خطا
  • DB function failed with error number 1194
    Table 'jos_session' is marked as crashed and should be repaired SQL=SELECT guest, usertype, client_id FROM jos_session WHERE client_id = 0

اطلاعات حکمت و معرفت

  • معرفي كتاب خارجي

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفي كتاب خارجي

    کيان رضوي


    The Pursuit of God
    A.W. Tozer
    Pub: Create Space Independent
    Publishing  Platform
    جست و جوي خداوند

    دكتر توزر، از مشاهير محافل انجيلي و نويسنده‌اي پركار در زمينه‌ مسيحيت و فلسفه‌ ديدن است. او مقالات و آثار متعددي در اين حوزه تأليف و منتشر كرده كه مورد تحسين و استقبال بسياري از دانشگاهيان و منتقدان قرار گرفته و برخي از آثارش به زبان‌هاي ديگر ترجمه شده‌است.
    كتاب «جست و جوي خداوند» واپسين اثر منتشره اين نويسنده است كه در سال جاري ميلادي روانه بازار نشر شده است. دكتر توزر، همان طور كه در اين كتاب يادآور مي‌شود، بر اين باور است كه عطش براي ايجاد رابطه‌اي نزديك و عميق با خداوند نه تنها براي برگزيدگاني انگشت‌شمار، بلكه توسط تك تك پيروان مسيح(ع) بايد تجربه شود. هر چند اين امر در انديشه باورمندان به حضرت مسيح(ع) كه در چارچوب سنت‌هاي مسيحي شكل گرفته است بسيار نادر است، به ويژه در حالي كه اينان  اكثريت جامعه مسيحي را به خود اختصاص داده‌اند و در همين حال كليسا در كشاكشي ميان رسومات و دنياپرستي و معنويت و پالايش روح، دشتخوش فرسايش است. ميراث معنوي كليسا و آباء مسيحيت، نه تنها در دوران قرون وسطا، مورد نقد و شكايت بسياري از متفكران و مردمان عادي در اروپا و فراتر از آن بوده است، اما در قرون ما بعد روشنگري نيز كيفيت تازه‌اي از انتقادات به آن وارد شد.
    به اعتقاد دكتر توزر، كليسا در اين روزگار تنها يك وظيفه مهم و حياتي برعهده دارد و آن چيزي نيست جز تشويق پيروان حضرت عيسي مسيح(ع) به ايجاد رابطه‌اي دروني با خداوند و آزاد  شدن از قيد رسومات و سنت‌هاي فراوان و عجيب و غريب نمادين و دنيا دوستانه؛ چرا كه اين رسومات، برخلاف ظاهر توجيه شده و معناگرايانه‌شان، توجه و نظر افراد را به ظواهر دنيا معطوف كرده و ايجاد ارتباط آنان با ذات خالص و مطلق خداوند را دشوار مي‌نمايد. همچنين است زهد و رياضت‌هاي تندروانه، كه در دنياي امروز به شدت مورد نقد نويسنده‌ كتاب قرار گرفته و از ديد او اين شيوه زندگي، تنها باعث انزوا و خدشه‌دار شدن روح جمعي گروه مسيحيان و پيروان خداوند مي‌شود.
    «جست و جوي خداوند» در ده فصل تأليف شده است كه فهرست مندرجات اين كتاب، عناويني به شرح زير دارد: 1ـ دشواري‌هاي ايمان به خدا و پيروي از او، 2ـ نيك بختي و تملك بر هيچ، 3ـ كنار زدن  نقاب، 4ـ هيبت هراسناك خداوند 5 ـ حضور جهاني، 6ـ صدايي كه سخن مي‌گويد 7ـ خيره به روح 8ـ ترميم رابطه‌ ميان خالق و مخلوق 9ـ فروتني و آسايش 10ـ تقديس زندگاني
    كتاب نام برده، در 114 صفحه و به زبان انگليسي، توسط انتشارات كري ييت اسپيس چاپ و منتشر شده است. «جستجوي خداوند» كتابي جالب و سودمند است كه مطالعه آن به پژوهندگان و علاقه‌مندان به فلسفه دين و همچنين خوانندگان عام توصيه شده و خالي از لطف و فايده نخواهد بود. فصل دوم و سوم اين كتاب قبلاً در مجله «مطالعات كلامي» منتشر شده و مباحث انتقادي و روشنگرانه‌اي در پيرامون آن مطرح شده است. در يكي از معرفي‌هاي مطبوعاتي درباره اين كتاب، آمده است: «نگاه به ايمان بشري و نقش ديرپاي خداوند در زندگي بشر، در جهان آشفته معاصر را با نقشه عالي اين كتاب مي‌توان درك كرد.»

    The Religion of the Future
    Roberto Mangabeira Unger
    Pub: Harvard University Press
    دين و آينده

    چگونه مي‌توانيم به نحوي زندگي كنيم كه از تنها(و تنها...) فرصت زيستن خود بر اساس برنامه‌ها و تجارب عالي و بهترين نحو بهره برده باشيم! چگونه مي‌توانيم اجتماعي را سازمان‌دهي كنيم كه فرصت زيستي غني را براي خود و هم نوعان فراهم نمائيم؟ و چگونه قادريم از مذهب به گونه‌اي بهره جوييم كه علاوه بر هدايت و ره‌جويي، مايه‌ رهايي خود را نيز به دست آوريم؟
    اين پرسش‌ها و سوالاتي مشابه، مباحث اصلي كتاب اخير پروفسور روبرتو مانگابيرا اونگر را تشكيل مي‌دهد كه اثري ژرف و مهم در زمينه فلسفه دين است. كتاب «دين آينده»، درباره ديني سخن مي‌گويد كه علاوه بر نجات ايمان و حفظ ارتباط آدميان با خداوند، سامان دادن زندگي فعلي آنان را نيز بر عهده دارد: حفظ آرامش و احساس خوشبختي در زندگي امروز آدمي! بنابر نگاشته‌هاي پروفسور اونگر در كتاب نام برده، انسانها مي‌توانند به ياري نزديك شدن به مطلق وجود و وجود مطلق و شباهت يافتن به خداوندي كه به او باور دارند، به ذات انساني والاتري دست يابند كه اين امر نه تنها در رسيدن به آرامش در جهان پس از مرگ، بلكه در زندگي زميني و روزمره‌ آنان نيز نقشي مثبت و عمده ايفا مي‌كند. انسان باورمند به خداوند، اگر در مسير صعود و تعالي قرار نگيرد و راه هموار تجربه‌هاي بزرگ ديني را بر اساس آموزش‌هاي انبياء و آباء اديان دنبال نكند، سعادت و رستگاري را گم خواهد كرد و سرگشته و ناپايدار خواهد زيست!
    نويسنده، سخن خود را با بحث در باب آسيب‌هاي جبران‌ناپذير بشري آغاز مي‌كند: اخلاقيات، مسأله پوچي، و حس طمع و سيري‌ناپذيري انسان، تنها بخشي از مصايب اوست. او موضوع ياد شده را با بحث درباره برخورد با مسأله «وجود» و «عدم» در تاريخ دين، از دو هزار و پانصد سال پيش تا به امروز، پي مي‌گيرد؛ چگونگي آگاهي انسان درباره مسئله وجود و دگرديسي اين آگاهي در طول تاريخ.
    در بخش بعدي، نويسنده درباره انقلابي سخن مي‌گويد كه در دوران مدرن درباره دين رخ داده است. او آرماني سياسي را كشف مي‌كند كه در شكل‌گيري اين انقلاب نقشي عمده و اساسي داشته؛ آرمان آزادي عميق بني‌آدم. پروفسور اونگر، به اين آرمان از منظر اخلاق مي‌نگرد و به عنوان «دستِ ردي بر سينه زندگي مصرف‌گرايانه» از آن ياد مي‌كند. با تمركز بر اين مبحث، او زندگي آشفته و رقابت حريصانه بر بسترِ حياتِ شهريِ جديد را به چالش كشيده و به دنبال درماني براي بيماري‌هاي اين شيوه زندگي است؛ درماني براي احساس پوچي و سيري‌ناپذيري طبع بشر. به باور نگارنده كتاب مورد بحث، تنها راه درمان اين آسيب‌ها،‌ يافتن ديني است كه همه جوانب زندگي انسان را پشتيباني كند؛ نه تنها آينده‌اي كه درباره آن آگاهي نسبي داريم، بلكه زندگي فعلي و آرامش پس از مرگ را نيز مي‌بايد در برگيرد. اين دين در واقع فلسفه‌اي براي زندگي است و كتاب تاريخي كه هنوز باز است و نقطه پاياني بر آن نهاده نشده است، تاريخي كه در آن اتفاقات جديد خواهد افتاد و حقارت و سرافكندگي و احساس گناه، سرنوشت محتوم بشر نخواهد بود.
    روبرتو وانگابيرا اونگر، پروفسور در رشته فلسفه قانون در دانشگاه هاروارد، كتاب «دين آينده» را در 480 صفحه و به زبان انگليسي تأليف كرده است كه در سطور پسين، عنوان فصول و بخش‌هاي اين كتاب را مرور خواهيم كرد. اما بايد اشاره كنم كه پروفسور اونگر آثار متعددي در اين زمينه تأليف كرده و دو جايزه مهم را در تقدير از تحليل معنوي و واقع‌نگري ديني را از آن خود كرده است.
    بخش اول اين كتاب عبارت است از:
    ـ در وراي انديشه آرزومندانه: زندگي بدون اعجاز، دربردارنده فصول «مرگ»، «پوچي»، «سيري ناپذيري»، «حقارت»، «دين و آسيب‌هاي زندگي انساني»،‌ «عامل جمعي در انقلاب ديني گذشته»، «دين چه بوده يا چيست».
    بخش دوم ـ چيرگي بر جهان،‌ مشتمل بر فصل‌هاي «ايده مركزي، حضور تاريخي، و چشم‌انداز متافيزيكي»، «تهييج براي چيرگي بر جهان»، «آرامش و سخاوت»، «انتقاد: خيانت تاريخ»، «انتقاد: مدرسه تجربه»، «انتقاد: خيانت آينده».
    بخش سوم ـ انساني ساختن جهان، دربرگيرنده فصول «ايده مركزي، حضور تاريخي و چشم‌انداز متافيزيكي»، «پديداري معنا در دنيايي بي‌معنا»، «موقعيت و وظايف ما»، «تجليل روابط ما با انسان‌هاي ديگر»، «انتقاد: خيانت تاريخ»، «انتقاد مدرسه تجربه»، «انتقاد:‌ خيانت آينده».
    بخش چهارم ـ ستيز با جهان، شامل فصول «ايده مركزي، منقول به قول مقدس و كفرآميز»، «چشم‌انداز متافيزيكي»، «ادراك از خويشتن»، «تنها يك روش»، «خويشتن و ديگران»، «انتقاد: قوت و ضعف در نزاع با جهان»، «انتقاد: بيگانگي با زندگي در روزگار فعلي».
    بخش پنجم ـ انقلاب ديني كنوني: موقعيت‌ها و عوامل، دربردارنده فصل‌هاي «دلايلي براي انقلاب در دين»، «موقعيتي منحصر به فرد در ستيز با جهان»، «مقابله با دلسردي اديان و پيروانشان نسبت به تحول جهان»، «ريشه‌يابي مفهوم نزاع با جهان براي دست‌يابي به آرمان‌ها و عرف‌هاي مرسوم»، «دست‌يابي به زيستي والاتر»، «شناخت كاستي‌هاي وجود بشر»، «موقعيت‌ها و سرچشمه‌هاي انقلاب ديني»، «عقلانيت در انقلاب ديني»، «تمريني براي ايجاد انقلاب در دين»، «تناقض تراژيك در تاريخ دين»، «هدايت و بيراهه روي در دين آينده»، «مسيحيت به عنوان دين آينده».
    بخش ششم ـ آزادي عميق: سياست‌هايي براي دين آينده، مشتمل بر فصول «الاهيات سياسي بدون خداوند»، «باروري جامعه‌اي آزاد»، «چهار اصل اساسي»، «اصول ارتداد»، «اصول جمع‌گرايي»، «اصول آزادي عميق»، «اصول تشريك مساعي».
    بخش هفتم ـ انسانيت عميق‌تر از طريق شباهت يافتن به ذات خداوند: هدايت زندگي در دين آينده، در بردارنده فصول «پيش‌روي زندگي»، «شيوه‌ها و چشم‌اندازها»، «سرنگوني: از خود تخريبي به دگرديسي»، «تقوا به عنوان دگرديسي دروني»، «زهد در ارتباطات»، «زهد در تهذيب نفس»،‌«زهد در الوهيت»، «درس زندگاني: تمركززدايي»، «درس زندگاني: انحطاط»، «درس زندگاني: تحريف»، «درس زندگاني: حنوط»، «پاداش»، «زندگي صرف».
    كتاب مذكور توسط انتشارات مشهور و معتبر دانشگاه هاروارد چاپ و منتشر شده است.

