معرفي كتاب

PDF چاپ نامه الکترونیک

معرفي كتاب

ذهنيت ضد سرمايه داري
لودويگ فون ميزس
سعيد قاسمي، ليونا عيسي قليان
نشر شورآفرين
چاپ اول: 1391، 152 صفحه

«اما يک راه حل موجود براي بهبود شرايط مادي بشريت وجود دارد: تسريع در رشد ثروت انباشته شده در برابر رشد جمعيت. هر چه مقدار سرمايه سرمايه گذاري شده به ازاي هر نفر کارگر بيشتر باشد، کالاهايي بيشتر و بهتري توليد و مصرف مي شوند.» نام لودويگ فون ميزس با مکتب اقتصاد اتريشي گره خورده و پيرو سنت فکري کارل منگر بنيانگذار مکتب اتريشي است. فون ميزس يکي از مهم ترين نظريه پردازان اقتصادي در خصوص ارزش، محاسبه اقتصادي، مباحث پولي و معرفت شناسي در زمان خود بود که البته با بي مهري شديد فضاي آکادميک روبرو شد. «مورخان انديشه اقتصادي اين بي مهري را ناشي از انتقاد شديد او از گرايش اقتصاد آکادميک به رويکرد پوزيتيويستي و کاربرد رياضيات در همه سطوح تحليلي مي دانند. ص 7» اين نظريه پرداز مجموعه تئوري اقتصادي را بر اساس مفهوم کنش توضيح مي دهد زيرا به نظر او کالاها در رابطه با کنش انساني موجوديت مي يابند و تعريف مي شوند.  مترجمان استدلال هاي ميزس در خصوص نظريه ارزش و محاسبة اقتصادي را موضعي کاملا انتقادي نه تنها در برابر مارکسيست ها بلکه در برابر برخي نظريه پردازان مدرن اقتصاد کلان قرار مي دهند. در نهايت آن چه که اساس انديشه هاي فون ميزس در اين اثر و بقيه آثارش است طرفداري پرشور او از آزادي اقتصادي است و اين که آزادي هاي سياسي را محصول عملکرد اقتصاد بازار مي داند. «به عقيده او هيچ دولت و هيچ قانوني نمي تواند آزادي را تضمين کند مگر در چارچوب دفاع از نهادهاي اساسي اقتصاد بازار. قدرت با آزادي سازگاري ندارد، اين آزادي زماني مي تواند به وجود آيد که حوزه عمل قدرت محدود شده باشد، يعني قدرت حاکمه در عرصه آزادي ها ي اقتصادي دخالت نکند. ص 17» کتاب از پنج فصل با نام هاي خصوصيات اجتماعي نظام سرمايه داري، فلسفه اجتماعي يک زندگي معمولي، ادبيات در نظام سرمايه داري، اعتراض هاي غير اقتصادي به سرمايه داري و آنتي کمونيسم در برابر سرمايه داري تشکيل شده است.

هشت گفتار درباره
فلسفه موسيقي 2
داريوش صفوت
نشر کتاب سراي نيک
چاپ اول: 1391، 200 صفحه

کتاب هشت گفتار درباره فلسفه موسيقي 2، در واقع دومين جلد از مجموعه گفتارهاي فلسفي دکتر داريوش صفوت است. او موسيقيدان و نوازنده سه تار و سنتور است که به موازات موسيقي به تحصيلات حوزوي و دانشگاهي هم پرداخته است. دکتراي حقوق خود را در سال 1344 از دانشگاه پاريس اخذ کرد و وزارت فرهنگ فرانسه بالاترين مدال فرهنگي اش به نام «شواليه هنر و ادبيات» را به او اهدا کرد. دو کتاب هشت گفتار درباره فلسفه موسيقي حاصل بيش از پنجاه سال تدريس و تحرير به صورت سخنراني، مقاله، رساله و کتاب است.  اين اثر از ده بخش تشکيل شده است: بخش نخست «گفتاري درباره فلسفه موسيقي ايراني» نام دارد؛ مولف در اين بخش «گفتاري فلسفي درباره موسيقي ايراني» ارائه کرده و به مهم ترين فوايد موسيقي براي پرورش قدرت روحي اشاره کرده که عبارتند از: تعمق، توجه، تمرکز، تجسم، اراده، تميز، عقل سليم، آگاهي و بيداري، خلاقيت، تشخيص. در بخش دوم راجع به فلسفه موسيقي و مسئله نوآوري است. فلسفه موسيقي سنتي ايران و نوآوري در موسيقي سنتي ايران عناوين دو فصل بعدي را تشکيل مي دهند. بخش بعد هويت فرهنگي و موسيقي ملي نام دارد. او  در اين فصل به رابطه موسيقي با اجتماع، مليت، دين، اخلاق، عرفان، نظامي، روان شناسي، روح و زبان ملي مي پردازد. پنج بخش پاياني کتاب عبارتند از: گريزي از موسيقي به معنا، درباره موسيقي عرفاني ايران و معيارهاي آن، حقيقت و مجاز در موسيقي ايراني، نکته اي درباره موسيقي ايراني، هنر و انديشه: موسيقي عميق و اصيل از مقوله انديشه است. صفوت در بخش پاياني درباره فعاليت هاي ذهني سخن مي گويد و انواع فعاليت هاي ذهني را در نه مقوله با نام هاي بازي، سرگرمي، شوخي، ذوقيات، تمرکز، تجسم، انتقال مسير، فکر و انديشه و در نهايت بينش بررسي مي کند. اين اثر همچنين اطلاعات مفيدي نيز درباره تاريخ موسيقي، مباني و مبادي علمي موسيقي و روش تدريس و تحقيق موسيقي در اختيار خواننده قرار مي دهد.

