مطالعات اسلامي در ژاپنِ زمان جنگ

PDF چاپ نامه الکترونیک

مطالعات اسلامي در ژاپنِ زمان جنگ

يک تحليل از مطالب تاريخي انجمن اسلامي ژاپن بزرگ
تانادا هيروفومي ـ ترجمه ميترا سرحدي

 

مجموعه ويژه " مطالب ذخيره شده توسط انجمن اسلامي ژاپن بزرگ، پس از آن به نام DNKK" يا " کتابخانه اسلامي" در کتابخانه دانشگاه واسدا در ميان دانشجويان علاقمند به اسلام در ژاپن بسيار شناخته شده است.  DNKK در 1938 با حمايت مقامات نظامي و دولت ژاپن به عنوان يک موسسه تحقيقاتي فراگير براي مطالعات اسلامي تاسيس شد. DNKK در پانزدهم اکتبر 1945 به اجبار توسط GHQ منحل، و پس از آن توسط جمعيت مطالعات اسلامي در ژاپن، به نام NIK ادامه يافت. مطالب متعلق به DNKK در حدود سال 1960 در کتابخانه دانشگاه واسدا ذخيره شد. در حال حاضر، فهرست مطالب ذخيره شده براي دانشجويان در اتاق مجموعه ويژه در کتابخانه دانشگاه واسدا موجود است. [تانادا 2002؛ 2005] در اين مقاله، نگارنده با بررسي تحقيقات و امور سياست‌گذاري انجام شده توسط DNKK از 1938 تا 1945، اين مسئله را مورد بحث قرار خواهد داد که آيا ميراث اين فعاليت‎ها توسط مطالعات اسلامي  ژاپن  پس از جنگ به ارث رسيد يا خير.
***
مطالعات اسلامي در آغاز دوره "شووا" (1925-1939) توسط عوامل مشخصي، به خصوص تمايل دولت ژاپن به سياست مديريت مهاجران در شرق آسيا، علاقه عمومي ژاپني‎ها به فرهنگ‎هاي اسلامي، و تحسين مسلمانان خارجي از ظهور ژاپن مدرن به عنوان قدرتي متقابل در برابر کشورهاي غربي، احيا شد. ورود مسلمانان تاتار به ژاپن و اشتياق و دلبستگي آن‌ها براي پيشرفت ژئوپلتيک ژاپن، موجب سرعت بخشيدن به علاقه نوظهور سياستمداران، مقامات نظامي و طرفداران ژاپنيِ وحدت آسيا، به جهان اسلام شد. واقعه منچوري در 1931، نقطه عطف مهمي که در آن ژاپن و مردم ژاپن در تماس با مردم مسلمان قرار گرفتند، در برقراري اهميت سياست‌گذاري اسلامي حياتي بود. جنگ چين و ژاپن  به دنبال اين واقعه در 1937 اتفاق افتاد و از آن زمان، مطالعات آکادميک اسلامي در سياست‌گذاري ملي در ژاپن شرکت داده شد.
در فاصله زماني 1937 تا 1938، موسسات تحقيقاتي بزرگي شامل جمعيت فرهنگ اسلامي1937 و موسسه تحقيقاتي براي جهان اسلام 1938، دپارتمان مطالعات اسلامي در دفتر تحقيقات اقتصادي شرق آسيا وابسته به کارخانجات راه آهن منچوري جبوبي، دپارتمان مطالعات اسلامي  در دفتر تحقيقات وابسته به وزارت امور خارجه، و DNKK در ژاپن تاسيس شد. در ميان اين موسسات، موسسه تحقيقات براي جهان اسلام به عنوان يک موسسه تحقيقاتي آکادميک در نظر گرفته مي‎شد [تامورا 1987ک18]، اما، متعاقبا همه اين موسسات در تصميم‎گيري سياست ملي ژاپن شرکت کردند. با وجود اين که به DNKK به عنوان يک سازمان سياست‌گذاري ملي نگاه شده است [اوزوکي2002:1941]، اين که آيا DNKK نقش موسسه تحقيقاتي آکادميکي را داشت که در پيشرفت مطالعات اسلامي  پس از جنگ در ژاپن شرکت کرد يا خير، بايد مورد پرسش قرار گيرد تا ميزان تداوم مطالعات اسلامي  از زمان جنگ تا پس از آن آشکار گردد. ما به منظور بررسي پرسش فوق، مطالب ذخيره شده توسط DNKK در کتابخانه دانشگاه واسدا را مورد مطالعه، و تحقيقات و ساير فعاليت‌هاي انجام شده توسط DNKK را مورد ارزيابي مجدد قرار خواهيم داد.

