اطلاعات حکمت و معرفت

  • غزالي‌پژوهان معاصر ايران

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    غزالي‌پژوهان معاصر ايران

    بخش دوّم
    سيد مسعود رضوي
    بازخواني


    در این قسمت از مقاله غزالي‌پژوهان معاصر ایران، به تعداد معدودی از آثار و کتب به زبان پارسی توجه شده، و تالیفات و کتب قابل توجه و ارزشمندی مورد بررسی قرار گرفته است. در حد امکان و توان، چند اثر و مؤلفان آن آثار معرفی شده‌اند. طبعاً این مقدار و این همه پژوهش و توجه به حجت الاسلام محمد غزالی، بیانگر اثرگذاری و محیط وسیع آموزش‌هایش تا دوران حاضر است. البته انحصار تحقیق و تألیف در این باره و در این حوزه فراتر از چندین موردی است که در این مقاله  بدان پرداخته شده است، اما همین مقدار بازگوی اهمیت و اعتبار آن هست.
    ***
    2ـ‌ زرين‌كوب و فرار از مدرسه
    اگر فضل تقدم در غزالي‌پژوهي به زبان فارسي، در انحصار حضرت علامه جلال‌الدين همايي بوده و «غزالي‌نامه»‌ وي در شمار آثار درجه اول پژوهش معاصر به حساب مي‌آيد، اثر شيواي استاد فقید ادب و تاريخ و فرهنگ ايران، زنده‌ياد دكتر عبدالحسين زرين‌كوب به نام « فرار از مدرسه » دربارة زندگي و انديشة ابوحامد غزالي1، مشهورترين و پرخواننده‌ترين تك‌نگاري‌ معاصر به زبان فارسي قلمداد مي‌شود.
    آثار دكتر زرين‌كوب، به دليل نثر زيبا و كيفيت بالا، از جمله كتب پرفروش و پرخواننده در كشور ماست. به نحوي كه بارها مجموعه آثار او در تيراژهاي وسيع منتشر شده است. واپسين چاپ مجموعه آثار وي را انتشارات سخن برعهده دارد. برخي آثارش عبارت است از:
    دو قرن سكوت/ تاريخ مردم ايران پيش و پس از اسلام/ بامداد اسلام/ كارنامه اسلام/ ارزش ميراث صوفيه/ با كاروان حلّه/ نقد ادبي/ نه شرقي، نه غربي، انساني/ سّر ني/ پله پله تا ملاقات خدا/ تاريخ در ترازو/ و ...
    در كتاب نغز «فرار از مدرسه»، روايتي منسجم و پركشش از زندگي، فكر و نوشته‌هاي غزالي را مرور مي‌كنيم. دكتر زرين‌كوب در مقدمه مي‌نويسد:
    «غزالي، اگرچند به گفته يوليوس اوبرمان محصول و تصوير محيط فرهنگي روزگار خويش است و آثارش روي هم رفته كنش و واكنش قواي گوناگون مؤثر در پيدايش فرهنگ اسلامي آن روزگاران را نشان مي‌دهد، ليكن زندگي او ـ به عنوان زندگي يك دانشمند و يك انسان‌ ـ در عين حال مجموعه‌اي است از كشمكش‌ها و دگرگوني‌هاي يك رُمانِ پرماجرا كه شايد دنبال كردن آن براي خواننده  عادي نيز همچون پژوهندة تاريخ و فلسفة اسلامي جالب و دلچسب باشد. هرچند آنچه في‌المثل ژان لاهور شاعر فرانسوي از غزالي و رباعياتش پرداخته است خوانندة رمان را نيز در گردوغبار افسانه‌ها و انديشه‌هاي خيامي گم مي‌كند».2 
    وي با اشاره به «غزالي‌نامه» استاد همايي و آثار برخي اروپائيان درباره غزالي، لزوم تحقيقاتي تازه را درباره ابوحامد ضروري مي‌داند. آنگاه كتاب خود را همچون افسانه‌اي دلكش بر بستر تاريخ و انديشه آغاز مي‌كند. فرار از مدرسه در ده فصل تدوين شده است: كودکي و نوجواني / درس امام الحرمين/ لشكرگاه/ در نظاميه بغداد/ فرار از مدرسه/ در كشمكش‌ رهايي و گريز/ سبك و آثار/ بازگشت/ و مدرسه يا خانقاه؟
    بي‌ترديد، نثر و سبك ويژة شادروان دكتر زرين‌كوب، مزيتي بزرگ بر اين اثر ارجمند است. اين نكته را خواننده از همان سطرهاي اول درمي‌يابد: «در آن روزِ ناشناختة سال 450 هجري، وقتي در خانة  پيشه‌وري كم‌مايه اما پرهيزكار از اهلِ طابران طوس پسري به دنيا آمد، نزد خدا در يك لحظه سعادت، عالي‌ترين رؤياي عمر خويش را در حال تحقق يافت. سال‌ها بود كه محمد  در دكّان محقري در این شهر كوچك خراسان پشم‌ريسي مي‌كرد و از معاملة آن زندگي خانوادگي خويش را راه مي‌برد. شغل وي نه درآمد داشت و نه افتخاري. چيزي از نوع كار يك جولاه بود كه همه جا پيش خلق تحقير مي‌شد.
    اما وقتي مرد، با اخلاص و علاقه‌اي كه به فقيهان و صوفيان ـ به هر دو طبقه ـ داشت، به مجالس آنها مي‌رفت از اينكه اينان وي را با يك نام پرآب و تاب عربي ـ غزال ـ صدا مي‌زدند احساس غرور مي‌كرد. در بازار نيز كساني كه مي‌خواستند با ادب و حرمت با وي رفتار كنند، وي را به همين نام مي‌خواندند: غزالي ...».3
    به رغم اين همه جذابيت و نثري كه حامل نوعي دراماتيزاسيون است، اصلاً از اعتبار علمي و تاريخي اين كتاب كاسته نشده، بلكه هنر و قدرت شگرفِ نويسنده، اين هر دو را به هم آميخته، براساس كثيري منابع درجه اول فارسي و عربي و انگليسي و فرانسوي و آلماني و حتي تركي استانبولي، دومين اثر برجسته درباره غزالي و به طور کلی يكي از بهترين منابع در اين عرصه را عرضه كرده است. دكتر زرين‌كوب، مباحث تخصصي‌تر و از جمله منابع دشوار و مسائل انتقادي يا برخي ملاحظات آكادميك را به پانوشت‌ها، و آنها را به آخر كتاب برده و آنچنان كه نگارنده روزي از ايشان پرسيدم، حكمت و هدف ايشان اين بود كه خوانندگان عمومي كتاب، لذت خواندن را به دليل توجه به پاورقي‌هاي پايين صفحه زايل نكنند و حلقه‌هاي وصل موضوع را گم ننمايند.4
    درباره رساله «مشكاة الانوار»، دكتر زرين‌كوب معتقد است كه «اين رساله كه نوعي اشراق روحاني را در تفكر ابوحامد عرضه مي‌كرد، فكر و كلام وي را در تعليم به جايي مي‌رسانيد كه آن را از حدّ و فهم ادراك اهل عصر بيرون مي‌برد. رنگ‌ اشراقي كه در اين تعليم هست، تحول ذهن غزالي را از كلام به تصوف و از قلمرو برهان به قلمرو مكاشفه نشان مي‌دهد».5 
    باري، همين مسئله، يعني « بعضي سخنان غزالي در مشكاة‌الانوار نيز در طي همين سال‌هاي بازگشت به نظاميه دستاويز جنجال شد»6 و «عوام‌الناس و علماي ظاهرگرا» در بين تهمت‌هايي كه به غزالي زدند، اتهام الحاد بود و گرايش وی به طرز فكر فلاسفه، مسئلة نور و ظلمت، و حجاب نوراني و ظلماني را كه وي در تفسير آيات نور و احاديث مربوط به حجاب بين انسان و خدا بيان كرده بود، دستاويزي كردند براي اتهام وي به مذهب مجوس ... فتنه‌جويان كه مي‌خواستند درس وي را به هر بهانه تعطيل كنند، به قدري در بدگويي مبالغه كردند كه سنجر نسبت به وي بدگمان شد و وي را به درگاه خواست».7 
    استاد زرین کوب، سپس شرحي خواندنی از غوغاي فقهای نشابور كه در لشگرگاه اجتماع كرده و خواهان مناظره با ابوحامد شده بودند مي‌دهد. از اكراه غزالي، و از حضور شاگردانش به جاي او و سرانجام الزام‌ سنجر به آمدن وي كه منجر به ديداري تاريخي شده گزارش می دهد و از این که غزالي با لحن بيان «پرشكوه عارفان و خالي از آز و نياز» خطاب به پادشاه جوان اندرزهاي عبرت‌آموز مي‌دهد، از جمله اينكه: «امراء ماضي ـ سلطان ملكشاه و آلب ارسلان و طغرل ـ از زير خاك به زبان حال مي‌گويند كه ... اي فرزند عزيز، زنهار زنهار ...»8 شرح اين وقايع را برخي مورخان و بزرگان ماضي نوشته‌اند و بهتر از همه در «فضايل الانام» مذكور است.
    دکتر زرین‌کوب معتقد بود: «چيزي كه زندگي فكري غزالي را به رغم انتقادهايي كه بر‌ آن وارد هست، عظمت و درخشندگي مي‌بخشد، صميميت و صدقي است كه در لحن بيان او هست و در گذشته فقط حاسدان و معاندان وي در قبولش ترديد داشته‌اند. در واقع، وقتي انسان كلام غزالي را در باب آنچه به حقيقت و يقين ديني مربوط است مي‌خواند، تمام دنياي اسلام را در حال شهادت مي‌يابد... براي خوانندة محقق، اين احساس دست مي‌دهد كه گويي دارد همه دنياي اسلام را در تمام سادگي و صفاي خويش مشاهده مي‌كند...».9 اشارات دكتر زرين‌كوب به اين قهرمان جذاب حكمت و معنويت و اخلاق، البته در ساير آثار وي نيز قابل ره‌گيري و مشاهده است. اما او مقاله مفصل ديگري به نام «غزالي در اعترافات و انديشه‌هايش» نگاشته، كه رساله‌اي هشتاد نود صفحه‌اي، اما بسيار پرمايه و خواندني است.10 اين رساله، برگزيده‌هايي از «المنقذ» و چند متن ديگر است كه دكتر زرين‌كوب مايل بود آن را «اعترافات» بخواند. و به نظر مي‌رسد، براي تذكر به خويش و ديگر محققان و اهل زمانه، اين برگزيده‌هاي غزالي را فراهم آورده و ترجمه كرده است.  پايان بخش مقاله نیز بخشي از رسالة «الجام العوام» است كه گويا «اين رساله را غزالي در آخرين روزهاي عمر خويش ـ در جمادي الآخر 505 ـ نوشته باشد...».11

