زبان يوناني در شعر مولانا

PDF چاپ نامه الکترونیک

زبان يوناني در شعر مولانا

توفيق سبحاني 

 در مقاله زير، به اجمال درباره بخشي از شعرهاي كم شناخته حضرت مولانا مطالبي ذكر شده است. در حقيقت اشعار تركيبي مولانا يا به اصطلاح ملمعات مي بايد خود موضوع تحقيقي وسيع و جداگانه باشد. اطلاع وسيع مولانا بر چند فرهنگ و چندين زبان، و حضور او در قونيه اي كه مركز گفتگوي اديان و فرهنگ ها بود نمي توانست براي او منشأ معرفتي وسيع و همه جانبه نباشد. از جمله زبان محلي خاصي از منشعبات يوناني كه در آناطولي رايج بود. مولانا و سلطان ولد فرزند و خليفه وي بعد از حسام الدين در حال حاضر، مراجع منحصر بفرد مطالعه در اين عرصه اند.

  در لابلاي غزليات فارسي و گاه عربي مولانا جلال‌الدين رومي به ملمعاتي برمي‌خوريم كه يوناني است. در نسخه 68 ـ 69 موزه مولانا كه مورد استفاده مرحوم استاد بديع‌الزمان فروزانفر در تصحيح كليات شمس بوده، و اينجانب از روي آن نسخه ديگري را به نام ديوان كبير ـ كليات شمس تبريزي در 1386 در انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگي فراهم كردم كه در 1389 نيز با تجديد نظر و اصلاحات بار ديگر چاپ شد، اكثر كلمات يوناني مشكول شده است. در نسخه برگردان آن كه موسسه حكمت و فلسفه ايران در 1386 تهيه كره است، آن اعراب‌ها را مي‌توان مشاهده كرد.

در سال‌هاي 1360ـ 1361 كه مشغول ترجمه كتاب مولانا جلال‌الدين، زندگاني، فلسفه، آثار و گزيده‌يي از آنها از مرحوم عبدالباقي گولپينارلي بودم، در فصلي از آن كتاب، تحت عنوان شعر از ديدگاه مولانا، بخشي هم به ادبيات يونان در آثار مولانا اختصاص داشت. مرحوم عبدالباقي در اين زمينه هم متحمل زحماتي شده بود و ابيات و مصراع‌هاي يوناني را خارج‌نويسي كرده و با دوستان و دانشمندان يوناني در ميان نهاده بود. يكي از آن دانشمندان به نام ولاديمير ميرميراوغلي كه وكيل دادگستري و مولف كتابي به نام دراويش بوده كه در سال 1940 در آتن به چاپ رسيده، و به سبك زبان يوناني رايج آناطولي هم وقوف داشته، آن بيت‌ها و مصراع‌ها را به تركي ترجمه كرده است.

زنده ياد عبدالباقي ضمن بحث درباره زبان مولانا مي‌نويسد كه مولانا هم در مثنوي و هم در ديوان كبير زبان عاميانه به كار برده است. اين حكم هم در مورد اشعار فارسي مولانا و هم اشعار عربي او صدق مي‌كند. احتمال داده است كه مولانا تا حدي زبان يوناني را مي‌دانسته كه قادر بوده آثار فلاسفه و اشعار شاعران كهن يوناني را در متون اصلي آنها مطالعه كند. اين نظر خود را با ميرميراوغلي در ميان گذاشته، ميرميراوغلي گفته است كه متوني به زبان يوناني از عصر مولانا در دست است، زبان يوناني كه در اشعار مولانا به كار رفته، زبان عامه مردم است.

مولانا از راهبان مسيحي دوستاني داشت. در نزديكي قونيه «دير افلاطون» بود. مولانا گاهي به ديدار راهبي كه در آن دير بود مي‌رفت. و احتمالاً با آن دوست راهب به زبان يوناني سخن مي‌گفت.

