اطلاعات حکمت و معرفت

  • افق فرهنگ

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    افق فرهنگ

    گزارش سمينارها
    مرضيه سليماني

     

    اخلاق و شك انديشي ديني
    اين همايش اخيراً در دانشگاه پوردو برگزار شده و از جمله سمينارهاي وزين در موضوعات ديني و فلسفي است كه اعتبار زيادي دارد. تاكنون پانزده سمينار در موضوعات كلامي و اخلاقي و فلسفي با محوريت اخلاقي در اين دانشگاه برگزار شده و اين سمينار و سمينار بعدي كه ما معرفي مي‌كنيم آخرين سمينار برگزار شده و اولين سمينار بعدي و در حالي تدارك دانشگاه پوردو محسوب مي‌شود. در سمينارهاي اخير، موضوعات اصلي، برمحور چالش‌هاي موجود در انواع شك‌انديشي، راه‌هاي پاسخ‌گويي به شك‌انديشي راديكال‌، خاستگاه شك‌انديشي و سرانجام رابطۀ ميان شك انديشي و اخلاق بوده است. رئيس سمينار، ميشائيل برگمن، پروفسور و صاحبنظر برجسته از همان دانشگاه است. برگمن متخصص فلسفه دين و اپيستمولوژي يا معرفت‌شناسي و علوم ذهن است، امّا طي سال‌هاي اخير به تحقيق و تأمل و تأليف در باب اخلاق نيز علاقۀ زيادي نشان داده است. از پروفسور برگمن كتاب‌ها و مقاله‌هاي زيادي منتشر شده،‌از جمله: «شرّالهي» كه كتابي مهم در تناقض كلامي معروف به توجيه شرور در عرصۀ خلقت را مورد بحث قرار داده است. نام ديگر اين كتاب «ويژگي‌ اخلاقي خداي ابراهيم» است كه باز هم اشاره به همان موضوع دارد و دانشگاه آكسفورد آن را منتشر كرده است. از ديگر پروفسور برگمن مقاله‌اي است به نام: «خدا باوري شك انديشانه و مسئله شرّ» كه در هند بوك يا دستينۀ الهيات فلسفي دانشگاه آكسفورد چاپ شده و همچنين مقاله «پاسخ‌هاي افراطي به    شك‌انديشي » كه بازتاب‌هاي فراواني در محافل كلامي و دانشگاهي داشته است. دو تن از شركت‌كنندگان در اين سمينار، استاد والترسينات آرمسترانگ و دكتر يوستين بارت نيز از برجسته‌ترين استادان الهيات، اخلاق و فلسفه هستند. پروفسور والترسينات آرمسترانگ، استاد اخلاق عملي در دپارتمان دانشگاه دوك است و ضمناً در دپارتمان فلسفۀ دانشگاه كاروليناي شمالي و مركز پژوهشي دانشگاه آكسفورد، به صورت مشترك بر روي پروژه‌اي به نام شبكۀ پژوهشي ذهن مشغول به كار است. آرمسترانگ استاد مدعو دانشگاه‌هاي مكزيك، تايوان، استراليا، واشنگتن و هاروارد بوده و آثار متعددي دربارۀ معرفت‌شناسي، اخلاق و فلسفه نوشته است. به غير از او، دكتر يوستين بارت نيز كه در اين سمينار در موضوع تكامل شك انديشي سخنراني جالب و بحث برانگيزي ايراد كرد، نويسنده و پژوهشگر برجسته‌اي است كه آثارش به دفعات و به زبانهاي مختلف منتشر شده، از جمله: «دين و الهيات» كه در سال 2009 توسط انتشارات دانشگاه تمپلتن منتشر شد. «روانشناسي و دين» از سوي انتشارات راتلخ در سال 2008، «چرا هركس به خدا اعتقاد دارد؟» از سوي انتشارات آلتاميرا در همان سال، « دين و فرديت» كه از سوي انتشارات گيلدفورد منتشر شد و اخيراً نيز كتاب «وجوه الهياتي، فلسفي و علمي تكامل دين كه از سوي انتشارات آكسفورد چاپ شده است.
    سياست و تاريخ در آفريقا
    اهميت سياسي و تاريخي و فرهنگي افريقا، امروزه ابعاد جديدي يافته و شناخت اين قارّه به موضوع و رشته‌اي جالب در دانشگاه‌ها و مراكز فرهنگي جهان بدل شده است. اخيراً در ماه‌هاي اكتبر و نوامبر 2011 ـ دپارتمان‌هاي توسعۀ بين‌المللي و علوم سياسي در دانشگاه اكسفورد انگلستان، سميناري دربارۀ ژئوپوليتيك، سياست‌هاي جاري، تاريخ و فرهنگ افريقا برگزار كردند و جنبه‌هايي از زندگي و مسائل اين قارّه را مورد بحث و بررسي قرار دادند. برخي از سخنرانان و موضوعات مطرح شده در اين اجلاس را در اينجا مي‌آوريم: - اصلاح مديريت مالي در افريقا، استفان پيترسون استاد دانشگاه هاروارد. -انسان، روش و ابرشهر، عنوان سخنراني فرماندار شهر لاگوس، آقاي فاشولا لاگوسه دربارۀ مديريت كلان شهرها و مشكلات شهرهاي بزرگ افريقايي بود.- مسائل انتخابات اخير نيجريه در آوريل 2011، سخنراني رئوف مصطفي از دانشگاه اكسفورد. - فعاليت‌هاي سياسي زنان در افريقا، خطابۀ رامولارامتول، پژوهشگر و استاد دانشگاه كمبريج. - آموزش و پرورش در افريقا، سخنراني ديويد جانسون از اكسفورد. - مهاجرت و چشم‌اندازهاي شهري، سخنراني مارگارت فرنز از لايس استر كه با اشاره به مورد و نمونۀ زنگبار و مهاجرت‌هاي گسترده در آن سامان، چگونگي تغيير سامانه‌ها و بافت‌هاي جمعيتي و طبقاتي را بررسي و عواقب اقتصادي و اخلاقي و فرهنگي آنها را مورد تحليل قرار داده است. - پنجاه سال سوسياليزم افريقايي، عنوان سخنراني‌ جان شائول از دانشگاه يورك كاناداست و دربارۀ تأثير كمونيست‌ها، سوسياليست‌ها، مائوئيست‌ها و كليه چپ‌ها در دوره‌هايي كه حكومت برخي كشورهاي افريقايي را در اختيار داشتند و يا هنگامي كه در موضع اپوزيسيون بودند و يا تنها بربخشي از مناطق بومي اثر مي‌نهادند، بحث و بررسي انجام داده است.
    منطق و زبان
    دانشگاه ادينبورو در ماه جاري و آتي ـ و تا اواخر زمستان 2012 ـ همايشي در موضوع منطق و فلسفه و زبان برگزار مي‌كند. مباحث اين سمينار از فلسفۀ محض و مسائل منطق رياضي تا زبان‌شناسي و ادبيات را در برمي‌گيرد و طيف تازه‌اي از موضوعات جديد در حيطۀ فلسفۀ تحليلي و فلسفه‌هاي متمايل به تحليل زباني را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد. برخي از سخنرانان اين سمينار، از استادان صاحب نظريه در حيطه‌هاي مذكور هستند و مهم‌ترين سخنراني برگزار شده در روزهاي اخير، با عنوان «حقيقت نسبي و كاربردهاي آن»، خطابۀ پروفسور جان‌مك فارلين از همان دانشگاه بود كه بحث و گفتگوي زيادي پيرامون آن صورت گرفت.
    تاريخ ديني مدرن
    در چند روز اخير، سمينار جالبي با عنوان فوق از سوي انستيتو پژوهش هاي تاريخي لندن برگزار شد كه بازتاب جالبي در محافل آكادميك و كليساهاي انگلستان و امريكا داشت. در اين سمينار، دين و مذهب از منظر تاريخ مدرن و بلكه به مثابه بخشي از آن مورد بررسي قرار گرفت. ماهيت اديان بزرگ، همواره به واسطۀ تعلق آنها به دوران صدر و ظهور يا قصص و تواريخ اوليه قابل فهم و توجيه و تعليل بوده است، امّا حقيقت آن است كه ما هم بخشي از تاريخ اديان هستيم و هر موضعي داشته باشيم در اين فرايند مشاركت داريم. جهان مدرن و دوران نوين نيز با جهت‌گيري‌ها و سرشت و تأثير خاص خود، بخشي از تاريخ دين را رقم زده است. برخي از سخنرانان و موضوعات سخنراني‌ها در اين همايش اينها بود : - دكتردومينيك اردوزاين، از كالج كينگز لندن كه فرايند و تاريخچه‌اي از موضوع تاريخ دين و سرنوشت آن در روزگار مدرن را عرضه كرد. - پروفسور جان وولف، استاد دانشگاه اوپن. - دكتر ديويدنش ، از دانشگاه لندن دربارۀ سكولاريزاسيون و افسانه‌هاي آن در عرصۀ دين و افول كليساي انگليكن سخنراني كرد. - دكتر آنه استوت، از كالج بيرك بك خطابه‌اي دربارۀ چشم‌انداز‌هاي نوين در باب خانواده و دوستان و روابط خاص در فرقه‌هاي مذهبي ايراد كرد. اين سخنراني از جهات مختلف نشان‌دهنده تغيير در مفاهيم كهن نظير برادري و پيدايش روابط تازه‌اي براساس معتقدات و باورهاي تازه در فرقه‌هاي ديني جديد مي‌باشد و براساس مطالعات و تحقيقات تازه‌اي تحرير شده است. - پروفسور الك كوريو، استاددانشگاه اوپن، موضوع سخنراني خود را هويت تاريخي كليساي كاتوليك رم، پيش از جنگ جهاني اول برگزيده بود.  و سرانجام  پروفسور آليستر چپمن استاد كالج ايمانوئل كمبريج به تاريخ كليسا در دهۀ 1960 ميلادي در انگلستان پرداخت كه عنوانش اين بود: پايان امپراتوري و كاهش كليساروها در دهۀ 1960 در بريتانيا!
    چالش‌هاي اخلاق و دين
    در موضوع بسيار مهم و حساس چالش‌هاي پيش روي اعتقادات اخلاقي و ديني در روزگارما، و مسائلي مرتبط با عدم توافق و تكامل آن، در روزهاي ششم تا هشتم سپتامبر 2011 سميناري در دانشگاه پوردو برگزار مي‌شود. مسئلة مركزي در اين سمينار، يكي هم مسئلة عدم رضايت اخلاقي است كه از مسائل ديني و رواني و اجتماعي مهم در جهان معاصر است. مسئولان اين همايش، جمع وسيعي از ارباب الهيات و استادان كلام و اديان را دعوت كرده‌اند تا آنها اين مسائل را به بحث گذارند و ببينند كه آيا اساساً اخلاق ريشه در دين دارد؟ يا بهتر است بپرسيم كه چه نوع اخلاقي از دين سرچشمه مي‌گيرد؟
    براي اين كه مواضعي يك سويه در اين حيطه اتخاذ نشده باشد، جمعي از دانشوران و استادان سكولار و متخصصان رشته‌هاي علوم انساني نيز دعوت شده‌اند و سخنراني خواهند كرد. قرار است اين دو گروه باهم وارد گفت‌وگو و بحث و جدلي سازنده شوند. براي مثال روانشناس‌ها در اين همايش دربارة ريشه‌هاي اعتقادات ديني و اصول يا مباني اخلاقي در ذهن و ضمير انسان‌ها و نيازهاي آدمي در اين زمينه‌ها سخن مي‌گويند. جامعه‌شناسان به وجوه و اثرات اجتماعي موضوع توجه مي‌كنند و تغييرات زباني آن از سوي ادبا و زبان‌شناسان مورد بحث و بررسي قرار داده مي‌شود. اين سمينار از سوي دپارتمان فلسفه دانشگاه پوردو با همكاري بنياد جان تمپلتون برگزار مي‌شود. برخي موضوعات سمينار عبارت‌اند از: ترديدهاي اخلاقي و ديني، شيوه‌هاي شكل‌گيري اعتقادات ديني، دين و اخلاق، شك، انكار، تكامل، تضاد و توافق ميان دين و اخلاق، اخلاق در زندگي روزمره، عقلانيت در اخلاق و... اين پروژه از سال 2010 آغاز شده و تا سال 2013 برنامة سمينارهاي سالانة آن مشخص شده و جملگي در حوزة مطالعات ديني و اخلاقي و مسائل و روابط اين دو موضوع مهم مي‌باشد.
    زبان‌شناسي
    دپارتمان زبان‌شناسي دانشگاه فرايبورگ در آلمان، سميناري به زبان انگليسي و به صورت بسيار گسترده برگزار مي‌كند كه شامل 9 محور است و حدود يكصد و پنجاه سخنراني و كلاس را دربرمي‌گيرد. مخاطبان اين سمينار، دانشجويان كليه رشته‌هاي علوم انساني، به ويژه ادبيات و زبان‌شناسي و تاريخ زبان و فقه‌اللغه و نقد ادبي و فلسفه تحليلي و منطق هستند. سخنرانان و سازمان‌دهندگان اين سمينار اميدوارند تحرك تازه‌اي در مطالعات زبان‌شناسانه در حورة شبكة زباني اروپايي ايجاد شود. همچنين مباحث نقادانه دربارة آموزش زبان‌شناسي و روش‌هاي آن يكي از موضوعات مهم اين جلسه‌ها محسوب مي‌شود. كيفيت و شيوه‌هاي بهره‌وري از كتابخانه‌ها و تحولي اساسي در تحقيقات دانشجويي و پژوهش‌هاي دانشگاهي نيز بخش ديگري از مباحث اين سمينار است. دبيرخانه سمينار، به صورت آنلاين و روزانه مباحث و مطالب مطروحه را در اختيار شركت‌كنندگان و علاقه‌مندان قرار مي‌دهد و نظرات و نقدهاي ايشان را در سايت و نشريه خبري منعكس مي‌كند. دانشجويان و شركت‌كنندگان مي‌توانند از همين طريق يا به صورت حضوري مسائل و پرسش‌هاي خود را با استادان و سخنرانان همايش در ميان بگذارند.
    هندوئيزم
    هندوئيزم، عنوان سمينار يك روزه‌اي است كه ماه قبل در دانشگاه كلمبيا برگزار شد. دپارتمان فرهنگ‌ها و زبان‌هاي آسياي جنوب شرقي در همين دانشگاه مسئول برگزاري اين همايش با پنج سخنراني و يك ميزگرد و يك نمايشگاه دربارة هندوئيزم و زندگي و هنر و عقايد و مسائل آن بود. رئيس و هماهنگ‌كنندة اين جلسه، پروفسور مكس مورمان، استاديار دپارتمان زبان‌ها و فرهنگ‌ها در دانشگاه كلمبيا بود و افرادي نظير دكتر ميشائيل كومو و دكتر لوك تامپسون سخنراني كردند. موضوعات اين همايش در باب هندوئيزم، اصول و عقايد اوليه، تاريخچه و سير تحولات، نقاط عطف در حيات تاريخي اين آيين، چالش‌هاي معاصر، آيين‌هاي خاص و فلسفة آنها در هندوئيزم و هنر هندو بود.
    سمينار تاريخ شفاهي
    در بهار و تابستان 2012، انستيتو پژوهش‌هاي تاريخي دانشگاه لندن، سميناري با عنوان و موضوع «تاريخ شفاهي» برگزار مي‌كند. امروزه تاريخ شفاهي اهميتي فزاينده يافته و بخش مهمي از اسناد و واقعيات تاريخي از طريق داده‌هاي شفاهي و ابزارهاي ضبط و ثبت شفاهي در اختيار مورخان قرار مي‌گيرد. سازمان‌دهندگان و مديران سمينار دكتر شلي تره‌وور استاد تاريخ دانشگاه‌ هال و دكتر ميشله وينسلو از دانشگاه شفيلد است. برخي سخنرانان و موضوعات خطابة آنها نيز بدين قرار است: ـ دكتر يوهاما برنات، استاد دانشگاه اُپن با موضوع «فرصت‌ها و چالش‌ها در استفادة دوباره از تاريخ شفاهي» سخنراني مي‌كند. ـ پروفسور كري‌هميلتون، استاددانشگاه زوهمپتون، اين موضوع را برگزيده است: «تاريخ شفاهي در شرايط گفت‌وگو و منازعة سياسي». ـ پروفسور استيون‌هاي، استاد و پژوهشگر تاريخ در دانشگاه كنكورد يانيز سخنراني‌اي با عنوان «تاريخ شفاهي در تقاطع» ايراد خواهد كرد. دربارة اين سمينار و سخنراني‌ها و موضوعات آن، پس از برگزاري، توضيحات مفصل‌تر خواهيم داد.
    تاريخ فيلم
    انستيتو پژوهش‌هاي تاريخ دانشگاه لندن مجموعه سخنراني‌هايي را در پاييز 2011 برگزار كرد با عنوان تاريخ فيلم و قرار است همايش مشابهي در تداوم آن در بهار 2012 برگزار شود. مدير اين سمينار دكتر مارك گلنسي صاحبنظر تاريخ سينما بود و برخي شركت‌كنندگان و سخنرانان آن اينها بودند: ـ كاترين كوين از دانشگاه فلايندرز، سخنراني با عنوان: زندگي‌هاي جالب، داستان‌هاي پسا استعماري. ـ ملاني سِلف از دانشگاه گلاسكو، سخنراني با عنوان: فضاي نقد فيلم در دهة 1940 لندن. ـ لورا ماركوس از نيوكالج دانشگاه اكسفورد، سخنراني با موضوع: نقد فيلم در نخستين ادوار پيدايش سينما. برخي موضوعات و سخنراني‌هاي سمينار آينده در بهار 2012 نيز بدين قرار است: ـ هنري. كي. ميلر از مركز بيرك‌برك دانشگاه لندن، با عنوان «ما به كجا آمده‌ايم» سخنراني خواهد كرد و دربارة اين موضوع است كه فيلم چگونه در دهه‌هاي 1920 و 1930 از سوي جامعه جدّي تلقي شد و به تدريج به يك هنر گسترده و مهم بدل شد و اين گستردگي موجب وسعت و پايه‌ريزي صنعت عظيم سينما گرديد. ـ مايكل تمپل از دانشگاه لندن، با موضوع «دهه‌هايي كه هرگز به موقع آغاز نشد»، سفرهاي ريچارد رودز از طريق فرهنگ فيلم را طي سال‌هاي 1929 تا 1989 مورد بررسي و تحليل قرار خواهد داد. ـ آدرين گاروي پژوهشگر مؤسسة كولين ماري از دانشگاه لندن نيز با موضوع «نقد انگليسي بر توليدات‌هاليوود» قرار است سخنراني كند.

