اطلاعات حکمت و معرفت

  • معرفی کتاب

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفی کتاب



    فلسفۀ آلمانی
    تری پینکارد
    ندا قطرویی
    ققنوس
    چاپ اول: 1394، 576 صفحه

    فلسفۀ آلمانی از آغاز فلسفه ای بحث برانگیز و دیرفهم بود و از سال 1781 برای مدتی به فلسفۀ مسلط اروپا تبدیل شد و «شیوۀ تلقی اروپاییان و عملا همۀ جهانیان را از خودشان، طبیعت، دین، تاریخ بشر، سرشت دانش، سیاست و به طورکلی ساختار ذهن انسان تغییر داد.» تری پینکارد در کتاب «فلسفۀ آلمانی: 1760-1860 میراث ایدئالیسم» کوشیده است  فلسفۀ آلمانی و ارتباطش را با تاریخ آلمان بررسی کند. آلمان در آن زمان مجموعه ای از ایالت های پراکنده شاهزاده نشین بود که به آرامی در حال تبدیل شدن به ملتی تازه تأسیس بود. پینکارد تاریخ آلمان آن زمان را در ارتباط با جریان های فلسفی بررسی و تحلیل می کند. این اثر از چهار بخش تشکیل شده است. بخش نخست با عنوان «کانت و انقلاب در فلسفه» به موضوعاتی چون خودانگیختگی بشر و نظم طبیعی، خودآیینی و نظم اخلاقی، ذوق زیباشناختی، غایت‌شناسی و نظم جهان اختصاص دارد. مؤلف در فصل دوم، این انقلابِ در فلسفه را در دوران پس از کانت بررسی می کند. عمدۀ مباحث این فصل بازۀ زمانی بین دهۀ 1780 تا 1810 را در برمی گیرد. پینکارد از ایدئالیسم و انقلاب فرانسه آغاز می کند و پس از بررسی اندیشه های یاکوبی و راینهولت، به فیشته، هولدرلین، نوالیس، شلایرماخر و شلگل می پردازد. سپس  نشان می دهد که چگونه شلینگ با روایتی رمانتیک ، آرای کانت را بازخوانی می کند. این فصل با اندیشه های یک فیلسوف پساکانتی دیگر به نام یاکوب فردریش فریس به پایان می رسد. بخش سوم با عنوان «تکمیل انقلاب؟هگل»، ابتدا به بررسی آلمان پس از انقلاب و سپس به پدیدارشناسی روح هگل، پدیدارشناسی او از ذهن و جهان و در کل نظام فلسفی هگل اختصاص دارد. مؤلف در بخش پایانی کتاب با عنوان «انقلاب زیر سوال می رود» پس از توصیف سال های 1830 تا 1855 بر تلاش های شلینگ برای احیا و بازنگری در ایدئالیسم و تناقضات کانتی و یأس مدرن در اندیشۀ شوپنهاور و کی یرکگور تمرکز دارد. او در انتهای این بخش نیز  به جمع بندی میراث ایدئالیسم می پردازد.

    آیین ها و نمادهای تشرف
    میرچا الیاده
    محمدکاظم مهاجری
    کتاب پارسه
    چاپ اول: 1395، 284 صفحه

    کتاب «آیین ها و نمادهای تشرف» حاصل سخنرانی های مؤلف در اواخر سال 1956 در دانشگاه شیکاگو تحت عنوان «الگوهای تشرف» است. «اصطلاح تشرف در کلی ترین معنایش به مجموعه ای از آیین ها و تعالیم شفاهی اشاره دارد که هدف از آن ایجاد تحول و دگرگونی بنیادین در جایگاه مذهبی و اجتماعی شخصی است که می خواهد تشرف یابد.» الیاده در کل بر این نظر است که آیین تشرف طریقی  است که بشرِ جوامع سنتی از تصور خودش آگاهی می یابد و آن را می شناسد. نکتۀ مهم این است که می توان تشرف را مرز پایان انسانِ طبیعی و ورود به فرهنگ دانست. مؤلف در این اثر علاوه‌ بر معرفی انواع تشرف، معنای عمیق آنها را نیز کشف و رازگشایی می کند. این اثر علاوه‌ بر مقدمه از شش فصل تشکیل شده است. فصل نخست با عنوان «اسرار تشرف در ادیان ابتدایی» به موضوعاتی چون زمین مقدس، اشراف تشرف کورنای ها، تشرف و تجدید حیات جمعی می پردازد. «آزمون های سخت آیین تشرف» و «از آیین های قبیله ای تا کیش های سرّی» به‌ترتیب عنوان فصل دوم و سوم هستند. فصل سوم به موضوعاتی چون تشرف دختران، نمادهای تشرفی در بازگشت به زهدان، معانی چندگانۀ نمادپردازی جنین می پردازد. تمرکز مؤلف در فصل چهارم با عنوان «تشرف های فردی و انجمن های سرّی» بر موضوعاتی چون نزول به عالم مردگان و تشرف های قهرمانانه، انجمن های رقصندۀ کواکیوتل و انجمن های سری مردان است. فصل پنجم «تشرف های حماسی و شمنی» نام دارد و علاوه‌ بر تشریح تشرف های شمنی به آزمون ها، آیین های عمومی و فنون و مهارت های خلسه نیز پرداخته است. فصل پایانی با عنوان «الگوهای تشرف در ایدان تکامل یافته تر» به پیگیری ردّ و نشان این آیین ها در یونان و اروپای مسیحی اختصاص دارد و علاوه‌بر اینها به بن مایه های ادبی الگوهای تشرف نیز پرداخته است به گفتۀ الیاده این اثر برای هر خوانندۀ غیر متخصص علاقه‌مند به تاریخ معنوی بشر سودمند است.

    ابن رشد
    یوحنا قمیر
    یاسین شکرانی
    کتاب پارسه
    چاپ اول: 1395، 176 صفحه

    کتاب «ابن رشد» به قلم یوحنا قمیر و با ترجمۀ یاسین شکرانی، متعلق به مجموعۀ «فیلسوفان مسلمان» است. قمیر نُه تن از متفکران مسلمان را انتخاب کرده و دربارۀ زندگی و آرای آنها نگاشته است. مباحث اصلی این کتاب را می توان به دو بخش تفکیک کرد. بخش نخست گزارشی از زندگی و شرح حال ابن‌رشد و شخصیت علمی، اخلاقی، دینی و سیاسی اوست و بخش دوم روایتی از تألیفات ابن‌رشد دربارۀ موضوعاتی مانند فلسفه، شریعت و ظاهر و باطن دین است.

    عالی و دانی
    مرتضی قمشه ای
    اطلاعات
    چاپ اول: 1395، 160 صفحه

    به گفتۀ مؤلف کتاب «عالی و دانی: نگاهی به علم و عرفان مردمی از افق پست مدرن» شروعی در ایجاد نگرشی جدید به ساختار پیچیده فرهنگی و علمی و عرفانی از دیدگاه پست مدرن است. مؤلف پیش تر مقالات این اثر را خارج از ایران منتشر کرده  و اکنون با حذف فرمول ها و بحث های علمی، همان مطالب را برای عموم بازنویسی کرده است. قمشه ای در این اثر کوشیده نقش فرهنگ مردم به‌ویژه حکمت زنانه را در تفکر عرفانی و انسانی نشان دهد.

 
  • معرفي كتابهاي خارجي

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفي كتابهاي خارجي

    کیان رضوی



    The Psychology of Religion, Fourth Edition:
    An Empirical Approach
    by Ralph W. Hood Jr. PhD, Peter C. Hill PhD, Bernard Spilka PhD
    Publisher: The Guilford Press
    روان شناسیِ دین: رویکردی تجربی

    نقاط مشترک میان دین و روان شناسی، امروزه برای ما اموری واضح و آشکار است. در حقیقت به صورت علمی مشخص شده است که دین یک امر ژرف انسانی و متعلق نیازهای روانی انسان می باشد. علم مدرن به ما آموخته است که ما در مواجهه با دین، مقهور نیازهای قدرتمند و شرایط روانی بسیار خاصی هستیم. هر چه روان شناسی بیشتر پیشرفت می کند، از دین به صورت دقیق  تر و علمی تری برای فهم لایه های بسیار پیچیده ناخودآگاه بهره می برد. علاوه بر این، روان شناسی به کمک دین، می تواند بخشی از ناهنجاری های روانی انسان را در پیچیده ترین شکل های آن بازبینی و حتی معالجه کند. زیرا تجربه های دینی در طول تاریخ، تجربه هایی معطوف به آرامش بشر بوده اند و انسان ها به یاری آن ها توانسته اند بخش عظیمی از دغدغه های خود را کاهش دهند. حتی در مواجهه با دیوانگی و جنون که از مباحث مورد علاقه روان شناسان و روان کاوان مدرن است، می بینیم که باز هم تاریخ و تجارب ادیان، نقش مهمی ایفا می کند و بخش مهمی از فهم علمی را بازسازی می نماید. این بازسازی، تا محدوده  های اخلاق و بایسته های آدمی نیز پیش رفته و ریشه  های خیر و خوبی یا شر و بدی را نیز مورد کاوش قرار می  دهد. به گفته یکی از روان شناسان معاصر، روان شناسی و دین می توانند مکمل یک دیگر باشند. مشروط بر آن که روان شناسی به دین و دین به روان شناسی بدل نشود. حوزه های مختار هر یک از این دو می باید کارکردهای خود را حفظ کند، در غیر این صورت نه علمی باقی خواهد ماند و نه ایمان علمی تأثیر مثبتی بر زندگی انسان باقی خواهد نهاد.
    آن چه در کتاب "روان شناسیِ دین: رویکردی تجربی" به تفصیل مطرح شده، کوششی برای درک دقیق همین تمایزات و موضوعات است. نویسنده تبیینی دقیق از روان شناسی مدرن و مکتب های مختلف آن ارائه می دهد و در هر یک از این مکتب ها، تعریف کلاسیک آن را از دین، عرضه می کند. سپس می کوشد در عرصه این تعریف ها، کارکردهای مشترک و مثبت دین و روان شناسی یا روان کاوی را مورد توجه قرار دهد و به دقت تعریف کند.
    این کتاب در 636 صفحه تألیف شده و در سال 2009 توسط انتشارات گیلفورد چاپ و منتشر شده است.