ايجاد DNKK
در 1942، شيرو نوهارا (محقق سابق موسسه تحقيقات براي جهان اسلام) خاطر نشان کرد که نهادينه شدن مطالعات اسلامي در ژاپن  پيش از جنگ توسط دولت، با رخداد جنگ چين و ژاپن در 1937 آغاز[نوهارا 1942:8]، و نتيجه، نهادينه شدن مطالعات اسلامي به وسيله دانشجويان در اوايل1930 بود.
با توجه به اولين تلاش براي نهادينه کردن [مطالعات اسلامي] در1932، تاسيس موسسه فرهنگي اسلامي توسط هاجيمه کوباياشي(1904-1963؛ استاد دانشگاه کومازاوا در ژاپنِ پيش از جنگ و مدير برنامه‎ريزي موسسه خاورميانه در زمان پس از جنگ) مورد ملاحظه قرار مي‎گيرد، که اولين موسسه تحقيقاتي براي مطالعات اسلامي در ژاپن است. [کاوامورا1986a:2]. اين موسسه، بولتن "فرهنگ اسلامي" را در نوامبر 1932 منتشر نمود. نويسندگان اين بولتن عبارت بودند از هاجيمه کوباياشي، کوجي اوکوبو(1888-1950؛ استاد دانشگاه کومازاوا در ژاپنِ پيش از جنگ)، چيشو نايتو(استاد دانشگاه سکريد هارت توکيو در زمان پس از جنگ)، تادازومي ايدا، ريوزو مياگي، سيتارو اوکاجيما و هيتوشي آشيدا. سال بعد در1933، جمعيت مطالعات اسلامي با نفوذ کوجي اوکوبوايجاد شد. مديران اين جمعيت اوکوبو، کوباياشي، هيسائو ماتسودا(1903-1982؛ استاد دانشگاه Kokugakuin در دوران پيش از جنگ)، مياگي و کامتارو ياگي بودند. اين جمعيت، دوره کوتاهي به زبان ترکي برگزار کرد، اما جزئيات ساير فعاليت‌هايش تا زمان اين نوشتار ناشناخته است[ کاوامورا1986a:1].
از 1938 پنج موسسه تحقيقاتي اسلامي بزرگ که در بالا به آن‌ها اشاره شد، در انجام تحقيقات و کمپين براي روشنگري درباره اسلام به طور کلي فعال بودند. آن‌ها نشريات ادواري زير را منتشر کردند: "جهان اسلام" از آوريل 1939، اسلام- فرهنگ اسلامي" از اکتبر 1937، " جبهه اسلام" از جولاي 1938، و " امور اسلام" از مي 1939. اين دوران سپس با عنوان "اولين دوره رواج مطالعات اسلامي در ژاپن" توصيف شد[ماجيما1980:20].
در نوزدهم سپتامبر 1938، در سالن افسران ارتش (مرکز شهر توکيو)، مراسم افتتاحيه براي DNKK برگزار شد. DNKK در آن زمان به عنوان يک موسسه تحقيقات اسلامي فراگير که تعداد کارکنانش از ساير موسسات بيشتر بود، در نظر گرفته شد و هم زمان به عنوان يک آژانس حمايتي براي گروه‎هاي اسلامي در ژاپن فعال بود. براساس قوانين DNKK، "هدف DNKK استحکام ارتباطات دوستي با کشورهاي اسلامي و هماهنگي بين مسلمانان و سپس بهبود وضع رفاهي مردم در ژاپن و کشورهاي اسلامي است"، و براي نيل به اين مقصود،" DNKK با معرفي دو فرهنگ به يکديگر،  تربيت محققان، پرداختن به داد و ستد و انجام ساير امور لازم، تحقيقات و بررسي‎ها درباره مسائل مبتلا به مسلمانان را انجام خواهد داد". به رغم اين که آن‌ها اهداف ذکر شده را اعلام کردند، به اين دليل که رئيس DNKK"، سنجورو هاياشي" (1876-1943)  نخست وزير سابق و ژنرال ارتش بود اين حقيقت آشکار بود که DNKK نه تنها يک موسسه تحقيقاتي بلکه سازمان سياست‌گذاري پراهميتي هم به حساب مي‎آمد. "شيرو نوهارا" که در"موسسه تحقيقاتي براي جهان اسلام" کار مي‎کرد، به ياد مي‎آورد که DNKK به طور قطع به عنوان يک مرکز تربيت افراد  ماهر فعاليت مي‎کرد و اين که آقاي "اوکابو" در واقع از در هم تنيدگي تحقيقات و سياست‌گذاري توسط DNKK منزجر بود[نوهارا 1965:86-7].

سازمان DNKK و فعاليت‌هاي آن
در اين بخش با ارجاع به مطالب ذخيره شده، چارچوب  سازمان DNKK، تحقيقات و ساير فعاليت‌هاي آنان  را نشان خواهيم داد.
