اطلاعات حکمت و معرفت

  • گزارش سمينارها

    PDF چاپ نامه الکترونیک
    گزارش

    گزارش سمينارها

    كيان رضوي



    بازنمود و تحول مفهوم «مقدس»
    این عنوان اصلی سمیناری است که در تاریخ اول مارس سال 2018 در دانشگاه بروکسل برگزار شد. اما احتمالا برای شما هم عنوان فرعی آن جذاب‌تر خواهد بود: «چشم‌اندازها، زیارت‌ها و آفرینش».
    محورهایی که برای ارائة سخنرانی تعیین شده بود و پژوهشگران نیز در همان محدوده به بحث و فحص پرداختند عبارت بود از: خلقت، بازخلقت و واکاوی ریشه‌های زیارت در جوامع معاصر/ زیارت‌های سکولار/ بازنمایی زیارت در رسانه‌ها/ زیارت و حرکت در چشم‌اندازها/ چشم‌انداز و هویت/جریان‌های نظری در مطالعات مربوط به زیارت/ روش‌های تحقیق در زیارت و...
    مدیر سمینار، تاکِشی مورساتو بود؛ استاد مطالعات تطبیقی ادیان و متخصص جامعه‌شناسی دینی در دانشگاه بروکسل(بلژیک). برخی عناوین ارائه شده از سوی مدعوین هم عبارت بود از: مفهوم مقدس/ گرایش قلبی در زیارت/ زائر کیست؟/ مکان مقدس/ امر مقدس در جهان مدرن/ انواع زیارت/ زیارت غیردینی/ زیارت فردی یا سیر و سلوک/ زیارت‌های گروهی/ زیارت مجازی/ زیارت در آیین کاتولیک/ نقش هنر در زیارت. در ابتدا، آقای مورساتو، مدیر سمینار به تعریف و تبیین مفهوم زیارت پرداخت و گفت که زیارت، عملی عبادی است به معنای حضور در پیشگاه پیشوایان دینی یا نزد قبور آنان یا دیدار از مکانی مقدس یا محترم برای اظهار ارادت و احترام و کسب فیض معنوی. همچنین تأکید کرد که زیارت دو سوی دارد که یک سوی آن شخص زایر است. اما طرف دیگر قضیه، دیگر لازم نیست که انسان باشد و بدین رو دیدار از مکان‌های مقدس را نیز زیارت گویند. زیارت‌شونده، اگر انسان باشد، لازم نیست حتما زنده و در دنیا باشد. پس زیارت قبور برخی از درگذشتگان نیز در این تعریف جای می‌گیرد.
    «آداب زیارت» عنوان سخنرانیِ جیسون میلر_ استاد تاریخ در دانشگاه منچستر_ بود. به گفتة او نخستین اصل یا شرط یا رکن در آداب زیارت، آگاهی و معرفت نسبت به خود زیارت و زیارت‌شونده است. سخنرانِ جلسه از دیگر آداب زیارت به طهارت، دعا و شفاعت اشاره کرد و سپس به صورت تفصیلی، مبحثِ رابطة بین زائر و زیارت‌شونده و فضای معنوی ایجاد شده پس از زیارت را تحلیل کرد. آن‌گاه خانم راشل دِموس از یونان، تاریخچه یا پیشینة زیارت را پیش روی شنوندگان گذاشت و دربارة زیارت در ادیان مختلف سخن گفت. در اینجا شنونده با مکان‌هایی همچون بنارس، اورشلیم، مکه، میرون، ایز، سایکوکو، سانتیاگو دو کامپوستلا و با نام‌هایی همچون محمد(ص)، سنت فرانسیس، سنت بونیفاس، مریم(ع)، فاطیما، بودا و کنفوسیوس آشنا می‌شود.
    از دیگر مطالب جالب سمینار، سخنرانیِ آندره آ کینگستون بود؛ استاد دانشگاه مونیخ؛ متخصص تاریخ تطبیقی ادیان. کینگستون از تجربة زیارت گفت و از شکلِ کلاسیکِ زیارت که سه مرحله را دربرمی‌گیرد: آغاز سفر/ خود سفر و سکونت یا مواجهه با امر مقدس/و بازگشت. از زیارت فردی و زیارت گروهی گفت. از حس رهایی، از آن الزامات اجتماعی که مشخصة اصلی یک زایر است و از حال و هوا یا کشش و جاذبة معنویِ برخی زیارتگاه‌ها که هر فردی با هر اعتقادی را به سوی خود می‌خوانند. مصادیق ارائه شده از سوی او، مواردی از قبیل مجسمة بزرگ بودا در سریلانکا، غار آرماندا در هند، کلیسای بانوی صلح در ساحل عاج، معبد سن سوجی در ژاپن، پادره پیور در ایتالیا، نوتردام پاریس، بیت‌المقدس در فلسطین بود.  و البته دیگر سخنرانان هر یک به فراخور تخصصِ خویش دربارة موضوع‌هایی مثل «طبقه‌بندی تاریخی زیارت»، «دوران زیارت»، «زمان مناسب برای زیارت»، «انگیزه زایر» و...سخن گفتند. یکی از مباحث مطرح شده در سمینار که بسیار جذاب و جالب بود، مسئلة مخالفت با زیارت و معرفی مخالفان بود که بررسی آرا و عقاید فرقة وهابیت را نیز دربرمی‌گرفت.

    نیچه و نیهیلیسم
    این عنوانِ یک سمینار بین‌المللی است. سمینار دو روزه‌ای که در 29 و 30 آوریل 2019 در رم ایتالیا و برای اولین بار برگزار خواهد شد. البته با وجود عنوان وسوسه‌انگیز آن که با نامِ نیچه آغاز می‌شود، عمدة مباحث دربارة خود نیهیلیسم است و نیچه و هایدگر نیز نقشی کوچک در داغ‌تر کردن سخنرانی‌ها بر عهده گرفته‌اند. حوزه‌های مرتبط یا عناوین ارائه شده برای ارائة سخنرانی و مقاله عبارت است از: نیهیلیسم/ اشکال مختلف و متنوع نیهیلیسم/ نیهیلیسم مابعدالطبیعی/نیهیلیسم معرفت‌شناختی/ نیهیلیسم انسانی/نیهیلیسم اخلاقی/نیهیلیسم سیاسی/نیهیلیسم پست‌مدرن/هرج و مرج/نسبیت اخلاقی/جنبش نیهیلیسم روسی/ جنبه‌های معنادار زندگی/ارزش‌‌ها و دانش‌ها/ شکل‌های معرفت‌شناختی/ هستی‌شناسی و مابعدالطبیعة نیهیلیسم/ شک و تردید رادیکال/ ضد بنیادگرایی و نیهیلیسم/تفسیر نیچه از نیهیلیسم/ تفسیر هایدگر از نیهیلیسم/ پست‌مدرنیسم/ نیهیلیسم و بودیسم/ نیهیلیسم و فرهنگ. از جمله پژوهشگرانی که برای ارائة سخنرانی و تبادل آراء به این سمینار دعوت شده‌اند نیز می‌توان به آتول دِو، مایا لیزا، لودویگا کالوینا، سِراپ دِرموس، لیزا سیرگالینی، مصطفی جهان‌آرا، زین‌الرحمن، سو جونگ کیم، کریسادا سونکامانه ویونگ پورچیت اشاره کرد. کمیتة اجرایی سمینار، شامل فهرستی از اندیشمندان جهانی است که در این مجال، به نام برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم. اریک شوماخر از آمریکا/ارنستیو سیرول باز هم از آمریکا/گیلهرمو پدرو از اوپسالا/مهدی نجفی‌افرا از ایران/ماتان اورام از تل آویو/میشاییل لویسیس از یونان/اِبرو اِردوگان از ترکیه/ییپ مِی‌لوه از چین/محمدرضا شاهد پاک از ایران/ بُشری چوهان از پاکستان/الکساندا ساوانوویک از انگلیس/عالیه بیازدیکووا از قزاقستان/بختیار شبانی از ایران/شاتیک آراپوف از روسیه.
    از جمله مطالب جالبی که قرار است در سمینار ارائه شود، عناوین زیر حائز اهمیت‌اند: «آیا نیچه زن ستیز است؟» ریموند. ای. بلیوتی/ «نیچه و ایرانیان» رابرت متیو/ «کدام نیک؟ کدام بد؟ فراسو کجاست؟» یوهان تانگری/«نیچه و موسیقی» مگنوس ریچاردسون.

