خطا
  • DB function failed with error number 1194
    Table 'jos_session' is marked as crashed and should be repaired SQL=SELECT guest, usertype, client_id FROM jos_session WHERE client_id = 0

اطلاعات حکمت و معرفت

  • معرفي كتاب خارجي

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفي كتاب خارجي

    کيان رضوي



    World Religions in Dialogue:
    A Comparative Theological Approach
    Pim Valkenberg
    Publisher: Anselm Academic
    اديان جهان در گفت و گو:
    رويکرد الاهيات تطبيقي

    يکي از دست آوردهاي ارتباطات و اطلاعات در جهان متراکم و کوچک شده کنوني، سهولت گفت و گو و هم سخني ميان اديان و آباء فرهنگ ديني در جهان امروز است. در حقيقت آنچه که زماني با دشواري و با پيش فرض هايي خصمانه صورت مي‌گرفت و محقق مي‌شد و بسياري از اوقات نيز نتيجه معکوس به بار مي‌آورد در حال حاضر به نقطه قوت بزرگي براي ابناء بشر بدل شده و انسان‌ها از طريق گفت و گو و طرح مباحث و مسائل مختلف اين امکان را يافته اند که در باب کلي‌ترين و جزيي‌ترين مسائل ديني با يکديگر سخن بگويند و وارد بحث و مجادله شوند.
    جهان امروز جهان گفت و گو و تعامل است. يک رويه سخن گفتن و تحميل مواضع يک شخص يا يک دين خاص به ديگران نه تنها معنايي ندارد، بلکه متعلق به گذشته است. بنا‌بر اين عصر حاضر را مي توان از منظر دينداري و دين پژوهي به عصر گفت و گوي اديان تعبير کرد. زيرا هر کسي مي‌تواند به راحتي از حقايق و درونيات اديان ديگر آگاه شود و مراجع متعدد و مطمئني براي طرح پرسش هاي خود بيابد.
    اما گفت و گو به چه معناست؟ و آيا صرف ورود به عصر گفت و گو و گسترش امکانات ارتباطي و آگاهي هاي ديني مي‌تواند ضامن اشتراک نظر و همگوني و الفت و دوستي ميان پيروان اديان گوناگون شود؟
    در حال حاضر چنين چشم اندازي در جهان ديده نمي شود و آنچه در معرض و منظر ديد ما است، خصومت و تقابل و کشمکش بيهوده ميان مومنان به اديان گوناگون است. شگفت آن که هرچه ايمان پررنگ تر و حساسيت و تعصب نسبت به يک دين بيشتر باشد، گويي آن تقابل و کشمکش نيز پررنگ‌تر مي شود و امکان تقرب و دوستي ميان پيروان اديان نيز کاهش مي‌يابد. به نظر مي‌رسد که ايمان عصبي و تعصب آلود، دستمايه نوعي تک صدايي در ميان پيروان اديان است و امکان گفت و گو و هم سخني را به کلي از بين مي برد. گفت و گو، به ويژه در ميان پيروان اديان، نيازمند فرهنگ و تربيت مناسب است و مستلزم شنيدن قبل از سخن گفتن و بيان حقايق از سوي همه طرف هاي گفت و گو است؛ لذا گفت و گو را نبايد امري ساده تلقي کرد که به راحتي در دسترس بوده و به ويژه در حيطه اديان قابل تحقق است. بر عکس، هم شرايط و لوازم فراواني نياز دارد و هم تربيت و آموزش درازمدت از سنين پايين براي آن ضرورت دارد.
    کتاب حاضر با عنوان " اديان جهان در گفت و گو: رويکرد الاهيات تطبيقي" يکي از آثار معتبر و مهم در همين موضوع است که در سال 2013 از سوي انتشارات آنسلم آکادميک چاپ و در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.
    پروفسور پيم فالکنبرگ که استاد دين شناسي و فرهنگ در مدرسه الاهيات و مطالعات ديني دانشگاه کاتوليک واشنگتن دي سي است، اين کتاب را در چهار فصل يهوديت، اسلام، هندوئيسم و بوديسم تاليف کرده که هر فصل به طور مستقل در بردارنده بخش‌هايي با عنوان‌هاي "چشم انداز دروني"، "چشم انداز بيروني"، "متون و تفاسير" و "استنتاج" است.


    Comparing Religions
    Jeffrey J. Kripal, Andrea R. Jain
    Publisher: Wiley-Blackwell
    اديان تطبيقي

    ايمان خواان گسترده‌اي است که جماعت رنگارنگي در اين سو و آن سوي آن نشسته‌اند. هر يک ذائقه اي متفاوت دارند و هرچيز نيز بر اين سفره نهاده شده است، مزه و طعم و رنگ خاص خود را دارد. هيچ کدام شبيه ديگري نيست و هيچ کدام جايگزين ديگري نخواهد شد.
    دين پژوهي تطبيقي، رهيافتي چندمنظوره است که بر اساس آن هم اديان به يکديگر نزديک مي شوند و هم پيروان اديان از آن سود مي‌برند و به آرامش مي رسند. در چهارچوب فهم پلوراليستي از اديان، نگاه يک بعدي و تک ساحتي نسبت به دين از بين مي‌رود و صاحب نگاه پلوراليستي به دين که لزوما مي تواند پژوهشگر ديني هم نباشد يک دستاورد فوري و بسيار حياتي را به دست مي آورد و آن فهم و پذيرش دين ديگري است. ديني که لزوما نبايد در چهارچوب ايمان "من" و باورهاي خاص هم کيشان "من" معنا يابد. بلکه مفهوم ديگري در کنار مفهوم اعتقاد ديگري و اعتبار اين اعتقادات در کنار يکديگر کاملا پذيرفتني خواهد بود.
    دين پژوهي تطبيقي که بر اساس ماهيت خود با اديان متعدد و متفاوتي سر و کار دارد و مفاهيم گسترده اي را در چهارچوب اقليم ها و فرهنگ هاي متنوعي مورد بررسي قرار مي‌دهد، امروزه در عرصه مطالعات دانشگاهي جايگاه ويژه‌اي به دست آورده است. حتي حوزه هاي علمي مسيحي، اسلامي، بودايي، يهودي و ... نيز در کنار ديگر دروس الاهيات به خوانش تطبيقي و پژوهش مقارنه اي ميان اديان دست مي زنند. اهميت آن به قدري است که يکي از بزرگ ترين رهبران ديني معاصر، دالاي لاما، در سخنراني اديان در هزاره در سازمان ملل گفت: "امروز نمي توانيم خود را بشناسيم و مدعي شناخت دين خود شويم و گليم ايمان خود را از آب بيرون بکشيم مگر آن که نگاهي مشفقانه و آگاهانه و مبتني بر همدلي نسبت به ساير اديان داشته باشيم و ايمان ديگر مردمان را در حيطه اديان ديگر محترم شماريم. عصر دشمني بايد به پايان رسد و برادري ميان پيروان اديان مختلف جايگزين آن گردد وگرنه انسان آينده اي نخواهد داشت و دين به جاي آرامش بخشيدن به آدميان بدل به سلاح کشتار جمعي خواهد شد."
    کتاب "اديان تطبيقي"، در سال 2014 منتشر و روانه بازار شده و به سرعت مورد توجه شمار چشمگيري از منتقدان و خوانندگان قرار گرفته است. اين کتاب که به زبان انگليسي تاليف شده، در بردارنده 448 صفحه و دوازده بخش به عناوين ذيل است: 1- اقدامات قهرمانانه در تاريخ اديان جهان، 2- ريشه هاي غربي آيين هاي مدرن از انجيل تا بوديسم، 3- الگوي تقابل و توضيحي در باب چند موضوع کليدي، 4- وظايف هوشمند اسطوره‌ها و نيايش ها در ايجاد تعادل در جهان، 5-دين، طبيعت و علم: ماوراءالطبيعه، 6- جنسيت و جسم در دين: بارور و خاکي، 7- کاريزما و بعد اجتماعي دين: تعديل و انتقال قدرت، 8- تصورات ديني و قدرت هاي فرامعمول: فرشتگان، بيگانگان و امور نامتعارف، 9- پرسش نهايي روح، رستگاري و پايان همه چيز: انسان به مثابه موجودي دوگانه، 10- بازخواني ايماني: انحصار، شمول، چندگانگي و عدالت، 11-بازخواني عقلي: سرآمدان بدگماني، کلاسيک‌ها و معاصران، 12- بازخواني عملي: نگريستن به آنچه مي نگرد.