    3ـ سيدجلال‌الدين آشتياني و نقد تهافت الفلاسفه
    اگر از فضاي همدلانه‌اي كه دكتر زرين‌كوب براي قهرمان پرشورش در عرصة حكمت و معنويت و فرهنگ خلق كرده است كمي دور شويم، آن سوتر به دانشور نامدار حكمت و عرفان، استاد فقيد سيد جلال‌الدين آشتياني ـ قدس‌الله نفسه الزّكيه ـ برمي‌خوريم كه در هيئت دادستاني همدل با حكمت و عرفان، كيفرخواستي به نام غزالي تهيه كرده است و هيچ ملاحظه‌ و تعارفي هم، او را از حمله و نقد صريح غزالي باز نمي‌دارد. «نقدي بر تهافت الفلاسفه غزالي»12 تندترين و بي‌پرواترين انتقاد به حجت الاسلام ابوحامد محمد غزالي و موقعیت او در تاريخ عقل ايراني در عصر تمدن اسلامي است.
    كتاب «نقدي بر تهافت الفلاسفه غزالي» ابتدا به صورت مقالاتي مسلسل در« مجله كيهان انديشه» در دهه 1370 به چاپ رسيد. سپس با تنقيح و اضافات، در هيئت كتابي نسبتاً مفصل نشر شد. استاد آشتياني در ابتدا به تكريم غزالي مي‌پردازد و مي‌نويسد: «به مناسبت نهصدمين سال تولد ابوحامد، عارف نامدار و استاد متبحر در معارف ذوقيه و محقق در علوم نقليه، حجه‌الاسلام غزالي، متكلم اشعري مذهب، دانشمندان نامدار در عظمت اين مرد بزرگ مطالبي نوشته و به طور اجمال آثار علمي و تأليفات جاودانة وي را معرفي كرده‌اند. بدون ترديد، غزالي از دانشمندان بزرگ اسلام و از جمله اشخاص نادري است كه در زمان خود، آثارش مورد توجه اكابر و اعلام قرار گرفت. جان كلام آن كه تا علوم و معارف اسلامي باقي است، آثار او ارزش خود را حفظ خواهد كرد و دانشمندان بيش از پيش به اهميت آثار وي توجه خواهند نمود». 13
    اما وقتي استاد آشتياني به «تهافت الفلاسفه» و لشکرکشی نقدهاي غزالي به گنج‌هاي فلسفي مي‌رسد، اين زبان و اين ملاحظات توأم با احترام، بدل به گزش و نقدي تند مي‌شود. شرح موضوع به قلم مرحوم استاد چنين است: «حقير نه در دوران طلبگي و نه در دوران نگارش آثار فلسفي و عرفاني، اين اثر غزالي را نديده بودم؛ ولي از اين كه خواجه و ميرداماد و ملاعبدالرزاق لاهيجي و قبل از آنها، حكما و محققان در حكمت اشراق و اتباع مشّاء، مطلقاً متعرض‌ مطالب اين كتاب شده‌اند (و فقط صدرالمتألهين در امور عامّة اسفار در يك مورد او را مورد مؤاخذه قرار داده) در شگفت‌بودم... بعد از مطالعة اجمالي در مطالب كتاب «تهافت» حيرت كردم و خنده‌آور آن كه ناشري كه ترجمة فارسي اين اثر منيف را معرفي كرده، نوشته است: اثر كوبندة  تهافت الفلاسفه غزالي بر پيكر فلسفه چنان مؤثر واقع شد كه به كلي حكمت را از رواج انداخت. نگارنده بدون مراجعه به ردّ حكيم دانا قاضي ابوالوليد ابن رشد، مطالب اين كتاب را مورد دقت قرار داده و قسمتي را كه در الهيات نوشته، نقل و پيرامون تحقيقات رشيقه او بحث و اين تحفه ی نطنز را معرفي خواهم كرد.
    يكي از آثار مشهور ابوحامد، كتاب تهافت الفلاسفه است كه مورد علاقه هر منغمر در اوهام و خرافات است. غزالي اين اثر را زماني نوشته‌ است كه يك متكلم اشعري مسلك و مبتلا به تمويهات و تلبيسات ابوالحسن اشعري بوده، به اضافه اجتهاداتِ ناشيانه و ناپختة خود وي در مباني اشاعره». 14 
    در مکتوبات آشتياني، هر چند گرايش و تكلّفي علمايي ديده مي‌شود اما، من حيث المجموع، نثري زنده و پرشور دارد. خاصه در مراتبي كه وي به نقد مخالفان علوم عقلي و دشمنان حكمت و فلسفه مي‌پردازد.
    او در نقد اظهار نظري از دكتر محمد خوانساري مي‌نويسد: «آقاي دكتر خوانساري از فيلسوف بارع، استاد علوم اسلامي، قاضي ابوالوليد بن رشد، ناراحت شده‌اند كه چرا از غزالي تعبير به هذا الرجل و الرجل و ... كرده است. اين غزالي است كه قبل از ابن رشد عفت در بيان و تحرير ندارد و با عباراتي توهين‌آميز از اكابر فن فلسفه، مانند شيخ فارابي و شيخ الرئيس ابن‌سينا اسم مي‌برد و آنان را در عداد كفار قرار داده است و در احياء‌العلوم نيز با تعبيرات زشت از آنها اسم مي‌برد...».15
    گذشته از اين تندگويي‌ها، نقد استاد آشتياني بسيار گسترده است و شامل و مشمول گذشته و حال و متقدمان و متأخران بسياري مي‌شود. مثلاً در نقد نظريات يكي از غزالي‌پژوهان معاصر مي‌گويد: «اين كه جناب دانشمند آقاي سروش نوشته است، مولانا و غزالي هر دو جبري مذهب‌اند؛ بين جبر و جباري، فرق نمي‌تواند بگذارد. تصور توحيد در افعال و جمع آن با اختيار، محتاج به بنيه علمي بسيار قوي است و خود مولانا جواب ايشان را داده است: اين نه جبر است معنيِ جبّاري است».16
    آشتياني، بيان اول خود را در باب «علل مخالفت اشاعره و معتزله يا فلسفه و نحوه ظهور ايشان» قرار داده و افزون بر دوران نخستين، به مسائل مشابه كه ميان فلاسفه و فقهاء و اصوليين و اخباريين در عصر صفويه رخ داده نيز اشاره مي‌كند و همة آنها را در يك مجموعه و مشابه مي‌داند. نقد و زبان تند او فقط شامل غزالي ضد فلسفه نيست. به مجلسي حديث‌گرا هم مي‌رسد : «لذا مجلسي ـ اعلي‌الله مقامه ـ از ترس باران پناه به ناودان برده و به كلي نفس و تجّرد ملائكه مقرّب حق را نفي كرده و حكم به كفرِ قائلان به تجّرد غير حق كرده است...».17 همچنين است درباره آباء مكتب تفكيك، خاصه ميرزا مهدي اصفهاني و شاگردان و كتاب معروفش «ابواب الهدي»، و معتقد است كه «اين جماعت به اخباري مسلكان شباهت دارند»18 و«بحث در اين است كه شما عمق مطلبي را در نيافته‌ايد، چرا آن را انكار مي‌كنيد و معتقدان به آن آثار را تكفير مي‌نماييد».19
    استاد آشتياني در فصل دوم با عنوان «بيان غزالي در توحيد الهي و نقد آن» هشت مسئله از مقدمة كتاب تهافت را مورد توجه قرار داده و نقد مي‌كند. در اينجا وارد بحث‌هاي دقيق فلسفي شده و به روشي تركيبي كه به انگاره‌هاي صدرايي نزديك است، گزاره‌هاي ضدفلسفي غزالي را مورد بحث قرار داده و سستي پايه‌هاي آن را عيان مي‌كند. در بيان او نوعي تطبيق هست و همزمان نظرات مشابه متفكران و مجادلان فلسفه، از فخر رازي تا شيخ مجتبي قزويني را مورد بحث و انتقاد قرار مي‌دهد. در اين فصل، جستارهاي جالبي زيرعنوان «رابطه فقها با فلسفه و عرفان»20 آمده است و به برخي اظهارات فاقد مباني محكم از سوي صاحبان افتاء به درستي خرده مي‌گيرد كه ورود در مباني و مسائل ندارند، اما اظهارنظرهاي تند مي‌كنند. «ولي آنان كه صاحب ورع بودند، پا را از حد فراتر نگذاشته، بي‌طرف بودند و به تكفير و ناسزا نمي‌پرداختند».21 