    «فلسفۀ اخلاق و ارزش‌های سنتی» در پکن
    از چین. از پکن و از پایبندی چینی‌ها به سنت‌های کهن همین انتظار هم می‌رود. برای برپایی سمینار دو روزة «ارزش‌های سنتی» چه جایی بهتر از پکن و چه ملتی مناسب‌تر از چینی‌ها؟ زمان برگزاری این سمینار، دوم وسوم ژوئن بود و برای آن سه محور اصلی تعیین شده بود: فلسفة آسیایی. سنت‌های فلسفی نظریة ارزش. اما موضوعات و محورهای فرعی‌تر، مباحثی همچون رابطة ارزش و فضیلت، رابطة این دو مفهوم با دین و فرهنگ، وضعیت ارزش‌های اخلاقیِ سنتی در جوامع جدید و راه‌های احیای ارزش‌های سنتی به عنوان بنیادهای زندگی را دربرمی‌گرفت.
    ریاست جلسات راجاشوآ لوکزاک برعهده داشت که استاد مطالعات شرقی در دانشگاه پکن است و سخنانِ آغازینِ سمینار نیز توسطِ همو ایراد شد. او گفت: چین تنها کشوری است که تمدن کهن آن بدون وقفه 5 هزار سال بقا داشته است. این تمدن و فرهنگ‌ها و ارزش‌های آن به آسانی نابود نمی‌شود و تلاش براي نابود کردن آن هم گناهی نابخشودنی است. در ادامه جین لودونگ، متخصص و کارشناس امور فرهنگی که هم‌اکنون در دانشگاه وین به تدریس و پژوهش اشتغال دارد، سخنرانی جالب خود را با عنوان «پایه‌های فرهنگ چین: اعتقاد و محترم شمردن فضیلت» آغاز کرد. او از ارکان مهم فرهنگ اصیل چین سخن گفت و البته بیشتر بر دائوئیسم متمرکز بود. او گفت که معنای لغوی دائو «راه و فضیلت» است و چینی‌ها اعتقاد دارند که آسمان، زمین و انسان‌ها می‌توانند خود را با دائو هماهنگ سازند تا از کمال وجودی خود بهره ببرند.  سپس، مارگارت یوکوفسکی دربارة «اصول اخلاقی در آیین کنفوسیوس‌گرایی» صحبت کرد. در این بخش، شنوندگان دریافتند که در باور کنفوسیوس، اجداد مردم طبق قاعدة «لی» زندگی می‌کردند و از این رو، از انواع نیکی‌ها و برکات برخوردار بودند. لی از دیدگاه کنفوسیوس معانی مختلفی داشت و برای پاکی، ادب، تشریفات و عبادت به کار می‌رفت. وی معتقد بود با پیروی از لی هر چیزی بسامان می‌آید و جامعة آرمانی تشکیل می‌شود. کنفوسیوس پنج رابطه را مطرح کرد که هرگاه درست باشند، همه‌چیز درست می‌شود: مهربانی در رابطة پدر و پسر/لطف برادر بزرگ‌تر به برادر کوچک‌تر و تواضع برادر کوچک‌تر در مقابل برادر بزرگ‌تر/عدالت شوهر با زن و اطاعت زن از شوهر/علاقه‌مندی بالادستان به زیردستان و اطاعت زیردستان از بالادستان/مهربانی فرمانروایان به رعایا و وفاداری رعایا به فرمانروایان.
    «ارزش‌ها و فضیلت‌های بودیسم چینی» عنوان سخنرانی جکسون ویل، استاد فلسفۀ اخلاق در دانشگاه مونته نگرو بود. او گفت: آیین بودا، آینی اخلاقی است که دغدغه‌های عملی دارد. دغدغۀ رهایی انسان از رنج و نیل به آسودگی روان. مبانی اخلاقی بودا در چهار حقیقت شریف متبلور می‌شود. در حقیقت، شناخت این حقایق و عمل در راستای آن‌ها حکمِ شناخت، تشخیص و درمان بیماری را دارد. نکتۀ دیگر در اخلاق بودایی، باور به قانون کارما یا «کَرمَه» است. قانونی به ظاهر سخت و انعطاف‌ناپذیر، اما جهان‌شمول که می‌گوید عواقب کارهای بدِ هر فرد فقط متوجه خود اوست و نه وضع طبقات، وضع اجتماعی، سرنوشت یا هر چیز دیگر. نتیجۀ نهایی سخنرانی هم این بود که در چین، اخلاق و ارزش‌های زندگی، عبارت است از ادامۀ راهی که با صلح، صدق و راستی همراه است؛ راهی منضبط و سنجیده که آزار خود و دیگری را در پی نداشته باشد.
    عناوین سخنرانی‌ها و تعداد مدعوین در سمینار پکن کم‌شمار نیست. اما در این مجال، به ناچار یکی دیگر از مباحث ارائه شده در این همایش، به اختصار پیش روی علاقه‌مندان قرار می‌گیرد تا شاید وقتی دیگر، ادامۀ آن را پی بگیریم. «رابطۀ ارزش‌های سنتی و مدرن»؛ پژوهشِ جولیان رودریگز از مکزیک. پژوهشگر مکزیکی با این جملۀ ساده و احتمالا تکراری آغاز می‌کند که: در فرایند تحقق مدرنیته بعضی از عناصر سنتی ساختار فرهنگی جامعه در هم شکسته می‌شوند. سر تیترهای ارائه شده توسط خانم رودریگز عبارت است از: خانواده‌گرایی/ دینداری/ارزش‌های مندرج در مدرنیته یا زندگی مدرن/ دگرگونی فرهنگی/زندگی شهری/ارزش‌ها و کنش‌ها/ تحولات اجتماعی و...

