خطا
  • DB function failed with error number 1194
    Table 'jos_session' is marked as crashed and should be repaired SQL=SELECT guest, usertype, client_id FROM jos_session WHERE client_id = 0

اطلاعات حکمت و معرفت

  • دين در فضاي سايبر

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    دين در فضاي سايبر

    عليرضا  رضايت


    فن آوري هاي ارتباطي جديد اعم از سايت هاي اينترنتي، چت روم ها، گروه هاي مباحثه اي آنلاين و ... زندگي بشر امروز را دچار تحولات اساسي کرده اند. در اين ميان دين و دينداري نيز از اين قاعده مستثني نيست. قرن بيست و يکم قرني است که دين و آموزه هاي گوناگون ديني بسان ديگر پديده هاي فرهنگي به نحو روزافزون وارد ساحت ديجيتال مي شوند. وجود هزاران سايت و لينک هاي مذهبي مربوط به آن، خود گواه اين امر است.
    در حال حاضر تقريبا هر فردي به آساني با اتصال به اينترنت و بدون مواجهه با مانع خاصي، با اديان، مؤلفه هاي مذهبي گوناگون، روحانيون مختلف، نهادهاي ديني مجازي، مؤسسات خيريه مجازي و ... آشنا مي شود. در اين ميان، شناخت کيفيتي که از دين در فضاي ديجيتال ارائه مي شود براي همگان خاصه روحانيون، دين داران، دانشگاهيان و ساير علاقمندان به دين ضروري است. تأثيري که دينداري اينترنتي در ميزان گرايش افراد به دين و آموزه هاي دين خود و البته اديان ديگر بر جاي مي نهد درخور بررسي است. امکاناتي که اينترنت و فضاي مجازي به طور کلي در عرضه دين از آنها بهره مي برد چه امکاناتي هستند و چه مزايايي نسبت به تسهيلات ارائه دين در محيط آفلاين(خارج از شبکه) دارند؟ نسل جوان امروز بخش قابل توجهي از زمان خود را در خانه، مدرسه، دانشگاه، کلوپ ها و ... صرف کار با کامپيوتر، اينترنت و ساير نرم افزارهاي ديجيتالي مي کند. افزون بر اين، اين فضاها برخلاف رسانه اي مانند تلويزيون، ايستا نيستند؛ به اين معنا که خود کاربر مي تواند به شبکه کمک کند، در آن دخل و تصرف کند، در پاره اي از فرايندهاي آن مشارکت کند، درباره موضوع يا مطلبي اظهار نظر کند و در حقيقت وارد نوعي ديالوگ مجازي و در عين حال آموزنده و کارآمد شود. شناخت اين فضا و اين گونه تعامل براي دست اندرکاران حوزه دين مزاياي بسياري در پي دارد: در اختيار داشتن و جلب مخاطب بيشتر در مقياس گسترده(گسترده در قياس با فضاي آفلاين)، انتقال سريع تفاسير و يافته هاي جديد ديني در سطحي گسترده به کاربران ديني، جلب مشارکت سريع دينداران در کارها و امور خيريه و عام المنفعه، مبارزه مجهزتر با آسيب هايي که از بيرون متوجه دين و دينداران است، کاهش خرافات، تعصب ها و افراط گري هاي مذهبي، ايجاد نوعي وحدت بين پيروان اديان.
    باري، زماني که نام دين در فضاي مجازي را به زبان مي آوريم شايد اين تصور به ذهن متبادر شود که منظورمان صرفا ارائه مطالب و متون و رويدادهاي مذهبي در قالب صفحات وب است، حال آنکه قضيه فراتر از اينها است. به اين معني که دين آنلاين، با دين در محيط آنلاين متفاوت است؛ مسأله اين است که آيا مي توان از طريق وب ديندار بود بدون آن که خدشه اي به دين و ديندار وارد شود؟ يعني اينترنت مي تواند فضاي مسجد را خاصه در آنجا که به اقتضائات و علل مختلف به مکان مقدس دسترسي نداريم، دست کم به صورت مجازي برايمان ايجاد کند، آيا روحاني مجازي وجود دارد؟ البته اين به معناي ابزار کردن دين و مسجد و روحاني نيست. بلکه صرفا نگاه به پديده اي است که دير يا زود به دليل پيشرفته تر شدن زندگي، کمبود زمان، جهاني شدن، الکترونيکي شدن و ... با آن دست به گريبان خواهيم بود. آيا آمادگي اين دين يا اين نحوه دين ورزي جديد را داريم؟
    فضاي مجازي به طور کلي در حکم چاقو عمل مي کند، آنچنان که هم خاصيت دارد و هم خسارت. بنابراين، در اينجا نقش آموزش، معنادار مي شود. از سوي ديگر، از دين نيز ممکن است برداشت هاي حقيقي و خرافي گردد، لذا در اينجا نيز آموزش درست نقشي کليدي ايفا مي کند. در يک معناي کلي مي توان گفت که دين دو وجه نظري و عملي دارد؛ وجه نظري را مي توان شامل باورها، عقايد، جهان بيني دانست و وجه عملي نيز شامل احکام، عبادات و شعائر و مناسک و حتي اخلاقيات است. فضاي مجازي با ايجاد زمينه تعامل کاربران و خاصه دينداران با يکديگر و نيز ايجاد بستري براي تبادل آراء و افکار و عقايد و باورهاي مؤمنان و پيروان اديان، ضمن پيشبرد اهداف تبليغي، امکان فهم و شناخت بيشتر اديان و آموزه هاي ديگر را در سطحي گسترده و با سرعتي به مراتب بيشتر از فضاي غيرمجازي فراهم مي کند. کاربران با به اشتراک گذاري داشته هاي ديني خود، تفسير متون ديني، اظهار نظر در باب عقايد ديگر اديان، مشارکت در بحث هاي مجازي و نقد و بررسي و مقايسه اديان و مکاتب و آراء سنت هاي مختلف ديني و ... راه را براي تعامل سازنده تر ميان پيروان اديان با سرعت بيشتر هموار مي کنند.
    در عين حال، هم زمان با شناخت بيشتر اديان و آشنايي با زواياي وحدت بخش و تعالي دهنده سنت هاي آسماني، تا حد زيادي از تعصبات و خشونت ها، افراط گري ها و تندروي ها کاسته مي گردد. خسارتي که ممکن است حضور دين در فضاي مجازي به همراه داشته باشد، آن است که به مرور زمان و ناخواسته دين را به امري کاملاً شخصي، خصوصي و محرمانه فرو مي کاهد و آن را به اصطلاح درون صندوق(Inbox) کاربر قرار مي دهد. حال آنکه دين امري صرفاً شخصي و خصوصي نيست، هرچند که حالات روحاني شخص، صبغه خصوصي و محرمانه دارد اما دين به مثابه روش زندگي، امري جمعي و پديده اي انساني- الوهي است که هدف و غايتي مشخص را دنبال مي کند و مي خواهد جامعه اي پويا و متعالي و کامل بسازد لذا نمي تواند در درون نرم افزاري محدود، حبس شود.

 
  • ماهيت فضاي مجازي و جايگاه دين

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    ماهيت فضاي مجازي و جايگاه دين