ميرميراوغلي به نوشته مرحوم گولپيناري به استثناي يكي دو كلمه بقيه اشعار را به تركي برگردانده و به وي داده‌اند. چند كلمه ناخوانا و نامعلوم را من به مرحوم شرف‌الدين خراساني «شرف» نشان دادم. آن مرحوم هم آن چند كلمه را خواند. خداوند غريق رحمتش فرمايد. اينك آن ابيات به ترتيب ديوان كبير چاپ انجمن آثار و مفاخر فرهنگي كه در كنار آنها شماره غزل در كليات شمس تصحيح زنده‌ياد فروزانفر هم قرار دارد:

1ـ غزل 416 / 1455 فروزانفر به مطلع:

اي خواج سلام عليك، من عزم سفر دارم

و ز بام فلك پنهان من راه گذر دارم

بيت 4685:

افندي كليتيشي كاليسو كتي ايشي

سيليشي نسنديشي ياد تو سمر دارم

بيت در تصحيح مرحوم فروزانفر به صورت زير است و يك بيت يوناني هم علاوه دارد:

آفندي كليتيشي كاليسو كيتيشي

شيليسو نسنديشي دل زير و زبر دارم

افندي مناخوسي بويسي كليمو بويسي

تينما خونتيلوسي ياد تو بسر دارم (16381ـ16382)

يعني: عالي‌جناب! تو چه مبارك قدمي، كاش همه جمال تو را مي‌داشتند، همه كس مي‌توانستند بر لبان تو بوسه بزنند، از لبانت سخن گويند. ياد تو بسر دارم.

[بيت دوم در نسخه قونيه نيست و طبعاً مورد توجه و ترجمه قرار نگرفته است.]

2ـ غزل 455 / 2264 فروزانفر

بوسيسي افنديمو هم محسن و هم مه رو

نيپو سركينكا چونم من و چوني تو؟ ...

گر جام دهي شادم، دشنام دهي شادم

افندي اوتي ثيلس ثيلو كپرا كالو

چون مست شد اين بنده، بشنو تو پراكنده

قويثز مي‌كنا كيمو سيميرا پر لالو ....

پويسي چلبي پويسي اي پوسه اغاپوسي

بي نخوت و ناموسي اين دم دل ما را جو

در اين غزل 18 بيتي، يك بيت مطلع و سه مصراع به يوناني است، بيت 5028 / 24028، مصراع دوم بيت 5031 / 24031، مصراع بيت دوم بيت 5032 / 20432 و مصراع اول بيت 5035 به يوناني است. ضبط مرحوم فروزانفر با ديوان كبير اختلاف چنداني ندارد:

بيت 5028 / 24028:

يعني: اي سرور بخشنده و ماهروي من، كجايي؟ مي‌جويمت كه بپرسم من چگونه‌ام، تو چگونه‌اي؟

مصراع دوم بيت 5031 / 24031:

... سرور من هر چه تو خواهي من هم همان را مي‌خواهم و انجام آن را اميد دارم.

مصراع دوم بيت 5032 / 24032:

... خدايا ياريم كن كه اين سخنان پراكنده را به گوش او برسانم.

مصراع اول بيت 5035 / 24035:

اي بزرگ دوستت دارم، دوستت دارم، كجايي؟

3ـ غزل 541 / 2608 فروزانفر به مطلع:

افندي كليميرا از زحمت ماچوني؟

يعني: افندي عزيز ... ؟

در غزل تنها اين تركيب به يوناني است.

4ـ غزل 1181 / 3109 فروزانفر، به مطلع

كالي تيشي آينو سو اي افندي چلپي

نيمشب بر بام مايي تا كه را مي‌طلبي؟

در اين غزل 14 بيتي، مصراع اول مطلع، يك كلمه در مصراع اول بيت دوم، مصراع اول بيت ششم، مصرع اول ابيات يازدهم و دوازدهم به يوناي است. به ترتيب:

چلبي افندي، خوش آمدي، بيا بالا

(بيت 13110 /33155)

كايويروس: كشيش

(مصراع اول بيت 1311 / 33156)

ارتمي آغا بشو اي كايكا پرا ترا ....

براي دوست داشتن تو آمدم، لايق نيستم، اما به عشق گرفتار شدم و سوختم

(مصراع اول بيت 13115 / 33158)

كالي ميراسس نريتن پوستن كال ستن

صبح به خير، صبحي كه هيچ نمي‌خواهد پيش برود (مصراع اول بيت 13120 / 33162)

اسكلفيس چلبي انبه ابيسو ايله دو

چلبي خسته‌ام مكن، پيشم بيا، به درون درآ

(مصراع اول بيت 13121 / 33163 )

5) غزل 2015 / 1432 فروزانفر به مطلع:

تو خود داني كه من بي تو عدم باشم، عدم باشم

عدم خود قابل هستست، از آن هم نيز كم باشم

 (22346 / 15143)

بيت 22357 / 15154

افندي كالي ميرا سود لزمونو تكال سو

اذي نازس كناخارس كه تا من محتشم باشم

يعني: اي سرور من،‌تو بختياري، فقط با خوشي‌ها زندگي كن، شادباش تا من هم محتشم باشم.

