اطلاعات حکمت و معرفت

  • داستان و آموزش تفکر منیره پنج تنی

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    داستان و آموزش تفکر

    منیره پنج تنی

    حلقۀ کندوکاو اصلی ترین بخش اجرایی برنامۀ فلسفه برای کودکان است که بر داستان هایی مبتنی ست که کودکان به یاری تسهیل گر با آن درگیر می شوند و تفکر انتقادی را می آغازند. این داستان ها ویژگی ها و تعاریف خاصی دارند. پس از ورود این برنامه به ایران، افراد و گروه های مختلف داستان هایی برای حلقه نوشتند ولی با گذر زمان آشکار شد که بخشی از آن ها کفایت لازم را برای اجرا در فبک ندارند. مهم ترین پرسش برآمده از چنین وضعیتی این است که معیارهای نگارش داستان برای فبک چیست؟ سعید ناجی یکی از پایه گذاران این برنامه است که می کوشد برای پیشرفت درست و اصولی این برنامه ملاک  و معیارهایی ارائه کند که از جمله آن ها کتابی با عنوان معیار فبک برای داستان است. در این نوشتار ابتدا نگاهی گذرا به ورود این برنامه به ایران و تبعاتش داشته ام و در ادامه به نقد و بررسی کتاب معیار فبک برای داستان: نقد و بررسی داستان های مورد استفاده برای آموزش تفکر در ایران (انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) پرداخته ام.
    ***
    سال ها از ورود برنامۀ فلسفه برای کودکان به ایران می گذرد؛ این برنامه در بدو ورودش به ایران، مانند بسیاری از طرح هایی که از سرزمین و فرهنگ دیگری به کشور وارد می‌شوند، موافقان و مخالفانی داشت. در همان آغاز گروه های مختلفی خود را متولی این برنامه می دانستند و برخی، دیگران را به عدم درک آن و پی نبردن به گوهر مقصودش متهم می کردند. اما واقعیت این بود که تبعات برنامۀ فلسفه برای کودکان فقط اختلاف نظر بنیانگذاران یا مترجمانش نبود. موضوعِ جدی تر نیاز این برنامه به متون دستِ اول برای تدریس و اجرا بود که این امر نه تنها شامل متونی برای تعلیم و آموزش تسهیلگران و مربیان فلسفه برای کودکان می شد بلکه در مرتبۀ دیگر نیازمند آثاری بود که با فرهنگ کشوری که بنا بود پذیرای برنامه باشد، مطابقت کند. هنوز چارچوب کلان و متون اصلی  این برنامه ترجمه نشده بودند که مسئلۀ بومی سازی اش مطرح شد. طبیعی ست که وقتی از بومی سازی این برنامه سخن می گوییم در گام نخست مقصودمان تهیۀ داستان  برای اجرا در حلقۀ کندوکاو است. مشکلات متعددی بروز می‌کردند و این نهال نوپا و آسیب پذیر بود. چند مرحلۀ دشوار پیشِ روی پایه گذاران این برنامه بود: ترجمۀ متون اصلی، درک و دریافت دقیق برنامه، اجرا در حلقه های کندوکاو، متقاعد‌کردن نظام آموزشیِ رسمی برای تعامل با این برنامه و پذیرش آن، رایزنی با مؤسسات و مدارس برای اجرایی کردن برنامه، تربیت مربی و تسهیل گر توانا، تهیۀ نسخۀ بومی از آن و نگارش داستان های بومی متناسب با اهداف اصلی برنامه. هر کدام از این مراحل دشوار در دل خودش مشکلات دیگری را نیز به همراه داشت. وقتی حدود یک دهه از ورود این برنامه به ایران و اجرایش گذشته بود، در ماهنامۀ اطلاعات حکمت و معرفت دو ویژه نامه  با عنوان «فلسفه برای کودکان» داشتیم که بیشتر به معرفی این برنامه و گروه هایی که خود را به نوعی متولی یا مجری آن می دانستند، اختصاص داشت. اما قصد ما در شمارۀ سوم با عنوان «نقد و آسیب شناسی فلسفه برای کودکان در ایران»  بیشتر بررسی نقاط قوت و منفی این برنامه بود و در ادامۀ همین موضوع در بخش کتابِ شماره های دیگر ماهنامه، به کتاب های جدید منتشر شده در این حوزه پرداختیم. یکی از موضوعاتی که به طور پیوسته دنبال می کردیم کتاب های داستانی بود که برای حلقۀ کندوکاو نوشته می شد.
    داستان برای حلقۀ کندوکاو
    داستان هایی که برای حلقۀ کندوکاو نگاشته می شوند، ویژگی های مشخصی دارند و در واقع نمی توان هر داستانی را برای حلقه استفاده کرد یا هر داستانی را برای اجرا در برنامۀ فبک بازنویسی کرد. داستان هایی قابلیت استفاده در این برنامه را دارند که با اهداف اصلی برنامه یعنی پرورش قوۀ انتقادی کودکان و ترغیب آن ها به اندیشندن هماهنگ باشند. همین معیار نشان می دهد این داستان ها در پی تلقین نگرشی خاص، چارچوبی یقینی یا اصولی صلب و غیرقابل نقد به کودکان نیستند. شاید بگوییم اگر  فلسفۀ برای کودکان برنامه ای وارداتی است، چرا داستان هایش را همراه خودش وارد  نکنیم؟ کافیست آن ها را ترجمه کنیم و از تسهیل گر بخواهیم در حلقه اجرا کند. اما این شاید آغازگر مشکلات افرادی باشد که به طور جدی به ابعاد مختلف این برنامه اندیشیده و در عمل آن را آزموده اند. برای مثال در سطح درون برنامه، تفاوت های فرهنگی آشکاری که در این داستان ها وجود دارد می تواند پیش از آن که کودکان روش تفکر انتقادی را بیاموزند آن ها را آشفته و دلزده کند و در سطح برون برنامه سبب شود نظام آموزشی رسمی با اجرا و گسترش این برنامه موافقت نکند و پیش از آن که مشکلات برنامه حل شود از اساس و با اجبار منحل شود.

    تسهیل گر فبک و رابطه اش با داستان  در حلقۀ کندوکاو
    تربیت مربی فلسفه برای کودکان و تسهیل گر حلقۀ کندوکاو هم یکی از نکات مهم در این برنامه است که با داستان های حلقه ارتباط مستقیمی دارد؛ زیرا اگر مربی توانایی کافی برای ادارۀ حلقه نداشته باشد و داستان هم از کفایت و کارایی لازم برخوردار نباشد، بیم این می رود که فبک به ضد خودش بدل شود. تربیت تسهیل گر هم یکی از موانع جدی پیش روی فبک است. در واقع آن چه از تبلیغات برخی مؤسسات برمی آید، برای مربی فبک شدن مهارت های ویژه ای لازم نیست، کافیست فرد در یکی از دوره های آموزشی شرکت کند و مدرک بگیرد. پس آیا هر فردی بدون داشتن پشتوانه ای از دانش فلسفی و از آن مهم تر تمرین فلسفه ورزی و گفت وگو، فقط با گذراندن کارگاه های یک یا دو روزه و کسب گواهینامه و تأییدیه، می تواند این برنامه را در مؤسسات و مدارس اجرا کند؟ با تمام نقاط قوت و مثبت این برنامه اما باز هم می توان با حساسیت بیشتری پرسید: آیا می توان کیفیت و اهداف عالی این برنامه را قربانی کمیت اجرایی اش کنیم؟ آیا اجرای فراگیر و در موارد بسیاری بی کیفیت این برنامه در آیندۀ نه چندان دور تبعات مختلفی از دلزدگی کودکان گرفته تا بدبینی خانواده ها و مدارس را به همراه نمی آورد؟ و شاید در رأس تمام نگرانی هایی که برای این برنامه داریم تربیت مربی و تألیف داستان ها را قرار دهیم.  هر چند این امر در درازمدت و با آمیزه ای از پژوهش های کتابخانه ای و میدانی و برگزاری کارگاه های عملی از سوی افراد خبره این حوزه به دست خواهد آمد.

