اطلاعات حکمت و معرفت

  • معرفي کتاب

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفي کتاب




    هوسرل
    دیوید وودراف اسمیت
    سیدمحمد تقی شاکری
    حکمت
    چاپ اول: 1394، 528 صفحه

    دیوید وودراف اسمیت در این اثر می کوشد چشم اندازی گسترده از اندیشۀ هوسرل در قرن بیست‌و‌یکم ارائه کند. «این خوانش نه تنها هوسرل را به‌عنوان فیلسوفی انقلابی در قرن بیست ویکم معرفی می کند که نوع اساسا جدیدی از فلسفه را به نام پدیدارشناسی استعلایی پی ریزی کرده، بلکه او را به‌طور بنیادی تر به‌عنوان متفکر اصیلی معرفی می کند.» این اثر مشتمل بر 9 فصل است و با گاه شماری از زندگی هوسرل آغاز می شود. فصل نخست کتاب به زندگی، آثار و اهمیت هوسرل و اندیشه اش اختصاص دارد. فصل دوم با عنوان «نظام فلسفی هوسرل» مروری کلی از نظام فلسفی هوسرل و بخش های کلیدی اندیشۀ اوست. مؤلف در این فصل پیدایش ایده ها را در نخستین اثر اصلی هوسرل یعنی پژوهش های منطقی دنبال می کند. کوشش وودراف اسمیت در فصل دوم این است که نشان دهد فلسفۀ هوسرل نظام مند است و پدیدارشناسی در این نظام جایگاه خاص خود را می یابد و با آموزه های منطق، وجودشناسی و معرفت شناسی وابستگی متقابل دارد. فصل سوم با عنوان «منطق: معنا در زبان، ذهن و علم» تلقی هوسرل را از منطق محض بررسی می کند و پیش بینی او را از معناشناسی و فراریاضیات مطرح می کند. فصل چهارم را مؤلف «وجودشناسی: ذوات و مقولات، ذهن ها و بدن ها» نامیده و دیدگاه های هوسرل در وجودشناسی مانند نظریۀ ذوات را بررسی می کند. فصول پنجم و ششم پدیدارشناسی نام دارد. تمرکز مؤلف در فصل پنجم با عنوان فرعی «دانش نوین در مورد تجربۀ آگاهانه» بر اول شخص آگاهی و ساختارهایی مانند حیث التفاتی، ساختار تجربه از زمان و مکان و اشیای فیزیکی و اطلاع از سایر اشخاص اختصاص دارد. فصل ششم با عنوان فرعی «حیث التفاتی، روش و نظریه» به کاوش دربارۀ جزئیات فنی تر صورت بندی هوسرل از پدیدارشناسی اختصاص دارد. فصل هفتم با عنوان با تمرکز بر نظریۀ معرفت هوسرل، آموزۀ او در دربارۀ شهود یا تجربۀ بدیهی را طرح می کند. فصل هشتم به طرح دیدگاه های هوسرل در اخلاق و فصل نهم به ارزیایی میراث هوسرل می پردازد.

    معرفت شناسی و نفس شناسی کانت:
    ترابط و تعامل
    اسماعیل سعادتی خمسه
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی
    چاپ اول: 1394، 507 صفحه

    اسماعیل سعادتی خمسه در این اثر می کوشد ضمن نشان دادن تعامل بین معرفت شناسی و نفس شناسی در «نقد عقل محض» اثر سترگ کانت، به توضیح و تحلیل درون متنی و سازگاری یا ناسازگاری این ترابط و تعامل، مبانی و مؤلفه های تشکیل دهندۀ آن با تعالیم ایدئالیسم استعلایی کانت بپردازد. بنابراین می توان گفت کتاب «معرفت شناسی و نفس شناسی»، آرا و اندیشه های کانت در موضوعاتی نظیر شناخت انسان، ایدئالیسم استعلایی، روان شناسی استعلایی، خودادراکی محض، جوهریت، بساطت و تشخص نفس را تحلیل و ارزیابی مي کند. مؤلف دلیلش را برای نگاه و موضع صدرایی اش چنین عنوان می کند: «تا کنون بر این باور هستم که فلسفۀ صدرایی یا حکمت متعالیه، چه از حیث اصول و مبانی هستی شناختی و چه از حیث روش، واقع گرایانه ترین نوع فراروی از سوبژکتیویسم به معنای عام کلمه را معرفی و در معرض داوری قرار داده است. ص 38» کتاب از سه بخش تشکیل شده است. بخش نخست با عنوان «مسئلۀ شناخت» مشتمل بر دو فصل است. فصل نخست با عنوان «گسترۀ شناخت» از دو عنوان فرعی دیگر تشکیل شده که عبارت‌اند از کانت و حدود شناخت و ملاصدرا و علم حضوری. فصل دوم این بخش «ایدئالیسم استعلایی» نام دارد و از هفت عنوان تشکیل شده که برای نمونه می توان به انقلاب کپرنیکی کانت، نمود و پدیدار، ایدئالیسم استعلایی در برابر مواضع فلسفی دیگر، ردیه های کانت بر ایدئالیسم اشاره کرد. مؤلف بخش دوم را «نسبت نفس شناسی و معرفت شناسی» نامیده است. این بخش مشتمل بر دو فصل دیگر است. سعادتی خمسه ابتدا در فصل نخست به‌نحو نسبتا مبسوطی به موضوع روان شناسی استعلایی در نُه بخش می پردازد و سپس در فصل دوم با عنوان «خودادراکی کانتی و علم حضوری» موضوع ادراک نفسانی و علم حضوری و فراروی از سوبژکتیویسم کانتی و غیرکانتی را بررسی می کند. بخش سوم با عنوان «نفس در مقام ظرف معرفت یا نقدِ نقدِ علم النفس فلسفی» از دو فصل عمده با نام های جوهریت نفس و بساطت و تشخص نفس تشکیل شده است.

    مقالاتی دربارۀ زیباشناسی هنر
    ژان ژنه
    مهتاب بلوکی
    ققنوس
    چاپ او: 1395، 112 صفحه

    کتاب مقالاتی دربارۀ زیبایی شناسی هنر، گزیده ای از نوشته های نظری ژان ژنه است که چهار نقد مهم او را شامل می شود که در فاصلۀ سال های 1950 و 1958 به چاپ رسیده اند. ژنه مدتی را در زندان گذارند، بااین‌حال ارتباطش را با محافل روشنفکری و هنری فرانسۀ پس از جنگ جهانی دوم حفظ کرد. «کارگاه آلبرتو جاکومتی» با اینکه آخرین متن ژنه به‌لحاظ انتشار است اما در ترجمۀ فارسی اولین مقاله است. ژنه در این مقاله شیفتگی اش را به آثار و شخصیت جاکومتی به نمایش می گذارد. او «در آثار رامبراند و جاکومتی فرآیندی مشابه را تشخیص می دهد: فرو ریختن ظواهر برای بازنمایی خلوص دنیای پیرامون. ص 12». «راز رامبراند» دومین مقالۀ این اثر است: «ژنه در آثار اولیۀ رامبراند تأکیدی بر شکوه و جلال در به تصویر کشیدن واقعیت مشاهده می کند: تمامی تزئینات یک فرش، یک پارچه، یک لباس، حتی اگر مندرس باشد، در تابلوهای وی منعکس است. در آن دوره رامبراند مردی بود ثروتمند که با تمامی اقشار بازرگان و تاجر آن زمان هلند ارتباط داشت.» سومین مقاله «نامه به لئونور فینی» است. فینی از هنرمندان برجستۀ آن زمان بوده که نه تنها در نقاشی بلکه در مجسمه سازی، بلکه در طراحی لباس و صحنه فعال بود؛ اما نقد ژنه به او بسیار تیز و چه‌بسا افراطی است. چهارمین مقاله «ژان کوکتو» نام دارد. در این مقاله ژنه به روش همیشگی خود، در حین نقد فشردۀ آثار ادبی و هنری او، تصویر قهرمان گونۀ وی در آن سال ها را می شکند. پنجمین مقاله با عنوان «بندباز» در سال 1958 به چاپ رسید. این متن که دربارۀ عبدالله دوست صمیمی ژنه است از تصویر یک بندباز فراتر می رود و هنرمندی را ترسیم می کند که برای رسیدن به اوج هنر خویش باید مخاطب را فراموش کند. «از رامبراندی که به مربع های کوچک منظم بریده و به فاضلاب ریخته شد، چه باقی ماند» آخرین مقاله این اثر و باز هم نقدی بر آثار رامبراند است.

    امام‌حسین در آینۀ قلم
    پایگاه اطلاع رسانی سراسری اسلامی (پارسا)
    اطلاعات
    چاپ اول: 1396
    دورۀ دو جلدی
    کتاب «امام‌حسین
    در آینۀ قلم: معرفی منابع پیرامون امام‌حسین (ع)» منابع اطلاعاتی موجود دربارۀ امام سوم شیعیان را جمع آوری و معرفی کرده است. این منابع شامل کتاب ها، مقاله ها، پایان نامه ها، مدخل های دانشنامه‌های مرتبط با امام‌حسین(ع) می شود که به‌نحوی با قیام، یاران و نزدیکان آن حضرت و نیز عزاداری ها، اشعار و هنرهای عاشورایی مرتبط است. این اثر دو جلدی موضوعاتش را ذیل 16 عنوان طبقه بندی کرده است. جلد نخست 11 عنوان را دربرمی گیرد که عبارت‌اند از: کتاب شناسی و مجموعه های کلی، زندگی‌نامۀ امام‌حسین(ع)، قیام حسینی، قیام حسینی- قیام توابین و مختار، قیام حسینی- نقش زنان در عاشورا، شخصیت های عاشورایی، شخصیت های عاشورایی- امام‌سجاد(ع)، شخصیت های عاشورایی-حضرت زینب(ع)، شخصیت عاشورایی- ابوالفضل عباس (ع)، شخصیت های عاشورایی-مسلم‌بن‌عقیل، مقاتل. جلد دوم پنج عنوان دیگر را شامل می شود که به‌ترتیب عبارت‌اند از: شعر و هنر عاشورایی، عزاداری، معارف عاشورایی، ادعیه، زیارات و احادیث، کربلا. در این اثر برای اکثر منابع چکیده ای نوشته شده است. چکیده یافته های مهم یک اثر را به اختصار در انواعی مانند توصیفی، تشریحی، انتقادی ارائه کرده است. این چکیده ها با جمله ای آغاز می شود که تا حد بسیاری نمایندۀ منبع است. یکی از نکات مثبت این اثر در انتهای جلد دوم ارائۀ نمایه ای از پدیدآورندگان، عناوین، ناشران، نشریات، عناوین پایان نامه ها و نمایۀ موضوعات است. با مراجعه به این نمایه ها که به‌صورتی روشمند براساس حروف الفبا تنظیم و ضمیمه شده اند، به‌آسانی می توان منابع مورد نظر را یافت. در هر مدخل پس از سرشناسه، عنوان قرار گرفته و اگر اثری عنوان فرعی داشته باشد، پس از عنوان اصلی آمده است. پس از آن مشخصات کتاب شناختی اثر شامل تعداد و شمارۀ جلد، محل نشر، ناشر، تعداد صفحه، زبان، شمارگان، قطع، نوع جلد و بها ذکر می شود و پس از آن فهارس، منابع، کتابنامه، عکس و نمودار و دیگر ملحقات کتاب ارائه شده است.

