیگر ویژگی‌های این عالم بزرگوار است. نحوه گفتمان آیت الله محقق داماد بسیار ارزشمند است و هر کسی از شنیدن صحبت‌های ایشان لذت می‌برد. جود و کرم از دیگر ویژگی‌های اوست. همچنین در باب اجتهاد مواضع ایشان بسیار شاذ و نادر است و بنده در همین جا اعلام می‌کنم که از مریدان این عالم هستم.
دکترغلامحسین ابراهیمی دینانی عضو پیوسته فرهنگستان علوم و چهره ماندگار فلسفه در ادامه این مراسم گفت: از برگزاری چنین مجلسی خوشحال هستم. محقق داماد زبان خارجی را خوب بلد است و جهان را خوب می‌شناسد. او زبانش، زبان اسلام، مظهر کامل وحدت حوزه و دانشگاه و مظهر کامل علم قدیم و جدید است. چندی پیش در یک جلسه‌ای ایشان از عبارت ولایت دوستی نام بردند و بنده هم در همین جا این عبارت را استفاده می‌کنم. این عالم بر مهر و دوستی استوار است و خدا را شکر که ما سال‌ها در سپهر ولایت دوستی با ایشان هستیم. سپس سید محمود دعایی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات، نیز در این مراسم با اشاره به این نکته که جای دو نفر در این مراسم خالی است گفت: این دو نفر یکی کاکایم سید محمد خاتمی است و دیگری دکتر سید حسین نصر است چرا که آیت الله محقق داماد از برجسته‌ترین مشاوران ایشان در تدوین دایره‌المعارف قرآن بود. من زمانی که از کرمان به قم آمدم حجره من در مدرسه‌ای بود که پدر بزرگوار آیت‌الله محقق داماد در آنجا تدریس می‌کردند. وی همچنین گفت: من شاهد بودم که چه شخصیت‌های ارجمندی خدمت ایشان حضور پیدا می‌کردند. در پرتو این آشنایی بر آن شدم که ببینم منتسبین به این خاندان چه کسانی هستند که با آیت‌الله سیدمصطفی محقق داماد آشنا شدم.
دکتر محسن اسماعیلی عضو حقوقدان شورای نگهبان در ادامه این سخنرانی‌ها گفت: بنده بیش از ۳۰ سال است که از دانش این استاد بهره‌مند شده‌ام و جامعیت ایشان در فقه اصول و منطق مثال‌زدنی است. آیت الله محقق داماد گنجینه خاطرات ایران و حوزه علمیه هستند و در همه مواردی که بنده در خدمت ایشان بودم، نکته‌های نابی شنیده‌ام. نکته‌سنجی ایشان در تاریخ نقلی، درس زندگی می‌دهد و خوشبختانه حافظه خوبی که دارند موجب می‌شود که همه چیز را دقیق و امانتدارانه نقد کنند.
دکتر رضا داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم در سخنانی کوتاه گفت: بنده در چند سال اخیر کمتر مجلس این چنینی را دیدم و فکر می‌کنم وجود این همه افراد عالم و بزرگ در این جلسه یک نشانه است و نشان از حرمت و بزرگی آیت الله محقق داماد دارد. وی افزود: رابطه من با ایشان یک رابطه کاری نیست بلکه یک رابطه دوستی و همدلی است. راجع به کتابی هم که امروز رونمایی می‌شود لازم است که بگویم حدود ۱۸-۱۹سال پیش قرار شد که هر سال چهار نفر از طرف چهار فرهنگستان انتخاب شوند و به آنها نشان درجه یک علمی اهدا شود. مرحوم دکتر حبیبی پیشنهاد دادند که برای این نامزدهای انتخابی، کتابی هم تهیه شود. یکی از این منتخبین آیت الله محقق داماد بود. کتابی که امروز رونمایی می‌شود حاصل ارسال مقالاتی توسط استادان بنام است و همه آنها زیر نظر بنده تهیه شده است.
در ادامه این مراسم از کتاب «مردی از تبار خرد و فضیلت؛ ارج نامه سیدمصطفی محقق داماد» با حضور تعدادی از میهمانان رونمایی شد. آخرین سخنران این مراسم آیت الله محقق داماد بود که این جلسه به منظور نکوداشت مقام وی برگزار شده بود. وی در ابتدای سخنانش گفت: من دست کسانی که برای این کتاب مقاله نوشتند را می‌بوسم. در خانواده من همه اهل تحقیق و علم بودند و به نظر خودم بنده کفران نعمت کردم و آن طور که باید و شاید از آن فضا استفاده نکردم. برادر بزرگ‌تر بنده تجسم هوش، تحقیق، مطالعه و تربیت بود. بنده استادان بزرگی در حوزه علمیه قم که آن زمان یک حوزه آکادمیک بود، داشتم. حوزه‌ای که در سایه فقر از در و دیوارش علم، تحقیق و پژوهش می‌بارید و منبع مالی‌اش تنها کمک‌های مردم بود ولی با این وجود در این حوزه استادانی چون علامه طباطبایی درس می‌دادند.