    Neuroscience, Psychology, and Religion:
    Illusions, Delusions, and Realities about Human Nature
    By: Bermudez Julio
    By Malcolm Jeeves, Warren S. Brown
    Publisher: Templeton Press
    عصب شناسی، روانشناسی و دین:
    توهمات، خیالات و واقعیات درباره انسان

    از زمانی که ویلیام جیمز مشخص کرد که دین با کارکردهای روانی در درون انسان نقش  های مهمی هم به لحاظ روحی و هم به لحاظ اخلاقی، هم اجتماعی و هم تاریخی بازی کرده است، تا امروز که هزارها هزار تحقیق در این زمینه انجام شده، راه درازی را طی کرده ایم. ماحصل و عصاره مباحث مرتبط با دین نشان می دهد که اولا سرچشمه های نیاز بشری بسیار متنوع و دیرپا است؛ عمق آن ها در وجود آدمی نه تنها روان فرد فرد انسان را در نوردیده است، بلکه روح جمعی را نیز تحت تأثیر قرار داده و جامعه را نیز از خود متأثر ساخته است.
    مطالعات تاریخی در عرصه دین و دین پژوهی به ما می گوید که گرایش انسان به دین از نیازی بسیار عمیق نشأت گرفته است. در ابتدا و در نخستین ادوار تاریخ بشر، نوعی گرایش اساطیری بر اساس امیدها و بیم های انسان ها شکل گرفت. به تدریج، تصویرهای انسان از حقیقت در جهان دگرگون می شد و در همین نقطه از تاریخ بود که جادو و شمنیسم، پای به زندگی انسان نهاد تا به ابهامات و پرسش های گنگ بشر پاسخ گویند و در عین حال نیازهای او را در عرصه های روانی برآورده سازد. به یک معنا می توان گفت که جادوگران و شمن ها نخستین پیش گامان روان  شناسی و روان کاوی و حتی عصب  شناسی مدرن بوده اند. آنان جن گیری می  کردند و در مقابل جنون و بیماری  های روانی و ترس های فرو خورده انسانی به آیین ها و ابزار و ادوات و رقص  ها و بخورات و جنبل و جادو متوسل می  شدند. گاهی مراسم قربانی به جا می  آوردند و زمانی نیز در برابر خورشید و ماه یا وقایع طبیعی همچون خسوف و کسوف، مراسم بسیار بزرگ اجتماعی تدارک می دیدند.
    به تدریج و با پیشرفت علم بشری، نوعی فلسفه و نگاهی عقلانی حاکم شد. تشخیص انسان ها رنگی از دین و کلام به خود گرفت. این جریان، قرن ها و هزاره ها ادامه داشت تا آن که در سده نوزدهم و بیستم، روان شناسی و روان کاوی، نوعی ملازمه و تناوب میان دین و روان را در دستور کار خود قرار داد و بحث های بسیار پربار و عمیقی در این زمینه انجام شد. روان کاوی توانست ریشه  های عمیق نیاز انسان به ایمان را در توجیه دوباره و بسیار گویا مجددا مورد توجه قرار دهد. به این ترتیب نه تنها دین باوری به عنوان یک نیاز اصیل و عمیق تاریخی، هم برای فرد فرد انسان ها و هم برای جوامع و تمدن ها به رسمیت شناخته شد، بلکه جان تازه ای به کلام و مباحث مربوط به الاهیات در ادیان بزرگ بخشید و افق های تازه ای از مباحث علمی را در عرصه دین باز کرد.
    اما علم در همین حد هم متوقف نماند. نورولوژی یا عصب شناسی، با قدرت و جدیت به این مباحث وارد شد و به تدریج با کاوش های حیرت انگیز در ساختار پیچیده اعصاب و مغز انسان، هویت دینی بشر بازتعریف گردید. این جریان تاریخی در علم و دین که فقط مواجهه ای ساده نبوده است بلکه یک جریان عمیق تاریخی را نمایندگی می کند، داستانی بسیار شیوا و درازمدت است و بازگوی بخش مهمی از رخدادهای حیات ما در طول هزاره  ها است. این مباحث به ما یادآوری می کند که در کجای تاریخ قرار داشته ایم و چگونه عقاید دینی ما و ارتباط ما با خدا و جهان ماوراء، ریشه در چه نیازها و کدام پرسش ها داشته است.
    کتاب"عصب شناسی، روان شناسی و دین: توهمات، خیالات و واقعیات در باره انسان" در طی فصول متعدد، این داستان و این جریان تاریخی را با ذکر مثال های پرشمار و تحلیل دقیق هر دوره از ادوار اعتقادی بشر، شامل اسطوره، جادو، دین و علم، که هر یک در درون خود مراحل چندگانه  ای داشته اند را بازگو کرده است. علی رغم پیچیدگی موضوع و شیوه تدوین آن بسیار جذاب بوده و به همین دلیل با استقبال گسترده خوانندگان مواجه شده و برخی از فصل های این کتاب قبلا هم در نشریات علمی به چاپ رسیده است. این کتاب در 168 صفحه و به زبان انگلیسی نوشته و در سال 2009 توسط انتشارات تمپلتون چاپ و روانه بازار کتاب شده است.

    The Oxford Handbook of
    Psychology and Spirituality
    by Lisa J. Miller
    Publisher: Oxford University Press
    دستینه (هندبوک) روان شناسی و
    معنویت آکسفورد


    حوزه ها و موضوعات و مسائل مشترک و همگن میان علم روان شناسی به مثابه یک دانش جدید و معنویت دینی به عنوان تجربه های بسیار کهن بشری بسیار زیاد و متنوع است. در عین حال نقاط نامشترک یا اختلافی نیز در میان این دو اندک نیست و ما با ناباورانی نیز رو به رو هستیم که معتقدند دین و دنیای جدید و علوم جدید، هیچ نسبت و ارتباطی با یک دیگر ندارند و کسانی که در این زمینه  ها می کوشند، به اصطلاح آب در هاون می کوبند. اما این گروه در اقلیت اند و هر روز و هر روز بر تعداد کسانی که از طریق روان  شناسی مدرن به پژوهش های دینی می  پردازند یا کسانی که برای درک بهتر دین و غنا بخشیدن به اعتقادات خود از روان  شناسی نیز بهره می گیرند، افزوده می شود. در واقع نیازی مشترک دین داران و دانشوران عرصه علم روان شناسی را به یک دیگر پیوند زده است. این پیوند شامل موضوعات بسیار زیادی در عرصه علم روان  شناسی مدرن شده که به نحوی مستقیم یا غیر مستقیم مرتبط با مطالعات دینی و دین پژوهی است. تنوع تألیفات و مباحث و موضوعات حوزه وسیعی از اصطلاحات را در این محیط مشترک دین و روان شناسی پدید آورده که نیاز به منابع آکادمیک و علمی و شیوه های جدید را برای محققان دامن زده است.
    کتاب "دستینه (هندبوک) روان شناسی و معنویت آکسفورد" با توجه به همین نیازها و در پاسخ به پژوهش گرانی که در این حوزه مشغول تحقیق و تفحص می باشند تهیه شده و در نوع خود یکی از آثار بسیار پرکاربرد و دقیق محسوب می شود. نویسنده این کتاب، خانم لیسا جی. میلر، که در حدود بیست سال در این حوزه کاوش و تحقیق کرده است، حاصل بحث  ها و پژوهش های خود را در "دستینه (هندبوک) روان شناسی و معنویت آکسفورد" گرد آورده و چنان که نوشته است، این کتاب کوششی است برای سر انجام بخشیدن به مطالعاتی که در اثر پراکندگی منابع و فقدان اطلاعات موثق، همواره با سوءتفاهم همراه بوده است. این کتاب در نوع خود اثری جالب و ممتاز به حساب می آید و می تواند پژوهش  گران، دانشجویان، استادان و علاقه  مندان بسیاری را به کار آید و راهنمایی کند.
    مدخل های این کتاب به دقت برگزیده شده و درباره هر یک هم توضیحات تاریخی ارائه گردیده و هم مهم ترین تعریفات کلاسیک به دقت گزینش شده است تا خواننده بتواند موضوع را با دقت و اعتبار علمی و آکادمیک مورد توجه قرار دهد. علاوه بر این، منابع معتبر و مهم نیز معرفی شده و اصطلاحات و تعاریف با تکیه به این منابع تحریر و تألیف شده است. این کتاب در 656 صفحه نوشته و در سال 2013 در موسسه چاپ و نشر دانشگاه آکسفورد منتشر و راهی بازار شده است.