    پیوند ادب و سیاست
    علی اکبر امینی
    اطلاعات
    چاپ اول: 1395
    576 صفحه

    کتاب «پیوند ادب و سیاست» مشتمل بر سه بخش است که مؤلف آنها را با نام های مقالات، در شناخت دولت و نقد کتاب از یکدیگر تفکیک کرده است. بخش نخست با نام «مقالات» به ادبیات سیاسی اختصاص یافته و محور اکثرشان شاهنامه است. مؤلف در پیشگفتارش تأکید ویژه ای بر دو مقالۀ «رستم و اسفندیار» و «عشق و سیاست در منظومۀ فکری مولانا» دارد. در بخشی از مقالۀ رستم و اسفندیار آمده است: «نخستین تخم تراژدی را گشتاسب و اسفندیار می پاشد. گشتاسب پادشاهی است سال‌خورده و دل سپردۀ قدرت که تخت وتاج چنان برایش لذت آور است که حاضر نیست به هیچ قیمتی آن را به پسرش اسفندیار بسپارد. ص 164» برخی دیگر از مقالات این بخش عبارت‌اند از: سیاست اخلاقی و اخلاقی شدن سیاست، چگونه واژگان بازیچۀ دست سیاست می شود؟  تساهل و جامعۀ مدنی، مصدق و حلقۀ اقبال ناممکن، نگاهی به روزنامه نگاری در ایران تا پایان زمامداری مصدق، پیوند دین و دولت، خرد و مکاشفه از نظر کانت. بخش دوم با عنوان «در شناخت دولت» شامل مقالات سیاسی است که پیشینۀ آنها از مقالات ادبی بیشتر است. این بخش مشتمل بر این هشت مقاله است: در مفهوم دولت، عناصر تشکیل دهندۀ دولت، تطور مفهوم دولت در فلسفۀ سیاسی، دولت در اندیشۀ سیاسی، دولت در نظام وابستگی، گسترش حوزۀ اقتدار دولت، دولت و فقر و توسعه، دولت و اقتدار و آیندۀ آزادی. بخش سوم به «نقد کتاب» اختصاص دارد. هستۀ مرکزی آثاری که مؤلف برای نقد برگزیده است اندیشه، ادب، سیاست و عرفان است. عناوین فصل پایانی کتاب را این عناوین تشکیل می‌دهند: حافظ اندیشه، چهار مقاله دربارۀ آزادی، ریشه های اجتماعی و دیکتاتوری و دموکراسی، فهم نظریه های سیاسی، یونگ و سیاست، موانع توسعۀ سیاسی در ایران، دموکراسی: پیش فرض ها و ابزارها، پریدن از قفس تنگ اسطوره ها: جامعۀ باز و دشمنان آن، جهان به کجا می رود؟ ناکارآمدی نخبگان سیاسی ایران بین دو انقلاب، جامعه شناسی و تحولات ارزشی، نقش عراق در شروع جنگ، پایان سیاست و واپسین اسطوره، ماجراهای جاودان در فلسفه.

    در فصیلت نقد
    علیرضا خانی
    اطلاعات
    چاپ اول: 1396
    دورۀ دو جلدی- جلد دوم

    کتاب «در فضیلت نقد» گزیده ای از یادداشت های علیرضا خانی سردبیر روزنامۀ اطلاعات است که در فاصلۀ سال های 93-95 نگاشته است. مقالات این اثر در چهار بخش کلی فرهنگ، جامعه، اقتصاد و توسعه، و همچنین سیاست طبقه بندی شده است. می توان گفت با این که نوشتارهای کوتاه این اثر هر کدام ماهیت و موضوع مستقلی دارند اما رشته ای آنها را به یکدیگر پیوند می زند. این دغدغۀ مشترک و پیونددهندۀ تمام مقالات این اثر را می توان چنین توصیف کرد: «بازگشت و کاویدن ریشه های مسائل و مصائب داخلی در درون و جستن مشی ها و منش ها و رفتارها و کردارهای ناسنجیده و نامدبرانه خود و نیز قائل شدن به نقش عوامل و علل حقیقی و ملموس و قابل اندازه گیری و قابل اثبات در به وجود آمدن رخدادها به‌جای تن سپردن به عوامل موهوم و فرضی و فریبنده و توطئه اندیشانه.» در بخش نخست با عنوان «فرهنگ» به موضوعاتی چون سلامت، سبک زندگی و تبلیغات ماهواره ای، ارزش ها و لرزش ها، آزمون، روزنامه نگاری و روزنامه خوانی، وندالیسم فرهنگی، شهرنشینی و شهروندی، آموزش و پرورش ما را به کجا می برد؟ دانشگاه و سقوط علم و اخلاق پرداخته شده است. بخش دوم «جامعه» نام دارد و برخی از مقالات این بخش عبارت‌اند از: علاج واقعه، سوداگری با سلامت مردم، امنیت روانی، اعتیاد زنانه، نشانه گیری، حرمت قانون، مشارکت، هشدار، رویایی درام، مقابله با فساد، پیشرفت واقعی، بیگانه گرایی از منظری دیگر، جبر یا اختیار، امنیت در دو سطح، رشد آسیب های اجتماعی در سایه اعمال سلیقه های فردی، بازگشت به اصول، حق تنفس. بخش سوم اثر «اقتصاد و توسعه» نامیده شده است و مؤلف به مباحثی چون یارانۀ نقدی، دشمن شناسی، بحران آب، کرامت کارگر، رسم اسراف، منافع ملی، نابرابری، اقتصاد مقاومتی، ساخت ایران، پارادوکس مالیات و سود و زیان صنعت خودرو پرداخته است. بخش آخر با عنوان «سیاست» بر مباحثی چون تروریسم، ایدئولوژی، فساد، اسلام رحمانی، اسلام رعب انگیز، هشدارهای پسابرجام، سانترالیسم، سرمایه ملی، آغاز عصر نئوپوپولیسم، تأملی در باب وظایف حاکمیتی دولت تمرکز کرده است.




    آخرین به روز رسانی در شنبه ۰۷ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۹
 
  • معرفي كتابهاي خارجي

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفي كتابهاي خارجي

    کیان رضوی



    Kierkegaard's Ethic of Love:
    Divine Commands and Moral Obligations
    by C. Stephen Evans  (Author)
    Publisher: Oxford University Press
    اخلاق عشق ورزی کی یرکگارد:
    فرمان های الهی و تعهدات اخلاقی

    درطول تاریخ، عرفا و متألهان عشق را بیش از هر گروه دیگری، ستوده‌اند و دربارۀ آن سخن گفته‌اند. آنان ذات جهان و حقیقت آن را براساس آموزۀ عشق درک و تفسیر می‌کنند و بر این باورند که نه تنها انسان، بلکه کل خلقت برای تحقق عشق به‌وجود آمده است. آنچه ما به‌عنوان جاذبه و قوانین و پیوندهای عالم می‌شناسیم، از نظر آنان کشش‌های عاشقانه و انجذابی است که از درون و ذات پیوندها ایجاد می‌کند تا هستی به پیش رود.
    بر اساس این دیدگاه و نظریه، اگر عشق نباشد، همه چیز از هم می‌گسلد و جهان زوال می‌یابد. اما انسان به‌طورخاص، بیشتر از همه موجودات جهان مظروف عشق است. ظرفی است که سرشار و لبریز از عشق شده و این بی‌خودی و از خودبیگانگی نیست؛ جست‌و‌جوی ناگزیر انسان در پی خویشتن است. یکی از بزرگ‌ترین متألهان فلسفه و معنویت اروپایی و شاید در کل طول تاریخ بشر، کی¬یرکگارد است. او با شور و اشتیاقی سخن می گوید که ناگزیر، آموزه‌های عاشقانه را بازتاب می‌دهد. سخن او و کتاب‌های او بیان یک مطلب بیش نیست: جست‌و‌جوی رهایی و عشق به خدا و خود و دیگری و هرچه می‌توان بودو‌نمودِ آن را حس کرد یا تخیل کرد.
    اما عشق برای کی¬یرکگارد و هواداران نظریات او، تنها منشأ اشتیاق و برافروزنده آتشی گرمابخش نیست، بلکه امری است با الزامات اخلاقی بسیار ظریف و قوانین و رابطه‌های پیچیده و باریک‌تر از مو. پس لازم است این الزامات اخلاقی هم به‌درستی دانسته شود و هم به کمال رعایت شود تا هم آدمیت انسان محفوظ بماند و هم عشق موجب تعالی و رهایی شود. شرح پله‌پلۀ این تعالی و این رهایی براساس آموزۀ اخلاق عشق‌ورزی و شرایط و تأثیرات آن و كیفیت نتایجی که به بار می آورد، ماجرایی است که در کتاب «اخلاق عشق ورزی کی¬یرکگارد: فرمان¬های الهی و تعهدات اخلاقی»، با دقت و در طی سرفصل‌های این اثر توضیح داده شده است. این کتاب در 376 صفحه و سیزده فصل به زبان انگلیسی نگاشته و در سال 2015 توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد چاپ و منتشر شده است.

    A General Theory of Love
    by Thomas Lewis  (Author),
    FariAmini (Author), Richard Lannon  (Author)
    Publisher: Vintage
    نظریۀ عمومی عشق