    نگاهی به کتاب معیار فبک برای داستان
    سعید ناجی از پایه گذاران این برنامه در ایران است و سال ها به تألیف و تدریس و ترجمه مشغول بوده است. یکی از دغدغه های اصلی او نقد و بررسی معیار برای داستان‌های حلقۀ کندوکاو است. در اغلب موارد ناجی منتقد داستان هايی‌ست که در این حوزه تألیف و حتی ترجمه می شود. در بخش تألیف بر این نظر است که داستان ها کفایت لازم برای حلقه و مطابقت با اصول برنامۀ فبک را ندارند و دربارۀ ترجمه ها معتقد است که ترجمه برای کودکان قواعد خاصی دارد و زبان دانی صرف کفایت نمی کند. به نوعی هم ریشۀ مشکل در هر دو زمینه را عدم آشنایی دقیق افراد با اصول این برنامه می داند. سعید ناجی در کتاب معیار فبک برای داستان به معرفی این معیارها پرداخته است و از این مرحله نیز پیش تر رفته و داستان هایی را که در این حوزه نوشته شده نقد کرده است. نام کامل کتاب چنین است: معیار فبک برای داستان: نقد و بررسی داستان‌های مورد استفاده برای آموزش تفکر در ایران. این اثر سه فصل دارد و در سال 1395 انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی این اثر را در 315 صفحه منتشر کرده است.
    ساختار کتاب معیار فبک برای داستان
    فصل نخست کتاب «ویژگی های داستان های فبک» نام دارد. در این فصل که 50 صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده است، مؤلف در پی ارائۀ معیارهایی برای داستان های درخور این برنامه است که برگرفته از فصل پژوهشی طرح ایشان با عنوان «فرم و محتوای متون درسی در برنامۀ فبک» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. او در این فصل سه معیار اصلی برای کفایت داستان های فبک معرفی می کند که عبارتند از: غنای فلسفی، غنای روان شناختی، غنای ادبی.
    غنای فلسفی بیشتر به «پرمایگی گفت وگوهای منظم مربوط می شود که حاوی ابهام، چالش برانگیزی، ذکر مواضع کودکان و متقابل فلسفی، الگوسازی کندوکاو فلسفی، نشان دادن التزام به اخلاق و کندوکاو» مربوط است. مؤلف بر این نظر است که غنای فلسفی در دو بعد «محتوا» و «فرم» باید محقق شود. از معیارهایی که به غنای فلسفی در محتوای داستان کمک می کند می توان به چند نمونه اشاره کرد: داشتن درون مایۀ فلسفی، انعکاس مباحث و مواضع گوناگون بحث برانگیز فلسفی، مباحث فلسفی مربوط به زندگی کودکان، رعایت ویژگی های بحث فلسفی مانند مفهوم سازی، معناسازی و استدلال، اشاره به جنبه های فلسفی مباحث علمی و اجتماعی مانند موضوعات مربوط به شناخت خود و محیط، مباحث اخلاقی و ارزش ها، فرآیند کندوکاو مشترک، تفکر نقادانه، مباحث منطقی. مؤلف فرم را در غنای فلسفی مؤلفه هایی از شکل داستان می‌داند که باید در همۀ داستان ها رعایت شود؛ اما این که به لحاظ فلسفی این مؤلفه ها کدام است، ناجی پنج معیار را ارائه می کند: 1- بردن داستان فلسفی به بافت زندگی کودکان 2- شبیه سازی برخی از فرایندها 3- الگوسازی در داستان ها 4- لزوم وارد کردن فلسفه به صورت نظام مند 5- بازسازی دیدگاه های متفاوت درگفت وگوها. دومین معیاری که مؤلف در فصل نخست دربارۀ داستان های فبک از آن سخن گفته است، غنای ادبی ست که آن  را در چهار عنوان طبقه بندی کرده است: باورپذیری، درون مایه، طرح و زبان. آخرین معیاری که ناجی در این بخش به آن پرداخته غنای روان‌شناختی است. «در داستان های فبک لازم است برخی از ملازمات روان شناختی را هم در نظر بگیریم. این ملازمات بیش تر به میزان رشد شبکۀ مفاهیم و ایده ها در ذهن کودک مخاطب مربوط است. ما نمی توانیم مفاهیم انتزاعی و نظریات پیچیده ای را در داستان کودک بگنجانیم که کودک هنوز با آن ها آشنا نشده است و به تجربه یا ارتقای فکری بیش تری نیاز دارد.»(ص 49). مؤلف در ادامۀ این فصل به «ویژگی اجتماعی داستان های فبک: تناسب با فرهنگ» پرداخته است و بیشتر جنبه هایی از داستان ها را بررسی کرده که باید با فرهنگ مخاطبان هم خوان باشد تا بخش های فلسفی هم کارآمد باشند. در انتهای فصل نخست ناجی مطالبش را جمع بندی می کند و به تفاوت داستان های فبک با داستان های فلسفی و ادبیات کهن اشاره می کند. یکی از نقاط قوت کتاب فصل دوم است. در واقع مؤلف صرفا به ارائۀ معیار برای نگارش داستان یا نقدی گذرا دربارۀ ناکارآمد بودن برخی از داستان ها اکتفا نمی کند و در فصل دوم با عنوان «نقد داستان ها» به نقد و بررسی داستان هایی می پردازد که برای این برنامه نگاشته شده اند و با معیارهایی که نویسنده در فصل نخست ارائه کرده بود منطبق نیستند. ناجی در این فصل بیست و دو مجموعۀ حاوی داستان های فلسفۀ برای کودکان را انتخاب کرده و از هر کدام چند داستان را نقد و تحلیل کرده است.  این بیست و دو مجموعه به ترتیب عبارتند از: زنگ فلسفه، داستان های فکری برای کودکان ایرانی1 (داستان های مثنوی)، داستان های فکری برای کودکان ایرانی2 (داستان های مثنوی)، داستان های فکری3، داستان های فکری4، داستان های فکری (مجموعۀ ده داستان تصویری)، تفکر و پژوهش (ششم دبستان)، تفکر و سبک زندگی (پایۀ هفتم)، فلسفه در کلاس درس، داستان هایی برای فکر کردن، فلسفه برای کودکان خردسال: راهنمای عملی، کتاب های بندانگشتی، لافونتن در کلاس درس، مجموعۀ پرسش های نخستین و پاسخ های بی پایان، فعالیت های فکری برای دانش آموزان،  مجموعۀ گام به گام تا اندیشه، کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان، کارگاه اندیشه از مجموعۀ کارگاه های اندیشه (منطق 3)، برخی از داستان های معرفی شده در سایت p4c.com و سایت های دیگر، داستانی از مجموعۀ IAPC. مؤلف در فصل سوم کتاب، ابتدا به جمع بندی دو فصل پیش و ارائۀ پیشنهاداتی برای نویسندگان داستان های فبک می پردازد و سپس سه نمونه از داستان های موفق در کلاس ها را بررسی و تحلیل می کند.