    A Philosophy of the Unsayable
    William Franke
    Pub: University of Notre Dame Press
    فلسفه امر ناگفتني

    در كتاب مورد بحث، واپسين اثر دكتر ويليام فرانك، سخن از انديشه‌هاي فلسفي در حوزه‌ دين است كه متناسب با افكار و زبان روزگار ما مطرح شده است. نويسنده در اين كتاب، تحليلي از فلسفه‌ اصيل دين در ادبيات و متون شاعرانه ارائه مي‌كند و به خواننده نشان مي‌دهد كه محدوديت‌هاي زباني چگونه تاثيرات عميق خود را بر دين و انديشه‌ ديني بر جاي نهاده است. به باور ويليام فرانك، اين محدوديت‌ها و ضعف‌هاي ذاتي زبان، در طول تاريخ بشر الاهيات و تمامي امور ماوراالطبيعي انسان‌ها و جوامع را دستخوش كژنگري و آسيب در انديشه كرده و تحت تأثير قرار داده است.
    اين كتاب كه در شش فصل تأليف شده،‌ نمودهاي بنيادي ضعف‌هاي زباني را با رويكرد فلسفه‌ دين مورد تحليل و كنكاش قرار داده و كوشيده شده تا روشن كند كه چگونه فرم‌هاي گوناگون انديشه‌ فلسفي بشر در حصر اين ضعف‌ها محبوس شده؛ در واقع پيشرفت انديشگاني، سرعتي بس بيشتر از پيشرفت زبان داشته و لذا «زبان» در بيان بسياري از امور فلسفي و الاهي و تجربيات ديني بني آدم ناتوان مانده است.
    از ديدگاه نويسنده، ادبيات و به طور كلي زبان شاعرانه، انقلابي در زبان پديد آورده كه قابليت‌هاي آن را به طرز شگفت‌انگيزي افزايش داده و صاحبان انديشه‌هاي فلسفي و ديني را در بيان اين امور ياري كرده است: زبان شاعرانه، از اعجازهايي است كه زندگي آدميان را دگرديسه كرده و بسياري از مفاهيم و امور ناگفتني‌ را قابل درك نموده است. مبناي اين ديدگاه درباره زبان ادبي، بر «منطق عواطف» و «بيان ناگفتني‌ها» استوار شده است. در حقيقت استعاره و امكانات بلاغي و شعري، به بيان پيچيده مفاهيم لغزنده و كثيرالابعاد در نهاد آدمي پرداخته و افق بيان را تا قله‌هاي بلند خيال فرا برده است.
    ويليام فرانك، اين مبحث را در بستر تاريخ باستان و مدرن مورد بررسي قرار داده و با تمركز بر آراي هگل و فيلسوفان و پساهگلي‌هاي فرانسه، مسئله‌ بيان الاهيات را دستخوش كاوشي نقادانه‌ مي‌كند.
    او همچنين از انديشه‌هاي نوافلاطونيان سخن مي‌گويد و نقش آنان را در تحولات فكري فلاسفه‌ دين در دوره‌ پست مدرن موشكافي مي‌نمايد. اين تأثير در آراي ارتدكس‌هاي تندرو، سكولاريسم و پيروان الاهيات مرگ خدا تغييرات عميقي ايجاد كرده كه اين خود امري مهم و قابل بحث در فلسفه‌ دين در اين دوره است. اما به اين مسائل محدود نمي‌شود و اگر ضرورت و محدوديت بيان در اينجا نمي‌بود، مي‌بايست كل مقدمه و فصل يكم اين اثر با ارزش را ترجمه و ذكر مي‌نمودم.
    «فلسفه امر ناگفتني»، بر مكاتب و انديشه وران مهم در زمينه‌ الاهيات،‌ فلسفه دين، ادبيات و به طور كلي فلسفه علوم انساني تمركز دارد و اين انديشه‌ها را در بستر سنت‌هاي غربي، در زمينه زبان شناسي و فلسفه، بررسي و كاوش مي‌كند. براي نگارش كتابي با چنين غناي مضموني، نويسنده با علوم و رشته‌هاي متعددي آشنا بوده و به سياق آثار جامع و چند موضوعي تدوين شده است.
    به گفته پروفسور ادوين بي.كايل، استاد مطالعات مسيحي در دانشگاه ايالتي ويرجينيا، «ويليام فرانك شايسته‌ترين فرد براي تأليف چنين كتابي بود، شايسته‌ترين براي مطرح كردن اموري كه بيان ناشدني‌اند. اين كتاب نه تنها مباحث نظري مهمي در زمينه‌ ادبيات اروپا را در برگرفته، بلكه بررسي‌هايي دقيق و پويا درباره‌ الاهيات و دين شناسي در روزگار معاصر را نيز شامل مي‌شود. كتاب مذكور، اثري بسيار كارآمد و مؤثر براي تمامي افرادي است كه در زمينه دين و فلسفه و ادبيات و زبان شناسي و الاهيات مطالعه و پژوهش يا تحصيل مي‌كنند.»
    دكتر كارمن مك كندريك از كالج لوموان درباره «فلسفه امر ناگفتني» مي‌گويد:« تا پيش از اين، درست نمي‌دانستيم كه چه چيز را مي‌توانيم بيان كنيم و چه بخشي از انديشه هامان در واژگان نمي‌گنجد؛ نمي دانستيم كه چطور و چرا دريايي از ابهام انديشه‌هاي روشن بشري را در خود غرق مي‌كند؟ درك اين موضوع كه چگونه به واسطه ضعف‌هاي زباني، هيچ انگاري و نيهيليسم و انديشه‌هاي اين چنيني از دل الاهيات منفي سربرآورد و به سرعت فراگير شد. اينك، با انتشار غافل‌گيرانه اين كتاب، راه‌هاي روشن و قابل قبولي براي يافتن پاسخ به پرسش‌هاي فوق گشوده شده است.»
    به باور پروفسور سيريل اورگان، استاد فلسفه و الاهيات در دانشگاه نوتردام، «ويليام فرانك متفكري برجسته و صاحب نظري قابل احترام در حوزه زبان شناسي و ادبيات است‌،كسي كه در عين حال در زمينه فلسفه و دين نيز تخصص دارد و با تكيه بر دانشي وسيع و حيرت‌انگير، بر موضوع مسلط است. «فلسفه امر ناگفتني» در سال جاري ميلادي توسط انتشارات دانشگاه نوتردام چاپ و منتشر شده است.



