مسلمانان در ژاپن در مقايسه با مسلمانان اروپا

PDF چاپ نامه الکترونیک

مسلمانان در ژاپن در مقايسه با مسلمانان اروپا

سميز اي. نوح ـ ترجمه مريم صفايي

 

براي بررسي اسلام در ژاپن ابتدا بايد تاريخ اولين مواجهه بين جهان اسلام و ژاپن شناسايي شود. پيش از آن که ترک‏هاي عثماني يک ناو دريايي در سال 1980 به ژاپن اعزام کنند، رويارويي مستقيم بين ژاپني‎ها و مسلمانان صورت گرفته بود. اولين گروه شامل سي و شش مرد به رهبري تکوچي ياسونوري بود که در ماه مارس 1862 براي يک سفر زميني از طريق قطار به مقصد اسکندريه وارد سوئز شد. دومين گروه از مسافران ژاپني سي و چهار مرد به رهبري ايکدا ناگاوکي، عازم فرانسه بودند که در سال 1864 وارد مصر شدند. آن‌ها براي ديدار از اهرام به شهر جيزه  در مصر سفر کردند! همچنين ذکر اين نکته نيز ضروري است که اولين کشتي تجاري با يک پرچم اسلامي که در دوران مدرن به ژاپن رسيد کشتي SADQIA از تونس در سال 1872 بود. ( در آن زمان فرماندار تونس محمد الصادق متولد فوريه 1813 بود که از سپتامبر 1859 تا زمان مرگش در سال 1882 حکمراني کرد، فرمانروايان تونس، همان پادشاهان تونس بودند که طي سال‏هاي 1705 تا 1957 سلطنت کردند). در سال 1880 ژاپن ماموريتي به خليج فارس داشت، تصاويري که لنوري هونجوکو (1852-1891) در گزارش خود از سفر ارائه کرد اولين گزارش يک شاهد عيني از منطقه خليج فارس در ژاپن بود. مسلمانان از ابتداي بازگشايي درها به ژاپن مدرن سفر کردند. اکثر آن‌ها سربازهاي مالايي و يمني بودند که روي کشتي‎هاي آلماني و بريتانيايي خدمت مي‎کردند. تعداد معدودي از مسلمانان عرب، ترک و هندي از سال 1865 در ژاپن زندگي مي‎کردند؛ برخي از آن‌ها تاجراني بودند که در عرصه صادرات و واردات فعاليت مي‎کردند.
در سال 1883، ابوبکر، سلطان جوهور ( ايالتي در مالزي) اولين رئيس مسلمان يک دولت بود که به ژاپن سفر مي‎کرد تا از اين کشور ديدن کرده و با امپراطور ميجي و مقامات رسمي سياسي ژاپني و همچنين ديپلمات‎هاي اروپايي ديدار کند. تا قرن بيستم معدود مسلمانان خارجي که در ژاپن زندگي مي‎کردند، تلاش کردند اسلام را به ژاپني‎ها معرفي کنند و در نتيجه تعدادي از ژاپني‌ها به اسلام مشرف شدند.
***
1. مسلمانان در ژاپن
ارتباطات اسلام و ژاپن
ارتباطات اسلام و ژاپن طي سال‌ها، مستمر بود. در دوره‏هايي در اين ارتباط وقفه‎هايي صورت گرفت؛ چرا که اين ارتباطات وابسته به شرايط سياسي و منافع اقتصادي بودند که دوره به دوره متفاوت بود و بر جايگاه مسلمانان در ژاپن تأثير مي‎گذاشت. عواملي که در حضور اسلام در ژاپن تاثيرگذار بود، از اين دست است:
1. تعداد غير ژاپني‎هايي که به دلايل مختلف به ژاپن سفر کردند، معدود بوده است.
2. چندين نفر از ژاپني‌ها به اسلام مشرف شدند تا به اهداف سياست‎هاي ژاپن جامه عمل بپوشانند.
3. تعداد معدودي از ژاپني‌ها در سفرهاي خود با مسلمانان رو به رو شده و با آن‌ها ديدار کردند.
گفته مي‎شود اولين مسلمان ژاپني عبدالحليم شوتارو نودا (1868-1904) است و پس از آن دومين مسلمان ژاپني توراجيرو يامادا است که وقتي نودا در تاريخ چهارم آوريل 1892 به استانبول سفر کرده بود با وي ملاقات کرد. سبک زندگي نودا چندان مورد قبول مسلمانان نبود، به همين دليل فراموش شد و مردم تصور مي‎کنند که يامادا اولين مسلمان بوده است. بونپاچيرو آريگا (احمد) که در سال 1990 در بمبئي هندوستان مسلمان شد، تمام تلاش خود را براي تبيين اسلام ميان نزديکانش به کار برد، وي حتي کتابچه‎هاي اسلامي و کتاب تفسير قرآن منتشر کرد.
شيخ احمد علي الجيرجاوي در سال 1906 به منظور شرکت در يک کنفرانس گفتگوي بين اديان وارد ژاپن شد، وي مدعي شد که دوازده هزار ژاپني به اسلام مشرف شده‌اند. اما شيخ محمد برکت الله (1854-1927) که در سال 1909 وارد ژاپن شد منکر چنين اطلاعاتي شد. نشريه ويلکي ميل 16 جولاي 1912 نوشت: تبليغات اسلامي به تازگي در توکيو و يوکوهاما آغاز شده است و مسئول اين تبليغات برکت الله است. در آن زمان تنها يک ژاپني تازه مسلمان شده، دو مسلمان چيني و بيست و چهار تازه مسلمان از مليت‌هاي ديگر در اين کشور زندگي مي‌کردند که جمعه هر هفته در خانه برکت الله گردهم مي‎آمدند. ( هاتانو از تازه مسلمانان ژاپني کتابي با عنوان " آسيا در خطر" منتشر کرده است که به تمام دنيا ارسال شد، اين کتاب توسط عبدالرشيد ابراهيم به زبان ترک‎هاي عثماني منتشر شد. اين درحالي است که رسانه‎هاي ژاپني مطلبي درباره عمر يامائوکو به عنوان اولين ژاپني که به حج مشرف شد منتشر کردند و هيچ گاه درباره اوهارا تاکيوشي افسر اطلاعات نظامي که پس از مشورت با عبدالرشيد ابراهيم مسلمان شد، مطلبي ننوشتند. در سالي که شيخ برکت الله وارد توکيو شد(1909)، يامائوکو در بمبئي به سر مي‏برد و قصد سفر به مکه کرد اما گفته شده است که اين سفر کاملا با اهداف ديني و عبادي همراه نبوده است.

