اطلاعات حکمت و معرفت

  • معرفی کتاب

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفی کتاب

    مرضيه سليماني

     

    Understanding Phenomenology

    David R.Cerbone

    Routledge

    English,200pages

    فهم پدیدارشناسی

    دیوید آر. سیربون

    انتشارات راتلج

    زبان: انگلیسی، 200 صفحه

    نقطة آغازین کتاب، ارائۀ تعریف جامع و مانعی از پدیدارشناسی است. نویسنده می‌گوید: پدیدارشناسی یا پدیده‌شناسی، مطالعة ساختار تجربه یا آگاهی است. این جنبش فلسفی در ابتدای سدة بیستم میلادی توسط ادموند هوسرل پایه‌گذاری شد و سپس توسط حلقه‌ای از متاثرینش در دانشگاه گوتینگن و دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ در آلمان گسترش یافت. سپس جنبش فلسفی پدیدارشناسی، اغلب در زمینه‌ای بسیار متفاوت از کارهای اولیة ادموند هوسرل، به فرانسه، ایالات متحدة آمریکا و دیگر نقاط منتشر شد.

    در جستار گشایی دربارة ساختار اصلی کتاب و محورهای مهم مباحث آن می‌خوانیم: این کتاب راهنمای تحقیق و مطالعه پیرامون یکی از مهم‌ترین مکاتب اندیشه در فلسفة مدرن است. در این کتاب، رد پای توسعة تاریخی پدیدارشناسی را پی می‌گیریم. از بنیان‌گذار آن _ ادموند هوسرل _ می‌گوییم و دربارة پدیدارشناسیِ محض یا استعلايي(ترنسندنتال) صحبت می‌کنیم. در ادامه، به پدیدارشناسی اگزیستانسیالِ مارتین هایدگر می‌پردازیم و ژان پل سارتر و موریس مرلوپونتی را در دستور کار قرار می‌دهیم. پس از آن نوبت به واکنش‌های انتقادی می‌رسد؛ از آراي ژاک دریدا گرفته تا نظريه‌هاي دانته. بخش دیگری از کتاب به اهمیت پدیدارشناسی در فلسفه‌های جديد امروزی اختصاص یافته و در کل، مناسب کسانی است که برای نخستین بار می‌خواهند دربارة پدیدارشناسی بدانند.

    کتاب از شش فصل اصلی و چندین بخش فرعی‌تر تشکیل شده است. پس از یک مقدمه، یک جستارگشایی، راهنمای اسامی و اصطلاحات و تشکر و قدردانی، فصل اول با عنوان «تمرین اول» آغاز می‌شود. عنوان فرعی این فصل به اندازة کافی گویاست: هوسرل و پروژة پدیدارشناسیِ محض. در این فصل، نویسنده طی سه مدخل کوچک‌تر، به شرح احوال، آثار و سوانح زندگی هوسرل، سیر مفهوم پدیدارشناسی تا هوسرل و شرح و بسط نتایج آن در عصر حاضر پرداخته و با نقل این سخن هوسرل آغاز کرده است که: «هر آنچه در عالم هست، هر هستیِ جایگاهی(یا هر وجود زمانی- مکانی) در نزد من از آن روی هست که من آن را می‌آزمایم، ادراک می‌کنم، به خاطر می‌آورم، به وجهی دربارة آن می‌اندیشم، حکم می‌کنم، ارزیابی می‌کنم، آن را می‌خواهم و... عالم برای من اصلا جز آنچه در اندیشیدنی‌ها معلوم من واقع می‌شود و نزد من معتبر است، چیزی نیست. من نمی‌توانم جز در همین عالمی که در من و از من معنا و اعتبار می‌یابد، زندگانی کنم، بیازمایم، بیندیشم، ارج بگذارم و به عمل بپردازم».

    فصل دوم، «هایدگر و چرخش اگزیستانسیال» نام گرفته است. اینجا نویسنده اذعان مي‌كند که اگزیستانسیالیسم قرن بیستم در واقع در آلمان آغاز شد و نه فرانسه و شروع آن پس از جنگ جهانی اول بود، نه دوم. از حیث فکری هم، مهم‌ترین چهره در این جنبش، هایدگر بود. بعد به اختصار به طرح دیدگاه‌های فلسفی دربارة «وجود» به ویژه در فلسفة اگزیستانسیالیسم پرداخته و بيان می‌دارد که به قول هایدگر «این جمله که انسان وجود(حصولی) دارد، جواب این سؤال نیست که آیا انسان هست یا نیست بلکه جواب به این سوال است که ماهیت انسان چیست. بنابراین وجود (حصولی) داشتن به لفظ دیگر، همان (درموقعیت‌بودن) است. یعنی روابط مشخص متقابلی با جهان و دیگر موجودات ذی‌شعور برقرار کردن».

    عنوان فصل سوم «سارتر و عینیت» است و همان‌طور که از عنوان پیداست، بررسی آراي سارتر را در دستور کار قرار داده است. نویسنده با طرح اصطلاح «پدیدارشناسی فرانسوی» آغاز می‌کند و می‌گوید زمینة اصلی پدیدارشناسی سارتر، تمرکز بر هستی و نیستی است. صب؛ه  دکارتیِ سارتر، تاثیرپذیری او از هوسرل و هایدگر، نظریات خاص او دربارة هستی، روابط انسانی، مسئلة آزادی و مسئولیت‌پذیری از مهم‌ترین مباحث این قسمت هستند.

    فصل چهارم با عنوان «مرلوپونتی و پدیدارشناسی صورت‌بندی» یکسره به افکار و آراي موریس مرلوپونتی اختصاص یافته است. در بخشی از این فصل می‌خوانیم: مرلوپونتی از مطرح‌ترین پدیدارشناسان قرن بیستم بود. او از پژوهش‌های هوسرل فراتر رفت و نشان داد که دوگانگی سوژه و ابژه درکار نیست. شاخة اصلی کار او، پدیدارشناسی ادراک، یکی از سه سنت مهم در پدیدارشناسی محسوب می شود.

    «مسائل و چشم‌اندازها» عنوانی است که نویسنده برای فصل پنجم کتاب برگزیده و «انتقادها و واکنش‌ها» در فصل ششم کتاب مورد توجه قرار گرفته است. تکمله یا مؤخره، شامل سه بخش است. پرسش و طرح بحث/ بازبینی/ خوانش‌های آینده.

    دیوید آر. سربون استادیار فلسفه در دانشگاه ویرجینیای غربی است. کتاب در زمرۀ مجموعة فهم جنبش‌های فکری مدرن به چاپ رسیده و انتشارات تیلور اند فرانسیس در چاپ و نشر آن با راتلج همکاری داشته است.


    Introduction to Phenomenology

    Dermot Moran

    Routledge

    English,592 pages

    درآمدی بر پدیدار شناسی

    درموت موران

    انتشارات راتلج

    زبان:انگلیسی، 592 صفحه

    این کتاب شامل سیزده فصل است که هر کدام به فصول یا بخش‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شوند که اجمالا از این قرارند: فرانس فن برنتانو/ روان‌شناسی از منظر تجربی/ تمایز بین پدیده‌های ذهنی و جسمی/ روان‌شناسی توصیفی یا پدیدارشناسی تحلیلی/ زندگی یک بنیان‌گذار/ درآمدی بر پژوهش‌های منطقی/ آگاهی به مثابه تجربه/ پدیدارشناسی در آگاهی و زمان/ روش‌های پدیدارشناسانه/ زمینه‌های تحقیق در پدیدارشناسی/ راه‌های پدیدارشناسی استعلايي/ آدولف رینکه: پدیدارشناسی کنش اجتماعی/ ماکس شیلر، پدیدارشناسی فرد/ وجود فرد/ ادیت استین/ دربارة مسئلة همدردی/ مارتین هایدگر: پدیدارشناسی هرمنوتیکی و هستی‌شناسی بنیادین/ راه منتهی به پدیدارشناسی/ روزن‌سازی  مفاهیم و نام‌ها/جهانیت جهان/ عناصر نظرية هرمنوتیک/ هانا آرنت: پدیدارشناسی جهان عمومی/ پدیدارشناسی اگزیستانس چیست؟/کارگر، کار، کنش/ ژان پل سارتر: متعال و آزادی/ تعالی ایگو/ تن به مثابه ابژه و پیامدهای فلسفی آن/ پل ریکور: پدیدارشناسی به مثابه تفسیر/ ژاک دریدا: پدیدارشناسی و ساختارشکنی/ امانوئل لویناس: تقدم دیگری/ سیمون دوبوار: پدیدارشناسی فمینیسم و..


    The Oxford Handbook Of

    Contemporary Phenomenology

    Edited by: Dan Zahavi

    Oxford University Press

    English, 640 pages

    راهنماي آکسفورد برای پدیدارشناسی معاصر

    ویراستار: دن زاهاوی

    انتشارات دانشگاه آکسفورد

    زبان:انگلیسی، 640 صفحه

    این کتاب مجموعه‌ای از بیست و هشت رسالۀ بلند دربارة پدیدارشناسی است. آن‌گونه که در مقدمة کتاب آمده، هدف نویسندگان، بنیان‌گذاشتنِ مسائل نوین پدیدارشناسی بر شالوده‌های کهن و بهره‌گیری از نظریه‌های اصلی برای طرح ایده‌های معاصر است. در نگاهی اجمالی به سرفصل‌های این كتابِ راهنما به نظر می‌رسد کل محتوای آن به دو دستة اصلی تقسیم شده است: طرح پرسش و مسئله در حوزة فلسفة پدیدارشناسی/ مطرح‌کردن و یا پیداکردن وجوه مشابه پرسش‌های پیشین با فلسفة تحلیلی. پدیدارهای عینی و آیندۀ پدیدارشناسی از دیگر مباحث مطرح شده در راهنماي آکسفورد است و البته مرور کلی سایر سرفصل‌ها، راهگشای علاقمندان و پژوهشگران خواهد بود.