    Jews, Christians, Muslims:
    A Comparative Introduction to
    Monotheistic Religions
    John Corrigan, Fredrick Mathewson Denny, Carlos Eire
    Publisher: Pearson
    يهوديان، مسيحيان، مسلمانان: مقدمه‌اي انتقادي بر اديان توحيدي

    بخش مهمي از منازعات و مسائل جهان کهن و جهان جديد مربوط به سه دين بزرگ توحيدي است و گويي اين سلسله به هم پيوسته در عين حال دشمناني قسم خورده نيز هستند که هر يک در اعصار و قرون و زمان هايي هدفي جز نابودي بقيه نداشته است. اين سه دين خويشاوند که خود را پيروان ابراهيم دانسته و از يک خانواده قلمداد کرده‌اند، بي شک خاستگاه مشترکي دارند و در چند سطح با يکديگر مشابهت داشته و از هم تاثير پذيرفته اند:
    1- در سطح کلان و اعتقادات،
    2- در سطح قصص و اساطير و تواريخ،
    3- در سطح فقه و آداب و شرايع،
    و 4- در سطح نمادها و نشانه ها و ادبيان ديني.
    امر شگفت انگيز اين است که با اين همه مشابهت مي بينيم که پيروان اين اديان، به جاي استفاده از امکانات عظيم اطلاعاتي و معرفتي و گام برداشتن به سوي درک متقابل، خود را رقيب ديگري ديده و بقيه اديان توحيدي را دشمن غير قابل سازش مي پندارند. منازعات خاور ميانه در دو دهه اخير، جنگ و خشونت را ميان پيروان اديان مختلف به شدت دامن زد و اکنون به نقطه اي بسيار خطرناک و بحراني رسيده است. اين پرسش مطرح است که چگونه و چرا پيروان اين اديان بزرگ الاهي که جملگي بر صلح و سلام و ايمان مبتني بر نوع دوستي استوار بوده اند، تا اين حد نسبت به ديگري با خشونت و تندي رفتار مي نمايند. حتي فراتر از آن با فرقه‌هاي درون خود نيز به خشونتي غريب و فاقد هر گونه آشتي جويي سخن مي گويند و رفتار مي کنن.
    با اين همه بايد توجه داشت که گروهي از دل آگاهان و افراد صاحب انديشه و فرهنگ از اين نوع رفتارها تبري جسته و با درس گيري از تاريخ پرمنازعه و خون ريزي هاي بيهوده بين الادياني، به جست و جوي مشترکات برآمدند. علي الخصوص مشترکات ميان اين خانواده بزرگ توحيدي که در تمام سطوح اعتقادي و فکري و عملي قابل مشاهده و ملاحظه است.
    گفت و گوي ميان مسلمانان و مسيحيان و يهوديان، سابقه اي بيش از هزار سال دارد و تاريخ دلکش و شيوايي نيز در پس ديدارها و برخوردها و گفت و گوها و منازعات ميان اين اديان موجود است اما از گفت و گوهاي مستمر و طولاني، غالبا هدفي جز اقناع مخاطب و منکوب کردن او به عنوان رقيب جست و جو نمي شده است. در ميان پيروان و نخبگان اين سه دين، تنها عرفا و صوفيان بوده اند که تا حدي فرهنگ تساهل و تسامح را گسترش دادند. اما مابقي به شکل غير مسئولانه اي در جهت افزايش منازعات و دشمن انگاري و خصم پنداري ديگر اديان گام برداشته اند. خوشبختانه در دوران جديد و با افزايش ارتباطات و اطلاعات، آگاهي ها بر مشترکات افزون شده و صداي مومنان به ديگر اديان نيز شنيده مي شود. به رغم جنگ هاي خشونت بار ميان مسلمانان و مسيحيان و نگاه تند و دشمن خيز نسبت به يهوديت، مي توان اميدوار بود که دانشوران و صلح جويان، راهي براي گفت و گو، نزديکي و تفاهم ميان آنان بيابند.
    کتاب مورد بحث، در هفت بخش اصلي و مجموعا بيست و يک فصل نگاشته شده که در سطور زير به عنوان بخش هاي اصلي فهرست اشاره خواهيم کرد: "کتاب آسماني و سنت"، "يکتاپرستي"، "قدرت و نفوذ"، "ستايش و نيايش"، "اخلاقيات"، "فرهنگ مادي"، "دين و نظم سياسي". اين کتاب در 408 صفحه و به زبان انگليسي توسط انتشارات پي يرسون چاپ و منتشر شده و هم اکنون در دسترس علاقه مندان قرار دارد.

    A Critical Introduction to the
    Study of Religion
    Craig Martin
    Publisher: Routledge
    مقدمه‌اي انتقادي بر مطالعه دين

    نقد ديني، همواره با نوعي مواجهه تند از سوي باورمندان و اربابان اديان روبه رو بوده است. حتي واکنش‌هاي بسيار تندي نسبت به ناقدان ابراز شده و با عباراتي مستعمل در درون اديان نظير "کافر" و "خصم" و "دشمن خدا" و "مرتد" و "مشرک" و امثال آن، از آن استقبال مي کنند. با اين همه حتي اگر در حيطه هاي دروني دين و محيط هاي بسته و محفوظ فرهنگ ديني از سوي منتقدان نظري اعمال نشود و آنان نتوانند به نقد و آسيب شناسي و طرح پرسش هاي متفاوت بپردازند اما در حيطه هاي فراتر و محوطه هاي فراخ بين الاديان و يا در نقاط التقا و برخورد به ناگزير اين اتفاق ميفتد و اگر اين تسامح در ذات و درون اديان وجود نداشته باشد که سوال هاي متفاوت را تاب آورد و براي پاسخ آن تمهيدات عقل پسند و منطقي تدارک نبيند، به ناچار پرسش ها از بيرون سر برخواهد آورد.
    مسئله نقدهاي ديني و برخورد انتقادي با اديان، يکي از حساس ترين مسائل و موضوعاتي است که هم پيروان، هم رهبران، هم نخبگان و هم متعصبان ديني نسبت به آن بسيار حساسند. شيوه و کيفيت انتقاد بسيار اهميت دارد و موضع و جايگاه انتقاد که در درون يا بيرون باشد و همدلانه يا خصمانه ابراز شود در سرنوشت انتقاد بسيار تاثير دارد. به اين ترتيب مي توان انواع مختلفي از نقدهاي ديني را شناسايي و آنها را طبقه بندي نمود. گفتگوي ميان اديان نيز اگر جدي و واقعي و در سطوح کيفي متعالي بين نخبگان انجام پذيرد، لاجرم حاوي نقدهاي تند و صريح خواهد بود. يکي از مهم ترين وجوه تمايز در مباحث نوين و کهن ميان اديان و پيروان آن، همين مسئله، يعني نقدپذيري و نقد ناپذيري است. امروزه همه مسائل ماهيت انتقادي داشته و فارغ از جدل هاي منتقدانه هيچ بحث جدي و علمي و آکادميکي محقق و ممکن نخواهد بود. در حالي که نياکان ما در جهان هاي مومنانه شان در کمال آرامش و فارغ از تعريض نقد و چالش پرسش هاي درگيرکننده مي زيستند. باري در يک کلام مي توان مدعي شد که اديان در گذشته مشکل نقد دروني را با رفع مسئله يا حذف پرسشگر حل مي کردند اما امروزه مي بايد به آنها پاسخ داده و پيروان خود را حتماً اقناع نمايند.
    نويسنده کتاب مورد بحث، کريگ مارتين، استاديار مطالعات ديني در کالج توماس آکوئيناس نيويوررک بوده و آثار مهمي از جمله مقالاتي مشهور و معتبر و کتبي در زمينه دين و دين پژوهي تاليف کرده است. کريگ مارتين، "مقدمه‌اي انتقادي بر مطالعه دين" را در 224 صفحه و به زبان انگليسي تاليف کرده است. اين کتاب که شامل هشت فصل است، در سال 2014 توسط انتشارات راتلج چاپ و منتشر شده و هم اکنون قابل تهيه و در دسترس است. در واپسين سطور مروري بر عنوان فصول اين کتاب خواهيم داشت: 1- مطالعه دين: کاري که شکيبايي و حوصله مي طلبد، 2- نحوه کارکرد اجتماع: طبقه بندي، 3-نحوه کارکرد اجتماع: ساختارها، 4-نحوه کارکرد اجتماع: وضعيت، 5- نحوه عملکرد دين: مشروعيت، 6-نحوه عملکرد دين: نفوذ، 7-نحوه عملکرد دين: اعتبار و صحت، 8- اگر مسيح بود چه مي کرد؟

 
  • گزارش سمينارها

    PDF چاپ نامه الکترونیک
    افق فرهنگ

    گزارش سمينارها

    مرضيه سليماني




    زمستان 2015 در سانتا باربارا
    "نگاهي نزديک به هنر مدرن"

