اطلاعات حکمت و معرفت

  • تاریخ زیبایی

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    تاریخ زیبایی

    گفت وگو با هما بینا
    منیره پنج تنی

    در گفت وگویم با هما بینا که عمدتا به بررسی کتاب تاریخ زیبایی (فرهنگستان هنر- متن) اثر امبرتو اکو اختصاص دارد از پژوهش مؤلف دربارۀ معنای زیبایی آغاز کردم و به ترجمۀ فارسی، حاشیه نویسی های جهانگیر شهدادی بر کتاب و البته شکل و شمایل کتاب منتشر شده در ایران پرداختم. در جاهایی هم که بحث مان اقتضا می کرد، از دیگر اثر اکو تاریخ زشتی پرسیدم. هما بینا دکترای برنامه ریزی و آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه استنفورد آمریکا دارد و پس از سال ها فعالیت در دانشگاه های داخل و خارج کشور، اکنون  وقت خود را صرف ترجمۀ متون ادبی و هنرهای تجسمی می کند.
    ***
    سرکار خانم بینا نخستین پرسش این گفت وگو را به معنای زیبایی نزد اکو اختصاص می دهم. برای ما بگویید هنگامی که او می خواسته برای زیبایی در فرهنگ و تمدن غربی   تاریخی بنگارد به دنبال چه مفهومی از زیبایی بوده است؟
    به نظر من اومبرتو اكو در كتاب تاريخ زيبايي دنبال بيان شخصي يا مفهوم خاصي نبوده است و سعي كرده با شناسايي نشانه‌هاي گوناكون در فرهنگ و تمدن غربي آنچه را كه در طول تاريخ فلسفه و هنر به عنوان زيبايي مطرح بوده يك‌جا جمع كند؛ جذابيت كتاب هم در همين است. البته در لابه لاي اين تاريخ نگاريِ بسيار مجمل، تأويل‌هاي خودِ اكو را نيز مي‌توان بازشناخت، خصوصاً در بخش قرون وسطا كه تخصص اوست و در فصل آخر (هفدهم) كه ظاهراً خود نگارنده هم در شناسايي نشانه‌هاي زيبايي در قرن بيستم، و خصوصاً زمان حاكميت رسانه‌ها، سرگردان شده است. شايد به همين دليل اين مبحث را با مثال مورد علاقه‌اش از يك مورخ هنري زمان آينده يا سياحي از كُرات ديگر آغاز مي‌كند.

    اکو در مقدمه اش بر کتاب تاریخ زیبایی می نویسد، این کتاب دربارۀ تاریخ زیبایی (در تمدن غربی) است نه دربارۀ تاریخ هنر (یا ادبیات یا موسیقی). اما آشکارا تمام مثال های این اثر تنها به آثار هنری محدود می شود. به‌عبارت‌دیگر اکو در این اثر با معنا یا معیارهای زیبایی در آثار هنری ادوار مختلف سروکار دارد و از همین نکته آشکار می شود که اکو در پی تشریح انواع زیبایی یا نگارش رساله ای دربارۀ زیبایی شناسی نیست. اکو در این اثر نمونه هایش را چگونه برمی گزیند؟
    در همان مقدمه، اكو توضيح مي‌دهد كه درواقع نشانه‌هاي زيادي از آنچه اصناف ديگر در طول تاريخ زيبا مي‌دانسته‌اند به‌جا نمانده كه به آنها استناد كند. ولي به‌هرحال وقتي در باب زيبايي قرار است تاريخي نوشته شود، غالباً به گوياترين نشانه‌هاي فرهنگي استناد مي‌‌شود. تاريخ گواه آن است كه آثار هنري و فلسفي، نمايش‌دهندة مفهوم زيبايي و هنر در هر فرهنگي هستند و دليل ماندگاري و حفظ آنها نيز در طول تاريخِ پرتلاطم بشري همين بوده است.
    چنان که گفتیم کتاب تاریخ زیبایی همان طور‌که از نامش برمی آید روایتی از تاریخ اندیشه ها درباب زیبایی است؛ پس توقعی نداریم که این اثر بخواهد دربارۀ مفهوم و چیستی زیبایی هم اندیشه ورزی کند. به‌نظر می آید مخاطب این اثر و هم کتاب تاریخ زشتی بیشتر مخاطب عام باشد تا مخاطب متخصص حوزۀ فلسفه و هنر. البته مقصود مخاطبی عام است که با مقدمات این موضوع آشناست. شما به‌عنوان مترجم به‌نظرتان مخاطب اصلی این دو اثر چه گروه یا طبقۀ فکری هستند؟
    در اينكه هردوِ اين كتاب‌ها (تاريخ زيبايي و زشتي) براي جلب خواننده‌هاي غيرمتخصص نيز نوشته و پرداخته شده است شكي نيست. به نشر فارسي آن نگاه نكنيد، اصل انگليسي اين دو كتاب چنان نفيس و زيبا و چشم گيرند كه بسياري از علاقمندان هنر به خواندن، يا لااقل داشتن آنها در كتابخانه‌شان تمايل دارند. به‌هرحال، به‌ياد داشته باشيم كه اين مقالات در اصل درس‌نوشته‌هاي اومبرتو اكو بوده‌ و براي دانشجويان نگاشته شده اند. در ايران خوشبختانه مخاطب متخصصِ اهل هنر و فلسفة هنر امكان بررسي اين موضوع خاص، يعني زيبايي، را با مطالعة كتاب حقيقت‌وزيباييِ بابك احمدي دارند. از طرفي، با تركيب‌بندي خاص اين دو كتاب كه مطالب مؤلفين با گزينه‌هاي متون ادبي و فلسفي همراه شده و نيز نظريه‌پردازي‌هايشان كه بيشتر اشاراتي است به نشانه‌هاي فرهنگي در مورد زيبايي (يا زشتي)، نمي‌توان گفت «مخاطب عام» هدف ويراستار بوده است. علاوه‌برآن، سبك نگارش اكو، در عين سادگي، بسيار پيچيده است و خواننده بايد تا حدودي پيشينة كتاب‌خواني و آگاهي از مطالب هنري و فلسفي داشته باشد تا درك مطلب كند. به همين دليل هم، ترجمة آثار اكو چالش‌ برانگيزند.