اولين جامعه مسلمان در ژاپن
اگر چه در حال حاضر هم تعدادي مسلمان در ژاپن زندگي مي کنند، اما مي‎توان گفت که اولين جوامع اسلامي ژاپن وقتي شکل گرفت که اکثر مهاجران ترک تبار در توکيو و شهر کوبه مستقر شدند و تعدادي از تاجران مسلمان هندي و غير هندي به کوبه آمدند تا يک جامعه اسلامي تشکيل دهند. اين گروه در سال 1935، چند سال پيش از آنکه جامعه مسلمان در توکيو مسجد توکيو را بسازند، مسجد کوبه را با حمايت تاجران هندي بنا کردند. مشخص است که جوامع اسلامي در هر دو شهر کوبه و توکيو که اکثرا از مسلمانان غير ژاپني تشکيل شده بود چندان بزرگ نبود، اما تاسيس مسجد کوبه و مسجد توکيو به نماد حضور اسلام و مسلمانان در ژاپن تبديل شد.
انتظار مي‌رفت که جامعه اسلامي هر سال بزرگتر شود اما واقعيت‌ها و شواهد نشان مي‌دهد که اين اتفاق رخ نداد. شايد بتوان عدم رشد جامعه اسلامي را در ژاپن به علل زير نسبت داد:
1. شکاف بين اعضاي ترک و تاتار جامعه اسلامي
2. فروپاشي امپراتوري عثماني
3. شکست ژاپن در جنگ جهاني دوم که روياي برقراري رفاه اقتصادي در شرق آسيا را از بين برد. اين امر منجر به جا به جايي رهبران جامعه مسلمان و يا اجبار آن‌ها به فرار از ژاپن شد و ديگر کسي در هيچ گونه فعاليت ديني شرکت نکرد.

آغازي تازه براي مسلمانان ژاپني
اولين انجمن اسلامي مسلمانان در اين کشوردر سال 1952 تنها با حضور مسلمانان ژاپني تشکيل شد. تعداد اعضاي اين انجمن هفتاد و چهار مسلمان بود که کم کم تعامل با جهان اسلام را آغاز کرده و از حضور مسلمانان ساير مليت‌ها به اين کشور استقبال کردند.اين انجمن به تدريج همکاري خود با بازرگانان مسلمان و دانشجويان مسلمان را که براي تحصيل به اين کشور مي‌آمدند، تقويت کرد. مسلمانان ژاپن اقدام به تشکيل يک کميته مشترک با حضور ساکنان مسلمان وغير ژاپني اين کشور کرده و تصميم گرفتند مرکز اسلامي توکيو را تاسيس کرده و يک قبرستان اسلامي بسازند. ذکر اين نکته نيز ضروري است که مسلماناني که در ژاپن زندگي مي‎کردند، از يک جامعه واحد نبودند بلکه انجمن‎هاي مستقلي را براساس کشور محل تولد خود يا مليت خود تشکيل داده بودند. در سال 1986، انجمن اسلامي ژاپن از طريق برگزاري فعاليت‎هاي خدمات مدني و تبيين اسلام در رسانه‌هاي اين کشور يک انجمن ژاپني تشکيل داد. افزون بر اين، از شرکت‌هاي ژاپني غير اسلامي نيز براي عضويت در اين انجمن دعوت شد. انجمن اسلامي ژاپن درحالي که روابط خود را با حضور در کنفرانس‌ها و ساير رويدادها با جهان اسلام تقويت مي‌کرد، پذيراي سران کشورهاي عربي و اسلامي هم بود. با افزايش تعداد مسلماناني که در ژاپن زندگي مي‌کردند، چندين انجمن اسلامي ديگر نيز توسط ساکنان مسلمان ژاپني و غير ژاپني نيز تاسيس شد.

رابطه ژاپن و کشورهاي اسلامي و تاثير آن بر مسلمانان اين کشور
بعد از بحران نفتي سال 1973، علاقه ژاپن به کشورهاي عرب حاشيه خليج فارس و جهان اسلام افزايش يافت و کشورهاي اسلام و عرب نيز به نوبه خود خواستار تحکيم روابط با ژاپن شدند. آن‌ها همچنين تلاش مي‎کردند در اين عرصه از يکديگر پيشي گيرند. برخي از سفارت‎هاي اسلامي و عرب در ژاپن دفتر فرهنگي باز کردند و ديگران اقدام به تاسيس مدرسه کردند. همچنين مسلمانان در ژاپن عمدتا به کمک‎هاي جهان اسلام متکي بودند و فعاليت‎هايشان کمابيش برحسب اين کمک‎ها صورت مي‎گرفت، بدون اين کمک‎ها، فعاليت مسلمانان خاتمه مي‎يافت. اما برخي از انجمن‎ها و گروه‎ها نيز در اين ميان مستقل بوده و تنها به کمک‎هاي داوطلبانه از اعضاي خود اتکا مي‎کردند؛ اين انجمن‎ها و گروه‎ها فعاليت‎هاي خود را ادامه داده و خدماتي براي جامعه مسلمانان ژاپن و خارج از آن را فراهم کرده‏اند. نمونه اين قضيه را مي‎توان با بررسي فعاليت‎هاي انجمن اسلامي ژاپن و مرکز اسلامي ژاپن و جوامع اندونزيايي، هندي و پاکستاني مشاهده کرد. جوامع اسلامي هندي و پاکستاني از نمونه‎هاي خوب خودکفايي هستند. آن‌ها بودجه را از درون جامعه تامين کرده و از جيب خودشان در پروژه‎هاي بسياري سهيم هستند؛ جوامع مذکور همچنين موفق شده‎اند که ژاپني‌ها را وارد فعاليت‎هاي خيريه خود کنند. خبر فعاليت‎هاي آن‌ها در دوره فاجعه فوکوشيما توسط تلويزيون و روزنامه‎هاي ژاپني پوشش داده شد و مردم ژاپن از آن‌ها تقدير کردند.