 
  • گزارش سمينارها

    PDF چاپ نامه الکترونیک
    افق فرهنگ

    گزارش سمينارها

    مرضيه سليماني


    سمينار توسعه و علوم انساني
    در روزگار حاضر دانشوران علوم انساني و صاحبان انديشه با مسائل و چالش‌هاي متنوع و گوناگوني روبه‌رو هستند كه به عنوان مهم‌ترين مسائل حال در جهان درباره‌ آن بحث مي‌شود. همين مباحث، زنگ‌هاي پيشرفت و طرح نظرهاي نوين را در آكادمي‌ها و مراكز معتبر علوم انساني به صدا درمي‌آورد. به واسطه‌ گسترش ارتباطات و علاقه‌ي مردم، در خصوص اين چالش‌ها، گوش اغلب مردم با اين امور آشنا است. اما لازم است به اين نكته توجه داشته باشيم كه چاره‌ يافتن براي اين مسائل و ريشه‌يابي آن، ربطي به افكار عامة مردم ندارد و برعهده‌ دانشوران علوم اجتماعي و صاحبان انديشه است. مسائل يادشده، مشكلات اساسي و ريشه‌داري است كه دنياي پيرامون ما با آن درگير شده و بنابر اين بر سرنوشت فرد فرد ساكنان زمين نيز تأثيرات عميق و بعضاً جبران‌ناپذيري بر جاي خواهد گذاشت؛ مسائلي از قبيل تغييرات آب و هوايي و گرمايش جهاني، افزايش جمعيت،‌ امنيت غذايي، بحران انرژي، كمبود آب سالم و تمامي اموري كه به نوعي به ذات و ماهيت زندگي مدرن، يا همان زندگي مصرف‌گرا مربوط است. اين مسائل ممكن است كلّ‌ چرخه‌ حيات در زندگي زميني را دچار اختلال سازد. مردمان جهان و نخبگاِنِ سراسِرِ عالم، برمبناي دلايل عيني و غيرقابل انكار، بر اهميت اين مسائل تأكيد مي‌كنند. دانشمندان رشته‌هاي گوناگون از جمله اقتصاددانان، جامعه‌شناسان، تاريخ‌دانان، انديشمندان علوم سياسي و ... تحقيق و موشكافي درباره‌ منشاء اين بحران‌هاي خطرناك را آغاز كرده و به نتايج قابل تأمل و بحث‌انگيزي دست يافته‌اند. همچنين بسياري از جامعه‌‌شناسان به مطالعه جوامع پرداخته‌اند و عده‌اي نيز بر اين باورند كه جوامع انساني، سيري تكاملي را در پيش دارند. بر مبناي اين نظريه، تئوري معماي جوامع توسعه يافته مطرح مي‌شود. اين نظريات در حوزه‌ علوم «ميان رشته‌ايِ» انساني جاي گرفته و بحث‌هاي گسترده و فراواني درباره‌ آن شده است. علاوه بر آثار مكتوبي كه در اين باره خلق شده و مي‌شود، هر روزه در گوشه گوشه‌ دنيا، در مؤسسات علمي و دانشگاه‌ها سمينارها و نشست‌هاي متعددي نيز برگزار مي‌شود و پژوهندگان و دانشجويان و دانش‌آموختگان اين علوم، به بحث درباره‌ چالش‌هاي پيش‌روي جوامع در دنياي امروز مي‌پردازند.
    تاريخ‌دانان بسياري، در همين راستا نوشتن تاريخ طولاني مدّت كشف و نحوه استفاده از انرژي و شيوه‌هاي رفع بحران توسط دولت‌ها را آغاز كرده‌اند؛ اين تاريخ با كارنامه‌ سرمايه‌داري و امپراتوري‌هاي بزرگ در جوامع بشري گره خورده و در نهايت به نقطه‌ عطفي مي‌رسد كه ما امروز آن را «جهاني شدن» مي‌ناميم. با ظهور پديده‌ جهاني شدن،‌ مسير تاريخ انساني تغيير كرده و لذا شيوه‌هاي انديشيدن درباره‌ امور اجتماعي مردمان نيز دچار تحولات ژرف و وسيعي شده است. ارتباطات و جهان مجازي كه در روزگار حاضر امري ضروري و ابزاري جدانشدني در زندگي ما است، شكل و محتواي روابط انساني را به گونه‌اي تغيير داده، كه براي مردمان نسل‌هاي پيشين، در گذشته‌ نه چندان دور، شبيه به رؤيا بود. اين رؤياها، البته عصارة آرزوهايي بود كه بشر به مثابه‌ اهداف بزرگ و آمال و آرمان‌هايي درنظر گرفته بود كه ثابت مي‌كرد ما اشرف مخلوقاتيم و عقلي داريم كه يگانه و بي‌همتا است.
    در سال جاري ميلادي، در دانشگاه ايالتي مينسوتا در آمريكا، مجموعه نشست‌هايي در رابطه با موضوعات ياد شده برگزار مي‌گردد كه توسط دو استاد برجسته‌ اين دانشگاه، پروفسور ديديه فاسين و دكتر جُوان اسكات حمايت مي‌شود. در اين مجموعه،‌ هفت سمينار برگزار خواهد شد كه موضوعات آن به شرح زير است:‌ «دلالت‌هاي سياسي و تاريخي ايده‌ محوريت انسان»‌،‌ « مطالعه‌ مسئله‌ مسئوليت در بررسي جامعه شناختي، گذشته،‌ حال و آينده»، «سرمايه‌داري و ظرفيت جوامع»،‌ «تمايز غيرقابل اجتناب ميان تاريخ انساني و تاريخ طبيعي»، «حقوق،‌ مسئوليت‌ها، عدالت و سياست در روزگار تغييرات وسيع زيست‌محيطي»، «مسئوليت‌هاي انساني در زندگي اجتماعي امروز» و «چالش‌ تغييرات آب و هوا در مطالعات پسا استعماري».
    از استادان برجسته‌اي كه در سمينارهاي مورد بحث حضور خواهند داشت مي‌توان به اسامي زير اشاره كرد: ـ پروفسور نيكيل آناند، از دپارتمان علوم اجتماعي دانشگاه ايالتي مينسوتا،  // ـ پروفسور جفري قلين، از دانشكده‌ جامعه‌شناسي دانشگاه فوردهام، // ـ دكتر ديويد‌آي. گرازيان،‌ از بخش مطالعات تاريخي دانشگاه ايالتي پنسيلوانيا، // ـ پروفسور مارك‌ جي. گريف، از دانشگاه نيواسكول، // ـ دكتر وندي گريس ولد، از كالج فلسفه‌ دانشگاه نورث وسترن، // ـ دكتر جوزف‌ دي. هانكينس، از دانشگاه كاليفرنيا، سن ديگو، // ـ پروفسور ديل. جيميسون، از دانشگاه ايالتي نيويورك، // ـ دكتر جوزف پي. ماسكو، از دانشگاه شيكاگو، // ـ پروفسور آن مك گراث،‌ از دانشگاه ملي استراليا، // ـ پروفسور مانوئلا پيك، از دانشگاه سن فرانسيسكو، // ـ پروفسور سوركر سورلين،‌از مؤسسه‌ سلطنتي تكنولوژي كي‌.تي.اچ(KTH)، // ـ دكتر الن استرود، از كالج برين ماور،  // ـ دكتر ريچارد يورك، از دانشگاه ايالتي اورگون، // ـ پروفسور رابرت برول، ‌از دانشگاه دركسل، // ـ دكتر كريستوفر هيلن، ‌از دانشگاه نوتردام، // ـ پروفسور آدريانا پارينا، از دانشگاه پنسيلوانيا، // ـ و دكتر آن‌رادماخر، از دانشگاه ايالتي نيويورك. // علاقه‌مندان به شركت در اين مجموعه سمينارها مي‌توانند به وب سايت رسمي دانشگاه مينسوتا، بخش سمينارها مراجعه كرده و اطلاعات تكميلي را از طريق اين آدرس دريافت نمايند:
    (www.msbcollege.edu).

    كارگاه انديشه، اقتصاد سياسي و اصول حقوقي
    مؤسسه علمي مطالعات سياسي امريكا، در راستاي بررسي انديشه‌هاي سياسي و اقتصادي  و حقوقي و نقش آن در نتايج عيني اقتصاد و فرهنگ و قانون، مجموعه‌اي از نشست‌ها را برگزار خواهد كرد كه از ماه اكتبر سال جاري تا فوريه 2015 به طول خواهد انجاميد. بخش عمده بحث‌هايي كه در اين نشست‌ها صورت خواهد گرفت، مربوط به موضوع اقتصاد سياسي و بازتاب آن در روابط بين‌الملل و تحولات قانوني در سرتاسر دنيا است كه بر زندگي شخصي و سياسي همه افراد در گوشه گوشه دنيا تأثيرات عميق و چشمگيري برجاي مي‌نهد. مخاطبان اين سمينارها را دانشجويان و متخصصان رشته‌هاي اقتصاد،‌ علوم سياسي، جامعه شناسي، تاريخ،‌ علوم اجتماعي و رشته‌هاي مرتبط تشكيل مي‌دهد.
    در سطور پسين، تاريخ و موضوع برگزاري سمينارها نگاشته شده است: ـ يكم اكتبر 2014، «تكامل فرهنگ و اصول حقوقي: گواهي از قلمرو كوبا» با سخنراني پروفسور ناتان تان از دانشگاه هاروارد و پروفسور سورش نيدو از دانشگاه كلمبيا، // ـ پانزدهم اكتبر 2014، با عنوان «نابرابري اقتصادي و سياست دوقطبي در ايالت‌هاي امريكا»، با سخنراني پروفسور نولان مك كارتي از دانشگاه پرينستون، // ـ بيست و نهم اكتبر « اقتصاد سياسي نامرئي آرژانيتن»، با سخنراني شانكر ساتياناث از دانشگاه ايالتي نيويورك، // ـ پنجم نوامبر «تاريخ اقتصاد سياسي امريكاي جنوبي»، با سخنراني جوئل موگي‌ير از دانشگاه نورث‌وسترن، // ـ دوزادهم نوامبر «اقتصاد و فرهنگ در تاريخ مدرن غرب»، با سخنراني پروفسور كائوشيك باسو از دانشگاه كورنل، // ـ نوزدهم نوامبر، «پلي ميان جداشدگان: ساختن ملتي واحد در رواندا»، با سخنراني پروفسور شارون موكاند از دانشگاه وارويك، // ـ سوم دسامبر، «تكامل اصول حقوقي در اروپا»،‌ با سخنراني دكتر كنت شف از دانشگاه استنفورد، // ـ چهارم فوريه2015، « تاريخچه‌اي مقدماتي بر شكل‌گيري مؤسسات و سازمان‌هاي اقتصادي در امريكا»، با سخنراني پروفسور جان الستر از دانشگاه كلمبيا، // ـ هجدهم فوريه، « اقتصاد و روابط بين‌المللي در دوران اوج‌گيري سرمايه داري»، با سخنراني پروفسور كارل بويز از دانشگاه پرينستون، // ـ يكم آپريل، «نقش جوامع در اقتصاد سياسي جهان سوم»، با سخنراني پروفسور مكارتان همفريز از دانشگاه كلمبيا.