    به‌غیراز کتاب سودمند حقیقت و زیبایی، که به ويژه در زمان نگارشش بسیار به کار علاقمندان این حوزه آمد و هنوز هم تجدید چاپ می شود،  آثار متعدد و دسته اول دیگری در سال های اخیر ترجمه شده اند ولی بااین‌حال این فقط بخش اندکی از آثار تخصصی این حوزه است که به فارسی ترجمه شده و طبیعتا علاقمندان متخصص این حوزه نیاز به رجوع به آثار بیشتری در زبان های دیگر دارند. کتاب تاریخ زیبایی در سال 2005 نگاشته شده و همان طورکه اکو در مصاحبه اش در ابتدای کتاب تاریخ زشتی گفته است، مطالب آن را حدود چهل سال قبل نوشته بود و بعدها دوباره آنها را بازنویسی و به  روز کرده بود. آیا از 2005 تا کنون، ویراست جدیدی از این اثر منتشر نشده است؟
    به‌غيراز نسخة جديدي كه از اين كتاب در سال 2010 با جلد شميز، بدون هيچ‌گونه حذف و اضافه، منتشر شد، ويراست جديدي چاپ نشده است. نسخة اول آن كه ترجمة فارسي كتاب تاريخ زيبايي را از روي آن به دست گرفتم با جلد ضخيمِ اعلا درسال 2004 در امريكا توسط انتشارات ريزولّي (نيويورك) منتشر شده بود. فكر مي‌كنم لازم به توضيح است كه در همان سال 2004 اين كتاب را در امريكا ابتياء كردم و به‌خاطر يك پروژة پژوهشي شخصي، براي كتاب گل و مرغ، دريچه‌اي بر زيباشناسي ايرانيِ آقاي جهانگير شهدادي، ترجمة آن را شروع كردم. چند سال بعد كه تشويق به ادامة ترجمه‌ و انتشارش شدم، آن را تكميل كردم.  به‌عبارت‌ديگر، براي من نيز ترجمة اين كتاب هدف خاصي داشت و قبول انتشار آن هم براي ارائة كتابي ديگر، و با نگرشي ديگر، از مفهوم زيبايي در غرب، به زباني ساده‌تر براي هنرجويان ايراني بود. شايد اين هدف ناخودآگاه براي من به دليل يك عمر حرفة اكادميك بوده باشد.

    بنابراين، به‌نظر شما در مقام مترجم اثر، «تاریخ زیبایی» عمدتا در چه بخش هایی نیازمند بازنگری است؟
    معتقدم مهم‌ترين ويراستاري بايد در مشخص كردن حيطة دربرگيرندة پژوهش صورت بگيرد. متأسفانه اكثر پژوهشگران غربي، بررسي‌هاي خود از فرهنگ غرب  را جهان ‌شمول فرض مي‌كنند. ادعاي جهان‌شمول‌ بودن مطالب در اين كتاب هم از همان عنوان كتاب آغاز مي‌شود و تا آخر ادامه پيدا مي‌كند، طبعاً با يكي دو اشاره و مقايسة بسيار ناچيز به فرهنگ شرق، نگاه نويسنده جهاني نمي‌شود. من با يادآوري‌هاي مكرر، شايد كمي زيادي مكرر، و به كمك توضيحات تطبيقي آقاي شهدادي سعي كردم اين ويراستاري را خود به عهده بگيرم. جالب اينكه برخي از بررسي‌هايي كه بعد از ترجمة كتاب درباب تاريخ زيبايي در امريكا چاپ شده بود نيز به اين موضوع اشاره كرده بودند.

    استاد جهانگیر شهدادی، علاوه‌بر پیشگفتار، حاشیه هایی را هم به کتاب افزوده اند. هدف تان از افزودن این حاشیه ها چه بوده است؟
    همان‌طوركه در پيشگفتار كتاب ذكر شده است، اين حاشيه‌نويسي‌ها «براي افزودن بُعد بيشتر به مطلب، به چند نمونه اختلاف‌نظر نويسندگان تاريخ زيبايي با پژوهشگران ديگر» بوده است. برخي نيز به نمونه‌هایی مشابه در فرهنگ‌هاي ديگر اشاره مي‌كند كه همان‌هاست كه در ويراست‌هاي جديد مي‌تواند بيايد.

    باتوجه ‌به اینکه کتاب خودش هم توضیحات فرعی دارد که به‌نحوی مکمل کتاب هستند، به‌نظرتان بهتر نبود به‌جای نام حاشیه، از همان پاورقی یا پی نوشت استفاده می کردید که مرز بین کار شما و مؤلف بیشتر مشخص باشد؟
    آنچه شما توضيحات فرعي مؤلفين مي‌ناميد، جزو بافت و صفحه‌بندي مطالب اصلي كتاب، و مانند تصاوير، شاهد موضوع نيز هستند. اين كار اومبرتو اكو كه در هردو كتابش به كار برده، كارِ جالبي است. به‌جاي پرگويي، نويسنده تنها با اشاره‌اي به موضوع، برداشت خود را ارائه داده، و با آوردن متن اصلي مي‌گذارد مخاطب خود به تأويل بپردازد. اين از باورهاي اومبرتو اكو ست.

    اینکه گفتم فرعی فقط هدفم تفکیک این کادرهای خاکستری رنگ از مطالب اصلی کتاب و حاشیه های جناب شهدادی و البته آن مواردی ا ست که شما از کتاب اصلی حذف کردید، زیرا هرچه در این اثر است در پیوستگی اش یک کل واحد را پدید آورده است. جناب شهدادی در پیشگفتار شان نوشته اند که از میان توضیحات فرعی مؤلف، فقط بخشی از آنها که «به متن اصلی می افزودند انتخاب و ترجمه شده است». ملاک شما برای تفکیک و گزینش این بخش ها چه بوده است؟
    هدف اين بود كه كتابي متمركزتر بر مطالب اصلي به خواننده ارائه شود كه خوانده شود! لذا گزينه‌هايي كه تكرار متن مؤلفان بود و چيزي به مطلب نمي‌افزود، يا صرفاً براي كتاب‌سازي آمده بود، حذف شدند. منظور از كتاب‌سازي، شكيل و حجيم و زيبا‌‌سازي اثر است كه مخاطب وسيعي را به خود جلب كند و فروش خوبي داشته باشد. هدف ما ولي اين بود كه كتاب كم حجم، كم‌خرج و درنتيجه دردسترس براي طيف وسيعي از علاقه‌مندان به اين نوع كتاب‌ها باشد. با درنظر گرفتن محبوبيتي كه تا كنون اين كتاب كسب كرده، گويا تصميم غلطي هم نبوده است.