    پس از مقدمۀ ویراستار، فصل اول با عنوانِ «ذهن‌گرایی و طبیعت» آغاز می‌شود. این فصل مشتمل بر پنج بخش است که از آن جمله می‌توان به روش پدیدارشناسانه؛ بازتاب‌ها و شک‌اندیشی اثر دیوید سِربون اشاره کرد. استیون کرووِل بخش دوم را با عنوان پدیدارشناسیِ متعال و فریبندگیِ ناتورالیسم و عنوان فرعیِ آگاهی و معنا نوشته است. رویکرد پدیدارشناسانه به آگاهی نوشتة چارلز سیورت، بخش سوم فصل اول را تشکیل می‌دهد. بخش چهارم به قلم شاون گالاگِ، دربارة ممكن‌بودن طبیعی‌ساختنِ پدیدارشناسی نام دارد و سرانجام، بخش پنجم و پایانی از فصل اول، پدیدارشناسیِ زندگی است؛ اثر جذاب و خواندنیِ رِناد بارباراس.

    فصل دوم کتاب، «هدف‌گرایی، معنا و صورت‌بندی» نام گرفته و هفت بخش مستقل را در خود جای داده است. جان دروموند از هدف‌گرایی بدون بازنمود سخن گفته است. د. دبلیو. اسمیت، معنا، محتوا و رئالیسمِ مستقیم را واکاویده است. رنگ‌ها و صداها: زمینه‌های بصری و نوشتاری آگاهی، عنوان مقالۀ جونیچی موراتاست. هدف‌گراییِ جسمانی را دان وِلتون نوشته است. کومارین رومدِن روملوک دربارۀ اندیشه در عمل، مطلب نوشته و سارا هِیناما دربارة جنسیت و صورت‌بندی در مقوله‌های جنسی صحبت کرده است. در حاشیۀ بدن من، عنوان بخش پایانی این فصل اثر اِد کازی است.

    «خود و آگاهی»، عنوان فصل سوم کتاب است كه به سه بخش فرعی تقسيم مي‌شوند که به ترتیب عبارت‌اند از: عمل و فردیت؛ تفسیر روایی اثر لازیو تنگلیر/ خودآگاهی و جهان‌آگاهی نوشتة دوروتی لگراند/ خود، آگاهی و شرم به قلم دان زاهاوی.

    یکی از فصول جذاب کتاب، فصل چهارم است که «زبان، تفکر و دانش» نام دارد و دارای چهار بخش است. نویسندگان این بخش‌ها والتر هوپ، دومینیک پرادل، دیتر لوهمار و هانس برنارد اشمید هستند که به ترتیب در این حوزه‌ها قلم زده‌اند: بنیادهای متعدد دانش/ بنیادهای پدیدارشناسانة ساختار اِسنادی یا حملی/ زبان و تفکر غیرزبانی/ سهیم‌شدن در حقیقت: پدیدار شناسیِ اشتراکِ هستی شناسانه

    «اخلاق، سیاست و جامعه» عنوان کلی فصل پنجم است كه سه بخش کوچک‌تر دارد. اخلاقِ واکنشی نوشتة برنارد والدن فلس/ به سوی پدیدارشناسی جهانِ سیاسی اثر کلاوس هِلد/ دیگر مردمان، نوشتة سورن اورگارد.

    فصل شش «زمان و تاریخ» نام گرفته با مقالاتی از دیوید کار، نیکلاس دو وارن و گونتر فیگال. اولی دربارة تجربه و تاریخ سخن گفته است. دومی دربارة فراموشی بخشش زمان و آگاهی و سومی دربارة پدیدارشناسی هرمنوتیک.

    در فصل هفت که در واقع آخرین فصل کتاب هم هست، «هنر و دین» واکاوی شده است. در این فصل سه بخش را مطالعه خواهیم کرد. چیزی که هیچ چیز نیست ولی می‌تواند هر چیزی باشد: تصویر و آگاهی ما از آن، اثر جان برو/ تعليق زیبایی‌شناسانه و پدیدارشناسانه: نقاشیِ چیزهای تصویرشدني، نوشتة رودولف برنِت/ شواهد و مدارک در پدیدارشناسی تجربة دینی، نگارش آنتونی استینبوک. دان زاهاوی استاد فلسفه در دانشگاه کپنهاگ است. رئیس مرکز پژوهش‌های عینی و سردبیر مجلة پدیدارشناسی و علوم شناختی. ریاست سابق انجمن پدیدارشناسی نروژ در سال‌های 2001 تا 2007 از دیگر مشاغل زاهاوی است. در سال‌های 1996، 1999، 2003، 2005، 2007 و 2008 کتاب‌های مهمی از او به چاپ رسیده که عمدتا دربارة هوسرل، پدیدارشناسی، فلسفة ذهن و خودآگاهی است.

     

    Experiencing Phenomenology

    Joel Smith

    Routledge

    English,238 pages

    تجربۀ پدیدارشناسی

    جوئل اسمیت

    انتشارات راتلج، زبان:انگلیسی، 238 صفحه

    کتاب با طرح چند پرسش به ظاهر ساده شروع می‌شود و ماهیت پرسش و پاسخی‌بودن آن تا آخر ادامه می‌یابد. روش نویسنده اصلا همین است؛ پرسیدن و سپس به دنبال پاسخ‌گشتن. از میان انبوه مسائل مطرح‌شده در کتاب، عناوین زیر حائز اهمیت‌اند: بنیادهای روش‌شناختي پدیدارشناسی/ هدفمندی ذهن/ مشکل ابژه‌های بی‌وجود/ تجربة تن/ خود و دیگران/ تصور و تصویر/ تجربة احساسی/ متون اصلی در پدیدارشناسی/ امهات/ روان‌شناسی برنتانو از منظر تجربی/ پژوهش‌های منطقی/ تاملات دکارتی/ آگاهی/ زمان/ مفهوم زمان و... نویسنده می‌گوید: پدیدارشناسی عموما در دو حوزه به کار می‌رود.1- به عنوان نظریه در فلسفه.2- به عنوان جنبش در فلسفة تاریخ. در وهلة نخست، می‌توان پدیدارشناسی را مطالعه‌ای در باب ساختار تجربه یا آگاهی تعریف کرد. پدیدارشناسی اصطلاحا به معنای مطالعة پدیدارها یا نمود اشیا به کار می‌رود یا اشیا آنچنانکه در تجربه آشکار می‌شوند. از این رو، اشیا در تجربة ما معنا می‌یابند. در حقیقت و به سخن ساده باید بگوییم که پدیدارشناسی تجربة آگاهانه را به عنوان تجربة برآمده از امر ذهنی یا اول شخص یعنی «من» مطالعه می‌کند. حال این پرسش مطرح می‌شود که چگونه باید تجربة آگاهانه را مطالعه کرد؟ ما وقتی اشیاي گوناگون را تجربه می‌کنیم، دربارة آن‌ها به تأمل می‌پردازیم. یعنی به آن‌ها از منظر اول شخص می‌نگریم(من می‌بینم). از این رو در پدیدارشناسی از تجربة خاصی سخن می‌رود که آن را انجام می‌دهیم. پدیدارشناسی در واقع، درک و فهم تجربه‌هایی است که در زندگی‌مان نیاز است. این بخش آغازینِ فصل نخست کتاب بود و به گمانم برای به دست‌دادن خطوط کلی بحث و شیوة کار نویسنده کافی است. تنها می‌ماند ارائۀ اطلاعاتی مختصر دربارة نویسنده. جوئل اسمیت استاد فلسفه در دانشگاه منچستر است. در فلسفة ذهن، فلسفة روان‌شناسی و پدیدارشناسی تخصص دارد و دو اثر معروف دیگرش عبارت‌اند از فلسفة استعلايي و ناتورالیسم(2011) و تجربۀ احساس(2016).

     

    آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۰۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۵:۴۲
 
  • گزارش سمينارها

    PDF چاپ نامه الکترونیک
    افق فرهنگ

    گزارش سمينارها

    كيان رضوي

    فیلسوفانِ بلگراد «هنر» را پاس می‌دارند

    9 تا یازده ماه می، دپارتمان فلسفة دانشگاه بلگراد در صربستان، اجتماع فیلسوفان و هنرمندان در شناخت و بررسی هنر یا شاید کشف رابطه‌های پیدا و پنهانِ آن با سایر مفاهیم حوزة علوم انسانی.  نتیجه: برگزاری سمیناری میان رشته‌ای با این محورهای اصلی: وثوق و اعتبار هنر/ اقتدار مفهوم هنر/ پژوهش‌های هنری/ رابطة هنر با سیاست/ تاریخ هنر/ بررسی هنر از چشم‌انداز فلسفه/ تفاسیر هنری و اعتبار آن‌ها/ نهادهای هنری/ هنر دولتی/ هنر دینی..