    آراء مطهری در اندونزی
    با همکاری مشترک موسسه نشر استاد شهید مطهری ، رایزنی فرهنگی و موسسه مطالعات اسلامی سمینار یک روزه ای با موضوع "انسانشناسی در اندیشه استاد مطهری" در دانشگاه اندونزی برگزار شد.  در این سمینارحجت الاسلام دکترمحمد مطهری فرزند استاد شهید مرتضی مطهری، دکتر حیدر باقر استاد فلسفه دانشگاه پارامدینه و از اندیشمندان اندونزی، دکترسفیان استاد مطالعات اسلامی دانشگاه اندونزی، دکترکارتی نگارا، استاد فلسفه وعرفان دانشگاه شریف هدایت الله جاکارتا، حسین هاریونتو، استاد فلسفه کالج اسلامی و جمعی دیگر از اندیشمندان پیرامون دیدگاه و آراء شهید مطهری درخصوص انسان سخنرانی کردند. در مراسم افتتاحیه این سمینار ، سفیر کشورمان طی سخنانی به تشریح نقش وجایگاه استاد مطهری در اندیشه اسلامی معاصر  در جهان اسلام پرداخت . "محمود فرازنده " در این زمینه گفت : استاد مطهری در دوره ای به  دفاع از دین پرداخت که بخش عمده از مجامع فکری در جهان اسلام وابسته و یا متاثر از جریانهای فکری موجود در شرق وغرب یعنی کمونیسم ، مائوئیسم و لیبرالیسم بودند و بخش مذهبی و جریانهای اسلامی بویژه درحوزه های دینی ازدیدگاههای باز و روشنی که پاسخگوی نیازهای جامعه باشد برخوردار نبوده و دچار جمود فکری بودند. وی در بخش دیگر از سخنانش به تاثیر افکار و اندیشه های حضرت امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی (ره) بر آراء واندیشه ها و همچنین تربیت معنوی استاد مطهری پرداخت .سفیر کشورمان افزود : استاد مطهری زمانی وارد محیط دانشگاهها و مجامع روشنفکری شد و در نشریات و مجلاتی همانند مجله زنان مقاله می نوشت که ورود به اینگونه مجامع و همچنین مطالعه و تدریس فلسفه در حوزه های دینی امری غیر مشروع و ناپسند بشمار می رفت. وی گفت : جامعیت و درستی افکار واندیشه های استاد مطهری بگونه ای بود که حضرت امام خمینی او را پاره تن خود خواند و همه  آثار و کتاب های او را تائیید نمود و به  همه توصیه کرد تا از آن بهره گیرند. حجت الاسلام محمد مطهری نیز در این سمینار طی سخنانی به تشریح تفاوت های موجود بین تعریف انسان در فلسفه غربی و اسلامی پرداخت .وی با استناد به آثاراستاد مطهری دراین زمینه یاد آورشد که در اندیشه اسلامی ارتباط تنگاتنگی فیمابین خودشناسی وخداشناسی وجود دارد ومبانی انسانشاسی در اسلام برخلاف غرب که برمحور منافع مادی شکل گرفته است برمحور خداشناسی و کرامات وفضائل اخلاقی استوار بوده است  .مطهری هدف از تشریع را تنظیم مناسبات انسان با خدا دانست و گفت : استاد مطهری در مقوله انسانشانسی بر این باوربود که مفاهیمی چون آزادی ،حقوق بشر و دموکراسی می بایستی در چارچوب قواعد و مبانی تعریف شده در اندیشه و فلسفه اسلامی تبیین گردد نه تفکر و قواعد غربی .سپس اندیشمند اندونزیایی به ارتباطات فکری استاد مطهری و علامه اقبال لاهوری پرداخت و توجه به مقتضیات زمان ومکان را یکی از ویژه گی های اصلی در اندیشه وآثار استاد مطهری برشمرد. دکتر حیدر باقر در بخش دیگری از سخنانش افزود : استاد مطهری در تبیین و تشریح افکار واندیشه های خود بویژه در حوزه انسانشناسی و معرفت شناسی نه از مسیرعرفانی محض پیروی کرد و نه صرفا درچارچوب های عقلگرایی به تعریف و تبیین این قواعد پرداخت بلکه راه میانه ای را که برخی عرفا وفلاسفه بزرگ همانند ملاصدرا و امام خمینی ره طی نمودند دنبال کرد .وی افزود : استاد مطهری با درک وشناخت صحیحی از تفکرات فلسفی غرب و نواقص و چالش های فکری منبعث از آن داشت با قدرت علمی خود و با زبانی متناسب با فهم نسل امروز به تبیین ایدئولوژیک دین پرداخت و آفت های اومانیسم و لیبرالیسم غربی را برشمرد و الگوهها و مدل های اسلامی از آنچه که امروزه لیبرال دموکراسی غرب در خصوص حقوق بشر ،آزادی و دموکراسی ارائه می نماید را بخوبی ارائه کرد .این استاد رشته فلسفه در بخش دیگری از سخنانش با استناد به کتاب انقلاب اسلامی و برخی دیگر از آثار و اندیشه های استاد مطهری به تشریح نظام حکومتی دراسلام، بنیانهای فکری وفلسفی نظام ولایت فقیه، چارچوب های حکومتی در اسلام پرداخت و تجربه جمهوری اسلامی را که متاثر از اندیشه های استاد مطهری است یکی از نمونه های جامع نظام مردمسالاری دینی دانست .حجت الاسلام محمد مطهری و هیئت همراه درسفر یک هفته ای به اندونزی علاوه برشرکت در این سمینار با حضور در برخی مراکز دانشگاهی و مجامع شیعه وسنی ضمن دیدار با اندیشمندان ومسلمانان اندونزیایی در این مجامع سخنرانی کردند.

    اجلاس کلمة السواء در بیروت
    در حالی که ثانیه‌ها برای آزادی امام موسی صدر به شماره افتاده است، همایش بین المللی با محوریت تغییر اجتماعی و سیاسی انسان از منظر امام موسی صدر در بیروت با حضور رییس مجلس لبنان، روسای تمامی طایفه‌ها و ادیان لبنانی و مهمانان خارجی برگزار شد. در این دوره از اجلاس که تحت عنوان «تغییر اجتماعی و سیاسی از منظر امام موسی صدر» برگزار شد، شخصیت‌های سیاسی، مذهبی، فکری، فرهنگی و اجتماعی، همچنین اندیشمندان مذهبی مسلمان و مسیحی شرکت دارند.  این کنفرانس با سخنان «ربابه صدر» رییس موسسه امام موسی صدر در موضوع نقش زن در اندیشه آن امام آغاز شد. در ادامه افتتاحیه به ترتیب نمایندگان «بشاره الراعی» رهبر مسیحیان مارونی و «محمد رشید قبانی» مفتی اهل سنت لبنان سخنانی را ایراد کردند. همچنین «گتوس هزیم» نماینده رهبر مسیحیان ارتدوکس شرق نیز در سخنانی، ایمان به ارزش‌های روحانی و اخلاقی مسیحیت و اسلام را جوهره ایمان امام موسی صدر دانست و افزود: نقطه اشتراک اسلام و مسیحیت ایمان به وحدانیت خداست، اسلام و مسیحیت برای خدمت به انسان آمده‌اند و به ارزش‌های روحانی و اخلاقی مشترکی ما را رهنمون می‌کنند. وی با اشاره به اینکه اندیشه امام موسی صدر هم اکنون نیز قابل استفاده است، گفت: در وضعیت کنونی که سخن از جهانی شدن مطرح است، احترام به ادیان مختلف که در تفکر امام موسی شاهد آن هستیم می‌تواند راهگشا باشد؛ امام موسی منتقد اندیشه دینی جامد در اسلام و مسیحیت بود. در ادامه این نشست، پس از سخنرانان ابتدایی جلسه، «شیخ نعیم حسن» رهبر دروزیان لبنان در خصوص ارزش‌های انسانی در اندیشه‌های امام موسی صدر و مخالفت وی با تعصب طایفه‌ای سخن گفت. وی گفت: امام موسی در مورد مساله فلسطین با بصیرت بالایی رفتار نمود و به دور از ذهنیت طایفه‌گری مصایب فلسطین و جنوب لبنان با هم وی را رنج می‌داد. سپس «پیر بستروس» نماینده اسقف انتاکیه شرق کاتولیک به سخنرانی پرداخت و از تمامی مسلمانان و مسیحیان خواست که بدون توجه به اختلافات مذهبی و مسایلی از این دست، به نقطه اشتراک ادیان که‌‌ همان پرستش خدای واحد است توجه کنند و اینکه در یک وطن با هم زندگی می‌کنند. وی افزود: سزاوار نیست اقلیت‌های مذهبی به دنبال جلب حمایت خارجی باشند، چرا که این امر عامل تفرقه خواهد بود. این اسقف مسیحی گفت: همگی باید به دنبال عدالت باشیم زیرا عدالت است که سبب ارتباط ما خواهد بود.

    جایزه بنیاد افشار به پیه مونتسه
    مراسم اهدای جایزۀ موقوفات دکتر محمود افشار یزدی در سال ۱۳۹۰، روز شنبه دوازدهم آذرماه در مؤسسۀ لغت‌نامۀ دهخدا برگزار شد و جایزۀ امسال به آنجلو میکله پیه مونتسه Angelo Michele Piemontese، ایران‌شناس ایتالیایی، تعلق گرفت. او که کاشف قدیمی‌ترین نسخۀ شاهنامۀ فردوسی موسوم به نسخۀ فلورانس و نیز قدیمی‌ترین نسخۀ مصور منطق‌الطیر عطار است، در دهۀ ۱۳۷۰ خورشیدی چندین سال رایزن فرهنگی سفارت ایتالیا در تهران بود و در زمان تصدی این مقام، کمک‌های شایانی به گسترش روابط فرهنگی دو کشور کرد. وی همچنین مؤلف "تاریخ ادبیات فارسی" به زبان ایتالیایی است. در مراسم اهدای این جایزه، سه تن از سخنرانان، صرفاً دربارۀ آثاری سخن گفتند که از او در  دهۀ ۱۳۷۰ خورشیدی به یادگار مانده‌است. نخستین آنها دکتر نصرالله پورجوادی بود که از چاپ یک نسخۀ نفیس منطق‌الطیر عطار سخن گفت. پورجوادی گفت که حدود هجده سال پیش آقای پیه مونتسه در دیداری با او از یافتن نسخۀ مصور منطق‌الطیر عطار در کتابخانۀ تورین ایتالیا خبر داد و مقدمات چاپ آن را فراهم آورد. بدین صورت که قرار شد هزینۀ تهیۀ اسلایدها را بخش فرهنگی سفارت ایتالیا و چاپ آن را مرکز نشر دانشگاهی به عهده گرفت. این کتاب با دو مقدمه، که یکی از آنها توسط پیه مونتسه نوشته شده و دیگری توسط نصرالله پورجوادی، در سال ۱۳۷۳ در تهران به زیور طبع آراسته شد. سخنران دیگر کامران صفامنش، معمار معروف ایرانی بود که ابتدا از آشنایی خود با پروفسور پیه مونتسه در سال ۱۳۶۷ در کنگرۀ بین‌المللی حافظ در شیراز یاد کرد و گفت: "آن ملاقات مقدمۀ دوستی و همکاری ما گردید و در نهایت به پژوهش در مورد دو باغ سفارت ایتالیا در تهران و ساختمان‌های آن منجر گردید". پیه مونتسه در آن زمان رایزن فرهنگی سفارت ایتالیا در تهران بود و مطالعه در باب باغ و بناهای موجود در آن که از آثار دورۀ قاجار است، به پیشنهاد او صورت گرفت. علاوه بر این هزینۀ چاپ آن را هم بخش فرهنگی سفارت ایتالیا در تهران پرداخت. در مطالعۀ باغ‌ها و بناهای سفارت ایتالیا در تهران، علاوه بر کامران صفامنش که مطالعۀ سبک معماری بناها و باغ‌سازی را به عهده داشت، استاد یحیی ذکاء و منصوره نظام‌مافی نیز سهم داشتند: توصیف تابلوهای نقاشی و کاشی‌ها بر عهدۀ یحیی ذکاء گذاشته شد و خانم منصورۀ نظام‌مافی (اتحادیه) نیز مطلبی در باب خانوادۀ مالکین باغ‌ها، به‌ویژه فیروز میرزا نصرت‌الدوله، صاحب باغ و بنا نوشت. خانم اتحادیه خود نیز در این مراسم دربارۀ کتاب "ایتالیا و اصفهان" که به مناسبت چهارصدمین سال پایتخت شدن اصفهان انتشار یافت، سخن گفت. سخنران دیگر مراسم دکتر محمود امیدسالار بود که محور گفتارش شاهنامۀ نسخۀ فلورانس بود که مورخ ۶۱۴ قمری و قدیمی‌ترین نسخۀ دست‌نویس شاهنامه است که تا کنون پیدا شده‌است. اما دکتر امیدسالار ضمن سخن گفتن از شاهنامۀ نسخۀ فلورانس، از روش تصحیح متون نیز سخن به میان آورد و یادآور شد که بیشتر تئوری و کارکرد‌های این فن [تصحیح متون] از فضلا و علمایی پیدا شد که در اصل بر روی متون مذهبی مانند انجیل و یا روی متون ادبی کلاسیک اروپایی کار می‌کردند. آدم‌هایی مثل بنتلی، اراسموس و غیره پایه‌گذاران این فن بودند؛ فنی که بعد‌ها در نزد محققان انگلیسی و آمریکایی و اروپایی به حد قابل توجهی از پیشرفت رسید. چون آنها با متون مذهبی خود شروع کردند، بنده فکر می‌کنم اگر محققان ما هم به آنچه محدثین ما در تصحیح متن، در تصحیح اسامی، در تصحیح عبارات حدیث به کار می‌بردند، توجه کنند، ممکن است ما بتوانیم شیوه‌های اجداد خود را دوباره کشف کنیم و اینها را با آنچه از تکنیک فرنگی می‌دانیم، تلفیق کنیم و یک تکنیک ایرانی کمابیش خالص به وجود آوریم. در این مراسم پروفسور کارلو چرتی، رایزن فرهنگی سفارت ایتالیا در تهران نیز سخن گفت. آرش افشار، فرزند ایرج افشار هم که از لس آنجلس برای برگزاری همین مراسم به تهران آمده بود، حضور داشت و جای خالی او را پر می‌کرد. در پایان مراسم گردانندۀ برنامه که علی دهباشی، سردبیر مجلۀ بخارا بود، از مصطفی محقق داماد، رئیس شورای تولیت بنیاد موقوفه دکتر افشار، خواست که جوایز آقای پیه مونتسه را به وی اهدا کند. محقق داماد روی صحنه رفت و قالیچه‌ای را که نام پیه مونتسه در مرکز آن بافته شده بود، به انضمام لوح تقدیر و جوایز دیگر به وی اهدا کرد. پیه مونتسه ضمن سخنانی از فعالیت‌های خود گفت و تأکید کرد که آرزو داشت این سخنان را در حضور ایرج افشار ایراد کند که یک سال پیش، پیشنهاد اهدای جایزه را به او داده بود، ولی متأسفانه در این فاصله ایرج افشار از دست رفت و فرصت ایراد سخنان در حضور او به دست نیامد. "اما تصور می‌کنم جان ایرج افشار در میان ما همچنان زنده است". در کتابچه‌ای که روز مراسم بین شرکت‌کنندگان توزیع شد و به کارنامۀ پیه مونتسه اختصاص دارد، آمده‌است که استاد آنجلو میکله پیه مونتسه یکی از برجسته‌ترین دانشمندان ایتالیایی در قلمرو مطالعات ایرانی است. او پس از تحصیلات خود در مؤسسۀ شرقی ناپل در سال ۱۹۶۲ میلادی و یک دوره همکاری با هیئت باستان‌شناسی ایتالیا در غزنه (افغانستان) از سال ۱۹۶۶ دورۀ درخشانی را در مقام استادی زبان و ادبیات فارسی در همان مؤسسه آغاز کرد. او در همان سال به تدریس در رم پرداخت و در آن‌جا در سال ۱۹۷۸ به مقام استادی رسید و در حالی که فقط ۳۵ سال از عمرش می‌گذشت، به عالی‌ترین مقام در نظام دانشگاهی ایتالیا دست یافت. در سال‌هایی که وی در دانشگاه به تدریس اشتغال داشت، به واسطۀ تحقیقات خود در سراسر جهان به‌خوبی شناخته شد. به همین جهت در فاصلۀ سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۲ به عنوان استاد مهمان به دانشگاه استراسبورگ در فرانسه دعوت شد تا به تعلیم زبان و ادبیات فارسی بپردازد. پژوهش‌های او حوزه‌های گوناگون مطالعات ایرانی را دربر می‌گیرد. هرچند قلمرو اصلی کار او تاریخ ادبیات فارسی است، اما موضوعات متنوع تاریخ‌نگاری، خط‌شناسی، متن‌شناسی، نسخه‌شناسی نیز در حوزۀ مطالعات او جای دارد. در زمینۀ تاریخ ادبیات باید از کتاب معروف او به نام "تاریخ ادبیات فارسی" یاد کرد که در سال ۱۹۷۰ در دو جلد منتشر شد و در بسیاری از دانشگاه‌های ایتالیا مورد استقبال قرار گرفت. پیه مونتسه در تحقیقات خود به چندین سخنور فارسی‌زبان پرداخته‌است، همچون کاشفی، واصفی، عمر خیام، عوفی، عطار، محتشم کاشانی، نظامی و امیر خسرو دهلوی. "هشت بهشت" امیر خسرو توسط او به ایتالیایی ترجمه شده‌است. بر این تحقیقات او باید پژوهش‌های زبان‌شناختی او را افزود، از جمله چاپ اخیر کتاب "دستور مختصر زبان فارسی" را که دست‌افزار جدیدی برای دانشجویان شده‌است. تحقیق دربارۀ روایت‌های مختلف اسکندرنامه، گرشاسب‌نامه و منابع هزار و یک شب از کارهای دیگر اوست.