    تابستان و علوم انساني در لندن
    مؤسسه پژوهشي ـ مطالعاتي ان.اي.اچ
    (National Endowment for the Humanities)
    در لندن، در تابستان سال جاري، به روال هر سال، مجموعه‌اي از سمينارها در حوزه‌ علوم انساني را براي دانشجويان و دانش‌آموختگان در رشته‌هاي تاريخ، علوم اجتماعي، مردم شناسي، فلسفه، علوم سياسي، حقوق و رشته‌هاي مرتبط برگزار خواهد كرد. اين همايش‌ها از سطح عالي در حوزه علوم انساني برخوردار است و مجموعه خطابه‌ها و كتاب‌هايي به صورت صوتي و چاپي هرساله منتشر مي‌نمايد.
    شركت در اين نشست‌ها براي تمامي دانشجويان و فارغ‌التحصيلان علوم انساني رايگان است و علاقه‌مندان مي‌توانند آثار و مقالات خود را براي نظرخواهي شركت كنندگان، به موسسه برگزار‌كننده ارسال كنند. كارگاه‌هاي آموزشي و دو كلاس ويژه فلسفه و تاريخ نيز در هفته منتهي به سمينار و معمولاً در هفته نخست از ماه جولاي،‌ براي گروهي از دانشجويان كه ثبت‌نام شده‌اند. برگزار مي‌شود. اين سمينارها،‌از روز ششم جولاي تا دوم آگوست (به مدت چهار هفته) در لندن برگزار شده و توسط پروفسور ديويد ري بين از دانشگاه ايلينويز شرقي و دكتر سوزاتافين از دانشگاه ايالتي كنت مديريت مي‌شود. براي دريافت اطلاعات بيشتر و نحوه شركت در سمينارها مي‌توان به وب سايت www.eiu.edu رجوع كرد. در سمينار جولاي امسال قرار است سخنراناني از چهارده دانشگاه معتبر شركت نمايند.
    در سطور زير به عناوين پاره‌اي از نشست‌هاي ياد شده اشاره خواهيم كرد:‌ ـ‌ «كمونيسم و زندگي آمريكايي» با سخنراني پروفسور هاروي كلر از دانشگاه عموره، // ـ «فلاسفه‌ آموزش: متفكران سرآمد از دوره‌ روشنگري تا دوره پست مدرن»، با سخنراني پروفسور رابرت آر. شندلي از دانشگاه تكزاس و دكتر بونت او. پيترسون از دانشگاه لارنس، // ـ «نظريه‌ سياسي‌‌هانا آرنت: مسئله شر و ريشه‌هاي تماميت طلبي»، با سخنراني پروفسور كيتلين بي. جونز از دانشگاه ايالتي سن ديگو، // ـ «مجازات، سياست، و فرهنگ» با سخنراني پروفسور آوستين سارات از كالج اَم هرست،‌ //  ـ «سازش بزرگ: ديكنز در ادبيات و سينما» با سخنراني پروفسور مارتي گولد از دانشگاه فلوريداي جنوبي و دكتر جان جوردن از دانشگاه كاليفرنيا، // ـ «خاطرات گسسته و كنكاش شده:‌ جنگ اول و دوم بين‌الملل در فرانسه امروز»، با سخنراني دكتر ريچارد جي. گلسان و پروفسور ناتان براخر از دانشگاه تكزاس، // ـ «كشف گذشته: باستان شناسي در وراي كرانه‌هاي رود مي‌سي سي‌پي » با سخنراني دكتر باني جانسيل از مركز باستان شناسي مي‌سي‌سي‌پي دانشگاه ويسكانسين، دكتر جيمز تلر، پروفسور كاترين استيونسون،‌پروفسور لورن كيد و دكتر رابرت كي‌پر،‌ // ـ «يوهان سباستين باخ: موسيقي‌ باروك و دوره روشنگري»، با سخنراني پروفسور هيلدي بينفورد از كالج موراويان، دكتر مايكل مرسين، دكتر پيتر وولني، پروفسور جورج استافر، دكتر لري ليپ كين و دكتر ديويد بوثرويد، // ـ « فرهنگ‌هاي امريكاي لاتين و تاريخ آن: اوزاكا و مكزيك» با سخنراني پروفسور استفاني وود از دانشگاه اورگون، دكتر ران لنكستر، دكتر گابريلا مارتينز، پروفسور لين استيون، دكتر رونالد اسپورز و دكتر باس فن دسبوگ، // ـ «جهان‌‌هاي ديني نيويورك: آموزش زندگي روزمره و تنوع ديني در نيويورك» با سخنراني دكتر هنري گلد اشميت از مركز مطالعات مذهبي نيويورك، پروفسور علي آساتي، دكتر مارشا بيو چمپ،‌ دكتر‌هاسيا داينر، پروفسور چارلز‌هاينس، پروفسور يروشا لمپتي،‌ دكتر اليزابت مك آليستر، دكتر رابرت اورسي و پروفسور آنابلا پيتكين،‌ // ـ «آموزش شكسپير» با سخنراني پروفسور پگي اوبرايان، دكتر الن مك كي، دكتر كريستي دمت، دكتر استفن ديكي، پروفسور كالين سينت جنكينگز، دكتر مايكل لومونيكو، پروفسور سوبيونرو هنچ، پروفسور مايكل ويتمور،‌دكتر گيل كرن پستر، ‌پروفسور باربارا مووات، دكتر پل منزر و دكتر كريستوفر شامبورگ، // ـ «لحظات پرچم: سرود ملي در زندگي آمريكايي» با سخنراني پروفسور مارك كلاگ از دانشگاه ميشيگان، دكتر سوزان كي، دكتر آن سارا روبين، دكتر دن تالي،‌ پروفسور وندي شان‌برگر، دكتر شريل كاسكوويتز، دكتر الياندرو مادريد، پروفسور مورين ماهون، پروفسور كريستين مك رايتر و دكتر پاتريك وارفيلد، اين مجموعه سخنراني‌ها، همراه با دو فيلم مستند و نمايشگاهي از عكس‌ها، نقاشي‌ها و نشان‌هاي متأثر از پرچم و نمادهاي ملي ايالات متحده آمريكا انجام مي‌گيرد. // ـ «نژاد و سياست در جنگ داخلي آمريكا» با سخنراني پروفسور ‌هارولد هولزر و پروفسور ميانا گاويكي از مركز مطالعات تاريخي ـ‌ اجتماعي نيويورك، دكتر اريك فونر، دكتر هنري لويي گيت، پروفسور والري پيلي، پروفسور بارنت شكتر،‌ دكتر دونالد شافر، ‌دكتر مانيشما سينا، پروفسور جان استاوفر و دكتر كرگ سايموندز، // ـ «آسمان خراش‌هاي آمريكايي: تحول در شيكاگو و ساكنانش» با سخنراني پروفسور جنيفر ماسنگرب از دانشگاه شيكاگو؛ اين سخنراني نيز همراه با اسلايد‌ها و يك فيلم مستند به نام «زميني و بلندي‌هاي مصنوع بشر در ساز‌ه‌هاي انقلابي آسمان خراش‌هاي قرن بيستم» همراه است. // ـ « انقلاب صنعتي آمريكا و هنري فورد» با سخنراني پروفسور پائوگانگوپادياي از دانشگاه كاليفرنيا، // ـ «غرب اتمي، جهان اتمي» با سخنراني پروفسور رابرت مك كوي و پروفسور جفري ساندرز از دانشگاه مريلند. // ـ « در همسايگي جنگ سرد: كاليفرنياي جنوبي» با سخنراني پروفسور ديويد نيومن و دكتر تيم كيرن از دانشگاه ايالتي كاليفرنيا، // ـ «چهارراه ستيزه‌ها: چشم اندازهاي بحث انگيز آزادي و جنگ‌هاي مرزي ميسوري ـ‌ كانزاس» با سخنراني پروفسور دايان موتي برك از دانشگاه كانزاس، // ـ « از مهاجران تا شهروندان:‌ آسيايي‌هاي مهاجر در جنوب غرب آمريكا» با سخنراني پروفسور شارلين مانوشن از دانشگاه كاليفرنيا،‌ // ـ «جنوبي‌ترين نقطه زمين: موسيقي، تاريخ و فرهنگ در دلتاي مي‌سي‌سي‌پي» با سخنراني پروفسور لوتر براون و دكتر لي آيلوارد  از دانشگاه كليولند،‌ // ـ‌ «حقوق زنان، دين و الغاي مجازات» با سخنراني خوزه توره از دانشگاه روچستر نيويورك، در اين سخنراني، مباحثي در  باب آرمان‌هاي فمينيستي و دستاوردهاي آن ميزگردي تشكيل شده و در ضمن نقدهاي تاريخي و انتقاد از موضع كليساي كاتوليك به فمينيست‌ها مطرح خواهد شد. // ـ‌ «سان فرانسيسكو: در همسايگي جنگ دوم بين‌الملل» با سخنراني پروفسور مارك بريليانت و پروفسور رايشل راينهارد از دانشگاه بركلي، كاليفرنيا، مارك برليانت نويسنده كتابي درباره جنگ‌هاي اول و دوم جهاني،‌ به نام «تحولات اقليمي، مهاجرت‌ها و تغيير مرزها در بيست و دو سال» مي‌باشد و درباره نظريه‌هاي مطروحه در اين اثر نيز جداگانه پرسش و پاسخي برگزار مي‌شود. // ـ «فرهنگ مخفي،‌ زندگي عمومي: بردگي در دوران استعمار» با سخنراني پروفسور ليزا رابينز از دانشگاه اچ واتر،‌ // ـ‌ « رقص واژگان: درك فرهنگ‌هاي مسلمان در موسيقي و زبان شاعرانه» با سخنراني پروفسور آماندا دارگان، پروفسور كاترين فلچر، دكتربروس لاورنس، دكتر تئودور لوين،‌ دكتر جاويد مجددي و پروفسور كمال سيلاي.

