بشوی اوراق اگر هم درسِ مایی

PDF چاپ نامه الکترونیک
سخن دبير دفتر ماه

بشوی اوراق اگر هم درسِ مایی


هوالمحبوب: در وجه تسمیة «عرفان» ظاهراً اختلاف چندانی میان صاحب نظران و اهل تحقیق دیده نمی شود. عرفان از معرفت است و ریشه ثلاثی آن «عرف»، اما اصطلاح «تصوف» محل اختلافات جدی است و این تباین و خلاف از خودِ واژه آغاز و در ریشه و معنا و دلالت های آن نظرات متعددي ابراز شده است. از جمله اینکه تصوف از «صوف» به معنی جامۀ ژنده و زمخت پشمینه مشتق شده؛ و یا از «صفا» به معنی مستعار زلال و راندن خاشاک و ناخالصی ها و پاکی یکدست و بی‌خدشه؛ یا اینکه از «صفّه» برگرفته شده که تلمیحی تاریخی را حمل می کند و اشاره به یاران مهاجر و فقرای بی‌غلّ و غشّ آستان محمدی(ص) در مدینه دارد که بر صفّه یا ایوان مجاور نخستین بنای مسجدالنبی می‌نشستند و می زیستند و می خسبیدند، اهل زهد و ریاضت بودند و بسیار عبادت می‌کردند و اشتراک و اشتهار به درویشی و ایثار و احسان داشتند...
با این همه، هنگامی که روبرگردانیم و به تاریخ و فرهنگمان نظر کنیم می بینیم که از این جماعت پرتعداد و مدعی فقر و سادگی و تزهد، نقشی مجلل و باشکوه بر سراسر قرون و اعصار ثبت و ضبط شده است. هنگامی تیغ برکشیده و جنگیده اند و حکومت و سلطنتی به هم زده اند و گاه با وقاری معنوی، مکنت و سلطنتی معنوی یافته‌اند:
بر در میکـده رنـدان قلنـدر باشند              که ستانند و دهند افسرِ شاهنشاهی
اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل              کمترین ملکِ تو از ماه بود تا ماهی
باری، از همین اشارات می توان دریافت که با چه پدیدۀ پیچیده و حیرت‌انگیزی روبرو هستیم. زیرا تصوف علاوه بر ماهیت متحول و تکامل یابنده در ادوار گوناگون، چنان حجم عظیمی از منابع مکتوب، منثور و منظوم، برجای نهاده که سرشت و سرنوشت فکر و فرهنگ ما را دستخوش تحول و تغییر بنیادین کرده است. به ویژه در عرصۀ ادب و شعر که ماهیتی جمال‌شناسانه دارد، جلوه های پررنگ تصوف در سراسر تاریخ و مکتب های ادبیات پارسی بازمانده و حتی در ذات و ماهیت زبان و کلمات متعارف و روزمرّه اثر نهاده و نوعی حاشیۀ استعاری و تلمیحی، و نیز ایهام و ابهام و لطافت بدان بخشیده است. شاید البته از حیث علمی و حقوقی و فلسفی، این لغزندگیِ زیباپسندانه و آراستگی زیباشناسانه مقبول نباشد، اما بی‌شک از جهت ادبی و ذوقی، بی‌مانند و یگانه است و همچنان این مرتبه را تا روزگار ما حفظ کرده و بدین مقام می بالد.
تنوع، شقوق و شاخه‌های تصوف و عرفان، چنان است که حتی اگر فهرستی از رجال و مشایخ و بزرگان صوفیه، یا فرقه‌ها و نحله ها و طرایق، یا موضوعات و مصطلحات و مسایل، یا امکنه و ابزارها و وسایل، یا کتب و نوشته جات و رسایل مرتبط با آن را تهیه کنیم، هر یک کتابی مفصل خواهد شد و کار یک فرد و دو تن هم نیست؛ در زمانی مناسب و طولانی، همراه با کاوش و شکیبایی، اهل تحقیق و اوستادان باید بکاوند و بنویسند و بیاموزند تا از ظواهر درگذرند و به جواهر برسند، و به دور از شبهات، مبانی تصوف بیان و حقایق برای علاقمندان تبیین شود.
این دفتر بی‌آنکه داعیۀ شناختی گسترده یا کشف و ابداع و بیان نظریۀ متفاوتی داشته باشد، در پی بازاندیشی و توصیف تصوف و عرفان اسلامي از منظرهای متفاوت است. نگاه کهن، تعریف ممیزه ها و امتیازات، تحقیق مسائل و موضوعات، تحلیل و تبیین مفاهیم و مکاتب، بررسی تاریخی و نیز منظر و تجلی زیباشناسانه و ادبی...؛ اهداف این دفتر و مجموعه بوده است.