    هنر براي مردم جهان معاصر ما در قرن بيست و يکم، بخشي جدايي ناپذير از زندگي ايشان است. اغلب انسان‌ها تحصيل کرده و داراي شم و هويت فرهنگي خاصي هستند که به آنها انگيزه‌هاي زيباشناختي مي بخشد و حتي مي‌توان گفت به دليل آموزش‌هاي عمومي و گسترش تعليم و تربيت دانشگاهي، بر تعداد نخبگان افزوده شده و به نحو چشم گيري‌کساني‌که‌داراي‌مايه‌هاي‌فکري برجسته باشند پرتعداد شده‌اند. به همين دليل هنرها از حالت کلکسيوني و انحصاري خارج شده اند. در حقيقت همه ما مي‌دانيم که در دوران باستان و ميانه تا قبل از دوران مدرن، هنر و فراورده‌هاي هنري، اموري اشرافي بودند و هنرمندان نيز در استخدام و خدمت حکم راويان و صاحبان قدرت و ثروت مي زيستند. البته آثار هنري ماهيتي فرامکان و فرازمان دارد اما بايد جنبه‌هاي مثبت را نيز ديد. اشراف اگر هنر را محصور مي‌کردند اما در عين حال به خلق و ماندگاري آن نيز کمک بسيار مي نمودند.
    حمايت دربارها و قدرتمندان و ثروتمندان، از هنرها در حقيقت نوعي سرمايه‌گذاري در عرصه هنر بوده است و اگر اين سرمايه‌گذاري نبود بسياري از آثار هنري آفريده نمي‌شد و هم اکنون در دسترس بشريت نمي بود. در حال حاضر البته هنر به امري همگاني و عمومي بدل شده است و به گفته برخي از متفکران فرآورده هاي هنري در عصر تکثير مکانيکي، قابليت آن را يافته‌اند که در نسخه‌هاي فراوان تکثير شده و حتي نسخه‌هايي بهتر از اصل را در اختيار طبقه متوسط بگذارند. امکانات سمعي و بصري و تعدد مراکز و موسساتي که تجمع آثار هنري در آن مشهود است، نظير موزه‌ها و گالري‌ها نيز بخش ديگري از امکانات جهان معاصر براي عامه مردم است.
    اما پرسش بسيار مهمي براي مردم مدرن و پست مدرن وجود دارد که هنوز به طور قاطع پاسخي بدان داده نشده‌است؛ آن سوال اين است که آيا در جهان مجازي و دنياي رايانه ها و شرايط خاص آن، بشريت با آثار هنري چگونه برخورد خواهد‌کرد و فرآورده‌هاي هنري چگونه توزيع خواهد شد؟ ديد بشر و علاقه او به اين آثار و سر انجام امکان دست يابي و بررسي آثار هنري در چنين جهاني چگونه خواهد‌بود و چه رابطه‌اي ميان هنرها و هنرمندان و فرآورده هاي هنري و مخاطبان هنر و منتقدان هنر و سرمايه گذاران آن برقرار خواهد شد.
    اين پرسش ها بسيار جدي و حياتي هستند و هرچه بيشتر به درون اقيانوس زماني قرن بيست و يکم به پيش مي رويم، با پرسش‌هاي بيشتري از همين دست روبه رو مي شويم. شايد به همين دليل است که سمينارهاي متعددي در سرتاسر جهان در موضوعات مختلف هنري يا به طور کلي در عرصه هنر و زيبا شناسي برگزار مي‌شود و سخنرانان و استادان و دانشجويان مي‌کوشند به چنين پرسش هايي پاسخ گويند.
    يکي از سمينارهاي ياد شده، "نگاهي نزديک به هنر مدرن" است که در تاريخ بيست و چهارم و بيست و پنجم ژانويه در دانشگاه سانتا باربارا کاليفرنيا برگزار شد. در اين سمينار که ويژه دانشجويان و فارغ التحصيلان رشته هاي هنر و تاريخ هنر بود، پروفسور آن جنسن آدامز به سخنراني پرداخت. نشست مورد بحث شامل برنامه‌هايي از جمله بازديد از موزه‌هاي شهر، برگزاري نمايشگاه از آثار شرکت کنندگان و همچنين ايجاد فضايي رقابتي بين دانشجويان دوره ليسانس بود که بر اهميت و جذابيت اين گردهم آيي افزود و آن را در دسته بهترين سمينارهاي سال تحصيلي جاري قرار داد.

    چرا ما به ماوراءالطبيعه اعتقاد داريم؟
    قديمي ترين لحظه‌هاي تاريخ بشر بيان گر اين است که اعتقاد انسان به جهان ماوراء به اندازه تاريخ بشر قدمت دارد. بشر به ناگزير در پي حقايقي بوده است که ظاهرا منشاء روشني نداشته و او مي کوشيده است در جهان متافيزيکي يا ماوراءالطبيعي براي آن پاسخ مناسبي بيابد. اين کوشش‌ها، به خلق نوعي کلام و فلسفه عالي منجر شده که ما از آن به خداشناسي و الاهيات و به اصطلاح و عبارتي ايراني تر "يزدان‌شناخت" تعبير مي‌کنيم. اما هرچه جهان پيش رفته مباحث و مسائل متافيزيکي پيچيدگي و گسترش بيشتري يافته است. آيا ما در پاسخ هاي ماوراءالطبيعي بشر دچار شکست شده‌ايم که هنوز با پرسش‌هاي کهن روبه روييم و حتي پرسش‌هاي متعدد تازه اي فراروي ما گشوده شده است؟ بدون شک خير. زيرا آنچه در اين عرصه طبيعي و منطقي است، اين موضوع است که با پيچيدگي زندگي و ذهن بشر، يزدان شناسي او نيز پيچيده‌تر و ژرف‌تر شده و پاسخ ها و پرسش‌هاي بسيط و ساده سابق، اقناع‌گر ما نتواند بود.
    متافيزيک و الاهيات يا توجه به جهان ماوراي طبيعت، بخش اجتناب ناپذير و جدايي ناپذير همين زندگي طبيعي و فيزيکي ما است. در همين جهان مشخص و متشخص عيني و در ميان همين واقعيات روزمره، امر متفاوتي وجود دارد که ما را از آن گريزي نيست؛ گويي در جهاني سياه و سفيد يا خاکستري ناگاه جوانه سبزي سر برآورده که حکايت از جهان و زندگاني در کيفيتي کاملا متفاوت و متعالي را دارد. اينک، پرسش‌هاي پي در پي ما، در باب همين کيفيت متفاوت، زمينه ساز پيدايش مابعدالطبيعه و انگاره‌هاي متافيزيکي ما است. مسئله مابعدالطبيعه فراتر از ديانت است.
    ايمان ديني البته مستقيما بر مفهوم کهن و قدرتمند خدا يا خالق استوار شده است و لذا از دل مابعدالطبيعه خداپندار و خداباور بيرون مي آيد اماجهان مابعدالطبيعي، متعلق اذهان همه انسان ها در هر نسبتي با اديان است و به همين دليل مابعدالطبيعه را نه مي توان منحصر به جريان يا اعتقاد خاصي نمود و نه مي توان آن را به کلي از زندگي بشر زدود. مابعدالطبيعه خوراک ناگزير ذهن انساني است و بخش تفکيک ناپذير پرسش‌هاي بي پايان بشر است؛ پرسش‌هايي در برابر خود، در برابر طبيعت، در برابر کيهان، در برابر خدا، در برابر واقعيات و حقايق و بالاخره در برابر نادانسته‌ها. و آنچه در نقطه سياه ذهن ما در جهاني فاقد ظهور يا عدمي آرام گرفته و منتظر رازگشايي است.
    در سمينار مورد بحث، اين موضوع عميق و پيچيده از دريچه دانش روان شناسي و پديدارشناسي فرهنگي مورد بحث و کاوش قرار‌مي‌گيرد. برگزارکنندگان اين همايش، که از همايش‌هاي مهم و ويژه دانشگاه سانتا باربارا در سال 2015 به شمار مي‌آيد، علاوه بر ارائه سخنراني و مباحثه از سوي استاداني به نام همچون پروفسور تامسين جرمن و دکتر پيتر جيمز استوارت، با تهيه بروشور و دفترچه هاي راهنما، کوشيده‌اند تا ابعادي وسيع تر و عميق تر از موضوع را با شرکت کنندگان در ميان گذاشته و مطالب مطروحه را با آنان شريک شوند. اين نشست، در تاريخ بيست و هشتم فوريه سال جاري به ميزباني دپارتمان روان‌شناسي اين دانشگاه برگزار شده و شرکت در اين سمينار ويژه دانشجويان دوره کارشناسي‌ارشد و بالاتر است.

    علوم سياسي در دانشگاه کانکتيکت
    سياست، زندگي است. فراتر از زندگي است. ضد زندگي است. ضرورت زندگي است. بازي دروغ و فريبي بيش نيست. يا مهم‌ترين بخش حيات و تکاپوي انسان محسوب مي شود... همه اين گزاره‌ها که ظاهرا متناقض به نظر مي رسند به گمان ما مي تواند در منظر و ديدگاهي خاص و با توجه به تجربياتي که از زاويه‌اي ويژه برآمده، صحيح و درست باشد. به هر حال در يک نکته نبايد ترديد کرد و آن اين که امروزه سياست به دانشي فربه بدل شده و بشريت را از سياست گريزي نيست و شاخه‌هاي مختلف دانش سياسي چنان گستردگي و وسعتي يافته که دپارتمان هايي بزرگ در دانشگاه ها با تخصص هايي عجيب در آکادمي هاي بزرگ بين المللي سر برآورده است. از حقوق سياسي تا ديپلماسي بين المللي و فلسفه سياسي، علم سياست، روابط بين الملل، فن مذاکره، اقتصاد سياسي، جغرافياي استراژيک و ... جلوه هايي از اين پيچيدگي و تنوع در عرصه سياست را نمايندگي مي‌کند و نشان مي دهد.
    اما تنها اين مسائل نيست و اهميت سياست را نبايد در تنوع رشته هاي دانشگاهي آن خلاصه و جست و جو کرد. وسايل ارتباط جمعي، همه افراد و ابناء بشر را از هر قوم و قبيله اي و با هر نژاد و سليقه اي و هر سطحي از فکر و فرهنگ و سواد، درگير سياست کرده و وسوسه سياست را به دل تک تک افراد افکنده است. انقلاب هاي اجتماعي که معمولا با خيزش عوام الناس همراه است، جلوه‌هايي از اين فراگيري و عموميت سياست در ميان توده و عامه مردم محسوب مي شود. بنابر اين، از برخورد و رويارويي با سياست در جهان جديد هيچ گزير و گريزي نيست. ما با سياست زاده مي شويم، با سياست زندگي مي کنيم و با سياست رخت از اين جهان برمي بنديم. چه سياست را دانشي متعالي بدانيم و يا نيرنگ و فريب و اعمال زور و خشونت بپنداريم.
    سياست ما را در بر گرفته است و بر تعداد مسائل و شاخه‌هاي آن هر دم افزوده مي شود. اين موضوع ربطي به پيچيدگي جهان هم ندارد. بلکه شايد همانطور که هابز گفته بود، مربوط به طبيعت بشر است و اين که سلطه و آزمندي بخشي از ذات انسان است و اين خصوصيات ذاتي در هيچ عرصه‌اي بهتر از سياست خود را نشان نمي دهد و امکان اعمال نفوذ و بروز پيدا نمي کند.
    سمينارهاي پرتعداد علوم سياسي هر ساله از سوي دو نهاد پشتيباني و برگزار مي شود که به کلي و در ماهيت با هم متفاوت اند: نخست همايش هايي که دولت ها برگزار مي کنند و دوم نشست ها و جلساتي که دانشگاهيان باني آن هستند و براي طرح پرسش‌هاي علمي منعقد و برگزار مي شود. در حقيقت سمينارهاي سياسي به دستگاه و امکان تبليغاتي گسترده‌اي براي دولت‌ها بدل شده اما آکادمي‌ها مي کوشند تا اين جريان تبليغاتي را خنثي کرده و به صورت معکوس و انتقادي به بازتوليد سياست در بين مردم بپردازند تا از قدرت بي مهار دولت ها در عرصه سياست کاسته شود و راه‌هايي براي تنفس سياسي و انتقاد به نهادهاي قدرت بازگشوده گردد.
    مجموعه سمينارهاي ترم بهار 2015 در دانشگاه کانکتيکت که براي دانش آموختگان دوره ليسانس علوم سياسي و رشته‌هاي مرتبط برگزار خواهد شد، به بررسي مطالبي مهم، تازه و متنوع در اين زمينه مي پردازد که براي هر يک از دانشجويان يا فارغ التحصيلان اين رشته بها و اهميتي خاص دارد. اين مجموعه سمينارها، که در سطور زير يکي از آن را مرور و در شماره آتي مجله شماري ديگر را بررسي خواهيم کرد، هر ساله در دانشگاه کانکتيکت به ميزباني دپارتمان علوم سياسي برگزار شده و پذيراي دانشجويان و دانش آموختگان و همچنين پژوهندگان رشته علوم سياسي است.

