خطا
  • DB function failed with error number 1194
    Table 'jos_session' is marked as crashed and should be repaired SQL=SELECT guest, usertype, client_id FROM jos_session WHERE client_id = 0

امام علي (ع) در آثار ناصر خسرو

PDF چاپ نامه الکترونیک

 امام علي (ع) در آثار ناصر خسرو

 زينت تاج‌علي

حكيم ناصر خسرو، شاعر پرآوازه‌ ايران در قرن پنجم هجري، از پيروان مذهب اسماعيلي بود و از ادب فارسي در تبليغ و ترويج اين مذهب استفاده مي‌كرد. او با نگارش كتب متعدد و سرودن هزاران بيت شعر علاوه بر انجام رسالت تبليغي خود، به رفع شبهات ديني و پاسخ‌گويي به مخالفان مي‌پرداخت. در آثار او به مدح و منقبت حضرت علي (ع) توجه زيادي شده است. مقاله‌ حاضر به بررسي سيماي حضرت علي (ع) در آثار ناصرخسرو مي‌پردازد. كليد واژه‌ها: ناصرخسرو، حضرت علي (ع)،مذهب اسماعيليه
  مقدمه
حكيم ناصر خسرو بن حارث  در ذي قعده 394 ./ 1004 م. در قباديان بلخ متولد شد.  وي كه از خانداني ديوان سالار و اهل فضل و رياضت بود ، پس از رو آوردن  به مذهب اسماعيلي، به آوازه  بزرگي و فضائل المستنصر- خليفه  فاطمي- به مصر و شام سفر كرد . شش سال در قاهره اقامت داشت و پس از دست يافتن به مقامي بلند در مراتب اسماعيلي-حجت- در 444 ./1052م. براي ادامه فعاليت هايش در مقام مبلغ به بلخ بازگشت . آثار او كه همگي به زبان فارسي هستند عبارتند از:" ديوان اشعار"، "روشنايي نامه (نظم)"،" روشنايي نامه(نثر)" ،" سفرنامه"، "وجه دين"، "زادالمسافرين"،  "خوان الاخوان" و "جامع الحكمتين" . علاوه بر اين آثار، تعدادي كتاب و رساله هاي ديگر نيز به او منسوب است . تاريخ وفات او در سال هاي ميان 465 ./1072 م.  و  470 ./1077 م. ذكر شده است . نوشتار حاضر برآن است كه با بررسي سيماي حضرت علي (ع) در معروف‌ترين آثار ناصرخسرو به ترسيم تصوير دقيقي از آن دست يابد. روشن است رسيدن بدين مقصود، با بررسي موضوعي آثار اين اديب و مبلّغ مذهبي همراه است.
***
 ناصر خسرو در "جامع الحكمتين" كه نگرشي فلسفي به مذهب اسماعيليه دارد، به دنبال تشريح مقام وموقعيت امام در مذهب اسماعيلي است .او از ماهيت شرافت نبي و وصي اينگونه مي گويد:
«چو از هر موجودي دو موجود بر ترتيب شريفتر است از ديگر موجودات، روا نباشد كه دو مرد از ديگر مردمان شريفتر نباشند از هر آنكه عظيم تر موجودي مردم است كه غرض صانع از ايجاد موجودات همه اوست. پس گفتند كز مردمان دو مرد شريفتر است يكي رسول و ديگر وصي ازو.دليل بر شرف اين دو تن بر همه خلق آن آورند كه شرفا خلق همه فرزندان ايشانند. نيز هيچ مردي نيست از جملگي خلق كه اندر دين اسلام اند بانگ نماز – كان منادي خدايست – همي نشوند كه گويند به اقرار به وحدانيت خداي برابر ذكر اين دوتن را كه موذنان بانگ همي كنند هر شبان و روزي پنج وقت نماز كه آن وقت را جملگي وقت ها و زمان ها شرف است و بر سر مناره به آواز همي گوبند:محمد رسول الله و علي ولي الله. »
او نبي و وصي را از يك گوهر وجودي شريف مي داند، كه شرافت آنان نسبت به عامه همانند شرافت وقت نمازهاي پنجگانه نسبت به اوقات ديگر است. او همچنين وجود نبي و وصي را همانند آهن و مغناطيس مي داند كه همواره جاذب يكديگرند:
«آهن قوي تر گوهري است و آلت حرب از او سازند. منافع مردم اندر او بسيار است... چون رسول از خلق علي را به خويشتن كشيد چه به مصاهرت و چه به وصايت ، پيدا آمد كه امير المومنين علي ممثول آهن بود. چه درست شد كه رسول به منزلت مغناطيس عالم دين بود و امير المومنين به مرتبت آهن عالم دين بود. و چنانك مغناطيس، اگرچه بسيار جواهر باشد،جز آهن را به خويشتن نكشد، مغناطيس ديني نيز از بسياري از امت جز مر اين آهن را به خويشتن نكشيد.»