بر اساس فهرست مسئوليت‌هاي مربوط به تاريخ جولاي 1939, DNKK داراي سه دپارتمان بود؛ امور عمومي، عملياتي و تحقيقات. اين دپارتمان‌ها تحت نظر روسا و مديران بودند، هم چنين مديران برنامه‌ريزي که بر هر دپارتمان نظارت مي‌کردند. هر دپارتمان شامل برنامه‌ريزان و مشاوراني در سمت‌هاي اجرايي بود، که کارمندان، منشي‌ها، تايپيست‌ها، نگهبانان و تحصيل‌داران به آنان کمک مي‌کردند.

برنامه تاليف اساسنامه DNKK به صورت زير معرفي شده است:
"DNKK بر اساس ويژگي کارها، به عنوان موسسه‎اي خصوصي و داوطلب معرفي شد. اما، وزراي ارتش، نيروي دريايي و امور خارجه عمليات DNKK را رهبري و به طور غيرمستقيم مورد پشتيباني قرارخواهند داد، و در واقع، اين‎ها عمليات ماهرانه خود دولت خواهند بود." به طور آشکار بيان شد که عمليات DNKK از طريق جلسات کابينه تصميم‌گيري خواهد شد. در همان زمان، "برنامه افزايش بودجه" متذکر شد که وزراي ارتش، نيروي دريايي و امور خارجه هريک مبلغ بيست هزار ين به عنوان يارانه به منظور کمک به DNKK خواهند پرداخت. علاوه  بر آن، DNKK بر وزارت تجارت و صنعت، آژانس اطلاعاتي کابينه، "موسسه تحقيقاتي شرق آسيا"، "هيئت پيشرفت دهنده آسيا"، انجمن گردشگري"، "شرکت راه آهن منچوري جنوبي" و دولت منچوري نيز براي تامين بودجه تکيه خواهد کرد. با توجه به اين توصيفات، اعضاي سازماني DNKK بايد از اين که DNKK در سياست‌گذاري ملي نقش داشته کاملاَ آگاه بوده باشند.
با وجود اين، در بيست و يکم سپتامبر 1939، گزارش آمده در زير به مناسبت اجلاس عمومي  براي اولين سال يادبود DNKK تهيه شد. "سنجورو هاياشي"، رئيس DNKK، گزارش داد که "اگرچه ما براي انجام عمليات ابتدايي جهت نيل به مقصود تلاش فراوان کرديم، تا امروز نتيجه مثمر ثمري حاصل نکرده‌ايم." مدير بدر سرپرستان(هجيمه ماتسوشيما) اعلام کرد که آن‌ها طرح‌هايي ريخته اند تا از طريق نقشه‌هاي عملياتي که دپارتمان‌هاي عمومي و تحقيقي را پايه‌گذاري کرد، براي DNKK جايگاه محکمي فراهم نمايند. بر اساس برنامه عملياتي پنج ساله با پنج ميليون ين، او گفت که براي نيل به هدف پنج ميليون ين، از بخش‌هاي خصوصي درخواست کمک‌هاي مردمي خواهند نمود. اما، او گزارش داد که آن‌ها طبق برنامه قادر به تامين اين کمک‌ها نشده بودند، به همين دليل هنوز دپارتمان عمليات را ايجاد نکرده بوده‌اند. دولت ژاپن يارانه‌اي به مبلغ صد هزار ين براي آن‌ها تامين کرد که پس از آن، آن‌ها گزارشات ماهانه‌اي از رسيد و پرداخت‌ها براي حسابداري دولت تهيه مي‌کردند. DNKK با سر و صداي زياد بنا شد، اما فعاليت‌هاي آن از همان ابتدا با دردسر همراه بود. در فوريه 1940، دپارتمان عمليات ايجاد شد و بدين ترتيب سه دپارتمان برنامه‌ريزي شده در زمان تاسيس DNKK بر اساس فهرست مسئوليت‌ها، در تاريخ دوازدهم فوريه 1940  فعال شدند. [مطالب ذخيره شده توسط DNKK، شماره سي و هشت].
به رغم مسائل ساختاري ابتدايي، فعاليت‌هاي DNKK از سال 1939 در ابعاد کامل انجام مي‌گرفت. در نوامبر و دسامبر 1939، "نمايشگاه جهان اسلام" در فروشگاه  زنجيره‌اي "ماتسوزاکايا" در توکيو و ازاکا به منظور عمومي کردن فعاليت‌هاي DNKK براي مردم ژاپن برگزار شد. همان نمايشگاه در فروشگاه زنجيره‌اي  "ماتسوزاکايا" در آوريل 1940 در ناگويا برگزار شد و گفته مي‌شود که تعداد کل بازديد کنندگان به يک و نيم ميليون نفر رسيد[اوموسا2003:180].