زبان و مرگ
 در باب جايگاه منفيت
جورجو آگامبن
پويا ايماني
نشر مرکز، چاپ اول: 1391، 266 صفحه

جورجو آگامبن در کتاب «زبان و مرگ» از «امر زباني» به «امر وجودي» نقب مي زند و اين گونه «راه رهايي» را بر «زمين هستي» باز مي کند. اين اثر به قضاوت برخي از منتقدان و حتي پويا ايماني مترجم کتاب، دشوار و اندکي ديرياب است و اين امر علل مختلفي دارد. مترجم يکي از اين علت ها را چنين بر مي شمارد: «در کتاب زبان و مرگ، بصيرت هاي به ظاهر پراکنده و بي ربط نويسنده در مورد سنت هاي ادبي و فلسفي متون و گاه فراموش شده فرهنگ غرب چنان بر هم تلنبار مي شوند که هيچ بعيد نيست ساختار و اسکلت اصلي کتاب زير خروارها داده  تاريخي، ادبي و فلسفي گم شود و لحظاتي هم که استدلالات و نتيجه گيري هاي اصلي فيلسوف خود را نشان مي دهد، خواننده ربط شان را با بحث هاي قبلي درک نکند. ص 3» عليرغم پيچيدگي اثر، مطالعه و درگير شدن با انديشه هاي آگامبن و روايت او از رابطه امر زباني و امر وجودي راه را براي غور در انديشه اي دشوار والبته شيرين فراهم مي کند. مولف در اين اثر از سويي جهان معاصر را تيزبينانه به نقد مي کشد و از سوي ديگر نگاهي اميدوار به «اجتماع آينده» دارد. در نوشته هاي او از يک طرف به «نقد منفي» بر مي خوريم که مشخصه تفکر اروپايي پس از جنگ است و از طرف ديگر منتقد پرشور و دانايي را باز مي يابيم که با دقت و بصيرتي ژرف هر «سند» به جاي مانده از «سنت» را مي کاود و بيش از هر چيز بر امکانات زباني آن سند تأکيد مي کند. مولف بخش هاي کتاب را «روز» ناميده و مطالب را در «هشت روز» نگاشته است. علاوه بر اين  پس از هر فصل متني با عنوان «در حاشيه» وجود دارد. مترجم پانوشت هاي مفيدي براي درک بهتر مطلب به متن افزوده است.


The Unanswered Question
Death, Near-Death, and the After life
Kurt Leland
Hampton Roads Publishing
پرسش بي‌پاسخ: مرگ، احتضار و زندگي پس از مرگ

