عالَم المثال

PDF چاپ نامه الکترونیک

عالَم المثال

معرفي پژوهشي از عصر صفوي ـ تأليف ملا شاه محمد دارابي اصطهباناتي (ح 1000 – 1130 ق)
سيد صادق حسيني اشکوري

ملاشاه محمد‌بن محمد دارابي اصطهباناتي، عارف صوفى و عالم محدّث و شاعر تذكره نويس سده يازدهم و دوازدهم هجرى (حدود 1000 - 1130 هـ ق) است که 130 سال عمر كرد، اما در عين فراواني تاليفات و شاگردان و اهميت آنها، در مجامع علمي چندان معرفي نشده است. شاه محمد بيشتر به لطيفه غيبي که شرحي بر اشعار مشکل حافظ ماست مشهور شده و ذهنيت‌ها از او شخصي اديب و شاعرپيشه است حال آنکه بيش از هر چيز او عالمي محدث، شاگرد پرور و تذکره نويس بوده است.
***
شاه محمد در نوجوانى براى تحصيل علم از زادگاهش اصطهبانات به شيراز كوچ كرد . شاه محمد از شاگردان ملاصدرا و شيخ بهائى بود. او  فقه و حديث و حكمت درس مى داد. در حلقه درس او شاگردان مهمى چون حزين لاهيجى و محمد مؤمن جزائرى و قطب الدين نيريزى بوده اند .
او، مسافرت‌هاى متعددى به هند داشته و علاوه بر عتبات عاليات و مكه مكرمه به شهرهاى اصفهان و مشهد و شوشتر نيز سفر كرده است و اواخر عمر را در شيراز رحل اقامت افكند و همان‌جا رحلت فرمود.
مهم‌ترين آثار قلمى او عبارتند از: رياض العارفين در شرح صحيفه سجاديه امام زين العابدين عليه السلام كه به شاه‌سلطان حسين صفوى تقديم شده؛ تذكره لطايف الخيال در شرح احوال شاعران قديم و هم‌عصر مؤلف از حافظ شيرازى گرفته تا حسين قدسى كربلائى؛ لطيفه غيبى در شرح اشعار مشكل ديوان حافظ؛ مقامات السالكين در مصطلحات موسيقى و آراى دانشمندان اسلامى درباره غنا .
 آثار چاپ شده او عبارتند از : 1- رياض العارفين که شرح عربي بر صحيفه سجاديه است و به تحقيق آقاي حسين درگاهي و تعليقات شيخ محمد تقي شريعتمداري توسط انتشارات اسوه منتشر شده است. 2- مقامات السالكين به فارسي پيرامون موضوع غناء وموسيقي، ابتدا توسط دكتر محمد تقي دانش پژوه و پس از انقلاب به كوشش جناب آقاي دکتر اكبر ايراني ضمن كتاب موسيقي در سير تلاقي انديشه ها  توسط حوزه هنري سازمان تبليغات منتشر شد. چند سال قبل  با تحقيق و تصحيح حجت الاسلام سيد جعفر نبوي در ضمن كتاب ميراث فقهي جلد اول از «غناء وموسيقي » با كوشش حجج اسلام آقايان رضا مختاري و محسن صادقي به همت مدرسه علميه امام عصر عج  قم و توسط انتشارات بوستان كتاب منتشر شد.3- لطيفه غيبي  که شرحي است بر اشعار مشكل حافظ و تفألات. اين کتاب  با مقدمه مرحوم دكتر نوراني وصال تاكنون چندين مرتبه توسط انتشارات احمدي شيراز منتشر شده است . در سال 1385 با بررسي و تصحيح جناب آقاي دكتر نصرت الله فروهر استاد دانشگاه توسط انتشارات طراوت در تهران منتشر شده است  و از گذشته دور تاكنون بسياري از محققان و حافظ شناسان از اين كتاب بهره برده اند.1
 تاليفات ديگر شاه محمد كه به‌صورت نسخ خطي نگهداري مي شوند به صورت فهرست‌وار عبارتند از: 1 – رياض‌المؤمنين، شرح فارسي صحيفه سجاديه . 2- كشف الكافي، شرح اصول كافي به عربي . 3- حل العقائد، ترجمه‌اي است از اعتقادات شيخ صدوق . 4- تحفه المؤمنين به فارسي شرح مسائل و دلائل اعتقادي . 5- روضةالصالحين و حديقة‌المومنين، به فارسي در شرح اصول و فروع دين و اعتقادات و عبادات . 6- فرح السالكين يا رساله وجديه ، به فارسي در مباحث ذكر ، وجد ، غشيت و ديگر اصطلاحات صوفيان.7- تفسير آيه الكرسي .8 - شرح اسماء الحسني .9- لطائف الخيال، تذكره اي مهم و مفصل به فارسي در شرح حال و اشعار شاعران از حافظ تا عصر مؤلف با ذکر بسياري از شاعراني که شاه محمد خود آنها را ديده است.10- معراج الكمال، به عربي در مباحث  عرفاني و بعضي از عقايد متصوفه. 11- اخلاق شاه محمدي،  به فارسي پيرامون مباحث اخلاقي و اجتماعي كه تحت عنوان نصيحت نامه خطاب به فرزندش نوشته است. 12-  ديوان اشعار که فقط بخشي از اشعار او به ما رسيده است.
اما رساله عالم المثال: آخرين تاليف تاريخدار شاه محمد است. كتابى كه در سال 1100 تاليف شده و پس از آن تاليفي که شاه محمد تصريح به  تاريخ گردآوري آن کرده باشد سراغ نداريم.  اين رساله را دارابي روي کشتي هنگام سفر دريايي به هند تأليف کرده است. احتمالا اين سفر نيز سومين و آخرين سفر شاه محمد به هندوستان بوده است.
مبحث عالم مثال از بحث‌هاى فلسفى ـ كلامى است كه عده اى از علما به آن پرداخته‌اند . شايد انگيزه اوليه اين بحث مربوط به استاد شاه‌محمد يعنى شيخ بهائى باشد كه در پايان اربعين خود بحث عالم المثال را مطرح كرده است.2
عالم مثال در تعبير فلاسفه عالمى است واسطه بين دنيا و آخرت كه مقرّ ارواح و اشباح است3 و درباره آن رسائلى مستقل نيز تأليف شده از جمله مثالى‌نامه ( منظوم ) از سيد على رضوى قمى4 و فانوس الخيال يا المثالية از قطب الدين محمد لاهيجى اشكورى5 و رسالة فى عالم المثال از حكيم ملا هادى سبزوارى.6