    نویسندگان این کتاب سه تن از روان‌شناسان و صاحب‌نظران برجسته‌اند که هر یک بیش از بیست سال سابقۀ تدریس و پژوهش دربارۀ مسائل روحی و روانی انسان را داشته‌اند. آنها با این کارنامه به‌سراغ موضوعی آمده‌اند که همواره ذهن بشر را به خود مشغول کرده و آن معادله‌ای دو مجهولی در عرصۀ عشق و رابطه آن با انسان است. در مجهول اول هنوز ثابت نشده که عشق مسئله‌ای فیزیکی و مرتبط با ساختار جسمی انسان است و البته منظور از جسم، پیچیده‌ترین بخش آن یعنی سلول‌های مغزی، عصب‌ها و نورون‌ها و هورمون‌ها به‌مثابۀ رابط میان این سیستم. بسیاری از نورولوژیست‌ها و روان‌پزشکان درحال‌حاضر عشق را عارضه‌ای می‌دانند که با ساختار فیزیکی انسان تناسب دارد و دنبال مکان‌یابی نوروفیزیکی آن در مغز می‌گردند. حدس و گمان‌ها و تئوری‌های زیادی نیز در این زمینه مطرح شده است. این یک مجهول. مجهول دوم مربوط به عوامل دیگری است که خارج از چارچوب فیزیک انسان مطرح می‌شود و بسیاری بر این عقیده‌اند که عشق را نباید از درون ساختارهای فیزیکی جسم انسان به‌عنوان یک عارضه استخراج کرد، بلکه یک موهبت و چیزی است که فراتر از زندگانی مادی برای انسان و بسیاری از جانداران، منشأ ارتباط متعالی و حس و حالی مابعدالطبیعی است. در تاریخ فرهنگ اسلام و ایران هم همین دیدگاه‌ها وجود داشته و با‌آنکه عشق همیشه مفهومی عرفانی پنداشته شده و از این دیدگاه بسیار محل توجه بوده، کسانی مانند ابن‌سینا به عارضه‌های جسمانی عشق بسیار توجه کرده و آن را بیماری دانسته‌اند. ابن‌سینا در کتاب قانون که اثر طبی او است، دربارۀ این عارضه‌ها سخن می‌گوید و از جمله خشک شدن دهان، بی‌اشتهایی، نامنظم شدن ضربان قلب و تند شدن نبض را برخی از عارضه‌های آن می‌داند و در همین حیطه به دنبال دلیل اصلی می‌گردد. پس این دیدگاه‌ها مسبوق به سابقه‌ای عظیم در تاریخ است اما حقیقت آن است که این مسئله هنوز حل نشده و نویسندگان کتاب «یک تئوری عمومی برای عشق»، معتقدند که نباید این مفهوم را تا حد عارضه‌ای جسمی تقلیل داد. آنها از ایدۀ استعلایی عشق هواداری می‌کنند و معتقدند آنچه نورولوژیست‌ها و روان‌شناسان تجربی و روان‌پزشکان حرفه‌ای در عرصۀ مغز و هورمون‌ها و عارضه‌های جسمانی آن که می‌تواند در هنگام عشق مشاهده شود را برجسته می سازند، از حقیقت آن غافل اند. این ایده‌ها نمی‌تواند آن حقیقت را توضیح دهد. رابطۀ میان یک مادر با کودکش یا از جان‌گذشتگی بسیاری از انسان‌ها یا جانداران دیگر برای کسانی که دوستشان می‌دارند و عاشقشان هستند، این فرضیات علمی را به سختی دچار چالش می‌کند. به‌گمان نویسندگان، مفهوم عشق را باید در محیطی فراتر از داده‌های جسمانی و تغییرات فیزیکی پیدا کرد. به‌این‌ترتیب، به‌مانند فیلسوفان ثنوی، انسان دارای روح مجزا و مؤثری نیز هست و عشق، خود یکی از دلایل اثبات وجود و حضور این روح معظم و جان‌بخش است که حقیقت انسان در آن تجلی پیدا می‌کند.
    بااین‌حال می‌توان از بسیاری از دستاوردهای نورولوژیست‌ها، جراحان مغز، روان‌پزشکان و شیمی‌دانانی که دربارۀ دی ان ای و هورمون‌ها تحقیق می‌کنند بهره گرفت تا دانسته شود چرا تأثیر عشق بر انسان تا این حد گسترده است و چرا انسان‌ها همچون موجوداتی ناگزیر بی آنکه گاهی اراده‌ای داشته باشند، در مقابل آنچه بدان عشق می‌ورزند، خود را نفی می‌کنند و از خود تهی می‌شوند و به یک معنا مسلوب و ای‌بسا مصلوب شوند. کتاب یادشده در 274 صفحه تألیف‌شده و انتشارات وینتیج در سال 2015 این اثر را چاپ و منتشر کرده است.

    The Love Ethic:
    Rediscovering Our Moral Compass
    by Terry Bell (Author)
    Publisher: Amazon eBooks
    اخلاق عشق‌ورزی:
    کشف مجدد مقیاس اخلاق

    بسیاری از مردم غیر از آنچه به صراحت در کتب مقدس آیینشان از آن سخن رفته را درنیافته و به آن نمی‌اندیشند. محتوای پنهانی که اغلب از چشم اکثریت پوشیده است و چشم تیزبین و اندیشۀ عمیق لازمه مشاهده و درک آن است. بسیاری مردم مراحلی از روزگار را تجربه می‌کنند که هیچ باور و کتابی پاسخشان را نمی‌دهد و هیچ قطب‌نمایی جهت را به آنان نمی‌نماید. هنگامی که هیچ لنگری نمی‌تواند کشتی‌شان را در میان امواج خروشان مصائب و افکار منفی متوقف سازد و زندگی جز سردرگمی معنای دیگری ندارد. درست در همین هنگامه است که عمق الاهیات و عشق فرازمینی و مفهوم و مقاصد شفابخش کتب مقدس اهمیت خود را نشان می‌دهد و چه بسیار افرادی که در این شرایط، نور امید را از لا‌به‌لای سطور آسمانی یافته‌اند و زندگی خود را بدین‌ترتیب بازیافته و نجات داده‌اند. اما چه کسانی واقعا قادر به یافتن این نورند و چگونه می‌توان در روزهای تاریک و در ناامیدی آن را یافت؟
    این امر حساس و مهم همواره بر عهده کسانی بوده که هریک به‌نحوی علم و تجربیات معنوی و الاهی را کسب کرده و در علوم مذکور سخنی برای گفتن داشته‌اند. در این حوزه، هریک از کسانی که به سطحی بالاتر از پیرویِ صرف دست یافته، با تجربه‌ای خاص و از راهی منحصر‌به‌فرد به مرحله‌ای والاتر از اکثریت متوسط‌الحال رسیده‌اند و برخی از آنان با توجه به مشاهدات و بر‌مبنای تجربیات فکری و عملی، حیات روحانی و دست‌یافته‌های معنوی خود را با دیگران در میان گذاشته‌اند. براساس آموزه های شناخته‌شده و متعارف در بالاترین سطح این مردمان، عرفا قرار دارند و در قاعدۀ هرم، مردم عادی که برحسب چرخش روزگار و در طی مسیر زندگی خود به سطحی از معرفت و ژرف‌نگری رسیده‌اند که ظرفیت معنوی و آگاهی خود را فراتر از مطالعۀ سطحی متون مقدس و پیروی از شریعت می‌دانند و می‌کوشند تا لایه‌های زیرین این متون و قواعد را برای دیگران نیز روشن سازند. یکی از کسانی که در این راه کوششی بسیار مفید و مهم انجام داده و با استقبال بسیار زیادی رو‌به‌رو شده، پروفسور تری بل است که در کتاب اخیر خود «اخلاق عشق‌ورزی: کشف مجدد مقیاس اخلاق» دربارۀ طبیعت و سرشت انسان و ضرورت عشق‌ورزی در زندگی آدمی سخن گفته است. کتاب حاضر بحث در 160 صفحه و به زبان انگلیسی نگاشته شده و مشتمل بر یازده فصل است که دربارۀ عشق به خداوند، مفهوم نجابت در عشق و روابط انسانی، ریشه‌های روان‌شناختیِ عشق، عشق بی‌پروا و عشق پاکدامن و موضوعاتی از این قبیل سخن گفته و متنی جالب و خواندنی به خوانندگان و علاقه‌مندان به موضوع ارائه کرده است. نسخۀ الکترونیکی «اخلاق عشق‌ورزی: کشف مجدد مقیاس اخلاق» هم اکنون قابل تهیه و به گفتۀ وبسایت آمازون نسخۀ چاپی این اثر نیز به‌زودی روانه بازار کتاب خواهد شد.

    Love and Christian Ethics
    (Tradition, Theory, and Society)
    Frederick V. Simmons, Brian C. Sorrells
    Publisher: Georgetown University Press
    عشق و اخلاقیات مسیحی
    (سنت، نظریۀ و جامعه)

    چنان‌که می‌دانیم، عیسی‌مسیح پیامبرمهربانی و در دین او، عشق و مهربانی مبنای روابط انسانی وبه‌نوعی بنیان تعاملات اجتماعی است. از مهم ترین فرمان‌های آیین مسیحیت این است که آن‌گونه که خود را دوست می‌داری همسایه‌ات را دوست بدار و حتی به دشمنانت عشق بورز. اما این عشق دقیقا چیست و این مهربانی در چه حدودی تعریف می‌شود؟ آیا تعریف این عشق، نسبی و از فرد به فرد در جوامع انسانی متغیر است و یا امری مطلق و دارای حدود و چارچوب مشخص است؟ آیا این مهربانی در ذات و جوهر انسان قرار داده شده و یا امری اکتسابی است که طی تعالیم و تمرینات روحی و معنوی به‌دست می‌آید؟
    این پرسش¬ها و سؤالات بسیاری از این دست، پرسش‌هایی است که متألهین و عالمان بزرگ آیین مسیح، از ابتدای تاریخ این دین تا به امروز در تلاش‌اند که برای آن پاسخی بیابند و گرهی از این ابهامات بگشایند. در این کوشش طولانی، مکاتب گوناگون فکری و معنوی پدید آمده و نظریات رنگارنگ و متفاوت در این زمینه ارائه شده است. در چند دهۀ اخیر، دانشجویان و استادان الاهیات مسیحی، کوشیده‌اند تا به درکی درست و دامنه‌ای مشترک از این پاسخ‌ها دست یابند و محدوده‌ای واحد برای پاسخ‌گویی به این سؤالات اساسی به‌دست آورند.
    کتاب «عشق و اخلاقیات مسیحی»، یکی از این تلاش‌هاست که به‌قلم دو تن از استادان برجستۀ الاهیات مسیحی، پروفسور فردریک وی. سیمونز و دکتر برایان سی. سورلز نگاشته شده و مخاطبان خود را از میان طیف وسیعی از خوانندگان اعم از دانشجویان و پژوهندگان در زمینه‌های مربوطه و مخاطبان عام انتخاب کرده است. مطالب این کتاب به سه بخش تقسیم می‌شود: سرچشمه‌های اجتماعی و روان‌شناختیِ غرب در تعریف مفهوم عشق از چشم‌انداز مسیحیت، پرسش‌های انتقادی و شبهه‌برانگیز مکتب‌های منتقد مسیحیت دربارۀ این مفهوم، و سرانجام تأثیر و تأثر واقعیات اجتماعی از مفهوم عشق و مهربانی در دین مسیحیت. این سه بخش دربردارندۀ مطالب و تحقیقاتی کم‌نظیر و نو در این زمینه‌اند که با شیوه‌ای جذاب و گیرا نگاشته‌شده و مخاطب را به خوانش و تأمل هر چه بیشتر درباره موضوع وامی‌دارد. بخش اول این کتاب «سنت»، دارای شش فصل با عناوین زیر است: 1- تفسیر امر به عشق در متن جامعه؛ 2- تصور عشق: مسیحیان و یونانیان؛ 3- «دفاعیه»: عشق و آگاهی در اعترافات قدیس آگوستین؛ 4- میل به شادمانی و فضیلتِ اراده؛ رفع یک تناقض در الاهیات فلسفی قدیس آکوئیناس؛ 5- کانت و آسیب‌شناسی مسئلۀ عشق؛ 6- کی‌یر‌کگارد و کانت و عشق به‌مثابۀ تکلیف.
    بخش دوم با عنوان «نظریه»، دربر‌دارندۀ فصول هفتم تا سیزدهم کتاب حاضر است با عنوان‌های: 7- عشق غامض به خداوند؛ 8- یکدلی، شفقت و عشق به همسایه؛ 9- بخشش در خدمت به عشق؛ 10- عشق الهی به‌مثابۀ قربانی کردن نفس؛ 11- سرخوشی و عشق مسیحی؛ 12- عشق مسیحی به‌عنوان دوستی؛ 13- تکامل، آگاپه و تصویر خداوند: در پاسخ به طبیعت‌گرایان. بخش سوم کتاب «عشق و اخلاقیات مسیحی» با عنوان «جامعه»، دربرگیرندۀ فصول چهاردهم تا بیست‌و‌یکم است که در سطور بعدی به عناوین آن اشاره خواهیم کرد: 14- عشق، عدالت و قانون؛ 15- عدالت در سلامت جهانی: عشق به‌عنوان سیاست متحول کننده؛ 16- عشق در جایگاه اخلاق جنسی در مسیحیت؛ 17- مراقبه در عشق و خشونت؛ 18- عشق به طبیعت: اخلاق زیست‌محیطی در مسیحیت؛ 19- عشق دو گانه و پلورالیسم مسیحی؛ 20- عشق به همسایه در سنت یهودی؛ 21- عشق به همسایه در گفتمان اسلامی. این کتاب در 408 صفحه به زبان انگلیسی تألیف و در سال 2016 انتشارات دانشگاه جورج تاون آن را چاپ و منتشر کرده است.