تعداد مسلمانان در ژاپن و نقش مساجد
وجود يک جامعه ديني که آموزه‌هاي دين خود را به کار مي‌گيرد نه تنها مهم بلکه ضروري است. ژاپني‌ها با مشاهده مهاجران مسلمان در ژاپن که آداب ديني خود را انجام مي‌دهند با اسلام آشنا شدند. بناکردن مساجد در ژاپن از همان ابتدا از اهميت زيادي برخوردار بود چرا که در دين اسلام کارکرد مسجد بيش از محلي براي اقامه نماز و نيايش است. مسجد نقش مهمي در زندگي جوامع اسلامي در هرکجاي دنيا ايفا مي کند. پيش از دهه 1980، تعداد مسلمانان در ژاپن اندک بود و در اين کشور تنها دو مسجد وجود داشت که يکي از آن‌ها در شهر کوبه و ديگري در شهر توکيو واقع شده بود. اما در اواسط دهه 1980، تعداد مسلمانان ژاپن به سرعت افزايش يافت. اکثر مسلمانان جوان داراي خانواده بودند و فرزندانشان به مدارس ژاپني مي‌رفتند؛ اما والدينشان در کنار مدرسه، آن‌ها را به مساجد مي‌فرستادند تا قرآن و زبان عربي بياموزند. کارشناسان اعتقاد دارند که تعداد مساجد ژاپن با سرعت بيشتري نسبت به تعداد مسلمانان افزايش يافت، خلاف انتظارات تعداد مسلمانان اين کشور طي گذر سال‌ها افزايش چنداني نداشت. استقرار مساجد، تشکيل انجمن‌ها، اتحاديه‌ها و مراکز فرهنگي اسلامي در اين کشور نيز بر تعداد مسلمانان ژاپني و غير ژاپني تأثيرگذار نبود. به عبارت ديگر اين سازمان‌ها بر اندازه جامعه اسلامي ژاپن تاثيرگذار نبود. هيچ آمار دقيقي از تعداد مسلمانان ساکن در ژاپن وجود ندارد، اما کارشناسان تعداد مسلمانان غير ژاپني را بين هشتاد تا صد هزار نفر و مسلمانان ژاپني را هشت تا ده هزار نفر تخمين زده‎اند.
آيا در ژاپن جامعه اسلامي وجود دارد؟ با وضعيت امروزه مسلمانان، آيا مسلمانان مي‌توانند جامعه ديني خود را در ژاپن تشکيل دهند؟
در اين جا بايد علل عدم افزايش تعداد مسلمانان ژاپن را شرح داده و به تبيين اين نکته بپردازيم که چرا عدم رشد تعداد مسلمانان ممکن است بر بقاي جامعه مسلمان ژاپن تأثيرگذار باشد. تعداد رو به کاهش مسلمانان در ژاپن ممکن است بر ثبات جامعه اسلامي اين کشور تاثير بگذارد. جامعه اسلامي با اختلافاتي در بين اعضاي خود رو به رو است، اين اختلافات و بحث‌ها در شرايطي شکل گرفته‌اند که همه اعضاي يک جامعه اسلامي از يک مليت هستند. نمونه‌هاي معدودي از اين اختلاف‌ها را مي‌توان از ابتداي حضور مسلمانان در ژاپن مشاهده کرد. حقيقت اين است که مسلمانان نتوانستند يک جامعه اسلامي واقعي براي خود بنا کنند، يکي از علل اين امر بازگشت دانشجويان مسلماني بود که براي آموزش يا تحصيل به اين کشور مي‌آمدند و پس از پايان اين تحصيلات يا دوره آموزشي به کشور خود باز مي گشتند. افزون بر اين بسياري از مسلمانان ژاپني براي دوره‎هاي بلند به استخدام شرکت‌هاي ژاپني در خارج از اين کشور در آمدند و برخي از آن‌ها به ژاپن بازنگشتند. اين امر تاثير منفي بر جامعه مسلماني داشت که به کمک آن‌ها نياز داشتند.
تعداد زنان مسلمان ژاپن بسيار بيشتر از تعداد مردان است و اين امر مشکلاتي را براي زنان مسلمان ژاپني فراهم کرده است. آن‌ها مي‌خواهند ازدواج کنند، بچه دار شوند و به ثبات در زندگي دست يابند. به اين مشکل بايد آزادي ديني در ژاپن را هم اضافه کرد، براساس اين شرايط اعضاي يک خانواده مي‌توانند از سنت‌هاي ديني متفاوتي پيروي کنند. ممکن است فرزندان يک خانواده ژاپني از يک سنت ديني پيروي کنند و والدين از سنتي ديگر. از اين رو تشکيل يک خانواده متحد اسلامي در قالب جامعه ژاپن چندان ساده نيست. ممکن است در اين کشور پدر مسلمان و مادر مسيحي باشد و حتي ممکن است فرزند خانواده مسلمان شود و والدينش مسلمان نباشند. اسلام در ژاپن به مسئله تولد با دين والدين ارتباط ندارد بلکه مسئله ايمان فردي افراد است و هيچکس براي پيروي از يک سنت ديني تحت فشار قرار نمي‎گيرد. مسلماناني که براي کار يا تجارت وارد ژاپن شده‌اند نيز با مشکلاتي رو به رو هستند، اين مشکلات به علل متفاوتي ايجاد شده که اين مقاله مجال پرداختن به آن را ندارد و آن‌ها الزاما نتوانستند خود را با زندگي در ژاپن تطبيق دهند، اما در عين حال برخي از مردان مسلمان نيز با زنان ژاپني ازدواج کرده، به زنان و خانواده‎هاي زنان خود پناه برده و تلاش کردند در ژاپن زندگي کنند. ازدواج بين مهاجران مسلمان با زنان ژاپني آغاز تشکيل گروه‌هايي از خانواده‎هاي مسلمان است که نزديک يکديگر و در نقاطي نزديک محل کار رئيس خانواده يا نزديک خانواده همسر زندگي مي‌کنند. اين پديده در توکيو و حومه آن کاملا مشهود است و به وضوح مي‌توان گفت که جامعه اسلامي به واقع در ژاپن وجود دارد. اين حقيقت توجه مقامات ژاپني را به خود جلب کرده است و آن‌ها اين وضعيت را در نقاطي که مسلمانان بسياري ساکن هستند، مورد بررسي قرار داده‌اند. آن‌ها از مردم محلي درباره رويکردهاي خود نسبت به همسايگان مسلمانشان نظرسنجي کردند و نتايج اين نظرسنجي‎ها نشان دهنده رويکردهاي مطلوب مردم ژاپن نسبت به مسلمانان بوده است.