    آمريکايي شدن و تشبه به يانکي ها در جهان امروز
    نگاه معاصران به آمريکا، نگاهي توأم با تحسين بوده است و اغلب مردم جهان در سرزمين‌هاي غير امريکايي با تصوري خاص از آمريکا زندگي مي کنند. حتي در دوران جنگ سرد که کشورهاي کمونيستي به صورت متداوم شعارهاي ضد آمريکايي سر مي دادند باز هم اين آمريکا بود که پناه گاه و هدف نهايي آرزوهاي بسياري از مردمان اين سرزمين ها قرار مي گرفتو به گونه اي که حتي نخبگاني همچون تروتسکي و کاسترو و چگوارا و بعدها الکساندر سورژنيتسين، به نحوي به آمريکا مي رفتند و سر از آن کشور در مي‌آوردند. اما مسئله آمريکا فقط سياسي نيست.
    امروزه آمريکا يک دستگاه تبليغاتي عظيم است. يک نوع رفتار و شيوه زندگي است که به واسطه يک دستگاه عظيم تبليغاتي و بازار بسيار قدرتمند رسانه اي و کارکردهاي شگفت انگيز سينماي هاليوودي خود را در سرتاسر جهان حي و حاضر نموده و به هر فرهنگ ملتي تحميل مي کند. قصد آمريکا شايد آمريکايي کردن جهان نباشد اما در عمل اين چنين است و همچون سرمايه داري حريص در هر کجا که انساني در روي اين کره خاکي حضور داشته باشد بلافاصله چيزي از آمريکا در آن جا بروز مي‌يابد و ظهور مي‌کند و اگر با مقاومت روبه رو شود خود را تحميل مي‌کند.
    فارغ از ارزش گذاري و خوب يا بد بودن آمريکايي شدن، اين پديده را بايد شناخت و توصيف کرد. آمريکا بخشي از فرهنگ غرب است اما به کلي با اروپا و ديگر بخش هايي که از آن به استعمار قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم نام مي بريم تفاوت دارد. زندگي و آمال و اسطوره آمريکايي در کنار شکل و شمايل و لباس و قهرمان‌ها و بازارهاي آمريکايي، اغواگر است و در عين حال پيچيده و خطرناک. توصيف و شناخت آن بسيار ضروري است و برگزاري سمينار جالبي در همين موضوع مي تواند بسيار نکته سنجانه و عبرت آموز باشد. خاصه در کشورهايي که داعيه‌ها و شعارهاي ضد آمريکايي در آن بيشتر مطرح است و تمايل استقلال و خودباوري نيز در آن افزون‌تر.
    در سمينار نام برده، رفتارهاي آمريکايي و تمايلات يک دست شده و واحد درميان ملل و مردم گوناگون که همه داراي ريشه هاي آمريکايي اند، مورد واکاوي و تحليل جامعه شناسان و استادان اين حوزه قرار خواهد گرفت. در اين سمينار که در تاريخ سوم آوريل امسال برگزار مي شود، جامعه شناساني از چند دانشکده معتبر از‌ميان تمامي دانشگاه هاي آمريکا براي سخنراني انتخاب خواهند شد و به همراه دانشجويان، پديده "آمريکايي شدن" را مورد نقد و بررسي قرار داده و در زير ذره‌بين علوم اجتماعي موشکافي خواهند‌کرد.

    برگزيدگان سي‌ودومين جايزه کتاب سال
    آيين اختتاميه سي و دومين دوره کتاب سال جمهوري اسلامي ايران و بيست ‌و دومين جايزه جهاني کتاب سال جمهوري اسلامي ايران در سالن اجلاس سران با حضور رئيس جمهوري و وزير ارشاد برگزار شد.
    حجت الاسلام والمسلمين دکتر حسن روحاني در اين مراسم با بيان اينکه از ‌‌‌ سال پيش رسانه‌هاي جديد به رقابت با کتاب آمدند، گفت: به نظر برخي با ورود رسانه‌هاي جديد به عرصه انتقال اطلاعات، دوره کتاب در حال به سر رسيدن بود، اما واقعيت اين است که کتاب به هيچ عنوان ارزش و جايگاه خود را از دست نداده است. رييس جمهوري با بيان اينکه معتقدم و بر اين اعتقاد خود پاي مي‌فشرم که اهل کتاب بهتر از يک مدير دولتي مي‌توانند بر انتشار کتاب نظارت کنند، گفت: قطعا متخصصين هر زمينه‌اي بهتر از هر کس ديگر مي‌توانند بر آنچه در حوزه تخصص‌شان مي‌گذرد، نظارت کنند.
    دکتر روحاني با اشاره به اينکه ريشه انقلابي که اين روزها در سالروز آن هستيم، در کتاب بود، اظهار داشت: انقلاب اسلامي در انديشه راهوران آن و در صدر آنها امام بزرگوار ما امام خميني (ره)، ريشه دارد و از آنجا که منشا انديشه انقلاب اسلامي در کتاب بود در اين انقلاب کتاب سوزي نداشتيم و انقلاب ما با افراط و تفريط همراه نبود، بلکه انقلاب عقلانيت، فقه و تحقيق و تلاش براي باز کردن گره از زندگي مادي و معنوي مردم بود. رييس جمهوري در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينکه اين شما انديشمندان هستيد که بايد بينديشيد که چگونه بايد نقد کنيم، تصريح کرد: اي کاش در کنار جايزه کتاب سال جايزه‌اي هم براي بهترين نقادان کتاب در سال گذشته قرار مي‌داديم. دکتر روحاني نقد را تعريف مسير حرکت و تصحيح آن توصيف کرد و خاطرنشان ساخت: بايد نقد کردن را ياد بگيريم. نقد کردن اين نيست که بگوييم چرا دو نفر با هم راه مي‌روند و چگونه قدم برمي‌دارند، بلکه اين است که ببينيم به کجا قدم برمي‌دارند. مهم اين نيست که يک نفره قدم مي‌زند يا دو نفره، مهم اين است که ببينيم مسير قدم زدن آنها به کدام سمت است و نتيجه قدم زدن آنها چيست و به کدام مقصد مي‌رسند؟ رئيس جمهور گفت: بايد نظارت کتاب را قدم به قدم به صاحبان امر وا‌بگذاريم. ناشران، نويسندگان و اساتيد برجسته نظارت کنند و اگر کتابي چاپ شد و خواندند براي چاپ دوم بايد از 7 خوان عبور کند؟ گذشته آن دنيا! امروز هزاران رسانه و هر روز رسانه جديد متولد مي‌شود. اين قدر مته به خشخاش نگذاريم. تحريک نکنيم. توضيح بدهيم. شما بزرگان بگوييد چگونه نظارت شود بر امور فرهنگي. شما بگوييد تا گفته شما به قانون تبديل شود. قانوني که ريشه‌اش نظرات صاحب‌نظران باشد محکم‌تر و قوي‌تر خواهد بود. هر قانوني که صاحب‌نظر ننوشته هرماه نياز به اصلاح دارد.
    در اين دوره از جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي ايران در حوزه‌هاي فلسفه و روانشناسي، دين، علوم کاربردي، زبان، علوم خالص، ، هنر، ادبيات، تاريخ و جغرافيا و کودک و نوجوان برگزيدگان خود را شناخت. برخي از آثار برگزيده و شايسته تقدير سي و دومين جايزه كتاب سال عبارتند از : دانشنامه تهران بزرگ، گروه مؤلفان، زير نظر: كاظم موسوي بجنوردي، ويراستار علمي: علي كرم همداني، معجم الاحاديث المعتبرة، تأليف محمد آصف محسني، موسوعة الشهيد الثاني، تصحيح: گروه مصصحان، زير نظر: علي­اوسط ناطقي، شرح شوق: شرح و تحليل اشعار حافظ، تأليف سعيد حميديان، مسائل اساسي پديدار شناسي، تأليف مارتين هيدگر، ترجمه پرويز ضياءشهابي، ترجمه شناسي قرآن کريم:
    رويكرد نظري و كاربردي (مطالعه از سطح واژگان تا ساخت جمله)، تأليف احمد پاکتچي، دانشنامه فلسفه اخلاق، تأليف گروه مؤلفان، ويراسته پل ادواردز و دونالد ام. بورچرت، ترجمة انشاءالله رحمتي، بررسي دينکرد ششم، تأليف مهشيد ميرفخرايي، رده ‌شناسي زبان­‌هاي ايراني، تأليف محمد دبيرمقدم، اصطلاحات و عبارات رايج فارسي (فارسي ـ انگليسي)، تأليف محمدرضا باطني با دستياري زهرا احمدي­‌نيا، مسجد جامع اصفهان، ائوجنيو گالديري، ترجمه عبدالله جبل ‌عاملي، شعر و موسيقي در نوحه­‌هاي طهران قديم، پژوهش، تصحيح و نت­نويسي: مهدي امين فروغي، بعد از نقد نو، تأليف فرانک لنتريچيا، ترجمه مشيت علايي، دانشنامه تمدن‌هاي جهان باستان، تأليف ک. م. سانتون، ترجمه مجيد عميق.
    همچنين برگزيدگان بيست و دومين دوره جايزه جهاني کتاب سال به شرح ذيل هستند:  هنينگ يورگنسن از دانمارک به خاطر تاليف کتاب "يخچال‌هاي ايران؛ کجا؟ چگونه و چرا؟"، پرفسور اسماء‌ اسمرالدين با مليت بنگلادشي از آمريکا به خاطر تاليف کتاب "مجاهده در راه خدا؛ جهاد را شهادت در انديشه اسلام"، تاتسوئيچي ساوادا از ژاپن به خاطر ترجمه "قرآن کريم" به زبان ژاپني، آن سيلوي بوآليو با مليت فرانسوي از هلند به خاطر تاليف کتاب "قرآن به روايت قرآن؛ واژگان و مجادلات ناظر به خود قرآن"، سعدون حماده از لبنان به خاطر کتاب دو جلدي "تاريخ شيعه در لبنان"، دانيل بايوش با مليت فرانسوي از آمريکا به خاطر تاليف کتاب "روش، ساختار و تحول در کيهان‌شناسي فارابي". جايزه جهاني کتاب سال همچنين از نجيب مايل هروي پژوهشگر افغانستاني به عنوان پژوهشگر برتر مطالعات اسلام و ايران تقدير کرد.