 
  • گزارش سمينارها

    PDF چاپ نامه الکترونیک
    افق فرهنگ

    گزارش سمينارها


    یونان باستان در مدرسۀ مطالعات کلاسیک آمریکا
    باتوجه به اهمیت یونان ‌به‌عنوان مبدأ فرهنگ غربی و نقش مهم آن در به‌وجود آمدن نگاه فلسفی و ارزش‌های ادبی و هنری در مغرب زمین و بلکه در سراسر جهان، طبیعی است که همواره مطالعات، پژوهش‌ها و همایش‌هایی در این موضوع در حال انجام باشد. آمریکایی‌ها کمتر از دیگر ملل اروپایی به یونان توجه داشته‌اند اما در دهه‌های اخیر نوعی چرخش به سوی شناخت یونان و فرهنگ و هنر و علم و اندیشه‌های معتبری که در چارچوب این فرهنگ شناخته شده است در آمریکا دیده می‌شود.
    مدرسۀ مطالعات کلاسیک آمریکا، یکی از مؤسساتی است که نشست‌ها و جلسات معتبری دربارۀ یونان و فرهنگ یونانی و هنر و ادبیات و دیگر مواریث آن برگزار کرده است. استمرار این سمینارها در سال‌های اخیر نشان دهندۀ موج تازه‌ای از گرایش‌های فرهنگی برای شناخت یونان باستان است. در اینجا به دو همایش در مدرسۀ مطالعات کلاسیک آمریکا اشاره می کنیم و لازم به توضیح است که مسئولان سمینار برای بالا بردن سطح بینش و علاقۀ شرکت‌کنندگان و تقریب به موضوع تصمیم گرفته‌اند که سمینارها را در مرکز یونان یعنی شهر آتن برگزار کنند.

    مجسمه‌ها و معنای زیبایی
    هنر یونانی و مکتب آناتومیک آن همواره الهام‌بخش هنرمندان بزرگ به‌ویژه نقاشان و مجسمه‌سازان بوده است. ما از موسیقی در یونان باستان چیز زیادی نمی‌دانیم؛ هرچند فلاسفه و اندیشمندان و دانشمندان یونان بسیار به این موضوع علاقه داشته‌اند و می‌دانیم که هنرهای کلامی نظیر شعر و داستان و نمایش نیز در مرکز توجه یونانیان بوده و به‌دست شاعران و نمایش‌نامه‌نویسان نابغۀ یونانی به‌رشد و اعتلای چشم‌گیری دست‌یافته است. اما مهم ترین وجه هنرهای یونانیان را می‌توان و باید در معماری و مجسمه‌سازی و جلوه‌های بصری شهرهای آنان یافت. در این همایش علاوه‌ بر اجرای کنسرت و دیدار از موزه‌های آتن و معابد و بناهای باستانی به‌وسیلۀ فیلم و اسلاید و میزگردها و کارگاه‌های آموزشی به تبادل آرا پرداخته‌شده و فعالیت‌های متنوعی طی این همایش انجام می‌شود. علاقه‌مندان به این سمینار که از تاریخ دوازدهم ژوئن آغاز شده و تا روز بیستم همین ماه ادامه دارد، با دعوت یا ثبت‌نام یا ارائۀ مقالات و آثار مورد قبول دبیرخانه علمی همایش در آن شرکت می‌کنند اما استفاده از سخنرانی‌ها و نتایج به‌صورت آنلاین و در معرض اطلاع علاقه‌مندان است.

    اسطوره
    پیچیده‌ترین و گسترده‌ترین بخش از فرهنگ، عقاید، آیین‌ها و هنر یونان را می‌باید در اسطوره‌های یونان باستان مستتر دانست و دنبال کرد. کثرت اساطیر و خدایان و تعداد چشمگیری از منابع و آثاری که به توضیح در این‌باره پرداخته و به دست ما رسیده است، اسطوره‌شناسی یونان باستان را به رشته‌ای جذاب برای تحقیق و پژوهش‌های باستانی تاریخی، هنری و دینی بدل کرده است. چند تن از برجسته‌ترین متخصصان فرهنگ یونان باستان در دانشگاه‌های امریکا و اروپا با شرکت در سمینارهای مدرسۀ مطالعات کلاسیک امریکا، به ارائۀ دستاوردهای پژوهشی خود در طول سال‌های اخیر می‌پردازند و خبر خوب آن که تعدادی از یافته‌های نوین و کم‌سابقه برای اولین بار در این سخنرانی‌ها مطرح شده و درمعرض بحث و نظر دانشجویان، استادان و پژوهشگران قرار داده می شود. دانشجویان شرکت‌کننده در سمینار در کارگاه‌ها و میزگردهای این سمینار با استادان به تعامل و پرسش و پاسخ می‌پردازند و ضمن بازدید از نمایشگاه کتاب در دیدار از موزه‌ها و معابد معروف باستانی در آتن، تأثیر هنری اسطوره‌های یونان را بر این جلوه‌های به‌جا‌مانده از تاریخ و جامعۀ باستان یونان مشاهده کرده و با آن آشنا خواهند شد. در این جلسه چند تن از استادان یونان‌شناس و اسطوره‌شناس از امریکا و یونان به ایراد سخنرانی می‌پردازند. این سمینار از روز هفدهم تا بیست‌وچهارم ماه ژوئن برگزار می‌شود.

    چالش آزادی
    مؤسسۀ پژوهشی و مطالعاتی ایندیپندنت، در تصمیمی جالب و بسیار به‌قاعده، سمینار مهمی با عنوان چالش آزادی برای بررسی ریشه‌های تاریخی، معضلات کنونی و ابهامات مربوط به آیندۀ آزادی برگزار می‌کند. به نظر برگزارکنندگان این همایش، هر سه مرحلۀ تکوین تاریخی، چالش های کنونی در جهان معاصر و آیندۀ مبهم آزادی در جوامع غربی و دیگر جوامع جهان ‌باید به‌درستی شناخته شود تا بتوانیم درک و تحلیل درستی از مفهوم و کارکردهای آزادی داشته باشیم و اجازه سوءاستفاده و آسیب رساندن به این حق بشری را ندهیم. آزادی در جوامع مختلف معانی متفاوتی داشته و درطول تاریخ به‌تدریج با مفاهیم سیاسی، اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پیوند خورده است. در عصر روشنگری و پس از آن تا دوران مدرن، مفهوم آزادی به‌عنوان یک حق و در پیوند با آزادی اعتقاد و آزادی در رقابت‌های سیاسی برجستگی یافت؛ اما مسئله این است که بسیاری از کسانی که آزادی‌های انسانی را پایمال می‌کنند، خود با ادعای آزادی خواهی به میدان می‌آیند و بعد هم با تفسیرهای نادرست و ویرانگر به جنگ آزادی می‌روند. پرسش اینجاست که چگونه به‌گونه‌ای که کمترین آسیب به آزادی‌های بشری وارد شود می‌توان این مسائل و محدوده‌ها را روشن کرد؟
    یکی از سخنرانی‌های این سمینار که بر رابطۀ میان آزادی و آگاهی تأکید بیشتری دارد، آگاهی و افزایش دانش بشری و آموزش‌های پایه به مردم را تنها راه و ضامن این امر قلمداد می‌کند. به‌عبارت‌دیگر صیانت از آزادی و به دست آوردن آن به‌عنوان حقی فردی و جمعی، ارتباط مستقیمی با آگاهی ما نسبت به آزادی‌هایمان دارد. در این سمینار به‌ویژه سخنرانی‌هایی در نظر گرفته شده است در باب آیندۀ آزادی. سخنرانان که متخصصان علوم اجتماعی و علوم سیاسی و تاریخ‌اند، به پرسش‌های بسیار مهمی پاسخ داده یا واکنش نشان می‌دهند. ازجمله این که باتوجه به تحولی که در جوامع جوان از جهت امکانات اطلاعاتی و ارتباطی پدید آمده است، درعین‌حال، همین امکانات می‌توانند ابزارها و وسایل محدودکنندۀ بسیار مهمی در عرصه آزادی‌های فردی و اجتماعی  باشند. بسیاری از رژیم های سیاسی به همین وسیله و با کمک همین ابزارها توانسته‌اند ضمن تظاهر به آزادی و حفظ حقوق بنیادی مردم به‌خصوص جوانان، کانون‌های قدرت و فعالیت بخش‌های فعال جامعه را از کار بیندازند و درحقیقت نوعی سرکوب پنهان و کنترل نامحدود ایجاد کنند. این یکی از چالش‌های آیندۀ آزادی است. درعین‌حال خود افراد به‌ویژه جوانان نیز ممکن است با رویکردهای آنارشیستی و رادیکال، مانعی برای تحقق آزادی‌های خود باشند و آشفتگی را در مرز آزادی قرار داده و به آرمان‌های فردی و اجتماعی آسیب برسانند. این نوع چالش‌ها مهم تر از آن است که نادیده گرفته شده یا به آیندۀ نامعلوم واگذار شود.
    هدف سمینار چالش آزادی در مؤسسۀ پژوهشی و مطالعاتی ایندیپندنت که از روز بیست‌ویکم ژوئن آغاز شده و تا روز بیست‌و‌هشتم همین ماه ادامه خواهد داشت، این است که با درک درست از چالش‌های آزادی در زمان معاصر، گمانه‌ها و برنامه‌های مناسبی برای آیندگان فراهم آید و نسل‌های نوپدید آسیب‌های تجربه‌شده را بتوانند هضم و حل کنند.

    سمینارهای علوم انسانی در دانشگاه جورج مِیسن
    برخلاف آنچه بسیاری از ما در ذهن داریم، علوم انسانی هر روز بیشتر به‌ دانشی عین‌گرا و رئال تبدیل می‌شود. درواقع ما به‌سوی برداشت‌های عینی از مسائل انسانی می‌رویم به گونه‌ای که برای هر نظریه می‌باید فکت‌ها و نمونه‌های متعدد در جامعه وجود داشته و ارائه شده باشد تا بتواند اثبات‌کنندۀ تئوری قلمداد شود. البته این اثبات با پوزیتیویسم علمی، فاصله و تفاوت‌های خاص خود را دارد اما نزدیکی علوم انسانی به اثبات‌گرایی تجربی و آزمونی می‌تواند معنای دیگری نیز داشته باشد. آن معنا این است که در گذشته از آزمایش جوامع و انسان‌ها سر باز زده و این مسئله انکار می‌شد. بسیاری از دانشوران و پژوهشگران علوم انسانی هراس بسیار داشته‌اند از اینکه انسان و محیط‌های فردی و اجتماعی او را در حد یک عنصر آزمایشگاهی یا یک موش آزمایشگاهی تنزل دهند.
    امروزه دیگر چنین تعصبی وجود ندارد. درعین‌حال امکانات آماری و سنجیداری دقیق‌تری در اختیار ما قرار گرفته تا به داده‌های بیشتر و مطمئن‌تری تکیه کنیم. به‌این‌ترتیب علوم انسانی جایگاه والاتری پیدا کرده و تأثیر بیشتری نیز در فهم اوضاع و شرایط و برنامه‌ریزی برای تغییرات انسانی ایفا خواهد کرد. مؤسسۀ مطالعات علوم انسانی با توجه به تغییر جایگاه و موقعیت علوم انسانی در عصر ما، مجموعه‌ای از سرفصل‌های مشخص را برای چند سمینار برگزیده است. ما در این شماره یکی از آنها را گزارش و اطلاع‌رسانی می‌کنیم و در شماره‌های آیندۀ اطلاعات حکمت و معرفت به گزارش سمینارهای دیگر این مجموعه خواهیم پرداخت.