DNKK همچنين از آوريل 1939 شروع به انتشار مجله‌اي به نام "جهان اسلام" نمود، که نه بار در سال به منظور معرفي فعاليت‌هايش منتشر مي‌شد. چيشو نايتو، کامتارو ياگي(رئيس دانشکده بازرگاني ماتسوياما در زمان پس از جنگ) و ماساتسوگو موراکامي(1913-2000؛ استاد دانشگاه متروپوليتن توکيو در زمان پس از جنگ) در فعاليت‌هاي تحقيقاتي و آماري شرکت داشتند. هر سه آن‌ها اعضاي سابق "موسسه فرهنگ اسلامي" بودند، که در 1939 با DNKK ادغام شد.
ما در آينده کليه فعاليت‌هاي سال مالي1940 و آغاز دوره سال مالي 1941 را عرضه خواهيم کرد. فعاليت‌هاي آن‌ها بين 1940 و 1941 اساسا اقتصادي و مربوط به ارتباطات عمومي بود. اما اعضاي دپارتمان تحقيقات، آکازاوا(محقق ارشد) و پنج محقق ديگر، يعني کورنوري، تاگاشيرا، اهارا، واکيساکا، و موراکامي وظيفه خود را در تحقيق بر روي اسلام و نشر مجله انجام دادند. افزون بر اين اعضا، اعضاي ديگري در تحقيق و مطالعه در مناطق مختلف شرکت کردند. نشريه DNKK تا دسامبر 1941 منتشر شد، و آخرين شماره‎اش، شماره دوازده از فصل سه بود.
به منظور بررسي ميزان هر فعاليت، لازم است که بودجه هر فعاليت را تاييد نماييم. بر اساس برنامه بودجه عمومي  با عنوان فرعي " اولين برنامه پنج ساله" کل بودجه پنج ميليون ين بود( حدود دو و نيم بيليون ين با قيمت‎هاي کنوني). اما براي مخارج عادي، آن‌ها 194200 ين براي مخارج شخصي، 418500 ين براي مخارج  ارسال يک دانشجو و يک محقق، 9000 ين براي مخارج تربيت کارکنان براي سياست اسلامي و  392000 ين مخارج نامه‌‌نگاري و انتشارات در نظر گرفتند. علاوه بر اين مخارج، آن‌ها 1955000 ين به عنوان هزينه مخصوص ساخت سالن اجتماعات اسلامي و ايجاد يک سازمان تبليغاتي تجاري و بازرگاني اختصاص دادند. اما اين بودجه بايد به صورت يک برنامه از راه دور شناخته مي‎شد. براي آن‌ها بسيار دشوار بود که پول کافي براي فعاليت‌هايشان ذخيره کنند، به همين دليل بودجه واقعي بسيارکمتر از مقدار برنامه‎ريزي شده بود. در واقع، کل بودجه در سال مالي 1942 حدود 150000 ين بود، بنابراين آن‌ها فعاليت‌هايشان را با معادل هفتاد و پنج ميليون ين متناسب با ارزش پول جديد انجام مي‎دادند.

نقطه عطف فعاليت‌هاي آن‌ها
چهار تا پنج سال پس از آغاز DNKK، از آن جايي که آن‌ها در تحقيقات و ساير فعاليت‌هاي گوناگون شرکت داشتند، مقامات نظامي و وزارت امور خارجه به عنوان حمايت کنندگان DNKK تصميم گرفنتند که تبليغات خارجي و سياست‌هاي مربوط به اسلام را تقويت کنند. در نتيجه در جولاي 1943 اين مقامات دستورالعمل‌هاي قطعي را براي DNKK انتشار دادند. آن‌ها يارانه بيشتري به منظور رفع مشکلات مالي که در اداره DNKK وجود داشت فراهم کردند و هم زمان، دستورالعمل‌هاي خاصي در رابطه با فعاليت‌ها و امور کارکنان DNKK ارائه کردند.
اسناد محرمانه با عنوان "دستورالعمل‌هايي درباره فعاليت‌هاي DNKK براي اکنون" توسط وزارت شرق آسياي بزرگ و وزارت امور خارجه به ترتيب  در نهم و سيزدهم جولاي 1943 انتشار يافت. محتواي هردو سند تقريبا مشابه يکديگر بود، اما سندي که توسط اولين وزارتخانه ايجاد شد دستورالعمل‌ها را با جزئيات توصيف مي‌کرد.
در ضمن يارانه‌هاي فراهم شده توسط وزراي مخصوص هشتاد هزار و پنجاه هزار ين بود. در آغاز سند، به طرز روشني ذکر مي‌شود که DNKK بايد در تماس نزديک با وزارتخانه باشد، آن طور که لازم است اشخاص تعيين شده را در مناصب خاصي بگمارد و فعاليت‌هاي مطمئن و موثر انجام دهد.