    چند نکتۀ پایانی در باب معیار فبک برای داستان
    همان طور که از گزارش توصیفی کتاب برمی آید، ما با اثری ساختارمند روبه روایم که به وعده هایی را که در مقدمه می دهد در فصل های کتاب محقق می کند؛ یعنی معیارهای فبک برای داستان را ارائه می کند، بر طبق آن معیارها به نقد و بررسی داستان های منتشر شده می پردازد و در انتها علاوه بر پیشنهاد هایی برای نگارش داستان، چند نمونه داستان موفق در کلاس ها را نقد و بررسی می کند. ممکن است برخی بر این نظر باشند که شاید بتوان از معیارهای دیگری سخن گفت یا در چند و چون معیارهای ارئه شده مناقشاتی کرد اما پرسش این است آیا مادامی که معیارهای قوی تر و دقیق تری برای داستان نویسی برای فبک ارائه نکرده ایم، یا تا زمانی که نقد مکتوب و ساختارمندی نداریم، می توانیم صرفا به وعدۀ وجودِ بدیل ها یا معیارهای دیگر دل خوش باشیم؟
    اما کتاب معیار فبک برای داستان در کنار تمام نقاط قوتش نقاط ضعفی هم دارد. برای نمونه می توان به شلوغی بیش از حد کتاب اشاره کرد. این شلوغی در فصل دوم به اوج می رسد. در واقع به خاطر عددگذاری های مکرر، تشکیل مجموعه ها و زیرمجموعه های مختلف کتاب شلوغ و آشفته به نظر می رسد به نحوی که گاه ممکن است رشتۀ بحث از دست برود  به طوري که فراموش كنيم سرمجموعۀ اصلی این بخش چه عنوانی بود. با این که مؤلف کوشیده است در پایان کتاب با ارائۀ جداولی با عناوین «طبقه بندی داستان ها بر حسب مشکلات» و «فهرست مجموعه ها» از شلوغی فصل دوم بکاهد و راهنمایی به صورت جدول در اختیار خواننده قرار دهد، اما مشکل  سر جای خود باقی ست. موضوع دیگر به فونت و صفحه آرایی کتاب مربوط است. سایز و نوع فونت و همین طور فواصل زیاد بین کلمات در مطالعۀ پیوسته چشم را خسته می کند. کتاب یونیفرم واحد دیگر کتاب های فبک را در انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دارد و شاید بتوان این نقد را به کتاب های دیگر هم تسری داد. در نهایت انتشار این اثر را در حوزۀ فبک باید غنیمت شمرد که نقد را وعده نمی دهد بلکه در عمل سعی می کند آن را اجرا کند و راه را برای نقدهای بعدی بگشاید.

    پي نوشت ها
    1. در شمارۀ 51 نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت مقارن با خردادماه 1389 نخستین شمارۀ دفتر «فلسفه برای کودکان» و در شمارۀ 68 مقارن با آذرماه 1390 دومین شمارۀ این مجموعه به دبیری منیره پنج¬تنی منتشر شد. // 2. این دفتر در شمارۀ 105 نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت در تاریخ دی¬ماه 1393 منتشر شده است. // 3. دغدغۀ اصلی پروندۀ «نقد و آسیب¬شناسی فلسفه برای کودکان در ایران» برجسته کردن برخی از این موارد بود. //  4. در همین شماره از نشریه اطلاعات حکمت و معرفت (شمارۀ 140 گفت¬وگویی با سعید ناجی داشتم و دربارۀ صحت این معیارها نیز از او پرسیدم.)

 
  • معیار فبک برای داستان

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معیار فبک برای داستان

    گفت وگو با سعید ناجی
    منیره پنج تنی

    پس از گذشت بیش از دو دهه از ورود برنامۀ فلسفه برای کودکان به ایران، مدت‌هاست مباحث متعددی دربارۀ نحوۀ اجرای این برنامه بین متخصصان و بنیانگذارانش در جریان است. یکی از این موضوعات، ارائۀ معیار برای نگارش داستانِ مناسب برای حلقۀ کندوکاو است. نهادها و افراد مختلفی داستان‌هایی نگاشته‌اند اما نتایجی که گاه برخی از این داستان‌ها در حلقه داشته و از اهداف اصلی برنامۀ فلسفه برای کودکان دور بوده است، به نگرانی دربارۀ چیستی معیار برای این داستان‌ها دامن زده و موجب تلاش برای وضع معیارهایِ تاحدی یکسان شده است. سعید ناجی کتابی با عنوان معیار فبک برای داستان (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی- 1395) نگاشته و کوشیده است علاوه‌ بر ارائۀ معیارها، تعداد درخور توجهی از داستان‌های موجود را نقد و بررسی کند. پیش‌تر در چندین نوبت با سعید ناجی گفت‌وگو داشته‌ام؛ این بار هم پس از مدتی به سراغ او رفتم تا علاوه ‌بر نقد وضعیت داستان‌نویسی برای حقلۀ کندوکاو و برخی موضوعاتِ اجرایی این برنامه در ایران، نگاهی هم به کتاب ایشان داشته باشم.
    ***
    جناب دکتر ناجی ما تا کنون در چند نوبت با هم گفت‌وگو داشتیم. آخرین بار به مناسبت ویژه‌نامه‌ای در نقد و آسیب‌شناسی برنامۀ فلسفه برای کودکان در ایران1 بود. حدود سه سال از آخرین گفت‌وگوی ما می‌گذرد، به‌نظر شما افزوده شدن ارگان‌ها، نهادها و گروه‌های مختلف به برنامۀ فلسفه برای کودکان و تا اندازه‌ای همه‌گیرتر شدن این برنامه و طرح‌های مشابهش در سطح ملی، اعم از مدارس و کانون‌های پرورش فکری کودکان نوجوانان، چه نتایجی داشته است؟ آیا در این زمینه پژوهش‌های میدانی انجام شده است؟
    پاسخ به این پرسش واقعا سخت است. نیاز به تحقیقات میدانی دارد. البته موارد اندکی مورد مطالعه بوده‌اند و خبرهای خوبی هم وجود دارد. با این همه خبر‌های دیگر چندان خوب نیستند و نگرانی‌ام همچنان باقی است و شاید بیشتر هم شده است. از زمان گفتگوی آخرمان فکر می‌کنم موسسات آموزش فلسفه برای کودکان یا تفکر دو یا سه برابر شده است. مردم و مدارس پیش از مطالعه دربارۀ کیفیت کار این مؤسسات، به آن‌ها اعتماد می‌کنند و بعد مشکل نهایی را پیش ما می‌آورند که ما نتوانستیم آموزش تفکر را عملی کنیم، چون خیلی سخت یا غیر ممکن است. این برنامه همه‌گیر شده است ولی نه به‌صورت علمی. نهادهای علمی ما هم که در این زمینه کند عمل می‌کنند مقصر هستند. برای مثال اگر بخواهیم این برنامه را در مدارس داشته باشیم، اگر درس تفکر و پژوهش درست شروع می‌شد، باید شروع کار از دانشگاه فرهنگیان می‌بود. دانشگاه فرهنگیان باید مربیان را آموزش می‌داد آن هم نَه دو یا سه روز، بلکه 4 ترم و بعد این مربیان وارد مدارس می‌شدند. ما مدتی است که به دنبال جلساتی با مدیران این دانشگاه هستیم ولی همه در سیستم بوروکراتیک و ادرای دانشگاه‌ها سرشان شلوغ شده است. همین‌طور ادعاهای زیادی در خصوص نسخه بومی می‌شود. این هم مثل ادعاهای مختلف در بنیانگذاری برنامه فبک در ایران است. ادعا در این زمینه زیاد است ولی تامل و دقت کم. بخش فلسفه برای کودکان و نوجوانان ویکی‌پدیای فارسی نشان دهنده جوِّ غیر سالم در این خصوص است. در آنجا به‌جای مطالب علمی بیشتر «تعریف از خود» وجود دارد. یا اینکه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان باید نسخه‌ای جدی‌تر و دقیق‌تر را به‌اجرا می‌گذاشت. سال پیش از من دعوت کردند که نسخة مورد اجرای کانون را در خود کانون  نقد و ارزیابی کنم. ناسازگاری‌ها و ضعف‌های بسیار زیادی را من در برنامه‌شان نشان دادم که برخی در خود کتاب‌های گام‌به‌گام تا اندیشه به چشم می‌خورد. حتی در این کتاب‌ها این اندیشة پیاژه که کودکان زیر دوازده سال نمی‌توانند تفکر مرتبه دو یا تفکر انتزاعی  داشته باشند به‌عنوان اصل مسلم و مبنای این برنامه مطرح شده است! البته خوب است که در ادامۀ مباحث، این فرض اولیه به فراموشی سپرده شده است! این شرایط کنونی است چون در رشته‌های علوم انسانی مثل رشتۀ فنی _ مهندسی ناظر کیفی نداریم و نمی‌توانیم هم داشته باشیم.