    از فصل دوم به بعد، استاد آشتياني نقد خود را گسترش داده و فراتر از بحث‌هاي «تهافت الفلاسفه» و غزالي، به دفاعي وسيع از فلسفه و حكمت در برابر منتقدان آن، از متكلمان و اخبارگرايان و فقهاء روي مي‌آورد. شايد تصور شود كه استاد، فاقد نظم وافي به جهت نقد اثري خاص بوده است. اين تا حدودي صحيح به نظر مي‌رسد، اما غناي مطالب و كيفيات مباحث متعدد و پرسش‌هاي چند وجهي آشتياني، زمينه محكمي براي فهم مباني و موضوعات و نتايج فلسفه‌ستيزي غزالي فراهم مي‌آورد. او به سياق صدرالمتألهين، از فلسفه به حكمت و از آن به عرفان مي‌رسد و ابايي از بيان استدلالي در پرتو آيات و احاديث محكم و متواتر ندارد. تحرير و تفسير نظريات شيخ‌الرئيس و ديگر حكما را هم در مواردي كه غزالي بدانها انتقاد كرده، با همين شيوه دنبال كرده است. از جمله در سه فصل آخر: «تحقيقي عرشي در وحي»، «تحقيقي در صدور كثرت از وحدت» و «بحث در اثبات مبداء وجود». در اين فصول، حقیقتا قوت فكر و تشخص استدلال نويسنده در نقد ابوحامد، يادآور فلاسفه و متكلمين ماهر متقدم است.
    4ـ سنجش منطقي و معرفت‌شناسانه غزالي به قلم ابراهيمي ديناني
    غزالي، حقيقتاً از مجادله با فلسفه چه هدفي را دنبال مي‌كرد؟ يكي از محققان فلسفة اسلامي، معتقد است: «هرچند غزالي عليه مشروعيت معرفت‌بخش بودنِ عقل‌ورزي داد سخن مي‌دهد، اما از تأكيد بر عقلانيت بيشتر موضع خود دست بر نمي‌دارد. همين ديدگاه را غزالي در كتاب «تهافت الفلاسفه» نيز كه كتابي معروف عليه فلسفه است نشان مي‌دهد. از لحاظ عقيدتي، فلسفه به اندازة اسماعيليه خطرناك است و غزالي در كتاب تهافت مي‌خواهد مبرهن سازد كه فلاسفه قادر نيستند از لحاظ نظري حقايق ديني را اثبات كنند. به هر حال، او با ابرازِ مرجعيت و وحيِ الهي به جنگ فلاسفه نمي‌رود، بلكه از همان شيوه استفاده مي‌كند. به اين معنا، شايد غزالي حتي موضعي عقل‌گرايانه‌تر از ابن رشد دارد كه در كتاب‌هايش «فصل المقال» و «تهافت التهافت» كوشيد فلسفه را به آموزه‌اي تبديل كند كه هر چند به شريعت نزديك نيست، اما لااقل با آن تعارض ندارد؛ نه اينكه كلام را همچون يك نظام عقلاني توصيف كند. برعكس، غزالي دين و فلسفه را از هم كاملاً متمايز مي‌داند و از عدم تحويل ذاتي اين دو موضوع به يكديگر آگاه است».22
    اين موضوع و نظريه درباره ديدگاه فلسفي غزالي، مي‌تواند ما را در فهم موضع دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني، استاد فلسفة دانشگاه تهران و كتاب وي درباره غزالي ياري دهد.23
    برخي كتاب‌هاي دكتر ديناني عبارت است از: قواعد كلي فلسفي در فلسفة اسلامي ـ 3 جلد/ شعاع انديشه و شهود در فلسفه ی سهروردي/ معاد از ديدگاه حكيم مدرس زنوزي/ اسماء و صفات حق/ وجود رابط و مستقل در فلسفه اسلامي/ نيايش فيلسوف/ ماجراي فكر فلسفي در جهان اسلام ـ 3 جلد/ دفتر عقل و آيت عشق ـ 3 جلد/ فيلسوف گفتگو ـ خواجه نصيرالدين توسي/ و درخشش حكمت مشاء در فلسفة ابن رشد.
    ديناني با اين كارنامة درخشان در پژوهش فلسفي و كلامی– و حتي عرفاني (در دفتر عقل و آيت عشق)- بي‌شك يكي از موثق‌ترين كساني است كه مي‌تواند نسبت به آراء بحث‌انگيز غزالي توجه نشان دهد. او معتقد است: «... نمي‌توان ترديد داشت كه غزالي براي نخستين بار در جهان اسلام به نوشتن كتاب تهافت الفلاسفه اقدام كرد و با قدرت بي‌سابقه‌اي، مسائل فلسفي را مورد انتقاد قرار داد. او در اين عمل و رويارويي با فلاسفه، نوعي ابتكار از خود نشان داد».24
    ديناني در مقدمه‌اي مفصل بر كتاب، نكات جالب و متعددي دربارة زندگي و انديشه و ريشه‌هاي آراء غزالي مطرح مي‌كند. از جمله: «غزالي با نوشتن كتاب تهافت، بزرگ‌ترين ضربه‌ها را بر پيكر فلسفه وارد ساخت و به عقيده خود، علم دين را از علوم بيگانه جدا نمود. نشر آثار او، روح ديني را در مردم تقويت كرد و نشاط مذهبي را گسترش داد... علم كلام بعد از غزالي علي‌رغم خواسته‌هاي او، به راه‌ ديگری قدم گذاشت و بيش از آنكه به ذوق و مشرب غزالي نزديك گردد، به مسلك فلاسفه و مشرب معتزله نزديك گرديد».25
    اما كتاب ديناني، اگرچه عنواني فلسفي دارد، بسیار به مباحث كلامي پرداخته است. در فصل اول با عنوان «آيا منطق منشاء آسماني دارد؟» از تاريخ كهن و نحله‌هاي منطق سخن مي‌گويد و سپس به موضوع «شك غزالي» مي‌پردازد: «ترديدي نيست كه حجت‌الاسلام غزالي در مدتي از زندگاني خود، دچار شك گشته و در برهه‌اي از عمرش، با بحران سهمناك ترديد رو به رو بوده است. اين مسئله نيز مسلم است كه شك وي، يك شك دستوري نبوده و نمي‌خواسته شك را پايه و اساس يك روش فلسفي و نظام فكري سازد».26
    شك غزالي، موضوعي ديني و ايماني بود. نوعي رجعت و توبه از خطاهاي علمي، عيني و ذهني. لذا مي‌بينيم كه غزالي «علي‌رغم مخالفت و دشمني شديدش با فلاسفه، به يك معني خود وي در زمره فلاسفه قرار گرفته و از اصحاب عقل به شمار مي‌آيد؛ زيرا وي از يك سو، علم را تعيين عقلي دانسته و از سوي ديگر كوشيده است كه بدون علم و برهان، درباره امور سخن نگويد».27 غزالي به رغم اين نظر استاد ديناني، هيچگاه فيلسوفي به معناي منطقي و در حصر عقل‌گرايي و برهان آزمايي به معنايي كه در فارابي و ابن‌سينا و حتي ملاصدرا مي‌بينيم، نبوده است. دغدغة او شريعت و حفظ خلوص در برابر اراده الهي و مسائل اخلاقي بوده است.
    توجه غزالي به موازنة ميان عالم محسوس و معقول، و نيز مفاهيم معجزه و خواب و وحي و بطور كلي نبوت، از ظريف‌ترين ديدگاه‌هاي متكلمانه در تاريخ اسلام است. همچنين بحث درباره پيامبر و مقام وي و روح قدس نبوي در وجود ايشان، همگي مباحثي كلامي است. بحث وي در «علم» نيز متكلمانه و درون ديني است. از جمله آنجا كه غزالي مي‌گويد: «... والعلم فوق الايمان والذوق فوق‌العلم و الذوق وجدان و العلم قياس و الايمان قبول مجرّد بالتقليد و حسن الظن باهل الوجدان او باهل العرفان...»
    «در اين عبارت، غزالي علم را فوق ايمان دانسته و ذوق را فوق علم به شمار آورده است. از سخن وي برمي‌آيد كه مقصودش از ایمان، مرحله‌ای از ایمان است که از طریق تقلید حاصل می‌شود. در این صورت به آساني مي‌توان پذيرفت كه علم فوق ايمان است؛ ولي اگر ايمان از راه ذوق و وجدان به دست آمده باشد، بدون ترديد اين ايمان از عمل بالاتر است؛ چنانكه ذوق نيز در همين عبارت، فوق علم شناخته شده است. ذوق در اينجا عبارت است از عطيه‌اي الهي كه به پيغمبران داده شده و اولياء نيز از آن برخوردارند».28
    ديناني در فصول مختلف كتاب، قريب به يكصد موضوع را از آثار غزالي استخراج کرده و مورد بحث قرار داده است. اغلب و بلكه قريب به اتفاق مباحث، از منظر كلام و با توجه به درک خاص غزالي از فلسفه مورد بحث قرار گرفته است. از ص 356 كتاب، فصل «تحقق معقول و حيرت عقلا»، صبغة فلسفي كتاب افزايش يافته و مباحث منطقي و معرفت‌شناسانة نغز ـ به بهانه ديدگاه‌هاي غزالي مطرح شده كه خوانندة علاقمند مي‌تواند به عنوان يك دوره فلسفة كلاسيك اسلامي آن را قلمداد كند. كتاب «منطق و معرفت از نظر غزالي» از كتاب استاد آشتياني منظم‌تر است، اما مي‌توانست در دو بخش كلام فلسفي و ملاحظات فلسفي تدوين شود و يا حتي به دو كتاب مجزا تقسیم شود. بي‌شك امام ابوحامد محمد غزالي و آراء و آثارش مي‌تواند مكرر و در هر زمان مورد توجه اهل نظر باشد، با مقالات و كتاب‌هايي از منظرهاي مختلف.29 والسلام