متعاقب موارد دستورالعمل‌هاي دو وزارتخانه، مي‌توانيم جزئيات فعاليت‌هاي واقعي موجود در گزارش سال مالي 1943 را دنبال نماييم. چارچوب فعاليت‌هاي آنان در زير خلاصه شده است؛
1. تنظيم دست‌نويس‌هاي شبکه راديويي براي انتقال به غرب آسيا جهت پخش بين بيست و هفتم آگوست 1943 و بيست و نهم مارس 1944. تعداد کل اين دست‌نويس‌ها سي و سه عدد بود. برخي عناوين دست‌نويس عبارت بود از: "مردم مسلمان در اتحاد بزرگ توسعه شرق آسيا، "مذاکرات کبِک و مردم مسلمان"، "مسلمانان شرق آسيايي که وارد جنگ مي‌شوند"، "استيلاي آمريکا بر مسلمانان"، "روزه‌داري و مسلمانان شرق آسيا"، "سازمان عمومي اسلامي در جاوه"، "تشريک مساعي در بين مسلمانان جهان".
2. برگزاري اجلاس سياست‌گذاري اسلامي بين چهارم نوامبر 1943 تا سي و يکم مارس 1944. هجده جلسه در اين دوره برگزار گرديد. در جلسات اول و سوم، در مورد سياست تبليغي و در ساير جلسات در باره سياست‌گذاري اسلامي توسط منطقه بحث شد. به منظور درک مشخصات DNKK در آن زمان، ما محتواي جلسات سياست اسلامي را که در بالا به آن اشاره شد، بررسي مي‌کنيم. در اين جلسه، آن‌ها گزارشاتي درباره سياست‌گذاري به خصوص در موضوعات اصلي زير را مورد بحث قرار دادند؛ "سياست اسلامي در خصوص جاوه، مردم مورو در فيليپين، شمال چين، مغولستان و سين کيانگ، شمال غربي چين،" "پخش راديويي به آسياي غربي و شمال غربي چين،" و سياست روشنگري در ژاپن. اعضاي جلسه کنتارو اومورا (مدير کل)، يوشيو آکازاوا (عضوارشد تحقيقات)، ريو ماتسوياباشي(رئيس دپارتمان اصلي، و نماينده رهبر گروه اسلامي توکيو)، تاکشي سوزوکي (رهبر گروه اسلامي توکيو)، شينگن گوتو(عضو ويژه)، تانتسوگو ساسا (درياسالار)، چيزيو نايتو (عضو شورا)، يوتاکا اوشيما (کارمند، برد انجمن موسسه همسايگان خوب) و  کوجي اوکابو(مدير تحقيقات موسسه جهان اسلام) بودند. موسسه آخر، موسسه تحقيقات جهان اسلام براي ايجاد يک ديدگاه آکادميک و مثبت گرايانه در برابر مطالعات اسلامي در آن زمان شناخته مي‌شد[يوسوکي 2002:195]، اما، اوکابو بدون کنترل دولت قادر به شرکت در سياست‌گذاري اسلامي نبود.1
اين کنترل به تدريج به درون فعاليت‌هاي اعضاي دپارتمان تحقيق نفوذ کرد. در گزارشي از هيدئو مياموتو، با عنوان" وضعيت کنوني مانور نظامي با مسلمانان در جاوه تحت کنترل نظامي" [مطالب ذخيره شده توسط DNKK، شماره سيصد و نوزده]، وي نيازي فوري براي يک دفتر نمايندگي سياست‌گذاري اسلامي بنيادي را شرح داد. او فقدان ارتباطات سيستماتيک در بين موسسات اسلامي در ژاپن را مورد انتقاد قرار داد، و پيشنهاد کرد که وضعيت کنوني که در آن نتايج تحقيقات درون دايره محققان دانشگاهي باقي مي‌ماند و براي سياست‌گذاري ملي مورد استفاده قرار نمي‌گرفت، بهبود يابد. وي به طور مکرر تاسيس دفتر نمايندگي فراگيري را پيشنهاد داد که DNKK به عنوان دفتر نمايندگي سياست‌گذاري و رزمايش را با موسسه تحقيقات شرق آسيا، دپارتمان مطالعات اسلامي در دفترتحقيقات اقتصادي شرق آسيا مربوط به شرکت راه آهن منچوري، و موسسه تحقيقات جهان اسلام، به عنوان موسساتي تحقيقاتي با وظيفه سياست‌گذاري پيوند دهد.