 

6)غزل 3083 /2121 فروزانفر به مطلع:

افندس مسين كاغا پوميندون                  كابيكيتونين كالي زُويِمش

يَتي بيرسِس يَتي قومسس          پيمي تي پايش بيمي تي خاسس...

ايلا كليمو ايلا شاهمو                      خاراذي ذوش ذشمش انيمو

پوذپسه بني پوپوني لالي                 ميذن چاكورسس كالي تويالي

(ابيات 34329 ـ 34330 و 34339 ـ 34340 ديوان كبير)

در تصحيح مرحوم فروزانفر به صورت زير است:

افندي مسين كاغا يوميندن                   كابيكينونين كالي زُويَمسن

يتي بيُرسس يتي قومسس           بيمي تي پاتيس بيمي تي خسس...

ايلا كاليمو ايلا شاهيمو                     خاراذي ديدش ذُتمش انيمو

يوذ پَسه بني پوپوني لالي                  ميذِن چاكوسش كالي تويالي

(ابيات 22439 ـ 22440 و 22449 ـ 22450)

اين غزل در كليات شمس (فروزانفر) 24 بيت دارد، در ديوان كبير 12 بيتي است و بيت 3 مطلع غزل ديگري است به مطلع:

از ليلي خود مجنون شده‌ام              وز صد مجنون افزون شده‌ام...

بايد اين توضيح افزون شود كه غزل‌هاي 3083 ـ 3084 ديوان كبير و غزل 2121 كليات شمس همانگونه كه از ابيات نقل شده معلوم مي‌شود، دو بيت دو بيت قافيه دارند و برخي شبيه رباعي‌اند كه سه مصراع مقفي هستند.

چهار بيت نقل شده از ديوان كبير به ترتيب چنين معني شده‌اند:

سرور من، ‌دوستت داريم، از اين دوست داشتن حيات ما بهتر و زيباتر مي‌شود!

چرا بازگشتي؟ چرا چنگ را به صدا در آوردي؟ بگو چرا در پيچ و تابي، چه كم داري بياگل من، بيا شاه من، اگر ذوقي نمي‌بخشي، باري نفسي بخش، عطري نثارمان كن هر كس تشنه شود آب مي‌خورد، آنكه بيمار باشد مي‌نالد، اما عزيز من،‌زنهار قدح را نشكني

7) غزل 3109 / 3109 فروزانفر به مطلع:

كالي تيش آپانُسو اي افندي چلبي

نيمشب بربام ما تا كه را مي‌طلبي

اين غزل ده بيتي، به صورت غزلي 14بيتي در شماره 1181 / 3191 فروزانفر تكرار شده است. چهار بيت زير در غزل 1181 نيامده است:

چون عرب گردي بگويي فاعلاتن فاعلات

ابصروا الدنيا جميعاً في قميصي نختبي

علت اولي نمودي خويش را با فلسفي

چه زيان دارد تو را ؟ تو يا ربي و يا ربي

گرچنيني گرچناني، جان مايي ، جانِ جان

هر زبان خواهي بفرما خسروا شيرين لبي

يا نه‌ ايني و نه آني، صورت عشقي و بس

با كدامين لشكري و در كدامين موكبي

در اين دو غزل علاوه بر اختلاف در تعداد ابيات، در ضبط كلمات يوناني هم دگرگوني‌هايي ديده مي‌شود در اين غزل ابيات يوناني به صورت زير آمده است:

كالي تيش آپانُسو اي افندي چلبي...(ب 34626)

كالي تيشبي آپانُسو اي افندي چلبي... (ب 33155 ف)

يعني: چلبي افندي، خوش‌آمدي، بيابالا

ارتمي آغا بسواي كايكا پراترا... (ب 34630)

ارتمي آغاپسُو، كايكا پرا ترا... (ب 33158 ف)

يعني: براي دوست داشتن تو آمدم، لايق تو نيستم، اما به عشق.

 كالميرا لييري پوستِن كالاستن... (ب 34634)

كالي ميرالييري پوستن كالاستن... (ب 33162 ف)

يعني: صبح به خير، صبحي كه هرگز پيش نمي‌رود

اسكلقيس چلبي، انپا پسيوايله دو ... (ب 34635)

اشكلفيس چلپي اپناپسيوايلادُو... (ب 33163)

يعني : چلبي،‌خسته‌ام نكن،‌پيشم بيا، وارد شو