    کانت هم به ترکیه می‌رود
    این بارگویا نوبت امانوئل است که از استانبولِ زیبا، تاریخی و دیدنی سر در بیاورد. دریغ و افسوس فایده‌ای ندارد. اگر شما هم فعلا توان یا فرصت رفتن ندارید، با این گزارش همراه شوید تا در کنار کانتِ عزیز به مردم استانبول سلام کنیم. زمان برگزاری سمینار30 و 31 ژانویه است و محورهای کلی موضوعات، مباحث زیر را دربرمی‌گیرند: امانوئل کانت/ بحران روشنفکری/ انقلاب کوپرنیک در فلسفه/ ایده‌آلیسم متعالی/ قیاس و استنباط متعالی/ خودآگاهی/ هستی و قضاوت/ قانون‌گذار طبیعت/ اخلاق و آزادی/ استقلال نظری و عملی/ آزادی/ واقعیت، دلیل و برهان/ ضرورت و قطعیت/ وحدت طبیعت و آزادی/ انتقادهای کانت از سودگرایی. ازجمله سخنرانان سمینار نیز می‌توان به اسامی زیر اشاره کرد: ماریانا دیلکوویچ/ اسحاق کوفی منساه/ می لی یه اونگ/ اِما دِوی/هِین کو/ماریا اینیش/ فاطیما گونچالویس/ سوگل گوجنیک/ ایزابلا کاپسا/ سوندوس شاهین/ آنه کاترین شلاگ از کینگز کالج لندن/ جویس اردیتی از بنیاد تکنولوژی ویرجینیا/ شاه جمال عالم از دانشگاه میشیگان/ بیانسه پرایس از استرالیا/ جوزفین باردی از دانشگاه توگو/ سلدونیا کلی از دانشگاه پلی‌تکنیک بخارست/آشیش چاولا از دانشگاه تگزاس و ژیژونگ جیانگ از دانشگاه بیرمنگهام.
    اما «درهم آمیزی عقل‌گرایی و تجربه‌گرایی» نخستین سخنرانی ارائه شده در این سمینار است که توسط بیانسه پرایس ایراد شد. او استاد فلسفه و روان‌شناسی در دانشگاه استرالیاست و در این دو حوزه، آثار زیادی متشر کرده است. مقالاتش هم در نشریات معتبر چاپ شده‌اند. پس دور از انتظار نبود که جلسة سخنرانی‌اش با استقبالی پرشور مواجه شود. پس از او، مالکوم واروژاستپانیان که از ینگه‌دنیا به استانبول آمده بود، سخنان خویش را دربارة «نقدهای سه‌گانه»(نقد عقل محض، نقد عقل عملی، نقد قوة حکم) آغاز کرد. کاپلستون وود، سخنران دیگری بود که «برهان اخلاقی» را در دستور کار خود قرار داده بود. «مفهوم حق طبیعی از نظر کانت» عنوان پژوهش کریستوفر سینگر بود و رومن پیتر «مقولات کانتی» را به تفصیل واکاوی کرد.

    نگاهی دیگر به کربن
    نشست «بررسی زندگی و آثار هانری کُربن» با حضور مصطفی ملکیان، حسن سیدعرب و نجفقلی حبیبی در سرای کتاب موسسه خانه‌کتاب برگزار شد.
    ملکیان در این نشست با اشاره به اینکه آثار کربن را بارها به زبان انگلیسی مطالعه کرده گفت: اکنون شیفتگی سابق را به کربن ندارم اگرچه مباحث بسیاری از او یاد گرفته‌ام اما تلاش می‌کنم تا اکنون نگاه نقادانه‌ای به افکار کربن داشته‌ باشم. او باطن‌گرایي بسیار جدی است و تلاش کرده در تمام عمر خود به زبان ساده به‌دنبال یافتن معنویت و عمق در هستی باشد، مسئله کربن این بوده و برای کاهش درد و رنج به سوی باطنی‌گرایی روی آورده است. از سوی دیگر از آنجا که کربن در جستجوی معنا و عمق در هستی بوده، تنها آن را در باطنی‌‌گرایی پیدا کرده است.
    وی با اشاره به اینکه کربن تلاش کرده نوعی آگاهی مجدد در مخاطبانش به‌ویژه شرقیان ایجاد کند افزود: او بیان می‌کند که می‌خواهد شرقیان، به‌ویژه ایرانیان مسلمان را از نو شرقی کند و از این جهت برای خود رسالت روشنفکری تعریف می‌کند تا درد و رنج بشر را از این راه کاهش دهد. به همین دلیل است که کربن دوست ندارد کتاب‌هایش تنها برای اهل فن قابل مطالعه باشد، بلکه می‌خواهد مخاطب عام نیز به آثار او توجه کند. ملکیان با بیان اینکه کربن به دنبال تشیع ایرانی است چرا که دو پیش‌فرض دارد، افزود: به اعتقاد کربن دو قوم مستقر در شبه‌قاره هند و ایران وجود دارند که تنها با تخیل خلاقانه قادر هستند به سوی باطنی‌گرایی حرکت کنند البته او ایرانیان را باز در این جهت متمایز‌تر می‌داند و از تعبیری به‌نام جان ایرانی نام می‌برد که اسلام را می‌تواند تفسیر عرفانی و فلسفی کند. کربن پیش‌فرضی دارد مبنی بر اینکه در ذهنیت انسان امروز باید الهیات، فلسفه و عرفان با یکدیگر باشند. فلسفه مستند به عقل، الهیات مستند به مرزها، متون و شخصیت‌های دینی و عرفان مستند به کشف و شهود است. از دوره دکارت به بعد این سه حوزه در فرهنگ مسلط امروزی تفکیک شدند اما به اعتقاد کربن نباید این مرزها بین الهیات، عقل و عرفان وجود داشته باشند و هر فرد در استدلال‌هایش باید این مرزها را در هم بیامیزد. چرا که این سه حوزه باید با یکدیگر تغذیه متقابل داشته باشند. وی یادآور شد:
    آثار کربن سرشار از نکات عمیق است و بنا به گفته یکی از شارحان آثار او با کل اندیشه کربن می‌توان مخالفت کرد اما با اجزای اندیشه‌اش نمی‌توان موافقت نداشت.  حبیبی نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه کربن برای ما ایرانیان مهم است اما حقش را ادا نکردیم گفت: او در فلسفه تجزیه و تحلیل معنا پیدا کرده و ترجمه آثارش نیز در ایران انجام شده است. یکی از مهم‌ترین کارهای او این است که سهروردی را برای ما ایرانیان شرح داده است. اگرچه که طبیعیات سهروردی در آمریکا تدریس می‌شود اما در فلسفه اسلامی در ایران مورد غفلت واقع شده است.
    سیدعرب نیز در بخش دیگری از این نشست با اشاره به اینکه مطرح کردن نام کربن در ایران ناظر به فلسفه سهروردی است، عنوان کرد: کربن سهروردی را در ایران احیا کرد و جالب توجه است که برگزاری این جلسه با چهلمین روز وفات شایگان مصادف شده که نخستین راوی فارسی‌زبان کربن با کتاب «هانری کربن و آفاق تفکر معنوی در ایران اسلامی» بوده که به زبان فارسی ترجمه شده است.
    وی با بیان اینکه کربن از معدود متفکرانی است که در غرب استادان بسیاری را درک کرده افزود: اینگونه متفکران در شرق و غرب نادرند. او متعلق به مکتب ارانوس است که در سوئیس تشکیل شده و همزمان با برگزاری جلسات مکتب فرانکفورت رایج بوده است. البته نسبت این دو حلقه فکری بررسی نشده اما می‌توان گفت افراد متعلق به حلقه ارانوس به غیر از هایدگر به نوعی فلسفه قاره‌ای تعلق داشته‌اند. اساتید کربن ازجمله هایدگر، کاسیرر، یاسپرس، ژیلسون و ... که کربن نزد آن‌ها درس می‌خوانده از اعضای این حلقه بودند و البته کربن با ترجمه کتاب وجود و زمان هایدگر منبع آشنایی فیلسوفان فرانسه با هایدگر بوده است.

