تنگلوشا در هفت پیکر نظامی

PDF چاپ نامه الکترونیک

تنگلوشا در هفت پیکر نظامی

ژیوا وِسِل*
ترجمه فرح رادنژاد



نویسندة یونانی تنگلوشا(قرن اول قبل از میلاد، قرن اول پس از میلاد)1  که اثرش به صورت تکه‌پاره و ناقص به ما رسیده، در دنیای اسلامی با نام طینکروس2 یا طینکلوس3 و یا همان تنگلوشا4 معروف بوده است. او در ادبیات اسلامی، مثلا در الفهرست ابن‌الندیم، محافظ اسطوره‌ای معبد ستاره‌ها در بابل بوده است.5
همان‌طور که همایون فرخ در مقدمة ویرایشش از ترجمة فارسی متن منسوب به تنگلوشا ذکر کرده، نظامی در هفت‌پیکر دو بار به تنگلوشا اشاره کرده است:6 نخست در جایی که گنبد قصر خورنق را در هیئت گنبدی7 کیهانی توصیف می‌کند، یعنی جایی که آدمی می‌تواند به وسیلة تنگلوشا هزاران هزار [صد هزار] هیئت‌های خیالی ببیند:
فلکــی پـای گـرد کــرده به نـــاز                نـه فلــک را بـه گــرد او گــــرواز
قطبـــی از پيــکر جنـوب و شمـال               تنگلوشــــای صــدهــزار خيــال
(HP9,28-9)
و بعد در انتهای شعر خود بار دیگر به تنگلوشا اشاره می‌کند تا به نحو استعاری، برتری نیروی آدمی در مقایسه با نیروی ستارگان را به تصویر بکشد. این مقاله به اشارة اول نظامی به تنگلوشا در هفت پیکر می‌پردازد و در کل، موضوع متفاوتی را بررسی می‌کند.8
***
اگر به نخستین اشارة نظامی از تنگلوشا که به تصاویر گنبد کیهانی در قصر خورنق [اشاره به آسمان درون گنبد] مربوط است، بازگردیم، سؤالی که در این راستا مطرح می‌شود این است: تصاویر مربوط به تنگلوشا که نظامی به آن‌ها اشاره کرده، نمایان‌گر چه هستند؟ حداقل سه پاسخ برای این سؤال که از طریق متن شناخته می‌شوند و هنوز هم باقی مانده‌اند، وجود دارد: از یک طرف این تصاویر می‌توانند شرح تصویری سی و شش دکان9  {دریگان/ دهگان} یا سیصد و شصت درجة دایرة‌البروج باشند که در نجوم و طالع‌بینی دنیای اسلام شناخته شده‌اند و از طرف دیگر می‌توانند بقایای سنت‌های تصویری کهن باشند که در کتابی منسوب به تنگلوشا جمع‌آوری شده و ظاهراً در زمان نظامی کتابی شناخته شده محسوب می‌شده است. این کتاب دربردارندة نقاشی‌های جدا از هم است و پرواضح است که به منظور ساختن طلسم به رشتة تحریر درآمده است.10
ارتباط بین تنگلوشا و مسئلة دکان‌ها واقعاً وجود دارد. ظهور سی و شش دکان که در نزدیکی دایرة‌البروج (نظامی با اصل و پایة مصری11) قرار دارد و ظهور ستاره‌ها که درون هر دکان به وجود آمده‌اند، در اثر یونانی تنگلوشا، Π_ρ_ν_τελλοντ_τοις δεκ_νοις وجود دارند.12 در ابتدا متن کتاب تنگلوشا از یونانی به فارسی میانه13 ترجمه گردید و سپس از فارسی میانه به عربی درآمد. توضیح کامل دکان‌ها(وجه، وجوه) به عربی در کتاب المدخل الکبیر الی علم الحکام النجوم اثر ابو معشر14(وفات 272 هجری/ 886 میلادی) و کتاب المغنی فی احکام النجوم اثر ابن هبنتا15 (وفات 317 هجری/ 929 میلادی) یافت می‌شود. این هر دو نویسنده تقریباً به یک ترجمة عربی از متن اصلی تنگلوشا اشاره کرده‌اند. در میان سه مجموعة مختلف دکان که در این اثر عربی توصیف شده [یک دکان با ده درجة هر یک از دوازده برج منطقه البروج مطابقت دارد]، نخستین مجموعة «ایرانی- بابلی- مصری» نام گرفته است(همچنین به اسفیرا بارباریکا16  نیز موسوم است)17 و آشکارا با تنگلوشا مرتبط است و دربردارندة اشکال خیالی است که اساساً نماد خدایان مصری‌اند. این در حالی است که آثار ابومعشر و ابن‌هبنتا صرفاً توضیحی لغوی از دکان ارائه می‌دهند و هیچ نقاشی‌ای در اختیار ما نیست که نمایان‌گر دکان‌های تنگلوشا در جهان اسلامی باشد.
