مواجهه فرديد با غرب

PDF چاپ نامه الکترونیک
صفحه 82

 مواجهه فرديد با غرب

دکتر بيژن عبدالکريمي و دکتر احسان شريعتي در انجمن علمي دانشجويي فلسفه دانشگاه تهران به مناسبت يکصدمين سالگرد تولد سيد احمد فرديد به موضوع «تأثير فرديد در نحوه مواجهه ما با غرب» پرداختند. احسان شريعتي که رساله دکتراي او درباره فرديد و خوانش ايراني هايدگر بوده است نخستين سخنران اين نشست بود. وي در آغاز سخنانش رمزگشايي از زبان فرديد را کاري دشوار عنوان کرد و افزود: تا آن‌جايي که من سنجيده‌ام زبان فرديد نه آن‌طور که مخالفان مي‌گويند بي‌پايه است و نه آن‌طور که فرديدي‌ها مي‌گويند فرهنگ لغاتي است که مي‌تواند از نظر زبان‌شناسي معتبر باشد. وي در ادامه خاطرنشان کرد: اگر بخواهيم ارزيابي کلي‌اي داشته باشيم فرديد مي‌توانست بالقوه اولين فيلسوف مدرن ايران باشد، هم‌چنان‌که مي‌گوييم صادق هدايت اولين نويسنده مدرن ايران است. شريعتي با اشاره به دو رويکرد مختلف شيفتگي و مخالفت صرف نسبت به فرديد، مقايسه او با هايدگر را براي دست‌يابي به ارزيابي درستي از وي راه‌گشا دانست و افزود: هايدگر بيش از صد اثر دارد اما فرديد هيچ اثري منتشر نکرده است و بنابراين آثار مکتوبي از فرديد باقي نمانده است. وي تفاوت ديگر فرديد با هايدگر را اين‌گونه عنوان کرد: وقتي هايدگر ناقد غرب است از موضع يک متفکر غربي، غرب را نقد مي‌کند اما فرديد از منظري شرقي به غرب نگاه مي‌کند و بنابراين بحث فرديد، بيشتر فرهنگي، تمدني و ايدئولوژيک مي‌شود. اما آن‌چه در اينجا به بحث مواجهه ما با غرب مربوط مي‌شود اين است که فرديد ذات‌انگار است و براي غرب يک ماهيت و ذات قائل است. شريعتي سپس سه پرسش را درباره فرديد مطرح کرد، هرچند پاسخ به آن‌ها را نيازمند جلساتي بيشتر دانست: نخستين پرسش اين است که فرديد به طور کلي چه تعريفي از غرب دارد. دومين پرسش به درک ايراني – اسلامي فرديد و تفاوت آن با نقد هايدگر از غرب مربوط مي‌شود. سومين پرسش اما بيشتر به برداشت‌ها و تفسيرهايي برمي‌گردد که از فرديد در انديشه ديگر متفکرين ايراني شکل گرفته است. پس از احسان شريعتي، بيژن عبدالکريمي سخنانش را اين‌گونه آغاز کرد: فارغ از حب و بغض‌ها، زمانه‌ آن است که به سخن فرديد گوش فرا دهيم. نخست بايد بگويم که ما فرديد نداريم بلکه فرديدها داريم و لذا من هم دارم تصوير خودم را از فرديد ارائه مي‌کنم. اين پژوهشگر فلسفه با اشاره به اين‌که به اعتقاد وي فرديد در تاريخ معاصر ايران يگانه است گفت: فرديد کاري کرد که هيچ کس ديگري نکرده است. فرديد ساحت نظر در ايران معاصر را تغيير داد. اگر کسي دانشجوي فلسفه باشد مي‌داند که همه مباني حوزه‌هاي مختلف به اين برمي‌گردد که ما چه فهمي از وجود و حقيقت داريم. به اين معنا تلاش فرديد در بحث از فلسفه چنان که شايد و بايد فهم خواهد شد. وي تصريح کرد: غرب براي فرديد يک مفهوم جغرافيايي يا اقتصادي نيست. غرب از نظر فرديد يک مفهوم انتولوژيک است يعني نحوه‌اي مواجهه با وجود. البته اين مفهوم را فرديد مديون هايدگر است، ‌اين‌که غرب تاريخ بسط سوبژکتيويسم و نيهيليسم است. البته بايد توجه داشت که اين نيهيليسم، نيهيليسم انتولوژيک است و مباني روان‌شناختي و جامعه‌شناختي ندارد. بنابراين پرسش در اين‌جا اين خواهد بود که آيا در پس موجودات حقيقت و بنيادي وجود دارد؟

عبدالکريمي ويژگي ديگر فهم فرديد را چنين عنوان کرد: مرحوم فرديد غرب را يک حادثه نو نمي‌بيند. غرب براي فرديد به تبع هايدگر عبارت است از متافيزيک و متافيزيک از رنسانس و دوران مدرنيته شروع نشده است. متافيزيک از سقراط و افلاطون و ارسطو شروع شد. به اعتقاد اين استاد فلسفه فهم فرديد از غرب حتي در روزگار کنوني با فهم جامعه ما فاصله بسياري دارد: ما اسير يک نوع پوپوليسم هستيم و مسايل را خيلي ساده مي‌کنيم. به اعتقاد من فهم انتولوژيک و تاريخي فرديد از غرب بسيار اساسي است و لازمه جامعه فلسفي يا بهتر است بگويم شبه‌فلسفي ماست. اين فهم از غرب به مراتب از فهم‌هاي ايدئولوژيک و سياست‌زده ما فاصله دارد.

عبدالکريمي يادآور شد: فرديد روند جهاني شدن را بسيار قبل از حوادث ربع قرن اخير فهميده بود. براي فرديد جهاني شدن يعني متافيزيکي شدن جهان. فرديد صراحتاً اعلام مي‌کند که در روزگار ما دانسته يا ندانسته، فلسفه حوالت تاريخي ماست.

وي در ادامه ضمن بيان نقل قول‌هايي از فرديد گفت: من هيچ کس را چون فرديد نديدم که چالش سنت و عقلانيت را به خوبي ببيند. فرديد يکي از نخستين ايرانياني بود که نگرش تاريخي دارد. سنت تاريخي ما به شدت تحت تأثير ذات‌گرايي ارسطويي است. ما تاريخ مي‌نوشتيم و مي‌خوانديم تا از زندگي گذشتگان درس يگيريم. فرديد اما اين آگاهي را به ما مي‌دهد که عالميت عالم در دوران جديد متفاوت شده است.

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۰۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۱