مسائل و مشکلات
با افزايش تعداد خانواده‌هاي مسلمان و توسعه مناطقي که مسلمانان گرد هم جمع مي‌شوند، آن‌ها به فکر ساخت تعداد بيشتري مسجد و مدرسه افتادند و تصميم به برگزاري مراسم ديني و رويدادهاي اسلامي در طول سال کردند. تعداد مساجد ژاپن هرساله با سرعت افزايش مي‎يافت. جامعه اسلامي با کمک سازمان‌هاي اسلامي خارج از ژاپن از ساخت مساجد حمايت کرده است و مردم نيز براي ساخت عبادتگاه کمک‎هاي مالي داوطلبانه داشته‌اند. از آنجا که در ژاپن، مساجد کلاس‌هاي زبان عربي و قرآن برگزار مي‌کنند، تعدادي از آن‌ها در نظر داشتند نام خود را به عنوان يک نهاد آموزشي ثبت کرده و مدرسه اسلامي تاسيس کنند. برخي از آن‌ها همچنين دربرگيرنده مراکز نگهداري از کودکان مسلمان هستند. با حضور کودکان کم سن و سال در خانواده‌هاي مسلمان نياز به تاسيس مدرسه براي اين نسل جديد از مسلمانان قوت گرفت. اعضاي جامعه اسلامي ژاپن درحال حاضر براي تاسيس اين مدارس مشتاق هستند. قرار است اين مدارس همان برنامه درسي مدارس ژاپن را هم ارائه دهد تا جوانان مسلمان از ساير اعضاي جامعه جدا نيفتند. با ظهور آنچه که از آن با عنوان جامعه اسلامي در ژاپن ياد مي‎کنند، مسلمانان با مشکلات داخلي و خارجي هم مواجه شدند. مشکلات داخلي به خود جامعه مرتبط است، جامعه‌اي که از مسلمانان ژاپني و غير ژاپني مقيم در کشور و مسلماناني که براي کار و يا تحصيل و آموزش به اين کشور مي‌آيند، تشکيل شده است. جامعه اسلامي همچنين از مسلمانان کشورهاي مختلف چون هندوستان، پاکستان، بنگلادش، ايران، اندونزي، مالزي و کشورهاي عربي تشکيل شده است. اين جامعه مسلمان داراي اقشار مختلف و پيروان مذاهب مختلف اسلامي است. تعداد مسلمانان ژاپن اندک است حتي اگر تعداد مذاهب و مکاتب فکري آن‌ها متفاوت باشد. در ژاپن هم مسلمانان شيعه و هم مسلمانان سني زندگي مي کنند، برخي از آن‌ها سلفي و برخي ديگر اشعري و غيره هستند. اگرچه هيچگاه مناقشه فرقه‌اي در ژاپن بين مسلمانان رخ نداده است، چرا که ماهيت فرهنگ ژاپن به تفاوت احترام مي‎گذارد. اين امر بر اعضاي جامعه اسلامي به صورت يک کل تاثيرگذار بوده است. مسلمانان ژاپني و غيرژاپني با بهره‎برداري از تمام ويژگي‌هاي مثبت، تلاش مي‎کنند در جامعه اين کشور ادغام شوند. اعضاي مسلمان جوامع هندي، پاکستاني و بنگالي نمونه خوبي از اين امر به شمار مي‌روند چرا که آن‌ها فعالانه خود را وقف دين کرده و مورد تقدير جامعه ژاپني قرار دارند.
جامعه مسلمان ژاپن هنوز هم تلاش مي‌کند مشکل آموزش کودکان خود را حل کند، چرا که اسلام به شکل بسيار محدودي در وزارت آموزش و دولت‌هاي محلي ژاپن به رسميت شناخته شده است و در اصل، آن‌ها تجربه بسيار محدودي در برقراري ارتباط مستقيم با مسلمانان دارند. بنابراين قسمت اعظم آموزش ديني کودکان مسلمان ژاپن با تلاش‌هاي فردي بدون مساعدت رسمي انجام مي‌شود. علت اصلي اين است که مسلمانان اقليت کوچکي هستند و توجه ويژه‎اي نسبت به اقليت‎هاي کوچک صورت نمي‌گيرد. مدارس بين‎المللي خصوصي ممکن است توجه بيشتري نسبت به سابقه ديني کودک داشته باشند، اما مدرسه دولتي تنها انتخاب والدين مسلمان است که داراي امکانات چنداني هم نيست. والدين مسلمان تاکنون نسبت به لباس‌هاي متحدالشکل، غذا و کلاس‌هاي تربيت بدني مختلف اعتراض کرده‎اند. در کتاب‌هاي درسي مدارس ژاپني نيز اطلاعاتي درباره دين اسلام و زندگي مسلمانان وجود ندارد. پاسخ به نيازهاي آموزشي مسلمانان ژاپن نيازمند رويکردهاي سازمان يافته‎تري است. مسائل کليدي و مشکلات جامعه مسلمان شامل شرايط دشواري بود که پس از حوادث يازدهم سپتامبر 2001 رخ داد، يعني زماني که دولت آمريکا با تروريست خواندن تمام مسلمانان باعث ايجاد يک باور نادرست شد و بسياري از کشورها را تحت فشار قرار داد تا کنترل خود را بر تمام مسلمانان بيشتر کنند و در اين ميان ژاپن هم استثنا نبود. در اين شرايط، مردم ژاپن با پرسش‌هاي دشواري رو به رو بودند: اسلام چيست؟ آيا اسلام به واقع مسئول حوادث يازدهم سپتامبر است؟ در اين ميان تنها اين جامعه مسلمان نبود که تلاش مي کرد به اين پرسش‌ها پاسخ دهد؛ بلکه تعدادي از محققان و پژوهشگران ژاپني نيز تلاش کردند اسلام و اصول آن را تبيين کنند. آن‌ها در نهايت اين گونه نتيجه‏گيري کردند که آنچه در تاريخ يازدهم سپتامبر رخ داد به دين اسلام بي‌ارتباط بود، اما فشار آمريکا موجب شد که مقامات ژاپني اقدامات احتياطي بيشتري پيش گيرند تا مسلماناني که در ژاپن زندگي مي‌کنند را تحت نظارت بيشتري قرار دهند. در نتيجه يک رسانه ژاپني انتقاد شديدي نسبت به واحد مبارزه با تروريسم دپارتمان پليس کلان شهر نيويورک صورت داد. اين رسانه اعلام کرد که واحد مبارزه با تروريسم با قراردادن نام بسياري از مسلماناني که طي دهه‎ها در ژاپن زندگي کرده‏اند به عنوان فهرست مظنونين به ترور، از حد قدرت خود فراتر رفته است. ظاهرا، پليس ژاپن تحت فشار مقامات آمريکايي، اين رويکرد را پس از رويدادهاي يازدهم سپتامبر به کار گرفته بود، تا بتواند به جستجوي اطلاعات ميان اقليت کوچک مسلمان در ژاپن بپردازد. واحد مبارزه با تروريسم ژاپن با عنوان «دفتر امنيت عمومي» در دوره "جونيچيروکويزومي" پس از يازدهم سپتامبر به منظور هماهنگي و گردآوري اطلاعات براي مبارزه با تروريسم راه‌اندازي شد.