وی ادامه داد: در آن زمان‌ها دانشگاه‌های آکسفورد، هاروارد با حوزه علمیه قم قابل مقایسه نبود…من در محضر استادان بزرگی همچون علامه طباطبایی، استاد مطهری و آیت‌الله منتظری بودم و استفاده می‌کردم و در تهران هم با دوستان بزرگی آشنا شدم که نشست و برخواست با آنها برای ما درس بود که امروز از حضور همه دوستان در این مراسم تشکر و سپاس دارم.
محقق داماد افزود: پس از اینکه بنده به تهران آمدم، خداوند دوستان بزرگی نصیبم کرد، دوستانی که از آنها فضیلت می بارید از جمله آنها دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی بود که دوستی من و ایشان قدمت ۵۰ساله دارد یا حدود ۳۸سال پیش که دکتر اعوانی را دیدم، جذب عظمت ایشان شدم و اینها همه نعمت‌هایی بود که خداوند در این سال‌ها به من عطا کرد و امروز که اینجا هستم دلم به این خوش است که در کنار استادانی قرار گرفتم که روزی در بحث‌های من حضور داشتند. من از سال ۱۳۷۰ عضو پیوسته فرهنگستان علوم شدم که آن زمان ریاست آن را دکتر شریعتمداری برعهده داشت. از آن زمان تا کنون که ریاست این فرهنگستان را دکتر اردکانی به عهده دارد، بنده تجسم کامل فرهنگ و ادب را در ایشان ديده‌ام و از ایشان بابت برگزاری این مراسم نهایت تقدیر و تشکر را دارم.

مثنوی معنوی به تصحیح موحد
در مراسم رونمایی تصحیح محمدعلی موحد از «مثنوی معنوی»، رونمایی از این کتاب آرزوی مجتبی مینوی عنوان شد، و گفته شد این آرزویی بود که با نیکلسون شروع و با تلاش‌های موحد به نتيجه رسيد.
مراسم رونمایی تصحیح «مثنوی معنوی» مولانا به تلاش محمدعلی موحد در محل فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار شد.
در این مراسم محمد دبیرمقدم گفت: امروز روز بزرگی در تاریخ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است، زیرا محمدعلی موحد توانست کاری را که پیش‌تر آغاز شده اما ناتمام مانده بود، به پایان برساند. حدود پنج سال پیش موحد در خصوص نوشتن این کتاب گفت. ماجرا برمی‌گردد به ۴۰ سال پیش، در بزرگداشتی که برای مولانا در دانشگاه تهران برگزار شده بود مینوی سخنانی را با عنوان لزوم اهتمام در چاپ کردن کتاب‌های مولانا به صورت تصحیح یا انتقادی بیان کرده بود. او در آن سخنان گفته بود مولانا در «مثنوی» با شکایت نی آغاز کرده است. شکایت‌کننده مولاناست و از مردم شکوه دارد زیرا نتوانستند «مثنوی معنوی» صحیحي داشته باشند. سپس محمدعلی موحد با تشکر از مجموعه‌ای که به او در به اتمام رساندن کار «تصحیح مثنوی معنوی» کمک کرده‌اند، گفت: اگر آن‌ها نبودند محال بود که کتابی این‌چنینی را به دست بیاوریم. او  با بیان  نحوه نگارش «مثنوی معنوی» و بازبینی‌هایی که در آن زمان صورت گرفته است، گفت:  دو نوع نگرش به «مثنوی معنوی» وجود دارد. برخی مانند مولانا به آن نگاه می‌کردند و برای «مثنوی معنوی» قداست قائل بودند؛ به خاطر همین تصرفی در کتاب نداشتند.  کاتبان نسخه‌های «مثنوی معنوی» که  این نگرش را داشتند با دقت و وسواس شعرها را می‌نوشتند که این موضوع نشانگر این است که برای «مثنوی» قداست قائل بودند و دستکاری در آن را جایز نمی‌دانستند. نگرش دیگر، نگرش لیبرال است. در نسخه‌ای که ۲۳ سال بعد از فوت مولانا نوشته شده است دخل و تصرف‌هایی وجود دارد. موحد با بیان این‌که در تصحیح «مثنوی معنوی» خود را به کتاب‌هایی محدود کرده‌اند که ۱۵ سال بعد از مولانا نوشته شده‌اند، گفت: در این کتاب‌ها کاتب بعد از نگارش، شعر را برای مولانا خوانده است. بنابراین در نسخه‌ای که ۲۳ سال بعد از مولانا نوشته شده است، دخل و تصرف‌هایی را می‌بینیم که بیشتر به منظور ارادت، علاقه‌مندی و بهتر کردن متن صورت گرفته است و حکایت از نگرش لیبرال‌تری دارد. تعصب‌هایی که در نسخه‌های قبل وجود دارد در این نسخه وجود ندارد. این مولوی‌شناس در بخشی از صحبت‌هایش بیان کرد: همان‌طور که ما در قرآن یک متن استاندارد داریم و اختلاف‌ها را به تفاسیر از آیات برده‌ایم در «مثنوی معنوی» هم فکر می‌کنم باید چنین چیزی صورت بگیرد. ما می‌خواستیم با این تصحیح یک متن استاندارد ارائه دهیم و اختلاف‌ها را به پاورقی‌ها ببریم برای محققانی که می‌خواهند بیشتر پژوهش کنند.