    درباب "عهد عتيق"
    در تازه ترين اثري که از متون مقدس ترجمه شده کتاب “عهد عتيق”، جلد اول از کتابهاي مقدس شريعت يا تورات بر اساس کتاب مقدس اورشليم است که اين اثر براي نخستين بار توسط پيروز سيار به زبان فارسي ترجمه و از سوي انتشارات هرمس منتشر شده است. پيروز سيار مترجمي است که پيش از اين کتاب “عهد جديد” (چاپ نخست ‌‌‌‌) و کتابهايي از “عهد عتيق” (چاپ نخست ‌‌‌‌) که مجموعه کتب “قانوني ثاني عهد عتيق” است را ترجمه و منتشر کرده بود. اما انتشار ترجمه فارسي کتاب “عهد عتيق” مي تواند براي علاقمندان به حوزه اديان الهي و محققان بسيار مورد توجه قرار گيرد. چرا که کتاب مقدس اثري فراتر از يک کتاب است و کتابخانه‌اي حقيقي است که در سنت کليساي کاتوليک از هفتاد و سه نوشته تشکيل شده است. اين نوشته‌ها داراي حجمهاي متفاوتي هستند و هر کدام مولف و منشاء و تاريخ خاص خود را دارند. پاره‌اي به عبري نوشته شده‌اند و شامل قطعه‌هاي به زبان آرامي مي‌شوند و پاره‌اي ديگر به يوناني تاليف گشته اند.
    کتاب مقدس از دو بخش تشکيل شده است که تحت عنوان “عهد عتيق” و “عهد جديد” شناخته مي شوند. عهد عتيق شامل نوشته‌هاي يهودي است، اما علاوه بر يهوديان، مسيحيان نيز آن را کتاب آسماني خود مي‌شمارند. عهد جديد مشتمل بر نوشته هايي است که به مسيحيان اختصاص دارند.
    به مناسبت انتشار ترجمه «عهد عتيق» نشستي با حضور بهاءالدين خرمشاهي، کامران فاني، مهراب صادق‌نيا و پيروز سيار در مرکز فرهنگي شهر کتاب برگزار شد. در ابتداي اين نشست پيروز سيار به ارائه گزارشي از فعاليت خود در حوزه ترجمه عهدين (تورات و انجيل) در سال‌هاي اخير پرداخت و گفت: طرح ترجمه کتاب مقدس از حدود سال ‌‌ و با ترجمه بخشي از عهد عتيق آغاز شد که تاکنون هيچ‌گاه به فارسي ترجمه نشده‌اند، ترجمه کتاب‌هاي قانوني ثاني شامل هفت کتاب و بخش‌هايي از دو کتاب است که در سال ‌‌ توسط نشر ني به چاپ رسيد؛ اين کتاب‌ها به زبان يوناني ترجمه شده و به همين دليل در کتاب مقدس عبراني گنجانده نشده است، بخش‌هايي نظير حکمت سليمان  مواردي از اين دست‌اند که در فهرست عهد عتيق قرار نگرفته‌اند اما به اين معني نيستند که مورد عنايت قرار ندارند. حتي بخش‌هايي از اين کتاب‌ها به تاريخ ايران مربوط مي‌شود به عنوان مثال از کتاب استر در اين زمينه مي‌توان ياد کرد. اين کتاب‌ها براي افرادي که روي متون ديني تحقيق مي‌کنند يا علاقه‌مند به حوزه مطالعات تاريخي ميان يهوديان و ساير ملل هستند، داراي اهميت است.
    سيار ادامه داد: بعدها ترجمه عهد جديد را آغاز کردم که با دشواري‌هاي زيادي همراه بود از جمله حجم بالاي کتاب، بخش تفسيري که بايد وارد ترجمه مي‌شد و خصوصاً ترجمه رسالات پولوس که قلب مسيحيت محسوب مي‌شود و داراي اهميت فراواني است و متاسفانه ترجمه منقّحي از آن وجود ندارد. به اين ترتيب، ترجمه عهد جديد، چهار سال به طول انجاميد و سرانجام در سال ‌‌ به چاپ رسيد.
    مترجم کتاب «عهد عتيق؛ بر اساس کتاب مقدس اورشليم» در ادامه افزود: پس از ترجمه عهد جديد به سراغ عهد قديم رفتم و بنا را بر آن قرار دادم که تنها به متن اکتفا نکنم بلکه سعي کردم نظامي تفسيري که ترجمه بر پايه آن بنا شده به صورت پانوشت تفصيلي و تفسيري در ذيل صفحات گنجانده شود تا خواننده بهتر با جزئيات آشنا شود؛ چرا که آن بخشي از کتاب مقدس که عبراني است، تاريخي بسيار دور از زمان ما دارد و تبديل سنت شفاهي عهد عتيق به سنت کتبي از حدود سده يازدهم تا دوم پيش از ميلاد به دراز کشيده شده است؛ از اين‌رو مخاطب اين کتاب بدون آگاهي از زمينه سياسي، فرهنگي و اجتماعي کتاب مقدس، قادر به درک آن نخواهد بود. همين مساله سبب شد تا در ترجمه از پانوشت‌هاي تفصيلي براي روشن کردن ذهن مخاطب استفاده شود تا با صرف نظر کردن از چنين حواشي و تاريخچه‌اي، خود را از گنجينه‌اي فرهنگي و پربار تاريخي، محروم نکنيم.
    کامران فاني ديگر سخنران اين مراسم بود که ضمن تجليل از پيروز سيار و دانستن ترجمه او به عنوان اثري سترگ، به سابقه ترجمه کتاب مقدس در ايران اشاره کرد و گفت: ترجمه کتاب مقدس در ايران سابقه‌اي طولاني دارد و مي‌توان برايش پيشينه‌اي به قدمت ‌‌‌‌ سال در نظر گرفت؛ پيشينه‌اي که به نخستين ترجمه از کتاب مقدس به زبان پهلوي بازمي‌گردد؛ اما تلاش اصلي و جدي در زمينه ترجمه کتاب مقدس با قرن ‌‌ در ارتباط است و آنهم زماني است که اين کتاب به همت گروهي خارجي و برخي از فارسي‌زبانان به فارسي برگردان شد. البته لازم به ذکر است که اين ترجمه به واسطه نوع کلمات و معادل‌هايي که در آن به کار رفته، کمي ديرباب قلمداد مي‌شود که خود ارتباط ويژه‌اي با ماهيت متن کتاب مقدس دارد. اين عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي به بي‌نظير بودن ترجمه اين کتاب از منظري ديگر نيز نگريست و گفت: آشنايي ما ايراني‌ها با کتاب مقدس از طريق پروتستان‌ها صورت گرفته که ماهيتي تبشيري داشته‌ است؛ چرا که در مذهب کاتوليک، ترجمه کتاب مقدس تقبيح‌شده و ممنوع بود؛ از اين روايت کتاب مقدس از منظر کاتوليک، براي نخستين بار در ايران در ترجمه سيار از کتاب مقدس، عيان شده است.
    بهاء الدين خرمشاهي مترجم و قرآن‌پژوه به عنوان ديگر سخنران نشست نقد و بررسي کتاب «عهد عتيق؛ بر اساس کتاب مقدس اورشليم» نيز به ايراد سخنراني پرداخت و ضمن توصيف اين اثر به عنوان اثري برجسته و قابل تقدير، عنوان کرد: بررسي تحريف‌ شدن يا نشدن عهدين با ما نيست؛ کمااين‌که هيچ يک از مذاهب مسيحي به وحياني بودن اين کتاب تاکيد ندارند و بخشي از کتاب مقدس را ادبيات مي‌پندارند؛ چرا که در طول هزار سال مدون شده است اما اين مساله سبب کاستن از احترام ما به اين کتاب نمي‌شود.
    حجت‌الاسلام مهراب صادق‌نيا، استاد دانشگاه اديان و مذاهب نيز به عنوان آخرين سخنران اين نشست، ضمن قدرداني از ترجمه شايسته پيروز سيار با عنوان «عهد عتيق؛ بر اساس کتاب مقدس اورشليم»، مباحث خود را بر زمينه ارتباطي ميان مخاطبان اين ترجمه با متن کتاب مقدس متمرکز کرد و در بخشي از سخنان خود وارد مبحثي چالش بر‌انگيز در قلمرو اعتقاد به تحريف‌شدگي تورات و انجيل شد و عنوان کرد: قرآن، کتاب مقدس را وحياني، نور و هدايت و آن را به عنوان کتابي تشريعي و منبع شريعت قلمداد مي‌کند. همچنين قرآن، کتاب مقدس را تصديق کرده و آن را خطاناپذير مي‌داند اما به چند دليل عمده، اين کتاب نزد متکلمان اسلامي تحريف‌شده فرض شده است.
    صادق‌نيا در ذکر دلايل اعتقاد برخي متکلمان اسلامي به تحريف‌شدگي کتاب مقدس گفت: پاره‌اي از تعارضات ظاهري در تورات و قرآن وجود دارد که سبب ايجاد اين اختلاف شده است به عنوان مثال در سنت يهودي از اسحاق به عنوان ذبيح ياد شده است در حالي که مسلمانان، اسماعيل را ذبيح قلمداد مي‌کنند. از سوي ديگر، باوري وجود دارد که خداوند در کتاب مقدس تنها به آمدن اناجيل وعده داده و به ظهور پيامبر، بشارتي نداده است؛ لذا متلکمان اسلامي، با تاکيد بر اين نکته به تحريف شدگي کتاب مقدس گواهي مي‌دهند. همچنين به روايت کتاب مقدس،‌ سرزميني که امروزه توسط صهيونيست‌ها غصب شده است، ارض موعود ذکر شده در تورات محسوب مي‌شود و حضور در آن توجيه پيدا مي‌کند و چون اين توجيه، موجب بروز ظلم و ستم شده، پس اين وعده دلالتي بر تحريف‌شدگي آيات موجود در تورات است.
    اما اين سه دليل در شرايطي مطرح مي‌شود که به صراحت مي‌توان ادعا کرد که در قرآن، هيچ آيه‌اي که بتوان از آن استفاده کرد و مدعي شد که يهوديان و مسيحيان کتاب مقدس را تحريف کرده‌اند وجود ندارد و در خوشبينانه‌ترين شرايط، آياتي موجودند که يهوديان را به اين نکته متهم مي‌کنند که حرف‌هاي خودشان را به جاي حرف خدا جا مي‌زنند. از سوي ديگر، شواهد تاريخي، اين انديشه را تاييد نمي‌کنند و معتقدند اين کتاب مقدس، همان کتابي است که خدا در قرآن به آن اشاره مي‌کند. قديمي‌ترين نسخه کامل اين کتاب به قرن چهارم ميلادي بازمي‌گردد لذا سه قرن پيش از اسلام، اين کتاب به همين شکل در دست يهوديان بوده است و اين بدان معناست که امکان جابه‌جايي يک آيه يا کلمه وجود ندارد. شواهد قرآني نيز با اشاره به يهوديان مي‌گويد، قرآن، «کتابي که در دست شماست» را تصديق مي‌کند؛ لذا تلاش براي انکار حقانيت کتاب مقدس از دل قرآن بيهوده است اما ديدگاه‌هايي نظير ديدگاه علامه طباطبايي، اين تصديق را تصديق في‌الجمله مي‌داند.