    فلسفه و علوم پایه
    همایش «فلسفه و علوم پایه» به مناسبت روزجهانی فلسفه به همت موسسه حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. این همایش با سه نشست تخصصی با عناوین«فلسفه، منطق و ریاضیات» با حضور دکتر ضیاموحد و دکتر نصرالله موسویان، «فلسفه و زیست‌شناسی» با حضور دکتر حسن میانداری، دکتر ریاضی و دکتر مسعودی نژاد و «فلسفه و فیزیک» با حضور دکتر کرباسی زاده و دکتر رکنی زاده برگزار شد. دکترضیا موحد طی سخنانی در قالب نشست تخصصی «فلسفه، منطق و ریاضیات» به تشریح رابطه منطق و ریاضیات با فلسفه پرداخت و  سوالی مبنی بر اینکه (آیا قواعد منطق دلیل می خواهد؟) را مطرح کرد. دکتر موحد در ادامه ودر پاسخ به پرسش یاد شده با تکیه براین که قواعد منطقی را باید توجیه کرد افزود: کارل پوپر تلاش کرد قواعد استنتاجی طبیعی را پایه گذاری کند، که در این راستا معتقدم قواعد منطقی را باید توجیه کرد چون قواعدی داریم که از مقدمات درست به نتایج غلط دست می یابیم. برای همین باید ثابت کنیم قواعدی که می آوریم تناقض آور نیست. وی در ادامه در توضیح این مسئله که توجیه  قواعد منطقی برای قدما مطرح نبود گفت: علت این امر آن است که قدما بر بدیهیات تکیه می کردند بنابراین می گفتند دلیل ندارد که از بدیهیات به تناقض برسیم اما من معتقدم تکیه به بدیهیات کار خطرناکی است و ما در منطق و ریاضیات دیگر این کار را نمی کنیم و باید برای آن دلیل و توجیه آورد. مدیر گروه منطق مؤسسه حکمت و فلسفه ایران در ادامه با طرح این سؤال که آیا همه ما یک منطق را به کار می بریم یا افراد می توانند منطق های مختلف داشته باشند گفت: در اینجا اختلاف نظر وجود دارد اما من نظر کسانی را که می گویند تمام ما منطق مشترک داریم را می پسندم و درباره منطق یک قول این است که همه ما یک منطق داریم و آن منطق دو ارزشی است و اختیاری در انتخاب آن نداریم و معتقدم در منطق چند ارزشی، موجهی و ... از منطق کلاسیک استفاده می کنند حتی منطق شهودی نیز بر منطق کلاسیک مبتنی است. همچنین در ادامه این نشست تخصصی، دکترنصرالله موسویان،عضوهیئت علمی مؤسسه حکمت وفلسفه نیز طی سخنانی درباره رابطه فلسفه با منطق و ریاضیات به تشریح رؤیای لایپنیتس پرداخت و گفت: لایپنیتس در پی آن بود تا زبانی درست کند که حقایق الهیات را در آن با اعداد بیان کرده و استدلال های مناقشه انگیز را با حساب تبیین کند. دکتر موسویان با طرح این سؤال که بر سر رؤیای لایپ نیتس چه آمده است؟؛ گفت: برخی افراد که به ایده لایپ نیتس علاقه داشتند، به ویژه در دو دهه اخیر سعی کردند ایده اصلی او را در بخش هایی محقق کنند از جمله رؤیای او برای بیان حقایق الهیات به شکل اعداد را دنبال کرده و سعی کردند نظام های صوری برای بیان حقایق متافیزیک بنویسند. عده ای دیگر نیز سعی کردند با برنامه های کامپیوتری قسمت زبان را انجام دهند که اخیرا دو نرم افزار در این زمینه ارائه شده است. عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در پایان گفت: منظور من از این سخنان این نیست که فلسفه یعنی استدلال صوری یا فلسفه نوعی ریاضیات انتزاعی است و یا اینکه فلسفه نوعی ریاضیات است یا بالعکس بلکه باید بگویم هیچ جانشین ریاضی برای فلسفه وجود ندارد.  در نشست "فلسفه و زیست شناسی" این همایش دکترحسن میانداری عضوهیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران با نگاهی تاریخی به فلسفه زیست شناسی پرداخت و گفت: یک سؤال فلسفی از زیست شناسی این است که حدود علم زیست شناسی چیست، خود زیست شناسان به این پرسش نمی پردازند و این سؤال در حیطه فلسفه زیست شناسی است. یکی از مباحث اصلی فلسفه علم و فلسفه زیست شناسی همین تعیین حدود است. وی افزود: یکی از فیلسوفان زیست شناسی که در این باره سخن گفته الکساندر روزنبرگ است. او اعتقاد دارد علم زیست شناسی بعد از فلسفه انتخاب طبیعی به وجود می آورد. سازگاری موجودات و زنده ماندن و تولید مثل آنها بر اساس ادعای روزنبرگ نباید به الهیات مرتبط شود. وی تصریح کرد: در برابر این دیدگاه سوبر معتقد است علم وابسته به داده های فلسفی و علمی زمان خود است. بر اساس داده ها یک رشته و حوزه ای ممکن است در زمانی علمی باشد و در زمانی دیگر غیر علمی تلقی شود. میانداری تاکید کرد: بایستی علم تولید سؤال تجربی کند و این تولید سؤال باید به سمت جواب دادن پیش رود. این ملاک لاکاتوش برای علم است لذا وجود خدا در تبیین های علمی آن حوزه را غیر علمی نمی کرده است. وی افزود: بر این اساس اولین زیست شناس بزرگ ارسطو بوده است نه تنها فیلسوفان بلکه بزرگان زیست شناس هم معتقدند ارسطو پدر علم زیست شناسی بوده است. بحث نسبت فلسفه و زیست شناسی ارسطو پیچیده و محل اختلاف است. باید توجه داشت ارسطو اول زیست شناسی را بوجود آورده و سپس متافیزیک را ایجاد کرده که در دامن آن زیست شناسی قرار بگیرد. عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران یادآور شد: ارسطو معتقد است هر موجودی از ماده و صورت بوجود آمده است. این ماده و صورت هم در هستی شناسی و هم در معرفت شناسی ارسطو کاربرد دارد. تاریخ علم به ما می گوید دانشمندان بزرگ معمولا با فلسفه آشنا بوده اند. وی در پایان افزود: از سالهای 1960 و 1970 میلادی فلسفه زیست شناسی رشد فزآینده ای داشته است. در مقایسه با فلسفه های علوم طبیعی فلسفه زیست شناسی در حال حاضر مورد توجه جدی تری است.  در نشست سوم با عنوان «فلسفه وفیزیک»دکتر امیر احسان کرباسی زاده عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران به بررسی رابطه فیزیک و متافیزیک پرداخت و گفت: رابطه میان فلسفه و فیزیک رابطه‌ای تنگاتنگ است.  وی تصریح کرد: نزد قرون وسطاییان انسان به تمام معنی مرکزعالم بود، فقط آدمی است که همه کاره عالم است. همین نگرش در باطن فیزیک قرون وسطی قرار داشت. کرباسی زاده افزود: براین اساس درقرون وسطی،جهان ر ادر قالب مقولاتی از جنس زمان، جرم و فضا و انرژی تبیین نمی‌کردند بلکه آنرا در قالب جوهر، ماهیت، صورت و ماده می‌ریختند. عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران یادآور شد: این دیدگاه این موضوع را به ذهن می‌آورد که گویی نظریه‌های متافیزیکی بر نظریه‌های فیزیکی مقدم است. وی در ادامه افزود: مدل رایج تأثیر متافیزیک بر فیزیک معتقد است که پیش فرضهای متافیزیکی مقدم بر فیزیک هستند که شامل علیت، طبیعت،جهان،فضاو زمان هستند. حال با این پیش فرضهای فلسفی شروع به آزمایش می‌کنیم و به عبارت یگر با پیش فرضهای فلسفی به سراغ امور واقع می‌رویم. این استاد دانشگاه یادآور شد: نکته‌ای که مورد غفلت قرار گرفته این است که نسبت میان مفاهیم متافیزیکی و مفاهیم فیزیکی نسبتی دوسویه است. از تأثیر واقعیات فیزیکی بر پیش فرضهای متافیزیکی سخن نیامده و مورد غفلت قرار گرفته‌اند. در ادامه این نشست دکتر رسول رکنی زاده استاد دانشگاه اصفهان به بعضی جنبه‌های فلسفی مکانیک کوانتمی پرداخت و گفت: پرسش اساسی فلسفه از فیزیک این است که علم برای ما معرفت تولید می‌کند اما چگونه می‌تواند سرشت معرفت را متأثر کند. وی افزود: مکانیک کوانتمی مدعی است که علاوه بر تولید معرفت، سرشت معرفت را نیز دستخوش دگرگونی می‌کند. نتیجه فلسفه کوانتمی تأثیر آن روی نظریه‌های شناخت است. رکنی زاده به ضرورت رویکردهای نظری و فلسفی پرداخت و گفت: مکانیک کوانتمی یک نظریه تعبیرپذیر وآزمایشگاهی برای بعضی دیدگاههای فلسفی است. این مکانیک یک نظریه وجودی درموردنحوه علم به اشیا است. استاد دانشگاه اصفهان یادآور شد: هیچ علمی به اندازه مکانیک کوانتمی به مسلخ آزمایش نرفته است اما این علم از آزمایشات و انتقادات سربلند بیرون آمده است.

    زبان ما استعاره است
    دکتر داوری اردکانی استعاره را مختص ادبیات و شعر و هنر ندانست و تأکید کرد: استعاره صنعت ادبی و بلاغی نیست بلکه استعاره با ذات زبان مرتبط است. دکتر رضا داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم در نشست بررسی مباحث مختلف زبانشناسی که در فرهنگستان علوم برگزار شد، با عنوان "اشاراتی به استعاره در فلسفه و ادبیات" به سخنرانی پرداخت. وی با بیان اینکه استعاره صنعت ادبی و بلاغی نیست، گفت: استعاره در واقع اسم چیزی را به چیز دیگری بدهیم تعریف شده و این اختصاص به ادبیات، شعر و یا هنر ندارد بلکه زبان ما زبان استعاره است، در واقع ما بی‌استعاره زبان نداریم. استاد فلسفه دانشگاه تهران تاکید کرد: در منطق و استدلال الفاظ باید دقیق باشند. در منطق با احکام خبری سر و کار داریم یعنی یا مطالب درست یا نادرست بیان می شود که در مقابل احکام خبری احکام انشایی است که از درست و غلط آن نمی‌توان سخن گفت. رئیس فرهنگستان علوم تأکید کرد: استعاره تنها مربوط به شعر نیست، اگر استعاره نباشد همان زبان عادی که تفهیم و تفاهم هست نیز وجود نخواهد داشت. در کتابهای ادبی از "وضع زبان" سخن گفته می‌شود اگر زبان وضع نشده بود و طبیعی بود تنها یک زبان وجود داشت. دکتر داوری اردکانی با اشاره به یکی از آثار ارسطو که در باب زبان نگاشته شده است، تأکید کرد: این اثر درخشانی است که هر بار آن را می خوانیم مطالب تازه‌ای در می‌یابیم. خاصیت زبان استعاره این است که معنایش محدود نیست. در شعر و فلسفه نمی‌توانیم معنا را محدود کنیم بلکه با خواندن یک رمان، شعر و یا یک اثر فلسفی هر بار معانی تازه‌ای را در می‌یابیم چون زبان استعاری است و الفاظ معانی را محدود نمی‌کنند در حالی که در زبان رسمی الفاظ معانی را حبس می‌کنند. وی تصریح کرد: وقتی کلمات و معانی در الفاظ حبس می شوند بین معانی و مفاهیم دیوارهای رفیعی کشیده می‌شود که تفکر مشکل و دیالوگ غیرممکن می‌شود. جایی که زبان سخت است اصلاً دیالوگ جایی ندارد مثلاً در ریاضیات دیالوگ وجود ندارد چون معانی دقیق هستند. اما برخی فکر می‌کنند که همه زبان‌ها را می‌توان به زبان ریاضی تبدیل کرد در حالی که زبان ریاضی حد معینی دارد اما ما به خاطر نسبتی که با جهان، مبداء و گذشته و ‌آینده داریم نمی‌توانیم برای زبان حد معین کنیم. رئیس فرهنگستان علوم با اشاره به نظر افلاطون در باب زبان تصریح کرد: افلاطون می‌گوید "الفاظ یک نسبت ذاتی با اشیا دارند. " که رد یا پذیرش این مطلب مشکل است. اگر نسبت لفظ و معنا طبیعی بود نباید مثلاً به گنجشک در زبان‌های مختلف الفاظ متفاوت می دادند. وی تصریح کرد: اگر زبان، زبان آموختنی و قراردادی بود دیگر مایه‌ای در ما نداشت. این نامگذاری تنها نامگذاری اشیای محسوس و مادی نیست بلکه دایره این نامگذاری بسیار وسیع است. اگر زبان استعاره نداشته باشد- که منطق و علم ایده‌آ‌لش این است- آن وقت زبان از بین رفته و ما قادر به تفاهم نبوده و زندگی ما محدود به روابط علمی می‌شد در حالی که ما نمی‌توانیم در ریاضیات خلاصه شویم و یا عنصری از ماشین باشیم. دکتر داوری اردکانی تاکید کرد: ارسطو و برخی منطقیون می‌گویند بیایید استعاره را از زبان منطق خارج کنیم. شاید درست بگویند اما سؤال من این است که شما که این همه کتاب نوشته‌اید چرا کتاب شعر و خطابه نیز نگاشته‌اید. چرا در شعر و خطابه به استعاره اهمیت داده‌اید. علتش این است که وقتی حرف می‌زنیم نمی‌تواند استعاره نباشد مثلاً لفظ مادر خود هزاران معنی دارد. استاد فلسفه دانشگاه تهران تاکید کرد: زبان با خشک شدن استعاره‌ها به زبان رسمی مبدل می‌شود. منطق دان فکر نکند که زبان عادی می‌توان ساخت که هیچ تشکیکی در معانی الفاظ نتوان کرد. وی نظر افلاطون را در وضع کردن زبان رد کرد و گفت: زبان مجموعه کلماتی نیست که ما درست برای چیزی وضع کرده باشیم که قابل اطلاق در چیز دیگری نباشد. ما با زبان انسان هستیم و بی‌زبان انسان نیستیم . وی یادآور شد: آموختن بدون کشف وسعت زبان میسر نمی‌شود. ما زبان را قرارداد و بسته طبیعت نمی دانیم بلکه این توانایی را داریم در نسبتی که با جهان و مبدا و دیگران داریم این نسبت را بیان کنیم. هرچه زبان ما استعاری‌تر باشد آنگاه این ارتباط بیشتر خواهد بود. حجت الاسلام دکتر علیرضا قائمی نیا نیز در این نشست به موضوع "استعاره های مفهومی قرآن از دیدگاه زبان شناسی شناختی" پرداخت و گفت: استعاره از مهمترین مباحث علوم شناختی است. دکتر قائمی نیا تاکید کرد: دانشمندان علوم شناختی مدعی هستند بدون ذهن شناسی نمی توان زبان شناسی، جامعه شناسی و ... داشته باشیم. علوم شناختی به سرعت در حوزه های مختلف علوم انسانی در حال رشد هستند. این پژوهشگر و استاد فلسفه تصریح کرد: بحث از استعاره در ادبیات علوم اسلامی سابقه دیرینه دارد و در تحلیل شناختی ادعا این است که استعاره به زبان به ذات مربوط نمی شود بلکه به ذات تفکر بشر مربوط است. استعاره وقتی می خواهد مفاهیم جدید را بفهمد به سراغ مفاهیمی می رود که از تجربه گرفته و از این فضای مادی به فضای مجرد و یا انتزاعی منتقل می شود. وی با بیان اینکه استعاره بعد اساسی تفکر بشری است افزود: بحث استعاره شناختی، بحثی اساسی است و اگر ما از این دریچه به قرآن و تفکر اسلامی بنگریم استعاره یک فعالیت بنیادی شناختی است. استعاره شناختی مدعی است که استعاره در اندیشه اتفاق می افتد و هر قدر اندیشه مجرد یا انتزاعی شود استعاری تر می شود و بدون استعاره نمی توانیم بیندیشیم یا زندگی کنیم. در واقع تفکر انسان استعاری است. قائمی نیا تصریح کرد: استعاره یک فرآیند ذهنی است. استعاره انتقال از یک دستگاه مفهومی به دستگاه مفهومی دیگر است و در واقع استعاره مفهومی در تفکر رخ می دهد. وی بر اجتناب ناپذیری استعاره در علوم شناختی و تفکر دینی تاکید کرد و گفت:استعاره در علوم شناختی در 2 محور اهمیت دارد. یکی به تجربه بدن‌مند انسان توجه دارد و اینکه این بدن‌مندی در زبان نیز خود را نشان می دهد. روابط بدنی در توسعه زبان بسیار نقش دارد نحوه اندیشیدن ما در حوزه انتزاعی به همین صورت است که وقتی در مورد خدا می خواهیم بیندیشیم می گوییم خدا بالاتر است. در واقع آیه یدالله فوق ایدیهم می خواهد چارچوبی برای تفکر تعیین کند. وی با اشاره به آیاتی از قرآن این آیات را استعاره مفهومی خواند و با تاکید بر نقش فرآیندهای ذهنی در استعاره گفت: مثلا زبان حافظ زبان استعاری است اما زبان مولوی بیشتر اسطوره ای است. این استعاره در کلام حافظ تنها ابزار زیبا بخشی نیست بلکه حافظ در مورد انسان، خدا و رابطه انسان با خدا و عالم یک دستگاه مفهومی را ارائه می دهد. قائمی نیا با بیان اینکه تحلیل شناختی از استعاره ها در تحلیل استعاره های قرآن بسیار سودمند هستند افزود: زبان قرآن راهی برای رسیدن به جهان بینی اسلامی است. نقش استعاره های مفهومی در قرآن بسیار اهمیت دارد و به نظرم آیه نور بنیادی ترین استعاره مفهومی قرآن را نشان می دهد. وی تاکید کرد: مفسران در مورد مفهوم نور بسیار سخن گفته اند اما اگر این تعبیر را به عنوان استعاره مفهومی بگیریم آیه نور چارچوبی برای تفکر ارائه می دهد. یعنی مثال نور از یک تجربه حسی بدنی است که به کمک آن رابطه عالم با خدا و انسان و هدایت و ظلمات را نشان می دهد. دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پایان با تاکید بر اینکه قرآن حتی مفاهیم را به شکل های گوناگون پردازش می کند تصریح کرد: زبان آیینه تمام نمای جهان نیست بلکه زبان آیینه تمام نمای ذهن گوینده است.