    به‌نظرتان چنین تفکیکی به کتاب اصلی آسیب نمی زند و آیا به‌نوعی بی تفاوتی به قصد پژوهشی مؤلفان نیست؟ همچنین آیا این گزینش و به‌تعبیر دیگر خلاصه کردن کتاب، انتخاب خودتان بوده یا الزامی از‌سوی ناشر برای کم شدن حجم کتاب؟
    گزينه‌هاي بسيار معدودي كه گنجانده نشده‌اند، مطلقاً تأثيري در اصل مطلب نداشتند و به هيچ‌وجه كتاب را «خلاصه» نكرده‌اند. تعداد آنها بسيار ناچيز بود و درواقع بودن يا نبودنشان مطلبي را كم يا زياد نمي‌كرد. راستش را بخواهيد درخصوص كتاب تاريخ زشتي هم بايد اين امر صورت مي‌گرفت. منتهي ترجمة تاريخ زشتي پيشنهاد ناشر بود و طبعاً مي‌خواستند همة بخش‌ها عيناً ترجمه شود، بدون تأليفي از جانب مترجم، كه البته رسم ترجمه هر اثري هم بايد برهمين منوال باشد. درخصوص تاريخ زيبايي، فرهنگستان هنر، پس از بررسي، با گزينه‌ها و نظرات من موافقت كردند. به‌خصوص كه خواست ناشر اين بود كه براي تصاوير هم انتخاب‌هايي صورت گيرد كه آنها (خصوصاً تصاوير رنگي) را به حداقل ممكن برسانيم. اين تصميم البته هم براي كم شدن حجم كتاب بود و هم شايد محدوديت‌ها و ملاحظاتي ديگر. به هرحال معتقدم وفاداري به متن بسيار مهم است ولي اين وفاداري بايد مشمول كل اثر بشود و چنين چيزي ظاهراً دربارۀ اين دو اثر نمي‌توانسته اعمال شود؛ از طرح روي جلد گرفته تا صفحه‌بندي و تصاوير و كيفيت چاپ. كتاب تاريخ زشتي نمونة خوبي است. كيفيت كليِ چاپ و بخصوص تصاوير رنگي كه به علت محدوديت‌هاي ناشر در آخر كتاب چاپ شده‌اند، تنها كتاب را سنگين و  حجيم كرده است و مسلماً به آنچه اكو و ناشر امريكاييِ او در انتشار اين كتاب انتظار داشته نزديك نشده است.

    این موضوع گزینش کردن دربارۀ تصاویر  نیز صادق است. کتاب اصلی حدود 450 صفحه است. چرا بخشی از تصاویر را از کتاب حذف کردید؟
    همان‌طوركه گفتم اين گزينش به درخواست ناشر صورت گرفت.  نقش من در اين رابطه تعيين تصاويري بود كه قطعاً بايد چاپ مي‌شد چون به‌طور مستقيم با مطلب ارتباط داشت. متأسفانه محدوديت‌هاي چاپ رنگي به همراه متن مسئله بود. يا بايد مثل كتابِ تاريخ زشتي تصاوير رنگي در آخر كتاب  چاپ مي‌شدند، يا سياه و سفيد در جاي خودشان بيايند، كه راه حل دوم از نظر من انتخاب منطقي‌تري بود. 

    در پایان اندکی هم به ماجرای ترجمۀ کتاب تاریخ زشتی بپردازیم. چرا بین ترجمۀ تاریخ زیبایی و تاریخ زشتی این قدر فاصله افتاد؟
    زماني كه فرهنگستان پيشنهاد ترجمة كتاب دربارة زشتي (يا تاريخ زشتي) را به من دادند، كه خود چند سالي از انتشار كتاب گذشته بود، درگيريِ كاري، مجال آن را به من نمي‌داد. تا اينكه پس از مدتي به اين توافق رسيديم كه مشتركاً با خانم انصاري اين مهم را انجام دهيم. فرصت چاپ آن هم ظاهراً براي فرهنگستان به‌طول انجاميد.

    روش کار شما با خانم انصاری در ترجمۀ کتاب تاریخ زشتی چگونه بود؟  مقصودم این است که برای یکدست سازی متن به ویژه در برگردان اصطلاحات تخصصی چگونه عمل کردید؟
    در ابتدا جلساتي با خانم انصاري داشتيم كه روي بسياري از مسائل مهم ترجمة كتاب و سبك نگارش اكو، موافقت كرديم و قرار بر اين شد كه در ويراستاري، كه به سركار خانم انصاري اين مهم سپرده شد، هماهنگي‌هاي لازم براي يك دست شدن كتاب صورت گيرد. ايشان هم الحق در اين خصوص استادي به‌خرج داده‌اند. اگر به نقل از پيشگفتار ايشان تغيير لحن و ادبيات متفاوتي در برگردانِ كلامِ اكو ديده مي‌شود، «اميدواريم اين تنوعِ نوشتاري، كتاب را خوش‌خوان‌تر و مفرح‌تر كند... »

    چرا کتاب تاریخ زشتی مانند تاریخ زیبایی توضیحات اضافی و یا به تعبیر شما حاشیه  ندارد؟ حاشیه های تطبیقی که می تواند برای خواننده سودمند باشد.
    درواقع نقشي را كه در ويراستاري و پروسة چاپ كتاب تاريخ زيبايي داشتم، درخصوص كتاب تاريخ زشتي به دليل مسئوليت‌هاي كاري قادر نبودم داشته باشم و در اين خصوص متأسفم چون كتابِ چاپ شده، از همه لحاظ، به حق بيان موضوع و عنوان كتاب را به نمايش مي‌گذارد.

 
  • تاریخ زشتی

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    تاریخ زشتی

    گفت وگو با کیانوش تقی زاده انصاری
    منیره پنج تنی

     

    امبرتو اکو پس از کتاب تاریخ زیبایی، تاریخ زشتی را در سال 2007 در پانزده فصل نگاشت. با کیانوش تقی زاده اندکی دربارۀ محتوای کتاب تاریخ زشتی، همچنين ترجمه و ویراستاری فارسی اثر گفت وگو کردم. همچنین به برخی از مشکلات ظاهری کتاب منتشر شده مانند صحافی پرداختیم.
    ***
    مهم ترین تفاوت پژوهش دربارۀ زشتی و زیبایی احتمالا مربوط به پیشینۀ آنهاست. خیلی ساده و آشکار ماجرا این است که دربارۀ زیبایی فیلسوفان مختلفی اندیشه ورزی کرده  و آثار متعددی نگاشته اند. خانم انصاری به‌نظر اکو چرا تاکنون کمتر به تاریخ زشتی پرداخته شده و مانند زیبایی آثار مدونی در این حوزه نوشته نشده است؟
    از قضا اومبرتو اکو کتاب تاریخ زشتی را چنان‌که خودش خاطرنشان می کند به دلیل همین فقدانی که شما بدان اشاره کردید، به رشتۀ تحریر درآورده است. او البته با قید احتمال، این امر را ناشی از این تصور می داند که مفهوم «زشتی» طی ادوار مختلف متضاد «زیبایی» تلقی شده است. اما به نظر اکو چنین نیست، او معتقد است (با نقل به مضمون): «زیبایی از جهاتی ملال انگیز است؛ زیرا اگرچه مفهوم آن طی ادوار مختلف دستخوش تغییر شده، اما شیء زیبا همواره در التزام قواعد مشخص و محدود باقی مانده است... زشتی اما پیش‌بینی‌ناپذیر است و بهره مند از امکانات نامحدود و بی حدوحصر. زیبایی کرانمند است، اما زشتی بی کران، مانند خداوند.»