بر طبق گزارش عملياتي سال مالي 1944[مطالب ذخيره شده توسط DNKK، شماره سي و نه]، آخرين گزارش براي DNKK، جلسات سياسي اسلامي به طور هفتگي تحت نظارت کنتارو اومارا و با شرکت اعضاي جلسه که متعلق به DNKK و موسسات ديگر بودند برگزار مي‌شده است. گزارش درباره جلسات، که در آن‌ها درباره مسائل اساسي در رابطه با سياست پراهميت اسلامي، عينيت بخشي به آن سياست‌ها و گزارش‌دهي به مقامات بحث مي‌شد، سخن مي‌گويد. علاوه بر اين، آن‌ها شرح دادند که از اين سياست‌گذاري ها در جهت پيگيري فعاليت‌هاي خود به طورعمومي استفاده، و متعاقبا انتظارات مقامات را بر آورده مي‌کردند. به طور کلي، آن‌ها بيش از شصت جلسه برگزار کردند. ساير فعاليت‎ها در سال مالي 1943 به شرح زير بودند؛ برگزاري نشست‌هاي تحقيقاتي(در ده نوبت)، انتشار کتاب، توليد يک فيلم تبليغاتي،2 دو سخنراني، ميزگرد، دوره زبان، و اتفاقاتي با حمايت DNKK و ديگر موسسات. به عنوان مثال، در نوامبر 1943، آن‌ها نشستي دانشگاهي با حمايت DNKK و ديگر موسسات تحقيقات اسلامي در وزارت امور خارجه برگزار کردند، اما جزئيات اين نشست نامعلوم است[نوهارا1965:87]. مطالعات بيشتر درباره اثرات و پيام اين نشست‎ها براي مطالعات اسلامي سودمندي آن‌ها را اثبات مي‌کند. اين نشست‌هاي تحقيقاتي، بر طبق گزارش عملياتي سال مالي 1944، در چهل شنبه متوالي برگزار شد. متاسفانه، ما نمي‌توانيم کليه جزئيات هر نشست را از مطالب ذخيره شده بگيريم، اما موضوعات ديگري را مي‌توان از خاطرات زمان جنگ نوشته يوشيشيگه کوزاي(1902-1990، فيلسوف)، که توسط DNKK به عنوان يک عضو دپارتمان تحقيق در 1944 به کار گرفته شده بود [کوزاي 1967: 253-479] معين نمود. کوجي آئوياما، که مسئول توليد يک فيلم تبليغاتي براي DNKK بود، نظر زير را درباره فضاي درون دپارتمان تحقيقاتي در 1944 مي‌دهد: من از حضور آقاي يوشيشيگه کوزاي، که فيلسوفي ماترياليست است، تعجب کردم. در همان زمان، مورخي آنجا بود که يک عضو جناح راست به حساب مي‌آمد، بنابراين من توانستم اشخاص متنوعي را در دپارتمان تحقيقات پيدا کنم. به نظرم آمد که دپارتمان خود، [شامل] گروهي از روشنفکران بسيار توانا است. [جمعي با] چنين نمونه‌هايي توسط  يک مدير کل با ذهني باز، آقاي اومورا، مي‌توانست برپا شود، و مي‌شد گفت که دپارتمان تحقيقات DNKK مکان امني براي روشنفکران در زمان جنگ بود" [آئوياما1986: 108]. در سال مالي 1944، با وجود اين که يارانه وزارت شرق آسياي بزرگ تا دويست هزار ين افزايش يافت، چارچوب فعاليت‌هاي آن‌ها در اين سال مالي تقريبا همانند سال مالي قبل بود. اما بايد يادآوري ويژه‌اي از تفاوت‎هايي خاص بنماييم. در يک مورد، آن‌ها در ژانويه 1945يک نشست تحقيقي مشترک با موسسه تحقيقات جهان اسلام، که به طور مستمر با آن در تماس بودند، برگزار کردند. در مورد ديگري، آن‌ها کارگاه اسلام را که نتيجه به دست آوردن ساختماني رها شده توسط وزارت اقتصاد بود، افتتاح نمودند. اين ساختمان هم چنين به عنوان اداره مرکزي DNKK مورد استفاده قرار مي‌گرفت. قيمت ساختمان در بازار آن زمان تقريبا دو ميليون و چند صد هزار ين بود. ميتسويي، ميتسوبيشي و ساميتومو و ديگران با يکديگر توافق کردند تا اين مبلغ را براي پرداخت بهاي ساختمان به DNKK هديه کنند. کنتارو اومورا تلاش‌هاي انجام شده در آن زمان براي جمع‌آوري کمک را به ياد مي‌آورد [اومورا1995:112].
نشست اعضاي شورا، که گزارش عملياتي آن در سال مالي 1944، ذکر شده در بالا، براي تاييد ارائه شد، در بيست و دوم  ژوئن 1945 درست پيش از پايان جنگ برگزار شد.