محتويات رساله شاه محمد در عالم مثال:
رساله عالم المثال مانند اکثر متون ديني در عصر صفوي به زبان عربي تأليف شده است. شاه محمد در مقدمه اثر، رساله خويش را چنين معرفي مي کند: «هذا مختصر في بيان تحقيق عالم المثال بمکاشفة اهل الحال وحديث الصحيح المروي عن النبي والال». اين مختصري است در بيان تحقيق عالم مثال به وسيله مکاشفه اهل حال و حديث صحيحي که از پيامبر و اهل بيتش – عليهم السلام – روايت شده است. يعني مبناي اين تحقيق تکيه بر «مکاشفه» و «حديث» است. نکته اي که بعضي از عالمان عصر صفوي به آن گرايش و سعي داشتند مکاشفه و کشف و شهود را با عناوين ديني مرتبط و منطبق کنند.
اين رساله در يک مقدمه و شش فصل و يک خاتمه گزارش شده است:
مقدمه در تعريف عالم مثال.
فصل اول در اثبات عالم مثال به وسيله مکاشفه اهل حال.
فصل دوم در اثبات عالم مثال به قرآن و احاديث.
فصل سوم در اينکه عالم مثال با دليل عقلي قابل اثبات نيست.
فصل چهارم در بيان اينکه هر چه در عالم حس وجود دارد در عالم مثال هم وجود دارد  و اينکه عالم مثال لامتناهي است.
فصل پنجم در اينکه کسب معارف در عالم مثال امکانپذير است.
فصل ششم در اينکه همه نعمت‌هاي بهشتيان وعذاب دوزخيان در عالم مثال رخ مي دهد.
خاتمه در بيان اينکه هر يک از افلاک و کواکب و عناصر بسيطه و فلکيه رب النوع دارند و انتقال نفس به بدن مثالي تناسخ نيست.
شاه محمد در آغاز رساله اش از براعت استهلال بهره برده و مي گويد: «الحمد لله الذي جعل عالم المثال مثالا من صنعته و دالا علي انه لا مثال له وعالم المجردات کمالا من قدرته و ان غيره لا کمال له».
در مقدمه عالم مثال را بدين گونه تعريف کرده: «مثل قائم بالنفس واسطة بين العالمين المجردات و الماديات لان له حظا ونصيبا من کل منهما، فباعتبار انه نور خال عن المادة جائز فيه التداخل شبيه بالمجردات ومن حيث ان له مقدارا شبيه بالماديات. فاذا نسب الي المجردات فالمجرد الطف منه لعدم الکمية والي الماديات فالماديات اکثف منه لوجود المادة الظلمانية التي لا يجوز فيها التداخل». عالم مثال، مثال‌هايي است قائم به نفس که بين دو عالم مجردات و ماديات واسطه مي شود چون از هر دو بهره اي دارد. پس به اعتبار اينکه عالم مثال نوري است خالي از ماده که تداخل در آن راه دارد به مجردات شباهت دارد و از اين جهت که مقدار دارد شبيه به ماديات است. پس وقتي که عالم مثال به مجردات نسبت داده شود «مجرد» لطيف تر از عالم مثال است  چون کميت ندارد و هنگامي که به ماديات منتسب گردد ماده سنگين تر است به جهت اشتمال بر ماده ظلماني که در آن تداخل راه ندارد.
در فصل اول قائلان به عالم مثال را محدثين، تمامي اشراقيون و عارفاني که باطن آنها از کدورت‌هاي حسي پاک است مي داند و تصريح کرده که مشائين عالم مثال را بدين گونه قبول ندارند.
 تسلط شاه محمد بر متون فلسفي و حديثي سبب شده که هم به کلمات اقدمين از حکماي يوناني و اسلامي تمسک يابد و هم از اقوال محدثان و مفسران به مقتضاي موضوع بپردازد. بنابراين مثلا در فصل دوم به کلمات ملا عبدالرزاق فاضل لاهيجي، فاضل کاشي (صاحب الاصطلاحات)، فاضل خفري، علامه دواني در شرح رباعيات، صدر المحققين ، صاحب کتاب اقطاب احمديه، شيخ شهاب الدين سهروردي – از حکما و عرفاي اسلامي -  و نيز اقوال افلاطون، ارسطاطاليس – از حکماي يونان – و تهذيب الاحکام شيخ طوسي – از محدثين – استناد کرده است. در فصول ديگر کلماتي از هرمس، فيثاغورس، فارابي،  ابن راوندي در خرايج و جرايح،  ابن ابي جمهور در المجلي مرآة المنجي، قاضي ميرحسين ميبدي در فواتح، تفتازاني و غيره نقل کرده است. ذوق ادبي شاه محمد که خود شاعر و تذکره نويس است ، در اين رساله نيز هويداست چرا که به مناسبت از تمثل به اشعار نيز غافل نمانده است. در فصل پنجم که مي خواهد امکان پذير بودن عالم مثال را بيان کند به اشعار عارف رومي تمسک کرده که:
پيشه اي آموز کاندر آخرت          اندر آيد دخل و کسب معرفت
آن جهان شهريست پر بازار وکسب       تو نه پنداري که کسب اينجاست حسب
در فصل دوم نيز به شعر فريد عطار در مصيبت نامه «چون علي فزت برب الکعبه گفت...» تمثل جسته است. 