    زرشناس متخصص تراز اول زبان سُغدی
    پانزدهمین برنامه از سلسله نشست‌های عصر کتاب با موضوع بزرگداشت زهره زرشناس، زبان‌شناس و ایران‌شناس در سرای کتاب خانه کتاب برگزار شد.
    مصطفی عاصی، رئیس پژوهشکدة زبان‌شناسی گفت: در وهلة اول به عنوان یک دوست و همکار قدیمی، خوشحالی خودم را از این موفقیت و موقعیت خانم زرشناس ابراز می‌کنم. من شاید یکی از قدیمی‌ترین دوستان و همکاران خانم زرشناس باشم که سابقه دوستی و همکاری ما به سال 50 و کار در فرهنگستان زبان ایران برمی‌گردد. در تمام این دورانی که به عنوان یک همکار نزدیک ایشان و در جریان کار او بودم، شاهد تلاش صادقانه او در جهت پیشبرد فرهنگ ایران بودم و می‌دانم که ایشان در این زمینه عاشقانه فعالیت می‌کند.
    در ادامه احمد کتابی سخنان خود را با نقل ابیاتی از دیوان شمس، خطاب به دکتر زرشناس شروع کرد و گفت: برای دکتر زرشناس، چه از نظر مدارج فضل و چه از جهت مراتب فضیلت، برتری‌ها و شایستگی‌های پرشماری است که پرداختن به همه آن‌ها مجالسی بس گسترده و بیانی گویا می‌طلبد. از این رو با ملاحظه محدودیت فرصت و مخصوصا با توجه به بضاعت گوینده، به خصوص در رشته تخصصی ایشان، تنها به توضیح مختصر چند خصیصه مهم زندگی علمی او و نیز شماری از ویژگی‌های اخلاقی وی بسنده می‌کنم.
    کتابی تسلط مسلم زرشناس بر ادبیات و فرهنگ ایران باستان و ادیان آن دوران، توانایی مسلم و شایان تحسین او در نگارش نثر پخته و شیوای فارسی و برخورداری از قلمی توانا و سبک نگارش روشن و روان و در عین حال استوار را از توانایی‌ها و برجستگی‌های علمی زرشناس دانست و افزود:  تعلیم و پرورش دانشجو، ارشاد و تشویق آن‌ها به انجام پژوهش‌های عالمانه در فرهنگ و ادب پارسی و همچنین عضویت و شرکت در مجامع معتبر زبان‌شناسی و کنگره‌های مربوط به زبان و فرهنگ و ایراد سخنرانی‌های عالمانه در آن‌ها، نمونه‌هایی دیگر از فعالیت‌های برجسته علمی این استاد است.
    فرزانه گشتاسب، دانشجوی دکتر زرشناس و از دیگر سخنرانان نشست، ضمن تبریک به او و تشکر از برگزارکنندگان این نشست، اظهار کرد: واقعیت این است که ایستادن من به عنوان سخنران در این مراسم بزرگداشت و صحبت کردن درباره دکتر زرشناس، حداقل برای خود من، هیچ توجیهی ندارد و دلیل اینکه به خودم جسارت دادم اینجا حاضر شوم، این بود که از من خواسته شد، به عنوان دانشجوی استاد زرشناس، مطالبی که از ایشان یاد گرفته‌ام را بازگو، یا حداقل برای خودم یادآوری کنم.
    در ادامه به پاس فعالیت‌های فرهنگی و علمی فراوان دکتر زهره زرشناس که این مراسم برای بزرگداشت او برگزار شده بود، تقدیرنامه‌ و هدایایی از طرف موسسه خانه کتاب، مرکز اسناد فرهنگی آسیا و پژوهشگاه علوم انسانی به ایشان اهدا شد.

    شایگان دغدغه ایران داشت
    مراسم شب داریوش شایگان به همت مجله بخارا و دائره المعارف بزرگ اسلامی در مرکز همایش‌های رایزن دائره المعارف بزرگ اسلامی با حضور افراد شاخص و برجسته فرهنگ، هنر و فلسفه و اعضای خانواده آن مرحوم برگزار شد.
    در ابتدای این مراسم سید محمد کاظم بجنوردی، گفت: شایگان از پنجره ایران به جهان می‌نگریست و فکر می‌کرد. او نگران هویت و مسائل بین‌المللی بود. با فرهنگ غرب و شرق آشنا بود و تلاش می‌کرد مشترکات این دو را شناسایی کند. او روشنفکری بود که سطح روشنفکری ایران را بالا برده بود. سال‌ها عضو شورای عالی علمی دائره المعارف بزرگ اسلامی بود.
    پس از بجنوردی، آیت الله سید مصطفی محقق داماد گفت: از مهربانی شایگان در مراسم تشییع او گفتم، اکنون از تواضع او می‌گویم. ما سه گونه تواضع داریم؛ تواضع در برابر خدا که به عبادت منجر می شود. تواضع در برابر دیگران همان خصیصه‌ای که شایگان داشت و هیچ وقت خود را بر دیگران برتر نمی‌دید و همه را به صورت واقعی احترام می‌گذاشت نه از روی ریا و ظاهرسازی. سومین نوع تواضع  هم تواضع در برابر حق و حقیقت است. شایگان همیشه در مقابل حقیقت سر تعظیم فرود می‌آورد و در گفتگوها تصدیق طرف مقابل می‌کرد، ویژگی‌اي که امروز خیلی کم است. برای او انسان از آن جهت که انسان است محترم است، من برای او رضوان واسعه حق متعال را طلب می‌کنم.
    پس از محقق داماد، فتح الله مجتبایی عضو شورای عالی علمی دایرة المعارف بزرگ اسلامی گفت: دیر زیستن نعمت خداست اما تلخی‌های خودش را هم دارد چون باید داغ دوستان بیشتری را دید. من در طی این سال‌ها دردهای بسیاری کشیدم. درباره ویژگی‌های اخلاقی شایگان از دوجهت می‌توان صحبت کرد؛ متاسفانه امروزه غالب کسانی که ساحت علمی بالایی دارند بیماری خودبزرگ بینی دارند اما شایگان اینگونه نبود و فروتنی علمی داشت. دوست داشتن آب و خاک از ویژگی‌های دیگر او بود. شایگان می‌توانست در بهترین دانشگاه‌های اروپا باشد اما ترجیح داد در ایران باشد. کارهای علمی تقابل و تعارض غرب و شرق و ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی را خیلی خوب می‌شناخت.
    ابراهیمی دینانی نیز در این مراسم گفت: برای شخصت شایگان همین بس که تا به حال مجلسی با کیفیت این مجلس ندیده بودم. ویژگی انسان و وجه تمایز او با سایر موجودات این است که صاحب نظر و صاحبدل است. مرحوم شایگان  دارای این دو خصلت در حد اعلی بود.
    در ادامه این مراسم، ژاله آموزگار متن خود را که درباره شایگان نوشته بود قرائت کرد. وی در بخشی از متن آورده بود: یارشاطر در جایی مرگ را سایه‌پوش خطا می‌داند اما این عبارت درباره شایگان صدق نمی‌کند چون ویژگی‌های خوب او آنقدر زیاد است که احتیاجی به سایه برای پوشاندن ندارد. شایگان مرا یاد بودا می‌اندازد بودایی با چهره‌های مختلف؛ شایگان پروست‌شناس، بوداشناس، هنرشناس و ... بود و در به روی یک رشته نبست.
    کامران فانی، نویسنده و مترجم سخنران دیگر این مراسم بود. وی سوگنامه‌ای را قرائت کرد و گفت: انسان‌هایی هستند که قدرشان را چنان که باید نشناختیم. آثار شایگان جلوه‌گر دغدغه وجودی اوست. دغدغه او دغدغه سرنوشت انسانی است که میان آسمان و زمین مانده. شایگان با نگاه نو به چاره‌جویی می‌اندیشید. حضور مهرآمیز او از همان نخستین اثر به یادماندنی‌اش در مخاطب می‌ماند.
    آخرین سخنران این مراسم محمد منصور هاشمی نویسنده و پژوهشگر فلسفه بود. وی گفت: برخلاف همیشه که در ابتدا می‌گفتم خیلی خوشحالم از اینکه در جمع شما هستم، اما امروز اصلا خوشحال نیستم چون شایگان در میان ما نیست. شایگان  اعتبار بین‌المللی داشت و یکی از جهانی‌ترین چهره‌های ارزشمند ایران بود. اگر بپرسید که چرا  از نظرمن متفکر مهم معاصر ماست؟ می‌گویم چون تفکر وطن دارد.آدمی که می‌خواهد خودش فکر کند باید مسأله و دغدغه داشته باشد چون دغدغه به یک اینجا و اکنون ربط دارد. شایگان حتی اگر به زباني غیراز فارسی هم می‌نوشت باز راجع به ایران می‌نوشت.