    به‌عبارت‌دیگر فراگیرتر شدن این برنامه و افزوده شدن به کمیت اجرایی آن چه کمکی به کیفیت و پشبرد اهداف اصلی‌اش کرده است؟
    گروه فبک تلاش کرده است کیفیت آموزش این برنامه را تا حد ممکن بالا ببرد. لذا بخشی از فعالیت‌های گروه به این موضوع اختصاص داده شده است. ولی وقتی مراکز یا مؤسسات دیگر به موازات این گروه خیلی سریع و آسان مدرک مربی‌گری صادر می‌کنند، باعث می‌شود گروه فبک سخت‌گیر به حساب آید و درنتیجه استقبال از کارگاه‌های عملی گروه کمتر می‌شود. همین امر درباره کتاب‌ها هم صادق است که در جايي چندین جلد کتاب داستان تولید می شود و البته موارد بسیار دیگری هم وجود دارد. اما معلوم است افزایش کمیت بدون توجه به کیفیت نابود کننده است. کمیتی که بدون نظارت افزایش یابد، کمیتی که عجولانه یا به خاطر درآمدزایی بدون در نظر گرفتن استانداردها و نتیجه، افزایش یابد مخرب خواهد بود. مثالی که من درکارگاه‌ها می‌زنم این است که کار تسهیل‌گر برنامة فبک مثل عمل جراحی یا دست کم مثل یک «ماما» تخصصی است. تسهیل‌گر قرار است با یک عمل جراحی اندیشه‌ها را از ذهن و کالبد فکری کودکان متولد سازد. اگر این عمل جراحی درست انجام نشود، هم اندیشة نو و هم فردی که حامل این اندیشه است را به کشتن می‌دهد. اما این کشتن همراه با خون‌ریزی فیزیکی نیست و تنها یک متخصص فلسفه برای کودکان می‌تواند این کشتن را تشخیص دهد. برای یک غیر متخصص به قول معروف صدایش بعدا در می‌آید. عده‌ای کار سقراط و به تبع آن کار تسهیل‌گر برنامه فبک را تشبیه به خرمگس سقراطی مي‌كنند ولی از خرمگس سقراط که بحث‌های زیادی دربارة آن شده است، فقط اذیت کردنش را متوجه شده‌اند. با بررسی کلاس‌داری این افراد متوجه می‌شوید که غیر از آزار دادن فکری کودک کاری در کلاس انجام نمی‌شود. البته این نسخه، کپی ناشیانه‌ای از روش اسکار برنفیه است. عده‌ای ویديویی از متیو لیپمن را سرلوحه کار خود قرار داده‌اند که در آن لیپمن می‌گوید نیازی نیست تسهیل‌گر، تاریخ فلسفه بداند یا تحصیلات رسمی فلسفه داشته باشد. از این ویديو نتیجه گرفته می‌شود که همه می‌توانند تسهیلگر شوند، حتی اگر هیچ نوع تجربة فلسفی و فلسفه‌ورزی نداشته باشند. اما لیپمن تاکید می‌کندکه تسهیل‌گر بایدکندوکاوفلسفی بلد باشد تا همان را برای کودکان اجرا کند. به اینکه کندوکاو فلسفی را چه کسانی می‌توانند انجام دهند، توجه نمی‌شود بلکه فقط بر جنبة سلبی قضیه تاکید می‌شود. اما آیا کندوکاو فلسفی را هر کسی می‌تواند انجام دهد؟  آیا کندوکاو فلسفی بدون دانش و مهارت در زمینة استفاده از قواعد منطقی یا تفکر انتقادی ممکن است؟ آیا کندوکاو فلسفی بدون آشنا بودن و مهارت در تشخیص دیدگاه‌های مختلف فلسفی ممکن است؟ هم نظراً و هم عملاً پاسخ منفی است. کافی است روش کار یک مربی که این موارد را بلد نیست، ببینید، همه چیز برایتان روشن می‌شود. این‌مربی فقط دور خود می‌گردد و کودکان را گیج‌تر و گیج‌تر می‌کند. بنابراین در شرایط حاضر علاقه‌مندان واقعی این برنامه باید از کمیت‌زدگی دوری کنند. همین‌طور مدیران مدارس و خانواده‌ها باید حواس‌شان به این گونه موارد باشد.
    پیش فرض پرسش من است که گروه پژوهشی فبک در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، علاوه بر اهداف مختلفی که در گفت‌وگو‌های قبل دربارۀ آن‌ها صحبت کردیم، تا اندازه‌ای به نتایج کلان این برنامه در سطح ملی نیز توجه دارد. یعنی این نتایج را رصد می‌کند و طبعا همان‌طور که خودتان هم به درستی در ابتدای گفت‌وگویمان اشاره کردید، بررسی این نتایج با حدس و گمان حاصل نمی‌شود و نیازمند پژوهش‌های میدانی در مقاطع مختلف زمانی است. اگر پیش‌فرض صحیحی ندارم، لطفا اصلاح کنید.
    بله پیش‌فرض‌تان درست است و متأسفانه انرژی بیشتری هم از اعضای گروه می‌گیرد. بخشی از انرژی ما (شاید مثلا یک سوم!)  تلف می‌شود که بگوییم فلان روش درست نیست، بهمان روش به جهت عدم شناخت خوب کودک وکودکی، مورد تأیید نیست. فلان اجرا به‌خاطر نشناختن فرایند تفکر است. بهمان نقد در سایة عدم مطالعه است و موارد بسیار دیگر. متأسفانه موافق و مخالف هر دو نیاز به مطالعه دارند و این چیزی نایاب در ایران و حتی در برخی محافل علمی مثل برخی پایان‌نامه‌هاست. وضعیت مقالات علمی_پژوهشی در این زمینه‌ها نمایانگر اوضاع است.

    گروه پژوهشی فبک با استفاده از چه «روش»های تحقیقی نتایج این برنامه را بررسی می‌کند؟
    البته چنان ‌که گفتم فرصت نیست آمارهایی در این زمینه گرفته شود. جلساتی ماهانه با مربیان داریم و مسافرت‌های شهرستانی‌مان يا مراجعه‌کنندگان از دانشگاه‌های سراسر کشور (یا به واسطة ایمیل و...) شواهدی از توسعة این برنامه به ما می‌دهند و ما همیشه در گروه می‌گوییم سرعت‌ ما برای ارتقاي کیفیت متأسفانه خیلی کمتر از سرعت توسعه کمّی این برنامه در سراسر ایران است.