    Christianity & Psychoanalysis:
    A New Conversation
    by Earl D. Bland, Brad D. Strawn
    Publisher: IVP Academic
    مسیحیت و روان شناسی تحلیلی:
    گفت و گویی تازه

    ظهور فروید در جهان علم و فرهنگ مسیحی، نوعی انقلاب و لرزش بزرگ  به حساب می  آمد. به گونه ای که بسیاری از مورخان اندیشه و فرهنگ، ظهور فروید را آغاز عصر جدیدی دانسته و او را یکی از ستون های فکر و فرهنگ و زندگی مدرن قلمداد کرده اند. البته بی  راه هم نگفته اند زیرا فروید، تلقی ما را نسبت به خودمان و ذهن و روانمان و جامعه مان به کلی دگرگون کرد. در ابتدا تصور می شد که فروید یکی از نشانه های آشکار لاییسیته و سکولاریسم مدرن است و وجه قدرتمندی از ضدیت با آموزه های مسیحی در آراء و تئوری های فروید مشاهده و مطرح شد. این ضدیت، دو جانبه بود؛ هم کشیشیان و هواداران آیین مسیحیت بر آن پا فشاری می کردند و هم آکادمیسین  ها و روان کاوان و روان شناسان حرفه  ای و هواداران پر شور زیگموند فروید. بر اساس این تصور، فرویدیسم در راستای دین زدایی و در چالش با انگاره های مسیحی و یهودی به بازتولید ضمیر ناخودآگاه و طرح مسائل مربوط به عقده های جنسی پرداخته است. دانشگاهیان نیز تصور می کردند که مسیحیت همچنان که با ایده های علمی در قرون وسطا به صراحت مقابله می  کرد و هیچ یک را بر نمی تابید، این ایده را نیز در زمره کفریات قلمداد کرده است. محاکمه گالیله هنوز در یادها مانده است. با این همه، به تدریج از این تنش و تخاصم کاسته شد و نوعی توازن و تعادل در درک دو جانبه و طرفینی پدید آمد. این درک متوازن و متعادل یکی از مشخصه  های علم در دوران ما است که متضمن نسبیت نیست، اما تمایل زیادی به قضاوت و صدور احکام نیز ندارد.
    مشروعیت و محدودیت را برای صاحبان آراء و عقاید می پذیرد و در عین حال جواز پرسش و نقد را نیز باطل نمی کند. بر این اساس، نه فرویدیسم و بنیادهای نظریه روان  کاو اتریشی با مسیحیت در تضادی آشتی ناپذیر است و نه مسیحیت با پذیرش فرویدیسم دچار مشکل و معضلی خواهد شد. فروید به درک ضمیر ناخودآگاه به عنوان مهم  ترین شاخصه فهم ما از خویش یاری رساند و در عین حال نشان داد که ریشه های فهم انسان از خویش نمی  تواند به امور مشخص و محدود یا معقول و منظم محدود شود. همچنان که مسیحیت نیز ضمن آشتی با دانش جدید، نوعی تفاهم و بازسازی فکری را در دستور کار قرار داد تا تزاحم میان ایمان مسیحیان راستین و عقاید مومنان مسیحی با دانش و دانشوران جدید را بکاهد و اجازه ندهد تضاد و تخاصم میان این دو به نقطه های غیر قابل بازگشت برسد.
    در این کتاب شرح مستوفی و بسیار مفصل و دقیقی از فرویدیسم و ایده های مسیحی و تأویل و تفسیر دو طرف از یک دیگر بر اساس تمام منابع معتبر از قرن نوزدهم تا کنون ارائه شده است. این کدها و نقل قول ها بیش از آن که بیانگر اختلاف و نقادی میان این دو باشد، هم  پوشی و اشتراکی عجیب را به نمایش می گذارد یا حداقل نشان می دهد که تزاحم و مخاصمه، محصول دقت های علمی یا تعقل نبوده، بلکه از سوءتفاهم یا تعصب برآمده است.
    این کتاب که در 304 صفحه و به زبان انگلیسی نگاشته شده، در سال 2014 در انتشارات آی وی پی پرس چاپ و در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

 
  • گزارش سمينارها

    PDF چاپ نامه الکترونیک
    افق فرهنگ

    گزارش سمينارها


    اندیشه سیاسی معاصر در دانشگاه کمبریج
    دانشگاه کمبریج در بسیاری از زمینه های فکری در عرصه سیاست همواره پیشگام بوده و تعداد زیادی از رهبران برجسته سیاسی در انگلستان و آمریکا و اروپا و استرالیا، از دل این دانشگاه بیرون آمده و فارغ التحصیل شده  اند. گاهی اوقات سخنرانی ها و سمینارهای این دانشگاه تأثیر عظیمی بر فکر سیاسی جهان نهاده است که از معروف ترین آن ها سخنرانی آرنولد توین بی در 1918 و سخنرانی وینستون چرچیل در واپسین سال های جنگ جهانی دوم و سخنرانی های سر آیزایا برلین و کارل ریموند پوپر در این دانشگاه است. به یک معنا، اندیشه سیاسی کلاسیک در قرن بیستم مرهون کمبریج است اما اینک وضعیت تفاوت کرده و این مرجعیت سیاسی به دانشگاه کلمبیا و ام آی تی و حتی به برخی دانشگاه های آلمان و فرانسه انتقال یافته است. اینک در عصر سیاسی تازه ای که پس از یازده سپتامبر 2001 در سپهر بین المللی خودنمایی می کند، باز هم دانشگاه کمبریج سعی می کند خود را به عنوان پیشاتز حفظ کند. به همین دلیل چهار سمینار سیاسی با موضوعات و تعاریفی بسیار جذاب در نظر گرفته شده که طی چهار هفته برگزار شد.
    این سمینارها از تاریخ بیستم ژانویه تا روز سوم مارس ادامه داشت. در این جا به صورت اجمالی و بسیار فشرده این سمینارها را از نظر می گذرانیم.

    خاستگاه های جامعه شناختی جنبش های سیاسی
    مردمان معاصر نسبت به گذشته ظاهرا سهم بیشتری در مقدورات و مقدرات سیاسی خود دارند. البته برخی متفکران معتقدند این سهم افزایش نیافته بلکه فقط احساس عمومی نسبت به آن ترمیم شده است. واقعیت هر چه باشد، در عصر انفجار ارتباطات و اطلاعات، محتوای زندگی سیاسی مردم با تراکم بیشتری در ذهن آن ها جریان خواهد یافت و تقریبا هیچ کس نمی تواند این موضوع را انکار کند. در حال حاضر بسیاری از متفکران سیاسی بر این باورند که هیچ خیزش سیاسی مهم و اصیلی نمی تواند پدیدار شود و ریشه بدواند مگر آن که به نحوی با ریشه های طبقات اجتماعی و افکار عمومی در جامعه پیوند یافته باشد.
    در سمینار "خاستگاه های جامعه شناختی جنبش  های سیاسی" در روز بیستم ژانویه، ضمن بررسی این موضوعات، پرسش و پاسخی با دانشجویان نیز برگزار خواهد شد تا ریشه های اجتماعی خیزش های خاورمیانه و شمال آفریقا که به بهار عربی موسوم شد، بر اساس این تئوری مورد ارزیابی قرار می گیرد. علاوه بر این جنبش  های اروپایی و برخورد جریان های راست و ناسیونالیست های ضد مهاجران به صورت تفکیک شده و متمایز، در پرتو این تئوری مورد بحث قرار داده خواهند شد.

    ژنتیک و عدالت اجتماعی،
    وضعیت رنگین پوستان در جوامع آینده

    در حال حاضر از هر متفکری پرسش شود که به عنوان یک اندیشمند سیاسی مهم  ترین مسئله جهان در حوزه سیاست و جامعه شناسی را چه چیز می دانند و یا فهرستی از مهم ترین اولویت ها و مسائل ارائه دهند، بدون هیچ تردیدی مسئله نژاد و تعارض میان سفید پوستان و رنگین پوستان در صدر این اولویت  ها قرار خواهد گرفت. به ویژه مسئله سیاه پوستان آفریقایی و تیره پوستان خاور میانه در مواجهه با بحران عظیم مهاجرت به اروپای غربی و شمالی، یک عرصه یا کیس بزرگ برای آزمون ها و آموزه های اجتماعی و سیاسی می باشد. اروپا همواره سیاست را در فایل یا پرونده بسیار دقیقی در موازنه  های مختلف اعم از داخلی و دیپلماتیک (بین المللی) مورد ارزیابی و بررسی قرار داده است. اما آن چه در اواخر قرن بیستم و دو دهه اخیر رخ داده، نوع دیگری از تلقی های سیاسی را وارد علم سیاست کرده است.
    سیاست معجون شگفت انگیزی از بازخورد  های اجتماعی و بحران های انسانی نیز هست و این مسئله را مهاجرت های بزرگ یک دهه اخیر به خوبی تأیید می کند. برخی از سیاست مداران زیست باور، این مسئله را به نوعی جبر ژنی و نیاز به تحول در نقشه ژنتیکی بزرگ بشر مرتبط می دانند؛ گویی ضرورتی محتوم، نیاز به موتاسیون را چنان افزایش داده که برخی اقوام به صورت همگن اما خودآگاه یا ناخودآگاه در میان اقوام و مللی کاملا متفاوت و از نژادهایی از ریشه های دیگر پراکنده شده اند تا بتوانند قدرت ژنتیک را یک بار دیگر بر مقدرات بشر و سرنوشت او سیطره دهد.
    چیرگی ژنتیک و نقش آن در سیاست و فرهنگ و حتی مدنیت، یک دیدگاه تازه نیست و بسیار قدمت دارد، اما دیدگاه های تازه مبتنی بر نوعی مطالعات ژنتیک بسیار پیشرفته طراحی شده و واپسین دستاوردهای بشر را در این زمینه عرضه خواهد کرد. متخصصان ژنتیک و سیاست، در سمینار "ژنتیک و عدالت اجتماعی، وضعیت رنگین پوستان در جوامع آینده" گرد هم آمدند تا کوشش مجددی برای درک برخورد و آمیزش نژادها و تأثیر آن بر سرشت سیاسی جهان و عاقبت قدرت های سیاسی در اروپا، تا دهه سوم قرن بیست و یکم را مورد ارزیابی قرار دهند. این گمانه  زنی علمی، بسیار هیجان انگیز و شیرین اما در عین حال سرشار از مخاطره و ریسک پذیری علمی است. به همین دلیل به گفته دکتر لانگ نمی توان اجازه داد ایده های فاشیستی و راسیستی، خود را با توجیهات علمی موجه سازد و چهره زشت خود را در پشت ماسک مقدس دانش پنهان کند. این ها عصاره ای از مباحثی بود که در دومین سمینار دانشگاه کمبریج در تاریخ سوم فوریه سال جاری مورد بحث و بررسی قرار گرفت و با استقبال زیاد و واکنش های گسترده و فراگیری نیز رو به رو شد.