    معناي زندگي از نظرگاه مولانا
    بيست‌و‌ششمين نشست از سلسله نشست‌هاي رستخيز ناگهان با عنوان «زندگي: معنا داري يا معنا دهي: معناي زندگي از نظرگاه مولانا» با سخنراني مصطفي ملکيان در تالار ايوان شمس برگزار شد. در ابتداي اين نشست، وي با اشاره به چگونگي معناي زندگي گفت: در ابتدا بايد ببينيم معناي زندگي چيست؟ آيا معنا در زندگي وجود دارد و تنها بايد آن را کشف کرد و يا اينکه هر کس بايد معناي زندگي را جعل کند، بنابراين يا در زندگي چيزي وجود دارد که کشف شده و ما بايد تنها از آن با خبر شويم و يا اينکه معنايي در کار نيست و ما بايد خودمان اين معنا را کشف کنيم.
    وي گفت: آلبرکامو فيلسوف اگزيستانسياليست و اخلاقگراي فرانسوي معتقد است مهمترين مشکل فلسفه، معناي زندگي است و اگر فلسفه مسئله معناي زندگي را حل کند، بزرگترين خدمت به بشريت را کرده است. در مقابل اگر فلسفه مسئله معناي زندگي را حل نکند و بزرگترين مسائل را حل کند باز هم کار چشمگيري براي بشريت نکرده است. من از اين جهت همدلي بسياري با کامو دارم. من در مقاله جديدم درباره معناي زندگي نشان دادم که اگر مسئله معناي زندگي بخواهد روشن شود بايد ‌‌ مسئله ديگر را نيز روشن و حل کنيم.
    ملکيان با بيان اينکه در کتاب‌هاي فلسفه مسئله معناي زندگي، سه معنا دارد توضيح داد: لفظ معنا در ترکيب مضاف و مضاف اليهي معناي زندگي، خودش سه معنا دارد؛ بنابراين کساني که از معناي زندگي سخن مي‌گويند بايد مشخص کنند که مقصودشان از معناي زندگي چيست؟
    وي درباره نخستين معناي، معناي زندگي توضيح داد: گاهي منظور از معناي زندگي بدين معني است که آيا زيستن ارزش دارد و آيا به صرفه است که ما به زندگي خودمان ادامه بدهيم. فهم اين مساله ناشي از مساله ديگر با عنوان عقلانيت عملي است. عقلانيت عملي نيز بدين معني است که دست به کاري نزنيد که هزينه‌اش بيشتر از فايده‌اش براي شما باشد و اگر دست به کاري زديد که هزينه‌اش بيش از فايده‌اش بود فوراً آن را متوقف کنيد. بر اساس عقلانيت عملي اگر زيستن را يک کار بدانيم بايد بگوييم که ما با قصد خود به اين کار مشغول نشديم و توسط پدر و مادر به اين دنيا آمديم، از سوي ديگر اگر بخواهيم از اين کار دست بکشيم بايد خودکشي کنيم. حال اگر خودکشي نکرديم يعني اينکه فايده زندگي بيش از هزينه‌اش براي ما بوده است.
    اين پژوهشگر فلسفه و اخلاق در بخشي از سخنانش به معناي دوم زندگي در کتاب‌هاي فلسفي اشاره کرد و گفت: معناي ديگر زندگي، هدف زندگي است، بدين معني که هدف از زندگي چه بايد باشد و من در زندگي چه هدفي را بايد دنبال کنم؟ هدف در زندگي بايد قابل تحصيل باشد. ثانياً بايد هدفي باشد که از همه هدف‌هاي ديگر برتر باشد و آن هدف نبايد به گونه‌اي باشد که ما در کوچه زندگي مجبور شويم همديگر را لگدمال کنيم. فيلسوفان درباره اين که هدف زندگي چه بايد باشد که اين سه ويژگي را داشته باشد سخن‌هاي بسياري گفته‌اند.
    ملکيان افزود: اما معناي سوم معناي زندگي کارکرد آن است. اين بدين معني است که زندگي من نوعي در تاريخ و نوع بشر چه کارکردي داشته و اساساً نوع بشر از روز نخست پيدايشش چه کارکردي براي کيهان و کل عالم داشته است. ما نبايد فکر کنيم که اين سه معناي، معناي زندگي از همديگر مستقل هستند و يا اينکه راه حل يکي را براي ديگري استفاده کنيم.
    وي با بيان اينکه بحثش درباره معناي زندگي، به معناي ارزش زندگي است يادآور شد: در اينجا مي‌خواهم به مسئله ارزش زندگي از زاويه جديدي نگاه کنم و آن اين است که شما از خودتان چه تصوير و ايماژي در دنيا داريد؟ متفکران، انديشمندان و عارفان مختلف در طول تاريخ ايماژهاي مختلفي از خودشان در دنيا داشته‌اند. به طور مثال برخي خود را به پرنده‌اي در قفس، برخي ديگر به زنداني در زندان، برخي ديگر به پرنده‌اي در دام و ... تشبيه کردند. اين وجه تشبيه در هر ايماژ مي‌تواند سوالات مختلفي را براي ما ايجاد کند. به طور مثال اگر شما پرنده‌اي در قفس هستيد، قفس شما از جنسي است و چه چيزهايي براي شما قفس درست کرده است.
    وي با اشاره به بحث ايماژ گفت: حال در اينجا سوال اين است که ايماژ مولانا چيست؟ برخي مي‌گويند مولانا ايماژي افلاطوني دارد و خود را پرنده‌اي در قفس و يا زنداني اي در زندان مي‌بيند. در کل مثنوي معنوي و کليات شمس اين دو ايماژ تاييد مي‌شود. به عقيده من اشعار مولانا در قالب مثنوي معنوي مويد اين است که ايماژ مولانا انسان را به عاشقي در غريبستان تشبيه مي‌کند. با کند و کاو در آثار مولانا بايد ديد اين ايماژ درست است يا خير. تقريباً بيشتر شارحان و مفسران مولانا معتقدند که ني‌نامه مولانا يعني ‌‌ سطر نخستين مثنوي معنوي کل پيام مولانا است. در تمامي کتاب‌هاي او مانند مجالس، فيه ما فيه، مکتوبات، کليات شمس و ... شرح اين ‌‌ سطر است. اما شکي نيست که بخش مهمي از ني نامه درباره انديشه عاشقي در غريبستان است.
    ملکيان تصريح کرد: در ني نامه مي‌گويد «کز نيستان تا مرا ببريده‌اند» بدين معني که من به دلخواه خودم به اين دنيا نيامدم. در کليات شمس در داستاني به ني‌نامه پاسخ داده مي‌شود و مولانا در آنجا مي‌گويد که معشوق يعني خدا، بنا به مصلحت جويي مرا به اين دنيا فرستاد و گفت من از جدايي تو اغراضي دارم و فعلاً بايد از من جدا شوي. در اينجا گفته مي‌شود که خدا مي‌گويد تو از من جدا مي‌شوي تا سفر کني و در آن سفر پخته شده و به تکامل برسي.
    وي در ادامه افزود: در کل آثار مولانا اين ‌‌ شاخصه وجود دارد و جريان و دوران دارد.  نخستين شاخصه اين است که کسي که در غريبستان است دچار درد و اندوه مي‌شود پس از نظر مولانا ما نيز در اين دنيا دچار رنجيم. شاخصه دوم اين است که عاشق در غريبستان اشتياق رفتن دارد، چون ميلي به ماندن در آنجا ندارد پس از نگاه مولانا انسان ميلي به ماندن در دنيا ندارد. در شاخصه سوم فردي که در غريبستان است آرامش و سکون خاطر ندارد، چون هيج را متعلق به خود نمي‌داند و نمي‌تواند با آن انس بگيرد.
    اين استاد فلسفه تأکيد کرد در شاخصه چهارم نيز فرد در غريبستان به همه چيز به چشم زودگذر نگاه مي‌کند و براي چيزي اهتمام ندارد. شاخصه پنجم اين است که در غريبستان نه ما زبان آنها را مي‌فهميم و نه آنها زبان ما را، پس باهم تفاهم نداريم. در همين جاست که مولوي در اشعارش مي‌گويد من و مردم مثل آب و روغن هستيم. اگر در کشوري غريب باشيد نياز به راهنما داريد چون هيچ نقشه‌اي نداريد به همين دليل است که مولانا مي‌گويد در اين راه بايد مريد و شيخ داشته باشيد. شاخصه هشتم اين است که شما وقتي به جاي ديگري سفر مي‌کنيد مقام والايي که در جاي قبلي بوديد به چشم نمي‌آيد، بنابراين عاشق در غريبستان بي ما و بي من است و تمام باد و بروتش مي‌ريزد.
    ملکيان تصريح کرد: وقتي در کشور غريبي هستيم نظاره‌گر هستيم و خودمان را در هيچ چيز دخالت نمي‌دهيم. بنابراين مولانا نيز مي‌گويد در اين دنيا تنها نظاره‌گر است و کاري به کار ديگران ندارد. اما در شاخصه دهم عاشق در غريبستان از رفتن استقبال مي‌کند پس مولانا از مرگ استقبال مي‌کند.