    مدیریت و ساماندهی سمینار و جلسات آن بر عهدة پیتار سِر دانوویچ است؛ رئیس دپارتمان هنر و علوم انسانی در دانشگاه بلگراد و استاد مدعو فلسفۀ هنر در دانشگاه پاریس که بنا به رسم سمینارها، نخستین سخنرانی را نیز خود او با عنوان «زیبایی در فلسفه هنر» ایراد می‌کند. به گفتة سردانوویچ، فلسفة هنر به تبیین مبادی و مبانی غیرهنریِ هنر یا به تعبیر دیگر، به تبیین مبادی فلسفی هنر می‌پردازد و بحث زیبایی یکی از مباحث محوری در فلسفة هنر است. آنگاه تعاریف مختلفی را که فلاسفه از هنر و زیبایی ارائه داده‌اند به اختصار وا می‌کاود: نظریة بازنمایی یا تقلید، نظریة نگرش فرانمایی، نظریة صورت‌گرایی یا فرمالیسم، نظریة چندساحتی و نظریة جایگزینی معنا.  در بخش بعدی، پروفسور میشل ادواردو جاکوبسون _ متخصص آثار هنری، کارشناس ارشد موزه لووِر پاریس و استاد دانشگاه بن آلمان_ به ایراد سخنرانی می‌پردازد. «رابطة هنر با صناعت» عنوان سخنرانی اوست که به اندازة کافی و وافی از جذابیت برخوردار است. سطرهاي آغازین پژوهش جاکوبسون به تعریف و تحدید «هنر» و «صنعت»، تفکیک آن‌ها و رابطة میان آن‌ها اختصاص یافته اما معیار این تعریف را افلاطون می‌داند. آنجا که در رسالة سوفسطايي می‌گوید: صناعت، همه مهارت‌هایی است که ساخته می‌شوند و یا انجام می‌شوند. مثل نجاری، سیاست‌مداری و آثار هنری. آنگاه با استناد به بندتو کروچه، هنرشناس برجسته، بيان مي‌دارد که اصطلاحاتی همچون شهود، دید، تماشا، تخیل، وهم، تصور اَشکال، تجسم و امثال آن‌ها، الفاظی تقریبا مترادف هستند که همیشه دربارة هنر به کار می‌روند.

    محمد ناجی القریشی _ استاد هنرهای کلاسیک و کارشناس نقاشی اهرام _ از مصر، یکی دیگر از سخنرانان سمینار است که موضوع «هنرهای دیداری» را برای پژوهش خود برگزیده است. او معتقد است که اثر هنری، اثري است ساختة دست بشر که با پدیدة طبیعی فرق دارد. پس از قریشی، راجرشپرد _ مدیر انتشارات هنر و روان در آلمان _ دربارة «ساحت‌های هنر و زیبايي‌شناسی» سخن می‌گوید. از تاریخچة به کارگیریِ این واژه توسط الکساندر باومگارتن در قرن نوزده گرفته تا نظریة هنرهای زیبا و علم زیبایی و فلسفة هنر. اما در تفکیک زیبایی‌شناسی از هنر صراحتا بيان می‌دارد که زیبایی‌شناسی شاخه‌ای از فلسفه است که از تحلیل مفاهیم و راه‌حل مسائل بحث می‌کند و از تامل دربارة موضوع‌ها و ادراک زیبایی‌شناختی ناشي مي‌شود. موضوع‌هاي ادراک زیبایی‌شناختی نیز شامل تمامی اشیایی است که موضوع تجربۀ زیبايي‌شناختی قرار می‌گیرند.

    «بررسی آراي والتر استیس دربارة هنر و فلسفة زیبايي‌شناسی» مبحث جذاب دیگری است که در این سمینار و از سوی مریلین کمپل مطرح می‌شود. به عقیدة استیس، بهترین راه برای تعریف، شناخت و دستیابی به مفهوم هنر، تشخیص و تفکیک آن از دیگر امور همانند اخلاق است. در این باره باید گفت که هنر با اخلاق تفاوت دارد. از این حیث که اخلاق به عمل انسانی مربوط مي‌شود اما هنر با تولید سر و كار دارد. بدین ترتیب، تعریف استیس از زیبایی این‌گونه خواهد بود: زیبایی، درخشش مطلق از خلال واسطة حسی است. مطلقی که در این میان پرتو می‌افشاند، عبارت از معنی است و واسطة ماده‌ای که مطلق از خلال آن می‌درخشد، کالبد مادی است. از دیگر مطالب و مباحث مطرح شده در سمینار، عناوین زیر حائز اهمیت‌اند: زیبایی‌شناسی از نظر کانت/ فلسفة هنر نزد نیچه و همانندی‌هایش با آراي هیوم/ مفاهیم هنری/ تمایزهاي هنری نزد افلاطون و ارسطو/ رمانتیسیسم هنری/ هنر و ادبیات یا ادبیات هنری.

     

    اجتماع غزالی‌پژوهان جهان در استرالیا

    مارس ماه خوبی است. هوا مسیح‌نفس و زمین دلگرم است. آدم‌ها هم گویی آرام و قرار می‌گیرند. بهار است و همه‌چیز در زمان و مکان نویدبخش است. اما مراقب باشید. شرکت در یک کنفرانس بین‌المللی، آن هم دربارة غزالی، آن هم در سیدنی، ممکن است این آرامش را خدشه‌دار کند. پس با این گزارش همراه شوید تا بدون هيچ دغدغه‌اي و در کمال آسودگیِ معنوی و البته مادی، شما را به این سمینار ببرم. هم فال است. هم تماشا. هم در جریان آخرین پژوهش‌ها در حوزة علاقه و کارتان قرار می‌گیرید. هم خلوتِ دلخواسته و امن‌تان حفظ می‌شود.

    تاریخ برگزاری سمینار 29 و30 مارس است و آن‌گونه که مسئولینِ امر گفته‌اند، تلاش شده است تا دانشمندان برجستة علمی، محققان و پژوهشگران متخصص از سراسر جهان گردهم آیند تا دربارة غزالی و اندیشه‌های او در جهان اسلام به تبادل تجربیات بپردازند و نتایج تحقیقات خود را منتشر کنند و البته برخی از مقالات برگزیده نیز در نشریات معتبر به چاپ خواهند رسید. محورهای تعیین شده عبارت‌اند ازغزالی/ گزارش‌هاي غزالی از آموزه‌های فلاسفه/ قصاص در اندیشة غزالی/ جایگاه فلسفه در اسلام/ اخلاق در احیاءالعلوم/  کیهان‌شناسی در احیاءالعلوم/ علیت در اندیشة غزالی و...

    از جمله شرکت‌کنندگان در سمینار می‌توان به افراد زیر اشاره کرد: ابوبکر ابراهیم از دانشگاه قطر/ چِن یا یوآن از کالج سین شنگ جونیور تایوان/ رالف بارنز از دانشگاه تورنس استرالیا/ آنتون دولژنکو و طاهر محمودخان از دانشگاه مونارش مالزی/ حانا بَرییشای از مرکز مطالعات آکادمیک بیت‌المقدس/ وروسکا سی.دوترا و ماری ال. جی.اس.سِنا از دانشگاه فدرال توکانتینوس(برزیل)/ کاتارینا راب از دانشگاه کاسل آلمان/ مستوره روزلینا از دانشگاه پوترا مالزی/ وارون جوشی از انستیتو بین المللی تکنولوژی هند/ محمد اظهرالاسلام از دانشگاه بنگلادش/ جلیل آکین بوآ از دانشگاه آجاسین نیجریه به دست‌دادن فهرست کامل مقالات و سخنرانی‌های ارائه شده در این سمینار البته ممکن نیست. پس به رسم معمول آن دسته از سخنرانی‌ها را که به نظر جذاب‌تر یا بکرتر از بقیه‌اند، به اختصار مرور می‌کنیم. «آغاز تردید» عنوان یکی از این سخنرانی‌هاست که توسط عبدالرزاق الحیاتی، استاد فلسفه در الازهر ایراد شد. ماجرای نظامیة بغداد و استادی در آن دانشگاه، تکمیل دانش فقهی و فلسفی و گستردگی حلقۀ درس غزالی در این دوره، نخستین سطرهاي این پژوهش را تشکیل می‌دهند. روند تألیف دو اثر معروف غزالی _ مقاصدالفلاسفه و تهافت‌الفلاسفه _ بخش بعدی تحقیق الحیاتی را شامل می‌شود و در واقع از همین جاست که سخنرانِ مصری ما دوران تردید غزالی را در دستور کار خود قرار می‌دهد. تردیدی ناگهانی و همه‌جانبه که با نوشتن تهافت غزالی اعلام عمومی شد و در واقع به تحدید و مبارزه با فلسفه کمر بست. تردیدها ادامه یافت. عمق گرفت و در کتاب المنقذ من الضلال بر زبان آمد. شک و تردید چنان در جان و ذهن غزالی ریشه دوانده بود که او را در خود فرو برده و خانه‌نشین کرده بود. بخش پایانی سخنرانی هم به سیر نزولی تردیدهای غزالی و جایگزین‌کردنِ تصوف با فلسفه برای رهایی از این شک‌های جان‌سوز بود و آرامشی که از این طریق نصیبش شد، تا آخر عمر با او بود.