    گفت و گو با سعيد رضا عاملي
    مهدي دلواري



    فضاي مجازي امروزه آنچنان گسترده شده که بخشي از زندگي ما انسان ها شده است، و چه بسا که در برخي موارد انجام امور روزمره بدون آن دشوار خواهد بود. بخش قابل توجهي از کابران اينترنت، مؤمنان و دين داران هستند، بالطبع ورود اين فضا و تکنولوژي بر جهان بيني و کنش دين دارانه آنها تأثيرگذار است. در عين حال، اين فضا به مثابه ابراز و مکانيسم مي تواند موارد استفاده خوب يا بد داشته باشد يعني مي توان از آن در جهت خير يا در جهت شر استفاده نمود. بنابراين، شناخت درست اين فضا و نوع استفاده از آن مي تواند اهداف مثبت و سازنده دين را سريع تر و در سطح گسترده تري تحقق بخشد. هر چند که استفاده از اين فن آوري نيز، مانند ساير فن آوري ها با چالش هايي براي مؤمنان و پيروان اديان همراه است.
    ***
    آقاي دکتر، به عنوان نخستين سؤال، تلقي شما از فضاي مجازي چيست؟
    فضاي مجازي يک معناي عام دارد که به هر چيزي که به اصطلاح وراي جهان عيني محسوب مي شود، فضاي مجازي مي گويند لذا فضاي ذهن نيز به نوعي فضاي مجازي است. مثلاً فضايي را که يک داستان يا ژانر سينمايي براي ما فراهم مي کند غير از آن عينيتي که به لحاظ مواجه  سينمايي با توليد داريم يک ذهنيت برخاسته از آن نيز ايجاد مي کند که بدان فضاي مجازي مي گوييم.
    اما فضاي مجازي به معناي مصطلح امروز به معناي صنعت بازنمايي اي است که با اينترنت شروع شده و اگر بخواهيم تعريفي از اين فضا به دست دهيم بايد بگوييم که فضاي مجازي يک محيط عدديِ جهانيِ غيرمرکزيِ منعطف در مقابل تغيير است که امکان دسترسي هم زمان براي همه کاربران را فراهم مي کند. محيط عددي در مقابل محيط شيئي مطرح مي شود. فضاي مجازي فضاي عددي است و به همين دليل امکان تغيير در آن به آساني ممکن است. همانگونه که در جهان رياضيات، از راه جمع، تفريق و ضرب و تقسيم، تغيير ايجاد مي کنيم، معادلات شرطيه را تعريف مي کنيم، معادلات پيچيده چند مجهولي را مي توانيم حل کنيم و در آن مي توانيم محيط هاي تعاملي زيادي را در اين حوزه ايجاد کنيم، فضاي مجازي نيز قابليت و انعطاف پذيري لازم را در برابر تغيير دارد. غيرمرکزي به اين معنا که برخلاف محيط فيزيکي که شما همان جا که قرار داريد، هستيد، و جاي ديگري نيستيد، محيط مجازي محيطي غيرمرکزي و همه جا حاضراست. و لذا هرجا که امکان دسترسي به اينترنت هست در همان جا حضور دارد. جهاني به اين معنا که فضايي دارد که رشت  ارتباط با همه کاربران سه ميلياردي برايش فراهم مي شود. در عين حال، مرکزي نيز هست يعني مي توانيد، آپلودينگ مرکزي فراهم کنيد و در عين حال همين آپلودينگ را مي توانيد غيرمرکزي کنيد. و اين بستگي به منويي دارد که در اين فضا تعريف شده است. بنابراين، عمده ترين امتياز محيط مجازي آن است که اين محيط 100 درصد صنعتي است و محيط فيزيکي، محيط صنعتي-طبيعي است.

    حال که محيط مجازي را محيطي صنعتي مي دانيد، پرسش من اين است که آيا ورود دين به اين فضا کار درستي است؟ و در واقع جايگاه دين دراين فضا کجا است؟
    اگر رويکرد ما به فضاي مجازي رويکردي ابزاري باشد مي توان گفت که اين فضا نيز مانند تلويزيون و سينما آمده تا بخشي از بازنماييِ امر واقعي در مقابل امر مجازي را انجام دهد. ولي فضاي مجازي آن قدر بزرگ شده که الان فضاي دوم زندگي محسوب مي شود؛ يعني ما با دوفضايي شدن زندگي، شغل و حرفه مواجه شده ايم که به موازات امر فيزيکي، همه عرصه ها تبديل به امر مجازي شده است. به عنوان مثال، ما پزشکي مجازي داريم، جراحي مجازي(از راه دور) داريم، آموزش مجازي داريم، سرگرمي هاي مجازي داريم. تمام مقوله هاي مربوط به حرف و دانش در اين محيط بازتوليد شده است بنابراين، اين يک نوع فضاي زندگي است، حال پرسش اين است که آيا دين مي تواند در اين فضا قرار بگيرد؟ بايد گفت که دين آمده براي زندگي کردن، چه در فضاي واقعي و چه در فضاي مجازي. منتهاي مراتب، پيش شرط ها، محدوديت ها و قواعد خاص خودش را دارد. همه چيز قابل مجازي سازي نيست، شما نماز جماعت را نمي توانيد مجازي سازي کنيد. چرا که نماز يک تعيني دارد که حتماً بايد در عالم واقع انجام گيرد، اتوماسيون در آن راه ندارد. خداوند يک شرايط خاصي را براي نماز جماعت معين کرده و بايد طبق آن خوانده شود. لذا هم  امور ديني قابل مجازي سازي نيست.

    در مقام مقايسه، در گذشته اتفاق مهم در حوزه فن آوري، پيدايي صنعت چاپ بود که با ترجمه و انتشار کتاب مقدس در سطح وسيع، تحول مهمي در مسيحيت و باور مسيحي رخ داد و به يک معنا فهم و تفسير کتاب مقدس را از انحصار کليسا خارج کرد، حال پرسش اين است که امروزه فضاي مجازي چه تحولي يا چه پيشرفتي در حوزه دين داري و باور ديني و به بيان کلي تر جهان بيني ديني ايجاد کرده است؟
    ببينيد، فضاي مجازي و صنعت چاپ، نوعي تراکم خير و شر ايجاد مي کنند. صنعت چاپ سبب شد تا تکثير و توزيع گسترده اتفاق بيفتد حال اين تکثير و توزيع، براي دين خوب است يا بد؟ اگر امر ديني به معناي امر خير را توزيع و تکثير کند، خوب است يعني فرصتي براي تکثير امر خير فراهم کرده است. اما اگر بر عکس از اين ابزار براي توليد، توزيع و تکثير شر استفاده شود طبعاً بد است. فضاي مجازي، به مراتب قدرتمندتر از صنعت چاپ به مثاب  يک توليد به عنوان همه توليد و يک توزيع به عنوان هم  توليد، تراکم هم زمان خير و شر را فراهم کرده است. اگر ما از اين مسير براي اقامه عدالت، رفع تبعيض اجتماعي، رفع سختي هاي انجام کار، رفع رشوه و فساد اداري، استفاده کنيم، خوب امر بسيار ارزشمند، مفيد و مطابق با تعاليم الهي است. اما اگر اين وسيله ابزاري براي انتقال مثلاً پرنوگرافي و ترويج فساد باشد، بالطبع امر شري است. اين، به مانند دنيا است؛ يعني اين سؤال را مي توان راجع به دنيا پرسيد؛ يعني آيا دنيا خوب است يا بد؟ از منظر ديني، دنيا يک فرصت عمل صالح است. و لذا اگر کسي عمر بيشتري بکند، مجال عمل صالح بيشتري برايش فراهم شده است و لذا مي گويند که اهل جهنم آرزو مي کند که خدا آنها را به دنيا بازگرداند تا فرصت عمل صالح برايشان فراهم شود. و در روايت است که اگر مؤمني محاسنش در راه دين سفيد شود اين فرد از يک ارزش افزوده اي براي انجام عمل صالح برخوردار شده است. بنابراين، فضاي بازتوليد شده و نظاممند شده نيز از چنين ويژگي اي برخوردار است. در فضاي مجازي ما با سرعتي فزاينده مواجه ايم، مفهوم زمان عوض مي شود، مفهوم مکان تبديل به مفهوم فضا مي شود. در واقع گستر  عمل بيشتري فراهم مي شود. اگر من پولي را به يک نفر بدهم تا مشکلش حل شود يا اينکه به مسئول اداره اي سفارش کسي را بکنم تا مشکلش که حقش نيز هست حل شود، اين خود يک نتيج  ديني دارد که من از يک انسان مؤمن رفع کرب کرده ام. و در روايت است که کسي که رفع کرب کند، ثوابش از هزار بنده آزاد کردن يا از هزار بار حج کردن بيشتر است. حال فرض کنيد که ما يک سيستم درست کنيم که نظام شهرسازي کشور را کاملاً سيستماتيک کند به طوريکه فرد، ديگر گرفتار نظام اداري نباشد،مثلاً با دريافت کد مشخص و بر اساس ضوابط مشخص مجوز تراکم به شخص داده شود و تمام واسطه هاي فساد در سيستم اداري را برداريم و فرد، ديگر گرفتار تحقير نظام اداري و تحکم هاي ناشي از فساد اداري نشود. اينجا چقدر خير بالا مي رود؟! اينجا يک خير که همان ايجاد سيستم است، به مثاب هم  خير براي همه شهروندان است. لذا منظورم آن است که يک وسعت و فرصتي به وجود آمده هم براي خير و هم براي شر. حال اگر ما از اين فرصت براي توزيع خير استفاده نکنيم، با غلبه شر مواجه خواهيم شد.

