کيهان، انسان و خدا

PDF چاپ نامه الکترونیک
سخن دبير دفتر ماه

کيهان، انسان و خدا


بی‌تردید پیشرفتِ ابزار علم و نظریات نوین کیهان‌شناسی، در دیدگاه هستی‌شناسانۀ دانشمندان و فیلسوفان تأثیری بسزا برجا نهاده است. اولین پیامد این رویداد علمی را، در قرون میانه، می‌توان تقلیل جایگاه انسان، از مرکزیت جهان به اسکان در سیاره‌ای کوچک و در حال گردش به دور خورشید، دانست. واقعه‌ای که، بی‌همتایی انسان و باور به موقعیت خاص او در نزد خداوند را، درظاهر به مخاطره می‌افکند. به‌نظر می‌رسد، آنچه یافته‌های نوین کیهان‌شناسی را مخاطره‌آمیز کرد، صرفا معارض‌بودنِ آن با نگرش ارسطویی و رویکرد کتاب مقدس و در نتیجه مخالفت کلیسا با آن نبود. این دستاوردها کلیات طرح قرون میانه در باب ارتباط موقعیت مکانی انسان با جایگاه او در سلسله‌مراتب کیهانی را زیر سؤال می‌بُرد. هرچند، علی‌رغم این تحول هستی‌شناسانه، انسان هنوز هم به سبب دارا بودن خرد و شعور از مقام و منزلت در خور توجهی برخوردار می‌بود.
پس از آن؛ در مراحل تکامل دانش کیهانی، ارائۀ نظریۀ انفجار بزرگ(Big Bang)، رویداد مهم دیگری بود که فیلسوفان و الهی‌دانان را به بررسی و تأمل در باب پیامدهای آن واداشت. این نظریه ضمن تبیین آغاز عالم از منظر علمی، واکنش های مختلفی را از جانب نظریه‌پردازان حوزۀ علم و دین، برانگیخت. تاجایی‌که، بسیاری با ابتناء دیدگاه خود بر این تئوری، زمینه مشترکی را بین این عقیده که جهان آغازی دارد، مشاهده می‌کردند. در این راستا لحظۀ انفجار بزرگ، لحظۀ آغاز آفرینش الوهی تلقی گردید و علی‌رغم وجود دیدگاه‌های مخالف، بسیاری از پژوهشگرانِ خداباور اذعان نمودند که شواهد کیهان‌شناسی به دیدگاه مبتنی بر کتاب مقدس دربارۀ منشا جهان منجر می‌شود. این در حالی است که خداناباوران با تکیه بر ایدۀ تصادفی بودن رویدادهای کیهانی، وجود طرح پیشین و در نتیجه طراح و ناظم را موضوع سؤال قرار می‌دادند. بدین طریق پیامدهای الهیاتی کیهان‌شناسی نوین، در قرن حاضر،  مجالی را برای گفتگو در این باب فراهم کرد.
در این راستا، در پروندۀ پیش رو، مترصد آن شدیم تا به بررسی این مقوله پرداخته و جوانبی از این بحث مفصل و گسترده را به شرح و تبیین و نظاره بنشینیم. در اولین نوشتار، جان پوکینگ هورن، دانشمند، فیلسوف و نظریه‌پرداز حوزۀ علم و دین، به سؤالاتی درخورتوجه پاسخ می‌دهد؛ از جمله پرسش‌هایی در باب نقش مجاز و استعاره در آیاتی از کتاب مقدس که ناظر به توصیف رخدادهای علمی است. وی معتقد است؛ زبان ریاضیاتی که در علم فیزیک استفاده می‌شود، در الهیات باید با زبانی متفاوت جایگزین شود. نحوۀ فاعلیت خداوند در ادارۀ کیهان، خدایِ خودمحدود کننده، مسئلۀ معجزه، نظریۀ دنیای چندجهانی و... از دیگر سؤالاتی است که پوکینگ هورن بدان پاسخ می‌گوید.