تنها تصویر شناخته شده از دکان‌ها در شرق که به توصیف ابومعشر نزدیک است، متعلق به نقاشی آسیای مرکزی (از سنت هندی) است. این نقاشی روی طومار است و تاریخ آن به قرون هشتم یا نهم پس از میلاد برمی‌گردد. ظاهراً این نقاشی از روی نمونة اولیة یک نقاشی ایرانی تصویر شده است و ابومعشر نیز باید برای توضیحات خود(هر چند که فلک تنگلوشا به طور مفصل در آن به تصویر کشیده نشده است) از همین نقاشی استفاده کرده باشد.18 لازم است خاطرنشان کنیم دکان‌هایی که در نسخه‌های مصور کتاب الموالید(کتاب زایچه‌ها) ابومعشر در قرن چهاردهم و پانزدهم ظاهر شده است، نشان‌گر اَشکال دکان‌های تنگلوشای واقعی نیست، بلکه فقط اربابان- دکان‌ها [سیاره‌هایی که هر دکان را زیر نفوذ خود دارند] را به تصویر می‌کشد.19همچنین باید ذکر گردد که متن عربی‌ای که دکان‌های تنگلوشا را توصیف می‌کند، ظاهراً هرگز به فارسی ترجمه نشده است.
در دنیای اسلامی اثر ادبی دومی که به تنگلوشا منسوب است، یعنی توصیف سیصد و شصت درجه کمربند دایرة‌البروج(صور درج فلک، جمع درجات) احتمالاً به علت مجعول بودن، بسیار مجادله‌انگیز شده است. اولمان 20 این متن عربی21 را اثر مجعول قرن دهم می‌داند و آن را به ادبیات نبطی نسبت می‌دهد.22 از طرف دیگر فهد بر آن است که این اثر را باید با توجه به تغییراتی که در طول زمان به وجود آمده بررسی کرد و به این متن ساختگی منسوب به تنگلوشا تاریخ متأخرتری نسبت می‌دهد.23 ما از وجود متن یونانی موثقی که تنگلوشا دربارة درجات نوشته باشد، بی‌اطلاع هستیم. معمولاً تصور می‌شود که ظهور درجات مجزا از دکان‌های اسفیرا بارباریکا گرفته شده باشد. در کل، مطالعات اخیر باید اطلاعات بیشتری دربارة منشأ و تغییر تدریجی درجات ارائه کنند.24 در اینجا مجموعه درجات مختلفی را ذکر می‌کنیم که در دنیای اسلامی شناخته شده‌اند. در کنار این نسخة عربی قرن دهم دربارة «درجات تنگلوشا» ما نسخة مصور متأخری از ترجمة فارسی آن در اختیار داریم که تاریخش به 1074 هجری/ 4-1663  میلادی برمی‌گردد و احتمالاً برای کتابخانة شاه عباس دوم استنساخ شده است.25 این متن فارسی باید بر اساس ترجمة فارسی قرن دوازدهم از متن عربی صورت گرفته باشد که اکنون از بین رفته است. این اثر تنها نسخة خطی مصور در دنیای اسلامی است که آشکارا با تنگلوشا در ارتباط است و در نتیجه واقعاً نسخة نادری به شمار می‌رود. در متن، ابتدا تصاویر مربوط به هر درجة منطقه‌البروج-جمعاً سیصد و شصت درجه- به صورت لغوی توضیح داده شده و بعد از هر تصویر آمده [ببینید تصاویر 1+2] و پس از آن، ویژگی طالع‌بینی شخصیت فردی که تحت نفوذ آن درجه به دنیا آمده، به همراه هر درجه ذکر شده است. در خور توجه است که مقدمة فنی این کتاب، فرضیة تأثیر ابدان آسمانی را شرح می‌دهد و توضیح می‌دهد که چگونه این رساله باید برای مقاصد طلسم‌دار استفاده شود.26