    از دیگر پژوهش‌های مرتبط با موضوع پیشین، «مقایسة شک غزالی با شک دکارت» است که توسط مانوئل گونزالس _ اسلام‌شناس و فیلسوف برزیلی _ در اختیار شنوندگان قرار گرفت. به گفتة گونزالس، شک غزالی از نوع شک دکارت نیست. زیرا غزالی در وهلة اول، در همه چیز شک کرد. اما دکارت در همه چیز «فرض شک» کرد. از سوی دیگر، دکارت در شک خود به حقیقتی رسید که دیگر نمی‌توان درآن شک کرد. یعنی بنیان‌های تردیدناپذیر(شک دستوری). اما نجات غزالی از شک نه با اقامة برهان بلکه به واسطة نوری است که خداوند در دل او تابانده است. شک دکارت ناشی از تحولات فکری بود و شک غزالی حاصل بحران‌های روحی که در نتیجه، بین عمل و اعتقاد تعارض ایجاد شده بود. غزالی در پی راهی برای نیل به سعادت اخروی و کسب رضایت الهی بود. اما دکارت می‌خواست با نگاهی به عالم طبیعت نیروهای نهفته در آن را کشف کند. در بحث از شباهت‌ها نیز گونزالس به آموزش‌های مدرسی، تعارض‌ها و اختلاف‌ها، عزلت و گوشه‌نشینی، چهل سالگی(اوج کمال عقل)، جستجوی یقین، فرار از تقلید و توجه به خطاهای حواس اشاره می‌کند.

    «نقش و تأثیر خواجه نظام‌الملک در شکل‌گیری آراي غزالی» از دیگر مباحث جذاب سمینار است که توسط لوییز نورتون ارائه شده است. «تأثیر غزالی بر متفکران اروپایی»، «تأویل و روش تأویل نزد غزالی»، «علم‌دوست یا علم‌ستیز»، «مشکوه‌الانوار، شیخ اشراق و هند» و «احیای احیاء» نیز از جمله سخنرانی‌های ارائه شده در سمینار بین‌المللی غزالی‌اند.

     

    دانش دروغین

    این عنوان سمیناری یک روزه است که باز هم در فصل گل و نسیم اما این بار در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود. میزبان، دپارتمان فلسفة دانشگاه کلن است و کل موضوع در حیطة «معرفت‌شناسي» است با محورهای فرعی‌تری مثل جهل/ تبلیغات/ ایدئولوژی/ دموکراسی/ هستی‌شناسیِ عدم موافقت/ نظریة مصرف‌گرایی/هستی‌شناسی گواه و شاهد و مشکلات آن/ رسانه‌های اجتماعی/ شبکه‌های مجازی. در میان مدعوین به سمینار جهت ارائة سخنرانی اسامی زیر حائز اهمیت‌اند: هیتر باتلای از دانشگاه کانکتیکات؛ دیوید کودی از دانشگاه تاسمانیا؛ دانیل کوهنیتز از دانشگاه اوترخت؛ کارن فراست آرنولد از کالج هوبارت اند ویلیام اسمیت؛ اکسل گلفرد از دانشگاه فنی برلین؛ توماس گراندمان از دانشگاه کلن؛ کریستوف جاگر از دانشگاه اینسبروک؛ اریک.جی.اولسون از دانشگاه لوند؛ رجینا رینی از دانشگاه یورک و سارا رایت از دانشگاه جورجیا. ریاست جلسه نیز برعهدة اِسون برنِکِر، استاد دانشگاه کالیفرنیا، ای. کی. فلائوری، استاد دانشگاه کلن و گراندمان توماس از همان دانشگاه است.

    زمانی _ حدود دوازده سال پیش _ فردریش اگوست فون هایک در مراسم اهدای جایزة نوبل از پدیده‌ای به نام دانش دروغین سخن گفت و اصلا عنوان سخنرانی خود را «ادعاهای دروغین به نام دانش» گذاشت. شاید امروز برگزارکنندگان سمینار از سخنان آن روز ِفون هایک الهام گرفته‌اند یا نظر عنایتی بدان داشته‌اند. در هر حال، اگر شما هم مثل من دغدغة علم ناب، پالوده، عاری از هرگونه شائبه، بری از منافع سیاسی و اقتصادی، مستقل از اعتقادات مذهبی و چه و چه را دارید، باید بگویم راه زیادی در پیش داریم و البته در این دنیای سرسام گرفته هیچ چیز غیرممکن نیست.

    «تضاد انتظارهاي مردم یا آرزوهای عامه‌پسند با علم واقعی» سخنرانی آغازین همایش است. خیلی هم جذاب است و آدمی را به تفکر وا می‌دارد. اینجا، هیتر باتلای استدلال می‌کند که به راستی علم توان انجام هر کاری را ندارد. اما همیشه عده‌ای هستند که با توجه به آرزوها و انتظارهاي مردم، ادعا یا تظاهر می‌کنند که می‌توانند چیزی بیش از توان واقعی علم انجام دهند. از همین جاست که تمایزگذاری بین ادعاهای درست و نادرستی که به نام علم مطرح می‌شود، ضروری می‌نماید.

    «حوزة عمل دانش دروغین» مبحثی است که رجینا رینی به عنوان پژوهش خویش برگزیده و نتایج آن را در اختیار اصحاب سمینار قرار می‌دهد. به عقیدة او اقتصاد، روان‌شناسی، روان‌پزشکی، جامعه‌شناسی و بیش از همه فلسفة تاریخ، در حیطة عمل پیش‌داوریِ علم‌پرستانه قرار دارند.

    توماس گراندمان از «دانش قابل حصول» سخن گفت و اینکه انسان باید بیاموزد در مواردی که با پدیده‌های پیچیده سر و کار دارد، نمی‌تواند از دانشی کامل جهت تسلط بر رویدادها برخوردار باشد. بلکه باید از دانشی بهره بگیرد که قابل حصول باشد.

    «انسان با طبیعت تفاوت دارد». عنوان سخنرانی به اندازة کافی گویاست. استفانی مونارللی در پژوهش خود می‌گوید که شاید دربارة طبیعت بتوانیم با قوانین مشخص و فرمول‌های ریاضی به نتیجه‌گیری علمی برسیم، اما این کار در جوامع انسانی غیرممکن است. درست مثل پیش‌بینی نتیجة مسابقة فوتبال؛ چون در این باره، عوامل فردی مثل قلب، سیستم تنفسی، خواب، تغذیه، اضطراب و دیگر عامل‌ها به اندازة مسائل طبیعی و شاید بیش از آن‌ها حائز اهمیت‌اند. در حقیقت، تصور اینکه می‌توانیم انسان‌ها را نیز همچون طبیعت به تسخیر خویش درآوریم، نه تنها نادرست و غیر علمی بلکه بسیار خطرناک است.

    «دین یا سیاست؟» موضوع دیگری است که در سمینار مطرح می‌شود. اینجا شرکت‌کنندگان می‌شنوند که پاپ _ رهبر کاتولیک‌های جهان _ با شیطانی خواندن اخبار جعلی، استفاده از آن را در سیاست محکوم کرده است و همین امر، راه را برای انتقاد از خود او و دستگاه مذهبی جهان باز می‌کند. سخنران، اطلاعات دروغینی را که به نام مذهب، علم یا سیاست به مردم القا می‌شود، واکاوی كرده و تا حد امکان راه‌های تشخیص سره از ناسره را باز می‌گوید.

     

    اعجاز قرآن ادبی است

    شب قرآن مجید و حافظ با حضور بهاءالدین خرمشاهی در کتابخانه ملی برگزار شد. این قرآن‌پژوه در این جلسه در پاسخ به اینکه مقدمات ارائه شده در مثنوی مولانا به نوعی قرآنی است، عنوان کرد: مثنوی معنوی را می‌توان قرآن به زبان فارسی دانست.

    وی اظهار کرد: ساختار گسست و پیوند غزل حافظ،‌ تحت تأثیر قرآن بوده است. مولوی هم تحت تأثیر قرآن قرار داشت. البته آثار وی به عظمت قرآن کریم نمی‌رسد. قرآن کریم مقدس بوده و کلام خداوند متعال است.

    خرمشاهی گفت: در دو سه مورد می‌توان این‌گونه گفت که قرآن اثر مستقیم بر مثنوی معنوی و دیوان حافظ داشته است. در پاسخ به اینکه سیر تکامل حافظ به کجا می‌رسد، باید گفت که مقالاتی در این باره نوشته‌ام و از باده‌ستایی حافظ در آنها یاد کرده‌ام. این موضوعات مانند سوراخ کردن گوهر است که دست و دل انسان در بیان واقعیت پیرامون آن می‌‌لرزد.