    اصول حقوقی، رشد اجتماعی و عدالت
    پس از فروکش کردن نظام های سوسیالیستی و کمونیستی، که سرانجام با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در اوایل واپسین دهه قرن بیستم به نقطه عطف خود رسید، جهان ظاهرا وارد تجربه تازه ای تحت تأثیر یک نظام تک قطبی در پرتو ایده های لیبرالیستی شد. تغییر گرایش اقتصادی در چین کمونیست و فرو ریختن دیگر کشورهای کمونیستی نیز به تدریج شرایط متفاوتی را برای سوسیالیست های جهان رقم زد و البته پس از مدتی از سال 2010 به بعد، عدالت نه در مفهوم سوسیالیستی بلکه با کوشش و پویشی تازه، وارد فضای سیاسی جهان شد و نقش های بسیار پر اهمیت از جنبش  های خیابانی تا منازعات اجتماعی و سیاسی در سطوح گوناگون بدان پیوند خورد.
    آن چه در حال حاضر و به عنوان عدالت فردی و اجتماعی موضوع جذابی در افکار عمومی است و متفکران سیاسی را نیز به خود جلب کرده است، نابرابری در توزیع ثروت به گونه ای است که تنها یک در صد مردم جهان کل ثروت سیاره را در اختیار دارند و صد برابر آن نود و نه در صد، پول و امکانات و نفوذ و قدرت دارند. این نابرابری، طبعا به نوعی عدم تعادل در زیست کره انجامیده و کل جهان را دستخوش نابسامانی های عظیم ساخته است. چگونه می توان با این نابرابری ها و بحران های منتج از آن، رویارو شد و چاره ای برای آن ها یافت.
    در حال حاضر تئوری های سیاسی به شکل متفاوتی مفهوم عدالت را در مرکز توجه خود قرار داده اند و بیش از آن که به ساختن جوامع سوسیالیستی یا عدالت محور بر اساس ایده های جمع گرایانه بپردازند، نوعی مهندسی جهان را بر اساس درمان نظام اقتصادی و جویش راه  حل  هایی برای بازگرداندن و توزیع ثروت از اقلیت به اکثریت، دنبال می کنند. این که چنین ایده هایی تا چه حد واقع بینانه است، ممکن است در آزمون های اجتماعی سال های آینده، تا حدی مشخص شود اما در حال حاضر تئوری  هایی است که در دومینوی اقتصاد، جامعه شناسی و سیاست، مشغول رفت و آمد است. در سمینار "اصول حقوقی، رشد اجتماعی وعدالت" که در تاریخ هفدهم فوریه برگزار شد، از این منظر به مسئله عدالت و تأثیر آن در سیاست نگریسته شد و مجموعه ای از مباحث آکادمیک و پرسش های مطرح مورد بحث قرار گرفت.

    دولت ها، تجارت و هوش مصنوعی
    تکنولوژی هر روز معنای تازه تری می یابد و قدرت انسان را هم افزایش می دهد و هم به چالش می کشد. امروزه علاوه بر قدرت محاسبه در تکنولوژی که به واسطه رایانه ها افزایش یافته، تکنولوژی روبوتیک نیز، به چنان نقطه ای رسیده است که می تواند به شکل چشم گیری حضور انسان را در کارخانجات و بنگاه های اقتصادی کاهش دهد. دقت بالا و کاهش ضریب اشتباهات، کاهش هزینه ها و افزایش چشم گیر تولیدات، صرفه اقتصادی بسیاری برای انسان ایجاد کرده است. اصل اساسی بازار و سرمایه که عبارت از کاهش هزینه ها و افزایش سود است، در این زمینه به بهترین شکل خود را نشان می دهد. تکنولوژی روبوتیک، نه تنها وضع تازه ای برای صنعت جهان ایجاد کرده و نگاه انسان را به تولید صنعتی دگرگون ساخته است، به تدریج می رود تا در عرصه های دیگر زندگی یعنی در خانه و خیابان و مکان های فراغتی نیز موجب انزوای انسان شود یا به عبارت دیگر شریک انسان  ها در عرصه های گوناگون زندگی باشد. آیا این جریان تا چه حد شتاب خواهد یافت و تا کجا پیش خواهد رفت؟ برخی از متفکران بر این باورند که قدرت برتر در عرصه سیاست نیز از آن کشورهایی خواهد بود که بتوانند تکنولوژی و صنعت و علم خود را در عرصه رایانه و روبوتیک، به بالاترین سطح برسانند. سیاست با تجارت به نقطه  ای رسیده اند که هر یک سر نوشت دیگری را تعیین می کنند. در حقیقت، تجارت است که محدوده های دوستان، همراهان، بی طرفان و دشمنان را مشخص می سازد و عمده  ترین عنصر در تجارت عبارت است از تولید و فتح بازارهایی که در آن ها گردش مالی بالایی وجود دارد. این کار میسر نیست مگر به واسطه صنایع بسیار پیشرفته و به کار گیری مجموعه عظیمی از ربات ها به جای انسان. غول های بزرگ اقتصادی، تعیین کنندگان محیط و آتیه سیاست در جهان اند. باید این وضع مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و مشخص شود که تا چه حد در چند دهه آینده تجارت و سیاست در تعیین محدوده  ها و مرزهای سیاسی دخیل هستند.
    در سمینار "دولت ها، تجارت و هوش مصنوعی" که در روز سوم مارس برگزار شد، به طور مفصل تر به این موضوع پرداخته شد.

    کارگاه فلسفه سیاسی
    با توجه به اهمیت سمینارهای سیاسی دانشگاه کمبریج، که بر اساس سخنرانی ها و مباحث مطروحه در آن همایش ها و نیز اطلاعات منتشر شده در سایت و بولتن دانشگاه کمبریج خلاصه ای از هر کدام را ذکر کردیم، این نکته نیز می باید در گزارش ذکر می شد که کارگاه یک روزه ای در باره فلسفه سیاسی با حضور جمع کثیری از دانشجویان، استادان، نویسندگان و صاحب نظران سیاسی برگزار شد. در این جلسه پنج تن از سیاست مداران برجسته بریتانیا نیز حضور یافتند و به پرسش  ها و مسائل شرکت کنندگان پاسخ گفتند.

    فلسفه علم و عمل
    این سمینار که در تاریخ سوم تا ششم آوریل سال جاری در دانشگاه پترا در آتن برگزار شد، در برگیرنده دو بخش مجزا بود. میهمان اصلی این سمینار، پروفسور جان هایمن از دانشگاه آکسفورد که سخنرانی در این دو بخش را بر عهده داشت، در بخش اول در باب تئوری فلسفه و ایده پردازی فلسفی سخن گفت و با اشاره به آثار و نظریات فلاسفه کلاسیک و مدرن به این مبحث شفافیت بیشتر بخشید و در بخش دوم این نشست که دومین روز این سمینار سه روزه را در بر می گرفت، درباره فلسفه در عمل یا فلسفه پراتیک سخنرانی کرد و موضوعاتی همچون هستی و چیستی اراده و مسائل و مسئولیت های ناشی از وجود اراده از دیدگاه فلاسفه مختلف را به بحث و پرسش گذاشت.
    پروفسور هایمن، در روز سوم این نشست که بخش عمده آن به جمع بندی موضوعات فوق سپری شد، همچنین درنگی نیز در آثار اندیشمندان بزرگ حوزه فلسفه از جمله افلاطون، ارسطو، دکارت، جان لاک، ویتگنشتاین و... داشت و دانشجویان و شرکت کنندگان در این نشست را به مطالعه آثار این بزرگان از دریچه و دیدگاهی نو دعوت کرد.
    سمینارهای فلسفی دانشگاه پترا در آتن، هر سال میزبان یکی از استادان برجسته دنیا و تعداد پر شماری از دانشجویان علاقه مند به موضوع مورد بحث در مقطع دکتری است که از آن می توان به عنوان یکی از مهم ترین رخدادهای آکادمیک سالانه در زمینه علوم انسانی یاد کرد.