در ادامه مراسم فتح‌الله مجتبائی با بیان این‌که هر آنچه من درباره «مثنوی معنوی» بگویم زاید است‌ گفت: من در خانواده‌ای بزرگ شده‌ام که مثنوی‌خوانی در آن رواج داشته است. در حاشیه یکی از مثنوی‌هایی که به خط پدرِ پدر من نوشته شده آمده است «این رحمت رحمانی است/ این ملهم ربانی است» که نشان از قداست «مثنوی معنوی» دارد. در خانواده ما هرگز پا به سمت مثنوی دراز نمی‌شد و هرگز پشت به آن نمی‌شد. کتاب «مثنوی معنوی» اصلِ اصل دین بوده است و تا این اواخر حدود ۱۰۰ سال پیش آن را الهام الهی می‌خواندند. «مثنوی معنوی» دایرة‌المعارف حیات فکری و روحی مردم است.
او افزود: در یکصد سال گذشته شخصی به نام رینولد نیکلسون می‌خواست «مثنوی معنوی» را ترجمه کند اما به توصیه استاد خود ادوارد براون به تصحیح این کتاب پرداخت. در آن زمان نیکلسون پنج یا شش نسخه به دست آورد و تا دفتر سوم آن را تصحیح کرد. زمانی که به دفتر سوم رسید یک نسخه‌ مربوط به سال ۶۷۷ یعنی چند سال بعد از مرگ مولانا پیدا کرد. نیکلسون از اواسط دفتر سوم بنا را بر نسخه ۶۷۷ قرار داد.
بعد از اتمام سخنرانی‌ها از  تصحیح «مثنوی معنوی» به قلم محمدعلی موحد رونمایی شد.

تاثیر جهان‌بینی اسلامی در دانشگاه‌
مراسم روز وحدت حوزه و دانشگاه و رونمایی از کتاب‌های «فطرت»‌ و «معاد» برگرفته از آثار آیت‌الله جوادی آملی و تجلیل از پژوهشگران برتر سازمان «سمت»، با حضور احمد احمدی رئیس سازمان مطالعه و تدوین (سمت)، مهدی گلشنی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجت‌الاسلام‌و المسلمین مرتضی واعظ جوادی آملی رئیس بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء، وحید احمدی دبیرکل شورای عالی عتف، مشاور وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و رئیس مرکز تحقیقات علمی کشور و جمعی از شخصیت‌های فرهیخته حوزوی و دانشگاهی، در سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) برگزار شد. احمد احمدی در این مراسم در سخنانی با اشاره به همکاری سازمان «سمت» به عنوان متولی تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها با نهادهای حوزوی، گفت: «ما سعی داشتیم سازمان «سمت» تجسم وحدت حوزه و دانشگاه باشد و معتقدیم که بدون استفاده از حوزه، دانشگاه‌ها در حوزه علوم انسانی نمی‌توانند کار ارزشمندی انجام دهند». مهدی گلشنی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی دیگر سخنران این مراسم در سخنانی با موضوع «اهمیت وحدت حوزه و دانشگاه و نقش آن در توسعه علوم انسانی اسلامی» گفت: «در گذشته بین علم و دین، دوتایی و جدایی وجود نداشت، تا جایی که از منظر علما پرداختن به علم عبادت تلقی می‌شد. به مرور علم جدید طی چند قرن تفکر پوزیتیویستی را بر فضای دانشگاه‌ها حاکم کرد و تا امروز نیز شاهد آثار سوء آن هستیم». وحید احمدی مشاور وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و رئیس مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با بیان این مطلب که ۵۰ درصد ظرفیت دانشجویی کشور در علوم انسانی فعال هستند، بیان داشت: «با وجود ظرفیت‌های گسترده حوزه علوم انسانی در کشور شاهد ضعف ساختاری در حوزه علوم انسانی هستیم». حجت‌الاسلام مرتضی واعظ جوادی رئیس بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء نیز در ادامه مراسم در سخنان خود گفت: «به نقل از آیت‌الله العظمی جوادی آملی ما یک «وحدت» داریم در مقابل «کثرت» و یک «وحدت» داریم در مقابل «اختلاف»؛ اگر کثرت، نشأت گرفته از وحدت باشد، این کثرت ممدوح خواهد بود و جامعه از آن بهره خواهد برد، اما اگر کثرت از وحدت ناشی نشود و منابع مختلفی باعث این اختلاف باشند چون این نوع کثرت از یک وحدت الهی ناشی نشده است، چالش‌هایی را ایجاد می‌کند كه متأسفانه در جامعه امروز شاهد آن هستیم».