معناي لغوي مرگ عبارت است از مردن، فنا شدن و زوال حيات، اما آن‌گونه كه روانشناسان و دينداران مي‌گويند در حقيقت، ماهيت و مفهوم مرگ نيستي و زوال حيات نيست بلكه انتقال است. در واقع تلاش بشر در حوزة فلسفه به تفسيرهاي مختلفي از مرگ انجاميده است كه به دو ديدگاه مهم تقسيم مي‌شود: 1ـ گروهي كه انسان را همان بدن مادي معرفي مي‌كنند و مرگ را پايان زندگي شخص انساني قلمداد مي‌كنند 2ـ كساني كه آدمي را مركب از روح و بدن مي‌دانند. در نزد اين‌ها مرگ عبارت است از قطع علاقة روح از عالم طبيعت و بدن طبيعي و سفر كردن او با بدني ديگر كه از خصوصيات مادي مبراست. سؤال بي‌پاسخ: مرگ، احتضار و زندگي پس از مرگ كتابي است كه توسط كورت لِلاند، طي 520 صفحه به مسئلة مرگ مي‌پردازد. به گفتة او يكي از عواملي كه باعث شده انسان به دنبال پديدة مرگ و شناخت آن برود، ترس از مرگ است كه شوپنهاور آن را سرآغاز فلسفه و علت غايي اديان مي‌داند. اما تنها فلسفه نيست كه مسئلة مرگ را مورد توجه قرار مي‌دهد، برخي مكاتب ادبي نيز دلمشغولي ويژه‌اي نسبت به مرگ نشان مي‌دهند، رمانتي‌سيسم يا نيهيليسم از اين دسته‌اند كه هر يك به‌گونه‌اي خاص از مرگ ـ محوري برخوردارند. تحقيق دربارة فلسفة باستان و آراي فيلسوفان باستان، تحليلي انتقادي از فلسفة مرگ بشر در مباحثات جاري، گفت‌وگو ميان پديدارشناسي، اگزيستانسياليسم و فلسفة تحليلي، چيستي و ماهيت مرگ، معرفت نسبت به فناپذيري و مرگ و معناي مرگ از جمله مباحث مندرج در اين كتاب هستند. كتاب در چهار بخش كلي و سي و سه فصل جزئي‌تر تدوين شده و به همراه يك مقدمه، مجموعة يادداشت‌ها، كتاب‌شناسي و نماية عام به چاپ رسيده است. بخش اول «ورود يا تشرف» نام گرفته و فصول مندرج در آن عبارتند از: پرسش بي‌جواب، سرآغازها، تجربة احتضار، ماجراهاي خودآگاهي، داستان زمان، مردمي كه خواهيم ديد، جاهايي كه خواهيم رفت و ... . بخش دوم با عنوان «بهشت، جهنم و فيمابين»، شش فصل را در خود جاي داده كه عبارتند از: بهشت‌ها و جهنم‌ها، منطقة نگه‌داري و منطقة نمايش، مسيحيت ديگر، روح‌هاي اعتراف‌گر، زندگي پس از مرگ و ... . «سفر روح» بخش سوم كتاب است و حاوي ده فصل بدين قرار: كتاب مصري مردگان، فرستادن روح، خدايان، تالار داوري، قضاوت دربارة خودكشي، نگاه به عقب، شبكة ارواح و... . و در نهايت نه فصلِ مندرج در فصل چهارم از جمله مباحث زير را در برمي‌گيرد: تناسخ، خاكسپاري، كتاب سوئدي مردگان، مصاحبه با يك فرشته، بوداي شمال، مرگ در ديگر كشورها، بستن درهاي مقبره، زندگي پس از مرگ: اسطوره يا واقعيت؟ از ميان ديگر آثار للاند مي‌توان به راهنماي واقعيت غيرجسماني سفر روح (2002)، موسيقي و روح (2004)، دشمنان (1994) و مجموعة اشعار (1982) اشاره كرد.