    وی افزود: مثال‌های فراوان در این باره بیان شده است. از مستانه بودن و باده و ... صحبت شده است که نمونه آن را می‌توان در این مصرع دید که «بود آیا که در میکده‌ها بگشایند». می‌توان گفت که یک سوم دیوان حافظ درباره باده‌ستایی است. خرمشاهی ادامه داد: سه چهره از باده مطرح شده است که عرفانی،‌ انگوری، ادبی و نمادین است. حافظ شعر رندانه گفته است، ولی در عین حال جایگاه بالایی دارد. وی تابوشکن است. حافظ رند است. هرگاه از می و مطرب صحبت می‌کرد، قلم خود را آب می‌کشید. وی با بیان اینکه همه می‌های حافظ انگوری و عرفانی نیست، گفت: تشخیص نوع باده و می که در اشعار حافظ به کار رفته، سخت است. حافظ رند خرابات است. همچنین نمی‌توان گفت که اشعار حافظ طبق آنچه در دیوان وی آمده است سروده شده‌اند و از آغاز تا سرانجام به این شکل بوده است. تفسیر کشاف زمخشری،‌ تفسیری ادبی است. حافظ معتقد است که تفسیر کشاف، تفسیري دارای اعجاز زبانی است. او پیرو مکتب زمخشری بود. برخی حتی بر این اعتقاد هستند که کشاف را حافظ تفسیر کرده است. من با تفسیر کشاف زمخشری از سن ۱۵ سالگی انس گرفتم. وی با اشاره به اینکه ارزنده‌تر از تفسیر کشاف در تاریخ اسلام نیامده است، گفت: این اثر توسط عبدالرحمن قزوینی نوشته شده است. وی قائل به اعجاز زبانی و ادبی قرآن است و مکتبش بر محور خود او پا گرفته است. من در عین حال معتقد به اعجاز ادبی قرآن هستم. خرمشاهی در بیان اینکه ۲۷۸ پایان‌نامه صرفاً به حافظ پرداخته است و ۳۸۲ پایان‌نامه به حافظ و دیگر شعرا پرداخته‌اند، ادامه داد: در بخش اول، آرایه ادبی، معنا، اندیشه، عشق و عرفان،‌ نکات اخلاقی،‌ نکات دستوری، ترجمه، تفسیر،‌ شرح، تدوین واژه‌نامه حافظ و ... عنوان شده‌اند. وی به مواردی که در آنها تضمین به کار رفته است، اشاره کرد و افزود: برای مثال در «اوفوا بعهدی اوف بعهدکم»،‌ حافظ این شعر را سروده است که «نگه دار سر رشته تا نگه دارد». نکات عربی دیوان حافظ به کوشش سیدعلی موسوی گرمارودی منتشر شده است.

    خرمشاهی در پاسخ به اینکه آیا دینداری سعدی و مولوی نسبت به حافظ بیشتر بوده است یا خیر، اظهار کرد: نگاه حافظ در حد تضاد نیست. اینکه سعدی و مولوی بیش از او اشعار قرآنی‌ گفته‌اند را قبول دارم. این ادیبان،‌ سه قرآن‌شناس بزرگ ایران در میان شعرای تراز اول کشورمان هستند. وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: کتاب درباره موضوعات ساختاری و محتوایی اشعار حافظ زیاد نوشته شده است. درباره مثنوی و قرآن، این موضوعات به چهار و پنج مورد تقسیم شده است که تلمیح هم از آن جمله است که گاه به تفسیر و ترجمه شباهت دارد. برای مثال «ولا تزر وازره» مثل ترجمه و تفسیر است.  خرمشاهی به مطالعه دو صفحه از قرآن طی هر روز توصیه کرد و ادامه داد: این موضوع به ویژه برای کسانی که با ادبیات سر و کار دارند از لازمه‌هاست.

     

    نگاه اخلاقی به قرآن

    نشست «نگاه اخلاقی به قرآن؛ آموزه‌ها و مسائل» از سری نشست‌های تخصصی بیست و ششمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم، با سخنرانی محسن جوادی، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و سید حسن اسلامی، استاد و مدیر گروه فلسفه اخلاق دانشگاه ادیان و مذاهب در ساختمان تشریفات مصلای امام خمینی (ره) برگزار شد.

    مهدی محسنیان‌راد از اساتید پیشکسوت ارتباطات در ایران، پیش از شروع این نشست به معرفی کتاب خود با عنوان «هنجارها در سه کتاب مقدس» پرداخت.

    در ادامه جلسه محسن جوادی با اشاره به موضوع نشست «نگاه اخلاقی به قرآن؛ آموزه‌ها و مسائل» بیان کرد: به‌نظر من در این زمینه دوگونه بحث را می‌توان دنبال کرد: ابتدا باید بگوییم اخلاق چه معنایی دارد؟ انسان احساس می‌کند به گونه‌های مختلف می‌تواند زندگی کند، ولی همه آن‌ها خوب نیست. وقتی به این فکر می‌کنیم که می‌توان زندگی بهتر را انتخاب کرد از اینجا اخلاق شروع می‌شود. نگاه اخلاقی به قرآن یعنی پیدا کردن زندگی و حیات بهتر از قرآن کریم. در زندگی اخلاقی، یک بُعد بایدها و نبایدهاست به این صورت که در قرآن مي‌توان این بایدها و نبایدها را جستجو کرد. بخش دیگر مربوط به فضیلت‌ها و رذیلت‌هاست که عمیق‌تر از سطح قبلی است. از آن هم عمیق‌تر، باورهای متناسب با زندگی خوب از طریق جستجوی زندگی اخلاقی از قرآن کریم است.  وی ادامه داد: بسیاری اوقات پرداخت قرآن به موضوع فضیلت‌ها و رذیلت‌ها و بایدها و نبایدها به‌طور مستقیم نیست. در دل تاریخ و داستان‌های تاریخی قرآن، این فضیلت‌ها و رذیلت‌ها مطرح می‌شود که از متن این داستان‌ها می‌توان این مفاهیم را برداشت کرد. نسبت به اهمیت بایدها و نبایدها و فضیلت‌ها و رذیلت‌ها، بیان‌های متفاوتی می‌تواند وجود داشته باشد. یک دسته انسان‌های نتیجه‌گرا هستند که بیشتر بر فواید انگشت می‌گذارند، اما دسته دیگر افرادی هستند که به دنبال ارزش اخلاقی در قرآن می‌گردند که راه سعادت و زندگی بهتر را از دل این کتاب آسمانی استخراج کنند.  سیدحسن اسلامی دیگر سخنران این نشست تخصصی، بیان کرد: در سنت تفسیری ما غالبا مفسران قرآن را از آغاز تا فرجام تفسیر می‌کردند. به تدریج دیدگاه تفسیر موضوعی شکل گرفت که چگونه می‌توان به قرآن به صورت شاخه‌های مجزا و موضوعی نگریست. در این زمینه نگاه‌های مختلفی مانند نگاه عرفانی، نگاه انقلابی (سیدقطب)، نگاه علم به قرآن وجود دارد. در کنار اینها از نگاه اخلاقی به قرآن هم می‌توان سخن گفت. شاید اولین کسی که به این مسئله پرداخت، محمد عبدالله‌ درّاز، استاد مصری و نویسنده کتاب «قانون اخلاق در قرآن» است که رساله دکتری خود را در زمینه آموزه‌های قرآنی نوشته است. اما وی تحت‌تأثیر تفکر الازهر، به‌شدت تفسیر کانتی از قرآن به‌دست می‌دهد. ساختار تفسیر وی کانتی اما مصداق‌ها از قرآن کریم استخراج شده است. افراد دیگری نیز در ادامه این کار را دنبال کرده‌اند.

     

    رونمایی از کلمات طاهر

    نشست رونمایی از کتاب «کلمات طاهر؛ شرح کلمات قصار باباطاهر عریان»، نوشته غلامحسین ابراهیمی‌دینانی، در سالن همایش‎های کتابخانه ملی ایران برگزار شد. در این نشست، امیر اسماعیلی، پویان پروین‎اردبیلی از همکاران تألیف این کتاب، محمدرضا زائری، شهرام پازوکی، غلامحسین ابراهیمی دینانی به سخنرانی پرداختند. امیراسماعیلی ناشر و یکی از همکاران تألیف این کتاب، در آغاز سخنانش گفت: از اوایل سال ۹۵ پیشنهاد این کتاب به حضرت استاد داده شد و پس از ۶۵ جلسه همراهی استاد، این اثر تألیف شد. کلمات باباطاهر بسیار مجمل بوده و موضوعات بسیار متنوع هستند، از این رو ما با زوایای جدیدی در مباحث عرفانی استاد دینانی روبرو هستیم. اسماعیلی تصریح کرد: مهم‎ترین شروح این کلمات قصار به ملامحمد گنابادی و عین‌القضات همدانی تعلق دارد. این شرح مبتنی بر عقل و فلسفه است و این کتاب را می‎توان تبلور اتحاد عقل و عشق دانست. زبان ساده استاد باعث شده است که متن این کتاب عمیق دوباره شناسانده شود. در چند ماه آینده شرح درّ مکنون ملامحسن فیض کاشانی منتشر خواهد شد.

    در ادامه این نشست پویان پروین‌اردبیلی از همکاران تألیف این کتاب، گفت: آنچه باعث شد به سراغ این کتاب برویم جمله‌ای از استاد دینانی بود. ایشان با اشاره به این کلمات گفته بودند کلمات قصار بابا طاهر کمتر از فتوحات ابن‌عربی نیست. همین باعث شد تا این جملات را یافته و در محضر استاد شرح آن را داشته باشیم. این کتاب اعجاز در ایجاز است. در ادامه این نشست، محمدرضا زائری به بیان سخنانی پرداخت و گفت: خدمت بزرگ دکتر دینانی این است که محبوبیت خود را برای مطرح شدن این گنجینه به کار برده‎اند. این کتاب دو ویژگی داشت. اول کار تیمی که انجام شده است و دوم توجه دکتر به جوان‎ترهاست که ان‌شاءالله این جوانان در کنار ایشان رشد بکنند.

