حديث نامکرر عشق

PDF چاپ نامه الکترونیک
سخن دبير دفتر ماه

حديث نامکرر عشق


عشق‏پژوهي در دوران مدرن مي‎کوشد تا با استفاده از يافته‏هاي علوم ديگر نظير فلسفه، اخلاق، روانشناسي و ... بنيان‏هاي «توجيه يا مستدل‏سازي عشق» را هر چه محکم‏تر پي‏ريزي کند. بنابراين شناخت عشق در روزگار مدرن، در مقايسه با ادوار گذشته، نه تنها کاري عقل گريز و عقل ستيز نيست که کاري است عقلاني و اخلاقي که مي‏توان از يافته‏هاي علوم ديگر نيز در توجيه آن مدد جست. عشق‎پژوهان مدرن بر اين باورند که عشق‏ورزيدن نه تنها عملي عقلاني و اخلاقي در حوزه فردي است بلکه وقتي از انحصار بيرون بيايد و در ارتباط با کل آدميان در نظر گرفته شود بهبود روابط اجتماعي، هم‏ذات پنداري عميق‏تر ميان آدميان و درک شرايط طرف مقابل، کاهش خشونت و همچنين حل و فصل مسالمت‌آميز دعاوي به جاي مراجعه مکرر به مراجع حقوقي و.. را نتيجه خواهد داد. راهکاري که دنياي خشونت‌زده ما بيش از هر زمان ديگري محتاج آن است.
در شماره پيشين اخلاق عشق‎ورزي با خوانندگان فرهيخته مجله اطلاعات حکمت و معرفت از موضوعاتي چند در اين حوزه سخن گفتيم که بيشتر شامل ديدگاه نظري فيلسوفان اخلاق و روانشناسان در اين حوزه مي‏شد. در مجلد دوم اما کوشيده شده است تا بيشتر از نتايج و آثار عملي عشق‏ورزي در زندگي به ويژه در ساحت اخلاقي و رواني آدميان سخن به ميان آيد. 
بخش اول اين مجموعه دربردارنده مصاحبه‏اي با فيلسوف و نويسنده هم‌روزگار ما آقاي آلن دوباتن است. وي در اين مصاحبه که در فوريه 2017 با برنامه تلويزيوني On Being صورت گرفته است با علاقمندان از آسيب‏هاي عشق‎ورزي سخن مي‏گويد. به زعم او کتاب‎ها و فيلم‏ها ما را تا لحظه وصال پيش مي‎برند اما چشم ما را بر ادامه کاري که بايد در تداوم عشق‎ورزي انجام دهيم، مي‎بندند. او بر اين باور است که ما از مواجهه مستقيم با عشق مي‎ترسيم و بنابراين ناخواسته وصال را تبديل به قربانگاه عشق مي‏کنيم. به نظر دوباتن عشق‎ورزيدن نوعي مهارت است که خوشبختانه ما به واسطه انسان بودنمان مي‎توانيم کسبش کنيم و با آنچه در فيلم‏ها ديده‏ايم و در رمان‏هاي عاشقانه خوانده‎ايم تفاوت دارد. او همچنين از آنچه آفت ملال و ابتذال، خرده وظايف زناشويي، امتناع از بازگو کردن خواسته‏هاي به حق طرفين در رابطه، احساس تنهايي و درک نشدن کامل از طرف کسي که دوستش داريم بر سر عشقمان مي‎آورد سخن مي‎گويد و بر اين باور است که کسب مهارت در اين زمينه چه در مقام يک انسان، و چه به عنوان يک فرهنگ، ما را تبديل به انسان‎هاي شادتر و فهميم‎تر خواهد کرد.
بخش دوم اين دفتر مصاحبه‏اي است با جناب آقاي محمدجعفر اميرمحلاتي که «اخلاق و شورمندي عشق» نام گرفته است. دکتر محلاتي در اين مصاحبه ابتدا به بررسي رابطه ميان عشق و اخلاق مي‏پردازد و در ادامه از چندين آفت مهم عشق‏ورزي در روزگار مدرن مانند از بين رفتن رابطه خيالي ميان عاشق و معشوق به واسطه گسترش وسايل ارتباط جمعي، عدم توجه به اصل آهستگي در زندگي شتابزده مدرن و گريز از انحصارگرايي در روابطه عاشقانه روزگار ما سخن مي‏گويد و سپس بايدها و نبايدهاي ناظر به عشق‏ورزي در دوران مدرن و تفاوت آن با ادوار گذشته را مورد بحث و بررسي قرار مي‏دهد.