    گذشته و حال: تکامل آزادی
    در سمینار مذکور بحث با در نظر گرفتن وضعیت کنونی جوامع و سیستم های لیبرال در جهان امروز، به این مسئله توجه شده است که آیا هنوز ایده‌ها و نظریه‌ها می‌توانند کارکرد قدرتمندی در مقابل نظام و وضع موجود داشته باشند؟ درواقع هنگامی که ما با یک مجموعۀ عظیم از سیاستگران، اکتیویست‌ها و هواداران وضع موجود طرف هستیم، ایده‌های جدید و بدیع و تحول‌گرا به تعمیق آزادی انسان‌ها به‌عنوان هدفی بنیادی چه کمکی می‌توانند بکنند؟
    بسیاری از نظریه‌پردازان حوزۀ سیاست و علوم اجتماعی امروز بر این باورند که برای تغییر اجتماع، هیچ عنصری قوی‌تر و مؤثرتر از خود اجتماع و اعضای آن نیست. هیچ فعال و اندیشمند و سیاست‌مداری نمی‌تواند به اندازۀ فردفرد مردمی که در بدنۀ اجتماع زندگی می کنند بر تغییرات جهان اثر بگذارد. در راستای دستیابی به همین موضوع بسیاری از متفکران سیاسی و اجتماعی در سال‌های اخیر کوشیده‌اند تا وارد بطن جوامع شوند و تریبون‌ها و بلندگوها و کلاس‌های درس و نشریات را ترک گفته‌اند تا به خیابان‌ها و مردم بپیوندند. یکی از مشهورترین این متفکران اسلاوی ژیژک است که گوش اغلب سیاست خواندگان و محققان علوم سیاسی با نامش آشناست.
    براساس این ایده، حل کردن تمام مشکلاتی که اجتماع با آن رو‌به‌رو است و دستیابی به هر هدفی که مردم در پی‌آن‌اند، به‌عهدۀ کسی جز خود مردم و اعضای اجتماع نیست.
    در این سمینار هفت‌روزه که در روز هفدهم ژوئن آغاز می شود، با نگاهی به تاریخ لیبرالیسم و فعالیت‌های آزادی‌خواهانۀ سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر و با بررسی اقتصاد در روزگار ما و نقش پررنگ آن در سیاست و جامعه، دربارۀ نقش مهم مردم در تغییر جهان بحث و گفت‌وگو می شود.
    این همایش برای دانشجویان جوان مقطع کارشناسی درنظر گرفته شده و شرکت در آن برای محصلین رشته‌های علوم اجتماعی، علوم سیاسی و جامعه‌شناسی آزاد است. در این هفت روز، استادان مختلفی در مباحث مختلفی مربوط به موضوع سمینار به بحث می‌پردازند؛ از جمله این سخنرانان می‌توان به دکتر آنتونی دیویس، استاد مطالعات اجتماعی در دانشگاه سن وینسنت و نویسنده مقالاتی مهم در جراید معتبر از جمله وال استریت جورنال، لس‌آنجلس تایمز، واشنگتن پست، فوربز، نیویورک دیلی و... ، پروفسور جیمز استیسی تیلور استاد تاریخ سیاسی در دانشگاه نیوجرسی و صاحب آثار و مقالات مهم درزمینۀ تاریخ معاصر و دیپلماسی، دکتر رابرت مکدونالد استاد تاریخ در دانشگاه نظامی آمریکا و چندین استاد برجستۀ دیگر اشاره کرد.

    گوهر کمیاب خرد و آزادی
    عزت الله فولادوند در نشست رونمایی از «کتاب ارج نامه استاد عزت الله فولادوند» که در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، سخنرانی خود را ارائه کرد و گفت: این جلسه به مناسبت رونمایی از کتابی منعقد شده است که انتشارات مینوی خرد با عنوان در جستجوی خرد و آزادی که اشاره به تلاش های اینجانب دارد، منتشر کرده است. اعتقاد راسخ من همواره در سراسر عمر بر این بوده که هیچ کوشش بشری همسنگ تلاش برای دستیابی به این دوگوهر کمیاب (خرد و آزادی) نبوده و نیست. اما از بازی های چرخ اینکه اغلب حاصلی که از آن تلاش های بی دریغ به دست آمده عکس مقصود اصلی بوده است و درختی که با آن همه امید و آرزو کاشته شده میوه تلخ به بار آورده است. خرد به نابخردی بدل گشته و آزادی به بندگی تغییر ماهیت داده است.
    وی در ادامه گفت: به نظر می رسد در این راه نیز مانند دیگر نامرادی های آدمی علل متعدد وجود داشته، اما شاید بیش از همه علت شکست گزینش وسائل و راه های نادرست برای حصول مقصود بوده است. یعنی درست در جایی که بیش از هروقت به خردمندی نیاز وجود داشته است. از خرد می توان همچنین به دانایی تعبیر کرد و از بی خردي به نادانی، اما این معادله همه جا درست درنمی آید. افرادی بوده اند و هستند که لاف دانستن زده اند، یعنی اطلاعات فراوان داشته  اند، اما خردمندانه عمل نکرده اند. بی   اطلاعی به یقین به زیان می انجامد و اطلاعات شرط لازم و مایه کار است، اما شرط کافی نیست. آنچه انبوه اطلاعات را از اعتبار می اندازد گزینشی عمل کردن است. فولادوند افزود: اگر هرآنچه که به مذاقمان خوش آمد، پایه قرار دهیم بی گمان خطا خواهیم کرد. دلیل این امر که شاید از شدت وضوح اغلب به چشم نمی آید روشن است. همه می دانیم یا باید بدانیم که هیچ کس به تنهایی قادر به فهم کل واقعیت عینی جهان نیست. زیرا جهان همواره فقط در یک چشم انداز به او نمایانده شده است. این چشم انداز تعین کننده یا متناظر با نقطه دید و نظرگاه او در جهان است. وی همچنین در بخش دیگری از سخنانش گفت:
    عقل است که چراغ راه زندگی است و سرپیچی از آن آینده را تیره و تار می کند. اما هر چه در ستایش عقل بگوئیم باز می بینیم پهنه ای پهناور و پرراز نگفته مانده و آن قلمرو دل است و عشق. به قول مولوی هرچه گویم عشق از آن بالاتر است. من تا هرجا که به یاد دارم در سراسر زندگی دل درگرو عشق به ایران داشته ام اگر درست بنگریم و دلتنگی ها را کنار بگذارم ایران از شگفتی های جهان است. کشوری است یگانه که برخلاف بسیاری کشورهای دیگر که محو شده اند و به گذشته ها پیوسته اند، در طول هزاران سال به رغم سهمگین تر حوادث و به رغم هجوم رومی و ترک و تازی، به رغم کینه های کسانی که از بیرون و درون کمر به برانداختن آن بسته بودند، با متانت و سرسختی ایستاد و مبارزه کرد و نگذاشت بدخواهان به کام دل برسند.
    فولادوند گفت: یکی از گرانمایه ترین میراث های مردم این سرزمین زبان فارسی بوده است. زبانی که در فلسفه و شعر و نثر پیوسته در اوج قدرت بوده است و همچنان امروز زنده و پابرجاست. من همواره عاشق هنر بوده ام و آثار بزرگ هنری را از هر قوم و ملتی ارج نهاده ام. هنرمندان به روح بشر غنی بخشیده اند. من اعتقاد راسخ دارم که  ملت بزرگ ایران شایسته ترین سهم را در این میان داشته است. آثار فردوسی و سعدی و حافظ و مولوی  و دیگر بزرگانی چون آنان در بالاترین حد هنر جهانی و میراثی در منتهای ارزندگی در تاریخ بشر است. بی نهایت شادمانم که این زبان فخیم برخلاف بسیاری از  زبان های اقوام دیگر زنده و شکوفان است.
    وی در پایان یادآور شد: من افتخار می کنم که هرگاه در این سده بیست و یکم قلم به دست می گیرم، هنوز به زبان فردوسی و حافظ و سعدی می نویسم. هرچه داریم از وجود ارجمند ایران است بنابراین با آوای بلند می گویم که همه عالم تن است و ایران دل پاینده ایران.

    تجلیل از عزت الله فولادوند
    در نشست رونمایی از کتاب ارج‌نامه استاد عزت‌الله فولادوند نیز دکتر حسین معصومی همدانی گفت: در زمان این ۳۸ سال گذشته تحولات بزرگی در جامعه رخ داده است. در حوزه اندیشه، گروه های مرجع عوض شده اند و قبل از انقلاب کتاب های مرجع عمدتا کتابهای شعر بودند در صورتی که اگر به کتاب هایی که بعد از انقلاب منتشر شده است توجه کنید، تفاوت بسیار زیادی کرده اند. زبان بیان فکر به همانی که باید باشد تبدیل شده است و از زبان ادب به زبان رویکرد تقلیل پیدا کرده است. وی یادآور شد: در این فضا عمده آنچه فولادوند ترجمه کرده است هر چند بسیاری از آنها تخصصی بوده اما با تسلط بر زبان مبداء و مقصد، متون را به صورتی ترجمه کرده است که هر خواننده ای از خواندن عمده این کتاب ها دست خالی بر نمی گردد. کتاب  هایی مانند آثار بریان مگی، آیزابرلین، هانا آرنت و کارل پوپر آثاری است که استاد فولادوند آنها را ترجمه کرده است. دکتر رضا داوری‌اردکانی نیز گفت: از سال ۱۳۳۵ مترجمان بزرگی از جمله استاد فولادوند ظهور کردند که آثار بسیار خوبی را با علم و تعمق در فلسفه و زبان دانی یعنی هم زبان متنی که ترجمه می شود و هم زبان فارسی، به ترجمه پرداختند. من به تجربه شهادت می دهم که ترجمه کار بسیار دشواری است و کاری که دکتر کاویانی کرده اند گاهی مایه اعجاب است. این استاد دانشگاه تهران ادامه داد:
    دشواری ترجمه در حوزه فلسفه باعث می‌شود که مترجم دارای ویژگی‌های خاصی باشد، در حالی که فولادوند به ترجمه در حوزه آثار فلسفی دست زد که متن‌های ترجمه شده بسیار روان بود و باید گفت تنها مترجم آگاهی مانند استاد فولادوند می‌تواند از عهده چنین کاری برآید. فولادوند فیلسوف به معنای معنوی و لغوی لفظ است و من امروز اینجا آمده ام که به ایشان ادای احترام بکنم. حجت الاسلام داوود فیرحی نیز گفت: ترجمه به مثابه نوعی فلسفیدن یا تفکر است. ترجمه فلسفه و نقش ترجمه هایی که فولادوند در اندیشه سیاسی در ایران معاصر دارند بسیار زیاد است. در آثار ایشان دو عبارت یکی کلمه فلسفه و دیگری بحث در حوزه سیاست به کرات بیان شده است. وی افزود:
    اکثر ترجمه  های ایشان در حوزه فلسفه سیاسی است. ایشان به ویژه به مفهوم آزادی در کتاب  های خود پرداخته است. در واقع این کتاب ها به نوعی حکایت از علایق مرکزی استاد دارد. کتاب آزادی، قدرت و قانون نوشته نویمان ویژگی هایی دارد که به بحث و پژوهشی های ما کمک می کند. در این کتاب برای اولین بار است که آزادی به جای اینکه در برابر قدرت باشد تولید کننده قدرت سیاسی است. در طول تاریخ همواره آزادی در برابر قدرت بوده است. به طور مثال از زمان مرگ فتحعلی شاه تا انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی و تاکنون یکی از محوری ترین بحث های جامعه ما بحث آزادی قانون بوده است.