با نگاهی به تاریخ فرهنگ و ادبیات ایران درمی یابیم که همواره جهات گوناگونی برای معرفت و توجه به عرفان و تصوف وجود داشته و هیچ گاه به یک ایده و نظریه و منظر محدود نمی شده است. تنها کسانی که، یک کاسه و یک پارچه به تصوف و درویشی و عرفان نگاه کرده اند، مخالفان و منتقدانی بوده اند که قصد تحقیر و تکفیر رقیب را داشته و برای اسکات خصم، نسبت ها و اتهامات کلی و عمومی را به عرفا و متصوفه نسبت داده اند. بی‌آنکه توجه کنند که جریان عظیم تصوف از چه تنوع و تکثری برخوردار است و میان مشایخ و شعراء و مکاتب و فرقه ها و تفسیرها و تاویل های آنان تمایزات و گوناگونی شگفت‌انگیزی وجود دارد. به همین دلایل در طول زمان، سده به سده، در هر یک از عناوین و سرفصل های مربوط به تصوف و عرفان نیز تحول و تغییراتی رخ داده است. پس چه جای تردید که با چنین گستره ای و در چنین عرصۀ مه آلود و لغزنده و متغیری، شناخت تصوف و عرفان هیچ گاه پایان نمی پذیرد و هر پرسش و پژوهشی، دیباچه ای بر مباحث تازه و درآمدی بر مطالب نوین قلمداد می شود. این دفتر نیز گام کوچکی در مسیر همین پویش هاست.
گفتگوهای این دفتر برگردان پارسی مصاحبه با دو تن از برجسته‌ترین صاحب نظرانِ اسلام و پژوهندگان عرفان یا تصوف اسلامی است؛ کارل ارنست و ویلیام چیتیک شناخته‌تر از آن هستند که نیاز به معرفی و ثبت بیوگرافی در این مجال داشته باشند. در ادامه سعید کریمی، که در حال نگارش رسالة دانشگاهی مهم و باارزشی دربارۀ دیلمی است، مقاله «ریشی های کشمیر، پیام آوران صلح و دوستی» را تحریر و تألیف نموده است. نگارنده هم با توجه به تأکیدِ اکیدِ استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بر اهمیت شعر و مشرب میرزا حبیب خراسانی، مقاله ای مستقل درباره وی و صوفیان محفل کوچک اما بسیار محبوبی به نام «اصحاب سراچه» در مشهد مقدس تحریر کرده‌ام که امیدوارم مقبول طبع مردم صاحب نظر قرار گیرد. حمید یزدان‌پرست، پژوهشگر ادبیات و فرهنگ ایران نيز رسالة جامعی در باب عرفان سعدی تألیف کرده و ما مقدمۀ آن را که خود مقاله ای جداگانه محسوب می شد در این دفتر درج کردیم. بقیه مقاله را باید در شماره های دیگر منتشر نماییم. محمدرضا مرادی طادی با ترجمه مطلبی به موضوع دیرین و شیرین ارتباط میان اندیشه‌های نوافلاطونی و عرفان اسلامي پرداخته است. اما خوانندگان نکته‌یاب و ارجمند اطلاعات حکمت و معرفت می توانند مقاله‌اي از کارل ارنست به نام «فرآیند تحول ایدئولوژیک و تکنولوژیک تصوف در دوران معاصر» را در این شماره مطالعه نمایند؛ خانم ها زهرا توفیقی و الهام رستاد مترجمان مقالۀ ارنست بوده اند. وهمکارمان، علیرضا رضایت، هم برگردان مطلبی تطبیقی دربارۀ جمال از نظر ابن عربی و عراقی را برای این مجموعه آماده کرده است.
امید است این دفتر بتواند به برخی پرسش ها در بارۀ تصوف و عرفان پاسخ دهد و آگاهی در باب این موضوع افزایش یابد و با تداوم انتشار اطلاعات حکمت و معرفت در سال جاری و سال های آتی، بر بار و بَرِ مقالات و ژرفا و معانی آن بیشتر افزوده شود؛ این امر میسر نخواهد بود مگر با نقد و همکاری خوانندگان عالی مقام و استادان و دانشجویان، و مردمان خردمندی که اهل اندیشه و نظرند و دلبستۀ حکمت و معرفت... انتم الفقراء الی الله، بمنه و کرمه.
سيدمسعود رضوي