    رونمايي از فرهنگ پسامدرن
    آيين رونمايي از کتاب «فرهنگ پسامدرن» تاليف دکتر عبدالکريم رشيديان، استاد فلسفه دانشگاه شهيد بهشتي، در تالار همايش‌هاي کتابخانه ملي برگزار شد. دکتر رشيديان در آيين رونمايي از کتاب خود گفت: نگارش فرهنگ‌هايي چون «فرهنگ پسامدرن» کار يک‌ نفر نيست و بايد به صورت تيمي آنها را تهيه و تدوين کرد، چرا که يک نفر همه دانش‌ها را ندارد. بنابراين شايد جاي خالي بسياري از مداخل در اين فرهنگ به چشم بيايد. وي افزود: «فرهنگ پسامدرن» براي من «کتابي درفرآيند» است. يعني به‌هيچ عنوان من اين کتاب را تمام شده نمي‌دانم و تمام تلاشم را مي‌کنم تا در چاپ‌هاي بعدي نواقص اين کتاب برطرف و همچنين مداخل آن به‌روز شود. من پس از اتمام کتاب و انتشار آن، به مفاهيمي ديگر در حوزه تفکر پسامدرن برخورده و آنها را براي درج در چاپ دوم کتاب، آماده کرده‌ام. رشيديان با اشاره به مدت زمان نگارش «فرهنگ پسامدرن» گفت: روند تدوين و نگارش اين فرهنگ بيش از 10 سال طول کشيد. مقوله پست‌مدرنيسم آنقدر گسترده است که واقعا نمي‌توان به همه مداخل آن پرداخت. همچنين بايد اشاره کنم که کار روي اين کتاب براي من يک دوره آموزشي بزرگ بود و بسياري از مفاهيم را ابتدا آموزش ديده و بعد مدخلش را نوشتم.
    اين مترجم و مولف همچنين با اشاره به اين نکته که در «فرهنگ پسامدرن» از نگارش برخي مدخل‌هاي مربوط به انديشمندان آگاهانه اجتناب کرده است، گفت: بر اساس محدوديت من از نگارش مداخلي درباره انديشمنداني که در ايران زياد تکرار شده‌اند، آگاهانه اجتناب کردم تا فضا براي طرح نام انديشمنداني که تاکنون در ايران مطرح نشده بودند، داشته باشم؛ به‌عنوان مثال در اين فرهنگ شما نامي از مارتين هايدگر و فريدريش ويلهلم نيچه، که تاثير بسياري بر منظومه فکري پست‌مدرنيست‌ها و همين‌طور فلسفه پسامدرن داشتند، نمي‌بينيد.
    وي در ادامه اظهارکرد: همچنين محدوديت باعث شد تا من از طرح برخي مفاهيم کلي اجتناب کرده و آنها را در خاستگاه و بستر اصلي خود مطرح کنم؛ به‌طور کل تمام تلاش من بر اين بود تا به مفاهيم و انديشمنداني بپردازم که پيشتر در فضاي فلسفي کشور مطرح نشده بودند.
    مسعود عليا، عضو هيات علمي دانشگاه هنر تهران نيز يکي از سخنرانان آيين رونمايي از کتاب «فرهنگ پسامدرن» بود. وي در بخشي از سخنان خود گفت: همه کساني که کار فلسفي کرده‌اند، مي‌دانند که نگارش چنين فرهنگي با بيش از 400 مدخل، درايت و دانش بسياري مي‌طلبد.
    وي افزود: اغلب فرهنگ‌هايي چون «فرهنگ پسامدرن» در نظام آکادميک غربي به دست گروهي از محققان و انديشمندان نوشته شده و توسط گروهي ديگر بارها مورد ويرايش و تصحيح قرار مي‌گيرد و در نهايت به‌صورت يک کار جمعي ارائه مي‌شود. دکتر رشيديان با تعهدي مثال‌زدني در اين موقعيت بغرنج مادي و معنوي به کار نگارش اين فرهنگ پرداخته است.
    عليا در ادامه با اشاره به حضور تفکر پسامدرن در فضاي فلسفي ايران، گفت: براي مخاطبان ايراني دکتر رشيديان به عنوان نخستين مطرح کننده برخي جنبش‌ها و مفاهيم، از جمله «پديدارشناسي» شهرت دارد. ما در ايران خودآگاه يا ناخوداگاه، با مقوله پست‌مدرنيسم برخوردهايي داشته‌ايم، اما معمولا اين برخوردها با برداشت‌هاي نادرست همراه بوده است. بخشي از اين برداشت‌ها به دليل ترجمه نادرست متون و برخي ديگر به‌دليل مدگرايي بوده است. مترجم کتاب «جنبش پديدارشناسي: درآمدي تاريخي» هربرت اسپيگلبرگ همچنين اظهار کرد: در کتاب «فرهنگ پسامدرن» به دليل طرح درست و علمي فلسفه پست‌مدرن و مفاهيم وابسته به آن، نسبت فضاهاي فکري و فلسفي ايران با «پست‌مدرنيسم» را مشخص مي‌کند. دکتر رشيديان با اين کتاب براي ما زمين را آماده و هموار مي‌سازد تا ما بتوانيم ساختمان، يعني فلسفه‌هاي پست‌مدرن، را روي آن بنا کنيم.
    عليا در ادامه با اشاره به بديهي بودن برخي مداخل در «فرهنگ پسامدرن» گفت: بسياري از مداخل طرح شده در اين کتاب با وجود بديهي ‌بودنشان براي ما جديد هستند. به عنوان مثال يکي از مداخل مهمي که ما سال‌ها با آن سروکار داشته، اما معناي درست آن را نمي‌دانستيم «مساله شناسي» است که دکتر رشيديان به خوبي در اين فرهنگ اين مفهوم را توضيح داده است.
    مترجم کتاب «وضع بشر» هانا آرنت، همچنين به خالي بودن جاي برخي مداخل در «فرهنگ پسامدرن» اشاره کرد: من دوست داشتم در مقدمه اين کتاب از ديدگاه خود دکتر رشيديان تفاوت ميان «پست‌مدرنيسم» و «پست‌مدرنيته» را مطالعه کنم، اما اين موضوع در مقدمه طرح نشده است. همچنين با  وجود اين‌که نمي‌توان از فرهنگ‌ها انتظار طرح همه مداخل را داشت، به نظر من جاي برخي مداخل در اين کتاب خالي است.
    وي افزود: رويکردي که خود دکتر رشيديان براي نگارش اين فرهنگ در پيش گرفته، مخاطب را در انتظار برخي مداخل مي‌گذارد که البته در ادامه کار مطرح نمي‌شوند. به‌عنوان مثال به نظر من در «فرهنگ پسامدرن» مداخل «بدن» و «روايت» و همچنين مداخلي درباره «هايدگر» خالي است.
    عليا همچنين به درج نشدن منابع مورد استفاده نويسنده اشاره کرد و گفت: دکتر رشيديان براي نگارش اين فرهنگ تقريبا همه منابع مربوط به پست‌مدرنيسم در همه زبان‌ها را ديده است. به نظر من نيازي نيست که اين همه منابع و مآخذ را در انتهاي کتاب فهرست کنيم، اما حداقل  انتظار داشتم نام مهم‌ترين فرهنگ‌هاي مورد استفاده نويسنده در انتهاي کتاب درج مي‌شد.
    عليا در پايان گفت: بايد اشاره کنم تمام اين مواردي را که به عنوان نقص برشمردم، در اصل پيشنهاد به مولف کتاب است، چرا که دکتر رشيديان به دقت نظر علمي مشهور است و ما همه شاگرد ايشان بوده‌ايم. خود من پايان‌نامه دکتري‌ام را با اين انديشمند مهم گذرانده‌ام.
    حسينعلي نوذري، مترجم و استاد فلسفه غرب، نيز در اين مراسم گفت: در حوزه تفکر پست‌مدرن تلاش بسياري شد تا انديشمنداني که مدارج عالي آکادميک دارند، به سمت اين مبحث کشيده و باعث اعتبار آن شوند.
    وي افزود: پست‌مدرنيسم در بطن خود مفاهيم بنيان براندازانه دارد و شک و ترديد در آن حرف نخست را مي‌زند. بنابراين مخاطبان حق دارند دچار چالش‌هايي دروني با تفکر پسامدرن شوند و نسبت به آن شک و ترديد داشته باشند. با اين اوصاف حضور متفکران برجسته‌اي چون ميشل فوکو، ژاک دريدا، ژان فرانسوا ليوتار، ژيل دلوز، فليکس گاتاري و ژاک لاکان، باعث اعتبار گفتمان نظري پسامدرن و برطرف شدن نگاه ترديدآميز مخاطبان به آن، شده است.
    نوذري در ادامه به ورود تفکر پسامدرن در ايران اشاره کرد و گفت: ورود گفتمان پسامدرن به جوامع فلسفي ايران نيز با شک و ترديدهاي بسيار روبه‌رو شد، اما حضور انديشمنداني چون دکتر عبدالکريم رشيديان باعث اعتبار اين گفتمان شد. دکتر رشيديان با ترجمه کتاب «متن‌هاي برگزيده از مدرنيسم تا پست مدرنيسم» و «پديده شناسي» ژان فرانسوا ليوتار، باعث شد  پست‌مدرنيسم در ايران به صورت کاملا جدي مطرح شود.
    نوذري همچنين به وجود نوعي ابتذال در گفتمان‌هاي پسامدرنيسم در ايران اشاره کرد و گفت: همانند ديگر فلسفه‌هاي غربي، ورود فلسفه‌هاي پست‌مدرن در ايران نيز با برخوردي «مدگرايانه» روبه‌رو شد و بسياري از دانشجويان و حتي اهالي فرهنگ، با طرح اين مبحث سعي کردند خود را انديشمند نشان دهند، اما دکتر رشيديان با دوري از مباحث مد روز پست‌مدرنيسم را به صورت کاملا جدي مطرح کرد.