    ابوالحسن نجفی، ماندگار در عرصه‌های ادبی
    مرکز فرهنگی شهر کتاب برای پاسداشت یاد استاد نجفی در عرصۀ‌ ترجمه،‌ جایزۀ ابوالحسن نجفی را تدارک دیده است تا از خلال آن، مسئلۀ ترجمه در معرض نقد و قضاوت قرار گرفته و ترجمه‌های درخور توجه و مطلوب نیز گزینش و تقدیر شوند. اولین دورۀ‌ این جایزه با حضور اصحاب فرهنگ و هنر برگزار شد و پنج اثر راه‌یافته به مرحلۀ نهایی (منتشرشده در سال ۱۳۹۴) از طرف دبیرخانه معرفی شدند: «گاردن پارتی نوشتۀ کاترین منسفیلد با ترجمۀ نرگس انتخابی (نشر ماهی)، کپسول زمان نوشتۀ پل استر با ترجمۀ خجستۀ کیهان (انتشارات افق)، آشیانه اشراف، نوشتۀ ایوان تورگنیف با ترجمۀ آبتین گلکار (نشر ماهی)، در راه نوشتۀ جک کرواک با ترجمۀ احسان نوروزی (نشر چشمه) و آنچه با خود حمل می‌کردند نوشتۀ تیم اوبراین با ترجمۀ علی معصومی (انتشارات ققنوس). هیئت داوران این جایزه را ضیاء موحد، حسین معصومی‌همدانی، عبدالله کوثری، مهستی بحرینی، مژده دقیقی و محمود حسینی‌زاد با دبیری علی‌اصغر محمدخانی تشکیل می‌دهند. هیئت داوران آبتین گلکار را برای ترجمۀ آشیانه‌ اشراف نوشتۀ ایوان تورگنیف به‌عنوان مترجم برگزیدۀ این دوره‌ انتخاب کردند.»
    ضیاء موحد در این نشست در سخنانی به دامنۀ‌ فعالیت‌های استاد نجفی اشاره کرد و پیشینۀ آشنایی خود را با او تشریح کرد. وی اظهار داشت: «به اعتقاد نجفی ترجمه کاری است که با مهارت و تمرین قوام می‌یابد. کمتر کسی را می‌توان یافت که اولین کارش در حوزۀ ترجمه بهترین کار او باشد. نجفی همچنین ترجمه را کاری خلاق می‌دانست. این حرف در برابر حرف بسیاری افراد قرار می‌گیرد که از تناظر یک‌به‌یک در ترجمه می‌گویند. به اعتقاد این گروه، در ترجمه، در برابر هر کلمه تنها باید یک کلمه قرار گیرد (فارغ از اینکه نحو آن زبان بتواند مفهوم را بازگوید).»
    معصومی همدانی نیز دامنۀ روابط خود با نجفی را تشریح کرد و تأثیر آثار نجفی بر نسلی از نویسندگان ایران را کتمان‌ناپذیر خواند و گفت: «نجفی نویسندگان ایرانی را به خواندن آثار تازه سوق داد. البته جز او مترجمان دیگری در تحقق این امر تأثیرگذار بودند. باید در نظر داشت رویکرد یادشده امروز در شکلی بیمارگونه تعادل را به نفع آثار جدید بر هم زده است؛ آن‌چنان‌که جز در مواردی معدود نمی‌توان آثار کلاسیک جهان را در بازار نشر یافت و در پی ترجمۀ روزافزون آثار جدید آثار کلاسیک فراموش شده‌اند. حال‌آنکه نجفی به‌رغم کاربست این رویکرد به آثار کلاسیک دل‌بستگی فراوان داشت؛ او می‌توانست بین قطب‌های متضاد تعادل ایجاد کند و این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اوست.»
    دقیقی سخنان خود را با یاد استاد نجفی آغار کرد و ضمن برشمردن برخی ویژگی هاي بارز او اظهار داشت: «نخستین دورۀ جایزۀ ترجمۀ ابوالحسن نجفی را یک سال پس از رفتن او، با یاد این مترجم و ادیب برجستۀ زمانه‌مان آغاز می‌کنیم؛ استادی که در طول عمر پربارش در عرصه‌های گوناگون فرهنگ و ادب ما، آن‌گونه که می‌خواست و در خور منش و شخصیت او بود، با کیفیتی در حد کمال کار کرد و تأثیری انکارناپذیر از خود به‌جا گذاشت؛ راهگشا بود و راهنما. و این همه چون با خوی نرم و اخلاق حرفه‌ای و بزرگواری‌اش می‌آمیخت، تأثیری دو چندان داشت. دوستان و دوستداران و شاگردانش داستان‌ها از ویژگی‌های بی‌مثال او دارند. اگر اندک استعداد و اشتیاقی در آدم‌های پیرامونش می‌دید، سعی می‌کرد هرطور که می‌تواند، حتی با صرف وقت ارزشمندش، راهی پیش پایشان بگذارد. چه در مقام مترجم یا ویراستار یا معلم یا پژوهشگر و حتی ناشر. با همۀ مشغله‌ای که داشت، در مواجهه با زبان پویای یک ترجمه یا نثرِ درخشان یک داستان چنان به شوق می‌آمد که برق شادی کودکانه‌ای در چشمانش می‌درخشید.»
    زهرا محمدی، استاد زبان روسی دانشگاه تهران، ترجمۀ برگزیده را با متن اصلی تطابق داده است. محمدی نیز در انتهای نشست سخنان کوتاهی ارائه کرد و برخی ویژگی‌های اثر برگزیده را از ابعاد مختلف برشمرد. او تورگنیف را یکی از سه نویسندۀ برتر نیمۀ دوم قرن نوزدهم خواند و تصریح کرد: «تورگنیف که پایبند به سنت‌های رمان اجتماعی در روسیه است گرچه در سایۀ تولستوی و داستایفسکی کمتر دیده شده، ظرفیت‌های بسیاری برای خوانده‌شدن در جامعه‌ ایران دارد.»

    جای خالی استاد نجفی در فرهنگستان
    مراسم بزرگداشت ابوالحسن نجفی ادیب، مترجم، زبان‌شناس و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی در تالار اجتماعات شهید مطهریِ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد. این جلسه صدوشصت‌ویکمین جلسۀ تجلیل از بزرگان حوزۀ فرهنگ و ادب بود. در این مراسم مهدی محقق-رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی- از پایان همکاری خود با این نهاد فرهنگی خبر داد.
    در مراسم بزرگداشت ابوالحسن نجفی مهدی محقق (رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی)، غلامعلی حداد عادل (رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، امید طبیب‌زاده (زبان‌شناس و استاد دانشگاه) و فرهاد طاهری (پژوهشگر، نویسنده و ویراستار) سخنرانی کردند. در این مراسم تعدادی از چهره‌های ادبی کشور همچون اکبر ایرانی، دکتر شبستری، توفیق سبحانی، نوش‌آفرین انصاری حضور داشتند. در پایان مراسم نیز لوح تقدیری به همسر ابوالحسن نجفی اهدا شد.  مهدی محقق در ابتدای سخنانش با بیان اینکه «ما بزرگداشت می‌گیریم که نسل جوان با بزرگان آشنا شوند»، اظهار کرد: «ما برای قوی کردن جسم جوانانمان استادیوم صدهزار نفری می‌سازیم اما برای قوی کردن فکر جوانمان کاری نمی‌کنیم. ما در همین انجمن جلسه‌هایی را برگزار می‌کنیم اما مستمعین روی زمین می‌نشینند. اگر اهمیت به اندیشه با همین روش ادامه پیدا کند باعث تأسف خواهد بود.»  او دربارۀ ابوالحسن نجفی نیز گفت: «ما بیست سال در فرهنگستان آشنا بودیم و او ناگهانی رفت. این اواخر از حالشان می‌پرسیدم و راضی بودند. به‌هرحال تقدیر خداوند است؛ کسی می‌آید و روزی هم می‌رود. اما رفتن ایشان برای فرهنگستان ضایعه بزرگی بود. ایشان ابعاد مختلفی داشتند. ایشان و احمد سمیعی‌گیلانی از بنیان‌گذاران ویراستاری نوین بودند. البته به‌غلط می‌گویند تصحیح انتقادی و ویراستاری از فرنگ آمده است، در‌حالی‌که ما در متون هزار سال قبل دربارۀ این مسائل کتاب داریم و در همین انجمن هم منتشر کردیم.» در ادامۀ جلسه غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی دربارۀ ابوالحسن نجفی گفت: «در این چهارده ماه بعد درگذشت استاد، اندوه ما کم نشده و گذشت زمان داغ او را بر دل ما سرد نکرده است. من هروقت در شورای فرهنگستان صندلی چهارم از سمت چپ که جای ثابت جناب نجفی بود را نگاه می‌کنم تأسف می‌خورم. جای او در فرهنگستان و دل ما خالی است.» رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با بیان اینکه «در عمرمان استاد، فرهیخته و دانشمند زیاد دیده‌ایم، اما نجفی فرد دیگری بود»، اظهار کرد: «برخی علمشان بیشتر از عقلشان است و برخی برعکس. کم‌اند آدم‌هایی که عقل و علمشان متوازن باشد. نجفی در اظهار نظر عجله نداشت و فوری از کلمه‌ها استفاده نمی‌کرد. او اهل گزافه‌گویی نبود. مطلب را مطرح می‌کرد و آن را می‌شکافت. دست آدم را می‌گرفت و پیش می‌برد. در این  بیست‌وپنج سال اغلب با فرهنگستان همکاری داشت و مسائل را با ظرافت بررسی می‌کرد.»

    شب دکتر محمد دبیرسیاقی
    نشریۀ بخارا شب‌ دکتر محمد دبیرسیاقی را با سخنرانی استاد عبدالله انوار، نسخه‌شناس، فهرست‌نگار و کتاب‌شناس، دکتر محمد استعلامی، مولوی‌پژوه و حافظ‌شناس در کانون زبان فارسی برگزار کرد.
    در این نشست سیدعبدالله انوار گفت: «دبیرسیاقی به قول جنید بغدادی انسانی ذوالجناحین است، یعنی دو بال دارد، یک بال وی، بالی است که در خدمت کارهای اداری بوده و مدت 35 سال در وزارت دارایی در نهایت پاکی و طهارت کار کرده است. این سخن قول متواتری است که از افراد متعددی شنیده‌ام و به قول فقیهان اجماع محقق در پاکی وی است.»
    وی افزود: «جناح و بال دیگر دبیرسیاقی، پرواز در علم و ادب فارسی بود که برای تبیین آن باید وقت بسیار گذاشت و آن را توضیح داد. بااین‌حال کار وی در حوزۀ ادب قابل بحث است؛ نخست اینکه، در تصحیح متون ادبی دست داشته و به تصحیح متون متعددی پرداخته است و هرکسی که بخواهد تصحیح درستی را ببیند باید به تصحیح وی از دیوان منوچهری‌دامغانی مراجعه کند و دریابد که مصصح چگونه اثری را نشان می‌دهد.»
    این نسخه‌شناس ادامه داد: «همچنین کار ادیبانۀ وی در رابطه با شاهنامه است و با رجوع به آثارش، از روی تعمق، مطالعه و تحقیقی که داشت می‌توان بسیاری از مشکلات شاهنامه را دریافت. در همین رابطه وی اظهارنظرهایی کرده که بسیار قابل تأمل است.«
    استاد انوار بیان کرد: «کاری که خواندنش ما را دچار تفکر و تأمل کرد انتشار خاطرات علی‌اصغر حکمت است که خود روزی دانشجوی درسش بوده و به‌قدری این کار با دقت و ظرافت به انجام رسیده است که بدون‌شائبه، اگر خود حکمت این کار را می‌کرد شاید به‌خوبی و کیفیت کار شاگردش نمی‌رسید.»
    استعلامی نیز عنوان کرد: «زمانی که شاگرد دکتر محمد معین در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بودم، کتابی را از یک دست‌فروش به قیمت 3 تومن خریداری کردم که جلد نداشت. در یکی از اشعار این‌‌گونه آمده بود: «آزاده رفیقان منا من چو بمیرم/ از سرخ‌ترین باده بشویید تن من/ از دانه انگور بسازید حنوطم/ وز برگ رز سبز ردا و کفن من/ در سایه رز اندر، گوری بکنیدم/ تا نیک‌ترین جایی باشد وطن من» و بعدا از استاد معین خواستم که در فهم بهتر اشعار منوچهری دامغانی به من کمک کند و وی تصحیح دیوان منوچهری دامغانی اثر دکتر دبیرسیاقی را توصیه کرد. نخستین بار اینجا بود که نام وی را شنیدم و بعدها با سفارش دکتر معین در لغت‌نامۀ دهخدا با وی همکار شدم و از محضرش بسیار آموختم.»
    وی افزود: «بعدها که به لغت‌نامه رفتم، برایم به مانند یک دانشگاه بود که چهارتَن (معین، انوار، شهیدی و دبیرسیاقی) از شاگردان علامه دهخدا عهده‌دار کارهای آن بودند و مقاله‌های ما نوخواستگان را باید دو نفر از آنها می‌دیدند و این تألیف مقاله باعث می‌شد که من کنار علی‌نقی منزوی، پروین گنابادی، شهیدی و دبیرسیاقی بنشینم و مطالب بسیاری از آنها یاد بگیرم.»
    این استاد ادبیات ادامه داد: «نکته‌ای که بارها گفته‌ام و باز هم باید بگویم این است که در واقع نسلی که نسل سوم استادان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بودیم و یک شانس فوق‌العاده استثنایی و فرصت بزرگ را تجربه کردیم و آن درک کردن محضر بدیع‌الزمان فروزانفر، جلال‌الدین همایی، مقدس رضوی و ابراهیم پورداوود بود. بعدا از نسل دوم استادان این دانشگاه دکتر معین، حسین خطیبی، پرویز ناتل‌خانلری، ذبیح‌الله صفا و صادق‌کیا بسیار آموختیم. بااین‌حال اگر بپرسند که به‌عنوان نسل سوم توانستیم جای نسل دوم را پر کنیم؟ باید بگویم جای وسیعی را پر می‌کردیم که توانایی‌اش را نداشتیم.»
    یکرنگیان بیان کرد: «دبیرسیاقی، چرند و پرند را از مجله صوراسرافیل گردآوری کرد و واژگان مبهم و مهم را معنی و در حاشیه آورده است. همچنین مقالات سیاسی، گزیده «امثال و حکم» و دیوان دهخدا را نیز جمع‌آوری کرد.»