    رونمایی از دانشنامه‌ حافظ و حافظ‌پژوهی
    مراسم رونمایی از دانشنامة حافظ و حافظ‌پژوهی به سرویراستاری بهاء‌الدین خرمشاهی به میزبانی مؤسسه فرهنگی اکو برگزار شد.
    بهاء‌الدین خرمشاهی در این مراسم با اشاره به این که پس از تماس دکتر جاسبی و پیوستن استاد گرمارودی به تیم تدوین دانشنامه، کار را آغاز کردند، گفت: با شروع کار من از این که پژواک شعر حافظ تا سرزمین‌های دورهم رفته است، تکان خوردم و اگر کسی بخواهد حافظ‌پژوهی را در خارج از کشور کار کند، امکان‌پذیر است.‌ ما در این دانشنامه ۲۰ زبان، از جمله زبان‌های اردو، آلمانی، انگلیسی، فرانسه، روسی، عربی و اسپانیایی را آورده‌ایم. ‌وی افزود: تدوین این دانشنامه رؤیای نوجوانی و جوانی من بود که به خواست خدا و همکاری عزیزان محقق شد. من حدود ۹۸ مقاله در این‌ دانشنامه دارم و همین‌جا از مؤسسه فرهنگی اکو و عزیزانی مانند دکتر حجت‌الحق حسینی و بهرام گرامی که شهرت جهانی دارند و در تدوین این دانشنامه من را یاری ‌کردند تشکر می‌کنم. این دو بزرگوار از ستون‌های علمی این دانشنامه هستند. علی موسوی گرمارودی قرآن‌پژوه و حافظ‌پژوه سرشناس هم در سخنانی با بیان این که از افتخارات زندگی من این است که در خدمت استاد ارجمند استاد خرمشاهی باشم، گفت: نه فقط این کار، بلکه ترجمه قرآن و ترجمه نهج‌البلاغه من هم به پی‌نوشت استاد خرمشاهی مزّین است.
    دکتر گرمارودی با بیان این که در شروع کار ارباب قلم او را می‌شناختند و این شناخت به پیشبرد این دانشنامه کمک کرد، گفت: استادان بزرگی در حوزه‌های تخصصی مختلف در ایران و خارج از ایران با ما مساعدت کردند.‌ در مراکز استان‌ها هم که جنبه فرهنگی داشتند مانند استان فارس جمعی از استادان برجسته با ما همکاری کردند. در قالب این همکاری مقالات برای من ایمیل می‌شد و من پس از ویرایش ابتدایی برای استاد خرمشاهی ارسال می‌کردم.
    دکتر فتح الله مجتبایی، نویسنده و مترجم هم در ادامه این مراسم با بیان این که حافظ در تاریخ فرهنگ و شعر و ادب این سرزمین استثناء است، گفت: فردوسی، خیام، مولوی، سعدی، نظامی، جامی و حافظ هفت قله شعر فارسی هستند که در میان آن‌ها حافظ از یک کیفیت استثنایی برخوردار است و او به همراه مولوی و فردوسی قداست دارند.
    عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی ادامه داد: حافظ تنها شاعری است که مردم از همان اول با او فال می‌گرفتند. من خیلی سعی کردم با دیوان شمس یا سعدی فال بگیرم اما نشد؛ فقط باید با دیوان حافظ فال گرفت، زیرا حافظ آیینه‌ای است که هر کسی می‌تواند خودش را در آن ببیند، به همین مناسبت به او لقب لسان‌الغیب داده‌اند.