سخنان پاياني
با اطمينان مي‌توان گفت که رشد مطالعات‌ اسلامي در طي زمان جنگ ژاپن باعث پايه‌ريزي مطالعات اسلامي و مطالعات منطقه اي براي جهان اسلام در ژاپن پس از جنگ شد. اما تعداد کمي از محققان براي مطالعات اسلامي در طي زمان جنگ ارزش زيادي قائل مي‌شوند، و هيچ کس نتوانسته تداوم تحقيقات بين زمان جنگ و دوره‎هاي پس از آن را مشخص نمايد. بر اساس تحقيقات موجود در مطالب ذخيره شده DNKK، مي‎توان ديد که فعاليت‎هاي تحقيقاتي و مطالعاتي به طور منظم همراه با فعاليت‎هاي سياست‌گذاري اسلامي انجام مي‌شده است. يکي از خاطرات نشانگر اين است که خصوصيت DNKK به شدت ارتش بنياد نبود، و اين که DNKK نتايج نسبتا خوبي در فعاليت‌هاي تحقيقاتي‌اش به دست آورد. در حال حاضر، ما نمي‌توانيم شواهد کافي مبني بر فعاليت‎هاي تحقيقاتي واقعي انجام شده توسط DNKK بيابيم، به همين دليل مشکل است که اين فعاليت‌ها را تجزيه و تحليل کنيم و ارزيابي همه جانبه‎اي از آن داشته باشيم اما، مي‌توانيم به اين نکته توجه کنيم که ريشه‌ مطالعات اسلامي در ژاپنِ پس از جنگ از "موسسه مطالعات اسلامي در ژاپن" منشا گرفت.
اين موسسه درست بعد از پايان جنگ توسط کنتارو اومارا به منظور ادامه فعاليت‌هاي تحقيقاتي DNKK تاسيس شد. وقايع [اتفاق افتاده در] فاصله انحلال  DNKK تا به وجود آمدن اين موسسه در " تاريخ اسلام در ژاپن" شرح داده شده است. در اينجا ما اين جريان، از زمان انحلال DNKK تا پيشرفت موسسه نوظهور، در ژاپن پس از جنگ را پيگيري خواهيم کرد.
بر اساس يکي از مطالب ذخيره شده با عنوان "به مناسبت آغاز NIK" [مطالب ذخيره شده توسط DNKK، شماره هشتاد و هشت]، متعاقب انحلال  DNKK در پانزدهم اکتبر 1945(مراسمي در بيست و سوم اکتبر برگزار شد)NIK در پنجم نوامبر 1945 يعني در حدود سه ماه پس از پايان جنگ شروع به انجام فعاليت‌هاي آن‌ها نمود. " اومارا" در جمعه بيست و ششم اکتبر از وزارت امور خارجه ديدن کرد و درباره تاسيس NIK با رئيس دفتر امور سياسي مذاکره نمود، و پيغامي براي ارسال به وزير و نخست وزير گذاشت. در پانزدهم اکتبر، رئيس DNKK، "نابيوتاکا شيوتن" از وزارت امور خارجه ديدن کرد تا موافقت آن‌ها را براي اختتاميه DNKK جلب نمايد، و در همان زمان، درباره آغاز به کار NIK بحث نمود. با وجود اين که عضويت و مکان NIK تقريبا مشابه DNKK بود، اومارا با اعضاي NIK مذاکره کرد تا با به عهده گرفتن اين مسئوليت، رفتار خود را عوض کنند. اما، او هم چنين به طور شفاف به آن‌ها هشدار داد که بيشترين ضرورت NIK براي ادامه فعاليت‌ها، کسب سرمايه است زيرا موفقيت نهايي NIK وابسته به ميزان سرمايه‎گذاري آن‌هاست. در پايان سخنراني اومارا [مطالب نگه داشته شده توسط DNKK، شماره سي و شش] در مراسم اختتاميه، او رابطه بين DNKK و NIK را تکرار نمود. وي اظهار کرد که به رغم مسائل کوچک حول و حوش تاسيس NIK، هيچ ارتباطي بين دو سازمان وجود ندارد. او تاکيد کرد که DNKK و NIK هيچ ارتباط قابل ملاحظه‌اي با يکديگر ندارند، و اين که NIK ادامه DNKK نيست.
ما مي‎توانيم جزئيات فعاليت‌هاي تحقيقاتي انجام شده توسط NIK بعد از پايان جنگ را بر طبق يکي از مطالب ذخيره شده با عنوان" گزارش کميته تحقيقات براي امور اسلام، NIK" [مطالب ذخيره شده توسط DNKK، شماره هفتاد] ببينيم. آن‌ها اولين جلسه کميته را در ششم جولاي 1946 با نام "کميته تحقيقات بر اسم خاص اسلام" برگزار کردند. محتواي کميته در اين مطالب گنجانده نشده، اما مي‌توان اسامي اشخاصي که حاضر بودند را يافت؛ ماتسوموتو، اوکوبو، نايتو، اومارا و تاکاهاشي. اوکابو، رئيس سابق موسسه تحقيقات جهان اسلام تقريبا در تمام جلسات حاضر بود.3 بر طبق شرح کومارا، تعداد محققان سي و هشت نفر بود که شامل اعضاي سابق DNKK مي‎شد و همگي آن‌ها جلسات منظمي را برگزار مي کردند[کومارا 1988:537].
