استاد همايي و غزالي نامه

PDF چاپ نامه الکترونیک

 استاد همايي و غزالي نامه

سيد مسعود رضوي

بازخواني

  فضل تقدم در توجه به غزالي را در ميان معاصران، مي‌بايد به استاد علامه محمد قزويني داد و سپس به مورخ و مصحح نامدار ـ استاد عباس اقبال آشتياني كه «مكاتيب فارسي» غزالي را به دقت تصحيح و منتشر كرد. همچنين «كيمياي سعادت»، ابتدا توسط استاد احمد آرام منتشر شد و بعداً استاد حسين خديوجم، تصحيح منقع و جالبي از آن را در دو جلد آماده كرده و به چاپ رساند. سپس ترجمه‌ي بي‌همتا و شيرين مويدالدين خوارزمي از «احياء علوم‌الدين» را به همان شيوه تصحيح و در چهار مجلد منتشر كرد. اين هر دو كتاب مفصل، بارها تجديد طبع شده و همين نكته نشانگر مقبوليت غزالي و آثارش در روزگار ماست. از آثار كوچكتر غزالي، ترجمه دو كتاب معروفش به نام‌هاي «مقاصد الفلاسفه» و «تهافت‌الفلاسفه» است كه توسط دكتر علي‌اصغر حلبي به فارسي گردانده و منتشر شده است. همچنين ترجمه «المنقذ من الضلال» و «مشكوةالانوار» توسط دكتر صادق آئينه‌وند كه دومي با افزوده‌هايي تحت عنوان «تحليلي انتقادي از رساله مشكوةالانوار» به قلم دكتر ابوالعلا عفيفي چاپ شده است. كتاب «جواهر القرآن» نيز به خامة فارسي شادروان استاد خديو جم منتشر گرديد و بر اين فهرست، آثار متعدد ديگري را نيز مي‌توان افزود. اما در عرصة غزالي پژوهي نيز سياهة دراز دامني از آثار معاصران قابل عرضه است. مهم‌ترين اثري كه اخيراً در ارتباط با غزالي پژوهي، به فارسي منتشر شده، چاپ تازه‌‌اي از كتاب «تهافت‌التهافت» اثر معروف ابوالوليد محمدبن رشد، فيلسوف معروف اندلسي است كه با افزونه‌هاي مشروح و چاپي پاكيزه از سوي انتشارات حكمت روانة بازار شده است. همين اثر قبلاً به زحمت و ترجمة دكتر علي‌اصغر حلبي از سوي نشر زوّار چاپ شده بود، اما مزاياي چاپ فتحي بيشتر و كيفيت صوري و محتوايي آن برتر است. اتفاقاً بيشتر مناقشات در مورد حجت‌الاسلام غزالي در باب همين كتاب «تهافت‌الفلاسفه» است. اثري كه قرن‌ها و بلكه حدود يك هزاره مأخذ مخالفان عقل محض و حكمت بوده و آن را دليل محكمي عليه فلسفه و فلاسفه مي‌پنداشتند. معهذا بزرگاني همچون ابن رشد و ديگران با قوّت استدلال و تنظيم احتجاجات فراوان و دقيق نشان دادند كه غزالي چندان هم در اين عرصه مؤيد نبوده و تحقيقش عميق و وثيق نيست. از معاصران، حكيم و متأله نامدار حضرت استاد جلال‌الدين آشتياني نيز در نقدي تند بر «تهافت الفلاسفه» غزالي، وي را آماج حملات خود قرار داده و از جمله در نقدي گزنده با زباني تند فرموده: «حقير نه در دوران طلبگي و نه در دوران نگارش آثار فلسفي و عرفاني، اين اثر غزالي را نديده بودم؛ ولي از اين كه خواجه و ميرداماد و ملاعبدالرزاق لاهيجي و قبل از آنها، حكما و محققان در حكمت اشراق و اتباع مشّاء، مطلقاً متعرض مطالب اين كتاب شده‌اند (و فقط صدرالمتألهين در امور عامة اسفار در يك مورد او را مورد مؤاخذه قرار داده) در شگفت بودم... بعد از مطالعة اجمالي در مطالب كتاب «تهافت» حيرت كردم و خنده‌آور آن كه ناشري كه ترجمة فارسي اين اثر منيف را معرفي كرده، نوشته است: اثر كوبندة تهافت‌الفلاسفه غزالي بر پيكر فلسفه چنان مؤثر واقع شد كه به كلي حكمت را از رواج انداخت. نگارنده بدون مراجعه به ردّ حكيم دانا، قاضي ابوالوليدابن رشد، مطالب اين كتاب را مورد دقت قرار داده و قسمتي را كه در الهيات نوشته، نقل و پيرامون تحقيقات رشيقة او بحث و اين تحفة نطنز را معرفي خواهم كرد... غزالي اين اثر را زماني نوشته است كه يك متكلم اشعري مسلك و مبتلا به تمويهات و تلبيسات ابوالحسن اشعري بوده، به اضافة اجتهادات ناشيانه و ناپختة خود وي در مباني اشاعره.»