    توصيفات گوبينو از حکيم طهران
    يازدهمين پيش نشست همايش حکيم طهران با عنوان «مواجهه آقا علي مدرس(حکيم موسس) با جريان فلسفي غرب» امروز با سخنراني دکتر کريم مجتهدي در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي برگزار شد. مجتهدي در ابتداي اين مراسم با اشاره به گزارش‌هاي گوبينو کنسول فرانسه در قرن نوزدهم درباره سفرش به ايران گفت: گوبينو در کتاب‌هايش مطالب زيادي درباره ايران آورده و ما نيز خوب است که بدانيم ديگران درباره ما چه نظراتي داشته‌اند و نظرات آن‌ها را بشنويم. وي با اشاره به اينکه گوبينو نخستين کسي نيست که درباره فيلسوفان ايراني سخن گفته افزود: قبل از او در قرن ‌‌ شاردن در کتابش فصلي را به فلسفه حکماي ايراني اختصاص داده است و طلبه‌ها را فيلسوف ناميده است. به گفته شاردن، آنچه که مفهوم غربي فيلسوف به معناي جوينده دانش و دوستدارحکمت است، همان طلبه‌هاي ايراني هستند و در واقع طلبگي را نوعي فلسفه آموزي و پژوهش دانسته است. اين استاد دانشگاه گفت: گوبينو در قرن ‌‌ دو بار به ايران آمد. نخستين بار او در سال ‌‌‌‌ وارد ايران شد و به گفته خودش در کتاب «سه سال در ايران» مي‌گويد وقتي که براي نخستين بار وارد بوشهر مي‌شود از سفرش پشيمان مي‌شود که اين چه کشور لم يزرعي است. اما پس از سه سال وقتي مي‌خواستم از ايران بروم گريه کردم. وي تأکيد مي‌کند آن چيزي که در ايران ديدن دارد و چشم‌نواز است روح، حکمت سنتي، عرفان، ادبيات، هنر و اعتقادات ايرانيان است.
    مجتهدي گفت: در نظر داشته باشيد که سال ‌‌‌‌ درست زماني است که مساله شرق و شبه‌جزيه کريمه مطرح است و فرانسوي‌ها و عثماني عليه روس‌ها در جنگ هستند و در واقع يک جنگ‌ بين‌المللي در جريان است. از ملل شرق هم فقط عثماني ها درگير اين جنگ هستند و به نظر مي‌رسد که دولت فرانسه تشخيص داد که يک فرد مطلع و فرهيخته را به ايران بفرستد بنابراين به عقيده من گوبينو با يک ماموريت سياسي به ايران آمد. وي گفت: او درباره ايران چندين کتاب دارد. قبل از اين‌که به ايران بيايد کتابي با عنوان «درباره عدم تساوي نژادهاي انسان» مي‌نويسد که در غرب غوغايي برپا کرد و تعارضاتي را در ميان غربي‌ها به وجود آورد. اما اينکه آيا در اين کتاب مشخص است که گوبينو به برتري نژادي قائل است يا خير صريحا ديده نمي‌شود. با وجود اين تاثير نژاد انسان در فرهنگ در کتاب او مشاهده مي‌شود.
    اين استاد فلسفه افزود: گوبينو در اين کتاب مطرح مي‌کند که ايران يکي از اصيل‌ترين اقوام تاريخ است. تاريخ براي او محل تقابل و تعامل اقوام است. در واقع داد و ستدهايي بين اقوام وجود دارد و تاريخ با توجه به اين داد و ستدها نسل به نسل ديگر و قومي با قوم ديگر توجيه مي‌کند.
    وي با بيان اين‌که گوبينو به متفکران ايراني علاقه‌مند است و افکار آن‌ها را جستجو مي‌کند، تصريح کرد: همان‌طور که گفتم گوبينو سه کتاب دارد يکي «سه سال در ايران» است. دومي «فلسفه‌ها و اديان در آسياي ميانه» است که به اعتقاد من مهمترين اثر اوست. او در اين کتاب روي افکار و زندگي حکيم آقاعلي زنوزي کار کرده است و اسامي حکما و فلاسفه از صفويه تا عصر جديد و از ملاصدرا تا حکيم زنوزي را جمع‌آوري کرده است. گوبينو در اين کتاب درباره زنوزي توضيحاتي را ارائه مي‌دهد و مي‌گويد که او در حال نگارش کتابي درباره تاريخ فلاسفه از ملاصدرا است. نسخه‌هاي دست‌نويس آقا علي زنوزي در کتابخانه استراسبورگ فرانسه موجود است.
    مجتهدي تاکيد کرد: زماني که فهرست فلاسفه و حکماي ايراني را که گوبينو جمع‌آوري کرده نگاه مي‌کنيم متوجه مي‌شويم که به چه ميزان وفادار به سنت ايراني است. ما نبايد اسير گذشته شويم و بايد آماده سازي براي آينده به کمک گذشته داشته باشيم چراکه کسي که هويت خودش را به باد مي‌دهد آينده خودش را به باد داده است. بنابراين ما نبايد اسير تمدن غرب شويم اما نبايد از پيشرفت هم ابايي داشته باشيم.اين استاد دانشگاه در ادامه افزود: گوبينو در کتابش حتي درباره چهره آقا علي زنوزي هم توصيفاتي داشته و او را شخصيتي برجسته، ضعيف‌الجثه، کوتاه قد، سبزه رو و باهوشي مافوق هوش متوسط شرح داده است. گوبينو مي‌گويد: حکيم طهران در ابتدا درس الهيات را تدريس مي‌کرد اما حتي پس از ترک آن هم از محبوبيتش کاسته نشده و حلقه شاگردانش در منزل او تشکيل شد.

 


صفحه 4 از 4