    تعریف دینانی از تقریب
    دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی استاد فلسفه دانشگاه تهران در همایش علمی "علامه شیخ محمدرضا مظفر و علامه شیخ محمد عبده" که در دانشگاه مذاهب اسلامی برگزار شد با اشاره به حضور رجال تقریبی در این همایش گفت: امیدوارم همه مسلمانان اهل تقریب باشند اما افراد شرکت کننده در این همایش از پیشگامان تقریب هستند. وی به اسم شیخ محمد عبده اشاره كرد و گفت: این اسم بسیار ابتکار است. در مسیحیت عبودیت مطرح نیست ابنیت مطرح است و گاهی آنها افتخار می کنند که حضرت عیسی فرزند خداوند است این حرف مهمل را می زنند اما نمی دانند که فرزند بودن چه بی‌معنی و عبد بودن چه با معنی است. دینانی گفت: تردید نیست که این دو شخصیت کارهای بزرگی انجام داده اند که جای انکار نیست، مانند انتشار مجله عروة الوثقی که عبده همراه استاد خود سید جمال منتشر کرد و به شدت تأثیر گذار بود، همچنین مرحوم مظفر که کتابهایش از ویژگی خاصی برخوردار بوده که از آن بعنوان کتاب درسی استفاده می شود. وی تصریح کرد: این افراد شخصیتهای بزرگی هستند اما ما هم در حال حاضر و هم در گذشته شخصیتهای بزرگتری داشته ایم برای مثال نمی توان گفت علامه طباطبایی ازاین دو شخصیت کمتر است، اما می خواهم محور اظهارات خود را به بحث تقریب اختصاص دهم. استاد دانشگاه مذاهب اسلامی گفت: تقریب امری مبارک است، انبیا برای تقریب آمده اند تا این کج فهمی ها را برطرف کنند. تقریب به این معنا نیست که شیعه سنی و سنی شیعه شود، به ندرت در تاریخ رخ داده است و انقدر نادر است که به آن نمی پردازیم. چرا که تغییر عقیده کار ساده ای نیست. تقریب یعنی سعی در فهم یکدیگر. یعنی سنی و شیعه گوش خود را به مسائلی که درباره یکدیگر مطرح می شود باز کنند. تمام بدبختی انسانها نتیجه تعصب است و تعصب از جهالت و نادانی ناشی می شود.  کسانی تعصب می ورزند که روح عمیق دیگران را نمی شناسند، اگر اخلاقیات و نفسانیات، معنویت دیگران را به درستی بشناسیم هرگز تعصب به خرج نمی دهیم. دکتر دینانی یادآور شد: تقریب را شناخت یکدیگر معنی می کنم. ای کاش نه فقط مذاهب بلکه ملتها هم سعی می کردند یکدیگر را بفهمند. در تمام مذاهب اختلاف وجود دارد در مسیحیت در سه فرقه اصلی یکدیگر را کافر می دانند. ارتدکسها کاتولیک ها را کافر می دانند. نبوت از سرچشمه زلال وحی می جوشد، نبی وحی را زلال می آورد اما پس از آن نفسانیات، خودخواهی ها در آن وارد و تفرقه ایجاد می شد. به مجرد وفات پیامبر(ص) اختلاف ایجاد شد. تحمل در مقایسه با واژه (Tolerance) که امروز از آن استفاده می شود، واژه مناسبتری است. استاد فلسفه دانشگاه تهران یادآور شد: اگر نفس العقیده مهم است پس باید هر عقیده ای درست باشد؛ اما ما هر عقیده ای را درست نمی دانیم. اعتبار عقیده به آگاهی است. پس هرچه بیشتر باید روی آگاهی تکیه کنیم. امروز کلمه علم قدری مبهم است و باید در اینجا به جای آن از آگاهی استفاده کرد. اسلام تنها دینی است که روی آگاهی و تعقل، تفکر و تدبر تأثیر گذاشته است. در تورات، انجیل و اوستا چندان اشاره ای نشده است. هیج کتاب آسمانی روی تفکر و آگاهی تأکید نکرده است. چنین کتابی ابدی است، اسلام میراث مسلمانان است و 1400 سال است که این میراث برای ما مانده است. وی اضافه کرد: میراث چیزی است که از گذشته باقی مانده است. آیا صرف گذشته بودن میراث است و یا آگاهی به این میراث، میراث است؟ اگر کسی میراث داشته باشد اما آگاهی نداشته باشد را نمی توان وارث تلقی کرد. آگاهی به گذشته میراث است و چگونگی بدست آوردن این آگاهی مهم است. کسی که با عقل دیگری بیندیشد آگاهی نمی یابد. آگاهی مادامی که بر من درونی نشود آگاهی نیست. این دانشگاه نیز یک ابتکار خوب است که شیعه و سنی در کنار هم تحصیل می کنند. قم و الازهر هم باید یکدیگر را بفهمند، تساهل داشته باشند و کتابهای یکدیگر را بخوانند. این تقریب است و ما باید در دنیای امروز که بیش از آنچه که می دانیم سهمناک است آن را تقویت کنیم. وی یادآور شد:‌ ماهیت علم امروز بسیار سهمناک است، یک اسب تیزرویی است که مشخص نیست بشر را به کجا می برد. اگر کسی بداند که فیزیک کوانتوم چیست شب بیداری خواهد داشت و در چنین دنیایی با تقریب و فهم یکدیگر می توان روی پای خود ایستاد و حرفی را برای  گفتن داشته باشیم و حرف ما هم معنویت است و باید با معنویت این دنیا را نجات داد.

     

 
  • معرفي كتاب

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    معرفي كتاب

    فلسفه و آينه طبيعت
     ريچارد رورتي
    مرتضي نوري
    ناشر: مرکز
    چاپ اول:1390
    606 صفحه

     در سال هاي اخير و البته پس از مرگ ريچارد رورتي در سال 2007، متفکران ايراني بيشتر به انديشه هاي او توجه کردند؛ به همين خاطر ترجمه کتاب «فلسفه و آينه طبيعت» به قلم او، اتفاق مبارکي است. به گفته مرتضي نوري مترجم کتاب، اين اثر به قصد گذار از سنت تحليلي نوشته است و اين امر نشان مي دهد که آشنايي اجمالي با انديشه هاي بزرگان اين سنت  به ويژه کواين، کارنپ، سلارز و ديويدسون حائز اهميت است.  رورتي درباره موضوع کتابش مي گويد: اين کتاب پژوهشي است در باب برخي از پيش رفت هاي اخير در زمينه فلسفه، به ويژه فلسفه تحليلي، از چشم انداز همان انقلاب ضد دکارتي و ضد کانتي. وي چنين ادامه مي دهد: «هدف اين کتاب آن است که بنياد برخي از اعتقادهاي راسخ خواننده را سست کند، از جمله اعتقاد به «ذهن» به عنوان چيزي که درباره آن بايد به ديدگاهي «فلسفي» مجهز بود، اعتقاد به «معرفت» به عنوان چيزي که داراي «بنيادها»يي است و حتما بايد «نظريه»اي براي آن دست و پا کرد، اعتقاد به «فلسفه» آن طور که از کانت بدين سو فهم شده است. از اين رو خواننده اي که در اين کتاب به دنبال نظريه اي جديد در باب اين موضوع بگردد، هيچ طرفي نخواهد بست. ص48» از آن چه آمد مي توان چنين نتيجه گرفت که کتاب «فلسفه و آينه طبيعت» به ترتيب به سه موضوع اصلي ذهن، معرفت و فلسفه مي پردازد. کتاب از سه بخش عمده با نام هاي ذات شيشه اي ما، بازتاباندن جهان و فلسفه تشکيل شده است. فصول هشت گانه کتاب نيز عبارتند از: اختراع مفهوم ذهن، شخص هايي که فاقد ذهن اند، طرح نظريه معرفت، بازنمودهاي ممتاز، معرفت شناسي و روان شناسي تجربي، معرفت شناسي و فلسفه زبان، از معرفت شناسي تا هرمنوتيک، فلسفه بدون طبيعت. رورتي در اين اثر کوشيده است تا رابطه ذهن، معرفت و فلسفه واکاوي کند.

     آموزش هنر با رويکرد حل مسأله

     فاطمه فلسفي- هائيده ارسطو
    ناشر: جوانه رشد
    چاپ اول:1390
    168 صفحه

      اگر با توصيف عصر کنوني با عنوان دوره انفجار اطلاعات موافق باشيم، نکته قابل توجه و پرسش برانگيز اين است که اين اطلاعات بناست چگونه منتقل شود؟ «آدمي در دنياي کنوني براي استفاده مستقل از اين دانش انبوه و حل مسائل زندگي خود بايد مجهز به مهارت هاي تفکر شود. متخصصان تعليم و تربيت معتقدند که رسالت آموزش و پرورش تجهيز دانش آموزان به مهارت هاي حل مسأله است و لازمه اين کار تمرين مهارت هاي تفکر در دروس مختلف است. ص7 » به گفته مولفان اين اثر درس هنر يکي از دروسي است که شيوه صحيح تدريس و آموزش آن مي تواند بستر مناسبي را براي رشد و توسعه مهارت هاي تفکر به وجود آورد. «آموزش هنر آموزش مهارت هاي صرف نيست، بلکه بستري است که در آن مهارت هاي تفکر پا به پاي مهارت هاي هنري آموزش داده مي شود. ص7» نکته جالبي که در رويکردهاي جديد آموزش هنر مد نظر است تلفيق آن با ارزش هاي فرهنگي – تاريخي، مطالعه آثار هنرمندان و ترکيب با درس هايي چون ادبيات، علوم و رياضي است. بر اين اساس مولفان کتاب «آموزش هنر با رويکرد حل مسأله» اين اثر را به عنوان کتابي کاربردي نگاشته اند تا معلماني که بخواهند هنر را با رويکردهاي جديد آموزش دهند از راهکارهاي آن بهره مند شوند. شيوه نگارش اثر به اين شکل است که در هر درس ابتدا اهداف هر يک از آن ها مشخص و سپس مهارت هاي اساسي يادگيري يعني تفکر خلاق و نقاد، يادگيري مستقل، ارزش هاي فردي و اجتماعي، ارتباط و ... با اهداف مربوط تلفيق شده و بر اساس آن فعاليت هاي لازم طراحي شده اند. کتاب از شش فصل تشکيل شده است که عبارت از کليات، عناصر برنامه آموزش هنرهاي تجسمي، راهنماي تحليل و بررسي آثار هنري، طراحي آموزشي، نمونه طرح درس هاي مبتني بر پروژه هاي آموزش هنر، فعاليت هاي مقدماتي آموزش عناصر هنرهستند.
     هنر در جهان اسلام

     ريچارد اتينگهاوزن
    مهرداد وحدتي دانشمند
    ناشر: بصيرت
    چاپ اول: 1390
    80 صفحه

     نکته بسيار مهم وکليدي که کتاب «هنر در جهان اسلام» با آن آغاز مي شود، پرسش از اين مسأله است که آيا پديده اي به نام هنر اسلامي وجود دارد؟ به گفته ريچارد اتينگهاوزن «در بدو امر طرح نکاتي درباره ماهيت هنر اسلامي به عنوان يک کل و علل بي تايي و جهان شمولي آن قريب به محال به نظر مي رسد. ص9» مولف اين اثر تحقق اين امر را بنا به دلايلي دشوار ارزيابي مي کند که برخي از آن ها عبارتند از: گسترده بودن اين سنت هنري با توالي طبيعي اسلوب هاي پرشمارش در پهنه عظيم تاريخي، قوميت هاي متفاوت ساکنان اين منطقه،  تقسيمات طبقات اجتماعي حيات هنري اسلام، عوامل چند مليتي و چند مذهبي و ... با اين حال مولف بر اين نظر است که «با وجود اين نيروهايي در کار بود که عوامل نامساعد جدايي گرايانه را ملايم ساخت و به طريقي به آفرينش هنري والا با هويتي جهان روا و عموما واحد کمک کرد. ص12» کتاب «هنر در جهان اسلام» از سيزده فصل تشکيل شده است که اين فصول عبارتند از: جنبه هاي جهان روا، نيروهاي وحدت بخش، خط عربي، نهي مجسمه سازي، مسجد: خاستگاه ها و معنا، مسجد ايراني، مسجد ترکي، جنبه هاي غير شرعي، رنگ: واکنش به محيط، شوق تزئين، گرد و خاک، گرما و باغ ها، درون خانه اسلامي: بافته ها، تأثير متقابل فرهنگ ها. اين اثر بخشي است از کتاب World of Islam ويراسته برنارد لوييس که به وجوه گوناگون فرهنگ، تمدن وتاريخ جهان اسلامي پرداخته است. هر بخش از اين اثر را محققي نگاشته و با تصاويري منحصر به فرد مباحث اين کتاب را مستند کرده اند که داراي ارزش تحقيقي فراوان است. ريچارد اتينگهاوزن از سرشناس ترين پژوهشگران حوزه هنر اسلامي است و با رويکردي متفاوتي به اين پرسش که آيا پديده اي به نام هنر اسلامي وجود دارد، پاسخ مي دهد.