قبل از آنکه دربارة سومین متن موجود مرتبط با تنگلوشا بحث شود، باید ببینیم که نظامی با اشاره به تنگلوشا در متن هفت پیکر که در بالا ذکر شد، چه تصوری از هر کدام از دکان‌ها یا درجات داشته است. بخشی از پاسخ می تواند در این حقیقت نهفته باشد که او تصاویر را با شمال و جنوب{جغرافیایی} ربط داده است. ظاهراً این پاسخ به نکته‌ای در توصیف جایگاه دکان‌ها در فلک ستارگان ثوابت اشاره دارد؛ جایگاهی که متغیر است و سیر تحولی پیچیده‌ای داشته است.27 (درجات که ارتباط مستقیمی با کمربند منطقه‌البروج دارند، نباید به این شیوه توضیح داده شوند). بنابراین آنچه در این شرح، مجادله‌انگیز می‌نماید، این است که ظاهراً در دورة نظامی، ظهور دکان‌های واقعی(همان‌طور که تنگلوشا آن را توضیح داده است) در دنیای اسلامی دیگر شناخته شده نبودند، یعنی بر خلاف آن چیزی بودند که در غرب لاتین اهمیت داشته است. 28 بیرونی(وفات 442 هجری قمری، 1050 میلادی) در التفهیم(که در سال 1029 به رشتة تحریر درآورده) این موضوع را به تفصیل شرح داده است و دکان_وجوه_ را به صورت دکان-اربابان و دکان‌های هندی (داریجان) آورده است. او به نحو موجز و به گونه‌ای منفی و تحت نام «اَشکال(صور)» به مسئلة دکان‌های واقعی می‌پردازد.29 این دکان‌های واقعی در کتاب روضه‌المنجمین که آن را شاهمردان30 در بین سال‌های 466 هجری قمری/ 1073 میلادی و 474 هجری قمری/ 1081 میلادی به رشتة تحریر درآورد، ذکر نشده و حتی در هیچ‌یک از اشعار طالع بینی/ نجومی که به مدخل منظوم موسوم‌اند، نیامده‌اند. چون بنا به گفتة او معنای آن‌ها در زمان او دیگر شناخته شده نبودند. (مقدمة منظوم [برای نجوم]: تاریخ نخستین شعر که آن را خجندی31 سروده به سال 616 هجری قمری/ 20- 1219 باز می‌گردد و تاریخ دومین شعر تقریباً متأخرتر است و به نصیرالدین طوسی(وفات 672هجری قمری/ 1247 میلادی)32 منسوب است. با توجه به تمامی این نمونه‌ها دکان‌های تنگلوشای واقعی از نقطه‌نظر علمی مربوط به دوران نظامی نیستند و با وجود این واقعیت که شرح کامل آن‌ها در مدخل ابومعشر و المغنی ابن‌هبنتا دیده می‌شود، در عرصة فرهنگ عمومی به دست فراموشی سپرده شده بودند. آنچه گفته شد باید با این واقعیت مرتبط باشد که متن عربیِ آن‌ها برخلاف آثار ادبی مربوط به درجات_ تا آنجا که می‌توان قضاوت کرد_ هیچ‌وقت به فارسی ترجمه نشده است.