Preparing for Death
The Science of Dying
C.W.Adams
Science of Truth
آمادگي براي مرگ: علم مردن
آن‌گونه كه دكتر غلامحسين معتمدي در «انسان و مرگ» (ص17) مي‌گويد، معاني مرگ نيز همچون معني زندگي، دوردست و مبهم و دست‌نيافتني جلوه مي‌كند. اما دو نكته‌اي كه بايد همواره مدنظر قرار گيرند عبارتند از: 1ـ مرگ و مردن يكسان و به يك معني نيستند همچنان كه ترس از مردن نيز با ترس از مرگ تفاوت دارد. 2ـ مرگ و زندگي را مي‌توان به صورت يك شئ و تصوير آن در آينه مجسم كرد. يعني يك تصوير آن ديگري است و هميشه و لزوماً مغاير يكديگر نيستند. به قول جوانگ دزو، فيلسوف اديب چيني، امتياز خردمند اين است كه درمي‌يابد مرگ و زندگي را بايد به يك چشم نگريست و در شمار اوزان هم‌نواي ترانة طبيعت يا امواج يك دريا دانست. اما چه عواملي باعث مي‌شود كه انسان‌ها براي مرگ آماده نباشند؟ آيا مرگ نابهنگام يا پذيرش آن مي‌تواند علت اصلي به شمار رود؟ نااميدي، ترس، ترس از ناشناخته، ترس از تنهايي، ترس از دست دادن خانواده و دوستان، ترس از دست دادن بدن، ترس از دست دادن مهار خويشتن، ترس از درد، ترس از دست دادن هويت، ناپايداري و نگرش‌هاي گوناگون نسبت به مرگ مثل نگرش انكاركننده، نگرش مبارزه‌جويانه يا نگرش پذيرنده همگي مي‌توانند در آمادگي انسان‌ها براي مرگ دخيل باشند. برخي از انسان‌ها البته مي‌كوشند بر مرگ غلبه كنند اما ديگران از ترس مرگ به بيماري‌ها و افسردگي‌هاي گوناگون دچار مي‌شوند و پيش از مرگ به ماتم مي‌نشينند. با وجود اين، مرگ همواره مسئله‌اي بوده كه انسان‌ها دربارة آن سخن گفته‌اند. نويسندة اين كتاب نيز با طرح پرسش‌هايي كليدي، براي مواجه شدن با مرگ خويش يا مرگ عزيزانمان، راه‌حل‌هايي پيش رو قرار مي‌دهد. موضوع محوري كتاب هويت است و به گفتة نويسنده پيش از هر چيز بايد بدانيم كه هويت ما تنها متشكل از جسم ماديمان نيست. اما تمامي مراحل مرگ از مردن گرفته تا خاكسپاري و سوگواري بر چيزي متفاوت از اين گفتار تأكيد مي‌كنند. براي باورپذير ساختنِ اين ديدگاه چه بايد كرد؟ كتاب، پس از يك مقدمه، در شش فصل، در پي يافتن پاسخي براي اين سؤال است. «چه كسي مي‌ميرد؟» عنوان فصل اول كتاب است و مطالب زير را دربر مي‌گيرد: مرگ چيست؟ زندگي چيست؟ نيروي زندگي، كدام بخش از بدن زنده است؟ ماده در مقابل زندگي، مادة بازيابي شده، قوة تشخيص مغز، مراحل شيميايي، ژنتيك، خود دروني. فصل دوم «مرگ ذهن» نام گرفته و مباحث زير را مطمح نظر قرار داده است: ذهن در برابر خود، ذهن چيست؟ ذهن كجاست؟ علم ذهن، پل فيمابين ذهن و مغز، حافظه، خودآگاهي، مرگ روحي، بازي‌هاي ذهني، فرار ذهني. در فصل سوم كه «زندگي پس از مرگ» نام دارد، مرگ كلينيكي، خارج از تجربة جسماني، مهاجرت، دانش باستاني، و تكامل روح مورد واكاوي قرار گرفته‌اند و فصل چهارم با عنوان «علم ايمان» هشت موضوع را در دستور كار خود قرار داده: نيروانا يا روشنگري؟ نياز به عشق، عشق واقعي كجاست؟ بهشت كجاست؟ جهنم كجاست؟ عشق كامل، بازگشت به خانه، براي شك‌انديشان. اما مطالبي همچون آناتومي درد، رواداري درد، رهايي از درد و درد مرگبار در فصل پنجم گرد آمده‌اند كه «درد مرگ» نام گرفته و سرانجام در فصل شش كتاب ـ «وقت مردن ما» ـ شش موضوع مطرح شده است كه به ترتيب عبارتند از: ضرورت بيولوژيكي مرگ، پيام زماندار، وقتي بدن ما مي‌ميرد چه اتفاقي رخ مي‌دهد؟ مردن در بيمارستان، مديريت مرگ جسماني، بستر مرگ. سي.دبيلو.آدامز نويسنده و پژوهشگر در حوزة روان‌شناسي و فلسفة مرگ است كه علاوه بر تحصيلات دانشگاهي سال‌ها تحت نظر يك آموزگار معنوي به كسب دانش‌هاي باستاني مشغول بوده است.