     جامعه شناسي کيفيت زندگي

     مرضيه مختاري- جواد نظري
    ناشر: جامعه شناسان
    چاپ اول: 1389
    208 صفحه

     عبارت «کيفيت زندگي»، دوره هاي مختلف تاريخي بسياري را پشت سر گذاشته و تغييرات مختلفي در مورد آن صورت گرفته است. در اين قرن ديگر تنها حفظ زندگي به شکل معمول مطلوب نيست، بلکه ارتقاء کيفيت زندگي در زمينه هاي متعدد بسيار ضروري است. در ابتدا آرزوي داشتن زندگي خوب به تحصيلات سلامتي جسمي، مسکن، و درآمد محدود مي شد، اما امروزه به طيف وسيعي از متغير هاي کمي وکيفي توجه مي شود. انسان مهم ترين محور توسعه است و توجه به مقوله کيفيت زندگي افراد نيز، يکي از مهم ترين راه هاي رسيدن به توسعه پايدار است. اهميت اين موضوع و پيوند آن با دنياي مدرن از يک سو و فقدان منابع فارسي در اين حوزه از ديگرسو سنگ  بناي اين تحقيق است. کتاب «جامعه شناسي کيفيت زندگي» حاصل تحقيق و تتبع در متون جامعه شناسي و ساير حوزه هاست. آنچه بايد از اين کتاب انتظار داشت، شناختي کلي و عمومي پاره اي از رويکرد هاي مورد توجه در زمينه کيفيت زندگي است. مؤلفان، اين اثر را در 4 فصل تنظيم و تأليف نموده اند. فصل اول به «تاريخچه و مفاهيم کيفيت زندگي» اختصاص دارد. مؤلفان در اين فصل علاوه بر ارائه تاريخچه مفاهيم مربوط به کيفيت زندگي، به پيشينه، درباره فضاي داخل و خارج کشور، اين مفهوم و مفاهيم مرتبط با آن مي پردازند. فصل دوم با عنوان «مباني نظري کيفيت زندگي» به ارائه مباني نظري تحقيق با استعانت از رويکرد هاي مختلف اختصاص يافته است. اين فصل به نظريه هاي پزشکي، فلسفي، اقتصادي، زيست شناختي، روان شناختي، روان کاوي، روان شناسي  اجتماعي و جامعه شناسي پرداخته شده است. فصل سوم «مطالعه موردي» نام دارد که طي آن مؤلفان با توجه به مباني نظري تحقيق پژوهشي در باب کيفيت زندگي در شهرستان بروجن مبتني بر عوامل مؤثر بر کيفيت زندگي انجام داده اند و به ارائه تحليل داده هاي اين پژوهش با استفاده از تکنيک هاي آماري مدرن مي پردازند. آخرين فصل اين اثر با نام «نتيجه گيري» به کليه استراتژي هاي موجود در زمينه کيفيت زندگي مي پردازد.
     ذهن هولوتراپيک

     استانيسلاو گروف و هال زينا بنت
    محمد گذرآبادي
    ناشر: هرمس
    چاپ اول:1389
    295 صفحه

     « در سه دهه گذشته، علوم جديد چالش ها و کشفيات جديدي را ارزاني داشته است که نشان مي دهد توانايي هاي بشر به کلي فراتر از هر آن چيزي است که سابق بر اين حتي تصور مي کرديم. در پاسخ به اين چالش ها و کشفيات، تلاش هاي جمعي محققان هر حرفه و رشته اي تصوير يکسر تازه اي از هستي بشر و خصوصا ماهيت آگاهي انسان ارائه کرده است. ص7» کتاب «ذهن هولوتراپيک: راهي به سوي جهان هولوگرافيک» همان طور که از نامش پيداست خواننده را براي درک جهان هولوگرافيک ياري مي کند که البته کتاب جهان هولوگرافيک نيز براي هجدهمين بار از سوي نشر هرمس چاپ و منتشر شده است. کتاب ذهن هولوتراپيک را بايد را ماحصل سي و پنج سال تجربه، مشاهده و دريافت هاي روش مند مولفان اين اثر درباره ارزش هاي نامعمول آگاهيnon-ordinary states of consciousness دانست. اين اثر مي کوشد تا خواننده را با درک جديدي از ذهن و قدرت آن مواجهه سازد و علاوه بر ترسيم ابعاد جديدي از آگاهي، دورنماهاي تازه اي از واقعيت و سرنوشت بشر بيان کند. براي اين کار استانيسلاو گروف و هال زينا بنت کتاب شان در چهار بخش نگاشته اند. بخش اول با نام «به چالش کشيدن جهان نيوتني» به ابعاد جديد آگاهي مي پردازد. بخش دوم با نام «ماتريس هاي پيش از تولد» از چهار فصل با نام هاي تماميت و جهن آمنيوتيک، اخراج از بهشت، کشمکش مرگ و تولد دوباره، تجربه مرگ و تولد دوباره تشکيل شده است.  «پارادايم هاي فرافردي» عنوان بخش سوم اين اثر است و فصولش عبارتند از: مروري اجمالي بر پارادايم فرافردي، سفر به فراسوي مرزهاي فيزيکي، آن سوي زمان، فراسوي واقعيت مشترک، تجربه هايي با ماهيت روان نهاد. در آخرين بخش کتاب ذهن هولوتراپيک با نام «به سوي روان شناسي نوين وجود» مولفان دورنماهاي تازه اي از واقعيت و سرشت بشر را بر خواننده آشکار مي کنند.

     مرلو  پونتي

     تيلو ر کارمن
    مسعود عليا
    ناشر: ققنوس
    چاپ اول:1390
    360 صفحه

     مرلو- پونتي به عنوان يکي از نوآورترين فيلسوفان قرن بيستم، بيشتر از هر چيز به خاطر «پديدارشناسي ادراک» مشهور است. تيلور کارمن درباره انديشه هاي مرلو- پونتي چهار نکته را اصلي را يادآوري مي کند که به اختصار عبارتند از: 1) ادراک، رويداد يا حالتي در ذهن نيست، بلکه کل رابطه بدني موجود زنده با محيط خويش است. 2) ادراک دقيقا از آن رو که پديداري بدني است ذاتا متناهي و نظرگاهي perspectival است. 3) خلط مفهومي درباره ادراک تا حدودي به صورت اثر طبيعي و اجتناب ناپذير گرايش حياتي اي ادامه دارد که در خود ادارک وجود دارد؛ يعني غرق شدن ما درجهان، روي داشتن ما به اعيان و انحراف نظام يافته توجه ما از تجربه خودمان. 4) گسترش بصيرت هاي پديدارشناسانه اش تا فراسوي ادراک حسي تا اين بصيرت ها شرحي عام درباره ساختار نظرگاهي هر گونه تجربه فهم بشري به دست دهند. مرلو – پونتي در طرح و بسط نظريه اش از مسائل متافيزيک، معرفت شناسي و نظريه ادارک فراتر مي رود و روان شناسي، زيست شناسي، فرهنگ، زبان، نقاشي، تاريخ و سياست را نيز در بر مي گيرد؛ هر چند در انديشه او مسائل مربوط به بدن، ادارک و اگزيستانس در رأس انديشه هاي او قرار دارد. تيلور کارمن براي معرفي انديشه هاي مرلو- پونتي اين اثر را در هفت فصل نگاشته است. فصل نخست با نام «زندگي و آثار» به مسائلي مانند ادارک چيست؟ عوامل موثر در شکل گيري انديشه مرلو – پونتي، زبان، نقاشي و سياست مي پردازد. فصول ديگر کتاب عبارتند از: قصديت و ادارک، بدن و جهان، خود و ديگران، تاريخ و سياست، ديدن و سبک، ميراث و مناسبت. هيوبرت دريفوس درباره اين اثر کارمن مي گويد: «کارمن در اين کتاب به شکلي بديع، روشن و مجاب کننده انديشه مرلو- پونتي را شرح مي دهد. کتاب او تا به امروز بهترين اثري است که در اين زمينه در دسترس است.»

     آموزش و پرورش تطبيقي
     بهرام محسن پور
    ناشر: سمت
    چاپ اول: 1389
    104 صفحه

     «پژوهشگران آموزش و پرورش تطبيقي با آغاز قرن بيستم از دنباله روي مطالعات توصيفي اي که در گذشته متداول بود و تجربه آموزي از ديگر نظام ها را توصيه مي کرد دوري جستند و به سوي پژوهش هايي که عمدتا تبيين کننده عوامل تاريخي و فرهنگي موثر در نظام هاي آموزشي بود، روي آورند. ص 11»  آموزش و پرورش تطبيقي از آن دست رشته هايي است در دهه هاي اخير با تشکيل مجامع و سازمان هاي بين المللي آموزشي و همکاري هاي علمي و مبادلات فرهنگي بين موسسات آموزشي و دانشگاه هاي جهان بسيار مورد توجه قرار گرفته است. مولف در اين اثر چند مبحث اصلي در قلمرو آموزش و پرورش تطبيقي بررسي و از توصيف نظام هاي آموزش و پرورش خودداري شده است. کتاب «آموزش و پرورش تطبيقي» از شش فصل تشکيل شده است که عبارتند از کليات، تاريخ تحول آموزش و پرورش تطبيقي، روش هاي تحقيق در آموزش و پرورش تطبيقي رويکردهاي آموزش و پرورش تطبيقي، اصول و معيارهاي استفاده از تجارب آموزشي و ساير جوامع، جايگاه آموزش و پروش تطبيقي.  بهرام محسن پور در فصل نخست علوم تربيتي و زير مجموعه هاي آن، فوايد مطالعه و تحقيق در نظام هاي آموزشي ساير کشورها، مفهوم آموزش و پرورش تطبيقي و تفاوت ميان آموزش و پرورش تطبيقي و آموزش و پرورش بين المللي مي پردازد. در فصل دوم به بررسي دوره هاي مختلف اعم از مشاهدات جهانگردان، آموزش و پرورش به عنوان يک نهاد اجتماعي، و پيشينه مطالعه نظام هاي آموزشي ساير جوامع در ايران مي پردازد. روش هاي تحقيق که عنوان فصل سوم اثر است به بررسي انواع مختلف روش هاي تحقيق مانند روش کمي و کيفي مي پردازد. در فصل رويکردهاي آموزش و پرورش تطبيقي انواع آن مانند رويکرد تاريخي – فلسفي، علوم اجتماعي و، اقتصادي، وابستگي، حل مسأله، تجديد حيات فرهنگي مورد واکاوي قرار مي گيرد.

     مغالطه پژوهي نزد فيلسوفان مسلمان

     رضا عارف
    ناشر: بصيرت
    چاپ اول:1389
    205 صفحه

     برخي مغالطه را منشأ پيدايش منطق و ثمره و ميوه آن مي دانند و از اين روست که مغالطه پژوهشي همواره يکي از مهم ترين و جذاب ترين بخش هاي منطق بوده است. «اگر کسي منطق مي خواند در نهايت بايد بتواند از عهده حل معماهاي منطقي و نيفتادن در دام مغالطه برآيد. ص10» رضا عارف از نوشتن کتاب «مغالطه پژوهشي نزد فيلسوفان مسلمان» چند هدف را دنبال کرده است که عبارتند از: ارائه سير تحول بحث از مغالطه و مغالطه پژوهي در فرهنگ اسلامي و مقايسه آراء دانشمندان مسلمان با يکديگر و با ارسطو به عنوان واضع منطق؛ گردآوري تعاريف دانشمندان از مغالطه و نشان دادن وجوه شباهت و اختلاف اين تعاريف، رفع فقدان دسته بندي و فقدان گزارشي منظم از اقسام مغالطه از ديدگاه انديشمندان مسلمان، گردآوري مجموعه اي از معماهاي منطقي و راه هاي حل آن ها به منظور دسترسي سريع تر علاقمندان اين موضوع. مولف از ميان بزرگان منطق تنها به تأثيرگذارترين آن ها پرداخته که عبارتند از: فارابي، ابن سينا، غزالي، فخررازي، سهروردي، اثيرالدين ابهري، خواجه نصيرالدين طوسي، کاتبي قزويني. اين اثر از يازده فصل تشکيل شده است و ترتيب فصول و بخش هاي کتاب بر اساس تقدم و تأخر تاريخي تنظيم شده است و در پايان هر فصل خلاصه اي از نتايج آن فصل نيز ذکر شده است. اين اثر در انتها نيز دربردارنده بخشي با عنوان جمع بندي مطالب است که حاصل تمام مقايسه هاي صورت گرفته در کل کتاب در قالب جدول است. اين مجموعه حاصل کوششي است که با درک اهميت و ضرورت موضوع و آگاهي از کاستي هايي که در گردآوري، دسته بندي و مطالعه مغالطه از ديدگاه منطق دانان مسلمان وجود دارد براي دانشجويان، اساتيد و محققان رشته منطق گردآوري شده است و مي تواند دسترسي آن ها را به نظرات اين انديشمندان در باب مغالطه آسان تر نمايد.

     اخلاق فضيلت

     زهرا خزاعي
    ناشر: حکمت
    چاپ اول:1389
    200 صفحه

     «اخلاق فضيلت نظريه اي هنجاري است که بر خلاف دو نظريه سودگروي و وظيفه گروي، بر فضايل و منش اخلاقي تأکيد دارد تا بر نتايج عمل يا وظيفه و قواعد اخلاقي. اين نظريه که قدمت آن به لحاظ نظري به ارسطو بر مي گردد و به لحاظ عملي به سقراط، پس از يک دوره فترت در عصر مدرن، در قرن بيستم با مقاله «فلسفه اخلاق مدرن» آنسکوم مورد توجه مجدد قرار گرفت. ص11» مولف بر اين نظر است که در بين نظريه هاي اخلاقي هيچ نظريه اي به اندازه اخلاق فضيلت دشوار نيست. عامل ديگري که بر دشواري و پيچيدگي اين نظريه مي افزايد، تنوع رويکردهاي موجود در خود نظريه است مثل کثرت گرايي و رويکرد محض، غايت گرايي و غير غايت گرايي، کارکرد گرايي و غير غايت گرايي، فاعل محوري و فضيلت محوري و غيره. به زعم زهرا خزاعي اخلاق فضيلت به رغم همه جذابيت ها و نقاط مثبت با انتقاداتي نيز مواجهه است. همچنين او بر اين نظر است که اخلاق فضيلت امروزه از مطرح ترين نظريه هاي اخلاقي است و احتمال دارد در آينده در حوزه هاي گوناگون به ويژه در حوزه اخلاق کاربردي تأثيرات مثبتي داشته باشد. کتاب «اخلاق فضيلت» در پنج فصل نگاشته شده است. فصل نخست با نام «تصوير اخلاق فضيلت» به جغرافياي اخلاق فضيلت، اخلاق فضيلت در گذر تاريخ و تقريرهاي اخلاق فضيلت مي پردازد. «تبيين اخلاق فضيلت» نام فصل دوم اين اثر است و در آن علاوه بر بررسي ماهيت اخلاق فضيلت به علل رويکرد به اخلاق فضيلت نيز پرداخته شده است. در فصل «تحليل فضيلت» تاريخچه arête و virtue واکاوي شده و فضيلت در آثار فيلسوفان مورد تحليل قرار گرفته است. فصل چهارم اين اثر «تفسير سعادت» نام دارد و همان طور که از نامش بر مي آيد به واژه سعادت، تفسير فلسفي سعادت و سعادت در کاربرد متداول مي پردازد. «نقد اخلاقي فضيلت» عنوان فصل پاياني اين اثر است.
     جغرافياي سياسي جنبش و انقلاب جنگل

     ناصر عظيمي
    ناشر: نيکا
    چاپ اول:1389
    272 صفحه

     تحليل وقايع سياسي از اين منظر که آن ها چه نقشي در خلق يک فرهنگ سياسي داشته اند و اين فرهنگ تا چه اندازه مي تواند در حيات همه جانبه يک جامعه تأثير داشته باشد و تفکيک نکات منفي و مثبت آن مستلزم بررسي هاي دقيق تر به ويژه پس از گذر زمان است. يکي از اين وقايع مهم جنبش و انقلاب جنگل است که در طول نزديک به هفت سال تداوم خود را از بهار 1294 تا آبان 1300 خورشيدي حفظ کرد و نه فقط همه تحولات گيلان را تحت الشعاع خود داشت بلکه زماني که از مرحله جنبش به انقلاب تبديل شد به عنوان مهم ترين تحول سياسي در ايران خود را ثبت کرد. ناصر عظيمي مولف کتاب «جغرافياي سياسي جنبش و انقلاب جنگل» در پاسخ به اين پرسش که چرا با وجود آثار متعدد در اين حوزه دست به نگارش اين اثر زده است، چند دليل عمده را بر مي شمرد که عبارتند از: برجسته کردن جغرافياي سياسي جنبش و انقلاب جنگل يا به عبارت ديگر تمرکز بر نقش مکان و فضاهاي جغرافيايي، دوري از حاشيه پردازي و در عين حال تمرکز بر آخرين داده هاي در دست،  حاکم بودن روش شناسي مشخص بر تأليف اثر، نقش زمين و محيط هاي جغرافيايي در شکل گيري جنبش هاي اجتماعي پيشرفت يا محدود کردن آن ها، بررسي دوباره شخصيت و نگاه ميرزا کوچک خان. مولف اين اثر را در هفت فصل نگاشته است که هر فصل از قسمت هاي مختلف تشکيل شده است براي مثال از بخش هاي فصول هفت گانه اين اثر مي توان به جغرافياي تاسيس و استقرار تشکيلات جنبش جنگل، قرارداد صلح با دولت و تغيير نقشه جغرافياي سياسي، انزواي مطلق رهبري انقلاب جنگل، جنگ بي معني، مرگ تراژيک کوچک خان، موضوع مورد اختلاف، انقلاب جنگل و پروژه ناتمام مشروطيت اشاره کرد. 

     مطالعاتي در باب عرفان اوليه،
    خاور نزديک و خاورميانه

     مارگارت اسميت
    منصور پيراني- مريم محمدي نصرآبادي
    ناشر: مرکز
    چاپ اول: 1390
    376 صفحه

     اين اثر از دو بخش تشکيل شده است. بخش نخست شامل فصل هاي يک تا هفت است و در آن به بررسي ريشه ها و خاستگاه هاي عرفان مسيحي پرداخته شده است. بخش دوم به بررسي خاستگاه هاي عرفان وتصوف اسلامي اختصاص دارد. مولف در اين بخش علاوه بر بيان تاريخچه و خاستگاه عرفان وتصوف اسلامي  به آموزه هاي نخستين زاهدان وعارفان اسلامي  پرداخته است. اين اثر با بررسي انديشه هاي زاهدانه در ميان مسلمانان و مسيحيان و مقايسه اين دو به بيان تأثير و تأثرات و نوع تفکر اين دو تيره در پيوند با خدا مي پردازد.

     دکترين استيفاي حق در مالکيت فکري

     سعيد حبيبا- زهرا شاکري
    ناشر: سمت
    چاپ اول:1389
    94 صفحه

     دکترين استيفاي حق يکي از مولفه هاي مهم در حوزه هاي حقوق مالکيت فکري، حقوق رقابت، حقوق قراردادها و غيره است و در حقيقت پيوند زننده حقوق واقتصاد است. اين پژوهش در قالب کتاب براي نخستين بار به صورت مستقل در ايران چاپ و منتشر شده است. فصل نخست دکترين استيفاي حق، گذشته، حال و آينده از دو گفتار با نام هاي مفهوم دکترين استيفاي حق و اعمال دکترين در حوزه هاي نوين تشکيل شده است. فصل دوم گستره و آثار اعمال دکترين استيفاي حق نام دارد و حاوي سه گفتار ديگر است.