ناصرخسرو در اين كتاب با نگرشي فلسفي و عقلاني به اثبات وجود وصي براي نبي اكرم مي پردازد و شرافت آن دو را ذكر مي كند و اين گونه نتيجه مي گيرد كه: «تا  امروز فرزندان او فرزندان رسول اند، و چه مر او را وصي خويش به غدير خم و همگان ر ا به ولايت او اشارت كرد.» ناصر خسرو در توضيح اين مفاهيم مي كوشد و انكار ولايت و وصايت حضرت علي را ستمكاري و مانع هدايت فرد مي داند. وي در تفسير و تاويل احاديث مربوط به وصايت حضرت علي و شان و منزلت اهل بيت كوشيده و با نگرشي عقلاني آن را چنين تبيين مي کند:
«كشتي نوح نيز چوب نيست بل اهل بيت رسول است و نيز طوفان نوح آب نيست بل جهل و ضلالت است كه هلاك عاصيان است.»
سخن او علاوه بر اينكه يادآور حديث نبوي «مثل اهل بيتي فيكم كمثل سفينه نوح من ركبها نجاو من تخلف عنها غرق» است، تفسيري عقلاني از اين حديث را بيان مي كند. لازم به ذکر است كه "جامع الحكمتين" در اواخر عمر ناصر خسرو و به  هنگام ثبات عقايد و كمال آراي او به رشته تحرير در آمده است. در واقع  او از ديدگاه فلسفي و عقلاني به موضوع نگريسته و چهره حضرت علي را مطابق با عقيده مذهبي خود ترسيم كرده است.
 ناصرخسرو در "وجه دين" اين گونه  به اثبات وصايت حضرت علي پرادخته است :
«وصي آدم مولانا شيث بود عليه السلام و وصي نوح مولانا سام بود عليه السلام و وصي ابراهيم مولانا اسماعيل بود عليه السلام و وصي موسي مولانا هارون بود عليه السلام و وصي عيسي مولانا شمعون بود عليه السلام و وصي محمد مصطفي علي المرتضي بود عليه السلام.»
از آن جايي كه "وجه دين" كتابي مذهبي در توضيح مسائل شرعي و يا به تعبير ديگر رساله عملي محسوب مي گردد، ناصر خسرو در اين كتاب اشاره ديگري به موضوع نداشته و بيشتر به شرعيات مي پردازد.
ناصر خسرو در "سفرنامه"  که از معروف ترين آثار وي محسوب مي گردد، هرگاه نام حضرت علي رفته است با ذكر سلام و احترام از او  ياد مي كند.
   در "زادالمسافرين" که  از ديدگاه فلاسفه و حكما به اثبات و يا نقض مسائل دشوار فلسفي پرداخته و ديدگاه هاي فلسفي برخي از بزرگان فلاسفه را نقد مي کند، سخني از حضرت علي به ميان نمي آورد. اما در "خوان الاخوان" حضرت علي را به همراه اوليا و رسول و امامان، واسط و ميانجي بين خداوند و بشر دانسته و اين گونه مي گويد : « اگر كسي بي اين ميانجيان توحيد جويد معطل است.  »
"ديوان اشعار" ناصر خسرو مجال مبسوطي براي شرح مضامين مربرط به حضرت علي است. توصيف و توضيح صفات حضرت، مدح و منقبت وي، ستايش مردانگي، شجاعت، دلاوري و جنگاوري حضرت در ميان اشعار وي ديده مي شود. در شعر اين شاعر پارسي گو، همواره حضرت نبي و وصي در كنار هم آمده اند؛ زيرا او دوستي خاندان پيامبر را مايه راهيابي به رضوان در روز حشر مي داند:
«چون به حبّ آل زهرا روي شُستي روز حشر 
 نشنود گوشت ز رضوان جز سلام و مرحبا »
شاعر اطاعت از پيغمبر و حضرت علي را در يك رديف دانسته و بارها احاديث مربوط به حضرت علي را به شعر درآورده و يا در اشعار خود به آن ها نظر داشته است:
«شهر علوم آنكه در او عليست       مسكن مسكين و ماب و متاب
روي به شهر آر كه اين است روي           تا نفريبد ز غولان خطاب
هر كه نتابد ز علي روي خويش       بي شك از او روي بتابد عذاب
جان و تن حجت تو مر تو را                باد تراب قدم اي بوتراب»