    آیا اکو در پژوهش تاریخی اش دربارۀ زشتی به‌قدر مشترکی دربارۀ مفهوم زشتی رسیده است؟
    اکو بارها در کتابش تاكيد می کند که «زشتی» (همچون زیبایی) مفهومی نسبی است که متناسب با فرهنگ ها و ادوار مختلف تاریخی متفاوت است. بنابراین چیزی که امروز مثلاً در نظر یک غربی ممکن است «زشت» تلقی شود لزوماً نزد فرد دیگری از فرهنگی دیگر یا متعلق به دورۀ زمانی دیگر زشت نیست و چه بسا حتی عین «زیبایی» باشد. بنابراین شرح و بسط مفهوم زشتی در فرهنگی که اِشرافی بر آن نداریم، به‌دور از صحت و دقت کافی خواهد بود و اکو نیز با‌توجه‌به همین امر کتاب تاریخ زشتی (همچنان‌که کتاب تاریخ زیبایی) را بر محوریت هنر غرب متمرکز می سازد و تعریفی که از زشتی در ادوار مختلف تاریخی عرضه می کند به حیطۀ فرهنگی غرب محدود می شود. با این حال نویسنده می کوشد تعریفی کلی دربارۀ زشتی عرضه کند و در این راستا سه نوع مختلف زشتی را برمی شمارد: اول زشتی فی نفسه، که می توان ماهیتی فراگیر و جهانشمول برای آن قائل شد و به چیزی اطلاق می شود که احساس اشمئزاز و بیزاری در انسان ایجاد کند و او را پس زند، مانند لاشۀ در حال فساد یا میوۀ گندیده. دوم، زشتی صوری است که لزوماً برانگیزندۀ انزجار نیست، ولی از نقص یا ناهمسازی حکایت دارد و درنتیجه ناخوشایند است، مانند قیافۀ فردی که بیشتر دندان هایش ریخته باشد. و سرانجام زشتی هنری، که عبارت است از بازنمودِ «زیبا»ی امر زشت (در اینجا امر زشت می تواند یکی از دو نوع زشتی مزبور، یعنی زشتی فی نفسه یا زشتی صوری، باشد)؛ برای مثال کتاب کمدی الهی دانته تجسم زیبا و پرشکوهی از رعب و هراس و وحشت است.

    یکی از مفاهیمی که گاه هم ردیف با زشتی آورده می شود مفهوم شر است. گویی یک وابستگی معنایی بین این دو وجود دارد! آیا اکو توانسته این دو را تفکیک کند؟
    بله کاملاً درست می فرمایید. این پیوند از همان ادوار آغازین وجود داشته است. در فصل نخست کتاب تاریخ زشتی، که به یونان باستان اختصاص یافته، به این پیوند اشاره می شود. برای یونانیان کمال و زیبایی در اصطلاح «کالوکاگاتیا» خلاصه می شده که از ترکیب «کالوس» به معنای زیبا و «آگاتوس» به معنای نیک تشکیل شده است، نقصان در هر یک از این دو بخش، به معنای بطلان زیبایی یا به اعتباری ظهور زشتی است. اما در عرصۀ هنر، ظهور تمام قد مفهوم «شرّ» در قالب وجهی از نظام زيباشناختي، بیش از همه در دوران رمانتیک خودنمایی می کند، که در این کتاب ذیل عنوانِ معنادار «رستگاری زشتی» آمده است. به نظر من این فصل، سرآغاز ورود به مبحث بسیار مهمی در تاریخ هنری و ادبی غرب است که شایستۀ بسط و تفصیل پردامنه تری است. در این باره مایلم به کتاب ارزشمند دکتر داریوش شایگان با نام جنون هشیاری اشاره کنم که بحثی است دربارۀ اندیشه و هنر شارل بودلر و شاهکار پرآوازه اش با نام گل های شرّ. در بخشی از کتاب جنون هشیاری، نویسنده با ارجاع به نظریات ماریو پراز دربارۀ ادبیات «رمانتیسم سیاه»، به ارتعاش جدیدی اشاره می‌کند که بودلر با قلم توانایش در ادبیات فرانسه وارد کرده و او را کاشف عرصۀ نامکشوفی می خواند که هیچ کس پیش از او بدان راه نیافته بوده است: یعنی بیرون کشیدن زیبایی از دل «شرّ». ماریو پراز، از لجنزار پروپیمانی یاد می کند که از سال 1820 توسط رمانتیسم انباشته شده بود، رسوبات و زباله هایی که در فضا موج می زد و بودلرِ شاعر با حساسیت و هشیاری کم نظیرش گویی موجی الکتریکی به عمق این لجنزار فرستاد و تمام موجودات خفتۀ درونش را زنده کرد. در کتاب جنون هشیاری، جملۀ تأمل برانگیز دیگری از قول دیدرو آمده، که شاید پاسخ مناسبی برای پرسش مهم و اساسی شما باشد: «تقریباً همیشه آنچه برای زیبایی اخلاقی مضرّ است به زیبایی شاعرانه جذابیتی دوچندان می بخشد. با فضیلت، تنها تصاویر آرام و سرد می توان خلق کرد؛ با هیجان و ‘شرّ’ است که اثر نقاش، شاعر، یا موسیقی‌دان جان می گیرد.»

    تعابیر زیبا و چالش برانگیزیست! ای کاش می شد ردِّ همین بحث را می گرفتیم؛ اما مجبوریم در دایرۀ  اندیشه ها و اثر اکو بمانیم. در ادامۀ پرسش قبل بپردازیم به تفکیکی که اکو بین مفهوم زشتی با غم و بیماری دارد. این دو نزد برخی اندیمشندان یا در آثار ادبی و هنری گاه وابسته و پیوسته به زشتی اند!
    اکو نیز در این کتاب علاوه ‌بر بررسی سیر تاریخی زشتی، گاه بررسی موضوعی را هم در روشن تر ساختن تجلیات زشتی دخیل می سازد. درخصوص سخن شما، پیوند غم و بیماری با مفهوم زشتی را در همان فصل «رمانتیسم و رستگاری زشتی» جای داده است.
    بپردازیم به ترجمۀ کتاب تاریخ زشتی! در پیشگفتارتان بر کتاب نوشته اید، متن را از انگلیسی برگردانده اید که آسان فهم و روان نبوده است. عمده ترین مشکلات متن انگلیسی چه بود؟
    نثر انگلیسی تاریخ زشتی (که در نسخۀ انگلیسی با عنوان دربارۀ زشتی ترجمه شده و نه تاریخ زشتی که در عنوان نسخۀ ایتالیایی و ترجمۀ فرانسۀ کتاب آمده) در سرتاسر متن یکدست نیست و در بخش هایی به درس گفتار شبیه تر است تا متن مکتوب که علی القاعده از ساختار دقیق تری در قیاس با گفتار برخوردار است. البته من چون زبان ایتالیایی نمی‌دانم، مطمئن نیستم که این اِشکال مختص ترجمۀ انگلیسی کتاب است یا در متن اصلی هم این چنین ناهمخوانی  وجود دارد.