     هنر عمومي

     هيلده هاين
    شهريار وقفي پور
    ناشر: فرهنگستان هنر
    104 صفحه

     کتاب هنر عمومي از مجموعه مقالات «مسائل هنر و زيبايي شناسي معاصر» است که از سوي فرهنگستان هنر چاپ و منتشر شده است. مقالات اين اثر عمدتا به مفهوم هنر عمومي، رابطه اش با ذوق و سليقه مردم مي پردازد. اين اثر از سه مقاله با نام هاي هنر عمومي چيست؟ زمان، مکان و معنا، هنر عمومي/ فضاي عمومي: معرکه بحث بر سر ديواره قوسي، بحث بر سر هنر عمومي تشکيل شده است.  اين مقالات به ترتيب به قلم هيلده هاين، گرگ ام. هرويتس و مايکل کلي است. «عکاسي و بازنمايي» اولين جلد اين مجموعه و «هنر عمومي» دومين جلد آن است.
     مطالعات فرهنگي و زيبايي شناسي معاصر

     ريتا فلسکي- ديويد شاموي
    نيما ملک محمدي
    ناشر: فرهنگستان هنر
    چاپ اول: 1388
    94 صفحه

     مولف در اين اثر به بحث درباره شکايت هايي مي پردازد که گروه هاي ادبيات دانشگاه ها در مورد مطالعات فرهنگي مطرح مي کنند. در پژوهش مولف دو ايده نقش اساسي و محوري دارند: 1) مطالعات فرهنگي به زيبايي شناسي اعلام جنگ کرده است زيرا به گفته مولف مطالعات فرهنگي دشمن سرسخت هر چيزي است که به زيبايي و لذت ، سبک و فرم ربط داشته باشد. 2) موضع ضد زيبايي شناسي به هنجاري تازه تبديل شده است. اين اثر جلد سوم از مجموعه مقالات مسائل هنر و زيبايي شناسي معاصر است.

     آشنايي با فوکو

     پل استراترن
    پويا ايماني
    ناشر: مرکز
    چاپ اول:1390

     اين اثر متعلق به مجموعه «آشنايي با فيلسوفان» مي باشد که مجموعه اي از زندگي نامه هاي فيلسوفان بزرگ مشهور است که به معرفي مهم ترين انديشه هاي آنان مي پردازد. از آن جايي که اساس نگارش مولف، اختصار و ساده نويسي بوده است، اين اثر مي تواند طيف وسيعي از خوانندگان به ويژه در رشته هاي ديگر را شامل شود. کتاب علاوه بر زندگي نامه فوکو و انديشه هايش، به رخدادهاي مهم فلسفي زندگي او و گاهشمار زمانه فوکو نيز مي پردازد.
     خدمات مالي اسلامي

     محمد عبيدالله
    محمد واعظ برزاني- حامد طاهري
    ناشر: سمت
    چاپ اول: 1389
    342 صفحه

     «مسائل ناشي از بالا بودن هزينه هاي مبادله و عدم تقارن اطلاعاتي بين دريافت کننده و پرداخت کننده تسهيلات باعث شده اند که امروزه شيوه هاي تأمين مالي مستقيم  غير رايج و توجيه ناپذير باشد. ص1» اين امر ارائه مجموعه اي از خدمات مالي شامل روش هاي سرمايه گذاري مالي براي دارندگان پس انداز و روش هاي تأمين مالي براي نهادهاي مالي ضروري مي گرداند. مولف با هدف تأمين ارزش ها و احکام اصلي شريعت در زمينه معاملات مجموعه اي از خدمات مالي را معرفي مي کند که هم تجهيز منابع و هم تخصيص منابع را در بر مي گيرد.
     امپراتوري سرمايه

     الن ميک سينزوود
    حسن مرتضوي
    ناشر: نيکا
    چاپ اول: 1388
    224 صفحه

     کتاب «امپراتوري سرمايه» در زماني به رشته تحرير درآمد که جهان در تب و تاب حمله آمريکا به عراق بود.«هنگامي که اين کتاب آماده انتشار مي شود، جهان هنوز نمي داند که آيا ايالات متحد تهديدش را براي جنگ با عراق عملي مي کند.ص11» اين اثر تحليلي – تاريخي درباره امپرياليسم سرمايه داري به طور عام است. کتاب پس از مقدمه و پيشگفتار از هفت فصل با نام هاي جدايي نيروي اقتصادي، امپراتوري متکي بر مالکيت، امپراتوري متکي بر تجارت، و ... تشکيل شده است.

     منطق ايمانيان در مارکسيسم

     علي قلي بياني
    ناشر: طرح نو
    چاپ دوم:1389
    342 صفحه

     کتاب منطق ايمانيان در مارکسيسم به قلم علي قلي بياني از چهار فصل تشکيل شده است. فصل نخست «دو حرکت فکري» نام دارد که به چگونگي توجه مطلب در مسائل اجتماعي و همين طور ذکراديان و تصوف به عنوان مورد استعمالي از نظرات سابق مي پردازد. فصل دوم و سوم اين اثر به ترتيب عبارتند از: مقاصد مارکسيسم چهار جزء آن،  اوصاف شش گانه مبادي هر عقيده اي که ناظر به عمل و اثر اجتماعي باشد. علي قلي بياني در آخرين فصل اين اثر به بررسي «مبادي مارکسيسم» مي پردازد.

     هنر فکر کردن

     ارنست ديمنه
    محمد رفيعي مهرآبادي
    ناشر: خجسته
    چاپ دوم: 1388
    292 صفحه

     شايد وقتي از فکر کردن سخن مي رانيم، به طور جدي به اين موضوع نينديشيم که فکر کردن آنقدرها هم که به نظر مي رسد فرايندي عادي و ساده نيست؛ بلکه نياز به يادگيري و مهم تر از آن تمرين هاي ويژه اي دارد. کتاب «هنر فکر کردن» راه و رسم انديشيدن را به خواننده اش مي آموزد. جان ديويي فيلسوف در وصف اين اثر مي گويد: «اين اثر را بسنجيد و شخصا بيازمايد. آن را کاملا در دسترس خويش قرار دهيد، يک يا دو صفحه و حتي يک بند آن را بخوانيد. گاه گاه آن را بگشاييد و پيرامون مطالبش سير کنيد. پي در پي بخوانيد. اين کتاب را روي ميز کنار بسترتان بگذاريد و مطالعه نماييد. در سراسر شب ذهن تان را با مطالب آن سرگرم کنيد و وقتي بامداد فرارسيد، ذهن خود را بيدار نماييد؛ زيرا اين اثر سرشار از خردمندي است که ثمره سال ها تجربه و مشاهدات شخص نويسنده و ديگران بوده است. ص13» ارنست ديمنه در اين کتاب به عوامل اصلي سازنده تفکر نظير درون نگري جريان هاي ذهني و فکري، بينش انفرادي، زنده کردن حس کنجکاوي مي پردازد و در عين حال موانع تفکر همچون وسواس ها، عقده هاي حقارت، تقليد کورکورانه و ديگر موانع را مورد واکاوي قرار مي دهد. روش کار مولف به اين شکل است که با استفاده از دوازه روش کاربردي شيوه هاي فکر کردن را در اختيار خواننده قرار دهد. اين اثر از چهار بخش و دوازه فصل تشکيل شده است بخش نخست با نام «پيرامون تفکر» دربردارنده چهار فصل است که عبارتند از: شناخت تفکر، چگونگي سنجش فکر؛ تفکر واقعي، امکان هنر فکر کردن. بخش دوم را مولف «موانع تفکر» ناميده و دو فصل با نام هاي وسواس ها يا عقده هاي حقارت، ضعف فکري ناشي از زندگي روزانه را به آن اختصاص داده است. «کمک هاي فکري» و «انديشه خلاق» عناوين فصول پاياني اين اثر است.
     Islamic Art and Architecture:
     The system of Geometric Design
     Issam El – said
    Garent Publishing 2008

     هنر و معماري اسلامي نظام طراحي هندسي

     اسام‌السعيد هنرمند و پژوهشگر فقيد عراقي، مدرك معماري خويش را از دانشگاه كمبريج اخذ كرد و در سال 1988 در حوزة معماري اسلامي و طراحي‌هاي مهندسي از دانشگاه نيوكاسل به اخذ دكترا نايل شد. آثار متعدد او در مجامع خصوصي و مؤسسات دولتي نظير بريتيش ميوزيوم، ويكتوريا اند آلبرت ميوزيوم و موزة ملي بغداد و اَمّان براي تدريس مورداستفاده قرار مي‌گيرد. اكنون در جديدترين اثر وي كه پس از مرگ وي انتشار يافته، معماري اسلامي با تكيه بر طرح‌هاي مهندسي و اسليمي موردتوجه قرار گرفته است. در آن‌جا مي‌خوانيم معماري اسلامي شيوه‌اي از معماري است كه تحت تأثير فرهنگ اسلامي به وجود آمده است و همان‌گونه كه از عنوان آن پيداست، شامل معماري گستره‌اي از جهان مي‌شود كه ما با عنوان جهان اسلام مي‌شناسيم. به لحاظ زماني نيز اين گستره از سال‌هاي اولية ظهور اسلام تا پيش از گستردگي عام معماري مدرن و حتي تا روزهاي حاضر امتداد يافته است. نويسنده آن‌گاه معماري اسلامي را داراي پنج مكتب مي‌داند و در اين‌جا آشكارا از مارتن پيروي كرده است: 1ـ مكتب سوريه. 2ـ مكتب مغرب شامل تونس، الجزاير، مراكش و اسپانيا. 3ـ مكتب ايراني شامل ايران، عراق، آسياي ميانه، افغانستان و بخشي از پاكستان. 4ـ مكتب عثماني شامل تركيه و آناتولي. 5 ـ مكتب هند. از نظر كاربري نيز معماري اسلامي به دو بخش بناهاي مذهبي (مسجد، زيارتگاه و...) و غيرمذهبي (كاخ، كاروانسرا، آرامگاه و...) تقسيم مي‌شود. فصل اول كتاب به ظهور اسلام و شرايط هنري آن دوران مي‌پردازد. هنر و معماري در نخستين سال‌هاي اسلامي عنوان بخش دوم كتاب است. شرايط تاريخي و فرهنگي، سرزمين‌هاي اصلي اسلام، سرزمين‌هاي غربي اسلام و سرزمين‌هاي شرقي اسلام به ترتيب فصول بعدي كتاب را تشكيل مي‌دهند. هنر و معماري اسلامي در قرون وسطا (1250 ـ 1000 م) محور مباحث بعدي كتاب است كه در چند بخش تنظيم شده است. فاطميان در مصر، فلسطين و سوريه؛ سلجوقيان، زنگي‌ها، ايوبي‌ها، آناتولي، سوريه، فلسطين و مصر در فصل بعدي موردتوجه قرار مي‌گيرد. اما تحليل گرافيكيِ الگوهاي پيچيدة هنر و معماري در يك فصل مجزا مطمح نظر قرار گرفته. پس از آن نظام‌هاي اندازه‌گيري در مصر باستان، پيش از استفاده از اعداد و سپس اَشكالِ هندسي و به ويژه كاربرد دايره در معماري اسلامي ارائه شده است. معماران و مهندسانِ جهان اسلام، هماهنگي و دقت در طراحي و ابزارهاي معماري از ديگر مباحث جذاب كتاب است. كتاب 136 صفحه است و در سال 2008 به زبان انگليسي چاپ شده است.
    ***
     Stone in Traditional Architecture
     David Campbell
    Schiffer Publishing/2011
     سنگ در معماري سنتي

    اين كتاب كاربرد سنگ در ساختمان‌هاي سنتي را موردنظر قرار مي‌دهد. نويسنده ابتدا با برشمردن مثال‌هايي از استفادة لوازم طبيعي مثل چوب در معماري سنتي، انواع سنگ را تعريف مي‌كند و چگونگي تأثير شرايط آب و هوايي بر آن‌ها را توضيح مي‌دهد. آن‌گاه وارد مباحث اصلي مي‌شود. كتاب حاوي 216 صفحه است و از چهل بخش تشكيل شده. از جملة مباحث و عناوين مطرح شده در كتاب عبارتند از: سرآغازها/ سنگ‌هاي مصر/ ديوارها/ ساختار ديوارها/ ديوارهاي خرسنگي/ ديوارهاي مستقر/ ستون‌ها/ اساسِ ستون‌ها، ايوان‌هاي ستون‌دار/ تاق‌ها/ گچبري‌ها/ تاق‌هاي ضربي/ سرمنشأ تاق‌هاي هلالي/ انواع تاق‌ها/ پوشش سقف و كف/ سقف‌هاي سنگي/ مرمر/ گرانيت/ صفحات و ورقه‌هاي سنگي/ قابليت شكل‌پذيري/ تركيب سنگ با ديگر مصالح/ سنگ و چوب/ نمونه‌هايي از بناهاي سنگي/ ساختمان‌هاي كوهستان/ بناهاي شهري/ سنگ در روستاها/ معابد سنگي و... نويسنده متخصص سنگ‌تراشي و سنگ‌بري و مسئول بخش سنگي موزة هنرهاي ملي فرانسه است. كتاب از 350 عكس رنگي تشكيل شده كه طيف وسيعي از خانه‌هاي سادة سنگي و بناهاي روستايي يا سرسراهاي بزرگ و ستون‌هاي عظيم را شامل مي‌شود. واژه‌نامة انتهاي كتاب بسيار سودمند و در نوع خود كم‌نظير است و مخاطب اصلي آن معماران، مورخان هنر، مسئولين موزه‌ها و دانشجويان رشتة هنر هستند.
    ***
     Traditional Japanese Architecture:
     An Exploration of Elements and Forms
     Mira Locher
     Ben Simmons Kengokuma
     Tuttle Publishing 2010

     معماري سنتي ژاپني
    مي‌گويند معماري ژاپني پيوندي عميق با طبيعت دارد. به‌گونه‌اي كه تمام مواد و مصالح ساختمان‌هاي سنتي ريشة گياهي دارند. الوار درختانِ مخروطي مثل صدر و كاج و سرو و صنوبر براي ساخت سازة بنا و از چوب درختانِ ريز برگ مانند بلوط و شاه بلوط براي آرايه‌هاي خانه‌هاي سنتي مورداستفاده قرار مي‌گرفت. كاغذي كه در پوشش درهاي كشويي (شوجي) به كار مي‌رفت، از چوب درخت توت بود و درخت خيزران با تركيبي از خاك رس و ماسه و كاه در ساخت ديوار استفاده مي‌شد. همچنين كف‌پوش‌هاي ژاپني به نام «تاتامي» از پوشال برنج كوبيده‌‌باني بافته مي‌شد و پوشش بام‌ها، البته سنگ بود. اما در مورد سبك و سياق معماري ژاپن، عقيده بر اين است كه معماري ژاپن مانند هنر نقاشي و پيكرتراشي با تأثير از هنر چين، به ويژه سبك دورة تانگ پديد آمده است. و طبيعي است كه مذاهب و ادياني همچون بوريسم و شينتو نيز تحولات فراواني را با خود به همراه آوردند. كتاب معماري سنتي ژاپن نوشتة ميرا لوچر و بن سيمونز كه با مقدمة كينگو كوما معمار و هنرمند معروف ژاپني چاپ شده، همين مقولات را مورد واكاوي قرار داده است. ميرا لوچر استاد دانشگاه و معماري است كه به مدت هفت سال در ژاپن به كار مشغول بوده و در مؤسسة امريكايي ـ ژاپنيِ تاكايوكي موراكامي به تحقيق پرداخته است. او هم‌اكنون در دانشگاه يوتا تدريس مي‌كند. بِن سيمونز دانش‌آموختة عكاسي در كاليفرنياي شمالي است و هم‌اكنون در ژاپن به ادارة گالري خويش مشغول است. از جمله آثار كِنگو كوما مي‌توان به خانه‌هاي بسيار كوچك ژاپني و چاي‌خانه‌هاي جديد ژاپن اشاره كرد. ابر شهر توكيو و هنگ‌كنگ از جمله كتاب‌هاي سيمونز هستند و لوچر پيش از اين تاريخ مختصر معماري ژاپن و بررسي آثار تاكاشي سوجيموتر را به چاپ رسانده است. كتاب 224 صفحه است و  عناوين و فصل‌هاي زير را دربر مي‌گيرد: مروري اجمالي بر معماري سنتي ژاپن/ اصول مقدماتي/ فرهنگ‌هاي پيشابودايي/ بازسازي بناهاي جومون و يايويي/ معابد بزرگ در جزيره/ ساختمان‌هاي آينو/ تأثير كره و چين/ هِيجوكو: يك پايتخت قديمي/ هوريوجي: قديمي‌ترين معبد/ معابد دورة فارا/ معابد شينتوييِ پسابودايي/ كاخ‌ها/ معابد كوهستاني/ سرسراي كاخ‌ها/ تركيب معماري بودايي و شينتو/ راه جنگجويان/ اصول جديد معماري/ راه چاي/ معابد دوران فئودال/ سايت تاريخيِ ايچيجوداني/ قلعه‌ها و فرهنگ قلعه‌نشيني/ فئوداليسم متمركز/ اِدو: پايتخت فئودال/ اوجيماچي: يك دهكدة كشاورزي/ مينكا و خانه‌هاي شهري/ كاراشيكي: شهر تجارت برنج/ نقش تعيين‌كنندة انباري‌ها/ تماشاخانه‌ها/ تحول معماري ژاپن/ سبك‌هاي شبه غربي/ معماري مدرن/ واژه‌نامه/ كتاب‌شناسي/ مجموعة عكس‌ها.
    ***

     The Art and Architecture of Persia
     Giovanni curatola
     Gianroberto Scarcia
     Marguerite Shore
    Abbeville Press/2007