اما شعر نظامی به درجات اشاره دارد یا به دکان‌ها؟ علاوه بر سنت تنگلوشایی در دنیای اسلامی، چند مجموعة دیگر از «درجات» هم در ترجمة عربی و هم ترجمة فارسی شناخته شده بودند. در میان سنت‌های دیگر، سنت‌هایی نیز به زرتشت،33 (به توم‌توم34  هندی)،35  نسخة هندی(به ابوذاتیس36  بابلی و نه تنگلوشا) و نسخة بابلی منسوب هستند.37 فخر الدین رازی(وفات 606 هجری قمری/ 1210 میلادی) این دو مجموعة آخر را در اثر عربی خود  السرّ المختوم فی مخاتبات النجوم که دربارة عقاید و اعمال صابئیان است و بین سال‌های 1179 و 1210 به نگارش درآمده، به طور مفصل شرح داده است.38 احتمال زیادی وجود دارد که نسخة در دسترس نظامی، نسخه‌ای مصور از درجات بوده نه نسخه‌ای مصور از دکان‌های واقعی(از آنجایی که امروزه چنین نسخه‌ای از بین رفته است، همیشه تصور می‌شده چنین چیزی هرگز وجود نداشته است).علاوه بر نسخة ذکر شده بر درجات تنگلوشا که در موزة رضا عباسی در تهران(تصاویر یک و دو) موجود است، دو نسخة  مصور الحاقی بر درجات نیز وجود دارد که به سنت توم‌توم هندی موسوم است و در هند به نگارش درآمده است.39 با وجود اینکه هر سه نسخة موجودِ فارسی، متأخر هستند، نشان می‌دهند که در زمان نظامی نسخ مصور دربارة درجات می‌توانسته بسیار رایج‌تر از دکان واقعی بوده باشد(که از آن‌ها نه سنت متنی گوناگون بر جای مانده و نه ترجمة فارسی از عربی و نه حتی نقاشی موجودی که در بالا ذکر آن رفت).
بحث دیگر در جانبداری از اشاره به درجات در شعر نظامی این واقعیت را آشکار می‌سازد که ایران قبل از اسلام با نظام شمارش شصت‌تایی40  آشنا بوده و سالی با سیصد و شصت روز داشته است.41 همچنین همان طور که قبلاً ذکر شد، احتمالاً درست در قرن دوازدهم یک ترجمة فارسی از نسخة عربی درجات «تصویری» تنگلوشا وجود داشته است(همان طور که ویراستار اثر همایون فرخ به آن اشاره کرده است). از طرف دیگر باید تأکید کرد که حتی اگر خجندی و طوسی در اشعارشان درجات را ذکر کرده باشند42 در این متن خاص هیچ ارتباطی بین درجات و تصاویر وجود ندارد.
سومین شرح ممکن این بیت نظامی بر «تصاویر خیالی تنگلوشا» می‌تواند اشاره‌ای به «کتاب مصور اثر تنگلوشای بزرگ» باشد که دربارة اشکال طلسم‌گونه است. فخرالدین رازی نیز در کتاب سرّ المختوم خود و در یکی از بخش‌هایی که دربارة خلق طلسم است، به این موضوع اشاره کرده است.43به طور کلی رازی در شرح دانش طالع‌بینی و نجومی که برای اعمال ستاره‌‌پرستی صابئیان حران لازم است، ذکری از دکان‌های تنگلوشای واقعی به میان نمی‌آورد. او همانند بیرونی، شاهمردان، خجندی، طوسی تنها سنت‌های مختلفی از دکان‌ها- اربابان را که شامل دکان‌های هندی(داریجان) است، پشت سر هم می‌آورد.44 او در فصل مربوط به درجات، توضیحات دقیقی دربارة چند مجموعه درجات مختلف که آن زمان شناخته شده بودند، همان‌طور که در بالا اشاره شد، می‌دهد و فقط دو مجموعة الحاقی از درجات را که زرتشت و تنگلوشا نامی از آن به میان آورده‌اند، ذکر می‌کند و توضیحی دربارة آن‌ها نمی‌دهد.45 او دوباره به طور خلاصه در عبارتی که خاصیتی طلسم‌گونه دارد، به تنگلوشا اشاره می‌کند. این عبارت از توجه به قطب جنوب و ستارة سهیل نشأت گرفته است.46 این عبارت با قسمت طولانی‌ دربارة خلق طلسمات،47  یعنی جایی که رازی در کل آن از تنگلوشا نام برده است، در تضاد است. آنچه گفته شد، بیان‌گر آن است که برخی جنبه‌های فوق‌الذکر اسفیرا بارباریکای تنگلوشا یا درجات تنگلوشای منطقه‌البروج باید به صورت اَشکال جدا از هم در آثار ادبی طلسم‌دار موجود باشند. مثلاً رازی برای خلق یک طلسم «شکل اسب بال‌داری را... از کتاب مصوری که اثر تنگلوشاست»، شرح می‌دهد.48 این شکل دقیقاً شکل موجود در تصویر درجات تنگلوشا در نسخة ایرانی قرن هفدهمی است(ببینید تصویر شمارة 2: اسب در درجة بیست و یکم علامت برج جدی به تصویر درآمده است).49 
چندین شکل دیگر که رازی آن‌ها را در این بخش توصیف کرده، با تصاویر موجود درجات تنگلوشا در نسخة فوق‌الذکر که مربوط به دوران صفوی است، شباهت دارند. هرچند که این قیاس‌ها نیاز به تحقیقی مفصل دارند.