    پازوکی در ادامه این نشست گفت: در خصوص خود کلمات قصار بابا طاهر و اثر دکتر دینانی سخن خواهم گفت. ما از شنیدن نام بابا طاهر به یاد دوبیتی‎ها می‎افتیم. تحقیقات اخیر نشان داده است که باباطاهر متعلق به اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم است. اشعار سوزناک این شاعر غم هجران عاشق را بیان می‎کند و در مجالس صوفیه خوانده می‎شود که به ذوق عرفانی برسند. پازوکی در خصوص کتاب کلمات طاهر گفت: حضرت استاد چند سالی است که مخاطبان خود را عموم مخاطبان قرار دادند که می‎خواهند چیزی را از دکتر دینانی بشنوند که از منابع رسمی بیان نمی‎شود. آثار جدید یا حاصل گفت‎وگوست و یا سخنرانی‎هایی که انجام شده است. سنت گفت‎وگو یا دیالوگ اساسا و ابتدائا فلسفی است و باید سیری به سوی علم و حق باشد. دیالکتیک افلاطونی ناظر به دیالوگ است. اصولا تفکر خود نوعی گفت‎وگوست.

    وی ادامه داد: نمونه مشهود مجلس‎گویی‎ها مجالس سبعه مولاناست که مجالس وعظ و خطابه عرفا و مشایخ تصوف به مجالس تعزیه بدل شده است. در این قبیل مجالس نیز از همه قبیل مخاطب بوده است. ظاهرا دکتر دینانی در کارهای اخیرشان با سخن‎گفتن می‎اندیشند و اندیشه‎شان درگیر متفکران بزرگی است. کسانی هستند که با نوشتن می‎اندیشند و برخی با سخن گفتن یا سکوت می‎اندیشند. پازوکی تصریح کرد: سخنرانی‎های ایشان بیشتر خطابی است. بیم این روش این است که خطر رعایت جلب مخاطب به وجود بیاید. یعنی اندیشمند چنان سخن بگوید که مخاطب می‎خواهد بشنود و انسان محوِ شور و هیجان مخاطبان شود. خطابه به دنبال کشف حقیقت نیست اما مفید و سودمند است. خطابه در فلسفه جایی ندارد. هیچ فیلسوفی اهل خطابه نیست، اما امروزه غلبه پیدا کرده است. این آفتی است که ما در مباحث دینی و سیاسی داریم و استادان سخن‎گوی ما بعضا خطیب شده‎اند، همان کاری که سوفسطائیان در یونان انجام می‎دادند. امید است روحیه حقیقت‎جویی و جسارت فکری استاد دينانی مانع از این شود که در دام خطابه بیافتند.

     

    امام علی (ع) و والاترین ارزش‌ها

    شب «نهج‌البلاغه»، با همکاری مجله بخارا، در تالار فرهنگ سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد. در ابتدای این نشست علی دهباشی، مدیر جلسه شرحی از زندگی و فعالیت‌های‌ محمد مهدی جعفری ارائه داد و سپس جعفری نکاتی را پیرامون اینکه نهج‌البلاغه چطور به وجود آمده و ماهیت آن چیست،  بيان کرد.

    وی گفت: امام علی(ع)، جوانِ با استعدادی بود که از قرآن و رسول خدا بسیار آموخت؛ او با ذخیره فراوان از آن بهره‌ها، با جهانی از برون زیبا و از درون حکمت‌آموز آشنا گشت. سخنان امیرالمومنین در کتابی به نام نهج‌البلاغه در روزگار زرین قرن چهارم هجری به دست سخنوری بی‌همتا به نام محمد بن حسین سید رضی تدوین شد. جعفری تصریح کرد: سید رضی سخنان امام علی(ع) را در سه بخش خطبه‌ها و کلام، نامه‌ها، بخش‌نامه‌ها و عهدنامه‌ها و سخنان قصار و حکمت‌آموز گرد آورده است. امام علی(ع)، به تمام ساحات وجود انسان‌ها در ابعاد مادی و معنوی توجه کرده است. جعفری تاکید کرد: نهج‌البلاغه بزرگ‌ترین منبع آموزشی انسان است و می‌توان آن را کتاب آزادی و دادگری نامید. به قول دکتر شریعتی که می‌گفت: نهج‌البلاغه کتاب امروز، فردا و همیشه است. کلام علی(ع) فرامکانی، فرازمانی، فراقومی و فرامذهبی است. نهج‌البلاغه خطاب به تمام انسان‌هاست و دین خاصی را آموزش نمی‌دهد؛ به همین منظور افراد در مواجهه با آن باید انسانیت انسان را در نظر بگیرند، نه تنگ‌نظری گروهی خاص را. وی با اشاره به سخنان امیرالمومنین در حکمت ۲۴۳ و خطاب به کمیل اظهار کرد: اگر انسان کاری انجام دهد که رضای خداوند در آن باشد و نیاز کسی را بدون آنکه او متوجه شود برطرف کند، از ارزش‌های انسانی اوست و همانا خداوند از او سپاسگزاری کرده و برای او نگاهبانی می‌آفریند تا اگر پیشامدی برای او رخ داد، مانند سیلابی به سوی آن پیشامد سرازیر شده و آن را از بین خواهد برد. جعفری با تأکید بر اینکه برخی از برداشت‌ها از نهج‌البلاغه مانند قرآن و سایر متون دینی برداشت‌های شخصی و جناحی است، گفت: اگر این پیش‌فرض‌ها را کنار بگذاریم و مانند یک پژوهشگر بی‌طرف با آن روبه‌رو شویم، خواهیم دید که فردی در برهوت جاهلیت والاترین مسائل و ارزش‌ها را مطرح کرده است.این نهج‌البلاغه‌شناس با اشاره به گردآورنده این کتاب و مبرا دانستن او از جعل تصریح کرد: سید رضی هم که گزیده‌ای از سخنان امیرالمومنین را در نهج‌البلاغه گرد آورده، تحت تأثیر فرهنگ آن دوره بوده است. وی با اشاره به این شبهه که برخی معتقدند سخنان علی(ع) در نهج‌البلاغه رنگ فلسفه دارد، یادآور شد: علامه طباطبایی کتابی دارد با عنوان «علی و فلسفه الاهی» و در آن بیان می‌کند کسانی که می‌گویند فلسفه از یونان به عربی ترجمه شده، نه از فلسفه یونان آگاهی دارند و نه از زبان علی(ع). این کلام رنگ طبیعت صحرا و گفتار قرآن را دارد و به زبان علمی بیان شده است.

     

    بررسی کتاب فلسفه‌ ادبیات

    پیتر لامارک، استاد فلسفة دانشگاه یورک، تاکنون مقالات و آثار بسیاری درباره‌ فلسفه‌ هنرِ تحلیلی نوشته است. به تازگی نشر نو کتاب «فلسفه‌ ادبیات» لامارک را با ترجمه‌ میثم محمد امینی راهی بازار کتاب کرده است. نشست ویژه‌ مرکز فرهنگی شهر کتاب به نقد و بررسی این اثر اختصاص داشت که با حضور دکتر امیرعلی نجومیان، دکتر حسین شیخ‌رضایی و دکتر میثم محمدامینی برگزار شد.

    در آغاز جلسه دکتر میثم محمدامینی درباره‌ محتوای کتاب «فلسفه‌ ادبیات» گفت: در ابتدا به نظر می‌رسد این کتاب صرفا به مواجهه‌ یک فیلسوف با ادبیات توجه دارد اما این اثر برای علاقه‌مندان به ادبیات هم جالب و خواندنی است و بدون آنکه کسی آشنایی با مفاهیم فلسفی داشته باشد می‌تواند این کتاب را بخواند. از این جهت کتاب مقدماتی است اما این مقدماتی‌بودن به معنای سطحی بودن نیست. مباحث بسیاری را بررسی کرده و بحث را به آخرین نظریات حوزة زیبایی‌شناسی تحلیلی کشانده است. هر چه بیشتر کسی با آثار ادبی دمخور و مأنوس باشد، لذت و آگاهی بیشتری از این کتاب کسب می‌کند. این کتاب دربارة ادبیات است و یک اثر ادبی نیست. اشعار و رمانی که در این اثر آمده، صرفا برای تحلیل ادبی است.

    پس از آن دکتر امیرعلی نجومیان دربارة ترجمة کتاب «فلسفة ادبیات» گفت: این کتاب اثر مهمی است که منتظر ترجمه‌اش بودیم. مغتنم است مترجمانی که در حوزه‌ای تخصص دارند به ترجمه بپردازند. ترجمه کتاب نشان می‌دهد که با نگاهی آکادمیک ترجمه شده است. این اثر جدی‌ترین و کامل‌ترین کتاب دربارة فلسفة ادبیات است که به فارسی ترجمه شده است. سال‌ها پیش کتابی از اسکیلاس به فارسی ترجمه شد که کتاب لامارک از آن بسیار جامع‌تر است. لامارک شخصیت مهمی در این حوزه است. هم ادبیات خوانده و هم فلسفه. گرچه نهایتا استاد فلسفة دانشگاه یورک است ولی در دورة لیسانس ادبیات خوانده و تسلطش بر ادبیات در لابه‌لای صفحات کتاب مشخص است. این برای فیلسوف جالب است که این‌همه دقیق اثر ادبی را می‌شناسد و به آن‌ها ارجاع می‌دهد.