    استادي از نسل فضيلت مندان
    دكتر احمد مهدوي دامغاني براي تمامي ادب دوستان ايران زمين و هرآن كس كه اندك تعلق خاطري به زبان و ادبيات فارسي و عربي دارد يادآور بيش از نيم قرن سعي و همت او در پاسداري و صيانت از دستاوردهاي سترگ تمدن ايراني و اسلامي است. جشن نامه «سايه سرو» مجموعه مقالاتي در بزرگداشت مقام علمي، ادبي و اخلاقي استاد احمد مهدوي دامغاني است كه اخيرا به اهتمام ميثم كرمي و به همت انتشارات حكمت به چاپ رسيده است. مراسم رونمايي از اين كتاب، عصر پنجشنبه، نخستين روز خرداد، در مركز فرهنگي شهر كتاب برگزار شد. در اين محفل ادبي، شمار بسياري از علما، اديبان و بزرگان، از جمله محمدرضا شفيعي كدكني، بهاءالدين خرمشاهي، فتح الله مجتبايي، مهدي محقق، جلال خالقي مطلق، نصرالله پورجوادي، سيدمحمد موسوي بجنوردي، محمدجواد حجتي كرماني، غلامعلي حدادعادل، سيدمحمود دعايي، سيدعلي موسوي گرمارودي، علي رواقي، غلامرضا جمشيد نژاد اول، ميثم كرمي، نوش آفرين انصاري، فريده مهدوي دامغاني، ابوالفضل خطيبي و... حضور داشتند.
    حجت الاسلام والمسلمين محمود دعايي، به ذكر خاطرات خود با دكتر احمد مهدوي دامغاني پرداخت و گفت: اين خاطره به كتاب «فضيلت هاي فراموش شده»، شرح مرحوم آخوند ملاعباس تربتي به قلم مرحوم حسين علي راشد مربوط مي شود كه در روزنامه اطلاعات بين الملل به پاورقي آن اقدام شد و از آنجا كه استاد مهدوي دامغاني اين روزنامه را دريافت مي كرد، همين كه به اين پاورقي رسيده بود تماس گرفته و از اين عمل بسيار تقدير كرد و به تحرير شرح مفصلي در مورد مرحوم آخوند ملاعباس تربتي اقدام كرد كه بعدتر منعكس شد. همچنين در زماني كه اينجانب به مسووليت پيگيري احقاق حقوق فرهيختگاني گمارده شدم كه حقي از آنان ضايع شده بود، به واسطه آقاي شاهرودي مطلع شدم كه مقام معظم رهبري در احقاق حقوق دكتر مهدوي دامغاني و دعوت از ايشان تاكيد كرده است. اين استاد گرانقدر علاوه بر اينكه در دانشگاه هاروارد منشا اثرات بزرگي است در بسياري از دانشگاه هاي معتبر جهان از جمله فرانسه و انگلستان نيز به صورت پروازي به تدريس مي پردازد.
    پروفسور فضل الله رضا نيز به مناسبت رونمايي «سايه سرو» استاد مهدوي دامغاني، پيامي ارسال كردند كه توسط حجت الاسلام دعايي قرائت شد. در بخشي از اين پيام آمده است: يكي از پرچم داران ادب سنتي فارسي، دكتر مهدوي دامغاني، استاد بي بديل دانشگاه هاروارد امريكاست كه به ادبيات سنتي عربي و زبان فرانسه اشراف دارد و ريشه هاي بسياري از صور خيال شاعران بزرگ ما را در ادبيات عرب شناسايي كرده است. استاد مهدوي از مدرسان و پژوهشگران حلقه استاد فروزانفر و استاد جلال همايي است كه روانش، جد اندر جد، در خاندان دانشگاهي بلندآوازه محقق و مهدوي دامغاني با ادبيات فارسي و عربي عجين بوده است. سروي سايه فكن بر گستره معارف اسلامي، استادي خطيب و نويسنده و شاعر و خطاط. بخشي از نوشته هاي استاد مهدوي از شاهكارهاي نثر روان فارسي معاصر است.
    آيت الله سيد محمد موسوي بجنوردي وصف انديشمندي و توانايي ادبي استاد احمد مهدوي دامغاني را بهانه ذكر نام پدر بزرگوار او، كه از بزرگان حوزه خراسان بوده و همواره در دفتر توجه و اكرام، مغفول و مظلوم و گمنام مانده است دانست و افزود: نقش حوزه مشهد بي ترديد در پرورش اساتيد برجسته و فلاسفه نام آور انكارناشدني است. بزرگاني هم چون حاج فاضل حكيم، حاج آقا بزرگ شهيدي، اديب نيشابوري اول، استاد محمود شهابي، مرحوم راشد، مرحوم بديع الزمان فروزانفر و بسياري از نام هاي سترگ ديگر، دست پرورده اين حوزه اند كه متاسفانه مدتي است مورد كم لطفي و كم توجهي قرار گرفته است. استاد مهدوي دامغاني در ادبيات فارسي و عربي اعجوبه يي تواناست. مي توان گفت كه اين انديشمند زبان و ادبيات عرب و فارسي در مقام مقايسه با اديب نيشابوري دوم هم تراز است و در برخي موارد از او نيز پيشي گرفته است. چرا كه يقينا در فقه و اصول و ادبيات و تا حدودي در فلسفه به مقام اجتهاد دست يافت.
    دكتر فتح الله مجتبايي ديگر سخنران اين نشست در بيان خاطراتش با دكتر مهدوي دامغاني گفت: حضور دكتر مهدوي دامغاني در دانشكده الهيات دانشگاه تهران مركز و مظهر اطلاعات و انديشه بود و همواره دانشجويان ساير رشته ها نيز از وجود او بهره مي بردند. دكتر مهدوي، به لحاظ اخلاقي و تواضع و صداقت علمي بسيار شايسته تقدير و قدرداني است، چرا كه از هر گونه بخل و خودبزرگ بيني كه گريبان جوانان جوياي نام را مي گيرد، عاري بود و گاه در مواردي كه از او طلب مشورت مي شد، استادان ديگر را ارجح و مقدم مي دانست و اين تنها حاكي از تواضع بي بديل علمي اين استاد فرزانه بود. در اوايل انقلاب، زماني كه مرحوم آيت الله مطهري مطلع شد كه استاد مهدوي مورد اندك بي مهري و كنايه هايي واقع شده است، سخت آشفته شد و وجود دكتر مهدوي دامغاني را از ستون هاي اساسي دانشكده الهيات برشمرد. پس از چند سالي ناگزير به رفتن از ايران شد و پنج يا شش سال پيش بود كه پس از مدت ها در سفري كه براي ارائه سه سخنراني به امريكا داشتم او را ملاقات كردم. دكتر مهدوي دامغاني مسافت زيادي را طي كرده بود تا مايه دلگرمي و تشويق من باشد و اين مانند هميشه، نشان دهنده شايستگي او در كسب جايگاه افتخارآميزش هم در اسلام شناسي، هم در ادبيات عرب و هم در ايران شناسي در دانشگاه هاروارد است. فقدان حضور او در كشورمان، بي شك موجب حسرت و اندوه است.
    دكتر مهدي محقق ضمن ذكر و ياد ارتباط و نزديكي خانوادگي با استاد مهدوي دامغاني به معمم شدن خود به دست پدر ايشان، حاج كاظم مهدوي دامغاني اشاره كرد. محقق همچنين به بيان خاطرات خود از زمان هم حجرگي با دكتر احمد مهدوي دامغاني در مدرسه سپهسالار و همدرسي با او در درس مرحوم آقا سيد محمدرضا علوي تهراني در دانشكده معقول و منقول تهران پرداخت و افزود: دكتر مهدوي علاقه فراواني به ادبيات عرب داشت و هميشه اشعار عربي را با صداي بلند زمزمه مي كرد. مدتي بعد با مرحوم دكتر بديع الزماني كردستاني در دارالفنون آشنا شديم كه در آن زمان اين مرد فاضل و بي نظير سمت دفترداري پادگان كرمانشاه را به عهده داشت و همين موجبات استفاده ما هر دو، از وجود اين استاد ارزشمند را فراهم آورد. از همان زمان دكتر مهدوي، طالب و شيفته علم بود. الفت و دوستي نزديكي بين ما ريشه دواند. پس از ورود من به مدرسه نواب خراسان نيز، دكتر مهدوي دامغاني از الگوهايم در زبان و ادبيات عرب بود. در سال هاي ؟تا ؟دكتر مهدوي به دعوت بنده كه در آن زمان مدير گروه زبان و ادبيات فارسي بودم قبول زحمت تدريس كرد و پس از آن، به ناچار ايران را ترك كرد و حسرت از دست دادن وجود او در كشور براي ما باقي ماند. جاي بسي تاسف و تاثر است كه انديشمند وارسته يي از خانواده تقوا و فضيلت چون دكتر احمد مهدوي دامغاني در چنين روزگاري كه دچار كمبود چنين اساتيد فاضل و فرهيخته يي هستيم، به علت موانعي از سرزمين مان دور است.
    دكتر غلامعلي حداد عادل دانش و اخلاق و محبت استاد مهدوي دامغاني را بي وقفه منشا بهره و تمتع خود هم در ترجمه قرآن و هم در گزيده مكتوبات مولانا دانست و گفت: بنده يك بار كه در امريكا به خدمت ايشان رسيدم افتخار تلمذ و درس آموزي هرچند كوتاه مدت و چندساعته را كسب كردم. شخصا پيگير وجود استاد در ايران بوده?ام و پس از كسب يقين از بلامانع بودن حضورش بار ها از ايشان درخواست بازگشت به ايران را كردم: اما استاد انسي به همان محفل و جمع ودانشجويان يافته و به قولي، ديگر در آن مكان جاافتاده است. بي شك چنين فرزانه اي در هركجا كه باشد، خير او به ايران زمين هم مي رسد. همچنين حدادعادل از كم مهري ادباي زبان و ادب فارسي نسبت به زبان و ادبيات عربي اظهار تاسف كرد و آن را يكي از نتايج تجدد و تاثيرپذيري از فرهنگ غرب مبني بر ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان دانست و ابراز اميدواري كرد كه از اين پس، تجديد عهدي با ادبيات فارسي كنيم: چونان كه به نحوي اصيل و ريشه دار، مباني ادبيات عرب را در آن جاي دهيم و از كم لطفي خود نسبت به آن بكاهيم.