نسخه ها:
نسخه اى از اين كتاب را مرحوم علامه تهرانى در كتابخانه سيد حسن صدر ديده است . شيخ تهرانى نسخه را دو بار معرفى كرده : يك بار در حرف الف با عنوان « اثبات عالم المثال»7 ، و بار دوم در حرف راء با عنوان « رسالة فى عالم المثال»8. اما در حال حاضر، از رساله عالم المثال شاه محمد دو نسخه سراغ داريم که هر دو در کتابخانه آستان قدس رضوي نگهداري مي شود.: الف. شماره 10819 رساله سوم، خوش خط احتمالا از سده دوازدهم (در شناسنامه نسخه ق 11 آمده)، حواشي به خط شکسته نستعليق زيبا از شخصي با امضاي «محمد حسن عفي عنه» دارد. تصحيح شده و عناوين آن شنگرف است. طول 5/24، عرض 12، 25 سطري. ب. شماره 9573 رساله دوم، در مجموعه چند رساله ديگر از جمله فصل الخطاب سيد قطب الدين محمد شيرازي نيز موجود است. عناوين نانوشته و بعضا در حاشيه ها افزوده شده، رساله ناقص و بدون تاريخ است و احتمالا در قرن سيزدهم از روي نسخه پيشين کتابت شده. طول 5/17، عرض 11 سطور مختلف.