    فیلم و جامعه
    اولین نشست از سری نشست‌های اندیشه و هنر حوزه هنری با موضوع هویت سنت و مدرنیته در جامعه پساانقلابی برگزار شد. در این نشست فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» ساخته احمدرضا معتمدی با حضور علیرضا شجاعی زند، رضا داوری اردکانی و کارگردان اثر مورد بحث قرار گرفت.
    رضا داوری اردکانی گفت: بنده فیلم‌شناس یا منتقد فیلم نیستم اما چون کارگردان فیلم را می‌شناسم دیدن آن در شناخت من اثر می‌گذارد. معتمدی در این فیلم قصد دارد چیزی از تفکر در زمان روزگار ما را نشان دهد. در فیلمی که نمایش داده شد هیچ کدام از شخصیت‌ها به صراحت نمایندة سنت و یا مدرنیته نیستند. همه آنها آدم‌های جدید و متجدد‌مآب هستند.
    وی افزود: سنت و مدرنیته برای ما کمی مکانیکی تعریف شده است. ما فکر می‌کنیم که مدرنیته آمده تا به جنگ با سنت برود. وضع ما در نسبت سنت و مدرنیته وضع قسمتی از این و قسمتی از آن نیست. معتمدی هم نمی‌خواهد در فیلم به این دو جریان اشاره کند.
    رئیس فرهنگستان علوم اضافه کرد: ما در دنیای مدرن زندگی می‌کنیم و زندگی ما به این عالم تعلق دارد. هیچ چیزی در تاریخ نابود نمی‌شود. مدرنیته وقتی می‌آید همه چیز را از هم می‌پاشاند. کلیت را از بین می‌برد اما اجزاء را از بین نبرده است. شخصیت مستوفی (عزت الله انتظامی) در فیلم که مرتب ضرب‌المثل می‌گوید و با زبان بازار ایران حرف می‌زند شاید شخصیت یک سرمایه‌دار اروپایی نباشد اما رفتار و تیپ سرمایه‌دار ایرانی را دارد. کسی که باطنش، باطن جهان توسعه نیافته است. این چهره ماندگار فلسفه تصریح کرد: کار فیلم، تعلیم و تربیت نیست و قرار نیست که ما با دیدن فیلم درس بگیریم. وقتی فیلمی را می‌بینیم با یک حادثه در ارتباط هستیم. گاهی برخی از فیلم‌ها، جهان ما و گاهی هم بی‌جهانی، بی وطنی و غربت ما را وصف می‌کنند. فیلم، یک حادثه است نه یک مقاله و تعلیم. وقتی به زیر پوست جامعه می‌رویم نشان دادن پوستِ رویی جامعه دشوار است ولی به هر حال باید از زیر پوست هم حرف زد و من احساس می‌کنم که فیلم آقای معتمدی کلیتی از جامعه را نشان می‌دهد.
    علیرضا شجاعی زند دیگر سخنران این مراسم گفت: فیلمساز باید فیلسوف باشد نه خود فیلم. یعنی فیلم‌هایی بسازد که فراتر از مسائل معمولی و ظاهری باشد.  به نظر من فیلم احمدرضا معتمدی درباره تقابل سنت و مدرنیته نبود بلکه به نوعی درباره جنگ خوبی و بدی که عاملش هم نفسانیت است، بود. به همین خاطر من فیلم را بیشتر یک اثر اجتماعی می‌بینم نه فلسفی. البته دلیلی هم ندارد که فلسفی باشد. همین که ما را از لایه‌های رویی به لایه‌های عمیق‌تر ببرد کافی است. عناصر مدرنیته در این فیلم با اینکه در سال 81 (سال ساخت فیلم) خیلی هم برجسته بود، دیده نمی‌شود. علاوه بر این جای جریان روشنفکری هم در این اثر خالی بود.
    وی  افزود: به عقیده من دعوای میان سنت و مدرنیته دعوای ساختگی مدرنیست‌ها است و ما نباید در دام این بازی بیافتیم. مدرنیست‌ها اغلب این تقابل را برجسته می‌سازند چون سنت فی نفسه قابل دفاع نیست. حتی اگر این دعوا را به دعوای گذشته و اکنون هم تقلیل دهیم باز هم سنت بی‌دفاع است. احمد رضا معتمدی کارگردان اثر گفت: فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» علی‌رغم مظلومیت‌هایی که داشت و اجحاف‌هایی که در حق آن شد با اختلاف یک درصد فیلم دوم آن سال شد و بخش‌های بسیاری از آن سانسور شد. مدرنیته‌ای که امروز ما از آن صحبت می‌کنیم یک امر بی‌اصل و نسب است. آنچه که در اروپا اتفاق افتاده تحت عنوان مدرنیته یک امر درون‌زا بوده است. نماینده آن هم شخصیت توماس مور که در فیلم «مردی برای تمام فصول» هم است، می‌باشد. در دنیای مدرنیته عقل نامعقول و معقول همگی در کنار هم زندگی می‌کنند.

    عقلانیت وحیانی
    کنگره بین‌المللی توسعه و تعالی علوم بر پایه عقلانیت وحیانی با تکیه بر اندیشه‌های علامه جوادی آملی در دانشگاه تهران برگزار شد.
    حجت الاسلام سید مصطفی محقق داماد در این همایش گفت: موضوع عقلانیت وحیانی از ورود فلسفه یونان به اسلام و موضع‌گیری حکیمان اسلامی آغاز شده است. بعد از نهضت ترجمه که فلسفه یونان وارد جامعه اسلامی می‌شود برخورد حکیمان با آورده‌های یونان نه دفع مطلق و نه جذب مطلق بوده است بلکه آن را هضم کرده‌اند. حکیمان اسلامی با عقلانیت وحیانی با آورده‌های یونان برخورد کردند.
    وی ادامه داد: فارابی و ابن‌سینا حکیمان مسلمان و معتقد به وحی‌اند و معتقدند عقل و وحی با هم سازگاری دارد. ملاصدرا راه جدیدی تأسیس می‌کند، فلک را می‌شکافد و طرحی نو درمی‌اندازد. او حکمتی بنیان می نهد به نام حکمت متعالیه که به تعبیر آیت الله جوادی آملی بر سه پایه عقل و وحی و عرفان است.
    وی افزود: او در اول تفسیر سوره بقره می‌گوید من به تمام آورده‌های پیامبر ایمان دارم و به تمام آنچه موسی و عیسی آورده‌اند اذعان می‌کنم. حجت الاسلام سید مصطفی محقق داماد گفت: ملاصدرا حکیم، محدث و مفسر است اما فقیه نیست و ادعای فقاهت بزرگی نمی‌کند. ما در تاریخ اندیشة اسلامی کسانی که جامع منقول و معقول باشند یعنی هم حکیم و هم فقیه، چندان زیاد نداریم. ابن‌رشد اندلسی را در میان اهل سنت داریم. علامه حلی را در ميان شیعيان داریم. وی ادامه داد: از آن پس مرحوم آخوند به نقل سندی که مرحوم مطهری نقل می‌کردند نزد مرحوم حاجی سبزواری فلسفه خوانده بود. وی افزود: اما در عصر ما در این مورد از آیت الله جوادی آملی یاد می‌شود که بنده مدیون و سرسپرده ایشان هستم. ایشان انصافاً از نوادر عصر ماست که جامع منقول و معقول است. فیلسوف، مفسر و ادیب است و در کنار همه فقیه است. وی اظهار داشت: بنده عرایضی به آیت الله جوادی آملی دارم. در زمان علامه حلی هیچ زمان قرار نبود جامعه با فقه زندگی کند اما آیت الله جوادی آملی در کشوری زندگی می‌کند که قرار است با فقه اداره شود.
    وی خطاب به آیت الله جوادی آملی گفت: شما که حکیم عقلانی هستید و ادعای عقلانیت وحیانی دارید پاسخگویی به مسائل زیادی به عهده شما قرار می‌گیرد. می‌دانید ما در جامعه امروز با چه مسائل و مشکلاتی مواجه هستیم؟ چرا در مورد آنها اظهارنظر نمی‌کنید؟
    حجت الاسلام سید مصطفی محقق داماد ادامه داد: آیت الله جوادی آملی کتابی در مورد حقوق بشر مرقوم فرموده‌اند که گفته‌اند کرامت بشری فقط یک امر هستی گونه نیست که خدا در دورن بشر به ودیعه گذاشته باشد. این مسئله را باید فقیه مورد توجه قرار دهد.