    پي نوشت ها
    1. فرار از مدرسه، درباره زندگي‌ و انديشه ابوحامد غزالي، دكتر عبدالحسين زرين‌كوب، موسسه انتشارات اميركبير، چاپ سوم 1364 // 2. همان، مقدمه، ص هفت // 3. همان، ص 1 // 4. حضرت استاد زرين‌كوب در بهار 1373، نگارنده را به عنوان خبرنگار روزنامه همشهري به حضور پذيرفتند و ضمن گفتگویي كه با ايشان داشتم اين نكته را فرمودند. // 5. همان // 6. همان، ص 169 // 7. همان، صفحات 170 و 171 // 8. همان، ص 172 // 9. همان، ص 207 // 10. با كاروان انديشه، مقالات و اشارات در زمينه انديشه و اخلاق، دكتر عبدالحسين زرين‌كوب، انتشارات اميركبير چاپ اول 1363، صفحات 123 تا 205 // 11. همان، ص 195 // 12. نقدي بر تهافت الفلاسفه غزالي، استاد سيد جلال‌الدين آشتياني، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ اول 1378 // 13. همان، ص 13 // 14. همان، صفحات 14 و 15 // 15. همان، ص 25 // 16. همان، ص 104 // 17. همان، ص 38 // 18. همان، ص 45 // 19. همان، ص 46 // 20. همان، ص 77 // 21. همان، ص 80 // 22. تاريخ فلسفه اسلامي، جلد اول، زيرنظر دكتر سيدحسين نصر و اليور لمين، انتشارات حكمت، چاپ اول، 1383 مقاله «غزالي»، نوشته ماسيمو كمپنيني، ترجمه دكتر محمود خاتمي، ص 450 // 23. منطق و معرفت از نظر غزالي، دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني، مؤسسه انتشارات اميركبير، چاپ اول 1370 // 24. همان، ص 24 // 25. همان، ص 25 // 26. همان، ص 61 // 27. همان، ص 121 // 28. همان، ص 189 // 29. زندگينامه استادان همايي، زرين‌كوب و آشتياني در اين مقاله، از يادنامه‌هاي ايشان، به نام يادنامه همايي، درخت معرفت و خرد جاودان از انتشارات هما، سخن و فرزان روز استخراج و تلخيص شده است.