در اين شعر علاوه بر اينكه حديث نبوي را به نظم مي كشد، روي آوردن  به حضرت علي را مانع عذاب الهي مي داند. در ديوان شعر ناصر خسرو اين چنين مضاميني به وفور يافت مي شود. پاره اي از اين مفاهيم  به عنوان نمونه آورده  مي شود:
- ذكر جنگاوري حضرت ؛
- حضور او هماره باعث پيروزي در جنگ است. ؛
-  انتخاب حضرت علي(ع) با تاييد الهي صورت گرفته است. ؛
- توانايي جدا كردن حق از باطل را دارد. ؛
- همانگونه كه پيامبر در دريافت و نقل وحي بي همتاست، حضرت علي نيز در كشتن جباران همتايي ندارد ؛
- عروه الوثقي دين اسلام مهر فرزندان حضرت علي است؛
- حضرت همراه قرآن و شمشير بوده و بنياد دين حضرت  محمد (ص) است؛
- او مدافع رسول خدا و شمشير او ياري گر قرآن است؛
- او همچون هارون براي موسي ، شريك و همنشين محمد(ص) است.
ناصر خسرو علاوه بر ذكر صفات و خصوصيات حضرت علي درباره خاندان وي اين گونه مي گويد:
- اولاد پيامبر، در حكم روز قضا هستند؛
- پسران علي (ع)، سپر انسان ها از آتش الهي هستند.
راه ديگري كه ياري گر ناصر خسرو در ترسيم چهره حضرت علي است، به نظم پارسي درآوردن گفتار و كلام آن حضرت است:
قيمت هر كس بقدر علم اوست       هم چنين گفتست امير مومنين
اين بيت اشاره است به حديث« قيمه كُل اَمْر ما يُحْسينُهُ» . در بسياري از موارد، شاعر بدون ذکر نام حضرت، از احاديث ايشان استفاده كرده است:
اي پسر مشغول اين دنياست خلق     چون بمردار است مشغول اين كلاب
كه در واقع اشاره اي  است به :«الدُّنيا جيفه فَانْ رضيت بها فاصْبِر علي مُقارنِه الكِلابِ ».
در ديوان شعر ناصر خسرو نمونه هاي بسياري از اين دست مي توان يافت:
هر آنك او نفس خود بشناخت بشناسيد يقين حق را امير المومنين اين گفته شير ايزد ديان.
كه اشاره به حديث:« منْ عرفهُ نفْسهُ فقدْ عرفهُ ربهُ »است .
عقل و حكمت از ديگر صفات برجسته حضرت علي در شعر ناصرخسرو است كه حضرت به كمك اين صفات شايستگي خلافت و وصايت را به دست آورده است:
آن كه بيش از دگران بود به شمشير و به علم 
وانكه بگزيد و وصي كرد نبي بر سرماش.
تكيه بر علم وحكمت را در جاي ديگر چنين بيان مي كند:
نام نهي اهل علم و حكمت را              رافضي و قرمطي و معتزلي
رافضيم سوي تو و تو سوي من           ناصبيي نيست جاي تنگدلي
علم و عمل مذهب من است و تو مي  علم نجويي كه گاو بي عملي
لات و عزي و منات اگر وليند          هر سه ترا مرمرا عليست ولي
بنا بر اعتقاد اسماعيليان، علم و حکمت موهبتي خدادادي است که خداوند آن را به وسيله پيامبرش براي مردم فرستاده است. شش پيامبر صاحب شريعت که از نظر اسماعيليان ناطق واعلام کننده شريعت خوانده مي شدند ،يعني قانون ظاهر و دنيز  متضمن اوامر ونواهي، فرائض عبادي و حدود شرعي بودند، هر کدام يک وصي داشتتند. بنا بر اعتقاد اسماعيليان پيامبر ناطق دوران ما، حضرت محمد (ص)پسر عم و داماد خود علي بن ابيطالب را در مقام وصي انتخاب کرد. آنان اعقاب حضرت علي را امامان حقيقي امت اسلامي مي دانند و اعتقاد دارند فقط اين امامان معناي باطني کلام الهي را_ که پيامبر ابلاغ کرده است_ مي دانند و منتقل مي کنند. بنابراين اعتقاد، امامان که خلفاي فاطمي ادامه سلاله آن ها هستند گنجينه‌دار پيام الهي مي باشند. آن ها حافظان علم و حکمت حقيقي هستند که آن را به پيروان خود که اوليا الله هستند انتقال مي دهند .     