    شاخص مکتب فقه سياسي امام(ره)
    نشست «فقه سياسي شيعه پس از انقلاب اسلامي» با حضور حجت‌الاسلام داوود فيرحي، حجت‌الاسلام محمد سروش محلاتي و حجت‌الاسلام کاظم قاضي‌زاده در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار شد.  فيرحي در ابتداي اين نشست با اشاره به اينکه تحولات در دولت‌ها موجب تحول در تئوري‌هاي فقهي مي‌شود، گفت: در تمام دنيا دولت‌ها به دو دسته مدرن و سنتي تقسيم مي‌شوند. دولت‌هاي مدرن از بدو تاسيس از سه مرحله عبور کرده‌اند. وي ادامه داد: در ابتدا دولت‌هاي مدرن دولت‌هايي بودند که حکمراني غيرمتمرکز داشتند. در مرحله دوم که از دوره رضا شاه پهلوي آغاز شد دولت‌ها ميل به تمرکز ‌گرايي پيدا کردند و البته در آن زمان اين نوع تمرکز گرايي در تمام دنيا به وجود آمده بود.  دانشيار دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران با اشاره به طرح ايده‌اي جديد در حکمراني افزود: ايده جديدي اخيراً مطرح شد که از آن با عنوان بازگشت به تمرکززدايي ياد مي‌شود و اين اتفاق اگرچه در کشور ما رخ نداده اما ايده‌اش مطرح است. به گفته فيرحي به موازات اين مباحث نظريات فقهي نيز تغييراتي پيدا کرده است به گونه‌اي که در نخستين مرحله نظريه‌هايي تحت عنوان نظريه‌هاي کلاسيک فقه سياسي مطرح شد. اين گونه نظريات در دوره مشروطه و به ويژه در انديشه و آثار امام خميني (ره) مطرح بود که ميل به تمرکزگرايي نداشتند.  استاد دانشگاه علوم انساني مفيد قم اضافه کرد: مرحله دوم از نظريات فقهي با تصويب قانون اساسي در سال 1358 کليد خورد که به تمرکزگرايي متمايل بود و در سال 1368 اين تمرکز بيشتر شد و در نظريه‌هاي فقهي نيز ديده شد.  فيرحي در بخش ديگري از سخنانش به 4 محور اساسي در ادبيات و آثار امام خميني(ره) که مرتبط با فقه سياسي است، اشاره کرد و گفت: نخستين محوري که در ادبيات فقهي کلاسيک امام(ره) ديده مي‌شود بحث «خطاب‌هاي قانوني» است که يکي از عبارات خاص امام(ره) است و از نوآوري‌هاي فقه محسوب مي‌شود. براساس اين نظريه تمامي احکام عمومي در جامعه که مخاطبش مردم باشد بايد توسط خود مردم دنبال شود. مثلاً مردم بايد خود به دنبال به جا آوردن حقوقي مانند نماز و يا روزه باشند. وي با اشاره به اصطلاح «مناصب عنواني» به عنوان دومين محور انديشه‌هاي فقه سياسي امام(ره) گفت: در اين محور نيز بحث قوانيني که مرتبط با نظم جامعه باشند، مطرح است. در برخي از اين قوانين بايد افرادي براي اجرا داراي مناصب باشند که صلاحيت دارند.  وي همچنين گفت: رضايت شهروندان در ادبيات امام خميني (ره) بسيار مهم است به اين معني که مردم به طور مثال بايد از قضاوت يک قاضي رضايت داشته باشند. در اين تئوري استعدادهاي زيادي براي دموکراسي وجود دارد. همچنين چهارمين محور در ادبيات امام خميني(ره) بحث «عرف و جايگاه» آن است و ايشان  روي اين موضوع همواره تاکيد کرده‌اند که درباره قوانين تشخيص عرف بسيار مهم است.

    فارابي موسيقي را از رياضيات جدا نمي‌کند
    آيين رونمايي از کتاب «الموسيقي الکبير» اثرفارابي و ترجمه و شرح زنده ‌ياد مهدي برکشلي، سه‌شنبه 27 خرداد باحضور، رضا داوري اردکاني، رئيس فرهنگستان علوم، عبدالله انوار، پژوهشگرحوزه فلسفه و نسخه‌شناس، اميرحسين ذکرگو، محقق، مترجم وعضوهيات علمي دانشگاه اسلامي مالزي، مهدي فضائلي، مديرعامل انتشارات سروش وخانواده زنده ‌ياد برکشلي درسالن اجتماعات انتشارات سروش برگزار شد.
    داوري اردکاني در اين مراسم با اشاره به جايگاه موسيقي از منظر فارابي، گفت: من نزديک به 50 سال پيش، پس ازچند سال تفکر و تحقيق در کتابي نوشتم که ابونصر فارابي موسس فلسفه اسلامي است. بسياري از شرق ‌شناسان بر اين سخن من اشکال گرفتند و بيان کردند که  فلسفه اسلامي صرفا رونوشتي از فلسفه يونان باستان است و موسس نداشت. وي افزود: ويژگي مهم فارابي جامع بودن او درتمام علوم است و کسي که در تمام علوم روزگارخود سرآمد باشد، قطعا انسان ممتازي است. دانشمندان قديم همه جامع العلوم بودند. مسئله تخصص صرفا متعلق به دنياي جديد است. جامع بودن را مي‌توان به تاريخ علم و فلسفه در ايران نيز اطلاق کرد، چرا که ما به ‌جز يونان باستان، انواع علوم و حکمت درچين و هند را هم اخذ کرديم.
    داوري اردکاني درادامه با اشاره به وجوه جامعيت فارابي در انو اع علوم گفت: فارابي فلسفه وعلوم يوناني را با حکمت  و ديگرعلوم اسلامي و دانش‌هاي رايج در زمانه خودش، را در يک وحدتي جمع کرده است. اگر در جايي از سياست سخن گفته، سياست را از فلسفه جد انکرده  و اين مسئله نشان دهنده فهم تمام  و کمال او از فلسفه يوناني است.  سياست به هيچ عنوان از فلسفه جدا نبوده است. رئيس فرهنگستان علوم  با اشاره به عدم جدايي علم موسيقي از ديگرعلوم، گفت: فارابي موسيقي را از علوم ديگر جدا  نمي‌کند و از منظر او موسيقي در علومي مانند رياضيات قراردارد. وي همچنين اظهار کرد: فارابي موسيقي را  به سه نوع تقسيم  کرده است؛ موسيقي لذت ‌بخش، موسيقي متاثرکننده و موسيقي خيال‌انگيز. سخت ‌ترين نوع موسيقي نيز همين موسيقي خيال‌انگيز است.