به‌علاوه متن السرّ دربارة استفاده از رنگدانه و مواد دیگر در ساختن طلسم‌های کاغذی و زمان نسخه‌برداری از اَشکال تنگلوشا، جزئیاتی ارائه می‌دهد. در مجموع، این بخش طلسم‌گونه، شهرت کتاب مصور و افسانه‌ای تنگلوشا را نشان می‌دهد و شباهت‌هایی نیز با کتاب ارژنگ مانی50 دارد. می‌توان از اشارة رازی به تنگلوشا در کتاب السرّ خود به این نتیجه رسید که دانش او به حوزة طلسمات محدود می‌شده است. همان‌طور که قبلاً ذکر شد، رازی این کتاب را بین سال‌های 1179 و 1210 نوشته است و این سال‌ها می‌تواند با سالِ به نظم درآوردن هفت‌پیکر در 1197 همزمان باشد. آیا این رخداد کافی است تا معلوم شود اشارة نظامی به تنگلوشا صرفاً از آثار ادبی طلسم‌گونه نشأت گرفته است؟ و بنابراین آیا تصاویر روی گنبد که نمایان‌گر آسمان هستند، شعر نظامی را با انواع ادبی علمی دکان‌ها یا درجات مرتبط می‌کنند؟ این سؤال جای بحث دارد و برای آن پاسخ‌های گوناگونی گفته شده است. در اینجا برای متن هفت‌پیکر از یک طرف می‌توان قیاسی مفصل بین اشکال دکان‌ها و درجات تنگلوشا با اشکال کتاب صرفاً طلسم‌گونة تنگلوشا که شرح آن در کتاب السرّ رازی رفت، ارائه داد. از طرف دیگر باید مقایسة تنگلوشا با اشکال دیگر کتاب‌های طلسم گونة معروف را ذکر کرد. برای مثال کتاب اَشکال [کتاب صور الکبیر] اثر زوزیموس(قرن سوم و چهارم میلادی) دربردارندة توصیفی از صورت فلکی آسمان است (و اشارة نظامی به قطب‌ها را توضیح می‌دهد).51 نویسندة رسالة جادویی غایة‌الحکیم(نیمة قرن یازدهم میلادی) برای کتاب فوق ارزش زیادی قائل بود. او بیان می‌دارد که صورت فلکی اهمیت زیادی برای تفسیر اشکال طلسم‌گونه(صور) و دکان‌ها و درجات دارد.52 بر این اساس می‌بینیم که در گذر زمان چندین «کتاب تصاویر/ اشکال/ صور» با منشائی خیالی کیهانی از روی بی‌اهمیتی به چندین نویسنده- از جمله تنگلوشا- منسوب شده‌اند.
اگر منابع احتمالی نظامی را در نظر بگیریم، باید به خاطر بسپاریم که او حداقل با این اثر ابومعشر با نام کتاب الوف (کتاب هزاران‌مدار) آشنایی داشته و آن را به روشنی در این شعر خود به کار برده است.