 
  • معرفي كتاب

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفي كتاب




    تاریخ به روایت فلسفه
    احمد محمدپور
    لوگوس
    چاپ اول: 1396، 618 صفحه

    کتاب تاریخ به روایت فلسفه: از هرودت تا آلن بدیو سرگذشت فلسفی تاریخ نگاری از منظری بین رشته ای است که هدفش بازنگری مفاهیم، نظریه  ها و روش  های مسلط در پژوهش  های تاریخی است. این اثر مشتمل بر یازده فصل است. فصل نخست با عنوان «مفاهیم و بنیان‌ها» به برخی از مفاهیم مطرح نظیر امکان  پذیری معرفت تاریخی، سطح تحلیل، تفهم، قانون، روایت، تفسیر، عینیت، وفاق، تجمیع، مقایسه و نگارش تحقیق برای علوم تاریخی می  پردازد. فصل دوم با عنوان «نوع‌شناسی تبیین»، ضمن بررسی مفهوم تبیین به ارتباط آن با مفاهیم تفسیر، تفهم، علّت و فرضیه و طبقه  بندی انواع تبیین از حیث نوع، سطح و استدلال  می  پردازد. پرسش اصلی فصل سوم با عنوان «مبانی استدلالی» این است که: استدلال خوب و علمی چگونه ساخته و ارائه می  شود؟ چهارمین فصل با عنوان «تاریخِ تاریخ نگاری» به مهم‌ترین تحولات نظری و روشی از هرودت و توسیدید تا قرن بیست و یکم اختصاص دارد. فصل پنجم، «پیوستار قاره‌ای  ـ تحلیلی»، دانش تاریخ را از دو منظر فلسفة قاره ای و تحلیلی می‌نگرد و اشارت  های فلسفی و روش‌شناختی هر یک را درک و تبیین رویدادهای تاریخی را یادآور می‌شود. فصل ششم، «فراسوی رئالیسم» مهم  ترین تغییرات معاصر پسااثباتی را در حوزۀ تاریخ‌نگری و تاریخ‌نگاری تصویر می  کند. فصل هفتم، «فلسفه  های وجودی تاریخ: اگزیستانسیالیسم و پدیدارشناسی» به این پرسش پاسخ می  دهد که چه نسبتی میان رویداد، زمان و ساختار وجودی انسان نهفته است؟ فصل هشتم، با عنوان «نقد فرهنگ و پرابلماتیک بازنمایی: پراگماتیسم، نظریة انتقادی و مطالعات فرهنگی» فرهنگ را همچون میدان کنش و آفرینش  های مداوم و متضاد بررسي مي كند. فصل نهم، «فلسفه‌های پراکنده: دریدا، دلوز و ژیژک» به آرای متفکرانی می پردازد که نگاهی غیرخطی، غیرانباشتی و ضدتاریخی به سوژه و هویت آن دارند. فصل دهم، «چپ نو: آگامبن و بدیو» دربارة امکان خروج از انسداد مدرنیته، تنها بخش اندکی از تلاش  های آگامبن و بدیو در خلال دو دهة اخیر هستند. فصل یازدهم، «سخن آخر» با پس گفتار و جمع  بندی مؤلف پایان می  پذیرد.

    تاریخ موسیقی غرب
    پیتر بِرک هولدر و دیگران
    کامران غبرایی
    کتاب‌سرای نیک
    چاپ اول: 1396، 1416 صفحه

    کتاب تاریخ موسیقی غرب حاصل پژوهش گروهیِ ج.پیتر برک هولدر، دانلد جِی گراوت و کلاود و. پالیسکا است. کامران غبرانی این اثر را بر اساس هشتمین ویرایش به فارسی ترجمه کرده است. این اثر از شش بخش تشکیل شده است. بخش نخست با عنوان «دوران باستان و موسیقی قرون وسطي» دربرگیرندۀ شش فصل از موسیقی  های نخستین در یونان و روم باستان تا موسیقی فرانسوی و ایتالیایی در سدۀ سیزده و چهارده است. بخش دوم با عنوان «رنسانس» از شش فصل دیگر تشکیل شده است. مؤلفان در این بخش، تاریخ تحولات موسیقی را از اروپای 1400 تا ابتدای قرن هفدهم گزارش می  کنند. بخش سوم با پنج فصل منحصرا بر «موسیقی قرن هفدهم» تمرکز دارد. بخش چهارم با شش فصل به «موسیقی سدۀ هجدهم» اختصاص دارد. این بخش با تحولات موسیقی در نیمۀ نخست سدۀ هجدهم در ایتالیا و فرانسه آغاز می‌شود، به آهنگسازان آلمانی در روزگار پایانی باروک، سبک و ذوق موسیقایی در عصر روشنگری، اپرا و موسیقی آوازی در آغاز دوران کلاسیک می  پردازد و در نهایت با موسیقیِ سازی و موسیقی کلاسیک در پایان سدۀ هجدهم به پایان می  رسد. بخش پنجم کتاب با هفت فصل به «تاریخ موسیقی در سدۀ نوزدهم» اختصاص دارد که برخی از آن ها عبارتند از: انقلاب و تحول، نسل رمانتیک؛ مجلسی و کرال، اپرای رمانتیک و نمایش موسیقایی تا میانۀ سده، اپرا و نمایش موسیقایی در نیمۀ پایانی سدۀ نوزدهم، واپسین جریا ن  های رمانتیک گرایی در آلمان و اتریش، سنت  های واگر در نیمۀ پایانی سدۀ نوزدهم. بخش ششم بخش پایانی کتاب است که تاریخ موسیقی را در سدۀ بیستم و پس از آن در شش فصل بررسی می  کند. فصول بخش پایانی، بسیار جذاب و خواندنی  اند و به ترتیب عبارت‌اند از: نیمۀ نخست سدۀ بیستم، مدرنیسم و سنت کلاسیک، میان دو جنگ جهانی؛ جز و موسیقی عامه پسند، میان دو جنگ جهانی: سنت کلاسیک، جریان  های متنوع در روزگار پس از جنگ، موسیقی از 1970 به این سو.

    تاریخ مذهبی اروپا
    پاتریسیا بریِل
    محمدجواد محمدی
    اطلاعات
    چاپ اول: 1396، 624 صفحه

    کتابِ تاریخ مذهبی اروپا به قلم پاتریسیا بریل دربارۀ رابطۀ تحولات تاریخی – اجتماعی با دگرگونی های مذهبی در اروپای مسیحی است. نویسنده، تقسیم و عنوان‌بندی فصول کتابش را بر اساس سده  های مختلف تنظیم کرده است و این یعنی کتاب از قرن اول آغاز و با قرن بیستم به پایان می  رسد. محمدجواد محمدی در مقدمۀ مترجم دربارۀ کتاب چنین نوشته است: «این اثر با بررسی بزنگاه  های تاریخی و تحلیل جریان های مهم، مسیر حرکت دین در اروپا را برای خواننده روشن می  سازد... مطالعۀ این اثر قطعا در افزایش آگاهی ما نسبت به فرهنگ باختر مؤثر و سودمند خواهد بود؛ زیرا شناخت دین در یک جامعه، عمیق  ترین لایه  های فکری و فرهنگی آن جامعه را بر ما آشکار می  سازد»(ص 8). مترجم، همچنین بر این نظر است که مطالعۀ این اثر در شناخت و تعامل با غرب و همین  طور هویت  یابی جوامع شرقی و اسلامی سودمند خواهد بود. فصول بیست  گانۀ کتاب که در ادامه نامشان ذکر می  شود، هر کدام به ترتیب نام یک قرن و به عبارت دقیق  تر شاخصۀ یک قرن‌اند که به ترتیب از سدۀ نخست تا بیستم ذکر می  شوند: تولدی کُند و دردناک، آنگاه که مسیحیت کلیسا شد، رویارویی، تنها دین حکومتی، گسست امپراتوری 1، گسست امپراتوری 2، تهدید اعراب، بحران تصویرشکنی، عصر کارولنژی، نوسازی رهبانیت، اصطلاحات گرگوار، گوناگونی و رویارویی، اوج قرون وسطی، بحران در دستگاه پاپ، بحران شوراها، اصلاح دینی، نوسازی کاتولیکی، خرد در برابر ایمان، ضربة مدرنیته، دوران وحدت گرایی. مترجم برای رفع ابهامات احتمالیِ متن که ممکن است برای خواننده پیش آید، با افزودن توضیحاتی، این مشکل را رفع کرده است. همچنین در انتهای هر فصل، تصاویری از آثار هنری و در مواردی شاهکارهای تاریخی مرتبط با موضوع را ضمیمه آورده است که نه تنها به غنای مطلب می افزاید بلکه تجسم مفاهیم و حوادث را راحت  تر می  کند. این اثر برای تمام افرادی که به مباحث موضوعی تاریخ علاقه‌مندند، پژوهشگران تاریخ مذهبی و تاریخ تطبیقی بسیار سودمند و راهگشاست.