    دين به طور کلي دو سويه دارد سويه نظري(باورها و آموزه ها) و سوي  عملي(احکام و اخلاق). حال پرسش اين است که فضاي مجازي چه تأثيري بر جهان بيني مؤمنان مي گذارد؟
    يک مشاجر  قديمي وجود دارد؛ مارکسيست ها به يک نوع استبداد تکنولوژي قائل بودند و معتقد بودند که تکنولوژي عامل اصلي تغييرات اجتماعي است و مي گفتند که اگر جامعه از دوره کمون اوليه به دوره سرواژي و از دوره سرواژي به دوره فئوداليته و از اين دوره به دور  بوژوازي و سرمايه داري منتقل شده به خاطر اين بود که فن آوري زندگي تغيير کرده است. فرانکفورتي ها نيز گفتند که صنعت فرهنگ وجود دارد. و همان طور که ماشين نساجي پارچه توليد مي کند، صنعت فرهنگ هم ارزش، رفتار و انسان توليد مي کند. اينها خلاف آن نگاهي است که اسلام به اراده انسان دارد. انسان موجودي واجد اراده است. که انتخابگر است. البته نمي شود منکر شد که انسان ها تحت تأثير هنجارهاي غالب قرار مي گيرند. و به همين دليل هم قرآن مي فرمايد مثلاً "اکثرهم غافلون، اکثرهم جاهلون، اکثرهم لايؤمنون، لايتفکرون و ..." بله،اين يک واقعيت است که اکثر مردم از سر اراده، آگاهي و عقل الهي به مسائل نمي نگرند. تحت تأثير فضا قرارمي گيرند. اين معنايش اين است که نه حرف مارکسيست ها درست است که آن قدر فن آوري را بزرگ مي کنند و انسان را کوچک، و نه اينکه اين فن آوري تأثير نداشته باشد. فن آوري تأثير دارد اما تأثيرش نسبي است. و به اين مسأله بستگي دارد که نوع مواجهه جهان اسلام با اين پديده چه باشد.
    در حال حاضر شبکه هاي اجتماعي، عمدتاً بر مبناي فرهنگ غربي طراحي شده است، يعني همان فرهنگ دبيرستان هاي آمريکا تبديل به يک فضاي اجتماعي شده است. در دبيرستان هاي آمريکا دوستي دختر و پسر و ارتباطات اين دو، امري طبيعي است و تبديل به يک هنجار اجتماعي شده است. همين پديده از راه يک پلت فورم نرم افزاري وارد فضاي مجازي مثل فيس بوک مي شود. افراد، دوست مي شوند، لايک مي شوند، ارتباطات آزاد مي گذارند، عکس هاي شان را به مشارکت مي گذارند. اين فرهنگ آمريکايي است که با فرهنگ ما تغاير دارد. ما براي روابطمان قواعدي داريم. خداوند يک سري قوانين را براي تکوين، يعني طبيعت جسماني انسان و ساير پديده هاي طبيعي و حيواني وضع کرده است. و عدول ازاين قوانين مستلزم فساد است. فساد جسم، روح و ... يعني مثلاً وقتي شما قانون بدن را رعايت نکني فاسد مي شود، و نشانه اش درد جسماني، بيماري و سرطان است. رفتار نيز همين وضع را دارد و تابع چنين قواعدي است لذا شريعت نيز براي اصلاح رفتار آمده است. شريعت، در واقع يک سري قوانين و قواعد را براي رابطه انسان با خدا، انسان با انسان، و انسان با طبيعت قرار داده است که وقتي از اين قوانين عدول مي شود، گرفتار فساد و ناهنجاري اجتماعي مي گردد. حال، سخن اين است که ذات فضاي مجازي اشکالي ندارد، و بلکه اين فضا ذاتاً براي اين دوران يعني دوران تراکم جمعيت طراحي شده است. ذاتش طوري طراحي شده تا مشکلات فراگير اخلاقي بشر را حل کند. اما اين امر خوب، فن آوري صلاح و فساد توأمان است. بستگي به اين دارد که ما از آن چگونه بهره ببريم. لذا رويکرد آسيبي به اين فضا کاملاً غلط است، اينکه شما همه چيز را آسيبي ببينيد، تمام قابليت هايش تبديل به آسيب و گناه و معصيت مي شود. اما اگر رويکردي راهبردي به اين مسأله داشته باشيم، يعني هم ضعف ها و هم قوت ها را توأمان بررسي کرديم، هم فرصت ها و هم تهديدها را ديديدم، آنوقت برون دادي که از اين فضا مي گيريم، معطوف به ارزش هايي است که ما براي اين فضا تعريف کرده ايم. متأسفانه ما تصور مي کنيم که فضاي مجازي مجموعه اي از عکس، اطلاعات، داده ها و تبليغات است، فضاي مجازي اپليکيشن هايي دارد که مي تواند رفتار نظاممند جامعه را تأمين و تضمين کند، مي تواند اهداف توحيد را تأمين کند، بحث بنيادي در توحيد، "هو المتعالي" است. خداوند بر همه علو دارد، و انساني بر انسان ديگر علوي ندارد مگر به تقوا. يعني جنس عمل بايد از جنس خدايي باشد. اما رفتار برتري جويانه و طاغوتي بر هم زننده زندگي انساني است. فضاي مجازي اين ظرفيت نظام مند را براي عدم استيلا فراهم مي کند. شما مي توانيد اپليکيشني طراحي کنيد که ديگر دروغ نمي گويد تکبر ندارد، تبعيض اجتماعي ايجاد نمي کند.

    بنابراين، کيفيت اين فضا بستگي به نوع استفاده کاربر دارد، اگر ما در استفاده از اين فضا صرفاً مصرف کننده نيستيم، مي توانيم تصور و جهان بيني افراد را نيز تغيير دهيم يا حداقل با کمک اين ابزارها در آن تأثيرگذار باشيم.
    بله، وقتي نيازهاي اوليه انسان برطرف مي شود، راه براي رفتار اخلاقي هموارتر مي شود، وقتي افراد براي انجام کاري وارد سيستم اداري مي شوند، براي اينکه کارشان سريع تر انجام شود، دست به هر کاري مي زنند ولي اگر شما اين کار اداري را به گونه اي تسهيل کرديد که نياز به فساد نبود، اقتضاي فساد از بين مي رود و يک جامعه اخلاقي تري فراهم مي شود. انسان ها ديگر طمعي نسبت به چيزي ندارند که بخواهند تضييع حق کنند. عرض بنده اين است که اين محيط صفر و يک نيست که 100 درصد خوب يا 100 درصد بد باشد. بالاخره اين محيط قابليت و اقتضا خير و شر را دارد و ما به يک رويکرد دوفضايي نياز داريم؛ يعني متناسب با شرايط فيزيکي، فرهنگي و اجتماعي بايد فضاي دوم که مجازي است ساخته شود. متناسب با نظام ارزشي اسلام بايد فضاي دوم طراحي شود. فضاي دوم جامعه مسيحي با فضاي دوم جامعه اسلامي در همه وجوه يکسان نيست. به لحاظ فرهنگي، فضاي دوم جامع  اروپا و آمريکا با فضاي دوم جامعه ايران تفاوت دارد. برخي به غلط تصور مي کنند که اگر آن فضا را با همان سياق در ايران پياده کنند نتيجه خوبي مي گيرند. مدل لائيک جامعه غرب با مدل ارزشي اسلامي تغاير دارد.

    آيا شما به مفهوم يا مقوله اي به نام دين آنلاين اعتقاد داريد؟
    دين آنلاين به طور کلي، مفهوم مبهمي است، به اين معنا که چه وجهي از دين را مي خواهيد آنلاين کنيد؟ بخشي از دين قابليت آنلاين شدن دارد، متن قرآن، تفسير، قرائت هاي قرآن را در فضاي مجازي مي گذاريد. انواع دسترسي هاي متون و منابع ديني را فراهم مي کنيد. يا يک مؤسسه خيريه ديني براي دست گيري از مستمندان در اين فضا ايجاد مي کنيد. يا اهداف ديني را در فضاي مجازي دنبال مي کنيد به اين معنا دين آنلاين اشکالي ندارد.