پي نوشتها:
1. از جناب آقاي محمدرضا فرزانه – نوه ملاشاه‌محمد دارابي اصطهباناتي - که اطلاعات مربوط به چاپ آثار شاه‌محمد را در اختيارم گذاشتند سپاسگزارم. سپاس بيشتر اينکه تمامي تحقيق و پيگيري در خصوص زندگي‌نامه و آثار ملاشاه‌محمد را به ايشان مديونم.  //  2. مولى ابوسعيد حبيب الله از دانشمندان شيعى سده يازدهم در كتاب العرايس فى علم الكلام نيز تحقيق شيخ بهائى در اربعين را نقل كرده است . مى توان چنين استنباط كرد كه اين بحث در عصر صفوى از بحث‌هاى رايج كلامى بوده است . ر . ك : ذريعه 15/241 ، ش 1568 ( العرايس ).  //  3. ر . ك : ذريعه 15/242، ش 1568 ( العرايس ).  //  4. ذريعه 19/77 ، ش 413.  //  5. ذريعه 16/100 ، ش 105 و 19/77 ، ش 414.  //  6. ذريعه 15/207 ، ش 1365.  //  7. ذريعه 1/96 ـ 97 ، بدين عبارات : 465 : إثبات عالم المثال ) للشيخ المولى محمد بن محمد المدعو بشاه محمد الاصطهباناتى الأصل و الشيرازى المسكن الفه و هو فى السفينة فى سفره من طريق البحر سنة 1100 مرتب على مقدمة و ستة فصول و خاتمة ( أوله الحمد لله الذى جعل عالم المثال الخ ) و هو كتاب جليل فى بابه ، أورد فى المقدمة تعريف عالم المثال و فى الفصول المذكورة أثبت عالم المثال بمكاشفة أهل الحال ( صفحه 97 ) و بالكتاب و السنة ، و ذكر أنه لا يمكن إثباته بالدليل العقلى ، و أن فيه جميع ما فى العالم المشاهد المحسوس و فيه أنواع النعيم و العذاب و فى الخاتمة أثبت أن لكل من الموجودات رب نوع و أن انتقال النفس إلى البدن المثالى ليس تناسخاً إلى غير ذلك من الفوائد توجد نسخته فى خزانة كتب سيدنا الحسن صدر الدين ، و كذا يوجد شرحه للصحيفة الكاملة الموسوم بروضة العارفين كما يأتى.  //  8. ذريعه 15/206 ـ 207 بدين عبارات : ( 1364 : رسالة فى عالم المثال ) للشيخ محمد بن محمد المدعو بشاه محمد مرتبة على مقدمة و ستة فصول و خاتمة . أولها ] الحمد لله الذى جعل عالم المثال . . [ . كتبها و هو راكب السفينة سافراً فى البحر فى 1100 رأيتها فى ( مكتبة الصدر ) ذكر فى مقدمته تعريف عالم المثال و فى الفصول أثبته بمكاشفة أهل الحال و بالكتاب و السنة . و ذكر انه لا يثبت بالدليل العقلى و ان فيه كلما فى عالم الحس ، و فيه أنواع ( صفحه 207 ) النعيم و العذاب ، و فى الخاتمة أثبت ان لكل نوع من الموجودات رب نوع ، و انتقال النفس إلى البدن المثالى ليس تناسخا . و المولى شاه محمد هذا هو صاحب ( روضة العارفين ) فى شرح ( الصحيفة ) الاصطهباناتى أصلا الشيرازى مسكناً المذكور فى 9 : 665 و 996 و قد سافر إلى الهند و كتب هذه الرسالة فى الطريق .