دين و سلامت رواني

PDF چاپ نامه الکترونیک
سخن دبير دفتر ماه

دين و سلامت رواني

موضوع دین و سلامت روانی به طور خاص به تأثیر باورها، ارزش‌ها، نگرش‌ها، عملکردها، فعالیت‌ها، برآیندها و احساسات مذهبی و دینی بر روند سلامت (اعم از روانی و جسمی) می‌پردازد. در عین حال، چه‌بسا دین‌ورزی و مخصوصاً ایمان و باور شخصی به معنویت می‌تواند حتی عامل پیشگیری از بسیاری بیماری‌ها (خاصه افسردگی، استرس، اختلالات عصبی و...) شود. البته لازم به ذکر است که از لحاظ نحوة تأثیرگذاری، رابطة یک‌به‌یک میان پدیده‌های دینی و اختلالات حوزة سلامت (خاصه سلامت روانی و روحی) وجود ندارد. اما به یک معنا می‌توان گفت که این پدیده‌ها می‌توانند دست‌کم بستری ایجاد کنند که بیمار یا فرد مبتلا به اختلال روانی، بتواند فرایند درمان را با آسیب کمتری سپری کند. گفتنی است که موضوع تأثیر دین‌ورزی بر سلامت یا به تعبیر کلی‌تر، رابطة دین و طبابت سابقه‌ای طولانی در سنت‌ها و فرهنگ‌ها و اقوام مختلف داشته و دارد. از دیرباز شمن‌ها یا جادوگرپزشکان به شیوه‌های مختلف سعی در رفع بیماری‌های جسمی و روحی مردم داشتند و غالباً این شیوه‌ها لزوماً تجربی به معنای آزمایشگاهی امروز نبوده است. آنها هر نوع اختلال جسمی را ناشی از نوعی رسوخ یا ورود روح یا ارواح شریر در جسم آدمی قلمداد می‌کردند و به لطایف‌الحیلی می‌کوشیدند تا آن روح شر را از جسم شخص بیمار بیرون برانند. اما امروزه با پیشرفت پزشکی و توسعة شیوه‌های درمان، نوع نگاه به بیماری بسیار متفاوت شده است. بیماری‌های روانی از بیماری‌های جسمی و نوع درمانی که برای آنها تجویز می‌شود، نیز تفاوت دارد، هرچند برخی بیماری‌ها و اختلالات حاصل تأثیر و تأثر جسم و روح و یا ذهن و بدن است که علاج آنها فی‌نفسه مستلزم به کارگیری روش‌های ترکیبی است. دین ابعاد مختلفی دارد از جمله معنویت، باور، ارزش، اخلاق، شعائر و مناسک، دعا و بسیاری دیگر. هر یک از این ابعاد به‌نوبة خود در زیست روانی سالم مؤمن تأثیرگذارند. پیچیده‌تر شدن زندگی در پی توسعة تمدن و صنعتی‌سازی سبب شده‌است تا اختلالات روحی‌روانی دوشادوش مشکلات جسمی افزایش یابند؛ هرچند علایم این‌گونه بیماری‌ها در کوتاه‌مدت مانند بیماری‌های جسمی، محسوس و ملموس نیست، اما تأثیرات درازمدت آنها عمیق‌تر و چه‌بسا که جبران‌ناپذیرتر است. در اینکه چه شکلی از دین می‌تواند به ارتقای سطح سلامت روانی در جامعه کمک کند در میان دانشمندان مختلف (اعم از الهیدانان، روانشناسان، محققان علوم تجربی و پزشکان) اختلاف‌نظر وجود دارد. اما نکتة حایز اهمیت آن است که هر شکلی از دین را که در نظر بگیریم، باید بتواند عوامل کاربردی در سلامت (اعم از روانی و جسمی) را تأمین کند از جمله ارتقای امید، رضایتمندی از زندگی، بهجت و شادی، تحمل، خوش‌بینی، احساس مثبت و مهم‌تر از همه معنا. شخصی که سلامت روانی‌اش آسیب دیده باشد، قدر مسلم یکی از موارد فوق را از دست داده‌است یا بدان توجه ندارد.