در بخش پایانی این آیین از کتاب‌های «فطرت» و «معاد» برگرفته از آثار آیت‌الله جوادی آملی، رونمایی شد. همچنین در این بخش، مهدی زارع بهرام‌آبادی، زهرا ابوالحسنی و محمد آرمند، از نویسندگان و پژوهشگران و اعضای هیأت علمی سازمان «سمت»، به‌عنوان پژوهشگران برگزیده و مهدی احمدی به‌عنوان مدیر برتر پژوهشکده «سمت»، معرفی و تقدیر شدند.

شب مارسل پروست
سیصدوبیست‌و سومین شب از شب‌های بخارا به مناسبت انتشار و رونمایی از کتاب «فانوس جادویی زمان» تازه‌ترین اثر تالیفی داریوش شایگان، از طرف مجله بخارا در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در ابتدای این مراسم علی دهباشی سردبیر مجله بخارا گفت: از سال 1369 که چاپ اول کتاب «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» با ترجمه زنده‌یاد مهدی سحابی توسط نشر مرکز منتشر شد و سرانجام دوره کامل ترجمه آن در سال 1378 منتشر شد، 27 سال می‌گذرد و این رمان در هفت جلد و یازده بار منتشر شده است. پیش از این بیش از 1000 کتاب و مقاله درباره این رمان به زبان‌های غیر فارسی منتشر شده بود اما در زبان فارسی به ندرت به مقاله جانداری برمی‌خوریم. این مقدمه را گفتم تا برسم به کتاب استاد شایگان که به زبان فارسی تالیف کرده‌اند و همان‌طور که در مقدمه «فانوس جادویی زمان» اشاره کرده است، از جمله نیت خود را از تالیف این کتاب تشریح و تفسیر تاملات پیچیده مارسل پروست در رمان «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» دانسته‌ و مارسل پروست را خالق حماسه مدرن دانسته و می‌نویسد رمان جست‌وجو، سیر و سلوک انسان مدرن است. محمود دولت‌آبادی اولین سخنرانی بود که روی سن رفت و سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، اروپا سه کتاب مهم از خود عرضه کرد که این سه کتاب در سه زبان مهم اروپایی یعنی زبان انگلیسی (جویس)، زبان آلمانی (موزیل) و فرانسه (پروست) همه به گونه‌ای جامعه‌نامه و تاریخ‌نامه هستند و اینها مصداق سخن بزرگی هستند که می‌گفت: «آثار بزرگ وقتی پدید می‌آیند که دوره واقعی زندگی تاریخی آنها رو به زوال می‌گذارد». من تا به حال در زبان فارسی ندیده بودم که به این مثلث ادبیاتی اروپا در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم توجهی کرده باشند که چرا این سه نویسنده باعث پدید آمدن چنین آثاری می‌شوند. او ادامه داد: ای کاش «فانوس جادویی زمان» وقتی منتشر شده بود که من کتاب «طرف خانه سوان» را می‌خواندم، چون این کتاب به پیچیدگی‌های رمان پروست کمک می‌کند که با چشم بازتری آن را بخوانیم ولی خود شایگان بهتر از ما گفته است که ما نابجاهنگام هستیم، یعنی یکی از مقولات فکری دکتر شایگان همیشه این بوده است که ما بجاهنگام نیستیم.
کامران فانی سخنران دیگر این نشست در رابطه با نگارش کتاب «فانوس جادویی زمان» داریوش شایگان بیان کرد: من فکر می‌کنم این کار از آن اشراقات پروستی و یک دفعه از خود بیگانه‌شدن است و متوجه می‌شود که یک وظیفه و رسالت بر دوشش است که این رسالت را انجام می‌دهد و پروست را برای فرهنگ ایرانی خواندنی می‌کند. خوشبختانه شایگان به این نتیجه رسیده بود که ترجمه مرحوم سحابی از رمان مارسل پروست ترجمه قابل قبولی است، پس این همت را گذاشت، واقعا فداکاری کرد و نزدیک به سه سال تمام با مراجعه به صدها کتاب و با تفکر رمز و راز این کتاب را گشود.