     هنر و معماري ايراني
    جيُواني كوراتولا استاد باستان‌شناسي و تاريخ هنر اسلامي در دانشگاه اودين است كه علاوه بر تدريس و انتشار كتب متعدد در اين زمينه، به برپايي نمايشگاه‌هاي هنر و معماري اسلامي در ايتاليا و نمايشگاه شمن‌ها و درويش‌ها در ساير نقاط دنيا اهتمام ورزيده است. از جمله آثار او مي‌توان به هنر و معماري تركيه از سلجوقيان تا عثماني‌ها (2010)، هنر و معماري بين‌النهرين (2008) و فرش‌هاي شرقي (1983) اشاره كرد. جيان روبرتو اسكارسيا استاد تاريخ فرهنگ عربي ـ اسلامي در دانشگاه ونيز است و آثاري همچون سراميك‌هاي ايراني از قرن 9 تا قرن 14 (2006) و هنر عراق از سومريان تا عهد خلفا (2006) را در كارنامة خود دارد. اكنون اين دو استاد به همراه مارگارت شود، هنرپژوه و متخصص هنر‌هاي عربي، صاحب آثاري همچون روياي فلسطين (2003) و نقاشاني كه پرترة خود را مي‌كشند (2006)، هنر و معماري ايراني را به محك نقد و واكاوي گذاشته‌اند. آن‌ها معتقدند كه كلية بررسي‌ها و كاوش‌هاي باستان‌شناسي حكايت از آن دارد كه سابقة معماري ايران به حدود هزارة هفتم قبل از ميلاد مي‌رسد و از آن زمان تاكنون، پيوسته در ارتباط با مسائل گوناگون به ويژه علل مذهبي، توسعه و تكامل يافته است. ويژگي‌هايي چون طراحي مناسب، محاسبات دقيق، فرم درست پوشش، رعايت مسائل فني و  علمي، ايوان‌هاي رفيع، ستون‌هاي بلند و تزئينات گوناگون از جمله ويژگي‌هاي معماري ايراني هستند و اصول اين معماري پنج محور را دربرمي‌گيرد: 1ـ درون‌گرايي 2ـ فن اجراي ساختمان يا نيارش 3ـ استفاده از مصالح بومي 4 ـ تبعيت از نيازها و ابعاد انساني، پرهيز از اسراف و بيهودگي. كتاب از دو فصل كلي تشكيل شده كه هر يك به بخش‌هاي فرعي‌تري تقسيم مي‌شوند. «ايران از زمان هخامنشيان» كه نوشتة جيان روبرتو اسكار سياست و يك مقدمه و سه بخش را درمي‌گيرد: 1ـ داريوش: كلاسيسيمِ هخامنشيان 2ـ پارتيان 3ـ شاهان خسروي. فصل دوم با عنوان ايران اسلامي از قرن هفت تا 19 را جيوواني كوراتولا نوشته و حاوي چهار بخش است: 1ـ معماري تركي 2ـ مينياتورهاي ايراني 3ـ گل‌هاي ايراني 4ـ ايران از عهد باروك تا نئوكلاسيسيم. در بخش سبك‌شناسي معماري ايراني، خواننده با اين سبك‌ها و شيوه‌ها آشنا مي‌شود: شيوة پارسي (هخامنشيان) سدة ششم پيش از ميلاد تا سدة چهارم/ شيوة پارتي (اشكانيان و ساسانيان) سدة چهارم تا صدر اسلام/ شيوة خراساني (صفاريان، طاهريان و غزنويان) از ابتداي قرن چهارم تا پايان آن قرن/ شيوة رازي (سامانيان، سلجوقيان و خوارزمشاهيان) قرن پنجم تا اول قرن هفتم/ شيوة آذري (ايلخانيان و تيموريان) از اول قرن هفتم تا اول قرن دهم/ شيوة آملي (آمارد و طبرستان و مرعشيان) پس از اسلام/ شيوة اصفهاني (صفويان، افشاريه، زنديه و قاجاريه) از اول قرن دهم تا اواسط دورة قاجاريه/ معماري معاصر (دوران پهلوي، پس از انقلاب 1357) از اواسط دورة قاجاريه تاكنون.
    ***

     New Classicism:
    The Rebirth of Traditional Architecture
     Elizabeth M. Dowling
    Rizzoli 2004

     كلاسيسيزم جديد: احياي معماري سنتي

     اين كتاب، در واقع نگاهي است به شكلي از طراحي كه با ظهور مدرنيزم به دست فراموشي سپرده شد. اما اكنون علاقه‌اي دوباره به طراحي‌هاي سنتي اين نوع خاص از معماري سنتي را دوباره احياء كرده است. نويسنده اين فرايند را محصول پسامدرنيزم و بازگشت مردم به كلاسيك‌ها مي‌داند. او با تمركز بر بيش از سي پروژة شهري كه توسط بهترين معماران ساخته شده‌اند و از جمله بناهاي معروف و مهم به شمار مي‌روند، اثبات مي‌كند كه اين علاقة جديد به كلاسيك‌ها و طرح‌هاي سنتي در آمريكا و بريتانيا آغاز شده و اتفاقاً تنوع وسيعي را نيز در برمي‌گيرد. از معماري‌هاي جان بلاتو و آلن گرين برگ در قرن هجدهم كه در كتابخانة عمومي نشويل به كار رفته تا طراحي‌هاي روبرت اي. ام. استرن در دانشگاه نوتردام. نويسنده اليزابت مِرِديت داولينگ است؛ معمار و استاديار معماري در مؤسسة تكنولوژيِ جورجيا و نويسندة آثاري همچون دايرة‌المعارف توسعة ديني و معنوي (2005) و كلاسيك كارهاي آمريكايي كه به آثار معماريِ فيليپ ترامل شوتز و ديگران مي‌پردازد. كتاب از 240 صفحه تشكيل شده و در سال 2004 به زبان انگليسي انتشار يافته است. پس از يك مقدمه،  عناوين فصول مختلف كتاب بدين قرار است: شركت معماري روبرت آدام/ مدرسة بريتانيايي در رُم ايتاليا/ كاخ يورگ/ خانه‌اي در پالم‌بيچ فلوريدا/ خانة رويال كِرست در تاكاساكي ژاپن/ باشگاه گئورگيان در توكيو/ اتاق غذاخوري بنجامين فرانكلين/ خيابان بكر در لندن/ گالري كوئين در لندن/ خانة هاكلبري/ گالري‌هاي دانكن/ دانشگاه دِلاوِر/ كتابخانة عمومي نشويل و...

     

 
  • سرگذشت مرد بي‌سرزمين

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    سرگذشت مرد بي‌سرزمين

    دربارة كنستانتين ويرژيل گيورگيو
    و رمان‌ «ساعت 25»
     سيد مسعود رضوي

     

    بازخواني

    «هيچ‌كس مثل يك تبعيدي فقير نيست ... اين تبعيد مرا رنج مي‌داد ... اين بود كه قدم به قدم در ادبيات پيش رفتم و به مذهب رسيدم. اين حقيقت را در اعماق جامعة فقير و سرگردان يافتم ... به نظر من، ايمان است كه بشر را آزاد مي‌كند...»       (جستاري از يك گفت‌و‌گوي گيورگيو) 
    ***
    رمان‌نويس، شاعر، كشيش و انديشمند برجستة رومانيايي، كنستانتين ويرژيل گيورگيو Constantin Virgil Gheorghiu، بي‌ترديد نويسنده‌اي اصيل و درجه اول در جهان ادبي قرن بيستم محسوب مي‌شود. او سبك رئاليسم را با نوعي شور رمانتيك برآمده از رنج و حرمان انسان‌هاي بي‌پناه و پايمال شده پيوند زده و لباس الهيات مبتني بر تحمل و مهرورزي و داوري نهايي خداوند را بر آن پوشانده بود. كنستان ويرژيل گيورگيو در 1916 ميلادي در راسبوني Rasboeni، واقع در روماني، به دنيا آمد. پس از اتمام تحصيلات دبيرستاني وارد دانشگاه شد و در دانشگاه‌هاي بخارست و هايدلبرگ، ادبيات و فلسفه و الهيات خواند. مدتي به عنوان دبير روابط فرهنگي در وزارت امور خارجه روماني به كار مشغول شد و در همان حال با شعر و ادب نيز روزگار مي‌گذراند. در سال 1940، مجموعه شعرهايش به نام «خوشنويسي بر برف» برنده جايزه سلطنتي شعر شد. اما با آغاز و تداوم جنگ دوم جهاني، سرنوشت او دگرگون شد و پس از پايان جنگ عالمگير و شكست آلمان‌ و كشورهاي هوادار پيمان محور، گيورگيو مدتي زنداني شد. در اين ايام كشورش به اشغال كمونيست‌هاي شوروي درآمده و حزب كمونيست روماني بر مقدورات و مقدرات آن سرزمين مسلط شده بود. گيورگيو كه نمي‌توانست با كمونيسم سازگار شود، به فرانسه رفت و ديگر بازنگشت. به تدريج شروع به چاپ داستانهايش كرد و از همان ابتدا با انتشار رمان «ساعت 25» به نويسنده‌اي جهاني و پرآوازه بدل شد. استعداد نويسندگي و شور شاعري، از همان ابتداي جواني در وجود گيورگيو بود و او در هنگام تحصيل در دانشگاه نيز روزنامه‌نگاري مي‌كرد و در ميان مردمان اهل فرهنگ به ذوق و استعداد در اين عرصه شناخته شده بود. كار روزنامه‌نگاري را در زمان جنگ نيز ادامه داد و در دوران سربازي به عنوان خبرنگار جنگي در جبهه‌هاي مختلف، از جمله روسيه مشغول خدمت بود. در همين دوران، كتابي با عنوان «طوفان برفراز دني‌يستر» يا به عبارت دقيق‌تر «سواحل دني‌يستر غرق در آتش است» نوشت كه بسيار تحسين‌ شد و شهرتي فراوان يافت. در ادامه جنگ جهاني، به مأموريت‌هاي ديگري در اوكراين و درياي سياه رفت. رهاورد اين سفرهاي پرماجراي خبرنگارانه نيز دو كتاب به نام‌هاي «جنگ كريمه» و «نبرد يك زيردريايي» بود و اين كتاب‌ها روحيات مقابله و مبارزه با اشغالگران را تبليغ مي‌كرد. در حقيقت ماهيتي ناسيوناليستي داشت و اتحاد جماهير شوروي كمونيستي را نيز به مثابه دشمني ستمگر و اشغالگر در معرض حملات خود قرار مي‌داد. شاخه زيرزميني و خشن حزب كمونيست‌ روماني كه متشكل از مزدوران و لمپن‌هاي به استخدام درآمده از طرف حزب و شوروي‌ها بود، با توجه به همين ايده‌ها و ديدگاه‌ها و نيز خدمت او به عنوان افسر وظيفه در ارتش سلطنتي روماني، نام او را در زمره دشمنان خلق و يكي از كساني كه بايد اعدام يا ترور شود ثبت و اعلام كرد.
    اما گيورگيو شانس آورد. در واپسين سال‌هاي جنگ، به عنوان وابسته مطبوعاتي در كشور مستقل كرواسي منصوب شد. در اين زمان، آلمان از دولت كرواسي و استقلال آن حمايت مي‌كرد. اما جنگ به پايان خود نزديك مي‌شد. به زودي نشانه‌هاي شكست آلمان و دول محور آشكار شد و با فرو ريختن ستون فقرات ارتش آلمان، متفقين اروپا را فتح كردند. ارتش سرخ شوروي، در تابستان سال 1944، روماني را به اشغال خود درآورد و خانواده گيورگيو زنداني و سپس محكوم به تبعيد در سيبري شدند. گيورگيو در اين ايام در زاگرب بود و برخي اعضاي حزب كمونيست روماني منتظر بازگشت و اعدام او و عده‌اي ديگر بودند. اما او راه ديگري برگزيد و به همراه ديگر كارمندان سفارت روماني در زاگرب، خود را به متفقين تسليم نمود و تقاضاي پناهندگي كرد. اما آمريكايي‌ها او و ديگر پناهندگان را دستگير كرده و روانه بازداشتگاه‌هاي اسيران جنگي كردند. گيورگيو چهار سال در زندان‌هاي مختلف متفقين در آلمان محبوس بود و در همان ايام، رمان معروف و مؤثر خود به نام «ساعت 25» را نوشت. از اين زمان، انديشه‌اي در وجود او شكل گرفت كه ستون و بنياد همه رمان‌هاي او را تشكيل مي‌داد. او به نقد مداوم قدرت‌هاي بي‌مهار و قانون ضعيفي كه نمي‌توانست از موجوديت و كرامت و حقوق انسان‌ها دفاع كند، پرداخت. در رمان «ساعت 25» و بعدها در رمان «دومين شانس»، بسياري از شخصيت‌ها، همان مصيبت‌زدگان ايام جنگ و پس از آن در زندان‌هاي آمريكايي‌ها بودند و نويسنده با چيره‌دستي حيرت‌انگيزي رفتار متكبرانه، انديشه سطحي و عواطف احمقانه سربازان آمريكايي را توصيف مي‌كند. گيورگيو نشان مي‌دهد كه اين خيل سربازان خوش لباس و خندان و پر ادعا، چگونه قدرت فهم حقايق و آرمان‌ها و اصول اخلاقي و ژرفاي سوگناك زندگي انسان در شرايط فاجعه را به كلي فاقد بودند. سكوت سرد و بي‌تفاوتي آمريكايي‌ها در برابر مغلوبين، خصوصاً بيچارگان اروپاي شرقي كه پس از اشغال و ويراني كشورشان توسط نازي‌ها مجدداً‌ توسط ارتشي بي‌رحم‌تر و خشن‌تر و هولناك‌تر، يعني ارتش سرخ، مجدداً به اسارت در آمده و ميهن‌شان اشغال شده است، داوري قاطعي روبه‌روي ايدئولوژي آمريكايي بود. سياستمداران و ارتش پيروز آمريكا، نه توان ادراك آن شرايط پيچيده را داشتند و نه ريشه‌هاي ظهور فاشيسم را در مي‌يافتند و نه قدرتي براي شناخت هيولاي كمونيسم، كه همچون جانوري سرخ بر نيمي از جهان دراز كشيده بود، داشتند. گيورگيو، هم شجاعت و هم امكان نقد ژرف و كوبنده اين قدرت بزرگ و باشكوه، اما سطحي و متكبر و بي‌تفاوت را داشت. شگفت آن كه در اواخر سال 1948، پس از آزادي از بازداشتگاه آمريكايي‌ها، گيورگيو درصدد انتشار «ساعت 25» برآمد. اما مقامات بخش اطلاعات و تبليغات جنگ در ارتش آمريكا، اين اثر را ضدآمريكايي  و نامطلوب تشخيص داده و از انتشارش جلوگيري كردند. فراتر از اين، تصميم گرفتند نويسنده آواره و اسير تازه از محبس برون آمده را دوباره بازداشت كنند. اما سفير واتيكان وساطت كرد و او راهي فرانسه شد. در همان جا، به سال 1949، همان كتاب را در پاريس انتشار داد كه در مدتي كوتاه دويست و پنجاه هزار نسخه فرانسوي كتاب به فروش رفت و طي چند سال بعد به 25 زبان  ترجمه و به غير از كشورهاي تحت نفوذ كمونيست‌ها، در سراسر جهان به چاپ رسيد. از اين پس، ظاهراً بيچارگي‌ها و سرگشتگي‌هاي گيورگيو به پايان رسيد. او آرامش و رفاه و احترامي يافت و براي ايراد سخنراني‌ و شركت در محافل مهم و معتبر دعوت مي‌شد.
    اما مسائل ديگري نيز در راه بود. كمونيست‌ها و برخي دشمنان قديمي‌تر او، كه در محافل مطبوعاتي و فرهنگي كشورهاي اروپاي غربي نفوذي داشتند، به تحريك برخي اعضاي حزب و مزدوران حكومت روماني، كوشش كردند تا اعتبار او را از ميان ببرند. در واقع هم از گسترش نفوذ و شهرت گيورگيو هراسان بودند و هم انتقادات تند و گزنده‌اش از كمونيسم و شوروي و وضع فرهنگي روماني، عناصر حكومتي را برمي‌آشفت. در اين هنگام، مقاله‌اي در يكي از روزنامه‌هاي چپ‌گراي پاريس منتشر شد كه در آن ادعا شده بود گيورگيو همكار نازي‌ها بوده و عقايد فاشيستي و آنتي سميتيستي داشته است. اين اتهام‌ها در سنوات پس از جنگ دوم جهاني، بسيار در افكار عمومي اثرگذار بود. غوغايي به راه افتاد و چپ‌گراهاي فرانسه و سراسر اروپا، مبارزه تبليغاتي وسيعي را عليه او آغاز كردند، اما گيورگيو چندان اعتنايي نكرد و به جاي پاسخ‌گويي و تلاش بيهوده در برابر وقاحت كمونيست‌ها، به خانه‌اش در حومه پاريس رفت و شروع به نگارش دومين رمان معروفش، يعني «دومين شانس» كرد. اندكي بعد در ميانه سال 1952 كه جنگ سرد به اوج رسيده بود، اين كتاب منتشر شد. يك بار ديگر خشم و خروش كمونيست‌ها فوران كرد و عناصر چپ‌گراي فرانسه، چنان عرصه را بر او تنگ كردند كه آن كشور را ترك كرد و راهي آرژانتين شد. گيورگيو در اين سفر، مدتي خود را تحت حمايت ژنرال پرون قرار داد تا بتواند چاره‌اي بينديشد. در واكنش به اين رخدادها و حملات و انتقاداتي كه مرتب در جرايد فرانسه و برخي ديگر از كشورهاي اروپايي منتشر مي‌شد، كتابي نوشت به نام «مردي كه تنها سفر رفت». او شرح احوال خودش را نوشت، از گذشته و عقايدش دفاع كرد و هرگونه همكاري‌ با نازي‌ها يا هواداري از فاشيسم را منكر شد. اما ميهن‌دوستي و تحريك مردم به دفاع از كشورشان در برابر همه اشغالگران، از جمه ارتش سرخ را كه در جواني سراسر آثارش را دربر گرفته بود، موجّه دانست و آنها را بر آمده طبيعت جواني و فطرت ميهن‌پرستانه دانست.
     گيورگيو هيچ‌گاه مورد محبت چپ‌ها قرار نگرفت و هيچ‌گاه نتوانست از مسير حملات و اتهامات آن‌ها كنار رود. همان‌طور كه گروهي از يهوديان رسمي و وابسته به صهيونيزم و نيز بسياري از نويسندگان ليبرال و ظاهراً آزادفكر غربي، او و نوشته‌هايش را خوش نمي‌داشتند. آنها يا به سكوت از كنار آثار گيورگيو رد مي‌شدند، يا با نيش و كنايه و انتقاد از برخي سوابق و جزئيات در مورد او، و سرانجام اگر مجبور بودند چيزي بگويند، سبك و شيوه او در رمان‌نويسي را بازگشتي به رئاليسم و سطحي قلمداد مي‌كردند. اما اين‌ها هيچ يك نتوانست از قوّت تأثير و انتشار وسيع آثار او بكاهد. داوري منتقدان و ادب‌شناسان منصف و ده‌ها ميليون خواننده، بهترين ستايش و قدرداني از اين مرد رنج‌ديده، ژرف‌انديش و انتقادگر بود. شايد اگر گيورگيو اهل روماني نبود، حمايتها و ستايش‌هاي بي‌پايان تبليغاتي نثارش مي‌شد و اين همه كشمكش و غوغا در كنارش به راه نمي‌افتاد.
    كنستانتين ويرژيل گيورگيو، آثار متعدد و مهمي نوشت و در اواخر قرني كه او يكي از توصيف‌كنندگان مهم آن بود، درگذشت. او در ماه ژوئن سال 1992 در سن 76 سالگي درگذشت.
    در زندگي پرنشيب و فراز اين مرد، نكات جالب ديگري هم هست. او ايدئولوژي‌هاي مختلف را ديد و زندگي‌هاي گوناگون در روزگار خود را تجربه كرد. در سال 1963 به كسوت روحانيت مسيحي درآمد و كشيش كليساي ارتدكس پاريس شد. با اين حال مطالعات زيادي درباره اديان ديگر انجام داد و در زمينه تاريخ و فرهنگ اسلام نيز اطلاعات فراوان و جالبي داشت. سفرهاي بسياري به نقاط مختلف جهان كرد و يك بار هم به ايران آمد. در همان سفر مصاحبه‌اي هم انجام داد كه دربردارنده نكات جالب و آموزنده‌اي است.
    «در چند كلمه زندگي‌ام را برايتان شرح مي‌دهم. پسر كشيش ارتدوكس ده ايسبود، واقع در مولداوي شمالي هستم. در دانشگاه بخارست ادبيات و فلسفه خوانده‌ام. كتابهايي نوشته‌ام. در جنگ با روسيه در جبهه بوده‌ام. جايزه سلطنتي شعر گرفته‌ام. وابسته فرهنگي سفارت روماني در زاگرب بوده‌ام. هنگامي كه روس‌ها روماني را اشغال كردند، مقاله‌ها و گفتگوهايي در جرايد و روزنامه‌هاي مختلفي در دهه‌هاي چهل تا هشتاد ميلادي منتشر شده است. پس از مرگ او نيز مجامع مختلف فرهنگي و ادبي و نشريات معتبر بسيار ستايشش كردند و در كشورش كه او از آن گريخته، اما همواره بدان عشق مي‌ورزيد از مقامش تجليل كردند. مجموعه آثارش نيز در فرانسه و روماني مجدداً به طور كامل چاپ شد و هم‌اكنون نام گيورگيو را در اغلب كتب تاريخ ادبيات يا تاريخ داستان و رمان معاصر و دائرة‌المعارف‌ها و دانشنامه‌هاي مهم جهان مي‌توان يافت. اما بي‌گمان مهم‌ترين كتاب‌هاي او، رمان‌هايش بود و اين رمان‌ها، همان‌طور كه گفتيم، دربردارندة نظرگاه‌هاي اساسي او، و انعكاس هنر و خلاقيت اين داستان‌نويس برجستة معاصر است. شگفت اين‌كه معروف‌ترين و پرفروش‌ترين كتابش در ايران كه به قلم مترجم نامدار و عامه‌پسند معاصر ايراني، ذبيح‌الله منصوري به فارسي برگردانده شده است، نه يك رمان، بلكه اثري تاريخي دربارة زندگي پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص) است و حق آن است كه بگوييم اين اثر نيز كشش و جذابيّت يك رمان را دارد و تا آنجا كه راقم اين سطور مطالعه كرده و از متخصصان تاريخ اسلام نيز شنيده و پرسيده است، مستندات و مطالب اين كتاب، با مدارك و منابع و دانسته‌ها و باورهاي قاطبة مسلمانان و مورخان مسلمان، چندان تقاطع و مخاصمه‌اي ندارد.