    مردم:
    انتخابات، مجلس و حکومت استبدادی از نظر امام خمینی و دیگران
    فرج محمدقلی زاده
    آیدین
    چاپ اول: 1396، 536 صفحه

    در پیش‌گفتارِ فرج محمدقلی زاده بر کتاب چنین آمده است: «حدود دویست سال پیش، نزاع سنت و تجدد در ایران درگرفت. این نزاع، در عصر مشروطه، به نهایت رسید. فقیهان عصر مشروطه در مواجهه با نزاع مذکور به دو گروه عمده تقسیم شدند: سر سلسلة گروهی، آخوند محمدکاظم خراسانی و گروه دیگر شیخ فضل الله نوری بود... در این تحقیق با ارائة مستندات زیاد، مشخص شد که متاسفانه نزاع دویست سالة سنت و تجدد، ممکن است رنگ عوض کرده باشد، اما خاتمه پیدا نکرده و هنوز با شدت تمام ادامه دارد. پر واضح است که تداوم این همه چالش و نزاع، خسارت‌های مادی و معنوی زیادی بر مردم ایران تحمیل می  کند». این تحقیق مشتمل بر پنج فصل است و به صورت کتابخانه  ای و با رویکرد توصیفی و تحلیلی انجام شده است. ادامۀ پیش‌گفتار به بیان مسئله، اهمیت و ضرورت تحقیق، سؤال  های تحقیق، روش، منابع، پیشینه و در نهایت هدف یا نتیجه اختصاص دارد. برخی از مهم  ترین پرسش  های این پژوهش عبارت‌اند از:  آیا امام خمینی و شاگردان و همراهان ارشد او مثل مرتضی مطهری و سید محمد حسینی بهشتی، قبل از پیروزی انقلاب، در ادارۀ امور جامعه، تعیین نوع و شکل حکومت، عزل و نصب حاکمان، مردم را صاحب حق می  دانستند و برای مردم نقشی تعیین کننده قابل بودند یا آنان را مکلف، تابع و پیرو خود می‌خواستند؟ آیا امام خمینی و همراهان ارشد او در نزاع سنت و تجدد، جریان فکری تاریخی آخوند خراسانی را تداوم می  بخشیدند یا جریان فکری تاریخی شیخ فضل الله نوری را ترویج می  کردند؟ مؤلف فصل اول را به مفاهیم و کلیات اختصاص داده و به مفاهیمی مانند حاکمیت و انتخابات پرداخته است. فصل دوم با عنوان «مردم، انتخابات، مجلس از نظر امام خمینی» به موضوعاتی مانند حق حاکمیت مردم، مفهوم جمهوریت، انتخابات و جایگاه مجلس می  پردازد. در فصول سوم، چهارم و پنجم به سیاق فصل دوم، «مردم، انتخابات، مجلس» به ترتیب از نظر محمد تقی مصباح یزدی، مرتضی مطهری و سید محمد حسین بهشتی، همان مباحث فصل دوم، بررسی و تحقیق می‌شوند.

    ژاک دریدا:
    من مرگ خود را در نوشتن زندگی می کنم
    جان برنباوم
    حسین کربلایی طاهر
    آفتابکاران
    چاپ اول: 1396، 56 صفحه

    کتاب ژاک دریدا: من مرگ خود را در نوشتن زندگی می کنم به قلم جان برنباوم از مجموعۀ «آخرین مصاحبه  ها و سایر گفتگوها»ست که انتشارات آفتابکاران چاپ و نشرشان را آغاز کرده است. ابتدا مؤلف، مقدمه  ای با عنوان «تحمل فقدان: دریدا به مثابۀ یک کودک» نگاشته و پس از آن متن اصلی گفتگو با عنوان «بالاخره، فراگیریِ زیستن» آمده است. آخرین بخش کتاب یادداشت مترجمان فرانسوی و کتا بنامۀ آثار دریداست که به انگلیسی منتشر شده است.

    ارنست همینگوی
    جورج پلیمپتون و دیگران
    حسین کربلایی طاهر
    آفتابکاران
    چاپ اول: 1396، 104 صفحه

    ارنست همینگوی کتاب دیگری از مجموعۀ «آخرین مصاحبه و سایر گفتگوها» از نشر آفتابکاران است. در این اثر و در قالب چهار گفتگو با عناوین: ارنست همینگوی؛ هنر داستان سرایی، همینگوی در کوبا، دیداری سرزده با همینگوی، زندگی در بعد از ظهر؛ آخرین مصاحبه، شرح جذابی از زندگی همینگوی ارائه شده است. همینگوی در این گفت وگوها به تأثیر عشق، جنگ، شهرت و ماهیگیری بر قلمش اشاره می  کند. همچنین نکات ارزشمندی دربارۀ حرفۀ نویسندگی  اش می  گوید. از دیگر گفتگوهای این مجموعه می  توان به گابریل گارسیا مارکز، کورت وانِگات و مارتین لوتر کینگ اشاره کرد.

    ادبیات فرانسه
    جان دی لاینز
    میثم پارسا
    نشر شوند
    162 صفحه، چاپ اول: 1396

    جان دی لاینز در کتاب ادبیات فرانسه می  کوشد جریان ممتاز ادبی این کشور را بر اساس برخی از برجسته  ترین آثار نویسندگان فرانسه‌زبان بررسی کند و گستره و سیطره‌‌شان را در افقی جهانی به تصویر بکشد. این اثر از نه فصل تشکیل شده است و با «قدیسان، گرگ نماها، شوالیه  ها و شاعر نفرین‌شده: مسئولیت و شخصیت در قرون وسطی» آغاز می  شود و در فصل نهم با «آیا قهرمانانِ فرانسه زبان بدون مرز هستند؟» به پایان می  رسد. در این کتاب برخی از مهم‌ترین وقایع ادبی فرانسه، شخصیت‌ها و آثار تأثیرگذار آن ها با رعایت گاه‌شماری تاریخی‌شان طرح می  شوند.

    نایِ نی
    میرجلال الدین کزازی- غلامرضا خاکی
    صدای معاصر
    چاپ اول: 1396، 247 صفحه

    کتاب ناله از نایِ نی با عنوان فرعی کاوشی در مثنوی و نی نامۀ آن، حاصل گفتگوی غلامرضا خاکی با میرجلال الدین کزازی است. این اثر از هفت فصل تشکیل شده است که به ترتیب عبارتند از: عرفان و چند و چونش، مثنوی: تاریخ و ساختار، حسام الدین تقاضاگر مثنوی، شمس در آسمان مثنوی، فرهنگ ایرانی در مثنوی، شرح بیت  های نی‌نامه. همچنین این کتاب، مشتمل بر پیش گفتار _پیش نگار_ به قلم گفتگوکننده و گفتگوشونده است. در این اثر، خاستگاه تاریخی سرایش مثنوی و ساختار پیام آن و در نهایت هجده بیتِ نخست مثنوی شرح داده شده است.