از سوی دیگر، متأسفانه دانش روانشناسی امروز دین را در سطح یک دارو برای پیشگیری یا درمان مشکلات و اختلالات روانی یا روان‌تنی فروکاهش داده است. دین پیش از آنکه شیوة درمانی باشد، عامل بازدارنده و پیشگیری ‌است و این خاصیت نه‌تنها در حوزة سلامت فردی، بلکه در زمینة بسیاری از آسیب‌های اجتماعی نیز مطرح است. از این لحاظ، دین یک ویژگی حمایت‌گرانه و پشتیبان دارد. دین‌ورزی به صورت شخصی یا جمعی، شرکت در فعالیت‌ها و مراسم‌های مذهبی، داشتن دوستان متدین، مطالعة متون مقدس، رعایت اخلاق دینی، زیارت اماکن متبرکه، تهیة لوازم و اشیای مرتبط با دین‌ورزی (لباس، لوازم ویژة عبادت و مناسک دینی و غیره) اندیشیدن به موضوعات و مسائل دینی و مفاهیم مقدس، مراقبه، ذکر، دعا (برای خود و دیگران) همه ‌و همه در ایجاد، حفظ و گسترش یا ارتقای سلامت روانی برای تمامی گروه‌های سنی مؤثر است. برخی از مطالعات به ابعاد منفی تأثیر دین بر سلامت روانی اشاره کرده‌اند اما غالب تحقیقات کوشیده‌اند به‌درستی جوانب مثبت و تأثیرگذار دین بر حوزة سلامت را با روش‌های تجربی و علمی انعکاس دهند.
مقالات مجموعة حاضر عموماً به بیان نظریات و تحقیقات مربوط به تأثیر دین بر سلامت روانی از چشم‌انداز کلی پرداخته‌اند. کریستوفر الیسون دین و سلامت روانی را از دریچة عوامل استرس‌زا بررسی کرده‌است. او در مقالة خود ضمن تعریف فرآیند استرس، به منابعی اشاره می‌کند که دین برای مواجهه و فایق آمدن بر استرس در اختیار دارد. جِف لوین می‌کوشد الگویی برای خاصیت شفابخشی ایمان ارایه دهد و در این راستا از پنج مکانیسم مختلفی سخن می‌گوید که فرآیند شفا را تسهیل می‌کنند. لری کالیفورد معنویت را کلی‌تر و بالطبع مؤثرتر از شکل رسمی دین تلقی می‌کند و ضمن تعیین اشکال و معانی مختلف این مفهوم به توان تسهیل و تسریع روند بهبود بیماری و اختلال روانی می‌پردازد. او در ادامه به تأثیر معنویت بر بیماری‌های غالب از جمله افسردگی، اضطراب، رنج و شیزوفرنی می‌پردازد. کونیگ در مقالة «نظریه و پژوهش دربارة دین و سلامت روانی» نخست به توصیف مدل‌های مفهومی و نظری از دین و سلامت روانی مورد استفاده در این حوزه می‌پردازد. سپس پژوهش‌های تجربی انتشاریافته در این زمینه را به‌اختصار می‌آورد. نويسندة مقالة «معنا در خدمت سلامت» ضمن تعريفي از معنا و سلامت رواني به تأثير، جايگاه و پيامدهاي معنادرماني در حوزة سلامت مي‌پردازد.
معنادرمانی به مثابه مکتب سوم روانپزشکی از اراده معطوف به معنا سخن می گوید که از ویژگی های کمال عقل است. این مکتب بر دو خصوصیت دوری از خود و فراروی از خود تاکید می کند؛ دوری از خود این امکان را می دهد تا شخص از خود فراتر رفته و بر خود تمرکز کند. این کار سبب می شود تا شخص تلقی ای نسبت به جهان و خودِ مرکب از ذهن و بدن پیدا کند. و از این طریق می تواند پاسخی برای هر نوع درد اجتناب ناپذیر پیدا کند. نویسنده در ادامه معتقد است معنادرمانی به خاطر جهت گیری کل نگرانه اش، می تواند در طیف وسیعی از رشته ها (از پزشکی، مشاوره، و مراقبت های درمانی گرفته تا علوم تربیتی و مدیریت) به کار گرفته شود. به علاوه، این مقوله می تواند در تمام حوزه ها و زمینه های زندگی نیز به کار گرفته ‌شود آنچنان که می توانیم از طریق آن استعدادهای بالقوۀ خود را تحقق بخشیم. مقالة «تحليل انتقادي دين و سلامت رواني» به بررسي نقادانۀ دانش موجود در حوزة تاثير دين‌ورزي بر سلامت رواني مي‌پردازد و نيز مسائل مربوط به روش‌شناسي در اين زمينه را بررسي مي‌كند.
عليرضا رضايت