سومين بخش از اين پرونده، ترجمه بخش دوم از مدخل «عشق»  دانشنامه فلسفي استنفورد است. در بخش نخست اين مقاله که به قلم بنت هلم نگاشته شده است، وي با خوانندگان از حدود و ثغور عشق، تفاوت انواع روابط عاشقانه و چندين رويکرد به عشق‏ورزي که آن را نوعي اتحاد، نوعي تعلق خاطر شديد و نوعي درک ارزش در نظر مي‎گرفتند سخن گفته بود. او در ادامه دو ديدگاه ديگر را محل بحث قرار مي‏دهد که اولي عشق را نوعي اعطاي ارزش به معشوق در نظر مي‏گيرد، و دومي آن‎ را نوعي احساس، عاطفه و هيجان به حساب مي‏آورد. هلم در انتهاي مقاله‏اش مي‏کوشد تا به اين سوال مهم که در اصل، چرا عشق مي‏ورزيم پاسخ دهد. وي در اين بخش ديدگاه‏هاي ناظر به عشق را نقد مي‏کند و ديدگاه‏ خودش را در اينباره بازگو مي‏نمايد.
بخش چهارم اين مجموعه مقاله‏اي است با عنوان «فوايد عشق‏ورزي» که به همت سرکار خانم زهرا ابراهيمي به فارسي برگردانده شده است. نويسنده اين اثر، اريک.جي.سيلورمن، در قالب پژوهش خود کوشيده است تا آثار ذهني و رواني، شخصيتي، اخلاقي و اجتماعي عشق‎ورزيدن را مورد بررسي قرار دهد و از نتايج عملي اين رويداد بر کيفيت زندگي تجربه‌کننده آن حرف بزند و بنابراين ناگزير به استفاده از يافته‏هاي حوزه اخلاق و روانشناسي در توجيه يا مستدل‏سازي عشق بوده است. جان کلام و فحواي سخن سيلورمن در اين نوشته آن است که چگونه عشق‏ورزيدن مي‏تواند ما را تبديل به آدم‏هاي بهتري کند.
بخش پنجم مجموعه اخلاق عشق‏ورزي، «عشق به مثابه دوستي کامل بر مبناي نظر ارسطو» نام دارد. اين مقاله که به کوشش جناب آقاي محمدحسن ترابي به فارسي ترجمه شده است از شباهت‏ها و تفاوت‏هاي ميان عشق و دوستي سخن مي‎گويد و عناوين فرعي‏تري، مثل اينکه آيا مي‏توانيم با عاشق خود دوست بمانيم و يا اينکه خودشناسي و فضيلتمندي در پيشبرد عشق و دوستي تا چه اندازه حائز اهميت است، را پيش مي‏کشد. نويسنده اين مقاله سايمون  مي در توجيه نظريات خود در جاي جاي مقاله نقبي به نظريات ارسطو زده و کوشيده است با استفاده از نظريات اين فيلسوف شهير دوران باستان با خوانندگان امروزي از ارتباط ميان فلسفه و اخلاق با عشق‎ورزي حرف بزند.  
بخش ششم اين مجموعه که به قلم فرهيخته ارجمند جناب آقاي کاوه بهبهاني به رشته تحرير درآمده است «والنتاين: روز اِروس»‎ نام دارد و همانطور که نويسنده مقاله ذيل عنوان اصلي اثرشان ذکر کرده‏اند، اين مقاله تأملي است پيرامون مفهوم عشق در روزگار مدرن از رهگذرِ خواندن شعر والنتاين کَرول اَن دافي. نويسنده بحث خود را با توضيح و بررسي انواع سه گانه عشق شروع مي‏کند و سپس در معناي اروتيک آن به مداقه‎اي ژرف‎تر مي‌پردازد و بحث را به دوره رمانتيک و ويژگي‎هاي بارز قهرمانان آن دوره مي‏کشاند و در ادامه شعري از کرول ان دافي را مطرح مي‎کند که مضمون آن ريشخند عشق رمانتيک در دوران مدرن است. باقي مقاله اما به شرح و تفسير اين شعر مي‎گذرد که بي‎شک مطالعه آن براي علاقمندان خالي از لطف نخواهد بود.
در پايان بر خود فرض مي‎دانم که از تلاش تمامي دست‏اندرکاران اين مجموعه و همچنين همکاري هيئت تحريريه مجله اطلاعات حکمت و معرفت کمال تشکر را داشته باشم. اميد است که مجموعه پيش رو بر مذاق علاقمندان خوش افتد و در نظر آيد.