    به نظر مي رسد که از نگاه شما ورود دين به اين فضا شرط و شروطي دارد...
    در اين رابطه بايد برخي وجوه دين را از برخي ديگر تفکيک کرد. ارتباط مذهبي و کنش مذهبي به يک معنا مي تواند تا حدي نيازهاي ديني را تأمين کند، کمااينکه پخش مراسم عزاداري از تلويزيون مي تواند تا حدي انسان را به آن فضا نزديک کند. اما مسلماً جماعت هاي فيزيکي واقعي مزيت هاي بيشتري بر جماعت هاي مجازي دارند. مجازي کردن، در مورد حج ميسر نيست، چه، حجِ خانه خدا احکام روشن و عملي دارد سعي صفا و مروه، تراشيدن، محرم شدن قرباني طواف خانه خدا و... دارد. در واقع يک فرايند عملي دارد که هيچ چيز جايگزين آن نمي شود. حال فرض کنيم که کسي خارج از تکليفي که بر بنده مسلمان فرض است، مي خواهد حظ معنوي ببرد، خب از طريق تلويزيون مي تواند استفاده کند و مستفيض شود. اين فضا نمي تواند تأمين کننده و جبران کنده عمل ديني باشد.

    ظاهراً شما بيشتر بر وجه آفلاين دين تأکيد مي کنيد...
    دين تنها شعائر نيست. برخي از احکام هست مثل پرداخت خمس و زکات، شما مي توانيد از طريق سايتي که اعتماد داريد آنها را پرداخت کنيد. امور ديني همه اش از جنس اعمال فيزيکي نيست. آن وجهي که عملش تکليف شده، قابليت مجازي شدن ندارد. اما آن وجهي که احرازش از راه عمل نيست، مي تواند وارد فضاي مجازي شود. مثلا اموري که با مفاهيم کلان تر مرتبط است. مثل توحيد، عدالت، معاد، برخي از ابعاد سيره پيامبر و معصومين. به عنوان مثال، يکي از آنها دست گيري از فقرا بوده، حال اگر بتوانيد سامانه اي ايجاد کنيد که از آن طريق به فقرا کمک کنيد خوب است.يا مثلاً فرض کنيد، سيره معصومين به اين صورت بوده که از فساد و رشوه جلوگيري کنند، اگر بتوانيد سامانه اي درست کنيد که اين امر را محقق کند، اين مي شود عمل به سيره معصومين(ع).

    به نظر شما فضاي مجازي تا چه ميزان به وحدت اديان کمک مي کند؟
    در حال حاضر فضاي مجازي به دليل پراکندگي اي که دارد بيش از آنکه انسجام و استحکام به وجود بياورد، پراکندگي ايجاد مي کند. به دليل اينکه هر کس هر مطلبي مي خواهد مي گذارد. و در اين فضا از آن حجيت و کاردينالي اي که در فضاي واقعي وجود دارد، خبري نيست. اين محيط مبتني بر فردگرايي است. لذا مسير اولش يک مسير پراکندگي و عدم انسجام است. ولي به مرور زمان فضاي مجازي به موازات فضاي فيزيکي معنا پيدا مي کند؛ يعني يک برگشتي دارد مثل مهندسي بافت، وقتي زخمي در دست انسان به وجود مي آيد بافت هاي سالم بافت هاي ناسالم را اصلاح و ترميم مي کنند. انسان يک جاذبه اي به سمت فطرت الهي دارد که حتي وقتي انسان به دلايلي وقتي به سمت فساد و انحراف رفت، اين جاذبه، مجدداً او را به سمت مسير مستقيم و صلاح مي کشاند. اين در منابع ديني ما نيز هست که وقتي ما از آخرالزمان حرف مي زنيم، علائمي از فساد و آشوب را مطرح مي کنيم، ولي در وجه ديگري، از انسان مؤمن تر و سالم تر سخن مي گوييم. لذا روايت است که مردمان دوران حضرت مهدي(ع) به مراتب نسبت به مردمان دوران پيغمبر شنواتر و آگاه تر هستند. يا مثلاً اگر علم و عقل 27 جزء داشته باشد، دو جزء آن تا زمان امام مهدي بروز پيدا کرده است، 25  جزء آن در زمان حضرت بروز پيدا مي کند و اين آن جاذبه اي است که انسان به سمت خير و حقيقت دارد. لذا ابتداي اين مسير به دليل هيجانات، توجه به امور عجيب و غريب، روحيه جستجوگري، نظاممند شدن شر قبل از نظاممند شدن خير، يک نوع پراکندگي دارد. کمااينکه وقتي نگاه مي کنيد، اينترنت سال هاي 2000 تا 2005 توليد و مصرف پرنوگرافيک تقريباً در رتبه دوم بود و مصرف محتواي ديني رتبه چهلم بود. ولي امروزه وقتي وارد فضا مي شويد، مصرف و توليد اول در اين فضا، کسب اطلاعات است. و پرنوگرافي به رتبه ده به بعد تنزل يافته است. بنابراين، اين پراکندگي که ممکن است نوعي تشويش در باورها ايجاد کند و يا حتي آنها تضعيف کند، در اين حد باقي نخواهد ماند و به مرور زمان به سمت انسجام اجتماعي، فرهنگي و ديني پيش خواهيم رفت.

 
  • دين و اينترنت

    PDF چاپ نامه الکترونیک

    دين و اينترنت

    روزاليند آي. جي هکت
    ترجمه ميترا سرحدي


    دانش نوظهور درباره بنيادي ترين اختراع فن آوري عصر ما، آن چه را که بيشترِ ما از تجربيات بلا واسطه خود مي دانيم، تاييد مي کند - اين که اينترنت تصورات و دانسته ها همچنين حس ذهن گرايي، اشتراک و عمل  ما را به طور اساسي تغيير داده است(ن ک، به عنوان مثال، وريس، 2002: 19). " استفان او لري"، محقق آمريکايي دين و ارتباطات که يکي از اولين محققان بررسي نقش رسانه جديد در اجتماعات ديني است، ادعا مي کند که اختراع اينترنت براي رشد و گسترش ديني به اندازه انتشارات چاپي دگرگون کننده بوده است(او لري، 1996).
    در مقاله حاضر، تغيير شکل دين، و به طور گسترده تر تحقيق درباره دين توسط ارتباط رايانه اي (computer- mediated communicatoinT CMC)، و اطلاعات، هردو در نظر گرفته مي شود. من يک قالب اوليه براي تجزيه و تحليل عملکرد چندگانه اينترنت با توجه به دين را عرضه، و به طور خلاصه چند رشته اي بودن لازم براي درک اين انقلاب تکنولوژي چند بعدي را ارائه مي نمايم. تمرکز اصلي بر کاربردهاي ديني است(لارنس، 2000)، اما منابعي هم براي برداشت هاي ديني از اين رسانه جديد تهيه شده است. من در تحقيقات گسترده ترم، به طور خاص به بعضي از اشکال جديد استفاده از اينترنت توسط افراد و سازمان هاي مذهبي و نتايج آنها بر ايجاد  تضاد يا هماهنگي بين اديان در آن چه "مانوئل کسل" جامعه شناس، "جامعه شبکه جهاني" مي نامد گرايش دارم (کسل، 1997؛ هکت، 2003، 2005).2 انقلاب فن آوري اطلاعات و سازمان تازه يافتن اقتصاد هاي کاپيتاليستي اخير اين شکل از جامعه را به وجود آورده است. اما راه بردن به اين که آيا اينترنت غالباَ آرماني يا پادآرماني است، سخت و ممکن است نتايج بر اساس علايق و نقطه نظر شخصي  تعيين شوند.
    ***
    چند بعدي بودن
    در ابتدا، ما بايد ماهيت مبهم، سيال و تقريباً متغير، همچنين خصوصيت ترکيبي اينترنت را مشخص نماييم. ترکيب تصاوير و متن ثابت و متحرک، همچنين اشکال ارتباطي شنيداري و بساوايي، به آن هاله اي از ابهام مي دهد. امکانات بي نهايتِ روابط متقابل و پيوستگي، هر دو جالب و نيروبخش هستند، اما نظر بسياري اين است که قابليت هاي اختيار دهنده ارتباط رايانه اي(CMC) رهايي بخش، و حتي رستگار کننده اند(ورتهايم، 1999؛ زالسکي، 1997). "مارک سي.  تيلور" از پيچيدگي در هم اينترنت به عنوان احتمالاً روحاني ياد کرده است(تيلور، 2001). حتي امروزه يک حامي مقدس کاتوليک رومي براي اينترنت وجود دارد، "سنت ايزيدورِ سويل"، که براي مقابله با هکرها، سوء استفاده گرها و بدکاري ها مداخله مي کند.3 کليساي ارتدوکس هم همين کار را انجام مي دهد.4
    "لورن داوسون" و "داگلاس کوان" در کتاب سال 2004 شان درباره  "دين آنلاين": ايمان پيدا کردن در اينترنت، تمايزات ادراکي مفيدي فراهم کرده اند که پيچيدگي اينترنت را در تناسب با دين معنا مي کند. يکي از مهم ترين شان [تمايز] بين "آنلاين بودن ديني" (اطلاعات ديني در اينترنت) و دين" آنلاين" (تجربه يا عمل به شعائر ديني از طريق اينترنت) است (ن ک داوسون و کوان، 2004؛ يانگ، 2004). بسياري از فصول اين کار ارزشمند همچنين ارتباطات متقابل بين دين "آنلاين"  و دين "آفلاين"را بررسي مي کند، به عبارت ديگر، اين که دين اينترنتي چه تاثيري بر اشکال سنتي تر عمل به شعائر و تجربه ديني دارد.