دگر گونه گويد جهـان فيلسـوف                 ابومشعـر انـدر کتـاب الــوف
(IN9,9)53
این اثر، فرضیة مدارهای هزارة تاریخ جهان را تعیین می‌کند و علی‌الخصوص رخدادهای تاریخی و دینی را شرح می‌دهد. همان‌طور که پینگری نشان داده تفسیر رخدادهای جهان بر اساس مدارهای مقارنة ستاره‌های زحل و مشتری است که منشأ آن به دوران ساسانیان بازمی‌گردد و با مفهوم «سال جهانی» تلفیق یافته است.54 عباسیان برای مشروعیت‌بخشی به قدرت خود از تاریخ طالع بینی/ نجوم که ابومعشر به‌طور خاص آن را اشاعه داد و در میان دیگران سجزی55 آن را تلخیص کرد، استفاده کردند.56  جالب است که فرضیة مدارهای ابومعشر که اسماعیلیه(احتمالاً در الموت) آن را اشاعه دادند57 و در تحقیقات اخیر بدان توجه شده، تا زمان صفویه برجای ماند.58 از طرف دیگر در خور ذکر است که جلایریان در اواخر قرن چهاردهم دستور استنساخ آثار مصور ابومعشر را صادر کردند.59
پر واضح است که نظامی در متن گنبد کیهانی عمداً به نظام کهن تصاویر آسمانی_ چه دکان و چه درجه_ و چه کتابی معروف و مصور دربارة طلسم‌ها اشاره می‌کند. بدون شک اشاره به نویسنده‌ای کهن مانند تنگلوشا تا اشاره به صورت فلکیِ سنت بطلمیوسی که شرح آن در رسالة نجومی عبدالرحمن‌الصوفی با نام صورالکواکب (400هجری/ 10- 1009 میلادی)60  آمده، شاعر را در جایگاهی قرار می‌داد تا بتواند شخصیت بهرام گور را در ایرانِ پیش از اسلام به تصویر بکشد. چرا که با توجه به فرضیة نسخة مصور پیش از اسلام از متن «درجات نوشتة تنگلوشا» همچنان در انتظار مدارک بیشتری است.61 
در خاتمه ذکر این نکته در خور توجه است که نظامی واقعاً برای سرودن هفت‌پیکر به دنبال کتب نادر و معروف بود. همان‌طور که در مقدمة مثنوی خود به آن اشاره کرده است.62
باز جستــم ز نامه‌هــای پنهـــان            که پراکنــده بود گــرد جهـــان
(HP4,27)
آنچه گفته شد، ارجاعات نظامی به تنگلوشا را تأیید می‌کند. چرا که تنگلوشا نه‌تنها اکنون، که در دوران نظامی نیز نویسنده‌ای بی‌نظیر به شمار می‌رفته است.

* Ziva Vesel عضو مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه CNRS

منبع
*این مقاله ترجمة دوازدهمین مقاله از کتاب کلید گنج حکیم به سرویراستاری علی اصغر سید غراب است.
پی‌نوشت‌ها
1. Panaino (1998) 24; Pingree (1968) 11 n.2; Borissov (1935) 300-5; Sezgin (1979) VII 71-3; Ullmann (1972) 278-9. // 2.Tīnkarūs // 3. Tīnkalūs // 4. Tangalūshā.
5 .Ibn al-Nadim (1393); Ibn al-Nadim (1970) II. هر چند تنگلوشا «بابلی» از بابل گرفته شده است. (مثلاً از ممفیس) در مصر. (cf. Ullmann (1972).
6. Pseudo-Teucros (2537) 24; new edition: pseudo-Teucros (1383). // 7. Nizami-Meisami (1995) 38; also Vesel (1995). // 8.HP37,91; Nizami-Meisami (1995) 262. //  // 9. decans.
10.در این متن وجود رساله‌هایی دربارة کیمیاگری منسوب به تنگلوشا را به شمار نمی‌آوریم؛ Monzavi (2000), 2894; also Monzavi (1348) 701.
11. برای بررسی خلاصه: ( 80-1970 ) Parker .
12. Paranatellonta tois dekanois. Festugière (1950) I, 114-8. //  13.Panaino (1978); Nalino (1922). // 14.Abu Ma‘shar (1995-96) III, 6, 372 sqq. // 15.Ibn Hibinta (1987) 2nd Part, 306 sqq. // 16‌.Sphaera Barbarica.
17. مجموعة دوم به هندی(همچنین در اثر عربی غایه‌الحکیم مجریطی مجعول(1933) در فصل‌های دوم، 2، و دوم، 11 شرح داده شده است) و سومی به یونانی است.