«ما چرا اینجاییم؟» عنوان مقاله‌ای است دربارۀ اصل آنتروپیک (انسان‌مداری) و چالش‌های فلسفی آن. «درهم‌تنیدگی انسان و جهان» یا «پیدایش جهان برای انسان»، ازجمله مباحث مهمی است که در این حوزه بحث و بررسی می‌شود؛ لذا در این مقاله، نویسنده می‌کوشد تا تصویری کلی از آراء بیان‌شدۀ موافق و مخالف در تحلیل جنبه‌های فلسفی این اصل، ارائه کند. تلاش نویسنده در این راستا، هدف اصلی این مقاله قلمداد می‌شود.
رادنی دی. هولدر در مقاله "آیا جهان طراحی شده است؟"؛ به این ایده می پردازد که جهان برای داشتن قابلیت ایجاد حیات، به صورت دقیقی تنظیم شده است و در نتیجه مشتمل بر طرح دقیق پیشینی است. در این راستا  شواهدی را  دال بر نظریۀ «تنظیم دقیق»  بیان کرده و به بررسی رقیب مهم آن یعنی نظریۀ «وجود بیش از یک جهان» پرداخته است.
یکی از چالش‌های مهمی که در حوزۀ میان‌رشته‌ایِ علم و دین دیده می‌شود؛ مقولۀ آغاز جهان و نقطه شروع آفرینش از نگاه کتب مقدس و نیز تئوری‌های علمی موجود است. در مقالۀ "آغاز جهان از نگاه علم و دین" ضمن پرداختن به نظریه‌های اینشتین و هاوکینگ، در حوزۀ فیزیک‌ و کیهان‌شناسی نوین؛ به پیش‌فرض‌هایی پرداخته شده که در نگرش یک دانشمند و درنتیجه در نظریه‌پردازی علمی وی مدخلیت دارد. از این گذر، به تحلیل و تبیین رابطۀ میانِ کیهان‌شناسی دینی و کیهان‌شناسی فیزیکی پرداخته می‌شود.
پایان و انجام جهان نیز، از دیگر دغدغه‌های دانشمندان و فیلسوفان علم و دین تلقی می‌شود. هر چند مدل انفجار بزرگ، تبیین می‌کند که جهانِ رو به انبساط، در آینده با کاهشِ سرعتِ انبساطِ خود مواجه خواهد شد و در نهایت روند آن برعکس و تبدیل به انقباضی شتاب‌دار می‌شود. اما به اعتقاد نویسنده نمی‌توان از  مدل‌های دیگری که این روند را به گونه‌ای دیگر توضیح می‌دهند و در نتیجه پیامدهای الهیاتی آنها غافل ماند. تبیین نسبت میان علم  و دین از نقطه‌نظر فیلسوف نوصدرایی، از موارد دیگری است که در این مقاله بدان پرداخته شده است.
نوشتار بعدی تعریضی است به تاریخ تطوّر کیهان‌شناسی و نجوم، و دیدگاه رایج در این باب، در دورۀ پس از اسلام. نیکلاس کمپیون، در مقالۀ کیهان‌شناسی و دین اسلام، کیهان‌شناسی را  از سال 700 تا 1200 میلادی، بررسی می‌کند. وی معتقد است در این عصر، مسلمانان، کیهان‌شناسی گسترده‌ای را از جهان باستان اخذ کرده و آن را به دنیای اروپایی صادر کردند.
داستان گالیله و توهم تعارض علم ودین؛ عنوان نوشتاری است از جیمز کلی کلارک. کلارک در این مقاله، ضمن ارائۀ تبیینی نوین از داستان تَنِشِ میان گالیله و اهالی کلیسا در اولین کشفِ کیهانیِ مهم و به ظاهرِ معارض با کتاب مقدس؛ ایدۀ "دکترین دو کتاب" (کتاب مقدس و کتاب آفرینش) را در جهت تبیین نبود تعارضِ میان علم و دین، تقریر می‌کند.
دفتر کیهان‌شناسی و دین، سومین پرونده از چهارگانۀ علم و دین است که در این شماره بدان می‌پردازیم. در دو شماره پیشتر به فیزیک معاصر و نظریۀ تکامل، پرداخته شد و پیامدهای الهیاتی این دو نظریۀ علمی به بحث و بررسی گذارده شد. پروندۀ روان‌شناسی و دین نیز به‌عنوان آخرین پروندۀ این چهارگانۀ علم و دین به‌زودی منتشر خواهد شد.
مريم سعدي