    پاسخ شما چندان برایم واضح نیست. درواقع باز هم به‌نظر می‌رسد بررسی این نتایج هنوز روشمند نیست. اگر موافق باشید به موضوع «معیار فبک برای داستان» و در ادامه کتابی با همین عنوان از شما بپردازیم. وقتی از معیار برای داستان‌های فلسفی برای کودکان سخن می‌گوییم، مقصودمان دقیقا از معیار چیست؟ مقصود معیارهایp4c  است یا معیارهای pwc؟ معیارها اعتبارشان را از کجا گرفته‌اند؟ و چگونه نقد و آسیب‌شناسی شده‌اند؟
    منظور اینجا ویژگی‌های متمایزکنندة داستان‌های برنامه فبک است. معیارها بر اساس هدف و روش برنامه مشخص می‌شود. اگر هدف و روش برنامة مورد اجرای ما مشخص باشد، معیار‌ها یا ویژگی‌های اجزای آن تعیین‌شدني است.مهم نیست که برنامه p4c باشد یاpwc .  البته گروه فبک هم نسخه های کاملا ترکیبی را مد نظر قرار داده است که شاید بتوان گفت عینا مشابه هیچ یک از روش‌ها نباشد. پس نباید در کلمه و اصطلاح‌گیر کنیم. به چند نمونه اشاره می‌کنم:
    • اگر هد‌فمان از برنامة مورد اجرا تقویت قدرت قضاوت، داوری و تمییز است، پس نباید به جای اعضای حلقه کندوکاو، قضاوت، داوری و تمییز انجام دهیم. نه تسهیل‌گر، نه داستان، نه هیچ جزئی از برنامه نباید اینکار را انجام دهد. اما بسیاری از افسانه‌ها و داستان‌های عادی اینکار را انجام داده و می‌دهند. تلقین در داستان‌ها چه به صورت تلویحی، چه به صورت صریح، یعنی نصیحت یا حضورپیردانا، توجیه‌نشدني است.
    • اگر می‌خواهیم کودکان بعد از خواندن داستان خوابشان نگیرد و به موضوعات داستان حساس شوند داستان باید چالش‌برانگیز بوده وموجب هم‌ذات‌پنداری شود.
    • اگرمی‌خواهیم پرسش‌های خود کودکان در حلقۀ کندوکاو مطرح شود و ما پرسش‌های نسل خودمان را در دهان آن‌ها نگذاریم، داستان باید سکوی پرش باشد، سکوی پرش به طرف گره‌ها وخلاء‌های اصلی زندگی فکری کودکان.
    • اما اگر کسی بخواهد به کودکان فلسفۀ نسل خودش را یاد بدهد می‌تواند از داستان‌هاي عادی هم استفاده کند و خودش هم از کودکان حاضر در حلقه کندوکاو سوال بپرسد و سوال خود را سوال اصلی کندوکاو قراردهد. دقیقا در اینجاست که تفاوت‌ها به وجود می‌آید.
    فلسفه برای کودکان یا فلسفه به همراه کودکان (pwc) در عموم نسخه‌هايش چنین هدفی ندارد. این است که معیارهایی که ارائه شده است، متعلق به یک گروه یا رویکرد خاص نیست چون پشتوانة آن‌ها استدلال‌های قوی است.

    به موضوع مهم خودِ داستان‌ها در فبک بپردازیم. انتقاد اصلی شما به داستان‌هایی که در ایران برای حلقۀ کندوكاو نوشته می‌شود چیست؟
    این است که طبق ملاک‌های فوق اصلا ربطی به فکرپروری ندارند. نویسنده و داستان می‌خواهند فکر خود را به کودکان انتقال دهند و این ربطی به آموزش تفکر و مهارت های فکری ندارد.

    دربارۀ داستان‌هایی که ترجمه می‌شود اوضاع چگونه است؟ این داستان‌ها اساسا چه مشکلاتی دارند؟
    ترجمة داستان کودک سخت است. تحت اللفظی نبودن ترجمه، داستانی بودن آن، رعایت زبان مخاطب وزبان کودک و توجه به مسائل فرهنگی و ترجمة بازی شخصیت‌های داستان به بازی‌های رایج در ایران و .... همگی از مشکلات ترجمه داستان کودک هستند. این است که ترجمة داستان کودک کار هرکسی نیست چون لازم است فرد به تمام این مهارت‌ها احاطه داشته باشد. شاید نیاز به کار گروهی باشد.

    شما یکی از برنامه‌های گروه پژوهشی فبک را تهیۀ رونوشت یا نسخه‌ای ایرانی- اسلامی از این برنامه دانسته‌اید. در مواردی هم شاهد بازنویسی داستان‌های کهن از ادبیات کلاسیک ‌مان بوده‌ایم، اما شما در اغلب موارد این شیوه را هم تأیید نمی‌کنید و در مقدمۀ کتاب «معیار فبک برای داستان» به این موضوع اشاره کردید و سپس نمونه‌هایی از آن‌ها را نقد کرده‌اید. عمده‌ترین نقاط ضعف این نوع داستان‌ها چیست؟
    بازنویسی داستان‌های کهن اگر بر اساس ملاک‌ها باشد کاری اساسی و سخت است. داستان‌های کهن عموما درون‌مایة تلقینی دارند و ما اگر تلقینی بودن این درون‌مایه‌ها را خنثی کنیم، مشکلی پیش نخواهدآمد. اما این کار هم آسان نیست. باید موقعیت‌ها و جریان داستان را هم تغییر داد و بدین ترتیب یک اقتباس آزاد و به‌روز لازم است. بنده نمونه‌ای از این کار را ارائه داده‌ام و در یک کار گروهی، داستانی چند قسمتی تهیه شده است که شاید از نظر منتقدان اقتباس خیلی آزاد محسوب شود که در حد الهام از نکات عمیق فلسفی و اجتماعی باشد. پس بنده فقط مخالف استفادة مستقیم از این داستان‌ها هستم و علتش را هم گفتم. مثلا اینکه کودک را باید به فکر وا دارد نه اینکه به جای آن فکر کند یا داستان به نحوی باشد که مربی نتواند یا مجبور نشود دیدگاه و سوالش را به کودکان حاضر در کلاس دیکته کند. پس یادآوری می‌کنم که منظور ما از اسلامی_ایرانی این نیست که اسم چند نفر فیلسوف اسلامی را در مطالبمان بیاوریم و یا اینکه بدون داشتن درک عمیقی از دیدگاه اسلام در زمینة تعلیم و تربیت به چند حدیث بسنده کنیم و بعد ادعا کنیم که این نسخۀ اسلامی یا ایرانی یا نسخة بومی‌سازی شده است. ما با این دیدگاه بازاری مخالفیم؛ اما اگر واقعا بر اساس دیدگاه های فلاسفه و حکمای اسلامی بتوان برنامه‌ای برای آموزش تفکر ارائه داد که عالی است.
    گروه دیگری که کوشیده‌اند نمونه‌هایی از این داستان‌ها را برای حلقۀ کندوکاو تهیه کنند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در طرح «گام به گام تا اندیشه» است. آنان هدفشان را تدوین فلسفۀ ایرانی این برنامه عنوان کرده اند. شما منتقد داستان‌های این گروه هم هستید. دلیل‌تان چیست؟ اگر ممکن است با مصداق و نمونه این موضوع را برای ما روشن کنید.
    راستش همان‌طورکه در پاسخ یکی از سوالات قبلی گفتم، آنچه کانون پرورش در کتاب‌های گام‌به‌گام تا اندیشه ارائه داده است، ضعف‌های اساسی دارد.‌ هم در مبانی، هم در روش و هم در داستان‌های منتخب. در جلسة نقدی که در محل خود کانون برگزار شد، بنده  ضعف‌های عمدة این برنامه را مطرح کردم و شاید به‌زودی در مقاله‌ای چاپ کنم.این برنامه هم مثل برنامةپژوهش و تفکرِ آموزش و پرورش عجولانه تهیه شده است و حتی داستان‌های انتخاب شده هم چندان در راستای پرورش تفکر نیست.

    جناب ناجی شما در فصل دوم کتاب‌تان تعداد قابل توجهی از داستان‌هایی را که با عنوان فبک نوشته شده‌اند، نقد کرده‌اید و در بخشی از فصل سوم، سه نمونه از داستان‌های موفق را بررسی کرده‌اید که دو داستان از خودتان و یک داستان از فیشر است. با اینکه شما در نقد داستان‌ها سعی کرده‌اید تک‌تک و دقیق پیش بروید و تمام معیارهایی را که در فصل نخست معرفی کردید با داستان‌ها بسنجید، اما پرسش این است که شاید برخی از نویسندگانی که داستان‌شان نقد شده، معیارهای فبک و یا نقدتان را نپذیرند. هرچند این نپذیرفتن کافی نیست و افراد راهی ندارند جز این که به شیوۀ شما عمل کنند و هر کدام از نقدهای شما را جداگانه تحلیل و بررسی کنند و به آن‌ها پاسخ مکتوب دهند. آیا از زمان انتشار کتاب تا کنون چنین نقدی داشته‌اید؟ اگر خیر، به‌طور کلی چه بازخوردهایی از کتابتان داشته‌اید؟
    نقدی هنوز صورت نگرفته است و پاسخی داده نشده است. اما یک نکته را باید یادآور شوم. اینکه گفته بشود این نظر شخصی شما یا فلان فیلسوف است، نمی‌تواند کافی باشد. منتقد باید بتواند نشان دهد که اگر روشی دارد، واقعا می‌تواند منتهی به تفکر شود. اینکه فرد حقیقتی را مستقیما به کودکان بگوید چگونه می‌تواند به تفکر منتهی شود؟ یا اینکه در برنامه‌ای به کودکان گفته شود اول فکر کنید و بعد حرف ما را بپذیرید، این چگونه می‌تواند به آموزش تفکر بیانجامد؟ مشکلات اصلی طرح‌های مورد نقد همین است.