    آرای شرق‌شناسان متاخر درباره زبان قرآن
    نشست هفتگی شهرکتاب به نقدوبررسی آرای شرق‌شناسان متاخر درباره زبان قرآن اختصاص یافت. در این نشست دکتر علی شریفی عضو هیات‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی حضور یافت تا به بررسی آرای شرق‌شناسان متاخر درباره‌ زبان و معناشناسی قرآن بپردازد؛ وی تلاش کرد ضمن اجتناب از آسیب‌های این مطالعات، نقاط مثبت آن‌ها را در مسیر فهم روشمند قرآن کریم برشمرد. شریفی پیش از ورود به بحث، ذکر مقدمه‌ای در معرفی مولفه‌های اساسی موضوع نشست را ضروری دانست و اظهار داشت: پیش از هرچیز باید دریابیم ضرورت رویارویی با آرای شرق‌شناسان در چیست؛ آیا آن‌چنان‌که بسیاری معتقدند، تنها استناد به معارف و تفاسیر سنتی خودمان کافی است؟ من با این رویکرد موافق نیستم. درباره‌ شرق‌شناسان نظرگاه‌های متعددی وجود دارد؛ برخی با تکیه بر رویکردهای ایدئولوژیک و مغرضانه تلاش‌ها و فرآورده‌های شرق‌شناسان را تماما وامی‌نهند و ناکارآمد می‌دانند که این منصفانه نیست. البته ده تا بیست درصد مقالات ایشان با رویکردهای مغرضانه صورت یافته است؛ مثلا در مقاله‌ای با عنوان «تشیع و قرآن» نوشته‌ روبین  بر وجود قرآنی تنها خاص شیعه تاکید شده است؛ حال آن‌که می‌دانیم این‌گونه نیست؛ حضرت علی(ع) با یکسان‌سازی قرآن از سوی عثمان مخالفت نکرد؛ شیعه قرآن موجود را قبول دارد. وی ضمن شرح دقیق دیدگاه شیعه درباره‌ مصحف‌های مختلف قرآن افزود: با این همه بسیاری مقالات، علمی و در خور استفاده‌اند؛ در برخی موارد نیز مستشرقان به خطای علمی دچار شده‌اند که محتمل است. منشا بسیاری از خطاهای یادشده، ترجمه‌نشدن بسیاری از معارف قرآنی شیعه به زبان‌های دیگر است؛ از این‌روی مستشرقان بیش‌تر با منابع اهل سنت سروکار دارند؛ بنابراین بین دیدگاه‌های مختلف تعادل ایجاد نشده است. با توجه به این‌که شرق‌شناسی دوره‌های متعدد دارد و امروزه شرق‌شناسان بر همکاری با علمای مسلمان تاکید دارند، می‌توان بر این مهم تاکید کرد که مباحث تازه در این حوزه علمی‌تر و دقیق‌تر از پیش است. علمای مسلمان نیز می‌توانند از روش‌ها و رویکردهای علمی ایشان بهره‌جویی کنند. شریفی به دامنه‌ فعالیت‌های شرق‌شناسان در حوزه‌های مختلف قرآنی، در بستر تاریخ اشاره کرد و اظهار داشت: از نیمه‌ نخست قرن بیستم به این سوی رویکردهای شرق‌شناسان در رویارویی با قرآن معتدل‌تر و به دیدگاه‌های شیعیان نزدیک‌تر شده است. در نگاه به پیشینه‌ فعالیت شرق‌شناسان در حوزه‌ یادشده، در می‌یابیم ایشان در قرن بیستم به جنبه‌های زبان‌شناختی قرآن بیش‌تر پرداخته‌اند؛ موضوعاتی چون قرائت، واژگان دخیل در قرآن (واژگانی که ریشه عربی ندارند)، انسجام، متن و مباحثی از این‌دست را در نظر آورده‌اند. همچنین یکی از مفصل‌ترین مباحث نزد شرق‌شناسان حروف مقطعه است. مفسران ما بیش از بیست نظریه‌ درباره‌ این موضوع صادر کرده‌اند؛ اما هیچ‌یک از این نظرگاه‌ها قطعیت ندارند؛ مستشرقان هم دیدگاه‌ها و ایده‌های بسیاری در این‌باره دارند. در ادامه‌ نشست، ابوالفضل حری پیشینه‌ مطالعات شرق‌شناسی و پژوهش‌های قرآنی در عصر حاضر را تشریح کرد؛ وی اظهار داشت: پس از دهه‌ی ۱۹۶۰ مطالعات قرآن نزد غربی‌ها پیشرفت بسیار کرده است؛ رویکردهای نقشی و سیستمی در حوزه‌ زبان در این زمینه بسیار تاثیرگذار بوده و به نتایج مطلوبی انجامیده است. برخی رویکردهای رایج قرآن را فراتر از معناشناسی در نظر آورده‌اند؛ پرداختن به این رویکردها اهمیت دارد؛ چراکه مباحث معناشناختی به یافتن مولفه‌هایی متفاوت می‌پردازند؛ به نظر می‌رسد این رویکرد درباره‌ قرآن به تنهایی کفایت نمی‌کند. ایزوتسو در اثر خود بسیاری از کلیدواژه‌های ایمانی را بررسی کرده است؛ به نظر می‌رسد رویکرد وی در نوع خود بسیار کارآمد است. البته باید این را نیز در نظر آورد که کار وی در دهه‌ ۱۹۳۰ صورت یافته است و بر تلاش‌های اخیر مقدم است. وی افزود: باید بر این امر تاکید کرد که از دهه‌ ۱۹۶۰ به این سو رویکردهای قرآنی از جنبه‌های معنایی فراتر رفته و به نگاهی گفتمانی بدل شده است. انعقاد یک کلام مشخص در یک زمان مشخص برای مخاطب مشخص تعبیری است که می‌توان از «گفتمان» داشت. نگاهی مبتنی بر این مفهوم که برگرفته از نگاه هالیدی در زبان‌شناسی است در پژوهش‌های قرآنی شرق‌شناسان متاخر بسیار موثر بوده است.

    روایتی دیگر از نهج البلاغه
    به مناسبت ترجمه علی اصغر فقیهی از نهج‌البلاغه، شب بخارا به «ترجمه‌های فارسی نهج‌البلاغه» داده شد، در این برنامه آیت‌‌الله سید مصطفی محقق داماد، با یادی از سیدجعفر شهیدی صحبتش را آغاز کرد و به تاریخچه کتابت نهج البلاغه پرداخت و گفت: برای از بین بردن نام حضرت علی(ع) از همان روزهای نخستین هزینه‌های بسیاری صرف شده است.  شخصی با نام معاویه برای از بین بردن نام ایشان پول کلانی خرج کرد. این کار تا به آنجا رسید که به تمامان امامان جمعه‌ا‌ش دستور داد تا در نمازهای جمعه لعن علی (ع) را رایج کنند. لعن ایشان را یک کار اداری و دفتری کرد. جاحظ نقل این موضوع را داشته است و ابن ابی الحدید از جاحظ این نقل  ها را بیان داشته است.  علی‌رغم تمام این هزینه‌ها خاتمه ترور امیرالمؤمنین به دست افرادی انجام نشد که تحت تأثیر این بدگویی‌ها و تخریب‌های دولت وقت قرار گرفته باشند بلکه این ترور به خاطر جهل مقدس بود. یک جاهل مقدس این کار را در راه خدا انجام داد. این واقعه یک حماقت دینی بود.
    رئیس تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار گفت: در قرن چهارم و پنجم و ششم روی این موضوع کارهای بسیاری شده است که یکی «شریف رضی» است. شخص دیگر «آمِدی» است که در قرن پنج و ششم می‌زیسته است. نام اثر او «غررالحکم و درر الکلم» وی روش گردآوری و تدوینش را بر اساس ترتیب حروف بیست و نه‌گانه قرار داده است و بسیاری از بخش‌های کتابش را بر مبنای واژه آغازین گفتاورد بنیان کرده است. اما از نظر تاریخی در قرن دوم یعنی معاصرِ ائمه مردی ادیب و متکلم با نام «جاحظ» بود که وی متولد 155 ه.ق است. وی صد کلام از حضرت علی (ع) جمع‌آوری نمود. این کار را از زمان حضرت آغاز کرد  اما نوشته‌های او در دسترس ما نیست. گرچه در گذشته‌ها نیز یاران علی (ع) به جمع‌آوری سخنان ایشان می‌پرداختند. اما جاحظ صد جمله کوتاه از ایشان با نام «مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن‌ ابی‌طالب» جمع‌آوری کرده است.
    وی تصریح کرد: اثر جاحظ چندین شرح دارد. بیشتر این شروح عربی است. یکی «کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی» که شرح فلسفی و کلامی بر آن داشته است. چندین رسالۀ عربی هم موجود است که از این مجموعه می‌توان به شرح جالبی در قرن ششم (معاصر سعدی) به کوشش شخصی با نام «رشیدالدین  وطواط» شاعر پارسی گوی و ادیب عرب  اشاره کرد. مرحوم ملک الشعرای بهار در کتاب سبک شناسی‌اش بخشی را به نظر جاحظ درباره‌ ایرانی‌ها و ایران اختصاص داده است و گفته است که  شیرین‌زبان‌ترین انسان‌های روزگار ایرانی‌ها هستند. این مرد ایران‌دوست در قرن دوم این کار را انجام داده است و حال در قرن ششم رشیدالدین وطواط، شاعر و ادیب، شرحی بر «صد کلمه» با عنوان «مطلوب کل طالب» (گمشده هر جوینده) نوشته است.