 اين گونه ناصر خسرو علاوه بر به نظم کشيدن عقايد مذهبي خود، صريحا با کساني که عقيده اي خلاف او دارند مي جنگد و جواب گوي اتهام هايي است كه به او وارد مي شود و البته خود نيز به دشمنانش اتهام هايي مي زند. او با نگرشي كه خاص خودش است، شرافت حضرت را- علاوه بر مسائل فوق- در روز غدير به دليل علم وشجاعت او مي‌داند:
 پس از خطبه غدير خم شنيدي   
 علي او را ولي باشد به پيمان، علم و شجاعت.
او حكمت علي(ع) را مايه شايستگي او در وصايت مي داند:
از پس پيغمبر آن باشد خليفه كو بود
هم مبارز هم به علم اندر سوار اي ناصبي
از علي علم شجاعت سوي امت ظاهر است
 روشن و معروف و پيدا چون نهار اي ناصبي
زير بار جهل ماندستي ازيرا مرترا
در مدينه علم و حكمت نيست بار اي ناصبي
...راز ايزد با محمد بود و جز حيدر نبود  
مر محمد راز ايزد رازدار اي ناصبي....
در ادامه قصيده، ناصر خسرو شرح دلاوري هاي حضرت را در جنگ هاي خندق، خيبر و ديگر فتوحات صدر اسلام به شعر در مي آورد و آن را نشانه اي از جانشيني بر حق حضرت مي داند. شاعر در قصيده ديگري با رديف علي، مجموعه كاملي از خصوصيات و توانايي هاي حضرت را به نظم آورده و اعتقاد كامل خود به علي(ع) را اين گونه ابراز مي‌کند:
بهار دل دوستار علي                         هميشه پر است از نگارعلي
از امت سزاي بزرگي و فخر            كسي نيست جز دوستدار علي
ازيرا کز ابليس ايمن شدست               دل شيعت اندر حصار علي
علي از تبار رسول است و نيست            مگر شيعت حق تبار علي
به صد سال اگر مدح گويد كسي              نگويد يكي از هزار علي
به مردي و علم به زهد و سخا                بنازم بدين هر چهار علي
 اين قصيده، مجموعه‌ كاملي است از آنچه به طور پراكنده در خلال ديوان ناصرخسرو آمده است. او در واقع ستاينده‌ شجاعت، دلاوري و مردانگي، پاكي، توانايي تشخيص حق از باطل حضرت است. اين چنين است كه علي در شعر او علي منفعل و خاموش دوران بيست و پنج سال  نيست. علي در شعر او، دلاور عرصه جنگ، ياري گر دين خدا و آراسته به بهترين صفات انساني است. او همواره تيغ بر كف و علم در دل دارد. به كمك علم وخرد و عقل مي تواند كارها را به سرانجام نيك برساند. درخشش علي در شعر ناصرخسرو حقيقتي واضح است. او بنياد تمام فضائل و اخلاق حسنه انساني را در حضرت علي مي‌بيند و «بعد از پيغمبر اسلام او را بزرگترين شخصيت و براي پيروي بهترين نمونه مي شمارد. زيرا  او چه از لحاظ علم و حكمت و چه از لحاظ شجاعت بهترين مثال انسانيت است. ناصر خسرو نتيجه       مي گيرد و ثابت مي كند كه حضرت علي بعد از پيغمبر اسلام در علم و حكمت و شجاعت از همه بالاتر و لذا لايق و شايسته خلافت است و اخلاق او قابل تقليد است. »

نتيجه
علي (ع) در آثار ناصر خسرو مظهر بهترين و برترين صفات انساني است و پيامبر با اين صفات، او را جانشين خود کرده است. اعتقاد ناصر خسرو به غدير و امام منصوص در کنار  به‌کارگيري احاديث و روايات مربوط به حضرت علي، ياري گر او در امر تبليغ دين و مذهب است.