    در این باره با شما موافقم و به نظرم تا حد قابل قبولی از عهدۀ طرح این موضوع در کتاب معیار فبک برای داستان برآمده‌اید. مهم‌ترین مسئله در این نقادی، بررسی معیارهاست. تا چه اندازه به صحت و سلامت معیارهایی که برای داستان‌های فبک ارائه کرده‌اید، اطمینان دارید؟ آیا آن‌ها را قابل نقد می‌دانید؟
    اطمیناني که در این زمینه وجود دارد، مبتنی بر دلیل و استدلال است. امری شخصی نیست. اگر کسی استدلال قوی‌تري دارد، می‌توان بررسی‌اش کرد و اگر درست باشد پذیرفت.

    توصیه‌تان به علاقه‌منداني که می‌خواهند برای فبک داستان بنویسند، چیست؟
    علاقه‌مندانی که برای فبک یا هر برنامة آموزش تفکر می‌خواهند داستان بنویسند، این است که ویژگی‌های داستان‌های فکری را حتما یاد بگیرند. تلاش کنند در کلاس‌ها (حلقه‌های کندوکاو) شرکت کنند و هم با روش کار و هم با مشکلات و روحیات نسل جدید آشنا شوند. البته این آخری برای همه اساتید علوم انسانی باید توصیه شود.
    دو نکتۀ کوتاه هم دربارۀ شکل ظاهری کتاب بپرسم و بخش پایانی گفت‌وگو را به برنامه‌های آتی فبک در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اختصاص دهیم. کتاب معیار فبک برای داستان از جهاتي بسیار کتاب خوبی است و چون در بخش نقد به  محاسن پرداخته‌ام ، بنا ندارم، اینجا هم آن‌ها را طرح کنم. اما نکته‌ای دربارۀ فصل دوم کتاب وجود دارد که به نظر کمی شلوغ و گیج‌کننده است. گاهی خواننده گم می‌کند این داستان در کدام دسته بندی قرار می‌گیرد! یا مثلا چندمین داستان از چندمین معیار مورد بررسی است! به نظرتان بهتر نبود این فصل با چند نمودار و جدول سامان می‌گرفت و مطالعه را راحت می‌کرد؟
    تلاش ما این بود این کار انجام شود. جداول آخر کتاب یعنی بخش ضمیمه به همین منظور طراحی شد و به نظرم تا اندازه‌ای همین کار را می‌توانند انجام دهند. ولی اگر این اتفاق نیفتاده باید با شما بعدا در باره پیشنهادهایتان صحبت کنم.

    مسئله بعدی فونت کتاب است. در استفادۀ پیوسته واقعا مطالعۀ کتاب خوشایند نیست. فواصل زیاد بین کلمات، سایز فونت، که اگر مثلا به آن عددگذاری‌های متعدد فصل دوم را هم اضافه کنیم، کار را بسیار دشوارتر می‌کند. می‌دانم این موضوع بیشتر به ناشر مربوط است اما خودتان این موضوع را چگونه می‌بینید؟ و این مشکل در مطالعه کتاب به چشم‌تان خورده است؟
    در کتاب‌های داستانی که برای کودکان است ما خودمان اعمال نظر می‌کنیم ولی در این‌گونه موارد معمولا انتشارات تصمیم می‌گیرد و فونت سنتی پژوهشگاه هم همین است ولی مطمئنم به پیشنهادات ما ترتیب اثر داده خواهد شد. شاید بتوان چاپ بعدی را با فرمت دیگری آماده کرد.

    در حال حاضر گروه فبک در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بر چه موضوعی پژوهش می‌کند و برنامه‌های بلند مدت این گروه چیست؟
    یکی از موضوعات اصلی، متحد کردن روش‌های موجود خارجی است که رویکرد متفاوتی دارند. گروه فبک برای ارائة یک روش در صدد آن است که با بررسی روش‌های مختلف پیشبرد حلقة کندوکاو در جهان و با نقد و ارزیابی آن‌ها روش مستقلی ارائه دهد که هم مزایای همة روش‌ها را داشته باشد و هم رویکرد عینی‌گرایی و حقیت‌محوری را در کندوکاو حفظ کند، هم بتواند به ارزش‌های جهانی و منطقه‌ای خودمان توجه داشته باشد و هم بتواند از کمترین امکانات، بیشترین بهره را ببرد.

    آیا گروه فبک برنامه‌ای هم برای تدوین داستان‌های مناسب با برنامۀ فلسفه برای کودکان دارد؟
    ما در این زمینه کارگاه‌هایی طراحی کرده‌ایم که در مرحله اول علاقمندان را با  ویژگی داستان‌های فکری آشنا می‌سازد و در مرحله بعدی نحوة تالیف، اقتباس، ترجمه و مناسب‌سازی داستان‌ها و نیز تهیه راهنماهای مربوط به آن‌ها را آموزش می‌دهد. این کارگاه‌ها می‌تواند مرحله سوم تخصصی هم داشته باشند که فقط به تالیف داستان‌های فبک و اقتباس از داستان‌های دیگر اختصاص دارد. البته چندین جلد کتاب هم در این زمینه آماده شده است که روش‌های اقتباس و مناسب‌سازی را یاد می‌دهند و نمونه‌هایی برای آن ارائه می‌كنند که دو جلد از آن‌ها در حال آماده شدن برای چاپ است.
    پي نوشت ها
    1. این دفتر در صد و پنجمین شمارۀ اطلاعات حکمت و معرفت منتشر شده است. پیش از این دو دفتر با عناوین فلسفه برای کودکان 1 و فلسفه برای کودکان 2 به ترتیب در شماره¬های 51 و 68 منتشر شده است. منیره پنج¬تنی دبیری این پرونده¬ها را به عهده داشته است. // 2.در همین شماره از نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت (شمارۀ 140) نقدی بر کتاب معیار فبک برای داستان به قلم نگارنده منتشر شده است.

 
  • معرفی کتاب

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفی کتاب



    بیت‌نمای شاهنامۀ فردوسی
    سید علی‌محمد رضایی جواهری
    اطلاعات
    چاپ اول: 1396
    دورۀ دو جلدی