    ادب ادیب
    نشست «ادب ادیب در ترجمه متون فلسفی» از سلسله نشست‌های نقد و بررسی متون فلسفی در زبان فارسی با عنوان سمینار «فلسفه و فارسی» با حضور رضا سلیمان حشمت، محمد علی مرادی، محمد ایلخانی و سید نعمت عبدالرحیم‌زاده در محل سالن حکمت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. عبدالرحیم‌زاده در این نشست به تبیین نسبت فلسفه و ترجمه فلسفی در جهان امروز پرداخت و با طرح این سوال که آیا فلسفه به معنای ترجمه فلسفی است، گفت: ترجمه فلسفی خواندن به معنی فلسفیدن است. ما توجه نداریم که ترجمه یک مرحله است و فلسفیدن در مرحله دیگری قرار دارد و همواره این گزاره باید در نظر گرفته شود که آیا ترجمه می‌تواند به فلسفیدن ختم شود یا خیر. وی در ادامه با اشاره به این نکته که ادیب سلطانی در مقدمه ترجمه‌های خود توضیح داده که چگونه واژه‌سازی می‌کند گفت: اما چرایی و نیاز آن را شرح نداده در حالی که این موضوع بسیار مهم‌تر است. نکته دیگر اینکه باید بدانیم زبانی که با آن حرف می‌زنیم و می‌نویسیم چه توانایی‌هایی دارد. ادیب سلطانی در مقدمات کتب خود به صورت مختصری توضیح داده که به توانمندسازی زبان فارسی اشاره دارد اما به چرایی آن اشاره‌ای نمی‌شود. سوال دیگر این است که در این توانمندسازی ماحصل ما چیست؟ ادیب‌سلطانی فارسی را در نحو آلمانی پیدا کرده و در ترجمه کتاب «سنجش خرد ناب» بسیار عالی از پس این کار برآمده است و توانسته زبان آلمانی را در فارسی بیان کند اما اکنون مشکل اساسی ما در فارسی جمله‌نویسی و فعل‌سازی است و این باید توانمند شود همان‌گونه که ادیب‌سلطانی این کار را انجام داده است. به گفته ایلخانی، یکی از ویژگی‌های مثبت ادیب‌سلطانی این است که فرهنگ متون را به خوبی شناخته و زبان را به خوبی فرا گرفته است. سه متن اصلی که تاکنون توسط ایشان به زبان فارسی برگردانده شده بسیار قوی است و دقت‌نظر وی در ترجمه این متون به ویژه کتاب «ارغنون» اعجاب‌آور است. ادیب‌ سلطانی از مترجمانی است که متن را به خوبی می‌شناسد و به موضوعاتی که ترجمه می‌کند احاطه کامل دارد.  وی با اشاره به اینکه ادیب سلطانی در ترجمه آثار کوشیده تا زبان ویژه خود را به کار گیرد، اضافه کرد: علاقه ادیب‌سلطانی به زبان فارسی در ترجمه آثارش مشهود است و من وقتی ترجمه وی را از کتاب ارغنون با سایر ترجمه‌های فرانسوی و انگلیسی از این کتاب مقایسه کردم دیدم که اگر دقیق‌تر نباشد کمتر نیست. او حتی کلمات یونانی را به‌خوبی ترجمه کرده چرا که ترجمه اثری مانند ارغنون کار بسیار پیچیده‌ای است. همچنین ادیب سلطانی مقدمه مفصل عالمانه‌ای بر این کتاب نوشته است.  سلیمان‌حشمت نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه ادیب سلطانی در ترجمه آثار به زبان فارسی و پیشینه آن یعنی زبان فارسی و حتی فارسی باستان توجه دارد، افزود: او سعی کرده اصطلاحات را از زبان فارسی استفاده کند البته کار ایشان با فارسی سره‌نویسی متفاوت است بدین‌معنی که کلمات عربی را نیز در ترجمه خود به کار می‌برد اما در معادل‌سازی اصطلاحات از کلمات فارسی استفاده می‌کند.  عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه این مترجم از شیوه ترکیبی در کار خود استفاده کرده توضیح داد: همچنین ادیب‌سلطانی کوشیده تا از اصطلاحات ابن‌سینا در دانشنامه علایی و در ترجمه متن ارغنون استفاده کند. در فارسی‌نویسی ما فلسفه ابن‌سینا را داریم که مایه افتخار ماست و اگر دانشنامه را بخوانیم به‌خوبی این موضوع را درک می‌کنیم. فارسی‌نویسی پس از ابن‌سینا ادامه داشته تا زمان حاجی ملاهادی سبزواری را در دوره متاخر می‌توان از فارسی‌نویسان نام برد.
    مرادی نیز در ادامه این نشست با اشاره به بهره‌های فراوانی که از ترجمه کتاب «سنجش خرد ناب» برای ترجمه ادیب سلطانی برده گفت: دقت‌های ادیب‌سلطانی نسبت به ترجمه انگلیسی و آلمانی، نظریه‌های وی در ترجمه و نحوه استفاده از این مبانی نظری و کنش مترجم به‌خوبی مشخص است. ادیب سلطانی از مترجمانی است که کتاب‌های اصلی و کلاسیک را ترجمه کرده و این نشان از درک خاص و بنیاد نظری محکم وی دارد. البته ما باید ابتدا تعریفی از متون کلاسیک داشته باشیم تا در مرحله بعد وضعیت خود را در حوزه ترجمه بررسی کنیم. به‌هرحال اهمیت ادیب سلطانی در این است که متون کلاسیک فلسفه را ترجمه کرده است.

    اوج درخشان فرهنگ ایرانی
    دویست و نود و سومین شب از مجموعه شب‌های مجله بخارا به شب «سعید نفیسی» اختصاص یافت. در ابتدای جلسه «علی دهباشی»، متنی از زنده‌یاد «ایرج افشار» در وصف استاد نفیسی  قرائت کرد. در ادامه «نصرالله پورجوادی» با اشاره به تحقیقات خود در مورد خاندان‌های تأثیر‌گذار ایران بر فرهنگ و ادب و هنر و... این کشور، در مورد خاندان نفیسی‌ها گفت: خاندان نفیسی هم یکی از خاندان‌های مهم فرهنگی ما در هفت، هشت قرن گذشته بود. مادر مادربزرگش که مادر مرحوم «ناظم الاطباء» که پدر مرحوم سعید نفیسی بوده است و مادربزرگش دختر ملا محمد کوهبنانی بوده است. او افزود: از همه اینها که بگذریم شخصیت پدر مرحوم نفیسی است. او در مرز میان سنت و تجدد است و کارها و فعالیت‌ها و آثارش هم نشان دهنده این موضوع است و بعد از آن شخصیت برجسته‌ای در زمینه فرهنگ و ادب فارسی به نام «سعید نفیسی» ظهور می‌کند و این پرچم را همچنان به دست می‌گیرد. پرچم فرهنگی که هشت قرن دست به دست شده بود. در ادامه «فخرالدین فخرالدینی» با یادی از ایرج افشار به خاطراتی از سعید نفیسی و داستان عکس‌هایی که از چهره او ثبت کرده بود اشاره داشت و گفت: استاد نفیسی هر از گاهی نزد من می‎آمد و با طیب خاطر جلوی دوربین من می‎نشست و من خاطرات خوشی از این دیدارها دارم. در قسمتی دیگر از این مجلس، «افسانه یغمایی» فرزند حبیب یغمایی بخش‌هایی از دستنوشته‌های پدر خود به نقل از سعید نفیسی را قرائت کرد. در ادامه «علیرضا اعتصام» مؤلف کتاب «به روایت سعید نفیسی»، گزارشی اجمالی از روند تألیف این کتاب را بیان داشت و تصریح کرد: استاد نفیسی اگر سراینده ناموری نیست بی‌شک نویسنده نامداری است. استاد نفیسی همچون هر نویسنده دیگری با بهره‌گیری از معیارها و ملاک‌های مورد قبول خویش نه صرفاً از دیدگاه ادبی که از نظر روانشناسی و جامعه  شناسی به تحلیل روحیه و شخصیت فکری شاعران و نویسندگان و هنرمندان و سیاستمداران ایران در سده اخیر پرداخته است. او تصریح کرد: با اینکه دیرزمانی است از خاموشی استاد می‌گذرد، مردم کتابخوان و دوستدار دانش آن زنده یاد را نیک می‌شناسند. که خاموشی همیشه موجب فراموشی نیست!
    در خاتمه «رامین نفیسی» فرزند سعید نفیسی از خاطرات پدر خود و دوران کودکی‌اش چنین سخن گفت: دو خاطره از زندگی پدرم می‌گویم که به خصوصیات اخلاقی او بازمی گردد. نخستین چیزی که می‌توانم از پدر بگویم این است که حافظه بسیار خوبی داشت و دوم مسأله عشقش به ایران و کتاب بود. خانواده دوست بود. هیچ‌ وقت در زندگی بر ما تحکم نکرد. همیشه و هر زمان می‌خواستند نصیحتی بکنند اول استدلالشان را می‌گفتند و همیشه به جای دستور ما را راهنمایی می‌کردند. وی خاطرنشان ساخت: ما فرزندان ایشان بعد از اینکه پدر از بین ما رفتند تصمیم گرفتیم یادگارهایشان را نگاه داریم و همه وسیله‌ها و خانه ایشان را حفظ کردیم و این بار سنگین تنها به دوش من است. خانه‌اش را به‌عنوان میراث فرهنگی به ثبت میراث فرهنگی رساندیم و امیدوارم باقی بماند.

    روایت کربن از روایات شیعی
    نشست تخصصی «طبقات انبیاء بر مبنای روایات شیعی بر اساس آثار هانری کربن» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. در این نشست انشاء الله رحمتی به ایراد سخنرانی پرداخت. وی در ابتدا با بیان این نکته که هانری  کربن فیلسوف مستشرق است نه مستشرق گفت: دو واژه فلسفه نبوی و دین نبوی در گفته های کربن زیاد به کار برده شده است. کربن خاستگاه بحث نبوت را در ابن سینا و فارابی قرار نمی دهد بلکه در قرآن و روایات به دنبال آن می گردد. کربن در جلد اول کتاب اسلام ایرانی با عنوان فرعی تشیع دوازده امامی تمرکز بر تفکر شیعی بر مبنای روایات دارد. گاهی گفته می شود روایات را از منظر فلسفی نباید بررسی کرد اما کربن روایات را از منظر حکمی و فلسفی بررسی می کند. کربن نبوت را کمال دین می داند. مثلاً در ادیان شرقی نبوت وجود ندارد.
    وی ادامه داد: او اثبات نبوت را متفاوت از برهان فیلسوفان ما انجام میدهد. معروف ترین برهان در این زمینه، برهان ابن سینا است که از آن به برهان اجتماعی یاد می شود و در کتاب شفا وجود دارد. ابن سینا می گوید: انسان مدنی بالاضطرار یا مدنی الطبع است در نتیجه به مشارکت و معامله با دیگران نیاز دارد. لذا برای این منظور نیاز به قانون دارد. قانون نیز نیاز به قانون گذار دارد. اما انسان به دو دلیل نمی  تواند قانون گذار باشد یکی ضعف علمی و دیگری ضعف اخلاقی. رحمتی افزود: اما کربن این استدلال را از زاویه انسان می داند و از زاویه خدا استدلال می کند و به حدیثی از امام صادق اشاره می کند که می فرماید: بشر نیاز به شناخت و ارتباط با خدا دارد و اگر می خواهد این نیاز تأمین شود این از طریق بشر ممکن نیست. از این جا مسأله امامت هم یک امر اجتماعی می شود هم یک امر معنوی. رحمتی در ادامه افزود: کربن می گوید امامان فقط امام فقهی نیستند بلکه امام عرفانی نیز هستند. امام صادق طبقات انبیاء را چهار طبقه عنوان می کند. یک طبقه که فقط به آن ها الهام می شود ولی رسالتی برای رساندن پیام به دیگران ندارند. طبقه دوم در خواب با فرشته دیدار می کنند مثل حضرت لوط که ابراهیم پیامبر او بود یا مثل پیامبر اکرم قبل از بعثت. طبقه سوم نبی مرسل هستند که که در بیداری فرشته را ملاقات می کنند و مأموریت رساندن پیام نیز دارند. طبقه چهارم نبی مرسل اولوالعزم هستند و پیامشان یک شریعت نوین است. کربن می گوید معنی ختم نبوت یعنی پیامبری دیگر از دو طبقه آخر نخواهد بود ولی منطقاً دو طبقه اول می توانند ادامه پیدا کنند. همان طور که پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: در امت من مکلمین و محدثین هستند. یعنی کسانی که با آن ها توسط جبرئیل وجودشان سخن گفته می شود. رحمتی افزود: ملاصدرا از دو نوع نبوت صحبت می کند. نبوت تشریع و نبوت تعریف. کربن نبوت تعریفی را نبوت گنوستیک نه به معنای فرقه گنوسی بلکه به معنای معرفت نجات بخش می داند و این را مترادف می گیرد با مسأله تأویل که در تشیع داریم. کربن با معنویت زدایی یا تأویل زدایی مخالفت می کند یعنی هر چیزی که راه ارتباط انسان با خدا را ببندد. کربن وجه انقلابی شیعه را انقلاب خاموش شیعه عنوان می کند که بدون ابراز خود و مقابله با دیگران و بدون دعوی حکومت و سیاست عمل می  کند و در عين حال این تفکر یک تفکر انقلابی است. شیعه یک نظامی ارائه می دهد که می تواند در مقابل نظام  های دیگر قد علم کند. این نظام فراتر از یک نظام سیاسی است یک نظام معرفتی و تربیتی است.
    رحمتی در ادامه گفت: کربن می گوید عرفی شدن نه فقط دین که دنیای ما را هم از ما می گیرد. کمال دین را در تشیع می داند و به مفهوم امام غائب خیلی توجه دارد و می گوید این غیبت، غیبت ماست. چون امام آینه ایست میان خدا و خلق پس عین ظهور است. کربن به دنبال یک معنویت زنده است که هیچ وقت ارتباط انسان با خدا گسسته نشود. رحمتی در انتها گفت: در ادیان منجی وجود دارد اما منجی با امام غائب تفاوت دارد و معمولاً به این نکته توجه نمی شود. منجی بعداً می آید برای نجات اما امام غائب همین حالا هم زنده است و همان وظیفه پیامبران را انجام می دهد.