    سعدی و پترارک
    چند سالی است در روز بزرگداشت سعدی مرکز فرهنگی شهر کتاب با همکاری مرکز سعدی‌شناسی همایشی دربارة سعدی و یکی از شاعران و نویسندگان مهم جهان که شباهت‌هایی با سعدی دارد، برگزار می‌کند. در ادامة تحقق این هدف، امسال همایش «سعدی و پترارک» در دو روز، ۱۸ و ۲۹ فروردین ماه برگزار می‌شود. در روز نخست این همایش مائورو کونچاتوری (سفیر ایتالیا در ایران)، دکتر میرجلال‌الدین کزازی، دکتر فائزه مردانی، دکتر نسرین فقیه ملک‌مرزبان، دکتر فاطمه عسگری، دکتر ایمان منسوب‌بصیری، دکتر کوروش کمالی‌سروستانی، دکتر رافائل مائوریلو سخنرانی کردند.
    در ابتدای همایش علی‌اصغر محمدخانی درباره‌ چرایی انتخاب پترارک در کنار سعدی صحبت کرد. پس از آن مائورو کونچاتوری، سفیر ایتالیا در ایران، ضمن تقدیر و تحسین موضوع همایش دربارة این دو شخصیت گفت: هر دو شخصیت پترارک و سعدی جزء شخصیت‌‌های ادبی هستند که برای گسترش فرهنگ و ادبیات دو فرهنگ ایران و ایتالیا به یک اندازه نقش مهمی ایفا می‌کنند. این همایش که به وجه شباهت دو شخصیت بزرگ ایران و ایتالیا می‌پردازد، همخوانی بسیاری با یک برنامة مهم فرهنگی وزرات امور خارجة ایتالیا دارد که در کشورهای حوزة مدیترانه و خاورمیانه برگزار خواهد شد.
    در ادامه، رافائل مائوریلو، ایران‌شناس و اسلام‌شناس ایتالیایی، با خواندن غزلی از سعدی و سُنِتی از پترارک، بحث خود را چنین ادامه داد: پترارک هرگز در زندگی‌اش غزل ننوشت و آنچه نوشت «سُنِت» است که یک نوع قالب شعری است که در ایتالیا به دنیا آمد و در دنیا پخش شد.
    دکتر میرجلال‌الدین کزازی سخنرانی خود با نام «چالش سعدی و سنایی» را با اشاره به خرده‌ای بر سعدی در بی‌مهری به سنایی آغاز کرد و گفت: خرده‌ای که سعدی بر سنایی گرفته و من به پاس آن به سعدی خرده می‌گیرم این بیت است: «باطل است آنچه مدعی گوید/ خفته را خفته کی کند بیدار؟» که مقصود سعدی از مدعی در این‌جا، سنایی است. واژه‌ای که سعدی به کار می‌برد تا دیدگاه و اندیشة سنایی را خوار بدارد و بی‌ارج بشمارد. واژه‌ای که درخور، سزاوار و به‌آیین نیست. جایی برای چند و چون و کندوکاو نمی‌نهد.
    دکتر فائزه مردانی، در سخنرانی خود با نام «سعدی‌پژوهی در ایتالیا» به ارائة گزارشی از ترجمه‌های گلستان به زبان ایتالیایی پرداخت.
    دکتر نسرین فقیه ملک‌مرزبان سخنرانی خود را با عنوان «تفاوت گفتمان عشق در ادبیات فارسی و ادبیات ایتالیایی با مطالعة موردی غزل‌های حافظ، سعدی و حافظ با لئوپاردی و پترارک» را ارائه کرد. وی با اشاره به مضامین عاشقانه در ایران و ایتالیا تصریح کرد: سیر مضامین عاشقانة ادبیات فارسی پس از قرن پنجم دارای پیچیدگی‌هایی می‌شود که میزان ابهام را زیاد می‌کند. ورود عرفان اسلامی و امتزاج عشق انسانی و الهی در قالب کلمات و الفاظ استعاری همراه می‌شود با جبری‌نگری و حملات و جنگ‌هایی که صراحت را از زبان شاعر می‌زداید.
    دکتر کوروش کمالی‌سروستانی در ادامه‌ همایش به بررسی کارنامة‌ سعدی‌پژوهی در سال ۹۶ پرداخت و گفت: بر اساس فهرست کتاب‌های منتشرشده در مورد سعدی در خانه کتاب در سال ۱۳۹۶، جمعاً ۱۹۳ عنوان کتاب در شمارگان ۱۸۴۳۸۰ در رابطه با سعدی منتشر شده است. کل کتاب‌های چاپ اول ۱۱۹ عنوان در شمارگان ۱۰۲۴۸۰ است که از این تعداد ۱۶ عنوان در شمارگان ۹۹۴۰ کلیات سعدی، ۳۲ عنوان در شمارگان ۳۵۹۵۰ گلستان، ۲۵ عنوان در شمارگان ۱۹۹۰۰ بوستان، ۱۳ عنوان در شمارگان ۱۰۷۰۰ غزلیات، ۲ عنوان در شمارگان ۱۲۷۰ قصاید و سایر آثار سعدی و ۳۱ عنوان در شمارگان ۲۵۳۵۰ درباره سعدی است. کتاب‌های چاپ مجدد نیز ۷۴ عنوان در شمارگان ۸۱۹۰۰ است که از این تعداد ۸ عنوان در شمارگان ۱۲۶۰۰ کلیات سعدی، ۲۳ عنوان در شمارگان ۲۳۲۵۰ گلستان، ۱۴ عنوان در شمارگان ۱۵۸۰۰ بوستان، ۷ عنوان در شمارگان ۶۶۰۰ غزلیات، ۳ عنوان در شمارگان ۳۲۰۰ قصاید و سایر آثار سعدی و ۱۹ عنوان در شمارگان ۲۰۴۵۰ دربارة سعدی است.

    بزرگداشت استاد عباس سحاب
    آیین بزرگداشت استاد عباس سحاب تحت عنوان ۸۰ سال کارتوگرافی با حضور استادان، پژوهشگران و علاقمندان رشته‌های جغرافیا و نقشه‌برداری در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد.
    در ابتدای این مراسم دکتر حسن حضرتی سرپرست دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران خیرمقدم گفت و سپس دکتر سید احمدرضا خضری مشاور و مدیر کل حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه تهران در سخنانی، دانش جغرافیا را بر دیگر علوم بسیار تاثیرگذار دانست و گفت: بدون دانش جغرافیا و تولیدات و محصولات جغرافیایی نمی‌توان دروس دیگر را به درستی به دانشجویان ارائه کرد. وی افزود: ۸۰ سال پیش خاندانی اهل فضل به نام سحاب با بنیانگذاری «موسسه سحاب» یک‌ تنه این زحمت بزرگ را به دوش کشیدند. به گفته وی اروپائیان روی این موضوع خیلی اهمیت قائل شدند، چرا که دانش جغرافیا دیگر دانش‌ها را تعمیق‌ می‌بخشد. محمدرضا سحاب رئیس هیأت مدیره مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب، فرزند عباس سحاب دومین سخنران این آیین بود که در سخنانی گفت: دکتر عباس سحاب در سیزده‌سالگی نقشه فرانسه را تهیه کرد و سپس نقشه گردشگری تهران را به زبان لاتین، نقشه تهران و حومه را به زبان فارسی و نقشه‌های شهرهای مختلف کشور را تهیه و تدوین کرد که در مجموع ۱۷ نقشه مربوط به ایران در این مؤسسه تهیه شده است.
    سخنران بعدی دکتر محمود جعفری دهقی، استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن ایران‌شناسی بود که در سخنانی به تشریح رشته ایرا‌ن‌شناسی پرداخت و گفت: نیاز به این رشته از دیرباز مشهود بوده است چرا که ایران‌شناسی از نان شب واجب‌تر است. وی افزود: انجمن علمی ایران‌شناسی در سال ۱۳۹۶ تأسیس شد. اما ایران‌شناسی در لابه‌لای کتاب‌های مؤسسه سحاب موج می‌زند و عشق ایران‌شناسی از طریق این کتاب‌ها به فرزندان ایران منتقل شده و می‌شود. دکتر رهنمایی مؤسسه سحاب را یک گنجینه و یک میراث ملی دانست و گفت: در این مؤسسه اطلس‌ها و نقشه‌ها و عکس‌های قدیمی و نقاشی‌های مربوط به جغرافیا وجود دارد که می‌طلبد برای حفظ این گنجینه، متولیان فرهنگی کشور کمک کنند و ساختمان جدیدی را برای نگهداری این اسناد درنظر بگیرند و آن را به یک نمایشگاه دائمی تبدیل کنند. دکتر ابراهیم مقیمی رئیس دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران سخنران بعدی بود که در سخنانی گفت: مرحوم عباس سحاب و مؤسسه سحاب برای تامین منابع علمی و درسی برای دانشگاه‌های ایران و دنیا کارهای بزرگی انجام داده‌اند. در ادامه مراسم دکتر «نیکولوز ناخوستریشویلی»، استاد ایران‌شناسی دانشگاه ایلیای تفلیس گرجستان هم در سخنانی در خصوص روابط علمی و فرهنگی ایران و گرجستان در دوره معاصر و پروفسور «جرج سانیکیدزه» از استادان گرجستانی بیانیه انجمن جغرافیایی گرجستان را درباره خدمات دکتر عباس سحاب و نقش وی در تعمیق روابط ایران و گرجستان قرائت کرد. در پایان از کتاب ۸۰ سال کارتوگرافی رونمایی شد و به صاحبان مقالات مندرج در کتاب هدایایی اهداء شد.