 
  • معرفی کتاب های خارجی

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفی کتاب های خارجی

    مرضيه سليماني




    A key to the treasure of the hakim:artistic and humanistic aspects of Nizami Ganjavi,sKhamsa
    Johan-christophBurgel& Christine van
    Ruymbeke
    Leiden University Press
    English, 304 Pages
    کلید گنج حکیم: وجوه هنری و انسانی خمسۀ نظامی گنجوی
    جان کریستوف بورگِل و کریستین فن رویمبِک
    انتشارات دانشگاه لیدن
    زبان: انگلیسی، 304 صفحه

    این کتاب مجموعه‌ای از سیزده رساله است؛ پژوهشِ محققان برجسته‌ای که عمدتا در حوزۀ مطالعات ایرانی به تحقیق مشغول‌اند. هر رساله، بر یکی از وجوه خاص خمسه، متمرکز شده و آن‌گونه که از سوی دانشگاه لیدن عنوان شده، در عرصۀ نظامی‌پژوهی اثری ممتاز محسوب می‌شود. اگرچه در میان کتاب‌هایی که به ادبیات فارسی پرداخته‌اند نیز کم‌نظیر است. جان کریستوف بورگل و کریستین فن رویمبک_ ویراستاران کتاب_ در مقدمه می‌گویند که نظامی و آثارش در گسترۀ جغرافیاییِ وسیعی  شناخته شده و مورد توجه است؛ از ترکیة امروزی گرفته تا آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، افغانستان، ازبکستان، تاجیکستان، پاکستان، هند و البته بیش و پیش از همه، ایران.
    تصوف و عرفان، تاریخ هنر، ادبیات تطبیقی، علم و فلسفه از عمدۀ علایق نویسندگان کتاب است و درضمن، پیوند علوم کلاسیک یونان با فرهنگ ایرانی و تمدن اسلامی، بخش دیگری از تحقیقات آن‌ها را شامل می‌شود. خوانندۀ باهوش با کمی دقت درمی‌یابد که این پیوند در آثار و شخصیت نظامی گنجوی به روشنی متبلور شده است. اما این تمام ماجرای کتاب نیست. یکی دو مقالۀ انتقادی و طرح دیدگاه‌های چالش‌برانگیز دربارة دیدگاه‌های سنتی این دو فرهنگ و نیز بررسی نهضت‌های فکری ایرانی در قرون وسطای جهان خاورمیانه، فصول دیگر کتاب را تشکیل می‌دهند. شاید عنوان دقیق‌ترِ سرفصل‌های کتاب مورد نظر ما، ارزش، اهمیت و دیدگاه‌های نویسندگان آن را در معرض دید علاقه‌مندان و متخصصان قرار دهد. پس از قدردانی، جستارگشایی و مقدمة ویراستاران که «کلید گنج حکیم» نام دارد، فصول اصلی آغاز می‌شوند: نظم و نظامِ جهانِ نظامی/مرواریدهای پنهان خِرد: میل و آرزو در لیلی و مجنون/ سه تصویر، سه توضیح:بررسی تطبیقی نشانگان مشترک در اسکندر نامة نظامی، شاهنامة فردوسی و آینة اسکندری امیرخسرو/ دیدگاه کیهان‌شناسانة نظامی دربارة اسکندر: در جستجوی بنیادهای زندگی/نوشیدن آب حیات: نظامی، خضر و نمادشناسیِ الهام‌های شاعرانه در ادبیات فارسی متأخر/ معمای توراندخت در خمسه/ آزاده و بهرام بین استر و سندباد/ خسرو از کلیله و دمنه چه می‌آموزد؟/ غرب و اسکندر، پادشاهِ برحق، در اقبال‌نامة نظامی/ خوانش عرفانیِ استفادة نظامی از طبیعت در هفت‌پیکر/ نسخة خطی شاه طهماسب: تاریخی بازسازی شده/ مفهوم سخن در شعر کلاسیک فارسی/ تروی در هفت‌پیکر/بگذار گربه‌ای قلبت را تسخیر کند: آرای نظامی دربارة انسان و حیوان/ و...
    تصاویر ناب و زیبا، کتاب‌شناسی تخصصی و مفصل و نمایة عام، قسمت‌های پایانی کتاب هستند. جان کریستوفر بورگل، استاد ممتاز مطالعات ایرانی در دانشگاه برن سوئیس است. کریستین فن رویمبک هم در دانشگاه کمبریج، ادبیات فارسی تدریس می‌کند.

    The Poetry Of Nizami Ganjavi:
    Knowledge,Love, and Rhetoric
    Kamran Talattof & Jerome W.Clinton
    Palgrave Macmillan US
    English, 224 pages
    شعر نظامی گنجوی: دانش، عشق و بلاغت
    ویراستاران:کامران تلطف وجرومی و. کلینتون
    انتشارات پالگریو
    زبان:انگلیسی، 224 صفحه

    نویسندگان، آثار نظامی را از زاویه‌ای فرهنگی تحلیل کرده‌اند و دلیل آن را اقبالی دانسته‌اند که نظامی در سال‌های اخیر با آن مواجه بوده است. کتاب، از یازده فصل تشکیل شده و هر فصل موضوعی خاص و نسبتا تازه و بکر را دربارة نظامی، سبک شعری و فضای فکری او واکاویده است. فصل اول با عنوانِ «مقایسة لیلی و مجنون با رومئو و ژولیت شکسپیر» همان‌گونه که از ظاهر آن پیداست، خواننده را به جهان عشاق می‌برد. این فصل را خودِ کلینتون نوشته است. در فصل دوم که «لیلا بزرگ می‌شود» نام گرفته و عنوان فرعی آن «لیلا و مجنون نظامی به شیوۀ ترکی» است، تاثیرگذاری نظامی بر شاعران و ادبیات ترکی بررسی شده و نویسندۀ آن هم صاحب‌نظر و متخصص ادبیات ترک، مِحمِت کالپاکلی است. نوشتن فصل سوم کتاب را کامران تلطف_ یکی از ویراستاران_ به عهده داشته است. این بخش «شیرزنانِ باورنکردنیِ نظامی» نام دارد. با عنوان فرعیِ «مطالعۀ شخصیت‌پردازی زنان در ادبیات کلاسیک ایران» و تنها همین عنوان، آن را به اندازة کافی جذاب و جالب می‌کند تا خوانندۀ نکته‌سنج را با خود به دنیای قهرمانی‌های زنان ایرانی ببرد. «تصویر مجنون همچون ماری اهریمنی» نوشتة اصغر ابوگهراب است و جولی لسکات میثمی، فصل بعدی کتاب را نوشته:‌ «راوندیِ مورخ، راوندیِ شاعر، نظامی و بلاغت تاریخ». و سایر فصول کتاب به ترتیب از این قرارند:
    «علوم خفیه در اسکندرنامه»، کریستوف جی. بورگل/ «شعر نظامی در مقابل دانش علمی: مورد انار»، کریستین رویمبک/ «موسیقی در خسرو و شیرین»، فیروزة خضرایی/«داستان معراج در آثار نظامی»، سی. اچ. فوشِکور/«بازشناسی بین المللی آثار نظامی»، کامران تلطف.
    کامران تلطف و جرومی و. کلینتون، ویرایش مقالات کتاب را بر عهده داشته‌اند. اولی، استادیار مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه آریزوناست و دومی، استاد همین رشته است که در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیق اشتغال دارد.

    Life,Times & Poetry Of Nizami
    Paul smith
    Create space Independent Publishing
    English,164 Pages
    زندگی، زمانه و شعر نظامی
    پل اسمیت
    انتشارات کریت اسپیس
    زبان انگلیسی، 164 صفحه