    فلسفه و صلح جهاني

    آيت‌الله مصطفي محقق داماد در هجدهمين همايش بزرگداشت ملاصدرا که با موضوع «فلسفه و صلح جهاني» برگزار مي‌شد، عنوان  سخنراني خود را «حکمت متعاليه و آرامش بشري» قرار داد و گفت: بر اساس مدارک ديني ما، از آغاز پيدايش بشر آدمکشي آغاز شده و داستان دو فرزند آدم که يکي نماد خشونت‌ورزي و ديگري نماد عقل و بردباري و صبر است مصداق اين داستان است. وي ادامه داد: بر اساس آيات قرآن کريم برادر خردمند در برابر هجوم برادر خونريز مي‌گويد: تو اگر دست تجاوز به سوي من دراز کني من براي کشتن تو دست دراز نمي‌کنم. سخن اين برادر خردمند که امروز در دنياي معاصر بر آن صحه نهاده شده، دفاع متناسب است. وي افزود: خشونت از ابتدا تاکنون بوده و هر روز خود را به نوعي نشان داده است. ملاصدرا مي گويد در ميان انگيزه‌هاي زشت جنگ، خونريزي به نام دين و خدا بدترين نوع آن است که امروز ظهور پيدا کرده است.  اين استاد فلسفه گفت: امروز گروهي ساطور به دست گرفته‌اند و به نام دين و خدا به جان انسانها افتاده اند در حالي که اين جز کج‌انديشي و جهل ديني نيست. امروز در قضيه بوکوحرام آن مردک نادان 200 دختر را به بردگي گرفته و اين ننگ را در تاريخ بشر رقم زده است.  وي با بيان اين که ملاصدرا فيلسوفِ عرفان، برهان و قرآن است و در سه جا از آثار خود به آيه حکمت اشاره مي‌کند، گفت:  اتفاقات امروز از جهل مقدس نشات گرفته شده است و نفرين بر اين جهل مقدس!  و نوشتن اعلاميه حقوق بشر کار حکما بوده است. به گفته استاد فلسفه دانشگاه شهيد بهشتي، ملاصدرا يک راهکار علمي ارائه مي‌کند و مي گويد دو چيز همواره در کنار يکديگرند. يکي کتاب و ديگري حکمت. حکمت در کنار کتاب توأمان به بشر داده شده است؛ کتاب به معناي مجموعه جهان و حکمت به معناي عقل، تفکر و انديشه است و اين دو مانند دو بال است که اگر يکي بدون ديگري باشد کبوتر به زمين مي‌خورد.  وي تاکيد کرد: پس دين بدون تعقل و تعقل بدون دين همين اتفاقاتي را رقم مي‌زند که امروز در تاريخ مي بينيد. همچنين کريم مجتهدي استاد فلسفه دانشگاه تهران در هجدهمين همايش بزرگداشت ملاصدرا گفت: جنگ و زشتي کار ديوانه‌ها و مفسدان است ولي به لحاظ فلسفه سنتي افرادي بودند که از زمانهاي بسيار قديم اصل اين جهان را در نوعي صيرورت تام مي‌ديدند. وي با بيان اين که به‌ناچار بايد از جنگ قبل از صلح سخن بگوييم گفت: بيخود نيست که تولستوي در رمان معروف خود «جنگ و صلح» ابتدا جنگ را مي آورد و پس از آن صلح را. وي افزود: صلح همان اميد است و اگر در جهان جنگ هم باشد صلح قوي تر است. اميد همان زندگي و حفظ زندگي است که مي توانيم از آن به معناي صلح تعبير کنيم. استاد فلسفه دانشگاه تهران با اشاره به طرح موضوع صلح پايدار در آثار کانت گفت: وي با چنان نظام منسجمي در آثار خود از اين مفهوم صحبت کرده است که خود نيز از آن تعجب مي‌کند. به اعتقاد کانت درباره صلح مي‌توان به لحاظ فلسفه اخلاق و حقوق صحبت کرد. البته حقوقدان ها کار ساده‌تري دارند چون مي توانند واقعيت موجود را در نظر بگيرند و قوانين را تنظيم کنند اما کار فيلسوف سخت است چون او آرمان و تعهد دارد و حتي واقعيت يک موجود را مي‌تواند نفي کند چون فيلسوف مي‌تواند يک تعهد فوق انساني داشته باشد. به گفته وي، براي کانت جنگ يک مسئله داخلي نيست. وي براي نخستين بار موضوع سازمان ملل را مطرح مي‌کند و مي گويد بايد سازماني وجود داشته باشد که بتواند کشورهاي مختلف را وادار به توافق کند. اين چهره ماندگار فلسفه با بيان اين که جنگ و صلح در کتاب کانت دو قطب کاملاً جدا از يکديگر نيستند، افزود: به نظر کانت در اين دوره مياني پيشگيري مهم است. ما کاري نداريم که صلح برقرار است و جنگي اتفاق نيفتاده اما آنچه وجود دارد اين است که جهان در حال حرکت به سمت جنگ است. پس بهداشت پيشگيري مي‌گويد بايد از جنگ پيشگيري کرد. وي تاکيد کرد: بايد نگذاريم جنگ اتفاق بيافتد چون در غير اين صورت صلح يک مفهوم کاذب است و بلکه يک قرص مسکن و آرام بخش است. وي با اشاره به اين که جنگ نوعي مديريت است و نمي توان اين را انکار کرد افزود: کانت سياست را به ماري تشبيه مي‌کند که هم خطرناک است و هم محتاط! وي ادامه داد: اما کبوتر صلح از زمان حضرت نوح وجود داشته است و زماني که کبوتري با برگي از زيتون به سمت کشتي نوح آمد اميد در بشر زنده شد. مجتهدي، فلسفه ملاصدرا را با فلسفه کانت متفاوت دانست و افزود: در فلسفه ملاصدرا حکمت نبوي جلوه دارد. در فلسفه کانت معرفت شناسي مطرح است در حالي که در فلسفه ملاصدرا وجود شناسي وجود دارد. شناخت در فلسفه کانت بر اساس قوانين نيوتن است اما در فلسفه صدرا وجود‌شناسي و حکمت نبوي مطرح است.
    اين استاد فلسفه تشابه کانت و ملاصدرا را در خير بشر دانست و تاکيد کرد: در فلسفه کانت اخلاق مهمتر از حقوق است اما حقوق تعميم پذير نيست. با اين وجود کانت و ملاصدرا هر دو خير بشر را مي‌خواهند و از اين منظر شبيه به يکديگر هستند. به گفته وي، خواه اخلاق به صلح برسد يا نرسد براي بشر چاره‌اي جز اين راه نيست.
    مجتهدي در پايان با بيان اين که من عنوان سخنراني خود در اين همايش «صلح؛ افق اميد» ناميده ام گفت: اکنون ترجيح مي‌دهم سخنراني خود را «صلح؛ افق انتظار» قرار دهم چون با مفهوم انتظار خود را در خط صدرا قرار مي‌دهم چراکه انتظار در نگاه صدرا خودش را حفظ مي‌کند.

    رونمايي از دانشنامه فلسفه اخلاق
    مراسم رونمايي از کتاب «دانشنامه فلسفه اخلاق»، شنبه دهم خردادماه به ميزباني سازمان اسناد و کتابخانه ملي برگزار شد. اين اثر، که ترجمه‌اي از مقالات مربوط به حوزه فلسفه اخلاق در «دايرةالمعارف فلسفه» پل ادواردز به شمار مي‌رود، با ترجمه دکتر انشاءالله رحمتي و به همت نشر سوفيا منتشر شده است. در اين نشست که مصطفي ملکيان و محسن جوادي حضور داشتند، سخنرانان به برخي جنبه‌هاي محتوايي اين دانشنامه و اهميت ترجمه آن پرداختند.
    در آغاز اين نشست انشاءالله رحمتي، مترجم کتاب با اشاره به نقش مصطفي ملکيان در به سرانجام رسيدن «دانشنامه فلسفه اخلاق» گفت: «قطعا دوستاني که کتاب را مطالعه مي‌کنند، آثار لطف، کمک و حمايت استاد ملکيان را مشاهده خواهند کرد. در واقع سهم ايشان صرفا حضور در جلسه امروز نيست، بلکه ترجمه اين اثر با مشورت ايشان انجام گرفت و تقريبا تمامي متن کتاب را هم ملاحظه فرمودند و من مثل هميشه از نظرات صائب، نقدها و اصلاحات ايشان استفاده کردم.» رحمتي با ذکر خاطره‌اي از دوران دانشجويي خود، به تاثير‌گذاري مواجهه مدرسان در انگيزه دانشجويان تاکيد کرد و ادامه داد: «در اينجا مايلم نکته آموزنده‌اي را درباره استاد ملکيان بگويم. وقتي در اوايل دوره فوق‌ليسانس، ترجمه مقاله‌اي از ويليام فرانکنا را آغاز کرده‌ بودم - و معمولا در اين مواقع دانشجو به راهنمايي محتاج است تا بداند کارش چه جايگاهي دارد و متاسفانه در اين موارد داوري‌هاي ما غالبا درباره خودِ شخص است تا حاصل کار او- بخشي از آن را خدمت استاد دادم و بعد متوجه شدم که ايشان چندين ساعت براي يک ترجمه دانشجويي وقت گذاشته و به طور دقيق آن را بررسي کرده ‌بودند. کاري که کمتر در ميان ما ديده مي‌شود.»
    پس از سخنان آغازين مترجم اثر، محسن جوادي، استاد فلسفه اخلاق دانشگاه قم به نکاتي در باب کليت «دانشنامه فلسفه اخلاق» اشاره کرد. جوادي با ارجاع به نوشته پل ادواردز در مقدمه کتاب گفت: «دو ويژگي وضوح و دقت به وفق سنت فلسفه تحليلي در تدوين مقالات همواره مورد توجه ادواردز بوده و از پيتر سينگر نقل مي‌شود که وي نگران بود در تکمله‌هاي ويراست دوم، ورود مداخلي از فلسفه قاره‌اي آثاري از مشي فاقد وضوح و دقتِ پست‌مدرن‌ را بر جاي گذارد.» او با يادآوري آنکه کتاب حاضر بخشي از يک دايرة‌المعارف عامِ «فلسفه» است، افزود: «نکته ديگري که درباره دايره‌المعارف پل ادواردز بايد گفت اين است که چون اين کتاب در اصل دايرة‌المعارف «فلسفه» است و مباحث فلسفه اخلاق بخشي از آن به شمار مي‌رود، همين امر باعث شده تا به برخي موضوعات مهم اين حوزه کمتر پرداخته شود يا مثلا نتواند به بيان متوازن مباحث فيلسوفان شرق (همچون ابن‌سينا) در نسبت با فيلسوفان غربي بپردازد. به‌عنوان نمونه‌اي براي مقايسه، مي‌توان به مداخل و موضوعات مفصلِ ويراست دوم از دايره‌المعارف سه جلدي فلسفه اخلاقِ«بِکر» اشاره کرد. به طور کلي برخي موضوعات مجادله‌انگيز و مهم مانند «بي‌طرفي» يا «مفاهيم چاق و لاغر اخلاقي» و... در اين اثر غايب است. امّا در باب محاسن دايرة‌المعارف پل ادواردز بايد گفت، انتخاب موضوعات و نويسندگانِ هريک از چنان قوتي برخوردار است که عمده حوزه‌هاي مهم فلسفه اخلاق را پوشش مي‌دهد.»
    مصطفي ملکيان نيز در اين نشست اظهار داشت: اولين نکته‌اي که سخت مورد تاکيد بنده است، اهميت «جريان ترجمه» براي کشور ما و کشورهايي همانند ماست. بدون سرِ سوزني مبالغه، غلو و اغراق عرض مي‌کنم که به گمان من- که البته ممکن است خطا باشد- بزرگ‌ترين خدمتي که در جامعه ما و جوامعي همچون ما مي‌تواند صورت داد، «ترجمه» است. ترجمه، بي‌آنکه فرصتي براي تفصيل مطلب داشته باشم، لااقل دو فايده عمده به همراه دارد. اولين و به باور من بزرگ‌ترين فايده‌ آن است که ترجمه، تنها چيزي‌ است که يک کشور را از تک‌آوايي فرهنگي نجات مي‌دهد. به نظر من هيچ کشور، جامعه، فرهنگ و تمدني از چيزي به اندازه تک‌آوايي فرهنگي لطمه نمي‌خورد؛ و تک‌آوايي، ولو تک‌بودن درست‌ترين آواها باشد، جز ويرانگري به بار نخواهد آورد. در مقابل، کار ترجمه، گشودن افق‌هاي جامعه ما، به روي افق‌ فرهنگ‌ها و جوامع ديگر است. هرکدام از فرآورده‌هاي ترجمه، يک آواي جديد در حل يک مساله يا رفع يک مشکل، يا جوابگويي به يک سوال پديد مي‌آورد. فايده دوم ترجمه آن است که ما به واسطه آن براي انديشيدن، مواد خام پيدا مي‌کنيم. متفکرترين مغزها و عميق‌ترين فهم‌ها اگر دستمايه‌اي، براي تطبيق و پياده‌سازي فکر و فهم خود نداشته باشند به جايي نمي‌رسند؛ چنان که مهارت يک نجار نيز براي بروز و ظهور، به چوب نياز دارد. به عبارت ديگر، صورت‌بخشي تفکر و فهم ما به ماده‌اي محتاج است تا به آن شکل بخشد.
    ملکيان افزود : "ما امروز، به نهضت ترجمه‎اي دوباره نياز داريم تا باز هم بتوانيم تفکري اصيل و مستقل بنا کنيم؛ تفکري که حاصل انديشه فرزندان همين مرز و بوم باشد و البته از نتايج فکر بشر در سراسر جهان بهره جويد. در واقع ما هرگز نبايد مرتکب اين خطا شويم که چرخ را از نو اختراع کنيم. با اين توضيحات، بايد گفت ترجمه فعلي و مجموعه کارهاي پيشين آقاي رحمتي، در راستاي نهضت ترجمه و جنبش لازم براي ارتقاي فرهنگي ما، قابل تعريف، توصيف و ارزيابي است. بنابراين، باوجود آنچه در کشور ما متاسفانه رايج است و مترجمان قدر نمي‌بينند و در عوض يک تاليف درجه پنجاه را به يک ترجمه درجه يک ترجيح مي‎دهند، معتقدم بايد قدر کساني که در نهضت ترجمه فعال هستند شناخته شود، که يکي از شاخص‌ترين آنها مترجم همين کتاب يعني آقاي رحمتي هستند.البته در قدرداني از ايشان، فقط کميت آثار ايشان (قريب 23کتاب) محل بحث نيست، بلکه آنچه مورد نظر بنده است «کيفيت» ترجمه است. با صراحت عرض مي‌کنم دکتر رحمتي از معدود مترجمان ايران است که در طول ?? سالي که به کار ترجمه‎ پرداخته، رشد کرده است. ما در کشور، مترجمان فراواني داريم که پس از سال‌ها‎، آخرين کتابشان به لحاظ کيفيت ترجمه مانند اولين کتابشان‎ است؛ و از جهت پيشرفت، هيچ ارزشي در آثار آنها ديده نمي‎شود. بگذريم که در جهت معکوس آن وجود دارد. برخي مترجمان در نخستين آثار خود براي تثبيت نامشان در اذهان مخاطبان و فرهيختگان، با دقت هرچه تمام‌تر ترجمه مي‌کنند، اما با تثبيت نامشان و چون از آن پس مي‎توانند به نان شهرت ارتزاق کنند، گويي ديگر به نان دقت و پشتکار و وجدان کاري خود، نيازمند نيستند؛ به اين ترتيب، پيوسته ترجمه مي‎کنند اما ترجمه‌هايي که از نگاه اهل فن، يکي از ديگري پس‌رفته‌تر و پس‎نشسته‎تر است.
    استاد ملکيان همچنين درباره کتاب دانشنامه فلسفه اخلاق گفت : "مقالاتي که دکتر رحمتي از ويراست جديد دانشنامه فلسفه پل ادواردز در کتاب پيشِ‌رو جمع‌ آورده‌اند، دو قسمت است. قسم اول، که به مباحث «روانشناسي اخلاق» مربوط مي‎شود و قسم دوم به حوزه «فلسفه اخلاق». بنابراين از ميان هفت علمي که پيش‌تر بيان شد در اين مجموعه نزديک به هزارصفحه‌اي، با دو «علم» سروکار داريم. از قسم اول يعني «روانشناسي اخلاق» که بگذريم در «فلسفه اخلاق»، با مباحث عقلي و فلسفي که مي‎توان در باب اخلاق داشت مواجه هستيم. در اين کتاب «روانشناسي اخلاق» به‌عنوان يکي از دانش‎هاي تجربي درباره اخلاق و «فلسفه اخلاق» به‌عنوان يکي از دانش‎هاي عقلي در اخلاق محل بحث و گفت‎وگو است.  اما در تقسيمي که من از «فلسفه اخلاق» دارم، اين دانش عقلي به دو قسم تقسيم مي‎شود: 1) اخلاق تحليلي (اخلاق نقدي يا فرا‎اخلاق) و 2) اخلاق هنجاري. از طرفي، «اخلاق تحليلي» خود به سه قسم تقسيم مي‌شود: 1) معناشناسي اخلاق، 2) وجودشناسي اخلاق، 3) معرفت‌شناسي اخلاق. در هر سه قسم فوق، مقالات سودمندي در کتاب دانشنامه فلسفه اخلاق وجود دارد.