18.Grenet (1997). // 19.Carboni (1987); Caiozzo (2003) in particular ills. 9-20. // 20. Ullmann // 21.See for instance Leiden University Library MS Or. 891 (2), fols. 28v-69v. // 22.Ullmann, (1972) 328-9. // 23.Fahd (1971) in particular 989, n3.
24.(For example Hübner (1995  از پروفسور Paul Kunitzsch به خاطر اطلاعات کتابشناختی غنی دربارة کتب چاپ شده دربارة دکان‌ها و درجات تشکر می‌کنم.
25. این نسخة خطی(نسخة خطی شمارة 590 به ابعاد 15/26 سانتیمتر) در موزة رضا عباسی در تهران نگهداری می‌شود. برای دو ویرایش مجلد فارسی شمارة 2 را ببینید.
26.Pseudo-Teucros (2537) 259-61; Pseudo-Teucros (1383) 3-6. // 27.Parker (1970-80) n.7. // 28.For a brief survey, Murdoch (1984) 254, ill. 230.
29.تفاوت بین دکان‌ها/ صورت‌ها(وجه، جمع وجوه) و داریجان طبق پدیدار شدن «دکان  ها- اربابان» (ارباب وجوه) است، مثلاً سیاره‌هایی که هر دکان را تحت نفوذ خود دارند. . (1934) 252-63, § 450 and Biruni-Homa’i (1367) 404 Biruni-Wright بیرونی- رایت توضیح ذیل را دربارة دکان‌های «واقعی» ارائه می‌دهد: «دربارة «اشکال» (مع‌الاصور). اَشکال معروف در واقع همان صورت‌ها(وجه/ وجوه) هستند ولی صور هم نامیده می‌شوند. زیرا یونانی‌ها، هندوان و بابلی‌ها در ارتباط با صورتی هستند که به وجود آمده است. یعنی شکل شخصیت انسانی یا الوهی. وجوه نزد یونانیان با 48 صورت فلکی مرتبط است و همزمان به بالا صعود می‌کنند. [paranatellonta] اما مسئله این است که این نسخه‌برداری از صورت فلکی به خاطر ارتباط با امور، طرح‌ها و وظایف{هر دکان- ارباب} است که نزد هر ملتی شکلی خاص دارند. آن‌ها با توجه به وظایف، طرح‌ها و اموری که به عهده دارند، درجات را کسب می‌کنند. ما به خاطر کمبود جا و بی‌استفاده بودن آن، توضیح زیادی دربارة آن نمی‌دهیم. چرا که کتاب‌های طالع‌بینی‌ای که در اختیار داریم، هیچ دستورالعملی برای استفاده از آن ارائه نمی‌دهند».
30. Shahmardan (1382), Index.
31. این اثر با متن فارسی بر درجات اثر تنگلوشا چاپ شده است. (ن.ک شمارة 3 بالا. تنگلوشای جعلی (1383)، صفحات 212- 156). شعر خجندی دربارة موضوعاتی است که علم ستاره‌شناسی/ طالع‌بینی آن‌ها را بررسی می‌کند(تقسیمات مختلف آسمان، تسلسل حرکات ابدان آسمانی روش هایی مانند اختیارات و غیره را پیشگویی می کنند). ولی این شعر تنها از دکان‌ها- اربابان و داریجان (9- 188) نام می‌برد. تاریخ شعر به زمان حملة مغول‌ها به شهرهای شرقی ایران بازمی‌گردد. 
32.Tusi (1380), 105; also quoted in Mosaffa’ (1366), 825.
33.  Ullmann (1972) 294-5; Pingree (1968) 22، ما مجموعة مربوط به «ایرانیان» را که در (شاگرد ابومعشر) مذاکرات شادان آمده، در اختیار نداریم.
(Bibliothèque Nationale de France, Paris /[BnF]: MS Ar. 6680), unless it is identical with Zoroaster’s series (Raffaelli (2001) 36, n. 24). // 34. Tomtom // 35.Ullmann (1972) 298-9. // 36.Abūdhātīs.
37. Ullmann (1972) 329, 420 نام این نویسنده غالباً در منابع قرون وسطای ایرانی ذکر می‌شود.
38.For the Arabic text, see for instance: BnF: MS Ar. 2645, fols. 123v-141v; for the Persian tr. (made for Iltutmish in 634H/1236): BnF: MS Suppl. persan 384, fols. 41r-62v.