    برای غربیانی که به ادبیات و تصوف ایرانی علاقه‌مندند، برای پژوهشگرانی که در حوزۀ شعر و ادب شرقی به تحقیق مشغولند، برای دانشجویانی که گسترۀ جغرافیاییِ زبان‌هایی همچون ترکی، فارسی، عربی و پشتو را به عنوان رشتۀ تحصیلی برگزیده‌اند و برای آنان که به دنبال ترجمه‌هایی از اشعار حافظ، نظامی، مولانا، عبید زاکانی، عطار، جهان ملک خاتون، نسیمی، انوری، جامی، رودکی، کبیر، یونس امره، لالا دِد، معین، مهستی گنجوی، بُلهه شاه، شاه لطیف و دیگران هستند، نام و عنوان آثار پل اسمیت شناخته شده و آشناست. او علاوه بر آنکه دستی در نقاشی دارد، به‌خوبی از عهدة ترجمة آثار شعرای نامدار برآمده و در معرفی این شاعران و ادبیات به جا مانده از آنان توفیقی کسب کرده است. از میان مهم‌ترین آثار پل اسمیت می‌توان به انجیل صوفیان، مجنون کامل، جنگجوی بزرگ افغانستان، جُنگ اشعار عربی، اناالحق، شاعران بزرگ دورة عباسی، پیشگامان غزل صوفیانه، باغ محصور حقیقت، زندگی و آثار داراشکوه، منتخب اشعار رابعة عدویه، زندگی و آثار ابن یمین، بهگود گیتا و گیتاگویندا، دست راست پیامبر: سخنان روشنی‌بخش حضرت علی(ع)، شعر بهکتی در هند، بابا فرید که بود؟، ادبیات امپراطوری مغول، دربارة رحمان بابا و آثار پرشمار دیگر اشاره کرد.
    نویسنده در مقدمه بیان می‌دارد که نظامی را باید «شاعر خرد درخشان» نامید. اگرچه غالبا_به حق_ او را «پیشوای داستان سرایی در ادب فارسی» می‌دانند. در حقیقت، آنچه نظامی را از دیگر شاعرانِ هم‌عصر و هم‌زبان خود متمایز می‌سازد، سبک و روش اوست و شاید به همین دلیل نیز بر شاعران پس از خود این‌چنین تاثیر گذاشته است. او از دانش‌های رایج روزگار خویش عمیقا آگاهی داشته و این سواد و اطلاعات در تمام اشعارش بازتاب یافته است. در یک کلام، نظامی از ارکان شعر فارسی است.
    نویسنده در فصلی دیگر از کتاب با عنوان «نظامی و ترک‌ها»، می‌گوید شاعران ترک چنان علاقه‌ای به نظامی و آثار او به‌ویژه خمسه دارند که تاریخ مثنوی‌سرایی در ادبیات ترکی با نام او گره خورده است. در واقع، غالب مثنوی‌های ترکی در صد سال اخیر، به پیروی یا در استقبال خمسه سروده شده‌اند یا اصولا ترجمه و تفسیر خمسه هستند. محمد فضولی به عنوان شاعر ترک هم، نمونۀ آشکار این تاثیرپذیری است که مثنوی‌ای با نام لیلی و مجنون سروده است.
    «نظامی در آیینة جهانی» عنوان یکی دیگر از فصل‌های کتاب است. در اینجا می‌خوانیم: آثار نظامی به زبان‌های گوناگون جهانی مانند آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، روسی، ارمنی و البته ترکی ترجمه شده‌اند. از نکات جالب این فصل می‌توان مقایسۀ منظومة «آنوش» در زبان ارمنی اثر هومانس تومانیان با لیلی و مجنون را مطمح نظر قرار داد. نظیر این مقایسه را نویسنده دربارة «مه م و زین» منظومة کردی اثر احمد خانی انجام داده و در پایان به صورت مختصر، به تاثیر لیلی و مجنون در زبان اردو نیز اشاره کرده است.
    پل اسمیت در فصل «جعلی یا واقعی» مسئلۀ جعل هویت نظامی را بررسی کرده است که به گفتۀ او نقطۀ آغاز ماجرا به جمهوری آذربایجان باز می‌گردد. اشتباه گرفتن نظامی قونوی با نظامی گنجوی از سوی پان‌ترکیست‌ها، طرح ادعاهای غیر علمی دربارة تحریف نظامی و ردیه‌هایی که بر این ادعاها به چاپ رسیده از دیگر مطالب این فصل را تشکیل می‌دهد.
    در فصل بعدی کتاب «تقلید یا تأثیر» خواننده با بخش بزرگی از ادبیات منظوم فارسی آشنا می‌شود که در حقیقت تقلیدی از آثار نظامی است. سرآغاز این تقلید هم طبعا لیلی و مجنون بود و امیر خسرو دهلوی. پس از او عبدالرحمن جامی، هاتفی خرجردی، هلالی جغتایی، سلمان ساوجی، نامی اصفهانی، میرزا محمد قاسم گنابادی، ملا عبدالله هاتفی جامی و حتی عطار، مولوی و وحشی بافقی نیز از نظامی الهام گرفته‌اند و گاه روایت‌های جدیدی از لیلی و مجنون به دست داده‌اند که با اصل داستان به کلی مغایر است.
    «پایه‌گذار یا دنباله‌رو»، فصلی از کتاب است که صراحتا نظامی گنجوی را پایه‌گذارِ ساقی‌نامه معرفی می‌کند و می‌گوید بعد از ساقی‌نامه‌های نظامی در اسکندرنامه که در واقع دو بیت و چکیدة داستان بعدی است، شاعران دیگر، راه نظامی را دنبال کرده و ساقی‌نامه را به سبک مستقلی در ادبیات فارسی تبدیل کردند.
    «گوناگونی سبک نظامی» عنوان یکی دیگر از فصول کتاب است که طریقۀ سرایش شعرهای شاعر در منظومه‌های مختلف را واکاوی می‌کند و سرانجام، کتاب با یک زندگینامه، چند نمونة شعری و نمایة عام پایان می‌یابد.

    Unveiling the Garden of Love:
    Mystical Symbolism in Layla Majnun&
    Gita Govinda
    Lalita Sinha and Harry Oldmeadow
    World Wisdom
    English,232pages
    پرده‌گشایی از باغ محبت: نمادگرایی عرفانی در لیلی و مجنون و گیتا گوویندا
    لالیتا سینها و هری اُلدمیدو
    انتشارات وورد ویزدم
    زبان:انگلیسی، 232صفحه

    زمینه‌های مشترک تصوف اسلامی و بهکتی در هندوئیسم، محور اصلی این کتاب را تشکیل می‌دهد. نویسندگان معتقدند با وجود نحوۀ بیان و ادبیاتِ به ظاهر متفاوت در این دو نحلة فکری، اشتراک‌های فراوانی میان آن‌ها وجود دارد و بررسی اشعار عاشقانه در لیلی و مجنون نظامی و گیتا گوویندا_نوشتة جایادِوا_راهی است که این نویسندگان را تا حد زیادی به اهدافشان نزدیک می‌کند. تحصیلات و تخصص آن‌ها نیز البته یاریگر  قدرت‌مندی است. لالیتا سینها در دانشگاه سینز مالزی ادبیات جهان خوانده و به تدریس و پژوهش در حوزة ادبیات و ادیان تطبیقی اشتغال دارد. آثار مکتوب او و از جمله کتاب «سالینای دیگر» که در سال 2006 به چاپ رسیده، جوایز بسیاری در سطح جهانی و نیز از سوی آکادمی ادبیات ملی مالزی از آن خود کرده است. کِنِت هری اُلدمیدو هم پژهشگری استرالیایی است که بخش اعظم زندگی و تحقیقات خود را به هند و فرهنگ و ادبیات هندی اختصاص داده است. تاریخ، سیاست و ادبیات خوانده و در ملبورن و آکسفورد تدریس می‌‌کند. عمدة پژوهش‌هایش دربارة سنت‌گرایی و سنت‌گرایان است و در تفسیر و تشریح آرای فریتیوف شوان هم دارای آثاری است.
    دربارة لیلی و مجنون سخن به درازا کشیده نشده، چون فرض بر این بوده که در سراسر جهان و به‌ویژه بین اهل فضل و ادب اثری آشنا و محبوب است. اما گیتا گوویندا چیست؟ گیتا گویندا که در زبان سانسکریت به معنای «گاوچران» است، منظومه‌ای هندی به زبان سانسکریت است. سرودۀ جایادوا در قرن 12 میلادی. این منظومه، قصة عشق مقدس کریشنا خدای گاوچران‌هاست به رادا که در جنگل ورینداوان زندگی می‌کند. رادا را گوبیند ناندینی(کسی که کریشنا را شاد می‌کند) نیز نامیده‌اند. این داستان و ماجراهای بین این دو دلداده از چنان شهرت و اهمیتی برخوردار است که یکی از ارکان هنر هندی به‌ویژه در زمینة نقاشی و معماری را تشکیل می‌دهد. پرستشگاه‌هایی به نام رادا در سراسر هند و مخصوصا قسمت هاس شمالی آن بنا شده و هندو های سراسر جهان او و کریشنا را نماز می‌برند.
    مقدمه کتاب را الدمیدو نوشته و سایر فصول کتاب بدین قرار است: پرده‌گشایی از باغ محبت/ طرح موضوع/ رویکردهای برجسته به اشتراکات/محدودیت‌های تحقیق/به سوی تشریک مساعی/ رنگ‌های عشق/ ایده‌آل‌های عشق ایرانی و عشق هندی.

 
مطالب بیشتر...


صفحه 6 از 7