    ازآنجاکه بخشی از متن و تصاویر ترجمۀ کتاب تاریخ زیبایی حذف شده بود، می‌خواستم بدانم میزان حذفیات در کتاب تاریخ زشتی چقدر بوده است؟
    در این کتاب هم متأسفانه بخش هایی حذف شده که البته در حدی نبوده که به شاکلۀ کتاب آسیب برساند. زشتی، به زعم اکو، در بعضی ادوار فرهنگی غرب با روابط جنسی پیوند پیدا می کند و تجلیات آن در قالب قطعات ادبی و تصاویر بصری مرتبط با این موضوع، بروز آشکاری می یابد، مثلاً در قطعاتی که مارکی دو ساد به رشتۀ تحریر درآورده است؛ البته فراموش نباید کرد که انتشار نوشته های مارکی دو ساد حتی در غرب هم تا چندی پیش ممنوع بوده است.

    چرا برخی از تصاویر کتاب تاریخ زشتی هم به‌صورت رنگی آمده و هم به‌صورت سیاه و سفید؟ برای نمونه «آسیاب قدیمی مهمان خانۀ مریم مقدس» در صفحۀ 272 به‌صورت سیاه و سفید آمده و در پایان کتاب به‌صورت رنگی هم به کتاب ضمیمه شده است. امکان نداشت به‌جای تکرار تصاویر، عکس های رنگی بیشتری در می آوردید که کیفیت بهتری برای نگریستن داشته باشند؟
    بنده در مقابل این انتقاد بجای جنابعالی به حکم انصاف جز توافق راه دیگری ندارم! حق با شماست، و حتی لازم می دانم نمونه‌های دیگری را بر ایراد شما بیفزایم با این امید که در چاپ های بعدی اصلاح شوند و کتاب با کیفیت بهتری به دست مخاطب علاقه مند برسد. نه تنها تصویری که شما به درستی ذکر کردید، بلکه غالب قریب به اتفاق تصاویر کتاب، معلوم نیست براساس کدام سیاست، هم به صورت سیاه وسفید در لابه لای متن و هم به صورت رنگی در انتهای کتاب منضم شده اند. با احترام به گرافیستِ انتشارات فرهنگستان که تلاششان در آراستن و صفحه بندی کتاب ستودنی است، در برخی موارد مسائل دیگری بر زیبایی صرف اولویت دارد. این مشکل البته فقط به این کتاب و این ناشر محدود نمی شود، بارها دیده ایم که صفحه بندی مقالات و کتاب ها به گونه ای است که نشان می دهد طراح گرافیست هیچ اعتنایی به ارجاعات و محتوای متن نداشته و در کار صفحه بندی صرفاً به طرح و ساختار فرمی مد نظرش بسنده کرده است. مثلاً درخصوص این کتاب، روشن نیست که چرا شماره بندی تصاویر در زیرنویس هر تصویر و نیز در ارجاع درون متنی کتاب حذف شده، درحالی که آن ارجاع به آن تصویر ضرورت داشته است. صفحه بندی کتاب اِشکال اساسی دیگری هم دارد که لازم می دانم به آن اشاره کنم: کتاب تاریخ زشتی، کتابی است کمابیش دایره المعارف گونه که پُر است از نام های متعدد شخصیت ها، نویسندگان، مجسمه سازان و نقاشان و طراحان و غیره، از ملیّت های مختلف حوزۀ فرهنگی غرب. چنان‌که می دانیم فارسی نویس کلمات لاتین، اعم از اَعلام یا اصطلاحات، گاهی دشوارخوان است و در تلفظ برخی حروف فارسی امکان خطا وجود دارد و تنها با ایجاد امکان مراجعۀ بلافاصله به ضبط لاتین آن کلمه می توان «تا حدی» ضریب این خطا را کاهش داد. هم بنده و هم خانم هما بینا، به‌ همین جهت تمامی اسامی خاص و اصطلاحات ومفاهیمِ نیازمندِ توضیح را در پانویس همان صفحه ای که درج شده بودند، ثبت کردیم. می دانید که اصولاً تهیۀ زیرنویس دقیق، وظیفۀ زمان بری است و شماری از مؤلفان و مترجمان برای گریز از این زحمت ملال انگیز از پانویس طفره می روند، که به‌نظر بنده خطاست، به‌خصوص برای کتاب هایی از این دست که مرجع گونه اند و احتمالاً به منابع درسی تبدیل خواهند شد و سیلی از تلفظ های غلط را بین دانشجویان و حتی اصحاب فن رواج می دهند. القصه، با‌وجود وسواسی که ما در درج ضبط لاتین کلمه‌ها به خرج دادیم، تمام زیرنویس ها در صفحه بندی حذف شد با این توجیه که در نمایۀ پایان کتاب خواهد آمد، و البته به نظر بنده رسالت نمایه همانی نیست که بر عهدۀ پانویس است. سرانجام اینکه باوجود زحمات ناشر محترم در تهیۀ یک کتاب مصور نسبتاً مطلوب با بهای مناسب، صحافی کتاب نامرغوب است و تمام آن زحمات را بر باد می دهد.

    تمام مواردی که برشمردید، معضلات دیگر کتاب بود که می خواستم در ادامه به آن بپردازم و البته شما با توضیح کافی آن ها را طرح کردید. علاوه ‌بر ترجمۀ نیمی از کتاب تاریخ زشتی، شما ویراستار تاریخ زیبایی هم بوده اید. ویراستاری شما فنی بود یا محتوایی؟
    در آن پروژه، وظیفۀ مقابلۀ ترجمۀ شایستۀ مترجم محترم با نسخۀ اصلی، و تنظیم عبارات و برخی اصلاحات فنی بر عهدۀ بنده بود.