39. به ترتیب: الف) نسخة مصور نوشته شده برای اکبر(پایان قرن شانزدهم) بر اساس ترجمة فارسی السرالمختوم است. [Schmitz (2006) 20-27; pl. 13-19]؛ ب) یک کتاب فشردة طالع‌بینی از قرن هفدهم و هجدهم. [(Tourkin(2003].
40.sexagesimal system  // 41. Panaino (1990). // 42.See notes 25 and 26 above.
43.  Rāzī, al-Sirr, BnF: MS Suppl. persan 384, fols. 113r.-133r در ادامة این بخشِ طلسم‌گونه فصلی بر خاصیت مواد(خواص) می‌آید.
44. Razi, al-Sirr, BnF: MS Ar. 2645, fol. 117v; BnF: MS Suppl. Persan 384, fol. 48v. نسخه‌های فارسی و عربی این متن تا آنجا که به متن علمی مربوط می‌شوند، به سختی به یکدیگر شباهت دارند.
45. Razi, al-Sirr, BnF: MS Ar. 2645, fol. 117v; BnF: MS Suppl. Persan 384, fol. 48v. دربارة دانش درجات در دنیای ایرانی ببینید:(Vesel (forthcoming.
46. Rāzī, al-Sirr, BnF: MS Suppl. persan 384, fol. 103r. ارزش تنگلوشا به خاطر رساله‌ای مستقل دربارة جادو بود که فقط نسخة فارسی آن فراگیر شد [Sezgin (1979) VII, 73] و متأسفانه نتوانستیم دربارة آن بحث کنیم.
47. See above, n. 35. // 48. Rāzī, al-Sirr, BnF: MS Suppl. persan 384, fol. 113r.
49. جالب است که تصویر اسب در این متن، چه در توصیف لغوی و چه تصویری خاص است و از لحاظ نمادشناختی با تصویر «اسب سلیمان» یا منطقه‌البروج پگاسوس Pegasus متفاوت است(الفرس‌‌العظم).
50. Pseudo-Teucros (2537), 26. // 51. Ullmann (1972) 160-3. // 52. Pseudo-Majriti (1933) 58 sqq. French transl. by V. Chébiri, «le Livre du But du Sage…», Mémoire de Diplôme, Paris, EPHE-IV (dir. P.Lory), 1998, 55-58.
از پیر لوری به خاطر آگاه کردن من از وجود ترجمة مفید چبیری از این متن دشوار تشکر می‌کنم. این عبارت در غایه اطلاعاتی کمیاب دربارة کاربرد طلسم‌گونة اشکال منطقه‌البروج و دکان‌های واقعی ارائه می‌دهد و کاربرد اَشکال درجات را محدود نمی‌کند و فقط ارتباط آن با سیاره‌ها را نشان می‌دهد. برای کسب اطلاعات دربارة استفادة طلسم‌گونه از اَشکال درجات کتاب سرّ، رازی بهترین منبع است.
53. این ارجاع را مدیون محسن آشتیانی هستم.
54.  Pingree (1968) 21-22; برای فرضیه‌های مختلف دربارة مربوط به «سال جهانی/ کیهانی» ببینید: Panaino (1998) 161-79.
55.Pingree (1968) 21-3; Ullmann (1972) 294-5; Sezgin (1979) VII, 224-7. // 56.Gutas (1998) in particular 45-52. // 57.Pingree (1968) 25 (BnF: MS Ar. 5968). // 58.Babayan (2002). // 59.Carboni (1988); Carboni (1987) (see n. 14).
60. چندین نسخة مصور از کتاب عبدالرحمن صوفی با نام کتاب صور الکواکب الثابته به اصل عربی یا ترجمة فارسی موجود است و حاکی از عمومیت آن در جهان اسلام‌ است.
61. ن.ک مقدمة همایون فرخ( (Pseudo-Teucros (2537) و اثر رضا زادة ملک{ملکی}(تنگلوشای جعلی، 1383) بر مجلدهای پشت سر هم این رساله. (cf. n. 3).
62. Nizami-Meisami (1995) 11.