    آيين بزرگداشت ابوالقاسم
    افتتاح همايش بزرگداشت شيخ ابوالقاسم گرَکاني، عارف بزرگ قرن پنجم هجري امروز چهارشنبه هفتم خرداد (1393) با سخنراني حميد آيتي، رئيس پژوهشكده جهاد دانشگاهي، حسين‌علي کاشاني بيدختي پژوهشگر عرفان اسلامي، دكتر كريم مجتهدي استاد فلسفه، نصرالله پورجوادي محقق و مدرس عرفان و فلسفه، در پژوهشكده فرهنگ، هنر و معماري جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران برگزار شد.
    پس از خوشامدگويي علي‌محمد صابري دبير علمي همايش، حميد آيتي با قرائت متني لزوم برپايي اين نشست‌ها را برشمرد و گفت: عرفان حقيقي، اخلاق را مبتني بر خداخواهي و ديگرخواهي سامان مي‌دهد و اخلاق، فرهنگ را مي‌سازد و فرهنگ اخلاق مدار پايه بهزيستي جامعه است. 
    دکتر کريم مجتهدي، سخنران پيش از آغاز برنامه‌ها بود. وي در سخناني کوتاه با تاکيد بر اين‌که هيچ بحثي به اندازه بررسي ارزش‌هاي معنوي خودمان، براي ما مهم نيست، گفت: پس از سال‌ها تدريس فلسفه، چيز زيادي از فلسفه نياموختم، اما يک مطلب را عميقاً از فلسفه آموختم و آن، دانشجويي است. فلسفه انسان را جست‌وجوگر دانش مي‌کند و اين‌که انسان به آن‌چه مي‌داند، اکتفا نکند. همين به بسياري از چيزهاي ديگر مي‌ارزد. وي افزود: اين دانستن انسان و پا از گليم خويش بيرون نهادن انسان خاکي براي شناخت خود و خدا انسان را به موجودي محترم بدل مي‌سازد و شعفي در او پديد مي‌آورد که با هيچ چيز ديگر قابل مقايسه نيست. اين شعف، بزرگترين پاداش فلسفه براي انسان است.
    حسين‌علي کاشاني بيدختي پژوهشگر عرفان نيز ديگر سخنران اين مراسم بود که با موضوع «شخصيت عرفاني شيخ ابوالقاسم گرکاني» صحبت کرد. او در بخشي از کلام خود با بيان اين نکته که تعبير «انسان کامل» در آيات و روايت نيامده بلکه از رهگذر آثار محيي‌الدين ابن‌عربي به فرهنگ اسلامي راه يافته است، گفت: انسان کامل به تعبير سيدحيدر آملي، «ظل‌الله» به معني سايه خداست. او مظهر اسم «الله» است که جامع همه صفات خداست و در هر دوران تنها يک نفر داراي اين ويژگي در جهان وجود دارد.  وي افزود: انسان کامل در زمان حاضر حضرت بقيةالله است که تبعيت حقيقي از آن حضرت باعث کيفيتي خاص در وجود تابع مي‌شود. پيدايش اين کيفيت، گونه‌اي همانندي و خوديت ميان تابع و متبوع را موجب خواهد شد.  کاشاني بيدختي در ادامه با نقل تعبيرهايي از مشايخ صوفيه، شيخ ابوالقاسم گُرَکاني را مايه افتخار انسان‌ها و يکي از تجليات انوار حق در جهان امکان توصيف کرد.
    نصرالله پورجوادي در اين مراسم با موضوع «شخصيت عرفاني شيخ ابوالقاسم گُرَكاني» گفت: اطلاعات و دانش ما نسبت به بسياري از بزرگان، در تمدن گذشته ايراني‌ـ‌اسلامي بسيار اندک است و ما بسياري از مسائل را فراموش کرده‌ايم. همچنين تفکري که ما در گذشته به آن مي‌انديشيديم نيز از بين رفته است.
    وي افزود: تمام علوم ما در گذشته مدارشان بر اساس توحيد بود. بزرگترين دغدغه ما نيز خداشناسي بود که امروزه ديگر خبري از آن‌ها نيست.
    پورجوادي در ادامه با اشاره به کمبود منابع درباره شيخ ابوالقاسم گرکاني، گفت: درباره اين عارف بزرگ نيز ما مانند ديگر بزرگان منابع کمي براي مطالعه داريم، اما مهم‌ترين منبع درباره اين شخصيت کتاب عظيم «کشف المحجوب» علي بن عثمان هُجويري است. هجويري چند حکايت کوتاه از شيخ را در اين کتاب روايت کرده است.
    اين استاد فلسفه همچنين به اهميت روايت‌هاي هجويري از گُرَکاني در کتاب «کشف المحجوب» اشاره کرد و گفت: اهميت روايات هجويري درباره شيخ ابوالقاسم گرکاني در اين است که هجويري معاصر با گرکاني بود و او را مي‌شناخت. اين روايات همچنين شهرت شيخ را در آن قرن مي‌رساند. هجويري در «کشف المحجوب» مي‌گويد که شيخ ابوالقاسم عارفي مهم در توس بود که در مسجدي زندگي مي‌کرد و مريداني داشت.  وي همچنين اظهار کرد: واقعه‌اي براي هجويري پيش‌آمد کرده بود که شرح آن را نمي‌دانست و براي بيان اين واقعه به شيح گرکاني به مسجد او در توس مي‌رود و همان ابتدا و بدون هيچ گفت‌وگويي مي‌بيند که شيخ دارد همان واقعه را براي ستون مسجد بازگو مي‌کند و ستون نيز به او جواب مي‌دهد.


 


صفحه 4 از 4