داریوش شایگان نویسنده کتاب «فانوس جادویی زمان» آخرین سخنران این نشست بود که ضمن تشکر از سخنرانان پیشین جلسه گفت: خیلی مهم است و متاسفانه در ایران این قضیه را جدی نمی‌گیرند. می‌بینیم که از قرن 16 به بعد تمام اتفاقات مهم در رمان افتاده است و رمان هم زمانی شروع می‌شود که خدایان گریخته باشند، یعنی اگر حماسه دوران کودکی انسان است، در تراژدی با مرگ مواجه هستیم ولی در رمان با بلوغ انسان مواجهیم، بنابراین مسئله رمان مسئله مهمی است.  این مترجم و محقق در ادامه اظهار کرد: در اینجا مایلم به مسئله‌ای اشاره کنم که در کتابم به آن نپرداخته‌ام، آن هم شباهت مفهوم استمرار متحرک پروست با برداشت آئین بوداست. آیین بودا تنها طریقی است که هستی در آن نیست، یعنی نه مسئله خدا، نه آخرت و نه وجود در آن مطرح نیست بلکه تنها چیزی كه در آن مطرح است، «سان سارا» است که در فارسی هم‌جریانی زندگی معنی می‌شود که لحظات پی‌در‌پی است که دائم تکرار می‌شود. پروست این را به کار می‌گیرد و فرق این دو هم در این است که پروست در جست‌وجوی جوهر است اما بودا به جوهر اعتقادی ندارد.

بررسی «تکرار»
نشست هفتگی شهر کتاب، به بررسی کتاب تکرار اثر سورن کیرکگور اختصاص داشت. در این نشست مراد فرهادپور و صالح نجفی حضور داشتند. نجفی در ابتدا دلایل مترتب بر ترجمة این اثر و دیگر آثار کیرکگور را تشریح کرد. نجفی ضمن اشاره به پیشینة آشنایی ایرانی‌ها با کیرکگور، رویارویی با قول پیشین را به یک فال نیک تعبیر کرد و گفت: کیرکگور در ایران پدر اگزیستانسیالیسم تلقی می‌شد؛ نمایندة شکلی خاص و غیرعادی از فردگرایی بود و ممکن بود اندیشة او را به‌نحوی با تفکر لیبرالی نیز پیوند زد؛ از آن غم‌انگیزتر می‌شد او را به جریان روشنفکری دینی نیز متصل کرد و ممکن بود با اتکا به آرای او مسائل کلیدی در الاهیات و کلام اسلامی را مخدوش کرد. اما در رویارویی با آرای او به‌مدد گفتمان انتقادی (که آن را با فرهادپور می‌شناسیم)، می‌توان نگاهش را نگاهی کاملا انتقادی (به مفهوم منفی آن) تلقی کرد؛ یعنی آخرین خیز فردیت بورژوایی برای غلبه بر تضادهایی که در جامعه یا حیات اجتماعی وجود دارد. حال آنکه با نومیدی و سرخوردگی از راه‌حل‌های جمعی توام است. بنابراین باز هم می‌توان گفت کیرکگور نوعی فردگرایی یا اگزیستانسیالیسم مسیحی را بنیان نهاده است. فرهادپور در ابتدای سخنان خود، ضمن تأکید بر ضروت بازنگری در ترجمة آثار کیرکگور، کتاب تکرار را مجموعه‌ای از غرایب خواند و اظهار داشت: در رویارویی با این اثر نمی‌دانیم، مجموعه‌ای از نامه‌هاست، خاطرات است، حدیث یک ماجرای عاشقانه است یا یک رسالة فلسفی است؛ به همین ترتیب جایگاه این اثر در گسترة فلسفه چون جایگاه خود کیرکگور به نوعی ناروشن است؛ اما در حین خواندن آن کاملا با فضاها و پیوندهایی رویارو می‌شویم که نوعی درگیری فلسفی جدی را پیش می‌کشد. به اعتقاد من شکی نیست كه در این ترجمه دقتی مضاعف وجود دارد و خطاهای فاحش و عجیب ‌و غریب رایج در ترجمه‌های فعلی در آن نیست. می‌توان گفت مترجم توانسته است زبانی خاص برای این متن بسازد که در عین روانی و آشنایی، پیچیدگی‌های یک متن فلسفی را نیز در خود دارد. وی آسیب‌های وارد بر امر ترجمه را با ذکر مصادیقی برشمرد و از آن ‌پس به مضمون کتاب محل نقد پرداخت؛ فرهادپور اظهار داشت: من نقد آدورنو بر کیرکگور را درست می‌دانم؛ با در نظر داشتن فروپاشی فلسفه پس از هگل در اینجا با تلاشی رویاروییم که می‌خواهد سوبژکتیویته را به شکلی بی‌واسطه با حقیقت برابر کند. البته در اینجا این بحث نیز مطرح است: آیا آنچه به‌عنوان استثناء (و از آن‌پس تکرار) مطرح می‌شود، با امر سوبژکتیو برابر است؟ آیا می‌توانیم امر سوبژکتیو را با امر فردی مساوی بدانیم؟ یا در اینجا بیشتر با امر تکین سروکار داریم؟ امر تکین به‌کلی چیزی است جز امر فردی یا آنچه فردگرایی تملکی جامعة بورژوایی می‌نامیم.

