آيا مي توان اميدورزيد؟

PDF چاپ نامه الکترونیک
سخن دبير دفتر ماه

آيا مي توان اميدورزيد؟

بر مبنای اسطوره ای کهن هنگامی که پاندورا جعبۀ ممنوعه را گشود و مصائب را در جهان گستراند، ‘امید’ را تنها چیز باقیمانده ای یافت که می توانست تسلایی برای بشر باشد. اما آیا نقش مثبت‘امید’ در زندگانی آدمی حقیقتا محل اجماع اندیشمندان، متفکران و فرزانگان همۀ اعصار بوده است؟ ‘امید’ با همۀ اهمیتی که به نظر می رسد در زندگی انسان ها داشته باشد، از نگاه فیلسوفان تاحدودی امری حاشیه ای تلقی شده است و  تعداد اندکی از آنان در آثار خود مستقیما به آن پرداخته اند و دیدگاه های موجود در باب آن نیز بسیار متفاوت و حتی برخی مواقع متقابل است. چه بسا بخشی از این مشکل به دلیل ضعف در تجسم ‘امید’ به مثابۀ هیجانی آمیخته با مؤلفه‌های شناختی، اجتماعی و معنوی بوده‌ باشد. در عصر جديد، همراه با رشد تكنولوژي، ‘امید’ و مفاهیم دیگری مانند شادي، همدردي، همدلي و مهرباني، ارزش و معنايي خاص یافته اند و فلسفه، روانشناسی، جامعه شناسی و ... هریک تعریفی مختص به خود از آن ابداع کرده اند. اکنون سخن بر سر آن است که آیا اصولا ‘امیدورزی’ خواهد توانست در تلاطم زندگي ماشينيِ اين دنياي پرهياهو در مسیر یافتن آرامش و رضایت از زندگی به انسان یاری رساند؟ انسان امروزی به چگونه چیزهایی می تواند امید بندد؟ و... مهم تر از همه اینکه آیا اصلا مجاز به ‘امیدورزیدن’ هستیم؟
از حوزه هایی که در دو دهۀ اخیر با تکیه بر مفاهیم فلسفی به صورت کاربردی، مفهوم‘امید’را در کانون توجه خود قرار داده اند می توان به روانشناسی مثبت گرا اشاره کرد. سلیگمن پدر روانشناسی مثبت گرا آدمی را نیازمند ‘امید’به آینده می داند، ‘امید’ را، که قابلیتی است زاییدۀ فضایل انسانی، محور نیمۀ مثبت وجود او قلمداد می کند و معتقد است روزنه های‘امید’باید کشف شده و به انسان نشان داده  شوند. این‘امید’ مفهومی مقابل یأس، و متفاوت با خیال پردازی است. از نظر او هيجان هاي مثبت و منفي انسان سه مسير حال، آينده وگذشته را می پیمایند و هيجان هاي مثبت مربوط به آينده اميدواري را، به همراه خوش بيني، ايمان، و باور و اعتماد در خود جای می دهند. افزون بر این، او اميد (خوش بيني، رو به آينده داشتن) و معنويت (مذهب، ايمان، هدف) را در کنار مؤلفه های دیگری مانند قدردانی، شگفتی، بخشودگی، شوخ طبعی، سرزندگی از جمله مؤلفه هایی معرفی می کند که با تأثیرات شگرفی که در روان آدمی به جای می گذارند یاری  رسان او در نیل به شادکامی خواهند بود. سلیگمن‘امید’ و انگیزه را دو عاملی می داند که بدون آنها حرکتی شکل نمی گیرد و خوش بینی را پیش نیازی برای این حرکت های امیدوارانۀ او می انگارد.
اميد، که جزیرۀ امنی در برهوت نام گرفته است، و در دیدگاه روانشناسانه به سطوح زندگي اجتماعي انسان و به اموري چون فعاليت هاي شغلي و فراغت، روابط و تعاملات فردي و اجتماعي و سلامت رواني مي پردازد، در حوزه های فلسفه، دین و عرفان اهدافي متعالي تر و بينشي ژرف تر را نیز در  برابر انسان ترسيم مي كند. تفاوت بارز دیدگاه های موجود در باب ماهیت بنیادین‘امید’  آن را به یکی از مهم ترین مسائل نظریۀ‘امید’مبدل ساخته است؛ از افلاطون و ارسطو گرفته که ‘امید’ را تا حدودی گمراه کننده می دانستند، تا ادیانی که آن را نوعی ‘فضیلت الهی’ (یا مانند بودا رذیلت) معرفی می کنند، متفکرانی که امید  را به ایمان و عشق  پیوند می دهند، کسانی که مقولۀ امید را ستیهنده با عقل نمی دانند، تا کسانی که آن را نشانی از ‘ضعف بشری’ به حساب می آورند.