در آوريل 1945 عملکرد آکادميک موسسه تحقيقات جهان اسلام در نتيجه حمله هوايي که در آن مجموعه کتاب‎هايشان در آتش سوخت، به طرز بدي خراب شد. به رغم به وجود آمدن جامعه‎اي جديد براي مطالعات فرهنگ اسلامي درست بعد از پايان جنگ[کاوامورا 1986: 9] ، اوکابو و همکارانش سعي کردند موسسه اوليه‌شان را هم دوباره برقرار سازند، اما ناموفق بودند. در 1950 اوکابو بدون اين که قادر باشد بازسازي مطالعات اسلامي در زمان پس از جنگ را به طور کامل متوجه شود، بوسيله سرطاني عود کننده به زانو در آمد.
NIK که توسط اومورا به وجود آمد، در هر دو پايگاه رسمي و غيررسمي فعال بود، اما گفته مي‌شد که در طي مدت بيش از ده سال هيچ تحقيق اساسي که توسط NIK انجام شده باشد، وجود نداشته است[شيمادا 1982:2]. چيشو نايتو، رئيس دپارتمان تحقيقات NIK، نقل مي‎کند که چگونه کار تحقيقاتي داوطلبانه  براي NIK انجام داد، اما هيچ نشريه‌اي بيرون نيامد[زادانکايي1964:72]. در واقع، فعاليت‌هاي NIK مقداري کم مايه بود.4 با گذشت زمان، نگهداري آرشيوي از مطالب سازمان براي اومورا دشوار شد، به همين دليل با پروفسور هيسااو ماتسودا در دانشگاه واسدا درباره مکان مناسبي براي ذخيره آن‌ها مشورت کرد.5 در نتيجه، کتابخانه دانشگاه واسدا تصميم گرفت از اين مطالب مواظبت کند. اومورا در سال 1962 درگذشت. هيسااو ماتسودا، به عنوان مدير عامل NIK، در جولاي 1963 براي احياي NIK در سالن کانشيوسو واقع در بوستان اوکاماي دانشگاه واسدا جلسه‌اي تشکيل داد. از بيستم جولاي 1963,NIK تازه متولد شده به بازسازي کليه وظايف خود ادامه داد. به زودي در نوامبر همان سال، آن‌ها اولين شماره از نشريه جديدشان به نام "جهان اسلام" را منتشر کردند. سپس، در 1967 NIK ي جديد به عنوان يک هيئت به ثبت رسيده،  تکميل و واجد شرايط شد.
با بررسي پيشرفت NIK و NIK ي جديد بعد از پايان جنگ، مي توان گفت که DNKK کار مهم و قابل تحسيني در پيشرفت مطالعات اسلامي در ژاپن پس از جنگ انجام داد. بررسي بيشتر بايد به ساير مطالبي که هنوز طبقه‎بندي نشده و مورد تحقيق قرار نگرفته‌اند، رسيدگي کند، و براي ارزيابي مجدد تداوم مطالعات اسلامي در ژاپن بين زمان جنگ و پس از آن، فعاليت‌هاي DNKK و NIK در طي زمان جنگ و درست پس از آن را مورد بازانديشي قرار دهد.

پي نوشت‌ها
1. شيرو نوهارا، که در موسسه تحقيقاتي جهان اسلام کار مي‎کرد، نيز از نوزدهم اکتبر 1944 شروع به حضور در اجلاس سياست اسلامي کرد [کوزايي 1967: 439].  //  2. آن‌ها فيلمي به نام " مسلمانان در توکيو" تهيه کردند. ما هم چنين در مطالب ذخيره شده توسط DNKK، شماره 236 فيلم نامه‌اي به نام "ابراهيم پير" را پيدا کرديم. درباره جزئيات تهيه فيلم، لطفا اوساوا [2005: 1345] را  ببينيد.  //  3. کوتارو يامااوکا، اولين حاجي ژاپني، در سال 1947 از چين به خانه آمد. از آن تاريخ، او در جلسات منظم NIK حضور مي‌يافت [تازاوا 1998: 203].  //  4. در نوزدهم مارس 1951، اومارا در يک جلسه عمومي کميته آموزش که در دهمين نوبت مجمع برگزار شد، ظاهر شد. او به عنوان مدير برد سرپرستان NIK، نظر خود را درباره [تخصيص] بودجه اي براي فعاليت‌هاي موسسه مذهبي بيان کرد.  //  5. در 1960، او سمتي را به عنوان مدير عامل NIK پذيرفت [ماتسودا987: 371].