    اخلاق سعدی آزادی و امنیت است
    مرکز سعدی‌شناسی با همراهی مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس و بنیاد فارس‌شناسی نشستی علمی به پاسداشت شیخ اجل برگزار کرد.
    در این نشست کوروش کمالی سروستانی، جعفر مؤید شیرازی، اصغر دادبه، مصطفی ملکیان، محمد شمس‌لنگرودی، محمدرضا خالصی، بهرام گرامی، محمدجواد ادبی و عبدالرضا مدرس‌زاده به ایراد سخنرانی درباره سعدی شیراز پرداختند و در حاشیه نشست علمی، موزه فرهنگ فارس نیز در طبقه همکف ساختمان مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس نیز گشایش یافت.
    کوروش کمالی سروستانی سخنران نخست نشست علمی یادروز سعدی بود. مدیر مرکز سعدی‌شناسی در سخنرانی‌اش از «سعدی و اخلاقِ دوستی» گفت و دوستی را «یکی از مسائل اساسی برای سعدی» خواند. سخنران دوم نشست علمی یادروز سعدی جعفر مؤیدشیرازی بود، این استاد ادبیات شیخ اجل را «سرچشمة نعمت الهی» ‌خواند و سخنرانی خود را با عنوان «از کوچه تا بوستان» درباره «مسأله متن آثار» کلیات سعدی ایراد کرد. اصغر دادبه سومین سخنران نشست علمی یادروز سعدی بود، و سخنرانی خود را با موضوع «عشق در عالم نبودی گر نبودی روی زیبا» و درباره «رابطة زیبایی و عشق در نگاه سعدی» ایراد کرد. دادبه ابتدا به ستایش از محمدعلی فروغی، پرداخت و در ادامه افزود: «نگاه سعدی به پیوند زیبایی و عشق کمتر از افلاطون نبوده است». دادبه سپس با طرح این پرسش که «آیا آن همه تأکیدی که سعدی بر دیدن جمال یار دارد، تنها معطوف به چشم چرانی است؟»، می‌گوید: سعدی در پی بیان متدولوژی عشق و زیبایی است و از همان تجربه‌ای می‌گوید که افلاطون و ارسطو بدان معتقدند. دادبه معتقد است سعدی نیز همچون ارسطو و افلاطون معتقد است که زیبایی علت و عشق معلول است. «عشق در عالم نبودی گر نبودی روی زیبا/ گر نه گل بودی نخواندی بلبلی بر شاخساری». چهارمین سخنران نشست علمی یادروز سعدی شیرازی در زادگاهِ شیخ اجل، مصطفی ملکیان بود كه در گفتار خود از «اخلاق سعدی» گفت. ملکیان در ابتدا گفت: هر شاعری و از جمله سعدی از دو جنبه قابل بررسی و ارزیابی است: فرم و صورت، و محتوا. «فرم و صورت بیان می‌دارد که شاعر چگونه گفته است و محتوا نیز بیان می‌کند که شاعر چه گفته است». نویسنده‌ «مهر ماندگار» معتقد است: ما از فرم لذت می‌بریم و از محتوا می‌آموزیم چگونه می‌توان زیست. ملکیان در ادامه با برشمردن انواع چهارگانه اخلاق نقلی یا تعبدی (که به رابطه بین انسان و خدا می‌پردازد)، اخلاق عرفانی (که توجه‌اش به ارتباط انسان با خود است)، اخلاق فلسفی (که تمرکزش بر قوانین حاکم بر جهان هستی است)، و اخلاق مصلحت‌اندیشانه (که برای رسیدن به سلسله‌مطلوب‌های اجتماعی است)؛ اخلاقیاتی را که سعدی در بوستان، گلستان و نصیحه‌الملوک ارائه می‌کند، از نوعِ اخلاقِ مصلحت‌اندیشانه برمی‌شمرد. نویسنده «راهی به رهایی» معتقد است «اخلاقِ پا بر زمین»ی که سعدی از آن می‌گوید، با فهم عرفیِ ما سازگار است و ازقضا «برای جامعة امروز ما نیز بسیار ضرورت دارد» و «هم ارباب قدرت به این اخلاق نیاز دارند و هم شهروندان». مصطفی ملکیان در پایان گفت باید به جای «شعارها» به «اخلاق سعدی» التزام کنیم؛ چرا که «دست‌کم آزادی، امنیت، عدالت و نظم را برقرارتر خواهد ساخت».
    شمس‌لنگرودی سخنران بعدی نشست علمی یادروز سعدی بود و از «شاعرانگی‌های سعدی» گفت. شمس معتقد است سعدی، نه‌تنها بر ادبیات و فرهنگ ایران، که بر جنبش‌های انقلابی جهان و شعر مدرن فرانسه و اروپا هم اثر گذاشته است. شاعر «قصیده لبخند چاک‌چاک» می‌گوید: بعد از رنسانس، در فرانسه نام سعدی را بر فرزندان خود می‌نهادند و به «ماری فرانسوا سعدی کارنو» پنجمین رئیس جمهوری سوم فرانسه (قرن نوزدهم) اشاره می‌کند. شمس سپس با اشاره به اینکه شعرش تحت‌تأثیر سعدی است، خود را «یک ماهی در دریای بی‌کران سعدی» می‌خواند و چند شعرِ خود را از دفتر «پنجاه‌وسه ترانه عاشقانه»، «باغبان جهنم» و «ملاح خیابان‌ها» برای حاضران در سالن می‌خواند.

 


صفحه 7 از 7