    کتاب بیت‌نمای شاهنامۀ فردوسی: بر پایۀ چاپ‌های مسکو، ژول مول و چاپ اول دکتر خالقی مطلق دو بخش دارد که تاکنون فقط بخش اول آن منتشر شده است. بخش نخست برمبنای چاپ‌های مسکو، ژول مول و دکتر خالقی گردآوری شده است و بخش دوم هم بر پایۀ نامۀ باستان با ویرایش میرجلال‌الدین کزازی و چاپ سوم شاهنامه ترنر ماکان به‌کوشش محمد دبیرسیاقی در آینده منتشر خواهد شد. پیش از این اثر، سه کشف‌الابیات منتشر شده است. اولی کشف‌الابیات محمد دبیرسیاقی در انتشارات انجمن آثار ملی در سال 1348 در تهران که به شاهنامۀ چاپ ترنر ماکان اختصاص دارد. اما اشکال اینجاست که شاهنامۀ مذکور با چاپ‌های جدید شاهنامه حدود هزار بیت اختلاف دارد و ازآنجاکه شمارۀ بیت‌ها نه براساس صفحه و مجلد بلکه برمبنای داستان‌هاست، درنتیجه خواننده دشوارتر می‌تواند بیت مورد نظرش را در شاهنامه‌های امروزی بیابد. کشف‌الابیات دیگر مربوط به شاهنامۀ دو جلدی انتشارات هرمس است که مختص همان چاپ است. نشانی بیت‌ها دربیت‌یاب شاهنامۀ فردوسی به‌کوشش علی ایمانی براساس شاهنامۀ خالقی‌مطلق نیز با چاپ‌های دیگر تطابق ندارد و صرفا به چاپ اول شاهنامة خالقی مطلق اختصاص دارد كه فقط دربردارندۀ نشانی بیت‌های متن شاهنامۀ مذکور است. اما بیت‌نمای سیدعلی‌محمد رضایی جواهری «دربرگیرندۀ همۀ بیت‌های متن و حاشیۀ چاپ‌های: مسکو، خالقی‌مطلق و متن ژول مول است و به این جهت بیت‌نما نامگذاری شده که نشان‌دهندۀ تمام ابیات اصیل و الحاقی است که در دست‌نویس‌های معتبرِ به‌دست آمده، مورد استفادۀ ویراستارانِ شاهنامه‌پژوه قرار گرفته و با توجه به سنجه‌های دانشورانۀ مورد نظرشان، ابیات را در متن و حاشیة شاهنامه‌ها جای داده‌اند»(ص9). جلدنخست بیت‌نمای شاهنامۀ فردوسی از الف تا خ و جلد دوم از د تا ی را در برمی‌گیرد. متخصصان این حوزه از دشواری‌های انكارناپذير چنین پروژۀ سترگی آگاه‌اند و قطعا فقط با تورق این اثر ارزشمند از زحمات پژوهشگران و تیم اجرای چاپ و نشر آن آگاه مي‌شوند.

    ویتگنشتاین:
    قواعد و زبان خصوصی
    سول کریپکی
    کاوه لاجوردی
    مرکز
    چاپ اول: 1396، 166 صفحه

    به‌تعبیر سول کریپکی مؤلفِ کتاب ویتگنشتاین: قواعد و زبان خصوصی، این اثر را مي‌توان گزارشی مقدماتی از خط محوری کار متأخر ویتگنشتاین در فلسفۀ زبان و فلسفۀ ریاضیات دانست. مؤلف در پیشگفتارش بر کتاب تأکید می‌کند که اثرش «اصلا شرحی بر فلسفۀ متأخر ویتگنشتاین یا حتی شرحی بر پژوهش‌های فلسفی نیست.» او در این اثر در پی خوانشی از استدلال مشهورِ زبان خصوصی است مؤلف به شباهت‌های بحث ویتگنشتاین با استدلال‌های شکاکانۀ بارکلی و هیوم می‌پردازد. کتاب علاوه‌بر پیشگفتار از سه فصل و یک پی‌نوشت تشکیل شده است. فصل کوتاه نخست «مقدمتا» نام دارد و کریپکی در این مقدمه می‌کوشد طرح کتابش را برای خواننده ترسیم کند. با اینکه برخی از مطالب اثر، پیش‌تر در قالب مقاله و سخنرانی ارائه شده بودند اما طرح کلی و جمع‌بندی مطالب در کتاب شکل نهایی خود را یافته است. کریپکی بر این نظر است که برای ارائۀ استدلال ویتگنشتاین، فهم و دریافت خودش را هم دخیل می‌کند. با اینکه دقت می‌کند به غیر از مواردی معدود، نظرهای خودش را دخیل نکند و درعین‌حال هم می‌کوشد رهیافت ویتگنشتاین را تصدیق یا نقد نکند. او همچنین به دیریاب بودن اندیشۀ ویتگنشتاین متأخر اشاره می‌کند: «گرایش دارم به اینکه این‌طور بیاندیشم که سبکِ فلسفی متأخر ویتگنشتاین و آن دشواری‌ که در جوش دادن اندیشه‌اش در درون اثری متعارف با آن مواجه بود، صرفا ترجیحی سبکی و ادبی نیست، توأم با شوقی وافر به‌میزان خاصی از غموض، بلکه تا حدی در ماهیت خود موضوع ریشه دارد» (ص5). دو فصل دیگر «پارادوکس ویتگنشتاینی» و «راه‌ِحل و استدلال زبان خصوصی» نام دارد. پایان‌بخش کتاب پی‌نوشتی با عنوان «ویتگنشتاین و اذهان دیگر» است که نظر ویتگنشتاین را دربارۀ مسئلۀ اذهان دیگر بررسی می‌کند.این اثر در 1982 منتشر شد و از آن زمان تا کنون به‌خاطر بیان روشن و استدلال‌های پرقوت از منابع محل ارجاع و استفاده در ویتگنشتاین‌پژوهی بوده است.


    فلسفۀ اقتصاد:
    جهان به‌مثابۀ خانوار
    سرگئی بولگاکف
    محمدحسین وقار
    اطلاعات
    چاپ اول: 1396، 320 صفحه

    سرگئی بولگاکف (1944-1871) متفکر برجستۀ مارکسیست در دهۀ 1890 بود. فلسفۀ اقتصاد اثری دربارۀ نظریۀ اجتماعی است و شاید به‌تعبیری بتوان این اثر را گزارش بولگاکف از خودش در طرد مارکسیسم و روی آوردن به الاهیات دانست. او در 1918 از مارکسیسم به‌طور کامل به الاهیات متمایل شد و در پی پیروزی بلشویکی منصب کشیشی یافت. محمدحسین وقار در مقدمه، این اثر را چنین توصیف کرده است: «فلسفة اقتصاد همچنین تلاشی بود برای تنسیق و تقریر فلسفه‌ای بدیل که چیزی را حفظ می‌کرد که بولگاکف درون‌بینی‌های اصلی مارکسیسم تلقی می‌کرد اما بی‌توجهی آن را به حیثیت فردی انسان از میان می‌برد.» در انقلاب 1905 بولگاکف از آزادی عقیده، آزادی بیان، حق تعیین سرنوشت ملی، حاکمیت قانون، قانون اساسی و لغو خودکامگی دفاع می‌کرد. او در پیشگفتارش، کتاب فلسفۀ اقتصاد را ادای دین به گذشتۀ فلسفی خود می‌داند زیرا به‌زعم او این اثر توازن و تعادل یک دوره زندگی متأثر از ماده‌گرایی اقتصادی را شرح می‌دهد. او در این کتاب اقتصاد را از سه بعد علمی¬تجربی، فراباشندة انتقادی و مابعدالطبیعی واکاوی کرده است. به‌زعم بولگاکف مسئلۀ اقتصاد بسیار مهم است و در قبال آگاهی دینی معاصر، تأکید بیشتری هم می‌یابد. کتاب فلسفۀ اقتصاد مشتمل بر نُه فصل است که عبارت‌اند از: مسئلۀ فلسفۀ اقتصاد، مبانی نظریۀ اقتصاد از منظر فلسفۀ طبیعی، اهمیت کارکردهای بنیادین اقتصاد، ماهیت علم، اقتصاد به مثابۀ هم‌نهاد آزادی و نیاز، حدود جبرگرایی اجتماعی، پدیدارشناسی اقتصاد، ماده‌گرایی اقتصادی به‌مثابۀ فلسفۀ اقتصاد. مؤلف، تعریف وظیفۀ اقتصاد را منوط به دریافت انسان از وظیفة فلسفه به شکل عام می‌داند. او با اینکه مدعی است فقط بخشی از پروژۀ کلانش را در این اثر محقق کرده است اما به گفتۀ خودش پایگاه‌ها کلی فرایند اقتصادی یا هستی‌شناسی و رابطۀ جسم و روح (اخلاق اقتصاد) و معنی تاریخ و فرهنگ و شالودۀ نظریه‌اش را در این اثر ارائه کرده است.