نتيجه‏ گيري
احساس مي‎کنم مسلمانان غيرژاپني که در ژاپن زندگي مي‎کنند تا حد زيادي حس هويت فرهنگي و ديني خود را حفظ کرده و به طور کلي توانسته‌اند جايگاه خود را به عنوان يکي از اعضاي جامعه ژاپن محکم کنند. اگرچه پليس و مقامات ژاپني ممکن است اين تفاوت‎هاي فرهنگي و ديني را به منظور حفظ يک جامعه کاربردي که در آن از حقوق همه مردم حفاظت شده بپذيرند. اگرچه جامعه مسلمان ژاپن بسيار کوچک است اما مردم ژاپن امروزه آن را به عنوان بخشي از جامعه پذيرفته‎اند. مردم ژاپن تا حد زيادي تفاوت فرهنگي را به عنوان ابعاد رنگارنگ جهان پذيرفته و درک مي‎کنند که ساير فرهنگ‎ها چندان تفاوتي با فرهنگ خودشان ندارد. درحال حاضر سي تا چهل مسجد يک طبقه در ژاپن وجود دارد، افزون بر اين يک صد واحد مسکوني که به عنوان نمازخانه مورد استفاده قرار دارد. فعاليت‎هاي ديني اعضاي انجمن اسلامي ژاپن، آن را به يک سازمان اصلي ميان ساير سازمان‌هاي ديني در ژاپن تبديل کرده است. اعضاي انجمن اسلامي ژاپن تمام تلاش خود را مي‎کنند تا از تمام گروه‎هاي اسلامي بخواهند در صلح جهاني و اجتماعي تک تک اعضاي جامعه سهيم باشند. محفل اسلامي ژاپن (ICOJ) نيز نقش مهمي در تبيين اسلام و فرهنگ اسلامي براي مردم ژاپن ايفا مي‎کند.
پس از وقايع مصيبت بار زلزله و سونامي در فوکوشيما، جامعه اسلامي ثابت کرد که مسلمانان ژاپن خالصانه در شادي و غم جامعه ژاپني سهيم هستند. اعضاي جامعه اسلامي سهم قابل توجهي براي کاهش دردهاي جامعه ايفا کردند و کمک به جوامع منطقه توهوکو را به طور مستمر پيگيري نمودند. اسلام به پيروان خود مي‎آموزد که سخاوتمندانه به نيازمندان کمک کنند. مسلمانان در زمان وقوع فجايع همگام با سازمان‌هاي امداد ژاپني و سازمان‌هاي کمک رسان خارجي وارد عمل شدند. يکي از سازمان‌هاي مشهور اسلامي در اين عرصه، تراست اسلامي ژاپن است که غذا و ساير ضروريات را از زمان وقوع فاجعه براي نيازمندان فراهم کرد. ساير سازمان‌ها نيز با ديدار از مناطق فاجعه زده و قربانيان به اقامت آن‌ها در محدوده مورد نظرشان کمک مي‎کردند.