    عملکرد چندگانه
    حتي تحقيقات ابتدايي درباره کاربردهاي متنوع اينترنت در ارتباط با دين، کثرت موارد استفاده را نشان مي دهند. تعدادي از محققين اکنون درگير مطالعات تجربي افراد و جوامع هستند تا مطمئن شوند که واقعاً چگونه اين اشکال الکترونيک جديد رسانه اي عمل به شعائر ديني را تحت تاثير قرار مي دهند(ن ک، به خصوص، داوسون و کوان، 2004). تحقيقات فوق العاده اي هم توسط انسان شناساني که جهان اسلام را مورد مطالعه قرار مي دهند انجام گرفته است(ن ک، براي مثال، آرمبراست، 2000؛ ايکلمن و اندرسون، 2003).5 متن حاضر محلي براي پيش بردن اين قالب کاري به طور دقيق نيست، اما، در حداقل ممکن، براي به چالش کشيدن  و گسترش اين مفهوم رايج که اينترنت اساساً وسيله ارتباط و اطلاعات است، کافي است.

    ارتباط
    احتمالاً اينترنت بيشتر به اين قابليتش که به مردم اجازه ارتباط و اتصال در قالب شبکه هايي هرچه وسيع تر و احتمالاً هرچه متمرکز تر از گرايشات دو طرفه را مي دهد، مربوط است. جالب است که گروه هاي غير سنتي و حتي مورد آزار قرار گرفته، مانند "ويکان" ها و "نئو پاگان"ها در آمريکا، در ميان گروه هاي اوليه اي بودند که خود از اينترنت سود جستند(آرتور، 2002).6 بعضي از اعضا اتصال از طريق فضاي مجازي را متفاوت با اتصال از طريق انرژي "طبيعت" - در باطن سنت هاي "پاگان"، توصيف مي کنند. تحقيق اخير توسط "هايدي کمپبل" بر روي سازمان هاي منتخب مسيحي آشکار کرد که مردم براي اخوت و به منظور فهم "کالبد مسيح"، به جوامع اينترنتي مي پيوندند نه فقط براي اطلاعات(کمپبل، 2003). براي ميليون ها نفر که وارد اتاق هاي گفتگو مي شوند و به گروه هاي بحث تعلق دارند، آيا "ياهو" تبديل به يک بيان جديد از "يهوه" نشده است؟
    اما تعدادي از محققان پرسش هاي مهمي را درباره ماهيت ارتباط واقعي پيش کشيده اند: آيا اين فقط يک "توهم معاشرت" است يا مدرکي دال بر روابط اجتماعي ناب آنلاين وجود دارد که مي تواند منجر به ايجاد يا بهبود جوامع بشري در جهان "آفلاين" شود (داوسون و کوان، 2004: 4) ؟ با توجه به اين که مفهوم اجتماع براي بسياري از سنن ديني اهميت دارد، اين موضوع عنوان جاري بحث را بنا مي کند.

    دعوت به دين خود
    ممکن است به نظر برسد که اين زيرشاخه اي از ارتباط است، اما چنين اهميتي آن قدر در رشد و تاثير تشکل هاي ديني خاصي مفروض است که سزاوار تاکيد جداگانه اي مي باشد. به طور کلي تر، اين موضوع قابل توجه است که امروزه دعوت به دين خود، يا آزادي منتشر کردن دين شخص، به طور قابل بحثي مناقشه آميز ترين جنبه حق آزادي دين و عقيده است.7 بخشي از اين امر به دليل تاثير رسانه مدرن، به خصوص اينترنت است(هکت،1999). مشکل فقط اين نيست که امروزه جهشي به سمت ايجاد دگرگوني در بازار رقابتي دين وجود دارد، بلکه به نظر مي رسد که اين کار از طرقي هر چه خشن تر در حال رخ دادن است(کوان، 2004).
    دانشجويان گزارشاتي به من مي دهند از مسيحيان مشتاقي که بعضي ممکن است آنها را "مبلغان دوره گرد مجازي" بنامند، در حالي که به اتاق هاي گفتگوي مسلمانان حمله مي کنند تا با خشونت، باورها و اعمال آنها را به چالش بکشند. از آنجايي که هويت شرکت کنندگان با نام هاي اينترنتيشان مبدل شده، سخنان تنفر آميز نامعمول نيست. همچنين پديده جديدي به نام "زبان خاص اينترنتي(bot)" وجود دارد که يک پيام متني متغير، مرموز و از قبل برنامه ريزي شده است(چيزي مشابه يک "pop- up") که مي تواند به داخل اتاق هاي گفت و گو فرستاده شود و آيات انجيل و احکام ديني را- مانند يک مامور تبليغ دين- برساند. طبيعتاً اين سوال مسلم فرض مي شود که چگونه با به کار گيري هاي غير متمدنانه و غير اجتماعي ارتباط رايانه اي در درون متن آزادي هاي اساسيِ بيان، دين و عقيده، و الزامات حفظ حريم شخصي مقابله کرد. در حال حاضر، نگراني ها دربارة پورنو گرافي، خودکشي هاي دسته جمعي و البته تروريسم، مباحث غالب درباره  نظارت کردن بر اينترنت هستند.

    اطلاع رساني
    حتي سازمان هاي مذهبي اصلي که به اين امر بي ميل هستند، وادار شده اند که قابليت شکوفا کننده ارتباط اينترنتي را براي خدمت به اجتماعات خود درک کنند و اطلاعات کليدي را براي هم اعضا و هم افراد غير عضو فراهم نمايند. پاپ قبلي حمايت خود را از اينترنت بيان کرد، و اکنون واتيکان داراي يک شبکه اينترنتي گسترده و چند زبانه است.8  کار به جايي رسيده است که يک سازمان ديني بدون حضور در شبکه اينترنتي فاقد اعتبار و حتي هويت است. يک بعد جديد و مهم در شهرت ارتباط اينترنتي، فراهم کردن اطلاعات ديني براي اعضا و افراد غير عضو، خودي ها و غير خودي ها، "بلاگرها" يا آنهايي هستند که اخبار و نظرات ديني را از طريق الکترونيک يا "وبلاگ ها" در اختيار مي گذارند.9 جاذبه اين نظرات شخصي جديد در وقايع جهان در خودزايي و منظرهاي ديد متنوعشان نهفته است. موارد ديگري که به طور سريعي رواج مي يابند "پادکست ها" هستند، که برنامه هايي صوتي(مانند سخنراني) مي باشند که از يک شبکه اينترنتي به يک پخش کننده MP3 (مانند يک "آي- پاد") بار گذاري شده اند.10

    آموزش
    متون مقدس و مطالب فرعي که قبلاَ غيرقابل دسترسي بودند اکنون نه فقط از اقبال عمومي برخوردارند، بلکه در دسترس کساني که مي دانند از کجا آنها را پيدا و بارگذاري کنند- به طور بالقوه با ناديده گرفتن محدوديت هايي مانند قيمت يا سانسور-  قرار دارند. شبکه هاي اينترنتي وجود دارند که براي در اختيار قرار دادن يک پوشش کامل از حقايق، لينک ها و منابع براي ذهن ديني جستجوگر به طور موفقيت آميزي قابل بهره برداري شده اند. بسياري اين را به منزله گرفتن دانش آييني از دست نخبگان صاحب جاه، يا دموکراتيزه کردن دانش- که مدتي طولاني مهياي آن بوده اند- در نظر مي گيرند(گونتر و و ديگران، 2000).