کانت با طرح نظریۀ اصول موضوعه در نظریۀ اخلاقی خود به مقولۀ امید می پردازد. امید همچنین در آثار سیاسی اخلاقی ارنست بلوخ و گابریل مارسل نقشی اساسی دارد و به ترتیب ‘اشتیاق به اتوپیا’ و ‘آمادگی برای استعلا یافتن از موقعیت های مأیوس کننده’ لقب گرفته است. اریک فروم  امید را در کنار دو عنصر دیگر یعنی ایمان و شکیبایی از ‘عناصر ذاتی ساختار حیات’ دانسته است. در کنار عده ای که امید را پدیده ای طبیعی می دانند گروهی دیگر وجود دارند که آن را هدیه ای از جانب خدا محسوب کرده اند. در الاهیات مسیحی ‘امید’ به همراه محبت و سنگ بنای خود ‘ایمان’ سه  فضیلت الاهیاتی در نظر گرفته می شوند. در این فضایل ‘ایمان’ از مرتبه ای بالاتر از دو فضیلت دیگر برخوردار است، و ‘امید’ فرع بر ‘ایمان’ و هم مرتبۀ محبت است؛ ‘بدان معنا که بدون ‘ایمان’، ‘امید’وجود نخواهد داشت. تعابیر و تفاسیر گوناگون ‘امید’ از دنیای باستان گرفته تا قرون وسطی و تا کانت یعنی سده های پیش از عصر مدرن بیانگر آن است که در این اعصار،‘امید’ بیشتر امری آفاقی و فراانسانی در نظر گرفته می شده است. حال آنکه در دورۀ پسامدرن‘امید’ از عالم خارج، به فردِ انسانی و احوالاتِ مخصوص او معطوف می شود و بیشتر حالات درونیِ انسان است که مشمول و موضوع امید می‌شوند.
‘ایمان’ در حکم معیاری است که می تواند میزان ‘امید’طلبی، و اعتماد و یکپارچگی معنوی را در افراد نشان دهد. دل بستگی های امیدمحوری که در ‘ایمان’، اعتماد و صداقت ریشه دارند قادرند انسان ها را از بدبینی و انزوا به در آورند و تبحر‘امید’محور به‌خوبی می تواند ایمنی را در برابر وضعیت های درماندگی و نومیدی تضمین  کند. ‘امید’با ریشه داشتن در ‘ایمان’ و اخذ رنگ و بوی معنوی از آن، می‌تواند موجب شود که فرد و نیز یک "ملت" در بدترین شرایط انسجام خود را حفظ کنند؛ از این روست که میزان ‘امید’داشتن انسان، اعم از‘امید’خلقی یا ‘امید’ ارادی  از جمله معیارهایی است که می تواند کیفیت زندگی درونی او را در شرایط متلاطم مشخص سازد.
این مجموعه بر آن است که در باب ماهیت‘امید’ در جهان نگری های دینی و غیردینی، ‘امیدورزی ’ و ‘امیدزدایی’، پیش شرط های ‘امید’، مضمون یا متعلق ‘امید’، کارکرد یا غایت‘امید’، و در نهایت خصایص افراد ‘امیدوار’ و ‘نومیدی’ به صورتی موجز افق گشایی کند. بدان جهت که ‘ایمان’ همبستۀ ضروری‘امید’ به شمار می رود سعی بر آن بوده است که مطالب مربوط به‘امید’ و ‘ایمان’  در دفتر حاضر به موازات یکدیگر پیش برده شوند. و در نهایت امید بر آن بوده است که مجموعۀ مقالات دفتر ‘امید و ایمان’ بتواند هر چند اندک پاسخگوی این پرسش اولیۀ ذهن در باب امید باشد که،
" آیا اصلا ‘امیدورزی’از توجیه معرفتی برخوردار است؟"
از راهنمایی ها و نظرات علاقمندان به حوزۀ مذکور به گرمی استقبال خواهیم‌کرد.
به صد اميد نهاديم در اين باديه پاي
اي دليل دل گمگشته فرو مگذارم