    دکتر حسین شیخ‌رضایی در ادامة نشست به نحوة تعریف فلسفه‌های مضاف پرداخت و گفت:  فلسفه‌های مضاف را این طور تعریف می‌کنند: سطح اولی هست که پدیده‌ای در آن است. در سطح دوم کسانی هستند که این پدیده را مطالعه می‌‌کنند و در سطح سوم کسانی هستند که کار شاغلین در مرحلة دوم را تحلیل و تبیین می‌کنند. اگر با این تعریف بخواهیم به سراغ فلسفة ادبیات برویم باید بگوییم ما جهانی داریم به اسم متن ادبی كه کسانی را که آن را مطالعه می‌کنند منتقدان ادبی مي‌ناميم. اما مرحله ديگر يعني مرحله‌اي كه مطالعه آثار منتقدان ادبي است در اين كتاب فرانقد ناميده شده است. لامارک اشاره می‌کند فلسفه ادبیاتی که مد نظر من است با فرانقد به کل متفاوت است و اصلا از این نوع نیست. کلا نگاه منفی به نقد ادبی و نظریه ادبی دارد. اما برخی فلسفه‌ها مستقیما به خود پدیده می‌پردازند مانند فلسفة ورزش. یعنی این طور نیست که یک عده‌ای ورزش بکنند، یک عده ورزش را تحلیل بکنند.

    فلسفة ورزش مستقیما به خود آن پدیده می‌پردازد. شاید به نظر برسد فلسفة ادبیات از سنخ فلسفة ورزش و فلسفة عدالت باشد و واقعا به خود آن پدیده می‌پردازد. مسأله این است که اصلا ادبیات بدون حضور گروهی که اسمشان منتقد ادبی است وجود ندارد. لامارک به ما می‌گوید که طرفدار نظریة نهادی است یعنی یک متن واحد در یک جهان اجتماعی دیگر متن ادبی نیست اگر آن نهاد، متن را به رسمیت نشناسد. منتقدان ورزش نقشی در تعریف ورزش ندارند. دربارة ادبیات این مسأله وجود دارد که با اینکه فیلسوف ادبیات مستقیما به پدیدة ادبی می‌پردازند اما این پدیده ذاتا برساختة اجتماعی است و ذاتا باید یک جامعه ادبی وجود داشته باشد که آن را به عنوان اثر ادبی بپذیرد که فیلسوف راجع به آن تحلیل فلسفی کند. این نشان می‌دهد که یک مقداری وضعیت فلسفه ادبیات با دیگر فلسفه‌هایی که به غلط مشهور به مضاف است، متفاوت است.

     

    معنای زندگی از دیدگاه علامه جعفری

    نشست رونمایی از کتاب « آری گویی به زندگی؛ معنای زندگی از دیدگاه علامه جعفری و متفکران غرب» با حضور مهدی گلشنی، قاسم پور حسن و عبدالله نصری، نویسنده کتاب در کتابخانه علامه جعفری برگزار شد.

    در ابتدای نشست قاسم پورحسن به سخنرانی پرداخت. وی گفت: این کتاب پیشینه‌ای طولانی دارد و من شاهد تلاش‌های دکتر نصری برای تهیه این کتاب بوده‌ام. برخی تصور می‌کنند نگاه اسلامی و دینی حرفی برای زندگی ندارد و این کتاب از این جهت بسیار ارزشمند است. دیدگاهی که ما در ایران نسبت به زندگی داریم فهم غربی است و احتمالاً دیدگاهی از شوپنهاور به این سمت داریم. قهرمان این سپهر را نیچه می دانند به واسطه رویکرد نیهیلیسم که در غرب مطرح شد. نیچه اولین کسی بود که در راستای آری گویی به زندگی سخن گفت و دیدگاه‌هایی را در مقابل نگاه سلبی شوپنهاور مطرح کرد.

    در ادامه مهدی گلشنی عنوان کرد: به عقیده من هر کاری در مورد علامه انجام شود کم است. مقام معظم رهبری نیز در دیداری که با ایشان داشتیم فرمودند درباره علامه کوتاهی شده است. علامه جعفری ویژگی‌های کمیابی داشتند و کارهایی کرده‌اند که در زمان خود نوآوری بوده است. مثلاً هشدارهای ایشان به حوزه علمیه قم مبنی بر توجه به مقتضیات زمان خیلی آینده‌نگرانه و جامع‌نگرانه بود. حوزه علمیه ما در حال حاضر مثل علامه جعفری مثل شهید صدر و مثل شهید مطهری متناسب با زمان فعالیت نمی‌کند. این کتاب دکتر نصری هم از این جهت مهم است. علامه جعفری در نجف اعلام کردند که علوم جدید باید به فلسفه و حوزه علمیه وارد شود. علامه جعفری زمانی تألیف کتاب «ارتباط انسان و جهان» را شروع کردند که در جهان اسلام کسی به این مسأله فکر نمی‌کرد. در آن زمان در جهان اسلام همه متأثر از پوزیتیویسم و مارکسیسم بودند.

    در ادامه نشست عبدالله نصری نویسنده کتاب به سخنرانی پرداخت. وی گفت: این جلسه به خاطر علامه جعفری اهمیت دارد و صاحب این اثر در حقیقت ایشان است. من در جوانی با حضوری که در کلاس‌های علامه پیدا کردم دیدم اساساً روش ایشان متفاوت است و متن محور نبودند. یکی از دروس ایشان معنای زندگی بود. درست در زمانی که من و فضای جامعه آن زمان با دیدگاه‌های کامو و دیگران در این زمینه درگیر بودیم. در همین راستا کتاب «فلسفه آفرینش» را با اشاره به اندیشه‌های علامه جعفری نوشتم. نوبت بعد در جلسه دفاع رساله دکتری در قم درباره معنای زندگی استاد داور بودم. با دیدن آن رساله و منابع آن اگر بگویم آتش گرفتم دروغ نگفته‌ام. چون فردی تحصیل کرده در حوزه علمیه مطالب مختلفی از منابع مختلفی آورده بود اما اصلاً به سراغ علامه نرفته بود.

     

    ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران

    نشست نقد و بررسی کتاب ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران با حضور عماد افروغ، مؤلف کتاب، مهدی گلشنی، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، اسمعیل خلیلی، پژوهشگر در خبرگزاری ایکنا برگزار شد.

    افروغ در ابتدای این نشست درباره این اثر توضیحاتی را ارائه کرد و گفت: از زمانی که از خارج از کشور بنا به دلایلی اخراج شدم، همواره احساس می‌کردم که مباحث روش‌شناسی سطحی است و احساس کردم که حتی وقتی استادی ادعایی هم درباره روش‌شناسی مطرح می‌کند حتی در حد کلاس هم آن ادعا جواب نمی‌دهد تا این که مطالعاتم من را به نحله‌های دیگر کشاند.

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه رئالیسم انتقادی سه مرحله، اولیه، دیالکتیکی و فراواقعیت داشته است، افزود: من سعی کردم که در آثارم این سه فاز فکری به ایران منتقل شود و در کتاب اولی که در این باره منتشر کردم، رئالیسم انتقادی را حداقل به لحاظ روش‌شناسی معرفی کرده‌ام. همچنین در ادامه این پروژه کتابی را با عنوان «رابطه نظریه تا عمل از پیشاسقراطیان تا رئالیسم انتقادی»، در دست دارم که در واقع چهار کتاب است که با همکاری پنج محقق انجام می‌‌شود. بنابراین من در 22 سال فعالیت خود تلاش کردم که رئالیسم انتقادی در ایران را جا بیندازم.

    افروغ با اشاره به آسیب‌های نهادی در دانشگاه که در این کتاب به آن اشاره شده، بیان کرد: آنچه که می‌خواهم در این کتاب بگویم این است که من کم آسیب ندیده‌ام و کم هزینه نداده‌ام، البته این‌ها را هزینه نمی‌دانم، ولی دیگران بدانند که حرف و عمل تازه زدن بدون هزینه نیست، من احساس رضایت می‌کنم از این که اینجا هستم و پیش از موعد خود را 9 سال پبش بازنشسته کرده‌ام، ولی همه بدانند که این یک تصمیم صرفاً شخصی نیست.

    گلشنی نیز در ادامه این نشست با بیان اینکه این کتاب را از ابتدا تا انتها مطالعه کردم و در هیچ موردی با آن اختلاف نظر نداشتم عنوان کرد: البته بحث‌هایی شبیه رئالیسم انتقادی را مطرح کردند که جایش خالی است. من نیز روی این موضوع از دریچه فیزیک به همین راه رسیده‌ام و آنجا هم آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند، اما آن چیزی که در کتاب به نظرم مؤثر است و روی آن باید تأکید شود ناهنجاری‌هایی است که در آموزش عالی و در مورد علم وجود دارد، این‌ها مهم است که کتاب به ذکرش پرداخته است.

    وی افزود: به نظرم برداشت از علم که اصلا چیست و برای چه چیزی دنبال آن می‌رویم برداشتی انحرافی است. ببینید وقتی سراغ یونانیان قدیم می‌روید می‌بینيد که هدف آن‌ها مطالعه علمی و فهم طبیعت بود. اما وقتی در اسلام می‌آیید دو بعد وجود دارد یکی شناخت طبیعت، البته به عنوان شناخت صنع الهی، و یکی هم استفاده از امکاناتی که خدا برای ما ایجاد کرده است. در قرون وسطا و علم جدید نیز همین دیدگاه حاکم است، ولی در قرن نوزده یک چیزی اضافه می‌شود که علم را به خاطر فهم طبیعت دنبالش می‌روند، اما جمع قدرت و ثروت هم به آن اضافه می‌شود و اکنون نیز پروژه‌های بزرگ علم آن‌هایی است که به دنبال قدرت و ثروت است. در غرب يكي از فیلسوفان انگلیسی اعتراض کرد که چرا 50 درصد بودجه صرف هزینه‌های نظامی می‌شود.