ديگر اثر مهم در اين عرصه از خامة دانشور و مورخ و اديب معاصر مرحوم استاد زرين‌كوب نوشته شده كه تحريري بسيار زيبا و خواندني از احوال و سلوك و افكار امام غزالي است با عنوان «فرار از مدرسه». بجز آن، رسالة «جامة تهذيب برتن احياء» از دكتر عبدالكريم سروش است كه همراه با رسالة غزالي و مولوي در يكي از آثار نويسنده منتشر شد و مقارنه‌اي ميان غزالي و فيض كاشاني در آن مطرح شده است. بجز اين، مقالات در خور توجه ديگري نيز در اين عرصه منتشر شده است. بهترين مجموعه‌ها كه اختصاص به غزالي دارد، يك ويژه‌نامه «مجلة معارف» بوده است كه نشرية ديني و كلامي بسيار معتبر مركز نشر دانشگاهي است و طي بيست‌وپنج سال به همت دكتر نصرالله پورجوادي منتشر مي‌شد. پورجوادي، خود از زُبده‌ترين غزالي پژوهان عصر ماست و خصوصاً در رابطة غزالي و صوفيان مرجعيتي دارد. وي مجموعه‌اي از مقالات خود دربارة غزالي را در كتاب «دو مجدّد» منتشر ساخته است و اين كتاب يكي از بهترين منابع معاصر در اين زمينه است. كتاب ديگري كه به همت محقق جوان و دانشور، محمد كريمي زنجاني اصل، در دو مجلد منتشر شده، «درآمدي بر كشاكش غزالي و اسماعيليان» نام دارد و از صبغه‌اي تاريخي برخوردار است. اين اثر مجموعه مقالاتي است كه از نويسندگان و پژوهشگراني بسيار برجسته كه آثارشان اعتباري بي‌چون و چرا دارد و كريمي زنجاني ضمن نگارش مقاله و درآمدي مفيد، آنها را تدوين و در يك مجموعة خواندني منتشر كرده است. و سرانجام مي‌بايد به كتاب دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني كه سنجشي منطقي و معرفت‌شناسانه از افكار و آراي غزالي ارائه كرده است اشاره كنيم. ديناني استاد معاصر فلسفه است و تك‌نگاري‌هاي متعددي دربارة بزرگان فرهنگ و فلسفه نوشته است. اين اثر از كارهاي ارزشمند و پختة اوست.

جلال‌الدين همايي و «غزالي‌نامه»
«غزالي‌نامه» بي‌شك مهم‌ترين و ژرف‌ترين اثر معاصر به زبان فارسي درباره حجت‌الاسلام غزالي است. كتابي است پرمايه و واجد ارزش‌هاي تاريخي، كلامي، فلسفي و سرشار از اطلاعات درباره‌ي افراد، ملل و نحل، كتب و رسائل و موضوعات ديگر. استاد فقيد، علامه جلال‌الدين همايي، متخلص به «سنا» در روز 13 دي‌ماه 1278 در اصفهان متولد شد. او فرزند ميرزا ابوالقاسم، متخلص به «طرب» از خانواده هماي شيرازي، شاعر قرن سيزدهم هجري است. همايي، علوم مقدماتي را نزد پدر و خواندن قرآن و ادعيه‌ي مأثوره و گلستان و غزليات حافظ را نزد مادرش فرا گرفت. فنون شعري را نزد عموي خود «ميرزا محمد سُها» آموخت. سپس به مدرسه‌ي اقدسيه اصفهان رفت و تحصيلات جديد را در آن مدرسه به پايان رسانيد. همايي مدتي نسبتاً طولاني به مدرسه علميه نيماورد اصفهان رفت و علوم اسلامي را تحصيل و تدريس كرد. در سال 1300 شمسي، تدريس در مدارس جديد و دانشگاه‌ را آغاز كرد. ابتدا دروس دبيرستان را تدريس مي‌نمود. در سال 1307 به تهران آمد و در وزارت معارف استخدام و سپس به