    تجربه
    "فضاي بينابين" اينترنت امکانات جديدي براي تجارب معنوي يا ديني (جذبه، پارسايي، واقعيت گريزي، يگانگي، جامعه آشفته) فراهم مي کند. همچنين اجازه متناسب کردن اين تجارب با روش زندگي فعال، مدرن و پاي بند به کار را مي دهد.11 صوفي هاي مدرن روش ارتباط پيشرفته بين مرشد و مريد از طريق اينترنت را مي دانند، همان طور که مسلمانان مي توانند از اين طريق به معناي گسترده تري از امت يا اجتماع خود دست يابند.12 جستجو در شبکه و سفر به ساير قلمروها را مي توان به سادگي به عنوان يک تجربه شمني توصيف نمود. با امکانات فن آوري جديدي که اينترنت به وجود آورده، مانند پخش مستقيم راديوي اينترنتي، شنوندگان توسط يک سايت شمني عصر جديد خاص به سفرهاي "هدايت ذهني" دعوت مي شوند، که در آن موسيقي پخش شده "براي القاي حالات خلسه و حالات ناشي از مراتب بالاي خودآگاهي در شنونده طراحي شده اند".13

    عمل به شعائر ديني
    عمل به شعائر ديني توسط ارتباط اينترنتي تسهيل شده است، تا جايي که فضاي مجازي حتي مي تواند تبديل به يک مکان آييني مهم و علاوه بر آن وسيله يا منبعي براي ايجاد انگيزه براي تدين هاي برون خطي، درست مانند اجتماعات پاگان و ويکان شود(برگرو ازي، 2004). همچنين براي طبقات اجتماعي خاص مانند بسياري از زنان و جوانان، معنويت مجازي جذابيت هاي بيشتري دارد و کمتر نشان هايي مانند حضور در يک مکان رسمي براي عبادت را داراست. در واقع، بعضي مطالعات نشان مي دهند که گرايش افراد، به خصوص جوانان در آينده بدين سو است(کلارک، 2003). اما، نظر عده اي اين است که اينترنت نمي تواند با قدرت گويا و احساسي سخنراني هاي زنده يا حتي پخش شده از برنامه هاي تلويزيوني رقابت کند(گتلاس، 2003). اجتماع ديني اينترنتي، به عنوان نمونه اجتماع جديد "مسلمانان پيشرو"، مي تواند جايگاه مهمي باشد براي بحث درباره اين که در جهاني که با سرعت در حال تغيير و تحول است، چه چيز موجب عمل درست ديني - "راه راست" - مي شود.14
    به صورت کلي، فضاي مجازي قابليت فراتر رفتن از محدوديت هاي زمان و مکان را افزايش مي دهد. اين مي تواند براي آنها که تحت فشارهاي مالي يا ناتواني هاي جسمي هستند، اما با اين حال دوست دارند که توصيه هاي آييني خاص سنت خود را محترم بدارند، جنبه مهمي باشد. به عنوان مثال، شخص مي تواند با زيارت مجازي به "سانتياگو دکمپوستلا" برود،15 يا در سايت هاي مقدس در هند عبادت به جا بياورد.16 در مورد هزاره سلطنت مسيح، مسيحيان هزاره اي منتظر، با استفاده از قطعه فيلم زنده دوربين رايانه اي، مي توانند بازگشت مسيح به "ديوار ندبه" در اورشليم را تماشا کنند.17 امروزه، از طريق اينترنت، شخص مي تواند توسط دانشجويان يهود يادداشتي بر روي ديوار بگذارد.18 سيک ها مي توانند هر روز به کتاب مقدسشان، سيري گورو گرند صاحب، که از "معبد طلايي" در آمريستار هند در حال خواندن است، گوش دهند.19 مارک مک ويليامز مدعي است که "زيارت همان اندازه که عملي جسمي است عملي ذهني نيز مي باشد"، و همانند سازي اينترنتي هم مي تواند اثرات مفيدي براي انسان حاجت مند داشته باشد(مک ويليامز، 2004: 224).

    طلب
    هميشه افراد طالب معنويت وجود داشته اند اما موقعيت هاي بي انتهاي ارائه شده توسط ارتباط رايانه اي باعث مي شود اينترنت مانند دروازه اي به بهشت يا راه ميان بري به سوي نيروانا به نظر برسد. "استوارت هوور"، يکي از دانشمندان پيشرو اشتراک مذاهب، رسانه و فرهنگ، معتقد است که مهم ترين روند در دين امروزي "استقلال فردي" در مسائل مربوط به ايمان است (هوور، 2003:11). ساختار ابرمتني شبکه جهاني با پيوندهايي که مي تواند با صرفه جويي در وقت و مکان شما را به کاوش هاي معنوي ببرد، سرچشمه طلب است. زيباشناسي شبکه مي تواند مرز بين جذبه و اعتياد را از بين ببرد.

    به صورت کالا در آمدن
    خريد و فروش امور مقدس تبديل به تجارت اينترنتي بزرگي شده است. هر چيز قابل تصوري که مي تواند به نياز هاي ديني و معنوي پاسخ دهد را مي توان خريد.21 اين شامل دانش هم مي شود. پس، در بعضي موارد، براي مثال در حالي که در جهان واقعي ممکن است سال هاي زيادي براي کسب مهارت هاي غيبگويي لازم باشد، ورود به بعضي از سايت ها مشروط به افشاي شماره کارت اعتباري است.22

    حمايت
    کاوش هاي ديني براي تغييرشکل هاي اجتماعي، ديني و فرهنگي، چه به شکل حقوق بشر، طرفداري از محيط زيست و مبارزه با تجارت جنسي يا حقوق حيوانات،24 با استفاده از ارتباط اينترنتي با موفقيتي تصاعدي روبرو شده است. براي مثال، شخص مي تواند براي ارتقاي عدالت اجتماعي در نيويورک به يک گروه بين الادياني بپيوندد،25 يا طالب پايان دادن به توليد سلاح هاي هسته اي باشد.26 مفهوم شبکه، که اين قدر براي عمل گرايي موثر مهم است، در فضاي مجازي اصل است. کمپين تبت آزاد از طريق استفاده مؤثرش از رسانه، حمايتي جهاني کسب کرده است(مک لاگان، 2002)27 در خواست هاي حمايت اينترنتي از زنان مسلمان در نيجريه که محکوم به مرگ توسط سنگسار شده بودند چندين بار در سراسرجهان انتشار يافت(تا اين که گروه هاي محلي زنان اعلام يک توقف موقت کردند، و به آنها گفتند که به فعاليتشان خاتمه دهند). در حالي که هنوز نابرابري هاي واقعي در دسترسي به ارتباط اينترنتي در سراسر جهان وجود دارد، مدارک فراواني از اقليت هاي ديني و مردم بومي(عقب مانده) وجود دارد، که براي مثال از طريق اينترنت بسيج مي شوند.28 اين به آنها اجازه مي دهد که اشکال ملي يا محلي محروميت سياسي، فرهنگي يا ديني را ناديده بگيرند و از فوايد نه هميشه بي چون و چراي گفتگوها و سازوکارهاي حقوق بشري بهره ببرند.

    شفا و حل مسئله
    درمان بيماري و راه حل مشکلات به نظر مي رسد که در محيط ارتباط اينترنتي در حال گسترش باشد. شخص مي تواند يک درخواست دعا براي مبلغان، مشاوران، صاحبان قدرت ماورا طبيعي و گوروها بفرستد، با رنج کشيدگان ديگر صميمانه گفتگو کند يا براي مسائل معنوي يا عملي خود به دنبال پاسخ بگردد.29 بعضي از گروه هاي مذهبي حتي اين مسائل و اعترافات را در وبسايت خود مي گذارند، تا امکان مقايسه و انسجام، همچنين تحقيقات آکادميک  به وجود بيايد.30 ناشناس بودن براي بسياري جذاب است، به علاوه اين پيش بيني که مشکلات شخصي فرد به يک سازمان قوي يا رهبري معنوي برسد. بعضي از فعالان ديني حتي تاکيد مي کنند که از طريق اينترنت به طور موثر تري مي توانند شفا دهند."ويم فن بينسبرگن"، انسان شناس هلندي که همچنين يک شفاگر سنتي معتبر و تعليم ديده در "بتسوانا" است، در وبسايت عالي خود31 و آخرين کتابش، به نام برخوردهاي ميان فرهنگي در اين باره مطالبي مي نويسد(ون بينسبرگنف 2003: فصل7).