    باتوجه‌به اینکه کتاب تاریخ زشتی دو مترجم داشت، آیا آن را هم ویراستاری کردید؟ برای یکسان‌سازی اصطلاحات تخصصی کتاب چگونه عمل کردید؟
    من و خانم بینا از آغاز بر سر معادل گذاری برخی اصطلاحات و مفاهیم با هم توافق کردیم، و درنهایت پس از تکمیل ترجمه، بازخوانی متنِ کامل به بنده سپرده شد تا برخی خطاها یا دوگانگی های احتمالی و البته اصطلاحات و اعلام انبوه کتاب را یکدست کنم. خوشبختانه ازآنجاکه در تقسیم کار، ترجمۀ نیمۀ نخست کتاب را، که بخش اعظم آن مربوط به دوران پیشامدرن است و طبیعتاً نثر فاخرتری دارد، خانم بینا بر عهده گرفتند و سهم ترجمۀ نیمۀ دوم کتاب با نثر امروزی ترش به من رسید، طبیعتاً نوعی تفاوت لحن از اساس در دو نیمۀ کتاب وجود داشت و این موضوع، کار یکدست سازی را سهل تر کرد. 

    در آخر برای ما بگویید امبرتو اکو از زمان انتشار تاریخ زشتی که به حدود سال 2007 باز می گردد، آیا ویراست جدیدی از آن ارائه کرده است؟
    تاآنجاکه بنده می دانم و جستجو کرده ام، ویراست جدیدی از کتاب به بازار نشر نیامده است. مجدانه معتقدم که کتاب تاریخ زشتی، کتابی گشوده است و میدان فراخی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد تا با در دست گرفتن سررشته ای که اومبرتو اکو در اختیارشان می گذارد، این مبحث را در فرهنگ های دیگر، به ویژه فرهنگ خودمان، بررسی کنند.

 
  • معرفي كتاب هاي خارجي

    PDF چاپ نامه الکترونیک
    كتاب دفترماه

    معرفي كتاب هاي خارجي

    کیان رضوی




    On Virtue Ethics
    Rosalind Hursthouse
    Oxford University Press
    در پيرامون اخلاق فضيلت

    روزاليند هورست هاوس خود دانش‌آموختۀ آكسفورد و استاد دانشگاه كاروليناو اوپن در دپارتمان فلسفه است و تخصص او فلسفة اخلاق است. در اين كتاب 504 صفحه‌اي كه انتشارات دانشگاه آكسفورد آن را به‌چاپ رسانده، مباحث مهم و جالبي را از حيث نظري و تاريخي محل توجه و تحليل قرار داده است. او با اطلاع دقيق از ديدگاه‌هاي واپسين محققان و نظريه‌پردازان فلسفة اخلاق، به تحرير و تأليف اين كتاب پرداخته و به‌نظر مي‌رسد، در پي نگارش درس‌نامه‌اي مفيد و مناسب در حيطة فلسفة اخلاق بوده است.
    دكتر هورست هاوس معتقد است فلسفة اخلاق و مبحث اخلاق فضيلت در اواخر قرن بيستم توسعة فراوان يافت. او از ديدگاه نوارسطويي دربارۀ اخلاق فضيلت دفاع مي‌كند و معتقد است اخلاق فضيلت مي‌تواند همچون راهنما و چراغِ روشنگري در مسير حيات آدمي (عمل، گفتار و عواطف) به‌کار گرفته شود. اين گرايش اخلاقي و درواقع اين سطح از اخلاق قادر است انتخاب بين دو راهه‌هاي اخلاقي را افزايش دهد. به‌نظر او زندگيِ توأم با اخلاق فضيلت هم ممكن و هم لذت‌بخش است. مؤلف بر اين باور است كه سه ديدگاه دربارة اخلاق فضيلت وجود دارد و در ميان اين ديدگاه‌ها، به انگارة سنتي (Traditional) پاي‌بند است. براين‌اساس، بايد توجه داشت كه در طول 20 سال اخير، فيلسوفان زيادي، موضوع تئوري اخلاق را سرلوحة كارها و پژوهش‌هايشان قرار داده‌اند. اينك نوبت خوشه‌چيني و ارائة ماحصل اين كوشش‌هاست. امّا ازسوي‌ديگر، موضوع يا سرفصلِ «اخلاق فضيلت»، رواج زیادی یافته و بحث‌ در باب آن و توجه بسیار به آن در عصرحاضر به همين دليل است.
    دكتر روزاليند در اين كتاب، در حقيقت در پي جايگزين و برابر نهادي براي نظریۀ وظیفه‌گرایی deontology ايمانوئل كانت و يا اصالت سود Utilitarianism جرمي بنتام بوده است. تخصص اصلي او اخلاق نيكوماخوسي بوده است كه حاصل تلاش‌ها و مطالعات ساليان پژوهش وي بوده و در كتاب حاضر هم احاطه و احاله به اين موضوع بسیار چشمگیر است. «درباب اخلاق فضيلت» كتابي نظام‌مند و داراي تدويني عالي است که در آن نويسنده پرسش‌هاي زياد و مهمي مطرح مي‌كند، امّا به تمام آنها پاسخ نمي‌دهد. بيشتر كوشش او معطوف به اين نكته است كه دستگاه فكري مخاطب را به‌سوي بازتوليد ايده‌هاي فلسفي هدايت كند. بر اين بنياد مي‌توان سه ويژگي يا اهداف اصلي نويسنده را در اين كتاب، چنين برشمرد: 1ـ هدف پاياني زندگي «خوش‌رواني» يا يودايمونيا Eudaimonia است. يعني رضايت روان، دارا بودن روان خرسند، سالم، شاد و غني. درواقع در فلسفة اخلاق، خرسندي روان يا خوش‌رواني، به كردارهاي راست و درستي اشاره دارد كه رفاه و اطمينان روحي و رواني شخص را در پي داشته و تضمين كند. يودايمونيا، مفهومی مركزي در اخلاق ارسطو و فلسفة سياسي است كه اغلب «فضيلت» يا «تعالي» و يا «حكمت عملي و اخلاقي» ترجمه شده است. در آثار ارسطو يودايمونيا به‌مثابة اصطلاحي براي بالاترين مرتبة اخلاقي در تعالي انسان استفاده مي‌شود. درواقع، يعني صفات خوب، متشكل از تمام نيكي‌ها و خيرهايي، كه براي دارابودن يك زندگي خوب كفايت كند. 2ـ  فضيلت به‌عنوان يك كارآكتر و شخصيت و ويژگي فردي به ما كمك مي‌كند كه خوب (و خوب‌تر) زندگي كنيم و اين موضوع در جملات يا عبارات تأكيدي مانند: شجاع باش!، مهربان باش! و... بازتاب عيني دارد. 3ـ اخلاق فضيلت، به‌مثابۀ نظریه‌ای هنجار بنياد، نه‌تنها قادر است به پرسش‌هاي ما در باب نحوة عملكردمان در شرايط تجويزي پاسخ دهد، بلكه مسائل و پرسش‌های ما پيرامون فهم حقايق اخلاقي و كيفيت آشكارشدنِ احساسات و خواسته‌ها در عملكرد و رفتارمان را نيز بي‌پاسخ نمي‌گذارد.
    اين كتاب، در دانشگاه كاروليناي شمالي كتاب درسي است. نويسندة سخنران ارشد و استاد فلسفه در دانشگاه اوپن است. شيوه و سبك نگارش كتاب، هيچ غموضي ندارد و مطالب به‌نحو مرسل و روشن و مستدل تحرير شده است. علاوه بر محاسن پيش‌گفته، لازم است اشاره كنم كه اين كتاب در دانشگاه دارتموث نيز تدريس مي‌شود. درضمن تفحص و تحقيق در نقد و نظرهايي كه دربارة اين كتاب نوشته شده، به اين نكته برخوردم كه اغلب منتقدان و صاحبنظران توصیه کرده‌اند كه بهتر است پژوهندگان و دانشجويان، پيش از شروع مطالعه و تحقيق در موضوع «اخلاق فضيلت»، حتماً اين كتاب را بخوانند و سپس پژوهش را بياغازند. همين نشان‌دهندة اهميت و اعتبار آن است و به يك معنا مي‌توانيم اين كتاب را اثری كلاسيك در اين حوزه بناميم. این اثر مهم‌ترين كتاب در دهه‌هاي اخير در موضوع مورد بحث است و به‌هيچ‌وجه در زمرة آثار فرعي و ثانويه‌اي قرار نمي‌گيرد كه مي‌توان ناديده‌شان گرفت. هر محقق جدّي بايد اين كتاب را ديده و خوانده باشد. مطالب كتاب «در پيرامون اخلاق فضيلت» در سه بخش، با كتاب‌شناسي و نمايه در پايان كتاب، اينهاست: 1ـ مقدمه، بخش يك؛ عملي: عمل درست/ دوراهه‌هاي حل‌شدني/ دو راهه‌هاي تراژيك / دوراهه‌هاي حل‌ناشدني. بخش دو؛ احساس و انگيزه: ارسطو و كانت/ فضيلت و احساس/ دلايل فضيلت محور، جهت عمل درست/ انگيزة اخلاقي.  بخش سه؛ عقلانيت: سودمندي فضايل و انسان با فضيلت (فاضل)/ طبيعت‌گرايي/ طبيعت‌گرايي براي حيوانات عقلاني/ بي‌طرفي، عدالت.