    آثار و كتاب‌ها
    گيورگيو نويسنده‌اي پركار بود و تا پايان عمر از نوشتن و خلق آثار ارزشمند باز نماند. او شعر، داستان، مقاله و پژوهش‌هاي متعددي منتشر كرد و در زمينه الهيات و دين و سياست و برخي مسائل انساني و اجتماعي روزگار خود مطالب جالبي عرضه كرد كه به غير از كتاب‌ها، به صورت مخاطب‌پسند به آثاري بود كه براي ترجمه برمي‌گزيد. اين كتاب به نام «محمد پيغمبري كه از نو بايد شناخت»، ابتدا به صورت پاورقي در يكي از مجلات، و بعداً به صورت كتاب منتشر شده و تاكنون ده‌ها بار در تيراژهاي زياد به چاپ رسيده است. بجز اين كتاب،‌ فهرست مهم‌ترين كتاب‌هاي كنستانتين ويرژيل گيورگيو را در اينجا ذكر مي‌كنيم و توضيح كوتاهي درباره رمان ساعت 25 وي عرضه مي كنيم.
    1ـ محمد (ص) پيغمبري كه از نو بايد شناخت.(اين كتاب به زبان فرانسوي نوشته شده و به زبان‌هاي انگليسي، رومانيايي و عربي هم ترجمه شده است.) / 2 ـ خوشنويسي بر برف (مجموعه شعرها) / 3 ـ توفان بر فراز دني‌يستر / 4 ـ جنگ كريمه / 5 ـ نبرد يك زيردريايي (هيچ يك از اين كتابها تاكنون به فارسي ترجمه نشده است. اما از كتاب‌هاي زير، برگردان فارسي در دست است.) / 6 ـ ساعت بيست و پنج / 7 ـ جاودانان آگاپيا(از اين كتاب، يك ترجمه ديگر نيز به نام «فناناپذيران آگاپيا» به فارسي منتشر شده است.) / 8 ـ مهر رسوايي / 9 ـ گدايان معجزه / 10 ـ دومين شانس / 11 ـ شيرزنان پتروداوا / 12 ـ مردي كه تنها به سفر رفت.

    ساعت 25
    اين رمان گيورگيو، مضمون و محتوايي همبسته دارد و به رنج‌ها و درگيري‌هاي منبعث از جنگ جهاني دوم، ظهور فاشيسم و سپس رفتار متفقين در پايان جنگ پرداخته ‌است. به نحو غريبي يادآور دو رمان شگفت‌انگيز كورتزيو مالاپارته، نويسنده نامدار و صاحب سبك ايتاليايي است. اتفاقاً مالاپارته هم ريپورتر جنگي بود و اساس ديده‌ها و دانسته‌ها و نوشته‌هايش را گزارش‌هاي خبري‌اش براي مجلات و روزنامه‌ها تشكيل مي‌داد. او هم به جبهه روسيه اعزام شد و سرانجام به خدمت متفقين درآمد. منتها رنج و تجربه اسارتي طولاني و تبعيدي درازمدت در كارنامه او نبود. هم از اين رو با نگاهي تندتر و نقادانه‌تري مي‌نوشت سبكي تپنده‌تر داشت. افزون بر اينها، دو رمان مالاپارته هم، يكي در نقد فاشيسم و دومي در نقد و كنايت به متفقين و فاتحان جنگ نوشته شده بود. اما به هر حال سبك و مضمون و قهرمانان گيورگيو در رمان‌هاي «ساعت 25» و «دومين شانس» حال و هواي متفاوتي دارند.
    «ساعت 25» ابتدا به زبان رومانيايي نوشته شد و سپس به فرانسه و زبان‌هاي ديگر ترجمه شد. اين اثر، همواره به عنوان مهم‌ترين كتاب نويسنده باقي ماند. قصه‌اي است درباره تيره روزي‌ها و بدبختي‌هاي اهالي دهكده‌اي به نام فانتانا و روستايي جوان و ساده‌لوحي به نام يوهان مورتيس كه به اقليت آلماني نژاد يهودي ساكن روماني تعلق دارد. اين جوان، عاشق دختري به نام سوزاناست و سوزانا نيز به او عشق مي‌ورزد. اما جنگ آنها را از هم جدا مي‌كند و بي‌رحمانه‌ترين صحنه‌ها را در طول چهارصد صفحه از اين كتاب درباره اين دو، كه نماد مردمان له شده در زير زنجير تانك‌هاي تاريخ‌اند، مرور مي‌كنيم. عاشقان از هم جدا مي‌شوند و جوان عاشق، يوهان مورتيس، قرباني اروپا مي‌شود و در سراسر اين قاره، همچون آواره‌اي شكنجه ديده است كه مدام زجر مي‌كشد. داستان «ساعت 25»، قصه‌اي رمانتيك و عاشقانه است، اما مجالي براي لذت‌ها و صحنه‌هاي عاشقانه باقي نمي‌ماند.
    موريتس زندان‌ها و سوء‌تفاهم‌ها و فرارها و بيچارگي‌هاي بسيار را تجربه مي‌كند. سرگذشت او و برخوردش با اهالي فانتانا، به ويژه كشيش دهكده تغيير مي‌كند. سوزانا با آمدن روس‌ها به آلمان مي‌گريزد، اما در آنجا بولشويك‌ها گرفتارش مي‌كنند و بارها او را مورد تجاوز و تعدي قرار مي‌دهند. سرانجام جنگ به پايان نزديك مي‌شود. در ابتداي كتاب، سخن از آمريكاي آزاد و سرزمين زيبا و مردمان خوشبخت آن است. اما درست هنگامي كه يوهان سرانجام آزاد مي‌شود و همسر و فرزندانش را مي‌يابد، دوباره گرفتار مي‌شود. آزادي او فقط هجده ساعت دوام مي‌آورد و او كه تبعه كشور متحد آلمان و سپس تحت اشغال روسهاست، اين بار به دست آمريكايي‌ها زنداني مي‌شود و انگار آرزوي جوان روستايي در ابتداي كتاب كه مي‌خواست به آمريكا مهاجرت كند، تحقق مي‌يابد و رمان با اين خواسته يك فرمانده آمريكايي به يوهان پايان مي‌پذيرد: «لبخند، لبخند، لبخند بزن ...»
    رمان «ساعت 25» در طبقه‌بندي رمان‌ها، به اصطلاح يك «رمان ديدگاهي» است و اثر عقايد مذهبي نويسنده بر سراسر آن منتشر شده است. انسان در اين كتاب، پاي‌بند تقديراتي فراانساني و تفسير شده در جهاني عميقاً مذهبي است. استقراري متكي به خداوند دارد و رنج‌هاي او تقدير اوست كه به رنج‌هاي پسر يا عيسي در آيين مسيحيت شبيه است. قهرمان بي‌خلل و سخنگوي اين جريان، البته كشيش ارتدوكس دهكده است كه در اين رنج مشاركت و از رستگاري مردمان پاسداري مي‌كند. عنوان كتاب، استعاره‌اي بر زمان از دست رفته و بيهوده و محال است. خوشبختي و رستگاري با زندگي انسان كه سرشتي سوگناك دارد و از تار رنج و پود گناه بافته شده، ناسازگار است، اما همين، شايد ماهيت و حقيقت رستگاري آدمي باشد. پانزده اردوگاهي كه يوهان در آنها حضور يافته و زنداني شده است، استعاره‌اي از توقف‌گاه‌هاي شكنجه عيسي به دست يهوديان و روميان است. اما جهان گويي رو به نابودي است و هر فضيلتي را درهم مي‌شكند. برداشت كتاب مقدسي گيورگيو از سرنوشت جهان به وضوح قابل مشاهده است.
    گيورگيو، «ساعت 25» را در اردوگاه يا بهتر بگوييم بازداشتگاه آمريكايي‌ها نوشت و لذا حاوي تجاربي نزديك و دست اول از ماجرايي هولناك و تاريخي است. او به جزئيات توجهي ندارد و مثل رئاليست‌هاي كلاسيك، به توصيف نمي‌پردازد، اما بي‌شك رئاليستي اصيل است كه عقايد و سرگذشت هر يك از شخصيت‌هاي داستانهايش، مي‌تواند خواننده را متاثر كند و او را به هم‌دلي و تاثيرپذيري قدرتمندانه‌ بكشاند. ايرادي كه به او گرفته‌اند،‌غلبه انديشه بر قصه است و گاه، گويي نويسنده در مقام يك كشيش و موعظه‌گر در مقابل خواننده ظهور مي‌كند و به طرح مسائل مي‌پردازد. اساس مسيحيت بر محبت به همه كس و همه چيز است و او همچون كشيش‌ فانتانا،‌ هم براي پارتيزان‌هايي كه به جنگ روس‌ها عازم كوهستان‌ها شده‌اند، و هم براي اشغالگران كمونيست شوروي، نيايش و طلب رستگاري مي‌كند. همين نشاني، بيانگر ديدگاه خوشبينانه مذهبي اوست و اين كه  بالاخره راهي براي نجات هست. رنج‌هاي بي‌پايان، هست و با وجود حضور قاطعي كه در زندگي دارند، باز انسان مي‌تواند به بركت شور ايمان، نجات يابد؛ گيورگيو نوشته است: «براي مردمي كه نمي‌دانند چه سمتي را انتخاب كنند، صليب كليسا نشان‌دهنده آسمان است ... آدمي، وقتي همه درها به رويش بسته مي‌شود، به آسمان نگاه مي‌كند، چه در آسمان هميشه يك اميد برايش باقي است ....»
    تجربة آوارگي‌ها و زندان‌هاي گيورگيو و بسياري از كساني كه او مي‌شناخت، زيرساخت‌هاي غني و مؤثر داستان‌هاي او را تشكيل مي‌دهد. «تجاربي كه به قيمت مدت‌ها دربدري در بحراني‌ترين سال‌هاي اين قرن به دست آمده‌اند. از همين روست كه گيورگيو، شخصيت‌هاي قصه‌هايش را در ميان توفان‌هاي بزرگ تاريخ گرفتار مي‌كند. گره رمان‌هاي او، دعواي آدم‌ها نيست؛ شخصيت‌هاي اين قصه‌ها بر سر كسب يا تملك چيزي با هم درگير نمي‌شوند؛ بلكه سير قصه، تلاش مشترك همه‌شان، اعم از به قول خودش «ستمگر» و «ستمديده» براي يافتن راه نجاتي از اين گرداب فراگير است. به كارگيري اين روش، تا آنجا ادامه پيدا مي‌كند كه گاه در يك قصه، با توانمندي نويسنده، چند شخصيت در يك سطح اهميت قرار مي‌گيرند. چنين شيوه‌اي كه شايد بتوان آن را به گيورگيو منسوب دانست، به خوبي در رمان‌هاي «ساعت 25» و «دومين شانس» مشخص است.
    مارسل، كه بدبيني اگزيستانسياليسم مسيحي را ردّ مي‌كرد و براي تعالي و ديدار خدا و انسان در ايمان مقام مهمي قائل بود و يكي از پدران اگزيستانسياليسم در عصر ما، چنان تحت تأثير رمان «ساعت 25 » قرار گرفت كه ابتدا بر آن كتاب مقدمه‌اي نوشت، امّا پس از جنجال‌هاي مطبوعات بر سر نوشته‌هاي روزگار جواني گيورگيو و نقدهاي او بر كمونيسم و شوروي از يك سو، و آمريكا  و اروپاي غربي از طرف  ديگر، مارسل نيز مقدمة خود را پس گرفت و ديگر در چاپ‌هاي فرانسوي كتاب و ديگر ترجمه‌هاي آن منتشر نشد. اين امر نشانة شجاعت مارسل بود يا حماقت و تزلزل ديدگاه او، و يا عافيت‌طلبي متفكري كه نمي‌خواست دردسرهاي پاسخگويي ژورناليست‌ها يا دانشجويان جوان يا متفكران راديكال و ماركسيست و فضاي غالب زمانه را دور و بر خود ببيند. در اين باره داوري نمي‌كنيم.
    در سال 1967 ، فيلم جالب و موفقي براساس داستان «ساعت 25» در ايتاليا ساخته شد. در اين فيلم آنتوني كويين، ويزناليزي و سر ژرژ ياني به ايفاي نقش پرداختند و يكي از فيلم‌هاي كلاسيك تاريخ سينما محسوب مي‌شود.

     

 


صفحه 1 از 5