2. مسلمانان در اروپا
حضور مسلمانان در اروپا

قدمت حضور مسلمانان در اروپا بر همگان آشکار است و به قرون وسطي مي‌رسد. براساس اظهارات طارق رمضان مسلمانان طي قرون بسياري در اروپا زندگي کرده‌اند و در عرصه‌هاي متفاوتي چون حقوق، فلسفه و علم نقش داشته‌اند. رمضان افزوده است که ما معمولا فراموش مي‌کنيم  اسلام، مسلمانان، سنت اسلامي، فلاسفه، دانشمندان و متفکران اسلامي بخشي از ساختار هويت اروپا را تشکيل داده‌اند. مسلمانان بخشي از جامعه اروپا بودند و در توسعه اقتصادي، اجتماعي و سياسي آن سهم داشتند. براي برخي از کشورهاي اروپايي روابط استعماري سابق نقش مهمي ايفا مي‌کرد، در فرانسه مهاجران عمدتا اهل مراکش، الجزاير و ساير کشورهاي شمال آفريقا بودند، در هلند، مهاجران مسلمان اهل اندونزي بودند و در بريتانيا مهاجران مسلمان بيشتر اهل شبه قاره هندوستان و پاکستان بودند و پس از سال 1980 ميلادي پناهندگان مسلمان از کشورهاي ايران، عراق و ترکيه وارد اروپا شدند و پس از سال 1990 اين روند از بالکان و آفريقاي شمالي ادامه يافت. مسلمانان همچنين به عنوان دانشجو، افراد حرفه‌اي و سرمايه‌گذار ( ترکيه 2.3 ميليون، مراکش 1.7 ميليون، آلباني 0.8 ميليون و الجزاير 0.6 ميليون نفر) وارد اروپا شدند. درحال حاضر تعداد مسلماناني که در اروپا زندگي مي کنند بين پانزده تا بيست ميليون نفر تخمين زده مي‌شود و انتظار مي‌رود که اين تعداد  تا سال 2025 دو برابر شود (موسسه جامعه آزاد "OSI"، خانه پروژه اروپا، گزارشي درباره يازده شهر اتحاديه اروپا که در سال 2010 در مجارستان منتشر شد). برخي از مسلمانان اروپا مهاجران جديد هستند و برخي ديگر نسل دوم و سوم تلقي مي‌شوند. پنج کشور در اروپا داراي جمعيت قابل توجهي از مسلمانان هستند: فرانسه داراي  4,704,000 نفر، آلمان 4,119,000  نفر، بريتانيا 2,869,000 نفر و اسپانيا 1,021,000 نفر و هلند 900,000 نفر( ژانويه 2011، گزارش خدمات تحقيقاتي که براي گنگره با عنوان "مسلمانان در اروپا: ترويج ادغام و مبارزه با افراط گرايي تهيه شده بود- اين گزارش به بررسي سياست‌هايي مي‌پردازد که براساس آن مي‌توان ادغام مسلمانان در جوامعي که زندگي مي‌کنند را تسهيل و با تروريسم و افراط گرايي در فرانسه، آلمان، هلند و بريتانيا مبارزه کرد). اکثر مسلمانان در پايتخت اين کشورها و شهرهاي بزرگ صنعتي زندگي مي‌کنند ( انجمن جامعه آزاد، خانه پروژه اروپا، گزارشي درباره يازده شهر اتحاديه اروپا که در سال 2010 در مجارستان منتشر شد).

برخورد با اسلام در اروپا
امروزه تصوير تحريف شده اسلام در سراسر اروپا به ويژه در فرانسه گسترده شده است، کشوري که به دنيا آزادي، برادري و برابري آموخت. هزاران کتاب، مقاله و بيانيه از مقامات رسمي به طور محسوس و يا نامحسوس نشان دهنده انزجار نسبت به اسلام است. برخورد با اسلام از همان ابتدا آغاز شد، اما در دوران مدرن پس از آنکه کشورهاي اروپايي کشورهاي اسلامي را تسخير کردند بروز و ظهوريافت. در رابطه با فرانسه اين اتفاق پس از اشغال الجزاير توسط فرانسه رخ داد. برخورد با اسلام همچنين از زماني در مصر شکل گرفت که مصري‌ها نسبت به اشغال کشورشان توسط بريتانيا واکنش نشان دادند. برخوردها، مناقشات وخشونت‌ها در کشوري چون فرانسه در حقيقت سياسي محسوب مي‌شود و نه ديني؛ اين رويکردها نسبت به اسلام تنها روش ابراز خشم نسبت به حملاتي بود که به حقوق، شان واستقلال مسلمانان در کشورشان صورت مي‌گرفت، در آن مقطع جهاد تنها يک جنبش آزادي بود. به عنوان مثال درفرانسه، يهودستيزي تحت قوانين فرانسوي يک جرم محسوب مي‌شود اما اسلام ستيزي جرم نيست؛ بلکه فعل مشروع آزادي انديشه است. فاجعه متفکر فرانسوي گارودي نمونه‎اي براي کساني است که جرات کرده و واژه‌اي عليه صهيونيسم به‎ زبان مي‌آورند و يا درباره اسلام حقيقت را مي‌گويند. براساس اظهارات گارودي، اسلام مانعي بر سر راه سياست‎هاي سلطه‎طلبانه غرب بر فرهنگ و اقتصاد جهان اسلام است. گارودي مي‌گويد: اسلام مسيحيت را انکار نمي‌کند، در قرآن از نام عيسي ومريم با احترام ياد شده است در حالي که متفکران غربي در تمام دوران، اسلام را به عنوان يک دشمن تلقي کرده‌اند. سلمان رشدي که اهانت به اسلام، قرآن و پيامبر اسلام را به‎ طور مستمر در دستور کار خود دارد در ميان کشورهاي غربي با استقبال واحترام روبه رو مي‌شود.

اسلام به عنوان دومين دين در اروپا
در سال‌هاي اخير، فرانسه رسما اسلام را به رسميت شناخته است. اسلام دومين دين فرانسه محسوب مي‌شود و تعداد مسلماناني که داراي تابعيت فرانسوي هستند چهار ميليون نفر تخمين زده مي‌شود، اين امر موجب افزايش عدم تسامح نسبت به اسلام ميان مقامات رسمي فرانسه شده است. روزنامه فرانسوي فيگارو مقالاتي منتشرکرده که نگراني و ترس را در ميان فرانسوي‌ها نسبت به اسلام افزايش داده است. در ميان تيترهاي اين مقالات مي‌توان به تيتر "اروپاييان نمي‌دانند که چگونه با اسلام همزيستي کنند" اشاره کرد.  فيگارو در اين مقاله نوشته است که اروپاييان ماهيت تهديد اسلام را درک مي‌کنند. بنابراين مقامات اروپايي تمرکز خود را به سمت اين تهديد آورده و خواستار کنترل مهاجرت از کشورهاي اسلامي به اروپا شدند، اين تصميم وقتي قوت گرفت که مهاجران مسلمان به دانمارک، هلند و سوئد رسيده بودند.