    بررسی قرآن کریم با چهار ترجمه کهن
    نشست معرفی و بررسی کتاب «قرآن کریم با چهار ترجمه کهن» با حضور بهاءالدین خرمشاهی، حجت‌الاسلام محمدعلی مهدوی‌راد، محمد شریفی و محمدرضا جعفری در سرای اهل قلم برگزار شد.
    بهاءالدین خرمشاهی در این نشست با اشاره به اینکه ترجمه، تفسیری فشرده و تفسیر ترجمه‌ای گسترده است، گفت: این کتاب که توانسته ترجمه‌ها را منفک از تفاسیر در یک قاب ارائه کند، می‌تواند در این حوزه تحولی ایجاد کند. درباره هر چهار ترجمه‌ای که در این اثر آمده،‌ در کتاب «قرآن‌پژوهی» مقاله نوشته‌ام. درباره هر یک از این ترجمه‌ها حرف بسیار است.
    وی افزود: این چهار ترجمه که از دل تفاسیر استخراج شده‌اند، جزو استوانه‌های اصلی به‌شمار می‌آیند. تدوین‌کنندگان این کتاب، بسیار درست و قاعده‌مند به سراغ این ترجمه‌ها رفته‌اند. کتاب حاضر همچنین از نظر صفحه‌آرایی نیز بسیار با ذوق و فوق‌العاده است.  مولف «فرهنگ موضوعی قرآن کریم» در ادامه با اشاره به تاریخ تدوین هر یک از چهار ترجمه به‌کار رفته در این اثر، اظهار کرد: تفسیر طبری در قرن چهارم هجری، تفسیر سورآبادی معروف به «تفسیر التفاسیر» متعلق به نیمه قرن پنجم هجری، تفسیر «کشف‌الاسرار» میبدی مربوط به قرن پنجم و تفسیر ابوالفتوح متعلق به قرن ششم هجری است. محدعلی مهدوی‌راد، قرآن‌پژوه به‌عنوان دیگر سخنران این نشست با بیان اینکه مترجم با همه مقدمات فهم متن، سعی می‌کند در کوتاه‌ترین واژه‌ها آن‌ را بنویسد، گفت: این چهار ترجمه قاعدتا به دلیل کهن بودن، ‌می‌تواند از نظر ادبی، واژه‌شناسی و تطور واژگانی بسیار مورد توجه باشد. حسن ترجمه‌های طبری و کشف‌الاسرار و تا حدودی سورآبادی و ابوالفتوح در این است که تقریبا بار تفسیری و ایدئولوژیکی پیدا نکرده‌اند. وی ادامه داد: قرآن به واقع ترجمه‌بردار نیست، همانگونه که آثار حافظ و سعدی نیستند. قرآن،‌ وزن و آهنگ هم دارد که قابل ترجمه نیست. محمد شریفی، از پدیدآورندگان این اثر قرآنی نیز با اشاره به اینکه ترجمه‌های کهن با تفسیر همراه بودند، گفت: ایده تولید این اثر با نیاز شخصی به ذهن من آمد. پس از مدتی مطالعه و تکرار نیاز به استفاده از ترجمه‌های کهن، با بررسی‌هایی که از نظر ادبی و زبانی و همچنین دقت و صحت ترجمه انجام شد، چهار ترجمه‌ موجود ملاک قرار گرفت.
    وی افزود: کنار هم قرار گرفتن چهار ترجمه متفاوت از قرآن این امکان را می‌دهد که بتوان تفاوت‌های اصولی ترجمه در برهه‌های مختلف را دید. این موضوع، سیر تطور قرآن را نشان می‌دهد.  این نویسنده اظهار کرد: در این‌کار مقابله (لفظ به لفظ) ترجمه صورت گرفته است. به‌عنوان نمونه تفسیر طبری و تفسیر ابوالفتوح رازی، چاپ‌های بسیار پرغلطی بودند و به‌نظر من نیاز به تصحیح مجدد دارند و به این دلیل ترجمه‌ها لفظ به لفظ تطبیق داده شد. در جاهایی مترجم به نص قرآن بسنده نکرده و عباراتی را به‌عنوان توضیح آورده است که برای تفکیک این عبارات را با علامت‌های نگارشی مشخص کردیم.

    کاربران تکنولوژی منفعل نیستند
    سمینار اخلاق و فناوری در آمفی تئاتر انجمن فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.
    رحمان شریف زاده در مورد آرای لاتور، به خصوص نظریه کنشگر- شبکه او و نسبتی که  با اخلاق فناوری برقرار می‌کند سخنرانی کرد. وی در ارائه مقاله خود گفت: برنو لاتور، تکنولوژی را واسطه می‌داند یعنی کنشگری که صرفاً انتقال دهنده یا انجام‌دهندة چیزی نیست بلکه خود، برمی‌سازد، تغییر می‌دهد و دیگر کنشگران را به موجودات دیگری تبدیل و ترجمه می‌کند. وی افزود: ما در این مقاله بر اساس سه معنای وساطت نزد لاتور، از سه معنای اخلاقی بودن تکنولوژی سخن گفتتیم. به عبارتی دیگر از این بحث کردیم که تکنولوژی به سه معنا می‌تواند با اخلاق مرتبط شود. مهدی خلیلی دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری دانشگاه شریف به نقش فناوری در بحران مراقبت پزشکی پرداخت و تلاش ‌کرد راهی برای غلبه بر آن پیش روی مخاطب قرار دهد. وی گفت: در این مقاله در پی آنم که به بررسی بحران مراقبت در پزشکی مدرن بپردازم، بحرانی که طبق آن نیازهای وجودی بیماران تامین نمی‌شود. من در ابتدا یک پیش‌نهاد ارائه شده برای حل این بحران را بررسی می‌کنم. این پیشنهاد پزشک فضیلت‌مند است. سپس استدلال خواهم کرد که نقش تکنولوژی‌ها در ایجاد بحران مراقبت پررنگ است و پیشنهاد اخیر این نقش را نادیده انگاشته است، لذا باید به دنبال راه  حلی بود که این نقش را نیز در نظر بگیرد. ابوطالب صفدری از دانشجویان دکتری فلسفه علم و فناوری دانشگاه شریف به ارزیابی اخلاقی وب سایت‌های ایرانی از منظر نگرانی‌های حریم خصوصی ‌پرداخت و چهارچوب‌های اخلاقی برای برخی از آن پیشنهاد داد. وی در سخنان کوتاهی در معرفی مقاله خود گفت:
    در سال های اخیر و با رشد چشمگیر فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات (فاوا) شاهد ورود این فناوری‌ها در جزئی‌ترین بخش‌های حیات اجتماعی و شخصی افراد هستیم. همین امر نیز باعث ایجاد نگرانی‌هایی جدی دربابِ مسائل مربوط به حریم خصوصی شده است. در این مقاله پس از بررسی انواع مختلف نظریاتِ اخلاقیِ حریم خصوصی، همدلی خود را با یکی از نظریات متأخر و تأثیرگذار در این حوزه یعنی نظریۀ یکپارچگیِ بافتاری  ابراز می‌کنیم. وی اظهارداشت: در این مقاله سپس در گام بعدی به بررسی وضعیت وب‌سایت‌های ایرانی از منظر مسائل حریم خصوصی ‌پرداختیم. در این مرحله با استفاده از افزونۀ گاستری نشان می‌دهیم که بسیاری از این وب‌سایت‌ها به تعقیبِ اطلاعاتی و برخطِ کاربران خود می‌پردازند، و این در حالی‌ست که هیچ کدام از آنها هیچ نوع سیاست یا اطلاع‌رسانیِ شفافی دربارۀ مسائل حریم خصوصی ندارند، حال آنکه تمام همتایان این وب‌سایت‌ها در کشورهای دیگر مواضع خود را در قبال این مسئله به طور کاملی روشن کرده‌اند. در گام بعدی با استفاده از چهارچوب نظریِ مشخص شده در گامِ اول، و تمرکز بر دومین وب‌سایتِ پرارجاع ایرانی یعنی فروشگاه مجازیِ دیجی‌کالا، یک چهارچوبِ اخلاقی برای آن پیشنهاد می‌دهیم. حسین تاجمیر ریاحی دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری دانشگاه شریف درباره چالش‌های اخلاقی که پیش روی توسعه علوم و فناوری‌های اعصاب قرار داد صبحت کرد. وی در ارائه مقاله خود تصریح کرد: «اخلاق نورو (neuro ethics) حوزه‌ای نوظهور از اخلاق علم و فناوری است که به پیامدهای اخلاقی و اجتماعی پیشرفت و کاربست علوم و فناوری‌های اعصاب می‌پردازد. وی افزود: در این مقاله‌ پس از معرفی این حوزه و بررسی تعاریف ارائه شده از آن به مسائل مطرح در آن که به دو دسته اخلاق عصب  شناختی و عصب شناسی اخلاق تقسیم می‌گردند خواهیم پرداخت. شاخه اخلاق عصب شناختی خود شامل پرسش‌هايی درباره تاثیرات روش‌های نوین تصویربرداری مغزی و بهسازی سیستم عصبی  انسان می‌گردد. یاسر خوشنویس دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دیگر سخنران این سمینار بود که درباره مقاله خود که یکی از معدود مطالعات جامعه شناختی تکنولوژی در ایران است با عنوان «به سوی جامعه شناسی اخذ و انتقال تکنولوژی: موردکاوی عباس میرزا قاجار و اصلاح قشون»  به ارائه سخن پرداخت.

 


صفحه 4 از 4