Myths about suicide
Thomas Joiner
Harvard University Press
اسطوره‌هايي دربارة خودكشي

خودكشي عمل يا رفتاري آگاهانه است كه انسان براي مردن انجام مي‌دهد. اغلب خودكشي‌ها در اثر نااميدي يا قرار گرفتن در شرايط اختلال ذهني مانند افسردگي، اختلال دو قطبي، اسكيزوفرني، اعتياد به الكل يا موادمخدر روي مي‌دهند. قضاوت در مورد خودكشي تحت تأثير ديدگاه‌هاي فرهنگي مرتبط با موضوعات هستي‌گرايانه‌اي مانند دين، شرافت و معناي زندگي قرار دارد. در اديان ابراهيمي خودكشي گناه محسوب مي‌شود چون بنا به باور مذهبي، زندگي مقدس است، اما برعكس اين قضيه در ژاپن دورة سامورايي‌ها خودكشي به عنوان جبران شكست يا نوعي اعتراض، محترم شمرده مي‌شد. در قرن بيستم، خودكشي به صورت قرباني كردن خود، شكلي از اعتراض و خودكشي انتحاري، شكلي از تاكتيك‌هاي نظامي يا تروريستي است. با اين حال، فدا كردن خود با هدف نجات ديگري و نه كشتن خود، در نظر ديگران خودكشي نيست اگرچه اميل دوركيم چنين عملي را «خودكشي نوع دوستانه» مي‌داند. توماس جوينر ـ پروفسور در رشتة روانشناسي دانشگاه دولتي فلوريدا و پژوهشگر ارشد برايت برتون، كه به سبب تأليف كتاب «چرا مردم خودكشي مي‌كنند؟» اشتهار دارد ـ در تازه‌ترين كتاب خود، اسطوره‌هاي مرتبط با خودكشي را بررسيده است. او پس از تحليل جنبه‌هاي مختلف خودكشي ـ روان شناختي، عصب‌شناختي و رفتاري ـ به شرايط و انواع خودكشي مي‌پردازد. خودكشي ناخواسته، خودكشي تقليدي، خودكشي ترحمي، خودكشي اجباري، خودكشي دسته‌جمعي، خودكشي آييني، حملة انتحاري، خودكشي با قرار قبلي، خودكشي نوجوانان، خودكشي به علت احساس گناه، خودكشي به علت ترس، خودكشي به علت انواع شكست‌ها و خودكشي ايدئولوژيكي از جملة آن‌ها هستند. هر يك از علل خودكشي فصلي مجزا را به خود اختصاص داده و كتاب فرصتي است براي تأمل پيرامون اسطوره‌هاي مرتبط با خودكشي. او مي‌گويد اسطوره‌هاي بسياري در اين ارتباط وجود دارد و او نه تنها به جمع‌آوري همة آنها پرداخته بلكه علت شكل‌گيري آن‌ها را نيز توضيح داده و در مورد حقيقت‌انگاري آن‌ها سخن مي‌گويد. همچنين ارتباط بين اسطوره، باورهاي غلط، ضداسطوره، تفاسير و پژوهش‌هاي علمي را واكاويده و نقش رسانه‌ها در اين مورد را بازمي‌گويد. جوينر در تأليف كتاب خويش از تجربيات كساني كه خودكشي كرده‌اند اما دوباره به زندگي بازگشته‌اند نيز بهره جسته و مدعي مي‌شود ريسك خودكشي البته ژنتيك هم هست و از همه مهم‌تر اين‌كه مي‌توان از وقوع آن پيشگيري كرد. از عوامل دخيل در خودكشي نويسنده به مواردي همچون سن، جنس، شغل، مذهب، نژاد، مهاجرت، زمان، مكان، حوادث زندگي، شخصيت، سابقة خانوادگي و توارث، سلامت جسماني، سلامت رواني، افسردگي، سابقة اقدام قبلي، عوامل اجتماعي و ... اشاره كرد و راه‌هايي براي درمان يا پيشگيري ارائه مي‌كند. كتاب در 304 صفحه، در نوامبر 2011 و توسط انتشارات دانشگاه هاروارد منتشر شده است. زبان آن انگليسي است و سه محور اصلي را در بر مي‌گيرد: 1ـ ذهن مستعد خودكشي 2ـ رفتار متمايل به خودكشي 3ـ علت‌ها و پيامدها نتيجه‌گيري كتاب به آيندة توهم و افراد متوهم مي‌پردازد و كتاب با مجموعة يادداشت‌ها، قدرداني و نماية عام پايان مي‌پذيرد.