اسلام در اروپا
کارشناسان به بحث درباره موضوعات و چشم‌اندازهاي غرب نسبت به اسلام و نقش آن نسبت به کشورهاي اروپايي نقش اسلام اروپايي و جريانات آن علاقه دارند و مي خواهند بدانند که چرا پس از آغاز به اصطلاح جنگ عليه تروريسم، علاقه به پديده اسلامي در اروپا افزايش يافته است. کارشناسان همچنين علاقمند به بحث درباره حضور مسلمانان در اروپا هستند و مي‌خواهند بدانند که چرا افزايش تعداد مهاجران مسلمان براي هويت اروپايي به مثابه يک خطر در نظر گرفته مي‌شود. از آنجا که اسلام دين ارزش‌هاست و مردمي که به آن باور دارند تلاش مي‌کنند حقوق خود را به عنوان يک گروه ديني جداگانه بدست آورند، بنابراين تعارض ميان هويت و ادغام ناشي از تلاش براي استقرار جامعه اسلامي در اروپاست. در گروه‌هاي ملي که  در کشورهاي اروپايي فعال هستند نيز ترس و ترديد نسبت به مسئله ادغام مسلمانان وجود دارد.
در فرانسه، حضور اسلام از يک پديده ساده اجتماعي به مسئله افکار عمومي ملي تبديل شده، در بريتانيا دلگرم کننده‌ترين عوامل ادغام مسلمانان در جامعه آموزش و مدارس اسلامي، نقش دانشگاه‌ها، نقش‌ مساجد و ائمه‌ جماعات، شرايط اقتصادي و اجتماعي مسلمانان، نقش رسانه‌ها و سياست‎هاي خارجي بريتانيا نسبت به جهان اسلام است. واضح است که عوامل بسياري در شکل‌گيري اسلام هراسي درغرب سهيم هستند و موجب شده‎اند که تعصب و افزايش ترس از بنيادگرايي اسلامي و جهان بيشتر شود، اين در شرايطي است که اکثريت مسلمانان اروپا حتي درگير فعاليت‎هاي افراط‎ گرايانه هم نيستند.
رويکرد دولت‌هاي اروپايي نسبت به مسلمانان در اروپا
دولت‌هاي اروپايي تلاش مي‌کنند تا وضعيت ادغام مسلمانان را بهبود بخشند، درميان اين تلاش‌ها مي‌توان به تصويب قوانين جديد شهروندي، ترويج گفتگو با سازمان‌هاي اسلامي، آموزش ائمه جماعاتي که با فرهنگ و سنت‌هاي اروپايي آشنايي دارند و بهبود فرصت‌هاي آموزشي و اقتصادي براي مسلمانان اشاره کرد؛ اما در عين حال نيز دولت‌هاي اروپايي تلاش کردند اقدامات امنيتي را تقويت کرده و فرصت مهاجرت را محدودتر کنند تا با تروريسم (به اصطلاح) مبارزه کنند (گزارش سرويس‌هاي تحقيقاتي براي کنگره که با عنوان مسلمانان در اروپا: ترويج ادغام و مبارزه با افراط گرايي در ژانويه 2011 آماده شده است). کشورهايي چون آلمان و اسپانيا همواره نسبت به محدود کردن آزادي بيان هشيار هستند و سياست‌هاي امنيتي را پايه‌گذاري کرده‎اند که مي‌تواند حق داشتن حريم خصوصي يا آزادي ديني را نقض کند.
گزارش سرويس‌هاي تحقيقاتي کنگره همچنين اذعان داشته است که اروپايي‌ها به تازگي به اين نتيجه رسيده‌اند که ادغام مسلمانان براي کاهش تنش‌هاي اجتماعي و نابرابري‌ها ضرورت دارد. اين امر مي‌تواند به ممانعت از افراطي شدن مسلمانان کمک کرده و با افراط‏‏‌‌‌ گرايي خشونت‌آميز مبارزه کند. براساس اين گزارش تبعيض عليه مسلمانان مانعي مهم براي مشارکت مساوي در جامعه است. اين تحقيق نشان مي‌دهد که سطح تبعيض ديني نسبت به مسلمانان طي پنج سال گذشته افزايش يافته است. مسلماناني که در اروپا متولد شده‌اند پليس را به عنوان عامل اصلي رفتارهاي ناعادلانه و تبعيض‌آميز مي‎‍‌‎‌‎شناسند، در  نظر مسلمانان استمرار تبعيض و تعصب بر حس تعلق ملي آن‌ها تاثير گذاشته است. اما تحقيقات سرويس‎هاي تحقيقاتي کنگره نشان مي‎دهد ابتکارعمل‏هاي مثبتي توسط مقامات اروپايي در سطح محلي به منظور مشارکت سازمان‌هاي ديني و قومي به کار گرفته شده و ايده‎هايي براي حمايت از تقويت روابط جوامع اسلامي غير اسلامي به يکديگر اجرايي شده است و همچنين تلاش‌هايي انجام شده تا توانايي آن‌ها براي همکاري به منظور دستيابي به اهداف مشترک ارتقا يابد ( صفحات 26 تا 29).
جوانان مسلمان تحصيل کرده و آشنا با نهادهاي سياسي نسبت به نسل‌هاي قديمي‌تر اعتماد بيشتري به توانايي خود براي ايجاد تغيير دارند؛ مسلمانان در جريان روز احزاب سياسي حضور فعال دارند. احزابي که فعاليت‌هاي خود را بر هويت‌هاي ديني و قومي متمرکز مي‌کنند نيز از جانب مسلمانان مورد حمايت قرار نمي‌گيرند.
بنابراعتقاد طارق رمضان وظيفه مسلمانان اروپايي چيست؟
طارق رمضان اظهار مي‌دارد که مسلمانان امروز بايد تمام گرايش‌هاي فرقه‎اي را رها کنند؛ اگرچه رهاکردن گرايش‌هاي فرقه‌اي به معناي عدم شکل‎گيري تجمع‎هاي ديني نيست؛ چرا که در نهايت اين روش منجر به انزوا در سطوح اجتماعي، سياسي و حقوقي مي‌شود.
وي مي‎افزايد: مسئله‎اي که در روند جريان کلي گفتمان مسلمانان به وضوح حس مي‎شود اين است که اروپا خانه است و اما ديگران هنوز به اين باور نرسيده اند که ما در خانه خود هستيم، اين باور قديمي دارالحرب و دارالاسلام که هنوز در برخي از گفتمان‌ها وجود دارد تنها قسمتي کوچک و حاشيه‎اي از جوامع اسلامي را تشکيل داده است. واقعيت اين است که جريان اصلي رهبران اسلامي، سازمان‌هاي اسلامي و حتي شهروندان مسلمان، اروپا را خانه خود قلمداد مي‏کنند. مشکل مهاجرت در اروپا شبيه همين مشکل در ژاپن است، اما در اروپا آن را به عنوان يک تهديد و در عين حال يک ضرورت تلقي مي‎کنند. اروپا ظرف پانزده سال آينده نياز به يازده ميليون نيروي کار دارد و قرار است اين نيرو را از کجا تامين کند؟ اروپا درحال حاضر تدابيري مي‎انديشد و قوانين جديد تصويب مي‌کند و محدوديت‌هاي امنيتي تازه تصويب مي‌نمايد که بسيار سختگيرانه هستند چرا که مسلمانان را تهديد تلقي مي‌کند. اکنون بايد اين پرسش مطرح شود که آيا در ژاپن هم حضور مسلمانان تهديد در نظر گرفته مي شود؟ پاسخ اين پرسش بر عهده شماست.