فهرست منابع:
- ايوانف؛ «ناصر خسرو و اسماعيليان »: اسماعيليان در تاريخ ؛ ترجمه يعقوب آ‍‍‍ژند؛ تهران: مولي، 1368.  /  - شريفي؛ «ناصر خسرو »:» ادب فارسي در آسياي ميانه؛ تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،1380.  /  - صفا ، ذبيح الله ؛" تاريخ ادبيات ايران"؛ تهران: بي نا، 1362.  /  - طهراني، آقا بزرگ؛" طبقات اعلام الشيع"؛ ج 2 ؛ قم: اسماعيليان، بي تا.  /  - عروضي سمرقندي؛"چهارمقاله"؛ به كوشش قزويني؛ تهران: اشرافي،1327.  /  - فيروز، شير زمان؛ " فلسفه اخلاقي ناصر خسرو و ريشه هاي آن"؛ اسلام آباد: مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان، 1371.  /  - قبادياني، ناصرخسرو؛ "سفرنامه"؛ به كوشش محمد دبير سياقي؛ تهران: زوار،1370.  /  - همو؛ "جامع الحكمتين"؛ با مقدمه هانري كربن و محمد معين؛ تهران: انستيتو ايران و فرانسه،1332.  /  - همو؛ "وجه دين"؛ تهران: انجمن شاهنشاهي فلسفه ايران ، 1397/2536.  /  - همو؛" زاد المسافرين" ؛ برلين: كاوياني، بي تا.  /  - همو؛" خوان الاخوان "؛ تهران: باراني، 1338.  /  - همو؛ " ديوان اشعار"؛ تهران" چاپخانه گيلان ، 1339.  /  - " تاريخ ايران از فروپاشي دولت ساسانيان تا آمدن سلجوقيان "؛ پژوهش دانشگاه كمبريج؛ گرد آوري ريچارد،ن.فر؛ ترجمه حسن انوشه؛  تهران: اميركبير،1368.  /  - محقق، مهدي؛" تحليل اشعار ناصر خسرو"؛ تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1368.  /  - هالم، هاينتس؛" فاطميان و سنت‌هاي تعليمي آنان"؛ ترجمه فريدون بدره‌اي؛ تهران: فرزان، 1377.  /  - همداني، رشيدالدين فضل‌الله؛ "جامع التواريخ" (قسمت اسماعيليان و فاطميان و نژاديان و داعيان و رفيقان)؛ تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 2536.
 
پي نوشت ها
1. آقا بزرگ تهراني، طبقات اعلام الشيعه، ج2، ص 137.  /  2. ذبيح الله صفا، تاريخ ادبيات ايران، ج2، ص 443.  /  3. عروضي سمرقندي، چهار مقاله، ص 49.  /  4. رشيد الدين فضل الله، جامع التواريخ، ص 77.  /  5. تاريخ ايران كمبريج ، ج4 ،ص 379.  /  6. همان، صص 80-389.  /  7. شريفي، «ناصرخسرو»، ادب فارسي در آسياي ميانه ، ص3-902.و ايضاً ايوانف، «ناصرخسرو و اسماعيليان»، اسماعيليان در تاريخ، ص 63-446.  /  8. تاريخ ايران كمبريج. ص 463.  /  9. ابومعين ناصر خسرو قبادياني، جامع الحكمتين، ص 181.  /  10. ناصر خسرو، همان، ص 174.  /  11. همان.  /  12. همان، ص 162.  /  13. همان، ص 39.  /  14. ناصر خسروقبادياني، وجه دين، ص 64.  /  15. ناصر خسروقبادياني بلخي، سفرنامه، ص 117.  /  16. ناصر بن خسرو بن الحارث القبادياني البلخي المروزي، خوان الاخوان، ص 129.  /  17. ناصر خسرو قبادياني بلخي، ديوان اشعار، ص 25.  /  18. ناصر خسرو، ديوان اشعار،همان ، ص 39.  /  19. همان، ص 51.  /  20. همان، ص 52.  /  21. همان، ص 53.  /  22. همان.  /  23. همان، ص 78.  /  24. همان.  /  25. ناصرخسرو، ديوان اشعار، همان، ص 103.  /  26. همان.  /  27. همان.  /  28. همان، ص 97.  /  29. همان، ص 100.  /  30. مهدي محقق، تحليل اشعار ناصر خسرو، ص 30.  /  31. هاينتس هالم، صص6-25.  /  32. شير زمان فيروز، فلاسفه اخلاقي ناصر خسرو و ريشه هاي آن،ص 331.