    چند وجهي بودن
    همان طور که اشاره شد، متن حاضر اجازه بحث طولاني درباره مسائل روش شناسانه به ميزاني که براي آنهايي که به دنبال درک اينترنت و کاربرانش هستند، چالش برانگيز و جالب باشد را نمي دهد.32 اما همان گونه که محققان برجسته به طور اقناع کننده اي نشان داده اند، مطالعات درباره مشترکات اديان و اينترنت نه فقط مستلزم انواع نقطه نظرات چند وجهي است، بلکه بايد به طور خاص در درون حوزه مطالعات رو به پيدايش دين و رسانه قرار گيرد(داوسون، 2000؛ هوور، 2003). اين نوع تحقيق اهميت بيشتري به استفاده و عملکرد شنونده/ بيننده مي دهد، تا تجزيه و تحليل سازماني و محتوايي.
    "هو اربن"، مورخ  دين(2000)، در مقاله اي دربارة جنبش ديني با فن آوري بالا به نام "دروازه بهشت"، که منجر به خودکشي آشکار 39 نفر از رهبران و اعضا آن شد، رويکرد عصر روشنگري به مطالعه جهان اشباع از رسانه ما را زير سوال مي برد. او اشکال جديدي از تفسير آن چه او "فرهنگ شبيه سازي" مصرف گرايي کاپيتاليست مدرن مي نامد، با دگرگوني مدام واقعيت و تخيل، نظم و بي نظمي، اصلي و کپي را ضروري مي داند. او معتقد است که ما بايد "مهارت هاي شديداً اساسي بسيار بيشتري در رسيدگي دقيق، تجزيه و تحليل و مورد سوال قرار دادن "اين حجم از اطلاعات و تصاوير را وسعت بخشيم. جنبش هاي ديني جديد، مانند "دروازه بهشت"، "ديدگاه محکمي دربارة بعضي از ژرف ترين تضاد هاي دين در عصر فضاي مجازي به ما مي دهد"، و سوالاتي ضروري دربارة اجتماع، عقلانيت، هويت، واقعيت و زوال برايمان به وجود مي آورد.

    معاني و تاملات واپسين
    اينترنت به عنوان واسطه اي براي ميانجيگري بين باور ديني و اعمال آييني و اخلاقي، و براي ساختن اجتماع و هويت فردي ديني، نه تنها سعي در براندازي و دوباره چيني اين طبقات، بلکه امور ديگري مانند"دين جهاني"، و "گروه اقليت ديني" دارد. به عبارت ديگر، شما اکنون لازم نيست براي اين که به جهان دسترسي داشته باشيد(يا ديگران به شما دسترسي داشته باشند) اداره يا سازمان بزرگي باشيد. يک خاخام به يک روزنامه نگار گفت: براي اولين بار بعد از 2000 سال، به خاطر اينترنت، عقايد و باورهاي يهودي در سطحي مساوي با ديگر اديان قرار مي گيرد. . . و يک دموکراتيزه شدن دين به وجود آمده است.33
    به همين ترتيب، امکان سوال دربارة تمايزات موجود بين عمومي و خصوصي، ارتدوکس و هترودوکس، و مذهبي و بي دين هم به وجود آمده است. تعجب انگيز است که، يک متن راهنما به نام اديان عمومي  در دنياي مدرن نوشته "خوزه کازانوا"(1994)، به بعد واسطه اي  ادعايي دسکولاريزاسيون دين توجهي نمي کند. در پرداختن به زمان و مکان، ارتباط اينترنتي حس ما از مکان را دربارة آن چه محلي و آن چه جهاني است، يا آن چه مرکزي و آن چه حاشيه اي است، دوباره شکل مي دهد. به طور اخص، اجتماعات ديني آواره، که اغلب شامل متخصصين جوان مهاجر هستند، با دانش جديد فني خود، تبديل به عاملي شده اند که بايد با زير سوال بردن اشکال سنتي صاحبان قدرت، با آنها  روبرو شد.
    مسائلي مانند اجرا، قابل اعتماد بودن و فريب هم چالش برانگيزند. ما به عنوان استادان دانشگاه قرار است به دانشجويانمان دربارة محتواي سطحي، اگر نگوييم مزورانه، بسياري از سايت ها هشدار بدهيم. در دنياي رو به تغيير مجاز و ابَرمتن، مشخصه هاي واقعي/غير واقعي/ فوق واقعي/ فراسوي واقعي نامعين هستند. هويت ها مي توانند از همه انواع راه هاي خلاقانه و مخرب وانمود و دستکاري شوند.34 آيا ما هم نبايد مفاهيم "قدرت"- که هنوز براي تجزيه و تحليل بيان ديني مهم است- را مورد بررسي مجدد قرار دهيم؟ در اينجاست که من خود را به درک غيرغربي از قدرت مانند مانا يا آشه (در يوروبا) که بخش ناپذيري و پيچيدگي اين کيفيت جديد را به طور مناسب تري بيان مي کنند، متمايل مي بينم.
    همان گونه که در بالا بيان شد، محقققان دين هنوز با اين که آيا اينترنت آرماني يا پادآرماني، مبتني بر اقتدار يا چندآوايي، فراتجربي يا فقط فراملي است، دست و پنجه نرم مي کنند. آيا ديالوگ بر شيطان پرستي غلبه مي کند؟ آيا دين اينترنتي در حال جايگزين شدن با دين برون خطي، تغيير شکل يا بهبود آن است؟ آيا تاثيري که بسياري از اجتماعات ديني مجازي به عنوان يک "جاي مناسب" يا "منطقه بسته" دارند، مردم را از جريانات اجتماعي ضروري جدا مي کند؟ يا آنها در حال کشف اشکال جديد عمل و خلاقيت هستند که به آنها به عنوان افراد، در يک جهان پيچيده و با سرعت در حال تغيير قدرت مي بخشد؟ آيا احتمالاَ مطالعات در مورد دين الکترونيک به طرق مشخصي فقط چند گانگي پديده دين را به شکل عمومي تري تاييد مي کنند؟ در "عصر نوين اطلاعاتي" چالش و مذاکره  دقيقاَ همان قدر مبرم است که هر قابليتي در يک "نظم نوين جهاني".
    اجازه دهيد با يک يادداشت شخصي مطلب را پايان دهم. وسعت اينترنت در زندگي من - به عبارت ديگر، زندگي من به عنوان يک شهروند اينترنتي- که در تمام طول عمر يک محقق دين بوده ام، به من احساسات متنوعي از شعف، علم، و توانمندي مي دهد.  اين ها براي هميشه در مقابل احساسات تحقير، عصبانيت، حتي بي تاثير بودن قرار دارند. من همچنين بايد با اين واقعيت شکننده، در عين حال هيجان انگيز که دانشجويانم درباره اين رسانه جديد فهم بيشتري از من دارند، دست و پنجه نرم کنم. تصور من اين است که اين تجربيات، با تجربيات همکارانم در ديگر زمينه ها  و ديگر سرزمين ها خيلي متفاوت نباشد.