    Virtue ethics
    (oxford Readings Philosophy)
    Roger Crips and Michael Slote
    Oxford University Press
    اخلاق فضيلت

    به‌كوشش: راجر كريپس و مايكل اسلوته (ويراستاران) انتشارات دانشگاه آكسفورد/ 296 صفحه، اين كتاب، مجموعه‌اي از رسالات و مقاله‌هاي تازه و بديع، در باب اخلاق فضيلت است كه دو محقق بريتانيايي آن را ويراسته و تحت نظر و انتخاب ايشان براي انتشار در مجموعة مطالعات يا خواندني‌هاي فلسفي آكسفورد آماده شده است. مباحث و موضوع محوري در اين اثر، اخلاق «هنجارـ بنياد» و پاسخ‌گويي به ابهام‌ها و برخي پرسش‌ها دربارۀ رفتار اخلاقي است. در مقدمة اين كتاب، در باب اين پرسش‌ها چنين آمده است كه: «بايدمحور» باشند و طبعاً در مقابل مسائل وجودي قرار مي‌گيرند. مسئله اين است كه چگونه بايد رفتار كنيم و چه عوامل و اصولي بايد راهنماي اين رفتار ما قرار بگيرند؟ در اين باب به‌طور سنتي سه رويكرد و سه نظرگاه وجود داشته است:
    ـ سرشت عمل (اخلاقِ وظیفه‌گرا) ـ خروجي و ماحصل عمل (اخلاق نتيجه‌گرا) و ـ شخصيتِ عامل يا فردِ موردنظر (اخلاق فضيلت).
    موضوع اخلاق فضيلت، البته از ادوار بسيار كهن و در فلسفة باستان هم مطرح بوده و درحقيقت همواره براي ابناي بشر جذابيت داشته و ارزش‌هاي مسلّم و مهمي در آن نهفته بوده است. آنچه امروزه تحت اين عنوان مطرح مي‌شود، به يك معنا؛ طرح دوباره و احياي همان مباحث كهن است. نمونة بارز اين مباحث همان است كه در اخلاق كانتي به دقيق‌ترين و مضبوط‌ترين شكل شاهد هستيم.
    كتاب «اخلاق فضيلت» به چند بخش تقسيم شده: ـ مباحث انتقادي در باب اخلاق فضيلت. ـ تلاش‌ها و پژوهش‌هاي اوليه درخصوص اين موضوع. ـ طرح ديدگاه‌هاي مثبت دربارۀ اخلاق فضيلت. ـ انتقادهاي جديد درخصوص بازطرح و احياي موضوع. ـ و سرانجام، رسالات تئوريك، نظريه‌پردازانه و بلندپروازانه دربارة اخلاق فضيلت. امّا يكي دو نكتة مختصر دربارة ويراستاران محقق و انديشمند اين كتاب هم بدانيم.  
    راجر كريپس، استاديار فلسفه است در كالج سنت‌آن، كه دانشكده‌اي است وابسته به دانشگاه استنفورد. او ويراستار آثار ديگري بوده است، ازجمله: ـ «چگونه زيستن؛ رساله‌هايي دربارة فضيلت. ـ «سودمندي‌ها». ـ «مكتب اصالت نفع» اثر جي. اس. ميلز.
    مايكل اسلوته، دكتر فلسفه و استاد همين رشته در دپارتمان فلسفة دانشگاه مريلند است. او نويسندة مقاله‌های متعدد و چند كتاب مهم و معروف در همين موضوع است: ـ «از اخلاق تا فضيلت». ـ نويسندة مشترك كتاب «اخلاق كانتي»، «اخلاق فضيلت» و «مكتب اصالت نتيجه»، به همراه مارسيا بارون و فيليپ پتي.
    منتقدان و كساني كه به تجزيه‌وتحليل اين كتاب پرداخته‌اند، آن را كتابي پرمايه خوانده و شايستة وصف «مدرن كلاسيك» در حوزة اخلاق فضيلت قلمداد كرده‌اند. يكي از نقدنويسان، آن را كتابي سرشار از معاني و مفاهيم براي تكامل اخلاقي بشر در روزگار مدرن و پسامدرن خوانده و توصيه كرده است كه محققان رشتة فلسفه و فلسفة اخلاق مباحث و پرسش‌هاي اين اثر را به‌صورت جدّي بسط داده و با گسترش آن به تعميق و ترويج اخلاق فضيلت در روزگار معاصر بپردازند، زيرا هيچ عصري، چنين شايسته و درعين‌حال نيازمند اين موضوع‌ها و مباحث نبوده است. مطالب كتاب، براساس فهرست عبارت است از:ـ مقدمه ـ فلسفة اخلاق مدرن ـ اخلاق‌مداري در شرايط عجيب ـ شيزوفرنيِ تئوري‌هاي اخلاقي مدرن ـ قديسينِ اخلاق‌گرا ـ سيطرة خير بر ديگر مفاهيم ـ سرشتِ فضايل ـ فضيلت و عقل ـ فضايل و مفسده‌ها.