Euthanasia, Ethics and Public Policy
An Argument Against Legalisation
John Keown
Cambridge university press
اُتانازي، اخلاق و سياست عمومي دليلي بر ضد قانوني كردن اُتانازي

بحث و گفت‌وگو دربارة اُتانازي (2012)؛ سقط جنين، دكترها و قانون (2002)، داستان فناوري پيشرفته (1998)، جنبه‌هاي قانوني، كلينيكي و اخلاقي اُتانازي (1995) و قانون و اخلاق پزشكي (2012) از جمله كتاب‌هايي هستند كه جان كئون عمدتاً در حوزة اخلاق پزشكي و اُتانازي نوشته است. اما كتابي كه در اين جا به معرفي آن مي‌پردازيم «اتانازي، اخلاق و سياست عمومي» نام دارد كه طي 340 صفحه به اين مرگ خودخواسته مي‌پردازد. اُتانازي در زبان لاتين به معني «مرگ خوب» است و در اصطلاح، شرايطي است كه در آن، بيمار بنا به درخواست خودش يا به صورت طبيعي و آرام بميرد. اين شرايط معمولاً در بيماري‌هاي سخت يا دردناك يا درمان‌هاي طولاني مدت و نااميد كننده پديد مي‌آيد. در فارسي به آن «هومرگ»، «مرگ آسان»، «قتل ترحمي» يا «به مرگي» گفته‌اند. اتانازي روش‌هاي متفاوتي دارد مثلاً در روش غيرمستقيم، پزشك با تجويز دارويي، فقط مقدمات مرگ بيمار را فراهم مي‌كند و بيمار با آگاهي كامل به استقبال مرگ اختياري مي‌رود. اما در روش مستقيم، پزشك يا پرستار خود عامل مرگ بيمار هستند. نويسنده عنوان مي‌كند كه در برخي كشورها مانند هلند، سوئد، بلژيك و چند ايالت از ايالات متحدة آمريكا شامل اورگان، واشنگتن و مونتانا اوتانازي به روش غيرمستقيم قانوني است. البته كميسيون پزشكي بايد وضعيت بيمار را كاملاً بررسي كند يا در سوئد كلينيكي وجود دارد كه بيماران سراسر اروپا از مدت‌ها قبل وقت مي‌گيرند تا به آن جا بروند و اقدام به اُتانازي كنند. اما موافقان اُتانازي از آن با تعابيري مثل مرگ تسهيل شده، مرگ با شرافت، مرگ در آرامش و ... نام مي‌برند. مخالفان اخلاقي آن مي‌گويند با قانوني شدن اُتانازي و رواج آن، انگيزة درمان برخي بيماري‌ها از بين خواهد رفت و جلوي پيشرفت علم پزشكي گرفته خواهد شد و از همه مهم‌تر اعتماد بيمار به پزشك از بين مي‌رود. در هر حال عقيدة مشترك بسياري از ملل و مذاهب مختلف از جمله مسيحيت، اسلام و يهوديان اين است كه زندگي هدية خداوند است و بايد با تمام توان در حفاظت آن كوشيد و بيماري و سختي‌هاي آن جزئي از زندگي است. بدين‌ترتيب مثلاً كليساي ايتاليا اجازة برپايي مراسم براي كسي كه اقدام به اُتانازي كرده نمي‌دهد. مشهورترين اُتانازي در سال 1939 و در طي جنگ جهاني دوم انجام شد و سروصداي بسياري به پا كرد. با اين مقدمات، نويسنده فصل اول كتاب را با عنوان «تعاريف» آغاز مي‌كند. موضوعات سه گانة مندرج در اين فصل اتانازي داوطلبانه، پيش‌بيني زندگي كوتاه، و خودكشي فيزيكي و هم يارانه را در بر مي‌گيرد. فصل دوم «مباحث اخلاقي، زندگي انساني، كفاره و قانون» نام گرفته و شامل چهار بخش است: ارزش زندگي انسان، ارزش كفاره، قانون و مسئله‌اي دشوار و لغزان. فصل سوم «تجربة آلمان» نام دارد و همان‌گونه كه از عنوان آن پيداست، مباحث اخلاقي و قانوني مطرح شده در آلمان پيرامون اتانازي را مود بحث و بررسي قرار مي‌دهد. در فصل چهارم «تجربة استراليا و ايالات متحده» در اختيار خوانندگان قرار مي‌گيرد. فصل پنجم به «ديدگاه متخصصان» پرداخته و حاوي سه بخش است: كميتة متخصصان، دادگاه عالي، انجمن پزشكي. فصل ششم يا «اتانازي منفعل» در مورد سه پروندة مشهور بحث مي‌كند و موارد مثبت يا منفي قوانين مربوطه را توضيح مي‌دهد.

 

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۰۵:۲۰