    سرو ایرانی
    آیین دومین دوره «جایزه سرو ایرانی» در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم‌انسانی دانشگاه تهران با حضور دکتر ژاله آموزگار، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر زبان‌های باستانی دکتر مهدی رهبر و دکتر زهره زرشناس برگزار شد. آموزگار با ابزار علاقه به دانشجویان گفت: «سرو ایرانی به برکت جوانان ایرانی خشک نشدنی است. معلم و عاشق کار تدریس هستم و اگر به جایگاه فعلی رسیده و موفق شده‌ام به‌ احتمال زیاد در مسیر خوبی قرار گرفته‌ام و رخداد‌ها کمک کرده‌‌اند و من به‌موقع لحظات خوب و حساس را شکار کرده‌ام. من فردی مثل شما بوده و هستم.»
    وی با اشاره به دوران تحصیل خود افزود: «در شهر خوش منظره خوی به دنیا آمدم با مردمان مهربان و در دل آذربایجان عزیز در بالای ایران بزرگ، در درون سر این گربۀ دوست‌داشتنی. من مانند هم‌نسلانم در مدرسۀ دولتی، بدون معلم خصوصی درس خواندم و با رتبۀ یک کنکور شهر تبریز، برای تحصیل در رشته ادبیات، وارد دانشگاه شدم. با بورس دانشجوی برتر در مقطع لیسانس به خارج رفتم. قدر این سعادت را خوب دانستم و به مردمی که با مالیات آنها به این جایگاه رسیدم احترام گذاشتم.» آموزگار ادامه داد: «خوب درس خواندم، با ذوق و شوق به کشور بازگشتم. درِ دانشگاه تهران به رویم باز شد؛ با همکاران دانشمندی که داشتم سعی کردم  از لحاظ علمی ارتقا‌ء پیدا کنم. همه تلاش و عشقم را در تدریس و تحقیق گذاشتم و ثمره آن چند کتاب و بیش از 150 مقاله است.»
    این استاد دانشگاه تهران اظهار کرد: «من هیچ گله و شکایتی ندارم، حق ناله ندارم چراکه به همۀ تصورات و آرزو‌هایی که در مخیله نوجوانی‌ام می‌پروراندم رسیدم. من دلم می‌خواست استاد شوم که شدم. دلم می‌خواست در محضر استادان خوب تلمذ کنم، کردم. دلم می‌خواست دانشجویان خوب داشته باشم که نازنین‌ترین دانشجویان نصیبم شد. چه بیشتر و بهتر از این.» آموزگار افزود: «معتقدم که ایرانی، قدرشناس است و به‌موقع دریچۀ قلبش را می‌گشاید و شما را در درون آن جای می‌دهد؛ حتی یک لحظه، حسرت زیستن در جای دیگر را نداشتم. من کجا می‌توانم آغوش‌های گرمی چون آغوش‌های مردم سرزمینم را بیایم. این خاک مال من است این هوا با همۀ آلودگی‌ مال من و مال شماست. خوبی ‌و بدی‌هایش مال ماست.»
    این پژوهشگر زبان‌های‌ باستانی گفت: «من ایرانی‌ام، من با پا‌های محکم روی خاک‌های این سرزمین راه می‌روم؛ من شما را دارم و شما مرا. ما، با وجود زبان‌های محلی،‌ تاریخ مشترک زبان رسمی، فردوسی، حافظ، شهریار، بیهقی، دماوند، بحرخزر مشترک و خلیج‌فارس مشترک داریم.» در این آئین همچنین دکتر رهبر با اشاره به آسیب مدرک‌گرایی در بین دانشجویان رشتۀ باستان‌‌شناسی گفت: «امید‌واریم آینده باستان‌شناسی به‌دست دانشجویان با انگیزه و فعال بیفتد تا از نابسامانی فعلی خارج شود.» دکتر زهره زرشناس نیز دربارۀ خصوصیات اخلاقی و علمی دکتر ژاله آموزگار سخن گفت.

    بزرگداشت غلامعباس توسلي
    به‌همت انجمن جامعه‌شناسي ايران در تالار ابن‌خلدون دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران مراسم بزرگداشت بررسی آراء دکتر غلامعباس توسلی برگزار شد. موضوع سخنراني محمدامين قانعي‌راد، استاد جامعه‌شناسي مركز تحقيقات سياست علمي كشور در اين جلسه ضرورت‌هاي شناختي و هويتي بازخواني نقادانه آثار نسل پيشگام جامعه‌شناسي بود. وي گفت: «من سال‌هاست كه نظريۀ جامعه‌شناسي تدريس كرده‌ام. مي‌گويند كه دكتر توسلي مسئول نظريه‌‌زدگي جامعه‌شناسي ايران است، درحالي‌كه دانشجويان جامعه‌شناسي از يك تفكر نظري عميق برخوردار نيستند. قانعي‌راد بينش جامعه‌شناسي را ارتباط دادن زندگي شخصي و حالات روان‌شناختي انسان به سطح جامعه‌شناسي خواند و گفت: «اين نقد كه ايشان به جامعه‌شناسي زندگي روزمره توجه نداشته، درست نيست، درحالي‌كه ايشان، در بخش روش‌شناسي مردمي، به جامعه‌شناسي زندگي روزمره پرداخته است. توسلي‌‌شدن نظريه‌ها مشكل ما نيست، امروز مشكل ما ريتزري‌شدن نظريه‌هاست، يعني جايگزين شدن كتاب ريتزر به‌جاي كتاب توسلي. كتاب دكتر توسلي بعد از ٢٥ سال بهترين كتاب در حوزۀ نظريه است، البته دو كتاب ديگر يعني خرد جامعه‌شناسي يوسف اباذري و جامعه‌شناسي نظم دكتر چلبي هم اهميت دارند، منتها آنها نگاه پارادايمي دارند. ما از زماني كه هويت اجتماعي خودمان را از دست داديم، هويت شناختي خودمان را نيز با برجسته كردن كتاب‌هاي آقاي ريتزر از دست داديم كه حاوي يك پروبلماتيك خاصي است. كتاب ريتزر هيچ نوع بينش جامعه‌شناختي خاصي را منتقل نمي‌كند. ما به كتاب‌هايي نياز داريم كه صحنۀ كلي ميدان جامعه‌شناسي را براي ما ترسيم كنند.»
    فراستخواه نیز سخن خود را با اشاره به تأثير انقلاب فرهنگي بر فضاي دانشگاهي ايران آغاز كرد و بحث خود را پيرامون مشي و منش علمي يك استاد بزرگ نسل دوم جامعه‌شناسي در نحوه مواجهه با اين فضا ادامه داد و گفت: «یکی از ویژگی‌های ایشان نگاه وبري است، يعني سعي كن امري را كه پيش‌روي توست بفهمي. اين امر نيازمند تماس نزديك با واقعيت است. توسلي با انقلاب فرهنگي از نزديك ارتباط دارد و مي‌كوشد با ارائۀ روايتي از آن، نيت عاملان را تفهم كند. براي برخي امر ديني دال نهايي‌شده و براي كساني امر ايدئولوژيك ديني دال برتر‌شده و براي گروهي انقلاب ديني دال مركزي‌شده است. به‌همين خاطر است كه از بومي شدن علم سخن مي‌گويند، درحالي‌كه علم بومي نه ممكن است، نه مطلوب. بومي ساختن يك علم يعني ساختن يك شبۀ علم.» هادي خانيكي، استاد دانشگاه علامه طباطبايي نيز در ادامه اين همايش با اشاره به سه صفت از دكتر توسلي گفت: «تجربه دكتر توسلي نشان داد كه مي‌توان بين روشنفكري و جامعه‌شناسي ارتباط برقرار كرد. تجربۀ دوم كه ما از ايشان مي‌آموزيم اين است كه مي‌توان بين جامعه‌شناسي و سياست‌ورزي هم جمع بست. به‌عبارت‌ديگر وقتي مي‌خواهيم جامعۀ ايراني و جامعه‌شناسان ايراني را بشناسيم بايد به اين الگو كه آيا مي‌شود به سه كنش جامعه‌شناسي، روشنفكري و سياست‌ورزي پل زد؟’ پاسخ دهیم.» وي ادامه داد: «سؤال اين است كه افرادي كه در حوزه آكادمي و سياست‌اند محصولاتشان را، كه دانشجويانشان هستند، چگونه تربيت مي‌كنند؟ پاسخ من اين است كه اين دسته از جامعه‌شناسان جرأت ورود به امر سياسي را دارند و كساني مانند توسلي چون از شاگردان افرادي مانند گورويچ بودند دست به چنين كاري زدند. از نخستين افرادي كه پديده تام اجتماعي گورويچ را در ايران مطرح كرد توسلي بود و بايد اين را مهم بدانيم.»
    حميدرضا جلايي‌پور درباره تناسب فعاليت‌هاي جامعه‌شناسانه توسلي با الگوهاي سياسي سخن گفت و دكتر توسلي را حامي جامعه‌شناسي جريان اصلي و معرف جامعه‌شناسي آكادميك در ايران خواند و گفت: «دهۀ بعد از انقلاب دهۀ سختي بود و توسلي از جامعه‌شناسي در آن دوران دفاع كرد. ارزش اين كار بسيار با اهميت است و كساني كه به توسلي مي‌پردازند اگر به اين موضوع اهميت ندهند گويي به قلب ماجرا اشاره نكردند. ايشان در آن شرايط تنها عقب‌نشيني‌‌اش در جامعه‌شناسي اين بوده كه نام رشته را به پژوهشگري تغيير داده‌ است.»