    حکمت خسروانی2
    غلامحسین ابراهیمی دینانی
    وایا
    چاپ اول: 1395، 200 صفحه

    کتاب حکمت خسروانی2 نخستین دفتر از «مجموعۀ آشنایی با فیلسوف» است که انتشارات وایا در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است. هدف این مجموعه انتشار آثار غلامحسین ابراهیمی دینانی در شکلی نو و معرفی اندیشه‌های ایشان به پژوهشگران جوامع دیگر است. نخستین دفتر این مجموعه به مقالاتی اختصاص دارد که ابراهیمی دینانی با موضوع «حکمت اشراق» نگاشته است. کتاب حکمت خسروانی مشتمل بر هشت مقاله است. ابتدا علی اوجبی، ویراستار اثر، شرحی دربارۀ اهمیت سهروردی‌پژوهی و همچنین مجموعۀ آشنایی با فیلسوف و محتوای کتاب نگاشته است. سپس سید حسن عرب گزارشی از کارنامۀ غلامحسین ابراهیمی دینانی در عرصۀ سهروردی‌پژوهی ارائه داده است. نخستین نوشتار، مقدمۀ کوتاه مؤلف بر کتاب است. دینانی در بخشی از مقدمه، فیلسوف را چنین وصف کرده است: «فیلسوف واقعی، کسی است که با چشم خود به جهان هستی می‌نگرد و این نوع از نگریستن، همان نگاهی است که با چشم درون صورت می‌پذیرد. چشم ظاهر با نور حسی و بیرونی می‌بیند؛ ولی چشم درون با نور آگاهی به مشاهدۀ حقایق می‌پردازد» (ص29). مؤلف در مقدمه، به ارکان اصلی اندیشۀ سهروردی و حکمت اشراق می‌پردازد. فصل نخست «سهروردی، احیاگر حکمت خسروانی» نام دارد. دومین فصل با عنوان «مختصات حکمت اشراق» علل و عوامل تغییر نگرش سهروردی را بررسی می‌کند و به ویژگی‌های اصلی حکمت اشراق می‌پردازد. شش مقالۀ بعدی به‌ترتیب عبارت‌اند از: مبانی و سرچشمه‌های حکمت اشراق، فلسفۀ نوري سهروردی، خمیرۀ ازلی یا حکمت جاویدان از نظر سهروردی، فلسفۀ اشراق یا هزاره‌گویی آذری کیوانیان؟ نور یا وجود؟ سهروردی و انکار صفات حقیقۀ خداوند.

    عشق الهی
    ویلیام چیتیک
    انشاءالله رحمتی- حسین کیانی
    انتشارات سوفیا
    چاپ اول: 1395، 720 صفحه

    کتاب عشق الهی به‌قلم ویلیام چیتیک پژوهشی دربارۀ معنا و چیستی عشق الهی است. چیتیک کار نگارش این اثر را با دسته‌بندی بیش از هزار صفحه متن تازه ترجمه‌شده در باب عشق الهی سامان داده است. او در پژوهش خود به‌دنبال پاسخ سه دسته پرسش است: 1) مبدأ عشق چیست؟؛ 2) مردمان چگونه می‌توانند در زندگی روزمرۀ خویش با عشق به سر برند؟؛ 3) در نهایت عشق ما را به کجا خواهد برد؟؛ او براین‌اساس، مطالب کتابش را ذیل سه عنوان مبدأ عشق، حیات عشق و غایت عشق طبقه‌بندی کرده است. مؤلف در مقدمه‌اش اذعان می‌کند که در هیچ‌جای این اثر برای تعریف عشق نکوشیده است زیرا نویسندگان تأکید دارند عشق شرح حال و بیان ندارد و فقط می‌توان عوارض عشق را توصیف کرد. به عبارت دقیق‌تر حقیقت عشق را فقط ازطریق عاشق شدن و عشق ورزیدن می‌توان درک کرد. بخش نخست کتاب «مبدأ عشق» نام دارد و مشتمل بر سه فصل است که به‌ترتیب عبارت‌اند از «زمینۀ الهیاتی»، «داستان عشق» و «علم‌النفس روحانی». بخش دوم «حیات عشق» نام دارد. چیتیک مطالبش دربارۀ حیات عشق را ذیل سه فصل دیگر با عناوین طلب، راه و احوال سالکان نگاشته است. در فصل «طلب» موضوع معراج، عمل به توحید و مراحل سلوک، مرید و مراد در رابطه با بحث عشق الهی بررسی شده است. فصل دوم «راه» نام دارد. ویلیام چیتیک بحثش را از دین و زیباییِ تأله آغاز می‌کند و به شریعت و طریقت و حقیقت و معرفت حق پیوند می‌زند. فصل ششم آخرین فصل از بخش «حیات عشق»، «احوال سالکان» نام دارد. مؤلف در این فصل از معرفت و عشق آغاز می‌کند و به بحث رؤیت خدا می‌رسد. آخرین بخش کتاب با عنوان «غایت عشق» فصول هفت تا نه را دربر می‌گیرد. سیدحسین نصر کتاب عشق الهی اثر ویلیام چیتیک را یکی از هوشمندانه‌ترین و معتبرترین آثاری دانسته است که تاکنون در موضوع عشق در معنویت اسلامی به زبان انگلیسی نگاشته شده است. برخی افراد ممکن است این اثرا ناقص توصیف کنند زیرا فقط تا سدۀ 6/12 را بررسی می¬کند و به برخی از منابع نپرداخته است، نصر در پاسخ به این دسته از افراد می¬گوید: «این ایراد وارد نیست، زیرا مبتنی بر جهل نسبت به ماهیت شکوفایی تاریخی نسبت به سنت معنویت اسلامی است. آری، بسیاری از نویسندگان مسلمان پس از سدۀ 6/12 آثار مهمی در زمینۀ عشق به نظم و نثر تألیف کرده¬اند، ولی سدۀ 6/12 نقطۀ عطفی برای سده¬های بعد بود و محدود داشتن خویش به سده¬های متقدم¬تر به معنای غفلت از هیچ¬یک از تعالیم اساسی معنویت اسلامی در باب عشق نیست.»(ص15) از نکات مهم در باب کتاب عشق الهی این است که عارفاني که در این اثر به آرایشان پرداخته می‌شود، عشق را نه بر مبنای توصیفات دیگران، بلکه بر مبنای تجربۀ خویش از عشق الهی توصیف کرده‌اند.درنهایت به‌ نقل از دکتر سیدحسین نصر می‌توان گفت، کتاب عشق الهی اثر تحقیقی بزرگی در زمینة عرفان اسلامی و همچنین رسالۀ ارجمندی در باب معنویت اسلامی به‌طورکلی است؛ «چیزی از حقیقت عرفان اسلامی، حقیقتی که همیشه از عشق به ذات احدیت و همچنین عشق به کثرات در پرتو ذات احدیت سرشار بوده است، از این رساله صادر می‌شود.»

    نظریه‌های فرآیند یادگیری
    سولماز وحیدی- حسن فلاحی
    اطلاعات
    چاپ اول: 1396
    224 صفحه

    کتاب نظریه‌هاي فرآیند یادگیری از دوازده فصل تشکیل شده است. فصل نخست با عنوان کلیات به مباحث کلی دربارۀ یادگیری و مفاهیم مرتبط با آن اختصاص دارد. فصول دوم تا پایان کتاب به گزارش کوتاهی از نظریه‌های یادگیری و مباحث کاربردی آن‌ها به‌ترتیب از ثرندایک، اسکینر، پاولف، گاتری، گشتالت، پیاژه، تولمن، بندورا، دونالد اولدهینگ هب و روان‌شناسی تکاملی اختصاص دارد. این اثر بیشتر به گزارش‌های کوتاه از نظریه‌ها می‌پردازد و برای کسانی مفید است که در پی آشنایی مقدماتی با این حوزه هستند.

 


صفحه 6 از 7