    این استاد دانشگاه در ادامه به آشفتگی در محیط‌های علمی ما اشاره کرد و گفت: محیط ما نه در جهت علم و نه در جهت فهم طبیعت و فهم آثار صنع الهی و نه در جهت کسب قدرت و ثروت بوده است که اگر بود وضع ما اینطور نبوده و یک نوع آشوب فکری در محیط ما حاکم است و نگاه‌ها به سمت غرب است، ولی نکات مثبت غرب را نگرفته‌اند، آن جنبه‌های مثبت غرب را ندیده‌اند و هر ادای زشتی در آنجا به وجود آمده منتقل شده است. نکات بسیار مثبتی در آنجا به وجود آمده که در محیط ما به آن‌ها توجه نشده است.

     

    زمینه و زمانه سعدی

    نشست «مروری بر زندگی و آثار سعدی» با حضور محمد دهقانی، مترجم، نویسنده و پژوهشگر ادبیات فارسی در سرای اهل قلم برگزار شد.

    دهقانی در ابتدای نشست و در شروع بحث، گفت: سعدی برای ما ایرانی‌ها بسیار اهمیت دارد و می‌شود گفت که عصاره فرهنگ ایرانی یا آینه تمام‌نمای جوانب مختلف تاریخ و فرهنگ ایرانی است و شاید هیچ شاعر و نویسنده دیگری به اندازه سعدی واجد چنین خصوصیتی نباشد؛ با همه این‌ها، ما راجع به زندگی سعدی، حوادث عمر و روزگار او، چیزی اندكي می‌دانیم. البته یک وجه این به خود سعدی برمی‌گردد. گویی که خود او در پنهان‌کردن زوایایی از زندگی‌اش عمدی داشته است. یک وجه مهم دیگر آن هم به فرهنگ ایرانی برمی‌گردد، اینکه خیلی دنبال این نبوده‌ایم که زندگی بزرگانمان را به صورت مستند ثبت و ضبط کنیم. او ادامه داد: ما هنوز نمی‌دانیم سعدی کی به دنیا آمده و فقط بنابر شواهد و قرائنی که وجود دارد، می‌شود نظر داد که سعدی در اوایل قرن هفتم هجری به دنیا آمده و در اواخر همان قرن، یعنی حدود دهه 690 در گذشته است. در مجموع ۸۰ و چند سال عمر کرده که به نسبت آن روزگار عمر طولانی محسوب می‌شود. می‌توانم خیالتان را راحت کنم، فارغ از این اطلاعات کلی که من خدمت شما ارائه کردم هر چیز دیگری که درباره سعدی، زندگی و سفرهای او نوشته شده، بیشتر قصه است. دهقانی در ادامه به ادعای سعدی درباره زندگی در بغداد اشاره کرد و افزود: آن قصه‌ها و افسانه‌هایی که خود یا دیگران درباره سفرهای سعدی گفته‌اند، اینکه سعدی به اصطلاح آدم کثیرالسفری بوده، این قصه که او سی یا چهل سال را خارج از شیراز و خارج از حوزه فرهنگ زبان فارسی و ایرانی گذرانده است و اینکه از نوجوانی به بعد از شیراز رفته و بعد در دوره پختگی در حدود ۵۰ سالگی برگشته و به جای اینکه به عربی عادی شعر بگوید، شعر فارسيِ روان و سليسي گفته است با عقل جور درنمی‌آید. کسانی هم که در ادبیات عرب پیش‌زمینه‌ای دارند و شعر عرب را می‌شناسند، متوجه می‌شوند که شعر‌های عربی سعدی چنگی به دل نمی‌زند و سعدی عربی‌سرای ماهری نیست.

    او ادامه داد: نمی‌شود که سعدی از کودکی و نوجوانی حدود ۳۰ یا ۴۰ سال در بغداد و سرزمین‌های عربی بوده باشد، عاطفه زبانی او در آنجا شکل گرفته باشد و بعد کاملاً برعکس قاعده، وقتی به شیراز برمی‌گردد، شروع به شعر گفتن و نثر نوشتن با فارسی شکرین کند. به عربی نتواند و آن عربی‌ها هم که نوشته جای اشکال بسیار دارد. بنابراین باید در همه این‌ها به جد شک کرد و آن‌ها را نپذیرفت سعدی سفر را بسیار دوست داشته، یا بسیار هم سفر می‌کرده یا لااقل در آرزوی سفر بوده؛ اما اگر هم اینطور باشد سفرهای او مقطعی بوده است.

     

    بزرگداشت دکتر یحیی مهدوی و دکتر اصغر مهدوی

    آیین بزرگداشت و یادبود استاد دکتر یحیی مهدوی و استاد دکتر اصغر مهدوی و خدمات علمی و فرهنگی آنها به دانشگاه تهران و کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد این دانشگاه در تالار نفیس این کتابخانه برگزار شد.

    در این آیین که شخصیت‌های علمی و فرهنگی، استادان و علاقه‌مندان آثار، اسناد و نسخ خطی حضور داشتند، دکتر بروجردی رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با تمجید از مقام علمی و فرهنگی دکتر اصغر مهدوی به تلاش‌ها و اهتمام آن مرحوم در زمینه شناخت و حفظ آثار گذشتگان تأکید کرد و گفت: نتایج فعالیت‌ها و زحمات طاقت‌فرسای آن مرحوم و امثال ایشان امروز در بخش‌های مختلف علمی کشور متجلی شده است.

    وی با تقدیر و سپاسگزاری از کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به خاطر برگزاری آیین‌هایی از این دست افزود: مجموعه آثار مرحوم دکتر اصغر مهدوی و سایرین باید بر اساس رویه‌ها و روش‌های ماندگار محفوظ و نگهداری شوند.

    بر اساس این گزارش دکتر رسول جعفریان، رئیس کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران با تشریح ویژگی‌ها و خصوصیات اخلاقی و کارکردی مرحوم دکتر اصغر مهدوی به تفصیل درباره تصحیح عالمانه آن مرحوم درخصوص متن و خلاصه‌ فارسی «سیرت النبی» رفیع‌الدین اسحق همدانی (قاضی‌ابرکوه) سخن گفت. وی دقت آن مرحوم را در این خصوص بی‌نظیر خواند و گفت: وی فردی کاملاً مذهبی و باورمند به پیامبر اکرم و اهل‌بیت بوده است. جعفریان با ستایش از حوصله عجیب مرحوم دکتر اصغر مهدوی تصریح کرد: ايشان در این تصحیح یک تصویر کامل از سیره‌نویسی در مکتب مدینه ارائه می‌کنند.

    رئیس کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد و دانشگاه تهران در پایان سخنان خود خواستار توجه عمومی به این کتابخانه و برگزاری مراسم مختلف علمی و فرهنگی در آن شد. دکتر غلامرضا اعوانی استاد فلسفه دانشگاه تهران یکی دیگر از سخنرانان این آیین بود که حق مرحوم دکتر اصغر مهدوی و مرحوم دکتر یحیی مهدوی را برپا کردن آیینی باشکوه‌تر و بزرگ‌تر در قالب کنگره دانست و گفت: شخصیت، مقام علمی، نجابت، کرامت انسانی و متانت مرحوم دکتر یحیی مهدوی همراه با سخاوت، گذشت و دانش او بسیار مثال‌زدنی بود. وی آن مرحوم را یک معلم واقعی خواند و افزود: همانطور که یک استاد خوب استعدادهای نهفته و بالقوه دانشجویان را به فعلیت می‌رساند، آن مرحوم نیز تمامی سعی و کوشش خود را معطوف به این هدف می‌کرد که نه تنها تعلیم را که تربیت را نیز برای دانشجویانش اعمال کند.

    دکتر اعوانی با تأکید بر اصالت خانواده مرحومان مهدوی و اینکه همه این خانواده پاسدار فرهنگ این مرز و بوم بودند و هستند، یادآور شد: مرحوم دکتر یحیی مهدوی تمامی وقت خود را صرف تعالی و تعلیم فرزندان این ملت و همه مال و منال خود را نیز وقف اعتلای علم و کتاب در این کشور کرد.

    وی اهداء یک هزار جلد کتاب به کتابخانه گروه فلسفه دانشگاه تهران را از جمله این موارد دانست و گفت: انتشار سلسله کتاب‌های دکتر یحیی مهدوی از دیگر خدمات آن مرحوم بود که امروز این کتاب‌ها نایاب هستند و جا دارد برای حفظ این آثار، مجدداً چاپ شوند. وی کتاب فهرست نسخه‌های مصنفات ابن‌سینا را از آثار جاویدان دکتر یحیی مهدوی خواند و گفت: این کتاب به قدری با دقت و ظرافت تهیه و تنظیم شده است که خواننده به سهولت مطالب آن را فرا می‌گیرد. براساس این گزارش محمدرضا طهماسب‌پور محقق و متخصص اسناد کتابخانه‌ای نیز در این آیین به تفصیل، نقش مرحوم دکتر اصغر مهدوی را در ایجاد مجموعه عکس‌های کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران و تهیه فهرست نسبتاً جامع آن در این کتابخانه، بر اساس ارائه خدمات مستمر به پژوهشگران برشمرد.

    همچنین در این آیین مژده مهدوی فرزند مرحوم دکتر اصغر مهدوی به یاد پدر و عموی خود مطالبی را بیان کرد و زهرا شیوا نیز گنجینه اهدایی دکتر یحیی مهدوی را به کتابخانه مرکزی و اسناد دانشگاه تهران از طریق نمایش فیلم تشریح کرد.

     

    آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۰۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۵:۴۲
 


صفحه 6 از 6