    توسلی جامعه شناسی دقیق بود
    دکتر رضا داوري‌اردكاني كه به گفتۀ خودش براي بزرگداشت دوستش در همايش بررسی آراء دکتر غلامعباس توسلی حضور داشت، در آغاز بر گرايش خود به فلسفه تأكيد كرد و گفت: «براي من مايۀ خوشبختي است و ازسوي‌ديگر دشوار است كه در محفل دانشمندان و جامعه‌شناسان حرف و سخني بزنم چون عادت دارم از هر جا شروع كنم به سمت فلسفه بروم. البته اين اختياري هم نيست. حال سؤال اين است كه مي‌شود با فلسفه به سمت جامعه‌شناسي رفت. مي‌خواستم فراغتي باشد تا دربارۀ فلسفه و جامعه‌شناسي مطالبي بيان كنم كه اكنون مجال آن نيست. اگر اينجا آمدم براي اداي احترام به دكتر توسلي بوده است چون اينجا كم‌اند كساني كه هم‌نسل دكتر توسلي باشند. من يك سال در دانشكده از ايشان جلوتر بودم و با هم تحصيل كرديم. البته ايشان زبان فرانسه مي‌خواندند و من فلسفه.» داوري اردكاني در ادامه بر ضرورت جاگير شدن علم در يك جامعه اشاره كرد و گفت:
    «علمي هست كه در هواست، علمي هست كه در كتابخانه‌هاست. علم ديگري هم هست كه با جامعه پيوند ندارد. علم بايد در جاي خودش قرار بگيرد. هر چيز در تعادل جاي خود را پيدا مي‌كند. علم اگر جاي خودش را پيدا نكند نمي‌تواند معناي خودش را بيابد. وقتي علم جاي خودش را نداشته باشد هيچ علمي به كار نمي‌آيد چون هر علمي ضرورتا نافع است در غير اين صورت علم نيست.
    علم فرع احتياج است و علمي خوب است كه برآورنده احتياج باشد. علوم اجتماعي ما بايد به اين مرحله برسد كه ما به آن نياز داشته باشيم. يعني از دانشمند علوم اجتماعي بپرسند كه اين مسئله چگونه مطرح و حل مي‌شود. ما هنوز با اينكه اطلاعات و دانش اجتماعي خوبي داريم اما جامعه‌شناسي، اقتصاد و... به اين مرحله نرسيده‌اند كه مشكل‌گشا باشند. ما دانشمنداني داريم كه اطلاعات خوبي دارند. اگر ما يك فاضل و دانشمند فيزيكدان داشته باشيم كه در محيط مناسبي باشد مي‌تواند ممتاز باشند اما دانشمندان علوم انساني ما بايد در وطن خودشان باشند و مسائل مملكت خودشان را حل كنند.» داوري در پايان گفت: «متأسفانه ما امروز جامعه‌شناس نمي‌خواهيم و علوم را بر اساس شهرت مي‌خواهيم. ما علوم را براين‌اساس درجه‌بندي كرديم.
    اگر كشوري تاريخ و علوم انساني و اجتماعي مظلوم نداشته باشد، هر چند من منتقد علوم اجتماعي هستم و آن را مطلق نمي‌بينم، هيچ ندارد، با‌اين‌وجود مي‌گويم اين علوم اجتماعي مظلوم، هواخواه و خواهان ندارد و قدرش معلوم نيست. ما نمي‌دانيم كه براي آينده بيش از هر علمي به فلسفه، علوم انساني و اجتماعي نياز داريم چون علوم تجربي را مي‌شود استخدام كرد اما جامعه‌شناس و فيلسوف را نمي‌شود استخدام كرد. علوم انساني براي كشورهاي توسعه‌يافته در صدر است اما براي ما اين‌گونه نيست.»

    از سعدی و دانته تا امبرتو اکو
    دانشگاه بولونیا یکی از مهم‌ترین قطب‌های دانشگاهی در ایتالیاست که بخش شرق‌شناسی و زبان و ادبیات فارسی آن از پویاترین بخش‌های فارسی در دانشگاه‌های ایتالیا محسوب می‌شود. روزهای ۱۲ و ۱۳ اسفند ماه برای سومین سال، همایش ادبیات فارسی با حضور گستردۀ استادان و دانشجویان برگزار شد. این همایش هر ساله به‌همت دانشگاه بولونیا، مرکز فرهنگی شهر کتاب و رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا برگزار می‌شود. با توجه به اینکه امسال، در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی شهر کتاب تهران، ایتالیا مهمان ویژه بود، موضوع همایش به بررسی تطبیقی ادبیات ایران و ایتالیا اختصاص داشت.
    در آیین گشایش این همایش، مائوریتزیو پیستوزو، استاد زبان فارسی دانشگاه بولونیا، با اشاره به برگزاری موفقیت‌آمیز دوره‌های گذشته این همایش تصریح کرد: «برگزاری این همایش فرصت مغتنمی است که اساتیدی که به‌نحوی در آموزش زبان و ادبیات فارسی و تاریخ و فرهنگ ایران در دانشگاه‌های ایتالیا مشغول به تدریس‌اند، با همکاران ایرانی خود، آخرین تحولات عرصه آموزش زبان فارسی را به اشتراک بگذارند.»
    در ادامه روبرتو وکّی، رئیس دپارتمان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بولونیا گفت: «حمایت‌های رایزنی فرهنگی ایران تنها معطوف به برگزاری همایش نبوده و از دوره درس‌های زبان و ادبیات معاصر فارسی در دانشگاه بولونیا پشتیبانی مادی و معنوی نیز می‌کند. آموزش زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بولونیا، به‌رغم دارا بودن اعتبار این دانشگاه در سطح بین‌المللی، مورد کم‌توجهی مسئولان ایتالیایی قرار گرفته است.» علی‌اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی شهر کتاب، مقالۀ خود را با عنوان «اگر سنایی و دانته نبودند» ارائه کرد. وی در این سخنرانی دربارۀ پایان‌نامه‌ها و مقالات و کتبی که در زمینۀ ادبیات تطبیقی در ایران منتشر شده‌اند، سخن گفت و آمار آنها را برشمرد.
    کارلو ساکّونه از دانشگاه بولونیا، نیز حین ارائه مقاله خود با عنوان «شعرا در مقابل حاکمیت، دانته و سعدی، مشاوران حکمران‌ها»، دانته و سعدی را از یک‌سو مشاوران حکما معرفی کرد و از سوی دیگر از زاویه نظریه‌پردازی تفکر سیاسی با اتصال به رویدادهای تاریخی مربوطۀ ایران و ایتالیا، این دو شاعر را موضوع پژوهش تطبیقی قرار داد. وی در ادامه با آوردن نمونه‌هایی از «بوستان و گلستان» و یک شعر عربی سعدی دربارۀ سقوط بغداد به‌دست مغولان و در کنار آن ذکر مثال‌هایی از رسالۀ «در باب سلطنت» دانته، به بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو شاعر پرداخت. جان پیترو بازلّو، از دانشگاه شرق‌شناسی ناپل، نیز در مقاله‌ای با نام «تصاویری از کاخ‌های پادشاهی باستانی ایرانی بر پرده‌های منقّش دیواری گنجینه باگاتّی والسکّی میلان»، به بیان پیش‌درآمد دقیق تاریخی دربارۀ تصاویر داریوش و کوروش هخامنشی در چند نمونه از پرده‌های منقش دیواری واقع در گنجینه آثار هنری موزه باگاتّی والسکّی در شهر میلان پرداخت. این تصاویر معمولاً با نوشته‌هایی همراه‌اند که شناساندن این شاهان ایران باستان را آسان کرده، ولی از آن‌رو که این نوشته‌ها در همۀ این پرده‌ها به‌وضوح به چشم نمی‌خورند، بازلّو با مهارتی خاص و با متد علمی، تصویر این شاهان را تشخیص داده است. امیرعلی نجومیان از دانشگاه شهید بهشتی مقالۀ خود را با عنوان «متنیت تاریخی و تاریخیت متنی در آثار اومبرتو اکو و ابوتراب خسروی» ارائه کرد. نجومیان در ابتدا توضیحاتی مفصل و کلی از متنیت تاریخ ارائه داد با شرح اینکه تاریخی وجود ندارد مگر در متون نوشتاری و یا نشانه‌شناختی، مفهوم تاریخیت متن را بیان کرد و توضیح داد که متون را تنها به شرط درک واقعیات تاریخی و اجتماعی که قالب این متون را تشکیل می‌دهند، می‌توان بررسی کرد.
    فائزه مردانی از دانشگاه بولونیا هم ضمن ارائه مقالۀ «جنون، مرگ و شعر در اشعار آلدا مرینی و فروغ فرخزاد»، سخنرانی خود را با شرح حال آلدا مرینی و فروغ فرخزاد آغاز کرد و مشخصات تاریخی و جنبه‌های مشترک زندگی شخصی این دو شاعره هم‌دوره را بر شمرد و نشان داد که چطور این دو زن، وظیفۀ سنگین و شکننده نمایندگی عصر خود را به جان خریدند و فریادِ زنان را در شعرشان بازتاب دادند.