تبريز منتقل شد. در سال 1310 دوباره به تهران منتقل و در دبيرستان دارالفنون به تدريس پرداخت. استاد همايي از سال 1319، تدريس در دانشسراي عالي و دانشكده حقوق و ادبيات را برعهده گرفت. وي در دانشگاه، در دوره‌هاي ليسانس و فوق‌ليسانس و دكترا، دروسي چون صناعات ادبي و مطو‌ّل تفتازاني را تدريس مي‌كرد تا اين كه در سال 1345 از كار رسمي دانشگاهي كناره گرفت و بازنشسته شد. او در انجمن‌ها و سمينارهاي بسيار شركت و سخنراني كرد. در تدوين لغت‌نامه‌ي دهخدا مشاركت داشت و عضو فرهنگستان ايران بود. همايي شعر مي‌سرود و با موازين شعر سنتي، شاعر قابلي بود كه بيش از پانزده‌هزار بيت شعر از او به جاي مانده است. برخي آثار وي و تاريخ نخستين چاپ آن‌ها چنين است: تاريخ‌ادبيات ايران ـ 1308/ غزالي‌نامه ـ 1315/ فنون بلاغت و صناعات ادبي ـ 1318/ تصحيح مثنوي ولدنامه ـ 1315/مقدمه بر اخلاق ناصري ـ 1325/تصحيح معيارالعقول شيخ‌الرئيس ابوعلي‌سينا در فن اثقال ـ 1331/تصحيح مصباح‌الهدايه و مفتاح‌الكفايه عزالدين محمود كاشاني ـ 1330/ تصوف در اسلام ـ 1333/ مولوي‌نامه ـ 1336/ديوان سنا (مجموعه اشعار ـ؟/ و ...
استاد جلال‌الدين همايي در سال 1359 خورشيدي، جهان خاكي را ترك گفت و در تكيه‌ي لسان‌الارض اصفهان به خاك سپرده شد. اثر ارزشمند او به نام «غزالي‌نامه» تاكنون چندين بار منتشر شده و از نخستين چاپ در 1315 تا پايان عمر استاد همايي ـ ، مدام مورد حك و اصلاح و افزايش و پيرايش قرار مي‌گرفت. واپسين چاپ آن، از سوي «مؤسسه نشر هما» كه متولّي نشر آثار استاد علامه است و به همت دختر دانشمند استاد اداره مي‌شود، در سال 1387 منتشر شده و در حاشيه‌ي بسياري از صفحات آن، تصوير افست دست‌خط زيباي استاد همايي عيناً آمده كه توضيحات و اضافات و تصحيحاتي درباره‌ي مطالب داشته‌اند. اين شيوه‌ي پژوهش كه يادگاري از نسل اول و دوم محققان برجسته‌ي معاصر از قزويني به بعد است، مي‌تواند درسي فراروي محققان جوانتر باشد تا هيچگاه كار را تمام شده تلقي نكنند و هر مسئله‌ي فرهنگي و تاريخي را تا پايان عمر دنبال و تكميل نمايند. «غزالي‌نامه» بي‌اغراق يك دوره معارف كامل درباره غزالي، خاندانش، استادان، شاگردان، مدارس، كتب و معاصران وي شرحي دقيق ارائه مي‌نمايد. در هيچ يك از تحقيقات قديم و جديد چنين دقت و وسعتي از حيث منابع و موضوعات ديده نمي‌شود. حجم اطلاعاتي كه همايي به خواننده مي‌دهد، او را از اغلب منابع بي‌نياز مي‌كند. استاد همايي قبلاً كتاب «نصيحة الملوك» غزالي را تصحيح فرموده و چاپ كرده بود. قصد نگارش مقدمه‌اي جامع بر آن كتاب را داشت كه خوشبختانه با توسعه‌ي آن ديباچه، اثر يگانه‌اي كه همين «غزالي‌نامه» است متولد شد. استاد نوشته است: «تاكنون درباره غزالي، كتابي مستقل به فارسي نوشته و حق اين نابغه‌ي بزرگ ايراني چنان كه بايد و شايد گذارده نشده بود. نخستين بار است كه نگارنده شرح حالي بدين تفصيل براي آن بزرگ مرد مي‌نويسد...»