    پي نوشت ها
    1. به عنوان مثال، مطالعات اخير به پيشرفت "جنگ هاي فرقه اي" رو به رشد در اينترنت اشاره دارد(هدن و کوان، 2000) .
    2. http://www.scborromeo.org/saints/isidores.htm (accessed 5 February 2005).  //  3. http://news.bbc.co.uk/1/hi/world/europe/4088611.stm (accessed 5 February 2005).
    4. به وبسايت بسيار مفيد  گري بانت رجوع کنيد:
    http://www.virtuallyislamic.com/ (accessed 13 March 2005).
    5. در اين رابطه همچنين ن ک "تکنولوژيسم" و "تکنولوژي ها" نوشته اريک ديويس و در پرستش الهه(گريفين، 2004).
    6. See http://www.proselytism.info/ (accessed 30 January 2005).  //  7. http://www.vatican.va.  //  8. See http://www.blogsearchengine.com/religious_blogs.html (accessed 30 January 2005.
    9. ن ک " يافتن خدا بر آي پادتان" از کاتلين مورفي در:
    http://www.thestate.com/mld/thestate/entertainment/11042977.htm (accessed  16 March 2005).  //  10. http://www.sacredspace.ie/ (accessed 5 February 2005).  //  11. http://www.haqq.com.au/~salam/sufilinks/, http://www.uga.edu/islam/Sufism.html (accessed 5 February 2005).  //  12. http://www.live365.com/stations/shamanism (accessed 5 February 2005).  //  13. http://www.progressivemuslims.org/ http://muslimwakeup.com/ (accessed 30 January 2005).  //  14. http://www.pilgrimsprogress.org.uk (accessed 5 February 2005).  //  15. http://www.cyberastro.com/ceremonies (accessed 5 February 2005).  //  16. http://www.aish.com/wallcam/Window_on_the_Wall.asp (accessed 13 March 2005).  //  17. http://www.aish.com/wallcam/Place_a_Note_in_the_Wall.asp (accessed 5 February 2005).  //  18. http://www.sikhnet.com/hukam (accessed 5 February 2005).  //  19. http://www.godfirststore.com/ (accessed 31 January 2005).  //  20. http://www.paralumun.com/divination.htm, http://www.shamanism.org (accessed 31 January 2005).  //  21. http://www.all-creatures.org/index.html (accessed 31 January 2005).  //  22. http://www.interfaithvoices.net (accessed 31 January 2005).  //  23. http://www.korrnet.org/fgs/orepa/ (accessed 31 January 2005).  //  24. http://www.freetibet.org/ (accessed 5 February 2005).  //  25. http://www.treatycouncil.org/ (accessed 31 January 2005).  //  26. See, e.g., http://www.cbn.com/spirituallife/PrayerAndCounseling/index.asp, http://onlineprayerchain.com/ (accessed 31 January 2005).
    27. براي مثال:
    http://angelscribe.com/atiraresults.html (accessed 31 January 2005).  //  28. http://www.shikanda.net/african_religion/standard.htm ((accessed 31 January 2005).  //  29. Especially recommended for this purpose is (Stolow, 2005).  //  30. Gene J. Koprowski, ‘Logging On to Find God’ http://www.insightmag.com/news/2004/06/11/
    Features/Logging.On.To.Find.God-689158.shtml (accessed 5 February 2005).
    31. در مورد " خودهاي متعدد" ، با امکان ناشناس بودن در اينترنت ن ک :
    Dawson(2000).
    منابع
    Anderson, Jon W. (2003) New Media, New Publics: Reconfiguring the Public Sphere of Islam.  Social Research 70(3): 887–906.  //  Armbrust, Walter, ed. (2000) Mass Mediations: New Approaches to Popular Culture in the Middle East and Beyond. Los Angeles and Berkeley: University of California Press.  //  Arthur, Shawn (2002) Technophilia and Nature Religion: The Growth of a Paradox. Religion 32: 1–12.  //  Berger, Helen A. and Ezzy, Douglas (2004) ‘The Internet as Virtual Spiritual Community: Teen Witches in the United States and Australia’, in L. L. Dawson and D. E. Cowan (eds), Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //  Blank, Jonah (2001) Mullahs on the Mainframe: Islam and Modernity among the Daudi Bohras. Chicago: University of Chicago Press.   //  Brasher, Brenda E (2004) Give Me That Online Religion. New Brunswick, NJ: Rutgers University Press.  //  Bunt, Gary R. (2003) Islam in the Digital Age: E-Jihad, Online Fatwas and Cyber Islamic Environments, Critical Studies in Islam. London: Pluto Press.  //  Campbell, Heidi (2003) ‘Approaches to Religious Research in Computer-Mediated Communication’ in J.  //  Mitchell and S. Marriage (eds), Mediating Religion: Studies of Media, Religion and Culture. Edinburgh: T & T Clark.  //  Casanova, Jose (1994) Public Religions in the Modern World. Chicago: University of Chicago Press.  //  Castells, Manuel (1997) The Information Age: Economy, Society and Culture. Vol. I: The Rise of the Network Clark, Lyn Schofield (2003) From Angels to Aliens: Teenagers, the Media, and the Supernatural. New York: Oxford University Press.   //  Cowan, Douglas E. (2004) ‘Contested Spaces: Movement, Countermovement, and E-Space Propaganda’, in L. L. Dawson and D. E. Cowan (eds),  Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //  Davis, Erik (1998) Techgnosis. New York: Random House.  //  Dawson, Lorne L. (2000) ‘Researching Religion in Cyberspace: Issues and Strategies’, in J. K. Hadden and D. Cowan (eds), Religion and the Internet: Research Prospects and Promises. Greenwich, CT: Elsevier.  //  Dawson, Lorne L. and Cowan, Douglas E., eds (2004) Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //   Eickelman, Dale F., and Anderson, Jon W., eds (2003) New Media in the Muslim World: The Emerging Public Sphere, 2nd edn. Bloomington, IN: Indiana University Press.  //  Goethals, Gregor (2003) ‘Myth and Ritual in Cyberspace’, in J. Mitchell and S. Marriage (eds), Mediating Religion: Studies in Media, Religion and Culture. Edinburgh: T & T Clark.  //  Griffin, Wendy (2004) ‘The Goddess Net’, in L. L. Dawson and D. Cowan (eds), Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //  Gunther, Richard, Mughan, Anthony, Bennett, W. Lance, and Entman, Robert M., eds (2000) Democracy and the Media: A Comparative Perspective. New York: Cambridge University Press.  //  Hackett, Rosalind I. J. (1999) ‘Radical Christian Revivalism in Nigeria and Ghana: Recent Patterns of Conflict and Intolerance’ in A. A. An-Na’im (ed.), Proselytization and Communal Self-Determination in Africa. Maryknoll, NY: Orbis.  //  Hackett, Rosalind I. J. (2003) ‘Managing or Manipulating Religious Conflict in the Nigerian Media’ in J.  //  Mitchell and S. Marriage (eds), Mediating Religion: Studies in Media, Religion, and Culture. Edinburgh: T & T Clark.  //  Hackett, Rosalind I. J. (2005) ‘Mediated Religion in South Africa: Balancing Air-time and Rights Claims’, in B. Meyer and A. Moors (eds), Media, Religion and the Public Sphere. Bloomington, IN: Indiana University Press.  //  Hadden, Jeffrey K., and Cowan, Douglas E., eds (2000)  Religion on the Internet: Research Prospects and Promises. Greenwich, CT: JAI Press.  //  Helland, C. (2000) ‘Online Religion/Religion Online and Virtual Communitas’, in J. K. Hadden and D. E.  //  Cowan (eds),  Religion on the Internet: Research Prospects and Promises. London: JAIPress/Elsevier Science.  //  Hoover, Stewart M. (2003) ‘Religion, Media and Identity: Theory and Method in Audience Research on Religion and Media’, in J. Mitchell and S. Marriage (eds), Mediating Religion: Studies in Media, Religion and Culture. Edinburgh: T & T Clark.  //  Lawrence, Bruce B. (2000) The Complete Idiot’s Guide to Religions Online. Indianapolis, IN: Alpha Books.   //  MacWilliams, Mark (2004) ‘Virtual Pilgrimage to Ireland’s Croagh Patrick’, in L. L. Dawson and D. E.  //  Cowan (eds), Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //  McLagan, Meg (2002) ‘Spectacles of Difference: Cultural Activism and the Mass Mediation of Tibet’, in F.  //  Ginsberg, L. Abu-Lughod and B. Larkin (eds), Media Worlds: Anthropology on New Terrain. Los Angeles and Berkeley: University of California Press.  //  O’Leary, Stephen D. (1996) ‘Cyberspace as Sacred Space: Communicating Religion on Computer Networks’, Journal of the American Academy of Religion 64(4): 781–808.  //  Stolow, Jeremy (2005) ‘Religion and/as Media’, Theory, Culture & Society 22(4): 119–45.  //   Taylor, Mark C. (2001)  The Moment of Complexity: Emerging Network Culture. Chicago: University of Chicago Press.  //   Urban, Hugh (2000) ‘The Devil at Heaven’s Gate: Rethinking the Study of Religion in an Age of Cyber-Space’, Nova Religio 3: 268–302.  //  Van Binsbergen, Wim (2003)  Intercultural Encounters: African and Anthropological Lessons towards a Philosophy of Interculturality. Berlin/Muenster: LIT.  //  Vries, Hent de (2002) Religion and Violence: Philosophical Perspectives from Kant to Derrida. Stanford, CA: Stanford University Press.  //   Wertheim, Margaret (1999) The Pearly Gates of Cyberspace: A History of Space from Dante to the Internet. New York: W. W. Norton.  //  Young, Glenn (2004) ‘Reading and Praying Online: The Continuity of Religion Online and Online Religion in Internet Christianity’, in L. L. Dawson and D. Cowan (eds), Religion Online: Finding Faith on the Internet. New York: Routledge.  //  Zaleski, J. (1997) The Soul of Cyberspace: How New Technology Is Changing Our Spiritual Lives. San Francisco: Harper Collins.


 


صفحه 1 از 6