بزرگداشت ابراهیمی دینانی
مراسم بزرگداشت دکتر غلامحسین ابراهیمی‌ دینانی، استاد فلسفه اسلامی، در محل انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.
دکتر حسن بلخاری، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ضمن خوشامدگویی به حضار در آغاز این مراسم درباره استاد دینانی گفت: نقش استاد دینانی در تحلیل موقعیت اجتماعی و همگانی کردن فلسفه بسیار مهم است. فلسفه میل به استقلال دارد. برای رشد عقل عمومی در جامعه فلسفه به نحوی باید به میان مردم بیاید و یکی از بزرگ‌ترین کارهایی که استاد از طریق صدا و سیما انجام داده‌اند این است که فلسفه را با زباني شیرین به میان مردم آورده‌اند. تمامی تقسیماتی که در فلسفه ما وجود دارد ، ابتدائی است. اگر نه، هم مشائی و هم اشراقی به دنبال برقراری ارتباط میان عقل و شهود هستند. ایشان فلسفه را همگانی کرده و لذت فلسفه را به مردم چشانده‌اند. اگر مردم فلسفه را درک بکنند، مریدی عقل را خواهند کرد. بلخاری تصریح کرد: هیچ فیلسوفی را نمی‌شناسم که به قدر استاد دینانی از مقام حضرت عقل دفاع کرده باشد. در ادامه این نشست غلامرضا اعوانی گفت: جناب استاد دینانی مقام فلسفه را حفظ کرده‌اند. فلسفه در ایشان زندگی می‌کند و مسائل فلسفی در ایشان زنده است. در کتب ایشان می‌بینید مسائل گوناگون در سنت اسلامی طرح شده است. تمام فلاسفه بزرگ یک پا در گذشته و یک پا در حال دارند و دکتر دینانی هم چنین هستند. در ادامه این نشست نجفقلی حبیبی، استاد بازنشسته دانشگاه تهران سخنرانی کرد. وی در آغاز سخنانش گفت: لقب فیلسوف برای ایشان شایسته است. ایشان در حوزه فلسفه آثار زیادی را تولید می‌کنند و هم از حوزه فلسفه دفاع می‌کنند. صدها نفر در طی این سال‌ها از ایشان استفاده کرده‌اند و حالا خود استاد هستند. از این رو وجود ایشان بسیار پربرکت است. صدوقی‌سها نیز در این مراسم گفت: دکتر دینانی اسلامی‌ترین نظریه در خصوص معاد را در فلسفه اسلامی مطرح کرده‌اند. وی روی مسائل اساسی و بنیادی دست گذاشته‌اند.
سیداحمد خضری، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، سخنران بعدی این نشست بود. خضری با قدردانی از برگزاری مراسم نکوداشت استاد دینانی گفت: دکتر دینانی از جنس نور است و این‌گونه مراسم‌ شایسته ایشان است. این سومین باری است که بنده توفیق سخن در باب دکتر دینانی را می‌یابم. حسام‌الدین آشنا، مشاور رییس جمهوری و عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق(ع) سخنران بعدی این نشست بود. آشنا در بخشی از سخنانش گفت: جامعه جوان ما نیازمند شخصیت‌هایی است که بتواند به آنها اتکا کند. ایشان طلبه و دانشجوی واقعی هستند، کسی است که استاد دیده، کتاب خوانده و تامل کرده و تحصیل و تفکیر و تهذیب را همراه کرده است. مشاور رییس‌جمهور تصریح کرد: ما به کسی نیاز داشتیم که به روز باشد. به کسی که در خصوص دینداری در این دوره سخن بگوید .ما به کسی نیاز داشتیم که دغدغه داشته باشد و به دانستن و دانش غیرت داشته باشد و در نهایت به کسی احتیاج داشتیم که در حسرت فهم درست مردمان باشد. امروز نام چنین کسی غلامحسین ابراهیمی‌دینانی است.