اين نكته‌ها اغراق نيست و حقيقتاً نخستين و جامع‌ترين كتاب درباره ابوحامد، كارِ دست و ذهن استاد فقيد بوده است. استاد همايي نه فقط در باب زندگي و زمانه و آثار و مؤثران و تأثيرات غزالي سخن گفته، بسياري نامه‌ها و پرسش و پاسخ‌ها [اسئله و اجوبه] و بسياري بحث‌هاي تطبيقي را نيز به ميان آورده است. از جمله «نامه غزالي به فخرالملك درباره شبّاك جرجاني» و «نامه‌ي غزالي به سعادت خازن» (ص 339) و «مصاحبه‌ي غزالي با خيام» و «ملاقات غزالي با سيدمرتضي» و «نامه‌ي غزالي به مجيرالدين» ... و نيز اشعار و نكات ادبي و فلسفي و عرفاني كه براساس بهترين مآخذ نوشته شده و با توضيحات مفصل و تطبيقي، تكميل و كامل شده است. بررسي روابط ميان احمد و محمد غزالي از مباحث جالب كتاب است، يكي از نكات مندرج در «غزالي‌نامه» تأثير غزالي بر فقه اسلامي است، در اين باب، نه مورخان و نه ديگر پژوهشگران ـ از حكما و عرفان‌پژوهان ـ چيز دندان‌گيري نگفته‌اند. فقهاي اماميه نيز علاقه‌اي به فقه شافعي نداشته و تنها در سنوات نزديك، نوعي فقه مقارن و تطبيقي مورد توجه قرار گرفته است. حال آنكه «تأليفات فقه غزالي، از قبيل «بسيط» و «وسيط» و «وجيز» و «خلاصه» از همان وقت كه تأليف شده بود از كتب مهم فقه شافعي بود؛ بعد از وي نيز همان كتب و ساير مؤلفات وي، داير مدار فقه شافعي گرديد؛ چندان كه ديگر مؤلفات فقهي را تحت‌الشعاع خود قرار داده و چندين قرن بعد از وي كه دنباله‌اش به عصر حاضر كشيده، كتب غزالي رايج‌ترين كتب درسي طلاب و فقهاي شافعي مذهب بوده است؛ و بالجمله همان تحولي را كه غزالي در تصوف و فلسفه اسلامي به وجود آورد در فقه نيز ايجاد كرد». در اين باره، متأسفانه استاد همايي هم توضيح دقيق و مستوفايي نداده و تنها به نقل از سيوطي در كتاب «الحاوي في الفتاوي» بر فقاهت او و اينكه «مدار فقه شافعي هم‌اكنون بر كتب» اوست (ص366) تأكيد مي‌كند. از نكات جالب در «غزالي‌نامه» توضيح اواخر كتاب با عنوان «سوزاندن تأليفات غزالي و كشتن پيروانش» است. اين كار به فتواي فقهاي مالكي در بلاد مغرب آغاز شد و استاد همايي نام برخي مفتيان مُتَقَشِّر را كه بدين عمل فتوا داده و كتب ابوحامد، خاصه احياءالعلوم را سوزانده و برخي طرفداران او را تكفير كرده و موجب قتل آنها شده بودند، ذكر مي‌كند. شگفت آنكه اگر حجت‌الاسلام غزالي مي‌دانست روزي چوب تكفير بر سر كتب و شاگردان و هواداران وي خواهد خورد، شايد چنان بسيط، خون فارابي و بوعلي و ارسطو را حلال و فكر و كتب ايشان را حرام نمي‌كرد!
در واپسين صفحات كتاب، همچنين نقدهاي مهم و ايرادها و اعتراض‌هايي بر غزالي ذكر شده كه بياني عالي از تاريخ نقد فكري و اعتقادي در فرهنگ و تمدن ايراني/ اسلامي است، فشرده‌ي كلام استاد همايي را شايد بتوان اين عبارات دانست كه مؤيد روش و منش ابوحامد است و كيفيت سلوك عملي و علمي و معنوي وي را نشان مي‌دهد: «آنان كه سير وسلوكشان به‌ترتيب طبيعي از نوع غزالي باشد، نه آنان كه با جذبه  و كششي در يك دم همه مراحل را مي‌پيمايند، طريق سيرشان اين است كه نخست به ظاهر شريعت متعبدند و سپس به مرتبه‌ي اجتهاد در مسائل شرعي مي‌رسند و اگر از آنجا گذشتند، به كلام و از كلام به فلسفه و از آنجا به عرفان و از عرفان به تصوف مي‌رسند و غالباً در عالم تصوف همان معتقدات اوليه‌ي خود را ملتزم مي‌شوند با اين تفاوت كه فهميده‌تر از مرحله‌ي اول‌اند. غزالي از اين گونه راه نوردان بود و از مقام فقه و جمود ظاهري به عالم تصوف و كشف حقايق رسيد...»
اين نوشتار را به بيتي زيبا از استاد علامه ختم و براي روح آن دانشور بزرگ فرهنگ ايران، از درگاه ايزد بي‌همتا، علو درجات را طلب ميکنم.
به غير عشق که آرامش دل بشر است
به هيچ جهان دل منه که درد سر است