منابع
- “A Sea Voyage to Persian Gulf 1880” by IenoriHanjuku, translated by Yukie Suehiro and MichaelPenn, SEJJIR Volume 2 Sept. 2007  //  - “The first Japanese Muslim” by Misawa Nobuo and GoknurAkcadac, AJAMES no 25-1 2007  //  - “Islam in Japan” by Abu Bakr Morimuto, translated by IskanadarChawidry Tokyo 1980 translated intoArabic by Ali Zaghloul, MaktabatulAadab Cairo 2011 “Muslim Nippon” by TazawaKakuyo Tokyo 1998  //  - “Nihon Islam shi “by Mustafa Kimura Tokyo 1988  //  -Niho no Gaikujinimin by Hiroshi Komai Akashi Shoten 1999  //  -“The crescent in the land of Rising Sun” by M Abdul azizi London 1941  //  - The Reception of Islam and Muslims in Japanese High schools”, by Toru Miura and TakaakiMatsumoto, Annals of the Japan Association for Middle East Studies Vol. 21, No 2 March 2006  //  -“Japan and Middle East” by Katakura Kunio Middle East Institute of Japan Tokyo 1991  //  - “Japan and the Gulf, A Historical Perspective of Pre-oil Relations” by Hosaka Shuji  //  - “Diversity as Advantage in a “Homogeneous” Society: The Educational Environment for Muslims in Japan”by Hideki Maruyama SEJJIR Volume 1, March 2007  // - “Variations in Demographic Characteristics of foreign “Muslim” population in Japan”: A Preliminary Estimation” by Hiroshi Kojima a paper printed in The Japanese Journal of Population Vol.4, No.1 March 2006.  //  - “Demographic Analysis of Muslim in Japan” by Hiroshi Kojima International Symposium onMiddle East, Asia and Islam Oct. 2004  //  - “An Aspect of Middle Eastern and Islamic Studies in Wartime Japan. A Case of Hajime Kobayashi (1904-1963)” by Usuki Akira in AJAMES No 23-2 2007 PP 195-212,  //  - “AyazIshaki and Turco-Tatars in the Far East” by Matsunaga Akira in “The Rising Sun and the Turkish Crescent” Ed. By SelcukEsenbel and Inaba Chiharu, Bogazici University Press, Istanbul 2003  //  - “Short History of Japan Muslim Association” in English 2005 and in Arabic 2009 published by Japan Muslim Association Tokyo  //  - “The first Japanese Hadji Yamaoka Kotaro and Abdurresid Ibrahim” by Sakamoto Tsutomu in  //  - “The Rising Sun and the Turkish Crescent” Ed. By SelcukEsenbel and Inaba Chiharu, Bogazici University Press, Istanbul 2003  //  -“The Advent of Islam in Korea“byHee-soo Lee Istanbul 1997  //  -“Self-Understanding of Europe and Abrahmic Religion” by Tariq Ramadan CISMOR International Workshop 2006, Nov. 4-5 2006  //  -“Muslim in Cotemporary Japan” by Keiko Sakai International Symposium on Middle East, Asia and Islam Oct. 2004  //  - “Muslims in Europe: Promoting Integration and countering Extremism” CRS Congressional Research Services Report Sept 7, 2011 (www.crs.gov)  //  - “At Home in Europe project, A Report on 11 EU Cities”, The OSI “Open Society Institute”, Printed in Hungary 2010 In Arabic and Urdu  //  - “Islam and Religions in Japan” by Samir Nouh King abdel Aziz memorial LibereryRiyadh  2001  //  - “Arrihlaalyabania by Jirjawi” edited by Samir NouhMuassastuarrisala Beirut 1996  //  - “Understanding Islam in Japan, Past and Present” by Samir Nouh Riyadh 2011  //  - “Islam in Japan” by Salimurrahman Khan Beirut  //  - “Islam in Japan“by Abdul Karim Saito Magazine FIKR U NAZAR Islam Aabad Sept. 1982 in Urdu  //  - “Japan and Islam “Maarif magazine India vol 5 year 1935 in Urdu  //  - “Aalam Islam wajabunyadaAbdurrashid Ibrahim translated into Arabic 1 vol by Ahmad Fuad and HuwaidaFahmi Cairo 2004.