دکتر دینانی در پایان این مراسم پس از دریافت لوح انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در سخنانی اظهار داشت: برخی گفتند هر چه نوشته‌ایم به فارسی نوشته‌ایم. زبان ما زبان فارسی و ایرانی است و ایران مهد تمدن بشر از روزگار باستان است. روزی که اروپا در توحش بود و آمریکا نبود، ایران صاحب فرهنگ بزرگی بود. ایران دارای فرهنگ بزرگی بود، افلاطون به ایران سفر کرده بود، اما به دلایلی نامی از بزرگان ایرانی باقی نمانده است. وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: برخی از دشمنان که امروز دیگر شما آنان را خوب می‌شناسید و به زبان عربی هم حرف می‌زنند، چنین القا کرده‌اند که ایرانیان مشرک بوده‌اند. امروز بهترین مغزهای ناسا ایرانی هستند. اگر امروز از زبان فارسی حرف می‌زنیم جنبه فرهنگی دارد و نه ناسیونالیستی. دینانی در پایان گفت: اگر ایرانی‌ها نبودند، نمی‌دانم به سر اسلام چه می‌آمد. اگر چنین بود فقط داعش وجود داشت. تمام فلاسفه بزرگ تاریخ اسلامی ایرانی‌ هستند.

رونمایی از اختیار در ضرورت هستی
مراسم رونمایی از آخرین اثر ابراهیمی دینانی با عنوان «اختیار در ضرورت هستی» در محل انجمن حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. همچنین ۵ اثر پرسش از هستی، فراز و فرود فکر فلسفی، اختیار در ضرورت هستی، من و جز من و از محسوس تا معقول مورد نقد و بررسی شاگردان ابراهیمی دینانی قرار گرفت.
در ابتدای این نشست سیدحمید طالب زاده، استاد فلسفه دانشگاه تهران راجع به کتاب پرسش از هستی یا هستی پرسش سخنرانی کرد و گفت: کتاب پرسش از هستی یا هستی پرسش کتابی بالغ بر ۴۵۰ صفحه و ۱۴ فصل است و فضای متبوعی برای خوانندگان فلسفه فراهم می کند. در کتاب‌های اخیر دینانی، ما با فیلسوفی مواجه هستیم که از منظر اندیشه اسلامی مستقیما و با شجاعت درباره انبوهی از مفاهیم و عناوین مهم صحبت کرده و می‌کوشد راجع به آنها بیاندیشد.
سخنران بعدی مراسم محمد جواد اسماعیلی، استادیار گروه فلسفه اسلامی موسسه حکمت و فلسفه بود. وی به طرح موضوعاتی راجع به کتاب «از محسوس تا معقول» ابراهیمی دینانی پرداخت و گفت: بحث محسوس و معقول و چگونگی  گذار معرفتی از محسوس به معقول در همه آثار ایشان وجود دارد. ابراهیمی دینانی فکر را شناسایی می‌کند و آن را پرورش می‌دهد. به همین دلیل بنده، ایشان را صیاد فکر می‌نامم. شمس الملوک مصطفوی استادیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی از دیگر شاگردان ابراهیمی دینانی بود که راجع به کتاب «من و جز من» سخنرانی کرد. شهین اعوانی، معاون پژوهشی موسسه حکمت و فلسفه ایران در ادامه این مراسم درباره کتاب فراز و فرود فکر فلسفی سخنرانی کرد و گفت: ابراهیمی دینانی در ابتدا و پیش از هر چیزی سعی می‌کند خوب بفهمد و پس از خواندن یک کتاب حسابی با آن درگیر می‌شود. علاوه بر اینکه به مسائل روز بسیار توجه دارد و فکرش بسیار به روز است.
آخرین سخنران مراسم حجت الاسلام خسروپناه رئیس موسسه پژوهشی حکم و فلسفه بود. وی گفت: بنده آثار دکتر دینانی را به دو دسته تقسیم می‌کنم. دسته اول شامل معرفی شخصیت‌های فکری، فیلسوفان و متفکران جهان است. مثل آثاری که راجع به سهرودی، غزالی و یا خواجه نصیر نوشته است و انتخاب هیچ کدام از اینها تصادفی نبوده و با عقلانیت و حکمت انتخاب شده است. دسته دوم آثاری هستند که به موضوعات حکمی و فلسفی اختصاص دارند. در این آثار ابراهیمی دینانی راجع به موضوعات و چالش‌هایی که ذهن او را درگیر کرده می‌نویسد.
در انتهای این مراسم لوح تقدیری توسط حجت‌الاسلام خسروپناه به ابراهیمی دینانی اهدا و از آخرین اثر ابراهیمی دینانی با عنوان «اختیار در ضرورت هستی» رونمایی شد.