    Varieties of Virtue Ethics
    David Carr, James Arthur, Kristian Kristjansson
    Macmillan
    گوناگوني اخلاق فضيلت

    تنوع يا گونه‌گوني اخلاق فضيلت، اثري است كه انتشارات معروف مك‌ميلان در 3520 صفحه منتشر كرده است. نويسندگان اين كتاب جمعي از متفكران و محققان حوزة فلسفه و اخلاق‌اند و جملگي در زمرة شناخته‌شدگان اين رشته محسوب مي‌شوند. ديويدكار، جيمز آرتور و كريستيان كريستجانسن، ويراستاران كتاب بوده و خود نيز مقالاتي در اين‌باره دارند.
    كتاب تنوع اخلاق فضيلت، در واقع شاخه‌هاي رو‌به‌گسترش موضوع يا دانش اخلاق فضيلت در روزگار معاصر را محل توجه و تحقيق قرار مي‌دهد. درعين‌حال، ريشه‌هاي باستاني آن را در فلسفة كهن و كلاسيك يونان مي‌كاود. ريشه‌ها و سرچشمه‌هاي همة مباحث مذكور را به ارسطو بازمي‌گردانند. نويسندگان، عقيده دارند كه فلسفة مدرن، خاستگاهي عميق در انديشه و حكمت استادان سلف دارد.
    خاستگاه اصلي فلسفة مدرنِ اخلاق فضيلت در شكل امروزين آن، به فلاسفه و متفكران برجسته‌اي چون آكوئيناس، هيوم، نيچه، هگل، ماركس، كنفسيوس و لائوتسه باز مي‌گردد. همچنين، تأثير و نفوذ اين شاخة فلسفي را بر علومي همانند روان‌شناسي، جامعه‌شناسي و الاهيات بررسي و محل مداقه قرار داده، و كاربردهاي آموزشي و حرفه‌اي و پژوهشي آن در زندگي عملي و روزمرّه را نيز وامي‌كاوند. نتيجه آنكه اخلاق فضيلت داراي شاخه‌هاي متنوع و گوناگوني است و تدريس آن به دلايلي كه در متن كتاب (و در يكي از مقاله‌ها به تفصيل بيان شده است) در تمام رشته‌هاي دانشگاهي لازم مي‌آيد. ـ جيمز آرتور، مشاور و جانشين رئيس و استاد مديريت و آموزش شهري در دانشگاه بيرمنگام است. او رئيس بنياد Jubilee براي فضيلت و شخصيت است. آثار متعدد دارد. از جمله: دستورالعمل اجتماع‌گرايانة آموزش: آموزش جمعي (منتشر شده در سال 2001)/ آموزش باشخصيت (چاپ سال 2003) ـ ديويدكار، استاد ممتاز دانشگاه ادينبورو و استاد اخلاق و آموزش در دانشگاه بيرمنگام است. آثار او اعم از: مقاله‌ها و كتاب‌هاي فراوان و پرتعداد است. موضوعات محل توجه او، در باب اهميت هنر و ادبيات در امر آموزش و نقش ادبيات و هنر در تعالي و تعاليم اخلاقي است. كتاب تازة او با عنوان: «چشم‌اندازهايي در قدرشناسي و سپاسگزاري»، در سال جاري (2016) منتشر شده و مورد توجه خوانندگان و منتقدان فراواني قرار گرفته است: ـ كريستيان كريس جانسون، هم دكتر در فلسفه و تعليم و تربيت، و استاد آموزش و فضيلت اخلاقي در دانشگاه بيرمنگام است. حوزة پژوهش و تحقيقات كريس جانسون غالباً مطالب ميان‌رشته‌اي فلسفة اخلاق، روان‌شناسي اخلاق، و آموزش اخلاق است. واپسين اثر او: «آموزش شخصيت در فلسفة ارسطو» نام دارد كه سال گذشته (2015) به چاپ رسيد.
    اين كتاب در مجلة فلسفه و اخلاق، به‌عنوان يكي از كتاب‌هاي اثرگذار دانشگاهي معرفي شده و از حيث تنوع و تازگي مباحث به آن توجه شده است. مطالب كتاب «تنوع اخلاق فضيلت» براساس فهرست آن چنين است: ـ گوناگوني اخلاق فضيلت/ روبرت. سي. روبرتز. ـ كدام گوناگوني در اخلاق فضيلت؟/ جوليا آنّاس. ـ در برابر آرمان‌گراييِ اخلاق فضيلت/ هاوارد. جي كورزر. ـ اخلاق فضيلت در قرون وسطا/ جان هالدين. ـ آيريس مرداك و تنوع اخلاق فضيلت/ كزاد بانيكي. ـ اخلاق فضيلت از منظر كنفسيوسي و دائوئيستي/ ميِ‌سيم. ـ اخلاق فضيلتِ ارسطويي: طبيعت‌گرايي بدون مقياس/ جاناتان جيكوب. ـ مقوله‌بندي كاراكتر (شخصيت)؛ حركت فراتر از چارچوب‌هاي ارسطويي/ كريستين.ب.ميلر. ـ كنش انساني و خيرآفريني؛ خدا در اخلاق فضيلتِ آكويناس/ ريچارد كنراد. ـ خيرهاي بهبوديافته؛ جامعه‌شناسي دوركيمي به‌مثابة اخلاق فضيلت/ فيليپ. س. گورسكي. ـ روان‌شناسي عميق يودايمونيا و فضيلت: تعلق، وفاداري و كورتكس قداميِ مغز/ بلاين. جي. فاورز.
    ـ فضيلت، خير عام، خير مشترك و تعالي نفس/ كانديس وُلكر. ـ افلاتون و ضرورت تقليد و عادت‌سازي براي رشد فضيلت/ مارك. اي. جوناس. ـ حفظ فضايل به‌واسطة حفظ روابط صحيح؛ مطالعة موردي يك پروندة پزشكي/ جاستين، اوكلي. ـ تا زماني كه با آن مواجه شويم!؛ دوم شخص به عنوان اُبژه/ اندروپين سنت. ـ فضيلت در شرايط بحراني/ اندروپين سنت. ـ فريبندگي سپهر زيبايي‌شناسانة كرگلور/ كوين گري. ـ مسائل روان‌شناختي بازماندگان نسل‌كشي رواندا، تمايزات اخلاقي/ لورابلكي. ـ آموزش خردِ فضيلت/ ديويدكار.


 
مطالب بیشتر...


صفحه 5 از 6