    راه دموکراتیک کردن فلسفه
    "بفرمایید فلسفه"، کتابی است شامل ۲۴ گفت‌وگو با بزرگ‌ترین فیلسوفان معاصر دربارۀ پنج محور اخلاق، سیاست، متافیزیک و ذهن، زیباشناسی، خدا، خداناباوری و معنای زندگی. گفت‌وگوهای این کتاب را دیوید ادموندز و نایجل واربرتن انجام داده‌اند و آن را میثم محمدامینی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی به فارسی ترجمه کرده است. نشست هفتگی شهر کتاب، با حضور مترجم، هومن پناهنده و امیرحسین خداپرست به بررسی این کتاب اختصاص داشت. میثم محمدامینی، مترجم، در آغاز گفت: «عنوان کتاب را می‌شد به صورت‌های «چند لقمه فلسفه» یا «چند جرعه فلسفه» هم ترجمه کرد؛ اما با مشورت دوستان تصمیم گرفتیم عنوان «بفرمایید فلسفه» را برگزینیم. این گفت‌وگوها را دانشگاه آکسفورد در فضای مجازی منتشر کرده و تاکنون ۲۵ میلیون بار بارگیری (دانلود) شده است. متن اصلی شامل ۲۵ گفت‌وگوست که یکی از بخش‌ها در ترجمۀ فارسی نیامده است. دو کتاب دیگر نیز از این مجموعۀ گفت‌وگوها منتشر شده که می‌کوشیم ادامۀ آن‌ها را به فارسی ترجمه کنیم.» محمدامینی دربارۀ اینکه از چنین کتاب‌هایی چه انتظاری می‌توان داشت، گفت: «هر کدام از مصاحبه‌ها را در بیست تا بیست‌وپنج دقیقه می‌شود خواند. در مقدمه‌ای که دکتر شیخ‌رضایی به‌عنوان دبیر مجموعه بر این کتاب نوشته، آمده است: «اندیشه در ذات خود گویی فرایندی گفت‌وگویی است، شکل گفت‌وگویی دارد؛ حتی وقتی هم که در انزوا و تنهایی با خودمان فکر می‌کنیم، گفت‌وگویی در ذهن‌مان در حال انجام شدن است.
    به این معنی گفت‌وگو مقوّم اندیشه است. در نقد و ارزیابی هم همیشه ردپای گفت‌وگو را می‌بینیم. امیرحسین خداپرست نیز در این نشست گفت: «کاری که کتاب بفرمایید فلسفه و نظایر آن می‌کند، این است که فلسفه را دموکراتیک می‌کند. فلسفه را از چارچوب محدودش بیرون می‌آورد و در گسترۀ‌ عمومی به آدم‌ها کمک می‌کند تا خودشان بتوانند فلسفه‌ورزی کنند.» هومن پناهنده که به بررسی نکته‌به‌نکتۀ ترجمه با متن اصلی کتاب پرداخته بود، ضمن اشاره به نکات ویرایشی و ترجمه‌ای، گفت: «ترجمۀ این کتاب طوری انجام شده که مخاطب در برقراری ارتباط با متن با مشکل مواجه نمی‌شود. ترجمۀ کتاب صورتی شفاف دارد و این حسن کتاب است. او با خواندن بخشی از کتاب گفت: با متن به سادگی می‌توان ارتباط برقرار کرد و سراسر کتاب، جز در مواردی نادر، فارسی شسته‌رفته و پاکیزه و روشنی دارد. متن باید بتواند از خودش دفاع کند. مترجم باید بتواند از زبانش در متن مقصد دفاع کند و نباید ناروشنی متن را به متن اصلی ارجاع دهد. متن‌های زیادی هستند که چنان پر از ایرادند که به هیچ روی نمی‌شود با ویرایش مشکلات آن را برطرف کرد. به تعبیری ویرایش «گلی است به جمال متن». از سوی دیگر در نظر داشته باشید که متنی به‌عنوان متن نهایی وجود ندارد. این کتاب از بسیاری از ترجمه‌های دیگر بهتر است و اگر نقدی به متن داریم، فرصتی است که ارزش‌های متن برای انتقاد کردن به ما داده است. مصاحبه‌های کتاب بسیار آموزنده است.»

    دیدار با همایون کاتوزیان
    صبح روز پنجشنبه، نوزدهم اسفندماه سال یک‌هزار و سیصدونودوپنج، هشتادودومین نشست کتابفروشی آینده با همراهی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و مجلۀ بخارا به دیدار و گفتگو با «دکتر همایون کاتوزیان» اختصاص داشت.
    در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در این جلسه گفت: «مفتخریم به حضور شما در این مجلس. یکی از آرزوهای ما -بخارا و جلساتش- این بوده و هست که شبی از شبهای بخارا به تجلیل از جناب‌عالی و جایگاه علمی، ادبی و فرهنگی شما بپردازیم. امروز به نصف این آرزو دست یافتیم. امیدواریم که استاد دعوت ما را بپذیرند و در سفر بعدی بتوانیم این شب را که بسیاری منتظرش‌اند برگزار کنیم.»  دکتر همایون کاتوزیان نیز در این مراسم پس از سخنانی دربارۀ دوران تحصیل خود به بحث از تز جامعۀ کوتاه مدت پرداخت و گفت: «این یک کار تطبیقی است. یعنی اگر مسئلۀ قیاس با اروپا نبود من به این نتیجه نمی‌رسیدم و صرفا با مطالعۀ تاریخ ایران این نتیجه حاصل نمی‌شد. چون بدیهی است که شخص به برخی اطلاعات تاریخی عادت دارد و تاریخ جامعه را با اطلاعات داده شده همان‌طورکه هست و بوده می پذیرد و قیاس می‌کند. اما وقتی جامعه‌شناسی تاریخ ایران را در قیاس با جامعۀ اروپایی بررسی کردم، متوجه شدم که اروپا جامعۀ بلندمدت و ایران جامعه‌ای کوتاه‌مدت است. و دلیل اصلی این است که چون در چارچوب حکومت استبدادی تا مشروطه قانون وجود نداشته، در نتیجه حکومت خودسرانه بوده است. اعم از کسی که پادشاه و در رأس حکومت بود و عده‌ای که زیردستان بودند. گاهی اینها خودسرانه عمل می‌کردند و آیندۀ حکومتی و اعمال سران قابل‌پیش‌بینی نبود. امنیت و ثبات سیاسی بسیار محدود بود. صدوپنجاه سال پیش یک مردی که صبح از منزل بیرون می آمد، نمی‌دانست که آخر شب وزیر می‌شود یا چهار شقّه‌اش می‌کنند و به چهار دروازۀ شهر آویزان! هردو ممکن بود. یا اینکه در جامعۀ ایران یکی یک سال تاجر بود و در سال‌های بعد وزیر و اما شاید سال‌های بعد به زندان می‌افتاد! اینها مثال‌هایی از کوتاه‌مدت بودن جامعۀ ایران است! ما در اروپا طبقات بالایی داشتیم که دولت از آنها ناشی می‌شد و نسل‌اندرنسل دارای پدر و پسر و... حقوق خاصی و شکل کلاسیک فئودالی بودند که بعدها این سیستم ادامه یافت. بنابراین آینده در حدود ممکن برای بشریت قابل‌پیش‌بینی بود. اما در ایران طبقات بالا وابسته به دولت بودند و صدراعظم رعیت پادشاه بود. هیچ تفاوتی میان صدراعظم و شاهزاده و یک روستایی نبود. همه رعیت بودند و جان و مالشان در اختیار حاکم بود. که اگر اراده می‌کرد و قدرتش را داشت حذفشان می‌کرد. قانونی برای عدم آن وجود نداشت. در نتیجه، این سیستم که افق دید جامعه و افرادش کوتاه است در جامعه عمومیت پیدا کرد. تاریخ ایران تاریخ بلندی بوده است ولی مرکب از این کوتاه مدت‌های به هم پیوسته است. درحالی‌که در اروپا شاهد جامعه‌ای با تاریخ‌های بلند‌مدت به‌هم‌پیوسته‌ایم.»
    دکتر کاتوزیان در بخش دیگری از صحبت‌هایش دربارۀ کتاب عاشقی‌های سعدی که به‌تازگی در ایران منتشر شده است گفت: «تصاویر مینیاتورهای کتاب را خانم هنرمند برجسته‌ای از اعضاء دانشگاه کلمبیا کشیده‌اند و این مینیاتورها اورجینال‌اند. انتشار آن را در انگلستان ترتیب دادیم. به دو مؤسسۀ فرهنگی نیکوکاری ایران رجوع کردم و درخواست نامه فرستادم و گفتم حیف است که بعد سال‌ها که از سعدی غزل چاپ می‌شود، به شکل کتاب وزینی نباشد. آنها موافقت کردند و کمک مالی شد. چراکه ناشر انگلیسی هم نمی‌توانست این هزینه را پرداخت کند. اما در ایران آقای رمضانی مدیر نشر مرکز گفتند که اگر بخواهیم این کتاب را به‌صورت مصور منتشر کنیم، قیمت بالایی خواهد داشت و با توجه به اینکه مخاطب این کتاب دانشجوها هستند و تهیه‌اش برایشان مشکل خواهد بود، بهتر است که تصاویر را نگذاریم. من هم موافقت کردم.»

 


صفحه 6 از 6