هفتمین دوره جایزه دکتر مجتبائی
مراسم اهدای جوایز برگزیدگان هفتمین دوره از جایزه دکتر فتح‌الله مجتبائی با حضور ضیاء موحد، حسین معصومی‌همدانی، فتح‌الله مجتبائی، شهرام پازوکی و علی‌اصغر محمدخانی، هیات داوران این جایزه، استادان راهنمای رساله‌های برگزیده در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.  فتح‌الله مجتبائی بنیان‌گذار این جایزه ضمن تشکر از محمدخانی و شهر کتاب که پیشنهاد او در راه‌اندازی این جایزه را پذیرفته و آن را عملی کردند، گفت: این برنامه الان هفت سال است که به نحو احسن عملی شده است، خوشبختم تعداد رساله‌ها از سه یا چهار عدد در سال اول به بیش از 30 عدد در امسال رسیده و این نشان می‌دهد که این حرکت مورد استقبال و قبول جامعه علمی و تشویق دانشجویانی بوده است که در زمینه‌های مربوط به تاریخ، فرهنگ و هویت ملی ما کار کرده‌اند. وی با بیان اینکه اگر در دنیا چیزی داشته باشیم که مایه فخر و سربلندی ما باشد، فرهنگ و تاریخ ماست، سپس ادامه داد: هر چه در این زمینه کار کرده باشیم باز هم کم است، ما نفت داریم اما این دارایی تا به حال بیش از آنکه مایه رفاه ما باشد، مایه زحمت ما بوده و تمام‌شدنی است، آنچه که می‌ماند هویت ملی، مفاخر تاریخی و فرهنگ ماست که در دنیا ما را شناسانده و مایه سرفرازی ایران است. با ایران شوخی کردن کار آسانی نیست و هر کس در زمینه فرهنگ کاری کند، بسیار پر ارج است و تاریخ و روح ایرانی از او سپاسگزار خواهد بود. مجتبایی این جایزه را برای خودش تجربه بسیار مفیدی خواند و اظهار کرد: در گذشته می‌دیدیم که اکثر دانشجویان تنها به تصحیح بسنده می‌کردند و کارها در چارچوب تاریخ ایران بود ولی اکنون فراتر رفته‌اند و این مقدمه خوبی برای جهانی شدن تحقیق و پژوهش فرهنگ ایرانی است. در بخش دیگری از این جلسه استادان راهنمای سه اثر برگزیده درباره رساله‌ها صحبت کردند. تقی پورنامداریان در صحبت‌های خود از وضعیت ناعادلانه ارزیابی رساله‌‌ها در دانشگاه‌ها انتقاد کرد و گفت: در بسیاری از ارزیابی‌ها نمره به دانشجو نه بر اساس کار پروژه بلکه بسته به معیارهای عاطفی و داد و ستدهای دوستانه و احترام به همکار تعیین و حق دانشجویان خورده می‌شود.  محمدجعفر یاحقی جایزه مجتبائی را باعث ایجاد موجی در رساله‌نویسی دانست و اظهار کرد: امروزه می‌بینیم که یک موج فردوسی‌گرایی در جوان‌ها ایجاد شده است؛ نه تنها در رساله‌های دانشگاهی بلکه در بین جامعه نیز چنین روحیه‌ای دیده می‌شود مریم مشرف از نادیده شدن زنان در محیط آکادمیک انتقاد کرد و گفت: باید خون گریست به حال دانشگاه‌ها که حقوق دانشجویان زن در آن اینگونه اجحاف می‌شود. چرا زنان به سختی جز هیئت علمی قرار می‌گیرند؟ ما باید به حقوق دانشجویان احترام بگذاریم تا بتوانند سمت‌های بالاتر در محیط آکادمیک به دست آورند. در پایان جلسه برگزیدگان این دوره از جایزه دکتر فتح‌الله مجتبائی پشت تریبون رفته و هرکدام ضمن قدردانی بسیار از زحمات دکتر مجتبایی به دلیل برگزاری این جایزه به مدت پنج دقیقه درباره موضوع رساله خود توضیحاتی عنوان کردند. در این مراسم، جوایز هفتمین دوره جایزه دکتر فتح‌الله مجتبائی که به سه بانوی محقق تعلق یافته بود توسط محمدخانی معرفی شدند که دو رساله برگزیده این دوره رساله‌های «نقش تقابل‌ها در ساختار، بلاغت و زیبایی‌شناسی مثنوی (با تکیه بر دفتر اول و دوم)» نوشته لاله معرفت از دانشگاه خوارزمی با راهنمایی تقی پورنامداریان و «بررسی ساختار اسطوره‌ای حماسه‌های پهلوانان خاندان سام» نوشته لیلا حق‌پرست از دانشگاه فردوسی مشهد با راهنمایی محمدجعفر یاحقی بودند. همچنین از رساله «ریشه‌یابی اقوال صوفیه در نوبت ثالثه‌ کشف‌الاسرار میبدی» نوشته بهدخت نژادحقیقی از دانشگاه شهیدبهشتی با راهنمایی مریم مشرف تقدیر شد.

 


صفحه 4 از 4